1
00:00:01,001 --> 00:00:03,960
‫آنچه از "کدبانوهای سرگشته " گذشت...

2
00:00:05,082 --> 00:00:06,714
‫یکی بی دقت بود...

3
00:00:06,714 --> 00:00:08,244
‫تو باعث شدی یه زن به کوما بره

4
00:00:08,244 --> 00:00:10,591
‫قطعاً این موجب بروز هیجانات روحی میشه

5
00:00:10,591 --> 00:00:11,611
‫خب،نشده

6
00:00:11,611 --> 00:00:13,039
‫من وتو دیگه کاری با هم نداریم

7
00:00:13,039 --> 00:00:15,181
‫یکی گفت خداحافظ...

8
00:00:15,692 --> 00:00:17,324
‫از احساسی شبیه یه شکست خسته و درمانده م

9
00:00:17,324 --> 00:00:18,752
‫یکی تقریباً زندگی رو باخت

10
00:00:18,752 --> 00:00:21,201
‫زن تو به خاطر اینکه من یه نامه بهش نوشتم خودشو نکشت

11
00:00:21,201 --> 00:00:24,057
‫خودشو به خاطر کاری که با اون بچه بیچاره کرده بود،کشت

12
00:00:24,057 --> 00:00:26,445
‫و یکی دقیقاً به چیزی رسید

13
00:00:26,445 --> 00:00:28,735
‫چیزی که استحقاقشو داشت

14
00:00:33,400 --> 00:00:37,077
‫گابریل منتظر ایده بزرگ بعدی ش بود

15
00:00:37,077 --> 00:00:40,059
‫،اولین ایده بزرگ او وقتی ۱۵سالش بود به ذهنش رسید

16
00:00:40,059 --> 00:00:44,034
‫بعد از اینکه ناپدریش به او پول داد تا باهاش یه دیدار دیر وقت شبانه داشته باشه

17
00:00:44,034 --> 00:00:47,911
‫روز بعد او یه بلیط اتوبوس به مقصد نیویورک خرید

18
00:00:48,109 --> 00:00:54,570
‫ایده بعدی او پنج سال بعد وقتی تصمیم گرفت یه عکاس مد مشهور رو از راه بدر کنه،به منصه ظهور رسید

19
00:00:55,067 --> 00:00:59,539
‫،یک هفته بعد،او کارشو به عنوان یک مدل تو سالن نمایش لباس شروع کرد

20
00:00:59,539 --> 00:01:03,117
‫--که بزودی منجر به ظهور ایده بزرگ بعدی او شد

21
00:01:03,117 --> 00:01:06,695
‫تصمیم او به ازدواج با کارلوس سولیس

22
00:01:06,695 --> 00:01:11,466
‫قبل از اینکه متوجه بشه،از سالن نمایش مد کنده شد و اومد به حومه شهر

23
00:01:12,659 --> 00:01:17,529
‫جدیدترین ایده بزرگ او بدنبال ملالت و خستگی در این زندگی جدید بوجود آمد

24
00:01:17,529 --> 00:01:22,300
‫اینجوری بود که یک ماجرای عشقی رو با باغبون نوجوان خودش ،شروع کرد

25
00:01:22,300 --> 00:01:26,176
‫،که بر اثر وقوع یه تصادف حزن انگیز به زودی به اتمام رسید

26
00:01:26,176 --> 00:01:30,947
‫بنابراین یک بار دیگه،گابریل به یک ایده بزرگ نیاز پیدا کرد

27
00:01:30,947 --> 00:01:34,127
‫خانم سولیس،میدونم نگرانید، اما زمان میبره

28
00:01:34,127 --> 00:01:35,357
‫همم؟

29
00:01:35,796 --> 00:01:36,763
‫چی؟

30
00:01:36,763 --> 00:01:38,374
‫شما غمگین به نظر میاید

31
00:01:38,374 --> 00:01:40,590
‫من تصورمیکنم که راجع به مادر شوهرتون فکر میکنید

32
00:01:40,590 --> 00:01:42,503
‫اوه،نه

33
00:01:42,503 --> 00:01:45,222
‫پس،اوه،راجع به چی فکر میکردین؟

34
00:01:45,725 --> 00:01:47,639
‫زندگیم

35
00:01:48,444 --> 00:01:50,559
‫اونجوری که فکر میکردم باید بشه ،نشده

36
00:01:50,559 --> 00:01:51,868
‫اوه،عزیزم

37
00:01:51,868 --> 00:01:54,487
‫اوه،نه،من-من میدونم که نباید شکایت کنم

38
00:01:54,889 --> 00:01:58,716
‫فقط کمبود یه چیزی رو حس میکنم،و نمیدونم اون چیه

39
00:01:58,817 --> 00:02:00,428
‫آیا هرگز اینطوری حس کردین؟

40
00:02:00,428 --> 00:02:01,737
‫مم،نه

41
00:02:01,737 --> 00:02:04,758
‫،وقتی شب میرم خونه،مثل یه بچه میخوابم

42
00:02:04,758 --> 00:02:07,679
‫چونکه میدونم اونروز کاری کردم که به مردم کمک شده

43
00:02:07,679 --> 00:02:09,390
‫اون باید یه احساس قشنگ باشه

44
00:02:09,390 --> 00:02:10,800
‫همم،بله هست

45
00:02:10,800 --> 00:02:13,519
‫البته،بعضی وقتا آرزو میکنم  کاش مجبور نبودم اینقدر سخت کار کنم

46
00:02:13,519 --> 00:02:16,540
‫ما اینجا یه کمبود واقعی پرستار داریم، و مسئولین بودجه مونو --قطع کردن و

47
00:02:16,540 --> 00:02:18,655
‫--توجه،همه پرسنل در دسترس

48
00:02:18,655 --> 00:02:21,374
‫کد آبی،فوراً،اتاق ۲۱۴

49
00:02:21,374 --> 00:02:22,296
‫ببخشید

50
00:02:22,296 --> 00:02:24,344
‫--توجه،همه پرسنل در دسترس

51
00:02:24,344 --> 00:02:27,212
‫کدآبی،فوراً،اتاق ۲۱۴

52
00:02:29,465 --> 00:02:31,616
‫لعنتی،یه دکتر صدا بزن! باز نگه دارنده راه هوایی ندارم

53
00:02:31,718 --> 00:02:33,413
‫وقتی نداریم.باید لوله تراشه بزارم

54
00:02:33,812 --> 00:02:36,404
‫آقای گتز؟ آقای گتز،گوش کنید

55
00:02:36,404 --> 00:02:37,999
‫تا من هستم نمیمیری،باشه؟

56
00:02:37,999 --> 00:02:40,292
‫این لوله کمکت میکنه نفس بکشی

57
00:02:40,292 --> 00:02:41,987
‫الان باید شجاع باشی

58
00:02:41,987 --> 00:02:46,374
‫اینجا بود که گابریل ایده بزرگ بعدی شو پیدا کرد

59
00:02:48,467 --> 00:02:55,645
‫او تصمیم گرفت اولین نمایش خیریه مد لباس را اجرا کنه و درآمدشو  به هزینه کارکنان پرستاری برسونه

60
00:02:55,645 --> 00:02:57,540
‫گابی،گابی،من نمیتونم این کارو بکنم

61
00:02:57,540 --> 00:02:59,833
‫من با این لباسا یه دور هم نمیتونم تو سالن بزنم

62
00:02:59,833 --> 00:03:01,528
‫همه اینا منو چاق نشون میدن

63
00:03:01,528 --> 00:03:03,123
‫خواهش میکنم یکی دیگه رو جای من بزار

64
00:03:03,123 --> 00:03:04,120
‫- بتی،به من گوش کن
‫-- - نه،نه ،خواهش میکنم

65
00:03:04,120 --> 00:03:06,114
‫گوش کن،بتی،باشه؟

66
00:03:06,114 --> 00:03:07,908
‫تو الان نباس منو ترک کنی

67
00:03:07,908 --> 00:03:09,005
‫ما برات یه لباس شب پیدا می کنیم

68
00:03:09,005 --> 00:03:11,996
‫سیاه باشه و نازک،توش عالی میشی

69
00:03:11,996 --> 00:03:14,688
‫الان لازمه که شجاع باشی

70
00:03:14,688 --> 00:03:15,386
‫باشه

71
00:03:15,386 --> 00:03:21,467
‫و اون شب،وقتی او به رختخواب رفت،گابریل مثل یه بچه  خوابش برد

71
00:03:24,857 --> 00:03:27,848
‫کدبانوهای سرگشته

72
00:03:59,053 --> 00:04:03,241
‫<font color=F۶۲B۹۷>قسمت هشتم:ذهنهای مشکوک

73
00:04:03,839 --> 00:04:08,226
‫اخبار مربوط به نمایش مد لباس به سرعت در ویستریا لین گسترش یافت

74
00:04:09,023 --> 00:04:11,017
‫،اگرچه این رویداد برای امور خیریه بود

75
00:04:11,017 --> 00:04:15,304
‫گابریل وقتی به آخرین جلسات مد رسید،دریافت که

76
00:04:15,503 --> 00:04:18,096
‫زنها به ندرت  به امور خیریه اهمیت میدن

77
00:04:19,192 --> 00:04:23,180
‫هیچ کسی بهتر از ایدی بریت این مسئله رو نمیدونست

78
00:04:25,772 --> 00:04:31,954
‫او فهمید که خیانت هرگز از مد نمیافته

79
00:04:31,954 --> 00:04:33,349
‫& nbsp;

80
00:04:33,349 --> 00:04:34,645
‫سوزان

81
00:04:34,645 --> 00:04:36,440
‫لباسو بده به من

82
00:04:38,235 --> 00:04:39,830
‫منم یه کارایی کردم

83
00:04:39,830 --> 00:04:41,724
‫همم

84
00:04:43,020 --> 00:04:43,618
‫سلام هلن

85
00:04:43,618 --> 00:04:44,216
‫سلام

86
00:04:44,216 --> 00:04:45,313
‫لباس چطوره؟

87
00:04:45,313 --> 00:04:48,304
‫عالی.شاید اگه یه خرده شونه هاش پایینتر باشه بهتره

88
00:04:48,304 --> 00:04:50,198
‫حتماً. اشکالی نداره

89
00:04:52,292 --> 00:04:53,495
‫بیا

90
00:04:54,096 --> 00:04:57,204
‫میدونی ،گابریل، من-من هرگز از تو خوب تشکر نکردم

91
00:04:57,204 --> 00:04:57,605
‫برای چی؟

92
00:04:57,605 --> 00:04:59,309
‫به خاط کاری که برای پسرم کردی

93
00:04:59,309 --> 00:05:03,218
‫این نهایت لطف تو بود که جان رو به عنوان باغبونت استخدام کردی

94
00:05:03,619 --> 00:05:06,225
‫باور کن،باعث خوشحالی منم بود

95
00:05:06,726 --> 00:05:07,528
‫کارش چطوره؟

96
00:05:07,528 --> 00:05:08,831
‫خوبه،خوب

97
00:05:08,831 --> 00:05:11,939
‫شنیدم با  دانیل ون د کمپ سرو سر داره

98
00:05:11,939 --> 00:05:15,948
‫اوه،الان دیگه  فکر میکنم فقط باید زمان بگذره تا اونا به خوبی خوشی از هم کنار بکشن

99
00:05:15,948 --> 00:05:17,144
‫مشکل چیه؟

100
00:05:17,144 --> 00:05:21,033
‫اوه،به نظر میاد فقط او بیشتر از یک رابطه ساده از پسرم انتظار داره

101
00:05:21,033 --> 00:05:24,423
‫تو خودت به یاد میاری که قرار مدارای پسرای نوجون چطوریه

102
00:05:24,423 --> 00:05:25,719
‫خوب یادم نیست

103
00:05:26,218 --> 00:05:26,716
‫متشکرم

104
00:05:26,716 --> 00:05:29,209
‫نه،به این تاناکای حرومزاده بگو اگه تا یه ساعت دیگه بهم زنگ ،نزنه

105
00:05:29,209 --> 00:05:32,499
‫یه راست میرم به دفترش،پیداش میکنم و یه تیپا تو کونش میزنم

106
00:05:36,089 --> 00:05:37,684
‫خانما

107
00:05:41,174 --> 00:05:42,274
‫مشکل کاری؟

108
00:05:42,274 --> 00:05:43,374
‫نمیدونم دردش چیه

109
00:05:43,374 --> 00:05:45,374
‫چپ و راست داره پول در میاره

110
00:05:45,374 --> 00:05:47,174
‫من فقط دلم میخواد آرامش داشته باشه

111
00:05:47,274 --> 00:05:50,774
‫آشغاله،آشغاله،آشغاله

112
00:05:50,774 --> 00:05:53,374
‫دارم بهتون میگم،همه لباسای قشنگو بر داشتن

113
00:05:53,374 --> 00:05:55,374
‫پس چه کوفتی توقع هست من حالا بپوشم؟

114
00:05:55,374 --> 00:05:57,774
‫خب،سرو کله خانم هوبر پیدا نیست

115
00:05:57,775 --> 00:05:59,476
‫چرا این یکی رو نمیپوشی؟

116
00:06:02,574 --> 00:06:05,374
‫این لباس یه پیرزنه

117
00:06:05,874 --> 00:06:07,574
‫با این اصلاً هیکل من دیده نمیشه

118
00:06:07,574 --> 00:06:10,474
‫این همون چیزیه که تو خوشت میاد ،ایدی
‫تو همیشه به فکر دیگرانی

119
00:06:10,474 --> 00:06:12,274
‫پس چرا خانم هوبر اینجا نیست؟

120
00:06:12,274 --> 00:06:14,873
‫آخرین خبری که ازش داشتم اینه که رفته خواهرشو ببینه

121
00:06:14,873 --> 00:06:18,873
‫منکه نمیتونم باور کنم مارتا رضایت بده اینو بپوشه

122
00:06:18,873 --> 00:06:22,373
‫او همیشه میگفت حتی حاضر نیست با لباس سیاه بمیره

123
00:06:23,473 --> 00:06:26,173
‫،بد اقبالی برای خانم هوبر

124
00:06:26,173 --> 00:06:29,473
‫این قضیه بیش از این دیگه برای او مطرح نبود

125
00:07:00,973 --> 00:07:01,773
‫هی،مامان

126
00:07:01,773 --> 00:07:03,673
‫جولی،نمیتونی حدس بزنی کی برات نامه فرستاده

127
00:07:03,673 --> 00:07:06,273
‫زاک. عجیب نیست---او برات نامه نوشته؟

128
00:07:06,273 --> 00:07:07,573
‫آها

129
00:07:07,573 --> 00:07:09,573
‫خب،بازش کن ،بازش کن،بازش کن،بازش کن

130
00:07:09,573 --> 00:07:11,573
‫ممکنه یه چیزی راجع به دینا گفته باشه

131
00:07:11,573 --> 00:07:12,973
‫بعداً میخونمش

132
00:07:12,973 --> 00:07:15,073
‫بعداً؟ تو چت شده؟

133
00:07:15,073 --> 00:07:17,573
‫یه عالمه کار مدرسه دارم،مامان

134
00:07:18,073 --> 00:07:20,073
‫جولی،چی شده؟

135
00:07:20,873 --> 00:07:23,772
‫این اولین نامه ای نیست که از زاک به دستم میرسه

136
00:07:23,772 --> 00:07:26,972
‫هفته هاست که برا هم نامه مینویسیم

137
00:07:27,772 --> 00:07:28,772
‫ناراحت شدی؟

138
00:07:28,772 --> 00:07:30,772
‫نه

139
00:07:30,772 --> 00:07:35,572
‫فقط وقتی به سن تو بودم.دوست مکاتبه ایی داشتم که در یک مزرعه در اوهایو زندگی میکرد،نه در یک آسایشگاه روانی

140
00:07:35,572 --> 00:07:38,172
‫میدونی،اون نامه میتونه پیش درآمدی برای دریافت نامه از پست زندان باشه

141
00:07:38,172 --> 00:07:39,672
‫زاک دیوونه نیست

142
00:07:39,672 --> 00:07:43,072
‫او فقط به خاطر مادرش در هم ریخته است و پدرش ظاهراً  اهمیتی نمی ده

143
00:07:43,972 --> 00:07:46,572
‫او فقط به یک دوست نیاز داره

144
00:07:50,472 --> 00:07:51,772
‫پوشک بچه رو عوض کردم

145
00:07:51,772 --> 00:07:55,475
‫اینم قوطی های آب میوه و  اینم  دسته های هویج

146
00:07:55,475 --> 00:07:56,155
‫کرم ضد آفتاب؟

147
00:07:56,155 --> 00:07:57,977
‫اونم  هست

148
00:07:57,977 --> 00:08:00,337
‫پسرارم ور میدارم و با هم میریم پارک

149
00:08:00,337 --> 00:08:04,761
‫اینجوری تو یه چند ساعتی وقت پیدا میکنی

150
00:08:05,842 --> 00:08:09,284
‫از فراقتت لذت ببر

151
00:08:11,250 --> 00:08:12,626
‫چی؟

152
00:08:13,020 --> 00:08:17,837
‫وقتی تو بری،من اینجام که صورت حسابارو بپردازم لباسارو بشورم و شام بپزم

153
00:08:17,837 --> 00:08:21,278
‫پس کدوم اینا به نظر میاد یه فراقت باشه؟

154
00:08:21,377 --> 00:08:24,031
‫خب،باشه،میدونی چیه؟
‫ما شام میخریم

155
00:08:24,031 --> 00:08:29,045
‫و تو فقط برو یه حموم داغ بگیر ،آرامش پیدا کن و بشاش بشو

156
00:08:29,045 --> 00:08:31,405
‫& nbsp;

157
00:08:31,405 --> 00:08:32,487
‫باشه،فهمیدم

158
00:08:32,487 --> 00:08:35,534
‫برای بشاش شدن بیشتر از یه حموم داغ لازمه

159
00:08:35,534 --> 00:08:38,484
‫اما،آه،فراموش نکن،من همه هفته رو اینجام

160
00:08:38,484 --> 00:08:39,791
‫خب  که چی؟

161
00:08:42,807 --> 00:08:44,516
‫و بعدش زندگی مون روال عادی پیدا میکنه؟

162
00:08:44,516 --> 00:08:47,432
‫تام،آخرین برداشت از روال طبیعی منو مجبور کرد خودم رو با قرص بترکونم

163
00:08:47,432 --> 00:08:51,151
‫روال طبیعی یه روش بد بده

164
00:08:51,151 --> 00:08:55,072
‫باشه، پس فکرامونو رو هم میزاریم و یه راه حلی پیدا میکنیم

165
00:08:55,072 --> 00:08:58,390
‫من فکر میکنم ما باید یه پرستار تمام وقت بچه استخدام کنیم

166
00:08:58,390 --> 00:09:00,702
‫این دقیقاً یه کارالزام آور بزرگه بزرگه

167
00:09:00,702 --> 00:09:03,618
‫میدونم، و میدونم که نمیتونیم از پسش بربیایم

168
00:09:03,618 --> 00:09:07,639
‫و میدونم که هر اتفاقی که افتاده مقصرش منم

169
00:09:07,639 --> 00:09:09,951
‫اما اگه من یه مقدار کمک نداشته باشم

170
00:09:09,951 --> 00:09:13,772
‫احتمالش خیلی زیاده که عقلمو از دست بدم

171
00:09:16,084 --> 00:09:18,497
‫باشه،خب، پس مجبوریم یه کاریش بکنیم

172
00:09:22,820 --> 00:09:26,037
‫مسابقه بعدی، ۲۰۰ متر آزاد

173
00:09:28,751 --> 00:09:30,159
‫این اصلاً درست نیست

174
00:09:30,159 --> 00:09:30,762
‫چی؟

175
00:09:30,762 --> 00:09:35,588
‫یه زن به خاطر آندرو تو کوماست ، اونوقت نیگاش کن  عین خیالش نیست

176
00:09:35,688 --> 00:09:38,805
‫خب ما هم حالشو گرفتیم
‫تلویزیون رو از تو اتاقش بر داشتیم

177
00:09:38,805 --> 00:09:40,514
‫چند جور دیگه تو بیشتر میخوای او رو تنبیه کنی؟

178
00:09:40,514 --> 00:09:42,927
‫شناگرا سر جای خود

179
00:09:49,361 --> 00:09:51,673
‫فکر میکنم باید مجبورش کنیم از تیم شنا بیاد بیرون

180
00:09:52,880 --> 00:09:56,499
‫بری،این تنها چیزیه تو زندگیش که خیلی بهش علاقه داره

181
00:09:56,499 --> 00:10:00,319
‫خب،اگه همینو ازش بگیری شاید اونوقت کم کم حالیش بشه چی کار کرده

182
00:10:00,319 --> 00:10:03,134
‫او ذره ای پشیمانی بعد از اون تصادف از خودش نشون نداده

183
00:10:03,134 --> 00:10:04,542
‫البته که او ناراحته

184
00:10:04,542 --> 00:10:06,653
‫میدونی او فقط به روی خودش نمیاره

185
00:10:06,653 --> 00:10:08,261
‫خب او داره با اشتیاق تموم به کارش ادامه میده

186
00:10:08,261 --> 00:10:10,775
‫،ببین،اگه ما از تیم شنا بیرون بکشیمش

187
00:10:10,775 --> 00:10:12,886
‫،او فرصتشو در یک عرض اندام و پیشرفت ورزشی از دست میده

188
00:10:12,886 --> 00:10:14,696
‫و بعد هرگز مارو به خاطر این نخواهد بخشید

189
00:10:14,696 --> 00:10:19,722
‫خب،اگه این کار ما رشد رگه هایی از انسانیت رو در او  تضمین بکنه، پس این ریسکی است که مایلم  قبولش بکنم

190
00:10:19,722 --> 00:10:20,627
‫خب،من مایل نیستم

191
00:10:20,627 --> 00:10:23,342
‫این دقیقاً به خاطر اینه که تو به اندازه من دوستش نداری

192
00:10:23,342 --> 00:10:24,447
‫خب،اون جالب نیست؟

193
00:10:24,447 --> 00:10:26,458
‫این یک حقیقته. من مادرشم

194
00:10:26,458 --> 00:10:27,866
‫او دردرون من زندگی کرده

195
00:10:27,866 --> 00:10:30,781
‫او در گذشته برای چند ماهی تو رحم تو ول معطل بوده

196
00:10:30,781 --> 00:10:34,099
‫بعد از اون من هم به زیادی تو به او عشق ورزیدم

197
00:10:37,919 --> 00:10:39,025
‫چه خبر شد؟

198
00:10:39,025 --> 00:10:42,443
‫بچه ای که هر دوتون اینقدر بهش عشق میورزید الان برنده مسابقه شد

199
00:11:05,164 --> 00:11:06,516
‫جان

200
00:11:06,999 --> 00:11:10,821
‫مادرم گفت شما داوطلب می خواید. خب منم داوطلب شدم

201
00:11:11,625 --> 00:11:12,832
‫اوه

202
00:11:13,335 --> 00:11:15,346
‫بالاخره تب درستکاریت فروکش کرد؟

203
00:11:15,447 --> 00:11:17,157
‫به نظر میاد غافلگیر شدی

204
00:11:17,157 --> 00:11:19,269
‫نه، نه در واقع.

205
00:11:19,470 --> 00:11:21,180
‫تو همیشه دست بده داشتی

206
00:11:21,180 --> 00:11:21,984
‫ممکنه تمومش کنی

207
00:11:21,984 --> 00:11:24,096
‫مادرم اون طرفه

208
00:11:27,013 --> 00:11:28,320
‫بشین

209
00:11:29,427 --> 00:11:32,947
‫میتونی با مرتب سازی بر اساس الفبای کارتهای هدیه کمک به مارو شروع کنی

210
00:11:40,087 --> 00:11:42,501
‫پس پیمان هرزه گردی تو و دانیل ممکنه نقض بشه

211
00:11:42,501 --> 00:11:44,575
‫شاید،نمیدونم

212
00:11:44,575 --> 00:11:46,551
‫آیا به خاطر منه؟

213
00:11:47,341 --> 00:11:49,613
‫همه چیز که به خاطر تو نیست

214
00:12:02,455 --> 00:12:03,968
‫ممکنه دست برداری

215
00:12:03,968 --> 00:12:06,186
‫هیچ به من فکر نمیکردی؟

216
00:12:06,993 --> 00:12:08,304
‫نه

217
00:12:09,010 --> 00:12:10,119
‫واقعاً

218
00:12:10,724 --> 00:12:12,540
‫منو احمق فرض کردی

219
00:12:16,876 --> 00:12:18,490
‫هی،کمک نمیخوای؟

220
00:12:18,490 --> 00:12:20,406
‫خواهش میکنم.فقط یه صندلی وردار

221
00:12:20,406 --> 00:12:21,414
‫اوه،خدای من

222
00:12:21,414 --> 00:12:23,734
‫طوری نیست. من برشون میدارم

223
00:12:32,608 --> 00:12:34,525
‫اوو!اوه

224
00:12:44,912 --> 00:12:46,324
‫سوزان،سلام

225
00:12:46,324 --> 00:12:48,038
‫میخوای در تنظیم شماره صندلی ها به من کمک کنی؟

226
00:12:48,038 --> 00:12:52,677
‫حتماً.میخوای به من بگی دیروز چرا پاتو گذاشته بودی روچومبوله جان رولند؟

227
00:12:53,484 --> 00:12:54,593
‫اوه،اون

228
00:12:54,593 --> 00:12:57,921
‫آه،او داشت به من کمک میکرد درز جورابمو مرتب کنم

229
00:12:57,921 --> 00:13:01,854
‫و از زاویه دید تو ،بایستی به نظر یه کم عجیب اومده باشه

230
00:13:02,258 --> 00:13:04,375
‫تو با او می خوابی،نمیخوابی؟

231
00:13:05,384 --> 00:13:06,997
‫بسیار خوب

232
00:13:06,997 --> 00:13:09,115
‫بله،اما تو باید به من قول بدی به هیچ کس نگی

233
00:13:09,115 --> 00:13:14,158
‫گابریل، او دبیرستانیه، و این کار نامشروعیه، و تو یه زن شوهر داری

234
00:13:14,158 --> 00:13:16,074
‫اگه کارلوس بفهمه، ممکنه دق کنه

235
00:13:16,074 --> 00:13:18,494
‫اون فقط سکسه. کاملاً بی ضرره

236
00:13:18,494 --> 00:13:21,620
‫چطور میتونی به چیزی مثل این بگی بی ضرر؟

237
00:13:21,620 --> 00:13:25,251
‫بعد از همه چیزایی که با کارل داشتم و تو میدونی؟

238
00:13:25,251 --> 00:13:26,965
‫این ربطی به تو نداره

239
00:13:26,965 --> 00:13:27,873
‫بله داره

240
00:13:27,873 --> 00:13:32,411
‫این به من و به هر کس دیگه ای که توسط فردی که دوستش داره نارو میخوره،مربوط میشه

241
00:13:32,411 --> 00:13:35,229
‫وقتی کارل با براندی فرار کرد، تو دیدی که من چقدر درمانده شدم

242
00:13:35,229 --> 00:13:39,052
‫من گریه میکردم،من-من لباساشو پاره میکردم
‫من همه روز  رو نمیتونستم از رختخواب بیرون بیام

243
00:13:39,052 --> 00:13:41,669
‫توناظر به قضایا بود. چطور تونستی همون کارو خودت انجام بدی؟

244
00:13:41,669 --> 00:13:44,285
‫باشه،چطور تو میتونی منو با کارل مقایسه کنی؟
‫این عادلانه نیست

245
00:13:44,285 --> 00:13:46,197
‫تو هیچ نمیدونی که زندگی من چه جوریه

246
00:13:46,197 --> 00:13:47,404
‫خب،چرا خودت به من حالی نمیکنی چه جوریه؟

247
00:13:47,404 --> 00:13:49,920
‫تو زیبایی،بیشتر از اونی که بتونی خرج کنی پول داری

248
00:13:49,920 --> 00:13:51,530
‫وشوهری داری که به تو عشق میورزه

249
00:13:51,530 --> 00:13:52,921
‫نه،او به من عشق نمیورزه

250
00:13:52,921 --> 00:13:54,610
‫او به داشتن من عشق میورزه

251
00:13:54,610 --> 00:13:57,094
‫این یه دلیل تراشیه، و تو اینو میدونی

252
00:13:59,777 --> 00:14:01,764
‫تو نمایش میبینمت

253
00:14:04,844 --> 00:14:06,959
‫باشه،عزیزم.بدو بیا

254
00:14:06,959 --> 00:14:08,772
‫با چند تا پرستار بچه صحبت کردی؟

255
00:14:08,772 --> 00:14:12,499
‫۱۰تا،یکی از یکی نالایقتر

256
00:14:12,499 --> 00:14:14,614
‫-- یکیشون در واقع ازم سئوال کرد

257
00:14:14,614 --> 00:14:15,218
‫-- همین جا

258
00:14:15,218 --> 00:14:17,534
‫توقع نداریم که پوشک بچه رو عوض کنه

259
00:14:17,534 --> 00:14:19,247
‫پرستار بچه خوب سخت پیدا میشه

260
00:14:19,247 --> 00:14:22,671
‫بله،به همین خاطره که امید دارم از مهارت تو در این زمینه سود ببرم

261
00:14:22,671 --> 00:14:25,189
‫اوه،خدای من.تو چه انتظاری از من  داری؟

262
00:14:25,189 --> 00:14:28,412
‫تمامی دوستای ثروتمند تو پرستار بچه دارن---یه-لیست پرستارای بچه

263
00:14:28,412 --> 00:14:29,620
‫-- من باید یکی شونو انتخاب کنم

264
00:14:29,620 --> 00:14:30,728
‫-- بگیراینو

265
00:14:30,728 --> 00:14:31,937
‫بدن دخالت کارفرما شون

266
00:14:31,937 --> 00:14:33,456
‫چرا؟

267
00:14:33,456 --> 00:14:34,974
‫اینطوری بدون دردسر صاحب یه پرستار بچه خوب میشم

268
00:14:34,974 --> 00:14:35,475
‫-- لاینت

269
00:14:35,475 --> 00:14:38,483
‫ببین،شغل قدیم منو در نظر بیار،ما صبر نمی کردیم مشتریای خوب بیان پیشمون

270
00:14:38,483 --> 00:14:39,987
‫ما میرفتیم بیرون و به سایر شرکتهای رقیب یورش می بردیم

271
00:14:39,987 --> 00:14:42,593
‫دلیلی نمیبینم که استخدام یه پرستار بچه با اون فرقی داشته باشه

272
00:14:42,593 --> 00:14:47,505
‫میفهمم که پیدا کردن یه کمک کار خوب مشکله،اما دزدیدن پرستار بچه یه خانواده هم کار ناشایستیه

273
00:14:47,505 --> 00:14:48,909
‫من نمیخوام به کسی کلک بزنم

274
00:14:48,909 --> 00:14:53,220
‫اگه من یه پیشنهاد بهتری بدم چرا نباید یه شخص کارآمد از مزایاش بهره مند نشه؟

275
00:14:54,723 --> 00:14:55,826
‫پس دیگه دست بردار

276
00:14:55,826 --> 00:14:58,533
‫کجا میتونم چند تا پرستار بچه عالی پیدا کنم؟

277
00:15:02,844 --> 00:15:04,548
‫هی،خانم سولیس

278
00:15:04,548 --> 00:15:06,352
‫خبرای جالبی دارم

279
00:15:06,453 --> 00:15:09,360
‫من خبرای خیلی جالبی ندارم -پس- اول تو بگو

280
00:15:09,360 --> 00:15:10,563
‫با دانیل به هم زدم

281
00:15:10,563 --> 00:15:12,267
‫تو کلاس فرانسه بهش یه یادداشت دادم

282
00:15:12,267 --> 00:15:13,871
‫پس ما میتونیم با هم باشیم

283
00:15:15,375 --> 00:15:17,480
‫جان،به موقع کار کردنت بی نقصه

284
00:15:17,580 --> 00:15:19,285
‫منظورت چیه؟

285
00:15:19,986 --> 00:15:24,898
‫سوزان مایر دیشب ما رو دیده و او همه چیز رو میدونه

286
00:15:41,540 --> 00:15:48,257
‫بعد از جریان تصادف  ،بری به تدریج نسبت به تمایلات پسرش به مصرف دود  به نگرانی افتاد

287
00:15:51,966 --> 00:15:54,773
‫او حق داشت که در این زمینه حساس بشه

288
00:15:56,277 --> 00:15:57,781
‫آندرو؟

289
00:15:57,981 --> 00:15:59,284
‫میتونم بیام تو؟

290
00:15:59,284 --> 00:16:01,791
‫آه،بله یه لحظه صبر کن

291
00:16:03,595 --> 00:16:04,765
‫هی

292
00:16:04,765 --> 00:16:06,229
‫چی شده؟

293
00:16:07,399 --> 00:16:08,684
‫چرا میخندی؟

294
00:16:08,684 --> 00:16:11,056
‫آم،آخه یه جوک...

295
00:16:11,056 --> 00:16:12,340
‫الان شنیدم

296
00:16:12,340 --> 00:16:14,020
‫اوه،در مورد چی بود؟

297
00:16:14,020 --> 00:16:15,799
‫خب،جوک بیتربیتی بود مامان

298
00:16:15,799 --> 00:16:17,479
‫جالبه

299
00:16:17,479 --> 00:16:20,938
‫آنچه که فکر منو به خود مشغول میکنه،اینه که نکنه تو هر زمان که به دلائل ارتکاب

300
00:16:20,938 --> 00:16:23,409
‫اون عملت فکر میکنی و اینکه اون همه درد و مصیبت  برای

301
00:16:23,409 --> 00:16:25,484
‫خانواده سولیس ایجاد کردی،کلی عذاب بکشی

302
00:16:25,484 --> 00:16:31,190
‫بله،من-من کاملاً متوجه ام که چطور کارام تحت تاثیر قرار گرفته،مثل،هر چیز دیگه ام

303
00:16:31,190 --> 00:16:32,891
‫واقعاً؟

304
00:16:32,891 --> 00:16:34,593
‫آه-هوه

305
00:16:35,794 --> 00:16:40,199
‫م-منظورم اینه که میدونی،مثل وقتی که یه کاری مثل اون کاری که ،کردم،انجام میدم

306
00:16:40,199 --> 00:16:43,202
‫و ،شما میدونید،وقتی میخواین یه کاری بکنین مثل کاری که ،کردین

307
00:16:43,202 --> 00:16:45,804
‫،که اون--اون--میدونی،اون --اون به خیر میگذره

308
00:16:45,804 --> 00:16:51,310
‫--چونکه،آم...اونوقت همه چیز یه جورایی خودش جور میشه و

309
00:16:51,310 --> 00:16:55,614
‫و همه چی دوباره روبرا میشه، میدونی؟

310
00:16:55,614 --> 00:16:58,017
‫نه،نمیدونم

311
00:16:59,719 --> 00:17:01,620
‫این بوی چیه؟

312
00:17:06,125 --> 00:17:08,027
‫ماری جوآنا  می کشیدی؟

313
00:17:09,128 --> 00:17:10,330
‫نه،البته که نه

314
00:17:10,330 --> 00:17:12,634
‫پای چشات خط افتاده

315
00:17:12,634 --> 00:17:14,638
‫نه،نه،نه،نه،مامان

316
00:17:15,139 --> 00:17:16,241
‫برو کنار ببینم

317
00:17:25,557 --> 00:17:26,358
‫اون چیه؟

318
00:17:26,358 --> 00:17:29,063
‫ظرفیه که باید توش ادرار کنی. یاله

319
00:17:29,063 --> 00:17:31,968
‫او،او،او دردم میاد

320
00:17:51,703 --> 00:17:53,907
‫دکتر سیکر. چی شده؟

321
00:17:53,907 --> 00:17:55,510
‫--آقای یانگ،من

322
00:17:55,710 --> 00:17:58,014
‫من نمیخواستم با گفتن این قضیه پشت تلفن شما رو ناراحت کنم

323
00:17:58,114 --> 00:17:59,417
‫موضوع چیه؟

324
00:17:59,517 --> 00:18:01,821
‫زاک از سیلور کرست گم شده

325
00:18:01,821 --> 00:18:03,323
‫دیروز غروب این اتفاق افتاد

326
00:18:03,323 --> 00:18:06,128
‫فکر میکنیم موقع تعویض نوبت کاری پیش اومده

327
00:18:06,329 --> 00:18:08,332
‫میدونم شنیدنش سخته

328
00:18:08,332 --> 00:18:09,735
‫متاسفم

329
00:18:09,735 --> 00:18:13,842
‫بله،خب،اون،آه...فقط یکی از اون روزها بوده

330
00:18:15,345 --> 00:18:19,051
‫من هنوز نمی فهمم چرا دیگه با دانیل نیستی

331
00:18:20,454 --> 00:18:22,457
‫تو پارتی ری خیلی به نظر اهل حال میومد

332
00:18:23,860 --> 00:18:25,362
‫فکر میکنم به من نمیخوره

333
00:18:25,362 --> 00:18:28,368
‫چی،اوه،تو هنوز به اون زن شوهر دار مرموز آویزونی؟

334
00:18:28,368 --> 00:18:29,269
‫آخه اون چی داره؟

335
00:18:29,269 --> 00:18:31,573
‫غیر  ازاون چیزی که البته واضحه

336
00:18:31,974 --> 00:18:33,877
‫ما راجع به چیزای واقعی صحبت میکنیم . میدونی؟

337
00:18:33,877 --> 00:18:36,081
‫او با من مثل یک پسر باغبون دست و پا چلفتی رفتار نمی کنه

338
00:18:36,482 --> 00:18:38,385
‫اما تو هستی

339
00:18:39,487 --> 00:18:41,290
‫به هر حال الان که همه چی به هم ریخته

340
00:18:41,290 --> 00:18:43,194
‫دوستش از ماجرامون بو برده

341
00:18:43,294 --> 00:18:46,499
‫اگه قضیه لو بره،شوهرش منو می کشه

342
00:18:47,100 --> 00:18:51,208
‫هاه.  اما بدتر از اون وضعیت تو در مدرسه کاملاً از هم میپاشه

343
00:18:51,208 --> 00:18:53,311
‫وقتی همه بفهمند که تو با یک زن خونه دار ریختی رو هم

344
00:18:53,311 --> 00:18:55,215
‫خفه شو جواد

345
00:18:59,422 --> 00:19:01,526
‫لطفاً به من توضیح بدید او چطوری تونست بزاره بره

346
00:19:01,526 --> 00:19:04,231
‫با پولی که من به شماها میدم فکر میکردم میتونید او رو اونجا نگه دارید

347
00:19:04,231 --> 00:19:08,037
‫،با همه احترام باید بگم ما امکانات امنیتی بالایی نداریم

348
00:19:08,037 --> 00:19:10,442
‫به علاوه شما توانایی های مارو در درمان زاک محدود کردید

349
00:19:10,442 --> 00:19:11,844
‫این حرف تون چه معنیی میده؟

350
00:19:11,844 --> 00:19:14,649
‫شما اصرار داشتید که فقط دارو درمانی کنیم و روان درمانی رو کنار بزاریم

351
00:19:14,649 --> 00:19:17,654
‫این تجویزی برای فاجعه است

352
00:19:19,758 --> 00:19:22,301
‫،زاک یک مرد جوان مشکل دار است

353
00:19:22,301 --> 00:19:25,333
‫و وضعیت روانی او مرتباً در حال بدتر شدن است

354
00:19:32,571 --> 00:19:34,137
‫گرسنه ای؟

355
00:19:36,016 --> 00:19:37,581
‫خیلی گرسنه ام

356
00:19:45,723 --> 00:19:49,689
‫بری نشانی منطقه ای رو در پارک ولیویوبه لاینت داده بود

357
00:19:49,689 --> 00:19:54,699
‫اونجا جایی برای تجمع پرستارهای بچه درجه یک همراه با بچه کوچولوهای تحت نگهداریشون،بود

358
00:19:55,117 --> 00:20:00,545
‫لاینت اولین باری بود که اونجا میومد و مصمم بود دست خالی به خونه برنگرده

359
00:20:01,797 --> 00:20:05,451
‫البته،لاینت برای انتخابش استانداردهای بالایی داشت

360
00:20:05,764 --> 00:20:09,208
‫لذا برقراری ارتباط رو...

361
00:20:10,043 --> 00:20:12,235
‫مشکل میکرد

362
00:20:12,444 --> 00:20:17,647
‫هنوز او در پیدا کردن آن شخص خاص ناامید بود

363
00:20:19,749 --> 00:20:22,350
‫و اون دقیقاً کسیه  که پیدا کرد

364
00:20:22,350 --> 00:20:24,051
‫دستاتو بشور. باشه

365
00:20:24,252 --> 00:20:30,556
‫بسیار خوب. یکی برای تو و یکی برای ایمی

366
00:20:31,256 --> 00:20:35,158
‫بسیار خوب. خوش بگذرونید، اگه به من نیاز داشتید من همینجا هستم،باشه؟

367
00:20:37,860 --> 00:20:40,462
‫از لحظه ای که او را دید...

368
00:20:40,462 --> 00:20:41,863
‫اینجا جای کسیه؟

369
00:20:41,863 --> 00:20:42,963
‫نه.میتونی بشینی

370
00:20:42,963 --> 00:20:45,665
‫لاینت فهمید که او باید خودش باشه

371
00:20:45,665 --> 00:20:48,667
‫میدونید،من موندم که شما چقدر با اون بچه ها خوب رفتار می کنید

372
00:20:48,667 --> 00:20:49,968
‫ممنون

373
00:20:51,969 --> 00:20:53,570
‫من لاینتم

374
00:20:53,570 --> 00:20:54,471
‫کلر

375
00:20:54,471 --> 00:20:55,671
‫کلر؟

376
00:20:55,671 --> 00:20:57,773
‫همیشه این اسمو دوست داشتم

377
00:20:58,473 --> 00:20:59,974
‫پس،کلر

378
00:21:01,575 --> 00:21:03,376
‫زیاد اینجا میاید؟

379
00:21:24,490 --> 00:21:25,791
‫این چیه؟

380
00:21:25,791 --> 00:21:27,792
‫ادرار پسرت

381
00:21:29,093 --> 00:21:31,094
‫یه لحظه صبر کنید

382
00:21:31,294 --> 00:21:32,895
‫،من فکر میکنم آندرو ماری جوآنا میکشه

383
00:21:32,895 --> 00:21:35,597
‫لذا میخوام که اینو بگیری و  همین الان بدیش برا آزمایش

384
00:21:35,597 --> 00:21:36,798
‫چرا؟

385
00:21:36,998 --> 00:21:38,499
‫،چونکه من میخوام که او رو از تیم شنا بکشی بیرون

386
00:21:38,499 --> 00:21:40,200
‫و فکر نمی کنم تو این کارو بدون دلیل انجام بدی

387
00:21:40,200 --> 00:21:42,301
‫با دلیل یا بی دلیلی ، تو نمیتونی او رو از تیم بیرون بکشی

388
00:21:42,301 --> 00:21:43,702
‫بله من میتونم

389
00:21:43,702 --> 00:21:47,073
‫اگه سعی بکنی ،من پیش مربی میرم و بهش میگم به تو اهمیتی نده

390
00:21:47,073 --> 00:21:50,819
‫ما نباید فقط به این خاطر که یه حشیشی دود کرده آینده شو به هم بریزیم

391
00:21:50,819 --> 00:21:52,786
‫منظورم اینه که،دست بردار، ما همه مون تو این کار نقش داشتیم

392
00:21:52,786 --> 00:21:54,939
‫نه همه ما

393
00:21:55,314 --> 00:21:58,014
‫رکس،من فکر میکردم تو برگشتی خونه تا سعی کنی آندرو رو به راه ،راست بیاری

394
00:21:58,014 --> 00:22:01,129
‫عواقب کارهاشو بهش یاد بدی

395
00:22:01,129 --> 00:22:03,518
‫نمیفهمم برای این قضیه چرا با من جبهه میگیری

396
00:22:03,518 --> 00:22:06,218
‫چونکه مخالفم،چونکه ما در حال حاضر داریم طلاق میگیریم

397
00:22:06,218 --> 00:22:09,645
‫و من اجازه نمیدم تو بیشتر از این به من تحکم کنی

398
00:22:09,852 --> 00:22:12,241
‫من هرگز به تو تحکم نکردم

399
00:22:12,241 --> 00:22:14,733
‫ما همیشه تصمیم هامونو با هم گرفتیم

400
00:22:14,733 --> 00:22:18,626
‫نه،تو همیشه تصمیم هارو میگرفتی ،بعد از من میپرسیدی موافقی

401
00:22:18,626 --> 00:22:22,919
‫۱۸سال لبخند زدن و پذیرفتن اونها--چه دروغ گویی من بودم

402
00:22:22,919 --> 00:22:25,215
‫خدار ور شکر که داری از زندگی من میری بیرون

403
00:22:25,215 --> 00:22:26,513
‫رکس

404
00:22:29,508 --> 00:22:30,606
‫چه غلطی داری میکنی؟

405
00:22:30,606 --> 00:22:34,001
‫همون کاری رو که تو الان با هر خاطره ای از زندگی مشترکمون انجام دادی

406
00:22:36,097 --> 00:22:37,495
‫میدونی چیه؟

407
00:22:37,894 --> 00:22:40,789
‫اگه تو مادر من بود ی،منم حشیش میکشیدم!

408
00:22:43,884 --> 00:22:46,779
‫پس کارفرمات مجبورت کرد زیر پوشش و بر گردونی؟

409
00:22:46,779 --> 00:22:49,375
‫بله،بعد از اونکه او قبلاً اون رو دیگه دور انداخته بود

410
00:22:49,375 --> 00:22:50,873
‫نمیتونستی فقط بهش بگی نه؟

411
00:22:50,873 --> 00:22:54,167
‫اگه بخوای شغلتو حفظ کنی ،نمیتونی به آلکسیس بگی نه

412
00:22:54,566 --> 00:22:56,363
‫زنیکه وحشتناکه

413
00:22:56,563 --> 00:22:58,759
‫چی کار میتونم من بکنم؟ من بچه هارو دوست دارم

414
00:23:00,157 --> 00:23:04,550
‫پسر،اگه ما یه پرستار بچه مثل تو تو خونه داشتیم مثل طلا باهاش رفتار میکردیم

415
00:23:06,846 --> 00:23:11,438
‫نگفتم من چهار تا بچه خیلی دوست داشتنی دارم؟

416
00:23:11,638 --> 00:23:12,536
‫واقعاً؟

417
00:23:12,536 --> 00:23:14,433
‫اوه،بله

418
00:23:15,432 --> 00:23:16,430
‫اوه،نه

419
00:23:16,430 --> 00:23:17,229
‫چی؟

420
00:23:17,229 --> 00:23:18,426
‫اون آلکسیسه

421
00:23:18,726 --> 00:23:20,523
‫نمیخوام فکر بدی بکنه،پس بهتره تو بری

422
00:23:20,523 --> 00:23:22,220
‫فردا هم میای اینجا؟
‫میخوام تورو دوباره ببینم

423
00:23:22,220 --> 00:23:23,518
‫نه. سرم شلوغه

424
00:23:23,518 --> 00:23:24,816
‫فقط میخوام حرف بزنیم

425
00:23:24,816 --> 00:23:27,411
‫لاینت،این درست نیست

426
00:23:27,411 --> 00:23:30,606
‫کلر،کلر،خواهش میکنم

427
00:23:33,901 --> 00:23:34,899
‫بسیار خوب

428
00:23:34,899 --> 00:23:36,796
‫تا فردا ظهر من به این آدرسم

429
00:23:36,796 --> 00:23:37,395
‫حالا برو

430
00:23:37,395 --> 00:23:38,892
‫باشه

431
00:23:44,683 --> 00:23:46,579
‫سلام. بچه ها کجان؟

432
00:23:55,864 --> 00:23:57,461
‫اینجا چی کار داری؟

433
00:23:57,661 --> 00:23:59,358
‫میدونم که میدونی

434
00:24:00,556 --> 00:24:04,050
‫و احتمالاً از این قضیه خشمگینی، برا همین فقط میخوام توضیح بدم

435
00:24:04,749 --> 00:24:07,744
‫--آنچه که بین من و خانم سولیس هست

436
00:24:07,744 --> 00:24:08,742
‫ریشه داره

437
00:24:08,742 --> 00:24:12,836
‫میدونید؟ما آینده ای پیدا کردیم
‫بین ما فقط سکس نیست

438
00:24:12,935 --> 00:24:14,533
‫به من گوش بده

439
00:24:14,533 --> 00:24:16,729
‫آینده ای برای تو و گابریل وجود نداره

440
00:24:16,729 --> 00:24:19,724
‫او هیچوقت از کارلوس جدا نمی شه و با تو فرار نمی کنه

441
00:24:19,724 --> 00:24:20,828
‫چرا که نه

442
00:24:21,230 --> 00:24:23,338
‫چونکه او پولداره--یه عاله پول

443
00:24:23,338 --> 00:24:26,250
‫ببینید، من قرار نیست برای همیشه یه چمن زن بمونم

444
00:24:26,250 --> 00:24:27,254
‫- من برای زندگی م طرحهای بزرگی دارم
‫- وو،باشه

445
00:24:27,254 --> 00:24:28,961
‫میدونی،فقط دیگه حرف نزن

446
00:24:28,961 --> 00:24:31,069
‫جان،چند سالته؟

447
00:24:31,069 --> 00:24:31,917
‫تقریباً ۱۸

448
00:24:31,917 --> 00:24:33,371
‫دقیقاً

449
00:24:33,371 --> 00:24:37,348
‫تو به اندازه کافی بالغ نشدی تا بتونی چشم انداز واقعی این رابطه رو در نظر بگیری

450
00:24:37,348 --> 00:24:40,132
‫تو با یه دختر هم سن و سال خودت خیلی خوشبختر خواهی بود

451
00:24:40,132 --> 00:24:42,021
‫او کسیه که من میخوام

452
00:24:43,711 --> 00:24:45,898
‫میدونید،من واقعاً عاشق اویم

453
00:24:57,829 --> 00:25:00,314
‫خواهش میکنم اجازه بدید به خانم آرلن نورد خوش آمد گویی  بگیم

454
00:25:00,314 --> 00:25:04,391
‫آرلن و شوهرش نوریس رو امشب اینجا داریم تا ازشون به خاطر ،صندلیهای تاشویی که بهمون دادن تشکر کنیم

455
00:25:04,391 --> 00:25:09,163
‫پس یادتون نره هر کی صندلی تاشو نیاز داره از نوردها کرایه کنه

456
00:25:10,455 --> 00:25:15,625
‫نفر بعدی ما خانم بتی نولن رو داریم

457
00:25:16,818 --> 00:25:18,508
‫بتی نگاه میکنه...

458
00:25:18,508 --> 00:25:20,696
‫خداررو شکر تام تو دقیقه آخر تونست  اعلام کنه

459
00:25:20,696 --> 00:25:22,187
‫چرا کارلوس مجبور شد بره؟

460
00:25:22,187 --> 00:25:25,086
‫چند تا کار اضطراری.چیزی راجع بهش نگفت

461
00:25:25,086 --> 00:25:26,785
‫گاهی دلم میخواست میکشتمش

462
00:25:26,785 --> 00:25:29,285
‫خب،اون روی سکه رو هم نیگا کن-- تام همه وقت زندگی شو داره

463
00:25:29,285 --> 00:25:31,984
‫دستا کوتاه رفقا.او همش مال منه

464
00:25:33,083 --> 00:25:35,582
‫من حدس میزنم او یه جور جاذبه احمقانه در خودش ایجاد میکنه

465
00:25:36,682 --> 00:25:38,581
‫باشه،بری اول تو

466
00:25:38,581 --> 00:25:39,581
‫بعدش لاینت

467
00:25:39,581 --> 00:25:40,281
‫باشه

468
00:25:40,281 --> 00:25:41,780
‫آه، و بعد ایدی

469
00:25:41,780 --> 00:25:43,679
‫ایدی. ایدی بریت کجاست؟

470
00:25:43,679 --> 00:25:45,679
‫اینجام

471
00:25:47,278 --> 00:25:49,677
‫ایدی،با اون لباس چی کار کردی؟

472
00:25:49,677 --> 00:25:51,577
‫خب ،من اونو حضار پسند ترش کردم

473
00:25:52,076 --> 00:25:54,176
‫میتونین  به من بگین هیچ لباس زیری نپوشیدم؟

474
00:25:54,276 --> 00:25:55,475
‫بله

475
00:25:55,475 --> 00:25:57,175
‫خوبه

476
00:26:00,474 --> 00:26:02,573
‫ببخشید دیر کردم

477
00:26:04,372 --> 00:26:08,771
‫تو نباید هرگز برای همه زندگی ت این لباسو از تنت در بیاری

478
00:26:08,771 --> 00:26:10,470
‫واقعاً؟ خوب شدم؟

479
00:26:10,470 --> 00:26:14,069
‫اوه،سوزان تو چقدر قشنگ شدی

480
00:26:14,069 --> 00:26:15,768
‫قشنگ نشده ایدی؟

481
00:26:15,768 --> 00:26:17,867
‫آه، یه کمی

482
00:26:17,967 --> 00:26:20,067
‫گابریل تو باید  ترتیب رو تغییر بدی

483
00:26:20,067 --> 00:26:22,366
‫سوزان آخرین نفر باشه.هیچ کدوم رو دست اون نیست

484
00:26:22,366 --> 00:26:24,065
‫اوه،نه،قرار نبود هلن رولند آخر بره؟

485
00:26:24,065 --> 00:26:25,965
‫خب،او که تا حالا پیداش نشده
‫یکی رو باید پیدا کنیم جای او رو بگیره

486
00:26:25,965 --> 00:26:28,264
‫بله،فکر میکنم نظر عالیه

487
00:26:28,364 --> 00:26:29,863
‫باشه،شروع میکنیم

488
00:26:36,061 --> 00:26:39,078
‫تو واقعاً خارق العاده شدی

489
00:26:43,703 --> 00:26:47,423
‫پس از اون ما خانم بری ون د کمپ رو داریم

490
00:26:47,423 --> 00:26:52,954
‫در یک لباس مهمونی صورتی بابرش لیزری دامن کامل و کمربند ابریشم

491
00:26:52,954 --> 00:26:55,970
‫و اینجا یک لباس شب رقص نفیس  توسط هالستون

492
00:26:55,970 --> 00:26:59,490
‫با مدل گری لاینت اسکاوو بیقرار کننده سکسی

493
00:26:59,490 --> 00:27:01,299
‫به جزئیات توجه کنید

494
00:27:01,299 --> 00:27:03,009
‫خطوط صاف و بینقص...

495
00:27:03,512 --> 00:27:05,724
‫لباس هم کاملاً قشنگه

496
00:27:06,428 --> 00:27:10,249
‫بعدی، خواهش میکنم به ایدی خوش آمدگویی...

497
00:27:13,064 --> 00:27:14,451
‫بریت

498
00:27:15,145 --> 00:27:16,235
‫ایدی بریت

499
00:27:17,721 --> 00:27:20,198
‫خواهش میکنم به گابریل بگو متاسفم
‫من از نمایش منصرف شدم

500
00:27:20,198 --> 00:27:23,171
‫من فقط الان روحیه  خیلی شادی ندارم

501
00:27:25,252 --> 00:27:26,045
‫هلن

502
00:27:26,045 --> 00:27:27,531
‫هلن،تو اینجایی

503
00:27:27,531 --> 00:27:29,017
‫در باره تغییر در ترتیب ورود مدلا چیزی بهت نگفتن؟

504
00:27:29,017 --> 00:27:31,197
‫من قراره آخر باشم. امیدوارم خوب باشه

505
00:27:31,197 --> 00:27:34,764
‫برای آدمایی مثل تو یه جای اختصاصی تو جهنم وجود داره

506
00:27:35,359 --> 00:27:38,331
‫متاسفم. این تصمیمو من نگرفتم

507
00:27:39,322 --> 00:27:40,610
‫تو یه آدم بالغی

508
00:27:40,610 --> 00:27:42,394
‫کمی احساس مسئولیت کن

509
00:27:42,394 --> 00:27:44,731
‫تو چت شده؟

510
00:27:45,950 --> 00:27:48,489
‫ایدی یک لباس با وقار سنتی پوشیده

511
00:27:48,489 --> 00:27:52,858
‫مناسب برای مراسم چای یکشنبه یا مراسم تعمید

512
00:27:58,750 --> 00:28:02,000
‫تو رو خدا ،هلن،این برای خیریه س

513
00:28:02,712 --> 00:28:04,845
‫ایدی بریت،همه

514
00:28:07,689 --> 00:28:10,940
‫دستاتو از پسر من بردار

515
00:28:11,651 --> 00:28:12,972
‫چی؟!

516
00:28:12,972 --> 00:28:15,918
‫و ،آه،در آخر برای حسن ختام امشب...

517
00:28:15,918 --> 00:28:16,832
‫یاله. نوبت توئه

518
00:28:16,832 --> 00:28:19,372
‫خواهش میکنم خوشامد بگید به

519
00:28:19,372 --> 00:28:21,810
‫سوزان مایر باشکوه!

520
00:28:30,648 --> 00:28:33,086
‫تام،یه چیزی بگو

521
00:28:33,188 --> 00:28:35,931
‫منظره ای در ابریشم سفید

522
00:28:35,931 --> 00:28:37,963
‫تو دوزی طلا کاری

523
00:28:37,963 --> 00:28:39,690
‫منگوله دوزی شده دستی با قیطان فرانسوی

524
00:28:39,690 --> 00:28:43,956
‫و ابریشمی به رنگ بنفش کم رنگ

525
00:28:45,785 --> 00:28:47,410
‫سوزان مایر

526
00:28:51,169 --> 00:28:53,302
‫اوه،او هرگز بهتر از این به نظر نیومده..

527
00:28:57,671 --> 00:29:01,125
‫سوزان،من واقعاً برای اونچه که پیش اومد  احساس ناراحتی میکنم

528
00:29:02,750 --> 00:29:04,579
‫سوزان با من حرف بزن

529
00:29:06,306 --> 00:29:07,322
‫باشه، میخوای حرف بزنم

530
00:29:07,322 --> 00:29:10,064
‫تو باید بری هلن رولند رو پیدا کنی
‫و باید به او حقیقت رو بگی

531
00:29:10,064 --> 00:29:13,518
‫قبل از اینکه همه تو این محله فکر کنن که من کسی هستم که با یک پسر کم سن وسال خوابیدم

532
00:29:13,518 --> 00:29:14,941
‫نمیتونم این کارو بکنم

533
00:29:14,941 --> 00:29:15,855
‫چرا نمیتونی؟

534
00:29:15,855 --> 00:29:17,785
‫چونکه او به کارلوس میگه، و او هم منو طلاق میده

535
00:29:17,785 --> 00:29:20,934
‫خب که چی؟تو که آشکارا او رو دوست نداری

536
00:29:21,442 --> 00:29:23,576
‫من دوستش دارم. من-من دوستش دارم

537
00:29:23,576 --> 00:29:26,826
‫اون فقط...پیچیده س

538
00:29:26,826 --> 00:29:28,249
‫--میدونی؟ باید

539
00:29:28,249 --> 00:29:30,890
‫باید یه راه دیگه پیدا کنیم تا قضیه رو سرو سامان بدیم

540
00:29:30,890 --> 00:29:33,938
‫خدا. تو خیلی ضعیف النفسی

541
00:29:34,344 --> 00:29:36,173
‫سوزان،اینطوری نباش

542
00:29:36,173 --> 00:29:39,220
‫چه توقعی داشتی؟ در آغوشت بگیرم؟

543
00:29:47,652 --> 00:29:48,246
‫هی

544
00:29:48,246 --> 00:29:48,641
‫شش

545
00:29:48,641 --> 00:29:49,136
‫-- من بردم

546
00:29:49,136 --> 00:29:50,620
‫آلکسیس هنوز اینجاست

547
00:29:50,620 --> 00:29:51,708
‫اوه

548
00:29:52,104 --> 00:29:54,972
‫او قرار بود بره برا حرکات پیلیت(نوعی رفتار های فیزیکی ابداع شده توسط جوزف پیلیت جهت کنترل حرکات کشش و تنفس)م
‫اما یه هو عادت ماهانه شد

549
00:29:54,972 --> 00:29:55,863
‫تو باید بری

550
00:29:55,863 --> 00:29:56,654
‫فقط یه ثانیه بهم مهلت بده

551
00:29:56,654 --> 00:29:58,731
‫نه. او تورو تو پارک دید،باشه؟

552
00:29:58,731 --> 00:30:01,699
‫او میدونه تو چی کار میخوای بکنی
‫تو اولین فردی نیستی که خودشو به من نزدیک میکنه

553
00:30:01,699 --> 00:30:03,102
‫کلر!

554
00:30:03,102 --> 00:30:04,905
‫اونجور که او با تو رفتار میکنه چطور میتونی بازم اینجا بمونی؟

555
00:30:04,905 --> 00:30:06,708
‫او میتونه سخت گیر باشه

556
00:30:06,708 --> 00:30:08,311
‫اما تو اینجور کارا این مسائل هست،درست؟

557
00:30:08,311 --> 00:30:10,615
‫من هرگز با تو اونجوری رفتار نمیکنم

558
00:30:10,615 --> 00:30:13,320
‫کلر،با آسپرین چی کار کردی؟!

559
00:30:13,320 --> 00:30:16,927
‫من از اونچه که او به تو میده ۲۰درصد بیشتر میدم،به اضافه اضافه کاری

560
00:30:16,927 --> 00:30:19,732
‫لعنتی،کلر،کدوم جهنمی رفتی؟

561
00:30:22,036 --> 00:30:23,639
‫من از دوستات دستوری نمیگیرم

562
00:30:23,639 --> 00:30:26,745
‫من سرویس جواب تلفن نیستم
‫رختم نمیشورم

563
00:30:26,745 --> 00:30:27,647
‫ظرف چی؟

564
00:30:27,647 --> 00:30:29,450
‫فقط بچه ها

565
00:30:29,550 --> 00:30:31,654
‫چقدر سریع میتونی لوازمتو جمع کنی؟

566
00:30:37,064 --> 00:30:39,368
‫یه پرستار بچه پیدا کردم

567
00:30:41,472 --> 00:30:42,872
‫کجا میخوای بری؟

568
00:30:42,872 --> 00:30:43,872
‫نمیدونم

569
00:30:43,872 --> 00:30:45,673
‫اما نمیتونم برم خونه

570
00:30:45,673 --> 00:30:46,573
‫از بابات میترسی؟

571
00:30:46,573 --> 00:30:49,373
‫نه موضوع او نیست . باشه؟

572
00:30:49,373 --> 00:30:52,274
‫قضیه-- خود منم. زندگی من واقعاً به هم ریخته است

573
00:30:52,374 --> 00:30:53,474
‫خب این بده

574
00:30:53,474 --> 00:30:54,874
‫چی بده؟ تو میتونی به من بگی

575
00:30:54,874 --> 00:30:56,674
‫نه نمیتونم

576
00:30:58,675 --> 00:31:00,875
‫بهتره تو چیزی ندونی

577
00:31:09,276 --> 00:31:11,777
‫من تا حالا یه چیزایی فهمیدم

578
00:31:34,280 --> 00:31:36,481
‫سلام دانیل. مدرسه چطور بود؟

579
00:31:36,481 --> 00:31:37,381
‫خوب بود

580
00:31:37,381 --> 00:31:40,682
‫خوبه.آندرو حشیشاشو کجا نگه میداره؟

581
00:32:04,785 --> 00:32:09,486
‫بری به تکاپوی زیادی افتاده بود تا روح پسرشو نجات بده

582
00:32:10,286 --> 00:32:14,287
‫برا همین به تجسس شدیدی در لوازم شخصی آندرو دست زد

583
00:32:15,787 --> 00:32:20,888
‫و اینطوری برا خودش توجیه کرد که یه کمی خطا کاری

584
00:32:20,888 --> 00:32:23,488
‫برای نجات روح اشکالی نداره

585
00:32:34,590 --> 00:32:36,991
‫من در واقع خیلی کوچیک  بودم،مثلا ۴سالم بود

586
00:32:36,991 --> 00:32:39,791
‫شنیدم مادر و پدرم سر هم فریاد میزدند

587
00:32:39,791 --> 00:32:42,067
‫شنیدم که اسم منو داد میزدند...

588
00:32:43,156 --> 00:32:44,640
‫و اسم اورو

589
00:32:44,640 --> 00:32:46,322
‫دینا؟

590
00:32:46,322 --> 00:32:48,004
‫مم-همم

591
00:32:48,400 --> 00:32:50,280
‫پس...

592
00:32:50,478 --> 00:32:54,041
‫رفتم پایین تو اتاق، و دیدم اونا دارن اتاقو پاک میکنن

593
00:32:54,437 --> 00:32:56,515
‫چی رو پاک میکردن؟

594
00:32:58,395 --> 00:33:00,176
‫خون

595
00:33:02,947 --> 00:33:05,151
‫خون دینا بود؟

596
00:33:06,152 --> 00:33:08,156
‫اینطور فکر میکنم

597
00:33:10,460 --> 00:33:14,366
‫من برای مدتهای طولانی اینو به یاد نمی آوردم ولی بعد...

598
00:33:15,067 --> 00:33:17,071
‫وقتی مادرم خودشو کشت

599
00:33:17,071 --> 00:33:20,176
‫این رویاهای من شروع شد

600
00:33:21,178 --> 00:33:22,680
‫من- من حتی هرگز دینا رو نمیبینم

601
00:33:22,680 --> 00:33:25,685
‫من فقط--من-من خون--من خون میبینم

602
00:33:25,786 --> 00:33:28,290
‫و مامانم منو بلند میکنه

603
00:33:28,290 --> 00:33:32,597
‫و منومیزاره--میزاره تو رختخوابم و د رگوشم زمزمه میکنه که اون تقصیر من نیست

604
00:33:34,000 --> 00:33:37,405
‫اما بعد از اون ،هر وقت که اسمشو میبردم اونا ناراحت میشدن

605
00:33:38,808 --> 00:33:41,512
‫و بعد از اون حتی دیگه بهم اجازه ندادن اسمشو بگم

606
00:33:41,813 --> 00:33:45,018
‫مطمئن نیستم که از این گفته ها چیزی فهمیده باشم

607
00:33:46,721 --> 00:33:48,724
‫من خواهر کوچولو مو کشتم

608
00:33:51,429 --> 00:33:53,661
‫زاک،اوه،خدای من

609
00:33:53,763 --> 00:33:55,691
‫و اونا دفنش کردن

610
00:33:55,691 --> 00:33:57,619
‫به خاطر حمایت از من

611
00:34:29,684 --> 00:34:31,815
‫هلن. یه دقیقه وقت داری؟

612
00:34:31,815 --> 00:34:33,135
‫اوه،گابریل

613
00:34:33,135 --> 00:34:36,991
‫فرصت نکردم بهت بگم چقدر متاسفم  به خاطر اتفاقی که در مراسم جمع آوری اعانه پیش اومد

614
00:34:36,991 --> 00:34:38,716
‫قصد نداشتم که اغتشاشی ایجاد کنم

615
00:34:38,716 --> 00:34:41,252
‫نه، اون به خیر گذشت. حضار حتی متوجه نشدن

616
00:34:41,354 --> 00:34:42,673
‫خب، یه خرده سه شد

617
00:34:42,673 --> 00:34:44,601
‫من- من میدونم که تو با سوزان مایر دوست هستی

618
00:34:44,601 --> 00:34:47,544
‫اما بزار بگم که من برای این کار دلائل خودمو داشتم

619
00:34:47,544 --> 00:34:49,472
‫سوزان نبود

620
00:34:51,197 --> 00:34:52,922
‫من بودم

621
00:34:54,038 --> 00:34:54,748
‫چی؟

622
00:34:55,560 --> 00:34:59,213
‫من کسی هستم که با پسرت هم آغوشی میکردم

623
00:35:02,257 --> 00:35:03,779
‫خیلی متاسفم

624
00:35:05,910 --> 00:35:07,635
‫چند وقت؟

625
00:35:08,244 --> 00:35:10,172
‫تقریباً یک سال

626
00:35:10,578 --> 00:35:12,303
‫اما الان همه چی تموم شده

627
00:35:13,724 --> 00:35:19,203
‫پس وقتی این کارو شروع کردین او ۱۶ ساله بوده؟

628
00:35:20,320 --> 00:35:21,740
‫فکر میکنم

629
00:35:25,901 --> 00:35:28,640
‫اما ،هلن،ت-تو باید حرف منو باور کنی-- الان همه چی تموم شده

630
00:35:28,640 --> 00:35:30,365
‫نه،تو اشتباه میکنی

631
00:35:30,365 --> 00:35:33,207
‫حتی نزدیک تموم شدنش هم نیست

632
00:35:40,919 --> 00:35:42,441
‫هی، مربی میخواد تو رو ببینه

633
00:35:42,441 --> 00:35:43,658
‫راست میگی؟

634
00:35:44,064 --> 00:35:46,297
‫هی،شرط میبندم راجع به کمک هزینه تحصیلیمه

635
00:36:03,040 --> 00:36:04,461
‫الو؟

636
00:36:04,562 --> 00:36:06,750
‫بله خودمم

637
00:36:07,048 --> 00:36:11,224
‫حشیش تو گنجه اش؟
‫اوه،من کاملاً متوحش شدم

638
00:36:11,224 --> 00:36:14,009
‫بایستی یه جورایی اشتباهی رخ داده باشه

639
00:36:14,407 --> 00:36:18,185
‫اوم،بله،باشه
‫خب،من الان میام اونجا

640
00:36:29,322 --> 00:36:34,593
‫جای دیگه ای،راز تاریکتر دیگری موضوع یه تحقیق و تفحص بود

641
00:36:34,593 --> 00:36:35,786
‫آقای لیندر

642
00:36:36,582 --> 00:36:37,775
‫آقای لیندر!

643
00:36:37,775 --> 00:36:38,769
‫هاه؟

644
00:36:39,167 --> 00:36:41,852
‫کاراگاه بکرمن.ایشون هم کاراگاه برنت

645
00:36:41,852 --> 00:36:44,040
‫ما امیدوار بودیم که یه دقیقه از وقتتونو بگیریم

646
00:36:48,315 --> 00:36:51,796
‫اگه هر اطلاعی راجع به محل زاک داری بایستی الان به من بگی

647
00:36:51,995 --> 00:36:52,492
‫اوم...

648
00:36:52,492 --> 00:36:54,381
‫عزیزم چی شده؟

649
00:36:54,779 --> 00:36:56,671
‫زاک از سیلور کرست در رفته

650
00:36:56,671 --> 00:36:58,165
‫-- نامه هایی رو تو اتاقش پیدا کردن

651
00:36:58,165 --> 00:36:59,360
‫نامه هایی از جولی

652
00:36:59,360 --> 00:37:01,252
‫خب،بله اونها به همدیگه نامه مینوشتن

653
00:37:01,252 --> 00:37:03,344
‫لازمه اون نامه هارو ببینم

654
00:37:03,344 --> 00:37:06,332
‫مامان اونا خصوصین

655
00:37:06,332 --> 00:37:08,224
‫پسر من گم شده

656
00:37:09,917 --> 00:37:13,502
‫جولی،تو نامه ها، آیا زاک اشاره ای به فرار کردنش کرده بود؟

657
00:37:14,498 --> 00:37:15,989
‫نه

658
00:37:16,785 --> 00:37:18,376
‫اینم جواب تون

659
00:37:18,873 --> 00:37:19,370
‫-- سوزان

660
00:37:19,370 --> 00:37:22,412
‫اگه ما اطلاعی پیدا کنیم،فوراً به تو خبر میدیم

661
00:37:22,412 --> 00:37:25,353
‫من میفهمم که تو چقدر نگرانی

662
00:37:26,062 --> 00:37:27,685
‫واضحاً که نمیفهمی

663
00:37:27,685 --> 00:37:30,828
‫پائول،دختر من دروغ نمیگه

664
00:37:40,867 --> 00:37:42,996
‫این یه طرح خیلی معمولی بوده

665
00:37:42,996 --> 00:37:47,357
‫در ده سال گذشته من بایستی چند صدتا شبیه این فروخته باشم

666
00:37:47,357 --> 00:37:49,283
‫آیا شما هیچ جور ثبت و ضبطی نگهداری نمیکنی؟

667
00:37:49,283 --> 00:37:53,441
‫بله، من یه لیست از اسامی مشتریام رو تو یه فهرست دارم...یه جایی

668
00:37:53,441 --> 00:37:54,353
‫تا یه موقع رو داشتم

669
00:37:54,353 --> 00:37:55,773
‫به یه رونوشت از اون فهرست نیاز داریم

670
00:37:55,773 --> 00:37:57,167
‫اوه،حتماً

671
00:37:57,366 --> 00:38:00,154
‫واو،این صندوقچه مثل این میمونه که از جهنم رد شده

672
00:38:00,154 --> 00:38:01,947
‫بله،ما اونو از دریاچه روک واتر بیرون کشیدیم

673
00:38:01,947 --> 00:38:04,735
‫طبق نظر تو میتونیم بگیم از جهنم بیرون کشیدیم

674
00:38:05,531 --> 00:38:08,021
‫چیزی تو اون صندوقچه بوده؟

675
00:38:08,021 --> 00:38:10,211
‫--یه جسد اون تو بوده

676
00:38:10,211 --> 00:38:12,103
‫یه زن بالغ

677
00:38:13,199 --> 00:38:17,679
‫بله، اما--چطور یه جسد رو تو صندوقچه ای به این اندازه جا دادن؟

678
00:38:18,376 --> 00:38:21,264
‫جسد تکه تکه شده بوده

679
00:38:48,448 --> 00:38:51,236
‫از همه چی احمقانه تر،تصمیمهای احمقانه س

680
00:38:51,435 --> 00:38:53,028
‫چی فکر میکردی؟

681
00:38:53,028 --> 00:38:54,522
‫من ترتیبشو داده بودم، درسته؟

682
00:38:54,522 --> 00:38:56,115
‫مربی یه تلفن بی نام  بهش زده بودن

683
00:38:56,115 --> 00:38:58,704
‫آندرو، چه اهمیتی داره؟ حشیش اونجا بوده

684
00:38:58,704 --> 00:39:01,193
‫من اونو برای یه دوست نگه داشته بودم

685
00:39:01,293 --> 00:39:02,787
‫میدونی...

686
00:39:03,583 --> 00:39:06,770
‫--من نمیتونم تصمیم بگیرم کدوم یکی تحقیر آمیز تره

687
00:39:07,068 --> 00:39:09,856
‫این حقیقت که پسر منو با حشیش تو گنجه اش گرفتن

688
00:39:09,856 --> 00:39:13,541
‫یا اینکه او حتی نمیتونه یک دروغ به اندازه کافی موجه سرهم کنه و قضیه رو جمع وجو

689
00:39:34,451 --> 00:39:36,741
‫گابریل به این باور رسید که برای هلن رولند اون یه فرصت عالی بوده

690
00:39:36,741 --> 00:39:41,820
‫که کارلوس رو از فعالیتهای بیرون از حیطه زناشویی او آگاه کنه

691
00:39:43,911 --> 00:39:46,699
‫گابریل میدونست که  مجبوره اعتراف کنه

692
00:39:47,695 --> 00:39:48,392
‫کارلوس

693
00:39:48,392 --> 00:39:49,288
‫بله

694
00:39:49,487 --> 00:39:51,686
‫اما اعتراف کردن...

695
00:39:53,286 --> 00:39:54,986
‫من،اوه...

696
00:39:56,685 --> 00:39:59,784
‫از مهارتهای گابریل نبود

697
00:39:59,784 --> 00:40:01,384
‫میرم بخوابم

698
00:40:01,584 --> 00:40:03,284
‫ممنون از اخبار داغ

699
00:40:19,780 --> 00:40:21,579
‫او کار خودشو کرد

700
00:40:24,678 --> 00:40:25,778
‫کارلوس

701
00:40:26,178 --> 00:40:28,977
‫کارلوس، من خیلی متاسفم. من خیلی متاسفم

702
00:40:28,977 --> 00:40:29,577
‫تاسف برای چی؟

703
00:40:29,577 --> 00:40:32,576
‫فقط بدون هر اتفاقی بیفته، من تورو خیلی خیلی دوست دارم

704
00:40:32,576 --> 00:40:34,276
‫اف بی آی. درو باز کنید

705
00:40:35,876 --> 00:40:36,775
‫اوه،خدای من

706
00:40:36,775 --> 00:40:39,075
‫،اف بی آی. اگه در رو باز نکنید

707
00:40:39,075 --> 00:40:42,274
‫این اجازه رو دارم که با زور وارد خونه بشم

708
00:40:46,973 --> 00:40:49,772
‫کارلوس سولیس،من حکم جلب تو رو دارم

709
00:40:49,772 --> 00:40:51,672
‫تو این حقو داری که حرفی نزنی

710
00:40:51,672 --> 00:40:52,271
‫هاه؟

711
00:40:52,271 --> 00:40:55,171
‫هر چیزی که بگی میتونه  و علیه تو در دادگاه استفاده میشه

712
00:40:55,171 --> 00:40:55,971
‫به وکیلمون زنگ بزن

713
00:40:55,971 --> 00:40:57,070
‫تو این حق رو داری که با یک وکیل صحبت کنی...

714
00:40:57,070 --> 00:40:58,770
‫- و این که موقع بازجویی یه وکیل رو کنار خودت داشته باشی
‫- کارلوس، چه اتفاقی افتاده؟

715
00:40:58,770 --> 00:41:03,469
‫اگه نمیتونی یه وکیل بگیری،به هزینه دولت یه وکیل برات تعیین میشه

716
00:41:10,367 --> 00:41:11,975
‫کارلوس،صبر کن

717
00:41:12,779 --> 00:41:15,694
‫گابریل،همه اینا درست میشه،قول میدم

718
00:41:16,799 --> 00:41:18,508
‫من-من بیگناهم،به خدا قسم میخورم

719
00:41:18,508 --> 00:41:20,518
‫مقصر تاناکاست. او منو جلو انداخت

720
00:41:32,780 --> 00:41:35,896
‫آدما موجودات پیچیده ای هستن

721
00:41:36,901 --> 00:41:41,424
‫از یک طرف قادرن کارهای بزرگی در امور خیریه انجام بدن

722
00:41:43,434 --> 00:41:44,846
‫از طرف دیگه...

723
00:41:45,653 --> 00:41:50,294
‫توانایی انجام مخفیانه ترین اَشکال خیانت رو دارن

724
00:41:52,715 --> 00:41:56,448
‫این یک جدال دائمی است که در درون ما صحنه خشم و خروشی میشود

725
00:41:56,448 --> 00:41:59,777
‫بین فرشتگان برتر طینت ما

726
00:42:00,584 --> 00:42:04,619
‫و وسوسه شیاطین درون ما

727
00:42:08,150 --> 00:42:12,892
‫و گاهی،تنها راه دور کردن ظلمات...

728
00:42:16,423 --> 00:42:19,752
‫روشن کردن چراغ همدردری است

729
00:42:28,831 --> 00:42:32,463
‫با دستهای دستبند زده بردنش