1
00:00:01,001 --> 00:00:03,003
‫<font color=#FF۸۰۰۰>آنچه گذشت</font>

2
00:00:03,036 --> 00:00:05,141
‫جان، تو یه اسباب بازی هستی
‫تو و من، آینده ای نداریم

3
00:00:05,138 --> 00:00:06,242
‫<font color=#FF۸۰۰۰>وقتی حرفی رو میزنین</font>

4
00:00:06,272 --> 00:00:09,219
‫یادته اونموقعی که در هفته ۶۰
‫ساعت کار میکردیم چطوری بود؟

5
00:00:09,242 --> 00:00:11,222
‫<font color=#FF۸۰۰۰>دیگه نمیتونین پسش بگیرین</font>

6
00:00:11,211 --> 00:00:15,091
‫هیچوقت نمیتونی شخصی رو پیدا کنی
‫که مثل من بفکر پیدا کردن دیادرا باشه

7
00:00:15,281 --> 00:00:18,125
‫ـ   خودت به خودت شلیک کردی؟
‫ـ   زشته، ها؟

8
00:00:18,118 --> 00:00:20,189
‫ـ   کاری که نباید میشد، دیگه شده
‫ـ   مامان

9
00:00:20,220 --> 00:00:23,099
‫ـ   شما نمیتونین اونو ازم بگیرین
‫ـ   برو بیرون

10
00:00:23,123 --> 00:00:26,297
‫میخوام یه چیزی رو ببینی
‫گفتن از توی گاراژ مایک دزدیدنش

11
00:00:26,292 --> 00:00:28,272
‫این خونه؟

12
00:00:30,196 --> 00:00:36,078
‫<font color=#FF۸۰۰۰>بیری وندیکمپ به ارزشهای
‫قدیمی اعتقاد داشت</font>

13
00:00:36,069 --> 00:00:39,073
‫<font color=#FF۸۰۰۰>چیزاهایی مثل احترام به خدا</font>

14
00:00:39,239 --> 00:00:43,085
‫<font color=#FF۸۰۰۰>اهمیت خانواده</font>

15
00:00:43,209 --> 00:00:46,156
‫<font color=#FF۸۰۰۰>و عشق به کشور</font>

16
00:00:47,180 --> 00:00:51,185
‫<font color=#FF۸۰۰۰>درواقع، بری در
‫اعتقاداتش سرسخت بود</font>

17
00:00:51,184 --> 00:00:55,223
‫<font color=#FF۸۰۰۰>هروقت با شخصی روبه رو میشد
‫که اون اعتقادات براش مهم نبود</font>

18
00:00:55,221 --> 00:00:58,168
‫<font color=#FF۸۰۰۰>همیشه شکه میشد</font>

19
00:01:00,060 --> 00:01:03,303
‫ـ   مال من نیست
‫ـ   تو قول دادی دیگه خیانت نکنی

20
00:01:03,296 --> 00:01:07,244
‫میشه اینقدر سر همدیگه داد نزنیم؟
‫امروز اصلا حال خوشی ندارم

21
00:01:07,233 --> 00:01:12,182
‫ـ   یالا از خونه برو بیرون
‫ـ   بیری، منو نگاه مال من نیست

22
00:01:12,172 --> 00:01:16,211
‫اینکه خود به خود توی
‫سبد لباسی من ظاهر نشده

23
00:01:16,209 --> 00:01:20,282
‫منکه تنها مرد این خونه نیستم
‫که بخوام از اون استفاده کنم

24
00:01:22,048 --> 00:01:24,028
‫ـ   نه
‫ـ   متأسفم

25
00:01:24,017 --> 00:01:28,022
‫ـ   اندرو هنوز یه بچه ست
‫ـ   اون ۱۶ سالشه جای تعجب نیست

26
00:01:28,054 --> 00:01:30,159
‫ـ   عزیزم، باید باهاش صحبت کنی
‫ـ   و بهش چی بگم؟

27
00:01:30,190 --> 00:01:34,263
‫اینکه ما کاندومش رو پیدا کردیم و
‫اون دیگه حق نداره میدونی که

28
00:01:34,260 --> 00:01:38,231
‫میتونم بهش بگم که بنظر ما براش زوده
‫ولی فکر نمیکنم فایده ای داشته باشه

29
00:01:38,264 --> 00:01:43,009
‫حداقل میتونیم اتاقشو بگردیم و اگه بازم
‫از اینا پیدا کردیم، اونا رو ازش برداریم

30
00:01:43,036 --> 00:01:46,210
‫ـ   با اینکار به کجا میرسیم؟
‫ـ   اگه کاندومهاشو برداریم شاید

31
00:01:46,239 --> 00:01:51,210
‫اون یه پسر نوجوانه اگه دودولشو هم
‫برداریم، بازم سعی میکنه سکس داشته باشه

32
00:01:51,211 --> 00:01:54,021
‫خب، نمیتونیم که اینو
‫بزاریم توی اتاقش

33
00:01:54,047 --> 00:01:57,187
‫مثل این میمونه که از داشتن سکس
‫قبل از موعدش چشم پوشی کردیم

34
00:01:57,183 --> 00:02:01,029
‫بیری، بزار یه جور دیگه بگم

35
00:02:03,323 --> 00:02:07,066
‫میخوای مادربزرگ بشی؟

36
00:02:10,130 --> 00:02:14,272
‫بله، بیری به ارزشهای
‫قدیمی اعتقاد داشت

37
00:02:16,002 --> 00:02:18,278
‫ولی گذشته از این
‫اون اعتقاد داشت که

38
00:02:18,304 --> 00:02:24,129
‫پیشگیری بهتر از درمانه

39
00:03:07,153 --> 00:03:11,067
‫در حومهء شهر هر
‫صبح با یک سری

40
00:03:11,090 --> 00:03:13,263
‫دروغهای جدید شروع میشه

41
00:03:13,259 --> 00:03:16,240
‫دروغهای کوچولو، که
‫گفتنش ضرری نداره

42
00:03:16,229 --> 00:03:19,142
‫صبح بخیر، خانم پتچال
‫امروز دوست داشتنی شدین

43
00:03:19,165 --> 00:03:23,170
‫ولی برای دلپذیرتر
‫کردن زندگی

44
00:03:23,269 --> 00:03:26,250
‫اونا این دروغهارو میگن تا
‫از خودشون و اعتبارشون

45
00:03:26,272 --> 00:03:29,082
‫محافظت کنن

46
00:03:29,108 --> 00:03:32,055
‫اوه، محض رضای خدا
‫این باورنکردنی

47
00:03:32,045 --> 00:03:35,026
‫این آخرین باریه که کارای
‫بانکیمو اینترنتی انجام میدم

48
00:03:38,051 --> 00:03:40,088
‫البته، هر از چند گاهی

49
00:03:40,119 --> 00:03:45,125
‫روزی میرسه که بالاخره
‫یکی تصمیم میگره راست بگه

50
00:03:45,124 --> 00:03:48,071
‫تیر خورده بود؟
‫چطور تونستی با ما نگی؟

51
00:03:48,094 --> 00:03:52,167
‫خودش شرمنده بود
‫گفت یه تصادف بوده

52
00:03:52,198 --> 00:03:55,236
‫اوه، اینطوری منو نگاه نکنین
‫اتفاق پیش میاد دیگه

53
00:03:55,235 --> 00:03:57,215
‫میدونیم که میخوای به
‫مایک اعتماد کنی

54
00:03:57,203 --> 00:04:00,241
‫ولی جواهر یه زن
‫مرده توی گاراژش بوده

55
00:04:00,240 --> 00:04:03,119
‫حالا مگه کار اون بوده؟
‫ما که مطمئن نیستیم

56
00:04:03,142 --> 00:04:06,146
‫تنها چیزی که میدونیم اینه که
‫بچه های لینت پیداش کردن

57
00:04:06,145 --> 00:04:08,284
‫یعنی میخوای بگی دوقلوها
‫مارتا رو کشتند؟

58
00:04:08,314 --> 00:04:11,295
‫خب، من کمکشون نکردما

59
00:04:11,284 --> 00:04:14,265
‫این حرف یعنی حتما
‫مایک اینکارو کرده

60
00:04:14,254 --> 00:04:20,011
‫اون مرد خوبیه من میشناسمش
‫منظورم اینه که، اون اون مایک

61
00:04:20,026 --> 00:04:22,097
‫راستش، منم فکر نمیکنم
‫مایک اینکارو کرده باشه

62
00:04:22,095 --> 00:04:25,269
‫ولی اگه اینو اعلام نکنیم، متهم
‫به نگهداشتن مدرک جرم میشیم

63
00:04:25,265 --> 00:04:30,112
‫اگه اون بیگناهه، این مسئله
‫خیلی راحت روشن میشه

64
00:04:30,136 --> 00:04:34,278
‫ولی ما هرکاری که تو
‫ازمون بخوای انجام میدیم

65
00:04:41,047 --> 00:04:42,151
‫باشه، خبر بدین

66
00:04:42,148 --> 00:04:45,994
‫۹۱۱ زنگ بزنم خوبه؟
‫ـ   اینکه مورد اورژانسی نیست

67
00:04:46,019 --> 00:04:48,158
‫ـ   اون یه قتل بوده
‫ـ   خب، ما که نمیخوایم دروغ بگیم

68
00:04:48,187 --> 00:04:51,168
‫میشه فقط زنگ بزنی؟

69
00:04:59,132 --> 00:05:00,270
‫سلام

70
00:05:01,067 --> 00:05:04,207
‫الانه که مامانم بیاد خونه اگه
‫تو رو اینجا ببینه عصبانی میشه

71
00:05:04,237 --> 00:05:09,186
‫اوه، فقط میخواستم اینو شخصا
‫بیارم دارم یه مهمونی میدم

72
00:05:09,175 --> 00:05:12,247
‫میدونی که اون نمیخواد
‫مارو با همدیگه ببینیم

73
00:05:14,047 --> 00:05:17,221
‫خب، تو باید بیای این مهمونی
‫رو دارم بخاطر تو میگیرم

74
00:05:17,250 --> 00:05:23,212
‫سعی میکنم با مامانم صحبت کنم
‫باشه؟ ولی واقعا دیگه باید بری

75
00:05:29,295 --> 00:05:34,040
‫ـ   سلام، خانم سولیس
‫ـ   عذرمیخوام من شمارو میشناسم؟

76
00:05:34,033 --> 00:05:36,172
‫آره، من جاستینم هم اتاقی جان

77
00:05:36,202 --> 00:05:38,239
‫خیلی منتظرتون بودم

78
00:05:38,271 --> 00:05:42,014
‫ـ   واقعا؟ چرا؟
‫ـ   میخوام در حقتون یه لطفی بکنم

79
00:05:42,041 --> 00:05:44,078
‫چه جور لطفی؟

80
00:05:44,077 --> 00:05:49,049
‫جان میگفت در حال حاضر
‫توانایی گرفتن باغبون ندارین

81
00:05:49,082 --> 00:05:52,256
‫و منم بهش گفتم خوشحال میشم
‫اینکارو براتون بکنم مجانی

82
00:05:52,251 --> 00:05:55,255
‫میخوای حیاط منو
‫مجانی اصلاح کنی؟

83
00:05:55,288 --> 00:06:00,237
‫چمنهاتون رو کوتاه میکنم به گلهاتون
‫آب میدم بوته هاتون رو اصلاح میکنم

84
00:06:01,194 --> 00:06:04,107
‫میتونم هرکاری که جان
‫براتون میکرده رو انجام بدم

85
00:06:04,130 --> 00:06:07,270
‫شما خیلی زیاد لطف داری
‫ولی فکر نمیکنم

86
00:06:07,300 --> 00:06:09,109
‫چرا؟

87
00:06:09,102 --> 00:06:12,174
‫چون این روزها شوهرم
‫تمام وقت خونه ست

88
00:06:12,205 --> 00:06:16,153
‫اگه بوته ای به اصلاح نیاز داشت
‫خودش میتونه اینکارو بکنه

89
00:06:16,142 --> 00:06:21,057
‫این حیاط قشنگی مطمئنم میشه
‫یکم بیشتر بهش توجه کرد

90
00:06:21,080 --> 00:06:25,153
‫خیلی سپاسگزارم
‫ولی نه، ممنون

91
00:06:26,119 --> 00:06:28,292
‫خانم سولیس، خواهش میکنم

92
00:06:30,089 --> 00:06:34,094
‫گفتم برای چی شوهرم تمام وقت
‫خونه ست؟ اون توی خونه زندانی

93
00:06:34,093 --> 00:06:35,094
‫اوه؟

94
00:06:35,128 --> 00:06:38,200
‫درحال حاضر هم حسابی
‫از دست دولت عصبانیه

95
00:06:38,197 --> 00:06:43,112
‫و میمیره واسه اینکه عصبانیتشو
‫روی کسی خالی کنه

96
00:06:53,012 --> 00:06:57,051
‫هی، بچه ها اینجا که زمین چوگان نیست
‫میتونین برین بیرون بازی کنین؟

97
00:06:57,049 --> 00:06:59,222
‫سلام، عزیزم
‫امروز چطور بود؟

98
00:07:02,021 --> 00:07:04,194
‫نتونستم مدیرعامل بشم

99
00:07:04,223 --> 00:07:08,103
‫اوه، تام، خیلی متأسفم

100
00:07:08,094 --> 00:07:11,166
‫اصلا برام قابل فهم نیست
‫پادوی پیترسون منم

101
00:07:11,197 --> 00:07:15,009
‫اونوقت چطور تیم داگن
‫بزگترین لاف زن توی شرکت

102
00:07:15,034 --> 00:07:17,173
‫بیشتر از من ترفیع میگیره؟

103
00:07:17,170 --> 00:07:20,049
‫فکر میکردم تیم داگن رو
‫دوست داری؟

104
00:07:20,039 --> 00:07:24,010
‫دارم فقط نمیدونم، فقط
‫واقعا اون ترفیع رو میخواستم

105
00:07:26,012 --> 00:07:29,186
‫هی، پسرا، این بازی جام
‫استنلی رو ببرین بیرون

106
00:07:31,117 --> 00:07:34,189
‫به آقای پیترسون گفتی که
‫اون شغل رو میخوای؟

107
00:07:34,220 --> 00:07:36,996
‫من هشت سال و نیمه
‫که اونجا کار کردم

108
00:07:37,023 --> 00:07:39,196
‫داگن همه ش دو ساله اومده
‫من بهش التماس نمیکنم

109
00:07:39,192 --> 00:07:43,140
‫من نمیگم برو التماس کن فقط باید
‫هرچندوقت یه بار از جات بلندشی

110
00:07:43,129 --> 00:07:48,101
‫موقعیتت رو ببینی و بدستش بیاری
‫هیچکس به یه آدم کمرو احترام نمیزاره

111
00:07:48,134 --> 00:07:53,208
‫خیلی چیزا بیشتر از ریاست کردنه
‫کاری که من میکنم بیصداست ولیموثر

112
00:07:53,206 --> 00:07:56,983
‫این جار و جنجال رو
‫ببرین بیرون

113
00:07:59,212 --> 00:08:02,091
‫هرکاری میدونی درسته بکن

114
00:08:05,218 --> 00:08:07,095
‫سوزان

115
00:08:07,119 --> 00:08:11,124
‫سلام، سکسی کجا بودی؟ دوبار
‫زنگ زدم دیگه از ما در میری؟

116
00:08:11,123 --> 00:08:16,163
‫چرا باید اینکارو بکنم؟ نه، با
‫خریدهای بقالی واقعا مشغولم

117
00:08:16,162 --> 00:08:19,268
‫دو روز؟
‫باید حسابی ذخیره کرده باشی

118
00:08:24,237 --> 00:08:28,049
‫ـ   نظرت راجب امشب شام چیه؟
‫ـ    آه

119
00:08:28,040 --> 00:08:30,247
‫شام امشب؟ آم

120
00:08:30,243 --> 00:08:32,245
‫حالت خوبه؟

121
00:08:34,247 --> 00:08:37,228
‫میتونی یه لحظه اینو بگیری؟

122
00:08:40,253 --> 00:08:43,234
‫بچسب به ماشین

123
00:08:45,191 --> 00:08:47,262
‫به نفعته که سکوت کنی

124
00:08:47,293 --> 00:08:51,263
‫هر حرفی بزنی میتونه برعلیه
‫خودت در دادگاه استفاده بشه

125
00:08:51,264 --> 00:08:56,111
‫میتونی با وکیل مشورت کنی

126
00:09:00,039 --> 00:09:05,216
‫اینو داشته باش: زک یانگ داره
‫شنبه شب یه مهمونی مختلط راه میندازه

127
00:09:05,244 --> 00:09:08,020
‫برامون دعوتنامه رسمی فرستاده

128
00:09:08,047 --> 00:09:11,256
‫تعجب کردم روشون
‫خمیرریش نریخته

129
00:09:11,284 --> 00:09:16,063
‫ـ   مگه یه دعوت خوب چه اشکالی داره؟
‫ـ   مامان، این یه مهمونی مختلطه

130
00:09:16,088 --> 00:09:18,159
‫میتونست فقط یه اعلامیه بزنه

131
00:09:18,157 --> 00:09:21,161
‫اون از لحاظ ژنتیکی قادر
‫به باحال بودن نیست

132
00:09:21,193 --> 00:09:24,037
‫پس، آه میخوای بری؟

133
00:09:24,030 --> 00:09:28,206
‫آه شاید منظورم اینه که، آم
‫با لیسا و جاستین و چندتا از بچه ها

134
00:09:28,234 --> 00:09:31,010
‫فکر کردیم خوش
‫میگذره بریم شنا

135
00:09:31,037 --> 00:09:33,278
‫ما همیشه واسه همه جا پایه ایم

136
00:09:33,272 --> 00:09:37,049
‫اوه، آم، لیسا همون دوستته
‫که ناقشو سوراخ کرده؟

137
00:09:37,076 --> 00:09:38,214
‫آره

138
00:09:38,210 --> 00:09:41,987
‫اخیرا زیاد با هم وقت
‫گذرونی کردین مگه نه؟

139
00:09:42,014 --> 00:09:44,085
‫بگمونم

140
00:09:45,117 --> 00:09:50,088
‫اوه، آه، اندرو، میخوام شنبه
‫شب ساعت ۱۱ خونه باشی

141
00:09:50,089 --> 00:09:53,161
‫یازده؟ مامان، فرداش
‫که مدرسه باز نیست

142
00:09:53,192 --> 00:09:57,038
‫بیری، حکومت نظامی
‫کاری رو از پیش نمیبره

143
00:09:57,129 --> 00:10:03,250
‫ممکنه تو بیونی از تمام مسئولیتهای والدین
‫بودنت کناره گیری کنی، ولی من نمیتونم

144
00:10:03,235 --> 00:10:07,980
‫چی اینجا چه خبره؟

145
00:10:09,241 --> 00:10:12,222
‫این به اون کاندومی که توی
‫اتاقم گذاشته بودین ربطی داره؟

146
00:10:12,211 --> 00:10:15,283
‫در واقع، بله و برای اینکه
‫حرفمون رو واضح زده باشیم

147
00:10:15,281 --> 00:10:18,228
‫اگه لیسا رو حامله کنی
‫باید باهاش ازدواج کنی

148
00:10:21,053 --> 00:10:23,090
‫اندرو، این مسئله خنده نداره

149
00:10:23,122 --> 00:10:26,069
‫مامانم، باور کن
‫خیلی خنده داره

150
00:10:26,092 --> 00:10:30,040
‫بیشتر از همه بخاطر اینکه
‫کاندوم مال من نبوده

151
00:10:40,039 --> 00:10:42,212
‫خیلی بیشعوری، میدونستی؟

152
00:10:51,150 --> 00:10:53,289
‫ظاهرا لازمه که باهم حرف بزنیم

153
00:10:55,054 --> 00:10:57,261
‫من هنوز دخترم
‫اگه میخواین بدونین

154
00:10:57,289 --> 00:11:01,169
‫خب، خوبه ولی چرا روی این کره
‫خاکی جنابعالی یه کاندوم لازم داری؟

155
00:11:01,193 --> 00:11:05,107
‫برنامه ریزی کردم سکس
‫داشته باشم و حامله نشم

156
00:11:05,131 --> 00:11:07,304
‫دنییل، تو رئیس باشگاه پرهیز
‫از مشروبات الکلی هستی

157
00:11:07,299 --> 00:11:10,246
‫نمیخواستم تا ترم
‫دوم اینکارو بکنم

158
00:11:10,236 --> 00:11:13,115
‫اونی که برنامه ریزی کردی
‫باهاش سکس داشته باشی کیه؟

159
00:11:13,139 --> 00:11:16,143
‫ـ   جان
‫ـ   فکر میکردم با اون بهم زدی

160
00:11:16,142 --> 00:11:19,180
‫نه اون با من بهم زد
‫چون نمیخواستم اینکارو بکنم

161
00:11:19,178 --> 00:11:21,283
‫اگه اون از این نوع آدماست
‫خوب شد ازش خلاص شدی

162
00:11:21,280 --> 00:11:24,261
‫مامان، تمام پسرای
‫مدرسه مون از همون نوعن

163
00:11:24,283 --> 00:11:28,288
‫و گذشته ازاین، جان فرق میکنه

164
00:11:28,287 --> 00:11:30,995
‫من دوستش دارم

165
00:11:32,158 --> 00:11:36,106
‫عزیزم، فقط بخاطر اینکه تو با
‫یه پسر سکس داشته باشی

166
00:11:36,095 --> 00:11:39,167
‫دلیل نمیشه که عاشقش هم بشی

167
00:11:39,198 --> 00:11:43,305
‫پس شاید دارم احمق میشم
‫اصلا مگه چیه؟ این فقط سکسه

168
00:11:44,303 --> 00:11:47,113
‫من خوشبختی تو رو میخوام

169
00:11:47,106 --> 00:11:51,020
‫میدونم جوان بودن و چنین
‫احساسی داشتن یعنی چی

170
00:11:51,043 --> 00:11:54,149
‫ولی من تا موقع ازدواج صبر
‫کردم پدرت هم همینطور

171
00:11:54,146 --> 00:11:56,285
‫و خیلی هم بهتر بود

172
00:11:56,315 --> 00:12:00,127
‫ولی آخرش بابا به
‫شما خیانت کرد

173
00:12:00,119 --> 00:12:02,030
‫بله خب

174
00:12:02,054 --> 00:12:04,159
‫حالا که اون برگشته
‫شمایی که بدبخت شدی

175
00:12:04,156 --> 00:12:07,160
‫ـ   چرا این حرفو میزنی؟
‫ـ   دیوارها خیلی نازکن

176
00:12:07,159 --> 00:12:10,140
‫احتمالا خیلی بیشتر از
‫اونی که باید میشنیدم، شنیدم

177
00:12:10,162 --> 00:12:13,234
‫ـ   اوه، آه
‫ـ   ببین، مامان، من خیلی دوستت دارم

178
00:12:13,232 --> 00:12:19,205
‫ولی سعی کن هیچوقت در مورد سکس
‫و خوشبختی هیچکس رو نصیحت نکنی

179
00:12:26,045 --> 00:12:28,218
‫اینا رو میبینی؟
‫پنج تا اخطار دیگه

180
00:12:28,247 --> 00:12:31,160
‫ـ   نگران نباش ردیفش میکنم
‫ـ   چطوری میخوای ردیفش کنی؟

181
00:12:31,183 --> 00:12:33,129
‫میتونم ساندویچمو تموم کنم؟

182
00:12:33,152 --> 00:12:35,257
‫اخیرا حساب بانکیمونو دیدی؟
‫ورشکست شدیم

183
00:12:35,287 --> 00:12:38,291
‫و هنوز پول قسط خونه رو ندادیم
‫پول خرجای دیگه مونده

184
00:12:38,290 --> 00:12:41,134
‫گبی، درست میشه

185
00:12:41,160 --> 00:12:43,161
‫نه، نمیشه جدی
‫جدی بدبخت شدیم

186
00:12:43,162 --> 00:12:46,143
‫و من از این وحشتم زده
‫که تو وحشتت نزده

187
00:12:46,165 --> 00:12:48,202
‫ـ   همه چیز عوض میشه
‫ـ   کی؟

188
00:12:48,200 --> 00:12:53,172
‫نمیدونم کی ولی ما آدمای خوش شانسی
‫هستیم و دوباره هم شانس میاریم

189
00:12:53,205 --> 00:12:57,119
‫ـ   اون چیه؟
‫ـ   باغبونه

190
00:12:58,310 --> 00:13:01,314
‫امروز یه باغبون
‫جدید گرفتیم

191
00:13:01,313 --> 00:13:05,056
‫برامون خرجی نداره
‫یکی از دوستای جان

192
00:13:05,050 --> 00:13:09,226
‫ـ   کارلوس
‫ـ   گفت مجانی حیاط رو اصلاح میکنه

193
00:13:10,089 --> 00:13:15,198
‫حالا میتونی باورکنی؟
‫ما آدمای خوش شانسی هستیم

194
00:13:24,203 --> 00:13:27,082
‫ـ   هی، داگن نوبت توئه، جیگر
‫ـ   کار خودته

195
00:13:27,106 --> 00:13:29,211
‫ـ   آره، داگن
‫ـ   بزن بریم

196
00:13:29,208 --> 00:13:32,189
‫سلام، بچه ها
‫خوشحالم بازم می بینمتون

197
00:13:32,211 --> 00:13:35,055
‫ـ   سلام
‫ـ   سلام

198
00:13:35,181 --> 00:13:38,060
‫اینقدر قیافه افسرده هارو
‫نگیر تو موفق میشی

199
00:13:38,083 --> 00:13:42,122
‫اوه، مال این نیست که
‫این قیافهء نفرت از تیم داگنه

200
00:13:44,023 --> 00:13:45,127
‫اوه، داگن زد

201
00:13:45,157 --> 00:13:47,137
‫بفرما

202
00:13:47,259 --> 00:13:51,036
‫ببین اون شغل دزد
‫حرومزاده چطور میدوئه

203
00:13:51,030 --> 00:13:54,034
‫مثل این سگ شکاریهای گامبالو

204
00:13:54,033 --> 00:13:57,014
‫که واسه پاچه خواری
‫معروفن داره قل میخوره

205
00:13:57,036 --> 00:14:00,017
‫فراموش کردم موقع
‫طعنه زدن بامزه ای

206
00:14:00,039 --> 00:14:04,181
‫داره زور میزنه یه دور دیگه هم بره انگار
‫گفتن اگه بدویی اینجارو به نامت میکنیم

207
00:14:04,176 --> 00:14:08,090
‫با استفاده از حق بازیکن
‫بدبختی مثل تام اسکاوو

208
00:14:08,080 --> 00:14:13,189
‫اوه داگن میره پایین
‫داگن میره پایین اوخ

209
00:14:13,219 --> 00:14:15,256
‫سگ شکاری دهنش
‫سرویس میشه

210
00:14:15,254 --> 00:14:18,235
‫حتما واسه بیرون اومدن از
‫بازی هم یه فکر پلید دیگه کرده

211
00:14:18,257 --> 00:14:20,100
‫تام

212
00:14:22,194 --> 00:14:25,198
‫نه، مطمئنم داره فیلم بازی میکنه

213
00:14:28,234 --> 00:14:30,235
‫اوه، خدای من

214
00:14:30,236 --> 00:14:33,115
‫خدای من

215
00:14:36,175 --> 00:14:40,089
‫ـ   این فقط یه مهمونی همه میرن
‫ـ   گفتم نه

216
00:14:40,079 --> 00:14:43,185
‫میخوای چیکار کنی؟ تا ۱۸ سالگی
‫پسرا رو از من دور نگه داری؟

217
00:14:43,215 --> 00:14:47,061
‫تو میتونی تا اونموقع پسرا رو
‫ببینی، فقط اون پسر رو نمیتونی

218
00:14:47,086 --> 00:14:49,123
‫چرا از زک متنفری؟

219
00:14:49,154 --> 00:14:53,034
‫من از زک متنفر نیستم فقط فکر
‫میکنم اون یجورایی دیوونه ست

220
00:14:53,025 --> 00:14:55,096
‫مامان، من شنیدم مردم میگن
‫شما یجورایی دیوونه هستین

221
00:14:55,094 --> 00:14:58,132
‫من یه دیوونهء با ارزشم
‫و اون دیوونهء وحشی

222
00:15:02,268 --> 00:15:04,077
‫ـ   سوزان مایر
‫ـ   بله

223
00:15:04,103 --> 00:15:08,176
‫من بازرس کوپلند هستم
‫مامور رسیدگی به قتل مارتا هوبر

224
00:15:08,207 --> 00:15:11,017
‫میخوام درمورد مایک
‫دلفینو با شما صحبت کنم

225
00:15:11,010 --> 00:15:14,150
‫یادتون میاد که آقای دلفینو رو
‫روز هفتم ماه گذشته دیده باشین؟

226
00:15:14,179 --> 00:15:17,126
‫هفتم روز مهمیه؟

227
00:15:17,182 --> 00:15:20,220
‫ما فکر میکنیم مارتا هوبر
‫در اونشب به قتل رسیده

228
00:15:20,219 --> 00:15:23,063
‫هوبر ساعت ۹ توی
‫بقالی دیده شده

229
00:15:23,088 --> 00:15:26,262
‫ولی فردا صبح طبق وقت
‫قبلیش به دندونپزشکی نرفته

230
00:15:26,258 --> 00:15:28,295
‫ـ   چه روزی بود؟
‫ـ   یکشنبه

231
00:15:28,294 --> 00:15:31,173
‫اوه اوه، خدای من بله

232
00:15:31,196 --> 00:15:33,005
‫بله بله

233
00:15:33,032 --> 00:15:35,069
‫بله، اونشب من
‫من با مایک بودم

234
00:15:35,067 --> 00:15:36,205
‫ـ   مطمئن هستید؟
‫ـ   بله

235
00:15:36,201 --> 00:15:41,275
‫شب بزرگی بود، روابطمون گسترده شد
‫اونشب اولین باری بود که ما

236
00:15:41,307 --> 00:15:46,017
‫ـ   اولین باری که شما ؟
‫ـ   اونکارو کردناولین باری که اونکارو کردن

237
00:15:46,011 --> 00:15:47,183
‫ـ   جولی
‫ـ   بود دیگه

238
00:15:47,212 --> 00:15:50,022
‫ـ   تو از کجا میدونی؟
‫ـ   منکه خنگ نیستم

239
00:15:50,015 --> 00:15:54,259
‫ـ   توی کمد شورت مردونه پیدا کردم
‫ـ   اونو ننویس

240
00:15:54,286 --> 00:15:57,062
‫خوبه دیگه میتونین بزارین
‫مایک بره اون بی گناهه

241
00:15:57,056 --> 00:16:00,196
‫فرض میکنم که شما
‫حقیقت رو به من گفتین

242
00:16:00,225 --> 00:16:01,259
‫حقیقته

243
00:16:01,260 --> 00:16:06,073
‫صبح روز بعدش هم شیرینیهای شکل
‫قلبهای کوچولو درست کرد

244
00:16:06,098 --> 00:16:09,079
‫جدی میگم، قلبهای کوچولو

245
00:16:15,074 --> 00:16:17,213
‫اوه، خدا

246
00:16:17,242 --> 00:16:20,086
‫جاستین تو این بالا
‫چیکارمیکنی؟

247
00:16:20,079 --> 00:16:25,188
‫آه بوته هارو تموم کردم کار دیگه ای
‫هست که آقای سولیس بخوان انجام بدند؟

248
00:16:25,217 --> 00:16:28,221
‫اون اینجا نیست
‫با وکیلش جلسه داره

249
00:16:28,253 --> 00:16:31,097
‫پس یعنی تنهاییم

250
00:16:31,090 --> 00:16:33,229
‫نه منم تنهائم
‫تو هم داری میری

251
00:16:33,258 --> 00:16:35,295
‫من عجله ندارم

252
00:16:35,294 --> 00:16:39,174
‫ـ   میتونیم یه مدت با هم باشیم
‫ـ   فکر نمیکنم

253
00:16:39,198 --> 00:16:43,237
‫بیخیال خانم سولیس اگه منو بشناسین
‫میبینی که میتونم خیلی بهت خوش بگذرونم

254
00:16:43,235 --> 00:16:46,045
‫همهء دوستام همینو میگن

255
00:16:46,071 --> 00:16:49,280
‫منکه دوستای تو نیستم
‫از اتاق خواب من برو بیرون

256
00:16:49,274 --> 00:16:52,153
‫یالا دیگه، خانم سولیس
‫مهربون باش

257
00:16:57,149 --> 00:16:59,129
‫نباید اینکارو بکنی

258
00:16:59,151 --> 00:17:01,222
‫میدونی واسه من
‫چقدرآسونه که

259
00:17:01,253 --> 00:17:04,200
‫با شوهرم تماس بگیرم و بهش
‫بگم سعی داشتی چیکار کنی؟

260
00:17:04,223 --> 00:17:09,070
‫آسون تر از این نیست که بهش
‫بگم بین تو و جان چه اتفاقی افتاده

261
00:17:09,061 --> 00:17:12,133
‫من عذر میخوام، خانم سولیس

262
00:17:12,131 --> 00:17:15,135
‫ولی باید با من خوب باشین

263
00:17:15,134 --> 00:17:18,172
‫حد اقل یه بار

264
00:17:32,284 --> 00:17:34,161
‫مایک

265
00:17:34,219 --> 00:17:37,132
‫مایک حالت خوبه؟

266
00:17:37,156 --> 00:17:40,228
‫آه آره آره
‫فقط یکم خجالت میکشم

267
00:17:40,225 --> 00:17:44,264
‫ـ   حتما شدم موضوع حرف همسایه ها
‫ـ   نه واقعا نه نه

268
00:17:44,263 --> 00:17:47,244
‫حدس بزن چی شده؟
‫من ازت دفاع کردم

269
00:17:47,266 --> 00:17:52,238
‫به پلیس گفتم اونشب که خانم
‫هوبر کشته شده ما باهم بودیم

270
00:17:52,237 --> 00:17:56,117
‫و اینکه هیچوقت نمیتونم
‫اونشب رو فراموش کنم

271
00:17:56,141 --> 00:18:00,283
‫ـ   تو که فکر نمیکنی خانم هوبرو من کشتم؟
‫ـ   نه نه، معلومه که نه

272
00:18:00,279 --> 00:18:06,036
‫هیچوقت نمیتونم فکر کنم کسی رو کشتی
‫حتی اگه ازت دفاع هم نمیکردم که کردم

273
00:18:06,051 --> 00:18:12,058
‫خیلی خب آم، میخوام دوش
‫بگیرم زندان یجورایی کثیفه

274
00:18:12,057 --> 00:18:16,005
‫ـ   بعدا باهات تماس میگیرم باشه؟
‫ـ   حتما کی؟

275
00:18:17,262 --> 00:18:22,143
‫بعدا فقط یه چندتا کار هست
‫که باید انجامش بدم باشه؟

276
00:18:24,069 --> 00:18:26,106
‫باشه

277
00:18:27,306 --> 00:18:30,048
‫ـ   خانم وندیکمپ
‫ـ   سلام، جان

278
00:18:30,042 --> 00:18:33,148
‫عذر میخوام که بدون خبر اومدم
‫یه لحظه وقت داری؟

279
00:18:33,178 --> 00:18:35,055
‫حتما

280
00:18:37,149 --> 00:18:40,153
‫خب چیکار
‫میتونم براتون بکنم؟

281
00:18:40,152 --> 00:18:44,100
‫خب، دخترم قصد داره
‫دختر بودنش رو به تو بده

282
00:18:44,089 --> 00:18:48,060
‫و به این فکر افتادم که اگه لطف
‫کنی و دختریش رو ازش نگیری

283
00:18:53,132 --> 00:18:57,046
‫ـ   سلام
‫ـ   سلام تیم چی شد؟

284
00:18:57,069 --> 00:19:00,209
‫سه برابر از قبل حالش خوبه

285
00:19:00,205 --> 00:19:02,242
‫خدارو شکر

286
00:19:02,241 --> 00:19:04,221
‫البته من نا شکر نیستم

287
00:19:04,243 --> 00:19:09,022
‫اون نمیتونه تا چهار ماه
‫آینده سر کار برگرده

288
00:19:09,014 --> 00:19:10,186
‫اوه

289
00:19:12,184 --> 00:19:13,219
‫چیه؟

290
00:19:13,252 --> 00:19:15,289
‫شرکت هنوز به توسعه نیاز داره

291
00:19:15,287 --> 00:19:20,258
‫پس اونا یک آدم واجد شرایط مثل
‫من نیاز دارن، که کارارو ردیف کنه

292
00:19:20,259 --> 00:19:23,172
‫ـ   رفتی سروقت درخواست ترفیع تیم؟
‫ـ   نه

293
00:19:23,195 --> 00:19:26,039
‫ترفیع رو گرفتم
‫باید منو میدیدی

294
00:19:26,064 --> 00:19:28,237
‫مستقیم رفتم توی دفتر پیترسون

295
00:19:28,233 --> 00:19:32,079
‫و گفتم حماقت میکنه اگه
‫ترفیع داگن رو نگه داره

296
00:19:32,070 --> 00:19:35,142
‫ـ   تو به رئیست گفتی احمق؟
‫ـ   آره

297
00:19:35,174 --> 00:19:39,122
‫یخورده ریسک بود
‫ولی اون شغل رو به من داد

298
00:19:39,111 --> 00:19:42,024
‫ـ   اوه، خدای من عالیه
‫ـ   عزیزم، این منم

299
00:19:42,047 --> 00:19:46,052
‫ـ   تمام غرب رو توی دست میگیرم
‫ـ   اوه، خدا چی؟ چی؟

300
00:19:46,084 --> 00:19:49,224
‫فکر میکردم دنبال این بودی که
‫کاراتو توی خونه انجام بدی

301
00:19:49,221 --> 00:19:53,191
‫نه دارم یه دفتر جدید توی لس آنجلس
‫باز میکنم اینو بهت گفته بودم

302
00:19:53,192 --> 00:19:55,138
‫نه

303
00:19:57,029 --> 00:19:58,269
‫نه، نگفته بودی

304
00:19:58,297 --> 00:20:03,110
‫باشه خب، فقط یکم مقدار
‫مسافرتها بیشتر میشه، ولی

305
00:20:03,101 --> 00:20:06,105
‫تام، تو همینجوریشم
‫خونه نیستی

306
00:20:06,104 --> 00:20:09,108
‫حالا دیگه میخوای
‫چی، دو جا کار کنی؟

307
00:20:09,141 --> 00:20:11,212
‫عزیزم، خواهش
‫میکنم خرابش نکن

308
00:20:11,210 --> 00:20:13,281
‫باید با من مشورت میکردی

309
00:20:13,312 --> 00:20:17,055
‫مشورت کردم خودت گفتی
‫نباید آدم کمرویی باشم

310
00:20:17,049 --> 00:20:21,088
‫فکر میکردم برای موقعیت
‫کار توی خونه ست

311
00:20:21,186 --> 00:20:23,097
‫خیلی خب، من
‫میرم دوش بگیریم

312
00:20:23,121 --> 00:20:26,125
‫ببین، صبرکن، صبرکن
‫میدونم این برات چقدر اهمیت داره

313
00:20:26,124 --> 00:20:29,196
‫نه، نمیدونی
‫نه، نمیدونی من ۴۱ سالمه

314
00:20:29,228 --> 00:20:33,176
‫اگه الان نتونم مدیرعامل بشم
‫دیگه هرگز این اتفاق نمیافته

315
00:20:33,198 --> 00:20:36,145
‫این حرفهء منه برام مهمه

316
00:20:36,134 --> 00:20:40,241
‫مال منم برام مهم بود
‫ولی اینجائم نیستم؟

317
00:20:43,208 --> 00:20:46,087
‫من این شغل رو میگیرم

318
00:20:52,184 --> 00:20:56,155
‫اون گفت بخاطر اینکه نخوااسته با تو
‫سکس داشته باشه باهاش بهم زدی

319
00:20:56,188 --> 00:21:00,227
‫عجب آم باشه، موضوع اینه

320
00:21:00,259 --> 00:21:04,002
‫من این حرفو زدم
‫ولی این فقط یه بهونه بود

321
00:21:04,029 --> 00:21:07,306
‫منظورم اینه که، حقیقت اینه که
‫اونی که عاشقش بودم، دنییل نبود

322
00:21:08,200 --> 00:21:09,200
‫واقعا؟

323
00:21:09,201 --> 00:21:12,148
‫اون همیشه به این مغرور بود
‫که هیچوقت اینکارو انجام نمیده

324
00:21:12,170 --> 00:21:15,208
‫منم باخودم گفتم
‫هی، این راه خلاص شدنمه

325
00:21:15,207 --> 00:21:18,188
‫خب، اون نسبت به تو
‫خیلی حس شهوانی داره

326
00:21:18,210 --> 00:21:25,071
‫سوء تفاهم نشه دنییل دختر خوبیه ولی
‫حقیقت اینه که، پای یکی دیگه درمیونه

327
00:21:25,050 --> 00:21:28,259
‫اوه، حالا با همون شخصی؟

328
00:21:28,287 --> 00:21:33,202
‫دقیقا نه این اواخر زیاد
‫همدیگه رو نمی بینیم

329
00:21:33,225 --> 00:21:38,140
‫ولی همین خانوم دختره
‫یجورایی منو بیخیال شده

330
00:21:39,031 --> 00:21:41,204
‫اوه، می بینم

331
00:21:42,034 --> 00:21:47,245
‫ببین، نگران نباشین، با دنییل صحبت
‫میکنم و یواش یواش منصرقش میکنم

332
00:21:47,239 --> 00:21:50,220
‫آم، راستش، ترجیح
‫میدم اینکارو نکنی

333
00:21:50,208 --> 00:21:52,154
‫ها؟

334
00:21:55,113 --> 00:21:58,060
‫من دخترمو میشناسم
‫تصمیمی که میگیره قطعیه

335
00:21:58,050 --> 00:22:02,089
‫مگراینکه واقعا بخوای باهاش بمونی
‫چون اون فکر میکنه هنوز امیدی هست

336
00:22:02,087 --> 00:22:04,260
‫باشه باهاش میمونم

337
00:22:05,190 --> 00:22:07,101
‫بهتره هنوزم

338
00:22:07,125 --> 00:22:10,265
‫شهوانی باشی

339
00:22:23,275 --> 00:22:28,156
‫ـ   تصمیم گرفتی با قند خودکشی کنی؟
‫ـ   من تا یه سال دیگه رفتنی ام

340
00:22:28,146 --> 00:22:32,060
‫چیزای بزرگتری از دیابت
‫برای نگران شدن دارم

341
00:22:32,050 --> 00:22:34,223
‫خب، اون زنی که فکر
‫میکنن تو کشتی کیه؟

342
00:22:34,219 --> 00:22:39,100
‫مارتا هوبر آدم فضول محله
‫فکر میکردم قتلش تصادفی بوده

343
00:22:39,124 --> 00:22:43,129
‫پیدا شدن جواهرش توی
‫گاراژ تو تصادفی نبوده

344
00:22:43,161 --> 00:22:45,141
‫تو کشتیش؟

345
00:22:45,130 --> 00:22:50,045
‫نه همونی که منو جلو انداخته کارش
‫حرف نداشته دور تا دورم شده پلیس

346
00:22:50,035 --> 00:22:54,006
‫ـ   من میگم تو به یه چیزی نزدیک شدی
‫ـ   اگه هم نزدیک شدم، خودم نمی بینم

347
00:22:54,039 --> 00:22:59,113
‫مردم از خودشون رد بجا میزارن
‫یکی از همون ردها به دیادرا منتهی میشه

348
00:22:59,111 --> 00:23:01,148
‫اونی که تو رو جلو
‫انداخته حتما اینو میدونه

349
00:23:01,179 --> 00:23:05,093
‫شاید، ولی اگه بیافتم توی زندان
‫تو هم به جایی نمیزسی

350
00:23:05,083 --> 00:23:09,122
‫من پولدارم، مایک یکی از
‫بهترین مزایای پولدار بودن

351
00:23:09,154 --> 00:23:13,296
‫اینه که دلت قرصه میتونی راه
‫خروجت از هر مشکلی رو بخری

352
00:23:15,160 --> 00:23:22,180
‫من پولهامو با خودم نمیبرم توی قبر
‫برای نگهداشتن تو ازشون استفاده میکنم

353
00:23:26,138 --> 00:23:28,209
‫ـ   خانم سولیس؟
‫ـ   سلام، جاستین

354
00:23:28,240 --> 00:23:32,279
‫ـ   اینجا چیکار میکنین؟
‫ـ   اومدم اینجا تا با هم اتاقیت صحبت کنم

355
00:23:32,310 --> 00:23:36,258
‫جان؟ فکر نمیکردم شماها
‫هنوزم با هم صحبت میکنین

356
00:23:36,248 --> 00:23:40,060
‫خب، حالا یه چیزی داریم که
‫باید درموردش صحبت کنیم تو

357
00:23:40,085 --> 00:23:41,223
‫ـ   من؟
‫ـ   بله

358
00:23:41,219 --> 00:23:45,065
‫اینکه چطور سعی داری با
‫تهدید با من همخوابه بشی

359
00:23:45,090 --> 00:23:47,263
‫ـ   نمیدونم چه عکس العملی نشون میده
‫ـ   خانم سولیس

360
00:23:47,259 --> 00:23:50,263
‫فکر میکنی عصبانی میشه؟

361
00:23:51,263 --> 00:23:55,109
‫ـ   نمیتونین در اونمورد با جان
‫صحبت کنین؟ ـ   اوه، میتونم

362
00:23:55,100 --> 00:23:59,048
‫و اینکارو هم میکنم
‫مرتیکهء آشغال

363
00:24:00,071 --> 00:24:03,245
‫گوش کن، خانم سولیس، متأسفم

364
00:24:04,109 --> 00:24:07,283
‫ـ   من نمیخواستم شمارو تهدید کنم
‫ـ   پس چرا کردی؟

365
00:24:07,279 --> 00:24:10,226
‫من واقعا احتیاج
‫داشتم با شما بخوابم

366
00:24:10,215 --> 00:24:12,286
‫ـ   چرا؟
‫ـ   چون

367
00:24:16,221 --> 00:24:19,225
‫فکر میکنم احتمالا
‫همجنس باز باشم

368
00:24:20,058 --> 00:24:21,264
‫اوه

369
00:24:21,259 --> 00:24:23,261
‫بابایی بابایی بابایی

370
00:24:23,295 --> 00:24:26,174
‫هی چطورین؟

371
00:24:28,099 --> 00:24:32,138
‫ـ   چه خبره؟
‫ـ   پسرا میدونستند نمیتونی بیای خونه

372
00:24:32,137 --> 00:24:38,190
‫تا بعد از خوابشون، واسه همین تصمیم
‫گرفتیم خودمون بیایم ملاقات مدیرعامل جدید

373
00:24:38,210 --> 00:24:42,022
‫آره ببین بالاخره یه دفتر
‫با پنجره گرفتم ها؟

374
00:24:42,047 --> 00:24:44,254
‫آره چقدرم پنجره داره

375
00:24:46,251 --> 00:24:49,130
‫هی، بچه ها هی، کی میخواد
‫صندلی سواری کنه؟

376
00:24:49,120 --> 00:24:53,034
‫ـ   من من من
‫ـ   خیلی خب از این طرف بیاین

377
00:24:53,058 --> 00:24:56,130
‫ـ   بیاین اینجا حاضرین؟

378
00:24:57,128 --> 00:24:59,267
‫محکم بشین

379
00:25:01,132 --> 00:25:03,203
‫داری محیط اجرایی
‫جدید رو تماشا میکنی؟

380
00:25:03,235 --> 00:25:06,307
‫اوه، میدونی که

381
00:25:09,274 --> 00:25:14,019
‫ـ   میتونم یه راز کوچولو رو
‫بهت بگم؟ ـ   حتما

382
00:25:14,045 --> 00:25:17,219
‫دن میخواست ترفیع رو
‫واسه تیم داگن نگه داره

383
00:25:17,249 --> 00:25:21,197
‫و من بودم که متقاعدش
‫کردم بدتش به تام

384
00:25:21,219 --> 00:25:24,166
‫ـ   واقعا؟
‫ـ   آها

385
00:25:24,189 --> 00:25:29,002
‫تام خیلی زحمتکشه و خیلی
‫هم اون ترفیع رو میخواست

386
00:25:29,027 --> 00:25:32,998
‫آره، همینطوره

387
00:25:33,131 --> 00:25:37,170
‫جریان چیه؟ مگه تو واسه
‫این ترفیع خوشحال نیستی؟

388
00:25:37,168 --> 00:25:42,277
‫لینت میفهمید که بهتر بود برای رهایی از
‫این خطر به همسر رئیس دروغ بگه

389
00:25:42,307 --> 00:25:45,186
‫خب، عالیه

390
00:25:45,210 --> 00:25:48,123
‫معلومه ممنونم

391
00:25:48,113 --> 00:25:51,117
‫مشروط بر اینکه
‫زیاد تاکید نکنه

392
00:25:51,149 --> 00:25:54,096
‫البته، منظورم اینه که

393
00:25:54,119 --> 00:25:59,125
‫من از اینکه تمام وقت خونه
‫نباشه دلم براش تنگ میشه

394
00:25:59,124 --> 00:26:03,266
‫بیشتر پول در میاره، ولی
‫جشن تولدهارو از دست میده

395
00:26:03,295 --> 00:26:10,224
‫بازی بیسبال، اولین حضور بچه ها
‫ولی اینا هم میگذره دیگه درسته؟

396
00:26:10,235 --> 00:26:17,096
‫فقط امیدوارم روزی نیاد که تام پشت سرشو
‫نگاه کنه و از دور بودنش پشیمون بشه

397
00:26:19,044 --> 00:26:22,184
‫اوه، بهتره قبل از اینکه چیزی
‫رو نشکوندن بیارمشون بیرون

398
00:26:22,180 --> 00:26:25,161
‫ـ   البته می بینمت
‫ـ   باشه

399
00:26:31,056 --> 00:26:36,130
‫پس، با این حس واکنشی
‫هم نشون دادی؟

400
00:26:37,295 --> 00:26:44,088
‫یه رفیق دارم همیشه با همیم
‫گشت وگذار میکنیم ولی بیفایده ست

401
00:26:44,069 --> 00:26:48,040
‫این اواخر، یجورایی
‫میرم توو فکرش

402
00:26:48,073 --> 00:26:50,144
‫و نمیدونم چطوری
‫از پس اینکار بر بیام

403
00:26:50,175 --> 00:26:51,245
‫عجب

404
00:26:51,276 --> 00:26:54,223
‫و فکر کردم اگه با یه نفر
‫مثل شما همخوابه بشم

405
00:26:54,212 --> 00:26:59,127
‫یجورایی مطمئن بودم که
‫این حس از سرم میره بیرون

406
00:26:59,150 --> 00:27:04,065
‫ولی چرا من؟ تو بچهء خوش قیافه ای هستی
‫چرا سعی نمیکنی با یکی همسن خودت باشی؟

407
00:27:04,055 --> 00:27:11,109
‫با دخترا حرف میزنم اگه با
‫یکی کاری کنم و بویی ببره

408
00:27:11,129 --> 00:27:13,006
‫اونوقت همه توی
‫مدرسه خبردار میشن

409
00:27:13,031 --> 00:27:17,104
‫و فکر کردم میتونم به شما اعتماد
‫کنم چون شما شوهر دارین

410
00:27:17,135 --> 00:27:23,051
‫خب، بگمونم یجورایی
‫بد متوجه شدی

411
00:27:24,275 --> 00:27:30,032
‫میدونین، یه چند وقتیه من و
‫رفیقم بیشتر پیش هم هستیم

412
00:27:30,015 --> 00:27:33,019
‫و تمام وقت به خودم میگم

413
00:27:33,051 --> 00:27:37,090
‫که اینکار واقعا ارزشی
‫نداره میدونین؟

414
00:27:39,024 --> 00:27:42,028
‫بگمونم فقط دارم خودمو
‫دست میندازم ها؟

415
00:27:42,027 --> 00:27:44,234
‫همه مون با پذیرفتن یه
‫چیزایی مشکل داریم

416
00:27:47,098 --> 00:27:53,014
‫ولی تو بالاخره با حقیقت روبه رو شدی
‫و فکر میکنم این یجورایی شهامته

417
00:27:53,004 --> 00:27:57,043
‫ـ   ممنون
‫ـ   احتمالا من دیگه باید برم

418
00:28:00,111 --> 00:28:05,060
‫آه فقط میخوام بدونین، در مورد شما و
‫جان هیچوقت به آقای سولیس حرفی نمیزنم

419
00:28:05,083 --> 00:28:09,293
‫ممکنه من همجنس باز
‫باشم ولی آشغال نیستم

420
00:28:25,136 --> 00:28:27,309
‫هیچ حسی بهت دست داد؟

421
00:28:29,274 --> 00:28:32,050
‫راستش نه

422
00:28:33,044 --> 00:28:36,218
‫تو قطعا همجنسبازی

423
00:28:47,025 --> 00:28:50,029
‫ـ   سلام ـ   سلامببخشید این
‫وقت شب مزاحمتون میشم

424
00:28:50,028 --> 00:28:55,137
‫ولی میخواستم ببینم اگه امکانش هست برای
‫جواب دادن به چندتا سوال دیگه با من بیاین

425
00:28:55,166 --> 00:29:00,137
‫الان؟ خب، عذر میخوام، من و
‫دخترم میخوایم امشب بریم سینما

426
00:29:00,138 --> 00:29:05,110
‫مامان؟ میتونیم یه شب
‫دیگه بریم اشکالی نداره

427
00:29:06,111 --> 00:29:08,284
‫ـ   آه، اجازه بدین کیفمو بردارم
‫ـ   عالیه

428
00:29:08,313 --> 00:29:11,089
‫ـ   مطمئنی؟
‫ـ   آره

429
00:29:11,082 --> 00:29:12,186
‫زود میام

430
00:29:12,183 --> 00:29:15,062
‫ـ   خداحافظ
‫ـ   خداحافظ

431
00:29:27,298 --> 00:29:33,146
‫شما گفتین روز هفتم مایک اطراف
‫ساعت۰۱شب اومده خونهء شما

432
00:29:33,171 --> 00:29:36,118
‫آم، باید توی دوربین
‫صحبت کنم یا

433
00:29:36,141 --> 00:29:38,142
‫نه فقط با من صحبت کنین

434
00:29:38,143 --> 00:29:43,183
‫باشه آه، بله  اون
‫اطراف ساعت ۱۰ اومد

435
00:29:43,214 --> 00:29:47,253
‫شما از خصومتی بین مایک
‫و مارتا هوبر خبر داشتین؟

436
00:29:47,285 --> 00:29:49,162
‫نه

437
00:29:49,154 --> 00:29:53,034
‫خبر داشتین اخیرا
‫مایک تیر خورده بود؟

438
00:29:53,057 --> 00:29:55,196
‫بله، روز ولنتاین

439
00:29:55,193 --> 00:30:00,108
‫ـ   میدونین این اتفاق چطور پیش اومده؟
‫ـ   تفنگش از دستش افتاده، موقع نمیز کردن

440
00:30:00,131 --> 00:30:03,044
‫خانم مایر، من سالهاست
‫که با اسلحه سروکار دارم

441
00:30:03,067 --> 00:30:06,241
‫تا حالا هرگز ندیدم موقعی که
‫اسلحه زمین بخوره شلیک کنه

442
00:30:06,237 --> 00:30:10,208
‫ـ   یه نفر ماشه رو کشیده
‫ـ   در اینمورد چیزی نمیدونم

443
00:30:10,241 --> 00:30:14,189
‫خبر داشتین توی خیابون کاج یه
‫تهاجم به منزل صورت گرفته بوده

444
00:30:14,212 --> 00:30:16,249
‫ـ   یک روز قبل از ولنتاین؟
‫ـ   نه

445
00:30:16,247 --> 00:30:20,252
‫ـ   متهاجم از ناحیه شکم تیر میخوره
‫جراحت مایک کجای بدنش بود؟

446
00:30:23,188 --> 00:30:26,169
‫شکم

447
00:30:31,162 --> 00:30:33,233
‫شما دوستش دارین؟

448
00:30:33,231 --> 00:30:36,110
‫چی؟

449
00:30:37,068 --> 00:30:39,069
‫این قضیه چه ربطی به ؟

450
00:30:39,070 --> 00:30:42,176
‫گاهی اوقات مردم وقتی عاشق
‫میشن کارای احمقانه میکنن

451
00:30:42,207 --> 00:30:46,280
‫من دیگه اینو خوب میدونم
‫من چهار بار ازدواج کردم

452
00:30:46,311 --> 00:30:50,225
‫حقیقت رو به من بگین، اونشب
‫اون با شما نبوده مگه نه؟

453
00:30:50,248 --> 00:30:53,229
‫ـ   ازتون خواسته دروغ بگین
‫مگه نه؟ ـ   نه

454
00:30:53,218 --> 00:30:58,065
‫اون با من بود و مایک
‫کسی رو نکشته من مطمئنم

455
00:31:09,267 --> 00:31:13,272
‫مایک دلفینو: مجرم سال ۱۹۸۷

456
00:31:13,271 --> 00:31:18,050
‫پنج سال و نیم حبس به دلیل
‫قاچاق مواد مخدر وآدمکشی

457
00:31:29,287 --> 00:31:32,268
‫یه قهوه میخواین؟
‫من میرم یه قهوه بخورم

458
00:31:45,203 --> 00:31:49,151
‫داره واسه یارو طفره میره؟

459
00:31:49,307 --> 00:31:53,050
‫نه اون فقط یه بدبخته

460
00:32:04,122 --> 00:32:08,002
‫بگمونم هنوز کسی توی استخر
‫نیست میخوای شنا کنی؟

461
00:32:08,026 --> 00:32:12,168
‫خواهش میکنم، فقط یه ساعت
‫موهامو سشوار کشیدم

462
00:32:12,163 --> 00:32:15,007
‫موفق باشی

463
00:32:16,067 --> 00:32:19,139
‫من بعدا می بینمت باشه؟

464
00:32:19,137 --> 00:32:21,014
‫باشه

465
00:32:22,140 --> 00:32:23,278
‫سلام

466
00:32:25,243 --> 00:32:30,124
‫سلام، برات یه سوپرایز دارم
‫میخوای بریم یه جایی و صحبت کنیم؟

467
00:32:30,148 --> 00:32:33,220
‫آره باید صحبت کنیم

468
00:32:33,217 --> 00:32:37,165
‫ـ   سلام بالاخره تونستی بیای
‫ـ   اندرو اینجاست فکر نمیکردم بیاد

469
00:32:37,188 --> 00:32:42,160
‫آره، چندتا از دوستاشوآورده دارن
‫عوضی بازی درمیارن حواست باشه

470
00:32:42,193 --> 00:32:46,232
‫برام مهم نیست الان دیگه تو
‫اینجایی همین خیلی عالیه

471
00:32:48,099 --> 00:32:50,272
‫سلام، پسر بیا بریم

472
00:32:51,202 --> 00:32:54,274
‫ـ   دنییل
‫ـ   به من دست نزن

473
00:32:54,272 --> 00:32:57,253
‫امیدوارم شنا بلد باشی

474
00:33:00,278 --> 00:33:03,088
‫ـ   میشه یکم آرومتر؟
‫ـ   باحاله

475
00:33:03,081 --> 00:33:05,118
‫ببین، رووآب ایستاده

476
00:33:05,149 --> 00:33:09,256
‫باشه؟ خونسرد باش این یه مهمونیه تو
‫رئیس حیوونای مهمونی هستی، درسته؟

477
00:33:09,253 --> 00:33:12,166
‫درست میگم؟

478
00:33:12,190 --> 00:33:13,225
‫بگمونم

479
00:33:13,224 --> 00:33:17,172
‫خیلی خب خب، پس مثل همونا باش
‫یالا، یه زوزه بکش ببینم

480
00:33:19,063 --> 00:33:23,011
‫یالا تو میزبانی
‫حال بده دیگه برام یه زوزه بکش

481
00:33:35,046 --> 00:33:37,219
‫دیدی کاری نداشت

482
00:33:39,050 --> 00:33:43,260
‫ـ   حالت خوبه؟ ـ   چرا بهش
‫توجه کنم؟ اون هیچی نیست

483
00:33:43,254 --> 00:33:46,133
‫اگه بخوام میتونم دخلشو بیارم

484
00:33:46,157 --> 00:33:48,262
‫منظورت چیه؟

485
00:33:48,259 --> 00:33:52,071
‫میدونم مامانم تفنگشو
‫کجا نگه داشته

486
00:34:02,106 --> 00:34:07,146
‫ـ   اصلا بامزه نیست، زک
‫ـ   اگه فکرشو بکنی، آره، یجورایی هست

487
00:34:12,250 --> 00:34:14,230
‫جولی

488
00:34:18,189 --> 00:34:21,295
‫هی دنییل، حالت خوبه؟

489
00:34:21,292 --> 00:34:26,002
‫فقط میخوام برم خونه
‫میتونیم بریم؟

490
00:34:26,230 --> 00:34:28,073
‫حتما

491
00:34:31,035 --> 00:34:33,208
‫جولی

492
00:34:34,072 --> 00:34:36,109
‫من دنییل رو میبرم خونه

493
00:34:36,140 --> 00:34:40,020
‫ـ   برمیگردی؟
‫ـ   فکر نمیکنم

494
00:35:01,065 --> 00:35:05,275
‫ـ   اوه
‫ـ   جلسه اولیاء مربیان چطور بود؟

495
00:35:05,303 --> 00:35:08,182
‫طولانی

496
00:35:12,110 --> 00:35:15,148
‫امروز پیترسون منو
‫صدا زد توی دفترش

497
00:35:15,146 --> 00:35:16,216
‫واقعا؟

498
00:35:16,247 --> 00:35:19,057
‫آره اون، آه، نظرشو تغییر داده

499
00:35:19,050 --> 00:35:22,190
‫میخواد ترفیع رو
‫واسه داگن نگه داره

500
00:35:22,220 --> 00:35:25,258
‫ـ   اوه
‫ـ   آره، اشکالی نداره

501
00:35:25,289 --> 00:35:29,203
‫راستش، خوشحالم
‫خودمم نمیخواستم اونهمه کار کنم

502
00:35:29,193 --> 00:35:34,165
‫و خودتم میدونی چقدر از پرواز
‫کردن متنفرم کمرم رو داغون میکنه

503
00:35:34,198 --> 00:35:38,237
‫با اونهمه استرس اضافی
‫حتما۰۱سال دیگه مثل تیم داگن

504
00:35:38,236 --> 00:35:41,217
‫کارم به اونجاها میکشه

505
00:35:44,208 --> 00:35:46,119
‫آره البته

506
00:35:46,144 --> 00:35:50,024
‫دیگه تموم شد

507
00:35:50,148 --> 00:35:53,027
‫میدونم که یکی از همین روزا
‫تو هم مدیرعامل میشی

508
00:35:53,050 --> 00:35:56,088
‫اشکالی نداره جدی میگم

509
00:35:56,120 --> 00:36:00,091
‫من آه، یجورایی هم
‫خوشحالم که اینطوری شد

510
00:36:11,102 --> 00:36:12,240
‫باشه

511
00:36:24,048 --> 00:36:26,119
‫اوه، خدا ترسوندیم

512
00:36:26,117 --> 00:36:28,290
‫چطور بود؟

513
00:36:29,053 --> 00:36:31,192
‫خیلی خوش

514
00:36:32,223 --> 00:36:35,204
‫و تحقیرآمیز و شک برانگیر

515
00:36:35,259 --> 00:36:38,138
‫ـ   سوزان
‫ـ   چطور تونستی؟

516
00:36:38,229 --> 00:36:42,041
‫خدا، سوزان، به من اعتماد داری؟
‫معلومه که دارم

517
00:36:42,066 --> 00:36:45,070
‫اوه، من چقدر احمقم
‫و تو هم چقدر دروغگویی

518
00:36:45,102 --> 00:36:48,015
‫اوه، و ظاهرا یه قاتل و
‫یه قاچاقچی مواد مخدر

519
00:36:48,039 --> 00:36:50,212
‫تازه اینا فقط چیزای شخصیتن

520
00:36:50,208 --> 00:36:53,052
‫ـ   من به ویستیریالن اومدم که
‫ـ   هیچی نگو، مایک

521
00:36:53,077 --> 00:36:55,250
‫فقط هیچی نگو

522
00:36:57,081 --> 00:36:58,287
‫اگه به حرف زدن ادامه بدی

523
00:36:58,282 --> 00:37:02,992
‫راهنو توی قلبم باز میکنی

524
00:37:03,020 --> 00:37:08,265
‫و من حتی نمیخوام
‫جایی نزدیک قلبم باشی

525
00:37:08,259 --> 00:37:11,001
‫تا ابد

526
00:37:17,201 --> 00:37:19,078
‫جولی؟

527
00:37:21,172 --> 00:37:24,051
‫مامانی به بغل احتیاج داره

528
00:37:25,042 --> 00:37:26,214
‫جولی؟

529
00:37:46,030 --> 00:37:48,237
‫جولی اونجاست؟ جولی مایر؟

530
00:37:48,232 --> 00:37:52,009
‫نمیدونم
‫اونجا سوت و کوره

531
00:37:59,143 --> 00:38:01,214
‫جولی الکساندرا مایر

532
00:38:02,313 --> 00:38:08,275
‫اوه، جولی زک، این مسخره ست
‫تا ابد که نمیتونین نفستونو نگه دارین

533
00:38:14,091 --> 00:38:17,265
‫شاید بهتر باشه همون پایین
‫بمونین و هیچوقت بالا نیاین

534
00:38:17,295 --> 00:38:22,040
‫چون اگه بالا بیاین
‫خودم دودستی خفه تون میکنم

535
00:38:22,033 --> 00:38:24,206
‫اوه آم

536
00:38:26,103 --> 00:38:29,107
‫دخترم اون زیره؟

537
00:38:35,012 --> 00:38:36,184
‫اوه

538
00:38:36,314 --> 00:38:42,162
‫ـ   من من همجنس باز نیستم
‫ـ   اوه من باشه من متأسفم

539
00:38:42,153 --> 00:38:47,159
‫آه، من
‫اینارو همینجا میزارم

540
00:38:47,158 --> 00:38:49,069
‫اوه

541
00:38:49,093 --> 00:38:51,266
‫من خوبم اشکالی نداره
‫تو فقط، میدونی

542
00:38:55,032 --> 00:38:58,104
‫دیدی ؟
‫نه خداحافظ

543
00:39:03,140 --> 00:39:05,211
‫خونه رو بفروشیم؟
‫دیوونه شدی؟

544
00:39:05,209 --> 00:39:07,246
‫کارلوس، دیگه نمیتونیم
‫اینجا زندگی کنیم

545
00:39:07,244 --> 00:39:11,192
‫ولی وکیل به من گفت اگه
‫دادگاه حسابها رو باز کنه

546
00:39:11,182 --> 00:39:13,219
‫بعدش چی؟ ها؟
‫جمله ت رو تموم کن کارلوس

547
00:39:13,217 --> 00:39:18,166
‫یا عالمه بدهی های قانونی داریم و حتی
‫با پس اندازمون هم، کارمون ساخته ست

548
00:39:18,189 --> 00:39:21,033
‫ولی

549
00:39:23,027 --> 00:39:28,136
‫ـ   این خونهء ماست
‫ـ   میدونم منم اینجارو دوست دارم

550
00:39:28,132 --> 00:39:31,136
‫وقتشه که حقیقت رو قبول کنیم

551
00:39:53,057 --> 00:39:57,096
‫هیچوقت فکر نمیکردم توی
‫زندگیم تا این حد فقیر بشم

552
00:39:58,295 --> 00:40:03,210
‫میدونی، کارلوس، من توی
‫زندگیم بارها ورشکست شدم

553
00:40:03,200 --> 00:40:08,115
‫ولی هیچوقت فقیر نشدم چون
‫فقیر شدن فقط یه احساس درونیه

554
00:40:09,106 --> 00:40:12,053
‫و درحال حاضر، من و تو فقط

555
00:40:12,042 --> 00:40:15,046
‫بی پولیم؟

556
00:40:15,079 --> 00:40:17,025
‫دقیقا

557
00:40:20,050 --> 00:40:25,159
‫بگمونم میتونیم یه آپارتمان
‫بگیریم و از اول شروع کنیم

558
00:40:26,223 --> 00:40:30,069
‫کسی چه میدونه؟
‫ممکنه حتی خوشتر هم باشه

559
00:40:32,229 --> 00:40:39,124
‫و به محض اینکه دوباره اوعضامون روبه
‫راه شد، یه خونه به بزرگی همینجا میگیریم

560
00:40:39,236 --> 00:40:42,080
‫بزرگتر از اینجا

561
00:40:56,253 --> 00:41:01,259
‫سگ رو واسه هدیه تولد به خانمم دادم
‫از قرنطینهء حیوانات فرار کرده بود

562
00:41:01,258 --> 00:41:04,000
‫اون دوستش داره
‫پس منم یه نابغه ام

563
00:41:04,028 --> 00:41:07,100
‫بعدش فهمیدم مرض خون داره

564
00:41:07,131 --> 00:41:12,103
‫حالا ماهی۰۰۶ دلار واسه داروی
‫سگه میدم حالا هم یه نابغه ام؟

565
00:41:12,136 --> 00:41:16,243
‫اینقدر غرغرو نباش تو یه کار خوب
‫کردی تو همسرت رو خوشحال کردی

566
00:41:16,240 --> 00:41:22,065
‫حالا، بیا درمورد اون چیزی که
‫تو رو خوشحال میکنه حرف بزنیم

567
00:41:29,019 --> 00:41:31,226
‫<font color=#FF۸۰۰۰>در حومه شهر هر
‫صبح با یک سری</font>

568
00:41:31,255 --> 00:41:35,067
‫<font color=#FF۸۰۰۰>دروغهای جدید شروع میشه</font>

569
00:41:35,059 --> 00:41:40,202
‫<font color=#FF۸۰۰۰>بدترین اونا، دروغهایی که قبل
‫از خواب به خودمون میگیم</font>

570
00:41:40,231 --> 00:41:46,113
‫<font color=#FF۸۰۰۰>اون دروغهارو توی تاریکی زمزمه
‫میکنیم، به خودمون میگیم که خوشحالیم</font>

571
00:41:47,204 --> 00:41:51,175
‫<font color=#FF۸۰۰۰>یا، اینکه، اون خوشحاله</font>

572
00:41:54,245 --> 00:41:57,124
‫<font color=#FF۸۰۰۰>اینکه میتونیم عوض بشیم</font>

573
00:42:00,017 --> 00:42:03,089
‫<font color=#FF۸۰۰۰>یا اینکه، اون نظرشو
‫عوض میکنه</font>

574
00:42:08,058 --> 00:42:12,063
‫<font color=#FF۸۰۰۰>خودمون رو متقاعد میکنیم که
‫میتونیم با گناهانمون زندگی کنیم</font>

575
00:42:21,038 --> 00:42:24,247
‫<font color=#FF۸۰۰۰>یا اینکه، میتونیم بدون
‫اون زندگی کنیم</font>

576
00:42:26,076 --> 00:42:32,038
‫<font color=#FF۸۰۰۰>بله، هرشب قبل از اینکه بخوابیم
‫به خودمون دروغ میگیم ،</font>

577
00:42:32,049 --> 00:42:37,158
‫<font color=#FF۸۰۰۰>یه امید پوچ و تو خالی
‫اینکه با اومدن صبح،</font>

578
00:42:37,187 --> 00:42:40,066
‫<font color=#FF۸۰۰۰>همه چیز درست میشه</font>

