‫﻿۱
00:00:01,001 --> 00:00:03,038
‫آنچه گذشت

2
00:00:03,069 --> 00:00:05,106
‫ـ   مامان بزرگ اومده
‫ـ   توی زندگی

3
00:00:05,138 --> 00:00:08,176
‫ـ   به این میگن قرارداد بعد از ازدواج
‫ـ   من امضاش نمیکنم

4
00:00:09,142 --> 00:00:12,214
‫ـ   امضاء کن
‫ـ   بسه دیگه! داری اذیتم میکنی

5
00:00:12,245 --> 00:00:14,191
‫خانم سولیس. شما
‫اینجا چیکارمیکنین؟

6
00:00:14,180 --> 00:00:16,251
‫نمیتونین کاری که شده یا...

7
00:00:16,282 --> 00:00:20,094
‫مردم از خودشون رد جا میزارن
‫یکی از اون ردها به دیادرا ختم میشه

8
00:00:20,120 --> 00:00:23,294
‫من پولمو با خودم نمیبرم توی قبر
‫برای نگه داشتن تو ازشون استفاده میکنم

9
00:00:23,289 --> 00:00:26,133
‫واقعیت درونی...
‫مردمو تغییر بدین

10
00:00:26,126 --> 00:00:30,131
‫اندرو داشت به من میگفت فکر
‫میکنه ممکنه همجنس باز باشه

11
00:00:35,035 --> 00:00:38,107
‫هر روز صبح که زباله
‫هاشو بیرون میبره

12
00:00:38,104 --> 00:00:42,075
‫لینت اسکاوو یکم توی
‫خواب وخیال میره

13
00:00:42,108 --> 00:00:46,284
‫که همیشه هم جزئیاتش یه جوره

14
00:00:46,279 --> 00:00:50,193
‫اینکه یه روز، همسایه ش
‫کارن مکلاسکی

15
00:00:50,183 --> 00:00:53,289
‫بیافته و بمیره...

16
00:00:53,286 --> 00:00:58,235
‫یه خونوادهء سوئدی دوست
‫داشتنی خونه شو بخرن

17
00:00:58,258 --> 00:01:02,035
‫که دوتا دختر دوقولوی
‫دوست داشتنی هم دارن

18
00:01:02,062 --> 00:01:06,010
‫خونواده ها پایه های
‫دوستی جاودانه رو بریزن

19
00:01:06,032 --> 00:01:09,241
‫بحدی که دختراشون با
‫پسرای اون ازدواج کنن

20
00:01:09,235 --> 00:01:11,272
‫در یک مراسم باشکوه...

21
00:01:11,271 --> 00:01:15,219
‫که لینت و شوهرش مجبور
‫نباشن براش پولی خرج کنن

22
00:01:18,011 --> 00:01:21,254
‫بله، لینت از خواب وخیال
‫روزانه ش لذت میبرد

23
00:01:21,281 --> 00:01:25,058
‫ولی خانم مکلاسکی
‫همیشه یه راهی داشت که

24
00:01:25,051 --> 00:01:28,055
‫لینت رو به سمت...
‫واقعیت بکشونه

25
00:01:28,088 --> 00:01:29,158
‫هی، هی، هی

26
00:01:29,189 --> 00:01:33,137
‫هی! چرا داری سطلهای
‫آشغل منو میدزدی؟

27
00:01:33,159 --> 00:01:36,299
‫از دو روز پیش که آشغالی اومده
‫اینا همینطور وسط خیابونن

28
00:01:36,296 --> 00:01:40,108
‫ـ   گفتم حتما دیگه نمیخوایشون
‫ـ   اوه، خیلی بامزه بود

29
00:01:40,100 --> 00:01:43,138
‫خوبه. بده ببینم

30
00:01:43,169 --> 00:01:46,116
‫اون رنگ طلائی ای که خونه تو
‫باهاش رنگ کردی بس نیست

31
00:01:46,106 --> 00:01:49,053
‫که مجبوریم تمام روز سطل
‫آشغالاتو هم نگاه کنیم

32
00:01:49,075 --> 00:01:50,281
‫آداب معاشرت
‫همسایه ای میخوای؟

33
00:01:50,276 --> 00:01:54,224
‫چطوره یه باغبون استخدام کنی تا اون جنگلی
‫که جلوی حیاط درست کردی رو مرتب کنه؟

34
00:01:54,214 --> 00:01:56,285
‫ـ   من در آمدم ثابت
‫ـ   اوه؟

35
00:01:56,316 --> 00:02:00,025
‫شاید بهتر باشه بری یه
‫جایی که ارزون تره

36
00:02:00,019 --> 00:02:02,021
‫ـ   مثل خونهء سالمندان
‫ـ   برو بمیر

37
00:02:02,021 --> 00:02:04,262
‫که با عموزاده هات باشی، ها؟

38
00:02:06,292 --> 00:02:08,169
‫و ، میدونی

39
00:02:10,163 --> 00:02:12,200
‫خانم ... خانم مکلاسکی ...

40
00:02:12,232 --> 00:02:15,008
‫خانم ملاکسکی، حالتون خوبه؟

41
00:02:16,202 --> 00:02:18,273
‫من درب رو باز میکنم

42
00:02:21,207 --> 00:02:22,242
‫خانم مکلاسکی ...

43
00:02:22,242 --> 00:02:24,085
‫برای یه لحظهء کوتاه

44
00:02:24,077 --> 00:02:28,116
‫لینت حاضر بود که یه
‫تصمیم فوق العاده بگیره

45
00:02:30,250 --> 00:02:33,197
‫و اگرچه میدونست که اگه اینکارو
‫بکنه سرصبحی از خودش متنفر میشه

46
00:02:33,186 --> 00:02:36,224
‫لینت تصمیم گرفت
‫کار درست رو انجام بده

47
00:02:36,222 --> 00:02:38,202
‫لینت، دارن منو کجا میبرن؟

48
00:02:38,224 --> 00:02:42,036
‫دارین میرین بیمارستان
‫حالتون خوب میشه

49
00:02:42,061 --> 00:02:45,201
‫ـ   نمیخوام تنهایی برم. دنبالم بیا
‫ـ   اوه، آم

50
00:02:45,198 --> 00:02:50,307
‫اینا تکنسینهای تعلیم دیده ای هستند
‫و منم توی فریزر .. گوشت گذاشتم

51
00:02:50,303 --> 00:02:53,182
‫خواش میکنم. من میترسم

52
00:02:56,209 --> 00:02:59,019
‫باشه، همرات میام

53
00:02:59,012 --> 00:03:01,049
‫ممنونم

54
00:03:02,048 --> 00:03:05,086
‫اگه مردم، نمیخوام
‫با غریبه ها باشم

55
00:03:05,084 --> 00:03:10,033
‫ـ   شما قرار نیست بمیری
‫ـ   چطور میتونی اینقدر مطمئن باشی؟

56
00:03:10,190 --> 00:03:14,036
‫البته، لینت جوابی نداد

57
00:03:14,060 --> 00:03:17,200
‫چطور میتونست به همسایه ش
‫بگه که بعضی از اون رویاها

58
00:03:17,230 --> 00:03:22,236
‫به حقیقت پیوستنشون چقدر قشنگه؟...

59
00:04:08,014 --> 00:04:10,290
‫زندگی یک مسافرت

60
00:04:11,017 --> 00:04:16,057
‫که اگه با یک همسفر در کنارمون
‫مسافرت کنیم خیلی بهتر میشه

61
00:04:16,055 --> 00:04:20,128
‫ولی گاهی اوقات، در بین
‫راه همسفرمونو گم میکنیم

62
00:04:20,159 --> 00:04:24,164
‫و اونوقت مسافرت
‫غیرقابل تحمل میشه

63
00:04:25,064 --> 00:04:27,044
‫نوح

64
00:04:27,267 --> 00:04:31,306
‫نمیدونستم آدم دینداری هستی
‫اون تسبیح دیگه چیه؟

65
00:04:33,106 --> 00:04:34,210
‫اونا دیادرا رو پیدا کردند

66
00:04:34,240 --> 00:04:36,186
‫چی؟

67
00:04:38,111 --> 00:04:41,058
‫جسدش توی یه صندوقچه
‫اساب بازی چپونده شده بود

68
00:04:41,047 --> 00:04:44,119
‫باورت میشه؟

69
00:04:44,150 --> 00:04:47,222
‫یه صندوقچهء اسباب بازی

70
00:04:51,224 --> 00:04:55,070
‫اون تجریه شده بود

71
00:05:00,199 --> 00:05:02,270
‫خدای من

72
00:05:04,203 --> 00:05:08,151
‫پلیس از دندونهاش
‫شناسائیش کرده

73
00:05:10,209 --> 00:05:14,055
‫اون ۱۵ ساله که مرده بوده

74
00:05:14,314 --> 00:05:18,091
‫تمام اون مدتی که
‫دنبالش میگشتم

75
00:05:18,084 --> 00:05:21,122
‫اون رفته بوده

76
00:05:22,155 --> 00:05:25,159
‫خیلی متأسفم

77
00:05:26,292 --> 00:05:30,069
‫باید بچه مو دفن کنم

78
00:05:30,096 --> 00:05:33,043
‫اومدم اینجا تا

79
00:05:33,032 --> 00:05:36,206
‫بفهمم چه جور سنگ...
‫قبری براش بگیرم

80
00:05:37,170 --> 00:05:39,150
‫تو نباید الان اینکارو بکنی

81
00:05:39,172 --> 00:05:42,051
‫بیا تا خونه برسونمت

82
00:05:42,308 --> 00:05:46,085
‫ـ   یه پلیس هست که میخوام باهاش
‫صحبت کنی. ـ   یه پلیس؟

83
00:05:46,079 --> 00:05:48,059
‫اسمش سالیوان

84
00:05:48,047 --> 00:05:51,256
‫بهش پول دادم تو رو از جریان
‫قتل همسایه تون بکشه بیرون

85
00:05:51,284 --> 00:05:55,027
‫اون پرونده دیادرا رو بهت میده

86
00:05:55,154 --> 00:05:58,101
‫ظاهرا یه سرنخهای دارن

87
00:06:05,198 --> 00:06:08,202
‫نمیدونم. فکر میکنم داریم
‫مرتکب اشتباه بزرگی میشیم

88
00:06:08,201 --> 00:06:11,011
‫ما تصمیممون رو گرفتیم
‫بهتره سرش وایسیم

89
00:06:11,037 --> 00:06:13,142
‫بیا فرض کنیم سه هفته
‫بیشتر اونو اینجا بزاریم

90
00:06:13,139 --> 00:06:16,018
‫هیچ میدونی ممکنه
‫چه اتفاقاتی بیافته؟

91
00:06:16,042 --> 00:06:19,080
‫پسرمون به ما گفته که
‫ممکنه همجنس باز باشه

92
00:06:19,078 --> 00:06:22,218
‫۲۰۰ تا پسر دیگه هم
‫توی این اردوگاه هستند

93
00:06:22,215 --> 00:06:26,254
‫میتونم بهت توضیح بدم که اگه اونو
‫اینجا ولش کنیم ممکنه چه اتفاقی بیافته

94
00:06:26,252 --> 00:06:29,995
‫ولی من یه خانوم هستم و
‫همچین مسایلی رو بیان نمیکنم

95
00:06:35,061 --> 00:06:38,235
‫شرط میبندم که نگرانی ما بیهوده ست
‫این احتمالا یه مرحله از زندگیشه

96
00:06:38,231 --> 00:06:43,078
‫میبریمش مرکز مشاوره مسیحیها و
‫این جریان شیوهء زندگیش نمیشه

97
00:06:43,102 --> 00:06:47,107
‫هرچی باشه یا بشه، اون هنوز
‫پسرمونه و ما دوستش داریم

98
00:06:47,106 --> 00:06:48,244
‫چرا اینو به من میگی؟

99
00:06:48,241 --> 00:06:53,054
‫چون کاملا معلومه که چقدر درمورد این
‫جریان همجنس بازی وحشت زده شدی

100
00:06:53,079 --> 00:06:56,117
‫ممکنه شده باشم، ولی به این معنی
‫نیست که حسم نسبت به اون عوض شده

101
00:06:56,115 --> 00:06:59,028
‫من فقط میگم که، خونسرد باش

102
00:07:02,255 --> 00:07:07,000
‫ـ   میتونم به اندازهء تو خونسرد باشم
‫ـ   خیلی خب

103
00:07:16,302 --> 00:07:19,283
‫خیلی خوبه که برگشتی

104
00:07:19,272 --> 00:07:22,014
‫اندرو

105
00:07:22,008 --> 00:07:25,979
‫اگه تو حتی یه قاتل هم بودی
‫من بازم تو رو دوست داشتم

106
00:07:36,088 --> 00:07:38,125
‫مامانی، صف تکون نمیخوره

107
00:07:38,157 --> 00:07:41,070
‫اوه، محض رضای خدا

108
00:07:47,066 --> 00:07:48,204
‫مامان

109
00:07:48,234 --> 00:07:50,077
‫مامان. بچه ها منتظرن

110
00:07:50,069 --> 00:07:54,211
‫اوه، عزیزم، هکتور توی مرکز
‫فرهنگی رقص سالسا یاد میده

111
00:07:54,240 --> 00:07:58,985
‫ـ   خصوصی هم تدریس میکنم
‫ـ   آره جون خودت

112
00:07:59,011 --> 00:08:02,083
‫مامان، میشه لطفا با
‫بستنی فروش لاس نزنی؟

113
00:08:02,114 --> 00:08:03,115
‫چرا نزنم؟

114
00:08:03,149 --> 00:08:07,063
‫یعنی دلیلی بیشتر از اینکه
‫اون بستنی فروش میخواین؟

115
00:08:07,053 --> 00:08:10,034
‫به این میگن پیش بردن زندگی

116
00:08:10,056 --> 00:08:12,161
‫شما همین دوهفته پیش
‫با مورتی بهم زدین

117
00:08:12,191 --> 00:08:15,035
‫حداقل تظاهر کنین که ناراحتین

118
00:08:15,061 --> 00:08:17,132
‫تو دیگه زیادی به
‫یه چیز میچسبی

119
00:08:17,129 --> 00:08:19,268
‫باید بریم خوش بگذرونیم

120
00:08:19,298 --> 00:08:22,040
‫میدونم امشب
‫میتونیم چیکار کنیم

121
00:08:22,034 --> 00:08:25,277
‫میتونیم بریم کلوپ رقص و
‫چندتا پسر خوشکل تور کنیم

122
00:08:25,271 --> 00:08:28,013
‫ـ   مامان
‫ـ   عالی میشه

123
00:08:28,040 --> 00:08:32,147
‫من میگم ۴۲ سالمه و تو
‫هم میتونی ۲۸ ساله باشی

124
00:08:32,144 --> 00:08:34,021
‫چی؟

125
00:08:34,046 --> 00:08:36,219
‫اوه! تو هم میتونی موفق بشی

126
00:08:42,121 --> 00:08:45,068
‫خانم مکلاسکی، از
‫بیمارستان برگشتین؟

127
00:08:45,057 --> 00:08:48,061
‫معلوم شد با قرصهای درد
‫مفصلهام زیاد حال کردم

128
00:08:48,060 --> 00:08:52,099
‫با یه قرص، میتونم قوطی رو باز کنم. با چهار
‫تا قرص، رو به زمین پیش به سوی عالم باقی

129
00:08:52,131 --> 00:08:54,168
‫تو هم خیلی زود فهمیدی

130
00:08:54,166 --> 00:08:58,205
‫خب، خوشحالم
‫میبینم حالتون خوبه

131
00:08:58,237 --> 00:09:03,050
‫بگیر، واسه تشکر بخاطر اینکه
‫نزاشتی امروز توی حیاط بمیرم

132
00:09:03,042 --> 00:09:05,215
‫ـ   اوه، خانم مکلاسکی، نباید
‫ـ   نگهش دار

133
00:09:05,244 --> 00:09:08,157
‫از مخمل اصله. سالهاست توی
‫خونواده مون داره میچرخه

134
00:09:08,147 --> 00:09:13,290
‫من ... نمیدونم چی بگم
‫خیلی قشنگه، ممنون

135
00:09:27,166 --> 00:09:30,204
‫ـ   باید دعوتتون کنم بیاین توو
‫ـ   میخوام بهت بگم دکترم چی گفته

136
00:09:30,236 --> 00:09:33,012
‫ورم مفاصل کمترین مشکلمه

137
00:09:33,039 --> 00:09:36,020
‫میبینی، این علامت روی پوستم
‫یا همیتی که فکر میکردم علاممته

138
00:09:36,042 --> 00:09:38,113
‫ولی قضیه خیلی جدی تر
‫از این حرفاست

139
00:09:43,082 --> 00:09:44,254
‫فکر میکنی داری
‫چیکار میکنی؟

140
00:09:44,283 --> 00:09:48,060
‫خواهش میکنم، بیشتر از این نمیتونم جلوی
‫تلویزیون بخوابم. میخوام توی تخت بخوابم

141
00:09:48,054 --> 00:09:52,127
‫بهتره بری متل، چون
‫اینجا جایی نداری

142
00:09:52,291 --> 00:09:56,000
‫چند بار باید بگم عذر میخوام؟

143
00:09:56,028 --> 00:09:59,100
‫اینطور که پیداست، یکم بیشتر

144
00:09:59,265 --> 00:10:02,144
‫به کاری که کردم
‫افتخار نمیکنم

145
00:10:02,168 --> 00:10:04,273
‫قبول دارم که نامناسب بود

146
00:10:05,137 --> 00:10:09,085
‫میخوای برگردی توی این تخت؟
‫میدونی باید چیکار کنی

147
00:10:11,010 --> 00:10:13,115
‫ـ   من قرارداد بعد از ازدواجو
‫پاره نمیکنم. /ـ   چرا نمیکنی؟

148
00:10:13,112 --> 00:10:17,117
‫چون این تنها راهی که میتونم مطمئن باشم
‫بعد از اینکه از زندان میام بیرون تو اینجایی

149
00:10:17,149 --> 00:10:20,221
‫خب، پس توی
‫متل خوش بگذره

150
00:10:20,219 --> 00:10:23,291
‫باشه. فردا کارت
‫اعتباریت رو باطل میکنم

151
00:10:23,289 --> 00:10:25,132
‫چی؟

152
00:10:25,124 --> 00:10:27,263
‫و کارت خودپردازت رو
‫هم ازت میگیرم

153
00:10:27,293 --> 00:10:29,273
‫پس برای پول
‫باید چیکار کنم؟

154
00:10:29,261 --> 00:10:33,175
‫شاید یه بار که دیدی چی به چیه
‫با من با احترام رفتار کنی

155
00:10:33,199 --> 00:10:36,203
‫احترام منو میخوای؟
‫قرارداد بعد از ازدواجو پاره کن

156
00:10:36,202 --> 00:10:38,273
‫بالشتمو بده

157
00:10:40,106 --> 00:10:41,107
‫یه چیز دیگه

158
00:10:41,107 --> 00:10:44,145
‫اگه یه بار دیگه اذیتم
‫کنی، میکشمت.

159
00:10:44,143 --> 00:10:47,989
‫اگه تو بخاطر یه مرد دیگه منو
‫ترک کنی، منم تو رو میکشم

160
00:10:51,317 --> 00:10:56,130
‫پسر، با این همه هوس، باعث
‫خجالت نیست که سکس نداریم؟

161
00:11:09,101 --> 00:11:11,012
‫حس میکنم توی تله افتادم

162
00:11:11,037 --> 00:11:14,280
‫ـ   میخوای پنجره رو باز کنم؟
‫ـ   نه، دارم درمورد زندگیم حرف میزنم

163
00:11:14,273 --> 00:11:16,253
‫اوه

164
00:11:16,275 --> 00:11:18,255
‫یعنی بسه دیگه؟

165
00:11:18,277 --> 00:11:21,190
‫نه، نه، تو کارتو بکن

166
00:11:22,081 --> 00:11:23,253
‫پس چیه؟

167
00:11:23,282 --> 00:11:28,061
‫من خوشحال نیستم
‫با کارلوس و ازدواجم

168
00:11:28,054 --> 00:11:31,035
‫حس میکنم هیچ راهی ندارم
‫همین منو دیوونه میکنه

169
00:11:31,023 --> 00:11:34,129
‫هربار توی زندگییم یه چیزی
‫جابه جا میشد، همیشه یه نقشه ای داشتم

170
00:11:34,160 --> 00:11:37,107
‫ـ   حالا، حس میکنم که هیچی ندارم
‫ـ   پس من چی؟

171
00:11:37,096 --> 00:11:40,168
‫ـ   نمیتونم نقشهء بعدیتون باشم؟
‫ـ   لعنتی، جان. قانون جدیدمون چیه؟

172
00:11:40,199 --> 00:11:43,237
‫وانمود نکنیم که با
‫هم آینده ای داریم

173
00:11:43,235 --> 00:11:46,273
‫ـ   ممنون
‫ـ   نمیتونیم بزاریم و بریم

174
00:11:46,272 --> 00:11:50,118
‫نه. اگه برم، بی پول
‫میشم و این وحشتناک

175
00:11:50,109 --> 00:11:53,022
‫اگه بمونم، توی کنترل
‫کارلوسم و این وحشتناکتره

176
00:11:53,045 --> 00:11:54,285
‫و اون تمام کارت
‫اعتباریهامو باطل کرده

177
00:11:54,280 --> 00:11:57,989
‫یعنی اینکه من باهاش ازدواج
‫کردم و از خریدن کردن عاجزم

178
00:11:58,017 --> 00:12:01,055
‫که احتمالا از صدتا
‫فحش هم بدتره

179
00:12:01,053 --> 00:12:05,001
‫ـ   متأسفم
‫ـ   بالاخره یه فکری میکنم

180
00:12:06,092 --> 00:12:09,266
‫امروز زیاد سرحال
‫نیستم. باید برم

181
00:12:12,031 --> 00:12:13,271
‫صبرکن

182
00:12:16,202 --> 00:12:19,046
‫ـ   این چیه؟
‫ـ   شما لایق چیزهای خوبین

183
00:12:19,071 --> 00:12:22,211
‫اگه آقای سولیس نمیخواد
‫تهیه شون کنه، من میتونم

184
00:12:23,242 --> 00:12:27,019
‫ـ   با کارت اعتباری دانش آموزیت؟
‫ـ   من خودم مشغولم

185
00:12:27,012 --> 00:12:29,014
‫ـ   تو حیاط اصلاح میکنی
‫ـ   پول خوبی در میارم

186
00:12:29,048 --> 00:12:32,188
‫من ۲۰ تا خونه کار میکنم و اینقدر
‫پول جمع کردم که عضو باشگاه بشم

187
00:12:32,218 --> 00:12:35,165
‫ـ   نمیتونم
‫ـ   بله، میتونی

188
00:12:41,260 --> 00:12:43,206
‫تا آخرشو بهت پس میدم

189
00:12:43,195 --> 00:12:47,041
‫اگه میخوای
‫ولی مجبور نیستی

190
00:12:47,066 --> 00:12:50,172
‫خانم سولیس ... مراقبت
‫کردن از شما

191
00:12:51,103 --> 00:12:53,140
‫رویای منه...

192
00:12:53,172 --> 00:12:59,248
‫خب، دور از منه که بخوام سد راه
‫رویای یک مرد جوان بشم

193
00:13:00,079 --> 00:13:04,186
‫باشه، تام، بعد از اینکه
‫رفتم مغازه میرم خشکشوئی

194
00:13:04,216 --> 00:13:08,062
‫نمیدونم. پورتر ساعت ۴
‫وقت دندونپزشکی داره

195
00:13:08,087 --> 00:13:11,261
‫پس احتمالا کارای ماشین
‫باید بمونه واسه فردا

196
00:13:11,257 --> 00:13:14,101
‫باشه، آره، منم دوستت دارم

197
00:13:14,126 --> 00:13:16,037
‫ـ   خداحافظ
‫ـ   سلام

198
00:13:16,028 --> 00:13:19,066
‫برات یکم اوکادو آوردم. من یه
‫درختشو دارم ولی ازشون متنفرم

199
00:13:19,098 --> 00:13:22,136
‫بنظر خونوادهء تو از اینجور
‫چیزا خوششون میاد

200
00:13:22,134 --> 00:13:25,274
‫اوه، خانم مکلاسکی، ممنون
‫خیلی لطف کردین

201
00:13:25,304 --> 00:13:29,218
‫ـ   بیا یکم درست کنیم
‫ـ   اوه، آم ... الان وقت خوبی نیست

202
00:13:29,241 --> 00:13:32,120
‫من دارم میرم بیرون
‫یه عالمه کار دارم

203
00:13:32,111 --> 00:13:35,285
‫عالیه، ماشین من خرابه
‫و میتونم همراه تو بیام

204
00:13:35,281 --> 00:13:38,228
‫ـ   میخوام برم داروخونه
‫ـ   نه، نمیتونم

205
00:13:38,250 --> 00:13:41,129
‫عذر میخوام، ولی من یه عالمه
‫کار دارم که باید انجام بدم

206
00:13:41,120 --> 00:13:43,157
‫میتونی بعدا یا فردا منو ببری

207
00:13:43,189 --> 00:13:46,170
‫خانم مکلاسکی
‫فردا هم اصلا وقت ندارم

208
00:13:46,158 --> 00:13:48,035
‫اوه

209
00:13:48,060 --> 00:13:50,199
‫جالبه که نمیتونی ۲
‫دقیقه با من باشی

210
00:13:50,196 --> 00:13:54,008
‫ولی واسه گرفتن چراغ...
‫مخملی من هیچ مشکلی نداری

211
00:13:54,033 --> 00:13:57,207
‫اوه، محض رضای خدا

212
00:13:58,270 --> 00:14:02,218
‫بگیر. باید اینو
‫پس بگیرین. من

213
00:14:03,075 --> 00:14:04,247
‫براش جا ندارم...

214
00:14:04,276 --> 00:14:07,052
‫این هدیه تشکر بخاطر
‫نجات دادن جونم بود

215
00:14:07,079 --> 00:14:11,152
‫میدونم، و واقعا رفتار
‫خیلی قشنگی بود

216
00:14:11,150 --> 00:14:14,188
‫ـ   ولی من فقط
‫ـ   هچی نگو، لینت

217
00:14:14,220 --> 00:14:16,996
‫میدونم میخوای چی بگی

218
00:14:30,069 --> 00:14:34,074
‫ـ   اوه ،خدا
‫ـ   سوزی، این تیمه

219
00:14:34,240 --> 00:14:36,117
‫عذر میخوام اگه ترسوندمتون

220
00:14:36,141 --> 00:14:40,146
‫اوه، آه ... اشکالی نداره، من

221
00:14:40,179 --> 00:14:43,217
‫فقط انتظار نداشتم یک ربع مونده به
‫ساعت یک شب کسی رو بیدار ببینم

222
00:14:43,215 --> 00:14:47,061
‫اوه، سوزی، تو هم
‫باید امشب بیای بیرون

223
00:14:47,052 --> 00:14:49,089
‫توی بار جزیره
‫با تیم آشنا شدم

224
00:14:49,121 --> 00:14:52,261
‫و منو با یه مشروب
‫دیوانه کننده آشنا کرد

225
00:14:52,291 --> 00:14:54,168
‫آتشفشان کثیف

226
00:14:54,159 --> 00:14:56,070
‫این

227
00:14:56,095 --> 00:14:58,166
‫بعدش رقصیدیم

228
00:14:58,297 --> 00:15:00,174
‫اونم منو مالید

229
00:15:00,165 --> 00:15:03,112
‫سوفی خیلی ... خوش هیکل

230
00:15:03,102 --> 00:15:07,141
‫آه، مامان، میتونم یه دقیقه توی
‫اتاق نشیمن باهاتون صحبت کنم؟

231
00:15:07,139 --> 00:15:11,087
‫ـ   اوه، حتما
‫ـ   سوزان دختر توئه؟

232
00:15:12,077 --> 00:15:14,148
‫ـ   آها
‫ـ   نه، نمیتونه

233
00:15:14,146 --> 00:15:15,147
‫ـ   بله! . ـ   نه

234
00:15:15,180 --> 00:15:16,250
‫ـ   آره
‫ـ   نه

235
00:15:16,282 --> 00:15:18,159
‫ـ   آره
‫ـ   نه

236
00:15:18,150 --> 00:15:20,187
‫ـ   بله ... . ـ   باشه، فهمیدیم

237
00:15:20,219 --> 00:15:22,256
‫جوان بنظر میرسه

238
00:15:25,124 --> 00:15:28,128
‫اوه، اون مرد انگشتهای
‫جادوئی داره

239
00:15:28,127 --> 00:15:31,006
‫هیچ معلومه داری چیکار میکنی؟
‫من یه دختر نوجوان دارم

240
00:15:31,030 --> 00:15:34,204
‫شما نمیتونی نصف شب مردی که توی
‫بار باهاش آشنا شدی رو بیاری اینجا

241
00:15:34,199 --> 00:15:37,237
‫فقط یکم باهم میخندیم
‫مگه چیه؟

242
00:15:37,269 --> 00:15:41,081
‫شما داری سعی میکنی از فکر مورتی
‫بیای بیرون ولی این راهش نیست

243
00:15:41,073 --> 00:15:43,075
‫برو بیرون و بهش
‫بگو بره خونه

244
00:15:43,108 --> 00:15:47,215
‫میدونی که این چندوقت چقدر افسرده
‫بودم. چرا نمیتونی پشتیبان باشی؟

245
00:15:47,212 --> 00:15:51,058
‫ـ   من خیلی پشتیبان بودم
‫ـ   نبودی. واقعا نبودی

246
00:15:51,050 --> 00:15:55,192
‫تیم مهمون منه و تا وقتی
‫من نگم نمیره خونه

247
00:15:58,023 --> 00:16:00,128
‫اگه تا پنج دقیقهء دیگه نره

248
00:16:00,159 --> 00:16:04,005
‫میرم بیرون و سن
‫واقعیت رو بهش میگم

249
00:16:12,237 --> 00:16:17,277
‫تیم، وقتشه که دیگه
‫خداحافظی کنیم

250
00:16:25,050 --> 00:16:27,087
‫دلفینو

251
00:16:28,253 --> 00:16:30,130
‫بله

252
00:16:30,255 --> 00:16:32,201
‫شما باید سالیوان باشین

253
00:16:34,159 --> 00:16:37,163
‫پروندهء دختر نوح

254
00:16:37,196 --> 00:16:40,075
‫آره، اون گفت شما
‫سرنخهایی دارین

255
00:16:40,065 --> 00:16:43,171
‫آره، سرنخهایی داریم

256
00:16:44,069 --> 00:16:47,073
‫ـ   مشکلی هست؟
‫ـ   خدا، نمیدونم

257
00:16:47,072 --> 00:16:52,021
‫دارم یه گزارش محرمانهء پلیس رو
‫میدم دست یه آدم قاتل و دلال مواد

258
00:16:52,044 --> 00:16:55,025
‫چرا باید مشکلی باشه؟

259
00:16:58,083 --> 00:17:00,085
‫ممنون

260
00:17:00,185 --> 00:17:02,256
‫یعنی حال و روز عدالتمون
‫باید به اینجا برسه؟

261
00:17:02,287 --> 00:17:07,100
‫آدمایی مثل تو بدون اعتناء به
‫دنیا توی خیابون قدم بزنن؟

262
00:17:07,092 --> 00:17:11,165
‫ـ   من وقتمو گذروندم
‫ـ   نه به اندازه کافی، آشغال عوضی

263
00:17:15,067 --> 00:17:18,173
‫خوشحالم که شانسش جور شد
‫تا همدیگه رو ملاقات کنیم

264
00:17:19,071 --> 00:17:22,280
‫چون ظاهرا، با لطف شما من
‫دیگه مشکوک به آدمکشی نیستم

265
00:17:22,274 --> 00:17:27,223
‫نمیخوام ناسپاسی کرده باشم
‫ولی فقط کنجکاو شدم بدونم

266
00:17:28,080 --> 00:17:32,222
‫این روزها برای خریدن یه مامور
‫رسیدگی به قتل چقدر خرج داره؟

267
00:17:36,121 --> 00:17:38,260
‫بازم ممنون

268
00:17:39,191 --> 00:17:42,195
‫هی، دلفینو. یه چیز دیگه

269
00:17:59,244 --> 00:18:03,192
‫حالا این پرونده گم شده بوده

270
00:18:03,215 --> 00:18:05,252
‫فهمیدی؟...

271
00:18:05,250 --> 00:18:09,289
‫اگه حتی زمزمه ای از این
‫جریان پشت سرم بپیچه

272
00:18:09,321 --> 00:18:14,031
‫فقط یه پلیس کش توی...
‫خیابون وجود داره

273
00:18:19,198 --> 00:18:24,147
‫و محض رضای خدا
‫پرونده رو خونی نکنی

274
00:18:45,057 --> 00:18:49,062
‫خانم، عذر میخوام، ولی کارت
‫اعتباریتون کار نمیکنه

275
00:18:49,061 --> 00:18:51,007
‫چی؟

276
00:18:51,029 --> 00:18:54,033
‫اوه، نه، امکان نداره
‫این یه کارت جدیده

277
00:18:54,066 --> 00:18:56,307
‫همین الان باهاش خرید کردم
‫دوباره امتحانن کنین

278
00:18:56,301 --> 00:19:00,147
‫خانم، سه بار امتحاننش کردم
‫و بعد با بانک تماس گرفتم

279
00:19:00,172 --> 00:19:03,119
‫میشه یه کارت
‫دیگه رو امتحانن کنم؟

280
00:19:03,108 --> 00:19:06,214
‫البته که میتونین. میشه یه
‫لحظه به من وقت بدین؟

281
00:19:14,253 --> 00:19:16,164
‫ـ   بله؟ . ـ   منم

282
00:19:16,155 --> 00:19:18,226
‫سعی کردم باهات تماس بگیرم
‫گوشینو خاموش کرده بودی

283
00:19:18,223 --> 00:19:22,171
‫توی یه رستوران دوست داشتنی دارم یه غذای
‫دوست داشتنی میخورم که نمیتونم پولشو بدم

284
00:19:22,194 --> 00:19:25,107
‫ـ   غذا رو سفارش دادی؟
‫ـ   خوردمش تموم شده رفته

285
00:19:25,130 --> 00:19:27,201
‫شرکت کارت اعتباری
‫با مامانم تماس گرفت

286
00:19:27,199 --> 00:19:30,078
‫گفتند با کارتم یه سری فعالیتهای
‫غیرمعمولی انجام شده

287
00:19:30,068 --> 00:19:32,105
‫ـ   من کفش خریدم
‫ـ   نمیدونستم

288
00:19:32,137 --> 00:19:34,242
‫مامانم شروع کرد
‫به سوال پرسیدن

289
00:19:34,239 --> 00:19:37,152
‫و منم از دهنم پرید که دزدیتش
‫و اونم کارت رو کنسل کرد

290
00:19:37,176 --> 00:19:39,247
‫چرا با والدیتت تماس گرفتند؟
‫این حساب مال توئه

291
00:19:39,278 --> 00:19:42,191
‫اونا ضمانتش کردند

292
00:19:42,181 --> 00:19:46,027
‫ـ   اگه به پیشخدمت توضیح بدی
‫ـ   چی؟

293
00:19:46,051 --> 00:19:48,190
‫بگم کارتم توسط مامانی
‫خاطرخواهم کنسل شده؟

294
00:19:48,187 --> 00:19:52,158
‫دیگه میتونی چیکار کنی؟
‫کفشهارو پس بده و پولشو پس بگیر

295
00:19:52,157 --> 00:19:54,262
‫کفشهارو پس بدم؟

296
00:19:54,293 --> 00:19:57,297
‫وقتی داری عصبی میشی
‫نمیتونم باهات حرف بزنم

297
00:19:59,164 --> 00:20:03,112
‫پس، خانم، درمورد صورت
‫حساب میخواین چیکار کنین؟

298
00:20:16,081 --> 00:20:19,290
‫عصربخیر، من یه بسته برای
‫همسایه تون، کارن مکلاسکی دارم

299
00:20:19,284 --> 00:20:22,231
‫ـ   میشه شما امضاء کنین؟
‫ـ   مگه خودش خونه نیست؟

300
00:20:22,221 --> 00:20:24,167
‫کسی جواب نمیده

301
00:20:24,156 --> 00:20:27,069
‫خیلی خب

302
00:20:30,028 --> 00:20:31,063
‫باشه

303
00:20:31,063 --> 00:20:33,009
‫ممنون

304
00:20:43,041 --> 00:20:44,247
‫پس بزار یه بار دیگه بگم

305
00:20:44,243 --> 00:20:47,247
‫تنیس بازی میکنی
‫شراب رو میشناسی

306
00:20:47,279 --> 00:20:49,225
‫و مانداریایی هم
‫بلدی صحبت کنی

307
00:20:49,214 --> 00:20:52,218
‫همه مردهای توی دنیا
‫میخوان سر به تنت باشه؟

308
00:20:52,251 --> 00:20:55,130
‫اینجوریها هم که میگی نیست

309
00:20:55,153 --> 00:20:58,032
‫امروز صبح از روی سینه م
‫یه موی سفید کشیدم بیرون

310
00:20:58,023 --> 00:21:01,129
‫نمیدونم
‫منکه هواتو دارم

311
00:21:03,028 --> 00:21:05,167
‫میدونی، از صحبت کردن
‫با شما واقعا لذت بردم

312
00:21:05,197 --> 00:21:08,007
‫شما، آه

313
00:21:08,166 --> 00:21:10,112
‫خب، روزمو ساختین

314
00:21:10,102 --> 00:21:14,073
‫توی این فکر بودم، که اگه
‫دوست داشته باشی بازم باهم

315
00:21:15,207 --> 00:21:20,020
‫خب، سام، حقیقت اینه که
‫درحال حاضر با یکی رابطه دارم

316
00:21:20,012 --> 00:21:24,154
‫ـ   فقط میخواستم رو راست باشم
‫ـ   هیچ اشکالی نداره، تینا

317
00:21:26,018 --> 00:21:28,999
‫راستی، مهمون من

318
00:21:29,021 --> 00:21:31,228
‫ـ   اوه، نه، نباید اینکارو بکنی
‫ـ   اوه، خواهش میکنم

319
00:21:31,223 --> 00:21:34,170
‫باعث افتخارمه

320
00:21:40,232 --> 00:21:45,181
‫ـ   خیلی زشت میشه
‫ـ   طوری نمیشه

321
00:21:45,203 --> 00:21:48,241
‫اندرو! عزیزم، عجله کن
‫شام حاضره

322
00:21:48,240 --> 00:21:51,050
‫مثل این میمونه که براش
‫یه تله کار گذاشتیم

323
00:21:51,076 --> 00:21:53,283
‫برای خودشم خوبه. حالا میبینی

324
00:21:55,147 --> 00:21:57,286
‫چه بوی خوبی. چی داریم؟

325
00:21:57,282 --> 00:22:01,196
‫من خوراک گوشت با کلم
‫ترش و شیرین درست کردم

326
00:22:01,186 --> 00:22:04,190
‫یه دستور غذاست که از توی یه
‫کتاب آشپزی آلمانی قدیمی پیدا کردم

327
00:22:06,124 --> 00:22:10,004
‫من درب رو باز میکنم
‫عزیزم، چرا شراب نمیریزی؟

328
00:22:12,297 --> 00:22:16,268
‫ـ   مگه دنییل خونهء وندی نیست؟
‫ـ   آره، همونجاست

329
00:22:16,301 --> 00:22:20,181
‫خب، پس چرا مامان میزو
‫واسه چهار نفر چیده؟

330
00:22:20,172 --> 00:22:24,052
‫ـ   ها؟
‫ـ   پرسیدم، کی قراره واسه شام بیاد؟

331
00:22:25,077 --> 00:22:28,251
‫اندرو، جناب کشیش
‫سایکس رو یادته، مگه نه؟

332
00:22:28,246 --> 00:22:31,159
‫اوه، بیخیال

333
00:22:31,149 --> 00:22:36,121
‫جناب کشیش، چرا شما نمیشینین تا منم
‫برم یه نوشیدنی خنک براتون بیارم

334
00:22:38,090 --> 00:22:40,036
‫آه

335
00:22:40,058 --> 00:22:44,165
‫خب ... اندرو
‫خیلی وقته ندیدمت

336
00:22:45,030 --> 00:22:47,135
‫بله، همینطوره

337
00:22:47,132 --> 00:22:49,237
‫یکم آب میل دارین؟
‫ساده یا گازدار؟

338
00:22:49,234 --> 00:22:51,271
‫اوه، گازدار لطفا

339
00:22:52,070 --> 00:22:53,208
‫پس

340
00:22:53,238 --> 00:22:55,149
‫مادرت به من گفت...

341
00:22:55,140 --> 00:23:00,112
‫نسبت به پسرهای دیگه
‫میل جنسی پیدا کردی

342
00:23:04,282 --> 00:23:06,284
‫فکر نکنم منم بیونم از
‫اون شراب بخورم؟

343
00:23:06,318 --> 00:23:11,097
‫نه. تا آخرشو
‫خودم لازم دارم

344
00:23:12,023 --> 00:23:16,233
‫و سالهاست که مردمان جوان
‫زیادی به محفل ما میان

345
00:23:16,228 --> 00:23:20,040
‫که بخاطر امیال غیرطبیعیشون...
‫از خودشون متنفرن

346
00:23:20,065 --> 00:23:23,137
‫در عرض چندماه، اونا یک آرامش
‫درونی وآسودگی خاطر پیدا میکنن

347
00:23:23,135 --> 00:23:26,207
‫چیزی که دست کمی...
‫از معجزه نداره

348
00:23:26,204 --> 00:23:30,243
‫و خواستار شدن تغییر...
‫و کمی ایمان رو میطلبه

349
00:23:30,242 --> 00:23:35,089
‫عذر میخوام، ولی واقعا دلم نمیخواد
‫درمورد زندگی همبستریم حرف بزنم

350
00:23:35,247 --> 00:23:38,126
‫خب، این خیلی بده. چون
‫این مسئله احتیاج به بحث داره

351
00:23:38,150 --> 00:23:41,290
‫بیری، لطفا اجازه بده
‫پسر حرف بزنه

352
00:23:41,319 --> 00:23:43,162
‫ادامه بده

353
00:23:43,155 --> 00:23:47,228
‫خب، بخاطر پیشنهاد کمک
‫واقعا سپاسگذارم. واقعا ولی

354
00:23:47,225 --> 00:23:49,296
‫من از خودم متنفر نیستم...

355
00:23:49,294 --> 00:23:52,036
‫پس ... مشکلی ندارم

356
00:23:52,030 --> 00:23:56,206
‫پسرم، میدونم نوجوانی یعنی چی
‫دوران خیلی میهم و گیج کننده ایه

357
00:23:56,234 --> 00:23:58,180
‫من گیج نشدم

358
00:23:58,203 --> 00:24:02,151
‫من ... دقیقا میدونم کی هستم

359
00:24:06,311 --> 00:24:08,188
‫خب

360
00:24:08,180 --> 00:24:13,061
‫اگه یه وقت خواستی صحبت کنی
‫درب من همیشه به روی همه بازه

361
00:24:18,123 --> 00:24:24,096
‫جناب کشیش، قصد ندارم انتقاد کنم
‫ولی مثل اینکه شما تسلیم شدین

362
00:24:24,129 --> 00:24:27,235
‫ما نمیتونیم اونو مجبور
‫به پیمودن راه تقوی کنیم

363
00:24:27,232 --> 00:24:31,146
‫اون خودش باید بخواد
‫سفر رو شروع کنه

364
00:24:31,169 --> 00:24:35,015
‫پس ما چیکار کنیم؟ موقعی که داره با
‫پسرها قرار میزاره بشینیم و تماشا کنیم؟

365
00:24:35,006 --> 00:24:38,044
‫و در ضمن، واژه ی صحیح
‫همجنس باز نیست، انحراف جنسی

366
00:24:38,043 --> 00:24:40,045
‫ـ   داریم شام میخوریم
‫ـ   که چی؟

367
00:24:40,078 --> 00:24:43,059
‫نمیتونی تا دسر صبر کنی
‫بعد به پسرمون بگی منحرف ؟

368
00:24:43,081 --> 00:24:45,220
‫چطور میتونی اینقدر
‫غیر جدی باشی

369
00:24:45,217 --> 00:24:49,131
‫چون همون لحظه ای که این پیشنهاد رو
‫کردی میدونستم که این شام ایدهء بدیه

370
00:24:49,120 --> 00:24:53,000
‫ـ   خب، حداقل دارم سعی میکنم جلوگیری کنم
‫ـ   خواهش میکنم، نیازی به ناراحت شدن نیست

371
00:24:53,024 --> 00:24:56,198
‫من ناراحتم چون یه مشکلی هست و
‫انگار بجزء من هیچکس ملتفت نیست

372
00:24:56,194 --> 00:24:59,198
‫تا اونجایی که به من ربط داره
‫اگه اندرو با اینی که هست خوشحاله

373
00:24:59,231 --> 00:25:02,212
‫این وظیفهء ماست
‫که ازش حمایت کنیم

374
00:25:10,075 --> 00:25:13,215
‫ـ   پدرت مبتلا به آزار جنسی
‫ـ   بیری

375
00:25:13,211 --> 00:25:16,055
‫مجبورم میکنه با یه شلاق
‫اسب سواری بزنمش

376
00:25:16,081 --> 00:25:20,029
‫پس جای تعجب نیست که تو هم منحرف
‫شدی. ببین والدیتت چه کسایی هستند

377
00:25:26,091 --> 00:25:28,162
‫ببخشید

378
00:25:30,128 --> 00:25:32,108
‫عجب شب خوشی

379
00:25:32,130 --> 00:25:36,078
‫میدونی، احتمالا بد نیست هر چندوقت
‫یه بار اینجوری دور هم جمع بشیم

380
00:25:47,045 --> 00:25:48,251
‫سلام

381
00:25:48,280 --> 00:25:51,056
‫سلام، خبرهای خوب

382
00:25:51,049 --> 00:25:54,030
‫میدونم از دستم خیلی
‫عصبانی هستی

383
00:25:54,019 --> 00:25:58,058
‫ـ   من از دست شما عصبانی نیستم
‫ـ   بله، هستی. و من تو رو مقصر نمیدونم

384
00:25:58,056 --> 00:26:01,128
‫مردها چپ و راست
‫به تورم میخورن

385
00:26:01,126 --> 00:26:05,006
‫و منم یه زندگی خیلی
‫خوش و لذت بخش دارم

386
00:26:05,030 --> 00:26:08,136
‫و من چیکار میکنم؟ این زندگی
‫رو میندازمش توی صورتت

387
00:26:08,166 --> 00:26:11,045
‫ـ   از خودم متنفرم
‫ـ   مامان، من از شما متنفر نیستم

388
00:26:11,036 --> 00:26:14,040
‫خب، اگه اینطوره

389
00:26:14,072 --> 00:26:17,019
‫از حالا به بعد، توی تمام
‫خوشیها تو رو شریک میکنم

390
00:26:17,042 --> 00:26:20,216
‫ـ   خوشی ها
‫ـ   آها. خوشیهایی که مادرت درگیره

391
00:26:20,211 --> 00:26:22,282
‫چیکار کردین؟

392
00:26:22,280 --> 00:26:25,056
‫امشب من و تو دو
‫نفری میریم بیرون

393
00:26:25,083 --> 00:26:27,222
‫ـ   چی؟
‫ـ   تیم یه دوست داره که توی کارخونه ست

394
00:26:27,252 --> 00:26:31,200
‫فکر کردم چهارتاپیمون میتونیم بریم
‫بیرون، مشروب بخوریم، مزه بزنیم

395
00:26:31,222 --> 00:26:33,202
‫ـ   فراموشش کن
‫ـ   سوزی

396
00:26:33,191 --> 00:26:36,297
‫مامان، عذر میخوام، این روزا اصلا
‫حال و حوصلهء بیرون رفتن ندارم

397
00:26:36,294 --> 00:26:40,037
‫سوزی، عزیزم، خواهش میکنم
‫الان دیگه نمیتونم کنسلش کنم

398
00:26:40,031 --> 00:26:44,002
‫معلومه که میتونی. فقط باهاشون
‫تماس بگیر و بگو که نیان اینجا

399
00:26:49,007 --> 00:26:53,217
‫ـ   تیم
‫ـ   سلام، سوزی. این دوستمه، لامونت

400
00:26:53,211 --> 00:26:56,283
‫من مشروب نعنایی آوردم

401
00:27:08,259 --> 00:27:10,261
‫مطمئنم حالش خوبه

402
00:27:10,261 --> 00:27:14,073
‫اون هیچوقت نامه هاشو
‫بیرون ول نمیکرد

403
00:27:14,099 --> 00:27:16,170
‫آخه مگه چند بار اون
‫نامه های ما روآورده

404
00:27:16,167 --> 00:27:18,306
‫بخاطر اینکه ما برشون نداشتیم؟...

405
00:27:18,303 --> 00:27:20,146
‫که ایندفعه دومین بارش باشه

406
00:27:20,138 --> 00:27:23,085
‫نمیدونم، فکر میکنم
‫براش اتفاقی افتاده

407
00:27:23,074 --> 00:27:24,280
‫خیلی خب، پس برو
‫بهش یه سری بزن

408
00:27:24,309 --> 00:27:30,021
‫ولی اگه اشتباه کنم، میافتم توی یه
‫گفتگوی۲ساعته درمورد میخچهء پا

409
00:27:30,048 --> 00:27:32,050
‫ـ   پس بهش سر نزن..
‫ـ   از حالا، شپش ماه بعد

410
00:27:32,050 --> 00:27:35,088
‫وقتی جسدشو زیر
‫پله ها پیدا کردند

411
00:27:35,120 --> 00:27:38,101
‫به بچه ها چی بگم؟
‫آره، من اجازه دادم خانم مکلاسکی بمیره

412
00:27:38,089 --> 00:27:40,000
‫اصلا به بچه ها چه؟

413
00:27:40,025 --> 00:27:44,030
‫مثل اون قبض خشکشوئی ای که
‫روز هالووین تحویل بچه ها داد

414
00:27:44,029 --> 00:27:47,101
‫ـ   تام
‫ـ   گوش کن، عزیزم، چی میتونم بگم؟

415
00:27:47,098 --> 00:27:50,136
‫اگه اینکارو بکنی جهنمی شدی، و اگه
‫هم نکنی بازم جهنمی شدی، پس

416
00:27:50,168 --> 00:27:53,081
‫نمیدونم. هرکاری میخوای بکن

417
00:27:53,104 --> 00:27:56,017
‫عزیزم، الان یخورده ازت متنفرم

418
00:28:00,145 --> 00:28:02,216
‫سلام، عزیزم! کفشای جدیدمو ببین

419
00:28:02,247 --> 00:28:05,194
‫ـ   آره
‫ـ   خوشکل نیستن؟

420
00:28:05,216 --> 00:28:08,026
‫عزیزم، دارم
‫بازی رو نگاه میکنم

421
00:28:09,154 --> 00:28:11,259
‫عذر میخوام

422
00:28:16,061 --> 00:28:17,267
‫چطوری کفش جدید خریدی؟

423
00:28:17,262 --> 00:28:20,209
‫سیسسس! بعدا حرف بزن
‫داری بازی رو نگاه میکنی

424
00:28:20,231 --> 00:28:23,041
‫نه، میخوام همین الان
‫درموردش حرف بزنم

425
00:28:23,068 --> 00:28:27,016
‫ـ   تو هیچ پولی نداری، داستان چیه؟
‫ـ   اوه، همون داستانی که قبلا هم شنیدی

426
00:28:27,005 --> 00:28:30,282
‫دختره با پسره آشنا میشه، پسره واسهء
‫دختره چیز میخره، دختره خوشحال میشه

427
00:28:30,308 --> 00:28:32,049
‫تو چیکار کردی؟

428
00:28:32,043 --> 00:28:35,081
‫فراموش کرده بودم که مردها
‫میتونن چقدر سخاوتمند باشند

429
00:28:35,080 --> 00:28:38,084
‫تازه، فراموش کردم که راه
‫هایی هم دارم، یه عالمه راه

430
00:28:38,116 --> 00:28:41,188
‫ـ   درمورد چی حرف میزنی؟
‫ـ   به کارتهای اعتباری تو نیازی ندارم

431
00:28:41,186 --> 00:28:42,290
‫به پول تو نیازی ندارم

432
00:28:42,287 --> 00:28:46,133
‫ولی اگه ازدواجمون ادامه پیدا
‫کنه، به احترامت نیاز دارم

433
00:28:46,157 --> 00:28:49,229
‫ـ   من قرارداد بعد از ازدواجو پاره نمیکنم
‫ـ   بله، پاره میکنی

434
00:28:49,227 --> 00:28:54,267
‫چون اگه پاره نکنی، منم کفشای
‫جدیدمو میپوشم و از در میرم بیرون

435
00:28:55,166 --> 00:28:59,012
‫ـ   داری منو تهدید میکنی؟ /ـ   نه، فقط
‫دارم یه چیزیو خاطرنشون میکنم

436
00:28:59,003 --> 00:29:04,009
‫من یه دختر خوشکل هستم و دخترای
‫خوشکل هیچوقت تنها نمیمونن

437
00:29:18,189 --> 00:29:22,262
‫بسه دیگه! من واقعا قلقلکی ام

438
00:29:22,260 --> 00:29:25,207
‫پس، آه، کتاب بچه ها، درسته؟

439
00:29:25,196 --> 00:29:27,073
‫قلقلکم میاد

440
00:29:27,065 --> 00:29:32,071
‫امیدوارم بدونی که چقدر خوشبختی
‫هیچکس معنی واقعی خوشبختی رو نمیفهمه

441
00:29:32,070 --> 00:29:34,209
‫آره، این ... میتونه
‫قانع کننده باشه

442
00:29:36,040 --> 00:29:39,044
‫چرا به من ملحق نمیشی؟

443
00:29:41,146 --> 00:29:42,216
‫نه

444
00:29:42,213 --> 00:29:45,092
‫من واقعا قلقلکی ام

445
00:29:45,250 --> 00:29:48,026
‫ـ   بیخیال! ـ   چیه؟

446
00:29:48,019 --> 00:29:51,193
‫محض رضای خدا، اون قلقلکی
‫یه حرفو چند بار باید بهت بزنن؟

447
00:29:51,222 --> 00:29:56,194
‫اوه ... خیلی خوشه
‫بیا یه دیسک دیگه پیدا کنیم

448
00:29:56,194 --> 00:29:59,232
‫مامان، فکر نمیکنی
‫یکم دیر وقت؟

449
00:29:59,264 --> 00:30:01,210
‫بیخیال

450
00:30:01,199 --> 00:30:04,271
‫تو هنوز مشروبیو تموم نکردی

451
00:30:11,075 --> 00:30:14,113
‫یه کلاه دوز عالی
‫واسه یه عصر عالی

452
00:30:14,145 --> 00:30:17,183
‫پس، شب خیر
‫خیلی خوش گذشت

453
00:30:17,182 --> 00:30:19,287
‫لامونت، با تمام
‫اختراعاتت موفق باشی

454
00:30:20,018 --> 00:30:22,191
‫خب، الان ساعت ۳۰:۱۱ ست

455
00:30:22,187 --> 00:30:24,258
‫میخوام بترکونم

456
00:30:24,289 --> 00:30:27,099
‫یه جای عالی واسه
‫رفتن میشناسم

457
00:30:27,091 --> 00:30:31,039
‫ـ   اون بارکش قدیمی رو گرم کن
‫ـ   مامان، تمومش کن

458
00:30:31,229 --> 00:30:35,177
‫شما تنهایی با اون دوتا مرد توی ماشین
‫نمیرین. شما بسختی اونارو میشناسی

459
00:30:35,200 --> 00:30:40,013
‫میدونی که من درمورد مردم
‫غریزهء عالی ای دارم

460
00:30:40,004 --> 00:30:45,044
‫ـ   واسه همینه که چهار بار ازدواج کردی
‫ـ   آره، ولی دوبارشو با یه نفر

461
00:30:47,078 --> 00:30:50,184
‫ـ   مامان ... /ـ   سوزی،خواهش
‫میکنم، داری شرمنده م میکنی

462
00:30:50,215 --> 00:30:54,186
‫ـ   من دارم شرمنده ت میکنم؟
‫ـ   بله. و زیاد هم کردی

463
00:30:54,219 --> 00:30:58,065
‫خیلی خب، داشتم سعی میکردم
‫دست از ترشرویی برداری

464
00:30:58,056 --> 00:31:00,229
‫و تو از کمک کردن به
‫من خودداری میکنی

465
00:31:00,225 --> 00:31:04,230
‫اوه، و ایدهء کمک کردنتون اینه که
‫اجازه بدی تیم دست مالیتون کنه؟

466
00:31:04,229 --> 00:31:08,143
‫هی، نباید با مادرت اونطوری صحبت
‫کنی، اون یه خانم فوق العاده ست

467
00:31:08,166 --> 00:31:12,080
‫ـ   تیم، میتونی توی این قضیه دخالت نکنی؟
‫ـ   آره، سرت به کار خودت باشه

468
00:31:12,103 --> 00:31:15,243
‫ـ   مشکل تو چیه، رفیق؟
‫ـ   رفیق، تو داری مادرشو وسوسه میکنی

469
00:31:15,240 --> 00:31:20,019
‫این منو هم ناراحت میکنه
‫یالا، سوزی، بیا برگردیم توو

470
00:31:20,044 --> 00:31:25,084
‫بیا برگردیم توو؟ لامونت، بسه
‫دیگه. تو چیزی گیرت نمیاد

471
00:31:27,085 --> 00:31:31,158
‫آخه چرا اینطوری میکنی؟ من فقط
‫دارم سعی میکنم مشکلاتو حل کنم

472
00:31:31,189 --> 00:31:34,193
‫اینقدر وانمود نکنین که امشب
‫بخاطر کمک به من بوده

473
00:31:34,225 --> 00:31:38,071
‫شما میخواستین بری بیرون و خوش
‫باشی و لامونت هم به یه قرار نیاز داشت

474
00:31:38,062 --> 00:31:40,303
‫ـ   این حقیقت نداره
‫ـ   بله، داره

475
00:31:42,133 --> 00:31:45,012
‫خیلی خب، باشه. حقیقت داره

476
00:31:45,036 --> 00:31:47,209
‫من میخواستم برم بیرون و خوش
‫باشم. چرا نباید خوش باشم؟

477
00:31:47,205 --> 00:31:50,277
‫میدونی که بخاطر جدایی از
‫مورتی چقدر افسرده بودم

478
00:31:50,275 --> 00:31:51,276
‫آره، میدونم

479
00:31:51,309 --> 00:31:54,290
‫همین منو دیوونه میکنه
‫همین فرقی که بین ماست

480
00:31:54,279 --> 00:31:58,159
‫شما باید دل شکسته باشی و
‫داری همینطور پیش میری

481
00:31:58,182 --> 00:32:00,219
‫و من

482
00:32:00,218 --> 00:32:03,165
‫فقط دل شکسته ام...

483
00:32:07,158 --> 00:32:12,198
‫ـ   میدونم که ناراحتی
‫ـ   نه، مامان، من ناراحت نیستم

484
00:32:12,230 --> 00:32:15,177
‫و ترشرو هم نیستم

485
00:32:15,166 --> 00:32:20,115
‫من داغونم. و شما هم همش داری طوری ادا
‫درمیاری که فقط به چندتا آسپیرین نیاز دارم

486
00:32:20,138 --> 00:32:25,053
‫مورتی فقط یکی از دنباله
‫مردایی بود که باهاشون بودی

487
00:32:25,043 --> 00:32:27,182
‫و مایک

488
00:32:28,112 --> 00:32:31,059
‫اون فقط یکی بود

489
00:32:31,182 --> 00:32:34,061
‫چرا اینو نمیفهمی؟

490
00:32:41,159 --> 00:32:43,298
‫لینت هستم

491
00:32:44,295 --> 00:32:47,003
‫سلام؟

492
00:32:48,066 --> 00:32:50,103
‫خانم مکلاسکی؟

493
00:32:52,270 --> 00:32:55,046
‫خانم مکلاسکی، حالتون خوبه؟

494
00:32:55,039 --> 00:32:56,211
‫چطوری اومدی توو؟

495
00:32:56,207 --> 00:33:00,087
‫آه، آقای مولینز یه
‫کلید یدکی داشت

496
00:33:01,179 --> 00:33:05,127
‫ـ   چرا درب رو با نکردی؟
‫ـ   امیدوار بودم گمشی بری

497
00:33:07,085 --> 00:33:10,294
‫ـ   داروهاتونو نخواردین؟
‫ـ   احتیاجی ندارم

498
00:33:10,288 --> 00:33:15,033
‫ـ   گاهی اوقات درد خودش خوب میشه
‫ـ   آها

499
00:33:15,059 --> 00:33:19,098
‫بخاطر اینه که درب رو باز
‫نکردی، بخاطر دستات؟

500
00:33:20,131 --> 00:33:24,079
‫خانم مکلاسکی، شما هیچکس رو
‫نداری که کمکت کنه؟

501
00:33:24,068 --> 00:33:26,241
‫یه فامیل؟ یه ... دوست؟

502
00:33:26,270 --> 00:33:28,250
‫من خوبم

503
00:33:30,108 --> 00:33:32,110
‫باشه

504
00:33:35,079 --> 00:33:37,059
‫باشه

505
00:33:37,081 --> 00:33:39,220
‫آه ... قبل از اینکه بری

506
00:33:39,250 --> 00:33:43,027
‫میشه اینارو باز کنی و
‫قرصهارو بیاری بیرون؟

507
00:33:45,223 --> 00:33:48,261
‫ـ   آره
‫ـ   دستمالیشون نکن

508
00:33:48,292 --> 00:33:53,105
‫خدا میدونه بچه هات چه چیزایی دست میزنن
‫آخرین چیزی که لازم دارم بگیرم تب اسبه

509
00:33:54,198 --> 00:33:57,111
‫شما خیلی مشغولی، میدونستی؟

510
00:33:57,135 --> 00:34:00,082
‫این احمقانه ست، چرا به شما جعبه
‫قرص ایمنی از بچه هارو دادن؟

511
00:34:00,071 --> 00:34:04,019
‫فردا اول وقت میبرمت داروخونه
‫و برات جا قرصیه جدید میگیرم

512
00:34:04,042 --> 00:34:06,215
‫لازم نکرده لطف کنی
‫تو حتی از من خوشت نمیاد

513
00:34:06,210 --> 00:34:09,054
‫نمیخوام حس کنی موظفی

514
00:34:09,080 --> 00:34:12,220
‫بزار یه چیزی رو بهت بگم
‫نیمی از زندگی انجام وظایف

515
00:34:12,250 --> 00:34:16,027
‫نمیخوای به مهمونی دوستای
‫شوهرت بری، ولی میری

516
00:34:16,020 --> 00:34:19,991
‫نمیخوای برای بچه هات آبنبات بخری
‫تا بیونن فلوت بخرن، ولی میخری

517
00:34:20,024 --> 00:34:23,198
‫نمیخوای بری عروسی سومین
‫نسل فامیلت، ولی میری

518
00:34:23,227 --> 00:34:25,298
‫این زندگی، وظایف

519
00:34:26,130 --> 00:34:28,303
‫و حالا شما وظیفهء من هستی

520
00:34:28,299 --> 00:34:31,109
‫فردا صبح میریم داروخونه

521
00:34:31,102 --> 00:34:34,208
‫خدای من، با این بیرون
‫ریختن غمت متأثر شدم

522
00:34:34,238 --> 00:34:37,151
‫مجبور نیستیم با
‫هم دوست باشیم

523
00:34:37,141 --> 00:34:40,020
‫ولی ما دوتا انسانیم

524
00:34:40,044 --> 00:34:41,284
‫روی یه قسمت از
‫زمین زندگی میکنیم

525
00:34:41,279 --> 00:34:46,024
‫حداقل میتونیم هرچندوقت
‫یه بار به هم کمک کنیم

526
00:34:49,153 --> 00:34:52,100
‫و میدونی چیه؟

527
00:34:54,225 --> 00:34:57,229
‫اینو برمیدارم

528
00:34:57,261 --> 00:34:59,207
‫باشه

529
00:34:59,197 --> 00:35:02,269
‫ـ   فردا صبح می بینمت
‫ـ   ساعت ۹ بیا دنبالم

530
00:35:03,267 --> 00:35:06,043
‫و دیر هم نکن

531
00:35:12,143 --> 00:35:15,249
‫اندرو، بیا اینجا
‫میخوام اینو ببینی

532
00:35:18,116 --> 00:35:20,255
‫آه ... داری چیو نگاه میکنی؟

533
00:35:20,251 --> 00:35:23,232
‫دارم عکسهای
‫بچگیتو نگاه میکنم

534
00:35:23,254 --> 00:35:26,030
‫اینو ببین

535
00:35:27,158 --> 00:35:32,039
‫ـ   اونجا چند سالم بوده؟
‫ـ   فقط چهار هفته

536
00:35:39,203 --> 00:35:43,083
‫هیچوقت اینو بهت نگفتم، ولی
‫وقتی تو رو دنیا آوردم

537
00:35:43,074 --> 00:35:45,111
‫شرایط بغرنج بود...

538
00:35:46,043 --> 00:35:50,219
‫بند ناف دور گردنت پیچیده
‫بود و تو نفس نمیکشیدی

539
00:35:50,248 --> 00:35:53,127
‫اتاق خیلی ساکت بود

540
00:35:53,151 --> 00:35:55,256
‫و میدونستم که تو
‫توی دردسری

541
00:35:55,253 --> 00:35:58,200
‫واسهء همین صورتمو کردم سمت
‫دکتر و با آرامش گفتم

542
00:35:58,222 --> 00:36:03,137
‫که نمیخواد نگران من باشه
‫گفتم وظیفش که تو رو نجات بده

543
00:36:03,127 --> 00:36:06,108
‫وقتی که گفتم حاضرم
‫برات بمیرم

544
00:36:07,198 --> 00:36:10,111
‫اون فقط یه حرف نبود...

545
00:36:11,068 --> 00:36:13,139
‫واقعا حاضر بودم

546
00:36:13,171 --> 00:36:15,117
‫آره، خب، آه

547
00:36:15,139 --> 00:36:19,110
‫من میرم ساندویچمو بخورم

548
00:36:19,110 --> 00:36:23,024
‫اندرو، خواهش میکنم. فقط برو با
‫جناب کشیش سایکس حرف بزن

549
00:36:23,047 --> 00:36:25,118
‫ـ   اوه، محض رضای خدا
‫ـ   اون میتونه باهات مشاوره کنه

550
00:36:25,149 --> 00:36:28,096
‫ـ   کمکت میکنه. .. ـ   مامان
‫من هیچ کمکی لازم ندارم

551
00:36:28,085 --> 00:36:32,124
‫باشه؟ من خوبم. چرا اینقدر
‫به این قضیه چسبیدی؟

552
00:36:32,156 --> 00:36:36,229
‫چون اگه اینی که هستی رو تغییر
‫ندی اونوقت به بهشت نمیری

553
00:36:42,099 --> 00:36:44,170
‫شما، آه

554
00:36:45,169 --> 00:36:48,048
‫فکر میکنی من به
‫بهشت نمیرم؟

555
00:36:48,039 --> 00:36:50,212
‫نه، نمیری

556
00:36:51,108 --> 00:36:56,182
‫و اونجا به تو نیاز دارم
‫بدون توی خیلی تنها میشم

557
00:37:01,018 --> 00:37:02,156
‫خب

558
00:37:02,186 --> 00:37:06,032
‫بگمونم ... بهتره برم با جناب
‫کشیش سایکس صحبت کنم

559
00:37:06,057 --> 00:37:08,196
‫اوه، اندرو

560
00:37:08,192 --> 00:37:13,107
‫خیلی ممنونم! نمیدونی
‫این چقدر برام معنی داره

561
00:37:18,035 --> 00:37:19,309
‫اوه! خدای من

562
00:37:19,303 --> 00:37:21,249
‫حالت خوبه؟

563
00:37:21,239 --> 00:37:25,051
‫اوه، آره، فقط از روی
‫پله ها افتادم. خوبم

564
00:37:25,076 --> 00:37:28,285
‫ـ   چه خبره؟
‫ـ   سوزان هنوز عاشقته

565
00:37:30,248 --> 00:37:33,286
‫عجب، آه ... باشه

566
00:37:34,151 --> 00:37:36,256
‫الان برای این گفتگو
‫زمان خوبی نیست

567
00:37:36,287 --> 00:37:39,234
‫اون دلش برات
‫خیلی تنگ شده

568
00:37:39,223 --> 00:37:43,103
‫تازه خبردار شدم شخصی که
‫خیلی بهش نزدیک بودم مرده

569
00:37:43,094 --> 00:37:45,074
‫باید بفهمم چیکار کنم

570
00:37:45,062 --> 00:37:48,100
‫واسه همین درحال حاضر وقت
‫ندارم درمورد سوزان فکر کنم

571
00:37:48,132 --> 00:37:51,113
‫اون خیلی خیلی ناراحته
‫و اگه بیونی فقط

572
00:37:51,135 --> 00:37:53,240
‫واقعا نمیتونم

573
00:37:53,271 --> 00:37:56,115
‫متأسفم

574
00:38:20,264 --> 00:38:23,108
‫(پائول یانگ)

575
00:38:30,074 --> 00:38:36,047
‫به خداوند بزرگ سوگند میخورم که
‫یک کلمه از حرفای امروزو جایی نگم

576
00:38:36,080 --> 00:38:39,254
‫خب، چی توی ذهنته؟

577
00:38:41,185 --> 00:38:45,065
‫خب، موضوع اینه
‫من به والدینم دروغ گفتم

578
00:38:45,089 --> 00:38:48,127
‫ـ   من همجنس باز نیستم
‫ـ   نیستی

579
00:38:48,125 --> 00:38:50,105
‫واقعا نیستم

580
00:38:51,162 --> 00:38:54,234
‫ببین، تنها چیزی که میدونم، اینه که
‫میخواستم از اون اردوگاه بیام بیرون

581
00:38:54,265 --> 00:38:57,041
‫واسه همین ... به
‫والدینم دروغ گفتم

582
00:38:57,068 --> 00:39:01,244
‫و بهشون گفتم که واقعا از حسی که
‫نسبت به پسرای دیگه دارم نگرانم

583
00:39:01,238 --> 00:39:04,117
‫اونا هم دقیقا کاری رو
‫کردند که من میخواستم

584
00:39:04,108 --> 00:39:09,057
‫ـ   اونا فقط ابزارن
‫ـ   عذرمیخوام، فقط میخوام بدونم

585
00:39:09,080 --> 00:39:11,219
‫تو به جنس مخالف
‫علاقه داری یا نه؟

586
00:39:11,248 --> 00:39:14,058
‫ببین

587
00:39:14,051 --> 00:39:17,191
‫من عاشق بستنی
‫وانیلی هستم، خب؟

588
00:39:17,221 --> 00:39:22,170
‫ولی، هر از چندگاهی، احتمالا
‫دلم هوس بستنی شکلاتی میکنه

589
00:39:22,159 --> 00:39:25,140
‫میدونی دارم چی میگم؟

590
00:39:26,063 --> 00:39:30,307
‫میدونم. ولی خدا ترجیح میده
‫که به بستنی وانیلی بچسبی

591
00:39:30,301 --> 00:39:33,248
‫من به خدا اعتقاد ندارم

592
00:39:33,270 --> 00:39:35,307
‫ـ   نداری؟
‫ـ   نه

593
00:39:35,306 --> 00:39:38,185
‫عذر میخوام

594
00:39:39,176 --> 00:39:41,178
‫میدونی که مادرت داغون میشه

595
00:39:41,178 --> 00:39:44,022
‫اون برای عوض شدن تو
‫خیلی سخت دعا میکنه

596
00:39:44,048 --> 00:39:46,187
‫خب، این خبر خوبیه

597
00:39:46,183 --> 00:39:49,062
‫منم میخوام عوض
‫بشم. به بهترین نوع

598
00:39:49,053 --> 00:39:52,125
‫من ... من مطمئن
‫نیستم فهمیده باشم

599
00:39:54,225 --> 00:39:58,173
‫میدونی مامانم دیشب
‫به من چی گفت؟

600
00:39:58,195 --> 00:40:02,041
‫گفت فکر نمیکنه
‫من به بهشت برم

601
00:40:02,032 --> 00:40:04,205
‫باورت میشه؟

602
00:40:04,235 --> 00:40:08,047
‫مطمئنم که قصد نداشته
‫احساسات تو رو جریحه دار کنه

603
00:40:08,038 --> 00:40:13,147
‫ولی تنها راه شناختن بهشت
‫توبه کردن از گناهانته

604
00:40:16,013 --> 00:40:18,050
‫وقتی اون حرفو به من زد

605
00:40:18,082 --> 00:40:21,120
‫یهو به خودم اومدم که میخوام
‫دل مامانمو بدست بیارم

606
00:40:21,118 --> 00:40:26,067
‫از حالا به بعد، میخوام
‫خیلی خوب بشم

607
00:40:26,090 --> 00:40:29,230
‫سبزیجاتمو میخورم
‫نمره های خوب میارم

608
00:40:29,226 --> 00:40:31,228
‫میگم بله، خانم
‫میگم نه، خانم

609
00:40:31,228 --> 00:40:36,109
‫میخوام کاری کنم که
‫باور کنه خدا براش یه

610
00:40:36,133 --> 00:40:39,114
‫معجزهء کوچیک فرستاده...

611
00:40:39,103 --> 00:40:43,176
‫تا اینکه یه روز، وقتیکه
‫اصلا انتظارشو نداره

612
00:40:44,041 --> 00:40:49,184
‫میخوام یه کار وحشتناک بکنم...
‫کاری که دنیاشو زیر و روو کنه

613
00:40:49,180 --> 00:40:53,185
‫منظورم اینه که، کاری
‫که واقعا نابودش کنه

614
00:40:55,052 --> 00:40:57,225
‫و وقتی اون روز برسه

615
00:40:58,088 --> 00:41:00,034
‫باور کن

616
00:41:00,057 --> 00:41:03,038
‫بهشت رو هم میشناسم

617
00:41:14,205 --> 00:41:18,176
‫بله، زندگی یک مسافرت

618
00:41:18,209 --> 00:41:24,023
‫که اگه با یک همسفر درکنارمون
‫مسافرت کنیم خیلی بهتر میشه

619
00:41:24,048 --> 00:41:28,019
‫البته، اون همسفر
‫میتونه هرکسی باشه

620
00:41:28,018 --> 00:41:30,055
‫خانم مکلاسکی

621
00:41:30,221 --> 00:41:32,167
‫وقت دکتر داره دیر میشه

622
00:41:32,189 --> 00:41:35,033
‫همسایه ای که اونسمت
‫خیابون زندگی میکنه

623
00:41:35,025 --> 00:41:38,199
‫اومدم، خدا! دندون
‫روو جیگر بزار

624
00:41:40,264 --> 00:41:44,041
‫بفرما. قردادی درکار نیست

625
00:41:44,034 --> 00:41:48,005
‫یا مردی که اونسمت تخت خوابه...

626
00:41:52,276 --> 00:41:56,224
‫همسفر میتونه مادری با
‫اهدافی پسندیده باشه

627
00:41:56,247 --> 00:42:00,195
‫ـ   ممنون بخاطر خدمت فوق العاده تون
‫ـ   خیلی ممنون، بیری

628
00:42:00,217 --> 00:42:03,289
‫یا بچه ای که هیچ منفعتی نداره...

629
00:42:03,287 --> 00:42:07,030
‫خیلی وحی آمیز

630
00:42:10,261 --> 00:42:14,038
‫هنوز، با اینکه بهترین
‫قصدهارو داریم

631
00:42:14,064 --> 00:42:19,173
‫بعضیهامون همسفرمون رو
‫توی راه گم میکنیم

632
00:42:19,169 --> 00:42:24,209
‫و اونوقته که سفر
‫غیرقابل تحمل میشه

633
00:42:27,144 --> 00:42:33,186
‫همینطور که می بینین، بشریت
‫برای چیزهای زیادی آفریده شده

634
00:42:34,051 --> 00:42:39,023
‫ولی تنهائی، هیچکدوم
‫از اون چیزها نیست

