‫﻿۱
00:01:29,300 --> 00:01:30,140
‫بمیر.

2
00:01:31,180 --> 00:01:32,140
‫بمیر.

3
00:01:33,440 --> 00:01:34,350
‫بمیر!

4
00:01:43,030 --> 00:01:49,819
‫میکامی ترو شخصیه که می تونه
‫خوب و بد رو بهتر از هر کس دیگه تشخیص بده.

5
00:01:49,940 --> 00:01:51,970
‫مفهوم عدالتو خیلی خوب می فهمه

6
00:01:53,120 --> 00:02:02,510
‫،بر خلاف بسیاری از افراد بالغ، خیلی عذاب کشیده
‫و همچنین بارها با مرگ دست و پنجه نرم کرده.

7
00:02:08,680 --> 00:02:12,180
‫انتخاب

8
00:02:55,980 --> 00:02:58,520
‫در این دنیا شما یا خیر هستید و یا شر.

9
00:02:59,090 --> 00:03:04,490
‫این حقیقتو وقتی خیلی بچه بودم کشف کردم.

10
00:03:05,090 --> 00:03:08,429
‫انسان ها یا خوبن و یا بد...

11
00:03:08,550 --> 00:03:11,120
‫هر انسان به یکی از این دو گروه تعلق داره.

12
00:03:12,830 --> 00:03:17,540
‫اگرچه دوران کودکی دنیای کوچیکی
‫داشت، اما اونجام همین طور بود.

13
00:03:17,980 --> 00:03:25,970
‫به عنوان مبصر کلاس، اگرچه اهداف زیادی تو
‫سرم بود، اما همیشه خرابکارها وجود داشن.

14
00:03:28,260 --> 00:03:31,060
‫هی، تمومش کنین! تمومش کنین!

15
00:03:34,270 --> 00:03:36,430
‫راهی جز مبارزه با شر نداشتم.

16
00:03:40,370 --> 00:03:43,390
‫اگرچه به نظر می رسید
‫عدالت همیشه شکست می خوره.

17
00:03:44,730 --> 00:03:49,070
‫اما هرچقدرم که عذاب می کشیدم، خوشحال بودم.

18
00:03:50,150 --> 00:03:51,320
‫ممنون.

19
00:03:53,160 --> 00:03:58,200
‫،هر بار که این کلمه رو از مظلوم می شنیدم
‫تصمیم می گرفتم همیشه بهشون کمک کنم.

20
00:03:59,950 --> 00:04:02,460
‫همین زمان بود که تلاش های من جواب داد.

21
00:04:02,800 --> 00:04:07,180
‫تحقق عدالتی که من بنیان گذارش بودم.

22
00:04:09,160 --> 00:04:11,569
‫یه بلایی سرت میارم خودت از کارت پشیمون شی.

23
00:04:11,690 --> 00:04:13,300
‫هوی! هوی!

24
00:04:22,770 --> 00:04:26,770
‫اما، عدالت من تنها در مورد بچه ها صدق می کرد.

25
00:04:31,280 --> 00:04:34,269
‫در دوران دبیرستان...

26
00:04:34,390 --> 00:04:39,250
‫مقابله با شرارت باعث می شد
‫به تعداد دشمنانم اضافه بشه.

27
00:04:41,370 --> 00:04:48,130
‫،مظلوم هم ممکن بود به شر بپیونده
‫و حتی تماشاچی ها هم طرف شر رو می گرفتن.

28
00:04:50,910 --> 00:04:53,959
‫عدالت همیشه نمی تونه باعث تغییر بشه.

29
00:04:54,080 --> 00:04:57,400
‫اون زمان، ما راهی جز نابودی شر نداشتیم.

30
00:05:01,840 --> 00:05:04,329
‫تنها کسی که منو درک میکنه...

31
00:05:04,450 --> 00:05:05,929
‫تنها همدمم...

32
00:05:06,050 --> 00:05:09,150
‫یه زنه، و این زن کسی نیست جز مادرم.

33
00:05:09,710 --> 00:05:12,760
‫نه، بهتره بگم نبود جز مادرم.

34
00:05:15,730 --> 00:05:16,739
‫ترو...

35
00:05:16,860 --> 00:05:20,660
‫تو این دنیا یه چیزایی هست
‫که تو نمی تونی تغییرشون بدی.

36
00:05:20,980 --> 00:05:22,709
‫بهتره تمومش کنی.

37
00:05:22,830 --> 00:05:25,170
‫هیچ دلیلی نداره عذاب بکشی.

38
00:05:25,570 --> 00:05:28,170
‫این رفتار هیچی رو ثابت نمیکنه.

39
00:05:28,950 --> 00:05:30,579
‫مثل یه احمق به نظر میای.

40
00:05:30,700 --> 00:05:32,639
‫این همه جنگ و دعوا چه فایده ای داره...

41
00:05:32,760 --> 00:05:36,430
‫مادرم اشتباه می کرد، اون طرفدار عدالت نبود.

42
00:05:37,250 --> 00:05:40,730
‫افرادی وجود دارن که باید کشته بشن.

43
00:05:41,880 --> 00:05:43,700
‫و بعد یه معجزه اتفاق افتاد.

44
00:05:48,020 --> 00:05:53,439
‫چهار تا از بچه های شر تو
‫یه تصادف رانندگی کشته شدن.

45
00:05:53,560 --> 00:05:57,509
‫یه عابر هم کشته شد...

46
00:05:57,630 --> 00:06:00,500
‫و اون عابر مادرم بود.

47
00:06:01,280 --> 00:06:04,750
‫افرادی رو که می بایست نابود
‫می کردم، خود به خود نابود شدن.

48
00:06:05,160 --> 00:06:08,500
‫اولش خیلی ترسیده بودم، و قلبا ناراضی بودم.

49
00:06:09,580 --> 00:06:15,699
‫اما مرگ اون چهار تا بسیاری رو خوشحال کرده بود.

50
00:06:15,820 --> 00:06:17,699
‫مخصوصا اونایی که مظلوم واقع شده بودن...

51
00:06:17,820 --> 00:06:21,730
‫نه، کل کلاس تو دلشون احساس آرامش می کردن.

52
00:06:23,050 --> 00:06:24,800
‫اشتباه نمی کردم.

53
00:06:25,770 --> 00:06:28,990
‫بعد از اون جریان، کلاسمون
‫چهره ی صلحو به خودش دید.

54
00:06:32,470 --> 00:06:38,950
‫،شرارت در آخر تقاص پس می ده
‫این حقیقتی به حساب میاد که نمی شه انکارش کرد.

55
00:06:40,560 --> 00:06:43,420
‫شر باید حذف بشه.

56
00:06:44,600 --> 00:06:48,210
‫راستی، هیچ اشتباه دیگه ای در این کتاب نیست؟

57
00:06:48,510 --> 00:06:50,110
‫بله، من واقعا متاسفم.

58
00:06:48,760 --> 00:06:53,800
‫بعد از رسیدن به سن بلوغ، ایمانم قویتر شد.

59
00:06:55,160 --> 00:06:58,169
‫افراد بی خاصیت همه جا پیدا می شن.

60
00:06:58,290 --> 00:06:59,149
‫نه...

61
00:06:59,270 --> 00:07:01,930
‫شرارت به خاطر این افراد وجود داره.

62
00:07:02,170 --> 00:07:07,090
‫اونا حتی در زندگی آینده هم
‫هیچ دوست نداشتن اصلاح بشن.

63
00:07:07,900 --> 00:07:10,320
‫راهی جز نابودیشون وجود نداره.

64
00:07:15,100 --> 00:07:16,709
‫خیلی عجیب بود...

65
00:07:16,830 --> 00:07:20,910
‫افرادی که من اونا رو شر
‫می دونستم، یکی یکی کشته می شدن.

66
00:07:21,650 --> 00:07:22,869
‫یعنی تصادفی بود...

67
00:07:22,990 --> 00:07:24,929
‫یا اینکه من نیرویی دارم؟

68
00:07:25,050 --> 00:07:27,809
‫البته اینا مهم نیستن.

69
00:07:27,930 --> 00:07:30,219
‫عذاب الهی سایه ی خودشون به شر نشون داده.

70
00:07:30,340 --> 00:07:35,000
‫در غیر این صورت، حتما یه کسی
‫داره شرورها رو مجازات میکنه.

71
00:07:37,340 --> 00:07:40,049
‫به همین دلیل، من یه دادستان شدم.

72
00:07:40,170 --> 00:07:43,899
‫دادستان ها مظهر عدالت هستن که با شر
‫مبارزه میکنن، آروزم به حقیقت پیوست.

73
00:07:44,020 --> 00:07:45,270
‫به این ایمان دارم.

74
00:07:46,040 --> 00:07:47,140
‫و بالاخره...

75
00:07:49,350 --> 00:07:51,180
‫خدا به زمین اومد!

76
00:07:52,320 --> 00:07:55,820
‫اون افراد تصادفا نمی مردن.

77
00:07:56,560 --> 00:07:58,820
‫تنبیه خداوند بود.

78
00:08:00,800 --> 00:08:03,030
‫خدا داشت منو تماشا می کرد!

79
00:08:05,150 --> 00:08:10,830
‫خدا به خاطر من شر رو مجازات
‫می کرد، چون من مقابله شون ایستادم.

80
00:08:12,650 --> 00:08:14,579
‫خیلی خوب منظورشو درک کردم...

81
00:08:14,700 --> 00:08:17,840
‫به جاهایی می رفتم که حدس
‫می زدنم خدا داره تماشام میکنه.

82
00:08:18,390 --> 00:08:19,340
‫و بعد...

83
00:08:23,970 --> 00:08:27,089
‫خدا جواب این همه صبر و شکیبایی رو داد.

84
00:08:27,210 --> 00:08:31,370
‫نه تنها این، بلکه منو لایق قدرت خودش دونست.

85
00:08:35,710 --> 00:08:37,819
‫با این، دیگه لازم نیست منتظر خدا بمونم.

86
00:08:37,940 --> 00:08:40,049
‫من راهشو ادامه می دم.

87
00:08:40,170 --> 00:08:42,700
‫من وظیفه ی کیرا رو ادامه خواهم داد.

88
00:08:43,250 --> 00:08:44,080
‫بمیر.

89
00:08:44,340 --> 00:08:45,070
‫بمیر.

90
00:08:45,570 --> 00:08:46,340
‫بمیر.

91
00:08:46,830 --> 00:08:47,690
‫بمیر.

92
00:08:48,080 --> 00:08:48,780
‫بمیر.

93
00:08:49,150 --> 00:08:49,770
‫بمیر.

94
00:08:50,080 --> 00:08:50,820
‫بمیر.

95
00:08:51,150 --> 00:08:51,960
‫بمیر.

96
00:08:52,670 --> 00:08:54,040
‫بمیر.

97
00:08:54,210 --> 00:08:55,000
‫بمیر.

98
00:08:55,710 --> 00:09:00,700
‫اگر دفترچه ی مرگی در دنیای انسان ها بر خلاف میل
‫شینیگامی مالک داشته باشد، آن شینیگامی برای باز پس
‫گرفتن دفترچه می تواند در دنیای انسان ها بماند.

99
00:08:57,630 --> 00:08:58,780
‫بمیر.

100
00:09:00,772 --> 00:09:05,581
‫در این صورت، اگر دفترچه های دیگری هم در دنیای انسان ها
‫وجود داشته باشن، شینیگامی اجازه ندارد به دیگر انسان ها
‫هویت مالک دفترچه و یا محل او را لو دهد.

101
00:09:09,630 --> 00:09:13,649
‫میکامی قبل از اینکه من بهش
‫دستور بدم دمگاوا رو کشت.

102
00:09:13,770 --> 00:09:18,110
‫در حال حاضر، کیرا هیچ سخنگویی نداره.

103
00:09:18,410 --> 00:09:21,029
‫با این وضعیت نمی تونم کاری کنم.

104
00:09:21,150 --> 00:09:22,440
‫یعنی می تونی از عهده اش بربیای، میکامی؟

105
00:09:24,090 --> 00:09:26,439
‫کیرا پیامی نفرستاده.

106
00:09:26,560 --> 00:09:28,440
‫اون باید در موقعیتی باشه که نمی تونه کاری انجام بده.

107
00:09:29,450 --> 00:09:31,599
‫اما الان وضعیت خیلی بغرنجه...

108
00:09:31,720 --> 00:09:34,670
‫انتخاب سخنگو برای کیرا ضرورت داره.

109
00:09:34,950 --> 00:09:37,250
‫خوب، خودم انتخاب میکنم.

110
00:09:39,380 --> 00:09:42,380
‫ویژه، ویژه، خبرای تازه!

111
00:09:42,770 --> 00:09:45,600
‫کیرا سخنگویی جدید برای
‫جایگزینی دمگاوا انتخاب خواهد کرد.

112
00:09:46,390 --> 00:09:47,760
‫لطفأ نگاه کنین!

113
00:09:50,660 --> 00:09:52,100
‫این زن...

114
00:09:56,080 --> 00:09:58,019
‫تاکادا کیومی.

115
00:09:58,140 --> 00:10:02,009
‫عصر بخیر، من تاکادا کیومی
‫هستم، از اخبار ساعت شش.

116
00:10:02,130 --> 00:10:08,419
‫از فردا، من فرمایشات کیرا را
‫به دقت تمام به سمع شما می رسونم.

117
00:10:08,540 --> 00:10:11,580
‫پس این زنه بهترین سخنگوی ان.اچ.ان محسوب می شه.

118
00:10:11,790 --> 00:10:16,020
‫تاکی به عنوان سخنگو، این یارو
‫کیرا خیلی خوش سلیقه هم هست.

119
00:10:17,520 --> 00:10:21,550
‫شک ندارم، این همون دوست دختر
‫لایت تو دوران دانشگاه بوده.

120
00:10:22,770 --> 00:10:24,499
‫برای انتخاب خیلی عجله کردی، میکامی.

121
00:10:24,620 --> 00:10:28,390
‫بزودی اونا یه حلقه ی ارتباطی بین ما پیدا می کنن...

122
00:10:29,980 --> 00:10:32,679
‫نه، انتخابش اونقدرهام بد نبوده.

123
00:10:32,800 --> 00:10:35,339
‫تاکادا منو می شناسه، می تونم
‫هر چی خواستم براش بفرستم.

124
00:10:35,460 --> 00:10:38,279
‫به علاوه، خیلی راحت می تونم ازش استفاده کنم.

125
00:10:38,400 --> 00:10:40,279
‫مسلما می تونم ازش استفاده کنم.

126
00:10:40,400 --> 00:10:42,820
‫باید هر چه زودتر باهاش تماس بگیرم.

127
00:10:43,920 --> 00:10:49,200
‫تاکادا کیومی، یه بار وقتی تو یه برنامه ی
‫تلوزیونی حضور داشتم باهاش حرف زنده بودم.

128
00:10:50,020 --> 00:10:56,290
‫چیز خاصی ازش ندیدم، اما وقتی در مورد
‫کیرا ازش سوال پرسیدم، رفتارش خیلی تغییر کرد.

129
00:10:56,510 --> 00:10:59,459
‫اون از مجرمین و اونایی که
‫جامعه رو به گند می کشن، متنفر بود.

130
00:10:59,580 --> 00:11:03,170
‫خیلی آتیشی حرف می زد، طوری که
‫می تونستی داغی ایمانشو هر لحظه حس کنی.

131
00:11:03,980 --> 00:11:10,889
‫بعد از اون، چند بار به طور خصوصی با هم
‫حرف زدیم، یکی از طرفدارای پروپا قرص کیرا بود.

132
00:11:11,010 --> 00:11:16,440
‫تاکادا بهترین شخص به عنوان سخنگو
‫در رسانه ها محسوب می شه.

133
00:11:22,070 --> 00:11:23,530
‫تاکادا کیومی.

134
00:11:24,270 --> 00:11:27,570
‫انتخابش به عنوان سخنگو
‫یه بی احتیاطی به حساب میاد.

135
00:11:27,850 --> 00:11:31,280
‫ما که متوجه نشدیم کی لایت-کون بهش پیغام داد.

136
00:11:31,790 --> 00:11:33,870
‫شاید دارم اشتباه قضاوت میکنم.

137
00:11:35,150 --> 00:11:41,250
‫دوستان، نظرتون چیه از تاکادا کیومی
‫برای تحقیق در مورد پرونده ی کیرا استفاده کنیم؟

138
00:11:42,000 --> 00:11:46,550
‫راستش، اون تو دانشگاه دوست دختر من بود.

139
00:11:47,750 --> 00:11:49,109
‫خودش لو داد...

140
00:11:49,230 --> 00:11:51,260
‫یعنی نمی خواد این موضوع رو مخفی نگه داره؟!

141
00:11:51,660 --> 00:11:56,069
‫کیرا بهش دستور داد... و اونم پیامشو برای همه خوند.

142
00:11:56,190 --> 00:12:01,230
‫استفاده از اون بهترین راه برای دستگیری کیراست.

143
00:12:02,640 --> 00:12:08,369
‫اما تاکی داره این کار می کنی چون کیرا مطمئنا تهدیدش
‫کرده. یعنی به همین راحتی با ما همکاری میکنه؟

144
00:12:08,490 --> 00:12:09,780
‫درسته.

145
00:12:09,990 --> 00:12:11,619
‫کاری نداره.

146
00:12:11,740 --> 00:12:18,750
‫من شماره موبایلشو دارم، و اگه
‫بخوام ببینمش، می تونم یه قرار باهاش بذارم.

147
00:12:19,860 --> 00:12:22,790
‫تو عجب اعتماد به نفسی داری.
‫الحق که لایت-کون خودمی.

148
00:12:23,030 --> 00:12:28,050
‫اما، مسلما مجبور کردنش به همکاری
‫برای دستگیری کیرا مشکل میشه.

149
00:12:28,430 --> 00:12:31,429
‫من باهاش در مورد خیلی چیزا
‫وقتی دانشجو بودیم،حرف زدم.

150
00:12:31,550 --> 00:12:33,429
‫و مطمئنم که...

151
00:12:33,550 --> 00:12:34,970
‫طرفدار کیراست.

152
00:12:36,340 --> 00:12:40,150
‫اما هنوزم می تونیم ازش استفاده کنیم.

153
00:12:40,500 --> 00:12:44,059
‫در حال حاضر، پلیس اعلام کرده که از کیرا حمایت میکنه.

154
00:12:44,180 --> 00:12:46,159
‫اما در واقع، اونا هیچ کاری انجام نمی دن.

155
00:12:46,280 --> 00:12:54,479
‫،پس، من بهش میگم که با پلیس همکاری میکنم
‫و پلیس می خواد که از کیرا در آینده دستور بگیره.

156
00:12:54,600 --> 00:12:57,660
‫،برای یه طرفدار پروپا قرص کیراست
‫این گفتگو می تونه خیلی خوشایند باشه.

157
00:12:57,940 --> 00:12:59,569
‫مطمئنی موثر واقع می شه؟

158
00:12:59,690 --> 00:13:02,380
‫نمی دونم. اما باید تلاشمونو بکنیم.

159
00:13:02,620 --> 00:13:06,420
‫درسته... اینم یه تیری تو تاریکیه.

160
00:13:07,000 --> 00:13:08,899
‫پس، من همین حالا بهش زنگ می زنم.

161
00:13:09,020 --> 00:13:10,300
‫لایت-کون.

162
00:13:10,500 --> 00:13:13,989
‫ما هم می خوایم به
‫صحبت های تو با تاکادا گوش کنیم.

163
00:13:14,110 --> 00:13:15,859
‫باشه، ایرادی نداره.

164
00:13:15,980 --> 00:13:17,810
‫نه، در واقع خیلی بهتره که گوش بدین.

165
00:13:17,960 --> 00:13:22,189
‫ممکنه تو حرفاش نکته ای در مورد کیرا نهفته باشه.

166
00:13:22,310 --> 00:13:24,180
‫آره...

167
00:13:32,360 --> 00:13:33,240
‫الو؟

168
00:13:33,450 --> 00:13:35,719
‫تاکادا-سان، منم یاگامی.

169
00:13:35,840 --> 00:13:36,830
‫یاگامی-کون؟!

170
00:13:37,530 --> 00:13:39,689
‫چه عجب. چی شد زنگ زدی؟

171
00:13:39,810 --> 00:13:43,279
‫تاکادا-سان، یه چیز مهمی رو باید باهات درمیون بذارم.

172
00:13:43,400 --> 00:13:44,949
‫می تونم ببینمت؟

173
00:13:45,070 --> 00:13:46,800
‫ازت یه خواهشی دارم.

174
00:13:47,020 --> 00:13:48,250
‫خواهش؟

175
00:13:48,570 --> 00:13:56,260
‫می دونم در موقعیتی هستی که تموم دنیا
‫بهت توجه داره، پس ملاقات ممکنه ناممکن باشه.

176
00:13:56,850 --> 00:14:03,089
‫اما با وجود این، تو خیلی وقته از من خبری نگرفتی.

177
00:14:03,210 --> 00:14:04,810
‫درسته.

178
00:14:05,100 --> 00:14:09,969
‫تو دانشگاه، اونقدر که می خواستم
‫نتونستم باهات صحبت کنم.

179
00:14:10,090 --> 00:14:16,089
‫اما به دلایل شغلی، می تونیم
‫یه بار دیگه همدیگه رو ملاقات کنیم.

180
00:14:16,210 --> 00:14:18,830
‫سرنوشت ما رو به هم رسونده.

181
00:14:20,300 --> 00:14:21,709
‫دلایل شغلی؟

182
00:14:21,830 --> 00:14:27,540
‫،در حال حاضر، من برای پلیس کار میکنم
‫و باید در مورد مطلب مهمی باهات صحبت کنم.

183
00:14:27,930 --> 00:14:31,969
‫در حال حاضر، پلیس با کیرا مبارزه نمیکنه.

184
00:14:32,090 --> 00:14:36,050
‫،باشه، حاضرم به حرفات گوش بدم
‫اما مطمئن نیستم بتونم کمکت کنم.

185
00:14:36,290 --> 00:14:40,989
‫ممنون، اول، بهتره همدیگه رو
‫ملاقات کنیم و به حرفام گوش کنی.

186
00:14:41,110 --> 00:14:43,850
‫هر جایی تو بگی، فقط ما دو تا.

187
00:14:46,830 --> 00:14:50,360
‫باشه، بعد از اخبار امشب همدیگه رو ملاقات میکنم.

188
00:14:50,970 --> 00:14:54,639
‫فهمیدم، من یه اتاق رزرو میکنم.

189
00:14:54,760 --> 00:14:56,530
‫اما، به نظرت درسته؟

190
00:14:57,050 --> 00:15:00,700
‫یاگامی-کون، مگه تو با آمانه میسا زندگی نمی کنی؟

191
00:15:01,480 --> 00:15:04,079
‫شما که عاشق هم هستید، مگه نه؟

192
00:15:04,200 --> 00:15:06,040
‫نه، در مورد اون...

193
00:15:06,230 --> 00:15:10,550
‫اون به هیچ وجه آگاهی لازم برای با من بودنو نداره...

194
00:15:11,200 --> 00:15:12,379
‫موچی!

195
00:15:12,500 --> 00:15:13,210
‫بله؟

196
00:15:13,500 --> 00:15:18,640
‫دستپخت موچی خوبه، می تونه هر کاری انجام بده و میسا
‫داره بهش خوش می گذره، پنج روزی می شه داری کار می کنی!

197
00:15:18,840 --> 00:15:19,499
‫بله.

198
00:15:19,620 --> 00:15:25,189
‫،بهتره اینو از لایت مخفی کنیم
‫هر چند با این کار دلم براش می سوزه!

199
00:15:25,310 --> 00:15:25,969
‫بله...

200
00:15:26,090 --> 00:15:31,059
‫،حالا هرچقدرهم که لایت به میسا اعتماد داشته باشه
‫این اعتماد اونقدرهام نفوذناپذیر نیست.

201
00:15:31,180 --> 00:15:34,269
‫لایت مسلما بهمون حسودی میکنه!

202
00:15:34,390 --> 00:15:38,160
‫از نیئر شنیده بودم که این زن ممکنه کیرای دوم باشه.

203
00:15:38,780 --> 00:15:42,190
‫اما واقعا این دختره ی خیره سر می تونه...

204
00:15:44,740 --> 00:15:48,410
‫کیرا هنوزم باهام تماس نگرفته.

205
00:15:48,970 --> 00:15:54,289
‫اگه کیرا بخواد تو این وضعیت باهام تماس بگیره...

206
00:15:54,410 --> 00:15:56,920
‫مطمئنا از تاکادا استفاده میکنه.

207
00:15:59,570 --> 00:16:02,010
‫عصر بخیر، با اخبار ساعت ۹ همراه باشین.

208
00:16:02,230 --> 00:16:07,010
‫،سخنانی که الان از کیرا می خونم
‫باید شیوه ی زندگی مردم دنیا بشه.

209
00:16:07,190 --> 00:16:11,929
‫به علاوه اونایی که به دیگران آسیب می رسونن...

210
00:16:12,050 --> 00:16:18,689
‫اونایی که قدرت دارن، ولی ازش
‫بهره نمی برن هم هرگز بخشیده نمی شن.

211
00:16:18,810 --> 00:16:22,109
‫هان، یعنی می خواد آدمای تنبلو هم بکشه؟!

212
00:16:22,230 --> 00:16:23,190
‫دیگه داره چرت می گه!

213
00:16:23,420 --> 00:16:25,129
‫داری زیاده روی می کنی، میکامی.

214
00:16:25,250 --> 00:16:27,570
‫نه، این یارو خیلی تند می ره.

215
00:16:27,850 --> 00:16:30,870
‫با این وضع، باید هرچه زودتر باهاش تماس بگیرم.

216
00:16:31,170 --> 00:16:32,870
‫ماتسودا، چطوره؟

217
00:16:33,120 --> 00:16:35,839
‫بله، صدا و تصویر به وضوح شنیده و دیده می شن!

218
00:16:35,960 --> 00:16:39,380
‫هیچ نقطه ی کوری نیست.
‫اخبار ساعت ۹ داره تموم می شه.

219
00:16:39,570 --> 00:16:41,919
‫خوب، لایت-کون، من برمی گردم.

220
00:16:42,040 --> 00:16:42,840
‫باشه.

221
00:17:17,780 --> 00:17:19,170
‫دلم تنگ شده بود...

222
00:17:23,300 --> 00:17:24,399
‫زیاده روی کردم...

223
00:17:24,520 --> 00:17:27,130
‫خواهش میکنم... بشینید.

224
00:17:30,060 --> 00:17:34,640
‫اما، اصلا حس نمیکنم هیچ فاصله ای بینمون باشه.

225
00:17:47,960 --> 00:17:49,719
‫لایت-کون داره چی کار میکنه؟!

226
00:17:49,840 --> 00:17:53,739
‫چرا نمی ره سر اصل مطلب؟
‫باید عجله کنه والا ممکنه تاکادا به چیزی شک کنه.

227
00:17:53,860 --> 00:17:56,919
‫ایده-سان، مگه تا حالا عاشق نشدی؟

228
00:17:57,040 --> 00:17:57,669
‫چی؟

229
00:17:57,790 --> 00:17:58,749
‫چه خبر؟

230
00:17:58,870 --> 00:18:00,039
‫جو عشقولانه ست!

231
00:18:00,160 --> 00:18:02,790
‫منظورم این نبود...

232
00:18:05,700 --> 00:18:06,750
‫متاسفم.

233
00:18:08,200 --> 00:18:08,800
‫کیرا!

234
00:18:11,490 --> 00:18:13,140
‫میکامی؟

235
00:18:13,310 --> 00:18:14,949
‫خودم شنیدم... گفت کیرا!

236
00:18:15,070 --> 00:18:17,020
‫غیر ممکنه... یه تماس مستقیم از طرف کیرا؟!

237
00:18:18,020 --> 00:18:19,320
‫بهتره جوابشو بدی.

238
00:18:19,880 --> 00:18:20,890
‫بله.

239
00:18:21,090 --> 00:18:22,449
‫الو؟

240
00:18:22,570 --> 00:18:26,440
‫نه، من با یکی از دوستانم هستم. کس دیگه ای نیست.

241
00:18:26,890 --> 00:18:29,609
‫شانس آوردم همین جا به تلفن جواب داد.

242
00:18:29,730 --> 00:18:32,700
‫میکامی، تو چرا اینقدر بی احتیاطی؟

243
00:18:32,920 --> 00:18:35,309
‫خیلی اصرار می کرد که منو ببینه.

244
00:18:35,430 --> 00:18:38,950
‫کسی که خواسته سخنگوی کیرا رو شخصا ببینه...

245
00:18:39,430 --> 00:18:41,460
‫تلفنو بده بهش.

246
00:18:43,780 --> 00:18:45,960
‫اون می خواد با تو حرف بزنه.

247
00:18:46,190 --> 00:18:49,170
‫انتخاب تو مسلما بهترین انتخا زندگیم بود.

248
00:18:51,600 --> 00:18:53,249
‫لایت-کون گوشی رو گرفت؟!

249
00:18:53,370 --> 00:18:55,390
‫اگه واقعا کیرا باشه، خیلی خطرناکه!

250
00:18:56,100 --> 00:18:57,719
‫گوشی دست منه.

251
00:18:57,840 --> 00:18:59,820
‫تو کی هستی؟

252
00:19:00,870 --> 00:19:02,939
‫بیست و ششم نوامبر...

253
00:19:03,060 --> 00:19:03,899
‫پنج صفحه...

254
00:19:04,020 --> 00:19:05,230
‫هنوز نفهمیدی؟

255
00:19:07,200 --> 00:19:08,440
‫خدا!

256
00:19:08,590 --> 00:19:12,490
‫عالیه، میکامی، می تونی بفهمی تو چه وضعی هستم؟

257
00:19:12,610 --> 00:19:15,329
‫آیا خدا نمی تونه کاری انجام بده؟

258
00:19:15,450 --> 00:19:16,089
‫بله.

259
00:19:16,210 --> 00:19:17,899
‫تحت نظر هستید؟

260
00:19:18,020 --> 00:19:18,950
‫بله.

261
00:19:19,080 --> 00:19:21,160
‫آیا تو واقعا کیرا هستی؟

262
00:19:22,030 --> 00:19:24,330
‫ازم می خواد یکی رو بکشم!

263
00:19:24,470 --> 00:19:25,710
‫بزن کانال ساکورا تی وی!

264
00:19:26,840 --> 00:19:28,339
‫گفتی ساکورا تی وی؟!

265
00:19:28,460 --> 00:19:30,089
‫ساکورا تی وی.

266
00:19:30,210 --> 00:19:34,040
‫با هر آنچه که دارم کیرا را می خوانم!

267
00:19:36,030 --> 00:19:36,959
‫یارو مرد!

268
00:19:37,080 --> 00:19:38,850
‫خیلی بد شد، خود خودشه!

269
00:19:39,100 --> 00:19:42,700
‫میکامی، انتضاراتمو برآورده کردی.

270
00:19:39,610 --> 00:19:40,390
‫بله.

271
00:19:43,690 --> 00:19:44,919
‫چی؟

272
00:19:45,040 --> 00:19:47,150
‫شنود و دوربیانا رو غیر فعال کنین؟

273
00:19:47,400 --> 00:19:49,260
‫چاره ای نیست...

274
00:19:51,960 --> 00:19:54,709
‫معنای این کارا چیه؟

275
00:19:54,830 --> 00:19:56,680
‫الان دیگه امن شد.

276
00:19:58,920 --> 00:20:00,959
‫گوش کن، کیومی...

277
00:20:01,080 --> 00:20:02,500
‫من کیرا هستم.

278
00:20:03,890 --> 00:20:06,469
‫درسته، من کیرا هستم.

279
00:20:06,590 --> 00:20:08,500
‫می خواستم همینو بهت بگم.

280
00:20:09,450 --> 00:20:11,209
‫یاگامی-کون...

281
00:20:11,330 --> 00:20:12,460
‫کیراست!

282
00:20:13,170 --> 00:20:17,690
‫اگه از کیومی هویت منو بپرسی، هرگز نمی بخشمت.

283
00:20:18,430 --> 00:20:21,890
‫بله، امر امر شماست، خدا.

284
00:20:22,770 --> 00:20:24,409
‫فهمیدی؟

285
00:20:24,530 --> 00:20:29,980
‫من کیرا هستم، و اون مرد فقط قدرت کیرا رو داره.

286
00:20:30,750 --> 00:20:31,569
‫از این...

287
00:20:31,690 --> 00:20:33,589
‫از این بهتر نمی شه!

288
00:20:33,710 --> 00:20:36,009
‫تو تنها کسی هستی که تو زندگیم تحسینش میکنم...

289
00:20:36,130 --> 00:20:39,950
‫تنها کسی که باهاش احساس راحتی میکنم.

290
00:20:40,190 --> 00:20:42,869
‫و تو کیرا هستی...

291
00:20:42,990 --> 00:20:45,000
‫از این بهتر نمی شه!

292
00:20:46,370 --> 00:20:48,920
‫تو پیرو من می شی.

293
00:20:49,070 --> 00:20:51,600
‫و بزودی الهه ی این جهان نو خواهی شد.

294
00:20:53,130 --> 00:20:54,760
‫یاگامی-کون!

295
00:21:02,950 --> 00:21:04,520
‫لایت-کون، حالتون خوبه؟!

296
00:21:04,690 --> 00:21:08,149
‫آره، تاکادا-سان تونست کیرا رو متقاعد کنه.

297
00:21:08,270 --> 00:21:13,790
‫من نقش دوست پسرشو بازی
‫کردم، حالا می تونیم کیرا رو تعقیب کنیم.

298
00:21:14,400 --> 00:21:15,000
‫بمیر.

299
00:21:15,340 --> 00:21:16,050
‫بمیر.

300
00:21:16,420 --> 00:21:17,280
‫بمیر.

301
00:21:17,490 --> 00:21:18,090
‫بمیر.

302
00:21:18,370 --> 00:21:19,280
‫بمیر.

303
00:21:19,460 --> 00:21:20,060
‫بمیر.

304
00:21:20,160 --> 00:21:21,190
‫بمیر.

305
00:21:21,440 --> 00:21:24,040
‫بمیر!

306
00:21:21,950 --> 00:21:25,910
‫ادامه دارد

307
00:22:35,940 --> 00:22:37,840
‫پیش پرده

308
00:22:36,570 --> 00:22:40,939
‫،حالا که فکر میکنم، اونوقت
‫یه مبارزه ی تن به تن با ال داشتم.

309
00:22:41,060 --> 00:22:43,199
‫نیئر، عیبی نداره.

310
00:22:43,320 --> 00:22:45,740
‫اگه تو این جور می خوای، من حرفی ندارم.

311
00:22:45,990 --> 00:22:47,829
‫این مبارزه رو قبول میکنم!

312
00:22:47,950 --> 00:22:51,150
‫قسمت بعد

313
00:22:47,950 --> 00:22:51,150
‫ریشخند

