‫﻿۱
00:00:24,292 --> 00:00:25,958
‫اینکارتون دیگه خنده‌دار نیست

2
00:00:29,208 --> 00:00:30,208
‫کاتارینا؟

3
00:00:32,875 --> 00:00:33,833
‫اولریک؟

4
00:00:37,250 --> 00:00:38,625


5
00:00:55,667 --> 00:00:56,958
‫کمکم کنید!

6
00:00:57,750 --> 00:00:59,042
‫کمکم کنید!

7
00:01:00,667 --> 00:01:01,833
‫کمکم کنید!

8
00:01:23,792 --> 00:01:24,958
‫کابوس دیدی

9
00:01:26,917 --> 00:01:28,542
‫بهم بگو که همه‌چیز مرتبه

10
00:01:33,125 --> 00:01:34,375
‫همه‌چیز روبراهه

11
00:01:34,500 --> 00:01:39,834
‫دانلود فیلم و سریال با لینک مستقیم
‫WwW.DibaMoviez.Com

12
00:01:39,835 --> 00:01:46,835
‫مشترک با تیم‌های تی‌وی ورلد، ام‌ایکس‌ساب، رسانه کوچک
‫LiLMedia.TV , MxSub.iR
‫TvWorld.iNFO

13
00:03:07,867 --> 00:03:12,000
‫فصل اول: قسمت ششم
‫«جهان خلق شده است»

14
00:03:12,876 --> 00:03:16,000
‫« Sorrow مترجم: سمیــرا »
‫Sami.Sorrow@Gmail.Com

15
00:03:16,792 --> 00:03:17,875
‫یه پسر، مُرده...

16
00:03:17,958 --> 00:03:18,792
‫«مفقود»

17
00:03:18,875 --> 00:03:20,500
‫سه‌تا بچه‌ گم شدن

18
00:03:20,583 --> 00:03:23,792
‫داریم جستجومون رو گسترده‌تر می‌کنیم.
‫پس یعنی ازتون می‌خوام در هرخونه‌ای رو بزنید
‫

19
00:03:24,417 --> 00:03:29,292
‫از منطقه‌های مسکونی‌ای شروع کنید
‫که این پسرها آخرین بار نزدیک اونجا دیدن شدن

20
00:03:29,375 --> 00:03:32,125
‫و ازتون می‌خوام از همه سوال بپرسید.
‫از همه

21
00:03:32,208 --> 00:03:34,500
‫حتماً یه‌نفر یه چیزی دیده

22
00:03:34,583 --> 00:03:36,917
‫با سایر ادارات منطقه هماهنگ باشید

23
00:03:37,000 --> 00:03:39,417
‫همچنین ازتون می‌خوام بایگانی‌های

24
00:03:39,500 --> 00:03:42,625
‫پنجاه سال گذشته رو برای موارد مشابه
‫در داخل و اطراف ویندن جستجو کنید

25
00:03:43,167 --> 00:03:46,708
‫،حتی اگه یه بچه فقط به مدت ۲۴ ساعت گم شده
‫می‌خوام راجع بهش بدونم

26
00:03:47,667 --> 00:03:51,583
‫همگی‌تون دو شیفته کار می‌کنید، دلم می‌خواد
‫زیر تمام سنگ‌های این شهر رو بگردید

27
00:03:51,958 --> 00:03:54,042
‫تمام زیرزمین‌ها رو بگردید

28
00:03:54,125 --> 00:03:56,667
‫،هر کسی داره این‌کارو انجام میده
‫یه سرنخی یجا از خودش به‌جا گذاشته

29
00:03:57,333 --> 00:03:58,750
‫فقط باید اون سرنخ رو پیدا کنیم

30
00:04:00,500 --> 00:04:02,917
‫خب، تو و بابا چطوری آشنا شدید؟

31
00:04:12,042 --> 00:04:13,542
‫توی بیمارستان

32
00:04:15,625 --> 00:04:17,208
‫من ۱۴ سالم بود

33
00:04:18,792 --> 00:04:20,917
‫پدرت با یه پای شکسته اومده بود بیمارستان

34
00:04:26,167 --> 00:04:27,875
‫و منم حال خوشی نداشتم

35
00:04:29,083 --> 00:04:30,667
‫چطوری بود؟

36
00:04:32,042 --> 00:04:33,208
‫قبلاً

37
00:04:34,583 --> 00:04:36,125
‫قبل از اینکه مریض شه

38
00:04:38,208 --> 00:04:39,375
‫اون...

39
00:04:41,542 --> 00:04:42,708
‫متفاوت بود

40
00:04:47,708 --> 00:04:50,958
‫هیچوقت متوجه نمی‌شدی که جدیه یا نه

41
00:04:57,500 --> 00:04:58,625
‫مامان...

42
00:05:01,667 --> 00:05:02,500
‫بله؟

43
00:05:11,167 --> 00:05:12,458
‫هیچی

44
00:05:24,967 --> 00:05:26,758
‫«مدز نیلسن»
‫«نهم اکتبر ۱۹۸۶»

45
00:05:28,542 --> 00:05:30,375
‫«تحقیقات»

46
00:05:31,583 --> 00:05:32,875
‫«پسر ویندنی [۱۲ ساله] ناپدید شد»

47
00:05:34,250 --> 00:05:35,167
‫«مَدز نیلسن گم شده»

48
00:05:43,292 --> 00:05:45,542
‫معمولاً چه ساعتی میاد خونه؟

49
00:05:46,542 --> 00:05:48,625
‫پنج‌شنبه‌ها کلاس شمشیربازی داره

50
00:05:49,333 --> 00:05:51,125
‫و شش به بعد میاد خونه

51
00:05:52,875 --> 00:05:56,583
‫،وقتی ساعت هفت خونه نیومده بود
‫من واقعاً حس کردم یه مشکلی پیش اومده

52
00:05:57,375 --> 00:05:59,042
‫و شوهرتون؟

53
00:05:59,125 --> 00:06:00,792
‫ایشون کجا بودن؟

54
00:06:00,875 --> 00:06:02,917
‫خونه بود. با ما...

55
00:06:04,125 --> 00:06:09,375
‫هر سه‌نفرمون توی خونه منتظر مدز بودیم.
‫ترونتی، اولریک و من

56
00:06:26,333 --> 00:06:27,833
‫دارید کجا می‌رید؟

57
00:06:28,667 --> 00:06:29,583
‫مدرسه

58
00:06:32,542 --> 00:06:34,542
‫نه، هیچ‌جا نمی‌رید

59
00:06:34,625 --> 00:06:36,333
‫قراره این وضعیت تا ابد ادامه پیدا کنه؟

60
00:06:36,875 --> 00:06:38,333
‫اینکه ما رو زندانی نگه‌ داری؟

61
00:06:38,417 --> 00:06:40,042
‫چی؟ زندانی؟

62
00:06:40,792 --> 00:06:43,417
‫برادر کوچولوتون کمتر از یه هفته‌ست که گم شده

63
00:06:43,500 --> 00:06:46,750
‫خب؟ اینکه همینجوری تو خونه بشینیم
‫قرار نیست اون رو برگردونه

64
00:06:46,833 --> 00:06:49,000
‫همین‌الان برگرد اینجا خانم جوان

65
00:06:52,875 --> 00:06:55,250
‫نمی‌تونم بقیه رو ناامید کنم. بهش احتیاج دارم

66
00:06:55,625 --> 00:06:56,833
‫کی بهت احتیاج داره؟

67
00:06:57,667 --> 00:06:58,750
‫بچه‌های اجرای مدرسه...

68
00:06:59,917 --> 00:07:01,458
‫ولی مگه لغو نشده؟

69
00:07:01,542 --> 00:07:04,750
‫نه! آقای ماینل گفت خوبه که به همه
‫یه استراحتی بدیم

70
00:07:04,833 --> 00:07:06,667
‫که اینقدر به این قضیه فکر نکنن

71
00:07:07,667 --> 00:07:09,083
‫عالیه

72
00:07:09,792 --> 00:07:12,208
‫پس همه فقط به فکر خودشونن، ها؟

73
00:07:12,292 --> 00:07:14,083
‫واقعاً فکر می‌کنی خودت اینطور نیستی؟

74
00:07:14,167 --> 00:07:16,625
‫فکر می‌کنی تو این چند روز گذشته
‫یه‌بارم به ما فکر کردی؟

75
00:07:16,708 --> 00:07:18,125
‫کافیه!

76
00:07:18,917 --> 00:07:21,958
‫و چندتای دیگه از این کوفتی‌ها رو
‫می‌خوای بچسبونی؟

77
00:07:22,083 --> 00:07:25,333
‫- منظوری نداره
‫- چرا، منظور داشتم

78
00:07:25,417 --> 00:07:27,000
‫این داستان دیگه خیلی مسخره‌ست

79
00:07:27,083 --> 00:07:31,208
‫،توقع داری میکل از اون در بیاد تو
‫انگار هیچ اتفاقی نیوفتاده

80
00:07:31,292 --> 00:07:33,042
‫بابا دیگه حتی جرات نداره بیاد خونه!

81
00:07:33,542 --> 00:07:36,625
‫- و ما به هیچ‌جای هیچکس نیستیم
‫- اینطور نیست

82
00:07:36,708 --> 00:07:39,375
‫ولی این‌دفعه، این مسئله راجع به تو نیست، مارتا

83
00:07:40,583 --> 00:07:42,042
‫بدجوری سرت رو کردی زیر برف

84
00:07:42,500 --> 00:07:45,458
‫،همه بهش فکر می‌کنن
‫ولی هیچکس دلش نمی‌خواد به تو بگه

85
00:07:46,000 --> 00:07:47,000
‫میکل مُرده

86
00:07:59,917 --> 00:08:01,250
‫اوه، لعنتی

87
00:08:50,042 --> 00:08:53,208
‫«مرکز آزمایشگاهی ماموگرافی»

88
00:09:39,167 --> 00:09:43,083
‫«علامت رو دنبال کن»

89
00:10:26,833 --> 00:10:27,833
‫اولریک

90
00:10:46,167 --> 00:10:47,958
‫در چه حالید؟

91
00:10:48,667 --> 00:10:50,375
‫کاتارینا، بچه‌ها؟

92
00:10:56,000 --> 00:10:57,458
‫مامان کجاست؟

93
00:10:57,542 --> 00:10:58,667
‫خوابه

94
00:10:59,458 --> 00:11:01,000
‫قرص خورده

95
00:11:04,917 --> 00:11:06,625
‫،اون موقعی که مدز ناپدید شد

96
00:11:06,708 --> 00:11:08,292
‫مظنونی هم وجود داشت؟

97
00:11:08,375 --> 00:11:10,333
‫ایگان چیزی داشت؟

98
00:11:10,458 --> 00:11:11,292
‫ایگان؟

99
00:11:11,625 --> 00:11:13,375
‫ایگان یه احمق بود

100
00:11:13,458 --> 00:11:16,083
‫،به تنها چیزی که اهمیت می‌داد
‫بازنشستگیش بود. همین

101
00:11:17,167 --> 00:11:19,458
‫اون پسر مُرده‌ای که این هفته
‫توی جنگل پیداش کردیم...

102
00:11:21,708 --> 00:11:23,583
‫لباس‌هاش از دهه‌ی ۸۰ بود

103
00:11:24,375 --> 00:11:27,542
‫شاید تمام این اتفاقات به
‫اتفاقات اون موقع ربط داشته باشه

104
00:11:27,625 --> 00:11:29,125
‫شاید همش داره دوباره اتفاق میوفته

105
00:11:29,208 --> 00:11:30,958
‫توسط همون شخص انجام شده

106
00:11:33,000 --> 00:11:35,042
‫شبی که مدز ناپدید شد، کجا بودی؟

107
00:11:36,375 --> 00:11:39,083
‫،مامان گفته اون‌شب خونه بودی
‫ولی من یادمه که نبودی

108
00:11:39,625 --> 00:11:41,333
‫واسه شام خونه نبودی

109
00:11:42,333 --> 00:11:44,292
‫تا دیروقت خونه نیومدی

110
00:11:49,167 --> 00:11:51,583
‫مامان تمام مدت چشمش به ساعت بود

111
00:11:52,167 --> 00:11:53,125
‫بعد از یه مدتی...

112
00:11:54,750 --> 00:11:56,250
‫شروع کرد به دعا کردن

113
00:11:57,417 --> 00:11:58,667
‫خیلی آهسته

114
00:11:59,458 --> 00:12:01,208
‫ولی تو اونجا نبودی

115
00:12:01,292 --> 00:12:02,458
‫کجا بودی؟

116
00:12:07,917 --> 00:12:10,042
‫داری من رو متهم می‌کنی؟

117
00:12:11,333 --> 00:12:13,417
‫ممکنه اجازه داده باشم اشتباهات
‫،زیادی توی زندگیم رخ بده

118
00:12:13,500 --> 00:12:15,958
‫ولی این واقعیت که حتی فکر همچین چیزی
‫به سرت زده...

119
00:12:18,333 --> 00:12:22,000
‫پنج روز پیش کجا بودی، وقتی میکل ناپدید شده؟

120
00:12:22,083 --> 00:12:23,375
‫اینجا بود

121
00:12:24,875 --> 00:12:27,000
‫دیگه کجا می‌تونست باشه؟

122
00:12:54,833 --> 00:12:57,167
‫اونجوری که شما سر این
‫آدمک‌ها دعوا می‌کردین!

123
00:12:58,833 --> 00:13:00,583
‫روز کریسمس بود

124
00:13:01,583 --> 00:13:03,083
‫سال ۱۹۸۵

125
00:13:03,792 --> 00:13:07,042
‫شما دوتا تهش مثل دوتا
‫بوکسر با هم درگیر ‌شدین

126
00:13:08,417 --> 00:13:11,417
‫گفتی مدز افتاده روی میز شیشه‌ای توی هال

127
00:13:11,500 --> 00:13:14,458
‫کُلی خون ریخته بود، شبیه یه فیلم ترسناک شده بود

128
00:13:14,542 --> 00:13:16,042
‫ولی آخر سر...

129
00:13:16,583 --> 00:13:18,542
‫فقط یه بریدگی کوچیک بود

130
00:13:19,375 --> 00:13:21,000
‫یه شکاف روی چونه‌اش

131
00:13:21,083 --> 00:13:23,417
‫و جفتتون همینطور بی‌وقفه می‌خندیدین

132
00:13:23,500 --> 00:13:25,125
‫باهمدیگه اینجوری بودین

133
00:13:25,708 --> 00:13:28,333
‫،یه دقیقه از ته دل از هم متنفر بودین

134
00:13:28,417 --> 00:13:30,292
‫و یه دقیقه بعد بهترین دوستای همدیگه بودین

135
00:13:31,292 --> 00:13:32,708
‫مامان، چرا دروغ گفتی؟

136
00:13:34,083 --> 00:13:36,167
‫شبی که مدز ناپدید شد، بابا خونه نبود

137
00:13:36,250 --> 00:13:38,417
‫تو به ایگان گفتی پیش ما بوده

138
00:13:38,500 --> 00:13:41,125
‫من اظهارات ضبط شده‌ت رو شنیدم.
‫چرا دروغ گفتی؟

139
00:13:48,333 --> 00:13:50,750
‫می‌دونستی می‌خواستم پدرت رو ترک کنم؟

140
00:13:52,792 --> 00:13:54,583
‫قبل از تمام اتفاقاتی که سر برادرت اومد

141
00:13:55,292 --> 00:13:56,875
‫پدرت با یه نفر رابطه داشت

142
00:13:58,083 --> 00:13:59,750
‫و اولین رابطه‌ش نبود

143
00:14:01,000 --> 00:14:04,042
‫و شبی که مدز ناپدید شد...

144
00:14:04,917 --> 00:14:06,500
‫اون با دختره بود

145
00:14:07,667 --> 00:14:11,375
‫،درحالیکه برادرت ناپدید شده بود
‫اون داشت با یه زن دیگه می‌خوابید

146
00:14:15,958 --> 00:14:17,792
‫کی بود مامان؟

147
00:14:21,083 --> 00:14:22,500
‫کلادیا

148
00:14:25,458 --> 00:14:27,250
‫کلادیا تایدمن

149
00:14:28,458 --> 00:14:31,042
‫پس آخرین نفری که مدز رو
‫اون بعدازظهری دیده کی بوده؟

150
00:14:32,750 --> 00:14:34,417
‫رجینا بوده

151
00:14:34,500 --> 00:14:36,167
‫رجینا تایدمن

152
00:14:36,250 --> 00:14:37,833
‫دختر کلادیا

153
00:15:04,500 --> 00:15:06,542
‫شما با الکزاندر تایدمن تماس گرفته‌اید

154
00:15:06,625 --> 00:15:08,875
‫لطفاً بعد از شنیدن صدای بوق پیام بذارید

155
00:17:04,292 --> 00:17:05,125
‫سلام

156
00:17:05,792 --> 00:17:06,625
‫سلام

157
00:17:13,375 --> 00:17:14,792
‫حالت چطوره؟

158
00:17:15,500 --> 00:17:16,500
‫خوبم

159
00:17:24,875 --> 00:17:26,583
‫جواب تماسم‌هام رو ندادی

160
00:17:27,500 --> 00:17:29,000
‫داشتم نگران می‌شدم

161
00:17:31,042 --> 00:17:31,875
‫گوش کن...

162
00:17:33,500 --> 00:17:35,208
‫بخاطر تمام این اتفاقات متاسفم

163
00:17:35,875 --> 00:17:37,458
‫همش تقصیر منه

164
00:17:38,375 --> 00:17:41,292
‫من اون برنامه‌ی احمقانه‌ی رفتن
‫به اون غارها رو ریختم

165
00:17:45,167 --> 00:17:46,000
‫هی

166
00:17:46,417 --> 00:17:47,875
‫یه چیزی بگو

167
00:17:49,667 --> 00:17:51,375
‫از دستم عصبانی‌ای؟

168
00:17:53,542 --> 00:17:54,625
‫نه

169
00:17:55,333 --> 00:17:57,000
‫چرا باید از دستت عصبانی باشم؟

170
00:18:02,667 --> 00:18:04,667
‫الان نمی‌تونم اینکارو بکنم

171
00:18:11,458 --> 00:18:13,000
‫می‌خوای از اینجا بریم؟

172
00:18:13,542 --> 00:18:14,667
‫می‌تونیم فرار کنیم

173
00:18:15,833 --> 00:18:16,750
‫جدی میگم

174
00:18:17,375 --> 00:18:19,083
‫اجرا به‌زودی شروع میشه

175
00:18:26,500 --> 00:18:28,208
‫می‌دونی جوناس کجاست؟

176
00:18:29,875 --> 00:18:31,042
‫چرا؟

177
00:18:31,583 --> 00:18:34,792
‫همینطوری. عوضی دیروز منو قال گذاشت

178
00:18:34,875 --> 00:18:36,667
‫ولی... مهم نیست

179
00:18:37,500 --> 00:18:38,958
‫مطمئنم بعداً سر و کله‌ش پیدا میشه

180
00:18:46,625 --> 00:18:50,458
‫«ورود ممنوع»

181
00:19:13,750 --> 00:19:16,792
‫«مفقود»

182
00:20:04,083 --> 00:20:07,542
‫«ریزمکالمات دریافتی تلفن آقای اولریک نیلسن»

183
00:20:40,500 --> 00:20:41,708
‫الو؟

184
00:20:44,958 --> 00:20:46,250
‫اولریک؟

185
00:21:38,125 --> 00:21:39,792
‫تو اینجا چیکار می‌کنی؟

186
00:21:43,083 --> 00:21:44,333
‫سال ۱۹۸۶

187
00:21:45,417 --> 00:21:47,375
‫شبی که برادرم گم شد

188
00:21:47,833 --> 00:21:49,042
‫واقعاً چه اتفاقی افتاد؟

189
00:21:50,208 --> 00:21:51,833
‫این قضیه مال بیشتر از ۳۰ سال پیشه

190
00:21:51,917 --> 00:21:53,750
‫تو آخرین نفری بوده که زنده دیدیش

191
00:21:54,083 --> 00:21:56,250
‫متوجه چیز غیرمعمولی اون روز نشدی؟

192
00:21:56,333 --> 00:21:59,292
‫اون باهات حرف زد؟ چیز عجیبی بهت گفت؟

193
00:22:05,458 --> 00:22:07,542
‫می‌دونستی با هم رابطه دارن؟

194
00:22:09,458 --> 00:22:10,833
‫مادرت و پدر من

195
00:22:19,708 --> 00:22:23,583
‫مدز تنها کسی بود که می‌دونستم
‫راجع به هیچکس حرف بدی نمی‌زنه

196
00:22:26,458 --> 00:22:28,625
‫،واسم سواله چرا از بین همه‌ی ما
‫اون بلا سر مدز اومد؟

197
00:22:31,542 --> 00:22:35,333
‫همیشه احساس می‌کردم باید به‌جای
‫یه آدمی به خوبی اون، این بلا سر تو میومد

198
00:22:36,042 --> 00:22:37,958
‫ولی عدالتی توی این دنیا نیست

199
00:22:38,417 --> 00:22:40,292
‫و قسمت مسخره‌ش اینجاست که...

200
00:22:40,375 --> 00:22:44,542
‫،اگه مدز بخاطر تو و کاتارینا اونجا نمی‌بود
‫احتمالاً غیبش نمی‌زد

201
00:22:44,625 --> 00:22:48,417
‫،مدز می‌دونست می‌ترسم تنهایی برم خونه
‫چون شما دوتا من رو ترسونده بودید

202
00:22:48,500 --> 00:22:50,500
‫بخاطر جوری که ترسونده بودیم

203
00:22:51,333 --> 00:22:54,667
‫در غیر این‌صورت، من رو همراهی نمی‌کرد
‫و توی جنگل نمی‌بود

204
00:22:55,500 --> 00:22:58,458
‫اینطوری هیچوقت همچین اتفاقی نمیوفتاد

205
00:22:58,542 --> 00:23:00,667
‫اتفاقی که اون‌شب توی جنگل افتاد...

206
00:23:01,125 --> 00:23:04,167
‫یه بازی بود. ما بچه بودیم.
‫همگی‌مون اون‌موقع اشتباه کردیم

207
00:23:04,250 --> 00:23:06,375
‫و تو هیچوقت بخاطر بلایی که
‫سرم آوردی ازم عذرخواهی نکردی

208
00:23:06,500 --> 00:23:08,625
‫فقط می‌خوای عذرخواهی من رو بشنوی؟

209
00:23:08,708 --> 00:23:12,250
‫که قربانی بودی. البته. رجینای طفلکی بی‌گناه

210
00:23:12,667 --> 00:23:14,750
‫اینقدر متظاهری که داری حالم رو به هم می‌زنی

211
00:23:15,375 --> 00:23:19,458
‫تو به پدربزرگ به‌دردنخور دائم‌الخمرت گفتی
‫من به کاتارینا تجاوز کردم، عوضی

212
00:23:22,167 --> 00:23:24,125
‫من همچین کاری کردم؟

213
00:23:30,917 --> 00:23:32,708
‫هانا دیده که اینکارو کردی

214
00:23:33,750 --> 00:23:34,875
‫منو به پلیس لو دادی

215
00:23:35,792 --> 00:23:36,792
‫هانا؟

216
00:23:37,417 --> 00:23:40,042
‫همون هانایی که تو ۱۴ سالگی
‫چنان عاشق تو بود

217
00:23:40,125 --> 00:23:42,458
‫که هرکاری واسه با تو بودن می‌کرد؟

218
00:23:43,833 --> 00:23:45,875
‫ولی به‌گمونم زیاد تغییر نکرده

219
00:23:47,917 --> 00:23:51,042
‫پس تمام این سال‌ها فکر می‌کردی
‫من تو رو لو دادم؟

220
00:23:53,292 --> 00:23:54,958
‫چرا باید سعی کنم بهت صدمه بزنم؟

221
00:23:56,667 --> 00:23:58,958
‫من به زور، نصف تو بدم

222
00:24:12,833 --> 00:24:16,458
‫«مفقود»

223
00:24:18,250 --> 00:24:22,667
‫پلیس ویندن تایید کرده که دیروز
‫جسد یه بچه پیدا شده

224
00:24:22,750 --> 00:24:26,333
‫و جسد پیدا شده، جسد هیچکدوم از
‫سه بچه‌ای که به تازگی گمشدن نیست

225
00:24:26,792 --> 00:24:30,083
‫پلیس داره ما رو ناامید می‌کنه و
‫بچه‌هامون در امانن؟
‫

226
00:24:30,167 --> 00:24:32,625
‫ می‌خوایم نظرات شما رو در این مورد بدونیم

227
00:24:32,708 --> 00:24:37,417
‫با خطوط ارتباطی ما با
‫شماره‌ی ۰۸۰۰۶۴۸۲۶۴۸۲ تماس بگیرید

228
00:24:38,125 --> 00:24:43,333
‫و جهت اطلاع شنوندگان عزیز شما می‌تونید
‫آخرین اخبار رو از وب‌سایت ما دریافت کنید...

229
00:24:43,417 --> 00:24:44,750
‫من کاتارینا نیلسن هستم

230
00:24:45,500 --> 00:24:48,625
‫من مادر میکل نیلسن هستم.
‫یکی از بچه‌های مفقود شده...

231
00:24:49,500 --> 00:24:50,625
‫درسته

232
00:24:52,208 --> 00:24:53,500
‫باشه، مشکلی نیست

233
00:24:56,167 --> 00:24:58,417
‫ما روی خط خانم نیلسن رو داریم

234
00:24:58,500 --> 00:25:02,000
‫که مادر یکی از بچه‌های مفقود شده‌ی ویندن هستن

235
00:25:02,083 --> 00:25:06,292
‫و ایشون می‌خوان راجع به
‫اتفاقات دلخراش چند روز اخیر صحبت کنن

236
00:25:06,375 --> 00:25:07,333
‫خانم نیلسن؟

237
00:25:07,417 --> 00:25:10,500
‫من می‌خوام مردم کاملاً متوجه بشن اینجا چه خبره

238
00:25:11,875 --> 00:25:13,458
‫ما هیچ سرنخی نداریم

239
00:25:15,458 --> 00:25:17,167
‫یه قاتل اینجا و بین ماست

240
00:25:19,375 --> 00:25:21,292
‫ولی هیچکس جرات به‌زبون آوردنش رو نداره

241
00:25:22,375 --> 00:25:23,875
‫ولی این حقیقته

242
00:25:25,750 --> 00:25:28,833
‫ما به امیدی چنگ می‌زنیم
‫که واسمون اتفاق نمیوفته

243
00:25:30,708 --> 00:25:32,083
‫ما همدیگه رو می‌شناسیم

244
00:25:34,625 --> 00:25:36,125
‫«مرکز آزمایشگاهی ماموگرافی»

245
00:25:36,208 --> 00:25:38,250
‫فکر می‌کنیم همه‌چی اطرافمون رو می‌شناسیم

246
00:25:40,083 --> 00:25:41,667
‫ولی واقعاً اینطوریه؟

247
00:25:42,583 --> 00:25:45,667
‫ما دقیقاً همسایه‌ی آدم‌هایی هستیم
‫که هیچی راجع بهشون نمی‌دونیم

248
00:25:45,750 --> 00:25:48,583
‫«متهم پرونده‌ی تجاوز: اولریک نیلسن»
‫«قربانی: هانا کروگر»

249
00:25:48,667 --> 00:25:50,667
‫و پشت یکی از اون درها...

250
00:25:52,125 --> 00:25:53,333
‫پسر منه

251
00:25:55,458 --> 00:25:57,500
‫می‌تونه در هرکسی باشه

252
00:25:57,625 --> 00:25:59,750
‫مردی که صندوق‌داره

253
00:25:59,833 --> 00:26:04,125
‫یکی که یکشنبه واسه خوردن قهوه و کیک
‫دعوتش کردیم. همون‌که با بچه‌هامون بازی می‌کنه

254
00:26:09,333 --> 00:26:11,125
‫ولی من دیگه نمی‌خوام چشم انتظار بشینم

255
00:26:11,208 --> 00:26:13,500
‫و شما هم نباید اینکارو بکنید

256
00:26:14,375 --> 00:26:16,208
‫کُل این شهر مریضه

257
00:26:17,542 --> 00:26:19,417
‫ویندن مثل یه زخم چرکی‌ـه

258
00:26:19,500 --> 00:26:21,417
‫و همگی‌مون جزئی ازشیم

259
00:26:36,375 --> 00:26:37,917
‫مرکز ماموگرافی

260
00:26:38,042 --> 00:26:39,917
‫عصربخیر. تایدمن هستم

261
00:26:40,042 --> 00:26:44,250
‫همسرم در تاریخ ۲۷ اکتبر تو مرکز شما
‫یه آزمایش بررسی سرطان داشتن

262
00:26:44,875 --> 00:26:47,208
‫هنوز نتایجش به دستمون نرسیده

263
00:26:47,292 --> 00:26:48,750
‫اسمشون چی بوده؟

264
00:26:48,833 --> 00:26:50,792
‫تایدمن. رجینا تایدمن

265
00:26:52,542 --> 00:26:56,250
‫عجیبه. نتایج دو روز پیش ارسال شده

266
00:26:56,333 --> 00:27:00,333
‫ما چند هفته‌ی پیش غده‌ی سرطانی
‫مهاجم رو شناسایی کردیم

267
00:27:00,417 --> 00:27:03,208
‫آخرین نتایج نشون میده که
‫در سطح بدن پخش شدن

268
00:27:03,292 --> 00:27:07,292
‫همسرتون باید هرچه سریع‌تر
‫یه وقت معاینه از دکتر ارمن بگیرن

269
00:27:08,042 --> 00:27:09,208
‫الو؟

270
00:27:10,208 --> 00:27:11,500
‫آقای تایدمن؟

271
00:28:17,208 --> 00:28:18,042
‫الوریک!

272
00:28:19,167 --> 00:28:22,417
‫- اینجا چیکار می‌کنی؟ خیال می‌کردم...
‫- چی از جونم می‌خوای؟

273
00:28:23,333 --> 00:28:25,500
‫- چی؟
‫- چی از جونم می‌خوای؟

274
00:28:30,375 --> 00:28:31,958
‫سال ۱۹۸۶ کار تو بود

275
00:28:32,542 --> 00:28:35,167
‫یه گزارش دادی و من رو متجاوز معرفی کردی

276
00:28:37,500 --> 00:28:38,917
‫زنیکه‌ی مریض

277
00:28:40,292 --> 00:28:41,833
‫نکن! داری بهم صدمه می‌زنی

278
00:28:42,875 --> 00:28:44,500
‫داری سعی می‌کنی منو خراب کنی؟

279
00:28:45,625 --> 00:28:48,500
‫می‌خوای خانوادم رو نابود کنی؟ همینو می‌خوای؟

280
00:28:50,833 --> 00:28:52,250
‫چی می‌خوای؟

281
00:28:54,583 --> 00:28:55,417
‫تو رو

282
00:29:04,417 --> 00:29:06,208
‫می‌دونی که سَمی

283
00:29:06,292 --> 00:29:09,417
‫زورت رو می‌زنی شبیه عسل باشی
‫ولی فقط سَمی

284
00:29:11,292 --> 00:29:13,583
‫شوهرت چطور تونسته اینقدر تحملت کنه؟

285
00:29:13,667 --> 00:29:16,250
‫عجیب نیست که خودش رو کشته

286
00:29:26,125 --> 00:29:27,708
‫خیال می‌کردم می‌شناسمت

287
00:29:30,375 --> 00:29:32,667
‫چقدر راحت میشه گول خورد

288
00:29:41,625 --> 00:29:45,458
‫،حالا مطمئنم که ازش شنیده‌اید
‫دختر مینوس [اسطوره‌ی یونان]

289
00:29:46,833 --> 00:29:48,250
‫فکر می‌کنید می‌شناسیدش

290
00:29:48,333 --> 00:29:51,458
‫اون زیبا و خوب نیست؟

291
00:29:52,375 --> 00:29:54,667
‫باید به خودتون اجازه‌ دهید تا مسحور شوید

292
00:29:55,333 --> 00:29:56,875
‫با حرف‌هاش

293
00:29:57,000 --> 00:29:58,583
‫با نگاه زیبایش

294
00:29:59,750 --> 00:30:01,375
‫ولی باور کنید

295
00:30:01,458 --> 00:30:04,500
‫،هرکسی، چه دختر پادشاه باشد چه نباشد

296
00:30:04,583 --> 00:30:06,875
‫،یه پایش در تاریکی‌ست

297
00:30:08,042 --> 00:30:09,792
‫و فقط یک‌پایش در روشنایی‌ست

298
00:30:27,792 --> 00:30:29,750
‫نوزده دقیقه‌ی دیگه مونده

299
00:30:38,708 --> 00:30:40,208
‫بله، چی شده؟

300
00:30:42,458 --> 00:30:44,042
‫کی میای خونه؟

301
00:30:46,000 --> 00:30:48,500
‫زود، تازه اومدم بارتوز رو از دم مدرسه سوار کنم

302
00:30:48,583 --> 00:30:50,833
‫رفته دیدن این نمایشی که داره اجرا میشه

303
00:30:56,583 --> 00:30:58,542
‫من کنارتم. خودت می‌دونی

304
00:31:00,167 --> 00:31:01,792
‫مهم نیست چه اتفاقی بیوفته

305
00:31:05,875 --> 00:31:07,458
‫دیر نکنین، باشه؟

306
00:31:09,833 --> 00:31:10,667
‫باشه

307
00:31:13,042 --> 00:31:14,208
‫رجینا...

308
00:31:15,708 --> 00:31:17,208
‫دوستت دارم

309
00:31:20,917 --> 00:31:22,417
‫منم دوستت دارم

310
00:31:25,458 --> 00:31:26,292
‫اینو بگیر

311
00:31:27,375 --> 00:31:29,125
‫این راهنماییت می‌کنه

312
00:31:29,208 --> 00:31:34,000
‫باید همینطور تا اعماق پیش بری تا به
‫مرکز برسی. اون توی سایه‌ها منتظره

313
00:31:34,833 --> 00:31:37,500
‫نصف انسان، نصف هیولا

314
00:31:39,458 --> 00:31:42,125
‫باید سریع باشی. مستقیماً به قلب شلیک کنی

315
00:31:43,625 --> 00:31:45,500
‫ولی اون برادرت نیست؟

316
00:31:46,917 --> 00:31:48,500
‫واسم فرقی نمی‌کنه

317
00:31:51,208 --> 00:31:52,875
‫،این عهدی که الان با هم می‌بندیم

318
00:31:52,958 --> 00:31:55,125
‫قسم بخور که هیچوقت زیرش نزنی

319
00:31:56,500 --> 00:31:57,625
‫قسم می‌خورم

320
00:32:21,792 --> 00:32:25,542
‫«علامت رو دنبال کن»

321
00:33:28,667 --> 00:33:30,708
‫چیزی جز تاریکی مرا احاطه نمی‌کند

322
00:33:32,417 --> 00:33:34,250
‫سایه‌های خیره‌کننده‌ی ابدی

323
00:33:36,542 --> 00:33:38,333
‫من چند روزه هیچی نخوردم

324
00:33:39,792 --> 00:33:41,375
‫چشم‌هام داره سیاهی میره

325
00:33:42,625 --> 00:33:43,833
‫پایان نزدیکه

326
00:33:48,667 --> 00:33:51,042
‫،درست مثل زمانی‌که او به سردرگمی رسید

327
00:33:53,500 --> 00:33:55,208
‫حالا من به آن نقطه رسیده‌ام

328
00:34:36,500 --> 00:34:37,750
‫حالا جلوی شما ایستاده‌ام

329
00:34:39,583 --> 00:34:41,083
‫نه دختر شاهی هستم

330
00:34:44,000 --> 00:34:45,333
‫نه زنِ مردی

331
00:34:48,417 --> 00:34:49,833
‫نه خواهره برادری

332
00:34:55,333 --> 00:34:57,583
‫من یه کار ناتمام در زمانم

333
00:35:06,542 --> 00:35:08,375
‫پس همه‌ی ما یکسان می‌میریم

334
00:35:11,625 --> 00:35:13,458
‫فرقی نمی‌کنه تو چه خونه‌ای به دنیا اومدیم

335
00:35:15,292 --> 00:35:16,625
‫فرقی نمی‌کنی چی می‌پوشیم

336
00:35:20,667 --> 00:35:22,042
‫زمین رو زیبا می‌کنیم یا نه

337
00:35:24,417 --> 00:35:25,583
‫واسه سال‌های زیادی زنده‌ایم یا نه

338
00:35:29,583 --> 00:35:31,417
‫،من به تنهایی عهد می‌بندم

339
00:35:33,458 --> 00:35:35,083
‫چه تنها نمونم...

340
00:35:37,792 --> 00:35:39,042
‫چه از بین برم

341
00:35:41,750 --> 00:35:43,500
‫همگی‌مون با یک پایان روبرو میشیم

342
00:35:46,167 --> 00:35:48,083
‫اون‌هایی که اون بالان، خیلی وقته
‫که ما رو فراموش کردن

343
00:35:52,000 --> 00:35:53,708
‫ما رو قضاوت نمی‌کنن

344
00:36:00,000 --> 00:36:01,917
‫در مرگ، من تنها هستم

345
00:36:05,833 --> 00:36:07,500
‫و تنها قاضی من...

346
00:36:09,875 --> 00:36:10,708
‫خودم هستم

347
00:36:36,083 --> 00:36:38,542
‫چیزی نیست. من اینجام

348
00:37:17,375 --> 00:37:19,250
‫«دبیرستان ویندن در طی سال‌ها»

349
00:37:19,333 --> 00:37:21,417
‫«کلاس ۶-بی سال ۱۹۸۷»

350
00:38:06,125 --> 00:38:08,958
‫ساعت ۹:۱۷ بعدازظهر

351
00:38:21,000 --> 00:38:22,333
‫امشب کارت حرف نداشت

352
00:38:25,208 --> 00:38:27,083
‫اجرا به همین زودی تموم شده؟

353
00:38:27,708 --> 00:38:29,708
‫یا دخترت رو از روی صحنه آوردی پایین

354
00:38:29,792 --> 00:38:32,708
‫تا از دست آدم‌های مریض این شهر نجاتش بدی؟

355
00:38:33,625 --> 00:38:35,750
‫اگه نمی‌تونید اینجا زندگی کنید...

356
00:38:36,417 --> 00:38:38,417
‫پس چرا از اینجا نمی‌رید؟

357
00:40:23,125 --> 00:40:24,125
‫دیدی؟

358
00:40:24,875 --> 00:40:26,792
‫مادرت واقعاً یه همچین آدمیه

359
00:40:28,667 --> 00:40:30,250
‫،تو و اولریک

360
00:40:30,667 --> 00:40:32,500
‫واقعاً واسه همدیگه ساخته شدید

361
00:40:33,583 --> 00:40:34,833
‫ولم کن

362
00:40:35,208 --> 00:40:37,292
‫بهشون بگو تو گذشته چه اتفاقی افتاده

363
00:40:39,333 --> 00:40:41,458
‫بهشون بگو مادرشون واقعاً کیه

364
00:40:48,333 --> 00:40:49,208
‫یالا بچه‌ها

365
00:43:52,875 --> 00:43:54,625
‫نمی‌تونم بخوابم

366
00:43:56,125 --> 00:43:57,292
‫برو پی کارت

367
00:44:00,083 --> 00:44:01,417
‫میشه حرف بزنیم؟

368
00:44:06,167 --> 00:44:07,000
‫آره

369
00:44:26,333 --> 00:44:29,292
‫داستان حرف‌های توی مدرسه چی بود؟

370
00:44:32,125 --> 00:44:33,625
‫نمی‌دونم

371
00:44:42,333 --> 00:44:44,917
‫فکر می‌کنی اصلاً اوضاع دوباره مثل قبل میشه؟

372
00:44:53,625 --> 00:44:55,375
‫می‌دونی چی از نظرم عجیبه؟

373
00:44:58,500 --> 00:45:01,042
‫تو واقعاً والدینت رو نمی‌شناسی

374
00:45:02,875 --> 00:45:06,875
‫منظورم اینه، متوجه نمیشی وقتی بچه یا
‫نوجون بودن چطوری بودن

375
00:45:11,750 --> 00:45:15,125
‫ما یه خانواده‌ایم، ولی واقعاً هم رو نمی‌شناسیم

376
00:45:21,083 --> 00:45:22,750
‫میشه امشب اینجا بخوابم؟

377
00:45:26,417 --> 00:45:29,375
‫باشه، ولی پاهام سردت رو به من نزنی

378
00:45:57,750 --> 00:46:00,250
‫«مفقود: مدز نیلسن»

379
00:46:11,917 --> 00:46:13,625
‫برسونیمت؟

380
00:46:13,708 --> 00:46:15,708
‫یکمی واسه تنهایی راه رفتن دیره

381
00:46:17,417 --> 00:46:19,750
‫نباید توی بارون زیاد وایسی

382
00:46:21,333 --> 00:46:22,542
‫چرا؟

383
00:46:22,625 --> 00:46:24,458
‫چون اسیدی‌ـه

384
00:46:25,375 --> 00:46:26,417
‫چرنوبیل

385
00:46:26,833 --> 00:46:30,000
‫مردم میگن دیگه بارون نیست ولی من باور نمی‌کنم

386
00:46:30,083 --> 00:46:32,917
‫هانا، برو اونور. یالا سوار شو.
‫می‌برمت خونه

387
00:46:33,417 --> 00:46:34,250
‫هانا؟

388
00:46:43,375 --> 00:46:45,042
‫ممنون ولی مشکلی ندارم

389
00:46:46,750 --> 00:46:48,125
‫در رو ببند

390
00:46:49,333 --> 00:46:51,292
‫- چش بود؟
‫- فراموش کن

391
00:46:52,458 --> 00:46:57,333
‫«مفقود»

392
00:47:28,917 --> 00:47:32,042
‫گفتی مدز افتاده روی میز شیشه‌ای توی هال

393
00:47:32,667 --> 00:47:35,208
‫کُلی خون ریخته بود، شبیه یه فیلم ترسناک شده بود

394
00:47:35,875 --> 00:47:38,417
‫ولی آخر سر، فقط یه بریدگی کوچیک بود

395
00:47:39,500 --> 00:47:40,625
‫یه شکاف روی چونه‌اش

396
00:47:42,167 --> 00:47:43,583
‫باهمدیگه اینجوری بودین

397
00:47:44,042 --> 00:47:46,333
‫،یه دقیقه از ته دل از هم متنفر بودین
‫

398
00:47:46,417 --> 00:47:48,417
‫و یه دقیقه بعد بهترین دوستای همدیگه بودین

399
00:47:48,500 --> 00:47:52,500
‫« Sorrow مترجم: سمیــرا »
‫Sami.Sorrow@Gmail.Com

400
00:47:52,500 --> 00:47:56,500
‫دانلود فیلم و سریال با لینک مستقیم
‫WwW.DibaMoviez.Com

401
00:47:56,500 --> 00:48:00,500
‫مشترک با تیم‌های تی‌وی ورلد، ام‌ایکس‌ساب، رسانه کوچک
‫LiLMedia.TV , MxSub.iR
‫TvWorld.iNFO

