‫﻿۱
00:00:01,034 --> 00:00:03,071
‫<font color=#FF۸۰۰۰> آنچه گذشت

2
00:00:03,103 --> 00:00:06,175
‫پلیس پروندت رو نشونم داد
‫تو یه مرد رو کشتی

3
00:00:06,172 --> 00:00:09,051
‫ـ   میخوای بفهمی چه اتفاقی افتاده؟
‫ـ   دیگه اصلا برام مهم نیست

4
00:00:09,075 --> 00:00:11,282
‫چون دیگه هیچوقت هیچکدوم
‫از حرفاتو باور نمیکنم

5
00:00:11,311 --> 00:00:14,087
‫<font color=#FF۸۰۰۰> گاهی اوقات مهمونهای ناخونده

6
00:00:14,080 --> 00:00:16,151
‫ـ   فکر میکنی داره به تو خیانت میکنه؟
‫ـ   فکر میکنم

7
00:00:16,182 --> 00:00:18,219
‫ـ   حواسم بهش هست
‫ـ   ممنون، ماما

8
00:00:18,218 --> 00:00:21,097
‫<font color=#FF۸۰۰۰> ...به نتایج غیرمنتظره ای میرسن

9
00:00:21,087 --> 00:00:24,034
‫اندرو، تو ممکنه بزنی یک
‫انسان دیگه رو هم بکشی

10
00:00:24,057 --> 00:00:25,263
‫اون زندگیشو کرده

11
00:00:25,258 --> 00:00:29,263
‫من تمام زندیگم پیش رومه
‫و حالا ممکنه خراب بشه

12
00:00:35,201 --> 00:00:39,149
‫در قسمت کمای بیمارستان قلب

13
00:00:39,139 --> 00:00:43,178
‫رویاها درست بعد از
‫نیمه شب شروع میشن

14
00:00:43,209 --> 00:00:46,281
‫سیاهی شب، راه رو برای
‫نمایان ساختن تصاویر

15
00:00:46,279 --> 00:00:49,283
‫تا صبح برای رویا...
‫پردازها هموار میکنه

16
00:00:51,184 --> 00:00:53,130
‫گاس، سرایدار

17
00:00:53,153 --> 00:00:56,259
‫رویا داشت که روزی
‫برندهء بخت آزمایی بشه

18
00:00:56,256 --> 00:01:00,170
‫و از این شغل...
‫بیهوده ش خلاص بشه

19
00:01:02,262 --> 00:01:04,299
‫هاوارد، نگهبان بخش

20
00:01:04,297 --> 00:01:10,213
‫در رویای سپری دوران بازنشستگیش
‫در نواحی گرمسیری سیر میکرد

21
00:01:10,203 --> 00:01:13,184
‫راس ان، پرستار شیفت شب

22
00:01:13,206 --> 00:01:17,120
‫در رویای پوچ ترک...
‫شوهرش سیر میکرد

23
00:01:20,113 --> 00:01:27,053
‫اما واقعی ترین رویا متعلق
‫به بیمار اتاق ۳۱۲ ست

24
00:01:27,087 --> 00:01:33,038
‫بله، جونیتا سولیس ۵ ماه
‫آزگار داشت رویا میدید

25
00:01:33,059 --> 00:01:34,231
‫گاهی اوقات

26
00:01:34,260 --> 00:01:39,039
‫رویای راز هولناکی که
‫کشف کرده بود رو میدید

27
00:01:40,300 --> 00:01:46,216
‫گاهی اوقات، رویای تصادفی که کارشو
‫به بیمارستان کشیده بود رو میدید

28
00:01:48,108 --> 00:01:50,315
‫ولی رویایی که
‫بیشتر از همه میدید

29
00:01:51,177 --> 00:01:57,059
‫رویای این بود که بالاخره داشت
‫حقیقت رو به پسرش میگفت

30
00:01:58,284 --> 00:02:01,026
‫و تا اینکه یه شب

31
00:02:01,054 --> 00:02:05,093
‫جونیتا سولیس تصمیم
‫گرفت که وقتشه

32
00:02:05,125 --> 00:02:07,196
‫بیدار بشه...

33
00:02:12,098 --> 00:02:14,271
‫سلام؟

34
00:02:15,268 --> 00:02:18,181
‫کسی اینجا نیست؟

35
00:02:20,140 --> 00:02:22,051
‫سلام؟

36
00:02:26,246 --> 00:02:29,090
‫من باید به پسرم زنگ بزنم

37
00:02:49,269 --> 00:02:52,113
‫(هشدار، زمین خیس است)

38
00:02:53,273 --> 00:02:56,117
‫(راه پله)

39
00:03:04,317 --> 00:03:09,266
‫حتی با اینکه میدونست درحال
‫مردنه، جونیتا براش اهمیتی نداشت

40
00:03:09,255 --> 00:03:12,293
‫بالاخره حقیقت رو گفت

41
00:03:12,292 --> 00:03:16,035
‫به پسرم بگو همسرش
‫بهش خیانت میکنه

42
00:03:16,062 --> 00:03:17,234
‫اوه، خدای من

43
00:03:17,230 --> 00:03:23,010
‫از شانس بد جونیتا، این تنها رویایی
‫بود که هرگز به حقیقت نپیوست

44
00:04:10,116 --> 00:04:13,256
‫همه مون بنا به دلایل
‫مختلفی قهرمان هستیم

45
00:04:13,253 --> 00:04:16,132
‫گاهی اوقات بخاطر شجاعت

46
00:04:16,155 --> 00:04:19,159
‫گاهی اوقات بخاطر شهامت

47
00:04:19,192 --> 00:04:23,106
‫گاهی اوقات بخاطر مهربانی

48
00:04:23,096 --> 00:04:29,069
‫ولی بیشتر، ما قهرمانان نجیبی
‫هستیم چون، از زوایای مختلف

49
00:04:29,102 --> 00:04:33,073
‫خیال رهایی و...
‫نجات رو داریم

50
00:04:38,144 --> 00:04:42,024
‫سوزان، میدونم اونجایی
‫باید باهم صحبت کنیم

51
00:04:42,015 --> 00:04:44,052
‫این دیوانیگه

52
00:04:44,284 --> 00:04:46,195
‫میدونم

53
00:04:51,291 --> 00:04:55,034
‫تمام اون چیزایی که پلیس گفت
‫حقیقت داره. من یه نفر رو کشتم

54
00:04:55,061 --> 00:04:59,134
‫ولی یه چیزی هست که بهت نگفتم
‫اینکه بخاطر تو کشتم، سوزان

55
00:05:06,072 --> 00:05:09,315
‫سوزان، اگه من نتونم تو رو
‫داشته باشم، هیچکس نمیتونه

56
00:05:09,309 --> 00:05:12,017
‫خفه شو بابا

57
00:05:23,222 --> 00:05:25,202
‫سوزان، خونه ای؟

58
00:05:25,224 --> 00:05:30,071
‫سوزان؟ ماشینت اینجاست
‫میدونم اونجایی

59
00:05:30,229 --> 00:05:35,042
‫امیدوار بودم بیونیم یک
‫دقیقه با هم صحبت کنیم

60
00:05:43,009 --> 00:05:47,151
‫سوزان، شاید بهتر بود صبر
‫میکردی تا من برم، بعد برداریش

61
00:05:48,047 --> 00:05:51,256
‫میدونم الان نمیخوای منو ببینی ولی
‫من یه توضیح رو به تو بدهکارم

62
00:05:51,250 --> 00:05:55,255
‫و همه شون اون تووئه، هرچیزی که
‫میخواستی درمورد گذشته ام بدونی

63
00:05:55,254 --> 00:05:57,165
‫تمام دلایلم، بخاطر
‫کاری که کردم

64
00:05:57,190 --> 00:06:00,103
‫همه ش اون تووئه

65
00:06:18,244 --> 00:06:20,246
‫سلام

66
00:06:21,147 --> 00:06:24,060
‫بچه ها، دارین
‫چیکار میکنین؟

67
00:06:24,083 --> 00:06:26,063
‫آه

68
00:06:26,085 --> 00:06:29,225
‫میدونی، داریم درمورد
‫آخرین اخبار بحث میکنیم

69
00:06:29,288 --> 00:06:33,236
‫جدی میگم، اگه فقط کنار خیابون
‫پارک کنی میتونم بزارم بری

70
00:06:33,259 --> 00:06:36,297
‫چرا تو هم مثل ما نمیای
‫اینجا پارک کنی؟

71
00:06:37,130 --> 00:06:40,111
‫از ماشین پیاده شو

72
00:06:40,233 --> 00:06:42,213
‫ـ   اینو بگیر
‫ـ   هی، هی

73
00:06:42,201 --> 00:06:45,080
‫ماشینو نگه دار! هی! هی

74
00:06:48,307 --> 00:06:52,255
‫باورم نمیشه. دوماه تا فارغ التحصیلیش
‫مونده و اون اخراج شده

75
00:06:52,245 --> 00:06:56,250
‫تازه خیلی هم خوش شانسیم که
‫اون نگهبان امنیتی شکایت نکرده

76
00:06:56,249 --> 00:07:01,255
‫ـ   باید چیکار کنیم؟
‫ـ   خب، خوشحالم که پرسیدی

77
00:07:06,159 --> 00:07:11,074
‫ـ   اینا چی هستن؟
‫ـ   بروشورهای مراکز حبس جوانان

78
00:07:12,131 --> 00:07:14,077
‫چند وقته اینا رو داری؟

79
00:07:14,100 --> 00:07:18,048
‫چند ماهی میشه که توی کشوئن. حس
‫میکردم ممکنه یه روزی لازممون بشه

80
00:07:18,037 --> 00:07:20,244
‫بیری ... نمیدونم

81
00:07:20,239 --> 00:07:22,241
‫باید قبول کنیم که به
‫کمک احتیاج داریم

82
00:07:22,275 --> 00:07:25,279
‫اگه ما نمیتونیم به اندرو نفوذ کنیم، نیاز
‫داریم شخصی که میتونه رو پیدا کنیم

83
00:07:25,311 --> 00:07:28,224
‫میخوای پسرمون رو بفرستی
‫به چندتا زندان اردوگاهی؟

84
00:07:28,214 --> 00:07:32,162
‫بیخیال. اینقدر قیافه نگیر. بعضی
‫از این مکانها بنظر واقعا خوبن

85
00:07:32,151 --> 00:07:34,995
‫ببین. اردوگاه هنسی

86
00:07:35,021 --> 00:07:37,262
‫آموزش کودکان برای احترام
‫به احتیار و مرز احتیارات

87
00:07:37,290 --> 00:07:40,134
‫در اردوی تابستانی اتمسفر...

88
00:07:40,126 --> 00:07:43,232
‫محیط اردوگاه با حفاظ
‫الکتریکی حصار شده

89
00:07:43,229 --> 00:07:48,008
‫باید قبول کنی که این حصار موثرترین
‫راه برای یادگیری مرز احتیاراته

90
00:07:48,000 --> 00:07:51,038
‫خیلی خب، این یکی چطوره؟
‫برای اندرو فوق العاده ست

91
00:07:51,070 --> 00:07:55,246
‫یه مزرعه در مونتاناست. کلی
‫هوای تازه و فزای باز وسیع داره

92
00:07:55,241 --> 00:07:59,189
‫ـ   و کلاسهای روزانه با مدیریت قاطع
‫ـ   از این یکی خوشم نمیاد

93
00:07:59,212 --> 00:08:03,251
‫خیلی خب، این یکی چطوره؟ این
‫اردوگاه توی بیابونه و خیلی هم معقوله

94
00:08:03,249 --> 00:08:08,164
‫سربازخانه ها کمی غمناک هستند
‫ولی تکرار جنایات به بهای مرگ است

95
00:08:08,187 --> 00:08:12,192
‫بیری، من پسرم رو
‫جای دور نمیفرستم

96
00:08:13,025 --> 00:08:14,197
‫واسه توآسونه، مگه نه؟

97
00:08:14,227 --> 00:08:18,175
‫اونیکه همیشه بهش گستاخی میکنه تو نیستی
‫اونیکه همیشه باهاش سرجنگ داره تو نیستی

98
00:08:18,264 --> 00:08:21,040
‫اونیکه ازش متنفره تو نیستی

99
00:08:21,033 --> 00:08:23,240
‫باهاش صحبت میکنم. باشه؟

100
00:08:23,236 --> 00:08:28,015
‫میشینم باهاش خودمونی
‫و صمیمی حرف میزنم

101
00:08:28,074 --> 00:08:30,054
‫هرچقدر میخوای
‫باهاش حرف بزن

102
00:08:30,076 --> 00:08:33,990
‫منم میرم ببینم اونجایی که
‫حفاظ الکتریکی داره چطوریه

103
00:08:36,048 --> 00:08:39,188
‫گوش کنید، فرزندانم
‫باید گوش فرا دهید

104
00:08:39,218 --> 00:08:41,289
‫به صدای پائول رور
‫در شبانگاهان

105
00:08:41,287 --> 00:08:46,032
‫در بالای ناقوس کلیسا
‫فانوسی آویزان سازید

106
00:08:46,025 --> 00:08:48,027
‫بر برج شمالی کلیسا

107
00:08:48,060 --> 00:08:50,199
‫یکی به سوی خشکی
‫و دو فانوس به دریا

108
00:08:50,196 --> 00:08:54,008
‫و من به ساحل خواهم گرایید

109
00:08:58,237 --> 00:09:03,118
‫سلام، میخوام منو به مامانت
‫معرفی کنی. من لینت اسکاوو هستم

110
00:09:03,142 --> 00:09:05,213
‫سلام، لینت
‫من آلیسیا استوان هستم

111
00:09:05,211 --> 00:09:07,157
‫اوه، عذر میخوام
‫فکر کردم

112
00:09:07,179 --> 00:09:10,126
‫ـ   من لب خونی میکنم
‫ـ   اوه

113
00:09:11,083 --> 00:09:13,154
‫بیشتر اوقات اشاره آسونتره

114
00:09:13,152 --> 00:09:17,191
‫نمیخوام بد متوجه
‫بشم، یا بد متوجه کنم

115
00:09:17,223 --> 00:09:19,999
‫ـ   و منم لیلی هستم
‫ـ   سلام، ازآشناییتون خوشبختم

116
00:09:20,026 --> 00:09:21,130
‫سلام، مامان

117
00:09:21,127 --> 00:09:24,199
‫ـ   اون پسر منه، مت
‫ـ   دوقلوهام درموردش زیاد حرف میزنن

118
00:09:24,230 --> 00:09:27,109
‫ـ   باید یه قرار واسه بازیشون بزاریم
‫ـ   عالیه.

119
00:09:27,099 --> 00:09:30,046
‫ـ   بیا شام هم داشته باشیم
‫ـ   خیلی دوست دارم

120
00:09:30,036 --> 00:09:34,109
‫ـ   انگلیسیها می آیند
‫ـ   بنگ! بنگ!

121
00:09:34,140 --> 00:09:37,144
‫بهتره، فقط بزرگترها باشن

122
00:09:37,143 --> 00:09:39,282
‫عزیزم، اونا نادیده گرفتند

123
00:09:39,278 --> 00:09:43,055
‫ـ   بالاخره موفق شدیم
‫ـ   کی؟ کی نادیده گرفته؟

124
00:09:43,082 --> 00:09:45,221
‫دادگاه. همین الان
‫با وکیل حرف زدم

125
00:09:48,187 --> 00:09:52,226
‫منظورم اینه اونا فهمیدند که نمیتونن کاری
‫از پیش ببرن. فکر نمیکردن ما بیونیم ببریم

126
00:09:52,258 --> 00:09:55,171
‫ـ   تموم شد
‫ـ   اوه، خدای من

127
00:09:55,161 --> 00:09:59,200
‫ـ   این یعنی میتونیم خونه رو نگه داریم
‫ـ   نه، هنوزم مجبوریم خونه رو بفروشیم

128
00:09:59,198 --> 00:10:03,010
‫ـ   باید پول وکیلو بدم. ـ   خودت گفتی
‫ـ   پیشنهاد دادخواست معامله کردند

129
00:10:03,035 --> 00:10:05,208
‫آره، ولی ما اون
‫دادخواست رو نمیگیریم

130
00:10:06,172 --> 00:10:08,152
‫منو بزار زمین

131
00:10:08,174 --> 00:10:11,155
‫عزیزم، این یعنی من فقط
‫هشت ماه میرم زندان

132
00:10:11,143 --> 00:10:14,215
‫از اونجایی که جنابعالی مجرمی
‫فکر میکنم خیلی هم منطقیه

133
00:10:14,246 --> 00:10:16,226
‫تو با فروش خونه
‫موافق بودی

134
00:10:16,248 --> 00:10:21,027
‫این مال قبل از این بود که بدونم میتونیم به
‫ازای چند ماه حبس بیشتر خونه رو نگهداریم

135
00:10:21,187 --> 00:10:23,030
‫چیه؟

136
00:10:23,055 --> 00:10:25,160
‫نه، من عروسش هستم

137
00:10:25,191 --> 00:10:29,105
‫از بیمارستانه؟ ماماست؟

138
00:10:34,100 --> 00:10:38,048
‫آه، ممنون. بله

139
00:10:39,271 --> 00:10:40,272
‫گبی؟

140
00:10:40,306 --> 00:10:44,049
‫متأسفم، کارلوس

141
00:10:57,223 --> 00:11:02,036
‫بعضی از مردم با ایمان با روش
‫زندگیشون سنجیده میشن،

142
00:11:02,061 --> 00:11:05,042
‫و بقیه، بی تفاوت...
‫ازش عبور میکنن

143
00:11:05,031 --> 00:11:08,274
‫از این درخت با برگهای
‫طلا خوشم میاد

144
00:11:08,300 --> 00:11:11,179
‫توش و بیرونش با مخمل
‫صورتی پوشونده شده

145
00:11:11,170 --> 00:11:15,084
‫بعلاوهء اینکه کار دسته پس در
‫مقابل زلزله و ضربه هم با دوامه

146
00:11:15,107 --> 00:11:17,144
‫حداقل معلوم میمونه
‫کدوم قبر مال اونه

147
00:11:17,176 --> 00:11:20,020
‫فکر نمیکنی این
‫یخورده زیادیه؟

148
00:11:20,012 --> 00:11:21,184
‫بهتریتش برای ماما همینه

149
00:11:21,180 --> 00:11:25,287
‫این خونه های اجرای مراسم دفن
‫شهرتشون توی خرج تراشی برای مردمه

150
00:11:25,284 --> 00:11:28,265
‫ـ   منظورت چیه؟
‫ـ   مادر تو زن معقولی بود

151
00:11:28,287 --> 00:11:31,291
‫بدون این چیزای اضافی
‫هم ناراحت نمیشه

152
00:11:31,290 --> 00:11:35,136
‫شاید این یکی خوب باشه
‫تابوت روکش چوب

153
00:11:37,063 --> 00:11:39,134
‫ـ   چیه؟ .. ـ   تو هیچوقت
‫ماما رو دوست نداشتی

154
00:11:39,165 --> 00:11:43,079
‫خب معلومه دوست داشتن شخصی
‫که یه بند از مزاجت متنفره سخته

155
00:11:43,069 --> 00:11:46,050
‫همیشه جلوی خودم به تو
‫میگفت زود ازدواج کردی

156
00:11:46,038 --> 00:11:49,042
‫ـ   اون تو رو دوست داشت
‫ـ   با من مثل یه آشغال رفتار میکرد

157
00:11:49,041 --> 00:11:50,145
‫خدا بیامرزه تش

158
00:11:50,176 --> 00:11:54,124
‫من دارم مادرمو میزارم توی قبر
‫الان وقت هاچین واچین نیست

159
00:11:54,146 --> 00:11:57,184
‫کارلوس، درحال حاضر
‫که پول پارو نمیکنیم

160
00:11:57,183 --> 00:12:01,188
‫بزار با حقیقت وجودش به خاک
‫بره. اون بدون مال دنیا متولد شده

161
00:12:01,220 --> 00:12:05,293
‫ـ   و پا برهنه
‫ـ   اون یه ملکه بود

162
00:12:09,228 --> 00:12:12,038
‫وقتی نامه رو داد
‫بهت چی گفت؟

163
00:12:12,031 --> 00:12:14,204
‫ـ   اینکه همه چیزو توضیح داده
‫ـ   حالا داده؟

164
00:12:14,233 --> 00:12:16,179
‫ـ   هنوز نخواندمش
‫ـ   چرا؟

165
00:12:16,202 --> 00:12:20,150
‫ـ   نمیتونم. ـ   اگه من بودم
‫با دندون بازش میکردم

166
00:12:20,139 --> 00:12:22,210
‫یعنی نمیمیری واسه
‫اینکه بدونی چی نوشته؟

167
00:12:22,241 --> 00:12:25,279
‫بله. ولی اگه یه مشت داستان
‫غیرقابل قبول باشه چی؟

168
00:12:25,311 --> 00:12:28,292
‫ـ   خب، باید بپذیری
‫ـ   چرا؟

169
00:12:28,280 --> 00:12:31,159
‫فکر کن ببین مردها نقدا
‫چقدر خوب دروغ میگن

170
00:12:31,183 --> 00:12:35,188
‫خدا نکنه بهشون
‫وقت و قلم بدی

171
00:12:37,156 --> 00:12:41,036
‫ایدی، میتونی بیای محل ساختمون؟
‫برای حموم اصلی چندتا نقشه دارم

172
00:12:41,026 --> 00:12:43,165
‫اوه، چند دقیقه
‫دیگه میام، بیل

173
00:12:48,300 --> 00:12:52,112
‫پیمانکار جدیدمه
‫یجورایی با هم توو قراریم

174
00:12:52,104 --> 00:12:55,210
‫یه بار نگفتی که هیچوقت شغل و
‫خوشگذرونی رو با هم قاطی نکن؟

175
00:12:55,241 --> 00:12:59,121
‫نه، من گفتم هیچوقت
‫خوشگذرونی رو با تعهد قاطی نکن

176
00:12:59,145 --> 00:13:00,283
‫درسته

177
00:13:00,312 --> 00:13:05,193
‫ـ   میخوای با نامه چیکار کنی؟
‫ـ   میشه همین حالا بازش کنی؟

178
00:13:07,319 --> 00:13:09,299
‫نه. نه، نمیخوام

179
00:13:09,288 --> 00:13:13,202
‫دیگه یه مایک اعتماد ...
‫ندارم و بدون اعتماد

180
00:13:13,225 --> 00:13:17,002
‫نه، نه. میرم داحل و پارش میکنم
‫و میندازمش توی سطل آشغال

181
00:13:17,029 --> 00:13:19,066
‫ـ   چرا همین حالا پاره ش نمیکنی؟
‫ـ   نه، نه، نه

182
00:13:19,064 --> 00:13:23,012
‫اشکالی نداره. نمیخوام
‫میدونی، اینجا کاغذ بریزه

183
00:13:28,007 --> 00:13:31,147
‫مثل خر نامه رو میخونه

184
00:13:32,111 --> 00:13:36,059
‫در همون موقع که کارلوس مشغول
‫تدارک مراسم تدفین مادرش بود

185
00:13:36,081 --> 00:13:40,223
‫گبرییل هم میرفت که مطمئن بشه
‫اون رازش رو با خودش به گور میبره

186
00:13:40,219 --> 00:13:43,063
‫سلام، من گبرییل سولیس هستم

187
00:13:43,055 --> 00:13:45,035
‫شما هم پرستار ... هایسل؟

188
00:13:45,057 --> 00:13:49,028
‫بله، سلام. آم
‫وقتی که گفتین دارین میاین

189
00:13:49,028 --> 00:13:52,100
‫من تمام لوازم شخصی که شوهرتون
‫آورده بودند رو جمع کردم

190
00:13:52,097 --> 00:13:55,044
‫مال موقعی که...
‫جونیتا با ما بود

191
00:13:55,234 --> 00:13:57,271
‫بگمونم برای بردن
‫اینا اومدین دیگه؟

192
00:13:57,269 --> 00:14:02,082
‫اوه، خیلی زحمت کشیدی
‫ولی، راستش، نه

193
00:14:03,042 --> 00:14:04,180
‫نه؟

194
00:14:04,210 --> 00:14:07,282
‫نه، می بینین که من و شوهرم
‫هنوز دقیقا نمیدونیم

195
00:14:07,279 --> 00:14:10,260
‫جونیتا چطور فوت کرده...

196
00:14:10,316 --> 00:14:12,057
‫چطور؟

197
00:14:12,051 --> 00:14:15,032
‫بله، یعنی اون درآرامش مرده

198
00:14:15,054 --> 00:14:16,158
‫توی خواب ...؟

199
00:14:16,188 --> 00:14:20,034
‫ا م، بله، معمولا
‫اینطوری اتفاق میافته

200
00:14:20,259 --> 00:14:23,206
‫منظورم اینه که، کاملا
‫مطمئنم همینطور اتفاق افتاده

201
00:14:23,195 --> 00:14:25,038
‫کاملا مطمئنی؟

202
00:14:25,064 --> 00:14:29,171
‫منظورم اینه که، دقیقا نمیدونم چون
‫توی اون لحظه من باهاش نبودم

203
00:14:30,302 --> 00:14:34,114
‫کسی باهاش بوده؟

204
00:14:34,139 --> 00:14:37,279
‫خدمتکار بیمارستان، یا

205
00:14:37,276 --> 00:14:39,256
‫شخص دیگه ای؟...

206
00:14:41,180 --> 00:14:45,094
‫نه، اون تنها بوده

207
00:14:47,219 --> 00:14:51,031
‫خیلی ممنون
‫فقط میخواستم همینو بدونم

208
00:14:53,158 --> 00:14:55,263
‫اوه، خانم سولیس

209
00:14:56,228 --> 00:14:59,266
‫اوه، اونا رو میتونی بندازی دور

210
00:15:10,242 --> 00:15:13,052
‫از این بهتر نمیشه

211
00:15:20,085 --> 00:15:22,122
‫فکر میکنم این مال شماست

212
00:15:23,255 --> 00:15:28,204
‫بله، بله، داشتم دنبال
‫همین یکی میگشتم. ممنون

213
00:15:28,227 --> 00:15:32,004
‫فکر نمیکنم بیونین حدس
‫بزنین کجا پیداش کردم؟

214
00:15:32,031 --> 00:15:35,103
‫معمولا این جور چیزا توی تایر
‫ماشین یا پای برهنه میرن

215
00:15:35,100 --> 00:15:39,242
‫از اونجایی که شما نمی لنگین
‫یا از پاتون خون نمیاد

216
00:15:40,039 --> 00:15:43,111
‫این فقط موقتی
‫باید تعمیرش کنین

217
00:15:43,108 --> 00:15:45,247
‫ـ   مرسی، حتما اینکارو میکنم
‫ـ   جدی میگم، اصلا ایمنی نیست

218
00:15:45,277 --> 00:15:48,053
‫فقط میتونین ۲۰ یا ۳۰
‫کیلومتر باهاش برین

219
00:15:48,047 --> 00:15:50,027
‫خیلی خب، قول میدم

220
00:15:50,049 --> 00:15:52,256
‫هی، گوش کن. میخوام
‫برای نهار برم بیرون

221
00:15:52,284 --> 00:15:55,060
‫ـ   دوست داری به من ملحق بشی؟
‫ـ   نهار؟

222
00:15:55,054 --> 00:15:57,159
‫آره، نهار

223
00:15:58,190 --> 00:16:00,261
‫داری ازم میپرسی که مثل
‫یه قرار بریم بیرون؟

224
00:16:00,259 --> 00:16:04,105
‫برای یه چیزبرگر و یه قوطی نوشابه
‫یکم رسمی بنظر میرسه، ولی

225
00:16:04,129 --> 00:16:06,268
‫آره، مثل یه قرار...

226
00:16:06,265 --> 00:16:08,176
‫مگه تو با ایدی قرار نمیزاری؟

227
00:16:08,200 --> 00:16:10,271
‫یه قرار گذاشتیم رفتیم
‫بیرون. توی قرار نموندیم

228
00:16:10,269 --> 00:16:12,180
‫ـ   اوه
‫ـ   پس چی شد؟

229
00:16:12,204 --> 00:16:14,047
‫خودم میخرم

230
00:16:14,073 --> 00:16:17,145
‫من خیلی وقت نیست از رابطه با
‫این مرد، مایک، اومدم بیرون

231
00:16:17,176 --> 00:16:19,156
‫یه جورایی پیچیده ست

232
00:16:19,144 --> 00:16:22,148
‫به هرحال، خودمم نمیدونم از لحاظ
‫احساساتی در چه موقعیتی هستم

233
00:16:22,181 --> 00:16:23,285
‫سرم با خودم مشغوله

234
00:16:23,282 --> 00:16:27,162
‫در این لحظه، نمیتونم وارد چیز
‫جدیدی بشم یا روابطمو گسترش بدم

235
00:16:27,186 --> 00:16:30,167
‫یه بار دیگه، فقط یه چیزبرگر

236
00:16:31,256 --> 00:16:34,135
‫ـ   عذر میخوام
‫ـ   باشه، میفهمم

237
00:16:34,159 --> 00:16:36,264
‫مثل اینکه برای تجدید قوا
‫به زمان احتیاج داری

238
00:16:36,261 --> 00:16:39,105
‫ـ   آره، واقعا احتیاج دارم
‫ـ   باشه

239
00:16:39,131 --> 00:16:42,271
‫فردا بازم میام
‫بهت سر میزنم

240
00:16:43,302 --> 00:16:46,249
‫این خیلی ... خوشمزه ست

241
00:16:46,238 --> 00:16:50,015
‫نمیدونم چطوری با چهار
‫تا بچه وقت کردی

242
00:16:50,009 --> 00:16:51,283
‫فقط برای مهمونای اول وقت

243
00:16:51,310 --> 00:16:56,055
‫معمولا، خوراک مرغ درست
‫میکنم و ماکارونی شکلکی

244
00:16:56,081 --> 00:16:58,322
‫ـ   کاشکی
‫ـ   هی، خفه شو

245
00:16:58,317 --> 00:17:02,288
‫تام، تو توی اداره
‫ـ   آگهی هستی، درسته؟

246
00:17:02,287 --> 00:17:06,133
‫من پنج سال توی شرکت
‫سایمون و اسکات کار کردم

247
00:17:06,158 --> 00:17:08,297
‫خب، من تازه اونجا
‫کارمو شروع کردم

248
00:17:10,129 --> 00:17:13,201
‫از همه شونم متنفرم

249
00:17:14,033 --> 00:17:16,138
‫ـ   باید باهم صحبت کنیم
‫ـ   باشه

250
00:17:16,168 --> 00:17:18,205
‫اونجا کی رو میشناسی؟

251
00:17:18,203 --> 00:17:22,174
‫دیگه تموم شد. آخر
‫شب باهم میرن خرید

252
00:17:22,207 --> 00:17:25,245
‫آلیسا عاشق حرف زدن
‫درمورد آلیساست

253
00:17:25,244 --> 00:17:28,157
‫خب، لینت هم عاشق
‫حرف زدن درمورد لینت

254
00:17:28,180 --> 00:17:30,160
‫اصلا باورم نمیشه

255
00:17:30,182 --> 00:17:34,130
‫تو و شوهرت بنظر
‫خیلی باهم جورین

256
00:17:34,119 --> 00:17:38,226
‫اخیرا وارد چیزای بدی شدیم
‫داریم میریم ... مشاوره

257
00:17:39,224 --> 00:17:43,036
‫ـ   اوه، واقعا بازم گوشت میخواین؟
‫ـ   این نظر اونه

258
00:17:43,062 --> 00:17:46,043
‫این خوش آیندترین راه
‫برای وقت گذرونیمون نیست

259
00:17:46,031 --> 00:17:49,171
‫توی مشاوره من به ساعت نگاه میکنم
‫و اونم واسه همه چیز منو مقصر میکنه

260
00:17:49,168 --> 00:17:53,048
‫فکر نمیکنم باید درمورد
‫آلیسا با اون شرایط

261
00:17:53,072 --> 00:17:54,244
‫پس...

262
00:17:54,239 --> 00:17:58,085
‫اشکالی نداره. اون نمیتونه بشنوه

263
00:17:59,244 --> 00:18:03,124
‫شاید بد نباشه یکم از اون
‫سیب زمینی ها بخورم

264
00:18:04,116 --> 00:18:07,222
‫واقعا با اینکه آلیسا اونجا
‫نشسته بود همینا رو گفت؟

265
00:18:07,252 --> 00:18:11,166
‫واقعا زشت بود و اونم
‫خفه خون نمیگرفت

266
00:18:11,156 --> 00:18:13,227
‫باورم نمیشه باهاشون
‫قرار تنیس گذاشتی

267
00:18:13,258 --> 00:18:16,262
‫این مال قبل از این بود که بدونم
‫یارو عوضیه. آلیسا که خوب بود

268
00:18:16,261 --> 00:18:19,003
‫ببین چی یادم داده

269
00:18:20,265 --> 00:18:22,211
‫یعنی، دوستت دارم

270
00:18:22,201 --> 00:18:25,273
‫آره، عالیه
‫حالا میگی من چیکار کنم؟

271
00:18:27,106 --> 00:18:30,019
‫ـ   منظورت چیه؟ ـ   اینطور که
‫معلومه یکی باید به آلیسا بگه

272
00:18:30,008 --> 00:18:33,080
‫نه، نه، نه، لزومی نداره
‫این بین خودشونه

273
00:18:33,112 --> 00:18:37,117
‫چطور میتونم ازش بگذرم؟
‫وقتی میگه: اون نمیتونه بشنوه

274
00:18:37,116 --> 00:18:42,031
‫لینت، داری توو چیزایی که فوضولی
‫میکنی توی سرازیری میافتی

275
00:18:42,020 --> 00:18:43,260
‫ـ   ببخشید؟
‫بزار اینطوری بگم

276
00:18:43,288 --> 00:18:46,030
‫بیا و بیحالش شو

277
00:18:46,024 --> 00:18:47,264
‫یعنی داری میگی من نمیتونم
‫موقعیت شناس باشم؟

278
00:18:47,292 --> 00:18:49,238
‫اگه شوهرش توی
‫تنیس چیزی بگه

279
00:18:49,228 --> 00:18:52,266
‫خودم میبرمش گوشه، مرد و مردونه
‫بهش میگم، اصلا باحال نیست

280
00:18:52,264 --> 00:18:55,143
‫داری میگی من
‫موقعیت شناس نیستم؟

281
00:19:16,021 --> 00:19:18,194
‫اندرو، آشغالهارو
‫ببر بیرون

282
00:19:18,290 --> 00:19:22,136
‫ـ   باشه. . ـ   حالا
‫نه پنج ساعت بعد

283
00:19:23,162 --> 00:19:27,076
‫میرم. میرم. خدا

284
00:19:28,000 --> 00:19:32,107
‫آم، امشب دارم با جاستین میرم
‫فروشگاه،۴۰ دلار پول لازم دارم

285
00:19:32,137 --> 00:19:34,083
‫نه

286
00:19:34,072 --> 00:19:37,246
‫ـ   چی؟
‫ـ   شما دیگه پول توو جیبی نمیگیری

287
00:19:38,277 --> 00:19:42,054
‫باشه. منم آشغالارو
‫نمیبرم بیرون

288
00:19:42,080 --> 00:19:43,081
‫اندرو

289
00:19:43,115 --> 00:19:47,029
‫میخوای چیکار کنی؟ شکنجه م بدی؟
‫بیا، میتونم تحمل کنم

290
00:19:47,186 --> 00:19:51,157
‫چیزی که میخوام، چیزی که همیشه
‫میخواستم، برای خوشحال بودن توئه

291
00:19:51,190 --> 00:19:55,070
‫و خودت نمیخوای، و منم
‫نمیدونم چطور کمکت کنم

292
00:19:55,060 --> 00:19:58,041
‫خب، میتونی با کنار رفتن
‫از سر راه شروع کنی

293
00:19:58,063 --> 00:20:01,067
‫نمیرم. همین الان درمورد
‫این مسئله حرف میزنیم

294
00:20:01,099 --> 00:20:04,080
‫گفتم، از سر راه برو کنار

295
00:20:08,040 --> 00:20:11,180
‫اگه یه بار دیگه اونطوری به مادرت
‫دست بزنی، پرتت میکنم توی همین دیوار

296
00:20:11,176 --> 00:20:14,055
‫فهمیدی؟

297
00:20:36,201 --> 00:20:39,205
‫اوه، ایدی، صبرکن
‫میخوام ازت یه چیزی بپرسم

298
00:20:39,204 --> 00:20:42,117
‫نمیتونم وایسم
‫باید ضربان قلبمو حفظ کنم

299
00:20:42,107 --> 00:20:46,180
‫میخواستم بدونم اگه با بیل برم
‫بیرون چه حسی پیدا میکنی

300
00:20:46,211 --> 00:20:49,192
‫ـ   چی؟
‫ـ   بیل ازم خواست بریم بیرون

301
00:20:49,181 --> 00:20:52,185
‫ـ   بیل؟ بیل من؟
‫ـ   خب، ببین، موضوع اینه

302
00:20:52,217 --> 00:20:54,254
‫اون خودش فکر نمیکنه که مال توئه

303
00:20:54,286 --> 00:20:57,062
‫چون گفت اون قراری که با تو
‫گذاشته فقط مال یه بار بوده

304
00:20:57,089 --> 00:21:00,070
‫که خودمم میدونم، چون وقتی
‫ازم خواست بریم بیرون

305
00:21:00,058 --> 00:21:02,265
‫بهش گفتم فکر...
‫میکنم شماها با همین

306
00:21:02,294 --> 00:21:07,107
‫ـ   تو که قبول نکردی باهاش بری بیرون؟
‫ـ   نه، میخواستم اول با تو هماهنگ کنم

307
00:21:07,099 --> 00:21:10,080
‫عجب، خیلی لطف داری

308
00:21:10,102 --> 00:21:13,015
‫ـ   پس، میتونم؟
‫ـ   نه

309
00:21:13,171 --> 00:21:16,175
‫ایدی! ایدی
‫چرا نمیتونم با بیل برم بیرون؟

310
00:21:16,208 --> 00:21:19,018
‫چون من اول دیدمش

311
00:21:20,012 --> 00:21:22,117
‫بیخیال، این واقعا یه حرف چرته

312
00:21:22,114 --> 00:21:25,220
‫تو از من اجازه خواستی، منم گفتم نه
‫اینم باید ختم قضیه باشه

313
00:21:25,250 --> 00:21:28,254
‫از نظر فنی
‫احتیاجی به اجازه ی تو ندارم

314
00:21:31,189 --> 00:21:34,170
‫میدونی، من خیلی میخوام
‫که از تو خوشم بیاد،

315
00:21:34,159 --> 00:21:36,139
‫ولی خودت به من اجازه نمیدی...

316
00:21:36,161 --> 00:21:38,004
‫ایدی

317
00:21:38,030 --> 00:21:41,239
‫سوزان، من هی سعی میکنم. هی
‫سعی میکنم گذشته هاتو فراموش کنم

318
00:21:41,233 --> 00:21:44,043
‫بی تربیتی هاتو. اون ... اون

319
00:21:44,069 --> 00:21:46,242
‫خرابکاری هاتو. موهاتو

320
00:21:46,238 --> 00:21:50,186
‫ولی تو انگار هی
‫میخوای منو سیخونک کنی

321
00:21:50,175 --> 00:21:53,054
‫اون فقط میخواد برام
‫یه چیزبرگر بخره

322
00:21:53,045 --> 00:21:57,084
‫سوزان، خواهش میکنم
‫بزار از تو خوشم بیاد

323
00:21:58,083 --> 00:22:01,064
‫باشه. باهاش نمیرم بیرون

324
00:22:01,086 --> 00:22:04,124
‫منظورم اینه که، ظاهرا
‫نسبت به اون حسی داری

325
00:22:04,122 --> 00:22:07,069
‫نه. ندارم. واقعا ندارم

326
00:22:07,225 --> 00:22:12,038
‫پس چیه؟ اگه تو نتونی اونو
‫داشته باشی، هیچکس نمیتونه؟

327
00:22:12,030 --> 00:22:15,170
‫میبینی؟
‫حالا داری مثل یه دوست فکر میکنی

328
00:22:28,080 --> 00:22:29,252
‫چه صدایی

329
00:22:29,281 --> 00:22:34,060
‫آره، باید بری کاتولیکهارو ببینی
‫هیچکس بهتر از اونا نمیتونه واویلا بخونه

330
00:22:38,123 --> 00:22:40,262
‫اون کالسکه و درشکه چقدر
‫برامون خرج برداشت؟

331
00:22:40,258 --> 00:22:44,035
‫ـ   برات مهمه؟
‫ـ   فقیر شدن؟ یکمی

332
00:22:45,163 --> 00:22:48,201
‫جلوتو بپا. پدر روحانی

333
00:22:55,073 --> 00:22:59,180
‫باورم نمیشه. یعنی ایدی باید روی
‫همهء مردهای زمین انگشت بزاره

334
00:22:59,211 --> 00:23:02,158
‫اگه میخوام با بیل برم بیرون
‫باید بیونم

335
00:23:02,147 --> 00:23:05,128
‫ـ   فکر میکردم حتی ازش خوشت نمیاد
‫ـ   ایدی هم ازش خوشش نمیاد

336
00:23:05,150 --> 00:23:09,121
‫اگه ایدی ازش خوشش نمیاد
‫چرا من نمیتوم بخوامش؟

337
00:23:10,055 --> 00:23:12,194
‫من میخوام برم زار بزنم

338
00:23:16,228 --> 00:23:21,075
‫ـ   چرا داریم می ایستیم؟
‫ـ   چون تقریبا رسیدیم

339
00:23:25,036 --> 00:23:26,071
‫اون چیه؟

340
00:23:26,071 --> 00:23:30,144
‫خونواده ای که این متعلق بهشون بود نمیتونستن
‫از پس هزینه ش بر بیان. با قیمت خوبی گرفتم

341
00:23:30,142 --> 00:23:34,022
‫ـ   واسه مادرت یه تالار خریدی؟
‫ـ   ساکت شو! مردم متوجه میشن

342
00:23:34,045 --> 00:23:37,219
‫اوه، که اینطور
‫من نمیتونم

343
00:23:37,215 --> 00:23:40,059
‫ـ   نمیتونم اینکار بکنم
‫ـ   گبرییل

344
00:23:41,219 --> 00:23:44,200
‫اینقدر بچه بازی در نیار

345
00:23:48,059 --> 00:23:51,063
‫یعنی خودمونم باید
‫بریم دنبالشون؟

346
00:23:51,062 --> 00:23:54,009
‫نمیدونم
‫شاید یه قسمت ازآیین مذهبی شونه

347
00:23:54,032 --> 00:23:56,273
‫برو به جهنم، کارلوس

348
00:23:58,069 --> 00:24:00,310
‫خیلی خب، همه با هم
‫جسد رو دنبال میکنیم

349
00:24:00,305 --> 00:24:03,149
‫لطفا، از این طرف

350
00:24:04,142 --> 00:24:07,123
‫این دیگه خیلی زیادیه. تنها دلیلی
‫که قبول کردم خونه رو بدم بره

351
00:24:07,112 --> 00:24:10,116
‫چون فکر میکردم در عوض یه
‫آپارتمان کوچیک قشنگ میگیرم

352
00:24:10,115 --> 00:24:13,221
‫ـ   حالا همونو هم دیگه ندارم
‫ـ   میخوای من چیکار کنم؟

353
00:24:13,251 --> 00:24:16,130
‫ـ   دادخواست رو پس بده
‫ـ   چی؟

354
00:24:16,121 --> 00:24:18,260
‫جنابعالی جرم کردی
‫چرا من باید تاوانشو پس بدم

355
00:24:18,290 --> 00:24:21,169
‫فقط برو و مرد باش و
‫وقتتو توی زندان بگذرون

356
00:24:21,159 --> 00:24:23,139
‫ـ   گبی، دیگه داری شورشو در میاری
‫ـ   من دارم شورشو درمیارم؟

357
00:24:23,161 --> 00:24:26,233
‫تنها چیزی که میخوام، این احترامی
‫که تو به مادر مردت میزاری

358
00:24:26,264 --> 00:24:31,236
‫ـ   گبی، خواهش میکنم
‫حداقل اون یه سقف بالای سرش داره

359
00:24:39,110 --> 00:24:41,112
‫پانزده تمام

360
00:24:46,051 --> 00:24:48,224
‫اوه، توو بود؟

361
00:24:49,154 --> 00:24:53,227
‫ـ   خوب بود
‫ـ   آلیسا، تو ناشونایی، کور که نیستی

362
00:24:54,259 --> 00:24:57,103
‫نزدیک خط بود

363
00:24:57,128 --> 00:24:59,108
‫همش همین

364
00:24:59,130 --> 00:25:01,201
‫منتظر لحظه ای هستم که گفتم

365
00:25:01,199 --> 00:25:05,045
‫بوی گند تنیس بازیش در اومده
‫باید دست پختشو بخوری

366
00:25:07,072 --> 00:25:10,110
‫پانزده، سی

367
00:25:15,013 --> 00:25:16,219
‫عذر میخوام

368
00:25:17,148 --> 00:25:21,290
‫باید میگفتم که تنیس بازی
‫کردنم خیلی بهتر ازآشپزیم

369
00:25:26,224 --> 00:25:27,259
‫هی

370
00:25:27,259 --> 00:25:29,261
‫خوش بود. تو واقعا
‫خوب بازی میکنی

371
00:25:29,294 --> 00:25:31,035
‫ممنون

372
00:25:31,062 --> 00:25:35,101
‫بزار نفس بکشم. محض
‫رضای خدا، اون همش جر میزنه

373
00:25:40,038 --> 00:25:42,211
‫ـ   مشکل تو چیه؟ ـ   ببخشید؟

374
00:25:42,240 --> 00:25:45,278
‫هی، اونجا یه بطری آب داری؟

375
00:25:45,277 --> 00:25:49,123
‫وقتی عرق میکنم
‫حواس پرتی میگیریم

376
00:25:49,147 --> 00:25:52,060
‫اون همسر توئه. چطور میتونی
‫درموردش اونطوری صحبت کنی؟

377
00:25:52,083 --> 00:25:56,225
‫اجازه بده بهت بگم که منظورآلیسا از
‫اون لبخند ساختگی روی صورتش چیه

378
00:25:56,221 --> 00:26:01,102
‫کونت رو تکون بده، دنیس
‫چه کَپَلهایی راه انداختی، دنیس

379
00:26:01,126 --> 00:26:03,128
‫سعی کن دئودورانتت رو
‫عوض کنی، دنیس

380
00:26:03,161 --> 00:26:06,142
‫کافیه. اگه با همسرت همچین
‫مشکلاتی داری، خوب بهش بگو

381
00:26:06,131 --> 00:26:10,136
‫ـ   داریم میریم مشاوره ازدواج
‫ـ   زیاد خوب پیش نمیزه، مگه نه؟

382
00:26:10,135 --> 00:26:13,139
‫اگه ناراحتی، بجای
‫شکایت کردن یه کاری بکن

383
00:26:13,171 --> 00:26:15,310
‫چون، رک و پوست کنده بگم
‫نمیخوام بیشتر از این بشنوم

384
00:26:15,307 --> 00:26:19,084
‫هی، بیا یارامونو عوض کنیم

385
00:26:19,110 --> 00:26:21,215
‫ـ   حتما. ـ   عالیه!

386
00:26:21,212 --> 00:26:24,216
‫مرسی

387
00:26:24,249 --> 00:26:27,128
‫من با تو بازی میکنم

388
00:26:28,153 --> 00:26:29,257
‫سلام

389
00:26:29,287 --> 00:26:32,200
‫سلام. اینو عوض نکردی

390
00:26:32,190 --> 00:26:36,104
‫این باید نگهش داره
‫ولی باید عوضش کنی

391
00:26:36,127 --> 00:26:40,234
‫ممنون. میدونم. میخوام عوضش کنم
‫توی راس لیست کارام گذاشتمش

392
00:26:40,231 --> 00:26:43,974
‫چه کار سختی بود

393
00:26:44,002 --> 00:26:46,004
‫یه لیوان آب میل داری؟

394
00:26:46,037 --> 00:26:48,244
‫و شایدم یه بهونه که بیای
‫داحل و با من حرف بزنی؟

395
00:26:48,239 --> 00:26:50,219
‫عالیه

396
00:26:53,144 --> 00:26:55,124
‫امروز ... فردای دیروزه

397
00:26:55,113 --> 00:26:58,151
‫گفتم که یه سری بهت میزنم

398
00:26:58,216 --> 00:27:00,253
‫بیل، آم

399
00:27:00,251 --> 00:27:03,232
‫من دلایل خاص خودمو دارم

400
00:27:04,189 --> 00:27:06,260
‫من ... زشتم؟

401
00:27:06,291 --> 00:27:08,168
‫اوه، خدا، نه

402
00:27:08,193 --> 00:27:13,040
‫نه، تو به هیچ وجه زشت نیستی

403
00:27:13,031 --> 00:27:15,204
‫ممنون ... همین فکرو میکنم

404
00:27:15,200 --> 00:27:18,272
‫ببین، شاید کلمهء قرار
‫داره منو پرت میکنه

405
00:27:18,303 --> 00:27:23,013
‫ببین، من فقط میخوام یکم خوش
‫بگذرونم، میدونی؟ شام، مشروب

406
00:27:24,209 --> 00:27:27,190
‫عشق و حال

407
00:27:32,217 --> 00:27:34,163
‫باشه، باهات میام بیرون

408
00:27:34,152 --> 00:27:39,067
‫عالیه. اون دور دورا یه جای کوچولو
‫میشناسم که حتما خوشت میاد

409
00:27:43,294 --> 00:27:45,274
‫چیکار میکنی؟

410
00:27:45,263 --> 00:27:48,039
‫دارم برات یه لیست از
‫ضروریات میتویسم

411
00:27:48,033 --> 00:27:52,072
‫تا اگه یه وقت برق رفت، یا سقف
‫چیکه کرد بدونی چیکار کنی

412
00:27:52,103 --> 00:27:54,083
‫چرا؟

413
00:27:55,240 --> 00:27:58,187
‫دادخواست رو پس دادم

414
00:27:58,176 --> 00:28:01,214
‫میتونی خونه رو نگه داری

415
00:28:04,149 --> 00:28:10,065
‫مادرم رو با احترام دفن کردم
‫و از یک قرونش هم پشیمون نیستم

416
00:28:10,055 --> 00:28:15,095
‫ولی با وجود اینکه باعث و
‫بانی این شرایط خودم هستم

417
00:28:15,093 --> 00:28:17,232
‫به تو احترام نذاشتم...

418
00:28:20,298 --> 00:28:25,043
‫ـ   و این درست نیست
‫ـ   تو خیلی شجاعی

419
00:28:28,039 --> 00:28:31,077
‫هنوز حرفام تموم نشده

420
00:28:33,044 --> 00:28:36,253
‫میخوام به من قول بدی وقتی از
‫زندان میام بیرون اینجا باشی

421
00:28:36,247 --> 00:28:40,059
‫این حرف مسخره ایه
‫من هیچ جا نمیرم

422
00:28:40,051 --> 00:28:44,090
‫و میخوام قول بدی در زمانی
‫که من نیستم به من وفادار باشی

423
00:28:44,089 --> 00:28:46,091
‫بله. البته

424
00:28:46,124 --> 00:28:49,105
‫گبرییل، من احمق نیستم

425
00:28:50,095 --> 00:28:53,099
‫تو یک زن زیبا هستی و درک
‫میکنم که احتیاجهایی هم داری

426
00:28:53,131 --> 00:28:56,169
‫ولی من مرد خیلی
‫حسود و خودخواهی هستم

427
00:28:56,167 --> 00:29:00,172
‫و احتیاج دارم که
‫زبون خودت بشنوم

428
00:29:01,172 --> 00:29:04,051
‫قول میدم

429
00:29:04,275 --> 00:29:07,085
‫خیلی خب

430
00:29:07,078 --> 00:29:10,116
‫فردا صبح، میریم
‫وکیل رو می بینیم

431
00:29:11,049 --> 00:29:13,120
‫دوستت دارم

432
00:29:19,023 --> 00:29:21,162
‫منم دوستت دارم

433
00:29:25,163 --> 00:29:30,237
‫و فقط میخوام بدونی، من روی
‫اون قول به تو اطمینان دارم

434
00:29:38,009 --> 00:29:41,149
‫چی شده؟ مامان بزرگ مرده؟

435
00:29:41,179 --> 00:29:45,150
‫آه، نه، اون خوبه
‫گوش کن، اندرو

436
00:29:45,150 --> 00:29:49,257
‫عزیزم، برای ما واضحه که
‫چند وقت تو خوشحال نیستی

437
00:29:49,254 --> 00:29:52,997
‫ـ   اون رفتارها
‫ـ   حشیش کشیدن، بی حرمتی

438
00:29:53,024 --> 00:29:56,995
‫فقط تو نیستی. و ما حس میکنیم که تو احتیاج
‫داری مقداری از وقتت رو تنهایی بگذرونی،

439
00:29:57,028 --> 00:30:00,100
‫در مورد اهداف زندگیت فکر کنی...

440
00:30:00,131 --> 00:30:03,135
‫و اینکه میخوای چه
‫جور شخصی باشی

441
00:30:03,168 --> 00:30:07,048
‫دارین درمورد
‫چی حرف میزنین؟

442
00:30:07,138 --> 00:30:10,051
‫مکانی به اسم اردوگاه
‫هنسی وجود داره

443
00:30:10,041 --> 00:30:14,183
‫برای نوجوانهایی که مثل تو
‫راهشونو گم کردند طراحی شده

444
00:30:14,179 --> 00:30:16,022
‫حتما شوخیتون گرفته

445
00:30:16,047 --> 00:30:19,028
‫اونا اهمیت انضباط و
‫مسئولیت پذیری روآموزش میدن

446
00:30:19,050 --> 00:30:21,087
‫دو چیزی که تو بشدت
‫بهشون نیاز داری

447
00:30:21,085 --> 00:30:23,156
‫فقط برای چند
‫هفته اونجا میمونی

448
00:30:23,154 --> 00:30:27,296
‫میتونین همین حالا تمومش کنین. من واسه چند
‫تا رفتار بچگانه به اون اردوگاه احمقانه نمیرم

449
00:30:31,129 --> 00:30:35,168
‫ـ   ما حاضریم
‫ـ   متأسفم، عزیزم، تو حق انتخاب نداری

450
00:30:44,275 --> 00:30:47,051
‫ـ   به من دست نزنین
‫ـ   آروم باش

451
00:30:47,078 --> 00:30:49,024
‫اندرو، قرار نیست دعوا بشه

452
00:30:49,013 --> 00:30:52,051
‫این آقایون کمکت میکنن لباس بپوشی
‫و تو رو تا اردوگاه میرسونن

453
00:30:52,083 --> 00:30:55,223
‫ـ   از اینجا به بعد بزارین به عهدهء ما
‫ـ   صبرکن، صبرکن

454
00:30:55,253 --> 00:31:00,066
‫ـ   مامان، صبرکن! خواهش میکنم، عذرمیخوام
‫ـ   عزیزم، طوری نمیشه، قول میدم

455
00:31:01,226 --> 00:31:03,228
‫ـ   این فکر تو بوده
‫ـ   چرا، تو

456
00:31:03,261 --> 00:31:06,105
‫ولش کن

457
00:31:06,197 --> 00:31:12,045
‫عزیزم، مهم نیست که چی میگی یا
‫چیکار میکنی، من همیشه دوستت دارم

458
00:31:14,038 --> 00:31:16,177
‫بریم، یالا

459
00:31:22,180 --> 00:31:25,024
‫این واسه چیه؟

460
00:31:25,049 --> 00:31:28,053
‫برای اینجا بودن

461
00:31:28,052 --> 00:31:31,192
‫برای در کنارم ایستادن
‫در چنین موقعیتی

462
00:31:31,189 --> 00:31:35,103
‫نمیدونی این برای
‫من یعنی چی، رکس

463
00:31:36,060 --> 00:31:40,270
‫خیلی وقته اینکه یه یار
‫واقعی داشتم رو حس نکردم

464
00:31:40,265 --> 00:31:44,304
‫و اون حس واقعا کمکم کرد، بخصوص
‫در صبح وحشتناکی مثل امروز صبح

465
00:31:53,177 --> 00:31:56,181
‫سلام، آلیسا. سلام، لیلی
‫حالتون چطوره؟

466
00:31:56,214 --> 00:31:58,251
‫میتونم باهات صحبت کنم؟، لطفا

467
00:31:58,249 --> 00:32:01,093
‫اوه، حتما پسرا، بگیرین

468
00:32:01,119 --> 00:32:03,065
‫همینجا بمونین

469
00:32:03,054 --> 00:32:04,260
‫باشه، مامان

470
00:32:06,090 --> 00:32:08,195
‫ـ   حالت چطوره؟
‫ـ   دنیس منو ترک کرد

471
00:32:08,192 --> 00:32:10,001
‫چی؟

472
00:32:10,028 --> 00:32:12,201
‫دنیس منو ترک کرد

473
00:32:12,196 --> 00:32:13,266
‫چرا؟

474
00:32:13,298 --> 00:32:16,040
‫بیشعور، چون تو بهش گفتی

475
00:32:16,034 --> 00:32:18,173
‫ـ   عذر میخوام، چی؟
‫ـ   تو درمورد ازدواجمون حرف زدی

476
00:32:18,202 --> 00:32:20,182
‫ـ   این به تو ربطی نداره
‫ـ   وایسا

477
00:32:20,171 --> 00:32:24,142
‫نمیتونم حرفاتو بفهمم
‫باید آرومتر صحبت کنی

478
00:32:37,055 --> 00:32:42,027
‫دنیس گفت بخاطر حرفایی که
‫پشت سرم زده تو سرش داد زدی

479
00:32:42,026 --> 00:32:44,028
‫خب، آره

480
00:32:44,062 --> 00:32:48,010
‫و گفت که تو بهش گفتی
‫مشاورهء ما بی فایده ست

481
00:32:48,032 --> 00:32:51,013
‫بله، این دقیقا اون چیزی
‫نیست که من

482
00:32:51,035 --> 00:32:54,244
‫تو از کدوم گوری اومدی که به
‫مردم میگی مشاوره بدرد نمیخوره؟

483
00:32:54,238 --> 00:32:57,082
‫ـ   منظور نداشتم که
‫حتما

484
00:32:57,075 --> 00:33:02,252
‫ما مشکلات زیادی داریم
‫مشکلات مالی، احساسی، جنسی

485
00:33:03,181 --> 00:33:06,025
‫ولی داشتیم خلشون میکردیم

486
00:33:07,085 --> 00:33:09,065
‫آلیسا، بیا اینجا

487
00:33:12,190 --> 00:33:18,141
‫مطمئنی که میخوای این
‫چیزا رو جلوی دخترت بگی؟

488
00:33:18,129 --> 00:33:22,134
‫حالا دیگه داری به من میگی
‫دخترمو چطوری بزرگ کنم؟

489
00:33:22,166 --> 00:33:25,113
‫لیلی، همون برگردیم بهتره

490
00:33:25,303 --> 00:33:30,048
‫آلیسا، اگه من باعث مشکلی
‫شدم واقعا عذر میخوام

491
00:33:30,041 --> 00:33:32,112
‫من فقط میخواستم کمک کنم

492
00:33:32,110 --> 00:33:34,112
‫چرا؟ چرا میخوای
‫کمک کنی؟

493
00:33:34,145 --> 00:33:37,217
‫ـ   خب، چون
‫اوه، چون من ناشنوا بودم؟

494
00:33:37,248 --> 00:33:41,219
‫نه. چون شوهرت یه
‫آشغال به تمام معنا بود

495
00:33:43,221 --> 00:33:48,193
‫و فقط مونده بودیم که تو با اسب
‫سفیدت بیای مارو نجات بدیم

496
00:33:48,226 --> 00:33:52,197
‫خب، حدس بزن چیه؟
‫من نمیخوام نجات پیدا کنم. فهمیدی؟

497
00:33:52,230 --> 00:33:55,143
‫من نمیخوام نجات پیدا کنم

498
00:34:00,271 --> 00:34:02,273
‫جنده

499
00:34:03,207 --> 00:34:05,278
‫آه، اون گفت

500
00:34:05,276 --> 00:34:08,189
‫بله. ممنون
‫میدونم چی گفت

501
00:34:11,182 --> 00:34:14,288
‫یه دقیقه توی ماشین همدیگه رو
‫بوسیدیم و چیز بعدی ای که فهمیدم

502
00:34:14,318 --> 00:34:18,232
‫توی بیمارستانیم و دکترها داشتن
‫یه گلوله از توش در میاوردند

503
00:34:18,222 --> 00:34:22,136
‫موقعی که تازه با مایک قرار میزاشتم
‫بنظر یه آدم خیلی معمولی بود، میدونی؟

504
00:34:22,126 --> 00:34:25,198
‫همیشه همینطورن
‫میخوای یکم ناچو بگیریم؟

505
00:34:25,229 --> 00:34:28,108
‫معلومه که من نامه شو نمیخونم

506
00:34:28,099 --> 00:34:31,012
‫در اون صورت، باید فقط
‫بیخیالش بشی دیگه، درسته؟

507
00:34:31,035 --> 00:34:32,070
‫درسته

508
00:34:32,070 --> 00:34:35,210
‫موافقی غذای مکزیکی نگیریم؟
‫میونه م با فلفل زیاد خوب نیست

509
00:34:35,239 --> 00:34:38,049
‫نمیخوام همینطور ور ور کنم
‫پیچیده ست.

510
00:34:38,042 --> 00:34:41,285
‫و تازه هنوز کلی چیز در مورد
‫مایک هست که تو حتی نمیدونی

511
00:34:41,279 --> 00:34:45,125
‫اگه بعدا بگی خیلی خوب میشه

512
00:34:47,251 --> 00:34:49,026
‫ایدی

513
00:34:49,020 --> 00:34:51,227
‫سرکارگرت گفت با یه
‫خوشکلکی رفتی بیرون

514
00:34:51,222 --> 00:34:53,224
‫از قرار معلوم، شخص
‫دنباله داری هم هست

515
00:34:53,257 --> 00:34:57,228
‫ـ   تو مارو تعقیب کردی؟
‫ـ   سخت نبود

516
00:34:57,228 --> 00:35:01,005
‫فقط بوی گند
‫خیانت رو دنبال کردم

517
00:35:00,998 --> 00:35:03,239
‫ـ   ما باهم قراری داشتیم، سوزان
‫ـ   نه، نداشتیم

518
00:35:03,267 --> 00:35:07,044
‫من اون چیزیو که تو میخواستی
‫گفتم چون تو مجبورم کردی

519
00:35:07,071 --> 00:35:10,177
‫داشتم سعی میکردم از رابطهء دوستی ای
‫که الان درحال پودر شدنه محافظت کنم

520
00:35:10,208 --> 00:35:13,155
‫ـ   من باید چیزی رو
‫بدونم؟ ـ   دیگه نه.

521
00:35:13,144 --> 00:35:17,058
‫تو، تا ابد ازت متنفرم

522
00:35:17,048 --> 00:35:19,050
‫و تو هم اخراجی

523
00:35:19,050 --> 00:35:20,051
‫ایدی

524
00:35:20,118 --> 00:35:22,257
‫بخاطر بیرون اومدن با
‫سوزان منو اخراج میکنی؟

525
00:35:22,253 --> 00:35:27,225
‫بله. و قبل از اینکه ناله کنی از قرار گذاشتن
‫باهاش به اندازه کافی مجازات شدی،

526
00:35:27,258 --> 00:35:30,171
‫هیچی نگو

527
00:35:36,100 --> 00:35:39,274
‫فکر کنم میتونم بهش بگم تو
‫خودتو به من قالب کردی

528
00:35:39,270 --> 00:35:42,251
‫میگم تو تنها بودی، التماس کردی با
‫هم شام بخوریم، منم دلم برات سوخت

529
00:35:42,273 --> 00:35:47,279
‫خب، ببخشید، ولی اونطوری جوری
‫وانمود میشه انگار تقصیر من بوده

530
00:35:47,278 --> 00:35:51,124
‫قطعا نمیتونی منو مقصر بدونی
‫منکه تو رو اخراج نکردم

531
00:35:51,149 --> 00:35:55,291
‫تو تصمیم گرفتی به من نگی که اگه
‫ایدی بفهمه با تو رفتم بیرون دیوونه میشه

532
00:35:55,286 --> 00:35:59,234
‫ـ   آروم برو. خیلی داری تند میری
‫ـ   این بین تو و ایدی

533
00:35:59,223 --> 00:36:01,203
‫من یهو افتادم توی بدبختی

534
00:36:01,192 --> 00:36:05,072
‫ـ   آره. تمام وقت هم همینو میگفتی
‫ـ   اون حرف یعنی چی؟

535
00:36:05,062 --> 00:36:08,043
‫تو یهو توی بدبختی نیافتادی
‫تو به بدبختی دعوت شدی

536
00:36:08,032 --> 00:36:09,102
‫این حقیقت نداره

537
00:36:09,133 --> 00:36:12,205
‫فقط یک ساعت تمام از عقده روحیت
‫با دوست پسر قبلیت حرف زدی

538
00:36:12,203 --> 00:36:16,151
‫ولو اینکه اون شخصی که به احتمال
‫زیاد همسایه ت رو هم خفه کرده

539
00:36:16,174 --> 00:36:17,209
‫نه، اون نکرده

540
00:36:17,241 --> 00:36:21,189
‫و ایدی به تو گفته بود که با من نری
‫بیرون، ولی تو گوش نکردی؟ نه

541
00:36:21,179 --> 00:36:25,127
‫بدبختی پنهانی رو دیدی و نتونستی
‫واسه در رفتن ازش استقامت کنی

542
00:36:25,149 --> 00:36:29,256
‫خیلی خب، آقای-بیا-یکم-خوش-بگذرونیم
‫چون-من-یه-پیمانکار-معمولی ام ،

543
00:36:29,253 --> 00:36:32,063
‫خودت منو قاپیدی
‫پس حالا بخور، رفیق

544
00:36:33,291 --> 00:36:35,271
‫اوه

545
00:36:50,107 --> 00:36:53,111
‫تو تایر رو درست
‫نکردی، مگه نه؟

546
00:36:53,277 --> 00:36:56,190
‫میخواستم بکنم

547
00:36:57,181 --> 00:37:01,095
‫بگمونم به بدبختی دعوت شدم

548
00:37:01,085 --> 00:37:03,258
‫فقط یه خورده

549
00:37:11,162 --> 00:37:15,076
‫تام، من آدم بدی هستم؟

550
00:37:18,202 --> 00:37:21,081
‫نه. چرا این حرفو میزنی؟

551
00:37:21,105 --> 00:37:24,018
‫نمیدونم. بگمونم توی
‫ذهنم اینه که

552
00:37:24,008 --> 00:37:28,252
‫فقط آدمای بد ازدواجهارو مختل میکنن
‫و از بها دادن به دیگران ناراحت میشن

553
00:37:28,279 --> 00:37:32,125
‫ـ   من سعی کردم بهت هشدار بدم
‫ـ   آره

554
00:37:32,116 --> 00:37:34,289
‫چرا اینکارو کردم؟

555
00:37:34,285 --> 00:37:38,233
‫این اجبار چسبیده سر دماغم
‫جایی که اصلا جاش نیست

556
00:37:38,256 --> 00:37:42,033
‫عزیزم، تو فقط به
‫فکر دوستت بودی

557
00:37:42,059 --> 00:37:44,164
‫به کجا هم ختم شد

558
00:37:44,161 --> 00:37:47,233
‫حداقل تو سعی خودتوکردی
‫بخاطر همین تحسینت میکنم

559
00:37:47,231 --> 00:37:49,108
‫اوه، خواهش میکنم

560
00:37:49,100 --> 00:37:52,172
‫هی، من اون آدمی بودم که به دنیس
‫اجازه داد به زنش بد دهنی کنه

561
00:37:52,203 --> 00:37:54,274
‫چون ترسیده بودم...
‫یه وقت زیاده روی کنم

562
00:37:54,272 --> 00:37:57,116
‫تو دونستی که کارش
‫اشتباهشو بهش گفتی

563
00:37:57,108 --> 00:38:00,988
‫من اینم دیگه
‫هیچوقت ازآشوب نمیترسم

564
00:38:01,012 --> 00:38:04,016
‫هی، عزیزم، ببین، من میگم

565
00:38:04,048 --> 00:38:08,258
‫تو حس قوی ای از درک کاریی که درسته
‫رو داری و از عمل کردن بهشم نمیترسی

566
00:38:08,252 --> 00:38:11,096
‫و بخاطر همین تحسینت میکنم

567
00:38:11,122 --> 00:38:14,103
‫میدونی من برای چی
‫تو رو تحسین میکنم؟

568
00:38:15,159 --> 00:38:21,303
‫وقتیکه میتونی راحت بگی، بهت گفته بودم
‫یه راهی پیدا میکنی که ازم تعریف کنی

569
00:38:29,040 --> 00:38:36,117
‫ـ   با اشاره گفتی بهت گفته بودم ،مگه نه؟
‫ـ   عمرا نمیتونی اثبات کنی

570
00:38:39,150 --> 00:38:43,155
‫ممنون که اومدین، خانم سولیس
‫مطمئنم که پرستار هایسل رو میشناسین؟

571
00:38:43,154 --> 00:38:46,192
‫بله. سلام

572
00:38:47,191 --> 00:38:51,071
‫پرستار هایسل بسیار با
‫مادرشوهرتون انس گرفته بودند

573
00:38:51,095 --> 00:38:53,234
‫بخاطر همین ازش
‫خواستم که اینجا باشه

574
00:38:53,264 --> 00:38:55,266
‫اولا، میخوام بفهمین که

575
00:38:55,299 --> 00:38:59,008
‫ما میدونیم که رسیدگی به...
‫بیمارانمون وظیفهء ماست

576
00:39:03,007 --> 00:39:04,008
‫خب

577
00:39:04,041 --> 00:39:09,150
‫با این تفاسیر، اینطور که پیداست
‫ممکنه، و تاکید میکنم روی کلمه ممکنه

578
00:39:09,180 --> 00:39:13,026
‫که در این وظیفه مون
‫کوتاهی ای صورت گرفته

579
00:39:13,050 --> 00:39:17,157
‫میتونم به شما اطمینان بدم ما تمام پرسنل رو
‫در بالاترین سطح خدماتی ممکن نگه میدارم

580
00:39:17,154 --> 00:39:19,998
‫ولی از اون گذشته
‫ماها همه مون انسانیم

581
00:39:22,059 --> 00:39:24,130
‫عزیزم، حالت خوبه؟

582
00:39:24,128 --> 00:39:27,234
‫پرستار هایسل
‫چرا نمیزی بیرون؟

583
00:39:29,033 --> 00:39:31,070
‫ـ   عذر میخوام
‫ـ   آها

584
00:39:37,208 --> 00:39:40,189
‫همه مون در غم
‫شما شریک هستیم

585
00:39:41,078 --> 00:39:43,024
‫کاملا معلومه

586
00:39:43,013 --> 00:39:46,017
‫و امیدوارم که با کم کردن
‫هر درد احتمالی درآینده

587
00:39:46,050 --> 00:39:50,260
‫که ممکنه خانواده شما با
‫این پیشنهاد زجر بکشن

588
00:39:50,287 --> 00:39:53,166
‫نقدا جبران کنیم...

589
00:39:54,258 --> 00:39:59,207
‫البته،مشروط بر اینکه شما و شوهرتون از هر
‫نوع دعاوی قانونی درآینده چشم پوشی کنین

590
00:39:59,230 --> 00:40:04,236
‫جبران نقدی؟
‫شما میخواین به ما رشوه بدین؟

591
00:40:04,235 --> 00:40:08,012
‫بیاین همچین اسم
‫غیرقانونی ای روش نزاریم

592
00:40:08,038 --> 00:40:12,180
‫ما دوست داریم فکر کنیم بعنوان
‫یکی از خدمات علاوه بر درمانمون

593
00:40:14,044 --> 00:40:18,049
‫خب، در اوتصورت
‫معطلش هم نکنین

594
00:40:21,285 --> 00:40:25,199
‫آقای هارتلی، یه سوال
‫فرضی قانونی ازتون دارم

595
00:40:25,189 --> 00:40:29,228
‫دوست دارم توی مسابقه
‫بخت آزمایی شرکت کنم و من

596
00:40:29,260 --> 00:40:35,211
‫بله، میدونم اهمیت نداره ولی
‫دوست دارم دلم قرص بشه

597
00:40:35,199 --> 00:40:38,146
‫حالا بگیم من برنده
‫شدم، نمیدونم

598
00:40:38,135 --> 00:40:42,106
‫یه میلیون، ششصد هزار دلار

599
00:40:42,139 --> 00:40:48,215
‫دولت توانایی اینو داره که اینو
‫هم مثل باقی اموال مصادره کنه؟

600
00:40:51,015 --> 00:40:54,087
‫فکرشو میکردم. حرومزاده ها

601
00:40:55,186 --> 00:41:00,067
‫پس اگه بخت آزمایی رو بعد از
‫زندان رفتن کارلوس ببرم چی؟

602
00:41:00,090 --> 00:41:04,061
‫اونوقت بازم دولت میتونه به
‫اون پول دست بزنه؟ فرضا

603
00:41:04,228 --> 00:41:06,299
‫می بینم

604
00:41:06,297 --> 00:41:09,176
‫و میتونیم خونه رو
‫هم نگه داریم

605
00:41:15,172 --> 00:41:19,279
‫اوه، نه، توی بقالی هستم، میخواستم
‫ببینم یه بلیط بخت آزمایی بخرم یا نه

606
00:41:19,310 --> 00:41:22,291
‫خیلی خیلی ممنون، جناب وکیل

607
00:41:22,279 --> 00:41:27,058
‫خب، فردا چه ساعتی باید
‫کارلوس رو بیاریم دادگاه؟

608
00:41:27,218 --> 00:41:29,198
‫عالیه

609
00:41:34,258 --> 00:41:38,229
‫همه مون بنا به دلایل
‫مختلفی قهرمان هستیم

610
00:41:38,262 --> 00:41:42,210
‫گاهی اوقات بخاطر شهامتمون

611
00:41:47,037 --> 00:41:51,110
‫گاهی اوقات بخاطر شجاعتمون

612
00:41:54,178 --> 00:41:57,318
‫گاهی اوقات بخاطر مهربانیمون

613
00:41:57,314 --> 00:42:01,126
‫دوستت دارم

614
00:42:06,056 --> 00:42:09,299
‫ولی اغلب، قهرمان هستیم

615
00:42:11,028 --> 00:42:14,066
‫چون هرکدوم از زوایای مختلف،...

616
00:42:14,064 --> 00:42:18,137
‫رویای نجات پیدا کردن رو داریم

617
00:42:24,108 --> 00:42:26,088
‫البته

618
00:42:26,110 --> 00:42:30,024
‫اگه قهرمانی که باید میومد پیداش نشد

619
00:42:30,014 --> 00:42:35,123
‫گاهی اوقات، خودمون
‫باید خودمونو نجات بدیم

