1
00:00:01,034 --> 00:00:02,523
‫آنچه از کدبانو های سرگشته گذشت.</font>
‫ما داریم اشتباه میکنیم. اینا آدمای خوبی هستن

2
00:00:02,723 --> 00:00:04,534
‫پول من میگه که یکی از اونا خوب نیست

3
00:00:04,534 --> 00:00:06,546
‫خواهر خانم هوبر چقدر مرموزه؟

4
00:00:06,546 --> 00:00:07,853
‫قول و قرارها گذاشته شد.</font>

5
00:00:07,853 --> 00:00:10,771
‫من دقیقا میخوام بدونم چه بلایی سرش اومده

6
00:00:10,771 --> 00:00:12,178
‫زندگی زناشویی به انتها رسید</font>

7
00:00:12,178 --> 00:00:13,888
‫گابریل و من میخوایم داشتن یه خانواده رو شروع کنیم

8
00:00:13,888 --> 00:00:15,900
‫خب ما سر رحم من مذاکره نمیکنیم

9
00:00:15,900 --> 00:00:18,012
‫جرج، ممکنه شام با من بیای بیرون؟

10
00:00:18,012 --> 00:00:19,320
‫منظورت یه قراره؟

11
00:00:19,320 --> 00:00:20,125
‫یه قرار؟

12
00:00:20,125 --> 00:00:21,235
‫و حقیقت...</font>

13
00:00:21,235 --> 00:00:22,840
‫تو خونه رقیبتو به آتش کشوندی

14
00:00:22,840 --> 00:00:23,846
‫انکار شد</font>

15
00:00:23,846 --> 00:00:28,172
‫من مطلقا کاری رو که منو به انجامش متهم میکنی انجام ندادم

16
00:00:29,881 --> 00:00:36,721
‫مارتا هوبر همه زندگیشو منتظر رخ دادن
‫رویدادی شد که براش جالب و هیجان انگیز باشه

17
00:00:37,124 --> 00:00:41,751
‫وقتی بچه بود امید داشت یه
‫گروه بچه دزد او رو بدزده

18
00:00:42,353 --> 00:00:48,288
‫وقتی به نوجوانی رسید در رویاهاش میدید که
‫یه کله گنده هالیوود استعداد او رو کشف میکنه

19
00:00:48,390 --> 00:00:55,128
‫وقتی یه زن جوان شد تو تخیلاتش میلیونر
‫خوش تیپی رو میدید که او رو رو دست میبره

20
00:00:55,732 --> 00:01:02,973
‫اما سالها به سرعت می گذشتند و هنوز هیچ چیز
‫هیجان انگیزی برای مارتا هوبر رخ نداده بود

21
00:01:05,086 --> 00:01:08,505
‫تا شبی که او به قتل رسید

22
00:01:08,505 --> 00:01:10,316
‫سلام، خانم هوبر

23
00:01:10,316 --> 00:01:11,121
‫پائول

24
00:01:11,121 --> 00:01:12,025
‫بذار کمکت کنم

25
00:01:12,025 --> 00:01:13,132
‫نیازی نیست

26
00:01:13,132 --> 00:01:14,742
‫باید کمکت کنم

27
00:01:14,742 --> 00:01:20,677
‫در اون آخرین لحظات این ذهنیت برای او
‫پیش اومد که علاوه برکسل کننده بودن

28
00:01:20,677 --> 00:01:24,699
‫زندگی میتونست خیلی
‫خشن و بیرحم هم باشه

29
00:01:25,002 --> 00:01:30,836
‫خوش شانسی خانم هوبر این بود که
‫مرگ برای او بیشتر بخشنده بود

30
00:01:33,551 --> 00:01:35,563
‫چی فکر میکنی؟

31
00:01:36,267 --> 00:01:39,183
‫این همون زن گمشده مونه،بسیار خوب

32
00:01:39,888 --> 00:01:44,314
‫اوه،ای وای.همین الان همه رسانه ها عین باد میریزن رو سرمون

33
00:01:44,314 --> 00:01:48,537
‫مواظب باش هیشکی صحنه جرم منو مخدوش نکنه

34
00:01:56,787 --> 00:01:58,999
‫هی،خانوم کوچولو

35
00:01:59,200 --> 00:02:01,714
‫یه عالمه آدم توجهشون به تو جلب شده. اینو میدونی؟

36
00:02:01,714 --> 00:02:06,041
‫عکس تو میره تو صفحه اول هر روزنامه ای تو این ایالت

37
00:02:06,041 --> 00:02:07,750
‫تا چه اندازه این میتونه جالب باشه؟

38
00:02:07,750 --> 00:02:11,975
‫افسر جکسون مطمئن نبود اما برای یه لحظه خیلی کوتاه</font>

39
00:02:11,975 --> 00:02:16,300
‫فکر کرد که به نظرش...
‫اومده جسد مارتا هوبر

40
00:02:16,300 --> 00:02:19,015
‫لبخند میزنه

41
00:02:55,930 --> 00:03:00,154
‫قسمت ۱۲:هر روز اندکی مرگ

42
00:03:06,391 --> 00:03:10,413
‫مرگ یک بار دیگه به ویستریا
‫لین قدم گذاشته بود

43
00:03:10,413 --> 00:03:13,331
‫متاسفانه خبرای بدی براتون دارم

44
00:03:13,331 --> 00:03:16,550
‫ما جسد خواهرتونو پیدا کردیم

45
00:03:20,272 --> 00:03:24,495
‫,رخدادهای تراژیک   معمولاً خیلی زود در سرتاسر محله پخش میشه</font>

46
00:03:24,495 --> 00:03:32,844
‫اما در این زمان مردم بیشتر خوشحال و راضی بی خبر از همه جا زندگی خود را میکردند.</font>

47
00:03:34,252 --> 00:03:36,063
‫سلام. کسی خونه نیست؟

48
00:03:36,063 --> 00:03:37,471
‫تو آشپزخونه

49
00:03:37,471 --> 00:03:38,578
‫خبرای خوب

50
00:03:38,578 --> 00:03:42,903
‫کتابمو تموم کردم،پس فکر کردم جشن بگیریم
‫میتونی منو نهار ببری بیرون

51
00:03:42,903 --> 00:03:43,908
‫هی،سوزان

52
00:03:43,908 --> 00:03:45,015
‫اوه،میتونیم برنامه  عقب بندازیم؟

53
00:03:45,015 --> 00:03:47,730
‫ایدی و من الان داشتیم بررسی طرح ریزی رو می کردیم تا خونه شو بازسازی کنیم

54
00:03:47,730 --> 00:03:50,548
‫شرکت بیمه م بالاخره هفته دیگه چکمو صادر می کنه،

55
00:03:50,548 --> 00:03:52,962
‫و فقط میمونه که یه لوله کش نیاز دارم

56
00:03:52,962 --> 00:03:55,475
‫پس دندون طمعتو از این پسره برا چند ماه بکش

57
00:03:55,475 --> 00:03:57,789
‫من خیال دارم حسابی ازش کار بکشم

58
00:03:57,789 --> 00:04:02,215
‫خب،اگه هر کی بتونه واسه خودش بپره،او هم میتونه. من خودم تو خطم

59
00:04:03,020 --> 00:04:04,830
‫ببینیم حالا

60
00:04:11,167 --> 00:04:13,681
‫اوه،مایک؟

61
00:04:14,486 --> 00:04:15,390
‫مایک؟

62
00:04:15,390 --> 00:04:17,906
‫دیرمون میشه

63
00:04:24,746 --> 00:04:27,763
‫هی،فلیشیا.چی شده؟

64
00:04:32,994 --> 00:04:35,307
‫ایدی؟

65
00:04:35,307 --> 00:04:38,325
‫مارتا رو پیدا کردن

66
00:04:38,727 --> 00:04:41,846
‫بیا ،فین کن.خوبه بسیار خوب

67
00:04:41,846 --> 00:04:45,165
‫یاله. خوش میگذره . دنبالم بیا

68
00:04:55,122 --> 00:04:56,127
‫ببخشید

69
00:04:56,127 --> 00:04:57,234
‫بله؟

70
00:04:57,234 --> 00:04:59,045
‫نمیتونی اون کارو بکنی

71
00:04:59,045 --> 00:05:01,761
‫من اینجا برا ساعت ۱۰ کلاس مراقبه یوگا دارم

72
00:05:01,761 --> 00:05:04,477
‫متاسفانه،مهد کودک پره

73
00:05:05,281 --> 00:05:08,600
‫بله،متوجه شدم.اما هر موقع که میام اینجا پره

74
00:05:08,600 --> 00:05:12,020
‫اینجا یک کلاس عمومیه
‫بقیه مادرا زودتر میان

75
00:05:12,020 --> 00:05:15,742
‫ببین، بهت پیشنهاد میکنم برنامه ریزی کنی دفعه بعد زودتر بیای

76
00:05:17,854 --> 00:05:20,267
‫اوه،لورن،من مادر چهارتا بچه م

77
00:05:20,267 --> 00:05:21,978
‫امروز مجبور شدم ساعت ۵ از خواب بیدار شم

78
00:05:21,978 --> 00:05:25,197
‫نهار رو آماده کردم،صبحونه رو درست کردم،دوقلوها رو بردم گذاشتم مدرسه

79
00:05:25,197 --> 00:05:28,517
‫و از اونور شهر با یه بچه به بغل و یه کودک بیمار اومدم اینجا

80
00:05:28,517 --> 00:05:32,037
‫اینکه به من میگی برنامه ریزی بکنم مثل این میمونه که به من بگی بال در بیار

81
00:05:32,037 --> 00:05:36,261
‫و این چیزا که بهم گفته میشه برنامه ریزی از قبل بکنم اونقدر منو عصبانی میکنه

82
00:05:36,261 --> 00:05:38,473
‫که فقط یوگا تنها چیزیه که بهم آرامش میده

83
00:05:38,473 --> 00:05:44,710
‫غیر از اینکه اومدم اینجا و نمیتونم برم تو ،تو هم بهم میگی برنامه ریزی از پیش بکنم

84
00:05:44,710 --> 00:05:47,023
‫این یک توالی معیوبه

85
00:05:47,023 --> 00:05:48,432
‫میبینی اوضاع چه جوریه؟

86
00:05:48,432 --> 00:05:49,739
‫فهمیدم

87
00:05:49,739 --> 00:05:52,958
‫اما اگه به خاطر تو قوانین رو نادیده بگیرم،مجبور خواهم شد برای مادرای دیگه هم همین کارو بکنم

88
00:05:52,958 --> 00:05:55,674
‫و اونوقت مادرای دیگه که طبق قوانین عمل کردن میریزن سر من و حالمو میگیرن

89
00:05:55,674 --> 00:05:56,882
‫و بعد مجبورم باهاشون درگیر بشم

90
00:05:56,882 --> 00:06:00,402
‫و قبل از اینکه تو بتونی بفهمی،من دیگه وقتی نخواهم داشت بشینم و مجله مو بخونم

91
00:06:00,402 --> 00:06:03,217
‫پس میبینی که اوضاع از چه قراره؟

92
00:06:03,922 --> 00:06:07,945
‫آرزو میکنم ،یه روز یه عالمه بچه پیدا کنی

93
00:06:10,561 --> 00:06:11,768
‫سلام؟

94
00:06:11,768 --> 00:06:15,891
‫اوه،هی ،سوزان. گوش کن،من نمیتونم حرف بزنم.
‫-- وسط انجام یه کاری اینجا هستم که

95
00:06:17,299 --> 00:06:19,412
‫چی؟

96
00:06:28,264 --> 00:06:29,671
‫من امروز خیلی بهم خوش گذشت

97
00:06:29,671 --> 00:06:32,889
‫ممنون.منم همینطور

98
00:06:38,523 --> 00:06:40,906
‫ببخشید نمیتونم تو رو برا قهوه یا ...دعوت کنم تو

99
00:06:40,906 --> 00:06:44,457
‫نه،من میفهمم. رکس هنوز تو خونه زندگی میکنه و این میتونه ناخوشایند باشه

100
00:06:44,457 --> 00:06:48,581
‫بله، و من ترجیح میدم دستم قطع بشه تا احساسات او جریحه دار بشه

101
00:06:50,693 --> 00:06:56,024
‫اون،اوم...اوضاع بهتر میشه هر موقع که حالش خوب شد وتونست نقل مکان کنه

102
00:06:56,024 --> 00:06:59,142
‫پس مایلی فردا با هم ناهارو بخوریم؟

103
00:07:01,154 --> 00:07:04,467
‫خیلی دوست دارم

104
00:07:05,068 --> 00:07:06,976
‫باشه،واو

105
00:07:06,976 --> 00:07:08,984
‫فردا ساعت یک بیا دنبالم . و با هم خوش خواهیم گذروند

106
00:07:08,984 --> 00:07:09,786
‫پس بعداً میبینمت.

107
00:07:09,786 --> 00:07:10,790
‫باشه.اوه،بسته ها

108
00:07:10,790 --> 00:07:12,597
‫ا و ه

109
00:07:12,597 --> 00:07:14,907
‫متشکرم

110
00:07:20,827 --> 00:07:22,835
‫سلام

111
00:07:23,137 --> 00:07:26,148
‫اوه،سلام،لاینت

112
00:07:27,252 --> 00:07:29,259
‫چی؟

113
00:07:33,576 --> 00:07:34,780
‫آقا،مواظب سرتون باشید.

114
00:07:34,780 --> 00:07:36,486
‫سلام،عزیزم.

115
00:07:36,486 --> 00:07:38,896
‫به خونه خوش اومدی.

116
00:07:43,914 --> 00:07:45,619
‫ممنون،بچه ها.

117
00:07:45,818 --> 00:07:47,824
‫خونسرد باشین

118
00:07:53,536 --> 00:07:55,441
‫یاله ،عزیزم
‫بزار جشن بگیریم

119
00:07:55,441 --> 00:07:58,148
‫ببخش مشروبش ارزون قیمته
‫مجبور بودم اقتصادی زندگی کنم

120
00:07:58,148 --> 00:08:01,655
‫اما حالا که برگشتی ،میتونیم انبار شراب رو بخریم

121
00:08:02,057 --> 00:08:03,460
‫بیا به سلامتی هم بنوشیم

122
00:08:03,460 --> 00:08:05,465
‫خیلی خوبه که برگشتی

123
00:08:05,465 --> 00:08:07,370
‫اون چیه؟

124
00:08:08,873 --> 00:08:14,185
‫اون اینو ردیابی میکنه--دستگاه الکترونیکی کنترل کننده من

125
00:08:14,185 --> 00:08:15,589
‫وکیل بهت نگفت؟

126
00:08:15,589 --> 00:08:16,592
‫چی روبهم نگفت؟

127
00:08:16,592 --> 00:08:19,699
‫من در خانه بازداشتم
‫این یکی از شرایط آزادی به قید ضمانته

128
00:08:19,699 --> 00:08:23,507
‫اوه،نه،نه،اوفراموش کرد به من بگه

129
00:08:23,507 --> 00:08:27,616
‫بله،اگه من بیش از صد فوت از اون تلفن دور بشم،زنگ خطر به صدا در میاد

130
00:08:27,616 --> 00:08:31,927
‫اگه به دور شدن ادامه بدم،یه سیگنال به اف بی آی میفرسته، و دوباره برمیگردم به زندان

131
00:08:31,927 --> 00:08:33,831
‫اما چطوری میری سر کار؟

132
00:08:33,831 --> 00:08:36,639
‫نمیتونم.من نمیتونم هیچ کاری بکنم

133
00:08:37,140 --> 00:08:39,345
‫اوه،نه،نه،نه. این غیر منطقیه

134
00:08:39,345 --> 00:08:41,550
‫پس توقع داری ما برای کسب در آمد چی کار کنیم؟

135
00:08:41,550 --> 00:08:44,256
‫خب،وکیله داره رو
‫ازاد کردن حسابا کار میکنه

136
00:08:44,256 --> 00:08:48,667
‫و در این فاصله،یعنی اینکه تو تا حالا دنبال اعاده کا رهای مدل بودنت نبودی؟

137
00:08:48,667 --> 00:08:54,581
‫کارلوس،اینجا مثل نیویورک نیست جایی که من در یه روز مدل کلاس بالا بودن هزاران دلار در می آوردم

138
00:08:54,581 --> 00:08:56,385
‫من دارم اینجا برا قایق تبلیغ میکنم

139
00:08:56,385 --> 00:08:59,492
‫هشت ساعت در روز این کارو میکنم

140
00:09:00,193 --> 00:09:03,001
‫خب، من دو تا قایق از تو میخرم

141
00:09:03,302 --> 00:09:05,406
‫دست بردار

142
00:09:06,208 --> 00:09:08,914
‫به سلامتی  نوشیدن من چی شد؟

143
00:09:11,621 --> 00:09:13,525
‫به خونه خوش اومدی

144
00:09:19,740 --> 00:09:21,143
‫سلام

145
00:09:21,143 --> 00:09:23,151
‫سلام،بری

146
00:09:24,153 --> 00:09:25,762
‫چی؟

147
00:09:26,756 --> 00:09:31,467
‫اگه هر چیزی تو اسباب اثاثیه خواهرتون پیدا کردید که بتونه در رابطه با مرگش سر نخی دستمون بده

148
00:09:31,467 --> 00:09:39,285
‫نامه ای یا دفتر خاطراتی،لطفاً فوراً به من اطلاع بدید

149
00:09:39,486 --> 00:09:42,995
‫من مطمئنم او یه دفتر خاطرات یا چیزی مثل اون داره
‫دنبالش میگردم

150
00:09:46,704 --> 00:09:48,308
‫نیگاشون کن

151
00:09:48,308 --> 00:09:54,722
‫لاشخورا،وانمود میکنن اهمیت میدن
‫اما همه اونچه که واقعاً میخوان جزئیات کثیف واقعه س

152
00:09:54,722 --> 00:09:58,531
‫نمیدونم. فکر میکنم فقط میخان همدردیشونو نشون بدن

153
00:09:58,531 --> 00:10:02,741
‫خواهش میکنم. انسانها از بدبختی تغذیه میکنن

154
00:10:02,741 --> 00:10:07,853
‫خب،ما بهتره به خوبی اونچه که مردم میخوان رو بهشون بدیم

155
00:10:10,459 --> 00:10:12,264
‫سلام

156
00:10:12,264 --> 00:10:17,676
‫من میخوام ازتون به خاطر اینجا اومدن  و ابراز صمیمی همدردی و غم تشکر کنم

157
00:10:17,676 --> 00:10:20,282
‫خواهر من مارتا صدمه و آزار بسیاری دیده است

158
00:10:20,282 --> 00:10:22,588
‫میدونم که بسیار ی از شماها سئوالاتی دارید

159
00:10:22,588 --> 00:10:26,897
‫من الان داشتم با پلیس صحبت میکردم،که هنوز دارن راجع به این اتفاق تلاش میکنن تا جزئیات رو کنار هم بزارن

160
00:10:26,897 --> 00:10:32,010
‫اونچه که اونا میدونن اینه که مارتا بطرز فجیعی مرده

161
00:10:32,010 --> 00:10:33,313
‫اوه

162
00:10:33,313 --> 00:10:34,717
‫بله،میدونم

163
00:10:34,717 --> 00:10:36,622
‫شنیدنش سخته

164
00:10:36,622 --> 00:10:39,929
‫ظاهراً درگیری هم داشته

165
00:10:40,029 --> 00:10:47,746
‫اونا خراش خوردگی و خون مردگی روی بدنش پیدا کردن،چندین استخوان شکسته، و آثاری از خاک در ریه اش...

166
00:10:48,349 --> 00:10:55,967
‫که منجر به این میشه که فکر کنیم  او قبل دفن شدن هنوز زنده بوده و احتمالاً زجر زیادی کشیده

167
00:10:56,668 --> 00:11:03,183
‫اما خبرای خوب اینه که هیچ علائمی دال بر اذیت  وآزار جنسی نداشته

168
00:11:03,385 --> 00:11:11,302
‫حالا وقتشه که شما ها به خونه هاتون برگردین  و پیش عزیزانتون باشین

169
00:11:12,806 --> 00:11:18,520
‫اوه،در عوض یه مجلس یادبود،
‫پس فردا میخوام یک حراج ماترک او رو راه بندازم

170
00:11:18,520 --> 00:11:22,128
‫خواهش میکنم--- چک شخصی قبول نمیکنم

171
00:11:30,448 --> 00:11:36,160
‫تا فردا صبح، هر کسی در ویستریا لین ازمرگ مارتا هوبر مطلع شده بود...

172
00:11:36,160 --> 00:11:39,369
‫-هی،بچه ها ،زن مرده منو نیگا کنین
‫- بدون هیچ استثنایی.</font>

173
00:11:39,369 --> 00:11:41,172
‫- باشه پسرا
‫- هی ،مامان

174
00:11:41,172 --> 00:11:42,476
‫این آدامسارو میبینید؟

175
00:11:42,476 --> 00:11:47,387
‫اگه قول بدید که تا وقتی که من پایین دارم ورق بازی میکنم آروم باشید ،همه اینا مال شماست. قبول؟

176
00:11:47,387 --> 00:11:48,490
‫- بله
‫- قبول

177
00:11:48,490 --> 00:11:51,497
‫بله،باشه.این همون چیزیه که دوست داشتم بشنوم.بسیار خوب. خوبه

178
00:11:51,697 --> 00:11:55,506
‫منظورم اینکه که چه احتمالی وجود داره؟
‫اول مری آلیس و بعد خانم هوبر؟

179
00:11:55,506 --> 00:11:56,609
‫میخوام بگم تکان دهنده س

180
00:11:56,609 --> 00:12:00,017
‫بله،اما این فرق میکنه
‫یکی واقعاً تو خیابون ما به قتل رسیده

181
00:12:00,017 --> 00:12:02,523
‫من یادم میاد که درست قبل از ناپدید شدنش باهاش حرف زدم

182
00:12:02,523 --> 00:12:03,526
‫حرف زدی؟ چه حرفی باهاش زدی؟

183
00:12:03,526 --> 00:12:07,234
‫اوه،در واقع سر من فریاد زد که ظرف آتاشغالامو تو خونه نیارم

184
00:12:07,335 --> 00:12:09,439
‫من داره دلم براش تنگ میشه

185
00:12:12,346 --> 00:12:13,148
‫ایدی

186
00:12:13,148 --> 00:12:14,251
‫سلام

187
00:12:14,251 --> 00:12:15,654
‫سلام

188
00:12:15,654 --> 00:12:16,657
‫بیا تو

189
00:12:16,657 --> 00:12:18,260
‫اوه،شما همتون اینجائین

190
00:12:18,260 --> 00:12:21,267
‫بله،سه شنبه روز بازی پوکره

191
00:12:21,267 --> 00:12:26,881
‫واقعاً؟ اوه، میدونین. من عاشق پوکرم

192
00:12:30,991 --> 00:12:32,794
‫خب،فهمیدم

193
00:12:32,794 --> 00:12:35,501
‫خب ،اینجا یه کاری هست

194
00:12:35,501 --> 00:12:39,109
‫از اونجائیکه ملکه یخی نمیخواد هیچ کاری برای یادبود خواهرش انجام بده

195
00:12:39,109 --> 00:12:45,725
‫من تصمیم گرفتم خاکسترای سوخته مارتا رو به دریاچه ببرم و خودم پخششون کنم

196
00:12:45,926 --> 00:12:48,532
‫اونجا جایی است که شوهرش وصیت کرده

197
00:12:48,532 --> 00:12:50,536
‫چه عاشقانه

198
00:12:51,338 --> 00:12:52,541
‫میدونم

199
00:12:52,541 --> 00:12:56,852
‫برا همین فکر کردم یکی از همسایه ها بتونه منو تا اونجا همراهی کنه

200
00:12:56,852 --> 00:12:59,557
‫و با هم یه مراسم یادبود کوچولو داشته باشیم

201
00:12:59,859 --> 00:13:04,068
‫من نقشه هاشو ترسیم کردم اگه کسی بخواد
‫و لباس نیمه رسمیه

202
00:13:04,068 --> 00:13:08,979
‫میدونی،ایدی،من دوست دارم بیام
‫اما،اوم،من باید برم سر کار مدلم

203
00:13:08,979 --> 00:13:12,187
‫میدونی،فقط برای خنده،فردا رو یه درشکه مدل هستم

204
00:13:12,187 --> 00:13:13,591
‫من نمیتونم کارشون معطل بزارم

205
00:13:13,591 --> 00:13:15,896
‫کاش زودتر خبردار شده بودم
‫میتونستم یه پرستار بچه خبر کنم

206
00:13:15,896 --> 00:13:19,103
‫لعنتی،من باید رکس رو ببرم آنژیوگرافی

207
00:13:19,103 --> 00:13:21,509
‫هممم

208
00:13:25,518 --> 00:13:29,027
‫خب مایر؟ بهانه تو چیه؟

209
00:13:31,032 --> 00:13:34,740
‫اوم،خب،میدونی،سرم شلوغه

210
00:13:34,740 --> 00:13:39,251
‫خب،رفقات دروغگوهای بهتری هستن

211
00:13:45,766 --> 00:13:50,177
‫باشه،دوستای مامان الان رفتن
‫-- و شما میتونید

212
00:13:53,585 --> 00:13:54,687
‫اوه

213
00:13:54,687 --> 00:13:57,092
‫اوو! اوو!

214
00:13:57,092 --> 00:13:58,997
‫خب،بله،میدونم دردت میاد

215
00:13:58,997 --> 00:14:05,412
‫اما وقتی گذاشتی برادرات این آدامسو به موهات بچسبونن باید به فکر الان میبودی---درد و مصیبت

216
00:14:05,412 --> 00:14:06,715
‫از من عصبانی هستی؟

217
00:14:06,715 --> 00:14:09,523
‫بله،بله،ازت عصبانی هستم

218
00:14:09,523 --> 00:14:11,227
‫اوو!اوو

219
00:14:11,227 --> 00:14:15,036
‫و حالمم گرفته شده .میدونی وقتی فرصت نکنی یه چرتی بزنی چه حالی بهت دست میده؟

220
00:14:15,036 --> 00:14:19,546
‫خب،مامان هم همین وضع رو داره
‫--ما به استراحت نیاز داریم و اگه استراحت نکنیم

221
00:14:19,546 --> 00:14:21,049
‫متاسفم

222
00:14:21,049 --> 00:14:24,658
‫ما از حرف زدن و کار کردن باز میمونیم
‫در حالی که بطور طبیعی اینطوری نیست

223
00:14:24,658 --> 00:14:25,660
‫اووو

224
00:14:25,660 --> 00:14:29,168
‫و اون منو از توان هم میندازه
‫چونکه من دوست دارم بهترین مادری که میتونم باشم

225
00:14:29,168 --> 00:14:32,881
‫فکر کنم تو بهترین مادر تو دنیا باشی

226
00:14:33,784 --> 00:14:38,600
‫خب،این از خوبی توئه،اما..اینطورام نیست

227
00:14:43,817 --> 00:14:47,830
‫وقتی بهت پیشنهاد یک پیک نیک رو دادم نگران بودم نکنه منو مسخره کنی

228
00:14:47,830 --> 00:14:52,948
‫اما الان فکر میکنم این یه جور روش دوست داشتنی وبه سبک قدیمی گذروندن یک بعد از ظهره

229
00:14:52,948 --> 00:14:56,258
‫خب،اتفاقاً منم یه جور مرد به سبک قدیمیم

230
00:14:56,258 --> 00:15:00,874
‫اوه، از شانس مام هوا چقدر خوبه
‫--اون دقیقاً

231
00:15:03,584 --> 00:15:05,389
‫میدونی،وقت نهارت تقریباً تموم شده

232
00:15:05,389 --> 00:15:07,496
‫الان دیگه باید بریم تا تو به داروخانت برسی

233
00:15:07,496 --> 00:15:08,901
‫صبر کن

234
00:15:08,901 --> 00:15:13,415
‫این چند روز اخیر اونقدر به من خوش گذشت
‫که میخوام مراتب قدردانیمو بهت نشون بدم

235
00:15:13,415 --> 00:15:16,627
‫یه هدیه دیگه؟امیدوارم یه ارکید دیگه نباشه
‫اونا خیلی گرونن

236
00:15:16,627 --> 00:15:19,336
‫راحت باش. این یه شاهی هم برام خرج نداشت

237
00:15:19,436 --> 00:15:21,142
‫باشه

238
00:15:27,964 --> 00:15:32,580
‫جرج،مجبور نبودی

239
00:15:34,386 --> 00:15:39,905
‫این...یک لوگر(نام تجاری تپانچه نیمه اتوماتیک آلمانی)پی۰۸
‫۹میلیمتریه

240
00:15:39,905 --> 00:15:43,015
‫از لحظه ای که گفتی در ان آر اِ بودی
‫فهمیدم که چی دلم میخواد بهت بدم

241
00:15:43,015 --> 00:15:44,219
‫نمیتونم اینو قبول کنم ،جرج

242
00:15:44,219 --> 00:15:46,225
‫این یه عتیقه س. خیلی میارزه

243
00:15:46,225 --> 00:15:49,035
‫طوری نیست.پدربزرگم اینو به من داده

244
00:15:49,336 --> 00:15:53,149
‫در طی جنگ جهانی دوم از یه سرباز گرفته

245
00:15:53,149 --> 00:15:54,653
‫و چون نمیدونستم که چطور شلیک کنم...

246
00:15:54,653 --> 00:15:56,259
‫خیلی دوست داشتنیه

247
00:15:56,259 --> 00:15:58,467
‫یعنی ،به دسته ش نیگا کن
‫اون از صدف مرواریده؟

248
00:15:58,467 --> 00:16:00,874
‫فکر میکنم اینطور باشه. فقط مدلهای افسریش اینجور بودن

249
00:16:00,874 --> 00:16:02,681
‫واقعاً از اون خوشت میاد؟

250
00:16:02,681 --> 00:16:04,988
‫اوه،معلومه

251
00:16:05,188 --> 00:16:11,611
‫اوه،جرج.این واقعاً خیلی بهتر از یه ارکیده

252
00:16:21,142 --> 00:16:22,948
‫سلام. من سوزان مایرم

253
00:16:22,948 --> 00:16:25,256
‫از اونور خیابون شما رو دیدم
‫فکر کردم شاید کمکی بخواید

254
00:16:25,256 --> 00:16:27,262
‫نه ممنون

255
00:16:28,667 --> 00:16:31,174
‫من-من برای اتفاقی که افتاده متاسفم

256
00:16:31,174 --> 00:16:36,191
‫باید خیلی دردناک باشه که نمیدونین چه کسی و برای چی این کارو کرده

257
00:16:36,191 --> 00:16:37,797
‫بایستی احساس درماندگی کنید

258
00:16:37,797 --> 00:16:39,804
‫یه کمی

259
00:16:39,804 --> 00:16:43,315
‫امیدوارم نوشته هاش یه چیزایی رو روشن کنه

260
00:16:43,315 --> 00:16:44,419
‫نوشته هاش

261
00:16:44,419 --> 00:16:47,028
‫بله،مارتا برای سالها خاطراتشو مینوشت

262
00:16:47,028 --> 00:16:48,633
‫اوه

263
00:16:48,633 --> 00:16:52,346
‫پس باید چیزای زیادی تو اون نوشته باشه

264
00:16:52,346 --> 00:16:56,961
‫همه جزئیات زندگیشو

265
00:16:56,961 --> 00:17:00,573
‫و در باره هر کسی که با اون جزئیات ارتباط داشته

266
00:17:00,573 --> 00:17:03,182
‫پلیس میخواد اونارو ببینه

267
00:17:03,182 --> 00:17:08,097
‫اما من اونارو سر دوندم تا اول خودم این فرصت داشته باشم تا خوب همشو بخونم

268
00:17:08,097 --> 00:17:12,513
‫نکنه یه وقت اسرار خانوادگی دردسر ساز تو اونا باشه

269
00:17:12,914 --> 00:17:15,322
‫هوشمندانه س.اون--اون کار خوبیه

270
00:17:15,523 --> 00:17:18,031
‫خوشحالم که اینو میشنوم

271
00:17:22,546 --> 00:17:24,553
‫من حسابی دستپاچه شدم

272
00:17:24,553 --> 00:17:25,757
‫مام،آروم باش

273
00:17:25,757 --> 00:17:30,473
‫همه چیز راجع به آتشسوزی و اون پیمونه حتماً تو نوشته هاش ذکر شده

274
00:17:30,473 --> 00:17:31,977
‫همه فکر میکنن من یه آتش به پا کن عمدیم

275
00:17:31,977 --> 00:17:33,683
‫ممکنه اینقدرام که به نظر میاد بد نباشه

276
00:17:33,683 --> 00:17:37,094
‫چی،فکر میکنی احتمال داره خانم هوبر راجع به اون چیزی تو نوشته هاش  ذکر نکرده باشه؟

277
00:17:37,094 --> 00:17:41,007
‫خواهش میکنم. اون خیلی سه شده
‫حتی منم تو خاطراتم ذکرش کردم

278
00:17:41,308 --> 00:17:45,924
‫بهتره بری پیش خانم بریت و همه چی رو باهاش تموم کنی
‫متقاعدش کنی که اون یه تصادف بوده

279
00:17:45,924 --> 00:17:49,034
‫اگه او شکایتی نکنه پلیس هم احتمالاً قضیه رو ندیده میگیره

280
00:17:49,034 --> 00:17:51,242
‫نفست از جای گرم در میاد؟
‫ایدی از من متنفره

281
00:17:51,242 --> 00:17:55,656
‫به همین خاطره که تو باید به دست و پاش بیفتی و ازش در خواست بخشش کنی

282
00:17:55,958 --> 00:17:57,162
‫درسته

283
00:17:57,162 --> 00:18:01,175
‫تو مجبوری مجیز ایدی بریت رو بکشی

284
00:18:27,362 --> 00:18:28,666
‫هی،مایک

285
00:18:28,666 --> 00:18:31,175
‫همونطور که تا حالا احتمالاً خودت هم میتونی ببینی، من پولامو برداشتم

286
00:18:31,175 --> 00:18:35,288
‫و اون یه کم اطلاعاتی که زحمت کشیدی از همسایه ها بدست آوردی

287
00:18:35,288 --> 00:18:37,697
‫اون مقدار پولی که برداشتی جبرانش میکنه

288
00:18:37,697 --> 00:18:42,111
‫اسباباتو جمع کن و برو به زندگیت برس
‫بر این وقت تلف کردن متاسفم

289
00:18:47,730 --> 00:18:49,536
‫ما اومدیم

290
00:18:49,536 --> 00:18:51,644
‫ده دقیقه زودتر
‫منو ثبت میکنی؟

291
00:18:51,644 --> 00:18:53,750
‫بیخودی عجله کردی. متاسفم

292
00:18:53,750 --> 00:18:56,058
‫نه،نه.من-من برنامه ریزی کردم

293
00:18:56,058 --> 00:18:59,771
‫ما- ما ده دقیقه زودتر اومدیم

294
00:18:59,771 --> 00:19:00,673
‫اوه،خدای من

295
00:19:00,673 --> 00:19:01,676
‫چی؟

296
00:19:01,676 --> 00:19:05,088
‫وقتی گفتی یه بچه مریض داری
‫هیچ فکر نمیکردم

297
00:19:05,189 --> 00:19:07,696
‫چند وقته اینطوریه؟

298
00:19:10,506 --> 00:19:13,114
‫آه،یه جورایی برامون پیش اومد دیگه

299
00:19:13,114 --> 00:19:17,830
‫او خیلی جوونه
‫خدایا،قلبم جریحه دار شد

300
00:19:17,830 --> 00:19:19,938
‫اوه

301
00:19:20,138 --> 00:19:22,144
‫نه، ببین،قضیه اینه که

302
00:19:22,144 --> 00:19:27,261
‫یه راست برو سر کلاس
‫من برا بچه ها جا پیدا میکنم

303
00:19:28,365 --> 00:19:30,171
‫باشه

304
00:19:30,271 --> 00:19:32,379
‫هی،ایدی

305
00:19:33,683 --> 00:19:34,776
‫سوزان

306
00:19:37,496 --> 00:19:42,312
‫ببین،میخواستم بگم،من تو رو تحسین میکنم

307
00:19:42,312 --> 00:19:44,720
‫بسم اله،چرا؟

308
00:19:44,720 --> 00:19:48,532
‫خب،تو داری خونه رویاهاتو میسازی--بی هیچ هزینه

309
00:19:48,532 --> 00:19:53,549
‫منظورم اینه که به صورتی غیر منتظره سوختن خونه ت به نفعت تموم شد

310
00:19:53,549 --> 00:19:55,857
‫نفعی در این نمیبینم

311
00:19:55,857 --> 00:20:02,178
‫نمیتونم خاطراتمو --عکسامو که سوختن جایگزین کنم
‫تو---تو چیزی میخوای؟

312
00:20:04,185 --> 00:20:06,894
‫--بله،یه کاری اینجا،ایدی

313
00:20:07,195 --> 00:20:10,105
‫--من--من

314
00:20:10,105 --> 00:20:12,512
‫من-من--چی؟

315
00:20:12,512 --> 00:20:15,523
‫حرفتو زودتر بزن. من سرم شلوغه

316
00:20:15,824 --> 00:20:19,134
‫من فقط میخواستم ببینم تو چطور با اوضاع کنار اومدی

317
00:20:19,134 --> 00:20:21,843
‫میدونی،با خانم هوبر و همه چیز

318
00:20:21,843 --> 00:20:25,957
‫بهترین دوست من به قتل رسیده و تو یه کیسه آشغال چپونده شده

319
00:20:25,957 --> 00:20:33,282
‫هیچ کس اونقدر براش مهم نیست تا با من بیاد تا خاکسترشو به دست باد بسپریم

320
00:20:35,589 --> 00:20:38,399
‫ایدی، من باهات میام

321
00:20:46,025 --> 00:20:47,830
‫هی

322
00:20:48,432 --> 00:20:50,640
‫اوه،خدا رو شکر . داشتم از گرسنگی میمردم

323
00:20:50,640 --> 00:20:54,653
‫خب،بخور.من خسته تر از اونی م که بتونم چیزی بخورم

324
00:20:54,653 --> 00:20:58,666
‫هی،متاسفم.بیا اینجا

325
00:21:05,389 --> 00:21:07,997
‫مم؟

326
00:21:07,997 --> 00:21:11,609
‫پس نتونستی بری بیمارستان،ماما رو ببینی؟

327
00:21:11,609 --> 00:21:14,921
‫من ده ساعت امروز کار کردم

328
00:21:14,921 --> 00:21:17,930
‫فردا میرم
‫او حتی نمیفهمه من اونجام

329
00:21:17,930 --> 00:21:20,840
‫او به زودی به هوش میاد،من اینو میدونم

330
00:21:21,843 --> 00:21:23,750
‫و میدونی چی او رو واقعاً خوشحال میکنه؟

331
00:21:23,750 --> 00:21:26,760
‫--اوه،خدای من،اگه بگی یه نوه لج منو در میاری،کارلوس
‫،

332
00:21:26,760 --> 00:21:27,965
‫گابریل،خواهش میکنم

333
00:21:27,965 --> 00:21:29,570
‫نه،تو قول دادی--بچه نه

334
00:21:29,570 --> 00:21:31,378
‫اوضاع تغییر میکنه

335
00:21:31,378 --> 00:21:36,698
‫بله،میدونم. دولت ماشین مازراتی منو مصادره کرده
‫شوهرم یه--یه تبهکار از آب در اومده

336
00:21:36,698 --> 00:21:41,617
‫وخودمم در نمایشگاههای فروش توسط یه فروشنده چاق تراکتور دست مالی میشم

337
00:21:41,617 --> 00:21:43,624
‫من به خوبی واقفم که اوضاع تغییر میکنه

338
00:21:43,624 --> 00:21:46,938
‫یه بچه قوام و پایه زندگیه

339
00:21:46,938 --> 00:21:51,858
‫و چه کسی قراره کهنه شو عوض کنه زمانی که
‫سرکار تو یه زندون ایالتی مشغول پمپ کردن آهنی؟
‫ها؟

340
00:21:51,858 --> 00:21:55,471
‫من روش زندگیمو دوست دارم و نمیخوام تو تغییرش بدی

341
00:21:55,471 --> 00:21:58,181
‫خب،به دور وبر نیگا کن،گابریل. همه چی مرده است

342
00:21:58,181 --> 00:22:00,089
‫و چیزی وجود نداره که تو بتونی کنترلش کنی

343
00:22:00,089 --> 00:22:02,900
‫شاید،اما داشتن یه بچه؟

344
00:22:02,900 --> 00:22:04,306
‫چیزیه که من میتونم کنترلش کنم

345
00:22:04,306 --> 00:22:05,410
‫تو چیزی هستی که میتونم کنترل کنم

346
00:22:05,410 --> 00:22:09,626
‫هی،تو نمیتونی اونطوری با من حرف بزنی
‫من هنوز مرد این خونه م

347
00:22:09,626 --> 00:22:10,931
‫اوه،واقعاً؟

348
00:22:10,931 --> 00:22:13,943
‫مرد خونه؟

349
00:22:14,345 --> 00:22:16,753
‫از من دور نشو

350
00:22:16,753 --> 00:22:18,560
‫هی،هی،غذام

351
00:22:18,560 --> 00:22:21,572
‫گابریل!همین الان برگرد اینجا

352
00:22:21,572 --> 00:22:23,178
‫هی!

353
00:22:23,178 --> 00:22:23,881
‫هی!

354
00:22:23,881 --> 00:22:28,399
‫نیازی نیست زیاد دور برم
‫تا تو برگردی به زندون

355
00:22:28,399 --> 00:22:31,209
‫لعنتی! گابریل بیا تو الان

356
00:22:36,932 --> 00:22:38,037
‫ممم

357
00:22:38,037 --> 00:22:39,742
‫هی،من همه روز رو برای اون منتظر بودم

358
00:22:39,742 --> 00:22:41,750
‫ممم،عالیه

359
00:22:41,750 --> 00:22:44,159
‫اوه.ممم

360
00:22:45,163 --> 00:22:51,401
‫بیرونش حسابی سوخاری شده
‫مغزشم از تو خوب و قشنگ بخار پز شده

361
00:22:53,714 --> 00:22:56,632
‫آها،آآه،آآه

362
00:22:56,632 --> 00:22:59,046
‫منه-منه

363
00:22:59,046 --> 00:23:00,353
‫ممم

364
00:23:00,353 --> 00:23:04,478
‫تو مرد خونه ای؟
‫تو حتی نمیتونی از خونه بیرون بری

365
00:23:04,478 --> 00:23:08,904
‫ممم.اوه.اوه

366
00:23:17,958 --> 00:23:18,964
‫من عاشق این کارم

367
00:23:18,964 --> 00:23:21,680
‫مثل یه ماجراجویی کوچولو میمونه
‫من قبلاً هرگز یه تپانچه شلیک نگردم

368
00:23:21,680 --> 00:23:25,201
‫خاطره این شب برای همیشه با تو میمونه

369
00:23:25,201 --> 00:23:26,207
‫واقعاً؟

370
00:23:26,207 --> 00:23:30,835
‫اوه،بله.همیشه اولین بارت به یادت میمونه

371
00:23:30,835 --> 00:23:33,149
‫خدای من،امیدوارم گلوله کافی آورده باشم

372
00:23:33,149 --> 00:23:38,782
‫میدونی ،بری،من-- من نمیتونم بگم که این چند روز اخیر
‫چه معنایی برام داشته

373
00:23:38,782 --> 00:23:41,297
‫بالاخره از خونه برون زدم و کارای جدید رو تجربه کردم

374
00:23:41,297 --> 00:23:43,309
‫اوه،خب،مطمئنیم که بهمون خوش گذشته

375
00:23:43,309 --> 00:23:46,125
‫نه،نه،اون-اون بیشتر از این بوده

376
00:23:46,125 --> 00:23:48,741
‫من دارم شروع میکنم به فراموش کردن چیزهایی که احساس تنها بودن به من میده

377
00:23:48,741 --> 00:23:52,160
‫اوه،جرج اون خیلی قشنگه

378
00:23:52,362 --> 00:23:54,978
‫حالا بیا.بزار به یه چیزی شلیک کنیم

379
00:23:55,581 --> 00:24:01,013
‫حالا قبل از اونکه یه تپانچه  رو شلیک کنم،دوست دارم  چند اصل پایه ای رو مرور کنم تا مطمئن بشم آمادگی دارم
‫باشه؟

380
00:24:01,013 --> 00:24:05,038
‫پس اول قرار گیری محکم

381
00:24:05,038 --> 00:24:07,754
‫دوم،راست و محکم قرار دادن دست

382
00:24:07,754 --> 00:24:10,068
‫سوم،محکم گرفتن اسلحه

383
00:24:10,068 --> 00:24:12,280
‫چهارم، به جلو نگاه کردن

384
00:24:12,280 --> 00:24:18,517
‫پنجم آزاد کردن ضامن . بعد به آرامی فشردن ماشه

385
00:24:18,517 --> 00:24:20,530
‫چه دست کشیده و محکمی؟

386
00:24:20,530 --> 00:24:23,547
‫بیا،تپانچه رو بگیر

387
00:24:23,547 --> 00:24:25,458
‫باشه، حالا،وقتی که با یک نیمه اتوماتیک شلیک میکنی

388
00:24:25,458 --> 00:24:29,483
‫بایست مسیر  دستت همواره در برابر لبه لگد زن اسلحه   بالا نگه داشته بشه

389
00:24:30,186 --> 00:24:31,897
‫این عطری که به خودت زدی چیه؟

390
00:24:31,897 --> 00:24:33,909
‫اوه،من عطری به خودم نزدم

391
00:24:33,909 --> 00:24:36,725
‫مطمئنی؟ چونکه بوی مست کننده ای میدی

392
00:24:36,725 --> 00:24:39,944
‫اوه، قبل از اینکه از خونه بیام داشتم ماکارونی درست می کردم

393
00:24:39,944 --> 00:24:44,974
‫بسیار خوب،الان،ازت میخوام که اسلحه رو درست مثل اینکه یه کبوتر سفید زیبا رو در دست گرفتی، نگه داری

394
00:24:44,974 --> 00:24:50,406
‫اونو محکم نگه دار تا نتونه به عقب پس بزنه
‫اما نه اونقدر محکم که مزاحم کارش بشی. فهمیدی؟

395
00:24:50,406 --> 00:24:51,615
‫فکر میکنم

396
00:24:51,615 --> 00:24:52,720
‫باشه

397
00:24:52,720 --> 00:24:58,052
‫حالا همه کاری که باید بکنی اینه که یه نفس عمیق بکشی
‫و ماشه رو فشار بدی

398
00:24:58,052 --> 00:24:58,756
‫جرج

399
00:24:58,756 --> 00:24:59,460
‫آآه

400
00:24:59,460 --> 00:25:00,768
‫اوه!اوه!جرج

401
00:25:00,768 --> 00:25:02,378
‫اوه،خدای من! حالت خوبه؟

402
00:25:02,378 --> 00:25:05,295
‫اوه،جرج! متاسفم

403
00:25:11,733 --> 00:25:13,946
‫هی

404
00:25:17,165 --> 00:25:20,788
‫هی،جرج

405
00:25:21,190 --> 00:25:24,006
‫من خیلی متاسفم که انگشت پاتو از دست دادی

406
00:25:24,006 --> 00:25:28,029
‫دکتر گفت اون انگشت وسطیه
‫پس رو توازن بدنت اثر نمیزاره

407
00:25:28,029 --> 00:25:32,959
‫منظورم اینه که یه ذره هم روی کیفیت زندگیت اثر نمیزاره

408
00:25:33,764 --> 00:25:36,983
‫خواهش میکنم یه چیزی بگو

409
00:25:37,386 --> 00:25:41,611
‫من همیشه در رویا میدیدم که قبل از مردنم

410
00:25:41,611 --> 00:25:46,238
‫موفق میشم یه زن واقعاً زیبا رو ببوسم

411
00:25:46,238 --> 00:25:52,274
‫بالاخره این شانسو پیدا کردم و یک انگشت رو به خاطرش از دست دادم

412
00:25:52,274 --> 00:25:54,286
‫من جا نخوردم

413
00:25:54,286 --> 00:26:00,321
‫اینجور اتفاقات همیشه برا من رخ میده و من--من میدونم که از پسشون بر خواهم اومد

414
00:26:01,630 --> 00:26:05,553
‫اما چیزی که فکر نمیکنم بتونم باهاش کنار بیام

415
00:26:05,553 --> 00:26:11,991
‫اینه که وقتی تو رو بوسیدم،تو خودتو کنار کشیدی

416
00:26:14,506 --> 00:26:16,317
‫چرا اون کارو کردی ،بری؟

417
00:26:16,317 --> 00:26:18,630
‫اون فقط یه عکس العمل آنی بود

418
00:26:18,630 --> 00:26:20,542
‫اما ما  با هم قرار عشقی داشتیم

419
00:26:20,542 --> 00:26:23,962
‫چرا برات اینقدر غیر منتظره بود که من سعی کنم تو رو بوسم؟

420
00:26:23,962 --> 00:26:28,388
‫من هنوز همسر رکس هستم.منظورم اینه که ما هنوز از نظر قانونی از هم جدا نشدیم

421
00:26:28,388 --> 00:26:30,199
‫او به تو خیانت کرده

422
00:26:30,199 --> 00:26:33,217
‫تو گفتی که برای همیشه ازش متنفر هستی

423
00:26:33,217 --> 00:26:37,442
‫تو نباید گوش به حرف زنی بدی که فقط قلبش شکسته شده

424
00:26:38,247 --> 00:26:42,673
‫ما مایل به دروغ گفتن هستیم

425
00:26:47,602 --> 00:26:51,124
‫بازم فکر میکنم دیر اومدیم.
‫سلام
‫ببخشید

426
00:26:54,946 --> 00:26:58,567
‫لینت میدونست که بیماری مهم و جدی چیزی نیست که بشه ازش سرسری گذشت</font>

427
00:26:58,567 --> 00:26:59,573
‫-بیا اینجا
‫- چی کار میکنی؟

428
00:26:59,573 --> 00:27:05,107
‫من فقط دارم پسر بچه بد بخت مریض کوچولومو بغل میکنم
‫بسیار خوب،حالا،اونجا.باشه. یاله

429
00:27:05,107 --> 00:27:09,130
‫اما رسیدن به کلاس یوگا
‫یه موضوع مرگ و زندگی بود

430
00:27:09,130 --> 00:27:10,438
‫ببخشید.ببخشید

431
00:27:10,438 --> 00:27:12,852
‫معذرت میخوام.معذرت میخوام

432
00:27:12,852 --> 00:27:14,462
‫هی،لارون،سلام

433
00:27:14,462 --> 00:27:16,172
‫ما واقعاً یه صبح سخت و بد داشتیم

434
00:27:16,172 --> 00:27:18,687
‫اصلا فکرشم نکن

435
00:27:22,912 --> 00:27:25,226
‫شرط میبندم تو تو دبیرستان رهبر گروه تشویق بودی،نبودی؟

436
00:27:25,226 --> 00:27:27,842
‫سال سوم،از کجا فهمیدی؟

437
00:27:27,842 --> 00:27:30,255
‫دخترایی مثل تو همیشه تو گروه تشویق و هلهله رهبرن

438
00:27:30,255 --> 00:27:33,574
‫پوست روشن،محترم و مردمی و خون گرم

439
00:27:33,574 --> 00:27:39,510
‫در دبیرستان ،من دختری بودم که با موادیا تو اسکله بارگیری میپریدم و دنبال دود و دم بودم

440
00:27:39,510 --> 00:27:40,919
‫همه از ما بدشون می اومد

441
00:27:40,919 --> 00:27:45,445
‫خب،میدونی که دبیرستان چه جوریه
‫خدا رو شکر که پشت سر گذاشتم

442
00:27:45,445 --> 00:27:48,061
‫ببین،فکر نمیکنم پشت سر گذاشتیم

443
00:27:48,061 --> 00:27:51,280
‫من هنوز بیرونم طوری که به مهمونیای درست و حسابی دعوت نمیشم

444
00:27:51,280 --> 00:27:57,719
‫و تو هنوز رهبر هلهله و شادی متکبرو گستاخی هستی که فکر میکنه
‫میتونه رو سر همه یه گونی بکشه

445
00:27:57,719 --> 00:27:58,926
‫چی؟

446
00:27:58,926 --> 00:28:01,743
‫تو به این سفر اومدی،پول بنزینو دادی
‫و به خودت نیگا کن

447
00:28:01,743 --> 00:28:04,962
‫داری چرخ پنچرو عوض میکنی
‫در حالی که میدونی من عضو باشگاه  خدمات اتوموبیل  هستم

448
00:28:04,962 --> 00:28:08,282
‫تو یه چیزی از من میخوای

449
00:28:08,282 --> 00:28:12,507
‫من فقط فهمیدم مرگ خانم هوبر برای تو ناگوار بوده. میخوام کمک کنم

450
00:28:12,507 --> 00:28:14,719
‫این یه دروغه

451
00:28:14,719 --> 00:28:16,530
‫چرا فکر میکنی من دروغ میگم؟

452
00:28:16,530 --> 00:28:18,844
‫چونکه ما هنوز تو دبیرستان هستیم

453
00:28:18,844 --> 00:28:20,856
‫قوانین قدیمی جاریه

454
00:28:20,856 --> 00:28:24,276
‫آدمای شسته رفته فقط وقتی با آدمهای دود و دمی حرف می زنن که چیزی بخوان

455
00:28:24,276 --> 00:28:29,608
‫پس،حالا برنمیگردی تو ماشین من تا بهم بگی ازم چی میخوای

456
00:28:32,928 --> 00:28:39,064
‫--باشه. ببین،اوه،من

457
00:28:39,064 --> 00:28:44,194
‫من فقط همیشه با تو رفتار خوبی نداشتم و الان میخوام جبران کنم

458
00:28:46,006 --> 00:28:51,840
‫من هنوز فکر میکنم کلکی تو کارته،اما فعلاً وقت نداریم باهات بحث کنم

459
00:28:56,166 --> 00:28:59,183
‫میدونی  به خاطر هر آنچه که ممکنه مفید باشه
‫من بایستی باهات به سبک دبیرستان صحبت کرده میکردم

460
00:28:59,183 --> 00:29:02,201
‫از همه اون دروغایی که گفتی...

461
00:29:02,905 --> 00:29:05,320
‫بدترین کارت اون بود

462
00:29:24,534 --> 00:29:26,848
‫آبجوی سینگل؟

463
00:29:27,955 --> 00:29:30,067
‫بشین. یکی برا خودت بریز

464
00:29:30,067 --> 00:29:31,777
‫میخوام همه رو پس بگیرم

465
00:29:31,777 --> 00:29:35,197
‫نقشه هام،عکسام،اسلحه م....و پولم

466
00:29:35,197 --> 00:29:37,210
‫اوه،پول من منظورته

467
00:29:37,210 --> 00:29:41,233
‫توهرگز نمیتونی کسی رو پیدا کنی که به اندازه من به یافتن دیردری اهمیت بده

468
00:29:41,233 --> 00:29:44,754
‫چرا،چونکه تو خیلی دوستش داشتی؟

469
00:29:44,754 --> 00:29:46,967
‫تو اونو ترک کردی،یادت میاد؟

470
00:29:46,967 --> 00:29:51,393
‫تو خودتو نجات دادی،برا خودت یه همسر قشنگ راحت پیدا کردی
‫و دختر منو رها کردی تا بپوسه و هدر بره

471
00:29:51,393 --> 00:29:55,819
‫پس منو ببخش اگه ازت در باره درجه تعهدت سئوال میکنم

472
00:29:57,832 --> 00:30:00,145
‫من لازمه این کارو بکنم

473
00:30:00,145 --> 00:30:01,252
‫چرا با من در میافتی؟

474
00:30:01,252 --> 00:30:05,176
‫چونکه تو به اندازه کافی سریع عمل نکرده ای
‫و من وقت زیادی ندارم

475
00:30:05,176 --> 00:30:06,785
‫منظورت چیه؟

476
00:30:06,785 --> 00:30:10,204
‫ظاهراً یه تومور دارم

477
00:30:10,204 --> 00:30:14,933
‫آشکارا داره به مغزم فشار میاره

478
00:30:16,140 --> 00:30:22,679
‫من دارم میمیرم و مایلم قبل از مرگم بدونم چی به سر دخترم اومده

479
00:30:28,111 --> 00:30:32,437
‫اوه،اون بهترین کلاسی بود که تا به حال داشتم
‫الان احساس عالیی دارم. ممنون

480
00:30:32,437 --> 00:30:34,449
‫اوه،لاینت این دوست من کالیه

481
00:30:34,449 --> 00:30:35,555
‫- سلام
‫- سلام

482
00:30:35,555 --> 00:30:36,964
‫او میخواست پارکر و ببینه

483
00:30:36,964 --> 00:30:39,781
‫اوه،واقعاً؟ چرا؟

484
00:30:39,781 --> 00:30:41,289
‫من یه شفا یافته ام

485
00:30:41,289 --> 00:30:44,609
‫سرطان پستان
‫تقریباً از شش سال پیش

486
00:30:44,609 --> 00:30:47,604
‫میتونم پسرتو در آغوش بگیرم؟

487
00:30:48,202 --> 00:30:50,299
‫حتماً

488
00:30:53,592 --> 00:30:58,882
‫من دقیقاً میدونم که چی به تو گذشته
‫اما تو باید شجاع باشی،باشه؟

489
00:30:58,981 --> 00:31:03,772
‫و تو باید از این بیماری جون سالم بدر ببری
‫چونکه تو یه سرباز کوچولوی قرص و محکمی

490
00:31:10,660 --> 00:31:14,351
‫مامی،من دارم میمیرم؟

491
00:31:24,233 --> 00:31:26,828
‫نه،تو نمیمیری

492
00:31:26,828 --> 00:31:29,422
‫مردم فقط چون سرتو تراشیدم اینطوری فکر میکنن

493
00:31:29,422 --> 00:31:30,820
‫تو سرشو تراشیدی؟

494
00:31:30,820 --> 00:31:34,912
‫بله،برادرام آدامس به موهام چسبونده بودن

495
00:31:37,207 --> 00:31:39,304
‫ببخشید

496
00:31:39,304 --> 00:31:40,303
‫معذرت میخوام

497
00:31:40,303 --> 00:31:42,497
‫و درست اینجا بود که

498
00:31:42,497 --> 00:31:49,284
‫لاینت فهمید جاده رو به احساس روحیه خوب
‫داشتن و سرحال بودن به روی او بسته شد

499
00:31:49,284 --> 00:31:50,981
‫مرکز یوگای شانتا

500
00:31:53,775 --> 00:31:59,265
‫اوه،جرج.یه دفعه جا خوردم

501
00:31:59,265 --> 00:32:03,956
‫ببین،اوه،از موقعی که تو بیمارستان با هم حرف زدیم من خیلی فکر کردم

502
00:32:03,956 --> 00:32:05,852
‫و...

503
00:32:05,852 --> 00:32:06,850
‫و؟

504
00:32:06,850 --> 00:32:09,945
‫بری،من اهمیت نمیدم که ما اونو چی مینامیم

505
00:32:09,945 --> 00:32:14,636
‫ما میتونیم بهش قرار عشقی بگیم،میتونیم بهش با هم بودن و وقت گذروندن بگیم
‫هر چی اسمش هست من فقط میخوام با تو باشم

506
00:32:14,636 --> 00:32:19,826
‫ببین،اوه،من واقعاً نیاز دارم که رفاقتمون از سر گرفته بشه

507
00:32:20,724 --> 00:32:22,919
‫فکر نمیکنم عاقلانه باشه

508
00:32:22,919 --> 00:32:23,918
‫چرا که نه؟

509
00:32:23,918 --> 00:32:26,513
‫خب،منظورم اینه که آیا با گذشت زمان تو امیدوار نخواهی بود

510
00:32:26,513 --> 00:32:31,104
‫که همون احساسی که تو نسبت به من داری من هم نسبت به تو پیدا کنم؟

511
00:32:32,102 --> 00:32:34,098
‫شاید

512
00:32:34,597 --> 00:32:35,395
‫اوه،جرج

513
00:32:35,395 --> 00:32:38,989
‫کاش اینجوری نمیگفتی"اوه،جرج"م

514
00:32:39,089 --> 00:32:41,983
‫جوری که انگار من اینقدر رقت انگیز شدم که حتی باید این فکرو بکنم که روزی تو بتونی علشق من بشی

515
00:32:41,983 --> 00:32:45,177
‫--من فکر نمی کنم تو رقت انگیز شدی.اون فقط اینه که

516
00:32:47,073 --> 00:32:50,966
‫من نمیتونم

517
00:32:50,966 --> 00:32:52,962
‫ای وای

518
00:32:52,962 --> 00:32:54,060
‫ای وای

519
00:32:54,060 --> 00:32:55,756
‫اوه،جرج،خواهش میکنم نرو

520
00:32:55,756 --> 00:32:57,454
‫چرا ما نمیتونیم این صحبتو تموم کنیم؟

521
00:32:57,454 --> 00:33:00,248
‫-- - جرج
‫- نرو -- آخ!

522
00:33:00,248 --> 00:33:01,545
‫اوه،خدای من

523
00:33:01,545 --> 00:33:04,539
‫-اوه،جرج،اینجا
‫-از--من دور شو

524
00:33:04,539 --> 00:33:06,236
‫به من تکیه بده

525
00:33:06,236 --> 00:33:07,534
‫من به تو نیاز ندارم

526
00:33:07,534 --> 00:33:11,027
‫من به هیچ کس نیاز ندارم

527
00:33:15,219 --> 00:33:18,513
‫میدونی ،عزیزم،امشب آخرین شب نمایش قایقه

528
00:33:18,513 --> 00:33:23,602
‫ما میتونیم وقت بیشتری رو با هم بگذرونیم تا قبل از اونکه هفته بعد نمایش لوازم منزلو باغبونی شروع بشه

529
00:33:24,402 --> 00:33:25,404
‫کارلوس؟

530
00:33:25,404 --> 00:33:30,718
‫من قراره به زندون برم ووقتی برگردم دیگه تو اینجا نیستی

531
00:33:30,718 --> 00:33:31,420
‫چی؟

532
00:33:31,420 --> 00:33:33,124
‫درسته، و من تو رو سرزنش نمیکنم

533
00:33:33,124 --> 00:33:36,533
‫اینجوری حرف نزن
‫همه چیز روبراه میشه

534
00:33:36,533 --> 00:33:39,841
‫ما بالاخره یه جورایی زندگی مونو سر و سامون میدیم و دوباره به دروان اوج بر میگردیم

535
00:33:39,841 --> 00:33:43,150
‫گابی ،اونا منو در همه اتهامها گناهکار خواهند دونست

536
00:33:43,150 --> 00:33:45,155
‫من برای پنج سال به زندان میرم

537
00:33:45,155 --> 00:33:47,461
‫احتمالاً مجبور میشیم خونه رو بفروشیم
‫--تو مجبوری به کارت ادامه بدی

538
00:33:47,461 --> 00:33:48,564
‫--باشه،کارلوس

539
00:33:48,564 --> 00:33:54,380
‫اگر این پیش بیاد میتونی به من قول بدی که منو ترک نمی کنی؟

540
00:33:55,783 --> 00:33:57,988
‫قول میدم

541
00:33:58,490 --> 00:34:01,097
‫باید برم

542
00:34:08,616 --> 00:34:11,424
‫به اندازه کافی دور شدیم

543
00:34:23,656 --> 00:34:26,864
‫میخوای جعبه رو برات باز کنم؟

544
00:34:26,864 --> 00:34:30,373
‫نه،خودم بازش میکنم. من خوبم

545
00:34:35,085 --> 00:34:37,994
‫پس برا چی منتظری؟

546
00:34:37,994 --> 00:34:40,199
‫فقط یه کم وقت میخوام،باشه؟

547
00:34:40,199 --> 00:34:44,611
‫اوه،البته.عجله نکن

548
00:34:53,835 --> 00:34:56,241
‫خوبی؟

549
00:34:56,341 --> 00:35:00,251
‫نه،من فقط خیلی سپساسگزارم

550
00:35:00,652 --> 00:35:05,065
‫میدونم.من- من میدونم
‫خانم هوبر دوست خوبی برای تو بود

551
00:35:05,364 --> 00:35:08,773
‫من راجع به مارتا حرف نمی زنم

552
00:35:08,773 --> 00:35:11,080
‫من از تو سپاسگزارم

553
00:35:11,080 --> 00:35:12,383
‫من؟

554
00:35:12,383 --> 00:35:16,894
‫بله،من اینطور  برای سالها با تو بد رفتار کردم، و...

555
00:35:17,797 --> 00:35:23,612
‫و حالا تو اینجایی ،برای من پارو می زنی تا خاکستراشو بریزم بیرون

556
00:35:23,612 --> 00:35:27,322
‫خب،اون-اون واقعاً کار -کار بزرگی نیست

557
00:35:27,322 --> 00:35:29,127
‫بله،هست

558
00:35:29,127 --> 00:35:33,137
‫--تو پیشقدم شدی در حالی که کس دیگه ای حاضر نشد، و

559
00:35:33,137 --> 00:35:37,047
‫و منو باش، فکر میکردم ریگی توکفشته

560
00:35:38,050 --> 00:35:42,161
‫اوه، خدایا،سوزان
‫تو یه همچین آدم خوبی هستی

561
00:35:43,363 --> 00:35:46,873
‫و من اینطور بد ذات

562
00:35:47,173 --> 00:35:49,780
‫اوه،ایدی تو اونطورام بد نیستی، و--و--منو باور کن

563
00:35:49,780 --> 00:35:51,385
‫من--من هم اونقدرا خوب نیستم

564
00:35:51,385 --> 00:35:52,388
‫اوه،بله،تو خوبی

565
00:35:52,388 --> 00:35:55,496
‫اوه،خواهش میکنم اینجوری برخورد نکن

566
00:35:55,496 --> 00:35:58,102
‫میدونی،ممکنه مارتا رفته باشه...

567
00:35:58,102 --> 00:36:02,414
‫اما خدای خوب بالا سرما به من نشون داده که من تنها نیستم

568
00:36:02,414 --> 00:36:07,227
‫من خیلی شکر گذارم که هنوز یه دوست  واقعی دارم

569
00:36:10,334 --> 00:36:13,072
‫متشکرم،سوزان

570
00:36:13,072 --> 00:36:15,810
‫ایدی،خونتو من به آتیش کشوندم

571
00:36:15,810 --> 00:36:16,926
‫هاه؟

572
00:36:16,926 --> 00:36:22,302
‫من نگران بودم نکنه با مایک خوابیده باشی
‫و لذا اومدم تو خونت،وبه-به همه جا سرک کشیدم

573
00:36:22,302 --> 00:36:28,589
‫من-من بطور تصادفی خوردم به یه شمع و افتاد و کل اجرا--فقط---من خیلی متاسفم

574
00:36:28,589 --> 00:36:32,139
‫میتونی اصلاً منو ببخشی؟

575
00:36:44,005 --> 00:36:46,134
‫پارو بزن و منو برگردن

576
00:36:46,134 --> 00:36:47,453
‫حالا

577
00:36:52,523 --> 00:36:54,044
‫متاسفم به خاطر عمل قبلیم--تور هل دادم

578
00:36:54,044 --> 00:36:58,202
‫منظوری نداشتم--نمیخواستم دزدکی وارد خونت شم

579
00:36:58,202 --> 00:37:00,534
‫منم متاسفم

580
00:37:00,534 --> 00:37:03,983
‫--زیر سئوال بردن تعهد تو،جرات و شهامت تو

581
00:37:03,983 --> 00:37:06,316
‫من چیزای بهتری از اونا در تو میشناسم

582
00:37:06,316 --> 00:37:09,663
‫بله.تو باید بدونی

583
00:37:10,372 --> 00:37:16,254
‫من همیشه اینو با خودم دارم که بهم یاد آوری کنه برای چی اونجام

584
00:37:17,167 --> 00:37:20,209
‫اگه بفهمم کسی او رو آزار داه و بهش صدمه زده قصد کشتنشو میکنم

585
00:37:20,209 --> 00:37:22,440
‫قبل از اونکه کاری بکنیم لازمه مطمئن بشیم

586
00:37:22,440 --> 00:37:25,077
‫خب هر زمانی مطمئن شدی

587
00:37:25,077 --> 00:37:28,526
‫میدونم که میتونم بهت اعتماد کنم که از پس اوضاع بر میای

588
00:37:28,526 --> 00:37:34,002
‫گذشته از این تو قبلاً هم یکبار به خاطر او دست به کشتن زدی

589
00:38:05,846 --> 00:38:07,874
‫بله،اونجا داروخانه س؟

590
00:38:07,975 --> 00:38:11,525
‫همسرم ازم خواست زنگ بزنم
‫او نسخه شو گم کرده

591
00:38:11,830 --> 00:38:14,263
‫گابریل سولیس

592
00:38:14,263 --> 00:38:16,698
‫بله،قرصهای جلوگیری از بارداری

593
00:38:17,205 --> 00:38:19,638
‫عالیه،عالیه.او خیالش راحت میشه

594
00:38:19,638 --> 00:38:23,492
‫میتونه برای چندین ماه دارو ازتون بگیره؟

595
00:38:24,404 --> 00:38:26,535
‫بله،درسته
‫مطمئن بودن بهتر از تاسفه

596
00:38:26,940 --> 00:38:28,461
‫خیلی ممنونم

597
00:38:28,461 --> 00:38:31,504
‫اوه،شما ها تحویل میدین؟

598
00:38:41,544 --> 00:38:44,688
‫ایدی ،خواهش میکنم با من حرف بزن

599
00:38:47,629 --> 00:38:53,918
‫من ۹۰مایل آخر رو همش راجع به این قضیه فکر میکردم
‫و تو مجبور نیستی منو ببخشی

600
00:38:54,424 --> 00:38:56,452
‫تو میتونی بری پیش پلیس،منو بزنی

601
00:38:56,452 --> 00:38:59,190
‫میتونی خونه موبه آتیش بکشونی

602
00:38:59,190 --> 00:39:03,349
‫فقط باید بدونی که من با احساس گناه خیلی عذاب کشیدم

603
00:39:03,349 --> 00:39:08,115
‫فکر نمیکنم امکان داشته باشه بیش از اینی که عذاب کشیدم بازم رنج ببرم

604
00:39:09,433 --> 00:39:14,302
‫ببین،مایلم این فرض رو به محک آزمایش بزارم

605
00:39:17,343 --> 00:39:22,313
‫خب،هر کاری که میخوای بکن ،ایدی

606
00:39:23,327 --> 00:39:26,125
‫فقط بدون من متاسفم

607
00:39:32,718 --> 00:39:35,814
‫خیال ندارم پیش پلیس برم

608
00:39:36,214 --> 00:39:37,514
‫خیال نداری؟

609
00:39:37,514 --> 00:39:38,412
‫نه

610
00:39:38,412 --> 00:39:42,308
‫شرکت بیمه اونوقت میخواد شروع کنه به تحقیقات
‫و چک من عقب میافته

611
00:39:42,308 --> 00:39:44,007
‫ممنون

612
00:39:44,007 --> 00:39:46,604
‫اما...

613
00:39:48,003 --> 00:39:51,300
‫چیزی وجود داره که میخوام برام انجام بدی

614
00:39:51,300 --> 00:39:53,098
‫البته هر چیزی باشه

615
00:39:53,098 --> 00:39:55,096
‫تو فقط بگو.چی؟

616
00:39:55,096 --> 00:39:57,893
‫من میخوام به بازی پوکرتون دعوت بشم

617
00:39:57,893 --> 00:39:58,892
‫بازی پوکرمون؟

618
00:39:58,892 --> 00:40:03,487
‫من نمیگم خواهم اومد و نمیگم که تو و دوستای کوچولوت با من مهربان باشید

619
00:40:03,487 --> 00:40:09,381
‫اما هر از چند گاهی ،بله،خوبه که ازم درخواست کنید

620
00:40:10,481 --> 00:40:16,176
‫خب،اوه،ما سه شنبه ها جمع میشم ویه نهار مختصر
‫هر کسی یه چیزی میاره

621
00:40:16,176 --> 00:40:17,274
‫من هیچی نمیارم

622
00:40:17,274 --> 00:40:19,871
‫اوه،تو نیاز نیست بیاری

623
00:40:20,471 --> 00:40:23,367
‫خب،حالا خوب شد

624
00:40:23,668 --> 00:40:25,865
‫ممنون

625
00:40:27,164 --> 00:40:30,261
‫فکر کنم باید برم یه دوش بگیرم و...

626
00:40:30,261 --> 00:40:33,858
‫خانم هوبر رو از سر و صورتم بشورم

627
00:40:34,258 --> 00:40:35,656
‫صبر کن

628
00:40:35,656 --> 00:40:42,849
‫نمیتونم این فکر رو تحمل کنم که خاکستر مارتا شسته بشه و بره تو فاضلاب

629
00:40:42,849 --> 00:40:46,445
‫خب،ایدی،من-من باید تمیز بشم

630
00:40:46,445 --> 00:40:50,142
‫خب،اینجا چه چمن زیبایی داره

631
00:40:50,142 --> 00:40:53,139
‫میتونیم اورو همین جا بریزیم تا آرامش پیدا کنه

632
00:40:53,139 --> 00:40:54,936
‫روی چمن جلوی خونه من؟

633
00:40:54,936 --> 00:40:56,335
‫چرا که نه؟

634
00:40:56,335 --> 00:41:01,630
‫او میتونه همه ابدیت رو اینجا بمونه و به خونه ش نگاه کنه
‫و یه چشمی هم به همسایه ها داشته باشه

635
00:41:01,630 --> 00:41:04,028
‫او از این کا رخوشش میومد

636
00:41:04,028 --> 00:41:07,696
‫اونجا واستا.من با شلنگ آب میشورمت

637
00:41:08,410 --> 00:41:11,161
‫اینطور خوشم نمیاد

638
00:41:11,669 --> 00:41:14,353
‫تو به من مدیونی

639
00:41:22,006 --> 00:41:25,783
‫مارتا...دلم برات تنگ میشه

640
00:41:42,381 --> 00:41:44,766
‫مرگ اجتناب ناپذیره.

641
00:41:44,766 --> 00:41:48,444
‫اون پیمانی است که با همه
‫ما در هنگام تولد بسته میشه

642
00:41:48,444 --> 00:41:55,998
‫اما قبل از اونکه این پیمان محکم نگاه داشته بشه و
‫به عمل برسه،همه ما امیدواریم بلکه اتفاقی بیفته

643
00:41:56,295 --> 00:42:01,166
‫اینکه اون اتفاق...
‫ارزشهای عشق وشهوت باشه

644
00:42:01,365 --> 00:42:02,558
‫هی،برگرد اینجا!

645
00:42:02,558 --> 00:42:04,545
‫لذت و شادی پرورش یک خانواده...

646
00:42:04,545 --> 00:42:07,030
‫میخوام بگیرمت
‫میخوام بگیرمت

647
00:42:07,030 --> 00:42:12,199
‫یا دلتنگی واندوه از دست دادنهای بزرگ...

648
00:42:12,199 --> 00:42:18,956
‫ما همه امیدواریم که چیزی رو تجربه
‫کنیم که به زندگی ما معنا بده

649
00:42:21,939 --> 00:42:26,809
‫اما حقیقت غمگنانه اینه که همه
‫زندگیها دارای معنا نیستند

650
00:42:28,201 --> 00:42:33,766
‫بعضی مردم وقتشونو بر روی این سیاره مصروف
‫این میکنند ...که فقط در حاشیه ها بنشینند

651
00:42:35,953 --> 00:42:40,127
‫و منتظر باشن تا...
‫چیزی براشون اتفاق بیفته

652
00:42:40,624 --> 00:42:44,500
‫قبل از اونکه خیلی دیر باشه

