1
00:00:03,626 --> 00:00:05,726
‫آنچه از "کدبانوهای سرگشته" گذشت

2
00:00:05,726 --> 00:00:07,426
‫سوزان خودشو به خطر انداخت...

3
00:00:07,426 --> 00:00:08,825
‫اون فنجان من نیست

4
00:00:08,825 --> 00:00:10,125
‫مال من کاملاً می سوخت

5
00:00:10,125 --> 00:00:12,825
‫بروبه چشمه آب معدنی یا برو خرید
‫یه راهی برا آرامشت پیدا کن

6
00:00:12,825 --> 00:00:15,124
‫- گابریل...
‫- هر چه سریعتر بیا اینجا

7
00:00:15,124 --> 00:00:17,224
‫برا خودش یه دلدار پیدا کرد....

8
00:00:17,224 --> 00:00:20,423
‫لاینت نتونست بچه هاشو وادار به ساکت شدن بکنه

9
00:00:20,423 --> 00:00:22,323
‫خانم، میدونید برا چی نگه تون داشتم؟

10
00:00:22,323 --> 00:00:23,023
‫بله، یه نظری دارم

11
00:00:23,023 --> 00:00:25,023
‫اگه همین الان نگیرم یه خواب راحتی بکنم،

12
00:00:25,023 --> 00:00:27,825
‫از شدت خستگی زیاد مجبور می شم بیام طبقه بالا بخوابم

13
00:00:27,825 --> 00:00:30,122
‫و بری در آنچه که می خواست تلاش کرد

14
00:00:30,122 --> 00:00:34,221
‫همه یه کم گند کاری دارن

15
00:00:36,721 --> 00:00:41,020
‫---- زمانی که زنده بودم،وجه شناسایی های زیادی رو یدک می کشیدم

16
00:00:41,020 --> 00:00:45,819
‫عاشق،همسر و در نهایت ،قربانی

17
00:00:45,819 --> 00:00:48,619
‫بله،برای زنده ها القاب مهمه

18
00:00:48,619 --> 00:00:51,518
‫آنها تعیین می کنند که مردم چطور ببیننشون

19
00:00:51,518 --> 00:00:53,217
‫مثل دوست من لاینت

20
00:00:53,217 --> 00:00:55,416
‫او عادت کرده بود خودشو به عنوان یه زن شاغل ببینه

21
00:00:55,416 --> 00:00:59,015
‫و البته یه زن شاغل بسیار موفق

22
00:01:00,214 --> 00:01:02,913
‫او به خاطر نهارهای عالی اش

23
00:01:02,913 --> 00:01:04,912
‫اعمال و کردار خیره کننده اش

24
00:01:04,912 --> 00:01:09,219
‫و سنگدلی بیرحمانه اش در از میدان به در بردن رقبا،معروف بود

25
00:01:09,610 --> 00:01:13,508
‫اما لاینت برای اینکه حرفه او لقب جدیدی به خود بگیرد کوتاه آمد

26
00:01:13,508 --> 00:01:18,606
‫نقش ارضا کننده  و فوق العاده یک مادر تمام وقت

27
00:01:21,304 --> 00:01:23,004
‫منزل اسکاوو

28
00:01:23,004 --> 00:01:25,402
‫بله خودمم

29
00:01:28,801 --> 00:01:31,000
‫اما متاسفانه برای لاینت,

30
00:01:31,000 --> 00:01:35,898
‫این لقب جدید برای اعلام و آگاهی همگانی نارسا و ناکافی بود

31
00:01:39,296 --> 00:01:41,485
‫این بار دیگه اونا چی کار.....

32
00:01:42,295 --> 00:01:46,093
‫من در گنجه  وسائل نقاشی رو پنج دقیقه باز گذاشتم

33
00:01:46,093 --> 00:01:47,093
‫کل ماجرا این بود

34
00:01:47,093 --> 00:01:48,392
‫پنج دقیقه

35
00:01:48,392 --> 00:01:52,790
‫-- دختر کوچولو
‫چرا دختره چیزی نگفت؟

36
00:01:52,790 --> 00:01:54,789
‫پسرای شما مهلت بهش ندادن

37
00:01:54,789 --> 00:01:59,787
‫خب.... قطعاً اونا برای این کار تنبیه می شن-----به شدت

38
00:01:59,787 --> 00:02:04,185
‫از آنجایی که آخرین بار شما بشدت شاکی شده بودید؛عجله دارم این مشکلو بکل حل کنم

39
00:02:04,185 --> 00:02:06,184
‫اونا اختلال نقص توجه ندارن

40
00:02:06,184 --> 00:02:11,082
‫و من تصمیم ندارم به پسرام دارو بدم تا شما کارتو راحتر انجام بدی

41
00:02:11,082 --> 00:02:12,881
‫من ترجیح می دم معلمشونو عوض کنم

42
00:02:12,881 --> 00:02:18,178
‫پسرا به این خاطر تو کلاس منن که من تنها معلمی هستم که تونستم با اونا کنار بیام

43
00:02:18,978 --> 00:02:21,577
‫اگه دو قلوها رو از هم جدا کنیم چی؟

44
00:02:21,577 --> 00:02:23,276
‫تو کلاسهای جدا بزاریمشون؟

45
00:02:23,276 --> 00:02:26,885
‫اونا اگه با همدیگه ورجه ورجه نکنن،آرومتر خواهن بود

46
00:02:26,885 --> 00:02:28,590
‫اینم امتحان میکنیم

47
00:02:28,590 --> 00:02:34,204
‫اما اگه اینم جواب نده، دیگه بیشتر از این نمی تونیم اونارو قبول کنیم

48
00:02:34,505 --> 00:02:39,518
‫لاینت ناگهان متوجه شد که لقب او دوباره در حال تغییر بود

49
00:02:39,518 --> 00:02:40,219
‫بیاین

50
00:02:40,219 --> 00:02:43,829
‫و برای چند سال آینده او به عنوان مادری که.....

51
00:02:43,829 --> 00:02:49,644
‫پسراش "تیفانی آکسل رود" رو آبی کردن شناخته خواهد شد

51
00:02:58,466 --> 00:03:01,474
‫"کدبانوهای سرگشته"

52
00:03:33,597 --> 00:03:38,008
‫<font color=F۶۲B۹۷>قسمت چهارم:اون زن کیه؟

53
00:03:39,672 --> 00:03:43,783
‫به نظر می رسید  برای "ویستری لین" بعد از ظهر جالبی در راه است

54
00:03:43,783 --> 00:03:48,194
‫یک نوار کاست اسرار آمیز توسط دوستم بری پیدا شده بود

55
00:03:48,194 --> 00:03:51,024
‫او اونو از مشاور زناشویی خودش دزدیده بود

56
00:03:51,024 --> 00:03:55,647
‫مشاوری که من یکبار با اطمینان زیاد با او صحبت کرده بودم

57
00:03:56,402 --> 00:03:57,608
‫خب،چطور بودی؟

58
00:03:57,608 --> 00:03:59,317
‫دوباره کابوس شبانه داشتم

59
00:03:59,317 --> 00:04:01,227
‫عجیبه که صدای مری آلیس رو اینجوری می شنویم

60
00:04:01,227 --> 00:04:02,735
‫هنوز به همون صورت

61
00:04:02,735 --> 00:04:06,957
‫بله، اما این دفعه من در یک رودخانه ایستاده بودم

62
00:04:06,957 --> 00:04:13,189
‫و دختری رو زیر آب دیدم و او مرتب جیغ می زد"آنجلا" و هی تکرار می کرد

63
00:04:13,189 --> 00:04:17,813
‫پس تو راجع به اهمیت نام آنجلا چی فکر می کنی؟

64
00:04:17,813 --> 00:04:21,231
‫در واقع،اون نام واقعی خودمه

65
00:04:21,231 --> 00:04:23,643
‫نام واقعی ش

66
00:04:24,045 --> 00:04:25,151
‫هیچ معنی ی نمی ده

67
00:04:25,151 --> 00:04:28,066
‫من گواهینامه رانندگی شو دیدم.
‫صحبتی از آنجلا نبود

68
00:04:28,066 --> 00:04:30,077
‫بری،تو بقیه نوار چی می گه؟

69
00:04:30,077 --> 00:04:34,399
‫فقط در باره کابوسهای شبانه اش و این دختره که ازش می ترسه

70
00:04:34,399 --> 00:04:37,113
‫پس الان ما چه غلطی بکنیم؟

71
00:04:48,774 --> 00:04:51,488
‫من فکر می کنم باید یاداشتو به پائول نشیون بدیم

72
00:04:51,488 --> 00:04:53,297
‫مطمئنی؟او به هم میریزه

73
00:04:53,297 --> 00:04:54,403
‫خب، یا الان یا هرگز

74
00:04:54,403 --> 00:04:58,826
‫منظورم اینه که، من دیدمش که دنبال یه خونه دیگه می کشت.
‫خیال داره خونشو سریع بفروشه

75
00:04:59,831 --> 00:05:02,042
‫می تونم چیزی بگم؟

76
00:05:02,645 --> 00:05:04,153
‫من خوشحالم پائول داره می ره

77
00:05:04,153 --> 00:05:05,862
‫گابی

78
00:05:05,862 --> 00:05:08,878
‫متاسفم،هر موقع می بینمش مور مورم میشه

79
00:05:08,878 --> 00:05:12,396
‫شما خانوما تا حالا توجه نکردین  که او یه چیز تاریک و مبهمی با خودش داره؟

80
00:05:12,396 --> 00:05:15,211
‫یه چیزی در مورد او که فقط حس می کنی.....

81
00:05:15,211 --> 00:05:16,417
‫وخیمه؟

82
00:05:16,417 --> 00:05:17,724
‫بله

83
00:05:17,724 --> 00:05:20,940
‫همه ما یه جورایی اونو حس کردیم

84
00:05:25,363 --> 00:05:29,887
‫باید بگم،من کشته مرده اینم که بفهمم او با اون چمنا چی کار میکنه

85
00:05:44,161 --> 00:05:45,568
‫مامان،بشقابه تمیز شد

86
00:05:45,568 --> 00:05:47,880
‫هاه؟اوه

87
00:05:47,880 --> 00:05:51,781
‫من هنوز نمی فهمم چرا تو از او برای یه قرار عشقی رسمی دعوت نمی کنی

88
00:05:51,781 --> 00:05:55,168
‫اوه،من یه برنامه ریزی جدید رو دارم امتحان می کنم
‫سخت دارم روش کار می کنم

89
00:05:55,168 --> 00:05:56,606
‫چند وقت فکر میکنی طول بکشه تا قضیه رو تموم کنی؟

90
00:05:56,606 --> 00:05:58,351
‫اوه،شاید تا ظهر

91
00:05:58,351 --> 00:06:02,457
‫بعدش می رم , و کلک همه چیزو می کنم و بهش التماس میکنم که عاشق من باشه

92
00:06:03,894 --> 00:06:04,920
‫اوه،مامان

93
00:06:04,920 --> 00:06:07,487
‫فکر نمی کنم بتونی حتی تا اون موقع هم صبر کنی

94
00:06:09,437 --> 00:06:13,543
‫چه مضحکه ای کرده مارو
‫او دیروز ماشینشو شست

95
00:06:25,451 --> 00:06:29,101
‫اوه ،نه اون نمیتونه

96
00:06:29,507 --> 00:06:33,766
‫بععله ، اون میتونه.تفنگ گنده اشو در آورده

97
00:06:43,703 --> 00:06:47,191
‫بهتره همین الان تو صحنه ظاهر بشی
‫اون داره کارارو قبضه می کنه

98
00:06:49,184 --> 00:06:50,380
‫-- من برم به مایک چی بگم

99
00:06:50,380 --> 00:06:52,871
‫بگم"من تو رو نیمه برهنه دیدم و فکر کردم یه سری بهت بزنم"؟

100
00:06:52,871 --> 00:06:53,469
‫اون چیه؟

101
00:06:53,469 --> 00:06:56,259
‫یه نامه از صندوق پستی مایک که  به اشتباه دست من افتاده

102
00:06:56,259 --> 00:06:59,149
‫من اونو برا یه همچین روزی نگه داشته بودم

103
00:06:59,647 --> 00:07:01,740
‫خدا حفظت کنه

104
00:07:15,193 --> 00:07:16,588
‫سلام

105
00:07:17,086 --> 00:07:18,980
‫هی،سوزان

106
00:07:19,677 --> 00:07:20,873
‫این اشتباهی به دست من رسیده

107
00:07:20,873 --> 00:07:23,010
‫اوه،ممنون

108
00:07:24,027 --> 00:07:25,248
‫امیدوارم مهم نباشه

109
00:07:25,248 --> 00:07:29,521
‫نمیدونم. این فقط یه تبلیغ از مرکز معاملاته.
‫اونها یه جشنواره فیلم دارن اجرا می کنن

110
00:07:29,521 --> 00:07:31,251
‫اوه

111
00:07:32,370 --> 00:07:34,099
‫خب،

112
00:07:34,099 --> 00:07:37,457
‫حدس می زنم کار قشنگم و برا امروز انجام دادم

113
00:07:38,373 --> 00:07:41,323
‫پس الان میرم خونه.

114
00:07:42,748 --> 00:07:44,579
‫خداحافظ

115
00:07:45,291 --> 00:07:46,410
‫هی،فیلمای قدیمی رو دوست داری؟

116
00:07:46,410 --> 00:07:49,157
‫من عاشق فیلمای قدیمی ام. ها.

117
00:07:57,500 --> 00:07:59,331
‫از سوزان مایر متنفرم

118
00:07:59,331 --> 00:08:03,096
‫،هر زمان اون چشمای گنده گوزنی اورو می بینم

119
00:08:03,096 --> 00:08:07,064
‫به خدا قسم می خورم ،فقط دلم می خواد  برم و از کاسه درشون بیارم

120
00:08:07,064 --> 00:08:09,404
‫این دفعه دیگه چی کار کرده؟

121
00:08:09,811 --> 00:08:14,898
‫اومد بیرون و خودشو دوباره پرت کرد جلوی مایک دلفینو

122
00:08:15,712 --> 00:08:17,340
‫سوزان از مایک خوشش میاد؟

123
00:08:18,154 --> 00:08:20,901
‫کجای کاری تو مارتا؟

124
00:08:21,002 --> 00:08:25,072
‫از زمانی که مایک اینجا اومده ،سوزان مرده حال کردن با اونه

125
00:08:30,668 --> 00:08:31,584
‫پیغامتو دریافت کردم

126
00:08:31,584 --> 00:08:33,008
‫چی شده؟

127
00:08:33,008 --> 00:08:35,653
‫پسرا زیر بار جدا شدن ا زهم نمی رن

128
00:08:35,653 --> 00:08:37,993
‫امتناع می کنن؟

129
00:08:37,993 --> 00:08:40,435
‫اونا شش سالشونه. جداشون کن

130
00:08:40,435 --> 00:08:44,912
‫خب،قوانین مدرسه به صراحت منو از درگیری با پسرا منع میکنه

131
00:08:44,912 --> 00:08:47,659
‫اما اگه خودت میخوای یه امتحانی بکنی....

132
00:08:47,659 --> 00:08:49,287
‫مهمون من باش

133
00:08:49,287 --> 00:08:51,423
‫باشه

134
00:08:53,865 --> 00:08:57,223
‫کدوم یکی بمونه ،کدوم یکی بره؟

135
00:08:57,223 --> 00:08:58,850
‫انتخاب با خودت

136
00:09:01,699 --> 00:09:04,853
‫نه

137
00:09:04,853 --> 00:09:05,362
‫شما باید تو کلاسای جدا از هم باشین

138
00:09:05,362 --> 00:09:08,211
‫اما ما می خوایم تو یه کلاس باشیم
‫عزیزم. الان بیا

139
00:09:08,211 --> 00:09:10,653
‫بس کنید،بریم. نه

140
00:09:15,740 --> 00:09:18,283
‫ما کل میزو با خودمون می بریم درسته!

141
00:09:18,283 --> 00:09:21,641
‫نه. الان باید بیای. حتماً

142
00:09:27,033 --> 00:09:29,960
‫من حموم کردنو دوست دارم بخصوص با تو

143
00:09:29,960 --> 00:09:32,796
‫مثل این میمونه که آدم از دنیا یه مرخصی گرفته

144
00:09:32,796 --> 00:09:35,357
‫بچه بودم از حموم رفتن بدم می اومد

145
00:09:35,357 --> 00:09:38,836
‫البته،بعد از اون،تنها چیزی که داشتم بازی کردن با اردک پلاستیکیم بود

146
00:09:38,836 --> 00:09:39,663
‫اوه

147
00:09:40,846 --> 00:09:41,868
‫اون کیه؟

148
00:09:41,868 --> 00:09:44,679
‫آقای سولیس

149
00:09:46,085 --> 00:09:48,183
‫آروم باش، کارلوس سر کارشه

150
00:09:48,183 --> 00:09:50,680
‫و او هیچ وقت زنگ درونمی زنه

151
00:09:57,073 --> 00:09:58,871
‫اون برق کاره

152
00:09:58,871 --> 00:10:01,569
‫سه ساعت دیر اومده

153
00:10:01,569 --> 00:10:04,066
‫از ورودی جانبی برو

154
00:10:04,066 --> 00:10:07,662
‫گابریل فهمید مرخصی از دنیاش تموم شده

155
00:10:07,662 --> 00:10:09,960
‫اما چیزی که او نمی دونست این بود که

156
00:10:09,960 --> 00:10:13,756
‫جان یه یادگاری از خودش جا گذاشته بود

157
00:10:15,554 --> 00:10:17,851
‫دارم بهت میگم،پدر دیشب خونه نیومده

158
00:10:17,851 --> 00:10:19,749
‫اونا دعواشون شده----یه دعوای بد

159
00:10:19,749 --> 00:10:20,548
‫چقدر بد؟

160
00:10:20,548 --> 00:10:23,345
‫در حد درخواست طلاق ،بد

161
00:10:27,641 --> 00:10:28,640
‫به او گوش بده

162
00:10:28,640 --> 00:10:31,137
‫او همیشه وقتی نگرانه تلاش بیش از حد در جبران میکنه

163
00:10:31,137 --> 00:10:33,934
‫اگه پدر بره و مارو با او تنها بزاره،

164
00:10:33,934 --> 00:10:36,132
‫من دیوونه می شم

165
00:10:36,132 --> 00:10:37,730
‫آه

166
00:10:37,730 --> 00:10:39,928
‫شام روی میزه

167
00:10:40,727 --> 00:10:44,023
‫مامان. دیشب پدر کجا رفت؟

168
00:10:44,023 --> 00:10:48,119
‫دیر وقت بهش زنگ زدن تا بره در یه کنفرانس پزشکی در فیلادلفیا سخنرانی کنه

169
00:10:48,119 --> 00:10:50,017
‫بشینین سر جاتون

170
00:10:58,508 --> 00:11:01,605
‫این ازدواج کلکش کنده س

171
00:11:05,800 --> 00:11:07,998
‫آندرو؟

172
00:11:14,691 --> 00:11:16,988
‫دوباره می گم،متاسفم دیر کردم مسئول تنظیم کار زیاد برام گذاشته بود

173
00:11:16,988 --> 00:11:18,087
‫چقدر دیگه کار طول می کشه؟

174
00:11:18,087 --> 00:11:20,085
‫تقریباً تموم شده

175
00:11:20,085 --> 00:11:21,384
‫این بوی چیه؟

176
00:11:21,384 --> 00:11:24,181
‫بوی نعنا و لیمو نیست؟
‫شگفت انگیزه

177
00:11:24,181 --> 00:11:27,078
‫کارتو زود تموم کن. من کلی کار دارم

178
00:11:34,070 --> 00:11:35,669
‫یاله

179
00:11:38,466 --> 00:11:40,264
‫آها

180
00:11:50,753 --> 00:11:52,151
‫چه اتفاقی افتاده؟

181
00:11:52,850 --> 00:11:53,949
‫برق کار خورد زمین

182
00:11:53,949 --> 00:11:57,246
‫سرش خورده به وان
‫ممکنه ضربه مغزی شده باشه

183
00:11:57,246 --> 00:11:58,644
‫الان ساعت هشته

184
00:11:58,644 --> 00:12:00,242
‫او دیر اومد

185
00:12:21,320 --> 00:12:22,019
‫خانم هوبر

186
00:12:22,019 --> 00:12:24,816
‫سلام سوزان .برات یه کلوچه میوه درست کردم

187
00:12:24,816 --> 00:12:27,514
‫اوه،ووی. چرا؟

188
00:12:27,514 --> 00:12:30,910
‫برا انجام یه کار قشنگ مگه باید انگیزه ای داشته باشم؟

189
00:12:33,008 --> 00:12:36,304
‫نمی تونم صبر کنم تا تو اینو امتحان کنی. قیمه ریزه آمیخته با کشمشه

190
00:12:36,304 --> 00:12:38,002
‫واقعاً. من الان شام درست کردم

191
00:12:38,002 --> 00:12:42,398
‫اشکالی نداره. میتونی بزاریش برا بعد

192
00:12:43,996 --> 00:12:45,114
‫چی خنده داره؟

193
00:12:45,114 --> 00:12:49,382
‫داشتم الان راجع به این گفته فکر می کردم
‫"من قیمه ریزه برات درست می کنم"

194
00:12:49,382 --> 00:12:53,243
‫قیمه ریزه----همیشه بصورت یک  گول زنک بوده قاعدتاً باید بیشترش از گوشت ریز ریز شده تهیه بشه

195
00:12:53,243 --> 00:12:57,918
‫بنابراین مثل این میمونه که بگی
‫"من تورو تیکه تیکه می کنم"

196
00:12:57,918 --> 00:12:59,950
‫اما اون قرنها پیش بود

197
00:12:59,950 --> 00:13:05,539
‫امروزه قیمه ریزه بیشتر از میوه،ادویه و عرق نیشکر درست می شه

198
00:13:05,539 --> 00:13:10,823
‫هیچ گوشتی توش نمی ریزن و بازم میگن
‫"من برات قیمه ریزه درست می کنم"

199
00:13:10,823 --> 00:13:13,302
‫نمیدونم مردم واقعاً بازم اینو میگن

200
00:13:13,302 --> 00:13:15,027
‫من که میگم

201
00:13:15,027 --> 00:13:17,737
‫خب،سوزان. حالت چطوره؟

202
00:13:17,737 --> 00:13:19,544
‫خوبم

203
00:13:19,544 --> 00:13:20,748
‫خوب

204
00:13:21,451 --> 00:13:25,265
‫می دونی من یه اعترافی باید بکنم

205
00:13:25,265 --> 00:13:28,678
‫وقتی کارل تو رو ترک کرد ،همیشه دلم میخواست بیشتر به تو محبت کنم

206
00:13:28,678 --> 00:13:31,488
‫اوه،لازم نیست بابت کارل عذر خواهی کنی

207
00:13:31,488 --> 00:13:33,897
‫در واقع،کار منو وکارل تمومه. من خودمو از او کندم

208
00:13:33,897 --> 00:13:37,811
‫بله،میدونم تو خودتو ازاون کندی و چسبیدی به مایک دلفینوی قشنگ

209
00:13:37,811 --> 00:13:40,722
‫او واقعاً خوب چیزیه. اینطور نیست؟

210
00:13:42,127 --> 00:13:44,034
‫تو ازش خوشت میاد . نمیاد؟

211
00:13:44,034 --> 00:13:47,347
‫اوه.البته. مثل یه دوست

212
00:13:47,347 --> 00:13:49,354
‫اوه،سوزان

213
00:13:49,354 --> 00:13:54,072
‫خجالتی بودن یک استراتژی است که به بهترین وجه توسط دختران دست نخورده در اولین رقصشون بکار گرفته میشه

214
00:13:54,072 --> 00:13:58,789
‫برای زنای تو سن ما ،اون بشدت تو ذوق می خوره

215
00:13:59,492 --> 00:14:01,499
‫مطمئنی کلوچه میوه نمی خوای؟

216
00:14:01,499 --> 00:14:03,205
‫نه،ممنون

217
00:14:03,205 --> 00:14:06,216
‫امیدوارم کار تو و مایک به سامان برسه

218
00:14:06,216 --> 00:14:07,592
‫تو برای رسیدن به او زیاد سر گشته و ناامید شدی

219
00:14:08,224 --> 00:14:09,830
‫---------- تو چی میخوای

220
00:14:09,830 --> 00:14:11,536
‫من سرگشته نشدم

221
00:14:11,536 --> 00:14:15,451
‫اوه،خدای بزرگ،سوزان،تو خونه رقیبتو آتیش زدی

222
00:14:15,451 --> 00:14:18,663
‫پس اگه به این سرگشتگی و ناامیدی نمی گن، پس اسمش چیه؟

223
00:14:19,465 --> 00:14:23,781
‫خانم هوبر،با همه احترامی که براتون قائلم،باید بگم تو دیوونه هستی

224
00:14:30,506 --> 00:14:31,510
‫پس این چیه؟

225
00:14:31,510 --> 00:14:33,618
‫فکر می کنم بشناسیش

226
00:14:33,618 --> 00:14:37,231
‫اینو تو بقایای خونه ادی پیدا کردم

227
00:14:40,845 --> 00:14:41,547
‫-- خب. اون نیست

228
00:14:41,547 --> 00:14:42,451
‫شش،شش،شش،شش

229
00:14:42,451 --> 00:14:44,558
‫-- حرف من اینه

230
00:14:44,558 --> 00:14:47,570
‫وقتی کارل تو رو ترک می کرد من اونجا پیشت نبودم،
‫اما الان اینجا پیشتم

231
00:14:47,570 --> 00:14:51,685
‫تا اون اندازه ای که من نگرانم، این قضیه راز  من وتو ست

232
00:14:51,685 --> 00:14:54,395
‫و هرگز کس دیگه ای لازم نیست اونو بدونه

233
00:14:54,395 --> 00:14:56,001
‫اوه،سوزان....

234
00:14:57,004 --> 00:15:01,320
‫نمیدونی چه احساس خوبی داره که بالاخره تونستم به تو کمک کنم

235
00:15:02,525 --> 00:15:04,532
‫رنگ روت پریده

236
00:15:05,335 --> 00:15:10,153
‫حالا،من اصرار دارم تو یه کم از این کلوچه میوه رو بخوری

237
00:15:11,659 --> 00:15:12,863
‫بخور

238
00:15:17,982 --> 00:15:20,792
‫گفتم این قیمه ریزه س؟

239
00:15:30,930 --> 00:15:33,085
‫در رو باز کن خواهش می کنم

240
00:15:33,085 --> 00:15:35,141
‫صبر کن

241
00:15:35,141 --> 00:15:35,925
‫چیه؟

242
00:15:35,925 --> 00:15:36,904
‫میتونم بیام تو؟

243
00:15:36,904 --> 00:15:37,883
‫نه

244
00:15:37,883 --> 00:15:39,940
‫باشه. میخوام باهات صحبت کنم

245
00:15:39,940 --> 00:15:41,801
‫خب صحبت کن

246
00:15:42,095 --> 00:15:44,641
‫دیشب کجا بودی؟

247
00:15:44,641 --> 00:15:45,620
‫خونه بریان

248
00:15:45,620 --> 00:15:47,579
‫الان با مادر بریان صحبت کردم

249
00:15:47,579 --> 00:15:51,874
‫خب حالا دوباره به من بگو دیشب کجا بودی،
‫و این بار به من دروغ نگو

250
00:15:52,794 --> 00:15:54,532
‫کجا گفتی پدر بود دوباره؟

251
00:15:54,532 --> 00:15:57,089
‫فیلادلفیا؟

252
00:15:57,089 --> 00:15:58,929
‫آندرو ،موضوع رو عوض نکن

253
00:15:58,929 --> 00:16:02,508
‫ببخشید.من-من فکر کردم موضوع دروغ گفتن یا نگفتنه

254
00:16:02,508 --> 00:16:03,837
‫من به همراه پدر زنگ زدم

255
00:16:03,837 --> 00:16:06,393
‫می دونم او تورو ترک کرده

256
00:16:06,598 --> 00:16:10,096
‫--- خب،این موقته ،و

257
00:16:10,796 --> 00:16:13,394
‫من فکر کردم دونستنش تورو ناراحت می کنه ،لذا خواستم تو حالت گرفته نشه

258
00:16:13,394 --> 00:16:14,294
‫هرچی

259
00:16:14,294 --> 00:16:18,192
‫تو دروغ گفتی،پس  این ادا درآوردنو که تو یه جورایی توانایی اخلاقی داری ،بس کن

260
00:16:18,192 --> 00:16:21,190
‫آندرو،فقط به این خاطر که من نخواستم تورو در مشکلات زناشوییم  دخالت بدم

261
00:16:21,190 --> 00:16:22,989
‫این حق و به تو نمیده که با من بی ادب و گستاخ باشی

262
00:16:22,989 --> 00:16:24,788
‫پس در این مورد که پدرمو فراری دادی چی؟

263
00:16:24,788 --> 00:16:27,387
‫پس به این خاطر می تونم گستاخ باشم؟

264
00:17:13,563 --> 00:17:15,062
‫سلام

265
00:17:15,062 --> 00:17:16,161
‫این چیه؟

266
00:17:16,161 --> 00:17:17,261
‫یه جورابه

267
00:17:17,261 --> 00:17:18,960
‫این یه جوراب مردونه س

268
00:17:18,960 --> 00:17:21,259
‫زیر تختمون پیداش کردم
‫مال من نیست

269
00:17:21,259 --> 00:17:24,757
‫"اوه،تورو به خدا، کارلوس، این مال "یائو لینه

270
00:17:24,757 --> 00:17:26,956
‫کلفت ما جوراب ژیمناستیک نمره ۱۳میپوشه؟

271
00:17:26,956 --> 00:17:29,954
‫نه ،او با اینا گرد گیری می کنه

272
00:17:35,951 --> 00:17:37,250
‫دیدی؟

273
00:17:37,250 --> 00:17:40,249
‫جوراب به جای کهنه پاره

274
00:17:58,239 --> 00:18:00,538
‫سوزان،سلام

275
00:18:00,538 --> 00:18:02,537
‫خانم هوبر

276
00:18:03,336 --> 00:18:07,434
‫تو و مایک با هم اومدین؟
‫من او رو تو راهرو تولیدات تازه دیدم

277
00:18:07,434 --> 00:18:09,733
‫نه،همانطور که قبلاً بهت گفتم، ما فقط دوستیم

278
00:18:09,733 --> 00:18:11,232
‫اوه

279
00:18:13,331 --> 00:18:16,030
‫،به هرحال،اگه من دیروز روشنت نکردم

280
00:18:16,030 --> 00:18:20,028
‫مطلقاً اون کاری رو که منو بهش متهم کردی،انجام ندادم

281
00:18:20,627 --> 00:18:21,827
‫هی،سوزان

282
00:18:21,827 --> 00:18:22,826
‫هی،خانم هوبر

283
00:18:22,826 --> 00:18:25,225
‫خوشحالم میبینمت ،مایک

284
00:18:25,725 --> 00:18:26,724
‫هی

285
00:18:26,724 --> 00:18:28,423
‫از آلفرد هیچکاک خوشت میاد؟

286
00:18:28,423 --> 00:18:31,222
‫در مرکز معاملات دارن فیلمهای قدیمی رو نشون میدن

287
00:18:33,321 --> 00:18:37,019
‫آه...

288
00:18:37,019 --> 00:18:38,718
‫من واقعاً دوستدار این فیلما نیستم

289
00:18:38,718 --> 00:18:41,716
‫اوه،یاله.چطور می تونی از هیچکاک خوشت نیاد؟

290
00:18:41,716 --> 00:18:45,414
‫من فقط،اوه....نه.ها ها.

291
00:18:48,113 --> 00:18:49,812
‫اوه

292
00:18:49,812 --> 00:18:51,211
‫باشه

293
00:18:52,310 --> 00:18:55,609
‫خب،اوه،خوشحال شدم تو رو دیدم

294
00:18:55,609 --> 00:18:57,808
‫همینطور شما خانم هوبر

295
00:19:00,806 --> 00:19:02,691
‫تو خیلی احمقی

296
00:19:02,691 --> 00:19:06,164
‫-- در حضور من تظاهر می کنی از او خوشت نمیاد
‫منظورم اینه که . واقعاً.

297
00:19:06,164 --> 00:19:08,645
‫ممکنه فقط دیگه دست برداری

298
00:19:08,645 --> 00:19:10,928
‫نباید نسبت به من بی ادب باشی ،سوزان

299
00:19:10,928 --> 00:19:14,401
‫چندان هم راحت نیست بتونم راز تو رو تو خودم نگه دارم

300
00:19:14,401 --> 00:19:17,378
‫اون شرکت بیمه داره ادی رو سر می گردونه

301
00:19:17,378 --> 00:19:19,362
‫اما هنوز من چیزی نگفتم

302
00:19:19,362 --> 00:19:24,919
‫خب---هر چی بیشتر طول بکشه تا اونا پولشو بهش بدن،او بیشتر پیش من می مونه

303
00:19:24,919 --> 00:19:26,805
‫خرج و برج خونه و زندگی ش می افته گردن من

304
00:19:26,805 --> 00:19:30,178
‫از آب داغ من استفاده می کنه

305
00:19:31,270 --> 00:19:36,228
‫دقیقاً تو از من چی میخوای ،خانم هوبر

306
00:19:41,692 --> 00:19:44,627
‫آه،آیا اینا با همه؟

307
00:19:53,025 --> 00:19:55,246
‫با هم جمع بزن

308
00:20:05,241 --> 00:20:09,684
‫اگه مدرسه و متخصص کودکان هر دو فکر می کنن که دوقلو ها بایستی برای درمان دارویی در نظر گرفته بشن

309
00:20:09,684 --> 00:20:12,107
‫پس مشکل کجاست؟

310
00:20:12,107 --> 00:20:14,328
‫من یه شرکت با ۸۵پرسنل رو می گردوندم

311
00:20:14,328 --> 00:20:18,064
‫و الان نمی تونم سه تا پسرکوچولو رو بدون دارو دادن و گیج کردنشون اداره کنم

312
00:20:18,064 --> 00:20:19,780
‫راجع به احساس چنین شکستی حرف بزن

313
00:20:19,780 --> 00:20:25,737
‫لاینت،تو مادر فوق العاده ای هستی
‫اما اجازه بده باهاش روبرو بشی،بچه های تو....

314
00:20:25,737 --> 00:20:28,160
‫یه معضلن

315
00:20:28,160 --> 00:20:29,472
‫ممنون

316
00:20:29,472 --> 00:20:31,491
‫این قشنگترین جوری بود که میتونستی اینو بگی

317
00:20:31,491 --> 00:20:33,814
‫،میدونی،حقیقت اینه که ،زمانی که اونا منو وادار نمی کنن که دلم بخواد موهامو همه رو بکنم

318
00:20:33,814 --> 00:20:36,439
‫اونا واقعاً،حقیقتاً،شیرینن

319
00:20:37,145 --> 00:20:41,588
‫ترسم ا ز اینه که اوضاع رو خراب کنم
‫دلم میخواد بتونم به اوضاع سرو سامون بدم

320
00:20:41,588 --> 00:20:43,607
‫بله ،با کار سختی روبرو هستی

321
00:20:43,607 --> 00:20:45,323
‫مثل این لیوان

322
00:20:45,323 --> 00:20:46,838
‫من عاشق این لیوانم

323
00:20:46,838 --> 00:20:51,179
‫اگه به اونا دارو بدم،آیا اونا بعد از اون هم می تونن برا م بازم مثل این لیوان باشن؟

324
00:20:51,179 --> 00:20:53,804
‫میدونی این لیوانه ترک داره

325
00:20:54,107 --> 00:20:57,338
‫بله می دونم

326
00:20:59,458 --> 00:21:02,588
‫با پائول صحبت کردیم. بهش گفتیم لازمه که یه چیزی بهش نشون بدیم

327
00:21:02,588 --> 00:21:04,708
‫یه خرده از مواضعش پایینتر اومده

328
00:21:06,727 --> 00:21:08,141
‫ممنون

329
00:21:08,141 --> 00:21:11,472
‫پس ،پائول متوجه شدیم که داری خونه رو می فروشی

330
00:21:11,472 --> 00:21:16,722
‫بله،آه،خاطرات ناراحت کننده زیادی برام داره
‫مطمئنم که درک می کنید

331
00:21:20,862 --> 00:21:24,193
‫خب قبل از اینکه بری،ما فکر کردیم چیزی وجود داشته که باید بدونی

332
00:21:24,193 --> 00:21:29,746
‫به نظر می رسه چیزهای بیشتری در باره مرگ مری آلیس از اونی که تو میدونستی وجود داره

333
00:21:29,746 --> 00:21:31,564
‫اوه؟

334
00:21:31,564 --> 00:21:34,290
‫یادت میاد وقتی که از ما خواستی وسائلشو جمع کنیم؟

335
00:21:34,290 --> 00:21:36,814
‫خب،اون موقع ما یه نامه تو وسائلش پیدا کردیم

336
00:21:36,814 --> 00:21:39,843
‫و فکر می کنیم تو باید اونو ببینی

337
00:21:40,448 --> 00:21:46,102
‫از روی مهر پستی ش میتونی بفهمی که مری آلیس احتمالاً روزی که مرد این نامه بدستش رسید

338
00:22:09,727 --> 00:22:12,554
‫پائول، حالت که خوبه؟

339
00:22:13,665 --> 00:22:15,684
‫نه

340
00:22:38,602 --> 00:22:41,227
‫همیشه با جورابا گرد گیری می کنی؟

341
00:22:41,227 --> 00:22:43,448
‫بله

342
00:22:45,165 --> 00:22:47,689
‫این چه کاریه؟ یه روش ژاپنی؟

343
00:22:47,689 --> 00:22:50,213
‫من چینی ام

344
00:22:58,593 --> 00:22:59,703
‫از دروغ گفتن خوشم نمیاد

345
00:22:59,703 --> 00:23:02,934
‫بله،خب، منم از این چوب خشک بودنت خوشم نمیاد. این به اون در

346
00:23:19,694 --> 00:23:21,814
‫خانم سولیس،اینجا چی کار می کنی؟

347
00:23:21,814 --> 00:23:24,136
‫کارلوس اینو زیر تخت پیدا کرد

348
00:23:24,136 --> 00:23:25,723
‫اوه،چه گندی

349
00:23:25,723 --> 00:23:28,798
‫اوضاع جوره.داشت یه مصیبتی میشد،اما من جورش کردم

350
00:23:28,798 --> 00:23:30,880
‫اینارو برات آوردم.پس از حالا به بعد

351
00:23:30,880 --> 00:23:35,046
‫نمیتونیم بزاریم کارلوس تورو اطراف خونه ببینه با هر چیزی تو پات که شبیه جوراب ژیمناستیک باشه

352
00:23:35,046 --> 00:23:36,636
‫میخوای چمنای خونه تونو با این صندلا که تو پامه کوتاه کنم؟

353
00:23:36,636 --> 00:23:37,166
‫مم-همم.

354
00:23:37,166 --> 00:23:38,314
‫ممکنه پنجه پامو از دست بدم

355
00:23:38,314 --> 00:23:42,377
‫تصورشو بکن اگه کارلوس بفهمه تو چیزی بیش از حصار خونه شو مرتب می کنی ،اونوقت چیرو از دست خواهی داد

356
00:23:42,554 --> 00:23:44,107
‫آه،بله

357
00:23:44,107 --> 00:23:48,099
‫چرا دوستات به من خیره شدن؟

358
00:23:48,099 --> 00:23:49,430
‫به اونا راجع به خودمون چیزی گفتی؟

359
00:23:49,430 --> 00:23:51,094
‫نه

360
00:23:51,870 --> 00:23:54,199
‫برا این بهت خیره شدن چون فکر می کنن جذابی

361
00:23:54,199 --> 00:23:55,942
‫اوه

362
00:23:55,942 --> 00:23:57,976
‫باشه

363
00:24:03,108 --> 00:24:06,686
‫ساعت  ۹:۳۰ اِ  برادر تو چی فکر می کنه؟

364
00:24:06,686 --> 00:24:07,779
‫توصیه منو میخوای؟

365
00:24:07,779 --> 00:24:09,966
‫به بابا زنگ بزن. بهش بگو یه تیپا در کون آندرو بزنه

366
00:24:09,966 --> 00:24:13,345
‫من کاملاً توانایی اینو دارم که با این قضیه بدون پدرت برخورد کنم

367
00:24:13,345 --> 00:24:15,034
‫ببخشید

368
00:24:16,127 --> 00:24:17,718
‫همراهت کجاست؟

369
00:24:18,513 --> 00:24:20,600
‫به آندرو زنگ بزن و ببین کجاست

370
00:24:20,600 --> 00:24:21,991
‫مامان،اون میفهمه که شما گفتین زنگ بزنم

371
00:24:21,991 --> 00:24:24,675
‫نه،او نمی فهمه. فقط عادی باش

372
00:24:27,557 --> 00:24:29,147
‫هی،منم

373
00:24:29,147 --> 00:24:32,625
‫اه،چه خبرا؟

374
00:24:33,818 --> 00:24:35,507
‫اوفهمید

375
00:24:37,197 --> 00:24:38,787
‫آندرو،من مادرتم

376
00:24:38,787 --> 00:24:42,862
‫من دیگه در برخورد با تو کاسه صبرم کاملاً لبریز شده

377
00:24:42,862 --> 00:24:44,552
‫کجایی؟

378
00:24:44,552 --> 00:24:46,539
‫تو یه کافه ای؟

379
00:24:46,539 --> 00:24:48,428
‫آندرو

380
00:24:48,428 --> 00:24:50,515
‫آندرو؟

381
00:24:52,602 --> 00:24:53,794
‫مامان؟

382
00:24:53,794 --> 00:24:56,378
‫او تلفنو قطع کرد

383
00:24:56,378 --> 00:24:58,962
‫الان میخوای چی کار کنی؟

384
00:25:33,648 --> 00:25:36,331
‫اه،بله،اوه،بله!برا من بچرخونش

385
00:25:39,611 --> 00:25:41,499
‫بلرزونش جیگر

386
00:25:42,095 --> 00:25:43,785
‫بیا اینجا

387
00:25:45,971 --> 00:25:47,363
‫هیث

388
00:25:47,363 --> 00:25:48,555
‫لان

389
00:25:49,350 --> 00:25:51,040
‫آندرو

390
00:25:52,332 --> 00:25:54,916
‫مامان،چطوری فهمیدی من اینجام؟

391
00:25:58,593 --> 00:25:59,587
‫رفتی تو اتاق من؟

392
00:25:59,587 --> 00:26:00,879
‫فکر میکنی کار بدیه؟

393
00:26:00,879 --> 00:26:03,463
‫فردا صبح،تمیزش می کنم

394
00:26:03,463 --> 00:26:09,227
‫اوه ،تصادفاً هیث،فرصتی پیدا نکردم بهت بگم، که هفته گذشته در کلیسا اجرای تک نوازیت خیلی خوب بود

395
00:26:09,227 --> 00:26:10,917
‫ممنون

396
00:26:10,917 --> 00:26:12,507
‫م-ما باید از اینجا بریم

397
00:26:13,501 --> 00:26:16,284
‫امیدوارم به خاطر چیزی که گفتم نباشه

398
00:26:17,973 --> 00:26:19,862
‫خب،آندرو...

399
00:26:19,862 --> 00:26:21,551
‫بریم؟

400
00:26:22,545 --> 00:26:25,129
‫تو فقط منو جلو دوستام تحقیر کردی

401
00:26:25,129 --> 00:26:27,415
‫من هیج جایی با تو نمیرم

402
00:26:28,111 --> 00:26:29,502
‫خوب

403
00:26:33,179 --> 00:26:33,875
‫چی کار میکنی؟

404
00:26:33,875 --> 00:26:38,049
‫می مونم نمایشو ببینم
‫میمیرم ببینم این همه سرو صدا برای چیه؟

405
00:26:38,049 --> 00:26:41,428
‫آه،ببخشید گارسون، من یه لیوان شراب سفید خونگی می خوام

406
00:26:41,428 --> 00:26:42,720
‫بله،مادام

407
00:26:48,981 --> 00:26:52,659
‫من-من کنجکاوم،آندرو  این زنه سوژه رویاهای توئه

408
00:26:52,659 --> 00:26:56,535
‫آیا هرگز مکثی کردی و فکر کنی چطور او پاش به این راهها باز شده؟

409
00:26:56,535 --> 00:26:58,522
‫این دختره کوچولوی یه کسی،

410
00:26:58,522 --> 00:27:01,106
‫و احتمالاً اون کس رویاهای زیادی برای او داره

411
00:27:01,106 --> 00:27:04,784
‫رویاهایی که فقط شامل یه شلاق و یه میله نمی شه

412
00:27:04,784 --> 00:27:07,169
‫اینجوری کارا پیش نمیره،باشه؟

413
00:27:07,169 --> 00:27:08,262
‫من جُم نمی خورم

414
00:27:08,262 --> 00:27:10,548
‫---فقط خدا میدونه که او به چه غلطایی تو زندگی ش گرفتاره

415
00:27:10,548 --> 00:27:15,815
‫فقر شدید،مواد،خشونت خانوادگی، شاید حتی آزار جنسی

416
00:27:15,815 --> 00:27:16,809
‫مامان

417
00:27:16,809 --> 00:27:22,872
‫و حالا او جوری با خودش رفتار می کنه که بقیه مردها با او تا می کنن----مثل یک شی،یه تیکه گوشت

418
00:27:23,170 --> 00:27:24,263
‫اون اینجوریه

419
00:27:24,263 --> 00:27:28,537
‫بچه،اورو از اینجا ببر
‫عیش هممونو داره مُنَغَص(تیره و ناگوار) می کنه

420
00:27:36,388 --> 00:27:38,864
‫خونه نیستیم. پیغام بزارید

421
00:27:38,864 --> 00:27:41,547
‫من خانم هوبر هستم،سوزان. اونجایی؟

422
00:27:41,547 --> 00:27:43,713
‫میتونم چراغاتونو ببینم که روشنه

423
00:27:43,713 --> 00:27:45,983
‫امیدوارم د رحال فیلم دیدن نباشین. پرده هاتون خیلی نخ نما ست

424
00:27:45,983 --> 00:27:49,491
‫گوش کن باید باهات حرف بزنم

425
00:27:49,491 --> 00:27:56,300
‫آبگرمکنم یهو ترکید،و ۶۰۰دلار هزینه داره تا یه دونه جدیدشو بخرم، و من چنین پولی ندارم

426
00:27:56,300 --> 00:28:00,943
‫من اینجا منتظرم
‫هر موقع پیامو گرفتی به من زنگ بزن

427
00:28:06,824 --> 00:28:10,125
‫جولی،جولی عزیزم پاشو
‫باید حرف بزنیم

428
00:28:10,125 --> 00:28:12,395
‫نمی تونی تا صبح صبر کنی

429
00:28:12,395 --> 00:28:15,696
‫فکر می کنم در معرض اخاذی قرار گرفتم

430
00:28:16,728 --> 00:28:20,674
‫و وقتی فهمیدم نمیتونم آتیشو خاموش کنم،فرار کردم

431
00:28:20,876 --> 00:28:23,911
‫و بایستی پیمانه رو تو این گیر ودار زمین انداخته باشم

432
00:28:23,911 --> 00:28:26,238
‫مم.چرا من باید به تو اجازه میدادم از خونه بری بیرون؟

433
00:28:26,238 --> 00:28:28,059
‫آشکارا،ما نمی تونیم  به او اجازه بدیم با این  رو ما سوار بشه

434
00:28:28,059 --> 00:28:30,993
‫تنها راه اینه که پیشه پلیس بریم و همه چی رو به اونا بگیم

435
00:28:30,993 --> 00:28:31,802
‫تو نمی تونی این کارو بکنی

436
00:28:31,802 --> 00:28:34,432
‫جولی،من فکر نمی کنم اونا منو به زندان بندازن

437
00:28:34,432 --> 00:28:37,467
‫منظورم اینه که اون یه تصادف بود

438
00:28:37,467 --> 00:28:40,603
‫اگه اون یه تصادفم  بوده باشه پدر اهمیت نمیده

439
00:28:40,603 --> 00:28:44,650
‫میدونی که او همینو بهانه میکنه تا پرونده قیمومیت و دوباره مطرح کنه

440
00:28:45,156 --> 00:28:46,669
‫مامان...

441
00:28:46,669 --> 00:28:48,998
‫من نمی خوام با پدر زندگی کنم

442
00:28:48,998 --> 00:28:50,977
‫می دونم

443
00:29:05,994 --> 00:29:07,275
‫باید باهات صحبت کنم

444
00:29:07,275 --> 00:29:09,836
‫خوبه،حتماً

445
00:29:11,931 --> 00:29:13,910
‫سه شنبه اینجا کار می کردی،درسته؟

446
00:29:13,910 --> 00:29:16,006
‫بله

447
00:29:16,588 --> 00:29:18,738
‫یادت میاد برقکار اومده باشه؟

448
00:29:19,426 --> 00:29:22,694
‫و تو معمولاً تا ساعت چند کار میکنی----۵:۰۰؟

449
00:29:22,694 --> 00:29:24,403
‫بله

450
00:29:24,403 --> 00:29:25,710
‫لعنتی

451
00:29:25,710 --> 00:29:28,725
‫یعنی اینکه مرتیکه چهار ساعت تو خونه بوده

452
00:29:28,725 --> 00:29:33,248
‫صبر کن،اوم...میدونی،حالا که فکر می کنم

453
00:29:33,248 --> 00:29:35,259
‫من ممکنه ندیده باشمش.

454
00:29:35,259 --> 00:29:37,973
‫خب،دیدیش یا ندیدیش؟ کدومشه؟

455
00:29:37,973 --> 00:29:40,184
‫ندیدمش

456
00:29:42,898 --> 00:29:44,607
‫جان..

457
00:29:45,612 --> 00:29:48,829
‫زنم ازت خواسته که به خاطر اون دروغ بگی؟

458
00:29:49,231 --> 00:29:52,548
‫آقای سولیس،اوه...

459
00:29:52,548 --> 00:29:56,167
‫من واقعاً نمیخوام خودم و قاطی هیچ مسئله ای بکنم

460
00:29:58,881 --> 00:30:00,891
‫ممنون

461
00:30:00,891 --> 00:30:03,203
‫این همه اون چیزی بود که لازم بود بدونم

462
00:30:10,843 --> 00:30:12,853
‫باشه،بزار یه بار دیگه مرورش کنیم

463
00:30:12,853 --> 00:30:14,763
‫مامان ،این جراحی مغز که نیست

464
00:30:14,763 --> 00:30:17,879
‫وقتی من دارم از در سگرو خانم هوبر می خزم تو،تو میتونی بیرون واستی و نگهبانی بدی

465
00:30:17,879 --> 00:30:20,894
‫رفتم تو پیمانه رو پیدا می کنم. به همین سادگی

466
00:30:20,894 --> 00:30:24,513
‫امم،خدای من،از اینکه تو رو تبدیل به یک دزد کوچولو می کنم متنفرم

467
00:30:24,513 --> 00:30:28,232
‫اون پیمانه خودمونه. ما فقط داریم اونچه که متعلق به ماست رو برمی گردونیم

468
00:30:28,232 --> 00:30:30,243
‫هی،درسته

469
00:30:30,243 --> 00:30:33,459
‫از نظر اخلاقی ما کاری نمی کنیم که شرمنده باشیم

470
00:30:33,459 --> 00:30:35,872
‫اوه،اینارو بپوش

471
00:30:35,872 --> 00:30:38,586
‫نمی خوام اثر انگشتت باقی بمونه

472
00:30:43,913 --> 00:30:45,723
‫داره میره

473
00:30:46,024 --> 00:30:47,934
‫باشه،راه بیفت

474
00:30:48,537 --> 00:30:53,563
‫اوه،خیلی خوشحالم که دوباره داریم فریسبی بازی می کنیم
‫بیا. فرستادمش

475
00:30:53,563 --> 00:30:56,076
‫بسیار خوب،بیشتر پرتش کن

476
00:30:56,076 --> 00:30:57,282
‫اومد برات

477
00:30:57,282 --> 00:31:01,102
‫ووه!خیلی خوب،بریم اونورتر

478
00:31:01,102 --> 00:31:04,419
‫اوه،منوببین! ووپس،ها.

479
00:31:04,419 --> 00:31:07,535
‫بهتره بری بیاریش. بله

480
00:31:16,180 --> 00:31:16,984
‫مایک

481
00:31:16,984 --> 00:31:19,396
‫هی،سوزان.به نظرم اومد اینجا باشین

482
00:31:19,396 --> 00:31:26,232
‫آه،بله. جولی و من  داشتیم با فریس بی بازی می کردیم
‫اون افتاد تو حیاط پشتی خانم هوبر

483
00:31:26,232 --> 00:31:27,337
‫اوه،کمک نمی خوای؟

484
00:31:27,337 --> 00:31:30,252
‫نه،نه،نه،نه
‫اوه،جولی رفته بیارش

485
00:31:30,353 --> 00:31:32,263
‫باشه.در واقع خوشحال شدم که بهت برخوردم

486
00:31:32,263 --> 00:31:35,178
‫فقط می خواستم مطمئن شم روابط بین ما خوبه

487
00:31:35,178 --> 00:31:36,887
‫اون روز یه جورایی سرد به نظر اومدی

488
00:31:36,887 --> 00:31:39,400
‫سرد؟ منظورت چیه؟

489
00:31:39,400 --> 00:31:43,420
‫منظورم اینه که به یه علتی از من دلخور نیستی،هستی؟

490
00:31:43,420 --> 00:31:46,637
‫نه
‫نه،نه،ابداً

491
00:31:46,838 --> 00:31:50,337
‫خوبه.پس حالا  که اینجوریه میخوام یه پیشنهاد دیگه بکنم

492
00:31:50,337 --> 00:31:56,036
‫من برای یه فیلم قدیمی بیلی وایلدر(کارگردان امریکایی استرالیایی تبارمتولد۱۹۰۶)چهار شنبه شب بلیط گرفتم.دوست دارم تو هم با من بیای

493
00:31:57,136 --> 00:32:00,336
‫تو چقدر نازنینی. منم دوست دارم بیام

494
00:32:00,336 --> 00:32:01,835
‫بسیار خوب

495
00:32:07,234 --> 00:32:10,734
‫ادی. فکر می کردم الان سر کار باشی

496
00:32:10,734 --> 00:32:12,534
‫حالم خوب نیست

497
00:32:12,534 --> 00:32:15,833
‫روزی که ماشینمو می شستم ،آفتاب زده شدم

498
00:32:15,833 --> 00:32:20,522
‫خب،الانم نزار در و
‫بیا با ما بچرخ

499
00:32:20,522 --> 00:32:22,561
‫ماروباش،تو هم چراغ نفتی مایی

500
00:32:22,561 --> 00:32:23,683
‫چی؟

501
00:32:23,683 --> 00:32:27,455
‫همین اندازه برام بس نیست که مجبورم تو رو هر روز ببینم که خودتو پرت می کنی بغل او

502
00:32:27,455 --> 00:32:30,615
‫و حالا می خوای مطمئن بشی که من حسابی روابط نزدیک و شخصی شما رو ببینم؟

503
00:32:30,615 --> 00:32:32,029
‫نه،اصلاً اینجوری نیست

504
00:32:32,029 --> 00:32:35,464
‫من باید برم،اما برای چهار شنبه شب بهت زنگ می زنم،باشه؟

505
00:32:37,384 --> 00:32:39,707
‫ادی ،صبر کن

506
00:32:42,536 --> 00:32:48,396
‫مایک و من میخوایم چهار شنبه شب بریم سینما،الان فکرشو کردم چه جالب می شه تو هم با ما بیای

507
00:32:48,396 --> 00:32:50,416
‫تو میخوای که من با شما بیام؟

508
00:32:50,416 --> 00:32:54,356
‫بله،بله،مشکلی نیست،هست مایک؟

509
00:32:54,356 --> 00:33:00,418
‫خب،اون،آه،یه محدودیت فروش دارن،وهمه بلیطهارو فروختن.من فقط دوتا بلیط گیر آوردم

510
00:33:00,418 --> 00:33:02,034
‫ادی ،صبر کن

511
00:33:02,034 --> 00:33:06,379
‫اوم....میتونی تو به جای من بری

512
00:33:07,793 --> 00:33:09,915
‫واقعاً؟

513
00:33:09,915 --> 00:33:12,440
‫تو که اعتراضی نداری مایک؟

514
00:33:13,147 --> 00:33:17,189
‫او...بله.نه باشه

515
00:33:17,896 --> 00:33:20,017
‫پس, اوم...

516
00:33:20,017 --> 00:33:22,745
‫چه وقت میای منو ببری؟

517
00:33:25,372 --> 00:33:27,291
‫خب, اوم...

518
00:33:43,961 --> 00:33:45,779
‫صبر کن.

519
00:33:52,144 --> 00:33:53,558
‫اووه

520
00:33:53,558 --> 00:33:56,387
‫فکر کردی میتونی با هر کس خواستی سکس داشته باشی،هاه؟

521
00:33:58,307 --> 00:34:01,742
‫کارلوس نتونست آروم بگیره اما از خودش احساس غرور می کرد

522
00:34:01,742 --> 00:34:05,277
‫گذشته از همه،او داشت از شرفش دفاع می کرد

523
00:34:05,682 --> 00:34:07,702
‫یا شاید هم نمی کرد؟

524
00:34:22,654 --> 00:34:24,069
‫تو همجنس بازی؟

525
00:34:24,069 --> 00:34:27,908
‫بله.برا همینه که این کارو با من کردی؟

526
00:34:29,322 --> 00:34:31,140
‫آه،بله

527
00:34:38,819 --> 00:34:41,142
‫من میخوام یه چیزی مثل این به همه بگم،
‫"میتونید یه کم شکلات بخرید؟

528
00:34:41,142 --> 00:34:42,658
‫خانوما

529
00:34:44,375 --> 00:34:46,497
‫هی،پائول،چه خبر؟

530
00:34:46,497 --> 00:34:48,113
‫میخواستم بابت دگرگون شدن حالم دیروز عذر خواهی کنم

531
00:34:48,113 --> 00:34:50,538
‫نگران اون نباش
‫ما فشار زیادی بهت وارد کردیم

532
00:34:50,538 --> 00:34:54,175
‫تصور می کنم شما متعجب شدید که چرا من نسبت به اون نامه چنین واکنشی نشون دادم

533
00:34:54,175 --> 00:34:56,599
‫خب از ذهن ما هم گذشت

534
00:34:56,599 --> 00:34:58,620
‫خب،حقیقت اینه که

535
00:34:58,620 --> 00:35:04,176
‫مری آلیس حالش خیلی خوب نبود
‫او خیلی آشفته بود

536
00:35:04,176 --> 00:35:05,490
‫آشفته؟

537
00:35:05,490 --> 00:35:07,308
‫در ابتدا بی خطر بود

538
00:35:07,308 --> 00:35:08,824
‫او برای خودش یادداشتهایی میذاشت

539
00:35:08,824 --> 00:35:13,976
‫یادآوری هایی مثل"شیر رو بردار" یا: زاک یه نوبت دندانپزشک داره"و

540
00:35:13,976 --> 00:35:15,895
‫اما با گذشت زمان ،یادداشتها شکل بدی به خود گرفت

541
00:35:15,895 --> 00:35:17,815
‫پیغامهای تنفر آلود یواش یواش پیداشون شد

542
00:35:17,815 --> 00:35:22,286
‫مری آلیس اونارو به من،به زاک و به خودش می نوشت

543
00:35:22,286 --> 00:35:24,280
‫واقعاً؟

544
00:35:24,978 --> 00:35:26,473
‫به همین خاطره که من کنترلمو  از دست دادم

545
00:35:26,473 --> 00:35:30,461
‫یادم اومد که من و زاک چه مشکلاتی داشتیم

546
00:35:30,461 --> 00:35:32,544
‫پائول،من خیلی متاسفم

547
00:35:32,544 --> 00:35:35,123
‫- ما نمیدونیم چی بگیم
‫- نه

548
00:35:35,916 --> 00:35:40,083
‫خب،به هر حال،آه،ممنون می شم اگه این قضیه رو بین خودتون نگه دارین

549
00:35:40,083 --> 00:35:41,372
‫- مم-همم.
‫- بله

550
00:35:41,372 --> 00:35:42,467
‫به خاطر زاک

551
00:35:42,467 --> 00:35:44,458
‫البته،البته

552
00:35:44,458 --> 00:35:48,340
‫- بله،باشه
‫- خداحافظ

553
00:35:50,032 --> 00:35:51,525
‫ووه

554
00:35:51,525 --> 00:35:53,217
‫بله

555
00:35:53,217 --> 00:35:55,430
‫فکر می کنم دروغ می گه

556
00:35:55,430 --> 00:35:57,442
‫منم همینطور

556
00:36:02,070 --> 00:36:07,100
‫اسکاوو به سمت معاونت ارتقا یافت

557
00:36:15,652 --> 00:36:17,563
‫بنگ،بنگ،بنگ

558
00:36:17,563 --> 00:36:18,670
‫تو---تو به من نمی رسی

559
00:36:18,670 --> 00:36:21,889
‫بنگ،بنگ،بنگ

560
00:36:23,197 --> 00:36:25,813
‫بنگ!بنگ

561
00:36:30,541 --> 00:36:33,559
‫پسرا، میتونین بیاین تو خواهش می کنم؟

562
00:36:33,559 --> 00:36:35,873
‫او هواپیمای منو شکست
‫نشکست

563
00:36:35,873 --> 00:36:38,891
‫بعداً راجع بهش حرف می زنیم
‫الان باید بهتون دارو بدم.

564
00:36:38,891 --> 00:36:39,897
‫ما مریضیم؟

565
00:36:39,897 --> 00:36:42,010
‫نه دقیقاً.این یه نوع خاصی از دارو ئه

566
00:36:42,010 --> 00:36:46,839
‫اون---اون مثل ویتامین می مونه
‫و شما هر روز اونو می خورین؛ باشه؟

567
00:36:46,839 --> 00:36:47,443
‫باشه

568
00:36:47,443 --> 00:36:49,555
‫اوویی

569
00:36:50,561 --> 00:36:52,272
‫همونجا بمونین

570
00:37:03,539 --> 00:37:04,646
‫حالا باز کنین

571
00:37:04,646 --> 00:37:05,753
‫منه-منه

572
00:37:06,155 --> 00:37:08,066
‫-- - اینجا تو
‫- راه بسته س

573
00:37:08,871 --> 00:37:13,097
‫بچه جون-- اینجا.

574
00:37:13,097 --> 00:37:15,411
‫- نه
‫- منه-منه.

575
00:37:17,221 --> 00:37:21,447
‫در اون لحظه،لاینت تصمیمی گرفت

576
00:37:21,447 --> 00:37:24,465
‫،وقتی زمان رفتار با بچه هاش می رسه

577
00:37:24,465 --> 00:37:28,087
‫تجویز دارو بیش از این گزینه ای محسوب نمیشه

578
00:37:29,596 --> 00:37:38,147
‫البته،با توجه به افزایش مداوم سطح استیصال او
‫لاینت به این نتیجه رسید که کمی تجویز دارو برای خودش چندان ضرری نداره

579
00:37:47,000 --> 00:37:48,711
‫خب،برنامه ریزی تو چیه؟

580
00:37:48,711 --> 00:37:52,634
‫آیا فقط تصمیم داری دیگه با من صحب نکنی؟

581
00:37:52,634 --> 00:37:54,948
‫یه چیزی مثل اون

582
00:37:57,362 --> 00:38:00,481
‫تصور می کنم یه معذرت خواهی بهت بدهکارم

583
00:38:00,481 --> 00:38:03,499
‫مواظب باش.با این کار فشار عصبی به خودت وارد نکنی

584
00:38:03,499 --> 00:38:05,813
‫من نبایستی در مورد پدرت بهت دروغ می گفتم

585
00:38:05,813 --> 00:38:09,737
‫تو و خواهرت آنقدر بزرگ هستین تا با واقعیت کنار بیاین، و لذا متاسفم

586
00:38:09,737 --> 00:38:11,447
‫ادامه بده

587
00:38:11,447 --> 00:38:14,264
‫من از دست شما برای ۷۰۰۰ چیز دیگه خشمگین هستم

588
00:38:14,264 --> 00:38:18,590
‫اگه تو فکر می کنی من به خاطر بیرون کشیدنت از یک انجمن لخت و پتی ها از تو معذرت خواهی می کنم، سخت د راشتباهی

589
00:38:18,590 --> 00:38:21,608
‫من اونو به عنوان یکی از بهترین لحظه هام در نظر می گیرم

590
00:38:27,041 --> 00:38:28,852
‫اوه،آندرو

591
00:38:29,053 --> 00:38:33,077
‫میدونم تو منو در رابطه با اونچه که برای پدرت رخ داده مقصر می دونی...

592
00:38:33,077 --> 00:38:37,604
‫اون کاملاً تقصیر من نیست،
‫و من دوست دارم تو اینو بفهمی

593
00:38:40,320 --> 00:38:41,628
‫می فهمم

594
00:38:42,735 --> 00:38:46,860
‫من فقط....نمی خوام او مارو ترک کنه

595
00:38:53,097 --> 00:38:55,109
‫منم نمی خوام

596
00:38:56,115 --> 00:38:57,222
‫مامان؟

597
00:38:57,222 --> 00:38:59,435
‫بله؟

598
00:39:00,139 --> 00:39:02,655
‫کی می تونم در اتاقمو بر گردونم؟

599
00:39:05,773 --> 00:39:07,383
‫سه ماه دیگه

600
00:39:08,087 --> 00:39:10,703
‫رویال اُآکس امروز صحنه یک جنایت فرقه ای بود

601
00:39:10,703 --> 00:39:15,149
‫وقتی که "جوناتان لیسکو"، از فعالان انجمن محلی همجنس گرایان و هنر پیشه نقش زنانِ پاره وقت

602
00:39:15,149 --> 00:39:17,343
‫وحشیانه در خانه خود مورد حمله قرار گرفت

603
00:39:17,343 --> 00:39:20,864
‫لیسکومعتقد بود که حمله در پاسخ به تلاشهای او

604
00:39:20,864 --> 00:39:26,498
‫برای تامین پوشش بیمه ای شریک جنسی همجنس خود از  کارفرمایش  در شرکت کابل "کلیف ساید" انجام شده است

605
00:39:26,498 --> 00:39:29,818
‫پلیس در حال تهیه یک پیشنویس بر علیه حمله کننده می باشد

606
00:39:29,818 --> 00:39:32,836
‫باید بگم که،میدونید،بعضی  هنر پیشه ها برای خودشون حرف می زنن

607
00:39:32,836 --> 00:39:37,162
‫من با قاطعیت دارم شرکتمو اداره می کنم......چیزی هست که

608
00:39:37,162 --> 00:39:38,067
‫تو میخوای از من بپرسی؟

609
00:39:40,079 --> 00:39:41,588
‫نه

610
00:39:54,466 --> 00:39:56,780
‫تو برداشتیش،بر نداشتی؟

611
00:39:58,993 --> 00:40:00,703
‫عصر بخیر خانم هوبر

612
00:40:00,703 --> 00:40:03,017
‫تقصیر خودمه که پیمانه رو مخفی نکردم

613
00:40:03,017 --> 00:40:04,727
‫آشکارا، وقتی می تونی آتش سوزی راه بندازی

614
00:40:04,727 --> 00:40:07,645
‫بایستی به ذهنم میرسید که  قادری دزدکی به خونه ها واردبشی

615
00:40:08,349 --> 00:40:10,864
‫نمیدونم شما دارین راجع به چی صحبت می کنین،خانم هوبر

616
00:40:10,864 --> 00:40:13,480
‫تصور می کنم نابودش کردی

617
00:40:13,480 --> 00:40:19,918
‫دوباره میگم،نمیدونم شما راجع به چی حرف می زنید،اما،بله،نابودش کردم

618
00:40:20,925 --> 00:40:24,747
‫من خیال داشتم راز تو رو حفظ کنم
‫شرم آوره که نتونستی به من اعتماد کنی

619
00:40:25,854 --> 00:40:28,067
‫تو خیلی فیلمی

620
00:40:28,067 --> 00:40:30,281
‫میدونی چیه؟

621
00:40:30,281 --> 00:40:32,997
‫اوه،سوزان،بزار روابطمون ناگوار نباشه

622
00:40:32,997 --> 00:40:37,318
‫ما می تونیم دوباره به روابط دوستانه ای که همیشه داشتیم برگردیم

623
00:40:39,327 --> 00:40:41,839
‫،من سعی می کنم چمنام قشنگ به نظر بیاد

624
00:40:41,839 --> 00:40:44,251
‫،و مواظب خواهم بود صدای موزیکم زیاد بلند نشه

625
00:40:44,251 --> 00:40:47,868
‫و اگه چیزی از  صندوق پست تو دستم برسه،خدای من،فوری اونوبه تو میرسونم

626
00:40:47,868 --> 00:40:50,481
‫زیرا این کاری که همه همسایه های خوب می کنن

627
00:40:50,481 --> 00:40:54,089
‫اما از حالا به بعد،وقتی تو خیابون با تو برخورد می کنم

628
00:40:54,089 --> 00:40:59,200
‫و بهت می گم"صبح بخیر خانم هوبر،" یا " چطوری خانم هوبر"؟

629
00:40:59,200 --> 00:41:07,719
‫فقط بدون در درونم ، به آرامی ولی قاطعانه ازت متنفرم

630
00:41:09,624 --> 00:41:11,327
‫دقت کن عزیزم

631
00:41:11,327 --> 00:41:14,334
‫بزار حرفایی نزنیم که زندگی مونو با پشیمانی و حسرت همراه کنه

632
00:41:17,341 --> 00:41:20,348
‫عصر به خیر خانم هوبر

633
00:41:30,069 --> 00:41:32,575
‫او واقعاً گفت مری آلیس دیوونه بود؟

634
00:41:32,575 --> 00:41:37,486
‫نه به این وضوح،اما تمام چیزی که پائول گفت قطعاً آدمو به اینجا می رسونه که او اسکیزوفرن بوده

635
00:41:37,486 --> 00:41:40,192
‫فکر می کنم او چیزی رو مخفی میکنه.من اونو می دونم

636
00:41:40,192 --> 00:41:44,301
‫اما صبر کن. نوار چی؟
‫منظورم اینه که او تو نوار گفت که اسمش آنجلا بوده

637
00:41:44,301 --> 00:41:46,798
‫مری آلیس دیوانه نبود

638
00:41:46,798 --> 00:41:47,997
‫خب،پدر من یه وکیل بود

639
00:41:47,997 --> 00:41:51,693
‫و او همیشه میگفت که ساده ترین توضیح معمولاً بهترین توضیحه

640
00:41:51,693 --> 00:41:53,791
‫---اما یادتون بیاد که نامه چی می گفت

641
00:41:53,791 --> 00:41:57,088
‫" من میدونم تو چی کار کردی.اون منو به هم میریزه،و من میخوام بگم

642
00:41:57,088 --> 00:41:59,984
‫این اونجور نوشته ای نیست که یه نفر به خودشون بنویسه

643
00:41:59,984 --> 00:42:03,281
‫این یک پیغامیه که توسط یه دشمن فرستاده شده

644
00:42:11,372 --> 00:42:14,969
‫پس دقیقاً تو منو برای چه کاری استخدام میکنی؟

645
00:42:14,969 --> 00:42:17,766
‫--اون خیلی ساده س، واقعاً

646
00:42:17,766 --> 00:42:20,763
‫یه کسی این نامه رو برای همسر من فرستاده

647
00:42:20,763 --> 00:42:23,360
‫و من میخوام بدونم کی

648
00:42:24,758 --> 00:42:28,954
‫چی تیپ شخصی باید این نامه رو فرستاده باشه؟

649
00:42:28,954 --> 00:42:30,952
‫آیا او یه دشمن بوده؟

650
00:42:30,952 --> 00:42:32,650
‫البته

651
00:42:32,650 --> 00:42:34,148
‫اما چه جور دشمنی؟

652
00:42:34,148 --> 00:42:36,746
‫از آشنایان؟

653
00:42:36,746 --> 00:42:38,744
‫یه غریبه؟

654
00:42:38,744 --> 00:42:40,841
‫یا شایدم...

655
00:42:40,841 --> 00:42:45,936
‫یه همسایه ای که چند متر اونورتر زندگی میکنه؟

656
00:42:45,936 --> 00:42:55,925
‫Subs by Zzzwww, Bigmac
‫www.forom.com
‫برگردان به فارسی زیرنویس
‫dr_hanaj@yahoo.com