‫﻿۱
00:00:45,417 --> 00:00:46,917
‫یادم میاد

2
00:00:49,500 --> 00:00:51,417
‫همه چیز رو به یاد میارم

3
00:01:07,041 --> 00:01:17,341
‫« ترجمه از ارمـیـا »
‫::. SiGMA .::..

4
00:01:17,365 --> 00:01:23,065
‫ارائه‌ای از تیم ترجمه‌ی ام‌ایکس‌ساب
‫::. MxSub.iR .::..

5
00:01:23,089 --> 00:01:25,089
‫مشترک با تیم‌های تی‌وی ورلد، دیبامووی، رسانه کوچک
‫LiLMedia.TV , DibaMoviez.Com
‫TvWorld.iNFO

6
00:02:24,750 --> 00:02:29,458
‫" تقاطع "

7
00:04:16,500 --> 00:04:17,667
‫تو اینجا چیکار میکین؟

8
00:04:18,583 --> 00:04:20,583
‫اون پسری که توی جنگل پیداش کردیم

9
00:04:22,417 --> 00:04:24,667
‫الان چه بلایی قراره سرش بیاد؟

10
00:04:24,750 --> 00:04:26,417
‫اگه نتونی شناساییش کنی

11
00:04:26,500 --> 00:04:29,000
‫جسدش سوزونده میشه
‫و بدون نام و نشان دفن میشه

12
00:04:29,083 --> 00:04:30,292
‫چقدر از مرگش گذشته؟

13
00:04:31,000 --> 00:04:32,750
‫همه‌ش توی گزارش هست

14
00:04:32,833 --> 00:04:35,792
‫،وقتی که پیداش کردی
‫حدوداً ۱۰ ساعت از مرگش گذشته بود

15
00:04:36,458 --> 00:04:38,625
‫امکانش هست که...

16
00:04:40,417 --> 00:04:41,833
‫،حرفم کاملاً فرضیه

17
00:04:43,375 --> 00:04:46,667
‫ولی امکانش هست که مدت زیادی از مرگش
‫گذشته باشه ولی یه جوری ازش محافظت کرده باشن؟

18
00:04:46,750 --> 00:04:48,167
‫محافظت کرده باشن؟

19
00:04:48,250 --> 00:04:49,542
‫منظورت اینده که منجمد نگه داشته بودنش؟

20
00:04:51,708 --> 00:04:54,875
‫اگه اینجوری بود توی بافت پوستش مشخص میشد
‫من متوجه چیزی نشدم

21
00:04:54,958 --> 00:04:56,792
‫گوشت یخ زده با گوشت تازه فرق میکنه

22
00:04:57,208 --> 00:05:00,583
‫- پس یعنی اینطوری نبوده
‫- تا جایی که من میدونم نبوده

23
00:05:04,500 --> 00:05:07,417
‫منظورت از نگه‌داری دقیقا چه مدت بود؟

24
00:05:08,792 --> 00:05:11,375
‫- سی و سه سال
‫- سی و سه سال؟

25
00:05:12,083 --> 00:05:15,292
‫با توجه به ظاهرش میتونم بگم
‫که غیر ممکنه

26
00:05:43,875 --> 00:05:45,917
‫"گم شده"

27
00:06:06,083 --> 00:06:07,083
‫امروز چندمه؟

28
00:06:10,208 --> 00:06:12,667
‫- چی؟
‫- امروز چندمه؟

29
00:06:14,500 --> 00:06:15,583
‫نهم نوامبر

30
00:06:16,250 --> 00:06:17,875
‫میدونم بنظر احمقانه میاد...

31
00:06:20,042 --> 00:06:20,958
‫ولی چه سالی؟

32
00:06:22,250 --> 00:06:23,125
‫سال ۸۶

33
00:06:26,125 --> 00:06:27,042
‫ممنون

34
00:06:28,250 --> 00:06:29,458
‫صبر کن

35
00:06:31,167 --> 00:06:32,667
‫دنبال کسی میگردی؟

36
00:06:35,000 --> 00:06:35,833
‫آره

37
00:06:37,417 --> 00:06:38,583
‫دوستم

38
00:06:39,792 --> 00:06:40,792
‫مایکل کانوالد

39
00:06:42,375 --> 00:06:43,375
‫اصلاً اسمش رو نشنیدم

40
00:06:44,708 --> 00:06:47,583
‫- پسر اینس کانولد
‫- همون پرستاره؟

41
00:06:48,333 --> 00:06:50,000
‫اون بچه‌ای نداره

42
00:06:53,167 --> 00:06:55,042
‫میدونی که کجا میتونم اینس رو پیدا کنم؟

43
00:06:56,458 --> 00:06:57,875
‫احتمالا توی بیمارستان

44
00:07:00,750 --> 00:07:02,625
‫خب، بعداً میبینمت

45
00:07:03,458 --> 00:07:05,292
‫رجینا، عینکیِ احمق

46
00:07:15,542 --> 00:07:18,708
‫ما برنامه‌ی شیف‌های کاریِ نیروگاه برق
‫در شبی که مدز گم شد رو داریم

47
00:07:19,958 --> 00:07:23,125
‫میخوام که باهاشون مصاحبه کنی
‫تا ما بتونیم مسیر ها و زمان ها رو بررسی کنیم

48
00:07:23,208 --> 00:07:26,542
‫- شاید یه چیزی پیدا کنیم
‫- کس دیگه ای نمیتونه اینکارو بکنه؟

49
00:07:28,000 --> 00:07:29,708
‫دارم با برادرش روی پرونده کار میکنم

50
00:07:29,792 --> 00:07:32,000
‫یه اتهام تجاوز

51
00:07:32,083 --> 00:07:34,250
‫یعنی، ما هیچوقت بررسی نکردیم

52
00:07:34,333 --> 00:07:37,833
‫که شاید اون هم در ناپدید شدن
‫برادرش نقشی داشته باشه

53
00:07:37,917 --> 00:07:38,750
‫آره

54
00:07:39,250 --> 00:07:40,375
‫اگون

55
00:07:41,083 --> 00:07:42,500
‫الان سال ۱۹۵۰ نیست

56
00:07:42,875 --> 00:07:45,792
‫،ما تحقیقاتمون رو بر اساس حدسیات انجام نمیدیم
‫بر اساس مدرک انجام میدیم

57
00:07:45,875 --> 00:07:48,125
‫سه ماه تا بازنشتگی‌ت مونده

58
00:07:48,208 --> 00:07:51,458
‫بعدش میتونی هرکاری که دلت خواست بکنی
‫ولی تا اون موقع، کاری که من میگم میکنی

59
00:08:02,083 --> 00:08:03,500
‫۳۳سال؟

60
00:08:16,333 --> 00:08:17,708
‫سال ۱۹۸۶

61
00:08:20,292 --> 00:08:22,708
‫سال ۸۶. سال ۸۶

62
00:08:23,542 --> 00:08:26,083
‫فقط دارم میگم که دیروز
‫زمین لرزید

63
00:08:26,458 --> 00:08:29,250
‫میدونم که اینجا منطقه ی زلزله نیست
‫ولی زمین لرزید

64
00:08:29,333 --> 00:08:32,167
‫- مجوز جستجو برای نیروگاه برق
‫- من باید برم

65
00:08:32,250 --> 00:08:35,042
‫اگه چیزی به ذهنت رسید
‫شماره‌ی من رو داری دیگه

66
00:08:39,375 --> 00:08:41,000
‫باید به اولریک بگم؟

67
00:08:43,042 --> 00:08:45,208
‫نه. اصلا چرا باید کسی با من حرف بزنه؟

68
00:09:03,417 --> 00:09:04,750
‫اگون

69
00:09:05,708 --> 00:09:08,375
‫هلج، تو کسی هستی که میخوام ببینمش

70
00:09:13,875 --> 00:09:15,208
‫میتونم کمکت کنم؟

71
00:09:16,208 --> 00:09:18,625
‫قضیه مربوط به گم شدن اون پسره نیلسن ـه

72
00:09:18,708 --> 00:09:22,542
‫،شبی که اون ناپدید شد
‫تو سر پست بودی، درسته؟

73
00:09:24,375 --> 00:09:25,208
‫آره

74
00:09:25,292 --> 00:09:29,750
‫مارتین میخواد زمان و مکان تمام کسانی که

75
00:09:29,833 --> 00:09:32,208
‫اون شب نزدیک اینجا بودن رو بررسی کنه

76
00:09:36,292 --> 00:09:38,792
‫منم الان باید کارم رو انجام بدم
‫و بلوک‌ها رو بررسی کنم

77
00:09:38,875 --> 00:09:39,792
‫خیلی خب

78
00:09:40,292 --> 00:09:42,667
‫بیا یه زمان رو مشخص کنیم
‫که به اداره‌ی پلیس بیای

79
00:09:46,208 --> 00:09:48,833
‫- پس فردا
‫- سه شنبه

80
00:09:50,708 --> 00:09:52,542
‫ساعت ۱۰:۳۰ خوبه؟

81
00:09:53,167 --> 00:09:54,083
‫حله

82
00:09:55,917 --> 00:09:58,167
‫شرمنده که مزاحمت شدم

83
00:09:59,458 --> 00:10:00,875
‫مزاحمتی نبود

84
00:10:03,375 --> 00:10:05,958
‫فقط من هیچی ندیدم
‫منظورم اینه که...

85
00:10:06,542 --> 00:10:08,292
‫همه چیز کاملاً عادی بود

86
00:10:09,583 --> 00:10:11,458
‫شیفتت ساعت ۶ تموم شد؟

87
00:10:12,208 --> 00:10:14,375
‫آره، ساعت ۶ شیفت شبانه شروع میشه

88
00:10:14,875 --> 00:10:16,625
‫با ماشین رفتی؟

89
00:10:17,375 --> 00:10:19,042
‫از بزرگراه اصلی رفتم

90
00:10:19,958 --> 00:10:24,000
‫داشتی جای دیگه ای مرفتی؟
‫چون از بزرگراه اصلی رفتی

91
00:10:24,375 --> 00:10:25,875
‫جاده‌ی جنگلی کوتاه‌تر نیست؟

92
00:10:25,958 --> 00:10:27,125
‫آره

93
00:10:28,708 --> 00:10:30,833
‫رفتم که یه چیزی رو از پدرم بگیرم

94
00:10:36,417 --> 00:10:37,875
‫سه شنبه می‌بینمت

95
00:10:40,000 --> 00:10:41,208
‫هلج؟

96
00:10:42,708 --> 00:10:44,333
‫یه سوال دیگه

97
00:10:45,125 --> 00:10:48,208
‫اون روز برادرش رو ندیدی؟

98
00:10:48,708 --> 00:10:51,083
‫پسر بزرگتر نیلسن، اولریک

99
00:10:52,292 --> 00:10:53,292
‫نه

100
00:10:55,875 --> 00:10:56,875
‫شه شنبه می‌بینمت

101
00:11:06,625 --> 00:11:08,625
‫جانا نیلسن

102
00:11:15,583 --> 00:11:17,500
‫چرا از جاده ی جنگلی نرفت؟

103
00:11:19,958 --> 00:11:23,625
‫"ساعت ۱۰:۳۰، مصاحبه با هلج دوپلر"
‫"چرا از جاده ی جنگلی نرفته؟"

104
00:11:36,750 --> 00:11:38,458
‫"حکم تفتیش"

105
00:12:28,458 --> 00:12:29,583
‫میتونم کمکتون کنم؟

106
00:12:31,875 --> 00:12:34,417
‫تو نباید مدرسه باشی؟

107
00:12:36,500 --> 00:12:37,667
‫مریضم

108
00:12:39,333 --> 00:12:41,583
‫خب، بنظرِ من که کاملاً حالت خوبه

109
00:12:42,792 --> 00:12:45,458
‫دستم صدمه دیده، دارم میرم بیمارستان

110
00:12:48,375 --> 00:12:50,833
‫سوارشو، تا اونجا میبرمت

111
00:13:31,417 --> 00:13:32,250
‫بله؟

112
00:13:32,333 --> 00:13:34,792
‫میدونستی که سال ۱۹۸۶ از پدر خوانده‌ت

113
00:13:34,875 --> 00:13:36,958
‫برای پرونده‌ی برادرم بازجویی شده؟

114
00:13:37,042 --> 00:13:37,875
‫نه

115
00:13:37,958 --> 00:13:40,292
‫من همه ی پرونده ها رو بررسی کردم

116
00:13:40,375 --> 00:13:43,667
‫هلج قرار بوده که روز ۳ شنبه، ۱۱ نوامبر ۱۹۸۶
‫ازش بازجویی بشه

117
00:13:44,583 --> 00:13:47,375
‫،دقیقا ۳۳ سال پیش
‫پس فردا

118
00:13:47,458 --> 00:13:49,833
‫ولی دیگه هیچ گزارش نیست
‫برای بازجویی نیومده

119
00:13:49,917 --> 00:13:51,375
‫فقط یه یادداشت هست

120
00:13:52,208 --> 00:13:56,542
‫- "چرا از جاده ی جنگلی نرفته؟"
‫- پس فکر مینی هلج سال ۱۹۸۶ مدز رو دزدیده؟

121
00:13:56,625 --> 00:13:59,000
‫و حالا بعد از ۳۳ سال میکل و بقیه ی پسرا رو
‫دزدیده؟

122
00:13:59,083 --> 00:14:02,375
‫اون الان کجاست؟
‫توی آسایشگاه. اٌلریچ!

123
00:14:02,458 --> 00:14:05,083
‫اون ۷۵ سالشه! دچار زوال عقل شده

124
00:14:05,667 --> 00:14:07,542
‫،و شبی که میکل ناپدید شد

125
00:14:07,625 --> 00:14:09,208
‫هلج پیش من بود

126
00:14:09,292 --> 00:14:12,750
‫،ولی شب قبل از ناپدید شدن یاسین
‫وولر توی جنگل هلج رو پیدا کرده بود

127
00:14:12,833 --> 00:14:15,458
‫و به آسایشگاه برگردوندنش

128
00:14:15,542 --> 00:14:17,500
‫همه ی اینا به نحوی به مدز ربط داره

129
00:14:17,583 --> 00:14:20,667
‫- داری اشتباه میکنی
‫- شاید

130
00:14:20,750 --> 00:14:22,167
‫شایدم اشتباه نکنم

131
00:14:51,958 --> 00:14:53,542
‫اسمت چیه؟

132
00:14:54,875 --> 00:14:56,000
‫جوناس

133
00:14:58,750 --> 00:15:01,750
‫و چرا والدینت تو رو نرسوندن؟

134
00:15:07,042 --> 00:15:08,667
‫مامانم سر کاره

135
00:15:09,958 --> 00:15:11,250
‫پدرم مُرده

136
00:15:14,500 --> 00:15:15,958
‫محل کار مادرت کجاست؟

137
00:15:17,750 --> 00:15:19,417
‫توی نیروگاه برق

138
00:15:21,500 --> 00:15:24,208
‫نیروگاه برق شهر ویندن رو تغییر داد

139
00:15:24,708 --> 00:15:26,792
‫اینجا قبلا ظاهرش فرق داشت

140
00:15:32,042 --> 00:15:33,500
‫اونا چیه؟

141
00:15:38,417 --> 00:15:39,833
‫هدفون

142
00:15:42,125 --> 00:15:44,042
‫اونا هدفون نیستن

143
00:15:47,917 --> 00:15:50,708
‫فقط میذاریشون روی گوش‌ت

144
00:15:54,125 --> 00:15:55,875
‫حالا فهمیدم

145
00:16:06,417 --> 00:16:07,750
‫این یه مسیر میان‌بره

146
00:17:06,333 --> 00:17:07,583
‫خب، رسیدیم

147
00:17:09,875 --> 00:17:11,125
‫صبر کن

148
00:17:11,958 --> 00:17:14,250
‫،بین شما نوجوون‌ها

149
00:17:14,333 --> 00:17:15,500
‫الان...

150
00:17:16,333 --> 00:17:18,125
‫شیطان‌پرست شدن مُد شده؟

151
00:17:19,333 --> 00:17:20,458
‫نظری ندارم

152
00:17:24,667 --> 00:17:26,917
‫نه، نمیدونم. فکر نکنم

153
00:17:29,500 --> 00:17:31,500
‫به مادرت زنگ بزن که بیاد دنبالت

154
00:17:32,125 --> 00:17:35,667
‫بهتره که الان از مسیر جنگل تنها برنگردی

155
00:17:42,792 --> 00:17:43,625
‫ممنون

156
00:19:37,667 --> 00:19:39,583
‫دنبال اینس کانوالد میگردم

157
00:19:40,583 --> 00:19:43,583
‫- اون بیرون پیش اون پسره
‫- کدوم پسر؟

158
00:19:44,875 --> 00:19:46,083
‫با اینس چیکار داری؟

159
00:19:47,667 --> 00:19:49,667
‫برای ملاقات اومدم

160
00:19:50,333 --> 00:19:52,042
‫اینس حرفی از ملاقاتی نزد

161
00:19:54,042 --> 00:19:55,417
‫باهاش نسبتی داری؟

162
00:19:56,625 --> 00:19:57,792
‫آره، میشه گفت

163
00:20:00,542 --> 00:20:02,000
‫شاید هنوز اونجا باشه

164
00:20:04,083 --> 00:20:08,375
‫- درغیر این صورت، وقتی دیدمش بهش میگم
‫- نه، نمیخوام دردسرساز بشم

165
00:21:10,750 --> 00:21:11,625
‫آقای دوپلر؟

166
00:21:12,583 --> 00:21:13,708
‫آقای دوپلر؟

167
00:21:15,000 --> 00:21:17,875
‫اسم من اولریک نلسنه
‫من یه افسر پلیسم

168
00:21:17,958 --> 00:21:20,417
‫نترس، فقط میخوام چندتا سوال بپرسم

169
00:21:21,208 --> 00:21:24,833
‫سال ۱۹۸۶، پسری اهل ویندن ناپدید شد
‫به نام مدز نیلسن

170
00:21:24,917 --> 00:21:26,375
‫یادت میاد؟

171
00:21:26,458 --> 00:21:29,875
‫شما رو به اداره‌ی پلیس احضار کردن
‫ولی هیچ گزارشی نوشته نشده

172
00:21:30,958 --> 00:21:32,917
‫این "چرا از جاده ی جنگلی نرفته" یعنی چی؟

173
00:21:33,333 --> 00:21:35,833
‫- اون...
‫- این "چرا از جاده ی جنگلی نرفته" یعنی چی؟

174
00:21:35,917 --> 00:21:37,250
‫- خودشه!
‫این یعنی چی؟

175
00:21:37,667 --> 00:21:39,792
‫- تو اینجا چیکار میکنی؟
‫- خودش بود!

176
00:21:39,875 --> 00:21:42,375
‫- من پلیسم، میخوام چندتا سال بپرسم
‫- تو رو میشناسم!

177
00:21:42,458 --> 00:21:44,708
‫چی؟ چی گفتی؟

178
00:21:44,792 --> 00:21:47,375
‫- باید از اینجا برین
‫- چی؟ چرا به اداره احضارت کرده بودن؟

179
00:21:47,458 --> 00:21:50,375
‫- میتونم تغییرش بدم. میتونم گذشته رو تغییر بدم
‫- کمک لازم دارم!

180
00:21:50,792 --> 00:21:51,958
‫آینده رو هم میتونم تغییر بدم

181
00:21:52,042 --> 00:21:53,458
‫چی گفتی؟

182
00:21:53,542 --> 00:21:56,375
‫- منظورت چی بود؟ میکل کجاست؟
‫- ولش کنین!

183
00:21:56,458 --> 00:21:58,125
‫پسر من کجاست؟ میکل کجاست؟

184
00:22:01,208 --> 00:22:04,167
‫ولم کنین! بگو پسر من کجاست

185
00:22:04,250 --> 00:22:06,208
‫پسر من کجاست؟ میکل کجاست؟

186
00:22:06,958 --> 00:22:08,083
‫ولم کنین!

187
00:22:08,167 --> 00:22:10,542
‫- ولم کنین! به من دست نزنین!
‫- میتونم تغییرش بدم

188
00:22:11,583 --> 00:22:13,542
‫میتونم گذشته رو تغییر بدم

189
00:22:14,375 --> 00:22:15,500
‫آینده رو هم همینطور

190
00:22:17,000 --> 00:22:18,083
‫تیک تاک

191
00:22:18,958 --> 00:22:20,125
‫تیک تاک

192
00:22:20,750 --> 00:22:21,792
‫تیک تاک

193
00:22:22,875 --> 00:22:24,625
‫تیک تاک

194
00:22:27,208 --> 00:22:29,458
‫نگاه کنین! تونستم یکی دیگه پیدا کنم

195
00:22:40,750 --> 00:22:43,000
‫چقدر ما مقدار کمی از دنیا رو درک میکنیم

196
00:22:50,708 --> 00:22:51,625
‫این واقعیه؟

197
00:22:52,708 --> 00:22:54,542
‫یا منم مثل پدرم دیوانه‌ام؟

198
00:22:55,417 --> 00:22:59,750
‫تو اصلا وجود داری؟
‫یا تو توهمات یه آدم دیوانه هستی؟

199
00:22:59,833 --> 00:23:02,542
‫تو دیوانه نیستی
‫پدرت هم دیوانه نیست

200
00:23:02,625 --> 00:23:05,417
‫بعضی وقت ها برامون سخته که
‫چیزهایی رو درک کنیم که

201
00:23:05,500 --> 00:23:07,333
‫با باورهای همیشگیمون فرق داره

202
00:23:07,833 --> 00:23:11,667
‫وقتی که برای اولین بار به مردم گفتن
‫که زمین گرده چه حسی داشتن؟

203
00:23:14,625 --> 00:23:17,583
‫- آره، درسته. کاملاً احمقانست
‫- و اگه نباشه چی؟

204
00:23:18,208 --> 00:23:21,500
‫چطور ممکنه؟
‫توی اون غار یه روزنه‌ی نفوذ در زمان وجود داره؟

205
00:23:21,958 --> 00:23:24,333
‫پس میکل تا زمانی که تبدیل به
‫پدر من بشه همینجا میمونه؟

206
00:23:24,417 --> 00:23:26,583
‫،حتی اگه دلت نخواد که باورش کنی
‫اون پدرته

207
00:23:36,125 --> 00:23:37,167
‫این یعنی...

208
00:23:39,625 --> 00:23:41,417
‫اون اولریک پدربزرگمه و...

209
00:23:42,833 --> 00:23:44,167
‫مارتا خاله‌ی توئه

210
00:23:46,667 --> 00:23:47,833
‫چرتو پرته

211
00:23:49,917 --> 00:23:52,042
‫من برش می‌گردونم
‫و همه چی رو درست میکنم

212
00:23:52,125 --> 00:23:53,792
‫متوجه نمیشی؟

213
00:23:54,667 --> 00:23:57,917
‫اگه میکل رو برگردونی، توی سیر حوادث و اتفاقات دخالت کردی

214
00:23:59,333 --> 00:24:03,708
‫پدرت هرگز مادرت رو نمیبینه
‫دیگه عاشقِ هم نمیشن و ازدواج نمیکنن

215
00:24:03,792 --> 00:24:04,958
‫تو به دنیا نمیای!

216
00:24:06,875 --> 00:24:08,500
‫،اگه الان برگردونیش

217
00:24:08,583 --> 00:24:10,917
‫وجود خودت رو پاک میکنی

218
00:24:12,250 --> 00:24:15,375
‫نقش تو توی این ماجراها
‫از چیزی که فکر میکنی خیلی بزرگتره

219
00:24:19,833 --> 00:24:24,292
‫ولی هر تصمیم برای چیزی
‫به نوعی یه تصمیم بر علیه یه چیز دیگه‌ست

220
00:24:29,083 --> 00:24:31,625
‫یه زندگی در ازای یه زندگیِ دیگه

221
00:24:33,333 --> 00:24:35,042
‫چه تصمیمی میگیری؟

222
00:24:58,375 --> 00:25:01,208
‫فکر اصلیشون چیه؟
‫اول نیروگاه برق، حالا هم این

223
00:25:02,625 --> 00:25:06,292
‫- میدونی که باید به حالت تعلیق درت بیارم
‫- قضایا دارن غیرمنطقی میشن

224
00:25:07,167 --> 00:25:08,750
‫شاید من دارم دیوانه میشم

225
00:25:10,167 --> 00:25:11,292
‫یه پسر مُرده

226
00:25:12,667 --> 00:25:14,583
‫اون پسری که توی جنگل پیداش کردیم

227
00:25:16,500 --> 00:25:18,667
‫هلج یه ربطی به همه ی قضایا داره

228
00:25:20,125 --> 00:25:22,750
‫میدونم که میخوای به هر قیمتی
‫میکل رو پیدا کنی

229
00:25:23,542 --> 00:25:26,625
‫ولی دلیل نمیشه که دست به اینکارا بزنی

230
00:25:26,708 --> 00:25:28,833
‫باید همون روز اول از پرونده کنار میذاشتمت

231
00:25:28,917 --> 00:25:31,667
‫هلج گفت که میتونه
‫گذشته و آینده رو تغییر بده

232
00:25:31,750 --> 00:25:34,958
‫این یعنی چی؟ چرا این حرفو زد؟
‫- هلج زوال عقل داره

233
00:25:35,542 --> 00:25:38,125
‫اونا حتی دیگه نمیتونه بند کفشش رو گره بزنه

234
00:25:38,208 --> 00:25:41,375
‫قطعا اون مسئول ناپدید شدن
‫این سه تا پسر نیست

235
00:25:42,250 --> 00:25:45,167
‫- اون اصلا توانش رو نداره
‫شاید اون تنها نیست

236
00:25:49,333 --> 00:25:50,333
‫برو خونه

237
00:26:00,083 --> 00:26:01,333
‫"چرا از جاده ی جنگلی نرفته؟"

238
00:26:02,500 --> 00:26:04,167
‫این یعنی چی؟

239
00:26:04,250 --> 00:26:06,208
‫ایگون تیدمن میخواسته که اینو ازش بپرسه

240
00:26:07,208 --> 00:26:08,917
‫"چرا از جاده ی جنگلی نرفته؟"

241
00:26:58,167 --> 00:27:01,125
‫،نمیدونم کی اینو گفته
‫ولی اولریک به من تجاوز نکرده

242
00:27:01,750 --> 00:27:05,042
‫- لازم نیست که بخاطر اون دروغ بگی
‫- ولی من دروغ نمیگم

243
00:27:05,125 --> 00:27:06,458
‫خودم میخواستم

244
00:27:07,125 --> 00:27:09,458
‫جفتمون میخواستیم. اون مجبورم نکرد

245
00:27:13,292 --> 00:27:16,333
‫صورتت چی؟ چه بلایی سرش اومده؟

246
00:27:19,125 --> 00:27:20,417
‫خوردم زمین

247
00:27:20,917 --> 00:27:22,500
‫هیچ ربطی به اون نداره

248
00:27:25,083 --> 00:27:26,583
‫یه نفر دیدتت

249
00:27:27,917 --> 00:27:31,292
‫- دیده که چجوری بهت آسیب زده
‫- ممکن نیست

250
00:27:32,208 --> 00:27:33,375
‫پس اون یارو دروغ میگه

251
00:27:34,875 --> 00:27:38,042
‫- حالا کی این حرفو زده؟
‫-- اجازه ندارم که بهت بگم

252
00:27:40,875 --> 00:27:42,583
‫تنها چیز مهم اینه که

253
00:27:43,500 --> 00:27:46,292
‫بدونی اون اولریک الان دیگه
‫نمیتونه بهت آسیب بزنه

254
00:27:47,333 --> 00:27:50,667
‫و اون بخاطر کاری که باهات کرده مجازات میشه

255
00:27:52,250 --> 00:27:53,667
‫اولریک کاری نکرده

256
00:27:55,083 --> 00:27:57,042
‫هر اتفاقی هم که افتاده، خودم تحت فشار گذاشتمش

257
00:27:57,583 --> 00:27:59,542
‫ازش خواستم که از کاندوم استفاده کنه

258
00:28:00,792 --> 00:28:02,292
‫ولی اون اصلاً به من آسیبی نزد

259
00:28:02,958 --> 00:28:04,625
‫اون هرگز همچین کاری نمیکنه

260
00:28:06,375 --> 00:28:07,208
‫هرگز

261
00:28:27,125 --> 00:28:28,583
‫از کار معلقم کردن

262
00:28:31,500 --> 00:28:32,833
‫بچه ها کجان؟

263
00:28:37,125 --> 00:28:38,292
‫نمیدونم

264
00:28:43,667 --> 00:28:45,083
‫متاسفم، کاترینا

265
00:28:46,958 --> 00:28:47,917
‫من الان اینجام

266
00:28:50,917 --> 00:28:52,833
‫خیلی وقته که اینجا نبودی

267
00:28:58,875 --> 00:28:59,875
‫منظورت چیه؟

268
00:29:04,417 --> 00:29:06,833
‫از موقعی که میشناسمت
‫همیشه میخواستی که از ویندن بری

269
00:29:12,625 --> 00:29:14,500
‫اصلاً تاحالا خوشحال بودی؟

270
00:29:26,750 --> 00:29:28,083
‫چی داری میگی؟

271
00:29:31,000 --> 00:29:32,625
‫معلومه که خوشحال بودم

272
00:29:37,958 --> 00:29:38,958
‫تو نبودی؟

273
00:29:45,750 --> 00:29:46,833
‫من میدونم، اولریک

274
00:29:52,542 --> 00:29:53,542
‫چی رو میدونی؟

275
00:29:58,667 --> 00:30:00,375
‫قضیه‌ی هانا و تو رو

276
00:30:11,125 --> 00:30:12,292
‫خودش بهت گفت؟

277
00:30:13,833 --> 00:30:15,125
‫مگه مهمه؟

278
00:30:22,917 --> 00:30:23,792
‫کاترینا

279
00:30:26,625 --> 00:30:28,708
‫فکر میکنم که تمام این مدت میدونستم

280
00:30:30,500 --> 00:30:31,958
‫فقط نمیخواستم که باهاش روبه رو بشم

281
00:30:42,417 --> 00:30:43,500
‫میتونم توضیح بدم

282
00:30:45,792 --> 00:30:47,000
‫لطفا حرفی نزن، اولریک

283
00:30:59,750 --> 00:31:00,583
‫اوه، آره

284
00:31:01,792 --> 00:31:03,625
‫مادرت چند وقت پیش زنگ زد

285
00:31:04,583 --> 00:31:07,917
‫پسرمون ناپدید شده و اون فقط راجع به مدز حرف میزنه

286
00:31:09,417 --> 00:31:12,375
‫اونوقت فکر میکردم که فقط خانواده‌ی منن
‫که همه‌شون عوضی‌اند

287
00:31:55,208 --> 00:31:56,042
‫سلام

288
00:31:56,292 --> 00:31:57,125
‫سلام

289
00:32:16,000 --> 00:32:17,958
‫اگه الان برگردونیش

290
00:32:18,042 --> 00:32:20,667
‫وجود خودت رو از بین میبری

291
00:32:23,542 --> 00:32:26,167
‫ولی هر تصمیمی برای چیزی

292
00:32:26,625 --> 00:32:28,917
‫به نوعی تصمیمی بر علیه یه چیز دیگه‌ست

293
00:32:57,083 --> 00:32:59,125
‫برای روز مادر سال ۱۹۸۶

294
00:32:59,208 --> 00:33:01,417
‫بعد از این همه سال، میخوای بدونی؟

295
00:33:02,500 --> 00:33:03,667
‫چی رو؟

296
00:33:04,625 --> 00:33:05,750
‫که اون مُرده یا نه...

297
00:33:09,667 --> 00:33:10,500
‫نه

298
00:33:13,083 --> 00:33:15,667
‫همیشه به این امیدوار بودم که اون زنده‌ست

299
00:33:16,667 --> 00:33:18,667
‫پدرت یه قبر میخواست

300
00:33:19,583 --> 00:33:22,708
‫فکر میکرد که این کار کمک میکنه
‫که منم دیگه از فکرش بیرون بیام

301
00:33:23,500 --> 00:33:25,542
‫ولی هیچ جسدی توی اون قبر نیست

302
00:33:29,875 --> 00:33:33,708
‫برای ۳۳ سال تصور میکردم
‫که اون زنده‌ست

303
00:33:35,625 --> 00:33:36,458
‫آزاده

304
00:33:37,500 --> 00:33:38,833
‫و خوشبخت

305
00:33:54,500 --> 00:33:56,375
‫هرگز نمیتونی از امیدواری دست بکشی

306
00:33:58,125 --> 00:34:01,667
‫اون بیرون همون اندازه که تاریکی هست
‫روشنایی هم هست

307
00:34:06,583 --> 00:34:07,542
‫اینو فراموش نکن

308
00:34:12,833 --> 00:34:15,250
‫کاترینا گفت که میخواستی یه چیزی بهم بگی

309
00:34:22,625 --> 00:34:24,708
‫یه هفته قبل از اینکه مدز...

310
00:34:25,417 --> 00:34:29,208
‫اون موقع این رو به پلیس نگفتم.
‫حتی یادم نمیومد

311
00:34:30,042 --> 00:34:31,792
‫یه چیزی دیدم

312
00:34:32,208 --> 00:34:36,833
‫روبه روی خونه، اون طرف جاده
‫کشیش داشت با یه مرد جرو بحث میکرد

313
00:34:36,917 --> 00:34:38,333
‫نمیدونم سر چی بحث میکردن

314
00:34:38,417 --> 00:34:41,875
‫ولی بنظرم عجیب بود که کشیش به این شدت
‫جرو بحث کنه

315
00:34:42,333 --> 00:34:46,167
‫و امروز صبح، اون مرد رو یدم

316
00:34:47,417 --> 00:34:48,500
‫کشیش رو؟

317
00:34:48,583 --> 00:34:51,583
‫نه، کشیش نه، اون یکی مرد

318
00:34:52,833 --> 00:34:54,417
‫همون مرد بود

319
00:34:55,542 --> 00:34:56,667
‫من...

320
00:34:56,750 --> 00:35:00,042
‫میدونم اون بود چون یه چیزی توی گوشش بود...

321
00:35:00,583 --> 00:35:02,792
‫یا جای زخم بود یا نقص جسمانی

322
00:35:04,292 --> 00:35:06,250
‫ولی اون اصلا پیر نشده بود

323
00:35:06,958 --> 00:35:09,917
‫دقیقا همون شکلی بود که ۳۳ سال پیش بود

324
00:35:12,042 --> 00:35:14,000
‫میدونم بنظر احمقانه میاد

325
00:35:14,500 --> 00:35:16,875
‫ولی دقیقا همون مرد بود

326
00:35:46,375 --> 00:35:47,500
‫مزاحم شدم؟

327
00:35:51,542 --> 00:35:55,542
‫میخواستم بدونم که سیستم غار
‫از زیر جاده‌ی جنگلیِ کنار کلبه‌ت رد میشه؟

328
00:35:58,292 --> 00:35:59,917
‫همه‌ش روی نقشه نیست

329
00:36:00,000 --> 00:36:03,833
‫ولی حداقل بخش هایی ازش
‫از زیر بخش جنوبیِ جاده‌ی جنگلی رد شده

330
00:36:06,958 --> 00:36:10,625
‫جریان کلبه چیه؟
‫چیز به خصوصی اونجاست؟

331
00:36:12,000 --> 00:36:13,750
‫نه، هیچی

332
00:36:17,083 --> 00:36:17,958
‫ممنون

333
00:36:19,208 --> 00:36:20,417
‫قابلی نداشت

334
00:36:57,250 --> 00:36:58,083
‫شارلوت

335
00:36:58,667 --> 00:37:02,417
‫میدونستی که پدرت قرار بوده که توی سال ۱۹۸۶
‫توسط پلیس ازش بازجویی بشه؟

336
00:37:02,500 --> 00:37:03,667
‫نه، من...

337
00:37:04,542 --> 00:37:07,750
‫- برای چی پرسیدی؟
‫- اون کلبه‌ای که توی جاده‌ی جنگلیه

338
00:37:09,292 --> 00:37:10,917
‫چرا هلج بعد از همه ی اتفاقاتی که

339
00:37:11,000 --> 00:37:12,792
‫اونجا براش افتاده بازم نگه‌ش داشته؟

340
00:37:12,875 --> 00:37:14,500
‫اصلا از اونجا استفاده میکنه؟

341
00:37:14,583 --> 00:37:15,917
‫اجاره دادتش؟

342
00:37:16,458 --> 00:37:17,667
‫برای چی میپرسی؟

343
00:37:17,750 --> 00:37:19,542
‫اولین باری که رفتی اونجا کِی بود؟

344
00:37:20,000 --> 00:37:21,500
‫اوایل سال ۱۹۸۶ بود؟

345
00:37:21,583 --> 00:37:23,875
‫نمیدونم که برای چی میخوای اینارو بدونی

346
00:37:23,958 --> 00:37:26,458
‫توی سال ۱۹۸۶ پدرت توی کلبه زندگی میکرد؟

347
00:37:27,833 --> 00:37:28,667
‫نمیدونم

348
00:37:28,750 --> 00:37:29,583
‫شاید

349
00:37:29,958 --> 00:37:33,542
‫من سال ۱۹۸۷ به ویندن اومدم
‫اون موقع چیزی از کلبه نمیدونستم

350
00:37:34,125 --> 00:37:37,208
‫- اون بعد از حادثه ای که برای هلج اتفاق افتاد بود
‫- اون حادثه کِی اتفاق افتاد؟

351
00:37:38,125 --> 00:37:40,333
‫- تو الان کجایی؟
‫- حادثه کِی اتفاق افتاد؟

352
00:37:41,875 --> 00:37:43,958
‫۱۲نوامبر ۱۹۸۶

353
00:37:44,042 --> 00:37:45,708
‫پس میشه سه روز بعد از امروز

354
00:37:46,375 --> 00:37:47,250
‫بیا اینجا

355
00:37:47,875 --> 00:37:50,458
‫بچه ها چند روزه که اصلاً ندیدنت

356
00:37:51,250 --> 00:37:52,208
‫نگران هستن

357
00:37:53,292 --> 00:37:54,292
‫منم نگرانتم

358
00:37:55,125 --> 00:37:56,917
‫- باید برم
‫شارولت...

359
00:38:33,625 --> 00:38:37,708
‫،پدر، سوال این نیست که چجوری
‫سوال اینه که کِی؟

360
00:41:37,250 --> 00:41:39,125
‫پسر، منو از خواب پروندی

361
00:41:40,833 --> 00:41:42,042
‫کجا بودی؟

362
00:41:52,917 --> 00:41:53,750
‫چی شده؟

363
00:41:56,292 --> 00:41:57,417
‫به سرنوشت اعتقاد داری؟

364
00:42:07,875 --> 00:42:09,917
‫من ... نمیدونم

365
00:42:14,667 --> 00:42:16,875
‫شاید این سرنوشتم بوده که اون مردها منو رها
‫کردن

366
00:42:19,125 --> 00:42:21,083
‫بنظرم پدر خیلی دوستت داشت

367
00:42:43,167 --> 00:42:45,833
‫تا قبل از ۴ نوامبر، ساعت ۱۰:۱۳ بعد از ظهر
‫بازش نکن

368
00:43:44,208 --> 00:43:47,542
‫سفری در زمان

369
00:44:36,333 --> 00:44:38,333
‫شارلوت دوبلر هستم. بعداً باهاتون تماس میگیرم

370
00:44:39,042 --> 00:44:40,458
‫شارلوت

371
00:44:40,542 --> 00:44:43,417
‫سوال این نیست که کی بچه ها رو دزدیده
‫سوال اینه که کِی دزدیده شدن

372
00:44:43,500 --> 00:44:47,875
‫حق با من بود، هلج دوپلر.
‫الان نه، بلکه توی سال ۱۹۸۶

373
00:44:48,458 --> 00:44:50,750
‫وقتی پیغامو شنیدی فوراً با من تماس بگیر

374
00:48:15,458 --> 00:48:19,750
‫۵نوامبر ۱۹۵۳
‫۹نوامبر ۱۹۵۳

375
00:48:19,774 --> 00:48:25,474
‫« ترجمه از ارمــیــا »
‫::. SiGMA .::..

376
00:48:25,498 --> 00:48:30,998
‫ارائه‌ای از تیم ترجمه‌ی ام‌ایکس‌ساب
‫::. MxSub.iR .::..

377
00:48:31,022 --> 00:48:33,022
‫مشترک با تیم‌های تی‌وی ورلد، دیبامووی، رسانه کوچک
‫LiLMedia.TV , DibaMoviez.Com
‫TvWorld.iNFO

