﻿1
00:00:06,040 --> 00:00:11,325
‫<font color="#ffe017">
‫ [موسیقی: White Room از Cearm]

2
00:00:11,326 --> 00:00:18,305
‫Afshin
‫Telegram: @AfshinSubs
‫Donate: hamibash.com/AfshinSubs

3
00:00:18,306 --> 00:00:20,332
‫<i>♪ In the white room ♪</i>
‫<i>♪ توی اتاق سفید ♪</i>

4
00:00:20,333 --> 00:00:22,566
‫<i>♪ With black curtains ♪</i>
‫<i>♪ با پرده‌های سیاه ♪</i>

5
00:00:22,567 --> 00:00:25,100
‫<i>♪ Near the station ♪</i>
‫<i>♪ نزدیکِ ایستگاه ♪</i>

6
00:00:26,960 --> 00:00:29,046
‫<i>♪ Black roof country ♪</i>
‫<i>♪ روستایی تیره بام ♪</i>

7
00:00:29,160 --> 00:00:31,308
‫<i>♪ No gold pavements ♪</i>
‫<i>♪ بدون پیاده‌روهای طلایی ♪</i>

8
00:00:31,348 --> 00:00:34,360
‫<i>♪ Tired starlings ♪</i>
‫<i>♪ سارهای خسته ♪</i>

9
00:00:35,673 --> 00:00:40,111
‫<i>♪ Silver horses ran down moonbeams ♪</i>
‫<i>♪ اسب‌های نقره‌ای زیر نور ماه می‌دوند ♪</i>

10
00:00:37,957 --> 00:00:40,844
‫{\an6}«مزرعه کلارکسون»

11
00:00:40,112 --> 00:00:42,630
‫<i>♪ In your dark eyes ♪</i>
‫<i>♪ در چشمان سیاه تو ♪</i>

12
00:00:40,843 --> 00:00:44,803
‫{\an6}»<font color="#c22f3e">3</font> مزرعه کلارکسون»

13
00:00:47,040 --> 00:00:50,713
‫<i>
‫[جرمی] به «مزرعه کلارکسون» خوش برگشتین.

14
00:00:52,160 --> 00:00:55,159
‫<i>
‫اواسط آگوستِ 2022 هست.

15
00:00:55,160 --> 00:00:57,559
‫[لیزا] خواهش می‌کنم، ممنون.
‫از کجا اومدین؟

16
00:00:57,560 --> 00:01:00,450
‫<i>
‫[جرمی] و همه چیز به نظر آشنا می‌رسه...

17
00:01:00,451 --> 00:01:01,976
‫[چارلی] خشکه.

18
00:01:03,339 --> 00:01:05,623
‫<i>
‫[جرمی] و ساده و روستایی...

19
00:01:07,033 --> 00:01:08,766
‫<i>
‫و شگفت‌انگیز.

20
00:01:08,767 --> 00:01:11,205
‫[صدای گاوها] 

21
00:01:13,296 --> 00:01:14,639
‫[جرمی] اما متاسفانه،

22
00:01:14,640 --> 00:01:18,526
‫پشت صحنه، اصلا فوق‌العاده نیست، چون...

23
00:01:19,360 --> 00:01:21,899
‫هر چیزی که می‌تونست اشتباه پیش بره،

24
00:01:22,020 --> 00:01:23,406
‫اشتباه پیش رفت.

25
00:01:23,943 --> 00:01:26,223
‫[موسیقی متن برنامه]

26
00:01:26,570 --> 00:01:29,163
‫<font color="#87DB2D">
‫«مزرعه کلارکسون»
‫<font color="#ff8c10">

27
00:01:29,164 --> 00:01:31,410
‫<font color="#bb6b16">
‫«قسمت 17»
‫<font color="#ff8c10">

28
00:01:31,411 --> 00:01:36,396
‫<font color="#bb6b16">
‫«قسمت 17»
‫«غیرکشاورزی»

29
00:01:38,217 --> 00:01:41,303
‫[موسیقی هیجانی]

30
00:01:41,760 --> 00:01:44,112
‫<i>
‫[جرمی] بیاید با آب‌وهوا شروع کنیم.

31
00:01:44,113 --> 00:01:47,225
‫<i>
‫بعد از خشک‌ترین تابستونِ 87 سال گذشته،

32
00:01:47,226 --> 00:01:51,176
‫<i>
‫زمین خشکیده و مثل بتن سفت شده.

33
00:01:52,446 --> 00:01:56,703
‫<i>
‫و در نتیجه، محصولات درحال نابودی بودن.

34
00:01:57,259 --> 00:02:00,758
‫[چارلی] خب وقتی سعی کنی سیب‌زمینی
‫رو جایی رشد بدی که رطوبتی نداره...

35
00:02:00,759 --> 00:02:03,479
‫ببین، پوستش سفت شده.
‫پس بیشتر از این رشد نمی‌کنه.

36
00:02:03,480 --> 00:02:04,671
‫[جرمی] یعنی چی پوستش سفت شده؟

37
00:02:04,672 --> 00:02:08,125
‫[چارلی] توی سیب‌زمینی‌های جدید،
‫اگه این کارو کنی، پوستش کنده می‌شه.

38
00:02:08,126 --> 00:02:10,191
‫- [جرمی] مثل «جرزی رویال»؟
‫- مثل جرزی رویال.<font color="#ff8c10">
‫ (Jersey Royal سیب‌زمینی که در
‫جزیره جرزی در بریتانیا کاشت می‌شود)

39
00:02:10,192 --> 00:02:13,225
‫[چارلی] اما الان این‌ها پوست‌شون رو
‫بستن تا رطوبت از دست ندن.

40
00:02:13,226 --> 00:02:15,305
‫[جرمی] یعنی همین‌قدری بزرگ می‌شن؟

41
00:02:15,306 --> 00:02:16,219
‫آره.

42
00:02:17,060 --> 00:02:18,093
‫[جرمی] گوه توش!

43
00:02:19,246 --> 00:02:23,246
‫<i>
‫[جرمی] «کیلب» یه دست این
‫سیب‌زمینی‌هایِ ریزه میزه رو برداشت کرد،

44
00:02:23,247 --> 00:02:25,006
‫<i>
‫اما بی‌فایده بود.

45
00:02:25,306 --> 00:02:26,840
‫[کیلب] نه، فقط دارم همه‌شون رو می‌ریزم، نگاه.

46
00:02:26,841 --> 00:02:31,410
‫سیب‌زمینی‌ها این‌قدر کوچیکن
‫که از بین غلتک‌ها می‌افتن.

47
00:02:31,573 --> 00:02:33,906
‫داره همه‌شون رو می‌ریزه روی زمین.

48
00:02:35,553 --> 00:02:40,332
‫<i>
‫[جرمی] در مزرعه کناری، گل‌های
‫آفتاب‌گردون هم داشتن زجر می‌کشیدن.

49
00:02:40,333 --> 00:02:42,899
‫[چارلی] دیگه داره آخر آگوست می‌رسه.

50
00:02:43,066 --> 00:02:45,600
‫این گل‌ها باید رسیده و کامل باشن،

51
00:02:45,601 --> 00:02:47,459
‫تا قبل از این‌که برداشت‌شون کنیم.

52
00:02:47,460 --> 00:02:49,932
‫- الان تخمه‌های این آماده‌ان؟
‫- [چارلی] نه.

53
00:02:49,933 --> 00:02:51,758
‫- [چارلی] بدرد نمی‌خوره.
‫- پس نمی‌تونیم برداشت‌شون کنیم؟

54
00:02:51,759 --> 00:02:53,159
‫[چارلی] فایده‌ای نداره، نه.

55
00:02:53,160 --> 00:02:55,126
‫ای گندش بزنن!

56
00:02:55,417 --> 00:02:57,996
‫[ادامه موسیقی]

57
00:02:58,613 --> 00:03:00,765
‫<i>
‫[جرمی] محصول بعدی، گل‌گاوزبان بود،

58
00:03:00,767 --> 00:03:03,273
‫<i>
‫نوعی روغنِ ماهی گیاهی،

59
00:03:03,274 --> 00:03:05,894
‫<i>
‫که بهم گفته شده بود اگه
‫رشد خوبی داشته باشه،

60
00:03:05,895 --> 00:03:08,223
‫<i>
‫پول خوبی به جیب می‌زنم ازش.

61
00:03:11,126 --> 00:03:12,823
‫[جرمی] همه‌ش همین؟

62
00:03:14,140 --> 00:03:16,110
‫[کیلب] خیلی نیست، نه؟

63
00:03:17,500 --> 00:03:19,390
‫[جرمی] اون فقط... اون...

64
00:03:19,593 --> 00:03:23,399
‫یه مزرعه «گندمِ اسپلت»
‫این همه برام تولید کرد.<font color="#ff8c10">
‫(نوعی گندم درشت و گرد
‫که در اروپا کشت می‌شود)

65
00:03:23,400 --> 00:03:26,220
‫یه مزرعه گل‌گاوزبان...

66
00:03:26,647 --> 00:03:27,929
‫این‌قدر!

67
00:03:28,513 --> 00:03:30,103
‫[جرمی] ای لعنتی!

68
00:03:32,253 --> 00:03:34,645
‫<i>
‫[جرمی] خشکیِ خاک
‫همچنین بدین معنی بود که...

69
00:03:34,646 --> 00:03:39,213
‫<i>
‫کاشت دانه‌ی روغنیِ کلزا
‫هم در سال آینده، عملا نشدنیه.

70
00:03:39,327 --> 00:03:40,352
‫[چارلی] نگاه...

71
00:03:40,353 --> 00:03:41,920
‫وای خدایا این...

72
00:03:42,072 --> 00:03:44,178
‫[جرمی] چند روز پیش یه فوت
‫ زمین رو کندم. هیچی نبود.

73
00:03:44,179 --> 00:03:46,518
‫[چارلی] پس اگه کلزا توش بکاریم،

74
00:03:46,519 --> 00:03:48,025
‫رشد نمی‌کنه.

75
00:03:50,440 --> 00:03:53,405
‫<i>
‫[جرمی] مهم‌تر از همه، رستورانِ
‫کوچولوی خوشگل‌مون بود...

76
00:03:53,406 --> 00:03:55,565
‫<i>
‫که اوایل تابستون افتتاحش کرده بودیم،

77
00:03:55,566 --> 00:04:00,099
‫<i>
‫تا غذایی که توی مزرعه رشد و
‫پرورش داده بودیم رو بفروشیم.

78
00:04:00,520 --> 00:04:02,532
‫- [جرالد] به‌‌سلامتی رفقا.
‫- [جرمی] به‌‌سلامتی.

79
00:04:02,533 --> 00:04:04,846
‫<i>
‫[جرمی] اما فقط بعد از 6 هفته...

80
00:04:04,847 --> 00:04:07,991
‫<font color="#ffe017">
‫«اخطار تعطیلی»</font>
‫[موسیقی دلهره‌آور]

81
00:04:07,992 --> 00:04:10,839
‫<i>
‫[جرمی] شورا یک اطلاعیه‌ی
‫اجرایی به ما ارائه داد،

82
00:04:10,840 --> 00:04:12,100
‫<i>
‫و به ما گفت که...

83
00:04:12,101 --> 00:04:13,926
‫<i>
‫باید تعطیل بشه.

84
00:04:14,580 --> 00:04:16,299
‫<i>
‫[جرمی] سلام همگی.</i><font color="#ffd306">
‫[دیالوگ‌هایی از فصل قبل]

85
00:04:16,300 --> 00:04:16,973
‫<i>
‫حال‌تون چطوره؟

86
00:04:16,974 --> 00:04:19,040
‫<i>
‫[چارلی] من که به شخصه به این
‫«گندم نی‌رشته» افتخار می‌کنم،

87
00:04:19,041 --> 00:04:20,573
‫<i>
‫چون که معمولا توی ایتالیا رشد می‌کنه.

88
00:04:20,574 --> 00:04:22,599
‫<i>
‫- همه خیلی سیر به نظر می‌رسن.
‫- [لیزا] استیک سینه بیارم؟

89
00:04:22,600 --> 00:04:24,716
‫<i>
‫[جرمی] ممنون که تشریف آوردید.

90
00:04:30,686 --> 00:04:31,905
‫[جرمی] اطلاعیه‌ی اجرایی.

91
00:04:31,906 --> 00:04:34,600
‫<font color="#ffd306"><i>
‫«شما موظف هستید که
‫ظرف مدت شش هفته...

92
00:04:34,601 --> 00:04:36,978
‫<font color="#ffd306"><i>
‫از تاریخ این اطلاعیه،
‫اقدامات لازم را انجام دهید.»

93
00:04:36,979 --> 00:04:40,040
‫<font color="#ffd306"><i>
‫«استفاده از هر قسمت از
‫زمین برای فروش یا تهیه غذا...

94
00:04:40,041 --> 00:04:42,919
‫<font color="#ffd306"><i>
‫یا نوشیدنی به مردم یا برای
‫مصرف در زمین را متوقف کنید.»

95
00:04:42,920 --> 00:04:46,066
‫<font color="#ffd306"><i>
‫«استفاده از هر قسمت از زمین
‫به عنوان رستوران یا کافه را متوقف کنید.»

96
00:04:46,067 --> 00:04:48,219
‫حتی با این که اجازه‌شو داریم.

97
00:04:48,799 --> 00:04:51,038
‫<font color="#ffd306"><i>
‫«استفاده از هر قسمت از زمین
‫برای پارکینگ را متوقف کنید.»

98
00:04:51,040 --> 00:04:52,512
‫- [آلن] چی؟
‫<font color="#ffd306"><i>استفاده از هر قسمت از زمین»
‫برای پارکینگ را متوقف کنید.»

99
00:04:52,647 --> 00:04:55,160
‫<font color="#ffd306"><i>
‫«زمین اطراف رستوران را
‫به وضعیتی مشابه با...

100
00:04:55,161 --> 00:04:59,212
‫<font color="#ffd306"><i>
‫زمین کشاورزی که اطراف آن را
‫احاطه کرده است، بازگردانید،

101
00:04:59,213 --> 00:05:01,999
‫<font color="#ffd306"><i>
‫تمام سنگ‌ریزه‌ها و سایرِ
‫مواد رویه‌کاری را حذف کنید،

102
00:05:02,000 --> 00:05:04,359
‫<font color="#ffd306"><i>
‫از جمله خرده‌سنگ و ماسه.»

103
00:05:04,360 --> 00:05:07,312
‫چرا نمی‌شه توی مزرعه
‫ماسه داشت؟ نمی‌دونم، به‌‌هرحال.

104
00:05:07,313 --> 00:05:10,519
‫<font color="#ffd306"><i>
‫«تمام مصالح محوطه‌سازی،
‫از جمله صفحه‌های چوبی،

105
00:05:10,520 --> 00:05:12,993
‫<font color="#ffd306"><i>
‫نرده‌های چوبی و خرده چوب‌ها را حذف کنید.»

106
00:05:12,994 --> 00:05:14,913
‫[آلن می‌خندد] 
‫[چارلی] خرده چوب‌ها که می‌پوسن.

107
00:05:14,914 --> 00:05:17,332
‫[جرمی] دیگه کلا زده به سرشون.

108
00:05:17,333 --> 00:05:20,826
‫<font color="#ffd306"><i>
‫«تمام گیاه‌ها و گلدان‌ها را حذف کنید.»

109
00:05:20,919 --> 00:05:23,226
‫- نمی‌تونی توی مزرعه
‫هم گیاه داشته باشی؟
‫- [آلن] مسخره‌ست.

110
00:05:23,227 --> 00:05:26,714
‫[آلن] فقط داریم دور سر خودمون
‫می‌چرخیم و کلی پول هدر می‌دیم...

111
00:05:26,854 --> 00:05:28,053
‫پول تو البته.

112
00:05:28,054 --> 00:05:29,672
‫- [آلن] برای همیشه!
‫- [جرمی] و پول مالیات‌دهنده‌ها.
‫(بیت‌المال)

113
00:05:29,673 --> 00:05:31,192
‫[آلن] خب، پول همه داره...

114
00:05:31,193 --> 00:05:33,494
‫داره زده می‌شه به کص گاو، مسخره‌ست!

115
00:05:33,495 --> 00:05:37,030
‫اون همه زحمتی که براش کشیدیم
‫و برگشتیم سر جای اول‌مون.

116
00:05:39,077 --> 00:05:41,823
‫[موسیقی ماجراجویانه]

117
00:05:41,899 --> 00:05:43,479
‫<i>
‫[جرمی] با تعطیلی رستوران،

118
00:05:43,480 --> 00:05:47,116
‫<i>
‫دیگه توان مالی نگهداری
‫از همه گاوها رو نداشتیم.

119
00:05:47,620 --> 00:05:49,673
‫<i>
‫می‌تونستیم گوساله‌ها رو نگه داریم،

120
00:05:49,674 --> 00:05:52,519
‫<i>
‫تا چاق‌شون کنیم، اما مامان‌هاشون...

121
00:05:52,520 --> 00:05:54,523
‫<i>
‫باید می‌رفتن.

122
00:05:59,333 --> 00:06:02,319
‫[جرمی] 19 تا خریدیم، 8 گوساله
‫به دنیا آوردن، شدن 27 تا.

123
00:06:02,320 --> 00:06:03,972
‫2 تاشون رو کشتیم، شد 25 تا.

124
00:06:03,973 --> 00:06:05,686
‫- [چارلی] درسته.
‫- چند تا رو نگه می‌داریم؟

125
00:06:05,687 --> 00:06:07,019
‫- [چارلی] 12 تا.

126
00:06:07,020 --> 00:06:09,516
‫پس 13 تاشون می‌رن...

127
00:06:09,880 --> 00:06:12,910
‫[چارلی] 13 تا پاسپورت اینجا دارم.

128
00:06:16,120 --> 00:06:17,808
‫[کیلب] ولش کردم.

129
00:06:17,960 --> 00:06:20,439
‫[جرمی] امروز واقعا غمگینم.

130
00:06:20,440 --> 00:06:23,319
‫چون توی یه سال گذشته،
‫هر وقت پنجره‌ها رو باز می‌کردم،

131
00:06:23,320 --> 00:06:24,854
‫صبح‌ها که پرده‌ها رو می‌زدم کنار،

132
00:06:24,855 --> 00:06:27,368
‫و گاوها رو می‌دیدم و عاشق‌شونم.

133
00:06:27,586 --> 00:06:29,526
‫صدای گاو درمی‌آوردن.

134
00:06:30,219 --> 00:06:33,612
‫هر روز صبح با دیدن‌شون دلم شاد می‌شد.

135
00:06:34,587 --> 00:06:36,707
‫[جرمی] گوساله‌ها امشب
‫کمی ناراحت می‌شن دیگه نه؟

136
00:06:36,708 --> 00:06:39,059
‫[کیلب] امشب دیگه خوابت نمی‌بره.

137
00:06:39,060 --> 00:06:39,980
‫- اون‌ها نمی‌خوابن؟
‫- [چارلی] نه.

138
00:06:39,981 --> 00:06:41,647
‫[کیلب] نه، تو نمی‌تونی بخوای.

139
00:06:41,648 --> 00:06:43,781
‫تمام شب مادرهاشون رو صدا می‌زنن.

140
00:06:43,910 --> 00:06:46,423
‫[صدای گاوها]

141
00:06:46,606 --> 00:06:49,265
‫- می‌تونم بپرسم، فلفل هم می‌ره دیگه؟
‫- آره.

142
00:06:49,266 --> 00:06:51,710
‫[جرمی] به نظرت چه بلایی سرش می‌اد؟

143
00:06:52,972 --> 00:06:55,952
‫[چارلی] اگه من بودم زیادی در موردِ
‫فلفل سوال نمی‌پرسیدم.

144
00:06:55,953 --> 00:06:59,490
‫سوال‌هایی نپرس که
‫نمی‌خوای جواب‌شون رو بدونی.

145
00:07:12,490 --> 00:07:13,446
‫[جرمی آه می‌کشد]

146
00:07:13,446 --> 00:07:14,520
‫خدایا.

147
00:07:17,200 --> 00:07:20,145
‫<i>
‫[جرمی] تمام چیزی که از
‫درگذشتگان باقی مونده بود،

148
00:07:20,146 --> 00:07:22,793
‫<i>
‫خاطرات سوزناکی از
‫لنز دوربین‌ گوشی‌مون بود.

149
00:07:20,360 --> 00:07:24,906
‫{\an1}<font color="#ffe017">
‫«دوربین لیزا»

150
00:07:24,907 --> 00:07:27,410
‫<i>
‫[لیزا] نه نه نه!

151
00:07:27,860 --> 00:07:28,720
‫<i>
‫برید بیرون.

152
00:07:28,721 --> 00:07:30,385
‫<i>
‫نه، تو هم برو بیرون.

153
00:07:30,386 --> 00:07:32,799
‫<i>
‫بیرون!
‫نه، گل‌هامو نخور!

154
00:07:32,899 --> 00:07:33,932
‫<i>
‫برید بیرون!

155
00:07:34,160 --> 00:07:35,587
‫<i>
‫برید، هوش!

156
00:07:35,966 --> 00:07:36,813
‫<i>
‫هوش!

157
00:07:37,299 --> 00:07:39,299
‫<i>
‫تو هم آره، هوش!

158
00:07:41,506 --> 00:07:43,226
‫<i>
‫جرمی؟

159
00:07:55,229 --> 00:07:56,583
‫[لیزا] یه فنجون چای؟

160
00:07:56,717 --> 00:07:57,430
‫آره.

161
00:07:57,431 --> 00:07:58,410
‫باشه.

162
00:08:02,636 --> 00:08:04,063
‫[لیزا آه می‌کشد]

163
00:08:04,063 --> 00:08:05,526
‫[لیزا] همه‌شون رو که ندادیم بره؟

164
00:08:05,527 --> 00:08:08,823
‫- نه، چند تایی‌شون رو نگه داشتیم.
‫- [لیزا] خوبه.

165
00:08:08,930 --> 00:08:11,690
‫[جرمی] همه اون‌هایی
‫که به دنیا آوردیم رو.

166
00:08:13,351 --> 00:08:16,410
‫[موسیقی ملایم]

167
00:08:18,800 --> 00:08:21,482
‫<i>
‫[جرمی] با رفتن بیش از نیمی از گله،

168
00:08:21,483 --> 00:08:23,522
‫<i>
‫برنامه سازگار با محیط‌ زیستم...

169
00:08:23,523 --> 00:08:26,158
‫<i>
‫برای همکاری گاوها و مرغ‌ها با همدیگر...

170
00:08:26,159 --> 00:08:28,387
‫<i>
‫برای تقویت کردن خاک،

171
00:08:28,388 --> 00:08:30,148
‫<i>
‫خراب شد.

172
00:08:31,580 --> 00:08:33,179
‫[جرمی] زمین رو نگاه، «چارلی».

173
00:08:33,180 --> 00:08:35,038
‫- همه این‌ها برای خاک خوبه.
‫- [چارلی] آره، خاک جدید.

174
00:08:35,039 --> 00:08:38,132
‫[جرمی] آره، اما به لطفِ
‫«شورایِ منطقه غرب آکسفوردشر»،

175
00:08:38,133 --> 00:08:39,932
‫از این به بعد باید از
‫مواد شیمیایی استفاده کنیم.

176
00:08:39,933 --> 00:08:41,353
‫- کود نیتروژنی داریم.
‫- [جرمی] می‌دونم.

177
00:08:41,690 --> 00:08:44,336
‫[ادامه موسیقی]

178
00:08:44,452 --> 00:08:46,839
‫<i>
‫[جرمی] و همان‌طور که
‫چارلیِ خندان بعدا توضیح داد،

179
00:08:46,840 --> 00:08:49,353
‫<i>
‫امسال سالی نیست که...

180
00:08:49,354 --> 00:08:51,704
‫<i>
‫بشه کود شیمیایی خرید.

181
00:08:53,867 --> 00:08:57,972
‫[چارلی] باید در مورد پیش‌بینی‌ها برای
‫برداشت محصولات سال 2023 واقع‌بین باشیم.

182
00:08:57,973 --> 00:08:59,373
‫این قیمت گندمه.

183
00:08:59,374 --> 00:09:00,979
‫و اگه به خط آبی توجه کنی،

184
00:09:00,980 --> 00:09:04,778
‫جایی که به اوج خودش،
‫هر تن 350 پوند رسیده.

185
00:09:04,779 --> 00:09:06,839
‫- قیمتش داره می‌ریزه؟
‫- [چارلی] داره می‌اد پایین.

186
00:09:06,840 --> 00:09:09,798
‫- چطور همچین اتفاقی می‌افته؟
‫- [چارلی] جنگ هنوز ادامه داره.<font color="#ff8c10">
‫(تاثیرات جنگ روسیه و اوکراین)

187
00:09:09,799 --> 00:09:12,218
‫- الان تا 200 تا اومده پایین.
‫- [چارلی] الان دقیقا زیر 250 پونده.

188
00:09:12,219 --> 00:09:15,010
‫پس 150 پوند به ازای هر تن کاهش یافته.

189
00:09:15,445 --> 00:09:18,478
‫[چارلی] و می‌دونی که قیمتِ
‫کودهای شیمیایی بالا رفته؟

190
00:09:18,479 --> 00:09:20,977
‫[جرمی] چقدر واسه کود خرج کردیم؟

191
00:09:20,978 --> 00:09:23,012
‫[چارلی] یه کمی بیشتر
‫از 800 پوند برای هر تن.

192
00:09:23,013 --> 00:09:24,318
‫سه برابر بیشتر از حد معمول.

193
00:09:24,319 --> 00:09:27,416
‫سه برابر. پس سه برابر افزایش یافته.

194
00:09:27,640 --> 00:09:30,079
‫و قیمت گندم اومده پایین... کیر توش!

195
00:09:30,080 --> 00:09:32,073
‫[چارلی] خب سال گذشته،

196
00:09:32,074 --> 00:09:33,945
‫هزینه‌های رشد کمی داشتیم.

197
00:09:33,946 --> 00:09:36,472
‫اگه امسال، همون مقدار کود بخریم،

198
00:09:36,473 --> 00:09:40,219
‫فقط باید 100,000 پوند رو خرج کود کنیم.

199
00:09:40,766 --> 00:09:41,953
‫[جرمی] وحشتناکه!

200
00:09:41,954 --> 00:09:45,606
‫اگه بازدهی کم باشه، ممکنه بد باشه.

201
00:09:46,560 --> 00:09:49,612
‫[چارلی] و همچنین قیمت بنزین
‫هم هست، قیمت سوخت.

202
00:09:49,613 --> 00:09:51,833
‫انرژی که برای خشک کردن
‫دانه‌ها مصرف می‌شه.

203
00:09:51,834 --> 00:09:53,959
‫هر طرف که سر بچرخونی...

204
00:09:53,960 --> 00:09:56,796
‫[جرمی] کشاورزی تحت تاثیرِ قیمت انرژیه.

205
00:09:57,152 --> 00:09:58,080
‫آره.

206
00:10:02,066 --> 00:10:05,259
‫<i>
‫[جرمی] بدون دونستن این‌که در موردِ
‫پیش‌بینی تلخِ چارلی چه باید کرد،

207
00:10:05,260 --> 00:10:07,120
‫<i>
‫رفتم تا «ویکتور» رو ببینم،

208
00:10:07,121 --> 00:10:09,600
‫<i>
‫زنبوردارِ اوکراینی‌مون.

209
00:10:10,713 --> 00:10:11,846
‫[جرمی] چطوری ویکتور؟

210
00:10:11,847 --> 00:10:12,985
‫سلام جرمی.

211
00:10:12,986 --> 00:10:14,732
‫<i>
‫[جرمی] که داشت کندوها رو بار می‌زد،

212
00:10:14,733 --> 00:10:19,010
‫<i>
‫تا بتونیم آخرین نوبتِ
‫عسل‌مون رو استخراج کنیم.

213
00:10:20,126 --> 00:10:22,045
‫[جرمی] کلی زنبور مُرده اینجاست.

214
00:10:22,046 --> 00:10:24,784
‫[ویکتور] عه خب، بدشانس بودن دیگه، نه؟

215
00:10:24,785 --> 00:10:27,130
‫مثل «نبرد دنباس»ــه.<font color="#ff8c10">
‫ (Donbas نبردی در اوایل 2022 در
‫اوکراین با بیش از 43,000 کشته)

216
00:10:27,131 --> 00:10:29,108
‫[هر دو می‌خندند]

217
00:10:29,109 --> 00:10:30,530
‫[جرمی] چند پوند عسل داخل اینه؟

218
00:10:30,531 --> 00:10:34,079
‫[ویکتور] من که می‌گم
‫هر جعبه تقریبا 10 کیلو.

219
00:10:34,080 --> 00:10:37,419
‫- [جرمی] 10 کیلو؟
‫- هر جعبه. در کل حدود 100 پوند.

220
00:10:39,720 --> 00:10:42,910
‫[جرمی] اینو... اوه همه‌ش عسله!

221
00:10:43,336 --> 00:10:45,821
‫[جرمی] می‌تونی برآمدگی رو دو طرفش ببینی.

222
00:10:45,822 --> 00:10:46,576
‫آره.

223
00:10:46,577 --> 00:10:49,590
‫تا خرخره پر از عسله.

224
00:10:49,873 --> 00:10:52,324
‫[جرمی] پشمام! چقدر عسل داریم!

225
00:10:52,325 --> 00:10:54,800
‫تنها چیز توی مزرعه‌ست
‫که داره جواب می‌ده.

226
00:10:54,801 --> 00:10:55,784
‫[ویکتور می‌خندد]

227
00:10:55,785 --> 00:10:59,723
‫[جرمی] به معنای واقعی کلمه تنها
‫چیزیه که داره پول می‌سازه.

228
00:11:00,600 --> 00:11:03,872
‫<i>
‫[جرمی] بعد از گپ زدن با ویکتور،
‫یه فکری به ذهنم رسید.

229
00:11:03,873 --> 00:11:07,345
‫<i>
‫ «Diddly Squat» بیشترش مزارع قابل کِشته،</i><font color="#ff8c10">
‫(به معنایِ هیچ، پوچ و بی‌ثمر)

230
00:11:07,346 --> 00:11:12,626
‫<i>
‫اما باید راه‌های دیگه‌ای هم برای
‫پول درآوردن به غیر از غلات باشه.

231
00:11:13,106 --> 00:11:15,293
‫<i>
‫پس کلاه فکر کردنم رو سرم گذاشتم،</i>
‫(حسابی در موردش فکر کردم)

232
00:11:15,294 --> 00:11:19,273
‫<i>
‫و با سگ‌های همیشه
‫حرف گوش کنم، رفتم قدم زدن.

233
00:11:19,433 --> 00:11:20,400
‫بشین!

234
00:11:20,673 --> 00:11:21,600
‫اوی!

235
00:11:22,820 --> 00:11:25,220
‫«سانسا»، «آریا»، بشینین!

236
00:11:25,467 --> 00:11:26,400
‫آریا!

237
00:11:26,579 --> 00:11:27,680
‫بشین!

238
00:11:28,263 --> 00:11:29,899
‫[واق واق سگ]

239
00:11:29,900 --> 00:11:31,340
‫پشمام!

240
00:11:31,713 --> 00:11:33,500
‫سانسا!
‫آریا!

241
00:11:34,586 --> 00:11:35,980
‫سانسا!
‫آریا!

242
00:11:35,981 --> 00:11:37,560
‫آریا!
‫سانسا!

243
00:11:39,501 --> 00:11:41,101
‫[جرمی آه می‌کشد]

244
00:11:41,759 --> 00:11:43,839
‫بهتره کمی صبر کنیم تا برگردن،

245
00:11:43,840 --> 00:11:47,713
‫تا قانع بشن که نمی‌تونن آهو رو بگیرن.

246
00:11:48,599 --> 00:11:52,329
‫اگه نگران «بامبی» هستید،
‫باید بگم که جاش کاملا امنه.

247
00:11:53,667 --> 00:11:56,459
‫این همون چیزیه که من
‫بهش می‌گم «پرچین فراوانی».

248
00:11:56,460 --> 00:11:59,432
‫چیزهای زیادی توش رشد می‌کنه.

249
00:11:59,433 --> 00:12:01,638
‫نیم مایل یا بیشتر طولشه.

250
00:12:01,639 --> 00:12:04,923
‫حدود 30 فوت عرضشه،
‫همین‌طور که اینجا می‌تونین ببینین.

251
00:12:05,153 --> 00:12:06,760
‫پر از توته.

252
00:12:07,753 --> 00:12:08,999
‫تمشک.

253
00:12:09,287 --> 00:12:11,414
‫این‌ها آلو بخارا هستن.

254
00:12:11,533 --> 00:12:12,693
‫آلو بخارا.

255
00:12:12,819 --> 00:12:15,212
‫آقطی.<font color="#ff8c10">
‫(گیاهی شبیه به انگور،
‫در ایران معروف به انگور کولی)

256
00:12:16,746 --> 00:12:19,416
‫پس شد آقطی، آلو بخارا...

257
00:12:19,800 --> 00:12:21,053
‫میوه گل رز،<font color="#ff8c10">
‫(میوه‌ای شبیه به گوجه گیلاسی
‫که از گل رز نسترن تهیه می‌شود)

258
00:12:21,054 --> 00:12:24,314
‫تمشک، سیب، «گالو» و آلو.<font color="#ff8c10">
‫ (میوه‌ای بنفش رنگ از زیرگونه آلو)

259
00:12:27,113 --> 00:12:31,146
‫<i>
‫[جرمی] بعد از کمی نشستن با
‫نوشیدنیِ مخصوصِ فکر کردنم،

260
00:12:31,146 --> 00:12:34,296
‫<i>
‫شروع کردم به ریختن یه برنامه.

261
00:12:35,126 --> 00:12:37,430
‫داشتم فکر می‌کردم که این مزرعه...

262
00:12:37,431 --> 00:12:38,912
‫1,000 جریبه.<font color="#ff8c10">
‫(تقریبا 500 هکتار)

263
00:12:38,913 --> 00:12:41,006
‫اما من فقط...

264
00:12:41,793 --> 00:12:43,379
‫حدود 500 جریبش رو کشاورزی کرده‌ام.<font color="#ff8c10">
‫(هر جریب حدود 4,840 متر مربع)

265
00:12:43,380 --> 00:12:45,439
‫500 تای دیگه...

266
00:12:45,726 --> 00:12:48,607
‫جنگل و مراتع گل‌های وحشی و...

267
00:12:48,608 --> 00:12:50,214
‫چیزهای دیگه‌ست.

268
00:12:50,719 --> 00:12:55,130
‫اما 500 جریبی که کشاورزی
‫نمی‌کنم، پر از توت و...

269
00:12:55,459 --> 00:13:01,016
‫و سیب و «علف چشمه»
‫و سیر وحشی و آهو هست.<font color="#ff8c10">
‫(گیاهی از دسته شب‌بوها
‫حاوی میزان زیادی آهن و کلسیم)

270
00:13:02,759 --> 00:13:06,016
‫نمی‌دونم آیا می‌شه
‫زمین غیر زراعی رو هم...

271
00:13:06,133 --> 00:13:09,826
‫...کشاورزی کرد یا نه؟
‫می‌خوام بدونم که می‌تونم...

272
00:13:10,380 --> 00:13:14,703
‫...از بخشی از مزرعه که
‫کشاورزی نمی‌کنم، پول در بیارم؟

273
00:13:16,979 --> 00:13:18,479
‫شورا که نمی‌تونه جلوی اینو بگیره، نه؟

274
00:13:18,480 --> 00:13:21,536
‫یعنی می‌تونن زورشون
‫رو بزنن، ولی نمی‌تونن.

275
00:13:22,987 --> 00:13:26,038
‫<i>
‫[جرمی] توی ذهن من، این ایده خوبی بود.

276
00:13:26,039 --> 00:13:29,919
‫<i>
‫اما پول درآوردن از جنگل و چمن‌زار و پرچین‌ها...

277
00:13:29,920 --> 00:13:32,600
‫<i>
‫کلی کار و دردسر داره.

278
00:13:35,499 --> 00:13:39,116
‫<i>
‫پس با شماره دو خودم جلسه‌ای تشکیل دادم.

279
00:13:39,273 --> 00:13:42,310
‫[جرمی] یه چیز جدی دارم که باید بهت بگم.

280
00:13:43,759 --> 00:13:46,105
‫یه تصمیم بزرگ گرفته‌ام.

281
00:13:46,766 --> 00:13:51,003
‫از این به بعد دیگه راننده‌ی
‫تراکتور در این مزرعه نیستی.

282
00:13:51,673 --> 00:13:53,510
‫[کیلب] پس چی‌ام؟

283
00:13:54,706 --> 00:13:58,810
‫تصمیم گرفتم که تو رو مدیر مزرعه کنم.

284
00:13:59,366 --> 00:14:00,865
‫- واقعا؟
‫- [جرمی] آره.

285
00:14:00,866 --> 00:14:04,110
‫می‌خوام که بخش کشاورزی رو تو اداره کنی.

286
00:14:04,933 --> 00:14:06,165
‫اخراجی!

287
00:14:06,166 --> 00:14:07,338
‫[جرمی] چی؟

288
00:14:07,339 --> 00:14:08,240
‫اخراجی!

289
00:14:08,241 --> 00:14:10,088
‫نمی‌تونی منو اخراج کنی که،
‫من اینجا رییسم!

290
00:14:10,089 --> 00:14:11,518
‫[کیلب] منم مدیر مزرعه‌ام.

291
00:14:11,519 --> 00:14:12,879
‫- [کیلب] اخراجی!
‫- اخراج نیستم!

292
00:14:12,880 --> 00:14:13,720
‫هستی!

293
00:14:13,721 --> 00:14:16,778
‫[جرمی] نیستم، چون هنوز نشنیدی
‫که قراره چطور پیش بره.

294
00:14:16,779 --> 00:14:18,732
‫بهم بگو، بعدش اخراجی.

295
00:14:18,733 --> 00:14:20,679
‫[جرمی] می‌خوام این‌طوری پیش بره.

296
00:14:20,680 --> 00:14:24,212
‫من باید امسال روی پول درآوردن از...

297
00:14:24,213 --> 00:14:27,358
‫اون بخشی از مزرعه که
‫کشاورزی نشده، تمرکز کنم.

298
00:14:27,359 --> 00:14:29,279
‫تو حتی تا حالا اینجاها نرفتی.

299
00:14:29,280 --> 00:14:30,280
‫[کیلب] نه.

300
00:14:30,527 --> 00:14:34,365
‫[جرمی] و این یعنی این‌که
‫من دیگه وقت ندارم...

301
00:14:34,366 --> 00:14:36,816
‫تا روی این قسمت از مزرعه تمرکز کنم.

302
00:14:36,817 --> 00:14:38,092
‫[کیلب] روی بخش زراعی، آره.

303
00:14:38,093 --> 00:14:41,803
‫[جرمی] پس تو رو می‌ذارم مسئول بخش زراعی.

304
00:14:41,926 --> 00:14:44,803
‫و منم روی این تمرکز می‌کنم.

305
00:14:45,126 --> 00:14:47,359
‫و همین الان یه چیزی به ذهنم رسید.

306
00:14:47,360 --> 00:14:49,352
‫چرا تبدیلش نکنیم به یه رقابت؟

307
00:14:49,353 --> 00:14:51,759
‫ببینیم کی توی 12 ماه آینده
‫بیشتر پول درمی‌آره.

308
00:14:51,760 --> 00:14:54,272
‫من از زمین‌های غیر زراعی،

309
00:14:54,273 --> 00:14:57,026
‫یا تو از زمین‌های زراعی.

310
00:14:58,284 --> 00:14:59,237
‫خوشم اومد.

311
00:14:59,238 --> 00:15:01,000
‫[جرمی] پس یه وایت‌برد می‌گیریم،

312
00:15:01,001 --> 00:15:02,300
‫می‌چسبونیمش رو دیوار،

313
00:15:02,301 --> 00:15:05,399
‫و یه طرفش می‌شه «سود و زیان‌ جرمی»،

314
00:15:05,400 --> 00:15:07,493
‫اون‌طرفش هم «سود و زیان کیلب».

315
00:15:07,494 --> 00:15:08,492
‫[کیلب] خوبه.

316
00:15:08,493 --> 00:15:09,672
‫[جرمی] اوکی؟

317
00:15:09,673 --> 00:15:12,350
‫و بعد توی طول سال پرش می‌کنیم.

318
00:15:13,026 --> 00:15:15,071
‫[جرمی] فکر کنم که سرگرمی خوبی بشه.

319
00:15:15,072 --> 00:15:17,079
‫[کیلب] منم فکر می‌کنم که باحال می‌شه.
‫و منم که می‌برم، پس خوبه.

320
00:15:17,080 --> 00:15:19,010
‫تو که نمی‌بری!

321
00:15:19,653 --> 00:15:21,897
‫[کیلب] من برنده این مسابقه‌ام.

322
00:15:22,808 --> 00:15:25,355
‫[جرمی] باشه، برو بیرون سوار همون
‫تراکتورت و مزرعه رو مدیریت کن.

323
00:15:25,356 --> 00:15:26,453
‫<font color="#ffd306">
‫- الان نیازی نیست.</font>
‫[جرمی] باشه، برو بیرون سوار همون
‫تراکتورت و مزرعه رو مدیریت کن.

324
00:15:26,454 --> 00:15:28,799
‫می‌رم یه قدم دوروبر می‌زنم،

325
00:15:28,800 --> 00:15:30,599
‫خاک رو «آنالاسیس» می‌کنم.

326
00:15:30,600 --> 00:15:32,636
‫[جرمی] «آنالاسیس»؟

327
00:15:33,560 --> 00:15:35,409
‫[جرمی می‌خندد] 
‫یه کلمه‌ست دیگه، نه؟
‫«آنالاسیس»

328
00:15:35,410 --> 00:15:37,883
‫- نه!
‫- آنالاسیس، هست!

329
00:15:38,101 --> 00:15:39,593
‫- [جرمی] «آنالیز»
‫- آنالیز!

330
00:15:39,594 --> 00:15:40,999
‫[جرمی می‌خندد]

331
00:15:41,000 --> 00:15:43,599
‫[موسیقی شاد]

332
00:15:43,600 --> 00:15:46,846
‫<i>
‫[جرمی] برای این‌که بتونم پروژه‌ی
‫«کشاورزی غیر زراعی»ــم رو اجرایی کنم،

333
00:15:46,847 --> 00:15:48,952
‫<i>
‫کمی تحقیق کردم.

334
00:15:48,953 --> 00:15:51,280
‫<i>
‫و فهمیدم که سوپرمارکت محلیم،

335
00:15:51,281 --> 00:15:54,800
‫<i>
‫برای هر تمشک 6 پنی می‌گیره.</i><font color="#ff8c10">
‫ (100 پنی = 1 پوند)

336
00:15:56,092 --> 00:15:58,360
‫<i>
‫که بدین معناست که پرچین‌هایِ من...

337
00:15:58,361 --> 00:16:00,784
‫<i>
‫معادنِ طلایِ میوه‌ای بودن.

338
00:16:00,786 --> 00:16:01,929
‫نگاه...

339
00:16:01,930 --> 00:16:04,680
‫6 پنی، 12، 24...

340
00:16:05,266 --> 00:16:06,932
‫همین‌جاش 50 پنی داره.

341
00:16:06,933 --> 00:16:09,299
‫50 پنی دیگه هم اونجا و اونجا،

342
00:16:09,300 --> 00:16:10,318
‫و اونجا.

343
00:16:10,319 --> 00:16:11,518
‫یک پوند اونجا.

344
00:16:11,519 --> 00:16:15,716
‫فقط توی این بوته، کمِ کمش
‫30 پوند پول خوابیده

345
00:16:16,200 --> 00:16:18,719
‫<i>
‫هر چند، به منظورِ به حداکثر رسوندن سود،

346
00:16:18,726 --> 00:16:22,030
‫<i>
‫باید با کم‌ترین خرج ممکن برداشت‌شون کنم.

347
00:16:22,812 --> 00:16:24,615
‫<i>
‫پس خیلی زیرکانه...

348
00:16:24,616 --> 00:16:27,838
‫<i>
‫درخواست کردم که آیا می‌تونم
‫یه دستگاه توت‌چین قرض بگیرم،

349
00:16:27,839 --> 00:16:30,592
‫<i>
‫تا ببینم ازش خوشم می‌اد یا نه.

350
00:16:32,000 --> 00:16:33,270
‫[جرمی] پشمام!

351
00:16:33,519 --> 00:16:35,778
‫[جرمی] بزرگ‌تر از اون چیزیه
‫که انتظار داشتم، رفیق!

352
00:16:35,779 --> 00:16:36,599
‫[راننده 1] یه کمی بزرگ‌تره!

353
00:16:36,600 --> 00:16:38,996
‫- [جرمی] حالت چطوره؟
‫- خوبم، ممنون.

354
00:16:39,227 --> 00:16:41,119
‫[جرمی] کامیون غلات اینجاست.

355
00:16:41,120 --> 00:16:43,260
‫الان بهش می‌گم بره عقب.
‫اگر بتونی سمت راستش پارک کنی.

356
00:16:43,261 --> 00:16:45,340
‫مشکلی نیست؟ سمت راستش.

357
00:16:45,600 --> 00:16:46,780
‫[جرمی] ببخشید، رفیق؟

358
00:16:46,781 --> 00:16:48,432
‫می‌شه دنده ‌عقب بگیری؟

359
00:16:48,433 --> 00:16:51,138
‫تا اون تریلی بتونه رد بشه
‫و بره اونجا. مشکلی نیست؟

360
00:16:51,139 --> 00:16:52,492
‫دمت گرم رفیق، ممنون.

361
00:16:52,703 --> 00:16:55,229
‫[بوقِ دنده‌عقب]

362
00:16:55,800 --> 00:16:58,913
‫[جرمی] حالا دیگه شدم متصدی پارکینگ.

363
00:17:00,559 --> 00:17:02,449
‫[کیلب] چی‌کار می‌کنی؟

364
00:17:04,607 --> 00:17:06,279
‫[کیلب] داشتم کامیون رو پُر می‌کردم.

365
00:17:06,285 --> 00:17:08,306
‫[جرمی] آره، خب تو راه بود.

366
00:17:09,359 --> 00:17:11,561
‫[جرمی] کشاورزیت مزاحمِ کشاورزیِ منه.

367
00:17:11,562 --> 00:17:13,329
‫[کیلب] نه، کشاورزیِ تو
‫توی دست و پای منه.

368
00:17:13,330 --> 00:17:15,758
‫[جرمی] نیست، فقط
‫می‌خواستم اینو بیارم داخل.

369
00:17:15,759 --> 00:17:17,246
‫نظاره کن!

370
00:17:17,247 --> 00:17:19,600
‫- اصلا نمی‌دونی چیه، مگه نه؟
‫- [کیلب] نه.

371
00:17:19,601 --> 00:17:21,285
‫- چی‌کار داری می‌کنی مگه؟
‫- [جرمی] تمشک می‌چینم.

372
00:17:21,286 --> 00:17:24,811
‫[جرمی] کامیون رو پُر کن و بعدش بیا
‫و کشاورزی واقعی رو ببین.

373
00:17:24,812 --> 00:17:26,725
‫[کیلب] «کشاورزی واقعیت» تو کونِ من!

374
00:17:27,088 --> 00:17:29,554
‫[موسیقی هیجانی]

375
00:17:29,759 --> 00:17:33,972
‫[جرمی] خب، کشاورزی
‫تمشک رو شروع می‌کنیم.

376
00:17:34,930 --> 00:17:37,910
‫[ادامه موسیقی]

377
00:17:39,200 --> 00:17:42,200
‫[جرمی] خب، اولین چیزی که متوجه شدم...

378
00:17:42,201 --> 00:17:45,816
‫اینه که عرض تریلر من 25 یارده.<font color="#ff8c10">
‫(تقریبا 22 متر)

379
00:17:46,600 --> 00:17:48,199
‫اگه یه اتوبوس از روبه‌رو بیاد،

380
00:17:48,200 --> 00:17:49,547
‫راننده‌ی اتوبوس...

381
00:17:49,548 --> 00:17:55,126
‫با یه دستگاه توت‌چینی که
‫مثل سبیل چسبیده به صورتش،

382
00:17:55,127 --> 00:17:57,220
‫برمی‌گرده خونه.

383
00:18:01,440 --> 00:18:03,549
‫[جرمی] همان‌طور که احتمالا می‌بینید،

384
00:18:03,550 --> 00:18:07,694
‫دستگاه توت‌چینی...

385
00:18:07,695 --> 00:18:09,258
‫مثل یه طاقه.

386
00:18:09,259 --> 00:18:12,965
‫پس برای شروع سعی می‌کنم
‫اون پرچین رو درو کنم.

387
00:18:12,966 --> 00:18:16,218
‫پس باید اول از همه
‫دستگاه توت‌چینی رو...

388
00:18:16,220 --> 00:18:19,412
‫ روی این دیوار سوار کنم.

389
00:18:23,833 --> 00:18:28,236
‫<i>
‫[جرمی] به‌طور قطع، گفتنش
‫از انجام دادنش آسون‌تر بود.

390
00:18:28,386 --> 00:18:30,999
‫[جرمی] یالا دیگه، یالا...

391
00:18:31,499 --> 00:18:33,626
‫نه، نه، لعنتی!

392
00:18:34,513 --> 00:18:37,123
‫آخه چطوری باید انجامش بدم؟

393
00:18:39,597 --> 00:18:41,123
‫[جرمی] آه!

394
00:18:47,273 --> 00:18:49,466
‫خب نمی‌شه دیگه، نه؟

395
00:18:51,219 --> 00:18:52,579
‫<i>
‫[جرمی] چاره دیگه‌ای نداشتم.

396
00:18:52,580 --> 00:18:56,206
‫<i>
‫مجبور شدم از رقیب تجاریم کمک بخوام.

397
00:18:56,499 --> 00:18:58,458
‫- [جرمی] خب اینو می‌بینی؟
‫- آره.

398
00:18:58,459 --> 00:19:00,323
‫- یه طاقه.
‫- [کیلب] خب.

399
00:19:00,433 --> 00:19:02,760
‫[جرمی] باید کاری کنی که اون طاق...

400
00:19:02,761 --> 00:19:05,306
‫روی این دیوار سوار بشه.

401
00:19:05,886 --> 00:19:08,619
‫چون باید کل این دیوار رو بریم پایین،

402
00:19:08,620 --> 00:19:10,159
‫تا برسیم به جایی که تمشک‌ها هستن.

403
00:19:10,160 --> 00:19:11,500
‫<font color="#ffd306">
‫- باشه.</font>
‫تا برسیم به جایی که تمشک‌ها هستن.

404
00:19:11,640 --> 00:19:12,939
‫[کیلب] می‌تونم انجامش بدم.

405
00:19:12,940 --> 00:19:14,644
‫[جرمی] شرط می‌بندم نمی‌تونه.

406
00:19:15,273 --> 00:19:17,104
‫[کیلب] یالا کیلب!

407
00:19:24,302 --> 00:19:26,108
‫[کیلب می‌خندد]

408
00:19:26,800 --> 00:19:29,689
‫<i>
‫[جرمی] خب، سوارش شدیم. وصل شدیم.

409
00:19:30,779 --> 00:19:33,213
‫تا جایی که می‌تونم صاف می‌رم.

410
00:19:35,197 --> 00:19:37,656
‫[شکستن چوب‌ها]

411
00:19:38,240 --> 00:19:39,760
‫<i>
‫[جرمی] اوه کلی از حصارها...

412
00:19:39,761 --> 00:19:43,123
‫<i>
‫داریم تمام ستون‌هایِ
‫حصارها رو می‌شکونیم.

413
00:19:46,510 --> 00:19:48,658
‫<i>
‫[جرمی] کلِ دیوار داره تکون می‌خوره.

414
00:19:48,659 --> 00:19:52,603
‫<i>
‫اگه اینجاشو حواست نباشه،
‫دیوار رو هم درو می‌کنیم.

415
00:19:53,163 --> 00:19:56,036
‫[جرمی] بهتره اون تمشک‌ها سودآور باشن.

416
00:19:58,173 --> 00:20:02,339
‫<i>
‫[جرمی] اوه نگاه! زد کل دیوارو ترکوند تو هم!

417
00:20:02,946 --> 00:20:05,993
‫<i>
‫- [جرمی] اووه...
‫- گوه شد توش!

418
00:20:07,753 --> 00:20:10,439
‫<i>
‫[جرمی] چقدر دیگه باید بریم تا
‫برسیم به اون مثلا... [تمشک‌ها؟]

419
00:20:10,440 --> 00:20:12,959
‫<i>
‫[کیلب] این دیوارِ بی‌صاحاب
‫اصلا تموم نمی‌شه.

420
00:20:12,960 --> 00:20:13,920
‫<i>
‫[جرمی] چی؟

421
00:20:13,921 --> 00:20:16,889
‫<i>
‫[کیلب] دیوارِ تموم نمی‌شه.

422
00:20:23,539 --> 00:20:24,990
‫[جرمی] ای ریدم توش!

423
00:20:25,470 --> 00:20:26,536
‫لعنتی!

424
00:20:26,790 --> 00:20:29,122
‫- باید برگردی عقب.
‫- [کیلب] نمی‌تونم.

425
00:20:29,123 --> 00:20:32,536
‫[جرمی] خب، از این جلوتر نمی‌تونیم
‫بریم چون بقیه‌شو نمی‌بینیم.

426
00:20:33,466 --> 00:20:35,466
‫[جرمی] به گا رفتیم، مگه نه؟

427
00:20:36,545 --> 00:20:39,649
‫[کیلب موتور را خاموش می‌کند.]

428
00:20:41,847 --> 00:20:44,113
‫[جرمی] خدایا، چه گوهی خوردیم؟

429
00:20:44,813 --> 00:20:48,445
‫<i>
‫[جرمی] کاری که کرده بودیم این بود
‫که هیچ تمشکی درو نکرده بودیم،

430
00:20:48,446 --> 00:20:51,350
‫<i>
‫و کار یک هفته‌ای برای
‫«جرالد» درست کردیم،

431
00:20:51,351 --> 00:20:52,599
‫<i>
‫که نمی‌تونه انجامش بده،

432
00:20:52,600 --> 00:20:57,209
‫<i>
‫چون اون صبح زنگ زده بود و گفته
‫بود که حالش خیلی خوب نیست.

433
00:20:57,432 --> 00:20:59,784
‫[کیلب] همون‌جایی که هستی وایسا.
‫خوبه، صاف وایسا.

434
00:20:59,786 --> 00:21:02,992
‫<i>
‫[جرمی] و با خجالتِ بسیار،
‫وقتی افرادشون اومدن تا...

435
00:21:02,993 --> 00:21:05,799
‫<i>
‫دستگاه آزمایشی باارزش رو
‫که به من قرض داده بودن، ببرن،

436
00:21:05,800 --> 00:21:10,607
‫<i>
‫مجبور شدیم اون رو با دو تا
‫لودرِ تلسکوپی از روی دیوار بلند کنیم.

437
00:21:14,200 --> 00:21:16,120
‫اون...
‫[نامفهوم]

438
00:21:16,121 --> 00:21:19,103
‫[جرمی] صدای حصار
‫بود که دوباره شکست.

439
00:21:19,960 --> 00:21:22,403
‫[جرمی] اوه، بتنش رو ببینین.

440
00:21:28,626 --> 00:21:30,110
‫[جرمی] خدایا!

441
00:21:34,006 --> 00:21:36,263
‫[کیلب] بفرما، اینم دستگاه‌تون.

442
00:21:36,379 --> 00:21:39,159
‫<i>
‫[جرمی] واضحه که حالا
‫باید به یه راه جدید برای...

443
00:21:39,160 --> 00:21:41,713
‫<i>
‫برداشت تمشک‌هام، فکر کنم.

444
00:21:42,377 --> 00:21:44,803
‫[موسیقی شاد]

445
00:21:44,920 --> 00:21:46,116
‫<i>
‫[جرمی] اما قبلش،

446
00:21:46,117 --> 00:21:48,783
‫<i>
‫حالا نوبت من بود که به کیلب کمک کنم.

447
00:21:48,784 --> 00:21:50,112
‫[جرمی] اووه!

448
00:21:50,324 --> 00:21:52,617
‫اون کودپخش‌کنِ جدید کیلبه.

449
00:21:52,759 --> 00:21:55,265
‫<i>
‫چون وقتش رسیده بود تا کودهایی که...

450
00:21:55,266 --> 00:22:00,558
‫<i>
‫گاوهای تازه درگذشته‌مون توی
‫11 ماه تولید کرده بودن رو بار بزنیم.

451
00:22:00,559 --> 00:22:02,479
‫[کیلب] آهااا آررره!

452
00:22:03,293 --> 00:22:05,803
‫- [جرمی] بوی تند و تیزی داره.
‫- [کیلب] چیز خوبیه!

453
00:22:05,804 --> 00:22:07,558
‫[جرمی] به نظرت کلش چقدره؟

454
00:22:07,559 --> 00:22:10,019
‫[کیلب] به نظرم تقریبا
‫200 تن اینجا داریم.

455
00:22:10,020 --> 00:22:12,226
‫- 200 تن مدفوع.
‫- [کیلب] آره.

456
00:22:13,846 --> 00:22:15,364
‫[کیلب] دستش بگیر.
‫(حسش کن)

457
00:22:15,365 --> 00:22:16,993
‫- گرماشو حس کن.
‫- نه!

458
00:22:17,119 --> 00:22:18,259
‫گرماشو حس کن.

459
00:22:18,413 --> 00:22:20,243
‫- حسش می‌کنی؟
‫- [جرمی] اووه!

460
00:22:21,239 --> 00:22:22,392
‫[جرمی] چرا اینقدر گرمه؟

461
00:22:22,393 --> 00:22:23,697
‫[کیلب] وقتی که تخمیر می‌شه...

462
00:22:24,146 --> 00:22:25,719
‫وسطش گرم می‌شه و می‌زنه بیرون.

463
00:22:25,720 --> 00:22:27,245
‫[جرمی] پس وسطش خیلی داغه.

464
00:22:27,246 --> 00:22:30,185
‫[کیلب] وقتی شروع کنی
‫به بار زدن، به جوش می‌اد.

465
00:22:30,186 --> 00:22:31,720
‫[کیلب] بار بزنیم، آره؟

466
00:22:41,440 --> 00:22:44,293
‫<i>
‫[کیلب در بیسیم] یک سطل، یک تن وزن داره.

467
00:22:46,173 --> 00:22:49,265
‫<i>
‫[جرمی در بیسیم] اگه این
‫کود شیمیایی مصنوعی بود،

468
00:22:49,266 --> 00:22:51,905
‫<i>
‫هزار پوند پام خرج می‌برد.

469
00:22:51,907 --> 00:22:55,904
‫<i>
‫[کیلب در بیسیم] البته اندازه دقیقش 1.6 تنه.

470
00:22:56,207 --> 00:22:58,886
‫[جرمی] کودپخش‌کن جدیدت ترازو هم داره؟

471
00:22:58,887 --> 00:22:59,966
‫<i>
‫[کیلب] راه پیشرفت همینه.

472
00:22:59,967 --> 00:23:01,938
‫<i>
‫می‌تونی دقیق ببینی که چقدر
‫کود پخش می‌شه روی زمینت.

473
00:23:01,939 --> 00:23:04,699
‫<i>
‫این چیزیه که باید بدونیم.
‫قیمت کود خیلی زیاده.

474
00:23:08,733 --> 00:23:11,119
‫<i>
‫[جرمی در بیسیم] دیگه کامل پر شد.

475
00:23:11,120 --> 00:23:12,040
‫<i>
‫آره.

476
00:23:12,200 --> 00:23:15,693
‫<i>
‫[جرمی] و بعدش کودها رو پرت
‫می‌کنه روی زمین، مگه نه؟

477
00:23:15,767 --> 00:23:19,314
‫<i>
‫[کیلب در بیسیم] بذار این‌طوری بگم،
‫چند روز پیش یه سنگ توش بود...

478
00:23:19,315 --> 00:23:21,501
‫<i>
‫که 48 متر پرت شد بیرون.

479
00:23:22,680 --> 00:23:25,623
‫48 متر! از پشتش پرت شد بیرون؟

480
00:23:25,833 --> 00:23:28,425
‫<i>
‫[کیلب در بیسیم] 48 متر از پشتِ
‫کودپخش‌کن پرت شد بیرون،

481
00:23:28,426 --> 00:23:30,039
‫<i>
‫یه پنجره رو شکوند، از یه پرده رد شد،

482
00:23:30,040 --> 00:23:31,886
‫<i>
‫خرد به یه صندلی و یخچال.

483
00:23:31,887 --> 00:23:33,299
‫<i>
‫[جرمی] کجا؟ توی «چدلینگتون»؟</i><font color="#ff8c10">
‫ (Chadlington روستایی 800 نفره
‫در آکسفوردشر غربی، انگستان)

484
00:23:33,300 --> 00:23:36,486
‫<i>
‫[کیلب در بیسیم] آره، توی
‫مزرعه سایمون، وسط چدلینگتون.

485
00:23:36,487 --> 00:23:39,523
‫<i>
‫خرد بالای صندلی و تمام چرمش رو پاره کرد.

486
00:23:39,759 --> 00:23:42,125
‫[جرمی] پس نرو پشتِ کودپخش‌کنت.

487
00:23:42,126 --> 00:23:44,572
‫[موسیقی شاد]

488
00:23:45,200 --> 00:23:50,839
‫<i>
‫[جرمی] سپس یه نمایش مستقیم از مسلسلِ
‫«گاتلینگِ» کودپخش‌کن رو مشاهده کردم،</i><font color="#ff8c10">
‫(تیرباری با نرخ آتش بالا دارای چند
‫لوله که حول یک مرکز می‌چرخند)

489
00:23:50,840 --> 00:23:54,520
‫<i>
‫همین‌طور که برادر کیلب
‫زمین رو کودپاشی می‌کرد.

490
00:23:54,739 --> 00:23:55,863
‫[جرمی] خدایا!

491
00:23:55,864 --> 00:23:58,503
‫ارتش باید از اون استفاده کنه!

492
00:23:58,786 --> 00:24:00,332
‫[کیلب] کلی جنگ باهاش می‌برن، مگه نه؟

493
00:24:00,333 --> 00:24:02,462
‫[جرمی] اگه اونو با خرده‌سنگ پر کنی،

494
00:24:02,463 --> 00:24:04,045
‫و بعدش ببریش وسط یه منطقه جنگی...

495
00:24:04,046 --> 00:24:05,373
‫[کیلب] آره، واقعا...

496
00:24:05,374 --> 00:24:09,016
‫[جرمی با خنده] همه رو
‫مجبور می‌کنی که خم بشن!
‫[کیلب می‌خندد]

497
00:24:09,579 --> 00:24:13,599
‫<i>
‫[جرمی] خیلی خوشحال بودم که داریم
‫از کود رایگان استفاده می‌کنیم،

498
00:24:13,600 --> 00:24:17,905
‫<i>
‫اما فقط 25 جریب رو پوشش می‌داد.

499
00:24:17,906 --> 00:24:22,984
‫<i>
‫پس تصمیم‌گیری در مورد میزانِ
‫کود شیمیایی برای جبرانِ این کمبود،

500
00:24:22,985 --> 00:24:25,205
‫<i>
‫به عهده مدیر مزرعه، کیلب بود.

501
00:24:26,286 --> 00:24:30,506
‫<i>
‫بنابراین چارلی رو به دفتر جدیدش دعوت کرد.

502
00:24:34,873 --> 00:24:36,598
‫[کیلب] خب داشتم اینو بررسی می‌کردم.

503
00:24:36,599 --> 00:24:37,859
‫[چارلی] «این» که می‌گی چیه؟

504
00:24:37,860 --> 00:24:39,078
‫[کیلب] کاشت محصولات.

505
00:24:39,079 --> 00:24:41,258
‫- [چارلی] من قبلا انجامش دادم که.
‫- آره اما من دارم انجامش می‌دم.

506
00:24:41,259 --> 00:24:42,753
‫چون من مدیر مزرعه‌ام.

507
00:24:43,552 --> 00:24:44,453
‫خب...

508
00:24:44,959 --> 00:24:48,093
‫[چارلی] باشه، برنامه تو چیه؟

509
00:24:48,231 --> 00:24:49,079
‫خب...

510
00:24:49,080 --> 00:24:50,952
‫[کیلب] به نظرم گندم رو توی
‫زمینِ پایین-راست بکاریم،

511
00:24:50,953 --> 00:24:54,039
‫که من بهش می‌گم دست-راست،
‫که همون «Big Ground Banks Airfield»ــه.<font color="#ff8c10">
‫ (در Diddly Squat هر مزرعه یه اسم خاص داره)

512
00:24:54,040 --> 00:24:55,405
‫[چارلی] ضلع شرقی.

513
00:24:55,406 --> 00:24:57,372
‫[کیلب] آره، یا همون طرف، آره.

514
00:24:57,373 --> 00:25:00,193
‫- [چارلی] ضلع شرقی.
‫- آره، باشه، دست-راست.

515
00:25:00,193 --> 00:25:00,993
‫و بعد...

516
00:25:00,994 --> 00:25:03,525
‫«گندم بهاره» رو انتهایِ وسط مزرعه می‌کاریم.<font color="#ff8c10">
‫(گندمی که در بهار کاشت و
‫در تابستان برداشت می‌شود)

517
00:25:03,526 --> 00:25:04,783
‫- [چارلی] باشه.
‫- آره؟

518
00:25:04,847 --> 00:25:06,647
‫[کیلب] و گفته بودی که...

519
00:25:06,648 --> 00:25:09,265
‫گفته بودی که حدودِ
‫100,000 پوند کود نیاز داریم؟

520
00:25:09,266 --> 00:25:10,467
‫[چارلی] تقریبا.

521
00:25:10,468 --> 00:25:14,159
‫[کیلب] فکر کنم بتونم
‫تا 78,000 پوند کاهشش بدم.

522
00:25:14,160 --> 00:25:16,567
‫کود مرغ‌ها رو داریم،
‫کود گاوها رو هم داریم.

523
00:25:16,568 --> 00:25:19,847
‫[چارلی] خب، پس تو امیدواری که اون کودها،
‫مصرفِ نیتروژن مصنوعی‌مون رو کاهش بده؟

524
00:25:19,848 --> 00:25:22,198
‫- [کیلب] آره.
‫- در مورد نیتروژن کوتاهی نکن.

525
00:25:22,199 --> 00:25:25,232
‫و بی‌جهت سر و ته چیزی رو نزن.

526
00:25:25,233 --> 00:25:27,705
‫چون ریسکش خیلی زیاده.

527
00:25:27,706 --> 00:25:30,598
‫چون هزینه‌های رشد بیشتری
‫داری، قیمت بالاتری هم داری.

528
00:25:30,599 --> 00:25:33,792
‫برای به حداکثر رسوندن درآمدمون
‫به محصول خروجی نیاز داریم،

529
00:25:33,793 --> 00:25:37,118
‫چون اون چیزیه که آخر کار بهت سود می‌ده.

530
00:25:37,119 --> 00:25:39,085
‫[کیلب] به نظر من می‌تونیم
‫22,000 پوند صرفه‌جویی کنیم.

531
00:25:39,086 --> 00:25:41,156
‫[چارلی] بیا امیدوار باشیم جواب بده.

532
00:25:42,066 --> 00:25:44,132
‫[چارلی] این مسابقه کشاورزی...

533
00:25:44,133 --> 00:25:45,385
‫مشکلی باهاش نداری؟

534
00:25:45,386 --> 00:25:48,353
‫[کیلب] خب اون به سختی می‌تونه
‫زمین‌های زراعی رو کشاورزی کنه،

535
00:25:48,354 --> 00:25:51,007
‫چه برسه به زمین‌های غیر زراعی.

536
00:25:51,726 --> 00:25:55,003
‫خدا می‌دونه می‌خواد...
‫خدا می‌دونه تو مغزش چیه.

537
00:25:57,203 --> 00:25:59,343
‫[موسیقی هیجانی]

538
00:25:59,426 --> 00:26:03,458
‫<i>
‫[جرمی] همین‌طور که اون‌ها بحث می‌کردن،
‫منم توی انبار مشغول بودم،

539
00:26:03,459 --> 00:26:07,123
‫<i>
‫روی یه راه‌حل دیگه برای
‫تمشک‌چینی کار می‌کردم.

540
00:26:07,373 --> 00:26:08,905
‫<i>
‫و باید بگم که،

541
00:26:08,906 --> 00:26:11,213
‫<i>
‫خیلی هم ازش راضی بودم.

542
00:26:17,400 --> 00:26:19,119
‫[غرش موتور]

543
00:26:19,120 --> 00:26:22,926
‫[جرمی] و حالا می‌ریم اون‌طرف ماشین،

544
00:26:23,099 --> 00:26:24,640
‫جایی که...

545
00:26:25,539 --> 00:26:27,226
‫جارو برقی رو داریم.

546
00:26:27,259 --> 00:26:31,492
‫به سادگی، جارو برقی رو
‫می‌بریم نزدیک تمشک‌ها.

547
00:26:33,240 --> 00:26:34,426
‫آره!

548
00:26:34,600 --> 00:26:36,317
‫کی فکرشو می‌کرد!

549
00:26:36,318 --> 00:26:39,133
‫یه کاری کردم که جواب داد!

550
00:26:39,706 --> 00:26:41,760
‫دارم یه بوته رو درو می‌کنم.

551
00:26:41,940 --> 00:26:43,760
‫و فقط تمشک‌های سیاه رو هم برمی‌داره،

552
00:26:43,761 --> 00:26:46,421
‫قرمز‌های نارس رو برنمی‌داره.

553
00:26:47,153 --> 00:26:50,619
‫اینجا از جلوه‌های ویژه
‫استفاده نمی‌کنیم. همه‌ش واقعیه!

554
00:26:52,313 --> 00:26:53,313
‫آها!

555
00:26:53,916 --> 00:26:57,835
‫نمی‌دونم چه نوع جارو برقیه،
‫متخصص نیستم، اما...

556
00:26:57,836 --> 00:26:59,223
‫دارن اشتباه بازاریابیش می‌کنن.

557
00:26:59,224 --> 00:27:00,376
‫اینو ببینین!

558
00:27:00,548 --> 00:27:01,441
‫در عرض 5 دقیقه!

559
00:27:01,442 --> 00:27:04,415
‫و همه‌شونم قرمزن. پشمام ریخته!
‫(فکر کنم منظورش سیاهه)

560
00:27:04,416 --> 00:27:06,416
‫[جرمی می‌خندد]

561
00:27:08,839 --> 00:27:11,863
‫<i>
‫[جرمی] وقتی که پرچین رو درو کردم...

562
00:27:12,026 --> 00:27:14,359
‫<i>
‫رفتم به سمت آشپزخونه‌ی مزرعه،

563
00:27:14,366 --> 00:27:17,572
‫<i>
‫کتاب آشپزی قدیمیِ «خانم بیتن» رو ورق زدم...</i><font color="#ff8c10">
‫ (Beeton روزنامه‌نگار و نویسنده انگستانی)

564
00:27:17,573 --> 00:27:21,065
‫تمشک، آب‌لیمو، شکر.

565
00:27:21,339 --> 00:27:26,205
‫<i>
‫...و شروع کردم به درست کردنِ
‫مربای تمشکِ Diddly Squat.

566
00:27:26,206 --> 00:27:27,246
‫اوووه!

567
00:27:27,247 --> 00:27:28,480
‫لعنتی!

568
00:27:34,167 --> 00:27:37,859
‫پس تمومِ کاری که باید بکنم
‫اینه که شکرِ مربا رو اضافه کنم،

569
00:27:37,859 --> 00:27:39,610
‫آب‌لیمو رو اضافه کنم،

570
00:27:39,833 --> 00:27:42,225
‫بذارم نیم ساعت یا بیشتر بجوشه،

571
00:27:42,226 --> 00:27:44,119
‫خنک بشه، بفروشمش.

572
00:27:44,120 --> 00:27:45,800
‫یک ساعت کار.

573
00:27:45,899 --> 00:27:48,399
‫یک ساعت هم درو کردن‌شون.
‫دو ساعت کار.

574
00:27:48,746 --> 00:27:50,906
‫به این می‌گن سود خالص.

575
00:27:53,526 --> 00:27:54,790
‫[چارلی] سلام.

576
00:27:55,493 --> 00:27:58,159
‫- [چارلی] چی‌کار می‌کنی؟
‫- مربا درست می‌کنم، پسر عزیزم، مربا.

577
00:27:58,160 --> 00:28:00,623
‫این کشاورزیِ جدیده.

578
00:28:00,879 --> 00:28:03,959
‫<i>
‫[جرمی] از اونجایی که با گاوها
‫یا غلات سروکار نداشتیم،

579
00:28:03,960 --> 00:28:08,103
‫<i>
‫فکر می‌کردم که جایی برای
‫توبیخ شدن وجود نداشت.

580
00:28:09,586 --> 00:28:11,632
‫[چارلی] خب، مشخصه که تمشکن.

581
00:28:11,633 --> 00:28:13,883
‫- آره.
‫- [چارلی] چقدر داخلشه؟

582
00:28:14,113 --> 00:28:15,423
‫[جرمی] خب، این‌قدر.

583
00:28:15,553 --> 00:28:17,232
‫- [چارلی] نه، خب چقدر؟
‫- نمی‌دونم.

584
00:28:17,233 --> 00:28:18,792
‫[چارلی] باید اندازه‌ش بگیری.

585
00:28:18,793 --> 00:28:20,912
‫نمی‌تونی همه‌ش رو
‫همین‌طوری بریزی توش که.

586
00:28:20,913 --> 00:28:23,473
‫[چارلی] قاعدتا می‌خوای
‫مربا رو بفروشی دیگه.

587
00:28:23,473 --> 00:28:25,726
‫آیا تست بهداشت غذایی رو انجام دادی؟

588
00:28:26,633 --> 00:28:27,513
‫نه.

589
00:28:27,653 --> 00:28:29,286
‫[چارلی] PHــش چقدره؟<font color="#ff8c10">
‫(مقیاسی برای تعیین میزانِ
‫اسیدی یا بازی بودن یک محلول)

590
00:28:29,287 --> 00:28:30,626
‫آیا حاویِ مواد حساسیت‌زا است؟

591
00:28:30,627 --> 00:28:31,619
‫[نامفهوم]
‫آیا حاویِ مواد حساسیت‌زا است؟

592
00:28:31,620 --> 00:28:34,305
‫[جرمی] چی می‌شه اگه یه نفر
‫به تمشک آلرژی داشته باشه؟

593
00:28:34,306 --> 00:28:35,845
‫[چارلی] خب، باید روش بنویسی.

594
00:28:35,846 --> 00:28:38,604
‫«ممکن است این مربایِ
‫تمشک حاویِ تمشک باشد.»

595
00:28:38,606 --> 00:28:40,013
‫[چارلی] فقط تمشک توشه؟

596
00:28:40,014 --> 00:28:41,619
‫[جرمی] نه، آب‌لیمو هم.

597
00:28:41,620 --> 00:28:43,607
‫[چارلی] خب باید چیزی که اینجا
‫نوشته رو فهرست کنی.

598
00:28:43,608 --> 00:28:47,080
‫توش «پتاسیم متابی‌سولفیت» داره.<font color="#ff8c10">
‫ (K2O5S2 مورد استفاده به عنوان
‫عنصر سدیم در کمک به رژیم غذایی)

599
00:28:47,081 --> 00:28:49,519
‫- [چارلی] پس باید فهرستش کنی.
‫- پس روی مربام باید بنویسم...

600
00:28:49,520 --> 00:28:53,286
‫«ممکن است آثاری از پتاسیم
‫متابی‌سولفیت داشته باشد»؟

601
00:28:53,287 --> 00:28:55,459
‫- [چارلی] آره، چون...
‫- بازاریابی خوبی نیست که.

602
00:28:55,459 --> 00:28:59,399
‫[چارلی] خب، الان داری مربا درست
‫می‌کنی یا کمپوت یا کنسرو؟

603
00:29:00,334 --> 00:29:01,908
‫[جرمی] تفاوت‌شون چیه؟

604
00:29:02,059 --> 00:29:03,599
‫خب، باشه...

605
00:29:04,413 --> 00:29:06,779
‫یه تفاوت دارن و همه‌ش
‫به مقدارِ قند مربوط می‌شه.

606
00:29:06,779 --> 00:29:09,312
‫دیدی روی شیشه مربا نوشته:

607
00:29:09,513 --> 00:29:12,440
‫«این با فلان مقدار میوه درست شده.»

608
00:29:12,441 --> 00:29:16,814
‫خب مثلا 50 گرم میوه،
‫100 گرم مربا ازش درست شده.

609
00:29:17,486 --> 00:29:19,199
‫[جرمی] نمی‌دونم داری چی می‌گی.

610
00:29:19,200 --> 00:29:21,800
‫[چارلی] خانم بیتن چی می‌گه؟

611
00:29:21,801 --> 00:29:26,085
‫برای تهیه مربا باید مقدارِ
‫مشخصی شکر استفاده کنی.

612
00:29:26,086 --> 00:29:27,976
‫[جرمی] نه، ننوشته که.

613
00:29:29,860 --> 00:29:32,019
‫[چارلی] سه پوند به نسبتِ سه پوند!

614
00:29:32,020 --> 00:29:34,006
‫[جرمی] خب سه پوند
‫شکر ریختم توش دیگه.

615
00:29:34,007 --> 00:29:36,439
‫- ولی چقدر تمشک توشه؟
‫- [جرمی] نمی‌دونم.

616
00:29:36,440 --> 00:29:40,159
‫[چارلی با خنده] خب اساسا...
‫نمی‌تونی ازش استفاده کنی.

617
00:29:40,160 --> 00:29:42,112
‫- [جرمی] چی؟
‫- وزنش رو اندازه نگرفتی.

618
00:29:42,113 --> 00:29:43,798
‫- [چارلی] باید بدونی که...
‫- نمی‌تونم ازش استفاده کنم؟

619
00:29:43,800 --> 00:29:45,706
‫[چارلی] باید دوباره شروع کنی.

620
00:29:48,059 --> 00:29:51,695
‫<i>
‫[چارلی] من تنها کسی نبودم
‫که توسط امواجِ منفی چارلی...

621
00:29:51,696 --> 00:29:53,948
‫<i>
‫ به صخره‌ها کوبیده شدم،

622
00:29:53,949 --> 00:29:56,006
‫<i>
‫چون که اون‌طرفِ مزرعه،

623
00:29:56,007 --> 00:30:02,413
‫<i>
‫کیلب هم داشت به‌خاطر برنامه‌ی
‫کاشت کلزاش، کتک می‌خورد.

624
00:30:06,417 --> 00:30:09,025
‫- [چارلی] برنامه کاشت جدیدت دستمه.
‫- خیلی‌خب، عالیه.

625
00:30:09,026 --> 00:30:11,310
‫- [چارلی] هنوزم کلزا رو داری که.
‫- آره.

626
00:30:11,646 --> 00:30:12,880
‫چرا؟

627
00:30:14,186 --> 00:30:15,706
‫[چارلی] به نظرم یه ریسکه.

628
00:30:15,707 --> 00:30:17,500
‫- [کیلب] آره ریسکه.
‫- آخرین بار کی بارون اومد؟

629
00:30:17,501 --> 00:30:18,739
‫- [کیلب] یادم نمی‌اد.
‫- آپریل بود.

630
00:30:18,740 --> 00:30:20,779
‫[چارلی] رطوبتی توی خاک نیست.
‫زمین سفته.

631
00:30:20,780 --> 00:30:22,625
‫هجوم «سوسک ککی» رو خواهیم داشت.<font color="#ff8c10">
‫(گونه‌ای از آفت کشاورزی)

632
00:30:22,626 --> 00:30:24,091
‫نمی‌دونم کی قراره بارون بیاد.

633
00:30:24,093 --> 00:30:26,479
‫[کیلب] اما به نظر من
‫ریسکیه که باید بپذیریم.

634
00:30:26,480 --> 00:30:30,785
‫چند تا کشاورز امسال
‫به دلیل آب‌و‌هوا، کلزا نکاشتن؟

635
00:30:30,786 --> 00:30:33,265
‫- [چارلی] خب، خیلی زیاد.
‫- خیلی زیاد، آره.

636
00:30:33,266 --> 00:30:36,572
‫[کیلب] بنابراین قیمتش،
‫اگه الان 5.57 پوند باشه،

637
00:30:36,573 --> 00:30:38,113
‫بعد از یه سال،

638
00:30:38,114 --> 00:30:39,598
‫وقتی که بگن کمبود کلزا وجود داره،

639
00:30:39,599 --> 00:30:42,859
‫چون که هیچ کشاورزی به دلیل
‫آب‌وهوا دیکه اونو نمی‌کاره، آره؟

640
00:30:42,860 --> 00:30:45,346
‫قیمتش می‌تونه بره بالا.

641
00:30:45,347 --> 00:30:47,472
‫- اگه این‌طوری پیش بره...
‫- [چارلی] «اگه!»

642
00:30:47,473 --> 00:30:49,426
‫یا شکست می‌خوره؟

643
00:30:52,479 --> 00:30:54,840
‫[کیلب] من مایلم که ریسکِ...

644
00:30:54,841 --> 00:30:57,005
‫کاشت کلزای امسال رو بپذیرم.

645
00:30:57,293 --> 00:30:59,799
‫- [کیلب] به عنوان مدیر مزرعه.
‫- الان داری...

646
00:31:00,153 --> 00:31:02,679
‫...سودآوری مزرعه رو دنبال می‌کنی،

647
00:31:02,680 --> 00:31:06,811
‫یا فقط سعی می‌کنی جرمی رو
‫تعقیب کنی، چون شروع بهتری داشته؟

648
00:31:06,812 --> 00:31:08,216
‫[کیلب] مزرعه.

649
00:31:08,619 --> 00:31:09,992
‫و جرمی.

650
00:31:10,219 --> 00:31:13,472
‫- فقط روی مزرعه تمرکز کن!
‫- [کیلب] کردم!

651
00:31:13,473 --> 00:31:14,480
‫باشه.

652
00:31:14,939 --> 00:31:16,133
‫[کیلب] کردم!

653
00:31:16,840 --> 00:31:18,033
‫چیزی نمی‌شه!

654
00:31:20,086 --> 00:31:23,559
‫<i>
‫[جرمی] با چارلی موافق بودم که کلزا ایده بدیه،

655
00:31:23,560 --> 00:31:25,432
‫<i>
‫اما وقتی برای بحث در این مورد نبود،

656
00:31:25,433 --> 00:31:29,899
‫<i>
‫چون برای مربام باید تمشکِ
‫بیشتری جمع می‌کردم.

657
00:31:31,553 --> 00:31:35,299
‫[جرمی] اگه اینو وزن کنیم، می‌دونیم که
‫توی هر شیشه چقدر مربا می‌ره.

658
00:31:35,300 --> 00:31:37,439
‫[چارلی] از جا می‌دونی که هر بار
‫یه اندازه پرشون می‌کنی؟

659
00:31:37,440 --> 00:31:40,346
‫[جرمی] کوکائین که نمی‌خریم.
‫این‌طور نیست که بگی 2 گرم یا 20 گرم.

660
00:31:40,347 --> 00:31:42,120
‫تفاوت زیادی بین‌شونه.

661
00:31:43,207 --> 00:31:45,903
‫[چارلی] با همین استدلالت پیش می‌رم.

662
00:31:47,280 --> 00:31:51,187
‫[جرمی] اون شیشه با
‫سرش، 228 گرم وزنشه.

663
00:31:51,188 --> 00:31:52,153
‫آره.

664
00:31:55,113 --> 00:31:58,803
‫[جرمی] با میوه‌ی داخلش می‌شه 443 گرم.

665
00:31:58,804 --> 00:32:00,160
‫[چارلی] می‌شه 215.

666
00:32:00,161 --> 00:32:01,599
‫- تفاوتی هست؟
‫- [چارلی] آره.

667
00:32:01,600 --> 00:32:07,416
‫[جرمی] پس می‌دونیم که توی هر
‫شیشه 215 گرم میوه خواهد بود.

668
00:32:07,719 --> 00:32:08,645
‫- آره؟
‫- آره.

669
00:32:08,646 --> 00:32:11,185
‫[جرمی] اگه بشورمش، می‌شه
‫دوباره استفاده‌ش کرد، مگه نه؟

670
00:32:11,186 --> 00:32:13,593
‫[چارلی] آره، نکته اصلی استفاده
‫از ظرف شیشه‌ای همینه.

671
00:32:13,594 --> 00:32:15,983
‫[جرمی] دقیـــــــقا!
‫[نامفهوم]

672
00:32:16,753 --> 00:32:18,386
‫[جرمی] باید استریلش کنم؟

673
00:32:18,387 --> 00:32:20,132
‫[چارلی] آره، باید استریلش کنی.

674
00:32:20,133 --> 00:32:21,306
‫قبلا تجربه‌ش کردیم.

675
00:32:21,307 --> 00:32:24,013
‫ده دقیقه بذارش توی فرِ گرم.

676
00:32:24,246 --> 00:32:26,719
‫[جرمی] استریل کردن درب و شیشه.

677
00:32:31,200 --> 00:32:32,763
‫نه.

678
00:32:39,973 --> 00:32:41,450
‫[جرمی] نه، هیچی توش نیست که.

679
00:32:41,451 --> 00:32:42,223
‫نه.

680
00:32:42,986 --> 00:32:45,846
‫- [چارلی] فر اینجاست.
‫- عه آره، پس این چیه؟

681
00:32:45,847 --> 00:32:47,420
‫[چارلی می‌خندد] 

682
00:32:47,700 --> 00:32:49,312
‫[موسیقی شاد] 

683
00:32:49,313 --> 00:32:51,593
‫<i>
‫[جرمی] با وجودِ مشکلات جزئی،

684
00:32:51,594 --> 00:32:53,601
‫<i>
‫چند روز بعد،

685
00:32:53,602 --> 00:32:56,814
‫<i>
‫مرباهام آماده فروش بود.

686
00:32:56,960 --> 00:32:58,293
‫همه‌ی اون‌ها.

687
00:32:58,619 --> 00:32:59,840
‫همه‌ی این‌ها.

688
00:33:01,060 --> 00:33:03,066
‫کاشت تمشک‌ها...

689
00:33:03,067 --> 00:33:04,679
‫هیچ هزینه‌ای نداشت.

690
00:33:04,680 --> 00:33:06,246
‫لازم نبود کود به‌شون بدم.

691
00:33:06,247 --> 00:33:08,220
‫لازم نبود هیچ کاری بکنم.

692
00:33:08,332 --> 00:33:10,680
‫تا چشمت درآد، کیلب.

693
00:33:15,480 --> 00:33:17,770
‫[جرمی] ببین چی برات آوردم.

694
00:33:17,827 --> 00:33:20,503
‫- [لیزا] امکان نداره!
‫- داره!

695
00:33:20,949 --> 00:33:23,338
‫- با چه قیمتی می‌تونیم بفروشیم؟
‫- [لیزا] تو چه قیمتی می‌گی؟

696
00:33:23,339 --> 00:33:26,252
‫[جرمی] خب، هزینه تهیه‌ش 1.49 پوند شده.

697
00:33:26,253 --> 00:33:29,179
‫60 پنی برای شیشه،
‫47 پنی برای برچسب،

698
00:33:29,180 --> 00:33:31,996
‫و 42 پنی برای شکرِ هر ظرف.

699
00:33:32,167 --> 00:33:35,025
‫به نظرم 3.60 پوند قیمت معقولیه.

700
00:33:35,026 --> 00:33:37,090
‫[لیزا] خب من می‌تونم
‫4.80 پوند بفروشمش.

701
00:33:37,126 --> 00:33:39,146
‫[جرمی] همون 3.60 پوند.
‫از این حرف‌ها هم برام نزن...

702
00:33:39,147 --> 00:33:41,285
‫<font color="#ffd306">
‫[به لهجه ایرلندی]</font>
‫خب می‌تونیم گرون‌تر بفروشیم.

703
00:33:41,286 --> 00:33:42,506
‫3.60 پوند.

704
00:33:44,746 --> 00:33:48,950
‫<i>
‫[جرمی] همون‌قدر که دیدن مرباهام
‫توی قفسه‌ها خوب بود،

705
00:33:49,085 --> 00:33:51,840
‫<i>
‫می‌دونستم که منابع درآمد فعلیم...

706
00:33:51,841 --> 00:33:53,252
‫<i>
‫از کشاورزی زمین‌های غیر زراعی...

707
00:33:53,253 --> 00:33:55,332
‫<i>
‫به زودی خشک خواهند شد.

708
00:33:57,539 --> 00:33:59,806
‫<i>
‫پاییز در راه بود،

709
00:33:59,807 --> 00:34:02,439
‫<i>
‫که یعنی زنبورها برای امسال
‫دیگه دست از کار می‌کشن،

710
00:34:02,440 --> 00:34:03,567
‫<i>
‫و پرچین‌ها...

711
00:34:03,568 --> 00:34:06,583
‫<i>
‫خالی از میوه می‌شن.

712
00:34:07,061 --> 00:34:07,994
‫<i>
‫هر چند...

713
00:34:07,995 --> 00:34:10,759
‫<i>
‫یه ایده فکریِ پول‌ساز دیگه داشتم،

714
00:34:10,760 --> 00:34:14,500
‫<i>
‫و صبر نداشتم تا در موردش به چارلی بگم.

715
00:34:16,739 --> 00:34:18,512
‫یه چیز جدید دارم.

716
00:34:19,593 --> 00:34:20,712
‫خوک.

717
00:34:21,346 --> 00:34:22,439
‫[چارلی] خوک؟

718
00:34:22,620 --> 00:34:23,680
‫خوک.

719
00:34:24,200 --> 00:34:26,229
‫و دلیل هم براش دارم.

720
00:34:27,166 --> 00:34:30,066
‫[جرمی] این صدای نخست وزیره
‫که داره صحبت می‌کنه.

721
00:34:30,067 --> 00:34:31,080
‫آماده‌ای؟

722
00:34:31,559 --> 00:34:34,271
‫<font color="#ffd306"><i>
‫[وزیر] دو هفته دیگه به پاریس می‌رم،

723
00:34:32,566 --> 00:34:38,957
‫{\an9}<font color="#ffe017">
‫«تضمین آینده‌ای بهتر»

724
00:34:34,272 --> 00:34:36,926
‫<font color="#ffd306"><i>
‫برای بزرگ‌ترین نمایشگاهِ
‫تجارت مواد غذایی جهان،

725
00:34:36,927 --> 00:34:40,363
‫<font color="#ffd306"><i>
‫و محصولات بریتانیایی رو معرفی خواهم کرد.

726
00:34:40,506 --> 00:34:43,319
‫<font color="#ffd306"><i>
‫در ماه دسامبر، به پکن می‌رم،

727
00:34:43,320 --> 00:34:46,823
‫<font color="#ffd306"><i>
‫تا بازارهای جدید گوشت خوک افتتاح کنم.

728
00:34:48,239 --> 00:34:51,212
‫و اینجاشو مکث کرد برای
‫تشویق ولی رخ نداد.

729
00:34:51,213 --> 00:34:53,025
‫ولی من حواسم بود.

730
00:34:53,153 --> 00:34:54,880
‫پس داره بازارهای جدیدِ
‫گوشت خوک باز می‌کنه.

731
00:34:54,881 --> 00:34:58,066
‫و این یه زنه که...
‫البته الان نخست وزیره.

732
00:34:58,067 --> 00:35:01,151
‫هزاران عضوِ «حزب محافظه‌کار»
‫این خانم رو زیر نظر گرفتن،<font color="#ff8c10">
‫(بزرگ‌ترین حزب دولت محلی در بریتانیا)

733
00:35:01,152 --> 00:35:04,906
‫و گفتن که: «عاقله، مصممه،
‫باهوشه، انتخاب درستیه.»<font color="#ff8c10">
‫ (Liz Truss بعد از دو ماه استعفا داد)

734
00:35:04,907 --> 00:35:06,680
‫اون فکر می‌کنه که قراره...

735
00:35:06,681 --> 00:35:10,016
‫بازار گوشتِ خوکِ در حال
‫رشدی توی چین باشه.

736
00:35:11,693 --> 00:35:13,952
‫[چارلی] پس می‌خوای خوک پرورش بدی؟

737
00:35:13,953 --> 00:35:15,872
‫[جرمی] آره، چون بعدش
‫بچه خوک گیرت می‌اد.

738
00:35:15,873 --> 00:35:18,706
‫چند تا بچه خوک این‌ور اون‌ور بدوند، باحاله که.

739
00:35:18,960 --> 00:35:19,725
‫نیست؟

740
00:35:19,726 --> 00:35:22,639
‫[چارلی] از نظر مدیریت، خیلی راحت‌تره که...

741
00:35:22,640 --> 00:35:24,545
‫- خب؟
‫- [چارلی] ...فقط بچه خوک بگیری.

742
00:35:24,546 --> 00:35:26,139
‫چاق‌شون کنی،

743
00:35:26,140 --> 00:35:28,292
‫و بعد بکشی‌شون تا توی
‫فروشگاه مزرعه بفروشی‌شون.

744
00:35:28,293 --> 00:35:30,817
‫[جرمی] ولی بعدش باز باید بخری.
‫چرا تکثیرشون نکنی؟

745
00:35:30,819 --> 00:35:33,080
‫[چارلی] به محض این‌که
‫یه خوک پرورشی بگیری،

746
00:35:33,081 --> 00:35:34,866
‫دیگه یه کارِ همه روزه‌ست.

747
00:35:34,867 --> 00:35:37,232
‫یه نفر باید هر روز اینجا باشه،

748
00:35:37,233 --> 00:35:39,126
‫آب بده، غذا بده، جابه‌جاشون کنه،

749
00:35:39,127 --> 00:35:40,119
‫رفاه‌شون رو بررسی کنه.

750
00:35:40,120 --> 00:35:42,559
‫[جرمی] باورم نمی‌شه که
‫خوک‌ها این‌قدر پیچیده‌ان.

751
00:35:42,560 --> 00:35:43,512
‫[چارلی می‌خندد] 

752
00:35:43,513 --> 00:35:45,693
‫[جرمی] پس بچه‌ها رو داریم،
‫تیکه تیکه‌شون می‌کنیم،

753
00:35:45,694 --> 00:35:47,279
‫توی مغازه می‌فروشیم‌شون،
‫سوسیس می‌شن.

754
00:35:47,280 --> 00:35:49,339
‫کلی چیز از یه خوک می‌شه گرفت.

755
00:35:49,340 --> 00:35:50,386
‫فقط...

756
00:35:50,387 --> 00:35:54,300
‫یهو از خوک‌ها پریدی به فروشگاه،

757
00:35:54,520 --> 00:35:58,493
‫بدون در نظر گرفتنِ بخشِ تولید.

758
00:35:58,494 --> 00:36:00,600
‫«لیز تراس» می‌گه می‌تونم
‫توی پکن بفروشم‌شون.

759
00:36:00,601 --> 00:36:03,134
‫[چارلی]  من نمی‌خوام
‫توی پکن بفروشی‌شون.

760
00:36:03,135 --> 00:36:06,916
‫- می‌خوام همین‌جا بفروشم‌شون.
‫- [چارلی] کی ازشون مراقبت می‌کنه؟

761
00:36:07,753 --> 00:36:09,419
‫- [جرمی] خودم.
‫- هر روز؟

762
00:36:09,419 --> 00:36:10,392
‫[جرمی] آره.

763
00:36:10,533 --> 00:36:12,778
‫- [جرمی] من هر روز همین‌جام.
‫- وقتی که نیستی چی؟

764
00:36:12,779 --> 00:36:14,719
‫- کیلب.
‫- [چارلی] وقت داره براش؟

765
00:36:14,720 --> 00:36:15,905
‫[جرمی] آره.

766
00:36:15,906 --> 00:36:18,105
‫[چارلی] کجا قراره زندگی کنن؟

767
00:36:18,246 --> 00:36:21,592
‫چون کیلب نمی‌تونه سیب‌زمینی‌ها رو
‫از زمین در بیاره، اون‌ها می‌رن توی...

768
00:36:21,593 --> 00:36:23,806
‫زمینی که سیب‌زمینی‌ها هستن.

769
00:36:23,807 --> 00:36:25,625
‫اون بخش رو حصارکشی می‌کنیم.

770
00:36:25,626 --> 00:36:27,600
‫می‌رن اون تو.

771
00:36:27,706 --> 00:36:31,099
‫و سیب‌زمینی‌ها رو می‌خورن،
‫پس بهره‌ای هم از سیب‌زمینی‌ها می‌گیریم.

772
00:36:31,100 --> 00:36:32,340
‫[چارلی] آره، ولی برای همیشه
‫که اونجا نخواهند بود.

773
00:36:32,341 --> 00:36:33,286
‫<font color="#ffd306">
‫- نه!</font>
‫[چارلی] آره، ولی برای همیشه
‫که اونجا نخواهند بود.

774
00:36:33,287 --> 00:36:34,200
‫[جرمی] جنگل!

775
00:36:34,201 --> 00:36:35,945
‫می‌شن خوک‌های جنگلی.

776
00:36:35,946 --> 00:36:37,040
‫می‌تونم بذارم‌شون توی جنگل.

777
00:36:37,041 --> 00:36:40,031
‫چون می‌دونی که دارم
‫با کیلب رقابت می‌کنم دیگه؟

778
00:36:40,032 --> 00:36:43,240
‫بهش گفتم که می‌تونم
‫از جنگل هم پول در بیارم،

779
00:36:43,241 --> 00:36:44,139
‫- آره؟
‫- آره.

780
00:36:44,140 --> 00:36:46,140
‫اگه خوک‌ها رو وقتی که
‫تمام سیب‌زمینی‌هایی که...

781
00:36:46,141 --> 00:36:48,199
‫اون نتونست برداشت کنه
‫رو خوردن، بذارم توی جنگل،

782
00:36:48,200 --> 00:36:51,599
‫توی جنگل زندگی می‌کنن
‫و همه‌جا رو بو می‌کشن.

783
00:36:51,600 --> 00:36:54,293
‫و من از بخشِ کسب‌و‌کارِ
‫خودم پول درمی‌آرم،

784
00:36:54,294 --> 00:36:56,198
‫چون می‌تونن دنبال «ترافل» بگردن،<font color="#ff8c10">
‫ (Truffle قارچ خوراکیِ گرون قیمت)

785
00:36:56,199 --> 00:36:59,578
‫و خاک و زیر و رو می‌کنن و دنبال
‫بلوط و این چیزها می‌گردن دیگه، نه؟

786
00:36:59,579 --> 00:37:03,586
‫[چارلی] عینِ دنیای خیالیِ «وینی پو».<font color="#ff8c10">
‫ (Pooh خرسی زردرنگ با تی‌شرت
‫قرمز در داستان‌های والت دیزنی)

787
00:37:03,587 --> 00:37:07,833
‫خوراک‌جو هستن، ولی بیشتر
‫شبیه به لودرهای «JCB»‌ هستن.<font color="#ff8c10">
‫(تولیدکننده ماشین‌آلات سنگین)

788
00:37:07,834 --> 00:37:13,106
‫پس می‌خوای جنگل رو به
‫پیستِ ماشین‌سواری تبدیل کنی.

789
00:37:13,107 --> 00:37:15,439
‫بعدش هم بچه‌هایِ BMXسوار رو می‌اری...<font color="#ff8c10">
‫(مشابقات دوچرخه‌سواری آفرود)

790
00:37:15,440 --> 00:37:19,191
‫تا توی این تپه‌های بزرگی که
‫درست کردن، دوچرخه‌سواری کنن.

791
00:37:19,192 --> 00:37:22,159
‫[جرمی] تا الان این منفی‌ترین نظریه که دادی.

792
00:37:22,160 --> 00:37:23,386
‫[چارلی] من فقط...

793
00:37:23,387 --> 00:37:25,725
‫در مورد تولید بچه خوک‌ها نگرانم.

794
00:37:25,726 --> 00:37:28,040
‫اون طبیعتِ ایده‌آلی که توی ذهن توئه...

795
00:37:28,041 --> 00:37:30,359
‫[جرمی] می‌خوام صداها تا
‫از اون‌ها رو بیارم توی جنگل،

796
00:37:30,360 --> 00:37:33,206
‫زمین رو بو بکشن،
‫خار و خاشاک رو تمیز کنن.

797
00:37:33,292 --> 00:37:35,159
‫[نامفهوم]

798
00:37:35,160 --> 00:37:36,913
‫[جرمی] می‌دونی چیه،
‫اصلا می‌خوام شروعش کنم.

799
00:37:36,914 --> 00:37:39,698
‫<font color="#ffd306">
‫- خوبه.</font>
‫[جرمی] می‌رم یه کشاورزِ خوک
‫پیدا کنم و چند تا خوک بگیرم.

800
00:37:39,699 --> 00:37:41,863
‫«Piggly Squat Pork»

801
00:37:42,479 --> 00:37:43,938
‫[جرمی] بی‌خیال دیگه!

802
00:37:43,939 --> 00:37:45,599
‫آره!

803
00:37:48,137 --> 00:37:50,796
‫[موسیقی هیجانی]

804
00:37:51,090 --> 00:37:54,599
‫<i>
‫[جرمی] هنگامی که دست به کار شدم،
‫بدون هیچ کمکی از چارلی،

805
00:37:54,600 --> 00:37:59,169
‫<i>
‫کیلب، لامبو رو برای
‫سرویس‌های مورد نیاز برد،

806
00:38:00,566 --> 00:38:04,979
‫<i>
‫و بعد از تراکتور اسباب‌بازیش
‫برای کار در زمین‌ها استفاده کرد،

807
00:38:04,980 --> 00:38:07,220
‫<i>
‫زمینی که دیوارهاش کمی
‫خسته به نظر می‌رسن،

808
00:38:07,221 --> 00:38:10,883
‫<i>
‫چون جرالد هنوز حالش بد بود.

809
00:38:12,272 --> 00:38:16,085
‫<i>
‫سپس وقت این رسید که من و
‫کیلب یه گپ جدی با هم بزنیم،

810
00:38:16,086 --> 00:38:19,305
‫<i>
‫درباره این‌که رقابت‌مون چطور پیش می‌ره.

811
00:38:21,339 --> 00:38:23,485
‫[کیلب] وحشتناک به نظر می‌رسه.

812
00:38:23,486 --> 00:38:25,318
‫[جرمی] گالو توی «ودکا».<font color="#ff8c10">
‫ (Vodka یک نوشیدنی
‫الکلی با درصد 35 تا 55)

813
00:38:25,319 --> 00:38:27,206
‫بذار یکی دو ماه بمونه.

814
00:38:27,306 --> 00:38:28,412
‫و بعد...

815
00:38:28,659 --> 00:38:29,604
‫بفروشش.

816
00:38:29,606 --> 00:38:32,498
‫و به قول لیزا، می‌تونیم ودکایِ
‫خودمون رو با سیب‌زمینی بسازیم.

817
00:38:32,499 --> 00:38:34,092
‫- چقدر پول...
‫- [جرمی] این‌ها؟

818
00:38:34,093 --> 00:38:35,612
‫[کیلب] چقدر می‌ارزن؟

819
00:38:35,753 --> 00:38:37,619
‫[جرمی] سیصد چهارصد پوند.

820
00:38:37,786 --> 00:38:39,478
‫این آینده‌ی کشاورزیه.

821
00:38:39,479 --> 00:38:40,652
‫[کیلب] این آینده نیست.

822
00:38:40,653 --> 00:38:43,896
‫- [جرمی] خب هست.
‫- نهایتش یه نفر رو یه شب مست کنه.

823
00:38:43,986 --> 00:38:45,720
‫[جرمی] فکر می‌کنی یه آدم
‫می‌تونه این همه رو بخوره؟

824
00:38:45,721 --> 00:38:48,349
‫[کیلب] به نظرم تو می‌تونی بخوری.

825
00:38:49,413 --> 00:38:54,109
‫<i>
‫[جرمی] بعدش در مورد هزینه‌هایِ
‫سرویس کردن لامبو بحث کردیم.

826
00:38:54,940 --> 00:38:57,045
‫- [کیلب] چیه؟
‫- خب خیلی چیزها نوشته.

827
00:38:57,046 --> 00:38:59,805
‫- آره خب داغون شده بود.
‫- [جرمی] چیزیش نبود که!

828
00:38:59,806 --> 00:39:02,591
‫- [کیلب] وقتشه یه جدیدشو بگیری.
‫- فقط ترمزهاش کار نمی‌کردن.

829
00:39:02,592 --> 00:39:04,038
‫[کیلب] هزینه کلش چقدره؟

830
00:39:04,039 --> 00:39:05,231
‫[جرمی] می‌تونی این‌ها رو جمع بزنی؟

831
00:39:05,232 --> 00:39:07,679
‫3,259

832
00:39:07,680 --> 00:39:10,371
‫1,543

833
00:39:10,372 --> 00:39:14,112
‫99 بعلاوه 410.

834
00:39:14,453 --> 00:39:16,136
‫[جرمی] چقدر شد؟

835
00:39:16,793 --> 00:39:19,472
‫- 5,300 پوند.
‫- [کیلب] خیلیه!

836
00:39:19,473 --> 00:39:21,759
‫[جرمی] خیلیه، ولی خب
‫سه چهار سال برام...

837
00:39:21,760 --> 00:39:24,185
‫[کیلب] خب اینو از پول خودت
‫کم بکن، چون که اون...

838
00:39:24,186 --> 00:39:27,209
‫[جرمی] از پول من که نه،
‫این مزرعه توئه.

839
00:39:27,433 --> 00:39:29,471
‫خب تو داری بخش کشاورزی رو انجام می‌دی.

840
00:39:29,472 --> 00:39:31,205
‫- [جرمی] خرجش گردن توئه.
‫- می‌خوام بفروشمش.

841
00:39:31,206 --> 00:39:33,118
‫[جرمی] نمی‌فروشیش، تراکتورِ منه.

842
00:39:33,119 --> 00:39:34,886
‫بگذریم، گوش کن، یه نمودار می‌کشیم،

843
00:39:34,887 --> 00:39:36,864
‫تا ببینیم چه کسی بهتر عمل کرده.

844
00:39:36,866 --> 00:39:37,845
‫ماژیک.

845
00:39:37,993 --> 00:39:40,906
‫[جرمی] خب این می‌شه «دخل» و «خرج».

846
00:39:41,079 --> 00:39:44,692
‫مربا: 230 پوند.

847
00:39:45,445 --> 00:39:48,059
‫- آره؟ 230 پوند سود.
‫- آره.

848
00:39:48,060 --> 00:39:51,345
‫اونم وقتی که هزینه شیشه‌ها و
‫چیزهای دیگه رو ازش کم کردم، درسته؟

849
00:39:51,346 --> 00:39:56,212
‫تو 78,000 پوند برای کود خرج کردی.

850
00:39:56,666 --> 00:39:58,823
‫هیچی ازش در نیاوردی.

851
00:40:00,220 --> 00:40:03,286
‫خب وضع الان‌مون اینه.
‫من 230 پوند بالاترم.

852
00:40:03,287 --> 00:40:06,536
‫تو منفیِ 78,000 پوندی.

853
00:40:06,640 --> 00:40:08,445
‫و چقدر خرج بذر کردی؟

854
00:40:08,446 --> 00:40:10,166
‫[کیلب] 2,500 پوند برای کلزا.

855
00:40:10,167 --> 00:40:11,340
‫[جرمی] پس شد کلزا،

856
00:40:11,341 --> 00:40:15,513
‫که بهت گفتم نکاری،
‫ولی کاشتی: 2,500.

857
00:40:15,713 --> 00:40:16,958
‫[جرمی] گندم؟

858
00:40:16,959 --> 00:40:19,606
‫- [کیلب] شیش هزارتا.
‫- 6,000 پوند.

859
00:40:19,773 --> 00:40:22,339
‫- [جرمی] مواد شیمیایی؟
‫- 1,500.

860
00:40:22,340 --> 00:40:23,692
‫[جرمی] گازوئیل؟

861
00:40:23,693 --> 00:40:26,133
‫- [کیلب] 2,000 پوند.
‫- 2,000 تا برای گازوئیل.

862
00:40:26,206 --> 00:40:28,192
‫[کیلب] از این بازی خوشم نمی‌اد.

863
00:40:28,493 --> 00:40:31,013
‫- [جرمی] سرویس تراکتور؟
‫- ولی تو خرابش کردی که.

864
00:40:31,014 --> 00:40:33,583
‫[جرمی] پس الان تو روی 78...

865
00:40:33,820 --> 00:40:38,345
‫80، 86، 87، 89، 94...

866
00:40:38,346 --> 00:40:43,325
‫منفیِ 95,400 پوند.<font color="#ff8c10">
‫(اشاره‌ به نحوه‌ی امتیازدهی به
‫هموند در رقابت‌های TopGear)

867
00:40:43,326 --> 00:40:47,292
‫و من مثبتِ 230 پوند.

868
00:40:48,413 --> 00:40:53,806
‫پس من 95,630 پوند ازت جلوترم.

869
00:40:55,419 --> 00:40:57,212
‫[جرمی] حتی... اوه عسل‌هام!

870
00:40:57,306 --> 00:40:59,523
‫- 8,000 پوند.
‫- [کیلب] چی؟

871
00:41:00,059 --> 00:41:01,825
‫کالای سودآوریه.

872
00:41:02,253 --> 00:41:06,112
‫پس درواقع من 8,230 پوند بالاترم،

873
00:41:06,113 --> 00:41:08,146
‫که اثبات می‌کنه ایده من...

874
00:41:08,147 --> 00:41:11,319
‫از کشاورزیِ زمین‌های غیر زراعی...

875
00:41:11,793 --> 00:41:13,600
‫داره خوب کار می‌کنه.

876
00:41:19,493 --> 00:41:21,539
‫<i>
‫[جرمی] از اونجایی که جدول کیلب...

877
00:41:21,540 --> 00:41:24,272
‫<i>
‫مثل صورت حسابِ «بوریس بکر» بود،</i><font color="#ff8c10">
‫ (Boris Becker تنیسور آلمانی
‫که در 2022 اعلام ورشکستگی کرد)

878
00:41:24,273 --> 00:41:28,963
‫<i>
‫تصمیم گرفتم که تراکتورِ
‫تازه سرویسم رو آتیش کنم،

879
00:41:29,500 --> 00:41:34,013
‫<i>
‫و توی کارِ هرس کردنِ
‫زمین‌ها بهش کمک کنم.

880
00:41:34,473 --> 00:41:37,652
‫[جرمی] کیلب امروز سوارِ
‫لامبورگینی قدیمی‌شه.

881
00:41:37,653 --> 00:41:41,010
‫پس امروز یه جفت لامبورگینی توی کار داریم.

882
00:41:42,659 --> 00:41:44,360
‫[جرمی] نگاه، یه کار هم
‫برای جرالد داریم اونجا.

883
00:41:44,361 --> 00:41:46,141
‫یه دیوارِ خراب.

884
00:41:46,639 --> 00:41:48,607
‫احتمالا کارِ گورکن‌هاست.

885
00:41:49,845 --> 00:41:52,443
‫<i>
‫[کیلب در بیسیم] چه حسی داره
‫دوباره سوار تراکتورت شدن؟

886
00:41:52,499 --> 00:41:56,309
‫<i>
‫[جرمی در بیسیم] خیلی خوبه
‫و هر موقع که بخوام می‌ایسته.

887
00:41:56,373 --> 00:41:57,913
‫ترمزهاش خوبن.

888
00:41:57,973 --> 00:41:59,426
‫قدرتش خوبه.

889
00:41:59,793 --> 00:42:03,113
‫راحتیش خوبه، کولرش کار می‌کنه.

890
00:42:04,097 --> 00:42:06,823
‫[زنگ موبایل]

891
00:42:08,520 --> 00:42:09,600
‫سلام.

892
00:42:13,360 --> 00:42:14,200
‫آره.

893
00:42:16,467 --> 00:42:18,117
‫سلام، اوضاع چطوره؟

894
00:42:22,252 --> 00:42:23,720
‫وای نه!

895
00:42:36,059 --> 00:42:36,893
‫خب.

896
00:42:37,240 --> 00:42:38,080
‫آره.

897
00:42:38,599 --> 00:42:40,199
‫چیزی نیاز داری؟

898
00:42:41,833 --> 00:42:44,680
‫خیلی‌خب، باشه.
‫بعدا می‌بینمت، باشه؟

899
00:42:45,336 --> 00:42:46,733
‫خب مراقب باش.

900
00:42:51,863 --> 00:42:52,598
‫[آه می‌کشد]

901
00:42:52,598 --> 00:42:54,719
‫جرالد سرطان داره.

902
00:42:55,886 --> 00:42:57,800
‫گندش بزنن!

903
00:43:01,285 --> 00:43:07,715
‫<font color="#8aff67">
‫«امیدوارم لذت برده باشین»

