‫﻿۱
00:01:26,210 --> 00:01:29,220
‫دوست

2
00:02:07,190 --> 00:02:09,720
‫آه، با کمربند نمی شه رفت...

3
00:02:14,870 --> 00:02:16,920
‫هان؟ هنوزم نمی ذاره برم؟

4
00:02:17,760 --> 00:02:21,920
‫هوم... مثل اینکه هنوز به سیستم
‫امنیتی اینجا عادت نکردی، مگه نه؟

5
00:02:24,890 --> 00:02:26,580
‫حالا چی می گی؟!

6
00:02:28,750 --> 00:02:30,130
‫روز بخیر!

7
00:02:33,010 --> 00:02:35,429
‫چرا پیشونیت زخمی شده؟

8
00:02:35,550 --> 00:02:37,330
‫اوه، این؟

9
00:02:37,870 --> 00:02:40,700
‫خوب، با همسرم بگو مگو کردم.

10
00:02:41,300 --> 00:02:45,320
‫بچه مون هنوز خیلی کوچیکه، برای همین
‫می گه نباید زیاد از خونه دور بمونم.

11
00:02:46,060 --> 00:02:48,790
‫آره، برای تو خیلی بهتره که تو خونه باشی.

12
00:02:49,170 --> 00:02:52,949
‫ولی خیلی حیف می شه! اتاقای اینجا بی نظیرن!

13
00:02:53,070 --> 00:02:55,130
‫به نظر من ایالو هم بیار اینجا.

14
00:02:55,570 --> 00:02:58,810
‫منو با خودت که مجردی و
‫از هفت دولت آزاد مقایسه نکن.

15
00:02:59,510 --> 00:03:00,499
‫ریوزاکی کجاست؟

16
00:03:00,620 --> 00:03:01,879
‫قرار عشقی.

17
00:03:02,000 --> 00:03:05,100
‫یه قرار عشقی بین میسا-میسا و لایت، اما سه نفره.

18
00:03:06,590 --> 00:03:08,099
‫دوربین مدار بسته.

19
00:03:08,220 --> 00:03:13,200
‫،خوب، مجبوریم با میسا کنار بیایم
‫چون با کیرای دوم ارتباط داره.

20
00:03:13,790 --> 00:03:16,899
‫راستی، ماتسودا، اینقدر میسا-میسا صداش نزن!

21
00:03:17,020 --> 00:03:18,190
‫اوه، باشه...

22
00:03:19,070 --> 00:03:22,910
‫هی! این جوری احساس عشقولانه بهم دست نمی ده!

23
00:03:23,460 --> 00:03:25,839
‫به من توجه نکن!

24
00:03:25,960 --> 00:03:28,489
‫راستی، نمی خوای اون کیک رو بخوری؟

25
00:03:28,610 --> 00:03:31,209
‫شیرینی آدمو چاق میکنه، می فهمی؟

26
00:03:31,330 --> 00:03:35,199
‫،اگه از مغزت زیاد کار بکشی
‫با شیرینی خوردن هم چاق نمی شی.

27
00:03:35,320 --> 00:03:37,470
‫هان؟! بازم میسا رو مسخره کردی!

28
00:03:37,960 --> 00:03:41,810
‫اگه کیکو بهت بدم، من و لایتو تنها می ذاری؟

29
00:03:42,070 --> 00:03:47,060
‫اگه تنهاتونم بذارم، مطمئن باش با دوربینای
‫مدار بسته زیر نظر دارمتون، فرقی نمیکنه.

30
00:03:47,190 --> 00:03:50,369
‫چشم چرون! کی می خوای این اخلاق زشتو بذاری کنار؟!

31
00:03:50,490 --> 00:03:53,480
‫،هر چی می خوای بگو
‫من که می خوام کیکو بردارم.

32
00:03:53,890 --> 00:03:57,379
‫باشه، من چراغا رو خاموش
‫میکنم و پرده ها رو هم می کشم.

33
00:03:57,500 --> 00:03:59,780
‫دوربین مادون قرمز هم داریم.

34
00:04:00,790 --> 00:04:05,099
‫راستش، حالا که به همچین
‫ساختمونی با این همه تجهیزات اومدیم...

35
00:04:05,220 --> 00:04:08,000
‫ریوزاکی، انگار هیچ انگیزه ای نداری.

36
00:04:08,940 --> 00:04:10,400
‫که گفتی انگیزه؟

37
00:04:11,620 --> 00:04:12,490
‫به هیچ وجه ندارم.

38
00:04:13,180 --> 00:04:14,840
‫در واقع، افسرده شدم.

39
00:04:15,400 --> 00:04:16,470
‫افسرده؟

40
00:04:16,980 --> 00:04:17,880
‫آهان.

41
00:04:19,050 --> 00:04:24,099
‫چون همیشه فکر می کردم لایت-کون کیراست...

42
00:04:24,220 --> 00:04:27,020
‫حالا که تموم نتیجه گیری هام
‫غلط از آب در اومده، شکه شدم.

43
00:04:28,770 --> 00:04:31,630
‫اگرچه هنوزم به تو یکی مشکوکم...

44
00:04:32,200 --> 00:04:33,590
‫برای همین این جوری شدیم.

45
00:04:34,420 --> 00:04:38,020
‫اما، بدبختانه کیرا می تونه انسان ها رو کنترل کنه.

46
00:04:38,550 --> 00:04:43,550
‫به عبارت دیگه، کیرا داشته لایت-کونو
‫کنترل می کرده که منو گول بزنه.

47
00:04:44,650 --> 00:04:48,079
‫هم لایت-کون و هم میسا-سان
‫توسط کیرا کنترل می شدن.

48
00:04:48,200 --> 00:04:52,180
‫با این فرض، همه چی جور در میاد...

49
00:04:53,240 --> 00:04:58,470
‫این فرضیه می گه که با اینکه من و میسا توسط
‫کیرا کنترل می شدیم، اما هنوز کیرا به حساب میومدیم.

50
00:04:58,960 --> 00:05:02,070
‫آره، هیچ شکی وجود نداره.

51
00:05:02,720 --> 00:05:03,970
‫شما هردوتون کیرا هستین.

52
00:05:07,310 --> 00:05:11,190
‫براساس فرضیه ی من، لایت-کون
‫وقت زندانی شدن کیرا بوده.

53
00:05:12,090 --> 00:05:16,210
‫چون همون وقت بود که
‫کشتار مجرمین متوقف شد.

54
00:05:16,720 --> 00:05:19,860
‫می شه گفت، تا اون وقت لایت-کون هنوز کیرا بوده.

55
00:05:20,650 --> 00:05:24,640
‫اما دو هفته بعد، کشتار مجرمین دوباره شروع شد.

56
00:05:26,230 --> 00:05:29,040
‫اینجاست که باید به فرضیه شاخ و بال بدیم...

57
00:05:29,930 --> 00:05:33,959
‫قدرت کیرا از این فرد به اون فرد منتقل می شه.

58
00:05:34,080 --> 00:05:35,579
‫فرضیه ی خیلی جالبیه.

59
00:05:35,700 --> 00:05:39,379
‫اما اگه درست باشه، گرفتن کیرا غیر ممکن می شه.

60
00:05:39,500 --> 00:05:42,090
‫آره، برای همینه که افسرده شدم.

61
00:05:42,620 --> 00:05:48,589
‫،اگه اونایی که کنترل می شنو هم بگیریم
‫قدرت منتقل می شه و خاطرات فرد هم از بین می ره.

62
00:05:48,710 --> 00:05:51,230
‫تا ابد هم دستگیرشون کنیم، بی فایده میشه.

63
00:05:51,660 --> 00:05:54,449
‫اما، هیچ کدوم از اینا هنوز ثابت نشدن...

64
00:05:54,570 --> 00:05:55,770
‫سعی کن انگیزه داشته باشی.

65
00:05:56,440 --> 00:05:57,490
‫انگیزه؟

66
00:05:57,870 --> 00:05:59,479
‫حرفشو هم نزن.

67
00:05:59,600 --> 00:06:02,630
‫در واقع، شاید بهتر باشه بی خیال کل ماجرا بشیم.

68
00:06:03,330 --> 00:06:08,719
‫اگه سعی کنیم زیادی پا تو کفش کیرا
‫کنیم، زندگی خودمونو به خطر میندازیم.

69
00:06:08,840 --> 00:06:10,200
‫نظر تو چیه؟

70
00:06:12,600 --> 00:06:13,770
‫ریوزاکی...

71
00:06:29,870 --> 00:06:31,270
‫دردم اومد.

72
00:06:31,620 --> 00:06:32,919
‫مسخره بازی رو بذار کنار.

73
00:06:33,040 --> 00:06:37,820
‫چون من کیرا نیستم، چون نتیجه گیریت در مورد
‫من غلط بوده، تو کودن انگیزتو از دست دادی؟

74
00:06:39,240 --> 00:06:42,159
‫احتمالا منظورمو بد متوجه شدی.

75
00:06:42,280 --> 00:06:45,009
‫حرف این بود: اگه اول ما اقدام
‫کنیم، ممکنه به ضررمون تموم بشه.

76
00:06:45,130 --> 00:06:48,120
‫چطور می خوای بدون اقدام کردن، دستگیرش کنی؟!

77
00:06:48,660 --> 00:06:51,950
‫تا حالا، جون کلی آدم بی گناه گرفته شده!

78
00:06:52,700 --> 00:06:55,250
‫تازه، مگه تو بی ناموس من و میسا رو زندانی نکردی؟!

79
00:06:56,210 --> 00:06:57,710
‫می فهمم...

80
00:06:58,580 --> 00:06:59,709
‫اما...

81
00:06:59,830 --> 00:07:01,830
‫هر دلیلی هم که داشته باشی...

82
00:07:05,360 --> 00:07:07,350
‫یکی بزنی، یکی می خوری.

83
00:07:22,040 --> 00:07:24,109
‫نتیجه گیری من غلط نبوده...

84
00:07:24,230 --> 00:07:30,240
‫اینکه بگم یاگامی لایت کیراست و آمانه میسا
‫کیرای دوم، برای حل این پرونده کافی نیست.

85
00:07:30,610 --> 00:07:32,550
‫برای همین افسرده شدم.

86
00:07:32,940 --> 00:07:35,050
‫منم آدمم و افسرده می شم، مگه چشه؟

87
00:07:35,300 --> 00:07:36,510
‫نگفتم چیزیشه.

88
00:07:37,050 --> 00:07:42,090
‫اما از لحنت معلومه...
‫راضی نمی شی مگه اینکه من کیرا باشم.

89
00:07:43,040 --> 00:07:45,650
‫راضی نمی شم مگه اینکه لایت-کون کیرا باشه؟

90
00:07:46,460 --> 00:07:48,370
‫اینم حرفیه.

91
00:07:49,660 --> 00:07:52,289
‫حالا که فکر میکنم...

92
00:07:52,410 --> 00:07:55,190
‫واقعا دلم می خواد که لایت-کون کیرا باشه.

93
00:07:59,290 --> 00:08:01,780
‫یکی بزنی، یکی می خوری.

94
00:08:02,620 --> 00:08:05,600
‫من خیلی قوی هستم.

95
00:08:08,190 --> 00:08:10,740
‫باید زنگ بزنیم و جلوشونو بگیریم.

96
00:08:13,460 --> 00:08:14,060
‫بله؟

97
00:08:13,970 --> 00:08:15,410
‫ریوزاکی! گوش کن!

98
00:08:15,810 --> 00:08:19,630
‫میسا-میسا تو رای گیری
‫بهترین مدل مجله ی ایتین اول شد.

99
00:08:20,230 --> 00:08:21,530
‫اوه، که این طور.

100
00:08:21,910 --> 00:08:26,090
‫به این ترتیب تو فیلم بعدی کارگردان
‫معروف نیشیناکا بازی میکنه!

101
00:08:27,020 --> 00:08:27,890
‫چی شده؟

102
00:08:28,320 --> 00:08:30,390
‫طبق معمول ماتسودا افتاد به شر و ور گفتن.

103
00:08:31,080 --> 00:08:33,610
‫خوب، ماتسودا ذاتا خل و چله.

104
00:08:34,320 --> 00:08:36,140
‫شنیدم جفتتون چی گفتین...

105
00:08:38,140 --> 00:08:41,350
‫دو ماه بعد

106
00:08:44,920 --> 00:08:46,379
‫ریوزاکی...

107
00:08:46,500 --> 00:08:49,070
‫،می دونم هیچ انگیزه ای نداری
‫اما می شه یه نگاهی یه این بندازی.

108
00:08:49,770 --> 00:08:51,959
‫خوب نگاه کن.

109
00:08:52,080 --> 00:08:53,870
‫یه چیزی توش هست.

110
00:08:54,500 --> 00:08:59,210
‫هر سه تاشون از افراد مهم در تجارت ژاپن بودن.

111
00:09:00,080 --> 00:09:02,290
‫هر سه تاشون از حمله ی قلبی مردن.

112
00:09:03,130 --> 00:09:07,880
‫،در نتیجه سهام شرکت یوتسوبا افزایش پیدا کرده
‫در حالی که سهام بقیه یه سیر نزولی رو طی کرده.

113
00:09:08,070 --> 00:09:11,270
‫به عبارت دیگه، تمام این
‫مرگ و میرا به نفع یوتسوبا بودن.

114
00:09:12,150 --> 00:09:15,910
‫طبق تحقیقاتم، سیزده مورد
‫مثل این تو سه ماه گذشته اتفاق افتاده.

115
00:09:16,800 --> 00:09:18,089
‫نظرت چیه؟

116
00:09:18,210 --> 00:09:21,670
‫تنها نتیجه ای که می تونیم بگیریم اینه
‫که کیرا از یوتسوبا حمایت میکنه.

117
00:09:22,530 --> 00:09:28,650
‫آره، اگه این طوره، هدف
‫اصلی کیرا کشتن مجرمین نیست.

118
00:09:29,080 --> 00:09:36,620
‫آره، به نظر میاد که کشتن مجرمین فقط یه پوشش
‫برای کشتن کسایی که مرگشون برای شرکت سود آوره.

119
00:09:38,400 --> 00:09:39,319
‫خوب، چطور بود؟

120
00:09:39,440 --> 00:09:41,089
‫انگیزه پیدا کردی یا نه؟

121
00:09:41,210 --> 00:09:46,180
‫یک شینیگامی هرگز مقترض دفترچه را همراهی نمی کنه، بلکه
‫همیشه در کنار مالک دفترچه می ماند. همچنین مقترض دفترچه
‫نمی تواند چشمانش را با چشمان شینیگامی معامله کند.

122
00:09:46,190 --> 00:09:51,180
‫اگه مالک دفترچه در حالی که دفترچه هنوز در قرض
‫دیگری است، بمیرد، مالکیت دفترچه به کسی می رسد
‫که در زمان مرگ مالک، دفترچه را در دست داشته است.

123
00:09:51,690 --> 00:09:57,210
‫،خیلی خوبه که همه چیز داره به خوبی پیش میره
‫هیچ کس بهمون مشکوک نشده.

124
00:09:57,680 --> 00:10:01,279
‫هم سهام یوتسوبا و هم سود یوتسوبا به تدریج بالا رفته.

125
00:10:01,400 --> 00:10:02,460
‫بله.

126
00:10:03,000 --> 00:10:05,780
‫همه چی داره طبق محاسباتمون پیش می ره.

127
00:10:06,820 --> 00:10:10,749
‫اما یه چیزی هست که خیلی اذیتم میکنه...

128
00:10:10,870 --> 00:10:12,849
‫اون سه نفری که هفته پیش مردن...

129
00:10:12,970 --> 00:10:15,320
‫چرا همه شون از حمله ی قلبی مردن.

130
00:10:15,780 --> 00:10:17,740
‫تصمیم بر این بود یکیشون بر اثر تصادف رانندگی بمیره.

131
00:10:18,560 --> 00:10:23,210
‫احتمالا به این خاطر بود که ما
‫محل مرگو در وانگنسون مشخص کردیم...

132
00:10:23,680 --> 00:10:28,740
‫،اما متاسفانه در زمان مرگ اینجا نبوده
‫بلکه با یه زن در ایتالیا خوش می گذرونده.

133
00:10:29,030 --> 00:10:32,969
‫به عبارت دیگه، اگه دلیل مرگو طوری
‫مشخص کنیم که غیر ممکن باشه...

134
00:10:33,090 --> 00:10:36,670
‫کیرا اونا رو بر اثر حمله ی قلبی می کشه.

135
00:10:37,230 --> 00:10:41,569
‫برای همین بود که هفته ی پیش گفتم اگه دلیل مرگو
‫بیماری و یا سانحه ی طبیعی مشخص کنیم.

136
00:10:41,690 --> 00:10:45,440
‫کیرا اونا رو به طبیعی ترین شکل ممکن می کشه.

137
00:10:46,100 --> 00:10:51,150
‫به هر حال، پلیس سرش با تحقیقات در مورد
‫مرگ مجرمین به اندازه ی کافی گرمه.

138
00:10:51,820 --> 00:10:56,029
‫تنها کسی که می تونه مرگ
‫این آدم ها رو به ما نسبت بده...

139
00:10:56,150 --> 00:10:58,080
‫خداست.

140
00:10:58,610 --> 00:11:01,100
‫در هر صورت، تا حالا که اتفاقی نیوفتاده.

141
00:11:03,960 --> 00:11:05,889
‫رئیس! آه، موگی-سان!

142
00:11:06,010 --> 00:11:07,080
‫از کمکتون ممنون.

143
00:11:07,500 --> 00:11:08,679
‫محشره...

144
00:11:08,800 --> 00:11:14,800
‫با تحقیقات لایت، مشخص شده که به احتمال
‫زیاد کیرا با یوتسوبا یه جورایی داره همکاری میکنه.

145
00:11:15,160 --> 00:11:16,140
‫یوتسوبا؟

146
00:11:16,620 --> 00:11:18,190
‫آه، درسته...

147
00:11:18,890 --> 00:11:20,520
‫احتمال خودشه، ماتسودا.

148
00:11:22,330 --> 00:11:27,260
‫همین چند دقیقه ی پیش از رئیس پلیس شنیدم
‫که کیرا به بعضی از سیاستمداران پیشنهاد رشوه داده.

149
00:11:29,130 --> 00:11:31,199
‫چیزی که کیرا خواسته اینه...

150
00:11:31,320 --> 00:11:36,820
‫،پلیس باید دست از تعقیب کیرا برداره
‫در این صورت، به سیاستمداران کاری نخواهد داشت.

151
00:11:38,810 --> 00:11:41,410
‫پلیس دیگه به کیرا کاری نخواهد داشت.

152
00:11:43,620 --> 00:11:46,190
‫موگی تصمیم گرفته با ما بمونه.

153
00:11:47,310 --> 00:11:49,309
‫آیزاوا، ماتسودا...

154
00:11:49,430 --> 00:11:51,209
‫اگه هنوزم می خواین کیرا رو دستگیر کنین...

155
00:11:51,330 --> 00:11:56,010
‫باید همون کاری که من و موگی انجام
‫دادیمو انجام بدین، یعنی از پلیس استعفا بدین.

156
00:11:57,410 --> 00:11:59,339
‫تا وقتی که تو نیروی پلیس باشین...

157
00:11:59,460 --> 00:12:01,430
‫نمی تونین در مورد کیرا هیچ تحقیقی انجام بدین.

158
00:12:01,590 --> 00:12:03,310
‫معنی این حرفتون چیه؟

159
00:12:03,990 --> 00:12:08,329
‫خیلی ساده ست، اونا بهم گفتن اگه
‫با ال برای دستگیری کیرا همکاری کنم...

160
00:12:08,450 --> 00:12:10,029
‫اخراجم می کنن.

161
00:12:10,150 --> 00:12:12,230
‫یعنی، رئیس، شما...

162
00:12:13,060 --> 00:12:15,680
‫من دیگه رئیس تو نیستم.

163
00:12:16,370 --> 00:12:19,479
‫خودتون می دونید با خودتون...

164
00:12:19,600 --> 00:12:21,220
‫بهتره قبل از گرفتن هر تصمیمی، فکر کنید.

165
00:12:21,950 --> 00:12:26,360
‫حق با شماست... مخصوصا اونایی که زن و بچه دارن.

166
00:12:28,280 --> 00:12:31,500
‫به نظر من همه تون باید از اینجا برین.

167
00:12:32,560 --> 00:12:35,089
‫من از اون اولش هم تنها بودم...

168
00:12:35,210 --> 00:12:38,800
‫از اینکه تموم این مدت منو
‫همراهی کردید، خیلی ممنونم.

169
00:12:39,370 --> 00:12:41,870
‫بهتره این کارو تنهایی تموم کنم.

170
00:12:43,000 --> 00:12:48,210
‫،به همه تون قول می دم کیرا رو دستگیر کنم
‫و کاری کنم که به سزای اعمالش برسه.

171
00:12:48,940 --> 00:12:50,169
‫ریوزاکی...

172
00:12:50,290 --> 00:12:52,780
‫تا وقتی که من اینجام، تو تنها نیستی.

173
00:12:53,260 --> 00:12:54,370
‫اینو بهت قول می دم.

174
00:12:55,370 --> 00:12:57,059
‫درسته...

175
00:12:57,180 --> 00:13:01,130
‫تا وقتی که کیرا رو دستگیر
‫کنم، به یاگامی-کون نیاز دارم.

176
00:13:01,810 --> 00:13:04,910
‫اما بقیه باید به نیروی پلیس برگردن.

177
00:13:05,740 --> 00:13:10,080
‫مگه تو نبودی که می گفتی برای حل
‫این پرونده به همکاری پلیس احتیاج داری؟!

178
00:13:10,350 --> 00:13:15,090
‫اون مال زمانی بود که نیروی پلیس به عنوان یه
‫سازمان حاضر بود در مقابل کیرا جبهه بگیره.

179
00:13:15,690 --> 00:13:22,080
‫اما، همکاری با دو - سه تا از افسران
‫سابق پلیس که نمی شه همکاری با پلیس.

180
00:13:23,460 --> 00:13:27,139
‫پلیس تصمیم گرفته بی خیال کیرا بشه...

181
00:13:27,260 --> 00:13:28,430
‫تموم شد و رفت.

182
00:13:29,500 --> 00:13:35,829
‫،خوب، درسته که با خروج ما از نیروی پلیس
‫نمی تونیم کمک خاصی بهت بکنیم.

183
00:13:35,950 --> 00:13:38,999
‫اما با احساسمون چی کار کنیم؟!

184
00:13:39,120 --> 00:13:40,930
‫ما تا اینجاش اومدیم و جونمونو به خطر انداخیتم.

185
00:13:41,510 --> 00:13:46,740
‫،موندن در اینجا و یا برگشتن به پلیس
‫این حق ماست که خودمون برای خودمون تصمیم بگیریم.

186
00:13:47,160 --> 00:13:48,779
‫اینم حرفیه.

187
00:13:48,900 --> 00:13:51,200
‫با همه ی این تفاسیر، لطفأ تصمیمتونو بگیرین.

188
00:13:51,590 --> 00:13:53,519
‫ام...اما، رئیس...

189
00:13:53,640 --> 00:13:56,630
‫اگه استعفا بدیم، بی کار می شیم.

190
00:13:57,150 --> 00:13:59,369
‫حالا گیریم که کیرا رو هم دستگیر کردیم...

191
00:13:59,490 --> 00:14:01,180
‫بعدش چی کار کنیم؟

192
00:14:02,170 --> 00:14:03,789
‫بعدش؟

193
00:14:03,910 --> 00:14:05,339
‫راستش به این فکر نکرده بودم...

194
00:14:05,460 --> 00:14:08,460
‫اما به نظر من بعد از دستگیری
‫کیرا، باید همگی با هم...

195
00:14:09,980 --> 00:14:11,640
‫دنبال کار بگردیم.

196
00:14:13,140 --> 00:14:14,119
‫من یکی پایه ام!

197
00:14:14,240 --> 00:14:17,059
‫من می خوام استعفا بدم و کیرا رو دستگیر کنم!

198
00:14:17,180 --> 00:14:22,689
‫،تازه، من حالاشم مدیر برنامه ی میسا-میسا هستم
‫و اگه برگردم به نیروی پلیس، حالم گرفته می شه.

199
00:14:22,810 --> 00:14:25,030
‫اصلا حواست هست چی می گی، ماتسودا؟

200
00:14:34,600 --> 00:14:37,980
‫امکانش هست به نیروی پلیس برگردم و تو اوقات بی کاری کمک کنم؟

201
00:14:38,790 --> 00:14:40,019
‫نه...

202
00:14:40,140 --> 00:14:43,050
‫اگه می خواین به نیروی پلیس
‫برگردین، خواهشا دیگه اینجا نیاین.

203
00:14:44,400 --> 00:14:45,669
‫قسم می خورم به کسی در مورد اینجا چیزی نگم!

204
00:14:45,790 --> 00:14:48,560
‫از حالا به بعد اطلاعاتی به شما داده نمی شه.

205
00:14:50,790 --> 00:14:53,930
‫می تونی تنهایی به عنوان
‫یه افسر در مورد کیرا تحقیق کنی.

206
00:14:54,500 --> 00:15:02,400
‫اما فکر نمیکنم استعفا دادن از تنها شغلی که داری برای
‫تحقیق در مورد کیرا و بدبخت کردن خانوادت کار درستی باشه.

207
00:15:03,180 --> 00:15:05,099
‫حق با ریوزاکیه...

208
00:15:05,220 --> 00:15:07,429
‫کسی تو رو مقصر نمیدونه.

209
00:15:07,550 --> 00:15:08,719
‫درسته!

210
00:15:08,840 --> 00:15:10,910
‫همیشه با ما خواهی بود!

211
00:15:11,280 --> 00:15:13,510
‫اما رئیس، شما هم خانواده دارین...

212
00:15:14,540 --> 00:15:17,170
‫وضعیت من با تو خیلی فرق داره.

213
00:15:18,850 --> 00:15:20,299
‫انصاف نیست...

214
00:15:20,420 --> 00:15:22,380
‫منم می خوام بمونم...

215
00:15:23,350 --> 00:15:26,680
‫با اینکه می دونستم جونم
‫در خطره، این کارو قبول کردم...

216
00:15:27,990 --> 00:15:31,310
‫اگه الان جا بزنم، جواب اوکیتا رو چی بدم؟!

217
00:15:31,950 --> 00:15:33,029
‫لعنت به همه شون!

218
00:15:33,150 --> 00:15:36,190
‫چرا تصمیم گرفتن دیگه در مورد کیرا تحقیق نکنن؟!

219
00:15:37,540 --> 00:15:39,769
‫ریوزاکی...

220
00:15:39,890 --> 00:15:43,629
‫مگه تو به من قول ندادی اگه برای
‫عضوی از تیم تحقیقاتی مشکلی پیش بیاد...

221
00:15:43,750 --> 00:15:46,639
‫مثل اخراج شدن از نیروی پلیس...

222
00:15:46,760 --> 00:15:53,910
‫خودشون و خانوادشون رو از
‫نظر مالی و حتی جانی تامین کنی؟

223
00:15:54,230 --> 00:15:57,290
‫چرا اینو بهش نمی گی؟

224
00:15:58,230 --> 00:16:00,210
‫سرت به کار خودت باشه، واتاری.

225
00:16:00,760 --> 00:16:02,089
‫معذرت می خوام.

226
00:16:02,210 --> 00:16:03,199
‫چی؟

227
00:16:03,320 --> 00:16:06,130
‫یعنی اینجا زندگیمون هم بیمه شده.

228
00:16:06,420 --> 00:16:08,890
‫عالی نیست، آیزاوا-سان؟!

229
00:16:14,430 --> 00:16:15,769
‫ریوزاکی...

230
00:16:15,890 --> 00:16:19,819
‫داشتی منو تست می کردی که ببینی میرم یا می مونم؟

231
00:16:19,940 --> 00:16:22,119
‫ای...این طور نیست، آیزاوا!

232
00:16:22,240 --> 00:16:25,429
‫ریوزاکی از گفتن این چیزا یه کمی خجالت می کشه.

233
00:16:25,550 --> 00:16:27,109
‫د...درسته!

234
00:16:27,230 --> 00:16:27,990
‫نه.

235
00:16:30,110 --> 00:16:31,340
‫داشتم تستش می کردم.

236
00:16:31,930 --> 00:16:34,200
‫می خواستم ببینم چه تصمیمی می گیره.

237
00:16:34,740 --> 00:16:36,180
‫ریوزاکی...

238
00:16:40,530 --> 00:16:41,959
‫باشه...

239
00:16:42,080 --> 00:16:44,089
‫من اینجا رو ترک میکنم و برمی گردم به نیروی پلیس!

240
00:16:44,210 --> 00:16:45,809
‫آیزاوا-سان!

241
00:16:45,930 --> 00:16:49,839
‫من نتونستم مثل تو سریع تصمیم بگیرم...

242
00:16:49,960 --> 00:16:52,470
‫و می خواستم به نیروی پلیس برگردم.

243
00:16:52,640 --> 00:16:54,449
‫لجبازی رو بذار کنار دیگه...

244
00:16:54,570 --> 00:16:56,060
‫نه! من میرم!

245
00:16:56,440 --> 00:16:58,789
‫حالا که فکر میکنم...

246
00:16:58,910 --> 00:17:02,880
‫از ریوزاکی متنفرم، و از تموم روش هایی که به کار می بره!

247
00:17:05,070 --> 00:17:08,530
‫راستش، من از آدمایی مثل
‫آیزاوا-سان خیلی خوشم میاد...

248
00:17:12,220 --> 00:17:14,529
‫از این هم خیلی بدم میاد!

249
00:17:14,650 --> 00:17:16,779
‫اینکه به همه چی بی تفاوت نگاه می کنی!

250
00:17:16,900 --> 00:17:18,180
‫حالم بهم خورد!

251
00:17:19,050 --> 00:17:20,370
‫ممنون از زحماتی که کشیدی.

252
00:17:33,130 --> 00:17:34,510
‫یکی دیگه هم پیدا کردم!

253
00:17:34,960 --> 00:17:37,979
‫مدیر بزرگترین بانک رقیب یوتسوبا.

254
00:17:38,100 --> 00:17:42,860
‫هفتم سپتامبر از پله های خونه اش افتاده و مرده.

255
00:17:43,110 --> 00:17:45,790
‫هفتم سپتامبر جمعه بود، مگه نه؟

256
00:17:46,530 --> 00:17:49,399
‫یه نگاهی به این بندازین...

257
00:17:49,520 --> 00:17:53,259
‫همه ی مرگ های به سود
‫یوتسوبا آخر هفته اتفاق افتادن.

258
00:17:53,380 --> 00:17:55,030
‫چی؟! واقعا؟!

259
00:17:55,750 --> 00:17:59,119
‫اوایل خیلی پراکنده بود...

260
00:17:59,240 --> 00:18:03,449
‫اما کم کم همه شون متمرکز شدن
‫به عصر جمعه تا بعد از ظهر شنبه.

261
00:18:03,570 --> 00:18:05,710
‫کارتون عالی بود، رئیس!

262
00:18:05,960 --> 00:18:08,309
‫بهت گفتم که من دیگه رئیس نیستم.

263
00:18:08,430 --> 00:18:09,209
‫نه.

264
00:18:09,330 --> 00:18:11,430
‫برای من، شما همیشه رئیس هستید.

265
00:18:11,920 --> 00:18:14,350
‫سرنخ خوبی پیدا کردین، پدر!

266
00:18:14,540 --> 00:18:18,210
‫نمی خوام از تو و ریوزاکی شکست بخورم.

267
00:18:18,700 --> 00:18:20,980
‫دوست ندارم بی کار بشینم.

268
00:18:21,630 --> 00:18:23,030
‫بی کار...

269
00:18:23,420 --> 00:18:25,559
‫یعنی کیرا یکی از کارکنان یوتسوباست؟

270
00:18:25,680 --> 00:18:27,959
‫یا اینکه داره ازشون استفاده میکنه؟

271
00:18:28,080 --> 00:18:29,709
‫هنوز نتونستم سر در بیارم...

272
00:18:29,830 --> 00:18:32,570
‫اما بهتره با این فرض که کیرا
‫دخالت داره، تحقیقاتمونو ادامه بدیم.

273
00:18:33,290 --> 00:18:35,720
‫روی یوتسوبا متمرکز می شیم.

274
00:18:36,940 --> 00:18:40,899
‫،من لیست تموم کارکنان یوتسوبا رو تهیه کردم
‫هم اینجا و هم خارج از کشور.

275
00:18:41,020 --> 00:18:42,130
‫ممنون.

276
00:18:42,500 --> 00:18:46,549
‫بالای ۳۰۰۰۰۰ کارمند!
‫کی تونست این همه رو لیست کنه؟!

277
00:18:46,670 --> 00:18:48,130
‫کارتون عالیه، موگی-سان!

278
00:18:48,600 --> 00:18:51,170
‫موگی-سان همیشه دست به کارهای مفیدی می زنه.

279
00:18:51,630 --> 00:18:53,079
‫ری...ریوزاکی!

280
00:18:53,200 --> 00:18:55,469
‫می تونم کمک بیشتری بهتون بکنم؟

281
00:18:55,590 --> 00:18:57,220
‫جدا از مدیر برنامه بودن.

282
00:18:57,980 --> 00:18:59,850
‫می خوای مفید باشی؟

283
00:19:00,210 --> 00:19:00,940
‫البته!

284
00:19:01,400 --> 00:19:03,640
‫اگه این طوره، برام یه فنجون دیگه قهوه بیار.

285
00:19:05,100 --> 00:19:07,450
‫مهمون هامونو فراموش نکنی.

286
00:19:09,860 --> 00:19:10,759
‫اونا دیگه کین؟!

287
00:19:10,880 --> 00:19:12,550
‫کی داخل اینجا شدن؟!

288
00:19:13,750 --> 00:19:16,780
‫اعضای جدید تیم هستن.

289
00:19:19,880 --> 00:19:23,289
‫من آیبار هستم، یه شارلاتان. از ملاقاتتون خوشوقتم.

290
00:19:23,410 --> 00:19:26,500
‫وودی، من یه دزدم.

291
00:19:26,680 --> 00:19:28,990
‫شا...شارلاتان و دزد؟!

292
00:19:29,430 --> 00:19:30,540
‫درسته.

293
00:19:31,100 --> 00:19:37,899
‫آیبار یه شارلاتان حرفه ایه که خیلی راحت می تونه با چرب
‫زبونی به افراد نزدیک شه و در موردش اطلاعات جمع کنه.

294
00:19:38,020 --> 00:19:39,970
‫ازش به عنوان جاسوس استفاده می کنیم.

295
00:19:40,280 --> 00:19:45,299
‫وودی یه دزد حرفه ایه که می تونه هر نوع قفلی
‫رو باز کنه و به هر سیستم حفاظتی نفوذ کنه.

296
00:19:45,420 --> 00:19:49,940
‫خودتون که دیدید، بدون اینکه هیچ کدوم
‫از ما متوجه بشیم، وارد اینجا شد.

297
00:19:50,230 --> 00:19:52,729
‫یعنی می گی با خلافکارها همکاری کنیم؟!

298
00:19:52,850 --> 00:19:58,569
‫خلافکار؟ اما اینا از اون خلافکارایی
‫نیستن که کیرا خیلی دوست داره بکشتشون.

299
00:19:58,690 --> 00:20:01,240
‫بهتره بگیم دو تا حرفه ای از دنیای مافیایی.

300
00:20:01,420 --> 00:20:06,290
‫فهمیدم، برای تجسس شرکتی
‫مثل یوتسوبا، به همچین آدمایی نیاز دارم.

301
00:20:07,600 --> 00:20:09,749
‫از کار کردن با شما خیلی خوشحالم.

302
00:20:09,870 --> 00:20:10,470
‫آره!

303
00:20:10,560 --> 00:20:12,210
‫باشه...

304
00:20:26,770 --> 00:20:27,600
‫بابایی!

305
00:20:28,670 --> 00:20:29,770
‫بابایی!

306
00:20:31,090 --> 00:20:32,309
‫یومی؟

307
00:20:32,430 --> 00:20:33,210
‫اریکو؟

308
00:20:33,790 --> 00:20:36,200
‫تو اینجا چی کار می کنی؟

309
00:20:36,880 --> 00:20:39,099
‫اگه می خوای بیای خونه بهم بگو...

310
00:20:39,220 --> 00:20:41,979
‫یادم رفت برات شام بخرم.

311
00:20:42,100 --> 00:20:44,719
‫من نصف کوفته برنجیمو می دم به تو، بابایی!

312
00:20:44,840 --> 00:20:46,109
‫متاسفم...

313
00:20:46,230 --> 00:20:49,290
‫،خیلی وقت بود مرخصی نگرفته بودم
‫برای همین گفتم به استراحتی بکنم.

314
00:20:50,320 --> 00:20:52,319
‫مرخصی؟ یعنی می ریم گردش؟

315
00:20:52,440 --> 00:20:53,929
‫آره، درسته!

316
00:20:54,050 --> 00:20:55,510
‫آخ جون!

317
00:20:55,980 --> 00:20:58,780
‫از حالا به بعد، آخر هفته ها بی کارم.

318
00:20:59,560 --> 00:21:02,560
‫می تونیم بیایم اینجا...

319
00:21:04,330 --> 00:21:05,849
‫یا بریم باغ وحش...

320
00:21:06,970 --> 00:21:08,730
‫یا پارک تفریحی...

321
00:21:12,310 --> 00:21:13,440
‫چی شده؟

322
00:21:15,840 --> 00:21:17,539
‫مامانی...

323
00:21:17,660 --> 00:21:19,630
‫بابایی داره گریه میکنه!

324
00:21:21,490 --> 00:21:26,160
‫ادامه دارد

325
00:22:36,050 --> 00:22:37,819
‫پیش پرده

326
00:22:37,940 --> 00:22:39,530
‫یه جلسه ی محرمانه

327
00:22:40,280 --> 00:22:43,200
‫هر هفته یه جلسه ی محرمانه دارن...

328
00:22:43,950 --> 00:22:45,000
‫خودشه!

329
00:22:46,160 --> 00:22:47,919
‫امروز رو شانسم!

330
00:22:48,040 --> 00:22:50,960
‫قسمت بعد

331
00:22:48,040 --> 00:22:50,960
‫ماتسودا

