‫﻿۱
00:00:10,840 --> 00:00:13,090
‫‏من بزرگ‌شدنت رو دیدم

2
00:00:17,380 --> 00:00:19,130
‫یه پا مرد شدی

3
00:00:21,297 --> 00:00:23,463
‫‏کل چرخه‌ی زندگی‌ـت رو دیدم

4
00:00:24,422 --> 00:00:26,213
‫زمان تو رو انتخاب کرده

5
00:00:29,005 --> 00:00:30,755
‫خدا تو رو انتخاب کرده

6
00:00:39,880 --> 00:00:42,838
‫‏فراموش نکن که الان دیگه
‫‏ما هم خانواده‌ات محسوب می‌شیم

7
00:00:42,922 --> 00:00:44,838
‫آسیبی بهت نمی‌رسه

8
00:00:45,797 --> 00:00:47,338
‫ما مواظبت هستیم

9
00:00:51,005 --> 00:00:52,547
‫زمان همیشه همراه توئه

10
00:00:54,172 --> 00:00:55,672
‫هر جا که بری

11
00:00:56,838 --> 00:00:58,172
‫‏تو وجودت باهات هست

12
00:00:59,422 --> 00:01:00,463
‫‏و تو هم تو وجود اون هستی

13
00:01:05,588 --> 00:01:08,213
‫‏هر کاری که بکنی
‫‏و هر چی که بگی رو

14
00:01:08,797 --> 00:01:11,005
‫‏می‌شنوه و می‌بینه

15
00:02:33,989 --> 00:02:39,834
‫<b>زیرنویسی از آقای سیَه‌ چُرده</b>
‫<font color="#ff۸۰۰۰">≡</font> r.reza۸۳ <font color="#ff۸۰۰۰">≡</font>

16
00:03:33,380 --> 00:03:35,630
‫کلادیا! هنوز نرفتی؟

17
00:03:35,713 --> 00:03:38,172
‫من... پول شیر رو یادم رفت

18
00:03:39,505 --> 00:03:41,338
‫- ولی اشکال نداره
‫- صبر کن

19
00:03:47,797 --> 00:03:49,680
‫واسه خودت یه‌کم
‫آبنبات میوه‌ای هم بگیر

20
00:03:52,880 --> 00:03:53,963
‫ممنون

21
00:04:02,797 --> 00:04:04,463
‫فکر می‌کنی فهمید؟

22
00:04:05,130 --> 00:04:08,213
‫نگران نباش. هر خانواده‌ای
‫رازهای خودش رو داره

23
00:04:18,547 --> 00:04:19,547
‫داری جایی می‌ری؟

24
00:04:20,297 --> 00:04:21,922
‫‏جای خاصی نیست

25
00:04:24,630 --> 00:04:26,155
‫‏فقط چندتا کار هست
‫که باید انجام بدم

26
00:04:40,422 --> 00:04:41,588
‫‏چه‌قدر زیبایی آخه

27
00:05:04,463 --> 00:05:06,672
‫<b>‏۲۳اُم ژوئن، ۱۹۵۴</b>

28
00:05:06,755 --> 00:05:11,130
‫<b>‏چهار روز مانده به آخرالزمان</b>

29
00:05:31,047 --> 00:05:32,213
‫‏هلگ

30
00:05:54,922 --> 00:05:57,380
‫‏و همانا اگر بدانیم که او به
‫،‏دعاهای ما گوش می‌دهد

31
00:05:57,463 --> 00:06:00,255
‫می‌توانیم مطمئن باشیم که
‫خواسته‌مان را از او خواهیم گرفت

32
00:06:00,338 --> 00:06:03,880
‫هیچ‌چیز از دید او نهان نیست.
‫او همه‌چیز را باز می‌گرداند

33
00:06:08,130 --> 00:06:10,338
‫<b>پلیس</b>

34
00:06:10,422 --> 00:06:15,588
‫هفت ماه گذشته و ما هنوز
‫روح‌مون خبر نداره این هیولا کیه

35
00:06:16,630 --> 00:06:21,338
‫چرا هویت خودش رو فاش نمی‌کنه؟

36
00:06:27,088 --> 00:06:30,297
‫‏چرا هیچ‌کس دنبالش نمی‌گرده؟

37
00:06:30,380 --> 00:06:33,338
‫اینکه بعضی‌ها چطور زندگی
‫می‌کنن آدم رو به حیرت وا می‌داره

38
00:06:33,880 --> 00:06:35,338
‫تقریباً مثل روح‌ان

39
00:06:37,672 --> 00:06:38,547
‫ایگون...

40
00:06:46,630 --> 00:06:47,922
‫‏می‌تونم ازت یه چیز بپرسم؟

41
00:06:53,838 --> 00:06:55,130
‫،‏ ‏تو و همسرت

42
00:06:56,338 --> 00:06:57,713
‫‏هنوز اوضاع...

43
00:06:59,255 --> 00:07:00,422
‫‏هنوزم...

44
00:07:01,047 --> 00:07:01,922
‫‏بخت دارید؟

45
00:07:04,338 --> 00:07:05,963
‫نه. به هیچ‌وجه

46
00:07:07,172 --> 00:07:08,213
‫نگاهش کن

47
00:07:10,130 --> 00:07:12,630
‫باورم نمی‌شه هنوز
‫آدم‌هایی مثل تو هستن

48
00:07:19,172 --> 00:07:20,422
‫‏پسر، ایگون...

49
00:07:26,630 --> 00:07:28,713
‫‏باید یه‌کم فشار از روی خودت کم کنی

50
00:07:30,213 --> 00:07:31,588
‫‏ازدواج اون‌قدرها...

51
00:07:31,672 --> 00:07:33,672
‫اون‌طوری نیست که
‫واسه ما تعریف کردن

52
00:07:34,672 --> 00:07:36,463
‫‏به محض اینکه بچه‌دار می‌شن

53
00:07:37,130 --> 00:07:38,380
‫‏از این‌رو به اون‌رو می‌شن

54
00:07:38,963 --> 00:07:41,830
‫‏انگار با یه‌ بچه‌ی لوس
‫و ننر ازدواج کردن

55
00:07:42,297 --> 00:07:44,213
‫‏طبیعت همین رو می‌خواد

56
00:07:45,047 --> 00:07:46,172
‫‏ولی اون بیرون...

57
00:07:47,255 --> 00:07:50,172
‫‏هنوز کلی شکوفه‌های
‫‏قشنگ‌تر واسه چیدن هست

58
00:07:52,797 --> 00:07:54,130
‫‏پیداش کردن!

59
00:07:54,713 --> 00:07:55,755
‫‏کی رو؟

60
00:07:56,380 --> 00:07:57,713
‫‏پسرک داپلر

61
00:07:57,797 --> 00:07:59,255
‫‏هلگ داپلر

62
00:07:59,797 --> 00:08:01,172
‫‏- جسدش رو؟
‫‏- نه

63
00:08:01,255 --> 00:08:02,672
‫‏پسرک زنده‌اس

64
00:08:02,755 --> 00:08:05,505
‫‏یهو اومده خونه، انگار
‫که ‏هیچ اتفاقی نیفتاده

65
00:08:10,380 --> 00:08:11,630
‫مامانت رو دوست داری؟

66
00:08:12,422 --> 00:08:16,547
‫‏مامان من گاهی وقت‌ها عجیب‌غریبه. همیشه
‫‏طوری رفتار می‌کنه انگار من هیچی حالیم نیست

67
00:08:17,672 --> 00:08:19,922
‫،‏اگه من بچه‌دار بشم
‫‏عمراً این‌طوری بشم

68
00:08:23,047 --> 00:08:26,297
‫‏راستی چطور هیچ‌وقت راجع به
‫‏اونجایی که ‏ازش اومدی حرف نمی‌زنی؟

69
00:08:26,380 --> 00:08:28,255
‫‏قبل اینکه به ویندن بیای؟

70
00:08:29,713 --> 00:08:31,505
‫‏مادرم اغلب افسرده بود

71
00:08:32,297 --> 00:08:33,922
‫‏من مدت زیادی تو
‫‏یتیم‌خونه زندگی کردم

72
00:08:35,047 --> 00:08:38,505
‫‏مامانم خوشش نمی‌آد درباره‌اش
‫حرف بزنه، ‏پس منم نمی‌زنم

73
00:08:38,588 --> 00:08:41,047
‫‏جز مادرت خانواده‌ی دیگه‌ای نداری؟

74
00:08:41,713 --> 00:08:42,880
‫‏مامانم یه برادر داره

75
00:08:44,255 --> 00:08:46,047
‫‏ولی فکر کنم از هم متنـفرن

76
00:08:46,672 --> 00:08:48,963
‫‏فکر می‌کنی اینجا خوشحاله؟

77
00:09:00,880 --> 00:09:02,280
‫‏الان دیگه بهم نشونش می‌دی؟

78
00:09:35,713 --> 00:09:37,547
‫‏اون ارواح لعنتی کجاست؟

79
00:09:40,588 --> 00:09:42,630
‫‏- کتابم رو ندیدی؟
‫‏- کدوم کتاب؟

80
00:09:42,713 --> 00:09:44,088
‫‏ارواح

81
00:09:46,130 --> 00:09:48,630
‫‏لازم نیست اون ریختی نگاهم
‫‏کنی. خودم می‌دونم دیر کردم

82
00:09:52,755 --> 00:09:55,130
‫‏- تو اونجا گذاشتیش؟
‫‏- نه، مـ...

83
00:09:57,172 --> 00:09:59,213
‫فکر کردم شاید...

84
00:10:00,047 --> 00:10:02,463
‫شاید امروز بخوای مدرسه رو
‫بپیچونی و یه کار لذت‌بخش بکنیم

85
00:10:04,338 --> 00:10:07,338
‫نمی‌دونم. فقط فکر کردم خیلی وقته
‫با همدیگه کار خاصی نکردیم

86
00:10:09,255 --> 00:10:12,630
‫،‏امروز امتحان آلمانی دارم
‫‏و بعدش هم می‌خوام برم دریاچه

87
00:10:14,672 --> 00:10:16,047
‫‏پس شاید یه وقت دیگه

88
00:10:18,755 --> 00:10:19,880
‫‏رگینا، وایسا

89
00:10:35,963 --> 00:10:38,297
‫‏موهات رو قشنگ درست کردی

90
00:10:39,672 --> 00:10:42,213
‫‏باعث می‌شه بالغ به‌نظر بیای

91
00:10:46,838 --> 00:10:47,672
‫‏ممنون

92
00:10:51,088 --> 00:10:53,922
‫‏دیگه زمان ندارم. باید برم

93
00:11:09,130 --> 00:11:10,297
‫زمان...

94
00:11:23,255 --> 00:11:24,755
‫<b>‏سفری در زمان</b>

95
00:11:29,338 --> 00:11:33,338
‫<b>‏برای کلادیا از طرف هلگ</b>

96
00:12:07,130 --> 00:12:08,588
‫سلام، خانم داپلر

97
00:12:09,005 --> 00:12:11,005
‫من از قبل همه‌چی رو
‫به همکارهاتون گفتم

98
00:12:12,338 --> 00:12:14,755
‫دوست دارم از هلگ
‫چندتا سؤال بپرسم

99
00:12:16,005 --> 00:12:18,213
‫هنوز یه کلمه هم حرف نزده

100
00:12:25,380 --> 00:12:27,172
‫پسرک یه جای کارش می‌لنگه

101
00:12:28,838 --> 00:12:30,255
‫زیاد طول نمی‌کِشه

102
00:12:49,713 --> 00:12:50,797
‫هلگ

103
00:12:53,838 --> 00:12:54,922
‫منو یادته؟

104
00:12:58,172 --> 00:12:59,672
‫من پدرِ کلادیائم

105
00:13:09,005 --> 00:13:12,172
‫بهم نمی‌گی این‌همه مدت کجا بودی؟

106
00:13:14,005 --> 00:13:14,880
‫و پیش کی بودی؟

107
00:13:17,588 --> 00:13:18,963
‫کی این‌کارو باهات کرد؟

108
00:13:21,463 --> 00:13:24,088
‫بازرس ازت سؤال پرسید ها

109
00:13:26,255 --> 00:13:28,505
‫،‏محض رضای خدا
‫‏یه چیزی بگو!

110
00:13:40,630 --> 00:13:43,255
‫‏فقط می‌خواستم ببینم
‫‏اوضاعت در چه حاله

111
00:13:47,213 --> 00:13:49,338
‫‏ممکنه عجیب به‌نظر بیاد، ولی من...

112
00:13:54,463 --> 00:13:56,130
‫‏ این کتاب از پارسال

113
00:13:58,047 --> 00:14:00,422
‫‏- چرا بهم دادیش؟
‫‏- من...

114
00:14:01,630 --> 00:14:03,422
‫‏فکر کردم...

115
00:14:04,005 --> 00:14:07,172
‫‏تو شاید تنها کسی باشی
‫که ‏منو درک می‌کنی

116
00:14:12,338 --> 00:14:17,963
‫،‏زمان همیشه همراه توئه
‫‏هر جا که بری

117
00:14:19,880 --> 00:14:21,213
‫‏تو وجودت باهات هست

118
00:14:21,838 --> 00:14:23,547
‫‏و تو هم تو وجود اون هستی

119
00:14:23,630 --> 00:14:26,630
‫‏هر کاری که بکنی
‫‏و هر چی که بگی رو

120
00:14:26,713 --> 00:14:28,005
‫‏می‌شنوه و می‌بینه

121
00:14:29,463 --> 00:14:30,713
‫‏این یعنی چی؟

122
00:14:31,713 --> 00:14:33,047
‫‏اون گفت...

123
00:14:35,047 --> 00:14:38,963
‫،‏این یه نبرد بین خیر و شرّه
‫‏بین روشنایی و تاریکی

124
00:14:39,422 --> 00:14:42,463
‫‏که مسافرانِ [ زمان] می‌تونن
‫‏هر اتفاقی که افتاده رو برگردونن

125
00:14:44,005 --> 00:14:47,630
‫،‏اگه ما موفق بشیم
‫‏هیچ‌کدوم از این اتفاقات نمی‌افتن

126
00:14:48,880 --> 00:14:49,880
‫‏اینو کی گفته؟

127
00:14:50,505 --> 00:14:51,338
‫نوآه

128
00:14:53,838 --> 00:14:55,172
‫نوآه کیه؟

129
00:14:57,922 --> 00:15:01,297
‫‏تو نباید بهش اعتماد کنی. هرگز!
‫‏می‌شنوی چی می‌گم؟

130
00:15:01,630 --> 00:15:03,172
‫‏هرگز!

131
00:15:03,630 --> 00:15:04,463
‫هلگ!

132
00:15:07,880 --> 00:15:08,922
‫متأسفم

133
00:15:11,130 --> 00:15:12,838
‫هیچ‌کدوم اینا رو نمی‌خواستم

134
00:16:23,130 --> 00:16:24,630
‫کسی ندیدت؟

135
00:16:26,172 --> 00:16:28,422
‫امروز هلگ رو برگردوندن

136
00:16:30,630 --> 00:16:32,172
‫نوآه هم برگشته

137
00:16:33,505 --> 00:16:35,130
‫دیگه ازش نمی‌ترسم

138
00:16:36,088 --> 00:16:37,963
‫خون جفت‌تون یکسانه

139
00:16:38,047 --> 00:16:40,088
‫‏آدم نمی‌تونه خانواده‌ی
‫‏خودش رو انتخاب کنه

140
00:16:40,172 --> 00:16:42,463
‫‏کسی که خون خودشو انکار کنه
‫‏یعنی خودشو آزاد کرده

141
00:16:42,797 --> 00:16:43,963
‫‏حرفِ خودته

142
00:16:45,838 --> 00:16:49,088
‫‏بااین‌حال، این خانواده‌‌اس
‫‏که کل زندگی‌مون رو شکل داده

143
00:16:50,213 --> 00:16:51,922
‫‏سیک موندوس...

144
00:16:53,547 --> 00:16:55,713
‫‏درحال آماده‌کردن چرخه‌ی بعدی هستن

145
00:16:56,963 --> 00:16:58,130
‫فقط چهار روز مونده

146
00:16:59,630 --> 00:17:01,838
‫‏برادرت یه نادونِ کوره

147
00:17:03,047 --> 00:17:05,463
‫‏چه‌قدر درد و رنج‌ها‌
‫که سر مردم نمی‌آره

148
00:17:05,547 --> 00:17:07,297
‫‏ولی به پایان خواهد رسید

149
00:17:10,797 --> 00:17:12,463
‫‏باید اینو بهم بدی

150
00:17:12,880 --> 00:17:15,088
‫‏هنوز نه. هنوز زمان هست

151
00:17:27,672 --> 00:17:28,713
‫‏امروز؟

152
00:17:35,630 --> 00:17:37,172
‫‏می‌خواستم ازت تشکر کنم

153
00:17:38,213 --> 00:17:39,172
‫‏بابت همه‌چیز

154
00:17:45,255 --> 00:17:47,547
‫،‏مادرم دوستت داره
‫‏اینو می‌دونی؟

155
00:17:48,755 --> 00:17:51,922
‫،‏اگه بهش اجازه بدی
‫‏تو رو خیلی خوشحال می‌کنه

156
00:18:36,838 --> 00:18:38,922
‫‏شما اچ‌جی تن‌هاوس هستید؟

157
00:18:42,755 --> 00:18:44,588
‫‏هتروکرومیا
‫[ بیماری ناهم‌رنگی عنبیه ]

158
00:18:45,755 --> 00:18:47,255
‫،‏یک چشم آبی

159
00:18:48,797 --> 00:18:49,838
‫‏یک چشم قهوه‌ای

160
00:18:56,172 --> 00:18:58,172
‫‏شما این کتاب رو نوشتید؟

161
00:18:59,713 --> 00:19:02,338
‫‏مونده بودم کِی بألاخره روزش می‌رسه

162
00:19:05,130 --> 00:19:07,088
‫تا بازم همدیگه رو ببینیم

163
00:19:08,172 --> 00:19:09,755
‫من اصلاً نمی‌شناسمت

164
00:19:10,672 --> 00:19:12,713
‫‏ولی من می‌شناسمت

165
00:19:15,255 --> 00:19:16,963
‫یه چرخه‌ی بی‌پایان

166
00:19:23,880 --> 00:19:25,047
‫عجیبه

167
00:19:26,463 --> 00:19:27,838
‫‏و حرفی نزد؟

168
00:19:30,172 --> 00:19:31,838
‫‏برداشتت چیه؟

169
00:19:32,755 --> 00:19:34,880
‫یهو از ناکجاآباد پیداش می‌شه

170
00:19:35,713 --> 00:19:39,672
‫‏شاید اصلاً به‌هم مربوط نیستن

171
00:19:43,255 --> 00:19:46,630
‫‏مرد دیوانه‌ای که بچه‌ها رو
‫‏می‌کُشه و پسرک داپلر رو می‌گم

172
00:19:46,713 --> 00:19:48,588
‫چطوری می‌تونسته انجامش بده؟

173
00:19:49,547 --> 00:19:51,088
‫شش ماهه که زندانه

174
00:19:53,422 --> 00:19:54,922
‫شاید دست‌تنها نبوده

175
00:19:56,172 --> 00:19:57,922
‫منظورت اینه همدست داشته؟

176
00:19:59,172 --> 00:20:00,922
‫بازم به مرد دیوانه یه سر بزن

177
00:20:02,755 --> 00:20:04,380
‫‏شاید الان حرف بزنه

178
00:20:08,130 --> 00:20:10,380
‫یه همدست. آره

179
00:20:20,880 --> 00:20:25,963
‫<b>‏ بخش روانی بسته‌ی ۳</b>

180
00:20:31,130 --> 00:20:33,755
‫‏می‌خوام بدونم معنی اینا چیه

181
00:20:38,463 --> 00:20:40,047
‫‏این شعرها

182
00:20:41,047 --> 00:20:44,672
‫‏تو در سال ۱۹۵۳ این
‫کلمه‌ها رو بهم گفتی

183
00:20:45,547 --> 00:20:50,255
‫‏ولی این تازه پارسال منتشر شده

184
00:20:58,380 --> 00:21:00,172
‫‏گفتی...

185
00:21:01,797 --> 00:21:03,880
‫‏خودت یه پسر داشتی

186
00:21:05,005 --> 00:21:07,338
‫‏برای چی بچه‌ها رو کُشتی؟

187
00:21:09,880 --> 00:21:11,713
‫‏من بچه‌ها رو نکُشتم

188
00:21:14,130 --> 00:21:15,380
‫‏می‌خواستم نجات‌شون بدم

189
00:21:24,838 --> 00:21:26,963
‫‏گفتی من قراره بمیرم

190
00:21:28,588 --> 00:21:30,838
‫‏از کجا می‌دونستی من سرطان دارم؟

191
00:21:42,880 --> 00:21:44,630
‫‏شیطان سپید؟

192
00:21:46,838 --> 00:21:48,547
‫‏می‌دونی کیه؟

193
00:21:50,922 --> 00:21:53,213
‫‏تو از منم وضعت خراب‌تره

194
00:21:59,713 --> 00:22:03,088
‫‏چرا هیچ‌وقت اسمت
‫رو بهمون نگفتی؟

195
00:22:04,130 --> 00:22:05,297
‫‏اینکه کی هستی؟

196
00:22:10,297 --> 00:22:11,505
‫‏اولریش

197
00:22:12,505 --> 00:22:14,088
‫‏اولریش نیلسن

198
00:22:17,338 --> 00:22:19,297
‫‏و من از آینده اومدم

199
00:22:21,672 --> 00:22:25,088
‫‏من کسی‌ام که شیّاد خطابش می‌کنن

200
00:22:29,963 --> 00:22:32,963
‫«‏تاحالا «پارادوکسِ بوت‌اِسترپ
‫‏به گوشت خورده؟

201
00:22:34,380 --> 00:22:35,380
‫‏نه

202
00:22:36,047 --> 00:22:38,505
‫،‏در یه پارادوکسِ بوت‌اِسترپ

203
00:22:39,463 --> 00:22:41,130
‫‏یک شیء

204
00:22:41,797 --> 00:22:43,338
‫‏یا اطلاعات

205
00:22:43,422 --> 00:22:47,630
‫‏از آینده به گذشته فرستاده می‌شه

206
00:22:47,713 --> 00:22:52,505
‫‏این باعث ایجاد یه
‫چرخه‌ی ‏بی‌پایان می‌شه

207
00:22:52,588 --> 00:22:57,088
‫‏طوری می‌شه که دیگه اون
‫شیء ‏خاستگاه واقعی‌ای نداره

208
00:22:57,172 --> 00:22:59,438
‫‏بی‌اون که اصلاً خلق شده باشه

209
00:23:00,172 --> 00:23:02,838
‫‏وجود داره

210
00:23:02,922 --> 00:23:04,255
‫،ساده بگم

211
00:23:04,880 --> 00:23:08,588
‫‏این کتاب به گذشته سفر کرده

212
00:23:09,213 --> 00:23:12,005
‫‏و قبل از اینکه من اصلاً بنویسمش

213
00:23:12,088 --> 00:23:14,922
‫‏منو پیدا کرده

214
00:23:16,672 --> 00:23:18,838
‫‏همه‌ش یه سؤال از خاستگاه‌ست

215
00:23:19,880 --> 00:23:23,297
‫شروع کجاست؟
‫شروع کِی‌ـه؟

216
00:23:23,380 --> 00:23:25,963
‫اصلاً شروعی وجود داره؟

217
00:23:28,338 --> 00:23:31,630
‫‏دنیا پر از این پارادوکس‌هاست

218
00:23:31,713 --> 00:23:34,922
‫ولی بیشتر مواقع، خودمون انتخاب
‫می‌کنیم که خودمون رو به اون راه بزنیم

219
00:23:36,672 --> 00:23:38,922
‫موفق باشی، ولی اون حرف نمی‌زنه

220
00:23:39,588 --> 00:23:40,463
‫‏با هیچ‌کس

221
00:23:41,380 --> 00:23:43,547
‫فکر نکنم بتونید ازش
‫حرفی بکِشید بیرون

222
00:24:03,505 --> 00:24:04,505
‫سلام

223
00:24:08,213 --> 00:24:09,755
‫اسم من تیدمن‌ـه

224
00:24:11,422 --> 00:24:13,922
‫ایگون تیدمن. منو یادته؟

225
00:24:14,547 --> 00:24:16,255
‫من پارسال دستگیرت کردم

226
00:24:18,297 --> 00:24:22,047
‫یه سری موضوع هست
‫که می‌خوام ازت بپرسم

227
00:24:25,630 --> 00:24:27,130
‫‏پسرک داپلر برگشته خونه

228
00:24:32,672 --> 00:24:34,297
‫می‌خوام بدونم هلگ کجا بوده

229
00:24:37,005 --> 00:24:38,255
‫تو همدست داری؟

230
00:24:39,547 --> 00:24:41,297
‫‏اگه باهام حرف بزنی...

231
00:24:41,963 --> 00:24:44,297
‫‏ممکنه روی شرایطت تو اینجا تأثیر بذاره

232
00:24:47,213 --> 00:24:48,838
‫‏به‌خاطر داروهاشه

233
00:24:49,963 --> 00:24:51,297
‫‏باید آروم نگهش داریم

234
00:24:52,338 --> 00:24:55,005
‫هنوز نگفته اسمش چیه؟

235
00:24:56,172 --> 00:24:57,588
‫تا جایی‌ که می‌دونم نه

236
00:25:21,963 --> 00:25:24,130
‫اسمم ‏اولریش نیلسن‌ـه

237
00:25:24,213 --> 00:25:25,547
‫<b>‏مدز نیلسن [۱۲] گمشده</b>

238
00:25:25,630 --> 00:25:27,130
‫<b>:‏پرونده‌ی مدز نیلسن
‫‏پلیس در بی‌اطلاعی</b>

239
00:25:27,213 --> 00:25:29,305
‫<b>‏پسری اهل ویندن بدون هیچ
‫‏ردّپایی ناپدید می‌شود</b>

240
00:25:33,338 --> 00:25:36,047
‫<b>‏پرونده‌ی مرجوعی</b>

241
00:25:38,797 --> 00:25:40,005
‫<b>‏رونوشت مصاحبه</b>

242
00:25:40,088 --> 00:25:41,755
‫‏اسم ناشناس

243
00:25:42,338 --> 00:25:44,088
‫‏سن ۹ تا ۱۱

244
00:25:44,172 --> 00:25:47,672
‫‏ادعا می‌کند اسم پدرش
‫‏‏اولریش نیلسن است‏

245
00:25:50,672 --> 00:25:52,547
‫‏حداقل نمی‌خوای بهم بگی

246
00:25:52,630 --> 00:25:54,588
‫‏واقعاً چرا اینجایی؟

247
00:25:55,880 --> 00:25:57,963
‫‏می‌خوای بدونی چطوری کار می‌کنه

248
00:25:58,547 --> 00:25:59,588
‫‏از کجا می‌دونستی؟

249
00:26:00,672 --> 00:26:05,547
‫‏اون بهم گفت که تو یه روزی
‫‏اینجا پیدات می‌شه

250
00:26:05,630 --> 00:26:08,130
‫‏و اینکه باید طریقه‌ی کارِ
‫‏دستگاه رو برات توضیح بدم

251
00:26:08,797 --> 00:26:09,880
‫،‏این چیزیه که

252
00:26:10,422 --> 00:26:11,672
‫تو، خودت بهم گفتی

253
00:26:12,047 --> 00:26:14,213
‫‏خودِ آینده‌ت

254
00:26:14,880 --> 00:26:21,422
‫پارادوکس اینجاست که یه‌کم پیش، خودمم
‫بلد نبودم هیچی رو برات توضیح بدم

255
00:26:21,505 --> 00:26:23,047
‫ولی پارسال

256
00:26:23,130 --> 00:26:25,505
‫یه نفر دیگه بهم توضیحش داد

257
00:26:25,588 --> 00:26:27,005
‫‏یه...

258
00:26:28,005 --> 00:26:29,588
‫مسافر زمان دیگه

259
00:26:30,963 --> 00:26:33,255
‫‏فکر می‌کنم اون می‌دونست

260
00:26:34,005 --> 00:26:37,213
‫‏از هر چی که تا این لحظه
‫قرار بود اتفاق بی‌افته

261
00:26:37,297 --> 00:26:40,005
‫‏خبر داشت

262
00:26:40,672 --> 00:26:43,297
‫می‌دونست که تو
‫اینجا پیدات می‌شه

263
00:26:43,380 --> 00:26:44,838
‫،‏تا من بتونم هم برای تو

264
00:26:44,922 --> 00:26:46,505
‫‏و هم اون توضیح بدم

265
00:26:47,588 --> 00:26:49,755
‫که ماشین چطوری کار می‌کنه

266
00:26:58,172 --> 00:26:59,963
‫‏به نظرم اون ترسناکه

267
00:27:00,380 --> 00:27:03,630
‫،‏گویی دیگه از درون خالی‌ـه
‫‏فقط یه پوسته‌اس

268
00:27:06,338 --> 00:27:10,855
‫‏هیچ‌وقت بچه‌ی آنچنان باهوشی نبود، ‏ولی الان
‫دیگه باید باور کنی مغز تو کلّه‌اش نداره

269
00:27:12,047 --> 00:27:13,755
‫‏منو می‌ترسونه

270
00:27:14,838 --> 00:27:18,505
‫،‏و الانم که برند خونه نیست
‫‏نمی‌دونم چه‌جوری با وضعیت کنار بیام

271
00:27:19,755 --> 00:27:22,172
‫‏شاید خودِ شیطان تسخیرش کرده

272
00:27:22,963 --> 00:27:26,588
‫‏خواهشاً نگاهش کن و
‫‏بگو وضعش روبه‌راهه

273
00:27:28,422 --> 00:27:30,380
‫‏و یه کلمه هم حرف نزده؟

274
00:27:40,672 --> 00:27:43,505
‫هلگ، بیا پایین. یه نفر
‫می‌خواد باهات صحبت کنه

275
00:28:08,380 --> 00:28:10,213
‫‏زمان همیشه همراه توئه

276
00:28:10,297 --> 00:28:11,963
‫‏هر جا که بری

277
00:28:13,380 --> 00:28:14,963
‫‏تو وجودت باهات هست

278
00:28:15,047 --> 00:28:16,713
‫‏و تو هم تو وجود اون هستی

279
00:28:17,380 --> 00:28:20,755
‫‏هر کاری که بکنی ‏و هر چی که
‫بگی رو ‏می‌شنوه و می‌بینه

280
00:28:25,672 --> 00:28:27,672
‫‏مادرت نگرانته

281
00:28:30,338 --> 00:28:32,963
‫‏بهش نشون بدیم هیچ
‫‏دلیلی واسه نگرانی نداره؟

282
00:28:38,422 --> 00:28:40,505
‫‏دوست دارم اینجا رو برام بخونی

283
00:28:42,338 --> 00:28:43,547
‫‏این‌کارو می‌کنی؟

284
00:28:46,838 --> 00:28:48,255
‫،‏«تو حافظ منی

285
00:28:49,588 --> 00:28:50,630
‫‏سپر من.

286
00:28:51,630 --> 00:28:53,422
‫«.به کلماتت ایمان دارم

287
00:28:58,713 --> 00:29:00,047
‫‏حرف می‌زنه!

288
00:29:02,505 --> 00:29:04,422
‫‏بهش یه‌کم زمان بده

289
00:29:05,338 --> 00:29:08,255
‫مطمئنم اون فقط داره کلماتش رو
‫با دقت بالایی انتخاب می‌کنه

290
00:29:10,255 --> 00:29:11,588
‫کتاب واسه خودت

291
00:29:12,797 --> 00:29:14,463
‫یه‌کم اینجا نمی‌مونی؟

292
00:29:22,172 --> 00:29:23,838
‫‏اون برگشته

293
00:29:28,297 --> 00:29:29,547
‫‏به آغوشت

294
00:29:32,630 --> 00:29:33,922
‫‏اون یه معجزه‌اس

295
00:29:35,630 --> 00:29:36,922
‫اینو فراموش نکن

296
00:29:46,880 --> 00:29:48,713
‫خب، واقعاً برای چی اینجایی؟

297
00:29:49,297 --> 00:29:51,422
‫‏فقط دارم سعی می‌کنم

298
00:29:51,505 --> 00:29:55,588
‫‏چندتا جای خالی تو یه
‫‏پرونده‌ی قدیمی رو پر کنم

299
00:29:56,255 --> 00:29:57,672
‫‏فقط برای نظم دادن به اوضاع

300
00:30:00,297 --> 00:30:02,380
‫‏دوست دارم با پسرک صحبت کنم

301
00:30:06,088 --> 00:30:07,422
‫‏میشائیل خوابه

302
00:30:08,380 --> 00:30:09,880
‫‏وسط روز؟

303
00:30:10,547 --> 00:30:12,338
‫‏حالش خوب نبود

304
00:30:12,422 --> 00:30:15,797
‫‏تاحالا چیزی درباره‌ی
‫‏پدر و مادرش بهت گفته؟

305
00:30:19,713 --> 00:30:21,463
‫‏میشائیل می‌خواد همه‌ی
‫‏اینا رو پشت‌سر بذاره

306
00:30:23,463 --> 00:30:24,922
‫‏الان دیگه زندگی جدیدی داره

307
00:30:32,088 --> 00:30:35,047
‫‏تاحالا به اسم‌ والدینش اشاره کرده؟

308
00:30:36,255 --> 00:30:38,797
‫‏اسم کوچیک‌شون؟
‫‏لقب‌شون؟

309
00:30:42,380 --> 00:30:44,588
‫‏اسمِ اولریش؟

310
00:30:44,672 --> 00:30:47,130
‫‏به این اسم هم اشاره‌ای نکرده؟

311
00:30:57,630 --> 00:30:59,255
‫‏تاحالا...

312
00:31:00,880 --> 00:31:03,547
‫‏درباره‌ی «شیطان سپید» حرف زده؟

313
00:31:04,963 --> 00:31:05,963
‫‏نه

314
00:31:06,880 --> 00:31:09,838
‫نمی‌فهمم هدف از
‫این سؤال‌ها چیه

315
00:31:11,838 --> 00:31:14,588
‫شاید بتونم فردا باهاش حرف بزنم؟

316
00:31:18,672 --> 00:31:20,297
‫‏- بله
‫‏- خوبه

317
00:31:21,713 --> 00:31:24,130
‫،‏اگه چیزِ دیگه‌ای به ذهنت رسید

318
00:31:25,213 --> 00:31:27,297
‫فقط باهام یه تماس بگیر

319
00:31:31,755 --> 00:31:32,880
‫باشه

320
00:31:46,922 --> 00:31:48,547
‫<b>قرص‌ خواب</b>

321
00:31:50,547 --> 00:31:52,005
‫آم...

322
00:31:53,005 --> 00:31:55,047
‫دوباره بدخواب شدم

323
00:31:56,797 --> 00:31:57,922
‫کابوس می‌بینم

324
00:31:59,880 --> 00:32:01,463
‫‏یه چیز دیگه

325
00:32:03,380 --> 00:32:06,130
‫احیاناً یه عکس از پسره داری؟

326
00:32:06,880 --> 00:32:08,380
‫‏فقط برای پرونده‌ها

327
00:32:18,422 --> 00:32:19,880
‫‏فقط برای پرونده‌ها، آره؟

328
00:32:27,297 --> 00:32:29,047
‫‏فقط برای پرونده‌ها

329
00:32:56,130 --> 00:32:57,422
‫اینجا چی می‌خوای؟

330
00:33:02,130 --> 00:33:03,880
‫کلادیا فرستاده‌تت؟

331
00:33:08,505 --> 00:33:10,963
‫اگه فکر کردی آدام می‌ذاره
‫برگردی، در اشتباهی

332
00:33:12,547 --> 00:33:13,838
‫‏تو طرفِ خودت رو انتخاب کردی

333
00:33:15,213 --> 00:33:17,172
‫‏دیگه هیچ رستگاری‌ای
‫‏برات در کار نیست

334
00:33:21,588 --> 00:33:23,672
‫‏من می‌دونم صفحات پایانی کجائن

335
00:33:24,672 --> 00:33:27,505
‫‏اینم می‌دونم که آدام
‫چند وقته دنبال‌شونه

336
00:33:28,380 --> 00:33:30,755
‫‏فکر نمی‌کنی اون هر کاری
‫‏می‌کنه تا گیرشون بیاره؟

337
00:33:31,338 --> 00:33:33,130
‫‏یه کلمه از حرف‌هات هم باور نمی‌کنم

338
00:33:36,380 --> 00:33:38,880
‫‏اون هیچوقت بهت نمی‌گفت کجائن

339
00:33:41,630 --> 00:33:43,380
‫‏صفحات دستِ کلادیاست

340
00:33:57,505 --> 00:34:00,255
‫‏در عوض، ازت می‌خوام به
‫‏آدام بگی من می‌خوام برگردم

341
00:34:00,838 --> 00:34:02,672
‫‏قبل اینکه یه چرخه‌ی
‫‏جدید شروع بشه

342
00:34:04,255 --> 00:34:05,713
‫‏داری اونو قربانی می‌کنی؟

343
00:34:09,422 --> 00:34:12,547
‫‏نمی‌تونی به اون طرزی که از خواهرِ
‫‏خودت متنـفری از اونم متنـفر باشی

344
00:34:23,588 --> 00:34:26,138
‫به‌عنوان یه پیشنهاد صلح در نظرش بگیر

345
00:35:00,172 --> 00:35:01,213
‫بله؟

346
00:35:04,963 --> 00:35:07,047
‫‏یه نفر برای دیدن‌تون اومده

347
00:35:07,672 --> 00:35:09,172
‫‏خیلی‌خب

348
00:35:12,422 --> 00:35:13,797
‫می‌تونید برید داخل

349
00:35:35,630 --> 00:35:37,088
‫‏می‌تونم کمک‌تون کنم؟

350
00:35:44,630 --> 00:35:47,088
‫‏یه چشم قهوه‌ای، یه چشم آبی

351
00:35:49,088 --> 00:35:50,338
‫‏خیلی نادره

352
00:35:51,755 --> 00:35:53,047
‫‏مثل دختر من

353
00:35:54,463 --> 00:35:56,588
‫تو مرد خیلی خوبی هستی

354
00:35:58,047 --> 00:35:59,588
‫‏همیشه مرد خوبی بودی

355
00:36:02,380 --> 00:36:04,255
‫این دنیا لیاقتت رو نداره

356
00:36:09,005 --> 00:36:10,505
‫ببخشید، ولی...

357
00:36:12,130 --> 00:36:13,172
‫‏ما همدیگه رو می‌شناسیم؟

358
00:36:15,797 --> 00:36:18,172
‫برای اینکه یه چیزی رو
‫بهت بگم اومدم اینجا

359
00:36:20,713 --> 00:36:22,213
‫‏متأسفم

360
00:36:26,463 --> 00:36:27,755
‫بابت چی متأسفی؟

361
00:36:29,547 --> 00:36:30,963
‫‏همه‌چیز

362
00:36:33,297 --> 00:36:35,172
‫تو سزاوار هیچ‌کدوم از اینا نبودی

363
00:36:39,588 --> 00:36:42,588
‫ولی بعضی‌وقت‌ها، آدم‌های خوب از
‫همه سخت‌تر ضربه‌ می‌خورن

364
00:36:47,297 --> 00:36:48,755
‫متوجه نمی‌شم

365
00:36:51,255 --> 00:36:53,422
‫‏یه روزی می‌شی

366
00:36:55,255 --> 00:36:57,297
‫‏و اون‌موقع می‌خوام بدونی

367
00:36:58,463 --> 00:37:02,672
‫که متأسفم که اوضاع اون‌طور از آب
‫در اومد که از آب در اومد

368
00:37:08,213 --> 00:37:11,297
‫‏یا همین‌الان بهم بگو جریان چیه

369
00:37:12,505 --> 00:37:14,463
‫یا ازت می‌خوام فوراً بری بیرون

370
00:37:22,797 --> 00:37:24,713
‫متأسفم، واقعاً متأسفم

371
00:37:47,880 --> 00:37:50,380
‫‏خانم تیدمن، تمام روز در تلاش
‫‏بودم باهاتون تماس بگیرم

372
00:37:50,838 --> 00:37:53,755
‫‏بیشتر از یه ساعته که
‫‏خبرنگارها منتظرن

373
00:37:54,547 --> 00:37:55,422
‫‏و...

374
00:37:56,255 --> 00:37:57,088
‫‏و؟

375
00:37:57,547 --> 00:37:59,838
‫‏جلسه رو تا ۱۰:۳۰ فردا عقب انداختم

376
00:37:59,922 --> 00:38:02,005
‫‏بعد از اون با نمایندگان
‫اتحادیه ملاقات دارید

377
00:38:06,338 --> 00:38:07,755
‫‏تمام قرارها رو کنسل کن

378
00:38:10,213 --> 00:38:12,255
‫‏و یه چیز دیگه، پدرتون...

379
00:38:13,713 --> 00:38:14,630
‫‏اینجاست

380
00:38:17,172 --> 00:38:18,880
‫‏نمی‌دونستم کجا ببرمش

381
00:38:37,088 --> 00:38:38,630
‫‏اینجا چی‌کار می‌کنی؟

382
00:38:39,505 --> 00:38:41,047
‫‏چرا اول زنگ نزدی؟

383
00:38:44,422 --> 00:38:46,088
‫‏می‌خواستم باهات حرف بزنم

384
00:38:46,672 --> 00:38:49,463
‫‏- زیاد طول نمی‌کِشه
‫‏- الان واقعاً بدموقع‌ست

385
00:38:50,713 --> 00:38:52,463
‫‏نمی‌تونی یهویی پاشی بیای اینجا

386
00:38:52,797 --> 00:38:56,213
‫‏چرا از منشی‌ـم یه وقت نگرفتی؟
‫‏طوری‌که هردومون وقت داشته باشیم

387
00:38:57,380 --> 00:39:00,047
‫- مثلاً، هفته‌ی بعد
‫- من سرطان دارم

388
00:39:06,047 --> 00:39:07,380
‫‏پروستات

389
00:39:09,797 --> 00:39:12,005
‫نمی‌خواستم تو رو ناراحت کنم

390
00:39:13,880 --> 00:39:16,005
‫‏ولی الان سرطانم پخش شده

391
00:39:17,130 --> 00:39:18,963
‫‏و فکر کردم

392
00:39:19,547 --> 00:39:21,838
‫به صلاحه که بدونی

393
00:39:23,463 --> 00:39:24,505
‫من...

394
00:39:28,672 --> 00:39:30,338
‫نمی‌دونم چی بگم

395
00:39:31,297 --> 00:39:32,713
‫‏اشکال نداره

396
00:39:34,422 --> 00:39:36,713
‫‏فقط می‌خواستم بدونی

397
00:39:37,963 --> 00:39:39,672
‫دیگه راه می‌افتم

398
00:39:41,297 --> 00:39:43,797
‫مطمئنم اینجا کلی کار داری

399
00:39:47,463 --> 00:39:48,463
‫بابا

400
00:40:15,713 --> 00:40:18,672
‫‏- برگشتی!
‫‏- سلام، شاهدخت استثنایى‌ـم

401
00:40:20,755 --> 00:40:21,755
‫مامان کجاست؟

402
00:40:44,505 --> 00:40:45,880
‫ناراحت به‌نظر می‌آی

403
00:40:50,255 --> 00:40:52,630
‫می‌تونی یه رازی رو
‫پیش خودت نگه داری؟

404
00:40:59,797 --> 00:41:01,922
‫فکر کنم امروز یه جادوگر دیدم

405
00:41:02,713 --> 00:41:04,922
‫‏- جادوگر وجود نداره
‫‏- داره!

406
00:41:05,838 --> 00:41:06,755
‫این‌یکی خیلی واقعی بود

407
00:41:09,338 --> 00:41:10,963
‫چه شکلی بود؟

408
00:41:12,505 --> 00:41:14,380
‫‏موهای سفید بلند

409
00:41:15,047 --> 00:41:16,338
‫مثل کتاب‌ها

410
00:41:17,547 --> 00:41:18,713
‫و چی گفت؟

411
00:41:22,005 --> 00:41:24,255
‫‏که متأسفه

412
00:41:26,588 --> 00:41:28,963
‫اصلاً مثل یه جادوگر به‌نظر نمی‌آد

413
00:41:32,672 --> 00:41:34,047
‫تو از کجا می‌دونی آخه؟

414
00:41:34,630 --> 00:41:36,255
‫تاحالا جادوگر ندیدی که

415
00:41:39,380 --> 00:41:40,755
‫اونا واسه مامانه؟

416
00:41:46,547 --> 00:41:47,588
‫آره

417
00:41:51,088 --> 00:41:52,797
‫‏تو مرد خیلی خوبی هستی، بابا

418
00:41:53,755 --> 00:41:55,463
‫‏این دنیا لیاقتت رو نداره

419
00:42:05,505 --> 00:42:06,963
‫همه‌چی روبه‌راهه؟

420
00:42:11,088 --> 00:42:12,130
‫آره

421
00:42:14,630 --> 00:42:16,088
‫فقط یه آشناپنداری بهم دست داد

422
00:42:17,547 --> 00:42:22,255
‫قدیم‌ها فکر می‌کردم بدترین بلایی که
‫می‌تونه سر یه آدم تو زندگیش بیاد

423
00:42:23,630 --> 00:42:25,672
‫اینه که بچه‌اش رو گم کنه

424
00:42:27,047 --> 00:42:29,338
‫ولی هیچ‌کاری از دست ما ساخته نیست

425
00:42:31,672 --> 00:42:35,922
‫مهم نیست چه‌قدر سعی
‫کنیم محکم بچسبیم‌شون

426
00:42:37,713 --> 00:42:40,838
‫دیر یا زود، همچنان می‌رن

427
00:42:41,797 --> 00:42:43,047
‫‏والدین‌ها...

428
00:42:43,797 --> 00:42:45,005
‫‏و ‏بچه‌ها...

429
00:42:45,713 --> 00:42:51,047
‫فقط تا جایی از زندگی‌شون
‫یه مسیر مشترک دارن

430
00:42:52,172 --> 00:42:53,380
‫‏در آخر...

431
00:42:54,505 --> 00:42:57,005
‫کیلومترها دورتر از همدیگه‌ان

432
00:43:05,130 --> 00:43:06,630
‫زمستون پارسال

433
00:43:08,047 --> 00:43:10,547
‫‏یه پسر اومد تو ویندن

434
00:43:11,380 --> 00:43:12,588
‫‏یه غریبه

435
00:43:13,588 --> 00:43:17,588
‫‏اون‌موقع یه چیز عجیبی بهم گفت

436
00:43:17,672 --> 00:43:19,505
‫‏اصلاً منطقی نبود، ولی...

437
00:43:21,755 --> 00:43:25,505
‫‏شاید سرطانم از الان
‫‏عقل از سرم پرونده

438
00:43:32,130 --> 00:43:33,880
‫این پسر رو می‌شناسی؟

439
00:43:43,880 --> 00:43:45,338
‫اون اینجاست؟

440
00:43:48,088 --> 00:43:51,963
‫‏کجاست؟
‫‏می‌دونستی اینجاست؟

441
00:43:52,755 --> 00:43:54,505
‫‏تمام این مدت می‌دونستی؟

442
00:43:55,422 --> 00:43:57,255
‫کجاست؟ کجاست؟

443
00:44:10,297 --> 00:44:11,922
‫ولم کن!

444
00:44:12,588 --> 00:44:13,922
‫میکل کجاست؟

445
00:44:20,588 --> 00:44:21,630
‫امروز تعطیله

446
00:44:26,713 --> 00:44:27,880
‫تویی!

447
00:44:27,963 --> 00:44:28,963
‫‏من...

448
00:44:29,588 --> 00:44:31,797
‫هنوز آماده نیست

449
00:44:32,838 --> 00:44:36,005
‫یه دوره‌ی ۳۳ساله‌ی دیگه
‫طول می‌کِشه تا آماده بشه

450
00:44:36,088 --> 00:44:38,172
‫‏این چیز... این طرح...

451
00:44:38,797 --> 00:44:40,130
‫‏واقعاً متوجه نمی‌شم چیه

452
00:44:49,047 --> 00:44:50,463
‫‏اینو قبلاً دیدم

453
00:44:52,588 --> 00:44:55,297
‫‏تمام زندگی‌مون در عجب‌ایم
‫‏زندگی‌مون چطور از آب درمی‌آد

454
00:44:56,380 --> 00:44:57,547
‫‏این واسه توئه

455
00:44:58,338 --> 00:45:00,963
‫‏- واسه خودت. من دیگه لازمش ندارم
‫‏- چرا داری اینو می‌دی بهم؟

456
00:45:02,922 --> 00:45:04,672
‫من به‌زودی می‌میرم

457
00:45:05,547 --> 00:45:07,713
‫‏متوجه نمی‌شم

458
00:45:08,713 --> 00:45:09,838
‫‏یه روزی...

459
00:45:10,963 --> 00:45:12,130
‫‏متوجه می‌شی

460
00:45:12,880 --> 00:45:14,713
‫و بعد دوباره باهم ملاقات می‌کنیم

461
00:45:16,088 --> 00:45:17,755
‫قبل از اینکه بمیری؟

462
00:45:19,005 --> 00:45:20,547
‫‏نه. بعد از اون

463
00:45:21,713 --> 00:45:22,922
‫‏چطور...

464
00:45:23,672 --> 00:45:25,338
‫چطور همچین چیزی امکان داره؟

465
00:45:26,213 --> 00:45:28,130
‫زمان فقط وهم‌ـه

466
00:45:29,463 --> 00:45:31,588
‫بعد تو باید طرز کارِ دستگاه
‫رو بهم توضیح بدی

467
00:45:31,672 --> 00:45:35,297
‫ولی من نمی‌دونم واسه چه کاریه.
‫چرا بهم نمی‌گی واسه چه کاریه؟

468
00:45:35,380 --> 00:45:38,713
‫چون‌که بهم گفتی یه نفر
‫دیگه بهت توضیح داده

469
00:45:39,422 --> 00:45:41,963
‫،‏همه‌چی دوره‌ی خودش رو داره
‫‏مثل همیشه که این‌طور بوده

470
00:45:43,422 --> 00:45:46,713
‫نه، من هیچی بهت نگفتم.
‫هیچ‌کی هیچی رو بهم توضیح نداده

471
00:45:47,422 --> 00:45:50,588
‫‏الان نه، بلکه در آینده

472
00:45:51,172 --> 00:45:53,338
‫همه‌ی اینا به‌زودی تموم می‌شن

473
00:45:54,630 --> 00:45:57,630
‫ولی تا اون‌موقع همه‌چی باید
‫همون‌طور که همیشه بوده، باقی بمونه

474
00:45:59,297 --> 00:46:01,505
‫صبر کن. خواهش می‌کنم

475
00:48:00,047 --> 00:48:01,963
‫فکر کردی می‌تونی
‫بهش اعتماد کنی

476
00:48:05,880 --> 00:48:07,047
‫اون بهت خیانت کرد

477
00:48:09,380 --> 00:48:11,588
‫‏حتی تعجب‌ـش رو بروز نداد

478
00:48:15,047 --> 00:48:16,672
‫‏تو همه‌چی رو ازم گرفتی

479
00:48:17,755 --> 00:48:18,838
‫‏تو قراره بمیری!

480
00:48:19,963 --> 00:48:21,672
‫‏و تمام آرمان‌هات هم همراهت می‌میرن

481
00:48:23,047 --> 00:48:25,255
‫می‌دونم که قراره بمیرم

482
00:48:26,797 --> 00:48:29,005
‫‏ولی قراره این مسابقه رو ببازم؟

483
00:48:29,463 --> 00:48:33,088
‫،‏یا اینجا، ملاقات‌مون
‫،‏تو و اسلحه‌ـت

484
00:48:33,922 --> 00:48:37,463
‫همه‌شون تنها بخشی از بازی‌ای هستن
‫که هنوز بلد نیستی چطور بازی کنی

485
00:48:37,547 --> 00:48:40,797
‫‏فکر کردی می‌تونی با
‫‏کلماتت سرم شیره بمالی؟

486
00:48:43,880 --> 00:48:46,297
‫‏من دیگه یکی از
‫بازیچه‌‌های دست تو نیستم

487
00:48:47,130 --> 00:48:48,755
‫‏ولی هنوز بازیچه‌‌ی
‫دست آدام که هستی

488
00:48:50,088 --> 00:48:53,963
‫‏بهشتی که اون بهت قول
‫‏داده دروغی بیش نیست

489
00:48:54,547 --> 00:48:57,463
‫‏اون داره با خیالِ آزادی خرت می‌کنه

490
00:48:58,297 --> 00:49:01,213
‫‏از خودت بپرس آیا واقعاً آزادی

491
00:49:01,588 --> 00:49:03,547
‫،‏اگه واقعاً آزاد بودی

492
00:49:05,088 --> 00:49:06,797
‫حق انتخاب داشتی

493
00:49:08,380 --> 00:49:09,922
‫آیا حق انتخاب داری؟

494
00:49:52,422 --> 00:49:56,672
‫<b>جسد زن ناشناس در جنگل پیدا شد</b>

495
00:50:39,838 --> 00:50:41,047
‫امکان نداره

496
00:50:46,338 --> 00:50:47,338
‫شارلوت؟

497
00:50:48,297 --> 00:50:49,172
‫امکان نـ....

498
00:50:49,880 --> 00:50:51,630
‫نه، این درست نیست

499
00:50:52,255 --> 00:50:53,713
‫حقیقت نداره

500
00:51:17,505 --> 00:51:20,672
‫مهم نیست چه‌قدر دل‌مون
‫،می‌خواد باهاش بجنگیم

501
00:51:22,380 --> 00:51:25,338
‫‏ما از طریق خون‌مون به‌هم متصلیم

502
00:51:30,422 --> 00:51:35,755
‫می‌تونیم نسبت به خانواده‌مون احساسِ
‫غریبی بکنیم و کارهاشون رو درک نکنیم

503
00:51:39,297 --> 00:51:42,797
‫،بااین‌حال، در آخر
‫از هیچ‌کاری براشون دریغ نمی‌کنیم

504
00:51:47,005 --> 00:51:48,505
‫‏یه نخ مشترک

505
00:51:49,713 --> 00:51:53,880
‫که زندگی‌هامون رو
‫به‌همدیگه متصل می‌کنه

506
00:52:01,880 --> 00:52:03,713
‫صفحات دستش بود؟

507
00:52:15,755 --> 00:52:18,213
‫بلایی که حقش بود سرش اومد

508
00:52:22,963 --> 00:52:27,463
‫‏در آخر، هرچی حق‌مون
‫‏باشه سرمون می‌آد

509
00:52:32,297 --> 00:52:35,713
‫زیرنویسی از آقای سیَه‌ چُرده

