1
00:00:01,001 --> 00:00:02,469
‫<font color=#FF۸۰۰۰>آنچه گذشت</font>

2
00:00:03,036 --> 00:00:06,802
‫ـ  با یه زن بودی؟
‫ـ    گولت زده. تو گفتی که برای همیشه از او متنفری

3
00:00:06,873 --> 00:00:10,001
‫نباید به حرف زنی گوش بدی که قلبش
‫جریحه دار شده

4
00:00:10,076 --> 00:00:11,304
‫<font color=#FF۸۰۰۰>گاهی ... پایان یک رابطه</font>

5
00:00:11,411 --> 00:00:15,313
‫ـ    مهم نیست چی صداش کنیم. من فقط میخوام با تو باشم
‫ـ    فکر نمیکنم اون عاقلانه باشه

6
00:00:15,415 --> 00:00:18,646
‫<font color=#FF۸۰۰۰>میتونه خیلی سخت باشه
‫</font>ـ    من کسیم که با پسرت میخوابیدم

7
00:00:18,752 --> 00:00:21,778
‫ـ    اما،هلن همه چی تموم شده
‫<font color=#FF۸۰۰۰>اما حفظ اسرار</font>

8
00:00:21,888 --> 00:00:24,322
‫ـ    حتی یه ذره هم به تموم شدن نزدیک نشده
‫<font color=#FF۸۰۰۰>از اون هم سختره</font>

9
00:00:24,424 --> 00:00:29,987
‫ـ    مطمئن نیستم فهمیده باشم چی میگی
‫ـ    من خواهر کوچولومو کشتم

10
00:00:38,371 --> 00:00:41,306
‫میخوام این اسباب بازیارو جمع کنید!

11
00:00:41,408 --> 00:00:44,002
‫اسباب بازیاتون رو بردارین
‫شما در کونی میخواین؟ باشه

12
00:00:44,110 --> 00:00:48,979
‫<font color=#FF۸۰۰۰>نگاهی هست که والدینی که
‫بچه های خوش رفتاری دارن</font>

13
00:00:49,082 --> 00:00:52,142
‫<font color=#FF۸۰۰۰>اونطوری به والدینی که بچه های
‫بد رفتار دارن، نگاه میکنن</font>

14
00:00:52,218 --> 00:00:55,984
‫اونطوری به من نگاه نکن من این لبخند
‫موذیانه رو از رو صورتت میتراشم

15
00:00:56,089 --> 00:00:59,286
‫<font color=#FF۸۰۰۰>اون نگاهیه که میگه تو بایستی یاد
‫بگیری که چطور بچه هاتو جمع وجو کنی</font>

16
00:00:59,359 --> 00:01:01,850
‫ما همین الان حیاطو تمیز میکنیم...

17
00:01:01,961 --> 00:01:05,795
‫<font color=#FF۸۰۰۰>گذشته از همه
‫این مسئولیت توئه</font>

18
00:01:09,002 --> 00:01:11,470
‫هی! من شوخی نمیکنم

19
00:01:11,538 --> 00:01:17,067
‫<font color=#FF۸۰۰۰>البته برای سوزان راحت بود که از خودش
‫راضی باشه از داشتن دختری مثل جولی</font>

20
00:01:17,811 --> 00:01:21,679
‫<font color=#FF۸۰۰۰>او همیشه تو درساش نمره بیست می گرفت
‫</font>ـ    اوه، دوباره بیست گرفتی

21
00:01:22,515 --> 00:01:25,177
‫<font color=#FF۸۰۰۰>او همیشه در انجام کارای خونه کمک میکرد</font>

22
00:01:27,654 --> 00:01:33,422
‫<font color=#FF۸۰۰۰>او باهوش، مهربان و علاقه مند به دیگران بود</font>

23
00:01:33,960 --> 00:01:38,329
‫<font color=#FF۸۰۰۰>از نقطه نظر مادرش
‫جولی یه بچه کامل بود</font>

24
00:01:38,398 --> 00:01:44,030
‫<font color=#FF۸۰۰۰>متاسفانه سوزان داشت میفهمید
‫که که چنین موجودی وجود نداره</font>

25
00:01:48,208 --> 00:01:49,436
‫مام

26
00:01:49,509 --> 00:01:52,342
‫تو الان داشتی دختر منو میبوسیدی؟

27
00:01:52,412 --> 00:01:56,212
‫ـ     آه، من یه کمی
‫ـ    چی فکر میکنی؟

28
00:01:56,316 --> 00:01:58,614
‫ـ    مام، آروم باش
‫ـ    او فقط ۱۴سالشه

29
00:01:58,685 --> 00:02:01,677
‫بله، من باید برم
‫من احتمالاً باید برم

30
00:02:01,788 --> 00:02:03,949
‫تو فکر میکنی؟

31
00:02:04,090 --> 00:02:06,786
‫اوه، اینم...

32
00:02:06,860 --> 00:02:11,160
‫ـ    جمعه میبینمت
‫ـ    چی جمعه چه خبره؟

33
00:02:11,231 --> 00:02:14,894
‫ـ    او منو به رقص مدرسه میبره
‫ـ    نه، او نمیبره

34
00:02:15,001 --> 00:02:18,402
‫مام، میدونم تو مارو در حال بوسیدن دیدی
‫اما تا حالا باید آروم گرفته باشی

35
00:02:18,505 --> 00:02:21,201
‫خب، به من نگو آروم بگیرم
‫من هیچ قصد آروم گرفتن ندارم

36
00:02:21,307 --> 00:02:23,775
‫به علاوه دارم آشغالو رو بیرون میبرم

37
00:02:23,843 --> 00:02:27,279
‫ـ    باید بمونی و راجع بهش حرف بزنی
‫ـ    نه تا زمانی که اینقدر به هم ریخته ای

38
00:02:27,380 --> 00:02:29,473
‫تو از این به بعد اجازه نداری او رو ببینی

39
00:02:29,549 --> 00:02:31,608
‫<font color=#FF۸۰۰۰>همچنین نگاهی وجود داره</font>

40
00:02:31,751 --> 00:02:36,347
‫<font color=#FF۸۰۰۰>که والدین با بچه های نه خیلی خوش رفتار
‫اونجوری به والدینی مثل سوزان نگاه میکنن</font>

41
00:02:36,422 --> 00:02:40,882
‫<font color=#FF۸۰۰۰>این نگاه میگه به
‫باشگاه ما خوش اومدی</font>

42
00:03:22,535 --> 00:03:25,993
‫<font color=#FF۸۰۰۰>حومه شهر
‫مکانی با مردمانی آبرومنده</font>

43
00:03:26,105 --> 00:03:29,040
‫<font color=#FF۸۰۰۰>که سعی میکنند زندگی آبرومندانه داشته باشن</font>

44
00:03:30,843 --> 00:03:33,971
‫<font color=#FF۸۰۰۰>البته حتی آبرومندترین در بین ما</font>

45
00:03:34,080 --> 00:03:36,173
‫<font color=#FF۸۰۰۰>...در گذشته خود اشتباهاتی داشته اند</font>

46
00:03:39,852 --> 00:03:42,787
‫<font color=#FF۸۰۰۰>اشتباهاتی که تمایل دارند آنها را فراموش کنند</font>

47
00:03:46,793 --> 00:03:51,787
‫<font color=#FF۸۰۰۰>اشتباهاتی که گاهی بر میگردند
‫تا اونها رو در گیر خود کنند</font>

48
00:03:51,898 --> 00:03:54,332
‫میرم صندوق پستو نیگا کنم

49
00:03:58,071 --> 00:03:59,936
‫هلن، آه

50
00:04:00,006 --> 00:04:04,033
‫اینجا چی کار دارید؟
‫فکر نمیکنم شوهر من باب رو قبلاً دیده باشی

51
00:04:04,110 --> 00:04:06,840
‫سلام،خوشحالم میبینمتون

52
00:04:08,081 --> 00:04:12,279
‫اوم... ما، اوه، اومیدم که راجع
‫به پسرمون باهات حرف بزنیم

53
00:04:12,352 --> 00:04:14,479
‫من هفته هاس که جان رو ندیدم

54
00:04:14,587 --> 00:04:18,751
‫او نامه نوشته اما من هیچ جوابی
‫بهش ندادم همه چی تموم شده قسم میخورم

55
00:04:18,825 --> 00:04:22,818
‫ما راجع به این اینجا نیومدیم ما
‫میخوایم تو یه کاری برامون انجام بدی

56
00:04:22,929 --> 00:04:23,987
‫اوه، باشه

57
00:04:24,063 --> 00:04:28,329
‫جان دیشب مارو حیرت زده کرد وقتی گفت خیال
‫داره کمک هزینه دانشجویی دانشکده شو رد بکنه

58
00:04:28,434 --> 00:04:33,531
‫در عوض او میخواد کسب و کار باغبونیشو
‫رونق بده تمام وقت چمن کوتاه کنه

59
00:04:34,374 --> 00:04:37,070
‫خب،چرا
‫اوه، چرا او باید این کارو بکنه؟

60
00:04:37,210 --> 00:04:41,044
‫ـ    نمیدونیم چرا
‫ـ    فکر میکنی ما اگه میدونستیم با تو هم کلام میشدیم؟

61
00:04:41,114 --> 00:04:44,606
‫شما باید همسر منو ببخشید
‫او هنوز راجع به کل قضایا ناراحته،اوم...

62
00:04:44,684 --> 00:04:47,414
‫ـ    هتک ناموس و اینجور چیزا
‫ـ    هلن

63
00:04:47,520 --> 00:04:49,988
‫از من چه کاری میخواید بکنم؟

64
00:04:50,056 --> 00:04:52,991
‫او با ما صحبت نمیکنه

65
00:04:53,059 --> 00:04:56,517
‫اگه شما بتونی فقط قانعش کنی که
‫داره یه اشتباه بزرگ میکنه...

66
00:04:56,596 --> 00:04:58,689
‫جان و من کاملاً با هم به هم زدیم

67
00:04:58,831 --> 00:05:01,265
‫فکر میکنم بهتر این باشه که دیگه به هم نزدیک نشیم

68
00:05:01,367 --> 00:05:07,306
‫خواهش میکنم هفته گذشته او ۱۸ سالش
‫شد و از خونه رفت بیرون ما گیج شدیم

69
00:05:09,008 --> 00:05:12,466
‫متاسفم. من
‫منـ    من خیلی متاسفم

70
00:05:12,545 --> 00:05:18,108
‫من فقط الان نمیتونم این کارو بکنم من برای خودم کارای شخصیی
‫دارم که باید انجامشون بدم زندگی من داره از هم میپاشه

71
00:05:18,184 --> 00:05:20,550
‫ـ    من اهمیتی نمیدم
‫ـ    هلن

72
00:05:20,653 --> 00:05:25,750
‫ما پیش پلیس نرفتیم به خاطر کاریکه تو
‫کردی اما اون میتونه به راحتی تغییر کنه

73
00:05:29,462 --> 00:05:32,022
‫ببینم چی کار میتونم بکنم

74
00:05:33,232 --> 00:05:35,063
‫خوبه

75
00:05:38,938 --> 00:05:41,964
‫از دیدنتون خوشحال شدم

76
00:05:42,075 --> 00:05:43,337
‫آهم

77
00:05:47,914 --> 00:05:52,783
‫تو میتونی این کارو بکنی باشه؟ فقط فقط
‫یه کمی سر بخور پایین و من میگیرمت

78
00:05:52,852 --> 00:05:55,719
‫ـ    نه، تو منو میندازی
‫ـ    من تو رو نمیندازم

79
00:05:55,788 --> 00:05:59,724
‫من ممکنه تورو خفه کنم برای
‫اومدن به اینجا

80
00:06:01,361 --> 00:06:03,295
‫هی،باشه فقط صبر کن،باشه؟ !پدر
‫بزرگ به من نیگا کن پایین نیا

81
00:06:03,363 --> 00:06:06,992
‫ببین کی رو تو فرودگاه سرگردون پیدا کردم

82
00:06:07,066 --> 00:06:08,533
‫هی،رودنی

83
00:06:08,601 --> 00:06:11,263
‫پارکر رفته رو پشت بوم؟
‫-آها

84
00:06:11,337 --> 00:06:14,534
‫چه خوب .ببین میتونه اون فریس بی رو اون بالا پیدا کنه

85
00:06:14,607 --> 00:06:16,199
‫بله،منم میخوام همین الان همین کارو بکنم

86
00:06:16,275 --> 00:06:19,472
‫اوه،محبوبترین دختر من چطوره؟
‫او خیلی خوشحاله که تو رو میبینه

87
00:06:19,579 --> 00:06:21,706
‫چه حیف شد که آلیسون نتونست بیاد

88
00:06:21,781 --> 00:06:25,114
‫اوه،فقط یک مسافرت شغلی دیگه برا فروشنده سرگردان پیش اومده

89
00:06:25,184 --> 00:06:27,880
‫او از این جور مسافرتا کسل و خسته میشه
‫هی،پارکر!

90
00:06:28,020 --> 00:06:31,251
‫یاله. نمی خوای بیای بری تو بغل من؟
‫پدر بزرگ اومده

91
00:06:31,357 --> 00:06:34,155
‫به خودت نگیر
‫او از پایین اومدن میترسه

92
00:06:34,260 --> 00:06:37,787
‫اوه، میتونم کمکش کنم؟
‫بله،حتماً خودتو ضربه فنی کن

93
00:06:37,897 --> 00:06:40,491
‫باشه
‫مواظب باش

94
00:06:41,334 --> 00:06:44,895
‫پاکر،سئوالی ازت دارم
‫فقط یه سئوال،اما از اون سئوالای خیلی مهمه

95
00:06:45,004 --> 00:06:47,837
‫در واقع یه تعیین کننده شخصیتی.میخوای بشنوی؟

96
00:06:47,940 --> 00:06:49,464
‫مم-همم

97
00:06:49,575 --> 00:06:52,806
‫فقط یه دختر کوچولو میترسه از نردبون پایین بیاد

98
00:06:52,879 --> 00:06:55,871
‫حالا،تو یه دختر کوچولو که نیستی،هستی؟

99
00:06:55,948 --> 00:06:59,111
‫من که به یه دختر کوچولو نیگا نمیکنم. میکنم؟

100
00:07:04,123 --> 00:07:06,921
‫ـ    تو خوبی؟
‫ـ    آه.آه.یاله

101
00:07:07,059 --> 00:07:12,087
‫ـ    واو،پایین آوردیش چطوری این کارو کرد؟
‫ـ    .تبعیض جنسی

102
00:07:13,099 --> 00:07:15,624
‫بزارید با مشخص کردن تقسیم دارائیها شروع کنیم

103
00:07:15,701 --> 00:07:19,535
‫خب،ما برای بحث درباره هم اقامتگاه اولیه و هم
‫طرحهای باز نشستگی در این زمان آمادگی نداریم

104
00:07:19,639 --> 00:07:21,732
‫آیا برای بررسی اتو موبیلها و عتیقه جات آمادگی دارید؟

105
00:07:21,808 --> 00:07:24,504
‫من مایلم ابتدا حق عضویت در باشگاه ورزشی تفریحی بررسی بشه

106
00:07:24,610 --> 00:07:27,272
‫دسترسی به امکانات برای تمرینات
‫پزشکی دکتر ون د کمپ باید کامل و تمام باشه

107
00:07:27,413 --> 00:07:30,382
‫ما اینجا داریم چی کار میکنیم؟

108
00:07:30,483 --> 00:07:32,849
‫اوه،متوجه نمیشم،رکس؟

109
00:07:32,919 --> 00:07:35,012
‫دارم با همسرم حرف می زنم

110
00:07:35,121 --> 00:07:37,555
‫احاطه شده با وکلا
‫تقسیم همه زندگیمون

111
00:07:37,657 --> 00:07:41,320
‫من اینو نمیخوام اول فکر
‫میکردم میخوام اما نمیخوام

112
00:07:41,427 --> 00:07:45,989
‫شاید بهتر باشه قبل از اینکه دیر بشه راجع بهش صحبت کنیم

113
00:07:46,065 --> 00:07:51,901
‫چی میگی،بری؟
‫بهتر نیست لاشخورارو بفرستیم خونشون؟

114
00:08:02,548 --> 00:08:06,882
‫من میخوام حق عضویت باشگاه رو نگه دارم
‫رکس تنیسش وحشتناکه

115
00:08:06,986 --> 00:08:10,046
‫و او از کافه رستوران متنفره

116
00:08:10,156 --> 00:08:12,750
‫باشه اگر شما به صفحه ۲برگردید و
‫قرار مدارای پیشنهادی رو ببینید

117
00:08:12,859 --> 00:08:16,158
‫لیست اولوویتهای ما رو پیدا میکنید

118
00:08:16,295 --> 00:08:17,319
‫درسته

119
00:08:17,797 --> 00:08:21,255
‫اونا همدیگرو میبوسیدن، هاه؟
‫درست کنار میزآشپزخونه من

120
00:08:21,334 --> 00:08:23,461
‫تو باید از این شیطنت دوتایی شوکه شده باشی

121
00:08:23,569 --> 00:08:26,367
‫خب، خوشحالم که تو میتونی به این بخندی
‫اونا هنوز بچه ن

122
00:08:26,439 --> 00:08:30,170
‫این برای تو راحته تو پدر
‫پسری این منم که مادر دخترم

123
00:08:30,243 --> 00:08:32,234
‫میدونی
‫اگه اوضاع از کنترل خارج بشه

124
00:08:34,413 --> 00:08:36,745
‫چی کار کنم
‫چی از من میخوای؟

125
00:08:36,849 --> 00:08:41,013
‫خب، میخوام بدونم که من تنها کسی
‫نیستم که بابت این اتفاق نگرانه

126
00:08:41,087 --> 00:08:44,784
‫و میخوام بدونم که اگه هر دوی اونا اینجا هستن
‫ورفت اومد میکنن بایستی حتماً تحت نظارت ما باشن

127
00:08:44,857 --> 00:08:47,917
‫و من واقعاً میخوام که تو اینجوری عین دیوونه ها به من نیگا نکنی

128
00:08:47,994 --> 00:08:53,364
‫تنها دلیلی که لبخند میزنم اینه که دیگه
‫این صحبتا موردی نداره من خونه رو فروختم

129
00:08:53,432 --> 00:08:54,956
‫واقعاً؟

130
00:08:55,067 --> 00:08:57,160
‫تا آخر ماه از اینجا میریم

131
00:08:57,236 --> 00:08:59,170
‫خونه رو فروختی؟

132
00:08:59,272 --> 00:09:01,763
‫ـ    زاک
‫ـ    چرا راجع به این قضیه به من چیزی نگفتی؟

133
00:09:01,841 --> 00:09:03,968
‫میخواستم صبر کنم تا کارا قطعی بشه

134
00:09:04,076 --> 00:09:08,536
‫ـ    گفتی تو تصمیمت تجدید نظر میکنی. به من دروغ گفتی
‫ـ    فکر میکنم تو باید دواهاتو بخوری

135
00:09:08,614 --> 00:09:11,777
‫چی، فکر میکنی اگه این همه دارو تو شکم
‫من بچپونی میتونی منو ساکت نگه داری؟

136
00:09:11,884 --> 00:09:14,250
‫ـ    برو بالا همین الان
‫ـ    بسیار خوب، تو به من اهمیت نمیدی

137
00:09:14,353 --> 00:09:16,048
‫تو به مامان هم اهمیت نمیدادی

138
00:09:16,122 --> 00:09:19,649
‫میدونی چیه؟
‫کاش او به جای خودش به تو شلیک میکرد

139
00:09:28,734 --> 00:09:33,694
‫پس دارید میرید
‫ما هممون دلمون برات تنگ میشه

140
00:09:33,773 --> 00:09:38,710
‫در آینده باید لیست چیزا و کاراتو داشته باشی اونوقت اینکه چیزی
‫رو تو ماشین جا گذاشتی یا نه میتونی از رو اون بیاد بیاری، باشه؟

141
00:09:38,778 --> 00:09:43,715
‫<font color=#FF۸۰۰۰>قبل از اونکه بازی ورزشی کوچولوی پارکر اسکاوو حتی ...شروع شده باشه</font>

142
00:09:43,783 --> 00:09:47,014
‫عجله کن هی!من کسی نیستم که
‫دستکش بیسبالشو جا گذاشته باشه

143
00:09:47,119 --> 00:09:50,680
‫<font color=#FF۸۰۰۰>یه بازیکن مهم و جدید وارد صحنه بازی میشه</font>

144
00:09:52,592 --> 00:09:53,923
‫سلام

145
00:09:56,162 --> 00:09:59,325
‫فکر میکردم شماها در تمرین هستید

146
00:09:59,398 --> 00:10:02,731
‫اوه، پارکر، اوم
‫دستکش توپ گیرشو فراموش کرد

147
00:10:04,971 --> 00:10:08,463
‫اوه، لاینت
‫ایشون لوئیس مک دانیل هستن

148
00:10:08,541 --> 00:10:13,342
‫او یکی از مهمترین کارپردازای من تو این ناحیه س
‫او برای کارخونه تولید کاغذ کار میکنه

149
00:10:13,446 --> 00:10:15,004
‫اوه

150
00:10:15,081 --> 00:10:17,811
‫اوه، خوشحالم میبینمتون

151
00:10:17,917 --> 00:10:20,283
‫من خوشحالم شما رو میبینم
‫خونه قشنگی دارین

152
00:10:20,353 --> 00:10:22,218
‫ممنون

153
00:10:22,321 --> 00:10:25,552
‫داشتیم کار میکردیم، اوه
‫رو بعضی از این قراردادهای جدید

154
00:10:25,658 --> 00:10:29,355
‫میدونی، کار روی بعضی چیزای کوچیک

155
00:10:29,462 --> 00:10:31,862
‫جزئیات بی اهمیت جمع بندی ها و قیمتهای ترابری

156
00:10:31,964 --> 00:10:33,761
‫مامی، ببین چی پیدا کردم

157
00:10:37,103 --> 00:10:43,508
‫ببخشید.ها ها مال منه ممنون
‫باید از کیفم افتاده باشن

158
00:10:48,347 --> 00:10:52,113
‫خب، اوم، ما نمیخوایم دیر به بازی برسیم
‫خوشحال شدم دیدمتون

159
00:11:06,232 --> 00:11:08,723
‫هی
‫من با تو صحبت نمیکنم

160
00:11:08,801 --> 00:11:11,065
‫از جلسه حل و فصل خوشت نیومد، ها؟

161
00:11:11,137 --> 00:11:13,628
‫تو فقط به این خاطر طالب ظروف چینی شدی که میدونستی من اونارو دوست دارم

162
00:11:13,739 --> 00:11:17,004
‫تو مالکیت زمانی مونو درپیست اسکی بگیری و من تلافی نکنم؟ دست بر دار

163
00:11:17,143 --> 00:11:20,977
‫ـ    تو دیگه به این راحتی از اون مکان استفاده نخواهی کرد
‫ـ    به این راحتی؟ با هرگز چطوری؟

164
00:11:21,080 --> 00:11:25,915
‫بسیار خوب، باشه تصمیم دارم از ظروف چینی تو برای
‫غذاهای آماده استفاده کنم بله پیتزا ...گوشت دنده

165
00:11:25,985 --> 00:11:32,447
‫خب، میدونی چیه؟ جلسه دیگه حل وفصل
‫تصمیم دارم باشگاه گلفتو درخواست کنم

166
00:11:32,525 --> 00:11:34,618
‫طلاق جالب نیست؟

167
00:11:37,263 --> 00:11:41,029
‫وقت داروهای قلبیت رسیده

168
00:11:41,100 --> 00:11:45,036
‫میدونی، از اون حرفایی که تو جلسه زدم منظور
‫داشتم من وکیلمو فردا میفرستم بره پی کارش

169
00:11:45,104 --> 00:11:48,631
‫ـ    فقط لب بترکون
‫ـ    عزیزم فکر میکنم دیگه دیر شده

170
00:11:48,741 --> 00:11:51,733
‫ـ    چرا؟
‫ـ    چونکه تو به من وفادار نبودی

171
00:11:51,811 --> 00:11:54,871
‫اما اگه یه جورایی بتونی منو ببخشی

172
00:11:54,947 --> 00:11:58,007
‫اگه میتونستیم راهی پیدا کنیم که خوشبخت بشیم
‫تو واقعاً اینو میخوای؟

173
00:11:58,084 --> 00:12:02,885
‫آه ه، میدونی چی من واقعاً
‫میخوام، خواسته واقعی م؟ انتقام

174
00:12:02,955 --> 00:12:08,325
‫منظورم اینه که اگه میتونستیم یه جورایی با هم بیحساب بشیم

175
00:12:08,394 --> 00:12:10,658
‫اونوقت، اوم، شاید میتونستم راهی برای بازگشت پیدا کنم

176
00:12:10,763 --> 00:12:13,596
‫پس منظورت از این حرفا چیه
‫تو هم میخوای با یکی دیگه سکس داشته باشی؟

177
00:12:17,303 --> 00:12:21,797
‫باشه، اوه خب راجع به کی داریم...
‫اینجا حرف میزنیم؟ داروساز احمق تو؟

178
00:12:21,907 --> 00:12:26,139
‫حالتو میگیره، رکس؟
‫اگه من با یه مرد دیگه بخوابم؟

179
00:12:26,212 --> 00:12:30,205
‫اون کار میتونه منو ویران کنه

180
00:12:32,418 --> 00:12:33,442
‫بفرمائید

181
00:12:33,519 --> 00:12:39,458
‫ـ     بری، تو احتمالاً نمیتونی
‫ـ    رکس، وقت داروهاته

182
00:12:58,477 --> 00:13:00,570
‫من برمیدارم

183
00:13:13,425 --> 00:13:16,292
‫او از تو متنفرنیست
‫مادرم فقط نگرانه

184
00:13:16,362 --> 00:13:19,991
‫ـ    او فکر میکنه من دیوونه م
‫ـ    نه،  او فکر نمیکنه

185
00:13:20,065 --> 00:13:22,761
‫خب، شاید یه کمی

186
00:13:22,835 --> 00:13:27,829
‫تو که بهش چیزاییکه بهت گفتم نگفتی، گفتی؟
‫در باره اونچه که به سر دینا اومده؟

187
00:13:27,907 --> 00:13:32,105
‫زاک، من میتونم رازنگهدار باشم
‫قول میدم هرگز به او نخواهم گفت

188
00:13:34,346 --> 00:13:36,439
‫اون صدا چیه؟

189
00:14:04,510 --> 00:14:07,240
‫سلام
‫اینجا چی کار میکنی؟

190
00:14:07,313 --> 00:14:10,578
‫بیرون داشتم قدم میزدم و تو رو از پنجره دیدم
‫من جا خوردم

191
00:14:10,683 --> 00:14:12,776
‫من هرگز به تو برا خوردن شام فکر نمیکردم

192
00:14:12,885 --> 00:14:16,582
‫خیال ندارم شام بخورم
‫قهوه شون خیلی بده،  و...

193
00:14:16,689 --> 00:14:20,250
‫خب، الان هم دیروقته
‫من احتیاج داشتم از خونه بزنم بیرون

194
00:14:20,326 --> 00:14:23,090
‫و اینجا تنها جایی بود که هنوز باز بود

195
00:14:24,864 --> 00:14:27,264
‫خیال نداشتم خلوتتو به هم بزنم

196
00:14:30,402 --> 00:14:32,461
‫جرج؟

197
00:14:34,740 --> 00:14:39,439
‫ممکنه پیشم بمونی
‫برای خوردن یه فنجون قهوه وحشتناک؟

198
00:14:40,813 --> 00:14:44,909
‫اولین هفته م تو دانشکده بود
‫و من به یه گرد همایی جمهوری خواهان

199
00:14:45,017 --> 00:14:47,815
‫جوان رفتم جایی که
‫رکس یه سخنرانی داشت

200
00:14:47,920 --> 00:14:51,378
‫و بعد از سخنرانی پیشش رفتم و خودمو بهش
‫معرفی کردم و به او گفتم که من با بیاناتش

201
00:14:51,457 --> 00:14:54,688
‫در باره مجازات مرگ موافقم

202
00:14:54,760 --> 00:14:58,321
‫او منو برا شام بیرون برد،  و، اوه...

203
00:14:58,430 --> 00:15:05,563
‫ما تا ۲ نیمه شب با هم بودیم راجع به
‫دولت بزرگ حرف میزدیم کنترل تسلیحات...

204
00:15:05,638 --> 00:15:08,300
‫و مهاجرتهای غیر قانونی

205
00:15:08,374 --> 00:15:15,405
‫اوه، اون فقط
‫اون واقعاً یک شب جادویی بود

206
00:15:15,481 --> 00:15:19,076
‫و وقتی او داشت منو به خوابگاهم برمیگردوند، فهمیدم که

207
00:15:19,151 --> 00:15:24,088
‫یه روزی
‫من خانم رکس ون د کمپ میشم

208
00:15:24,156 --> 00:15:26,317
‫واو

209
00:15:27,626 --> 00:15:29,958
‫و حتی الان،  میدونی، بعد از خیانتی که به من کرده، من

210
00:15:30,029 --> 00:15:33,829
‫من میدونم که ما بایستی با هم باشیم
‫اما...

211
00:15:33,933 --> 00:15:37,232
‫نمیدونم که چطور میتونم با کسی باشم که بهش اعتماد ندارم

212
00:15:37,303 --> 00:15:40,295
‫پس...
‫چی کار خیال داری بکنی؟

213
00:15:42,541 --> 00:15:44,907
‫قضیه اینه که نمیدونم

214
00:15:46,412 --> 00:15:49,108
‫تو فکر میکنی من چی کار باید بکنم؟

215
00:15:49,248 --> 00:15:53,548
‫ـ    از من میپرسی؟
‫ـ    ...اوه، نباید این کارو میکردم. من

216
00:15:53,652 --> 00:15:55,017
‫اوه، نه، نه
‫نه، چیزی نیست

217
00:15:55,120 --> 00:15:59,523
‫نه، جرج، اوضاع جور نیست بینمون سرد شده
‫میدونم چه احساسی نسبت به من داری،  و من

218
00:15:59,591 --> 00:16:02,025
‫نه، بری، من
‫میخوام کمک کنم

219
00:16:04,830 --> 00:16:06,889
‫ممنونم

220
00:16:08,600 --> 00:16:11,865
‫پس...
‫او تو رو دوست داره؟

221
00:16:14,073 --> 00:16:15,301
‫بله

222
00:16:16,709 --> 00:16:19,200
‫آیا آدم خوبیه؟

223
00:16:19,278 --> 00:16:21,542
‫جدا از خیانتش،  بله

224
00:16:21,613 --> 00:16:23,740
‫خب، پس دیگه چیزی نیست

225
00:16:23,849 --> 00:16:31,085
‫اگه میتونستم آدم خوبی رو پیدا کنم که منو
‫دوست داشته باشه راهی پیدا میکردم تا ببخشمش

226
00:16:32,658 --> 00:16:37,118
‫تو یه مرد استثنایی هستی
‫جرج ویلیامز

227
00:16:37,262 --> 00:16:40,060
‫و سزاوار زنی استثنایی همچون خودت هستی

228
00:16:40,165 --> 00:16:42,224
‫همینطور فکر میکنم

229
00:17:33,252 --> 00:17:34,651
‫کجا داری میری؟

230
00:17:34,753 --> 00:17:38,849
‫ـ    فکر کردم صبحونه مو تواتاقم بخورم
‫ـ    میدونی، خونه اینقدرام بزرگ نیست، رودنی

231
00:17:38,957 --> 00:17:42,256
‫تو میری تو اتاقت تا از برخورد با من دوری کنی

232
00:17:42,327 --> 00:17:46,491
‫باشه، باشه
‫لوئیس یه کارپرداز نیست

233
00:17:46,565 --> 00:17:47,827
‫واقعاً؟

234
00:17:47,933 --> 00:17:50,026
‫و من میخوام عذر خواهی کنم

235
00:17:50,102 --> 00:17:54,266
‫من-من فکر کردم تو و بچه ها
‫تا بعد از ظهر بر نمیگردین

236
00:17:54,339 --> 00:17:57,103
‫کار دیگه ای هست که من بتونم انجام بدم تا تو رو قانع کنم؟

237
00:17:57,209 --> 00:18:02,044
‫خب، برای شروع تو میتونی اون پوزخند موذیانه
‫منزجر کننده رو از رو صورتت پاک کنی

238
00:18:02,147 --> 00:18:03,739
‫لاینت

239
00:18:03,782 --> 00:18:06,615
‫چطور تونستی چنین کاری با آلیسون بکنی؟

240
00:18:06,685 --> 00:18:10,212
‫نمیدونم نمیدونم تا
‫حدی یه دفعه پیش اومد

241
00:18:10,289 --> 00:18:13,156
‫سالها میگذرن بچه ها رمقتو
‫میگیرن من اغلب تو مسافرتم

242
00:18:13,225 --> 00:18:15,693
‫ما بیشتر از هم دوریم
‫خب پیچیده س

243
00:18:15,761 --> 00:18:19,458
‫پیچیده نیست
‫اون کاملاً وظیفه نشناسیه

244
00:18:19,531 --> 00:18:22,364
‫برای سالها من با زنی ازدواج وزندگی کردم
‫که دوستش ندارم

245
00:18:22,434 --> 00:18:26,461
‫چونکه با خدا عهدی بسته بودم
‫پس با من راجع به وظیفه شناسی حرف نزن

246
00:18:26,572 --> 00:18:28,733
‫پس کل نتیجه گیری که از این اوضاع میکنی اینه
‫که تو قربانی هستی؟

247
00:18:28,874 --> 00:18:32,469
‫اوه، من میتونم بفهمم که ما فقط داریم
‫سر توافق و تخالف با هم بحث میکنیم

248
00:18:32,544 --> 00:18:33,602
‫مااینجا به نتیجه نرسیدیم

249
00:18:33,745 --> 00:18:38,478
‫اوه، بله، رسیدیم چونکه زندگی جنسی
‫من به خودم مربوطه نه به تو

250
00:18:38,550 --> 00:18:42,748
‫و چیزی وجود نداره که تو بتونی به هرحال در موردش کاری بکنی

251
00:18:56,835 --> 00:19:01,932
‫ـ    پدر؟ چی کار میکنی؟
‫ـ    نمیخوام راجع به اون حرف بزنم

252
00:19:02,040 --> 00:19:05,567
‫ـ    حرف راجع به چی؟ لاینت نمیدونه تو اومدی اینجا؟
‫ـ    اوه، بله، میدونه

253
00:19:05,644 --> 00:19:08,704
‫ـ    ممکنه منو ببری فرودگاه؟
‫ـ    اینجا باش

254
00:19:08,814 --> 00:19:11,044
‫ـ    هی، لاینت
‫ـ    بله؟

255
00:19:11,116 --> 00:19:15,348
‫چرا پدرم بیرون تو پیاده رو نشسته؟

256
00:19:15,454 --> 00:19:18,218
‫چونکه من از خونه پرتش کردم بیرون

257
00:19:18,290 --> 00:19:20,554
‫من-من میبینم
‫نمیخوای به من بگی چرا؟

258
00:19:20,659 --> 00:19:23,856
‫صبر کن
‫یه نوشابه بهت بدم

259
00:19:25,964 --> 00:19:28,933
‫اوه، خدای من
‫او چی کار کرده؟

260
00:19:29,001 --> 00:19:35,463
‫دیروز من اومدم خونه
‫و پدرتو با یه زن غافلگیر کردم

261
00:19:35,574 --> 00:19:39,203
‫او با زنه مشغول بود
‫من خیلی خیلی متاسفم

262
00:19:39,278 --> 00:19:43,408
‫ـ    خدایا
‫ـ    میدونم، میدونم حالت خوبه؟

263
00:19:43,482 --> 00:19:45,575
‫بله، اوم، باید برم باهاش حرف بزنم

264
00:19:46,885 --> 00:19:48,580
‫ـ    همش همین؟
‫ـ    که چی؟

265
00:19:48,687 --> 00:19:53,124
‫من فقط توقع واکنش شدیدتری داشتم من اینجا
‫نشسته بودم با احساس یه گره تو معدم

266
00:19:53,225 --> 00:19:57,719
‫باشه، ببین من هرگز اینو قبلاً به تو نگفتم
‫چونکه میدونستم واکنش تو چیه ...اما، اوم

267
00:19:57,829 --> 00:20:01,595
‫من از این مسئله جا نخوردم

268
00:20:01,667 --> 00:20:04,192
‫پدر من سالهاست که همیشه هرز میپره

269
00:20:06,338 --> 00:20:09,432
‫ـ    تو اینو میدونستی؟
‫ـ    بله تا حدی، بله

270
00:20:09,541 --> 00:20:13,739
‫یعنی، یعنی بیشترش مربوط به گذشته س منظورم اینه
‫که نمیدونستم هنوز هم به کاراش ادامه میده

271
00:20:13,812 --> 00:20:17,543
‫منظورم اینه که من فکر میکردم دیگه برا این کارا پیر شده یه
‫جور ای عجیب غریبی من واقعاً تحت تاثیر قرار گرفتم میدونی؟

272
00:20:17,616 --> 00:20:21,177
‫تحت تاثیر قرار گرفتی؟
‫تحت تاثیر؟ من

273
00:20:21,320 --> 00:20:24,118
‫تام، خواهش میکنم، خواهش میکنم
‫به من نگو که تو با این قضیه راحت برخورد میکنی

274
00:20:24,223 --> 00:20:27,090
‫راحت برخورد نمیکنم. نه، نه
‫او نباید هرگز اون زن رو اینجا می آورد

275
00:20:27,192 --> 00:20:29,524
‫نه، در درجه اول او اصلاً نباید با اون زن رابطه برقرار میکرد

276
00:20:29,595 --> 00:20:32,291
‫میدونم، میدونم
‫اما، تو که میشناسیش چه جور ادمیه

277
00:20:32,364 --> 00:20:35,697
‫منظورم اینه که او برای سالها اینجور
‫ی بوده مادرم باهاش کنار اومده

278
00:20:35,801 --> 00:20:39,703
‫ـ    من بطور جدی در این مورد شک دارم
‫ـ    ببین، میدونی جایی برای ادامه این بحث وجود نداره

279
00:20:39,805 --> 00:20:43,036
‫اما من میخوام برم پیش پدرم میخوام برم اورو
‫برگردونم اینجا میخوام او رو به اتاقش ببرم

280
00:20:43,141 --> 00:20:48,204
‫ـ    و ما هممون میتونیم آروم باشیم
‫ـ    اون مرد به این خونه برنمیگرده

281
00:20:48,280 --> 00:20:50,805
‫ـ    بله او برمیگرده
‫ـ    نه، او برنمیگرده

282
00:20:50,916 --> 00:20:57,947
‫لاینت، او پدرمه این خونه منه
‫تو نمیتونی به من بگی چه بکنم

283
00:20:59,992 --> 00:21:02,085
‫من میگم بریم اونجا و در و از جا در بیاریم

284
00:21:02,160 --> 00:21:07,962
‫بله، پدر تو این کارو میکنی بزار
‫بدونم اون کار چقدر برا تو مفیده

285
00:21:11,803 --> 00:21:13,862
‫سلام، اوم...

286
00:21:15,374 --> 00:21:19,743
‫نمیدونم که آیا آدرس درست رو اومدم
‫جان رولاند اینجا زندگی میکنه؟

287
00:21:21,413 --> 00:21:25,213
‫واقعاً خیلی خوشحالم که اومدی
‫خیال داشتم دوباره فردا بهت زنگ بزنم

288
00:21:25,317 --> 00:21:28,718
‫اوه، بله، من
‫متاسفم که هیچ کدوم از زنگهاتو جواب ندادم

289
00:21:28,787 --> 00:21:33,554
‫طوری نیست الان خیلی خوشحالم تو
‫رو دیدم راجع به آقای سولیس شنیدم

290
00:21:33,659 --> 00:21:38,790
‫ـ    مجبور شدی یه شغل واسه خودت دست و پا کنی
‫ـ    بله، خب منو که میشناسی من دوام می ارم

291
00:21:42,100 --> 00:21:44,694
‫بیا اینجا

292
00:21:44,803 --> 00:21:46,896
‫اوه، ها ها

293
00:21:54,780 --> 00:21:59,479
‫اوه، نه جان ...من، اوه من
‫برای این کار اینجا نیومدم

294
00:21:59,551 --> 00:22:01,075
‫چی شده؟

295
00:22:01,186 --> 00:22:04,883
‫خب، من شنیدم تو خیال داری که کار باغبونیتو
‫تمام وقت کنی دانشکده ت چی شده؟

296
00:22:04,990 --> 00:22:08,016
‫ـ    تصمیم گرفتم نرم
‫ـ    چرا؟

297
00:22:08,126 --> 00:22:11,152
‫خب،  یه شانس خودشو نشون داده

298
00:22:11,296 --> 00:22:15,027
‫و من از این شانس استفاده کنم
‫احتیاج دارم شروع کنم پول در آوردن

299
00:22:15,100 --> 00:22:20,265
‫جان، چه فرصتی مهمتر از ادامه دانشکدته؟

300
00:22:20,339 --> 00:22:24,139
‫برای زمان زیادی تنها چیزی که من
‫داشتم به تو تقدیم کنم، قلبم بود

301
00:22:24,276 --> 00:22:27,268
‫و آقا ی سولیس به تو امنیت میداد
‫و من نمیتونستم با اون رقابت کنم

302
00:22:27,379 --> 00:22:30,644
‫میدونی، اما الان او حتی نمیتونه
‫امنیت رو هم به تو بده و من میتونم

303
00:22:30,782 --> 00:22:37,881
‫کار و کسب من داره رونق میگیره من میتونم ازتو
‫مراقبت کنم ما بالاخره میتونیم با هم باشیم

304
00:22:42,227 --> 00:22:43,751
‫خانم سولیس...

305
00:22:48,900 --> 00:22:50,959
‫با من ازدواج میکنی؟

306
00:22:55,507 --> 00:22:58,032
‫خواهش میکنم چرا باید تو بخوای که ناظر و ناظم مراسم رقص باشی؟

307
00:22:58,110 --> 00:23:01,671
‫خانم ون د کمپ داووطلب می خواست
‫او از من خواهش کرد

308
00:23:01,813 --> 00:23:04,611
‫تو خیلی تابلوئی

309
00:23:04,683 --> 00:23:07,151
‫به هرحال تو حتی متوجه حضور من هم نمیشی

310
00:23:07,252 --> 00:23:09,345
‫خب، نه خیلی زیاد

311
00:23:10,222 --> 00:23:13,453
‫ـ    جولی، میدونی که میتونی همه چی رو به من بگی، باشه؟
‫ـ    بله، مامان

312
00:23:13,558 --> 00:23:17,824
‫پس اگه مشکلی داشتی
‫یا یه جور راز رو دلت سنگینی میکرد...

313
00:23:17,929 --> 00:23:22,559
‫البته
‫من همه چی رو به تو میگم

314
00:23:29,441 --> 00:23:32,899
‫میدونی نمیتونم باور کنم تو داری اینطوری
‫کلاً ریشه ما رو از اینجا میزنی

315
00:23:32,978 --> 00:23:35,037
‫ما به یک شروع تازه نیاز داریم

316
00:23:35,180 --> 00:23:38,616
‫بیا
‫باید اونو تقریباً اینطوری بگیری

317
00:23:40,485 --> 00:23:43,181
‫اتفاقات بد زیادی اینجا رخ داده

318
00:23:43,288 --> 00:23:47,247
‫بالاخره کسی رو دارم که باهاش بتونم حرف بزنم اون
‫مثل این میمونه که تو بخوای اونو از من بگیری

319
00:23:47,392 --> 00:23:49,860
‫ـ    منظورت جولیه؟
‫ـ    بله

320
00:23:49,928 --> 00:23:52,453
‫راجع به چه اتفاقات بدی تو با او صحبت میکنی؟

321
00:23:52,564 --> 00:23:56,364
‫ـ    آیا راجع به مادرت هم با او حرف میزنی؟
‫ـ    بله و بقیه چیزا

322
00:23:56,435 --> 00:23:58,801
‫مثل چی؟

323
00:23:58,904 --> 00:24:00,963
‫زاک، مثل چی؟

324
00:24:02,441 --> 00:24:08,038
‫پدر این همون چیزی که من سعی میکنم...
‫راجع بهش با تو حرف بزنم باشه...

325
00:24:09,581 --> 00:24:12,982
‫بعد از اونکه مامان مرد، یه چیزایی شروع کرد به یادم اومدن

326
00:24:13,051 --> 00:24:15,144
‫یه بارقه هایی از چیزای دوران کودکیم

327
00:24:15,253 --> 00:24:17,813
‫قشنگ و محکم مثل این

328
00:24:19,057 --> 00:24:21,150
‫چه چیزایی؟

329
00:24:23,862 --> 00:24:27,491
‫خون زیاد...
‫داد و فریاد مامان...

330
00:24:30,035 --> 00:24:32,094
‫و دینا

331
00:24:33,672 --> 00:24:35,731
‫من کشتن دینا رو به یاد میارم

332
00:24:37,409 --> 00:24:39,502
‫تو اینو به جولی گفتی؟

333
00:24:41,179 --> 00:24:43,238
‫بهش اعتماد دارم

334
00:24:43,348 --> 00:24:45,441
‫آیا به مادرش گفته؟

335
00:24:46,551 --> 00:24:48,075
‫نمیدونم

336
00:24:51,556 --> 00:24:53,649
‫از اول شروع میکنیم

337
00:24:53,725 --> 00:24:56,717
‫ازت میخوام هر چیزی رو که به جولی
‫گفتی به منم بگی

338
00:25:12,143 --> 00:25:14,441
‫ـ    هی
‫ـ    هی. اون چیه؟

339
00:25:14,546 --> 00:25:17,606
‫آوه، خوب
‫خیال داشتم اینو بهت بدم

340
00:25:17,682 --> 00:25:20,583
‫اما دیدم بقیه دخترا
‫گلی به خودشون نزدن

341
00:25:20,685 --> 00:25:23,779
‫پس حدس میزنم این از اون جور رقصا نیست

342
00:25:23,889 --> 00:25:27,256
‫اگر تو نمیخوای انگشت نما بشی من میفهمم

343
00:25:27,325 --> 00:25:29,418
‫من انگشت نما شدن رو دست دارم

344
00:25:53,652 --> 00:25:55,711
‫پائول اینجا چی کار میکنه؟

345
00:25:55,787 --> 00:25:59,416
‫اوه، اومده مراقب بچه ها باشه
‫چند ساعت پیش زنگ زد و داوطلب شد

346
00:25:59,524 --> 00:26:01,219
‫ـ    واقعاً؟
‫ـ    چرا؟چی شده؟

347
00:26:01,293 --> 00:26:04,353
‫خب، چند روز پیش او راجع به قرار ودیدارهای
‫جولی و زاک بی اهمیت نشون میداد

348
00:26:04,429 --> 00:26:06,522
‫و حالا، به ناگهان سرو کله ش تو مجلص رقص پیدا شده؟

349
00:26:06,665 --> 00:26:08,826
‫شاید او فقط داره سعی میکنه هماهنگ باشه

350
00:26:08,934 --> 00:26:11,027
‫شاید

351
00:26:19,277 --> 00:26:20,744
‫دکتر ون د کمپ

352
00:26:20,812 --> 00:26:23,508
‫متخصص قلب من برای یه نسخه زنگ زده بود

353
00:26:23,615 --> 00:26:26,413
‫اوه، درسته، درسته
‫اینجا گذاشته بودمش

354
00:26:28,353 --> 00:26:30,947
‫خب، اخیراً بری رو دیدی؟

355
00:26:31,022 --> 00:26:33,820
‫بله، دیشب باهاش برخورد داشتم
‫درخیابان ماپل تو رستوران بود

356
00:26:33,925 --> 00:26:39,886
‫ـ    گفتگوی قشنگی داشتیم
‫ـ    مم این همه کاری بود که کردید فقط حرف زدید؟

357
00:26:39,998 --> 00:26:42,660
‫ما فقط با هم دوستیم،  دکتر ون دکمپ نه بیشتر

358
00:26:42,767 --> 00:26:45,065
‫خوبه اینو میشنوم

359
00:26:45,136 --> 00:26:47,195
‫میدونی، اگه یه وقت از جانب بری انگولکی بشی

360
00:26:47,272 --> 00:26:50,400
‫و خیال کنی او بیشتر از فقط دوست بودن به تو علاقه داره

361
00:26:50,508 --> 00:26:52,840
‫اگه جای تو بودم بیشتر مواظب میبودم

362
00:26:52,911 --> 00:26:54,503
‫ببخشید؟

363
00:26:54,579 --> 00:26:59,744
‫فقط خواستم بدونی که او فقط داره از تو استفاده
‫میکنه تا موازنه امتیاز رو با من حفظ کنه

364
00:26:59,818 --> 00:27:01,877
‫فریب این قضیه رو نخور

365
00:27:01,953 --> 00:27:05,514
‫بری هرگز کاری مثل این رو انجام نمیده
‫او یه خانومه

366
00:27:05,624 --> 00:27:09,788
‫دقیقاً.یه خانم متشخص خیلی زیبا

367
00:27:09,861 --> 00:27:15,766
‫یادت باشه که اینجور خانوما از
‫دکترا خوششون میاد نه دوا چیا

368
00:27:19,504 --> 00:27:25,500
‫بری بسیار زیباست و خیلی متشخص
‫اما خیلی زیرک و باهوش نیست

369
00:27:25,577 --> 00:27:28,671
‫برای مثال، او فکر میکنه که تو آدم خوبی هستی

370
00:27:28,747 --> 00:27:32,843
‫و الان برای من خیلی واضحه
‫که تو نیستی

371
00:27:36,921 --> 00:27:39,685
‫نسخه مو لطفاً الان، جرج

372
00:27:49,401 --> 00:27:53,565
‫مثل اینکه نمیتونم پیداش کنم
‫فکر کنم مجبورم دوباره برا تون آماده ش کنم

373
00:27:53,672 --> 00:27:55,572
‫ممنون

374
00:27:55,640 --> 00:27:59,007
‫نه
‫من ممنونم

375
00:28:45,557 --> 00:28:46,785
‫پائول

376
00:28:46,858 --> 00:28:50,817
‫متوجه شدی که دارن یه موزیک کلاسیک اجرا میکنن؟

377
00:28:50,929 --> 00:28:51,953
‫ها ها
‫بله

378
00:28:52,897 --> 00:28:55,832
‫میرقصی؟

379
00:28:58,103 --> 00:29:00,196
‫دوست دارم

380
00:29:10,749 --> 00:29:14,048
‫ـ    یه اعتراف کوچولو باید بکنم
‫ـ    اوه؟

381
00:29:14,119 --> 00:29:16,178
‫در باره جولی اخیراً خیلی دلواپس بوده ام

382
00:29:16,287 --> 00:29:19,814
‫برا همین چند روز پیش یه جورایی حرفاشو استراق سمع کردم

383
00:29:19,924 --> 00:29:23,485
‫وقتی که داشت با زاک تلفنی حرف میزد

384
00:29:23,561 --> 00:29:24,789
‫واقعاً

385
00:29:25,597 --> 00:29:28,361
‫اونا داشتن حرفای خیلی جالبی میزدند

386
00:29:28,466 --> 00:29:30,297
‫زاک داشت به جولی در باره اتفاقی که برای دینا افتاده بود،  می گفت

387
00:29:30,401 --> 00:29:35,668
‫در باره؟

388
00:29:35,740 --> 00:29:39,437
‫ـ    این بود؟
‫ـ    بله

389
00:29:40,979 --> 00:29:44,005
‫ـ    چقدر از حرفاشو شنیدی؟
‫ـ    همشو

390
00:29:49,988 --> 00:29:53,014
‫تو میفهمی که اون یه تصادف بود

391
00:29:53,124 --> 00:29:55,991
‫اوه، البته
‫تا حد زیادی میفهمم

392
00:29:56,060 --> 00:29:58,722
‫او قصد کشتن دینا رو نداشت

393
00:30:00,832 --> 00:30:05,895
‫او در واقع خودش یه بچه بود
‫او نمیدونست داره چی کار میکنه

394
00:30:06,004 --> 00:30:11,499
‫نه،  البته که نمیدونست
‫پس دقیقاً چه اتفاقی افتاد؟

395
00:30:12,677 --> 00:30:15,976
‫مری آلیس و من هرگز دقیقاً نفهمیدیم

396
00:30:16,047 --> 00:30:18,481
‫ما جیغ و داد بچه رو شنیدیم

397
00:30:18,550 --> 00:30:21,018
‫زمانی که بالای سر تختش رسیدیم، دیگه دیر شده بود

398
00:30:21,119 --> 00:30:23,246
‫پائول، من خیلی متاسفم

399
00:30:24,422 --> 00:30:26,515
‫متشکرم

400
00:30:31,896 --> 00:30:36,526
‫پس تو و مری آلیس این راز و این همه سال
‫تو خودتون نگه داشتین؟

401
00:30:36,601 --> 00:30:42,699
‫اون یه فصل خیلی تاریک تو زندگی ما بود
‫ما ترجیح میدادیم که دیگه زنده ش نکنیم

402
00:30:42,807 --> 00:30:47,972
‫همینطور اون یه موضوع خانوادگی خصوصی بود
‫ممنون میشم راز دار باشی

403
00:30:56,054 --> 00:30:57,112
‫حتماً

404
00:31:11,603 --> 00:31:15,369
‫ـ    اوقات خوبی داشتی؟
‫ـ    بله

405
00:31:15,473 --> 00:31:17,532
‫عالی بود

406
00:31:22,046 --> 00:31:26,506
‫ببین... میخوام بدونی که من
‫واقعاً متاسفم با جولی حرف زدم

407
00:31:26,618 --> 00:31:29,451
‫اما او به من قول داده که اصلاً خیال
‫نداره کلمه ای از حرفامو به مادرش بگه

408
00:31:29,554 --> 00:31:32,614
‫مشکلی نیست
‫سوزان با من

409
00:31:32,724 --> 00:31:34,555
‫خوبه

410
00:31:34,626 --> 00:31:38,528
‫اما ما لازمه راجع به این چیزایی که تو
‫فکرمیکنی یادت میاد،  با هم حرف بزنیم

411
00:31:38,596 --> 00:31:41,429
‫اونا حقیقت ندارن

412
00:31:41,532 --> 00:31:44,228
‫چطور اونا میتونن حقیقت نداشته باشن؟

413
00:31:44,302 --> 00:31:46,395
‫خاطرات دروغ میگن،  زاک

414
00:31:48,306 --> 00:31:50,900
‫تو کسی رو نکشتی

415
00:31:55,880 --> 00:31:58,348
‫دینا خیلی هم سرحال و زنده س

416
00:32:14,666 --> 00:32:17,635
‫ـ    سلام.تو اینجا چی کار میکنی؟
‫ـ    اون کجاست؟

417
00:32:17,702 --> 00:32:21,194
‫ـ    چی؟
‫ـ    حلقه، گابریل حلقه مادربزرگ من

418
00:32:21,272 --> 00:32:24,503
‫جان منو غافلگیر کرد
‫واضحه که من تصمیم دارم حلقه رو پس بدم

419
00:32:24,609 --> 00:32:27,271
‫خوبه، بهتره این کارو بکنی
‫چونکه نباید اشتباهی بکنی

420
00:32:27,345 --> 00:32:32,578
‫اگه سعی کنی زندگی پسر منو تباه کنی
‫من هم زندگی تو رو تباه میکنم

421
00:32:32,684 --> 00:32:37,144
‫هلن، بسیار خوب برو تو ماشین
‫یاله، خواهش میکنم،  خواهش میکنم

422
00:32:41,726 --> 00:32:46,425
‫واضحه که من خیال ندارم شوهرمو
‫ترک کنم و با جان ازدواج کنم

423
00:32:46,531 --> 00:32:48,624
‫خب، فکر میکنم این عاقلانه س

424
00:32:48,700 --> 00:32:51,669
‫من فردا با جان صحبت میکنم
‫و حلقه رو بهش پس میدم

425
00:32:51,769 --> 00:32:56,001
‫باشه، خوبه، خوب اوه، ما از هر کاری که
‫شما انجام دادید قدر دانی میکنیم

426
00:32:56,708 --> 00:33:01,645
‫هی، باب
‫میفهمم که چرا اواینقدر از من عصبانیه

427
00:33:01,746 --> 00:33:04,715
‫اما اون چه رو که نمیفهمم
‫اینه که تو چرا با من مهربانی

428
00:33:04,782 --> 00:33:09,014
‫خب، جان یه پسر بزرگه
‫هر چه که بین شما دوتا رخ داده

429
00:33:09,087 --> 00:33:11,988
‫به همون اندازه که اشتباه
‫تو بوده، اشتباه او هم بوده

430
00:33:12,056 --> 00:33:17,494
‫فکر میکنم من میفهمم اگه، اوه
‫تو یه کمی از من متنفر باشی

431
00:33:29,540 --> 00:33:36,309
‫زمانی که بچه بودم همیشه تحت قوانینی بازی
‫میکردم من هرگز تو یه مسئله ای جر نمیزدم

432
00:33:36,381 --> 00:33:41,318
‫هرگز حتی اگرتو یه شرایط بحرانی قرار میگرفتم
‫نمیتونم کمکی بکنم ...اما فکر میکنم

433
00:33:43,688 --> 00:33:48,557
‫چقدر جالب میشد که این امکان پیش میومد
‫تا من هم حداقل یه اشتباه مثل شما مرتکب بشم

434
00:33:50,795 --> 00:33:53,992
‫این از لطف توئه
‫تو خیلی لطف داری

435
00:33:54,098 --> 00:33:57,067
‫بله
‫من یه کمی لطف دارم

436
00:33:59,170 --> 00:34:02,139
‫اساساً من فقط یه آدم میون سالم

437
00:34:21,025 --> 00:34:26,395
‫حالت خوبه؟
‫میدونم پذیرش این همه یکباره مشکله

438
00:34:26,464 --> 00:34:30,366
‫من خوبم
‫فقط خوشحالم که تو بالاخره حقیقتو به من گفتی

439
00:34:32,937 --> 00:34:37,567
‫گرچه، یه چیز مونده
‫چرا همه اینارو الان به من میگی؟

440
00:34:37,642 --> 00:34:41,635
‫نمیتونستم اجازه بدم تو مدام فکر کنی
‫که کسی رو کشتی

441
00:34:41,746 --> 00:34:44,214
‫هیچ کس نباید چنین بار فکری رو به دوش بگیره

442
00:34:44,282 --> 00:34:47,718
‫ـ    یا اینکه تو فقط نمیخوای من دهنمو باز نگه دارم
‫ـ    نه، اون چیزی نیست که منظور منه

443
00:34:47,819 --> 00:34:49,184
‫بله، هست

444
00:34:52,523 --> 00:34:55,856
‫من به کسی نخواهم گفت
‫من راز تو رو نگه میدارم

445
00:34:58,629 --> 00:35:02,565
‫ـ    پدر
‫ـ    ممنون

446
00:35:02,700 --> 00:35:05,260
‫اما ما از اینجا نمیریم

447
00:35:06,337 --> 00:35:08,897
‫این جای صحبت نداره

448
00:35:10,508 --> 00:35:15,411
‫خب من جولی رو ترک نمی کنم و اگه
‫تو حمایت منو میخوای این شرط منه

449
00:35:15,513 --> 00:35:18,141
‫ـ    و اگر نپذیرم؟
‫ـ    حمایت منو نخواهی داشت

450
00:35:32,663 --> 00:35:37,794
‫خب،  یه چیزی هست من واقعاً در
‫باره کاری که کردم احساس بدی دارم

451
00:35:37,869 --> 00:35:40,667
‫تو منو از خونه خودم پرت کردی بیرون

452
00:35:40,738 --> 00:35:43,901
‫من تند رفتم، میدونم
‫متاسفم

453
00:35:45,576 --> 00:35:52,175
‫ببین... میدونم تو مادر منو دوست داری اما
‫اینکه او تصمیم میگیره چطور زندگی کنه

454
00:35:52,250 --> 00:35:54,343
‫اون فقط -کاملاً به خودش مربوطه

455
00:35:54,418 --> 00:35:59,151
‫حق با توئه حق با توئه ...من فکر میکنم
‫به این خاطر اینقدر به هم ریختم که

456
00:36:00,825 --> 00:36:03,953
‫اوه، مهم نیست بزار بیشتر
‫از این آب تو هاون نکوبیم

457
00:36:04,028 --> 00:36:07,225
‫قضیه تموم شد ه س. متاسفم
‫شب به خیر

458
00:36:12,904 --> 00:36:15,395
‫باشه فهمیدی
‫دیگه بهش فکر نکن

459
00:36:15,506 --> 00:36:18,703
‫خب، تو میدونستی که پدرت هرز میپریده
‫و به نظر نرسید که تو خیلی ازرده شدی

460
00:36:18,776 --> 00:36:23,577
‫و این خیلی منو نگران میکنه چونکه اگه تو بتونی
‫تو خودت ببینی از چیزی مثل این چشم پوشی کنی

461
00:36:23,681 --> 00:36:28,118
‫اونوقت وقتی خودت به چل چلی میرسی
‫چه عملکردی رو در پیش میگیری؟

462
00:36:28,219 --> 00:36:31,677
‫لاینت...
‫من پدرم نیستم

463
00:36:31,756 --> 00:36:35,021
‫میدونم. البته
‫تو پدرت نیستی

464
00:36:41,799 --> 00:36:46,133
‫و درست به همین صورت کاملاً واضحه که
‫من هم قطعاً مادرت نیستم

465
00:36:46,204 --> 00:36:49,071
‫چونکه اگه یه روز به من خیانت کنی
‫تو رو ترک میکنم

466
00:36:49,140 --> 00:36:53,509
‫دست بچه هارو میگیرم و از اون در بیرون میرم
‫و تو دیگه هرگز هیچ کدوم ما رو نخواهی دید

467
00:36:55,479 --> 00:36:59,848
‫ووه. خوشحالم که هر چی تو دلم بود
‫ریختم بیرون ممنونم دوست دارم

468
00:37:09,594 --> 00:37:11,926
‫ـ    نتونستی بخوابی، هاه؟
‫ـ    نه

469
00:37:11,996 --> 00:37:17,093
‫منم نتونستم
‫متاسفم به خاطر دردسری که درست کردم

470
00:37:17,201 --> 00:37:21,501
‫طوری نیست ...من به خاطر، اوه
‫من به خاطر اون پریشان نیستم

471
00:37:21,606 --> 00:37:23,699
‫ـ    نیستی؟
‫ـ    نه

472
00:37:25,376 --> 00:37:27,241
‫چی شده؟

473
00:37:29,347 --> 00:37:31,941
‫پدر، یه چیزی هست که لاینت راجع بهش نمیدونه

474
00:37:32,049 --> 00:37:34,176
‫یه کاری که من کردم

475
00:37:34,252 --> 00:37:37,949
‫و نمیدونم اگه یه روزی بفهمه
‫چی پیش میاد

476
00:37:43,194 --> 00:37:48,894
‫<font color=#FF۸۰۰۰>صبح روز بعد گابریل حقه نامزدی
‫رو به فاسق قبلیش برگردوند</font>

477
00:37:48,966 --> 00:37:51,400
‫<font color=#FF۸۰۰۰>...رفتاری که باهاش روبرو شد</font>

478
00:37:51,469 --> 00:37:53,266
‫<font color=#FF۸۰۰۰>سرشار از جدیت و هوا خواهی بود</font>

479
00:37:53,337 --> 00:37:56,329
‫ـ    خواهش میکنم، آروم بگیر
‫ـ    این خیلی بی معنیه فهمیدی؟

480
00:37:56,440 --> 00:37:59,341
‫ـ    تو منو دوست داری میدونم منو دوست داری
‫ـ    عشق کافی نیست

481
00:37:59,443 --> 00:38:03,880
‫کجا قراره زندگی کنیم -اینجا با هم اطاقیات؟
‫تنها تزئین دستشوئی یک میخ طویله س

482
00:38:03,981 --> 00:38:07,781
‫ـ    میتونیم یه خونه تهیه کنیم
‫ـ    چطور؟ تو به سختی یه بخور و نمیر در میاری

483
00:38:07,852 --> 00:38:10,320
‫باشه، قبول، ما ابتدا ممکنه فقیر
‫باشیم،  اما شاد و سرحال خواهیم بود

484
00:38:10,388 --> 00:38:14,119
‫من شادی با فقر رو تجربه کردم
‫حدس بزن چی شد اون شادی نبود

485
00:38:14,225 --> 00:38:18,628
‫آقای سولیس داره میره زندان
‫تو میخوای سرگردون و حیرون بمونی؟

486
00:38:18,696 --> 00:38:23,360
‫نمیدونم میدونی، حالا و برای همیشه
‫میخوام کار درست رو انجام بدم

487
00:38:24,969 --> 00:38:30,498
‫خانم سولیس من تورو خیلی دوست دارم منظورم
‫اینه که، این برای تو هیچ مفهومی نداره؟

488
00:38:34,612 --> 00:38:37,046
‫صادقانه بگم، نه

489
00:38:37,148 --> 00:38:40,447
‫جان، تو یه اسباب بازی هستی
‫یه پسر خوشگل چشم و گوش بسته

490
00:38:40,518 --> 00:38:43,646
‫پس برات بهتره که بری به دانشکده
‫چونکه تو و من

491
00:38:43,721 --> 00:38:45,780
‫هیچ آینده ای نداریم

492
00:38:54,131 --> 00:38:56,861
‫خانم مایر، هی
‫جولی خونه س؟

493
00:38:56,934 --> 00:38:59,027
‫داره دوش میگیره

494
00:38:59,136 --> 00:39:02,594
‫خب، من فقط اومدم که بهش خبرای خوبی بدم

495
00:39:02,707 --> 00:39:05,107
‫چه خبری؟

496
00:39:05,209 --> 00:39:08,701
‫خب، قضیه منتفی شد
‫من و پدرم از رفتن از اینجا منصرف شدیم

497
00:39:08,813 --> 00:39:10,576
‫ـ    چی؟
‫ـ    بله، او منصرف شد

498
00:39:10,681 --> 00:39:14,082
‫پس فکر میکنم
‫ما همچنان اون طرف خیابون زندگی خواهیم کرد

499
00:39:14,151 --> 00:39:17,143
‫باشه
‫واو، آه...

500
00:39:17,855 --> 00:39:19,914
‫واو

501
00:39:19,990 --> 00:39:23,721
‫- میدونی، اوه میتونی بشینی؟ من
‫من لازمه باهات صحبت کنم

502
00:39:28,199 --> 00:39:30,190
‫هی

503
00:39:34,739 --> 00:39:38,505
‫میدونی جولی
‫اولین دختریه که من تا حالا بهش گل دادم؟

504
00:39:38,609 --> 00:39:40,702
‫ـ    واقعاً؟
‫ـ    بله

505
00:39:41,512 --> 00:39:43,810
‫بله، من-من واقعاً از او خوشم میاد
‫خانم مایر

506
00:39:44,582 --> 00:39:46,641
‫زاک، اوم...

507
00:39:48,085 --> 00:39:50,417
‫جولی فقط ۱۴سالشه

508
00:39:50,521 --> 00:39:54,321
‫و گاهی دخترای تو این سن

509
00:39:54,392 --> 00:39:57,884
‫اونا همیشه نمیتونن تصمیمات درستی بگیرن

510
00:39:57,962 --> 00:40:02,831
‫و، اوم و به عنوان مادر او این...
‫مسئولیت منه که مواظبش باشم

511
00:40:02,933 --> 00:40:06,300
‫تو میخوای از او در برابر من مواظبت کنی؟

512
00:40:06,370 --> 00:40:12,798
‫نه، من-من فقط
‫فکر میکنم که تو باید با عجله اقدام نکنی

513
00:40:12,877 --> 00:40:16,335
‫من-من میخوام که برا مدتی او رونبینی

514
00:40:18,282 --> 00:40:20,147
‫نه

515
00:40:20,217 --> 00:40:24,153
‫ـ    "نه"؟
‫ـ    تو نمی تونی او رو از من بگیری

516
00:40:24,221 --> 00:40:28,954
‫گوش کن، من میدونم احساساتی بودن
‫وجه مشخصه هر نو جوونیه، اما دست بردار

517
00:40:29,026 --> 00:40:32,553
‫چرا داری میخندی؟
‫فکر میکنی این خنده داره؟

518
00:40:34,398 --> 00:40:37,663
‫ممنون، زاک
‫تو الان دقیقاً کارو برای من راحت کردی

519
00:40:37,768 --> 00:40:41,295
‫از الان برای همیشه دیدن یا حرف زدن
‫با دختر من برای تو ممنوعه

520
00:40:41,372 --> 00:40:46,469
‫و اگه تو به ۱۰فوتی او نزدیک بشی به پلیس زنگ
‫میزنم تا تو رو بازداشت کنن حالام بزن به چاک

521
00:41:13,204 --> 00:41:15,672
‫<font color=#FF۸۰۰۰>دیر یا زود زمانی می آید</font>

522
00:41:15,773 --> 00:41:19,334
‫<font color=#FF۸۰۰۰>که ما همگی بایستی انسانهای
‫بالغ مسئولیت پذیری شویم</font>

523
00:41:21,779 --> 00:41:28,810
‫<font color=#FF۸۰۰۰>و یاد بگیریم چیزی را که میخواهیم رها کنیم
‫لذا  میتونیم انتخاب کنیم که چی صحیحه</font>

524
00:41:32,923 --> 00:41:37,883
‫<font color=#FF۸۰۰۰>البته، یک زندگی سرشار از مسئولیت پذیری
‫همیشه آسان نیست</font>

525
00:41:43,167 --> 00:41:46,762
‫<font color=#FF۸۰۰۰>و همانطور که سالها میگذرند</font>

526
00:41:46,837 --> 00:41:50,796
‫<font color=#FF۸۰۰۰>همچون باری سنگین بر دوشهای بعضی آدمها سنگینی میکند</font>

527
00:41:50,875 --> 00:41:57,974
‫<font color=#FF۸۰۰۰>اما اکنون ما تلاش میکنیم بهترین کار را انجام
‫دهیم آنچه که خوب است ...نه تنها برای خودمان</font>

528
00:41:58,115 --> 00:42:00,174
‫<font color=#FF۸۰۰۰>بلکه برای آنها که دوستشان داریم</font>

529
00:42:07,858 --> 00:42:10,349
‫ـ    هی
‫ـ    خوشحالم اومدی

530
00:42:10,461 --> 00:42:14,727
‫زاک، نمیتونم زیاد بمونم اگه مادرم
‫مچمو بگیره خیلی عصبانی میشه

531
00:42:14,798 --> 00:42:16,891
‫بیا اینجا

532
00:42:21,572 --> 00:42:26,669
‫او گفت که من نباید دیگه تو رو ببینم
‫چی کار باید بکنیم؟

533
00:42:26,744 --> 00:42:28,803
‫مطمئن نیستم

534
00:42:32,650 --> 00:42:38,850
‫<font color=#FF۸۰۰۰>بله، دیر یا زود ما همگی باید
‫آدمهای بالغ مسئولیت پذیری بشویم</font>

535
00:42:38,923 --> 00:42:42,654
‫<font color=#FF۸۰۰۰>هیچ کس اینو بهتر از یه آدم جوون نمیدونه</font>

