1
00:00:00,300 --> 00:00:02,246
‫<font color=#FF۸۰۰۰>آنچه گذشت</font>

2
00:00:02,268 --> 00:00:04,305
‫اگه لیبی هم همونقدر که ما ازش
‫خوشمون میاد از ما خوشش میاد

3
00:00:04,304 --> 00:00:07,114
‫بهتره کارا رو بکنیم و
‫بچه شو به فرزندی قبول کنیم

4
00:00:07,107 --> 00:00:09,087
‫ـ   پدرش کیه؟
‫ـ   راستش، نمیدونم

5
00:00:09,109 --> 00:00:11,089
‫<font color=#FF۸۰۰۰>کارلوس و گبی یه قرارداد بستند</font>

6
00:00:11,077 --> 00:00:14,183
‫با شوهر سابقم ازدواج کردم
‫چون اون یه بیمهء خوب داشت

7
00:00:14,180 --> 00:00:16,023
‫<font color=#FF۸۰۰۰>...سوزان تلافی کرد</font>

8
00:00:16,049 --> 00:00:20,054
‫هیچوقت فکر نمیکردم با دوست دخترم
‫و شوهرش اینقدر بهم خوش بگذره

9
00:00:20,086 --> 00:00:22,191
‫<font color=#FF۸۰۰۰>...و مایک
‫</font>ـ   نگفت باهم قرار میذاشتیم؟

10
00:00:22,188 --> 00:00:24,168
‫<font color=#FF۸۰۰۰>...یه اعتراف کرد</font>
‫ـ   دروغگو

11
00:00:24,190 --> 00:00:26,227
‫معلومه که هنوز
‫عاشق این یارویی

12
00:00:26,226 --> 00:00:31,039
‫<font color=#FF۸۰۰۰>...از دارائی خودش</font>

13
00:00:31,031 --> 00:00:33,011
‫<font color=#FF۸۰۰۰>در اولین روز از هوشیاریش</font>

14
00:00:33,033 --> 00:00:39,279
‫<font color=#FF۸۰۰۰>بیری وندیکمپ یه چوب پنبه قدیمی پیدا کرد
‫که یادش آورد چقدر دلش شراب سفید میخواد</font>

15
00:00:39,305 --> 00:00:44,277
‫<font color=#FF۸۰۰۰>واسهء همین به سرپرستش زنگ زد
‫اونم با یه دی وی دی اومد و تا زمانی</font>

16
00:00:44,310 --> 00:00:48,156
‫<font color=#FF۸۰۰۰>...که هوسش تموم شد، تماشا کردند</font>

17
00:00:48,148 --> 00:00:51,288
‫<font color=#FF۸۰۰۰>پنج روز بعد، وقتی عطشش
‫برای شراب انگور فوران میکرد</font>

18
00:00:51,284 --> 00:00:54,128
‫<font color=#FF۸۰۰۰>پیتر با یه دسته وَرَق از راه رسید</font>

19
00:00:54,154 --> 00:00:57,135
‫<font color=#FF۸۰۰۰>هفتهء بعد، با غذای چینی اومد</font>

20
00:00:57,157 --> 00:01:03,267
‫<font color=#FF۸۰۰۰>چون بیری گفته بود دلش هوس
‫شراب انگور یکساله کرده بود</font>

21
00:01:03,263 --> 00:01:05,265
‫<font color=#FF۸۰۰۰>در بیستمین روز هوشیاریش</font>

22
00:01:05,298 --> 00:01:10,077
‫<font color=#FF۸۰۰۰>بیری دیگه اصلا به الکل فکر نمیکرد</font>

23
00:01:10,070 --> 00:01:15,076
‫<font color=#FF۸۰۰۰>چون حالا دیگه افکارش به
‫یه جای دیگه متمرکز شده بود</font>

24
00:01:19,012 --> 00:01:22,118
‫پیتر، کنجکاو شدم، آسون ترین
‫راه برای ترک اعتیاد چیه؟

25
00:01:22,148 --> 00:01:27,120
‫خب، بعضیها شوک درمانی رو
‫امتحانن میکنن، بعضیها هیپنوتیزم

26
00:01:27,153 --> 00:01:31,295
‫ولی با اینکه این همه وقت گذشته
‫هنوزم انگار برام تازگی داره. چرا؟

27
00:01:31,291 --> 00:01:36,206
‫بگمونم فقط صبر ندارم تا
‫زندگیم به روال عادیش برگرده

28
00:01:40,200 --> 00:01:41,110
‫داری چیکار میکنی؟

29
00:01:41,101 --> 00:01:44,173
‫فقط بهت یه بوس کوچولو دادم

30
00:01:44,204 --> 00:01:47,208
‫ـ   چرا؟
‫ـ   من اینطوری میگم ممنونم

31
00:01:47,240 --> 00:01:52,212
‫برای تمام اونکارایی که توی اون
‫چند هفتهء پیش برام انجام دادی

32
00:01:52,212 --> 00:01:55,091
‫چی شده؟

33
00:01:55,115 --> 00:01:58,062
‫ممکنه یخورده بد بنظر برسه

34
00:01:58,084 --> 00:02:04,262
‫ولی علاوه بر ترک الکل
‫من عضو میم ـ سین هم هستم

35
00:02:04,290 --> 00:02:09,103
‫معتاد به سکس

36
00:02:10,029 --> 00:02:13,033
‫اوه. و اون یه ... یه چیز واقعیه؟

37
00:02:13,032 --> 00:02:17,105
‫آره. من به سکس خیلی
‫بیشتر از الکل معتادم

38
00:02:17,137 --> 00:02:19,242
‫بخاطر همین وقتی منو
‫هوایی کنه، این یه مشکله

39
00:02:19,272 --> 00:02:21,218
‫این فقط یه بوس کوچیک
‫روی گونه بود

40
00:02:21,207 --> 00:02:26,179
‫مهم نیست. کوچکترین تماسها
‫منو به هول و وَلا میندازه

41
00:02:26,212 --> 00:02:29,284
‫پس چند وقت میشه که

42
00:02:29,282 --> 00:02:32,058
‫یک سال

43
00:02:32,085 --> 00:02:34,190
‫قانونشون اینه: گیاه، حیوان، شخص

44
00:02:34,220 --> 00:02:38,191
‫اگه بتونم یه گیاه رو زنده نگه دارم
‫اونوقت میتونم برم سراغ حیوان

45
00:02:38,191 --> 00:02:42,230
‫اگه بتونم از پس اون بر بیام
‫اونوقت میتونم دوباره قرار بزارم

46
00:02:42,262 --> 00:02:47,041
‫ـ   پس حالا تا کجا پیش رفتی؟
‫ـ   دارم چهارمین گیاهمو بزرگ میکنم

47
00:02:57,110 --> 00:03:03,322
‫میبینی؟ بهتر از اون چیزی که فکر
‫میکنی میتونی از پس علاقه بر بیای

48
00:03:16,062 --> 00:03:17,200
‫چیه؟

49
00:03:17,197 --> 00:03:20,178
‫عذر میخوام. آم
‫فکر میکنم باید برم

50
00:03:20,200 --> 00:03:21,178
‫ـ   واقعا؟
‫ـ   آره

51
00:03:21,201 --> 00:03:26,082
‫پیتر! ولی ... پیراهنتو
‫فراموش کردی

52
00:03:26,105 --> 00:03:27,243
‫مال خودت

53
00:03:29,242 --> 00:03:34,089
‫<font color=#FF۸۰۰۰>اگرچه خودش نمیدونست
‫بیری جواب سوالشو گرفت</font>

54
00:03:34,080 --> 00:03:38,085
‫<font color=#FF۸۰۰۰>آسون ترین راه
‫برای ترک یه اعتیاد</font>

55
00:03:38,084 --> 00:03:42,055
‫<font color=#FF۸۰۰۰>جایگزین کردنش با یک
‫اعتیاد دیگه ست</font>

56
00:03:49,195 --> 00:03:51,197
‫<font color=#FF۸۰۰۰>وسوسه</font>

57
00:03:51,197 --> 00:03:56,044
‫<font color=#FF۸۰۰۰>این اسمه یک موسسه معررف
‫در حومه فیر ویوئه</font>

58
00:03:56,069 --> 00:03:59,050
‫<font color=#FF۸۰۰۰>جای باب دل مشتریهاش</font>

59
00:03:59,038 --> 00:04:04,112
‫<font color=#FF۸۰۰۰>هرکسی که به اونجا میره
‫میخواد دستشو به چیزی بزنه</font>

60
00:04:04,110 --> 00:04:07,057
‫<font color=#FF۸۰۰۰>و وقتی از خط عبور میکنن</font>

61
00:04:07,080 --> 00:04:11,119
‫<font color=#FF۸۰۰۰>هی! رفیق، بهت هشدار داده بودم</font>

62
00:04:11,117 --> 00:04:15,031
‫<font color=#FF۸۰۰۰>...چیزی رو که یک زوج
‫متأهل قرار بود کشف کنن</font>

63
00:04:15,054 --> 00:04:17,034
‫سلام

64
00:04:17,056 --> 00:04:19,195
‫یه رقص میخوای؟

65
00:04:19,192 --> 00:04:22,036
‫آه

66
00:04:22,061 --> 00:04:26,032
‫نه، مرسی، نه

67
00:04:26,232 --> 00:04:30,078
‫امیدوارم لیبی از
‫دوربین خوشش بیاد

68
00:04:30,069 --> 00:04:35,018
‫چرا نیاد؟ این دقیقا همون چیزی که
‫میخواست، گرونترین دوربین توی مغازه

69
00:04:35,008 --> 00:04:37,249
‫کارلوس، دیگه واقعا دارم از
‫خایه مالی کردن اون خسته میشم

70
00:04:37,277 --> 00:04:43,125
‫زنیکه میخواد بچه شو بده به ما
‫پس هرچیزی که لازمه بمالی، بمال

71
00:04:43,116 --> 00:04:46,063
‫شما اینجا چه غلطی میکنین؟

72
00:04:46,052 --> 00:04:49,295
‫برات این کادو روآوردیم
‫خودت گفتی نمیخوای بیایم خونه تون

73
00:04:49,289 --> 00:04:52,998
‫مرسی، ولی من دارم کار
‫میکنم، پس باید برین

74
00:04:53,026 --> 00:04:54,266
‫ما بابت اون کلی پول دادیم

75
00:04:54,260 --> 00:04:58,208
‫حداقل میتونی بازش کنی تا بتونیم از
‫حرارت خوشحالیت حمام آفتاب بگیریم

76
00:04:58,197 --> 00:05:00,108
‫اینجا مشکلی هست؟

77
00:05:00,133 --> 00:05:03,080
‫نه، فقط داشتیم حرف
‫میزدیم، همه چیز خوبه

78
00:05:03,102 --> 00:05:05,207
‫کارلوس سولیس، همسرم، گبرییل

79
00:05:05,204 --> 00:05:06,308
‫ما دوستهای لیبی هستیم

80
00:05:06,306 --> 00:05:10,083
‫اوه، سلام، من فرانک
‫هستم، دوست پسر لیبی

81
00:05:11,210 --> 00:05:14,054
‫لیبی، به ما نگفتی که
‫یه دوست پسر داری

82
00:05:14,047 --> 00:05:16,027
‫نگفتم؟
‫فکر میکردم گفتم

83
00:05:16,015 --> 00:05:19,224
‫اون چیه؟
‫یه کادو برای بچه مون؟

84
00:05:21,120 --> 00:05:23,191
‫عذرمیخوام، گفتی بچه مون؟

85
00:05:23,222 --> 00:05:28,262
‫آره. این اولین بچه مونه

86
00:05:30,063 --> 00:05:32,202
‫سلام، نهار چی داریم؟

87
00:05:32,231 --> 00:05:34,211
‫املت. میخوای برات درست کنم؟

88
00:05:34,233 --> 00:05:36,213
‫نه، ممنون، از مال تو میخورم

89
00:05:36,235 --> 00:05:39,114
‫بابا، نمیدونستم شما
‫هنوز یه کلید دارین

90
00:05:39,105 --> 00:05:42,018
‫باید مراقب دوتا خانوم
‫موردعلاقه م باشم

91
00:05:42,041 --> 00:05:44,146
‫پنیرشو بخور. بهترین قسمتشه

92
00:05:44,177 --> 00:05:49,092
‫منظورتون سه تا خانوم
‫موردعلاقه تونه

93
00:05:49,082 --> 00:05:51,119
‫میدونی، وقتی
‫ایدی رو اضافه کنی

94
00:05:51,150 --> 00:05:53,027
‫درسته، البته

95
00:05:53,019 --> 00:05:56,091
‫و از ایدی حرف زدی
‫چندتا خبر گنده دارم

96
00:05:56,089 --> 00:05:59,036
‫بالاخره ازش خواستگاری کردم

97
00:05:59,025 --> 00:06:00,265
‫تبریک میگم، بابا

98
00:06:00,293 --> 00:06:03,274
‫آره. تبریک میگم. آم

99
00:06:03,262 --> 00:06:05,242
‫برای شیش ماه انتظار
‫چه اتفاقی افتاد؟

100
00:06:05,264 --> 00:06:08,143
‫من و ایدی که نمیخوایم
‫فردا عروسی کنیم

101
00:06:08,167 --> 00:06:12,309
‫برنامه ریزی واسه یه عروسی
‫باکلاس یک ماه طول میکشه

102
00:06:12,305 --> 00:06:13,283
‫عروسی خودمونو یادته؟

103
00:06:13,306 --> 00:06:15,286
‫توو هوای آزاد گرفتی

104
00:06:15,274 --> 00:06:18,084
‫بارون اومد

105
00:06:18,111 --> 00:06:20,057
‫میتونستم اون هواشناس رو بکشم

106
00:06:20,046 --> 00:06:24,051
‫همه مون زیر اون سایه بون
‫کوچولو جمع شدیم

107
00:06:24,050 --> 00:06:26,155
‫فکر میکردم تمام روز
‫عروسی خراب شده بود

108
00:06:26,185 --> 00:06:27,220
‫عاشقشم

109
00:06:27,253 --> 00:06:29,199
‫یه حال و هوای خوبی بود

110
00:06:29,188 --> 00:06:34,035
‫همهء دوستامون دورمون
‫جمع شده بودند

111
00:06:34,060 --> 00:06:36,267
‫بادته؟

112
00:06:36,262 --> 00:06:41,041
‫تو گفتی اون روز شادترین
‫روز زندگیت بود

113
00:06:43,169 --> 00:06:50,053
‫مثل ازدواج کردنتون با ایدی
‫که شادترین روز زندگیش میشه

114
00:06:50,076 --> 00:06:51,146
‫آره، درسته

115
00:06:51,177 --> 00:06:52,247
‫مال اونم میشه

116
00:06:52,245 --> 00:06:55,226
‫بای بای

117
00:07:00,219 --> 00:07:03,063
‫ـ   اوه، سلام
‫ـ   سلام

118
00:07:03,089 --> 00:07:06,161
‫اندرو گفت اشکالی نداره
‫یه نوشابه بردارم

119
00:07:06,192 --> 00:07:08,263
‫آه، حتما راحت باشین

120
00:07:08,294 --> 00:07:11,070
‫توی فریزر یخ هست

121
00:07:11,063 --> 00:07:13,100
‫با قوطی هم خوبه، ولی ممنون

122
00:07:13,099 --> 00:07:17,070
‫اوه، براتون یه لیست از شاهدین
‫حاضر در دادگاه گذاشتم

123
00:07:17,069 --> 00:07:20,243
‫اونجاست، روی پیشخون

124
00:07:24,076 --> 00:07:29,253
‫( لینت اسکاوو، کارن مکلاسکی
‫اندرو ویلیامز، جان الکساندر، ...)

125
00:07:31,284 --> 00:07:36,233
‫ـ   سلام
‫ـ   سلام

126
00:07:36,289 --> 00:07:40,260
‫میدونم هنوز از دستم
‫عصبانی هستی، و، آم

127
00:07:40,259 --> 00:07:45,140
‫و میخواستم بهت بگم که من، آم...

128
00:07:45,164 --> 00:07:48,270
‫به یه برنامه بازیابی ملحق شدم...

129
00:07:48,301 --> 00:07:50,247
‫ترک الکل

130
00:07:50,236 --> 00:07:53,274
‫فقط میخواستم اینو بدونی

131
00:07:53,272 --> 00:07:56,116
‫و بگم که متاسفم

132
00:07:56,142 --> 00:07:57,120
‫تو

133
00:07:57,143 --> 00:08:02,217
‫یه دوست واقعی هستی
‫و برای صداقتت ارزش قایلم

134
00:08:02,281 --> 00:08:06,161
‫اوه. نمیخوام دیگه عصبانی باشم

135
00:08:06,152 --> 00:08:09,133
‫و خیلی خوشحالم که این حرفارو
‫شنیدم. بهت افتخار میکنم

136
00:08:09,155 --> 00:08:12,034
‫اوه، مرسی، ولی هنوز راحت نشدم

137
00:08:12,058 --> 00:08:15,039
‫هنوز تمام این جریان
‫دادگاه روی سرم نشسته

138
00:08:15,027 --> 00:08:17,303
‫در موردش شنیدم. اندرو
‫تقاضای حق تکفل کرده؟

139
00:08:17,296 --> 00:08:22,109
‫آره. وکیلش یه ورقه استشهاد آورده که
‫ببینه آیا من مادر شایسته ای هستم یا نه

140
00:08:24,103 --> 00:08:27,084
‫و با اون جریان ناگوار
‫که با بچه های تو داشتم

141
00:08:27,106 --> 00:08:30,053
‫من، آه، تصور میکنم مشتاق
‫که با تو حرف بزنه

142
00:08:30,042 --> 00:08:33,285
‫ـ   بگمونم، که یه چیزی گیرش بیاد
‫ـ   آره

143
00:08:33,312 --> 00:08:37,226
‫نمیدونی ممکنه بهش چی بگی؟

144
00:08:38,150 --> 00:08:41,222
‫من، آم

145
00:08:44,190 --> 00:08:48,002
‫روی قابلیتهای
‫خوب تمرکز میکنم

146
00:08:49,161 --> 00:08:52,108
‫دیگه ازت هیچی نمیخوام

147
00:08:52,098 --> 00:08:53,099
‫مرسی

148
00:08:53,132 --> 00:08:56,011
‫ـ   بعدا می بینمت. ـ   باشه

149
00:08:56,002 --> 00:09:00,144
‫بخاطر اون که نیومده بودی
‫عذرخواهی، مگه نه؟

150
00:09:00,172 --> 00:09:02,152
‫منظورت چیه؟

151
00:09:02,141 --> 00:09:06,089
‫که منو برای شهادت نرم کنی

152
00:09:06,112 --> 00:09:09,025
‫البته که نه

153
00:09:10,216 --> 00:09:13,060
‫آم

154
00:09:13,085 --> 00:09:16,191
‫فقط میخواستم یه چیزی رو بفهمی

155
00:09:16,188 --> 00:09:19,260
‫اندرو داره تهمت درست میکنه

156
00:09:19,292 --> 00:09:23,138
‫تهمتهای دروغین، میگه من
‫ازش سوء استفاده کردم

157
00:09:23,129 --> 00:09:28,203
‫بخاطر اینکه این اواخر اجازه ندادم به پس
‫اندازش دست بزنه تا بتونه یه ماشین بخره

158
00:09:28,234 --> 00:09:33,183
‫منظورم اینه که، میتونی منو بخاطراینکه
‫میخوام بدونم پشتیبانیتو دارم، مقصر کنی؟

159
00:09:33,172 --> 00:09:37,018
‫و پس، چی؟

160
00:09:37,009 --> 00:09:43,187
‫میخوای دروغ بگم؟
‫تو رو خوب جلوه بدم؟

161
00:09:43,215 --> 00:09:47,186
‫راستش هیچکدومشون رو نمیخوام

162
00:09:47,186 --> 00:09:49,029
‫خوبه

163
00:09:49,021 --> 00:09:54,266
‫چون وقتی بخوام شهادت بدم
‫حقیقت رو میگم

164
00:10:06,105 --> 00:10:11,145
‫ـ   چرا همچین افتخاری نصیبم شده؟
‫ـ   میخوام یه چیزی رو ببینی

165
00:10:16,182 --> 00:10:18,992
‫مایرا هولت داره با
‫پائول یانگ حرف میزنه

166
00:10:19,018 --> 00:10:21,055
‫داره همینجور
‫باهاش گپ میزنه

167
00:10:21,087 --> 00:10:25,035
‫با وجود اینکه شیش ماه پیش
‫بهش گفتم که اون خواهرمو کشته

168
00:10:25,024 --> 00:10:28,005
‫وقتی توی فروشگاه توی صف
‫پشت صندوق ایستاده بودیم

169
00:10:28,027 --> 00:10:30,234
‫ولی اوناهش
‫انگار که نه انگار

170
00:10:30,229 --> 00:10:32,209
‫اوه، مایک

171
00:10:32,198 --> 00:10:35,270
‫از این میترسم که حافظهء مردم
‫اونطوری که باید باشه نباشه

172
00:10:35,301 --> 00:10:38,145
‫فیلیسیا، چی میخوای؟

173
00:10:38,170 --> 00:10:40,309
‫میخوام ببینم حافظهء تو چقدر خوبه

174
00:10:40,306 --> 00:10:43,287
‫اگه اون قولی که به من
‫داده بودی رو یادت بیارم

175
00:10:43,275 --> 00:10:45,221
‫من اونو نمیکشم

176
00:10:45,211 --> 00:10:47,122
‫چرا؟ یه دلیل به من بده

177
00:10:47,146 --> 00:10:48,216
‫چون همه چیز عوض شده

178
00:10:48,214 --> 00:10:51,195
‫چطور؟ خواهرم توی
‫زمین داره میپوسه

179
00:10:51,217 --> 00:10:54,289
‫دیادرا هم همینطور
‫اصلا هیچ تغییری نمیبینم

180
00:10:54,320 --> 00:10:57,028
‫فقط باید جریان رو فراموش کنی

181
00:10:57,023 --> 00:11:01,096
‫مثل اینکه بعضیها
‫خشمشون رو بیخیال شدن

182
00:11:01,093 --> 00:11:03,073
‫شابد

183
00:11:03,095 --> 00:11:07,271
‫خب، منکه نشدم

184
00:11:09,235 --> 00:11:13,047
‫اون جنده به ما دروغ گفته
‫پدر بچه حی و حاضر اونجاست

185
00:11:13,072 --> 00:11:14,210
‫تابلوئه که میخواد
‫بچه رو نگه داره

186
00:11:14,206 --> 00:11:16,049
‫آقای سولیس

187
00:11:20,079 --> 00:11:22,059
‫براتون یه بچهء دیگه
‫پیدا میکنم. قول میدم

188
00:11:22,048 --> 00:11:25,120
‫ـ   من این یکی رو میخوام
‫ـ   عزیزم، حق با اونه

189
00:11:25,151 --> 00:11:27,290
‫اون دخترهء آشغال هنوز هیچی
‫شروع نشده داره به ما دروغ میگه

190
00:11:27,286 --> 00:11:30,199
‫بیا تا وقتی دیر نشده بیخیالش
‫بشیم. ارزشش رو نداره

191
00:11:30,189 --> 00:11:33,170
‫خواهش میکنم الان
‫دلسرد نشو، گبی، باشه؟

192
00:11:33,159 --> 00:11:36,265
‫بیا همونطور که به لیبی پول دادیم به
‫فرانک هم بدیم، و بچه رو بیاریم خونه

193
00:11:36,262 --> 00:11:39,243
‫صبرکن، صبرکن، صبرکن
‫شما به لیبی پول دادین؟

194
00:11:39,265 --> 00:11:45,079
‫شما گفتی میتونیم بهش کادو بدیم
‫همه از پول نقد خوششون میاد

195
00:11:45,104 --> 00:11:48,085
‫احتمالش هست حتی بخاطر
‫شنیدنش سند وکالتم باطل بشه

196
00:11:48,107 --> 00:11:52,249
‫نمیتونم از بچه خریدن چشم پوشی کنم! و
‫مطمئنم که نمیتونم در این جریان سهیم باشم

197
00:11:52,244 --> 00:11:55,282
‫ـ   اوه، آقای بیل، بیخیال
‫ـ   نه! گوش کن

198
00:11:55,281 --> 00:11:58,262
‫اگه اینقدر مصمم هستین که تا
‫آخر این جادهء تاریک پیش برین

199
00:11:58,284 --> 00:12:03,199
‫و واسه من ناشناخته بمونین، این قرارداد
‫فسخ پدری رو از روی میزنم بدزدین

200
00:12:03,222 --> 00:12:07,170
‫و کاری کنین که این یارو فرانک
‫هر دوطرفشو امضاء کنه

201
00:12:07,159 --> 00:12:12,233
‫که توی این قسمتش هم
‫نمیتونم سهیم باشم

202
00:12:17,069 --> 00:12:19,049
‫خب، میرم پیش بابا

203
00:12:19,071 --> 00:12:21,210
‫اوه، صبرکن، چرا نمیزاری
‫منم باهات قدم بزنم؟

204
00:12:21,207 --> 00:12:24,051
‫ـ   مگه نباید استراحت کنی؟
‫ـ   نه، من خوبم

205
00:12:24,043 --> 00:12:27,024
‫دکتر گفت باید خون بدنم رو
‫به حرکت وا دارم

206
00:12:27,046 --> 00:12:29,185
‫خب، یعنی باید با رفتن
‫پیش ایدی اینکارو بکنی؟

207
00:12:29,215 --> 00:12:33,186
‫فقط ... نمیخوام ریسک کنی
‫که یه وقت بابا سر برسه

208
00:12:33,219 --> 00:12:35,199
‫باشه

209
00:12:35,221 --> 00:12:40,193
‫این اواخر زیادی صمیمی بودین، و کل این
‫جریان لاس زدنها یجورایی منو میترسونه

210
00:12:40,192 --> 00:12:46,199
‫ـ   صبرکن ببینم. ما لاس نمیزنیم
‫ـ   مامان، با چنگالت غذا میکنی توی دهنش

211
00:12:46,232 --> 00:12:51,079
‫باشه، آره، بیشتر از گذشته
‫به پدرت نزدیک شدم

212
00:12:51,070 --> 00:12:55,212
‫دشمنی به یک نفرت
‫مودبانه تبدیل شده

213
00:12:55,241 --> 00:13:01,248
‫این یه چیزی که اکثر بچه های
‫طلاق خوابشو میبینن

214
00:13:03,282 --> 00:13:05,284
‫سلا، ایدی. اینهمه چیز برای چیه؟

215
00:13:05,284 --> 00:13:07,195
‫اوه، سلام

216
00:13:07,219 --> 00:13:10,257
‫به کسی نگین، ولی برای
‫کارل یه سوپرایز دارم

217
00:13:10,256 --> 00:13:12,031
‫یه سوپرایز؟

218
00:13:12,057 --> 00:13:15,095
‫امروز عصر یه مهمونی
‫نامزدی میگیرم

219
00:13:15,094 --> 00:13:16,129
‫اوه، چه باحال

220
00:13:16,162 --> 00:13:18,233
‫ولی اون سوپرایز نیست

221
00:13:18,264 --> 00:13:23,145
‫راستش، قراره یک
‫عروسی سوپرایز باشه

222
00:13:23,135 --> 00:13:24,205
‫میدونم

223
00:13:24,236 --> 00:13:27,217
‫مربی ورزشم از توی
‫اینترنت ترتیبشو میده

224
00:13:27,239 --> 00:13:32,086
‫کلیسای خدایی یا یه چیزی
‫توو همین مایه ها، نمیدونم

225
00:13:32,111 --> 00:13:39,290
‫بهرحال، همش قانونی و فقط یه روز دیگه
‫مونده تا از بابات یه مرد درستکار بسازم

226
00:13:43,122 --> 00:13:45,102
‫اوه، لطف داری

227
00:13:45,124 --> 00:13:49,197
‫مرسی که برام آرزوی
‫خوشبختی میکنی

228
00:13:49,228 --> 00:13:52,004
‫اوه، نه، ایدی، صبر کن، نه

229
00:13:52,031 --> 00:13:57,071
‫فقط میدونم که، وقتی زن کارل بودم
‫و سعی میکردم اونو سوپرایز کنم

230
00:13:57,069 --> 00:14:01,017
‫و اون همیشه، همیشه میگفت

231
00:14:01,006 --> 00:14:06,012
‫نه، سوزان، منو سوپرایز نکن
‫دوست ندارم

232
00:14:06,045 --> 00:14:09,117
‫حالا هرچی. من اینکارو میکنم
‫پس اون گاله پهنت رو ببند

233
00:14:09,148 --> 00:14:13,221
‫حالا، اگه منو ببخشین، باید
‫برم یه لباس عروس بخرم

234
00:14:13,252 --> 00:14:19,168
‫درضمن، من سفید میپوشم
‫پس همین واسهء همه یه سوپرایزه

235
00:14:24,196 --> 00:14:27,040
‫نمیدونم چرا پای من
‫توی قضیه وا شده

236
00:14:27,032 --> 00:14:31,174
‫اتفاقی که برای بچه های من افتاد هیچ
‫ربطی به وضعیت بیری با اندرو نداره

237
00:14:31,203 --> 00:14:32,273
‫بشین

238
00:14:32,304 --> 00:14:36,252
‫خب، برداشت من اینه که میتونست حادثه
‫واقعا بدی برای بچه هات اتفاق بیافته

239
00:14:36,242 --> 00:14:39,086
‫بخاطر اون رفتار دوست شما

240
00:14:39,111 --> 00:14:41,284
‫عذر میخوام، آقای بورمانیس
‫من شهادت نمیدم

241
00:14:41,280 --> 00:14:44,022
‫فقط در اینمورد حس خوبی ندارم

242
00:14:44,049 --> 00:14:48,088
‫خب، این اولین باری نیست
‫که کسی همچین حسی داره

243
00:14:48,087 --> 00:14:52,035
‫و اولین باری هم نیست
‫که مجبورم بگم

244
00:14:52,057 --> 00:14:55,038
‫اگه به میل خودتون موافقت...
‫نکنین که شهادت بدین

245
00:14:55,027 --> 00:15:00,272
‫مجبورتون میکنم که بدین

246
00:15:00,299 --> 00:15:04,145
‫ولی مطمئنم که مجبور نمیشم

247
00:15:11,176 --> 00:15:13,247
‫شما میگی بیری اینکارو کرده؟

248
00:15:13,279 --> 00:15:17,125
‫موقعی که شراب تأثیرشو گذاشته

249
00:15:17,249 --> 00:15:20,196
‫من بی میلی شمارو برای درنیومدن
‫توو روی یه دوست درک میکنم

250
00:15:20,185 --> 00:15:22,187
‫ولی این درمورد شما نیست

251
00:15:22,221 --> 00:15:25,100
‫این درمورد اندروئه

252
00:15:25,090 --> 00:15:29,266
‫فکر نمیکنی به اندازه
‫کافی زجر کشیده؟

253
00:15:35,167 --> 00:15:37,147
‫میخوای چقدر بهش پول بدی؟

254
00:15:37,169 --> 00:15:39,149
‫فکر کردم میتونیم با
‫چهل تا شروع کنیم

255
00:15:39,171 --> 00:15:41,014
‫هزار؟

256
00:15:41,006 --> 00:15:44,112
‫اون یه نگهبان توی کاباره ست
‫بهش ۸ تا پیشنهاد کن

257
00:15:44,143 --> 00:15:47,056
‫اون برای ۸ هزار دلار
‫بچه شو به ما نمیفروشه

258
00:15:47,079 --> 00:15:51,118
‫هردومون منظورمون یه احمقه؟ فکر
‫میکنم برای۸هزار دلار یه کلیه شو هم میده

259
00:15:51,150 --> 00:15:54,063
‫نمیخوام سر چونه
‫زدن از دستش بدم

260
00:15:54,053 --> 00:15:57,159
‫وقتی ماشینتو خریدی به قیمت گذار
‫پول دادی. هیچکس اینکارو نمیکنه

261
00:15:57,189 --> 00:16:00,227
‫قیمت یه بچه چنده؟ تو بگو

262
00:16:00,225 --> 00:16:05,072
‫فکر میکنم ۱۲ هزار

263
00:16:05,197 --> 00:16:09,145
‫فرانک، تو باید اینو امضاء
‫کنی، من با اینا قرارداد بستم

264
00:16:09,134 --> 00:16:10,078
‫قرار داد؟

265
00:16:10,069 --> 00:16:12,049
‫مگه این یه ماشین
‫که قرارداد بستی

266
00:16:12,071 --> 00:16:14,278
‫ـ   این بچه مونه
‫ـ   قبل از اینکه خرابکاری بکنی

267
00:16:14,306 --> 00:16:17,253
‫فقط بادت باشه که
‫میتونم برم پیش پلیس

268
00:16:17,242 --> 00:16:21,156
‫درمورد مزرعه حشیش که توی
‫زیر زمین را انداختی بهشون بگم

269
00:16:21,313 --> 00:16:24,192
‫فقط یه چندتا گل و گیاهه

270
00:16:24,216 --> 00:16:28,130
‫میدونی، اینکارو برای سود انجام
‫نمیدم. بیشتر فقط یه سرگرمی

271
00:16:28,120 --> 00:16:31,033
‫یالا، فرانک. خودتم میدونی
‫که پدر گهی میشی

272
00:16:31,056 --> 00:16:34,128
‫این بچهء خودمه. اگه بخوام
‫حق دارم به کثافت بکشونمش

273
00:16:34,126 --> 00:16:39,132
‫اگه بری نزدیک پلیس،منم بهشون میگم که
‫تمام اون صندوق صدقه هارو تو میدزدی

274
00:16:39,164 --> 00:16:41,269
‫خیلی خب، نخوااستیم

275
00:16:41,300 --> 00:16:44,179
‫گبی، گبی، صبر کن

276
00:16:44,169 --> 00:16:48,117
‫میتونیم باهمدیگه حلش کنیم

277
00:16:48,107 --> 00:16:49,211
‫چیزی برای حل شدن وجود نداره

278
00:16:49,241 --> 00:16:52,085
‫اگه فرانک نمیخواد، دیگه تمومه

279
00:16:52,111 --> 00:16:53,283
‫صبرکنین. آه

280
00:16:53,278 --> 00:16:56,282
‫نظر اون اهمیتی نداره

281
00:16:56,281 --> 00:17:01,128
‫ـ   چرا نداره
‫ـ   چون این بچهء تو نیست

282
00:17:02,187 --> 00:17:03,291
‫این یه دروغه

283
00:17:03,288 --> 00:17:06,098
‫آزمایش ژنتیک دهنتو میبنده؟

284
00:17:06,125 --> 00:17:10,039
‫صبرکن، اگه مال فرانک
‫نیست، پس مال کیه؟

285
00:17:10,029 --> 00:17:13,010
‫مطمئنم نیستم. تنها چیزی
‫که میدونم اینه که حامله شدم

286
00:17:13,032 --> 00:17:19,074
‫درست بعد از اینکه توی مسابقه گاو سواری
‫کار میکردم پیش اومد. خیلی محبوب بودم

287
00:17:19,104 --> 00:17:22,017
‫داری چی میگی؟
‫با گاوچرونها ریختی روهم؟

288
00:17:22,041 --> 00:17:29,050
‫تو سرگرمی خودتو دارم
‫منم مال خودمو

289
00:17:30,315 --> 00:17:35,196
‫ـ   فکر میکنی خنده داره؟
‫ـ   اوه، نگرفتی چی شد؟

290
00:17:35,187 --> 00:17:41,035
‫ما بچه مونو پس گرفتیم

291
00:17:48,233 --> 00:17:53,012
‫خب، مراقب خودت باش

292
00:17:53,072 --> 00:17:56,144
‫آره

293
00:17:57,076 --> 00:17:58,214
‫سلام

294
00:17:58,210 --> 00:18:02,056
‫پیغامتو گرفتم که گفتی میخوای
‫قبل از شروع جلسه منو ببینی

295
00:18:02,081 --> 00:18:04,118
‫آره

296
00:18:04,116 --> 00:18:09,031
‫آم، یه نفر هست که میخوام
‫بهت معرفیش کنم

297
00:18:09,188 --> 00:18:12,192
‫بیری، این دوناست

298
00:18:12,224 --> 00:18:14,295
‫ـ   دونا، این بیری
‫ـ   چه خبره؟

299
00:18:14,293 --> 00:18:15,294
‫سلام

300
00:18:15,294 --> 00:18:19,071
‫قراره دونا سرپرست جدیدت بشه

301
00:18:19,098 --> 00:18:21,078
‫من یه سرپرست جدید نمیخوام

302
00:18:21,100 --> 00:18:26,015
‫من خیلی راحت با تو کار میکنم

303
00:18:27,072 --> 00:18:31,214
‫این همیشه یه راه سریع برای
‫کنار اومدن با مشکلات بود

304
00:18:31,210 --> 00:18:34,214
‫و با اتفاقی که اونشب افتاد، فکر
‫میکنم بهتره همین الان تمومش کنیم

305
00:18:34,246 --> 00:18:39,218
‫پیتر، تنها کاری که
‫کردیم بوسیدن بود

306
00:18:40,252 --> 00:18:47,227
‫اگه فکر کنیم هراتفاقی که بین ما بیافته روی
‫بهبودیمون اثری نداره، خودمونو گول دادیم

307
00:18:47,259 --> 00:18:50,263
‫پیتر، توی زندگیه من الان
‫برای تغییر وقت خوبی نیست

308
00:18:50,295 --> 00:18:54,266
‫اتفاقات وحشتناک داره
‫میافته. من دادگاهی شدم

309
00:18:54,299 --> 00:18:57,075
‫الان بیشتر از هر زمانی
‫به پشتیبانیت احتیاج دارم

310
00:18:57,102 --> 00:19:01,050
‫تو پشتیبانیت رو خواهی داشت
‫فقط از جانب من نیست

311
00:19:01,039 --> 00:19:04,282
‫ولی، پیتر

312
00:19:06,111 --> 00:19:08,182
‫بیری نمیتونه همچین کاری بکنه

313
00:19:08,213 --> 00:19:10,284
‫من فقط چیزی که وکیل
‫گفت رو بهت گفتم

314
00:19:10,282 --> 00:19:14,162
‫یعنی تو فکر میکنی بیری کوبیده توی
‫صورت اندرو؟ چون من فکر نمیکنم

315
00:19:14,186 --> 00:19:16,132
‫منم همینطور

316
00:19:16,121 --> 00:19:20,263
‫ولی از طرف دیگه، بچه های منو هم زده
‫در مورد مشروب خوردنش هم دروغ گفت

317
00:19:20,292 --> 00:19:24,138
‫و یه بار هم دیدم زد توی
‫گوش مادر شوهرش

318
00:19:24,129 --> 00:19:25,267
‫واسهء همین

319
00:19:25,297 --> 00:19:28,141
‫خب، من سمت بیری هستم

320
00:19:28,133 --> 00:19:31,114
‫چطور میتونی
‫اینقدر مطمئن باشی؟

321
00:19:31,136 --> 00:19:35,141
‫اندرو رو داریم که میگه ازش
‫سوء استفاده جنسی میشده

322
00:19:35,140 --> 00:19:39,020
‫و بیری رو داریم که میگه
‫اندرو میخواد مستقل بشه

323
00:19:39,044 --> 00:19:41,024
‫تا بتونه با پول پس اندازش...
‫یه ماشین بخره

324
00:19:41,046 --> 00:19:44,118
‫چطور باید بدونیم
‫واقعا کدومش حقیقته؟

325
00:19:44,116 --> 00:19:46,221
‫چون من ۱۷ سالگیمو یادمه

326
00:19:46,218 --> 00:19:54,035
‫و برای اینکه یه ماشین بگیریم کارای بدتر
‫از مشت زدن توی چشم خودم انجام میدادم

327
00:19:56,228 --> 00:19:58,208
‫کارل

328
00:19:58,230 --> 00:20:01,211
‫کارل! وایسا، وایسا

329
00:20:01,200 --> 00:20:02,178
‫اورژانسیه

330
00:20:02,201 --> 00:20:06,149
‫ـ   فقط آروم باش. چی شده؟
‫ـ   ایدی میخواد فردا باهات عروسی کنه

331
00:20:06,171 --> 00:20:09,175
‫ـ   چی؟
‫ـ   یه عروسی پنهانی ترتیب داره

332
00:20:09,208 --> 00:20:11,017
‫این یه سوپرایزه

333
00:20:11,009 --> 00:20:13,216
‫خدا، از سوپرایزها متنفرم

334
00:20:13,245 --> 00:20:15,020
‫میدونم. منم بهش گفتم

335
00:20:15,013 --> 00:20:17,254
‫بهش گفتم، تو همیشه
‫همیشه از سوپرایز متنفری

336
00:20:17,282 --> 00:20:23,255
‫خیلی خب، زیاد هیجان زده نشو، برات
‫خوب نیست. باهمدیگه یه فکری میکنیم

337
00:20:23,255 --> 00:20:28,068
‫چیزی که باید در مورد من بدونی
‫اینه که شیوهء کار کردن من فعالیته

338
00:20:28,093 --> 00:20:30,232
‫اگه بری به یه مجلس میگساری
‫من دستت رو نمیگیرم

339
00:20:30,229 --> 00:20:32,209
‫من معتقد به برخورد رفتاری هستم

340
00:20:32,231 --> 00:20:35,007
‫کلوچه میخواین؟

341
00:20:35,033 --> 00:20:39,004
‫نه، زیاد طرفدار هله هوله نیستم

342
00:20:39,037 --> 00:20:43,213
‫همچنین باید بدونی که
‫من همجنس باز نیستم

343
00:20:43,242 --> 00:20:47,019
‫اوه. خب. تبریک میگم

344
00:20:47,045 --> 00:20:50,288
‫خب، اگه بودم برنامه اجازه
‫نمیداد سرپرست تو بشم

345
00:20:50,282 --> 00:20:55,095
‫اگه توی چیزی با هم درگیر بشیم
‫برای بهبودیت خوب نیست

346
00:20:55,087 --> 00:21:02,027
‫پس، آم، هرچی که ممکنه
‫هواییت کنه رو تمومش کن

347
00:21:02,060 --> 00:21:06,031
‫آم، دونا

348
00:21:06,064 --> 00:21:10,069
‫برای تمام کارایی که برام...
‫انجام میدی واقعا سپاسگزارم

349
00:21:10,068 --> 00:21:15,211
‫ولی فکر میکنم با پیتر واقعا درحال
‫پیشرفت بودم و داشتم فکر میکردم

350
00:21:15,240 --> 00:21:19,154
‫خیلی خب، همونجا نگهش دار
‫داری میری توو فکر پیتر

351
00:21:19,144 --> 00:21:22,125
‫حس میکنم با تغییر سرپرست
‫بهبودی مو به خطر میندازم

352
00:21:22,114 --> 00:21:24,116
‫داری بهونه میاری

353
00:21:24,116 --> 00:21:31,034
‫ببین، من در سرپرستیم ۹۹ درصد
‫موفق هستم چون برای مردمی که به

354
00:21:31,056 --> 00:21:34,265
‫خودشون دروغ میگن یه
‫درصد تحمل دارم. حالا بیا

355
00:21:34,259 --> 00:21:37,069
‫بیام؟
‫داریم کجا میریم؟

356
00:21:37,062 --> 00:21:43,104
‫هاکی. هیچ چیز مثل هاکی فکر
‫الکل رو از سرت بیرون نمیبره

357
00:21:44,036 --> 00:21:46,016
‫فهمیدم. من یه زن میشم

358
00:21:46,038 --> 00:21:51,010
‫میگم یه عروسی بزرگ میخوام، توی کلیسا
‫سالن رقص بزرگ، کیک توی صورتش بزنم

359
00:21:51,043 --> 00:21:53,182
‫ـ   طرحش یک ماه طول میکشه
‫ـ   عالیه

360
00:21:53,178 --> 00:21:56,182
‫مجبورم بهش بگم اونی که
‫سوپرایز رو خواب کرد تو بودی

361
00:21:56,214 --> 00:21:58,194
‫میخوای کتکشو من بخورم؟

362
00:21:58,216 --> 00:22:01,220
‫آره

363
00:22:01,219 --> 00:22:03,199
‫سلام، بچه ها
‫اینجا چیکار میکنین؟

364
00:22:03,221 --> 00:22:06,293
‫آه ... حرف میزنیم

365
00:22:06,291 --> 00:22:09,170
‫خب، بیا تو. یه چیزی دارم
‫که میخوام نشونت بدم

366
00:22:09,194 --> 00:22:14,041
‫ـ   اوه، نه، مرسی
‫ـ   یالا دیگه! خوشت میاد

367
00:22:18,236 --> 00:22:23,276
‫تا بیرون نیومدم همینجا منتظر
‫باش، چون اون منو میکشه

368
00:22:27,079 --> 00:22:30,060
‫خب، من باید برم

369
00:22:30,082 --> 00:22:34,155
‫نمیخوام جیغ بزنم یا گریه کنم یا با
‫یه چکش بکوبم توی صورتاتون

370
00:22:34,186 --> 00:22:38,134
‫که خدا میدونه، اگه بکنم هم حق دارم. ولی
‫چیزی که میخوام بگم اینه که شما دوتا

371
00:22:38,123 --> 00:22:44,233
‫بی لیاقت ترین مخلوقات برای
‫آدم بودن هستین که تا حالا دیدم

372
00:22:44,229 --> 00:22:48,143
‫تو چیزی نداری اضافه کنی؟

373
00:22:52,170 --> 00:22:57,244
‫باشه. چرا که نه

374
00:23:22,167 --> 00:23:24,113
‫سلام، خانم اسکاوو

375
00:23:24,102 --> 00:23:26,207
‫اون، آه، عجب ماشینی

376
00:23:26,238 --> 00:23:30,015
‫آره، اینطور فکر میکنی؟

377
00:23:30,008 --> 00:23:34,286
‫یه ثانیه بیا اینجا ،
‫میخوام نظرتو بدونم...

378
00:23:37,115 --> 00:23:40,096
‫تو چندمین نفری هستی
‫که اینو به من میگی

379
00:23:40,085 --> 00:23:47,299
‫راستش اگه یه چند ساعت برونیش و
‫نظرتو به من بگی لطف کردی. میکنی؟

380
00:23:47,292 --> 00:23:49,272
‫شوخی میکنی؟

381
00:23:49,294 --> 00:23:52,173
‫باورم نمیشه برای رانندگی
‫به اندازه کافی بزرگی

382
00:23:52,164 --> 00:23:54,303
‫هنوز وقتی ۱۰ سالت بود رو یادمه

383
00:23:54,299 --> 00:23:57,007
‫برای جمع کردن برگهامون
‫یه دلار بهت پول میدادم

384
00:23:57,002 --> 00:24:00,973
‫آره، آره، شما
‫خیلی خسیس بودین

385
00:24:03,008 --> 00:24:05,079
‫ام پی تری هم میخوره؟

386
00:24:05,110 --> 00:24:07,056
‫آه، با صفحه نمایش رنگی

387
00:24:07,045 --> 00:24:09,025
‫ولی، گوش کن

388
00:24:09,047 --> 00:24:12,119
‫واقعا میخواستم بهت
‫بگم که چقدر متاسفم

389
00:24:15,153 --> 00:24:21,160
‫وکیلت اومد پیش من
‫من قراره شاهد بشم

390
00:24:21,159 --> 00:24:24,231
‫برای من سخته

391
00:24:24,229 --> 00:24:28,268
‫آره، آره، میدونم

392
00:24:29,100 --> 00:24:33,207
‫فقط باید یادتون باشه وقتی
‫مشروب میخوره شخص دیگه ایه

393
00:24:33,205 --> 00:24:35,185
‫حتما همینطوره

394
00:24:35,173 --> 00:24:39,280
‫با اون بیری ای که من میشناسم تصورشم
‫برام سخته که قادر به اذیت کردن تو باشه

395
00:24:39,311 --> 00:24:42,292
‫آره

396
00:24:42,280 --> 00:24:43,258
‫کلید دارین؟

397
00:24:43,281 --> 00:24:46,091
‫اوه. حتما

398
00:24:46,117 --> 00:24:52,068
‫به هرحال، فقط خیلی احساس گناه میکنم
‫که تمام اینا توی خونه تون پیش اومده

399
00:24:52,090 --> 00:24:53,262
‫و ما متوجه نشدیم

400
00:24:53,258 --> 00:24:57,070
‫پس اگه برای کمک کاری
‫از دست من ساخته ست

401
00:24:57,062 --> 00:25:02,011
‫خب، میتونین یکم تخفیف بدین؟

402
00:25:02,100 --> 00:25:04,239
‫آم

403
00:25:04,269 --> 00:25:06,044
‫راستش، آره

404
00:25:06,071 --> 00:25:07,277
‫خوشحال میشم

405
00:25:07,272 --> 00:25:11,015
‫اگرچه، قیمتش برای یه دانش
‫آموز دبیرستانی یکم بالاست

406
00:25:11,042 --> 00:25:18,051
‫خب، اگه حقیقت رو به وکیلم بگین
‫فکر نمیکنم پولش مشکلی باشه

407
00:25:22,087 --> 00:25:25,159
‫سلام. چی شده؟

408
00:25:28,126 --> 00:25:33,098
‫ایدی میخواد درمورد
‫فریب کاریمون حرف بزنه

409
00:25:33,131 --> 00:25:36,112
‫دقیقا تا چه حد بد میشه؟

410
00:25:36,101 --> 00:25:40,049
‫یه در بستن چقدر طول میکشه؟

411
00:25:40,105 --> 00:25:43,109
‫حیله گریتون رو میتونم ببخشم

412
00:25:43,108 --> 00:25:45,213
‫تحقیر شدن رو میتونم ببخشم

413
00:25:45,210 --> 00:25:50,250
‫ولی چیزی که نمیتونم ببخشم این
‫نبود کوچکترین نمک شناسی به منه

414
00:25:50,248 --> 00:25:54,094
‫منظورم اینه که، ازدواج کردن
‫سوزان برای بیمه، نظر من بود

415
00:25:54,119 --> 00:25:58,192
‫اگه میفهمیدم که همه چیز اینقدر درهم
‫برهم بشه، معلومه که قبول نمیکردم

416
00:25:58,223 --> 00:26:03,229
‫ببین، ایدی. بله ما در
‫گذشته فکر نکردیم

417
00:26:03,261 --> 00:26:07,038
‫اونطوری که شایسته دوآدم
‫بالغ بود به این مسئله نگاه نکردیم

418
00:26:07,032 --> 00:26:10,172
‫راست میگه
‫مثل بچه ها رفتار کردیم

419
00:26:10,168 --> 00:26:12,273
‫بچه های شیطون احمق

420
00:26:12,304 --> 00:26:17,083
‫خب، از اینکه اونو
‫پذیرفتی حالم بهتر شد

421
00:26:18,176 --> 00:26:22,090
‫چون وقتی بچه های
‫شیطون بی ادبی میکنن

422
00:26:22,080 --> 00:26:26,256
‫میدونن که تنبیه هم میشم. مگه نه؟

423
00:26:27,319 --> 00:26:30,027
‫تنبیه؟

424
00:26:30,021 --> 00:26:35,061
‫حالا که اینطور شد، میخوام بگم
‫که کارل بود که خواستگاری کرد

425
00:26:35,093 --> 00:26:36,037
‫کارل

426
00:26:36,061 --> 00:26:40,271
‫تو برام یه عروسی مفصل میگیری...

427
00:26:40,298 --> 00:26:45,247
‫بله، البته. هرچی بخوای، عزیزم

428
00:26:45,236 --> 00:26:48,012
‫چقدر مفصل؟

429
00:26:48,039 --> 00:26:51,179
‫خب، دقیقا اون چیزی
‫که از پسش برمیای

430
00:26:51,209 --> 00:26:55,021
‫سه برابرش

431
00:26:55,013 --> 00:26:56,014
‫و برای تو

432
00:26:56,047 --> 00:26:58,220
‫باشه، یادت باشه، من فقیرم

433
00:26:58,216 --> 00:27:06,226
‫دقیقا از وضعیت مالی تو اطلاع دارم
‫خیال ندارم تا اون عروسی وحشتناک گرون

434
00:27:06,224 --> 00:27:11,037
‫دست به سیاه و سفید بزنم

435
00:27:11,029 --> 00:27:12,235
‫نه، نه، البته که نه

436
00:27:12,263 --> 00:27:15,244
‫و هر کمکی از دستم بر بیاد، آه

437
00:27:15,300 --> 00:27:18,144
‫میدونم، میتونم توی
‫مهمونی نامزدی کمک کنم

438
00:27:18,136 --> 00:27:22,278
‫ـ   چطوره؟
‫ـ   قصد نداشتم تو رو دعوت کنم

439
00:27:22,273 --> 00:27:27,086
‫ولی ... یه پیشخدمت لازم دارم

440
00:27:28,113 --> 00:27:34,155
‫و، آم، حواست باشه
‫که از در پشتی بیای

441
00:27:42,227 --> 00:27:44,229
‫درست به موقع

442
00:27:44,262 --> 00:27:46,208
‫خانم اسکاوو سوگندشون رو یاد کردند

443
00:27:46,231 --> 00:27:51,078
‫ـ   پس برای شروع آماده ایم
‫ـ   سلام

444
00:27:51,069 --> 00:27:54,141
‫سلام

445
00:27:58,309 --> 00:28:01,153
‫خیلی خب، همه مون حاضریم

446
00:28:01,146 --> 00:28:03,217
‫باشه

447
00:28:03,248 --> 00:28:08,163
‫حقیقت داره زمانیکه بچه هاتون تحت
‫مراقبت بیری بودند،اون مست از

448
00:28:08,153 --> 00:28:14,160
‫هوش رفته و اونا توی مرکز
‫تجاری شهر سرگردان شدند؟

449
00:28:16,261 --> 00:28:21,142
‫بچه های من سرگردان نبودند
‫اونا تند و تیزن، مثل موش

450
00:28:21,166 --> 00:28:23,043
‫ببخشید؟

451
00:28:23,068 --> 00:28:26,106
‫میدونین که موش میتونه از سوراخی
‫به اندازه یک سکه عبور کنه؟

452
00:28:26,104 --> 00:28:29,108
‫به هرحال، بچه های منم
‫حیله های خاص خودشونو دارن

453
00:28:29,107 --> 00:28:35,023
‫دارین میگین که برای به خطر افتادن بچه
‫هاتون خانم وندیکمپ رو مقصر نمیدونن؟

454
00:28:35,013 --> 00:28:38,051
‫نه، من اون رو مسئول نمیدونم

455
00:28:38,083 --> 00:28:41,155
‫من و بیری وندیکمپ خیلی
‫وقته که همدیگه رو میشناسیم

456
00:28:41,186 --> 00:28:43,132
‫من کاملا بهش اعتماد دارم

457
00:28:43,121 --> 00:28:46,034
‫اون یک دوست فوق العاده و
‫یک مادر خارق العاده ست

458
00:28:46,057 --> 00:28:50,199
‫ـ   همیشه مارو شرمندهء خودش میکنه
‫ـ   دروغ میگه! چرندیاتشو باور میکنین؟

459
00:28:50,195 --> 00:28:53,267
‫خواهش میکنم

460
00:28:53,298 --> 00:28:58,043
‫اطلاع دارین که خانم وندیکپ
‫با الکل مشکل داره؟

461
00:28:58,036 --> 00:29:00,038
‫نه

462
00:29:00,038 --> 00:29:05,078
‫پس چرا بطریهای خالی شراب رو
‫جلوی منزلشون ردیف کردین؟

463
00:29:05,076 --> 00:29:08,250
‫توی تفکیک
‫زباله هاش کمکش کردم

464
00:29:08,279 --> 00:29:12,250
‫احتیاجی هست که پی آمد شهادت
‫دروغین رو بهتون یاد آوری کنم؟

465
00:29:12,250 --> 00:29:19,293
‫نه، لازم نیست. درواقع
‫من از دروغگوها متنفرم

466
00:29:37,008 --> 00:29:38,078
‫بله؟

467
00:29:38,109 --> 00:29:42,080
‫پیتر؟ سلام، بیری هستم

468
00:29:42,080 --> 00:29:47,052
‫سلام، بیری، میدونی، اگه حس میکنی که به
‫مشروب نیاز داری باید به دونا زنگ بزنی

469
00:29:47,085 --> 00:29:50,225
‫نه، نه، حس نمیکنم
‫که مشروب میخوام

470
00:29:50,221 --> 00:29:55,068
‫و اگه حس کنم قطعاً با دونا تماس
‫میگیرم، اون و من واقعا با هم کنار میایم

471
00:29:55,059 --> 00:29:57,005
‫اوه، خوبه

472
00:29:57,028 --> 00:29:59,065
‫پس چرا به من زنگ زدی؟

473
00:29:59,063 --> 00:30:02,010
‫میدونم دارم دیر خبر میدم، ولی
‫یکی از دوستام داره نامزدی میکنه

474
00:30:02,000 --> 00:30:04,276
‫داره یه مهمونی میگیره، و
‫فکر کردم دوست داری بیای

475
00:30:04,302 --> 00:30:05,076
‫ـ   بیری
‫ـ   تو سرپرست من نیستی

476
00:30:05,069 --> 00:30:10,178
‫واسه همین فکر کردم قابل قبوله

477
00:30:10,208 --> 00:30:13,314
‫فقط یه جمع خودمونیه
‫و سوشی هم دارن

478
00:30:13,311 --> 00:30:18,158
‫ـ   تو سوشی دوست داری، مگه نه؟
‫ـ   بیری

479
00:30:21,219 --> 00:30:23,199
‫باشه، پیتر

480
00:30:23,221 --> 00:30:27,192
‫من فقط واقعا ... نیاز دارم
‫که با هم دوست باشیم

481
00:30:27,192 --> 00:30:30,173
‫وقتی با توئم، خودم نیستم
‫که چیز خوبی هم هست

482
00:30:30,195 --> 00:30:34,041
‫وقتی ... وقتی با توئم
‫آرامشی که دارم رو

483
00:30:34,065 --> 00:30:38,036
‫نمیتونم وقتی با آدمای
‫دیگه هستم داشته باشم

484
00:30:38,069 --> 00:30:43,212
‫با آدمای دیگه، مجبورم وانمود
‫کنم که هیچ مشکلی ندارم، ولی

485
00:30:43,208 --> 00:30:47,054
‫ولی تو میدونی که اینطور نیست...
‫واسهء همین خیلی راحت ترم

486
00:30:47,045 --> 00:30:51,187
‫بیخیال، این فقط یه
‫مهمونی احمقانه ست

487
00:30:51,182 --> 00:30:58,066
‫بیری، دیگه به من زنگ نزن

488
00:31:03,094 --> 00:31:05,074
‫پائول! خیلی خوشحالم
‫که تونستی بیای

489
00:31:05,063 --> 00:31:07,065
‫ایدی، سپاسگذارم که
‫منو دعوت کردی

490
00:31:07,098 --> 00:31:08,270
‫یخورده غافلگیر شدم

491
00:31:08,266 --> 00:31:12,043
‫میدونم که دروهمسایه
‫درمورد من چه حسی دارند

492
00:31:12,070 --> 00:31:16,018
‫منو که میشناسی
‫دوست دارم فراگیر باشم

493
00:31:16,007 --> 00:31:19,284
‫اووه! سنگینه

494
00:31:19,310 --> 00:31:22,052
‫آه، این بی مزه ست

495
00:31:22,046 --> 00:31:25,255
‫فکر میکنم یه ترش مزه میخوام

496
00:31:25,283 --> 00:31:27,160
‫یه چی؟

497
00:31:27,151 --> 00:31:28,221
‫یه جور مخلوطه

498
00:31:28,219 --> 00:31:30,130
‫دقیقا نمیدونم چی توشه

499
00:31:30,121 --> 00:31:34,228
‫ولی یجورای میهم و
‫پیچیده ست. پس بجنب

500
00:31:34,259 --> 00:31:37,103
‫باشه، الان میایم

501
00:31:37,095 --> 00:31:39,075
‫هی، هی، بزارش زمین
‫باید بریم

502
00:31:39,097 --> 00:31:41,043
‫مادر بچه رفته توی اتاق عمل

503
00:31:41,032 --> 00:31:43,103
‫ـ   چی؟
‫ـ   فوق العاده ست

504
00:31:43,134 --> 00:31:45,011
‫ما میخوایم پدر مادر بشیم

505
00:31:45,003 --> 00:31:47,176
‫من میرم ماشینو بیارم. بیا

506
00:31:47,171 --> 00:31:49,151
‫قرار بود چهار هفته دیگه باشه

507
00:31:49,173 --> 00:31:52,154
‫اون قول داده بود تا ۴
‫هفته دیگه بچه دنیا نیاد

508
00:31:52,176 --> 00:31:57,148
‫ما هیچی نداریم، پوشک نداریم
‫و از این نوشیدنیهای بچه نداریم

509
00:31:57,148 --> 00:31:58,218
‫غذای مکمل؟

510
00:31:58,249 --> 00:32:00,229
‫دقیقا ما آماده نیستیم

511
00:32:00,218 --> 00:32:03,028
‫میدونی، این یه دردسره

512
00:32:03,054 --> 00:32:07,002
‫به جمع والدین
‫خوش اومدی. بیا

513
00:32:07,025 --> 00:32:09,005
‫این کتاب پیشخدمتی پدرته

514
00:32:09,027 --> 00:32:13,203
‫ببین میتونی دستور
‫ترش مزه رو توش پیدا کنی

515
00:32:17,068 --> 00:32:19,275
‫آه، مامان؟

516
00:32:20,305 --> 00:32:23,047
‫ـ   اونو از کجا پیدا کردی؟
‫ـ   وسط این بود

517
00:32:23,041 --> 00:32:27,217
‫وسط این دوتا دستور مشروب

518
00:32:29,280 --> 00:32:34,093
‫خب، چرا پدرت اینو نگه داشته؟

519
00:32:34,118 --> 00:32:37,292
‫فکر میکنی چرا؟

520
00:32:43,294 --> 00:32:45,137
‫سلام، سوزی

521
00:32:45,163 --> 00:32:49,236
‫کارل، این ازدواج، ازدواج خودمون
‫این ازدواج جعلیه، بله، مگه نه؟

522
00:32:49,233 --> 00:32:50,268
‫جعلی

523
00:32:50,268 --> 00:32:52,145
‫داری درمورد
‫چی حرف میزنی؟

524
00:32:52,170 --> 00:32:54,241
‫این چیه؟

525
00:32:54,272 --> 00:32:58,277
‫ـ   هیچی
‫ـ   آره

526
00:32:59,177 --> 00:33:05,025
‫باشه، پس بعد از من تکرار کن
‫این ازدواج جعلیه

527
00:33:05,049 --> 00:33:08,292
‫و من با زنی که عاشق هستم
‫ازدواج میکنم: ایدی بریت

528
00:33:08,286 --> 00:33:11,062
‫اگه میخوای اینو بگم میگم

529
00:33:11,055 --> 00:33:11,260
‫نه نه نه

530
00:33:11,289 --> 00:33:13,291
‫جریان این نیست که
‫گفتنشو ازت میخوام

531
00:33:13,291 --> 00:33:19,105
‫باید بخوای که بگی که
‫میخوای با ایدی ازدواج کنی

532
00:33:19,130 --> 00:33:21,167
‫نگران این نباش، سوزی

533
00:33:21,165 --> 00:33:23,202
‫چرا اونو نگه داشتی؟

534
00:33:23,201 --> 00:33:27,274
‫هر از چندگاهی احتیاج
‫دارم بهش یه نگاه بندازم

535
00:33:27,305 --> 00:33:30,047
‫چرا؟

536
00:33:31,042 --> 00:33:34,046
‫فکر میکنم مجازاتمه

537
00:33:34,045 --> 00:33:40,121
‫برای از دست دادن بهترین
‫چیزی که برام اتفاق افتاد

538
00:33:41,285 --> 00:33:47,031
‫اوه، نه، نه، نه
‫همچین اتفاقی نمیافته

539
00:33:47,158 --> 00:33:49,138
‫اوه! کارل

540
00:33:49,160 --> 00:33:51,231
‫میشه ... ؟ .. زده به سرت؟

541
00:33:51,262 --> 00:33:54,038
‫بگو چیکار کنم. میخوای
‫با ایدی ازدواج کنم، میکنم

542
00:33:54,065 --> 00:33:56,204
‫میخوای عروسی رو
‫کنسل کنم، میکنم

543
00:33:56,200 --> 00:34:00,148
‫هرچی تو بخوای
‫میکنم. خاک زیر پاتم

544
00:34:00,171 --> 00:34:03,175
‫کارل

545
00:34:04,242 --> 00:34:06,017
‫داری چیکار میکنی؟

546
00:34:06,044 --> 00:34:09,116
‫فقط ... چندتا از
‫کتهارو کنار میزارم

547
00:34:10,281 --> 00:34:16,027
‫خب، وقت باز کردن
‫کادوهای منه. بریم

548
00:34:31,102 --> 00:34:33,082
‫ـ   اوه، سلام
‫ـ   سلام

549
00:34:33,104 --> 00:34:36,244
‫سلام. یه چندتا نصیحت
‫از یه حرفه ای احتیاج دارم

550
00:34:36,274 --> 00:34:38,220
‫میل دارم کاملا مست بشم

551
00:34:38,209 --> 00:34:44,023
‫چیزی دارین که بتونه
‫ضرب العجل اینکارو بکنه؟

552
00:34:46,150 --> 00:34:54,069
‫ـ   کتاب مهارتهای مادریُ توی کیفم جا گذاشتم
‫ـ   فراموشش کن. بیا بریم. یه کاریش میکنیم

553
00:34:54,125 --> 00:34:56,230
‫اوه، نرسیدیم؟

554
00:34:56,260 --> 00:34:59,070
‫بچه یهو اومد بیرون

555
00:34:59,063 --> 00:35:02,135
‫شما از خونواده هستین؟

556
00:35:05,236 --> 00:35:08,274
‫اونا والدین هستند

557
00:35:14,212 --> 00:35:17,091
‫دوست داری کمک کنی؟

558
00:35:17,081 --> 00:35:22,155
‫نه، مرسی. انگار
‫شما بیشتر واردین

559
00:35:22,186 --> 00:35:24,223
‫عزیزم، مطمئنی؟

560
00:35:24,222 --> 00:35:26,168
‫یالا، گبی

561
00:35:26,157 --> 00:35:28,103
‫من فقط، آم

562
00:35:28,092 --> 00:35:30,163
‫نمیخوام کاری کنم طوری بشه

563
00:35:30,194 --> 00:35:32,196
‫اون طوریش نمیشه

564
00:35:32,230 --> 00:35:34,210
‫بگیر

565
00:35:34,198 --> 00:35:38,146
‫باشه

566
00:35:39,237 --> 00:35:44,186
‫سلام. سلام

567
00:35:48,112 --> 00:35:51,093
‫عزیزم، حق با تو بود

568
00:35:51,115 --> 00:35:55,029
‫درمورد چی؟

569
00:35:57,121 --> 00:36:00,102
‫ارزشش رو داشت

570
00:36:09,167 --> 00:36:12,148
‫ظرف میوه. همونی
‫که لازم داشتم، لینت

571
00:36:12,136 --> 00:36:16,084
‫پایین جعبه قیمتش چسبیده

572
00:36:16,107 --> 00:36:18,280
‫خدارو شکر

573
00:36:18,309 --> 00:36:22,121
‫خیلی خب، بعدی
‫از طرف فیلیسیا

574
00:36:22,113 --> 00:36:23,183
‫امیدوارم خوشت بیاد

575
00:36:23,181 --> 00:36:30,099
‫اوه، میدونین همه چی میگن
‫چیزای خوب توی بسته های کوچیکه

576
00:36:34,225 --> 00:36:37,206
‫این چیه؟

577
00:36:39,096 --> 00:36:40,166
‫دندون؟

578
00:36:40,164 --> 00:36:43,145
‫دندون مصنوعی

579
00:36:43,167 --> 00:36:46,114
‫مال خواهر عزیزم بود

580
00:36:46,103 --> 00:36:52,145
‫مطمئنم هیچکدومتون نمیدونین، ولی از وقتی
‫بچه بود تو کار دندون و دندونپزشکی بود

581
00:36:55,279 --> 00:36:57,054
‫ممنون

582
00:36:57,081 --> 00:37:00,290
‫میدونم برای یه جشن نامزدی
‫هدیهء مناسبی نیست

583
00:37:00,284 --> 00:37:03,060
‫ولی تو و مارتا
‫دوستان نزدیکی بودین

584
00:37:03,087 --> 00:37:06,227
‫میخواستم ازش یه چیز واقعا شخصی
‫داشته باشی که تو رو به یادش بندازه

585
00:37:06,224 --> 00:37:10,001
‫از اونجایی که خیلی
‫ناگهانی ... ترکمون کرد

586
00:37:10,027 --> 00:37:13,236
‫میدونین، وقتی پائول
‫یانگ خفه ش کرد

587
00:37:13,264 --> 00:37:18,077
‫گلوش رو فشار داد، و
‫اونو زنده دفنش کرد

588
00:37:18,069 --> 00:37:23,041
‫فیلیسیا، فکر میکنم به
‫اندازه کافی خوردی

589
00:37:23,040 --> 00:37:25,247
‫عذرمیخوام اگه
‫کسی رو دلخور کردم

590
00:37:25,276 --> 00:37:31,192
‫ولی حالا که همه تون دارین چیز
‫میخورین و عشق و حال میکنین

591
00:37:31,215 --> 00:37:33,092
‫یادتون باشه

592
00:37:33,117 --> 00:37:37,224
‫یه مهمون قاتل هم دارین...

593
00:38:10,254 --> 00:38:15,033
‫بیری. بیری؟

594
00:38:19,163 --> 00:38:23,111
‫چرا به دونا زنگ نزدی؟

595
00:38:24,268 --> 00:38:27,112
‫من به دونا احتیاجی ندارم

596
00:38:27,138 --> 00:38:30,210
‫به تو احتیاج دارم

597
00:38:45,122 --> 00:38:51,198
‫میدونی، من حتی از افراد
‫مو قرمز خوشم نمیاد

598
00:38:52,296 --> 00:38:54,276
‫نوبت منه

599
00:38:54,298 --> 00:38:57,142
‫یه دقیقه دیگه

600
00:38:57,134 --> 00:38:59,114
‫یالا، تو بغلش کردی

601
00:38:59,136 --> 00:39:00,274
‫بگو

602
00:39:00,304 --> 00:39:03,012
‫اسمشو به من بگو، لیبی

603
00:39:03,007 --> 00:39:04,145
‫تو مستی؟

604
00:39:04,141 --> 00:39:06,280
‫لیبی، اون کیه؟

605
00:39:06,310 --> 00:39:09,086
‫باید بدونم

606
00:39:09,080 --> 00:39:11,185
‫منکه بهت گفتم، اون
‫یه گاوچرون بود

607
00:39:11,215 --> 00:39:12,216
‫من چه میدونم اسمش چی بود

608
00:39:12,216 --> 00:39:14,992
‫دروغگو

609
00:39:15,019 --> 00:39:16,054
‫داری چیکار میکنی؟

610
00:39:16,053 --> 00:39:19,227
‫خودموآتیش میزنم

611
00:39:19,223 --> 00:39:22,204
‫میخواد خودشو با
‫ماءالشعیرآتیش بزنه؟

612
00:39:22,226 --> 00:39:24,206
‫باید یه چیز دیگه بدم دستش

613
00:39:24,228 --> 00:39:27,232
‫اسمشو به من بگو
‫یا اینکارو میکنم

614
00:39:27,231 --> 00:39:30,212
‫ـ   فرانک، احمق نباش

615
00:39:30,201 --> 00:39:33,080
‫دیل بود، خب؟
‫دیل بود

616
00:39:33,104 --> 00:39:35,050
‫نگهبان به زایشگاه

617
00:39:35,039 --> 00:39:37,110
‫داداشم؟

618
00:39:37,108 --> 00:39:40,089
‫ـ   اون یه بچه ست
‫ـ   اون ۱۹ سالشه، فرانک

619
00:39:40,077 --> 00:39:41,283
‫میدونی چی رو تو چی بکنه

620
00:39:41,312 --> 00:39:46,057
‫داره چی میگه؟

621
00:39:46,150 --> 00:39:49,029
‫انگار یه پدری در کار هست

622
00:39:49,019 --> 00:39:51,124
‫آروم باش

623
00:39:51,122 --> 00:39:56,162
‫نه. من بچه رو نمیدم

624
00:39:57,194 --> 00:39:59,037
‫نه! نه

625
00:40:01,198 --> 00:40:04,077
‫ـ   داری چیکار میکنی؟
‫ـ   بچه مون رو میبرم خونه

626
00:40:04,068 --> 00:40:06,275
‫اون مال ما نیست
‫کاغذها دیگه اعتبار ندارند

627
00:40:06,270 --> 00:40:08,113
‫بچه یه پدر داره

628
00:40:08,139 --> 00:40:12,110
‫میخوای این دختر بچهء زیبا رو پیش
‫اون دیوونهء بیکلاس بزاری و بری؟

629
00:40:12,109 --> 00:40:14,055
‫ها؟

630
00:40:14,044 --> 00:40:15,250
‫خب، پس بیا

631
00:40:22,253 --> 00:40:25,097
‫ـ   کجا؟ . ـ   زایشگاه! زایشگاه

632
00:40:25,089 --> 00:40:29,037
‫خیلی خب

633
00:40:31,262 --> 00:40:32,263
‫کارلوس، عجله کن

634
00:40:32,296 --> 00:40:36,176
‫دستپاچه م نکن

635
00:40:37,067 --> 00:40:39,138
‫وای، این چقدر بند داره

636
00:40:39,170 --> 00:40:42,208
‫ـ   این چطوری سوار میشه؟
‫ـ   راهنماشو بخون

637
00:40:42,206 --> 00:40:47,121
‫تسمهء الف را از تسمهء ب رد کنید
‫اطمینان حاصل کنید که از جلو قفل شده

638
00:40:47,144 --> 00:40:49,021
‫کدوم یکی مال جلوئه؟

639
00:40:49,013 --> 00:40:52,085
‫اون مال وقتی که بچه توشه
‫اول باید به صندلی ماشین وصلش کنی

640
00:40:52,082 --> 00:40:54,084
‫بهت گفتم باید یه خوبشو بخریم

641
00:40:54,118 --> 00:40:56,064
‫اینقدر داد نزن! خب پیچیده ست

642
00:40:56,053 --> 00:41:00,024
‫اوه، محض رضای خدا
‫فقط بچه رو بگیر

643
00:41:03,227 --> 00:41:06,174
‫ـ   عجب. . . ـ   بگیر، میتونیم بریم

644
00:41:06,163 --> 00:41:09,201
‫بچه رو بده من

645
00:41:12,102 --> 00:41:13,206
‫میدونی که این پایان خوشی نداره

646
00:41:13,237 --> 00:41:17,014
‫اونا میان و بچه رو پس میگیرن

647
00:41:17,007 --> 00:41:18,145
‫شابد

648
00:41:18,175 --> 00:41:21,019
‫ولی مجبور نیستیم دو
‫دستی تقدیمشون کنیم

649
00:41:21,011 --> 00:41:24,982
‫ـ   گبی، من
‫ـ   فقط کمربندت رو ببند

650
00:41:33,023 --> 00:41:36,994
‫<font color=#FF۸۰۰۰>وسوسه به سراغ همه مون میاد</font>

651
00:41:37,027 --> 00:41:40,167
‫<font color=#FF۸۰۰۰>به هرحال، تسلیم شدنمون
‫بستگی به توانائیمون داره</font>

652
00:41:40,164 --> 00:41:43,145
‫<font color=#FF۸۰۰۰>در شناخت اینکه وسوسه
‫از چه راهی وارد شده</font>

653
00:41:43,167 --> 00:41:48,014
‫<font color=#FF۸۰۰۰>گاهی اوقات وسوسه به شکل
‫شعلهء یک عشق قدیمی</font>

654
00:41:48,038 --> 00:41:52,145
‫<font color=#FF۸۰۰۰>...که دوباره زبانه میکشه
‫وارد میشه</font>

655
00:41:52,142 --> 00:41:55,021
‫<font color=#FF۸۰۰۰>یا یک دوست جدید</font>

656
00:41:55,045 --> 00:42:00,188
‫<font color=#FF۸۰۰۰>...که میتونه پایانی خیلی بیشتر
‫از یک دوست داشته باشه</font>

657
00:42:02,052 --> 00:42:06,023
‫<font color=#FF۸۰۰۰>یا یک بچهء تازه متولد
‫شده، که باعث بیدار شدن</font>

658
00:42:06,056 --> 00:42:10,198
‫<font color=#FF۸۰۰۰>...احساساتیه که از وجودشون
‫اطلاع نداشتیم</font>

659
00:42:10,194 --> 00:42:14,165
‫<font color=#FF۸۰۰۰>و وقتی درمقابل وسوسه
‫سر تعظیم فرود میاریم</font>

660
00:42:14,164 --> 00:42:16,269
‫<font color=#FF۸۰۰۰>تمام مدت میدونیم که</font>

661
00:42:16,300 --> 00:42:18,280
‫<font color=#FF۸۰۰۰>صبحی میرسه که</font>

662
00:42:18,269 --> 00:42:26,086
‫<font color=#FF۸۰۰۰>مجبور میشیم بخاطر تن دادن
‫به این وسوسه، زجر بکشیم</font>

