1
00:00:01,001 --> 00:00:02,139
‫<font color=#FF۸۰۰۰>آنچه گذشت</font>

2
00:00:02,168 --> 00:00:05,081
‫مثل اینکه بعضیها
‫خشمشون رو بیخیال شدن

3
00:00:05,105 --> 00:00:07,176
‫ـ   شاید
‫ـ   خب، من نشدم

4
00:00:07,173 --> 00:00:10,177
‫<font color=#FF۸۰۰۰>فیلسیسا موضع رو در دست گرفت</font>

5
00:00:10,210 --> 00:00:13,020
‫میخوای عروسی رو کنسل کنم؟
‫هرچی تو میخوای میکنم

6
00:00:13,013 --> 00:00:15,152
‫<font color=#FF۸۰۰۰>کارل در بارگاه عشق سوزان رقصید</font>

7
00:00:15,148 --> 00:00:18,152
‫با توجه به مشکل شما
‫با الکل، میتونه بد بشه

8
00:00:18,184 --> 00:00:20,255
‫<font color=#FF۸۰۰۰>زمانی که اندرو سعی میکرد
‫بیری رو به دادگاه بکشونه</font>

9
00:00:20,253 --> 00:00:22,096
‫ـ   یه پدری در کاره
‫ـ   داداشم یه بچه ست

10
00:00:22,088 --> 00:00:24,090
‫<font color=#FF۸۰۰۰>گبرییل و کارلوس
‫بچه رو برداشتند</font>

11
00:00:24,090 --> 00:00:25,194
‫کاغذها دیگه اعتبار ندارند

12
00:00:25,225 --> 00:00:28,035
‫میخوای این دختر بچهء زیبا رو پیش

13
00:00:28,061 --> 00:00:32,237
‫ـ   ...اون دیوونهء بیکلاس بزاری و بری؟
‫<font color=#FF۸۰۰۰>... و باهاش فرار کردند</font>

14
00:00:33,266 --> 00:00:37,112
‫<font color=#FF۸۰۰۰>لوئیسا پات به قدرت
‫شرمنده کردن اعتقاد داشت</font>

15
00:00:37,103 --> 00:00:41,142
‫<font color=#FF۸۰۰۰>به عنوان یک معلم، بنظر اون بهترین راه
‫برای کنترل دانش آموزهای سرکش</font>

16
00:00:41,174 --> 00:00:47,022
‫<font color=#FF۸۰۰۰>ریختن حس قوی شرمندگی
‫جلوی والدینشون بود</font>

17
00:00:47,013 --> 00:00:51,257
‫فقط برای ۵ دقیقه تیریشارو با موش
‫آزمایشگاهی مدرسه تنها گذاشتم

18
00:00:52,152 --> 00:00:57,067
‫تمام تیکه هاش
‫توی این جعبه ست

19
00:00:57,157 --> 00:01:00,195
‫تیمی تصمیم داشته
‫با آوردن یه چیزی

20
00:01:00,226 --> 00:01:05,175
‫از کلکسیون خاطرات شوهرتون
‫از جنگ خونین آلمان پُز بده

21
00:01:06,166 --> 00:01:10,171
‫بیلی بچه های دیگه رو برای گرفتن
‫پول شیرشون تهدید به کتک میکنه

22
00:01:10,170 --> 00:01:13,083
‫در آمدش رو توی
‫میزش پیدا کردیم

23
00:01:15,075 --> 00:01:19,046
‫<font color=#FF۸۰۰۰>البته، خانم پات همچین میدونست
‫وقتی پای بچه های سرکش میاد وسط</font>

24
00:01:19,079 --> 00:01:24,051
‫<font color=#FF۸۰۰۰>بعضی از والدین نسبت به دیگران
‫دلایل بیشتری برای شرمنده شدن دارن</font>

25
00:01:24,084 --> 00:01:31,093
‫پس، آم، توی پیغامتون گفتین که پارکر
‫توی یه حادثه تقریباً مهمی درگیر شده؟

26
00:01:31,091 --> 00:01:33,162
‫چه ... چه جور حادثه ایه؟

27
00:01:33,193 --> 00:01:37,164
‫دیروز عصر پارکر به سیندی
‫پیپلس پیشنهاد یه کلوچه داده

28
00:01:37,197 --> 00:01:41,270
‫به ازای اینکه مهبلش رو
‫نشون پارکر بده

29
00:01:41,301 --> 00:01:43,110
‫ـ   چه جور کلوچه ای؟
‫ـ   مگه اهمیتی داره؟

30
00:01:43,136 --> 00:01:44,274
‫اوه، نه

31
00:01:44,270 --> 00:01:48,218
‫فقط کپ کردم چون
‫واقعا شرمنده ام

32
00:01:48,241 --> 00:01:50,152
‫بچه ها توی کمد
‫لوازم نظافت بودند

33
00:01:50,143 --> 00:01:53,124
‫سرایدارمون موقعی که سیندی داشته
‫دامنش رو بالا میزده سر رسیده

34
00:01:53,146 --> 00:01:55,023
‫اوه، خدای من

35
00:01:55,014 --> 00:01:57,187
‫مطمئنم متوجه شدید که پارکر چقدر
‫میتونه عقده روحی پیدا کرده باشه

36
00:01:57,217 --> 00:02:01,165
‫یه موضوع نظرشو به خودش جلب کرده
‫و هفته ها درموردش صحبت خواهد کرد

37
00:02:01,187 --> 00:02:03,098
‫اون اتفاقی که با دایناسورش افتاد

38
00:02:03,089 --> 00:02:06,036
‫اوه، بله. همه مون منظر
‫دایناسورش رو یادمونه

39
00:02:06,025 --> 00:02:08,130
‫حالا بیشتر از همیشه علاقه منده

40
00:02:08,161 --> 00:02:12,234
‫پس شما فکر میکنین
‫حالا عقدهء روحیش با

41
00:02:12,265 --> 00:02:15,041
‫چیزی که زیر دامنه. بله

42
00:02:15,034 --> 00:02:20,074
‫ببین، بنظرم اون فقط یه حس رشد یافته
‫کنجکاوی طبیعی درمورد بدن انسان داره

43
00:02:20,106 --> 00:02:21,176
‫شما لازمه که باهاش صحبت کنین

44
00:02:21,207 --> 00:02:25,155
‫بهش یادآوری کنین که
‫چی مناسبه و چی نیست

45
00:02:25,178 --> 00:02:27,021
‫البته. باهاش صحبت میکنم

46
00:02:27,046 --> 00:02:29,026
‫تا وقتی عصبانی هستم
‫باهاش صحبت میکنم

47
00:02:29,048 --> 00:02:30,288
‫قول میدم. خداحافظ

48
00:02:30,283 --> 00:02:35,062
‫<font color=#FF۸۰۰۰>بله، لوئیسا پات به قدرت
‫شرمنده کردن اعتقاد داشت</font>

49
00:02:35,054 --> 00:02:39,002
‫<font color=#FF۸۰۰۰>اون همچین اعتقاد داره وقتی
‫کسی همچین قدرتی داره</font>

50
00:02:39,025 --> 00:02:44,202
‫خانم پیپلس، عمرا حدس بتونین بزنین دختر
‫تون برای یه کلوچه راضی شده چیکار کنه

51
00:02:44,230 --> 00:02:48,269
‫<font color=#FF۸۰۰۰>...باعث شرمندگیه که
‫ازش استفاده نکنه</font>

52
00:03:31,277 --> 00:03:38,092
‫<font color=#FF۸۰۰۰>شش هفته از وقتی که اندرو وندیکمپ
‫با مادرش اعلان جنگ کرده میگذره</font>

53
00:03:38,084 --> 00:03:42,226
‫<font color=#FF۸۰۰۰>جنگ نهایی قرار بود در دادگاه
‫بخش فیر وی یو بر پا بشه</font>

54
00:03:42,255 --> 00:03:46,101
‫<font color=#FF۸۰۰۰>بیری میدونست که
‫جنگ خونینی در راه بود</font>

55
00:03:46,125 --> 00:03:49,038
‫<font color=#FF۸۰۰۰>چیزی که نمیدونست این بود که</font>

56
00:03:49,062 --> 00:03:52,043
‫<font color=#FF۸۰۰۰>...سواره نظام در راه بود</font>

57
00:03:52,031 --> 00:03:53,135
‫بیری؟

58
00:03:53,132 --> 00:03:55,078
‫<font color=#FF۸۰۰۰>اگرچه، چه اونا رو میخواست
‫یا چه نمیخواست</font>

59
00:03:55,101 --> 00:03:57,081
‫الینور؟

60
00:03:57,070 --> 00:04:00,142
‫اوه، خدارو شکر پیدات کردم
‫اینجا چقدر مارپیچه

61
00:04:00,139 --> 00:04:02,016
‫تو اینجا چیکار میکنی؟

62
00:04:02,041 --> 00:04:07,115
‫دیشب من و پدرت از دنییل یه تماس داشتیم و
‫اون گفت اندرو داره تو رو میکشونه دادگاه

63
00:04:07,113 --> 00:04:10,287
‫منظورم اینه که، اگه بگم شوک زده
‫شدیم میتونه کتمان حقیقت باشه

64
00:04:10,316 --> 00:04:14,162
‫سلام، من الینور ماسون هستم
‫نامادری بیری

65
00:04:14,153 --> 00:04:16,292
‫شما وکیلش هستین؟
‫باید صحبت کنیم

66
00:04:16,322 --> 00:04:21,067
‫ـ   آه، نه. من وکیلش نیستم
‫ـ   خوب. اون موها نگرانم کرد

67
00:04:21,060 --> 00:04:23,233
‫پیتر سرپرست مامان
‫از انجمن الکلی هاست

68
00:04:23,263 --> 00:04:25,300
‫اوه، عزیزم

69
00:04:25,298 --> 00:04:28,040
‫از کی توی اون انجمنی؟

70
00:04:28,067 --> 00:04:30,138
‫خیلی وقت نیست. بابا کجاست؟

71
00:04:30,136 --> 00:04:34,107
‫ـ   توی دفتر قاضی
‫ـ   چی؟ چرا؟

72
00:04:34,140 --> 00:04:38,088
‫همه چیز خوبه. قاضی با
‫تأخیر زمانی موافقت کرد

73
00:04:38,111 --> 00:04:39,181
‫اوه، خدارو شکر

74
00:04:39,212 --> 00:04:42,125
‫خوشبختانه، منو یادش بود. توی
‫مدرسه قانونش یه بار صحبت کردم

75
00:04:42,115 --> 00:04:45,062
‫ببخشید، قربان. من
‫وکیل دخترتون هستم

76
00:04:45,051 --> 00:04:48,191
‫فقط میخوام بدونین، ما هفته
‫هاست منتظر این محاکمه بودیم

77
00:04:48,221 --> 00:04:51,065
‫پسرم، من ۴۵ سال وکالت کردم

78
00:04:51,090 --> 00:04:55,038
‫تو و من هردومون میدونیم که این
‫پرونده ها میتونن به چه نمایشی تبدیل بشن

79
00:04:55,028 --> 00:05:00,000
‫خونوادهء ما کاملا توانائی حل
‫این مسئله رو توی خونه داره

80
00:05:00,033 --> 00:05:03,014
‫بابا، متوجه نیستین
‫این جریان واقعا داره زشت میشه

81
00:05:03,036 --> 00:05:08,042
‫بخاطر همینه که ما اینجاییم
‫میخوایم این خونواده رو یکجا کنیم

82
00:05:08,041 --> 00:05:12,012
‫تحت هر شرایطی

83
00:05:14,247 --> 00:05:18,286
‫و اون لحظه بود که آقا و
‫خانم سولیس برای کمک

84
00:05:18,284 --> 00:05:21,265
‫به این بچهء درمانده از...
‫بیمارستان فرار کردند

85
00:05:21,287 --> 00:05:24,200
‫منظورتون اینه که دزدینش

86
00:05:24,223 --> 00:05:26,169
‫خب، از نظر فنی، درسته

87
00:05:26,192 --> 00:05:29,139
‫ولی با توجه به شرایطی
‫که ختم به نجات

88
00:05:29,128 --> 00:05:32,007
‫ـ   بچه دزدی

89
00:05:32,031 --> 00:05:36,002
‫سرورم، بله، با توجه به گذشته
‫نقشه یخورده عجولانه بوده

90
00:05:36,035 --> 00:05:38,015
‫از نظر کلی کاملا

91
00:05:38,004 --> 00:05:39,074
‫احمقانه بوده

92
00:05:39,105 --> 00:05:41,051
‫ـ   میتونیم به اون اعتراض کنیم؟

93
00:05:41,040 --> 00:05:43,145
‫سرورم، ولی بچه در امانه

94
00:05:43,176 --> 00:05:48,148
‫و تنها چیزی که از محضر دادگاه
‫میخوایم اینه که اجازه بده بچهء لیبی

95
00:05:48,181 --> 00:05:54,063
‫در زیر سایهء عشق و مراقبت
‫خانوادهء سولیس بزرگ بشه

96
00:05:55,221 --> 00:05:58,031
‫با اینکه داستان شما
‫قلبم رو تیکه پاره میکنه

97
00:05:58,057 --> 00:06:00,298
‫شرایطی هم از حق
‫والدین وجود داره

98
00:06:00,293 --> 00:06:02,273
‫چه چیزی برای گفتین دارین؟

99
00:06:02,295 --> 00:06:07,074
‫ما محل استقرارآقای دیل
‫هلم، رو داریم پدر شرعی

100
00:06:07,100 --> 00:06:11,014
‫متأسفانه، آه، بنا به شرایطی
‫ایشون بایستی خارج از شهر باشن

101
00:06:11,037 --> 00:06:13,278
‫ـ   امروز در فلوریدلا هستند
‫ـ   برای کار؟

102
00:06:13,272 --> 00:06:18,017
‫راستش، تعطیلات بهاره. آقای هلم
‫یک دانش آموز دبیرستانی هستند

103
00:06:18,044 --> 00:06:20,024
‫حالیه

104
00:06:20,046 --> 00:06:24,119
‫پدر بچه ادعائی از حق
‫و حقوق پدری کرده؟

105
00:06:24,150 --> 00:06:27,222
‫روی پیغامگیرشون براشون یه شماره
‫گذاشتم ولی تنها چیزی که گرفتم

106
00:06:27,220 --> 00:06:32,192
‫یه پیام کوتاهه، که میگه
‫این جریان مُخشو ترکونده

107
00:06:32,225 --> 00:06:36,173
‫و به شدت ترسیده

108
00:06:40,032 --> 00:06:45,983
‫خیلی خب. آقا و خانم سولیس،از اونجایی
‫که شما واقعا لیلی رو میخواین

109
00:06:46,005 --> 00:06:48,144
‫بنظر میرسه شباهتی
‫به شیطان ندارین

110
00:06:48,174 --> 00:06:54,216
‫تا دریافت یه جواب سرراست از پدرشرعی
‫موقتاً مسئولیت نگهداری رو به شما میسپارم

111
00:06:54,213 --> 00:06:56,159
‫متشکرم، سرورم

112
00:06:56,182 --> 00:06:59,254
‫ضمنا، سعی نکنین
‫دیگه بچه بدزدین

113
00:06:59,285 --> 00:07:02,198
‫اوه، فقط یکی لازم داشتیم

114
00:07:08,194 --> 00:07:11,038
‫عزیزم

115
00:07:11,030 --> 00:07:14,273
‫آم، میتونی یه ثانیه مداد شمعی هاتو
‫بزاری زمین؟ باید باهم صحبت کنیم

116
00:07:14,300 --> 00:07:17,110
‫امروز با معلمتون صحبت کردم

117
00:07:17,136 --> 00:07:20,208
‫و اون درمورد جریان

118
00:07:21,073 --> 00:07:24,054
‫معامله کلوچه با...
‫سیندی لو به من گفت

119
00:07:24,043 --> 00:07:26,114
‫اوه. عصبانی هستی؟

120
00:07:26,112 --> 00:07:29,218
‫نه، دقیقا نه. فقط

121
00:07:29,248 --> 00:07:34,027
‫دارم سعی میکنم بفهمم
‫چرا اونکارو کردی

122
00:07:34,020 --> 00:07:37,092
‫تامی کینان به من گفت از
‫اون زیر بچه میاد بیرون

123
00:07:37,123 --> 00:07:38,261
‫برام قابل قبول نیست

124
00:07:38,257 --> 00:07:41,238
‫خب، راستش
‫یجورایی راست میگه

125
00:07:41,227 --> 00:07:43,207
‫اون نظر خودشو گفته

126
00:07:43,229 --> 00:07:48,008
‫عجیبه. بچه چطوری میره اونجا؟

127
00:07:53,239 --> 00:07:57,085
‫چند روز دیگه بابایی
‫از سفر برمیگرده

128
00:07:57,076 --> 00:07:59,181
‫ـ   چرا منتظرش نمیمونی؟ ـ   باشه

129
00:07:59,212 --> 00:08:02,193
‫باشه

130
00:08:02,181 --> 00:08:08,223
‫یا میتونم از داداش تامی بپرسم
‫اون ۱۴ سالشه. همه چیزو میدونه

131
00:08:11,123 --> 00:08:13,125
‫و بعدش مامانی و بابایی

132
00:08:13,125 --> 00:08:18,199
‫چون همدیگه رو خیلی دوست
‫دارن، همدیگه رومحکم بغل میکنن

133
00:08:18,231 --> 00:08:26,241
‫و یک دونهء سحرآمیزی کاشته میشه
‫و ۹ ماه بعد، یه بچه به دنیا میاد.بفرما

134
00:08:26,239 --> 00:08:31,279
‫ـ   چه جور دونه ای؟
‫ـ   اوه، مهم نیست

135
00:08:31,310 --> 00:08:33,153
‫من حرفتو باور نمیکنم

136
00:08:33,145 --> 00:08:39,096
‫پارکر، من مادرتم. مادرها
‫هیچوقت به پسراشون دروغ نمیگن

137
00:08:40,019 --> 00:08:46,061
‫حالا برو دستاتو بشور، وگرنه بابانویل
‫برای کریسمس برات هیچی نمیاره

138
00:08:49,228 --> 00:08:52,175
‫دیدم ایدی با ماشین رفت
‫کی برمیگرده؟

139
00:08:52,198 --> 00:08:54,144
‫نمیدونم. رفت یه
‫خونه رو نشون بده

140
00:08:54,133 --> 00:08:56,079
‫تکون بخور

141
00:08:57,103 --> 00:08:58,207
‫موضوع چیه؟

142
00:08:58,237 --> 00:09:03,152
‫دیشب توی تخت ایدی منو ناکار کردی
‫فکر میکنم سزاوار یه گفتگو باشه

143
00:09:03,142 --> 00:09:06,180
‫چه حرفی واسه گفتن هست؟
‫من فقط عاشق شدم

144
00:09:06,178 --> 00:09:09,182
‫نه، منظورت یه چیز دیگه بود

145
00:09:09,215 --> 00:09:13,061
‫آره، میدونم. ببین
‫میدونم یکم بدموقع

146
00:09:13,052 --> 00:09:14,122
‫یکم؟

147
00:09:14,153 --> 00:09:19,102
‫حتی گاز بادبادکهای
‫مهمونی نامزدیت خالی نشده

148
00:09:19,091 --> 00:09:22,197
‫خیلی حب، کی
‫میخوای به ایدی بگی؟

149
00:09:22,194 --> 00:09:24,140
‫ـ   چی رو؟
‫ـ   اینکه عروسی کنسله

150
00:09:24,130 --> 00:09:25,131
‫ـ   مگه هست؟ ـ   مگه نیست؟

151
00:09:25,164 --> 00:09:27,144
‫بستگی به تو داره

152
00:09:27,133 --> 00:09:31,104
‫تو ... ؟ داری میگی یعنی
‫باهاش ازدواج میکنی

153
00:09:31,137 --> 00:09:33,208
‫مگر اینکه من بگم نکنی؟

154
00:09:33,239 --> 00:09:36,186
‫فقط به من یه قول بده، سوزی
‫و من گلوله رو به ایدی میزنم

155
00:09:36,175 --> 00:09:40,180
‫ـ   این حماقته
‫ـ   بیخیال

156
00:09:40,179 --> 00:09:43,183
‫همهء اینا میتونه
‫دوباره مال تو بشه

157
00:09:43,215 --> 00:09:47,061
‫فقط کلمه رو بگو
‫و من اینو ول میکنم

158
00:09:47,086 --> 00:09:49,225
‫او، نه، تو ... جرأتشو نداری

159
00:09:49,221 --> 00:09:53,067
‫میدونی که منو میخوای
‫فقط لب تر کن

160
00:09:53,092 --> 00:09:55,129
‫تو

161
00:09:55,161 --> 00:09:57,232
‫مریضی...

162
00:10:00,132 --> 00:10:04,239
‫زک، من میرم داروخونه
‫بیست دقیقه دیگه برمیگردم

163
00:10:21,253 --> 00:10:24,097
‫پائول؟

164
00:10:24,090 --> 00:10:28,197
‫داشتم کلوچه درست میکردم
‫و یه صدای بد شنیدم

165
00:10:28,227 --> 00:10:30,207
‫حالت خوبه؟

166
00:10:30,229 --> 00:10:34,041
‫روی پله جلوی در
‫روغن شیرینی ریخته

167
00:10:34,066 --> 00:10:35,170
‫روغن شیرینی؟

168
00:10:35,167 --> 00:10:38,239
‫نباید برای جلا دادن
‫از اونا استفاده کنی

169
00:10:38,270 --> 00:10:42,150
‫فقط برای پخت و پزه

170
00:10:52,018 --> 00:10:56,057
‫خیلی نازه. از اسم لیلی خوشم میاد

171
00:10:56,088 --> 00:10:57,226
‫اسم مادربزرگم بوده

172
00:10:57,256 --> 00:11:00,100
‫با شب بیداری چیکار میکنی؟
‫باید خسته شده باشی

173
00:11:00,092 --> 00:11:03,039
‫میدونی، یکم خسته هستم
‫ولی زیاد بد نیست

174
00:11:03,029 --> 00:11:05,236
‫یه چندماه دیگه صبرکن
‫شبا خودش میخوابه

175
00:11:05,231 --> 00:11:07,040
‫عزیزم، من شبیه آدمای خودآزارم؟

176
00:11:07,066 --> 00:11:09,205
‫فردا یه پرستاربچه و یه
‫پرستار خواب استخدام میکنم

177
00:11:09,201 --> 00:11:10,271
‫نه، نمیکنیم

178
00:11:10,302 --> 00:11:14,079
‫شوهرم، توو کار
‫نمایشهای خنده داره

179
00:11:14,106 --> 00:11:18,077
‫جدی میگم. نمیخوام چندتا
‫غریبه بچه مون رو بزرگ کنن

180
00:11:18,210 --> 00:11:21,054
‫خب، شما کار
‫دارین. ما باید بریم

181
00:11:21,047 --> 00:11:23,027
‫نه، اشکالی نداره. بعدا این
‫دعوا رو برنده میشم

182
00:11:23,049 --> 00:11:26,121
‫ما از این زوجهای
‫خوشگذرونی نیستیم

183
00:11:26,152 --> 00:11:29,998
‫که بچه مون رو پیش آدمای
‫دیگه گرو بزاریم. ختم کلام

184
00:11:30,022 --> 00:11:31,023
‫آره، باید برین

185
00:11:31,057 --> 00:11:34,163
‫ـ   باشه، خداحافظ. . ـ   موفق باشی

186
00:11:37,196 --> 00:11:41,144
‫ساندویچ رو بزار زمین

187
00:11:42,034 --> 00:11:44,105
‫این چرندیات درمورد اینکه
‫من کمک دست نگیریم چیه؟

188
00:11:44,136 --> 00:11:47,083
‫ببین، یه بچهء تازه متولد شده
‫نیاز داره با مادر مرتبط باشه

189
00:11:47,073 --> 00:11:50,054
‫کلیسا اینو میدونه، علم میدونه
‫طبیعت هم میدونه

190
00:11:50,042 --> 00:11:52,147
‫ما پول داریم. چه عیبی داره
‫یه کمک کوچیک بگیریم؟

191
00:11:52,178 --> 00:11:56,126
‫منم گاهی میتونم آروم باشم
‫و قادر میشم یه مادر بهتر باشم

192
00:11:56,148 --> 00:11:58,025
‫میخوای یه مادر بهتر باشی؟

193
00:11:58,050 --> 00:12:00,121
‫کاری که مامان من کرد بکن
‫فداکاری کن

194
00:12:00,119 --> 00:12:02,224
‫مامانم بخاطر من از
‫جون مایه میذاشت

195
00:12:02,254 --> 00:12:06,202
‫بخاطر همین اینقدر زود
‫تشریف بردن توی قبر

196
00:12:07,226 --> 00:12:12,198
‫خب، هم بخاطر اون
‫و هم بخاطر تصادف

197
00:12:17,169 --> 00:12:21,015
‫ببین، من نمیدونم تو چرا
‫میخوای مستقل بشی

198
00:12:21,040 --> 00:12:24,021
‫و نمیدونم تو داری چیکار
‫میکنی که اون دیوونه شده

199
00:12:24,043 --> 00:12:26,023
‫نتیجهء نهایی، بسه

200
00:12:26,045 --> 00:12:30,118
‫الان وقتشه که با همدیگه آشتی کنین

201
00:12:32,017 --> 00:12:35,123
‫و چطوری قراره
‫اینکارو بکنیم؟

202
00:12:35,154 --> 00:12:37,031
‫یه راهی هست

203
00:12:37,022 --> 00:12:41,266
‫فقط توی چشم همدیگه نگاه
‫کنین و بگین، می بخشمت

204
00:12:43,262 --> 00:12:46,106
‫این راه حل شماست؟

205
00:12:46,098 --> 00:12:49,238
‫درواقع این یک روش اختراع
‫شده توسط یه روانشناس هلندی

206
00:12:49,268 --> 00:12:51,111
‫توی تلویزیون دیدمش

207
00:12:51,103 --> 00:12:57,179
‫میگه اگه بخشش رو شفاهی بیان کنین
‫مغز میتونه به قلب فرمان عفو نفرت بده

208
00:12:57,176 --> 00:13:01,090
‫واقعا کارسازه. با مستخدم
‫خونه مون اینکارو کردم

209
00:13:01,080 --> 00:13:04,994
‫آم، عذر میخوام، بابا، ولی
‫فکر میکنم روابط من با اندرو

210
00:13:05,017 --> 00:13:09,056
‫ـ   یکم پیچیده تر از اونی باشه که
‫ـ   میمیری اگه حداقل امتحانن کنی؟

211
00:13:09,054 --> 00:13:16,165
‫من اینکارو میکنم
‫بخاطر شما، بابابزرگ

212
00:13:18,230 --> 00:13:20,107
‫باشه

213
00:13:20,099 --> 00:13:23,171
‫بله، آم، پس
‫آم، اول کی بگه؟

214
00:13:23,202 --> 00:13:26,274
‫فرقی نمیکنه. مهم نیست

215
00:13:28,040 --> 00:13:31,988
‫مامان، می بخشمت

216
00:13:32,011 --> 00:13:36,050
‫اندرو، می بخشمت

217
00:13:36,215 --> 00:13:38,195
‫سخت نبود، مگه نه؟

218
00:13:38,217 --> 00:13:42,029
‫انتظار نداشته باشین الساعه
‫حس دیگه ای داشته باشین

219
00:13:42,054 --> 00:13:43,124
‫یکم طول میکشه

220
00:13:43,122 --> 00:13:46,001
‫برای من یه هفته طول کشید
‫تا اسپرانزا رو ببخشم

221
00:13:46,025 --> 00:13:49,199
‫ـ   حالا اون دوباره مثل خونواده ست
‫ـ   خونواده ای که از ما دزدی میکنه

222
00:13:49,195 --> 00:13:52,039
‫بیاین به همون روالی
‫که بودیم برگردیم

223
00:13:52,031 --> 00:13:56,104
‫و کل این مزخرفات درمورد
‫مستقل شدن رو فراموش کنیم

224
00:13:57,002 --> 00:13:59,004
‫آم

225
00:14:00,039 --> 00:14:04,044
‫خب، بابابزرگ، من هنوز
‫به پس اندازم احتیاج دارم

226
00:14:04,076 --> 00:14:09,048
‫ببین، نمیتونم جایی که احساس
‫امنیت نداشته باشم زندگی کنم

227
00:14:09,281 --> 00:14:11,124
‫داری درمورد
‫چی حرف میزنی؟

228
00:14:11,116 --> 00:14:15,064
‫خب، شما میتونی با زنی که
‫شمارو بزنه زندگی کنی؟

229
00:14:16,088 --> 00:14:19,160
‫ـ   بیری
‫ـ   یه بار زدم توی گوشش، و حقش بود

230
00:14:19,158 --> 00:14:21,229
‫خب، من فقط ازش
‫خواستم مشروب نخواره

231
00:14:21,227 --> 00:14:22,297
‫تو مشروب خواری میکنی؟

232
00:14:22,294 --> 00:14:25,275
‫اون توی انجمن ترک
‫موهای سرپرستش هم بلنده

233
00:14:25,264 --> 00:14:27,244
‫اندرو، میبینم خیلی نگرانی

234
00:14:27,233 --> 00:14:29,076
‫با وجود اینکه مست بودی

235
00:14:29,101 --> 00:14:32,105
‫وقتی با ماشینت مادر...
‫همسایه مون رو زیر کردی

236
00:14:32,104 --> 00:14:35,108
‫ـ   حالش خوبه؟
‫ـ   اون زن مرده

237
00:14:35,140 --> 00:14:39,213
‫خب، مامان نشسته خودکشی
‫دوست پسرشو تماشا کرده

238
00:14:39,211 --> 00:14:42,055
‫و اون همون کسی
‫بود که بابا رو کشت

239
00:14:42,081 --> 00:14:46,120
‫اندرو خائنانه منو متهم به
‫سوءاستفاده جنسی کرد

240
00:14:46,151 --> 00:14:48,290
‫توی یه فروشگاه

241
00:14:52,091 --> 00:14:59,009
‫میدونین، اگه الان با هم حرف
‫نزنین اون روش بهتر عمل میکنه

242
00:14:59,164 --> 00:15:02,168
‫خیلی خب، بیا بریم
‫نمیخوام دیر به فیلم برسم

243
00:15:02,201 --> 00:15:06,115
‫اوه، چه گلهای خوشکلی
‫کی اونا رو فرستاده؟

244
00:15:06,305 --> 00:15:08,216
‫چیه؟

245
00:15:08,240 --> 00:15:12,086
‫یه کلمه بگو، و من میشم
‫مال تو. با عشق، کارل

246
00:15:12,077 --> 00:15:16,025
‫ازوقتی شروع کردین دوروبر هم چرخیدن
‫میدونستم این اتفاق میافته. طلوع احساسات

247
00:15:16,048 --> 00:15:19,257
‫نه. احساسات اون! اون
‫که احساس داره. نه من

248
00:15:19,251 --> 00:15:22,061
‫ـ   آها
‫ـ   خیلی خب، به من نگو آها

249
00:15:22,054 --> 00:15:23,192
‫هنوز جوجه ای

250
00:15:23,222 --> 00:15:25,259
‫اوه، آره؟
‫خب، این یکی چطوره؟

251
00:15:25,257 --> 00:15:27,237
‫با شما نمیام سینما

252
00:15:27,259 --> 00:15:30,035
‫ـ   مجبورم میکنی خودم برم؟
‫ـ   تو که میتونی از بابا بخوای

253
00:15:30,029 --> 00:15:33,010
‫درواقع، اگه خیلی دوستش داری
‫چرا باهاش ازدواج نمیکنی؟

254
00:15:33,032 --> 00:15:37,139
‫اوه، صبرکن. همین
‫الانشم کردی. دوبار

255
00:16:04,229 --> 00:16:07,210
‫میدونی چیه؟ فکر میکنم
‫چندتا دستمال لازممون میشه

256
00:16:07,199 --> 00:16:10,180
‫ـ   اوه، باشه. الان برمیگردم
‫ـ   مرسی

257
00:16:10,202 --> 00:16:12,273
‫دوست پسر سابقم اینجاست
‫اگه منو تنها ببینه، من میمیرم

258
00:16:12,271 --> 00:16:15,150
‫التماست میکنم
‫وانمود کن منو میشناسی

259
00:16:15,140 --> 00:16:16,244
‫سوزان؟
‫سلام

260
00:16:16,275 --> 00:16:20,121
‫مایک! سلام
‫چه غافلگیر کننده

261
00:16:20,112 --> 00:16:23,093
‫ـ   حالت چطوره؟
‫ـ   خوبم

262
00:16:24,216 --> 00:16:27,129
‫اوه، خدا، دارم بی ادبی میکنم

263
00:16:27,119 --> 00:16:30,259
‫مایک میخوام آشنا بشی با

264
00:16:31,290 --> 00:16:36,137
‫اورسون هادج
‫ازآشناییت خوشبختم، مایک

265
00:16:36,161 --> 00:16:41,110
‫وای. نمیتونم باور کنم
‫بالاخره شخصا دیدمت

266
00:16:42,034 --> 00:16:45,140
‫پس ... چطوری
‫باهم آشنا شدین؟

267
00:16:45,137 --> 00:16:48,243
‫اوه، من چند سال
‫که دندونپزشکشم

268
00:16:48,240 --> 00:16:54,054
‫ولی هفتهء پیش داشتم توی دهنشو نگاه
‫میکردم و تصمیم گرفتم زبونمو بکنم توش

269
00:16:58,050 --> 00:17:00,291
‫بعدا می بینمت، سوزان

270
00:17:02,287 --> 00:17:05,131
‫خیلی ممنون که
‫به من کمک کردی

271
00:17:05,124 --> 00:17:07,104
‫هی، من توی بحرنها کارم درسته

272
00:17:07,126 --> 00:17:11,074
‫خب، قطعا شخص مناسبی رو
‫برای نشستن در کنارش انتخاب کردم

273
00:17:12,131 --> 00:17:15,112
‫راستی، این صندلی مال کسیه؟

274
00:17:15,134 --> 00:17:19,276
‫ـ   نه
‫ـ   خب، میتونی شریکی ذرت منو بخوری

275
00:17:20,272 --> 00:17:27,190
‫آه، سوزان، این بکی . احتمالا
‫باید ذرت اونو شریکی بخورم

276
00:17:29,181 --> 00:17:34,153
‫فقط تا وقتی چراغهارو خاموش
‫کنن منتظر میمونم، و بعدش من

277
00:17:40,092 --> 00:17:43,198
‫تا من اینو راه میندازم
‫میتونی نونارو بیاری بیرون؟

278
00:17:48,033 --> 00:17:50,274
‫ـ   چه خبره؟
‫ـ   حالتون خوبه؟

279
00:17:55,140 --> 00:17:57,245
‫این الکل زغال نیست
‫این بنزین

280
00:17:57,242 --> 00:18:00,223
‫چی؟
‫چطوری رفته این توو؟

281
00:18:00,212 --> 00:18:04,160
‫تو چی فکر میکنی؟

282
00:18:07,152 --> 00:18:10,258
‫از اونجا داره بوی خوب میاد

283
00:18:12,091 --> 00:18:15,163
‫متوجه نمیشم
‫سعی داره شما رو بکشه؟

284
00:18:15,194 --> 00:18:18,004
‫نه، سعی داره منو فراری بده

285
00:18:18,030 --> 00:18:21,170
‫ـ   چرا؟
‫ـ   هنوز مطمئن نیستم

286
00:18:21,166 --> 00:18:24,147
‫ولی میدونم که نمیخوام
‫باهاش همبازی بشم

287
00:18:24,169 --> 00:18:27,173
‫ما کلی همبرگر داریم
‫اگه میخوای، بیا اینجا

288
00:18:27,172 --> 00:18:30,153
‫و اشتهات روهم بیار

289
00:18:39,084 --> 00:18:41,189
‫گبی، بچه

290
00:18:43,222 --> 00:18:46,203
‫نه، من دوبار بیدار شدم
‫نوبت توئه

291
00:18:46,225 --> 00:18:49,104
‫گبی، من فردا چندتا
‫مصاحبهء کار دارم

292
00:18:49,128 --> 00:18:50,106
‫به خوابم نیاز دارم

293
00:18:50,129 --> 00:18:54,077
‫پس خواب من چی؟

294
00:18:57,102 --> 00:18:59,048
‫تو وقتی میخوابی که بچه خوابید

295
00:18:59,071 --> 00:19:02,280
‫هر ۴۰ دقیقه؟ پس
‫کی قراره زندگی کنم؟

296
00:19:03,108 --> 00:19:04,178
‫چی داری غرغر میکنی؟

297
00:19:04,209 --> 00:19:07,019
‫تمام کارای خونه رو
‫ژائومی انجام میده

298
00:19:07,045 --> 00:19:12,085
‫ـ   تنها کار تو مراقبت از بچه ست
‫ـ   باشه، باشه، باشه

299
00:19:15,087 --> 00:19:18,068
‫پیس. ژائومی. پیس

300
00:19:18,090 --> 00:19:20,070
‫ـ   بیدار شو

301
00:19:20,058 --> 00:19:22,038
‫خانم سولیس

302
00:19:22,060 --> 00:19:25,064
‫ـ   چیزی شده؟ ـ   بچه ساکت نمیشه

303
00:19:25,097 --> 00:19:26,075
‫من ۲ روزه نخواابیدم

304
00:19:26,098 --> 00:19:28,169
‫میشه لطفا جند لحظه
‫لیلی رو بگیری؟

305
00:19:28,167 --> 00:19:30,078
‫ـ   آه
‫ـ   اوه، یالا دیگه

306
00:19:30,068 --> 00:19:33,174
‫فردا نمیخواد
‫پنجره هارو تمیز کنی

307
00:19:33,205 --> 00:19:36,186
‫باشه. چیکار کنم؟

308
00:19:36,175 --> 00:19:39,156
‫خب، اون یه
‫بچه ست. بغلش کن

309
00:19:39,178 --> 00:19:44,184
‫و بندازش هوا، چه میدونم
‫یه چیزی براش بخون

310
00:19:46,051 --> 00:19:50,056
‫اوه، ژائومی، احتیاجی نیست آقای
‫سولیس دراینمورد چیزی بفهمه، باشه؟

311
00:19:50,055 --> 00:19:52,194
‫ـ   باشه. . ـ   باشه

312
00:19:57,196 --> 00:20:03,044
‫آره، عزیزم، میتونی
‫بری پایین؟ ممنون

313
00:20:09,174 --> 00:20:12,018
‫الینور، فکر کردم
‫رفتی بخوابی

314
00:20:12,010 --> 00:20:13,148
‫اوه، نه، هنوز نه

315
00:20:13,178 --> 00:20:14,156
‫مجبورم موهامو الان آماده کنم

316
00:20:14,179 --> 00:20:17,058
‫صبح وقت نمیشه

317
00:20:17,049 --> 00:20:21,122
‫بشین. چیزی هست
‫که باید بهت بگم

318
00:20:21,119 --> 00:20:23,258
‫پدرت و من تصمیم
‫گرفتیم اندرو رو ببریم

319
00:20:23,255 --> 00:20:26,236
‫پیش خودمون

320
00:20:26,291 --> 00:20:29,272
‫واقعا؟. و اون نظر کی بود؟

321
00:20:29,294 --> 00:20:31,274
‫اندرو

322
00:20:31,296 --> 00:20:35,244
‫ولی من و هنری حس
‫میکنیم این کار درسته

323
00:20:36,268 --> 00:20:39,181
‫قطعا نه

324
00:20:42,174 --> 00:20:46,020
‫اگه اونو اینجا ول کنیم
‫شما دوتا سر و کارتون

325
00:20:46,011 --> 00:20:48,013
‫میافته به دادگاه، و من...
‫اجازه نمیدم اینطور بشه

326
00:20:48,013 --> 00:20:52,223
‫واقعا فکر میکنی من از خشک کردن
‫لباس چرکهام در عموم لذت میبرم؟

327
00:20:52,251 --> 00:20:58,065
‫کل این وضعیت خفت آوره، ولی من
‫نمیتونم عقب بکشم، چون اون پسر منه

328
00:20:58,090 --> 00:21:01,071
‫و برای غلبه کردن به اون
‫به زمان بیشتری نیاز دارم

329
00:21:01,059 --> 00:21:04,165
‫تو هیچوقت تسلیم نمیشی

330
00:21:04,229 --> 00:21:07,210
‫همیشه بخاطر همین
‫تو رو تحسین میکردم

331
00:21:07,232 --> 00:21:13,080
‫وقتی بچه بودی و از این کلوچه های بادام
‫زمینی که افتضاح بودند درست میکردی

332
00:21:13,071 --> 00:21:15,051
‫ولی دست بردار نبودی

333
00:21:15,073 --> 00:21:19,215
‫و همه رو مجبور
‫میکردی بخورنشون

334
00:21:20,012 --> 00:21:23,084
‫بسیار قاطع بودی که اونا خوبند

335
00:21:23,115 --> 00:21:25,220
‫مادرم فکر نمیکرد
‫اونا افتضاح بودند

336
00:21:25,217 --> 00:21:29,290
‫وقتی همین کلوچه ها رو براش
‫درست میکردم، اون دوستشون داشت

337
00:21:29,321 --> 00:21:32,097
‫خب، بعضی از مردم
‫بچه هارو تحسین میکنن

338
00:21:32,090 --> 00:21:34,070
‫حتی وقتی لیاقتش رو ندارند

339
00:21:34,092 --> 00:21:36,038
‫اوه، ولی تو نمیکردی

340
00:21:36,061 --> 00:21:39,270
‫با تو، مجبور بودم قبل از حرفم
‫روی تک تک کلماتم فکر کنم

341
00:21:39,298 --> 00:21:42,177
‫خب، بخاطر استانداردهای بالای من
‫تو همیشه از من رنجیده خاطر میشدی

342
00:21:42,167 --> 00:21:44,078
‫نه

343
00:21:44,102 --> 00:21:49,176
‫ازت رنجیده خاطر میشدم چون اون
‫کلوچه های بادام زمینی معرکه بودند

344
00:21:51,043 --> 00:21:53,114
‫ما اندرو رو میبریم

345
00:21:53,111 --> 00:21:55,284
‫الینور، خواهش میکنم

346
00:21:55,314 --> 00:22:00,229
‫بیری، پسرت از تو متنفره

347
00:22:01,119 --> 00:22:07,263
‫قسمتی از بالغ شدن پذیرفتن
‫شکست و راه اومدن باهاشه

348
00:22:07,259 --> 00:22:11,071
‫با افتخار

349
00:22:12,164 --> 00:22:16,306
‫واقعا فکر میکنی من بعنوان
‫مادر، یک شکست خورده هستم؟

350
00:22:16,301 --> 00:22:20,215
‫دوست دارم دروغ بگم
‫و یه چیز حمایتی بگم

351
00:22:20,238 --> 00:22:25,187
‫ولی همونطور که خودت اشاره کردی
‫این بیشتر، از خصلتهای مادرت بود

352
00:22:35,220 --> 00:22:38,030
‫ژائومی؟

353
00:22:38,056 --> 00:22:41,037
‫خیلی عذر میخوام
‫فقط یه استراحت کردم

354
00:22:41,059 --> 00:22:43,039
‫اوه، نه، ژائومی، اشکالی نداره

355
00:22:43,061 --> 00:22:46,065
‫میدونم تمام شب با بچه بیدار
‫بودی، و واقعا سپاسگذارم

356
00:22:46,098 --> 00:22:50,069
‫میدونی، از تمام کارایی که برای
‫لیلی انجام میدی خیلی متشکرم

357
00:22:50,068 --> 00:22:53,174
‫پس برای تشکر، برات یه بلیط
‫ورود به چشمه آب معدنی میخرم

358
00:22:53,171 --> 00:22:56,152
‫و میتونی یک روز کامل استراحت
‫کنی و واقعا خستگی در کنی

359
00:22:56,174 --> 00:23:01,021
‫واقعا؟ ممنون. اون، ممنونم

360
00:23:01,012 --> 00:23:02,150
‫اوه، خواهش میکنم

361
00:23:02,180 --> 00:23:04,160
‫خیلی خب، لیلی باید
‫حموم کنه و بخوابه

362
00:23:04,149 --> 00:23:06,095
‫نمیخوام کلاس یوگامو از دست بدم

363
00:23:06,118 --> 00:23:09,156
‫سلام. سلام، دختر خوشکل

364
00:23:09,154 --> 00:23:11,293
‫اوه، آره، مامانی باید بره

365
00:23:11,289 --> 00:23:15,135
‫مامانی باید بره تا بتونه
‫لاغر و خوشکل بمونه

366
00:23:15,160 --> 00:23:16,264
‫و تو بتونی بهش افتخار کنی

367
00:23:19,064 --> 00:23:21,169
‫مادری نعمت بزرگیه

368
00:23:21,199 --> 00:23:24,271
‫امیدوارم یه روزی تجربه کنی

369
00:23:29,174 --> 00:23:30,278
‫مشکل بزرگی نیست

370
00:23:30,308 --> 00:23:32,288
‫مشکل بزرگی نیست؟ درسته

371
00:23:32,310 --> 00:23:35,018
‫ـ   اونقدرا هم که دور نیست
‫ـ   دور نیست؟

372
00:23:35,013 --> 00:23:40,053
‫ـ   به هرحال. باشه؟ خداحافظ
‫برات مهم نبود قبلش به من بگی

373
00:23:43,221 --> 00:23:45,201
‫جاستین، چه اتفاقی افتاده؟

374
00:23:45,223 --> 00:23:49,194
‫اندرو گفت که میخواد
‫با بابابزرگش بره

375
00:23:49,227 --> 00:23:52,208
‫اونا خیلی دور زندگی میکنن
‫من دیگه هیچوقت اونو نمیبینم

376
00:23:52,230 --> 00:23:56,007
‫خیلی متاسفم. میدونم که
‫شماها دوستای خوبی هستین

377
00:23:57,035 --> 00:24:00,312
‫ما بیشتر از دوستیم، خانم وندیکمپ

378
00:24:01,173 --> 00:24:03,244
‫من عاشق اونم

379
00:24:07,112 --> 00:24:10,093
‫ـ   چرا؟
‫ـ   چرا؟

380
00:24:10,081 --> 00:24:15,030
‫آره. من کنجکاوم بدونم
‫تو در اون چی میبینی

381
00:24:16,121 --> 00:24:19,261
‫وقتی برای اولین بار والدینم شنیدند که
‫من همجنس بازم، منو انداختن بیرون

382
00:24:19,257 --> 00:24:22,238
‫اونا گفتند از کل خونواده طرد شدم

383
00:24:22,260 --> 00:24:27,073
‫و اینکه تا وقتی عوض نشدم
‫نمیتونند منو دوست داشته باشند

384
00:24:27,098 --> 00:24:31,046
‫ولی اندرو، اون گفت من باید
‫از داشتن اونا شرمنده باشم

385
00:24:31,069 --> 00:24:35,040
‫چون اونا اونقدر احمق بودند
‫که خوبیهای منو ندیدند

386
00:24:35,040 --> 00:24:38,283
‫اندرو اینطوریه. اون به
‫چرندیات هیچکس اهمیت نمیده

387
00:24:38,310 --> 00:24:42,053
‫چطور میشه عاشق
‫همچین شخصی نبود؟

388
00:24:43,215 --> 00:24:48,062
‫همیشه برام جای سواله، مردم چطور میتونن
‫به خونواده هاشون پشت کنن، منظورم اینه

389
00:24:48,053 --> 00:24:51,000
‫ولی همیشه این اتفاق
‫میافته، مگه نه؟

390
00:24:51,022 --> 00:24:53,093
‫بگمونم

391
00:24:53,225 --> 00:24:58,072
‫میدونی، جاستین، اگه تو راضی باشی
‫کمک کنی، مطمئنم میتونم برای نگه داشتن

392
00:24:58,063 --> 00:25:03,012
‫اندرو از رفتن یه راهی پیدا کنم
‫نظرت چیه؟

393
00:25:07,138 --> 00:25:09,118
‫ـ   من اومدم
‫ـ   اوه، سلام

394
00:25:09,140 --> 00:25:10,278
‫سلام، خانم مکلاسکی

395
00:25:10,308 --> 00:25:14,279
‫ـ   اوضاع چطور پیش رفت؟
‫ـ   خوب

396
00:25:14,279 --> 00:25:16,259
‫پنی یکم بالا آورد

397
00:25:16,281 --> 00:25:19,262
‫ـ   فکر کنم دندوناش دارن بیرون میان
‫ـ   اوه

398
00:25:19,251 --> 00:25:23,028
‫دوقلوها سر کنترل تلویزیون دعوا
‫کردند. اونوَرا خبر مبری نبود؟

399
00:25:23,021 --> 00:25:24,091
‫ـ   نه
‫ـ   خبر بزرگ اینه

400
00:25:24,122 --> 00:25:30,232
‫پارکر به من پیشنهاد داد اگه اونجامو
‫نشونش بدم به من یه بستنی میده

401
00:25:32,163 --> 00:25:34,268
‫اوه، خدای من، لینت
‫بیخیال. اینکارو نکردم

402
00:25:34,299 --> 00:25:37,109
‫پیش پای تو اینو از
‫توی فریزر برداشتم

403
00:25:37,135 --> 00:25:38,273
‫آره، البته ... نه. عذرمیخوام

404
00:25:38,270 --> 00:25:41,217
‫ظاهرا پارکر میخواست یه تخم گل
‫آفتابگردون بزاره توی من و ببینه

405
00:25:41,239 --> 00:25:44,220
‫ازش یه بچه بزرگ میشه یا نه
‫بچه ها این چیزارو از کجا یاد میگیرن؟

406
00:25:44,209 --> 00:25:47,053
‫اوه، کار من بود

407
00:25:47,078 --> 00:25:53,154
‫اون درمورد حقایق سکس پرسید
‫و منم یکم با جزئیات بهش گفتم

408
00:25:54,019 --> 00:25:56,226
‫خب، اون فقط هفت سالشه

409
00:25:56,254 --> 00:25:59,201
‫فکر نمیکنم لازم باشه
‫الان همه چیزو بدونه

410
00:25:59,224 --> 00:26:02,034
‫نمیخوام تو معصومیتش غارت کنم

411
00:26:02,027 --> 00:26:03,267
‫خب، همونجاست
‫که اشتباه میکنی

412
00:26:03,295 --> 00:26:05,241
‫تا وقتی بچه ان
‫باید بهشون بگی

413
00:26:05,263 --> 00:26:08,073
‫تمام جزئیات
‫خونی رو بهش بگی

414
00:26:08,099 --> 00:26:11,239
‫چون وقتی بزرگ و تهوع آور
‫شدند، ازشون خجالت میکشی

415
00:26:11,236 --> 00:26:13,238
‫ببخشید؟

416
00:26:13,271 --> 00:26:16,252
‫بهشون بگو سکس کار کثیف و اشتباهیه
‫و اون نباید درموردش چیزی بپرسه

417
00:26:16,274 --> 00:26:19,050
‫اگه بپرسه، مستقیم میره جهنم

418
00:26:19,077 --> 00:26:22,149
‫این حرف مزخرفیه

419
00:26:22,180 --> 00:26:25,127
‫ـ   مثل یه آزادیخواه احمق حرف بزن
‫ـ   نه

420
00:26:25,116 --> 00:26:29,087
‫ـ   من پسرمو شرمنده نمیکنم
‫ـ   دارم بهت میگم، کارسازه

421
00:26:29,120 --> 00:26:34,069
‫مردم رو سر جای خودشون مینشونه
‫والدین رو از تحقیر شدن حفظ میکنه

422
00:26:34,059 --> 00:26:39,008
‫و منم مجبور نمیشم بعدازظهرم رو با
‫حرف زدن در مورد اونجام بگذرونم

423
00:26:47,138 --> 00:26:50,278
‫با اون عجله ای که قبل از
‫تیتراژآخر رفتی، تو

424
00:26:50,308 --> 00:26:54,256
‫اوه، خدای من! اوه، خیلی ممنون

425
00:26:54,245 --> 00:26:57,055
‫یه کارت توش گذاشتم
‫فقط اگه یه وقت خواستی

426
00:26:57,082 --> 00:26:59,187
‫عمدا توی یه سینما
‫کنار من بشینی، پس

427
00:26:59,217 --> 00:27:04,030
‫اورسون، سپاسگذارم، آه، واقعا

428
00:27:04,022 --> 00:27:06,002
‫بهتره ... بهتره با من قرار نزاری

429
00:27:06,024 --> 00:27:09,164
‫منظورم اینه که، درحال حاضر
‫زندگی عشقیم خیلی پیچیده ست

430
00:27:09,160 --> 00:27:13,131
‫خب، نمیخوام با جرئیاتش
‫حوصله تو سر ببرم

431
00:27:13,164 --> 00:27:17,135
‫پس دوست پسر سابقت نمیدونه که تو
‫مخفیانه با شوهر سابقت که دوستت هم داره

432
00:27:17,135 --> 00:27:22,209
‫ازدواج کردی، که اگه بهش هیچی نگی
‫اونم با همسایهء جنده ازدواج میکنه

433
00:27:22,240 --> 00:27:24,277
‫ـ   من گفتم ایدی جنده ست؟

434
00:27:24,309 --> 00:27:26,255
‫گزافه گویی کردم
‫ایدی جنده نیست

435
00:27:26,244 --> 00:27:30,021
‫اون فقط با مردهای لاقید میپره

436
00:27:30,048 --> 00:27:32,187
‫به هرحال، بله
‫اونا هم ربط دارن

437
00:27:32,183 --> 00:27:34,254
‫ـ   خب. . ـ   خیلی
‫میترسم که میخوام بگم

438
00:27:34,285 --> 00:27:35,992
‫از چیزی که میخوام بگم

439
00:27:36,021 --> 00:27:38,001
‫ولی شخص دیگه ای
‫نیست که بتونم بهش بگم

440
00:27:38,023 --> 00:27:40,162
‫از اونجایی که تو یه غریبه ای
‫و احتمالا دیگه هرگز نمیبینمت

441
00:27:40,158 --> 00:27:42,229
‫مگراینکه اتفاقی توی خیابون ببینمت

442
00:27:42,260 --> 00:27:44,035
‫که در اونصورت هم، تو
‫خودتو میزنی به اون راه

443
00:27:44,062 --> 00:27:47,100
‫چون میدونی که چقدر دیوونه ام

444
00:27:47,098 --> 00:27:49,169
‫پس میگم

445
00:27:50,068 --> 00:27:53,208
‫دوباره نسبت به
‫کارل حس دارم

446
00:27:53,204 --> 00:27:58,153
‫این ازم یه آدم وحشتناک نمیسازه؟

447
00:27:58,209 --> 00:28:01,088
‫نظر صاف و سادهء منو میخوای؟

448
00:28:01,079 --> 00:28:02,217
‫بگو

449
00:28:02,213 --> 00:28:04,193
‫ازت یه آدم وحشتناک نمیسازه

450
00:28:04,215 --> 00:28:06,217
‫ولی ازت یه

451
00:28:06,217 --> 00:28:09,027
‫خب، یه احمق میسازه

452
00:28:09,054 --> 00:28:11,034
‫این یارو کارل یه ترسوئه

453
00:28:11,022 --> 00:28:13,298
‫اون میخواد تو بیافتی جلو و
‫تمام مسئولیتهارو گردن بگیری

454
00:28:13,291 --> 00:28:18,036
‫اگه نسبت به همچین آدمی حس داری، من
‫میگم تا اونجایی که میتونی ازش فرار کن

455
00:28:18,063 --> 00:28:19,303
‫سه تا خونه پایین تر
‫زندگی میکنه

456
00:28:19,297 --> 00:28:22,107
‫خب، پس موفق باشی

457
00:28:25,270 --> 00:28:29,116
‫ولی همونطور که گفتم، اگه
‫خواستی دندونتو سفید کنی

458
00:28:29,140 --> 00:28:32,178
‫کارتم هنوز توی کیفته

459
00:28:37,315 --> 00:28:40,296
‫ژائومی؟

460
00:28:40,318 --> 00:28:45,165
‫ژائومی، برای قرار با
‫خانم وندیکمپ دیرم شده

461
00:28:45,156 --> 00:28:48,137
‫زود برمیگردم

462
00:28:54,265 --> 00:28:58,111
‫ـ   بیری، خیلی عذر میخوام که دیر کردم
‫ـ   اوه، عزیزم، اشکالی نداره

463
00:28:58,103 --> 00:29:01,209
‫منظورم اینه که، با یه بچه جدید توی
‫خونه، غافلگیر شدم تونستی بیای

464
00:29:01,239 --> 00:29:05,244
‫اوه. من یه نوشیدنی میخوام
‫هرچی باشه با یه چتر توش

465
00:29:07,078 --> 00:29:09,149
‫بگو ببینم. چطوری؟

466
00:29:09,180 --> 00:29:12,252
‫منظورم اینه که، تمام دنیات
‫باید زیر و رو شده باشه

467
00:29:12,250 --> 00:29:14,059
‫باید خیلی خسته باشی

468
00:29:14,085 --> 00:29:18,056
‫میدونی، رقابت برانگیز هست
‫ولی منم ثابت قدم هستم

469
00:29:18,056 --> 00:29:20,036
‫پس، تو چطور؟
‫انگار خستگی توو تنت نیست

470
00:29:20,058 --> 00:29:22,231
‫همین الان دارم از ماساژ میام

471
00:29:22,260 --> 00:29:24,240
‫جریانات توی خونه یکم بد شده

472
00:29:24,262 --> 00:29:26,105
‫و به یک ساعت استراحت نیاز داشتم

473
00:29:26,097 --> 00:29:28,236
‫ـ   من عاشق اون چشمهء آب معدنی ام

474
00:29:28,266 --> 00:29:33,113
‫آم، اوه، راستی، موقعی که
‫اونجا بودم. خدمتکارت رو دیدم

475
00:29:33,138 --> 00:29:37,211
‫ژائومی؟
‫اوه، نه. حتما اشتباه کردی

476
00:29:37,208 --> 00:29:39,279
‫همین الان از پیشش اومدم
‫توی خونه داره کار میکنه

477
00:29:39,310 --> 00:29:44,020
‫مطمئنی؟ من حدود۰۲دقیقه پیش
‫توی اتاق سونا باهاش حرف زدم

478
00:29:44,048 --> 00:29:45,118
‫ـ   چی؟
‫ـ   ا ره، ظاهرا

479
00:29:45,116 --> 00:29:48,029
‫تو بهش یه بلیط ورود دادی

480
00:29:55,226 --> 00:30:00,073
‫لیلی! لیلی! مامانی داره میاد

481
00:30:01,065 --> 00:30:02,203
‫اوه، خدارو شکر

482
00:30:02,200 --> 00:30:05,181
‫ـ   اوه، عزیزم، خیلی عذرمیخوام

483
00:30:05,203 --> 00:30:08,184
‫دیگه هیچوقت ترکت نمیکنم

484
00:30:10,208 --> 00:30:13,155
‫آره. آره

485
00:30:13,178 --> 00:30:16,057
‫من اومدم

486
00:30:16,047 --> 00:30:18,027
‫قرار مصاحبه ام کنسل شد

487
00:30:18,016 --> 00:30:20,292
‫اوه، دختر کوچولوی من

488
00:30:20,285 --> 00:30:23,232
‫به مامانی توی ورزش
‫کمک میکنی؟

489
00:30:23,221 --> 00:30:25,258
‫اوه

490
00:30:25,290 --> 00:30:27,167
‫دخترم

491
00:30:28,293 --> 00:30:31,069
‫بزار از روی سینه ت برش
‫دارم تا بتونی یوگاتو کار کنی

492
00:30:31,095 --> 00:30:34,235
‫نه! نه، نه، نه. ما راحتیم

493
00:30:34,232 --> 00:30:38,044
‫مگه نه، لیلی؟

494
00:30:48,246 --> 00:30:51,090
‫عروس آینده ام
‫درگیر کارای خودشه

495
00:30:51,115 --> 00:30:54,096
‫و نمیدونم طبع ایدی
‫توی موسیقی چطوره

496
00:30:54,085 --> 00:30:55,223
‫نظرت راجب اینا چیه؟

497
00:30:55,253 --> 00:30:57,233
‫بخاطر این منو کشوندی اینجا؟

498
00:30:57,255 --> 00:31:00,202
‫کارل، تو یه طوری گفتی که
‫انگار کار اضطراری داشتی

499
00:31:00,191 --> 00:31:02,137
‫اضطراریه. یکی احتیاج
‫دارم تا باهاش برقصم

500
00:31:02,126 --> 00:31:06,233
‫تا بتونم ببینم اینا میتونن کمک کنن
‫نیروی داماد شدنم راه بیافته یا نه

501
00:31:06,231 --> 00:31:09,007
‫ـ   کارل
‫ـ   آه

502
00:31:09,200 --> 00:31:10,178
‫اوه، درسته

503
00:31:10,201 --> 00:31:13,045
‫توآروم و رومانتیک
‫دوست داری، مگه نه؟

504
00:31:13,071 --> 00:31:14,209
‫بچه ها، میتونیم یه
‫چیز ملایم بزنیم؟

505
00:31:14,205 --> 00:31:18,051
‫ـ   نه، زحمت نکشین، چون دارم میرم
‫ـ   یک، دو

506
00:31:22,247 --> 00:31:26,161
‫نگفتم باهات میرقصم

507
00:31:28,253 --> 00:31:31,063
‫اولین شبی که همدیگه رو
‫بوسیدیم با این آهنگ بود

508
00:31:31,055 --> 00:31:32,193
‫این آهنگ ماست

509
00:31:32,223 --> 00:31:35,033
‫ـ   بادته؟ .. ـ   بادمه

510
00:31:35,059 --> 00:31:38,040
‫همچنین یادمه که میخوای
‫با یکی دیگه ازدواج کنی

511
00:31:38,029 --> 00:31:40,270
‫نه اگه تو ازم نخواای

512
00:31:41,132 --> 00:31:45,012
‫یالا، سوزی کیو. میتونم ببینم
‫که هنوز نسبت به من حس داری

513
00:31:45,036 --> 00:31:48,142
‫و میدونم که هیچوقت
‫از عشق تو سیر نمیشم

514
00:31:48,139 --> 00:31:49,243
‫حقیقت رو میخوای؟

515
00:31:49,274 --> 00:31:52,255
‫نمیدونم چطور درمورد تو حس
‫دارم، ولی نگات که میکنم

516
00:31:52,277 --> 00:31:55,258
‫سعی میکنم ببینم تغییر کردی
‫یا نه، رشد کردی یا نه

517
00:31:55,280 --> 00:31:58,124
‫میدونی چی میبینم؟

518
00:31:58,116 --> 00:32:01,222
‫همون آدم ترسوی ضعیفی رو میبینم
‫که سه سال پیش منو ول کرد و رفت

519
00:32:01,252 --> 00:32:07,134
‫ـ   خب، البته من تغییر کردم
‫ـ   فکر نمیکنم

520
00:32:07,225 --> 00:32:12,265
‫واسهء همین فکر میکنم احتمالا
‫همون بهتره که با ایدی بمونی

521
00:32:15,099 --> 00:32:20,071
‫و این گروه هم خوبه
‫باید واسه عروسی بگیریشون

522
00:32:51,169 --> 00:32:53,115
‫این دیگه چیه؟

523
00:32:55,273 --> 00:32:58,277
‫ـ   محض رضای خدا
‫ـ   شما اونجا چیکار میکنین؟

524
00:32:58,309 --> 00:33:01,017
‫این خونهء منه
‫شما دارین چیکار میکنین؟

525
00:33:01,045 --> 00:33:03,116
‫برای موریانه چادرکشی میکنیم
‫ما یه درخواست داریم

526
00:33:03,114 --> 00:33:04,092
‫امضاش از کیه؟

527
00:33:04,115 --> 00:33:09,189
‫پائول، هیچوقت توی
‫زندگیم اینقدر شرمنده نشدم

528
00:33:09,187 --> 00:33:12,168
‫اونا قرار بود خونهء
‫منو چادر بکشن

529
00:33:17,061 --> 00:33:20,133
‫ایندفعه دیگه پاتو زیادی
‫از گلیمت دراز کردی

530
00:33:20,131 --> 00:33:24,045
‫این بازیهای روانی باید
‫تموم بشه. همین حالا

531
00:33:24,168 --> 00:33:27,149
‫و اگه نشه؟
‫میخوای چیکار کنی؟

532
00:33:27,138 --> 00:33:30,210
‫مثل زنت مغز خودتو منجر کنی؟

533
00:33:33,111 --> 00:33:36,183
‫ـ   حالتون خوبه؟
‫ـ   شنیدین؟

534
00:33:36,214 --> 00:33:40,094
‫بخاطر یه اشتباه به من حمله کرد
‫خدا میدونه ممکن بود چه اتفاقی بیافته

535
00:33:40,118 --> 00:33:42,120
‫ـ   اگه شما اینجا نبودین
‫ـ   ولم کن

536
00:33:42,120 --> 00:33:44,100
‫بابا، بابا. بابا، بیا

537
00:33:44,122 --> 00:33:48,070
‫بیا. بیا. باشه؟

538
00:33:52,163 --> 00:33:55,144
‫من با خانم مکلاسکی صحبت کردم

539
00:33:55,133 --> 00:33:59,138
‫محض رضای خدا، پارکر، تو
‫نمیتونی این چیزا رو از مردم بپرسی

540
00:33:59,137 --> 00:34:03,244
‫ـ   چرا؟
‫ـ   چون ... زشته

541
00:34:03,274 --> 00:34:07,017
‫ـ   من گفتم لطفاً
‫ـ   مهم نیست

542
00:34:07,011 --> 00:34:10,083
‫تو حق نداری با مردم
‫درمورد بدنشون

543
00:34:10,114 --> 00:34:13,220
‫و درمورد اینکه بچه ها...
‫از کجا میان حرف بزنی

544
00:34:13,251 --> 00:34:18,098
‫ـ   چرا؟
‫ـ   این موضوع مناسبی نیست

545
00:34:18,089 --> 00:34:19,067
‫چرا؟

546
00:34:19,090 --> 00:34:22,162
‫ـ   چون نیست
‫ـ   چرا؟

547
00:34:22,160 --> 00:34:28,111
‫آه! این کثیف و اشتباهه، و اگه یه بار دیگه
‫بپرسی دهنتو با صابون میشورم! بخاطر این

548
00:34:28,132 --> 00:34:34,242
‫<font color=#FF۸۰۰۰>در اون لحظه، لینت در چهرهء
‫پسرش نگاهی دید که قبلا ندیده بود</font>

549
00:34:34,238 --> 00:34:39,210
‫<font color=#FF۸۰۰۰>و به نگاهی که وقتی اولین بار با
‫دایناسورش توی صورتش دید فکر میکرد</font>

550
00:34:39,243 --> 00:34:44,215
‫<font color=#FF۸۰۰۰>نگاهی که از خوشحالی بیسبال داشت
‫و نگاهی که از خوشحالی قطار داشت</font>

551
00:34:44,248 --> 00:34:49,163
‫<font color=#FF۸۰۰۰>و به ذهن لینت رسید که احتیاجی
‫نیست پسرشو شرمنده کنه</font>

552
00:34:49,187 --> 00:34:52,293
‫<font color=#FF۸۰۰۰>تنها چیزی که پسرش لازم داشت
‫یه مشغولیت ذهنی جدید بود</font>

553
00:34:54,158 --> 00:34:56,138
‫فکر کردم شما گفتین ما
‫نمیتونیم توله سگ داشته باشیم

554
00:34:56,160 --> 00:35:00,302
‫خب ... معلوم شد واقعا
‫به یکی احتیاج داریم

555
00:35:00,298 --> 00:35:02,141
‫میتونین برین و بازی کنین

556
00:35:02,166 --> 00:35:05,147
‫<font color=#FF۸۰۰۰>و اگرچه در این لحظه
‫اون نمیدونست</font>

557
00:35:05,169 --> 00:35:14,089
‫<font color=#FF۸۰۰۰>فقط سه سال دیگه مونده تا پارکر اسکاوو
‫درمورد سکس هیچ سوالی براش باقی نمونه</font>

558
00:35:15,179 --> 00:35:17,159
‫کارل، چی شده؟

559
00:35:17,181 --> 00:35:19,183
‫آه، دارم میرم متل

560
00:35:19,217 --> 00:35:22,164
‫فقط میخواستم بدونی
‫که عروسی کنسل شده

561
00:35:22,153 --> 00:35:24,099
‫شده؟

562
00:35:24,122 --> 00:35:26,033
‫به ایدی گفتم که عاشقش نبودم

563
00:35:26,023 --> 00:35:29,266
‫حداقل، طوری که اون لیاقت داره

564
00:35:32,296 --> 00:35:34,071
‫چرا نظرتو عوض کردی؟

565
00:35:34,098 --> 00:35:36,078
‫امیدوارم بخاطر من
‫نبوده باشه. من گفتم

566
00:35:36,100 --> 00:35:39,172
‫ـ   بخاطر تو نبود
‫ـ   نه؟

567
00:35:39,170 --> 00:35:44,085
‫حق با تو بود. من یه ترسو بودم

568
00:35:44,108 --> 00:35:49,057
‫۳سال پیش وقتی دوتا از مهمترین آدمای
‫زندگیم رو گذاشتم و رفتم یه ترسو بود

569
00:35:49,080 --> 00:35:51,993
‫و با ایدی هم یک ترسو بودم

570
00:35:52,016 --> 00:35:56,158
‫منظورم اینه که، حتی به
‫ازدواج باهاش فکر کردم وقتی

571
00:35:56,154 --> 00:36:01,103
‫میدونم شهوت واقعی و...
‫عشق واقعی چه حسی داره

572
00:36:03,127 --> 00:36:07,098
‫به هرحال، من ... من فقط
‫فکر کردم به تو هم خبر بدم

573
00:36:07,231 --> 00:36:10,178
‫کارل؟

574
00:36:12,270 --> 00:36:15,183
‫قیافه ت شبیه ... کتک خورده هاست

575
00:36:16,207 --> 00:36:18,050
‫چرا ... چرا تو

576
00:36:18,042 --> 00:36:21,023
‫چرا نمیای توو با هم یه
‫بطری شراب بتکرونیم

577
00:36:21,045 --> 00:36:24,026
‫بیا

578
00:36:28,019 --> 00:36:31,000
‫خیلی خب، بفرما
‫اینم ازآخرین چیزای اندرو

579
00:36:31,022 --> 00:36:34,003
‫بمحض اینکه دراشونو چسب زدیم
‫میتونیم بزاریمشون توی ماشین

580
00:36:34,025 --> 00:36:37,165
‫من به تو افتخار میکنم، بیری
‫در اینمورد خیلی بزرگی بخرج داری

581
00:36:37,195 --> 00:36:41,075
‫خب، باید قبول کنم که
‫اولش یکم ناراحت بودم

582
00:36:41,065 --> 00:36:44,012
‫ولی یهو به خودم گفتم، شما
‫پدربزرگ و مادربزرگش هستین

583
00:36:44,035 --> 00:36:48,074
‫شما هم باید رابطه داشته باشین
‫اندروی واقعی رو بشناسین

584
00:36:48,072 --> 00:36:49,142
‫اوه، بابا. من ... فراموش
‫کردم بهتون بگم

585
00:36:49,173 --> 00:36:51,153
‫اینا بعضی از فیلمهای اندروئه

586
00:36:51,175 --> 00:36:55,282
‫منکه موافق نیستم، ولی
‫پسرهارو چه میشه کرد

587
00:36:57,215 --> 00:37:00,196
‫اوه، هنری، اینقدر به
‫اون هرزه نگاه نکن

588
00:37:00,184 --> 00:37:04,132
‫نمیفهمم. زنها کجائن؟

589
00:37:04,155 --> 00:37:06,135
‫درمورد چی حرف میزنی؟

590
00:37:06,157 --> 00:37:10,128
‫همهء اینا فقط یه
‫مشت مردهای لختن

591
00:37:10,161 --> 00:37:13,301
‫یا مریم مقدس
‫دارن چیکار میکنن؟

592
00:37:13,297 --> 00:37:16,278
‫نمیدونم. نمیدونم دارم
‫به چی نگاه میکنم

593
00:37:16,300 --> 00:37:20,077
‫هنری، این تصاویر تحریک
‫جنسی برای همجنس بازهاست

594
00:37:20,104 --> 00:37:23,085
‫اوه، کاشکی اون توو
‫رو نگاه نمیکردین

595
00:37:23,074 --> 00:37:27,181
‫حالا مجبوریم یه گفتگوی ناخوش آیند
‫داشته باشیم و واقعا اوقات خوشی داشتیم

596
00:37:27,178 --> 00:37:31,149
‫بیری؟ اندرو ... ؟
‫اندرو ... همجنس بازه؟

597
00:37:31,182 --> 00:37:35,062
‫اوه، بابا، اندرو از القاب متنفره
‫مطمئنم این فقط یه مقطع زمانیه

598
00:37:35,086 --> 00:37:39,296
‫ببخشید، ولی اون یه مجله با اسم
‫باباهای عاشق تسمهء چرمی داره

599
00:37:39,290 --> 00:37:41,270
‫برای من زیاد شبیه
‫مقطع زمانی نیست

600
00:37:41,292 --> 00:37:47,038
‫شاید نه. ولی الان دیگه به من ربطی
‫نداره، الان دیگه با شما زندگی میکنه

601
00:37:49,000 --> 00:37:54,040
‫ـ   مجبوریم یه گفتگوی جدی داشته باشیم
‫ـ   بهتره در اینمورد وحشت نکنیم

602
00:37:54,038 --> 00:37:58,180
‫ـ   روانشناس هلندی میگه
‫ـ   روانشناس هلندی رو فراموش کن

603
00:37:58,209 --> 00:38:02,055
‫بیا توی آشپزخونه! حالا

604
00:38:10,121 --> 00:38:14,035
‫بابابزرگ و مامانبزرگ کجائن؟ میخوام
‫شروع کنم به گذاشتن لوازمم توی ماشین

605
00:38:14,058 --> 00:38:16,060
‫اوه، اونا، آه ... اونا رفتند

606
00:38:16,093 --> 00:38:19,165
‫صبرکن. اونا رفتند؟
‫بدون من؟

607
00:38:19,163 --> 00:38:22,110
‫آه، آره، اونا برات یه نامه نوشتند

608
00:38:27,138 --> 00:38:31,280
‫مثل اینکه چندتا از چیزای شخصیتو
‫دیدن که، آم، ناراحتشون کرده

609
00:38:31,275 --> 00:38:33,221
‫اونا پس اندازمو برداشتند؟

610
00:38:33,244 --> 00:38:37,056
‫ـ   اونا نمیتونن اینکارو بکنن
‫ـ   خب، راستش، میتونن

611
00:38:37,048 --> 00:38:41,121
‫منظورم اینه که، تا زمانی که
‫از مالکیتش صرف نظر کنن

612
00:38:41,285 --> 00:38:43,196
‫میدونم منصفانه
‫بنظر نمیاد، ولی

613
00:38:43,187 --> 00:38:44,257
‫نه، این واقعا غیرمنصفانه ست

614
00:38:44,288 --> 00:38:46,268
‫درواقع، مزخرفه

615
00:38:46,290 --> 00:38:49,134
‫حالا من چیکار کنم؟

616
00:38:49,126 --> 00:38:54,235
‫حالا که استطاعت مستقل شدنو نداری
‫بگمونم مجبوری اینجا با من بمونی

617
00:38:55,299 --> 00:39:02,080
‫عزیزم، میتونیم از مسئله رو حل کنیم
‫فقط باید عصبانیتمون رو کنار بزاریم

618
00:39:02,239 --> 00:39:05,049
‫نه

619
00:39:07,211 --> 00:39:11,182
‫اوه، من، آم، اونروز شانس اینو داشتم
‫که با جاستین یه گپ دوستانه بزنم

620
00:39:11,215 --> 00:39:13,195
‫بنظر واقعا دوست داشتنیه

621
00:39:13,217 --> 00:39:17,165
‫برای شام دعوتش کردم. امیدوارم
‫از نظرت اشکالی نداشته باشه

622
00:39:26,097 --> 00:39:31,069
‫کاشکی عکسهای عروسیمونو
‫آتیش نزده بودم

623
00:39:31,102 --> 00:39:36,245
‫کی فکر میکرد بعد از تمام اون چیزایی که
‫اتفاق افتاد،کارمون دوباره به اینجا ختم بشه

624
00:39:36,273 --> 00:39:41,086
‫ـ   عجب دورامی بود، ها؟
‫ـ   آره

625
00:39:42,113 --> 00:39:47,062
‫ـ   حالا چه حسی داری؟
‫ـ   درمورد خودمون؟

626
00:39:47,118 --> 00:39:50,099
‫حس خوبی دارم

627
00:39:50,121 --> 00:39:51,099
‫حس خوشحالی

628
00:39:51,122 --> 00:39:54,262
‫نمیخوای دوباره فکر کنی؟

629
00:39:54,258 --> 00:39:57,239
‫باورم نمیشه تو میخوای در
‫مورد احساسات حرف بزنی

630
00:39:57,261 --> 00:39:59,104
‫تو واقعا تغییر کردی

631
00:39:59,130 --> 00:40:01,110
‫هی، این کارل جدیده، عزیزم

632
00:40:01,098 --> 00:40:05,069
‫این کارل از گریه کردن نمیترسه

633
00:40:07,271 --> 00:40:09,251
‫ـ   بله؟

634
00:40:09,273 --> 00:40:11,253
‫اوه، سلام، ایدی

635
00:40:11,275 --> 00:40:14,256
‫آه، آره، اینجاست

636
00:40:14,278 --> 00:40:18,158
‫صبرکن. اون از کجا
‫میدونه تو اینجایی؟

637
00:40:21,051 --> 00:40:23,190
‫سلام

638
00:40:23,220 --> 00:40:27,225
‫آره، فقط اومدم تا توی تکلیف
‫مدنی جولی بهش کمک کنم

639
00:40:29,059 --> 00:40:33,098
‫باشه، میگیرم
‫چه جورآب میوه ای میخوای؟

640
00:40:33,097 --> 00:40:35,077
‫باشه. خداحافظ

641
00:40:35,065 --> 00:40:38,239
‫ـ   تو براش آب میوه میگیری؟
‫ـ   آره، فقط یه کارتن

642
00:40:38,235 --> 00:40:41,216
‫خیلی خب، تو قلب اون
‫زن رو تیکه پاره کردی

643
00:40:41,238 --> 00:40:43,149
‫چرا از توآب میوه میخواد؟

644
00:40:43,140 --> 00:40:49,056
‫خیلی خب، وحشت زده نشو، ولی این
‫جریان جدایی یجورایی در دست اقدامه

645
00:40:49,079 --> 00:40:50,114
‫اون نمیدونه؟

646
00:40:50,147 --> 00:40:52,184
‫میشه آروم بشی؟ میتونم توضیح بدم

647
00:40:52,183 --> 00:40:57,064
‫پس اگه ایدی نمیدونه، یعنی
‫تو بهش خیانت کردی! با من

648
00:40:57,087 --> 00:40:59,158
‫ـ   تو با من آمیزش جنسی کردی
‫ـ   خواهش میکنم عصبانی نشو

649
00:40:59,190 --> 00:41:02,194
‫سعی کردم باهاش بهم بزنم، ولی چون
‫مطمئن نبودم تو میخوای من برگردم

650
00:41:02,226 --> 00:41:05,207
‫اون کلمات از دهنم بیرون نیومد

651
00:41:05,196 --> 00:41:09,042
‫حالا که میدونم تو منو میخوای و
‫دوباره عاشقم هستی، دیگه تمومه

652
00:41:09,066 --> 00:41:12,206
‫از خونهء من برو بیرون
‫حرومزادهء بدبخت

653
00:41:12,203 --> 00:41:16,015
‫ـ   نمیتونیم دراینمورد حرف بزنیم؟
‫ـ   نه! فقط گمشو! گمشو

654
00:41:16,006 --> 00:41:18,282
‫ـ   سوزی! سوزی
‫ـ   ازدواج ما آشغال بود

655
00:41:18,309 --> 00:41:21,119
‫ـ   یه توده آشغال نفرت انگیز
‫ـ   اون حرفو نزن

656
00:41:21,145 --> 00:41:23,284
‫ـ   از همه چیزش پشیمونم
‫ـ   اینکارو نکن

657
00:41:23,280 --> 00:41:27,057
‫بجزء تو عزیزم. تو عزیز دلمی

658
00:41:27,117 --> 00:41:29,028
‫گمشو

659
00:41:29,053 --> 00:41:33,001
‫بهت قول میدم که با ایدی بهم
‫میزنم و این جریانو حل میکنم

660
00:41:33,023 --> 00:41:37,130
‫ـ   وقتی تموم شد باهات تماس میگیرم
‫ـ   زحمت نکش. گوشی رو برنمیدارم

661
00:41:44,168 --> 00:41:49,117
‫<font color=#FF۸۰۰۰>همه مون در زندگی چیزی
‫انجام دادیم که ازش شرمنده ایم</font>

662
00:41:49,240 --> 00:41:54,189
‫<font color=#FF۸۰۰۰>بعضیهامون عاشق مردی
‫شدیم که نباید میشدیم</font>

663
00:41:54,245 --> 00:41:58,057
‫<font color=#FF۸۰۰۰>بعضیهامون زنی رو که نباید
‫از دست میدادیم از دست دادیم</font>

664
00:41:58,082 --> 00:42:04,089
‫<font color=#FF۸۰۰۰>هستند اونایی که
‫والدینشون رو تحقیر کردند</font>

665
00:42:04,088 --> 00:42:10,061
‫<font color=#FF۸۰۰۰>و اونایی که در مراقبت از
‫بچه هاشون قصور ورزیدند</font>

666
00:42:10,094 --> 00:42:13,075
‫<font color=#FF۸۰۰۰>بله، همه مون اشتباهاتی میکنیم
‫که باعث کوچیک شدن</font>

667
00:42:13,063 --> 00:42:17,239
‫<font color=#FF۸۰۰۰>...خودمون و اونایی که
‫دوستشون داریم میشه</font>

668
00:42:17,268 --> 00:42:22,115
‫<font color=#FF۸۰۰۰>ولی اگه سعی کنیم از اون
‫اشتباهات عبرت بگیریم</font>

669
00:42:22,106 --> 00:42:26,248
‫<font color=#FF۸۰۰۰>به رستگاری و عظمت میریسم</font>

