1
00:00:00,300 --> 00:00:02,177
‫<font color=#FF۸۰۰۰>آنچه گذشت</font>

2
00:00:02,202 --> 00:00:04,273
‫حالا دیگه هیچ دفتری
‫ما رو نمی پذیره

3
00:00:04,270 --> 00:00:06,216
‫راههای دیگه ای هم هست

4
00:00:06,206 --> 00:00:09,187
‫ـ   بیست هزار دلار
‫<font color=#FF۸۰۰۰>چرخها به حرکت افتادند</font>

5
00:00:09,209 --> 00:00:12,281
‫ـ   من عاشقتم
‫ـ   اوه، ممنون

6
00:00:12,278 --> 00:00:18,058
‫ـ   من عاشق مایکم
‫<font color=#FF۸۰۰۰>احساسات حقیقی آشکار شد</font>

7
00:00:18,084 --> 00:00:21,065
‫ـ   مایک دیگه کدوم خریه؟
‫ـ   ادراک یه واقعیته، اندرو

8
00:00:21,054 --> 00:00:24,160
‫اسم من بیری
‫و من یک معتاد به الکل هستم

9
00:00:24,190 --> 00:00:29,071
‫<font color=#FF۸۰۰۰>و تظاهرهای دروغین تبدیل
‫به شیوهء زندگی شد</font>

10
00:00:32,032 --> 00:00:36,276
‫<font color=#FF۸۰۰۰>گبرییل سولیس همیشه توی
‫خریداش حوصله بخرج میده</font>

11
00:00:36,302 --> 00:00:40,114
‫<font color=#FF۸۰۰۰>کارلوس، بیا. اومدند</font>

12
00:00:40,140 --> 00:00:45,249
‫<font color=#FF۸۰۰۰>و هرچیزی که میخرید، همیشه
‫انتظار داشت بهترینش باشه</font>

13
00:00:46,279 --> 00:00:51,126
‫<font color=#FF۸۰۰۰>چه یه عطر خارجی
‫ارسال شده از پاریس بود</font>

14
00:00:52,185 --> 00:00:57,225
‫<font color=#FF۸۰۰۰>یه لباس شب آخرین مدل
‫ارسالی مستقیم از میلان</font>

15
00:00:58,258 --> 00:01:02,229
‫<font color=#FF۸۰۰۰>یا کفشهای طراحی
‫شده در نیویورک</font>

16
00:01:02,262 --> 00:01:08,144
‫<font color=#FF۸۰۰۰>ولی در چنین روزی، انتظار اون قرار
‫بود در معرض آزمایش گذاشته بشه</font>

17
00:01:08,134 --> 00:01:12,207
‫<font color=#FF۸۰۰۰>همونطور که میبینین، حالا
‫گبرییل مشغول خرید یه بچه بود</font>

18
00:01:12,205 --> 00:01:17,177
‫<font color=#FF۸۰۰۰>و ایندفعه مشکل از
‫تولید کننده بود</font>

19
00:01:20,013 --> 00:01:23,017
‫بیشتر، میخوام بچه مو به آدمایی بدم

20
00:01:23,049 --> 00:01:26,258
‫که از همه نظر واقعا...
‫والدین عالی ای باشن

21
00:01:26,286 --> 00:01:29,199
‫خونوادهء دیگه ای با عشق
‫بیشتر به یه بچه پیدا نمیکنین

22
00:01:29,222 --> 00:01:32,260
‫درست نیست، عزیزم؟

23
00:01:33,059 --> 00:01:34,231
‫عزیزم؟

24
00:01:34,227 --> 00:01:38,039
‫درسته، درسته
‫آه، یه عالمه عشق

25
00:01:38,064 --> 00:01:40,135
‫عزیزم، میتونم یه ثانیه
‫باهات صحبت کنم؟

26
00:01:40,133 --> 00:01:43,080
‫باشه

27
00:01:46,239 --> 00:01:48,048
‫خب، مجبوریم یه
‫مادر دیگه پیدا کنیم

28
00:01:48,041 --> 00:01:50,112
‫ـ   چرا؟
‫ـ   گفتنش آسون نیست

29
00:01:50,143 --> 00:01:54,114
‫ولی میخوام بگم
‫اصلا به اون زن نگاه کردی؟

30
00:01:54,147 --> 00:01:57,151
‫داری میگی بخاطر قیافه ش
‫بچه شو نمیخوای؟

31
00:01:57,183 --> 00:02:00,027
‫با قیافه ش میتونم کنار بیام. ولی بمحض
‫اینکه پاشو گذاشت توی خونه مون

32
00:02:00,019 --> 00:02:01,293
‫ساعت از حرکت ایستاد

33
00:02:01,321 --> 00:02:04,165
‫هیچکس نمیتونه پیش بینی
‫کنه اون بچه چه شکلی

34
00:02:04,157 --> 00:02:07,070
‫بچهء اون میتونه برنده
‫مسابقهء زیبایی باشه

35
00:02:07,060 --> 00:02:10,098
‫با دی ان آی اون؟ تنها چیزی که
‫اون بچه میتونه برنده ش باشه نمایشه

36
00:02:10,130 --> 00:02:12,167
‫ببین، عذرمیخوام

37
00:02:12,165 --> 00:02:15,146
‫ولی من یه بچهء خوشکل میخوام
‫پس بیا یه مادر دیگه پیدا کنیم

38
00:02:15,135 --> 00:02:17,274
‫عطش وسواس تو با قیافه
‫این یکی رو خراب نمیکنه

39
00:02:17,303 --> 00:02:21,046
‫من یه بچه میخوام. هر بچه ای

40
00:02:21,074 --> 00:02:22,246
‫باشه

41
00:02:22,242 --> 00:02:25,086
‫فقط بدون تا چند روز دیگه
‫وقتی این چیز بدنیا اومد

42
00:02:25,111 --> 00:02:31,323
‫و مجبور شدی یه چیزی با اون قیافه رو
‫بغل کنی، با گریه هات نیای پیش من

43
00:02:37,223 --> 00:02:40,170
‫عذر میخوام. کجا بودیم

44
00:02:40,160 --> 00:02:44,165
‫داشتیم درمورد ضمیمه قرارداد
‫بعد از وضع حمل حرف میزدیم

45
00:02:44,164 --> 00:02:47,202
‫معمولا بهتره که بعد از تولد
‫مادر اصلا بچه رو نبینه

46
00:02:47,200 --> 00:02:51,239
‫به محض اینکه دکترها
‫معاینه اولیه رو انجام دادند

47
00:03:02,148 --> 00:03:05,129
‫اتاق زایمان، بچه رو...
‫به شما تحویل میده

48
00:03:05,118 --> 00:03:10,067
‫<font color=#FF۸۰۰۰>بله، گبرییل همیشه توی
‫خریداش حوصله بخرج میده</font>

49
00:03:10,089 --> 00:03:12,296
‫ببخشید

50
00:03:13,026 --> 00:03:17,998
‫<font color=#FF۸۰۰۰>چون میدونست بعضی
‫از اجناس هستند</font>

51
00:03:18,031 --> 00:03:21,137
‫<font color=#FF۸۰۰۰>...که پس گرفته نمیشوند</font>

52
00:04:04,077 --> 00:04:08,082
‫<font color=#FF۸۰۰۰>صبح روز بعد ساعت ۱۰:۶
‫دیانا پروس زایمان زودرس گرفت</font>

53
00:04:08,114 --> 00:04:15,054
‫<font color=#FF۸۰۰۰>و سرانجام یه پسر باور نکردنی
‫جذاب رو به دنیا آورد</font>

54
00:04:15,255 --> 00:04:19,101
‫<font color=#FF۸۰۰۰>ساعت ۴۳:۱۱ دکتر هانسون میلز
‫با جدا کردن بند ناف</font>

55
00:04:19,125 --> 00:04:23,232
‫<font color=#FF۸۰۰۰>ارتباط مادر و بچه رو برای
‫همیشه از هم جدا کرد</font>

56
00:04:24,297 --> 00:04:27,176
‫<font color=#FF۸۰۰۰>دقیقا در همون موقع
‫دکتر ران مکریدی</font>

57
00:04:27,166 --> 00:04:30,147
‫<font color=#FF۸۰۰۰>وارد اتاق شخصی سوزان مایر شد</font>

58
00:04:30,169 --> 00:04:34,174
‫<font color=#FF۸۰۰۰>با عزم راسخ برای
‫جدا کردن رابطه شون</font>

59
00:04:34,207 --> 00:04:36,187
‫سلام. چطوری؟

60
00:04:36,209 --> 00:04:39,281
‫عالی. قراره مرخص بشم

61
00:04:39,279 --> 00:04:43,159
‫اوه. فوق العاده ست
‫مایک کیه؟

62
00:04:43,283 --> 00:04:47,231
‫من ... چرا میپرسی؟

63
00:04:47,253 --> 00:04:49,199
‫نمیدونم. همینجوری

64
00:04:49,222 --> 00:04:52,032
‫این فقط

65
00:04:52,058 --> 00:04:54,163
‫درست قبل از جراحی

66
00:04:54,160 --> 00:04:57,039
‫قبل از اینکه بیهوش بشی
‫من گفتم ، عاشقتم

67
00:04:57,030 --> 00:05:00,102
‫و تو گفتی، من عاشق مایکم

68
00:05:00,133 --> 00:05:02,238
‫من گفتم؟ اوه

69
00:05:02,235 --> 00:05:06,149
‫بخاطر همین بعد از جراحی
‫دیگه به دیدنم نیومدی؟

70
00:05:06,172 --> 00:05:07,242
‫سوال رو جواب بده

71
00:05:07,240 --> 00:05:11,154
‫من حتی یه مایک هم نمیشناسم

72
00:05:13,246 --> 00:05:15,055
‫هرکسی یه مایک میشناسه

73
00:05:15,081 --> 00:05:17,186
‫آره، هرکسی یه مایک میشناسه

74
00:05:17,216 --> 00:05:20,060
‫توی دانشگاه یه مایک میشناختم
‫با همدیگه بازی میکردیم

75
00:05:20,053 --> 00:05:22,226
‫خیلی هم خوش نبود
‫من هیچوقت بهش فکر نکردم

76
00:05:22,255 --> 00:05:25,134
‫نباید منو متهم کنی
‫احتمالا داشتم هذیون میگفتم

77
00:05:25,158 --> 00:05:28,105
‫باشه. باشه

78
00:05:28,127 --> 00:05:30,266
‫پس اونی که باهاش
‫عروسی کردی کیه؟

79
00:05:30,263 --> 00:05:33,073
‫ـ   لعنت به اون پرستار هایسل
‫ـ   یا باید بگم

80
00:05:33,066 --> 00:05:36,013
‫ـ   اونی که داری بهش خیانت میکنی کیه؟
‫ـ   خیلی خب، باشه

81
00:05:36,035 --> 00:05:39,141
‫من با شوهر سابقم دوباره ازدواج کردم
‫فقط بخاطر اینکه اون یه بیمه خوب داشت

82
00:05:39,172 --> 00:05:42,176
‫خانم وراج اونو هم بهت گفته بود؟

83
00:05:42,208 --> 00:05:46,247
‫ـ   تو شرکت بیمه رو گول زدی؟
‫ـ   فقط از لحاظ قانونی

84
00:05:46,245 --> 00:05:50,057
‫و فقط بخاطر این بهت نگفتم
‫چون نمیخواستم توی دردسر بیافتی

85
00:05:50,049 --> 00:05:51,027
‫باشه، میدونی چیه؟

86
00:05:51,050 --> 00:05:56,124
‫باید برای شام بیای و با کارل ملاقات کنی
‫و میتونی ببینی که بین ما هیچی وجود نداره

87
00:05:56,155 --> 00:05:57,293
‫صبرکن

88
00:05:57,290 --> 00:06:00,203
‫به محض اینکه کاملا خوب
‫شدی میخوای اونو طلاق بدی؟

89
00:06:00,226 --> 00:06:02,137
‫اوه، آره. نقشه همینه
‫قسم میخورم

90
00:06:02,161 --> 00:06:07,201
‫و قسم میخوری که عاشق هیچ
‫شخصی به اسم مایک نیستی؟

91
00:06:07,200 --> 00:06:10,181
‫حتما

92
00:06:13,106 --> 00:06:17,111
‫باشه. بیا اینجا

93
00:06:18,277 --> 00:06:21,087
‫حرفتو باور میکنم

94
00:06:22,081 --> 00:06:25,221
‫صبح روز بعد توی یه کوچه از
‫خواب بیدار شدم، کیفمو دزدیده بودند

95
00:06:25,251 --> 00:06:28,095
‫منم کنار یه استخر توی استفراغ
‫خودم دراز کشیده بودم

96
00:06:28,087 --> 00:06:32,229
‫اونموقع دونستم به آخر خط رسیدم

97
00:06:34,060 --> 00:06:37,064
‫خب. بعدی کیه؟

98
00:06:37,096 --> 00:06:40,100
‫بیری

99
00:06:40,099 --> 00:06:43,239
‫اوه، آم، من به هیچ وجه
‫همچین اتفاقی نداشتم

100
00:06:43,269 --> 00:06:47,012
‫به هرحال، ممنونم

101
00:06:55,081 --> 00:07:01,123
‫سلام. قبل از اینکه به این جلسات بیام
‫نمیدونستم این بدکارها اینقدر کثیف هستن

102
00:07:01,154 --> 00:07:05,125
‫معمولا خورده بیسکوییتهارو برای
‫اون گروهی که حرف نمیزنن میزاریم

103
00:07:05,158 --> 00:07:08,264
‫ـ   فقط واسه اینکه باهاشون شروع کنیم
‫ـ   شماها وحشتناکین

104
00:07:08,294 --> 00:07:12,208
‫پس بگو ببینم، بیری
‫چند وقته که هوشیاری؟

105
00:07:12,231 --> 00:07:17,078
‫خدا، آم ... دقیقا مطمئن نیستم

106
00:07:17,069 --> 00:07:20,016
‫اوه. هنوز یکی داره
‫مشروب میخوره؟

107
00:07:20,039 --> 00:07:22,144
‫چرا این حرفو میزنی؟

108
00:07:22,141 --> 00:07:29,059
‫هیچوقت یه معتاد به الکل ندیدم که دقیقا
‫ندونه آخرین بار کی مشروب خورده

109
00:07:31,050 --> 00:07:34,190
‫باشه. مچمو گرفتی

110
00:07:34,220 --> 00:07:37,030
‫من واقعا یه معتاد به الکل نیستم

111
00:07:37,056 --> 00:07:38,160
‫ـ   جدی نمیگی
‫ـ   این حقیقت

112
00:07:38,157 --> 00:07:40,194
‫بخاطر پسرم میام اینجا

113
00:07:40,226 --> 00:07:44,072
‫اون داره سعی میکنه منو ببره دادگاه
‫تا بتونه یه صغیر خارج از تکفل بشه

114
00:07:44,063 --> 00:07:48,205
‫برنامه ریزی کرده که به قاضی دروغ
‫بگه که من یه مشروبخوار وحشتناکم

115
00:07:48,234 --> 00:07:53,047
‫واسهء همین منم به این جلسات
‫میام تا تلقین کنم که عوض شدم

116
00:07:53,072 --> 00:07:57,020
‫ولی تو واقعا احتیاج به تغییر
‫نداری چون تو هیچ مشکلی نداری

117
00:07:57,009 --> 00:07:59,080
‫دقیقا

118
00:07:59,312 --> 00:08:03,192
‫راستی، این کارت منه

119
00:08:03,182 --> 00:08:06,186
‫اگه یه وقت مشکلی داشتی یا حس
‫کردی که احتیاج به حرف زدن داری

120
00:08:06,219 --> 00:08:09,166
‫به من زنگ بزن، باشه؟

121
00:08:09,155 --> 00:08:12,136
‫میدونم که شما فکر میکنین من خودمو
‫دست انداختم، ولی اینطور نیست

122
00:08:12,158 --> 00:08:14,001
‫من اصلا مثل شماها نیستم

123
00:08:14,026 --> 00:08:18,133
‫من هیچ هویت اجباری ای ندارم

124
00:08:26,272 --> 00:08:29,219
‫تمام شهر پیچیده که تو
‫توی شرکتتون ناراحتی

125
00:08:29,208 --> 00:08:32,155
‫پس چرا نمیای اینجا
‫توی شرکت ما کار کنی؟

126
00:08:32,144 --> 00:08:35,148
‫قسم میخورم، ورونیکا، خیلی
‫راحت به اینجا عادت میکنی

127
00:08:35,147 --> 00:08:38,287
‫خودم هم به یه تغییر احتیاج دارم
‫ولی حقوقی که شما پیشنهاد میکنین

128
00:08:38,284 --> 00:08:41,060
‫آره، مزخرفه. ولی
‫مزایای دیگه ای هم هست

129
00:08:41,087 --> 00:08:43,067
‫حساب کمک هزینه، شرکت آروم

130
00:08:43,089 --> 00:08:47,162
‫نمیدونم. فقط باید وقت
‫بدی تا درموردش فکر کنم

131
00:08:47,159 --> 00:08:49,139
‫منصفانه ست. منصفانه ست

132
00:08:49,161 --> 00:08:50,265
‫خیلی خب، راز تو چیه؟

133
00:08:50,263 --> 00:08:53,039
‫چطور میتونی اونطوری بخوری
‫و هیکلت رو نگه داری؟

134
00:08:53,065 --> 00:08:55,136
‫شیر دادن با سینه
‫کلی کالری میسوزونه

135
00:08:55,167 --> 00:08:57,272
‫مثل اینه که یه تردیمل داری که
‫داری توی قفسه سینه رکاب میزنی

136
00:08:57,303 --> 00:09:02,150
‫ـ   نمیدونستم تو بچه داری
‫ـ   آره. پسرم، دوناون

137
00:09:02,174 --> 00:09:05,155
‫ـ   اون عشق خونواده ست
‫ـ   واقعا، ورونیکا؟

138
00:09:05,177 --> 00:09:09,057
‫خب، یه مزیت دیگه هم
‫هست که یهو به فکرم رسید

139
00:09:12,285 --> 00:09:16,097
‫اوه، خدای من
‫این فوق العاده ست

140
00:09:16,088 --> 00:09:18,068
‫ما توی شرکتمون
‫شیرخوارگاه نداریم

141
00:09:18,090 --> 00:09:22,232
‫چطور میتونن نداشته باشن؟ برای والدین
‫کارمندی مثل من و تو ، یه ضرورت

142
00:09:22,261 --> 00:09:24,207
‫حالا دلت گرمتر شد؟

143
00:09:24,196 --> 00:09:27,006
‫شما اینجا با شیردهی
‫من مشکلی ندارین؟

144
00:09:27,033 --> 00:09:29,104
‫کارمندای شرکت ما وقعاآشغالن

145
00:09:29,101 --> 00:09:35,108
‫شرکت ما کاملا مدافع حقوق مادراست
‫هیچکس یه کلمه هم حرف نمیزنه

146
00:09:36,075 --> 00:09:40,114
‫ـ   چرا که نه، پس میام اینجا
‫ـ   آره؟ خب، این فوق العاده ست

147
00:09:40,146 --> 00:09:42,251
‫ـ   خدای من. اونا بچه های کی ان؟

148
00:09:46,018 --> 00:09:48,999
‫اصلا نمیدونم
‫بریم به کارامون برسیم

149
00:09:49,021 --> 00:09:51,228
‫باشه

150
00:09:54,226 --> 00:09:57,070
‫آقای بیل، از اینا یه دونه
‫هم نمیتونیم انتخاب کنیم

151
00:09:57,096 --> 00:09:58,234
‫بیخیال

152
00:09:58,230 --> 00:10:00,210
‫یکی از دیگری زشت تره

153
00:10:00,232 --> 00:10:05,079
‫پیدا کردن یه زن حاملهء زیبا که حاضر باشه
‫بچه شو به یه زوج با سوء پیشینه جرائی بده

154
00:10:05,104 --> 00:10:06,208
‫مثل قدم زدن توی پارک نیست

155
00:10:06,238 --> 00:10:08,218
‫برام مهم نیست اگه قدم
‫زدن توی فاضلاب باشه

156
00:10:08,207 --> 00:10:13,179
‫ما داریم پول خالی میکنیم توی حسابتون
‫انتظار دارم نتیجه شو ببینم

157
00:10:13,179 --> 00:10:15,250
‫میدونی، خانم سولیس، با عسل میتونین
‫مگسهای بیشتری بگیرین تا با سرکه

158
00:10:15,281 --> 00:10:19,127
‫اگه میخواستم مگس بگیرم،تنها کاریکه باید
‫میکردم به یکی از این دخترا زنگ میزدم

159
00:10:19,118 --> 00:10:23,066
‫باور کنین
‫مگسها خودشون میان

160
00:10:23,255 --> 00:10:25,235
‫قربان، لیبی کالینز اومدند

161
00:10:25,224 --> 00:10:27,204
‫الان میام

162
00:10:27,193 --> 00:10:30,265
‫برای اینکه این دختر رو بیارم اینجا تا با
‫شما ملاقات کنه از وقت آزاد خودم زدم

163
00:10:30,262 --> 00:10:33,243
‫نمیخوام بگم که اون
‫دقیقا یه انسان ممتازه

164
00:10:33,265 --> 00:10:35,245
‫ولی اون جذابه

165
00:10:35,234 --> 00:10:39,205
‫اگه از اینم خوشتون نیاد
‫متأسفانه دیگه کسی رو نمیشناسم

166
00:10:39,305 --> 00:10:45,051
‫اگه دست از این مشکل پسندیت برنداری
‫خودمون رو مثل مشتریهاش پس میزنه

167
00:10:45,044 --> 00:10:47,183
‫قراره ۱۸ سال آینده
‫به این قیافه نگاه کنیم

168
00:10:47,213 --> 00:10:50,023
‫فکر نمیکنم الان وقت
‫چسبیدن به قابلیتها باشه

169
00:10:50,049 --> 00:10:53,087
‫گبرییل، کالوس

170
00:10:53,085 --> 00:10:57,192
‫میخوام با لیبی آشنا بشین

171
00:11:01,227 --> 00:11:06,233
‫خب، حالا با این
‫میتونم یه کاری بکنم

172
00:11:09,101 --> 00:11:13,277
‫حامله شدن بدترین چیزی بود که
‫میتونست برای من اتفاق افتاده باشه

173
00:11:13,272 --> 00:11:17,049
‫بخاطر همین رفتم زیر بدهی
‫و مجبورم دیگه کار نکنم

174
00:11:17,076 --> 00:11:19,249
‫لیبی توی کاباره یه رقاصه

175
00:11:19,278 --> 00:11:23,192
‫اوه. عجب. چه شغل جالبی

176
00:11:23,182 --> 00:11:26,163
‫آره. ولی سریع قدیمی میشه

177
00:11:26,185 --> 00:11:29,166
‫رویای بزرگ من اینه
‫که یه رقاص خوب بشم

178
00:11:29,188 --> 00:11:31,031
‫ـ   واقعا؟
‫ـ   آره

179
00:11:31,057 --> 00:11:33,037
‫یه حرکت به اسم
‫زبان ابلیس اختراع کردم

180
00:11:33,025 --> 00:11:36,029
‫و حالا تمام دخترای توی
‫کاباره انجامش میدن

181
00:11:36,028 --> 00:11:37,268
‫اگه یه میله داشتم
‫میتونستم نشونتون بدم

182
00:11:37,263 --> 00:11:40,142
‫میایم کاباره و نگاه میکنیم

183
00:11:40,132 --> 00:11:44,171
‫ـ   میایم شب گذرونی
‫ـ   آره، اینکارو میکنیم

184
00:11:45,137 --> 00:11:48,175
‫ـ   پس، لیبی، پدرش کیه؟
‫ـ   راستش، نمیدونم

185
00:11:48,207 --> 00:11:51,188
‫منظورم اینه که، خیلی ها میان
‫کاباره و برام مشروب میخرن

186
00:11:51,177 --> 00:11:56,149
‫و گاهی اوقات یکم بیشتر از
‫اونی که بخوام، دوستانه میشه

187
00:11:57,016 --> 00:11:58,290
‫امیدوارم فکر نکنین
‫من یه فاحشه ام

188
00:11:58,317 --> 00:12:00,092
‫نه

189
00:12:00,086 --> 00:12:05,297
‫راستش، تنها چیزی که وقتی نگات میکنیم
‫بهش فکر میکنیم اینه که چقدر تو خوشکلی

190
00:12:05,291 --> 00:12:07,237
‫من به اندازه کافی شنیدم، آقای بیل

191
00:12:07,259 --> 00:12:10,103
‫اگه لیبی هم همونقدری که ما ازش
‫خوشمون میاد از ما خوشش میاد

192
00:12:10,096 --> 00:12:13,236
‫بهتره کارا رو بکنیم و
‫بچه شو به فرزندی قبول کنیم

193
00:12:13,232 --> 00:12:17,146
‫اول، احتمالا باید درمورد اینکه
‫من چقدر پول میخوام صحبت کنیم

194
00:12:18,304 --> 00:12:22,047
‫هیچکس اینجا بچه نمیخره
‫این غیرقانونی

195
00:12:22,074 --> 00:12:24,076
‫پول هیچوقت نمیتونه دست
‫یه دست میادله بشه

196
00:12:24,076 --> 00:12:28,183
‫لیبی، ما یه لیست از مخارج تو تهیه
‫میکنیم، و خونواده سولیس پرداخت میکنن

197
00:12:28,214 --> 00:12:30,160
‫اوه، میتونن برام کادو هم بخرن؟

198
00:12:30,149 --> 00:12:33,130
‫یه دخترو میشناختم که بچه شو
‫داد و یه ماشین گرفت

199
00:12:33,152 --> 00:12:36,224
‫نمیدونم که میتونیم از پس
‫یه ماشین بر میایم یا نه

200
00:12:36,222 --> 00:12:41,001
‫ولی مطمئنم که برای ادای
‫سپاسگذاریمون راههایی پیدا میکنیم

201
00:12:45,131 --> 00:12:48,271
‫خب، وقت نهارم دیگه
‫تموم شده، باید برگردم

202
00:12:48,267 --> 00:12:52,215
‫تا وقتی از شر این بچه خلاص بشم
‫منو کردن مسئول ریختن مشروبات

203
00:12:52,238 --> 00:12:56,015
‫ازآشنایی با شما خیلی خوشحال
‫شدم، آقا و خانم سولس

204
00:12:56,041 --> 00:12:59,147
‫ـ   درواقع سولیس تلفظ میشه
‫ـ   ببخشید

205
00:12:59,178 --> 00:13:02,159
‫ـ   پس، چه جور اسمی؟
‫ـ   آه، مکزیکی

206
00:13:02,181 --> 00:13:04,161
‫خونوادهء هردومون
‫اهل گوادالارا هستن

207
00:13:06,252 --> 00:13:12,032
‫ـ   فکر کردم شما ایتالیایی هستین
‫ـ   نه. اسپانیایی هستیم و افتخار میکنیم

208
00:13:13,025 --> 00:13:15,130
‫تبریک میگم

209
00:13:20,065 --> 00:13:23,046
‫وای، خیلی خوشکله

210
00:13:23,068 --> 00:13:26,277
‫آره. دختر کوچولوی من یکم از این
‫صفات فوق العاده رو به ارث میبره

211
00:13:26,272 --> 00:13:28,183
‫این رنگ موهای خودشه؟

212
00:13:28,207 --> 00:13:32,053
‫آره. از دندون گرفته تا
‫نوک پاش همه ش طبیعی

213
00:13:32,044 --> 00:13:34,183
‫و میدونم که ورزشکاره
‫چون یه رقاص کاباره ست

214
00:13:34,180 --> 00:13:38,151
‫واسه همین واقعا امیدوارم که دختر
‫کوچولوی من صفات خوبی گیرش بیاد

215
00:13:38,184 --> 00:13:42,997
‫صفات ورزشکاری
‫نه صفات رقاص کاباره ای

216
00:13:43,222 --> 00:13:46,135
‫سوزی، عزیزم

217
00:13:46,125 --> 00:13:49,106
‫اوه، پیغامتو گرفتم
‫گفتم بیام یه سری بهت بزنم

218
00:13:49,128 --> 00:13:51,074
‫نمیفهمیدم مهمون داری. سلام

219
00:13:51,063 --> 00:13:53,009
‫الان برمیگردیم

220
00:13:53,032 --> 00:13:56,275
‫ـ   منو هل بده. برمیگردم
‫ـ   یه لحظه

221
00:13:57,269 --> 00:14:00,011
‫سوزان رو عزیزم صدا کرد؟

222
00:14:00,005 --> 00:14:02,178
‫آره. از کی از همدیگه متنفر نیستن؟

223
00:14:02,208 --> 00:14:06,213
‫میخوام فردا ایدی رو دست به سر کنی
‫و برای شام بیای پیش من و دکتر ران

224
00:14:06,212 --> 00:14:08,055
‫چرا باید اینکارو بکنم؟

225
00:14:08,080 --> 00:14:13,086
‫بخاطر اینکه با مُنشیت ریختی روهم
‫و تا آخر عمرت به من بدهکاری

226
00:14:13,085 --> 00:14:14,189
‫من شراب میارم

227
00:14:14,186 --> 00:14:18,259
‫خب، میدونی، قبل از جریان مایک، همیشه
‫فکر میکردم که اونا با هم آشتی میکنن

228
00:14:18,257 --> 00:14:21,033
‫چرا؟ من فکر میکردم
‫از هم دلخورن

229
00:14:21,060 --> 00:14:25,008
‫اون دوارن، بین اونا
‫خیلی محبت وجود داشت

230
00:14:25,030 --> 00:14:27,306
‫کلی شهوت. اونا همیشه
‫همدیگه رو میخندوندند

231
00:14:29,168 --> 00:14:32,240
‫واقعا به دکتر ران گفتی
‫که هنوز عاشق مایکی؟

232
00:14:32,238 --> 00:14:35,151
‫باشه، میشه خفه بشی؟ هیچم
‫خنده دار نیست. من بیهوش بودم

233
00:14:35,174 --> 00:14:37,120
‫باشه. عذرمیخوام. عذرمیخوام

234
00:14:37,109 --> 00:14:39,055
‫از اون یکی چطوری
‫خودتو خلاص کردی؟

235
00:14:39,078 --> 00:14:42,116
‫دروغ گفتم، و بهش گفتم من
‫هیچ مایکی رو نمیشناسم

236
00:14:42,114 --> 00:14:43,184
‫همه یه مایک رو میشناسن

237
00:14:43,215 --> 00:14:46,025
‫ـ   خودم میدونستم
‫ـ   چرا فقط ... ؟

238
00:14:46,018 --> 00:14:47,190
‫چون ترسیده بودم، خب؟

239
00:14:47,186 --> 00:14:52,067
‫دکتر ران از بعد از جراحی نیومده
‫بود منو ببینه و حس بدی داشتم

240
00:14:52,091 --> 00:14:57,165
‫و حس نمیکردم که با حقیقت
‫بتونم بخت آزمایی رو ببرم

241
00:14:57,196 --> 00:14:59,267
‫آره، بفرما
‫باقی خنده تو بکن

242
00:15:03,269 --> 00:15:06,079
‫ـ   آه
‫ـ   خانوما، خوشحال شدم

243
00:15:06,071 --> 00:15:09,018
‫و تو، فردا می بینمت

244
00:15:14,079 --> 00:15:15,217
‫چیه؟

245
00:15:15,247 --> 00:15:19,093
‫این فقط یه طرح اولیه ست
‫ولی میبینی دارم به چی فکر میکنم؟

246
00:15:19,084 --> 00:15:21,064
‫خیلی خوبه. واقعا خوشم اومد

247
00:15:21,053 --> 00:15:23,055
‫بیا یه نسخه هم به اد بدیم

248
00:15:24,089 --> 00:15:25,227
‫اه، باید جواب بدم، تام

249
00:15:25,224 --> 00:15:29,001
‫پرستارم اومده باید
‫به پسرم شیر بدم

250
00:15:29,028 --> 00:15:30,166
‫باشه. راحت باش

251
00:15:30,162 --> 00:15:33,143
‫سلام، عزیزم. نیویورکی ها
‫چطوری باهات رفتار میکنن؟

252
00:15:33,165 --> 00:15:37,272
‫خوبه. اون کارمندای پُرافاده شون
‫از طرحت خوششون اومد؟

253
00:15:38,037 --> 00:15:42,076
‫خب ،عالیه. فوق العاده ست

254
00:15:47,279 --> 00:15:53,252
‫من ... من ... بعدا
‫باهات تماس میگیرم

255
00:16:20,045 --> 00:16:23,117
‫ـ   اوه، خدای من
‫ـ   ای وای

256
00:16:25,084 --> 00:16:26,222
‫سلام

257
00:16:26,218 --> 00:16:28,255
‫فکر کردم تو و دوستت بدتون
‫نیاد یه چیزی بخورین

258
00:16:28,287 --> 00:16:32,292
‫اون وکیل منه، و این
‫یه گفتگوی اداری

259
00:16:32,291 --> 00:16:35,135
‫ـ   پس برو بیرون
‫ـ   احتیاجی نیست بی تربیتی کنی

260
00:16:35,160 --> 00:16:37,265
‫خیلی محبت کردین، خانم وندیکمپ

261
00:16:37,296 --> 00:16:42,245
‫میدونم که هنوز درحال کمک به پسرم
‫در اون پروژه مسخرهء حق تکفل هستین

262
00:16:42,267 --> 00:16:46,215
‫ولی شما توی خونهء من مهمون
‫هستین، و مهمونها هم ساندویچ میگیرن

263
00:16:46,205 --> 00:16:50,153
‫میدونی، اگه اجازه بدی برم دفترش
‫مجبور نمیشی تظاهر به خوب بودن کنی

264
00:16:50,142 --> 00:16:54,056
‫اندرو، ممکنه یه قاضی احمق وجود
‫داشته باشه که به نفع تو رأی بده

265
00:16:54,079 --> 00:16:57,083
‫و تا وقتی اون قاضی رو پیدا کنی
‫من وظایف والدینی ام رو اجرا میکنم

266
00:16:57,116 --> 00:17:01,087
‫که یکیشون هم نبخشیدن تو تا آخرَت

267
00:17:01,086 --> 00:17:04,192
‫آقای بورمانیس، خوشحال شدم

268
00:17:04,223 --> 00:17:09,036
‫و، آم، روی فرش
‫خورده نون نریزین

269
00:17:09,228 --> 00:17:13,074
‫باید منو ازاینجا ببری
‫اون فاحشه داره منو دیوونه میکنه

270
00:17:13,065 --> 00:17:15,170
‫همچینم آسون نیست

271
00:17:15,200 --> 00:17:18,044
‫قرار بود مشروبخواری
‫اون برگ برندهء ما باشه

272
00:17:18,037 --> 00:17:19,141
‫ولی از وقتی به اون
‫جلسات ملحق شده

273
00:17:19,171 --> 00:17:22,152
‫باید یه کاری بکنیم. اگه اون
‫برنده بشه، میشه مالک من

274
00:17:22,141 --> 00:17:25,122
‫نظر منو میخوای؟ متقاعدش
‫کن که بهتره بزاره تو بری

275
00:17:25,110 --> 00:17:28,091
‫بهتره توی دادگاه رو نبینی

276
00:17:28,080 --> 00:17:30,321
‫ـ   چرا؟
‫ـ   توی دادگاه خونواده

277
00:17:30,315 --> 00:17:32,295
‫همه چیز ظاهر قضیه ست

278
00:17:32,317 --> 00:17:36,163
‫اگه بدون هوشیاری یا تحجیر
‫یا حتی بی اهمیتی به تو وارد بشه

279
00:17:36,155 --> 00:17:41,264
‫ما در وضعیت خوبی خواهیم بود. ولی
‫اگه یه چیز هست که مامانت خوب بلده

280
00:17:41,293 --> 00:17:44,206
‫تظاهره

281
00:17:51,170 --> 00:17:55,084
‫ـ   میتونم ۵۰ دلار قرض بگیرم؟
‫ـ   کیفمو بیار

282
00:18:00,012 --> 00:18:02,253
‫ـ   چرا اینقدر پول لازم داری؟
‫ـ   من ۱۹ سالمه

283
00:18:02,247 --> 00:18:04,227
‫پول لازم دارم
‫باید بازجویی بشم؟

284
00:18:04,249 --> 00:18:08,163
‫اگه از من یه قرون هم
‫میخوای باید بشی. برای چیه؟

285
00:18:09,054 --> 00:18:13,161
‫هفتهء دیگه تولد دنییل. میخوام
‫براش یه کادوی خوب بخرم

286
00:18:14,059 --> 00:18:16,198
‫براش یه شعر بنویس
‫خرج هم نداره

287
00:18:21,066 --> 00:18:23,046
‫چیز دیگه ای میخوای؟

288
00:18:23,035 --> 00:18:25,140
‫فکر میکنی خوشم میاد
‫برای پول التماس کنم؟

289
00:18:25,137 --> 00:18:27,276
‫از شما پول میگیرم چون
‫اجازه نمیدی برم کار کنم

290
00:18:27,306 --> 00:18:31,083
‫مراقبت از برادرت یه کار
‫تمام وقت، برای هردومون

291
00:18:31,076 --> 00:18:33,022
‫ـ   تو که میدونی
‫ـ   خب، بفرستش بره

292
00:18:33,011 --> 00:18:34,115
‫ـ   متیو
‫ـ   جدی میگم، مامان

293
00:18:34,146 --> 00:18:37,093
‫هردومون زندگمون رو
‫متوقف کردیم، و برای چی؟

294
00:18:37,082 --> 00:18:39,153
‫الان یک سال گذشته
‫اون بهتر بشو نیست

295
00:18:39,151 --> 00:18:41,028
‫من بهبودیشو میبینم

296
00:18:41,053 --> 00:18:44,057
‫این بخاطر اینه که شما
‫چیزی رو که میخوای میبینی

297
00:18:44,089 --> 00:18:49,038
‫وقتشه که بفرستینش بره. اجازه بده
‫چندتا اینکاره ازش مراقبت کنن

298
00:18:49,061 --> 00:18:53,237
‫ما هم مجبور نمیشیم بریم
‫میتونیم دوباره برگردیم به زندگی

299
00:18:53,265 --> 00:18:56,041
‫چی شده؟

300
00:18:58,070 --> 00:18:59,140
‫ـ   دعوا میکنین؟
‫ـ   نه

301
00:18:59,138 --> 00:19:04,110
‫عزیزم. تولد دنییل
‫دوست متیو نزدیکه

302
00:19:04,109 --> 00:19:07,113
‫فقط داشتیم حرف میزدیم
‫چه هدیه ای براش بخریم

303
00:19:07,146 --> 00:19:12,220
‫خب، من توو فکر طلا بودم
‫پس ۵۰ دلار باید کافی باشه

304
00:19:15,020 --> 00:19:19,025
‫چرا ۲۰ دلار نباشه؟
‫تو که نمیخوای دست خالی بری

305
00:19:26,231 --> 00:19:30,236
‫توی صفحهء ۵ یه نمونه از
‫دستگاه تکثیر جدید هست

306
00:19:30,235 --> 00:19:32,237
‫ـ   نگاه کنین
‫ـ   من تشنمه

307
00:19:32,271 --> 00:19:35,184
‫اوه، عزیزم، همه دارن کار میکنن

308
00:19:35,174 --> 00:19:38,178
‫عذر میخوام. الان برمیگردم

309
00:19:42,214 --> 00:19:45,161
‫فقط منم، یا اون واقعا عجیبه؟

310
00:19:45,184 --> 00:19:49,064
‫عجیبه. کاملا عجیبه

311
00:19:52,024 --> 00:19:53,196
‫باید مجبورش کنیم تمومش کنه

312
00:19:53,225 --> 00:19:57,139
‫هی، هی، بد متوجه نشین
‫منم مثل شما فکر میکنم عجیبه

313
00:19:57,129 --> 00:20:00,235
‫ولی الان، این شرکت بیشتر از اونی که
‫ما به اون احتیاج داریم بهش احتیاج داره

314
00:20:00,265 --> 00:20:04,111
‫اینکه به یه مادر بگی چطوری بچه شو
‫بزرگ کنه،خطرناکه. ما از دستش میدیم

315
00:20:04,102 --> 00:20:07,140
‫بچه ۵ سالشه. نفرت انگیزه

316
00:20:07,139 --> 00:20:11,053
‫خب، چطوره ازش بخوایم وقتی
‫به بچه ش شیر میده پرده رو بکشه

317
00:20:11,076 --> 00:20:14,148
‫بازم میدونم اونجا چه
‫خبره. حواس پرتی میاره

318
00:20:14,179 --> 00:20:16,181
‫و خدا نکنه یه
‫مشتری اونو ببینه

319
00:20:16,181 --> 00:20:20,061
‫باشه. پس چه کسی
‫میخواد بهش بگه؟

320
00:20:25,090 --> 00:20:30,005
‫تو یه زنی. برای توآسونتره که باهاش در
‫مورد شیر و پستون و این چیزا حرف بزنی

321
00:20:30,028 --> 00:20:32,133
‫نه. نه. خواهش
‫از من نخوااین

322
00:20:32,164 --> 00:20:34,144
‫چرا به جری نمیگی بهش بگه؟

323
00:20:34,132 --> 00:20:38,012
‫من دیروز باهاش قرار گذاشتم
‫اینجوری یجوری میشه

324
00:20:38,003 --> 00:20:40,210
‫تو میتونی بدون اینکه اهانت
‫بشه بهش بگی. یالا دیگه

325
00:20:40,239 --> 00:20:43,118
‫یه کار بخاطر گروه

326
00:20:46,144 --> 00:20:51,093
‫باشه، ولی محض اطلاعتون
‫این گروه از ترسوها تشکیل شده

327
00:20:51,116 --> 00:20:55,030
‫گروه خودش خبر داره و
‫نفرت تو رو هم میپذیره

328
00:20:58,123 --> 00:21:00,103
‫بله؟ . سلام. نه، نه، نه

329
00:21:00,125 --> 00:21:02,162
‫رفته بودیم برای بچه چیز بخریم

330
00:21:02,160 --> 00:21:05,198
‫چه خبر؟

331
00:21:05,197 --> 00:21:09,236
‫حدا؟ باشه

332
00:21:09,234 --> 00:21:11,043
‫ممنون که تماس گرفتین

333
00:21:13,138 --> 00:21:15,209
‫ـ   چیه؟ .. ـ   وکیلمون بود

334
00:21:15,207 --> 00:21:19,155
‫ـ   لیبی مارو نمیخواد
‫ـ   چرا؟

335
00:21:19,177 --> 00:21:22,124
‫ـ   چون ما مکزیکی هستیم
‫ـ   چی؟

336
00:21:22,114 --> 00:21:25,118
‫این تبعیض نژادی
‫میتونیم بگیم دستگیرش کنن

337
00:21:25,117 --> 00:21:29,065
‫این بچهء اونه. میتونه هر
‫غلطی که بخواد باهاش بکنه

338
00:21:29,054 --> 00:21:30,226
‫ـ   لعنتی
‫ـ   نه. نه

339
00:21:30,255 --> 00:21:34,101
‫نمیشه مردم رو بخاطر
‫رنگ پوستشون کنار گذاشت

340
00:21:34,126 --> 00:21:36,265
‫خودمون مادرا رو بخاطر
‫ظاهرشون کنار گذاشتیم

341
00:21:36,261 --> 00:21:39,140
‫ـ   خب، اون فرق میکنه
‫ـ   چرا؟

342
00:21:39,131 --> 00:21:42,169
‫من قانون اساسی رو خوندم
‫ازآدمای زشت حمایت نمیکنه

343
00:21:42,167 --> 00:21:43,271
‫بهتره ولش کنیم. دیگه تمومه

344
00:21:43,302 --> 00:21:45,248
‫بهتره ببینیم بعدی چی میشه

345
00:21:45,237 --> 00:21:48,184
‫نه. نه، نه، نه
‫من بچهء اون زن رو میخوام

346
00:21:48,206 --> 00:21:51,119
‫و میگیرمش

347
00:21:52,244 --> 00:21:55,054
‫و چطوری میخوای
‫اونکارو بکنی؟

348
00:21:55,080 --> 00:21:58,027
‫اول از همه، میخوام یکی از
‫ته چکامون رو نشونش بدم

349
00:21:58,050 --> 00:22:00,052
‫به محض اینکه بفهمه
‫ما چقدر پول داریم

350
00:22:00,052 --> 00:22:04,023
‫مطمئنم که ما رو سفیدتر میبینه

351
00:22:04,256 --> 00:22:07,135
‫سلام، ورونیکا
‫سلام، دوناون

352
00:22:07,125 --> 00:22:09,196
‫خدای من، چقدر بزرگه

353
00:22:09,227 --> 00:22:12,037
‫ـ   جند سالشه؟
‫ـ   تازه رفته توو ۵ سال

354
00:22:12,064 --> 00:22:15,273
‫ـ   اوه، وای. پس یه پسر بزرگه
‫ـ   آره

355
00:22:15,267 --> 00:22:19,181
‫هی، میدونی، توی این مقطع زمانی
‫شیردادن با سینه واقعا دردسره

356
00:22:19,171 --> 00:22:22,118
‫یادمه شیرم رو میگرفتم
‫توی شیشه میکردم

357
00:22:22,140 --> 00:22:26,088
‫زندگیمو خیلی راحت تر میکرد

358
00:22:26,278 --> 00:22:28,087
‫لینت، مشکلی هست؟

359
00:22:28,113 --> 00:22:32,255
‫آدمای توی اداره یخورده

360
00:22:32,250 --> 00:22:34,230
‫متوجه شدند...

361
00:22:34,252 --> 00:22:40,066
‫که تو پسری به سن
‫دوناون رو شیر میدی

362
00:22:40,092 --> 00:22:43,232
‫اونا میدونن که شیر مادر با ویتامین
‫مصونیت سیستم ایمنی بدن رو بالا میبره

363
00:22:43,261 --> 00:22:48,074
‫و در جهان سوم غیرعادی نبوده که
‫بچه ها تا سن ۶ سالگی شیر بخورن

364
00:22:48,066 --> 00:22:51,104
‫آره، خب، توی جهان
‫سوم آب میوه نداشتند

365
00:22:51,103 --> 00:22:52,241
‫این تصمیم دوناون

366
00:22:52,270 --> 00:22:55,080
‫هروقت خودش خواست
‫دیگه شیر نخواره به من میگه

367
00:22:55,107 --> 00:23:00,079
‫بیخیال. جوجه ها که خودشون از توی
‫لونه نمیپرن بیرون. باید هُلشون داد

368
00:23:00,078 --> 00:23:04,254
‫میدونستی که شیر مادر
‫در رشد آی کیو هم موثره؟

369
00:23:12,057 --> 00:23:18,099
‫آره. شاید اگه یکم دیرتر بچه هاتو
‫از شیر گرفته بودی، متمدن تر میشدند

370
00:23:18,096 --> 00:23:19,166
‫اوهوکی

371
00:23:19,197 --> 00:23:21,268
‫من توسط تو یا هیچکس دیگه
‫مورد قضاوت قرار نمیگیرم

372
00:23:21,299 --> 00:23:26,180
‫اگه مردم تغذیه با سینهء منو دوست
‫ندارن، میتونن با وکیلم صحبت کنند

373
00:23:31,143 --> 00:23:35,285
‫و بعد سوزان ظرف سالاد رو
‫گذاشت روی زمین و گفت

374
00:23:35,280 --> 00:23:40,286
‫اگه میخوای مثل خوک رفتار کنی
‫میتونی مثل یه خوک هم بخوری

375
00:23:41,153 --> 00:23:46,296
‫اصلا فکر نمیکردم با دوست دخترم
‫و شوهرش اینقدر بهم خوش بگذره

376
00:23:46,291 --> 00:23:50,239
‫پشت تمام خنده ها، هنوز
‫یکم تلخی و نفرت وجود داره

377
00:23:50,228 --> 00:23:52,003
‫ـ   اوه، واقعا؟
‫ـ   آره

378
00:23:52,030 --> 00:23:54,010
‫نظرت چیه ما میز رو
‫تمیز کنیم، دسر بیاریم؟

379
00:23:54,032 --> 00:23:56,171
‫ـ   نه، خودم میارم
‫ـ   تو هیچکاری نمیکنی

380
00:23:56,201 --> 00:23:59,045
‫تو بخاطر یه دلیلی روی
‫ویلچر هستی. باشه؟

381
00:23:59,037 --> 00:24:00,277
‫بزار من و کارل
‫ظرفارو بشوریم

382
00:24:00,272 --> 00:24:04,049
‫اگه ببینم دارین درمورد من حرف
‫میزنین، شماها ویلچیر نشین میشین

383
00:24:04,075 --> 00:24:05,053
‫ـ   اوه، واقعا؟
‫ـ   آره

384
00:24:05,076 --> 00:24:07,249
‫آره؟

385
00:24:07,245 --> 00:24:13,161
‫خب، فکر کنم ظرفها میتونن یه
‫ثانیه منتظر بمونن. آره، یه ثانیه

386
00:24:54,125 --> 00:24:57,231
‫ـ   این دیگه چیه؟
‫ـ   چی شده؟

387
00:24:59,030 --> 00:25:02,068
‫خدای من. آه، لوله نشتی داره

388
00:25:03,068 --> 00:25:04,206
‫من جلوی آب رو میگیرم

389
00:25:04,202 --> 00:25:06,045
‫تو برو اون مردی که اون
‫سمت خیابون رو ببین

390
00:25:06,071 --> 00:25:08,051
‫اون یه لوله کشه
‫توی خونه خاکستری

391
00:25:08,039 --> 00:25:10,144
‫الان برمیگردم

392
00:25:10,208 --> 00:25:13,246
‫اسمش دلفینوئه

393
00:25:16,047 --> 00:25:17,253
‫داره کجا میره؟

394
00:25:17,249 --> 00:25:20,025
‫یه لوله کشی اورژانسی داریم

395
00:25:20,018 --> 00:25:22,055
‫تو اونو فرستادی پیش مایک؟

396
00:25:22,087 --> 00:25:25,227
‫اوه، خدای من. من چقدر احمقم
‫حتی توو فکرشم هم نبودم

397
00:25:25,257 --> 00:25:28,136
‫اینجا کلی آب بود، و من

398
00:25:28,126 --> 00:25:31,164
‫اوه، خدا. تو چی
‫فکر کرده بودی؟

399
00:25:35,000 --> 00:25:36,980
‫سلام، آقای دلفینو
‫اسم من ران

400
00:25:37,002 --> 00:25:41,109
‫دوست دخترم سوزان مایره
‫از اونسمت خیابون

401
00:25:41,139 --> 00:25:43,085
‫آره. آره، میشناسمش

402
00:25:43,108 --> 00:25:45,054
‫یه لوله شکستگی داریم

403
00:25:45,043 --> 00:25:47,148
‫باشه. آم

404
00:25:47,145 --> 00:25:49,091
‫تا وسایلمو برمیدارم بیا توو

405
00:25:49,114 --> 00:25:52,288
‫و میتونی منو
‫مایک صدا کنی؟

406
00:25:54,286 --> 00:26:00,066
‫اوه! آو! او. باشه، میتونم

407
00:26:00,091 --> 00:26:04,039
‫پس، مایک، چند ... آه
‫چند وقته که سوزان رو میشناسی؟

408
00:26:04,029 --> 00:26:07,169
‫ـ   یک سال و نیم
‫ـ   آم! اووه

409
00:26:07,198 --> 00:26:13,171
‫ـ   نگفت قبلا با هم قرار میذاشتیم؟
‫ـ   نه، نگفت. نگفت

410
00:26:17,275 --> 00:26:20,222
‫میشه یه لحظه، لطفا؟

411
00:26:27,052 --> 00:26:29,123
‫ـ   دروغگو
‫ـ   فکر کنم با مایک آشنا شدی

412
00:26:29,120 --> 00:26:32,033
‫ـ   آره، شدم
‫ـ   خواهش میکنم، بزار توضیح بدم

413
00:26:32,057 --> 00:26:35,038
‫ـ   نه، فقط ولم کن
‫ـ   وای

414
00:26:36,027 --> 00:26:38,029
‫ـ   عذر میخوام! ـ   باشه

415
00:26:38,029 --> 00:26:40,066
‫بیا، بزار کمکت کنم

416
00:26:40,098 --> 00:26:42,135
‫هی، از اون دور شو
‫حالت خوبه؟

417
00:26:42,167 --> 00:26:45,114
‫ـ   خوبم
‫ـ   تو چه مرگته؟

418
00:26:45,103 --> 00:26:48,277
‫ـ   هی! اون یه تصادف بود
‫ـ   شبیه تصادف نبود

419
00:26:48,273 --> 00:26:52,119
‫ـ   باشه، مایک، چیزی نیست. فقط برو خونه
‫ـ   آره. برو خونه، مایک

420
00:26:52,143 --> 00:26:55,283
‫اگه یه بار دیگه اونطوری
‫بهش دست بزنی. با من طرفی

421
00:26:55,280 --> 00:26:57,226
‫ممکنه بخوای از جلوی
‫صورتم گمشی بری

422
00:26:57,215 --> 00:27:00,162
‫یا چی؟

423
00:27:00,151 --> 00:27:02,028
‫اوه، باشه

424
00:27:07,225 --> 00:27:10,172
‫ران، داری چیکار میکنی؟

425
00:27:10,161 --> 00:27:12,072
‫ـ   اوه، خدای من

426
00:27:12,097 --> 00:27:16,068
‫بچه ها، تمومش کنین! تمومش کنین

427
00:27:16,134 --> 00:27:19,206
‫وقتمو با تو حروم کردم
‫داشتی منو با خودت میکشوندی

428
00:27:19,237 --> 00:27:22,218
‫معلومه که هنوز
‫عاشق این یاروئی

429
00:27:22,240 --> 00:27:25,244
‫ـ   خیلی خب، دیگه تمومه
‫ـ   نه، ران، نرو

430
00:27:25,243 --> 00:27:27,120
‫به من زنگ نزن

431
00:27:27,145 --> 00:27:29,216
‫اوه، ران

432
00:27:35,320 --> 00:27:37,300
‫تو چه مرگت شده؟

433
00:27:37,288 --> 00:27:41,236
‫ـ   فکر کردم داشت تو رو اذیت میکرد
‫ـ   نه، نمیکرد

434
00:27:42,127 --> 00:27:46,132
‫و حالا دوست پسرم هم رفت

435
00:27:46,164 --> 00:27:49,111
‫خیلی ممنون

436
00:28:01,112 --> 00:28:05,083
‫خیلی خب. میله دوست توئه، باشه؟
‫سینه هاتو برعکسش فشار بده

437
00:28:05,083 --> 00:28:07,154
‫اوه، نمیتونم. تازه گذاشتم

438
00:28:07,185 --> 00:28:09,165
‫خب، یه کاری بکن، سیسیل

439
00:28:09,187 --> 00:28:11,997
‫اینجا داره حوصله م سر میره

440
00:28:12,023 --> 00:28:14,196
‫وای. عجب اندام خوبی

441
00:28:14,192 --> 00:28:17,071
‫خب، ممنون، عزیزم

442
00:28:17,095 --> 00:28:23,046
‫تمیزتر از یه مهاجر فراری
‫مکزیکی هستم، مگه نه؟

443
00:28:23,068 --> 00:28:28,177
‫ببین، من آدم نژاد پرستی نیستم
‫فقط بهترین چیزو برای بچه م میخوام

444
00:28:28,173 --> 00:28:30,278
‫چرا باید با مکزیکیهای
‫متوسط کنار بیام

445
00:28:30,308 --> 00:28:33,289
‫وقتی میدونم که میتونم یه سفید پوست
‫پولدار برای فرزندخوندگی پیدا کنم؟

446
00:28:33,311 --> 00:28:36,155
‫خواهش میکنم. من
‫برات شبیه متوسطم؟

447
00:28:36,147 --> 00:28:39,094
‫توی دفتر بیل اونقدر
‫پولدار بنظر نمیرسیدی

448
00:28:39,117 --> 00:28:43,293
‫از هدیه که حرف زدم، شوهرت یه جوری
‫رفتار کرد که انگار از پس هیچی برنمیاد

449
00:28:43,321 --> 00:28:47,030
‫بخاطر این نظرت عوض شد؟
‫بخاطر یه هدیه؟

450
00:28:47,025 --> 00:28:48,095
‫باشه. چی میخوای؟

451
00:28:48,126 --> 00:28:52,165
‫نمیدونم

452
00:28:56,000 --> 00:28:57,980
‫جواهر دوست داری؟

453
00:28:58,002 --> 00:29:00,243
‫خب، بگیر

454
00:29:00,238 --> 00:29:02,047
‫اینا الماسهای واقعی اند؟

455
00:29:02,073 --> 00:29:04,053
‫اونی که وسط سه قیرات

456
00:29:04,042 --> 00:29:06,147
‫تا حالا هیچوقت یه الماس
‫واقعی رو لمس نکرده بودم

457
00:29:06,177 --> 00:29:09,283
‫خب، من و شوهرم میتونیم کلی
‫چیزای خوب جدید نشونت بدیم

458
00:29:09,280 --> 00:29:11,260
‫فقط اگه بچه مو بدم به تو

459
00:29:11,249 --> 00:29:16,198
‫خب، همونطور که همه میگن
‫هیچ چیز مثل یه نهار مجانی نمیشه

460
00:29:20,058 --> 00:29:22,060
‫باشه

461
00:29:22,093 --> 00:29:24,164
‫واقعا به همین سادگی

462
00:29:24,195 --> 00:29:26,266
‫به همین سادگی

463
00:29:26,297 --> 00:29:29,278
‫احتمالا نباید درمورد توافقمون
‫به وکیل چیزی بگیم

464
00:29:29,300 --> 00:29:34,272
‫ـ   درصدی با هم کنار میایم
‫ـ   همیشه از ریاضی تنفر داشتم

465
00:29:41,279 --> 00:29:43,088
‫چی شده؟

466
00:29:43,081 --> 00:29:46,255
‫بخاطر اینکه ما مکزیکی هستیم
‫اونکارو نکردی، مگه نه؟

467
00:29:46,284 --> 00:29:49,060
‫دقیقا نه

468
00:29:49,087 --> 00:29:51,089
‫پس چرا اینکارا رو کردی؟

469
00:29:51,089 --> 00:29:54,161
‫چون فکر کردم اگه بنظر برسه که
‫نمیتونین بچهء منو داشته باشین

470
00:29:54,159 --> 00:29:56,139
‫ممکنه یکم سخاوتمندانه تر عمل کنین

471
00:29:56,161 --> 00:30:01,076
‫عجب. تو خیلی زرنگتر از
‫اونی هستی که فکر میکردم

472
00:30:01,099 --> 00:30:05,172
‫من زرنگتر از اونی هستم
‫که دیگران فکر میکنن

473
00:30:09,140 --> 00:30:14,089
‫ـ   مامانم کجاست؟ من تشنمه
‫ـ   اوه، متأسفم، عزیزم

474
00:30:14,112 --> 00:30:19,255
‫مامانت توی اتاقش سخنرانی
‫داره، و سرش شلوغه

475
00:30:19,250 --> 00:30:21,230
‫پس فقط باید صبر کنی، باشه؟

476
00:30:21,252 --> 00:30:24,028
‫ـ   اون چیه؟
‫ـ   این شیر کاکایوئه

477
00:30:24,022 --> 00:30:27,299
‫قانونا نباید بخورم

478
00:30:29,160 --> 00:30:33,040
‫تو تا حالا خوردی؟

479
00:30:33,097 --> 00:30:36,078
‫دنبالم بیا

480
00:30:37,035 --> 00:30:39,174
‫بگیر. یالا. امتحانن کن

481
00:30:39,170 --> 00:30:41,980
‫یالا دیگه. واقعا خوشت میاد
‫قول میدم

482
00:30:42,006 --> 00:30:45,977
‫یالا، همهء بچه های
‫بزرگ از اینا میخورن

483
00:30:46,010 --> 00:30:50,083
‫آره، آفرین. فقط صداشو در نیار

484
00:30:50,114 --> 00:30:53,186
‫خوبه. دوست داری؟

485
00:30:56,120 --> 00:30:58,259
‫دسر میل دارین، یه
‫لیوان شراب دیگه؟

486
00:30:58,289 --> 00:31:03,170
‫اوه، نه. ممنون. باید برم
‫فقط صورت حساب لطفا

487
00:31:03,194 --> 00:31:06,175
‫آخر این هفته یه کار نیکوکارنه دارم
‫و قبل از اینکه مغازه ها تعطیل بشن

488
00:31:06,197 --> 00:31:09,041
‫باید یه لباس مناسب پیدا کنم

489
00:31:09,033 --> 00:31:12,139
‫ولی همه چیز خوشمزه بود

490
00:31:25,049 --> 00:31:26,187
‫آه، سلام. خانم وندیکمپ

491
00:31:26,217 --> 00:31:29,198
‫فکر کردی داری
‫چیکار میکنی؟

492
00:31:29,187 --> 00:31:31,224
‫دارم یه کمبربند میخرم

493
00:31:31,222 --> 00:31:35,068
‫با چی؟
‫تو که پول نداری؟

494
00:31:35,193 --> 00:31:37,173
‫اونو از توی کیف
‫من برداشتی؟

495
00:31:37,161 --> 00:31:39,266
‫اونو پس بده
‫ـ   میریم خونه

496
00:31:39,297 --> 00:31:42,244
‫به قاضی درمورد کارت
‫اعتباری دزدیدنت هم میگم

497
00:31:42,233 --> 00:31:45,077
‫برای پرونده حق
‫تکفلت معجزه میکنه

498
00:31:45,069 --> 00:31:47,208
‫فکر نمیکنم اجازه بدی
‫کار به دادگاه بکشه

499
00:31:47,238 --> 00:31:49,184
‫اوه؟ و چرا؟

500
00:31:49,173 --> 00:31:52,120
‫چون مجبور میشم درمورد
‫دوران بچگیم شهادت بدم

501
00:31:52,143 --> 00:31:55,090
‫تو زیباترین دوران کودکی ای
‫داشتی که تاحالا دیدم

502
00:31:55,079 --> 00:31:56,217
‫مطمئنی؟

503
00:31:56,214 --> 00:31:59,286
‫چون دارم یه بدرفتاریهایی رو
‫به یاد میارم

504
00:31:59,317 --> 00:32:04,062
‫اندرو، قاضی هیچوقت باور
‫نمیکنه که من تو رو میزدم

505
00:32:04,055 --> 00:32:06,262
‫اوه، منظورم اون
‫قبیل بدرفتاریها نیست

506
00:32:06,291 --> 00:32:10,034
‫میدونی، خنده داره
‫هرچی بیشتر عصبانی میشم

507
00:32:10,061 --> 00:32:15,101
‫بیشتر از این خاطرات
‫ننگین یادم میاد

508
00:32:16,134 --> 00:32:18,080
‫نمیتونی جدی باشی

509
00:32:18,102 --> 00:32:23,142
‫مثل لمس کردن جاهایی
‫از بدنم که نباید لمس کنی

510
00:32:24,175 --> 00:32:27,281
‫هیچکس حتی یک کلمه
‫از اونارو باور نمیکنه

511
00:32:27,278 --> 00:32:30,225
‫آره، خب، میدونی که
‫مردم چطوری هستن

512
00:32:30,248 --> 00:32:37,996
‫ممکنه بگن که حرف تو رو باور
‫میکنن، ولی همیشه براشون جای تعجبه

513
00:32:38,056 --> 00:32:41,003
‫پس اگه جای تو بودم

514
00:32:41,025 --> 00:32:44,006
‫گورمو گم میکردم

515
00:32:44,028 --> 00:32:49,102
‫بیا جاستین. میخوام برات
‫یه چیز خوشکل بخرم

516
00:32:51,202 --> 00:32:54,149
‫جاستین

517
00:32:59,143 --> 00:33:03,216
‫یه لیوان دیگه هم شراب میخورم

518
00:33:09,253 --> 00:33:12,234
‫میتونی بطری رو بزاری

519
00:35:06,237 --> 00:35:10,083
‫ـ   بله؟ . ـ   سلام. بیری هستم
‫وندیکمپ

520
00:35:10,074 --> 00:35:15,080
‫نمیدونستم با کی تماس بگیرم
‫و، خب، توی یه موقعیتی هستم

521
00:35:22,120 --> 00:35:24,191
‫خب

522
00:35:24,188 --> 00:35:28,193
‫ـ   چطوری اونجا گیر کردی؟
‫ـ   ترجیح میدم الان بحث نکنم

523
00:35:28,192 --> 00:35:31,264
‫پسر، بقیه نگبانها باورشون نمیشه

524
00:35:31,295 --> 00:35:34,139
‫ـ   اشکالی نداره؟
‫ـ   ترجیح میدم

525
00:35:34,165 --> 00:35:37,112
‫نگیرین...

526
00:35:37,101 --> 00:35:40,275
‫پسرت تو رو با خاطرات
‫ننگین تهدید کرده؟

527
00:35:40,304 --> 00:35:46,277
‫اوه، خدای من. اون جدا پدرسوخته ست
‫باید این بچه رو ببینم

528
00:35:46,310 --> 00:35:50,122
‫ـ   مثل اینکه تحت تاثیر قرار گرفتی
‫ـ   یجورایی آره

529
00:35:50,114 --> 00:35:53,152
‫مثل اینکه یه نرینه
‫بزرگ کردی

530
00:35:53,184 --> 00:35:56,165
‫یه هیولالاست بزرگ کردم

531
00:35:56,154 --> 00:36:01,160
‫جای تعجب نیست که
‫مشروب میخورم

532
00:36:01,192 --> 00:36:05,072
‫ـ   نمیدونم چرا اونو گفتم
‫ـ   شابد حقیقت

533
00:36:05,096 --> 00:36:09,306
‫نه. این مثل این میمونه که فکر میکنم
‫یه مشکل دارم. و درواقع ندارم

534
00:36:11,035 --> 00:36:17,111
‫ببین، نمیخوام قاطی دعوا یا چیزی بشم
‫ولی تو توی فروشگاه از هوش رفتی

535
00:36:17,141 --> 00:36:21,248
‫و به نظر من، این یه مشکل

536
00:36:21,245 --> 00:36:27,196
‫امشب یه وضعیت
‫خیلی غیرعادی بود

537
00:36:40,131 --> 00:36:45,137
‫ای کاش موقعی که رکس
‫زنده بود منو میشناختی

538
00:36:45,136 --> 00:36:53,248
‫و بچه هام جوان بودند، و همه
‫چیز همونطوری که باید باشه بود

539
00:36:55,012 --> 00:36:58,152
‫فکر میکنم واقعا از من
‫خوشت میمود. خیلی زیاد

540
00:36:58,149 --> 00:37:02,120
‫همین الانش هم
‫ازت خوشم میاد

541
00:37:02,186 --> 00:37:05,167
‫واقعا؟

542
00:37:09,026 --> 00:37:13,133
‫چون من از خودم خوشم نمیاد

543
00:37:24,308 --> 00:37:27,118
‫خداحافظ

544
00:37:30,214 --> 00:37:33,058
‫مامان؟

545
00:37:33,050 --> 00:37:35,155
‫اندرو؟

546
00:38:00,077 --> 00:38:01,249
‫کالب؟

547
00:38:01,279 --> 00:38:04,021
‫سلام، دنییل

548
00:38:04,048 --> 00:38:07,222
‫تو اینجا چیکار میکنی؟

549
00:38:08,252 --> 00:38:11,995
‫تولدت مبارک

550
00:38:12,223 --> 00:38:16,228
‫واقعا باید بری خونه. اگه مامانم
‫بفهمه تو اینجا بودی، عصبانی میشه

551
00:38:16,260 --> 00:38:19,207
‫ـ   نمیخوای بپوشیش؟
‫ـ   نه، نمیخوام. لطفا برو

552
00:38:19,230 --> 00:38:24,270
‫ـ   میتونم کمکت کنم بپوشیش
‫ـ   عوضی، نشنیدی چی گفتم؟ برو

553
00:38:52,163 --> 00:38:56,134
‫سلام. چی شده؟

554
00:38:57,168 --> 00:39:00,149
‫میتونی به همه بگی
‫خیالشون راحت باشه

555
00:39:00,137 --> 00:39:04,108
‫ـ   اون دیگه شیر منو نمیخوره
‫ـ   به همین زودی؟

556
00:39:04,141 --> 00:39:06,246
‫منظورم اینه که، متأسفم

557
00:39:06,277 --> 00:39:09,258
‫آره، میدونم
‫منظورم اینه که، ناشکر نیستم

558
00:39:09,246 --> 00:39:12,227
‫فقط فکر نمیکردم به
‫این زودیها اتفاق بیافته

559
00:39:12,216 --> 00:39:15,197
‫اوه، عزیزم

560
00:39:15,186 --> 00:39:20,158
‫میدونم ... میخوایم تا اونجایی
‫که بتونیم بچه نگهشون داریم

561
00:39:20,191 --> 00:39:23,172
‫ولی بچه ها بزرگ میشن

562
00:39:23,194 --> 00:39:26,175
‫میدونم. جدای از اون مسئله

563
00:39:26,163 --> 00:39:30,111
‫ـ   حالا من دوباره چاق میشم
‫ـ   ها؟

564
00:39:30,134 --> 00:39:33,081
‫شیر دادن چیزی بود که
‫وزنمو پایین نگه میداشت

565
00:39:33,070 --> 00:39:36,244
‫هربار شیردهی
‫معادل ۳۰ دقیقه ورزش

566
00:39:36,240 --> 00:39:40,245
‫حالا دوباره مجبورم
‫برم کلاس ورزش

567
00:39:41,278 --> 00:39:45,249
‫وای. این واقعا ناخوش آینده

568
00:39:45,282 --> 00:39:50,095
‫آره. واقعا هست

569
00:40:11,175 --> 00:40:14,247
‫سلام، آه ... جولی
‫اجازه داد بیام توو

570
00:40:14,245 --> 00:40:17,158
‫میتونم ببینم

571
00:40:17,181 --> 00:40:22,096
‫واسه کتک، غریبه های توی خیابون تموم
‫شدن، میخوای خونه به خونه شروع کنی؟

572
00:40:22,119 --> 00:40:27,159
‫ـ   درمورد اتفاقی که افتاد واقعا شرمنده ام
‫ـ   تو نمیخوای دوست پسر من باشی، باشه

573
00:40:27,158 --> 00:40:29,263
‫تنها آدمی که
‫میخواد باشه رو نزن

574
00:40:29,293 --> 00:40:33,105
‫میدونم زیاده روی کردم. ولی
‫اونطور که اون سرت داد زد

575
00:40:33,097 --> 00:40:37,068
‫حقم بود. باور کن
‫بعد از اونکاری که من کردم

576
00:40:37,268 --> 00:40:41,045
‫خدا، چه خرابکاری ای شده
‫اون حتی نمیخواد تلفنهامو جواب بده

577
00:40:41,071 --> 00:40:44,052
‫مگه چیکار کردی؟

578
00:40:44,074 --> 00:40:46,213
‫قبل از عمل به دکتر ران
‫یه چیزی گفتم

579
00:40:46,210 --> 00:40:51,182
‫ـ   و واقعا داغونش کرد
‫ـ   بهش چی گفتی؟

580
00:40:52,049 --> 00:40:54,051
‫ـ   نمیتونم به تو بگم
‫ـ   بله، میتونی

581
00:40:54,084 --> 00:40:57,031
‫تو میتونی همه چیزو به من بگی
‫خودت که اینو میدونی

582
00:40:57,021 --> 00:40:59,228
‫مامان؟ تلفن. دکتر ران

583
00:41:01,258 --> 00:41:04,102
‫آم

584
00:41:04,094 --> 00:41:07,041
‫باید اینو جواب بدم

585
00:41:08,065 --> 00:41:12,138
‫تو، ا م ... میخوای بعدا
‫در اینمورد صحبت کنیم؟

586
00:41:14,205 --> 00:41:19,120
‫نه. نه، واقعا نه. آم

587
00:41:19,210 --> 00:41:21,281
‫چرا؟

588
00:41:31,121 --> 00:41:33,226
‫سلام

589
00:41:34,091 --> 00:41:40,098
‫<font color=#FF۸۰۰۰>در اون لحظه که دکتر هانسون میلز در
‫حال بریدن بند ناف یک بچهء دیگه بود</font>

590
00:41:40,130 --> 00:41:45,239
‫<font color=#FF۸۰۰۰>گره های دیگه هم در سراسر
‫شهر درحال جدا شدن بودند</font>

591
00:41:45,269 --> 00:41:51,242
‫<font color=#FF۸۰۰۰>مثل گره بین یک بچه و یک مادر که
‫نمیخواست اون خیلی زود بزرگ بشه</font>

592
00:41:51,275 --> 00:41:57,282
‫<font color=#FF۸۰۰۰>یا گره بین یک شراب خوب و زن
‫خونه داری که نمیخواست قبول کنه</font>

593
00:41:57,281 --> 00:42:00,262
‫<font color=#FF۸۰۰۰>یک مشکل داره</font>

594
00:42:00,284 --> 00:42:08,101
‫<font color=#FF۸۰۰۰>یا گره بین یک زن و دوست پسری
‫که نمیتونست خیانت اون رو ببخشه</font>

595
00:42:08,292 --> 00:42:12,263
‫<font color=#FF۸۰۰۰>انتخاب جدا شدن از چیزی
‫که عاشقش هستیم دردناکه</font>

596
00:42:12,296 --> 00:42:16,142
‫سلام. حال دخترم چطوره؟

597
00:42:16,133 --> 00:42:17,271
‫حال دوتا دخترای من چطوره؟

598
00:42:17,301 --> 00:42:19,281
‫<font color=#FF۸۰۰۰>بدترین چیز اینه که</font>

599
00:42:19,303 --> 00:42:22,284
‫حوبیم

600
00:42:22,306 --> 00:42:24,149
‫واقعا خوبیم

601
00:42:24,141 --> 00:42:31,081
‫<font color=#FF۸۰۰۰>...وقتی کسی که بهش اعتماد داریم، از
‫قول خودمون برامون تصمیم گیری کنه</font>

