1
00:00:01,001 --> 00:00:03,003
‫<font color=#FF۸۰۰۰>آنچه گذشت</font>

2
00:00:03,036 --> 00:00:06,074
‫چرا اجازه دادی قبل از
‫صبحانه نقاشی کنن؟

3
00:00:06,072 --> 00:00:08,143
‫الان تمیز کردن خونه وظیفهء
‫منه، خودم میدونم چیکار کنم

4
00:00:08,174 --> 00:00:10,279
‫<font color=#FF۸۰۰۰>بعضی از شوهرها
‫جبههء مخالف گرفتند</font>

5
00:00:10,276 --> 00:00:12,153
‫بیا یه شانس دیگه
‫به زندگیمون بدیم

6
00:00:12,145 --> 00:00:14,284
‫<font color=#FF۸۰۰۰>آتیش زیر خاکستر
‫</font>ـ   میخوای من برگردم؟

7
00:00:14,280 --> 00:00:17,022
‫ـ   آره
‫<font color=#FF۸۰۰۰>شعله کشید</font>

8
00:00:17,050 --> 00:00:20,259
‫هرچی که هست از راه شکم وارد
‫بدنت میشه. غذاتو کی آماده میکنه؟

9
00:00:20,286 --> 00:00:23,233
‫میدونم که این اواخر
‫مشکلات زناشوئی داشتی

10
00:00:23,223 --> 00:00:26,033
‫<font color=#FF۸۰۰۰>موقعی که بعضی ها یاد
‫گرفتند بخشنده باشن</font>

11
00:00:26,059 --> 00:00:29,063
‫دیادرا قبل از اینکه
‫زندان برم حامله شد

12
00:00:29,062 --> 00:00:32,066
‫ـ   زک پسر توئه، مگه نه؟
‫ـ   آره

13
00:00:33,133 --> 00:00:39,175
‫<font color=#FF۸۰۰۰>...بقیه نتوستن خودشونو متقاعد کنن
‫که گذشته شونو فراموش کنن</font>

14
00:00:45,178 --> 00:00:48,159
‫<font color=#FF۸۰۰۰>چیز قابل توجه درمورد
‫دنی فارل اینه که</font>

15
00:00:48,181 --> 00:00:52,152
‫<font color=#FF۸۰۰۰>...اون فقط شپش ماه بود
‫که روزنامه پخش میکرد</font>

16
00:00:52,152 --> 00:00:53,222
‫<font color=#FF۸۰۰۰>و در همون موقع</font>

17
00:00:53,253 --> 00:00:58,032
‫<font color=#FF۸۰۰۰>اون تبدیل به دشمن زنهای
‫ویستیریالن شده بود</font>

18
00:00:58,024 --> 00:01:01,995
‫<font color=#FF۸۰۰۰>اگه جلوی خونهء کسی
‫گودال آبی بود</font>

19
00:01:02,162 --> 00:01:04,267
‫<font color=#FF۸۰۰۰>...اون پیداش میکرد</font>

20
00:01:04,264 --> 00:01:07,211
‫<font color=#FF۸۰۰۰>اگه یه بوته گل رز
‫جدید کاشته شده بود</font>

21
00:01:08,301 --> 00:01:11,111
‫<font color=#FF۸۰۰۰>...اون داغونش میکرد</font>

22
00:01:12,038 --> 00:01:14,211
‫<font color=#FF۸۰۰۰>اگه گربه ای داشت
‫ازآفتاب لذت میبرد</font>

23
00:01:16,109 --> 00:01:19,022
‫<font color=#FF۸۰۰۰>...اون تمومش میکرد</font>

24
00:01:20,280 --> 00:01:25,127
‫<font color=#FF۸۰۰۰>مردم در عجب بودند که این دنی
‫اصلا عوض شدنی هست یا نه</font>

25
00:01:25,251 --> 00:01:28,232
‫<font color=#FF۸۰۰۰>باید در اینمورد با سوزان مایر
‫صحبت میکردند</font>

26
00:01:29,055 --> 00:01:32,127
‫<font color=#FF۸۰۰۰>اونم بهشون میگفت</font>

27
00:01:32,192 --> 00:01:37,232
‫<font color=#FF۸۰۰۰>پسرهای نفرت انگیرآخرعاقبتشون
‫میشه مردهای نفرت انگیر</font>

28
00:01:38,131 --> 00:01:40,077
‫<font color=#FF۸۰۰۰>درست مثل همونی که</font>

29
00:01:41,101 --> 00:01:44,139
‫<font color=#FF۸۰۰۰>...سوزان باهاش
‫ازدواج کرده بود</font>

30
00:01:48,041 --> 00:01:52,046
‫کارل، دارم میبینمت
‫همونجا وایسا

31
00:01:52,112 --> 00:01:55,059
‫ـ   سلام، سوزی کیو
‫ـ   داری چیکار میکنی؟

32
00:01:55,048 --> 00:01:56,118
‫فقط روزنامه برداشتم

33
00:01:56,149 --> 00:01:59,130
‫اون روزنامه مال ایدی
‫و این خونه هم مال ایدی

34
00:01:59,119 --> 00:02:02,032
‫یعنی الان مجبوریم اینکارو بکنیم؟
‫من هنوز قهوه مو نخوردم

35
00:02:02,021 --> 00:02:05,195
‫تو دیشب پیش ایدی بودی؟

36
00:02:07,060 --> 00:02:10,007
‫ـ   اوه، خدای من
‫ـ   سوزی، فقط آروم باش

37
00:02:10,029 --> 00:02:14,000
‫دیگه حق نداری اونو ببینی
‫میشنوی چی میگم؟ حق نداری

38
00:02:14,200 --> 00:02:18,205
‫ما طلاق گرفتیم، تو نمیتونی
‫بگی با کی میتونم قرار بزارم

39
00:02:18,238 --> 00:02:21,242
‫من توی این خیابون زندگی میکنم
‫دخترتم توی این خیابون زندگی میکنه

40
00:02:21,241 --> 00:02:24,313
‫اجازه نمیدونم سکس
‫بازیهاتو به رخ ما بکشی

41
00:02:24,310 --> 00:02:27,291
‫ـ   سکس بازی؟
‫ـ   حق نداری

42
00:02:27,313 --> 00:02:31,022
‫خیلی دوست دارم این بحث رو
‫ادامه بدیم، ولی وقت صبحانه ست

43
00:02:31,050 --> 00:02:33,121
‫و ایدی برام املت
‫ایتالیایی درست کرده

44
00:02:34,220 --> 00:02:38,168
‫خب، برو کوفت کن

45
00:02:44,030 --> 00:02:46,032
‫خانم مایر، باید
‫باهاتون صحبت کنم

46
00:02:46,032 --> 00:02:47,170
‫الان وقت خوبی نیست، دنی

47
00:02:47,200 --> 00:02:49,237
‫شما یه ماه تأخیر
‫پرداخت دارین

48
00:02:49,235 --> 00:02:51,146
‫بعدا بهت میدم، قول میدم

49
00:02:51,171 --> 00:02:54,118
‫بابام میگه اگه چیزی که
‫پولشو ندی بخونی

50
00:02:54,107 --> 00:02:57,247
‫ـ   مثل دزدی کردن میمونه
‫ـ   سلام آیدا! میتونیم بعدا در اینمورد صحبت کنیم؟

51
00:02:57,277 --> 00:03:01,157
‫همین الان فهمیدم که شوهر سابقم با
‫همسایه م قرار میزاره، و واقعا عصبانی ام

52
00:03:01,147 --> 00:03:02,182
‫باش

53
00:03:02,182 --> 00:03:06,153
‫من به شما خدمت میکنم و حق
‫دارم برای اون خدمت پول بگیرم

54
00:03:06,152 --> 00:03:11,067
‫<font color=#FF۸۰۰۰>زنهای ویستیریالن بر این باورند
‫که دنی فارل یه دشمنه</font>

55
00:03:11,090 --> 00:03:12,262
‫تاریخ گذشته

56
00:03:18,164 --> 00:03:20,235
‫<font color=#FF۸۰۰۰>اونا همچنین باور دارند</font>

57
00:03:20,266 --> 00:03:25,079
‫<font color=#FF۸۰۰۰>دشمنِ دشمن من، دوست منه</font>

58
00:04:09,249 --> 00:04:11,229
‫<font color=#FF۸۰۰۰>حیاط های زیبا</font>

59
00:04:11,251 --> 00:04:13,197
‫<font color=#FF۸۰۰۰>خونه های جادار</font>

60
00:04:13,186 --> 00:04:15,996
‫<font color=#FF۸۰۰۰>خونواده های خوشحال</font>

61
00:04:16,022 --> 00:04:19,060
‫<font color=#FF۸۰۰۰>اینا نشانهایی از حومهء شهرن</font>

62
00:04:19,092 --> 00:04:23,165
‫<font color=#FF۸۰۰۰>ولی اگه از نزدیکتر به این
‫زندگی دلپذیر نگاه کنین</font>

63
00:04:23,196 --> 00:04:25,267
‫<font color=#FF۸۰۰۰>یه نبرد خشمگین می بینین</font>

64
00:04:25,298 --> 00:04:28,245
‫<font color=#FF۸۰۰۰>یه نبرد برای کنترل</font>

65
00:04:28,268 --> 00:04:31,249
‫<font color=#FF۸۰۰۰>جنگجوهارو همه جا می بینین
‫</font>ـ   از چمنها برین بیرون

66
00:04:31,237 --> 00:04:33,217
‫<font color=#FF۸۰۰۰>...درحال زد و خورد
‫</font>ـ   برین بیرون

67
00:04:34,274 --> 00:04:38,154
‫<font color=#FF۸۰۰۰>...که با تندخویی برای مالکیت
‫دنیای اطراقشون درحال جنگن</font>

68
00:04:38,144 --> 00:04:41,148
‫ـ   درختو میکنم
‫<font color=#FF۸۰۰۰>در همون موقعست که میدونیم</font>

69
00:04:41,180 --> 00:04:43,217
‫<font color=#FF۸۰۰۰>...این یه جنگ رو میبازن</font>

70
00:04:43,216 --> 00:04:47,062
‫اوه، عزیزم، آم، یه جایی جاش
‫کن، خودم ردیفش میکنم

71
00:04:47,053 --> 00:04:51,001
‫وای، واقعا انباشته شده

72
00:04:51,024 --> 00:04:54,096
‫آه ... نگران نباش
‫من سیستم خودمو دارم

73
00:04:54,227 --> 00:04:55,297
‫واقعا؟

74
00:04:55,295 --> 00:04:58,139
‫آره، دو روز یه
‫بار تمیز میکنم

75
00:04:58,164 --> 00:05:00,201
‫دو روز؟

76
00:05:00,233 --> 00:05:03,077
‫آره، میزارم دو روز
‫روی هم انباشته بشه

77
00:05:03,069 --> 00:05:05,071
‫و بعدش تمیز میکنم
‫تا برق بیافته

78
00:05:05,104 --> 00:05:07,243
‫و بعد دوباره همین
‫چرخه ادامه پیدا میکنه

79
00:05:07,240 --> 00:05:11,188
‫و چرا من هیچوقت
‫برق افتادن رو نمیبینم؟

80
00:05:11,210 --> 00:05:13,281
‫چون تا وقتی تو از
‫سر کار میای خونه

81
00:05:13,313 --> 00:05:16,089
‫پسرا دوباره همه
‫چیزو کثیف میکنن

82
00:05:16,082 --> 00:05:20,030
‫میبینی، من به این میگم
‫یه سیستم نقص دار

83
00:05:20,019 --> 00:05:21,089
‫داری چیکار میکنی؟

84
00:05:21,120 --> 00:05:23,157
‫فکر میکنم دارم ازت
‫میخوام که خونه رو تمیز کنی

85
00:05:23,189 --> 00:05:26,033
‫واقعا؟ چون مثل این میمونه
‫که داری از من انتقاد میکنی

86
00:05:26,025 --> 00:05:27,197
‫نه

87
00:05:27,226 --> 00:05:29,103
‫نه، نه، نه، نه

88
00:05:29,095 --> 00:05:31,166
‫نه

89
00:05:34,100 --> 00:05:37,013
‫من نمیگم که باید
‫حتما برق بیافته

90
00:05:37,036 --> 00:05:39,277
‫چندبار من اومدم خونه و خونه
‫کثیف بود و یه کلمه حرف زدم؟

91
00:05:39,305 --> 00:05:44,050
‫خواهش میکنم، بد متوجه نشو
‫بنظر من تو کارت فوق العاده ست

92
00:05:44,077 --> 00:05:45,112
‫ولی بیا رو راست باشیم

93
00:05:45,111 --> 00:05:48,149
‫وقتی میومدی خونه
‫خونه درهم برهم بود

94
00:05:48,181 --> 00:05:51,094
‫منظورم اینه که، بیخیال، این

95
00:05:51,084 --> 00:05:53,257
‫بیشتر از این حرفاست...

96
00:05:59,292 --> 00:06:01,169
‫ممنون، خداحافظ

97
00:06:01,160 --> 00:06:02,195
‫نگاش کن

98
00:06:02,228 --> 00:06:05,266
‫فقط داره حرف میزنه
‫خیلی بی ملاحظه ست

99
00:06:05,264 --> 00:06:08,245
‫فیلیس، فقط دو دقیقه ست
‫اینجا منتظریم

100
00:06:08,234 --> 00:06:12,114
‫موقعی که از خونه اومدیم بیرون
‫گفتم که باید یه چیزی بخورم

101
00:06:12,138 --> 00:06:15,278
‫من قند خونم پایینه
‫میخوای همینجا زانو بزنم بمیرم؟

102
00:06:15,274 --> 00:06:18,221
‫نه، از نظر فنی

103
00:06:18,244 --> 00:06:20,281
‫بفرمایین

104
00:06:21,180 --> 00:06:23,057
‫ممنون

105
00:06:23,049 --> 00:06:25,188
‫راستی، خانم وندیکمپ

106
00:06:25,218 --> 00:06:27,255
‫شنیدم شوهرتون
‫از دنیا رفتند

107
00:06:27,253 --> 00:06:29,130
‫خیلی متأسفم

108
00:06:29,122 --> 00:06:32,103
‫دکتر وندیکمپ واقعا یکی از
‫مشتریهای مورد علاقهء من بود

109
00:06:32,125 --> 00:06:34,162
‫خیلی لطف دارین، ممنون

110
00:06:34,160 --> 00:06:36,231
‫بی ادبی نباشه، خانم وندیکمپ

111
00:06:36,262 --> 00:06:38,105
‫چه حسی دارین؟

112
00:06:38,131 --> 00:06:40,236
‫خب، آقای پاشموتی

113
00:06:40,233 --> 00:06:44,272
‫تا اونجایی که میتونیم
‫خودمون رو کنترل میکنیم

114
00:06:46,072 --> 00:06:49,110
‫عذر میخوام، ایشون
‫مادر رکس هستن، فیلیس

115
00:06:49,142 --> 00:06:51,247
‫درمورد پسرتون
‫خیلی متأسفم

116
00:06:51,277 --> 00:06:53,052
‫ممنون

117
00:06:53,045 --> 00:06:56,083
‫میدونین، سخت ترین چیز
‫از دست دادن اولاده

118
00:06:56,082 --> 00:06:57,254
‫حتی نمیتونم تصورشو بکنم

119
00:06:57,283 --> 00:07:00,162
‫بیا فیلیس، بریم یه
‫چیزی بدم بخوری

120
00:07:00,153 --> 00:07:01,223
‫ما اصلا خبر نداشتیم

121
00:07:01,254 --> 00:07:05,100
‫موقعی که به من خبر دادند
‫داشتم طرف میشستم

122
00:07:05,124 --> 00:07:06,159
‫واقعا؟

123
00:07:06,159 --> 00:07:09,197
‫فیلیس، مردم منتظرن، پس

124
00:07:10,296 --> 00:07:15,109
‫ببخشید، خیلی عذر میخوام
‫ولی پسرم از دنیا رفته

125
00:07:15,134 --> 00:07:18,274
‫ـ   اوه، خیلی متأسفم
‫ـ   ممنون

126
00:07:18,304 --> 00:07:21,217
‫منظورم اینه که، داشتم
‫به آقای پاشموتی میگفتم

127
00:07:21,207 --> 00:07:25,121
‫زندگیم دیگه تمومه

128
00:07:26,078 --> 00:07:29,218
‫زندگیم دیگه تمومه

129
00:07:31,317 --> 00:07:34,298
‫ـ   این مسخره ست، میدونی؟
‫ـ   خودکار

130
00:07:34,320 --> 00:07:38,291
‫فکر نمیکنی کارای بهتری از
‫هر روز چک آوردن به اینجا دارم؟

131
00:07:38,291 --> 00:07:41,033
‫چکهایی که توی خونه
‫هم میتونم امضاء کنم

132
00:07:41,027 --> 00:07:43,064
‫این یکی رنگ نمیده

133
00:07:43,095 --> 00:07:47,043
‫میدونی، کوتاه کردن دسترسی
‫من به حساب خودمون، فقط تلافی

134
00:07:47,066 --> 00:07:48,272
‫ممنون

135
00:07:48,267 --> 00:07:51,146
‫میدونی چقدر راهه تا به
‫این خراب شده برسم؟

136
00:07:51,170 --> 00:07:54,151
‫دقیقا، این تنها راهی که میتونم
‫مطمئن باشم ملاقاتم میای

137
00:07:54,140 --> 00:07:56,279
‫مسخره، تو شوهرمی
‫من دوستت دارم

138
00:07:56,275 --> 00:07:58,118
‫معلومه که به ملاقاتت میام

139
00:07:58,110 --> 00:08:01,023
‫فکر کردم معلومه که وقتی
‫کسی رو دوست داری،

140
00:08:01,047 --> 00:08:03,220
‫نباید بهش خیانت کنی
‫اشتباه میکردم، مگه نه؟

141
00:08:03,249 --> 00:08:07,061
‫از این شعر دیگه واقعا
‫دارم خسته میشم، کارلوس

142
00:08:07,053 --> 00:08:09,033
‫فکر نمیکنی دیگه
‫وقتشه که منو ببخشی؟

143
00:08:09,055 --> 00:08:11,160
‫بخشش منو میخوای؟ میگیری

144
00:08:11,190 --> 00:08:14,103
‫اعتمادمو میخوای
‫باید بدست بیاری

145
00:08:14,093 --> 00:08:15,163
‫مراقب باش، کارلوس

146
00:08:15,194 --> 00:08:18,198
‫تا حالاشم، توی اون تخت
‫بزرگمون واقعا تنها بودم

147
00:08:18,231 --> 00:08:21,303
‫ولی وقتی گستاخی میکنی، مجبورم
‫میکنی خودمو از تنهایی در بیارم

148
00:08:21,300 --> 00:08:25,248
‫بخاطر همچین توضیحاتی که دیگه هیچوقت
‫اجازه دسترسی به پول منو نخوااهی داشت

149
00:08:25,238 --> 00:08:27,184
‫چرا مردهای پولدار
‫همه شون آشغالن؟

150
00:08:27,173 --> 00:08:30,086
‫به همون خاطری که زنهای
‫خوشکل همه شون هرزه ئن

151
00:08:33,112 --> 00:08:35,092
‫خب، فردا همین ساعت؟

152
00:08:35,114 --> 00:08:37,185
‫حتما، عزیزم

153
00:08:42,221 --> 00:08:44,064
‫منظورت چیه که تو میدونی؟

154
00:08:44,056 --> 00:08:45,228
‫منظورم اینه که میدونم

155
00:08:45,224 --> 00:08:48,171
‫داری چی میگی، میگی
‫پدرت به تو گفته

156
00:08:48,194 --> 00:08:51,175
‫میخواد یه شب با ایدی...
‫بریت شب گذرونی کنه؟

157
00:08:51,197 --> 00:08:55,236
‫یه شب نبوده، چند ماهه
‫که با ایدی بریت رابطه داره

158
00:08:55,268 --> 00:08:56,303
‫چی؟

159
00:08:56,302 --> 00:08:59,078
‫چطور تونستی اینو
‫به من نگی؟

160
00:08:59,071 --> 00:09:02,280
‫ما همه چیزو به هم میگیم
‫بخاطر همینه که مشهوریم

161
00:09:02,308 --> 00:09:04,288
‫چون میدونستم که
‫وحشت زده میشی

162
00:09:04,277 --> 00:09:07,121
‫مگه خودت نبودی که گفتی احترام
‫رازهای مردم رو نگهدار؟

163
00:09:07,146 --> 00:09:11,094
‫اینو برای زندگی همبستری
‫پدرت نگفتم، و خودتم میدونی

164
00:09:11,150 --> 00:09:12,185
‫تموم شد؟

165
00:09:12,184 --> 00:09:16,098
‫نه! هنوز نرفتم حسابمو
‫با ایدی بریت یکسره کنم

166
00:09:16,122 --> 00:09:19,228
‫اوه، اون لاشخور
‫اکسیژن سوز

167
00:09:19,225 --> 00:09:22,069
‫من کاملا مطمئنم که

168
00:09:22,094 --> 00:09:25,041
‫که بخاطر مقابله کردن
‫با من رفته دنبال پدرت

169
00:09:25,031 --> 00:09:27,102
‫ـ   دوباره اشتباه
‫ـ   چی؟

170
00:09:27,133 --> 00:09:29,238
‫ـ   بابا خودش ازش خواسته
‫ـ   دروغ میگی

171
00:09:29,235 --> 00:09:32,114
‫حقیقت، شپش ماه پیش بهش
‫زنگ زده تا باهم برن بیرون

172
00:09:32,138 --> 00:09:34,209
‫روز بعد از جشن تولد من

173
00:09:35,174 --> 00:09:39,088
‫ـ   همونی که توی کافه پیانو بود؟
‫ـ   آره

174
00:09:39,312 --> 00:09:43,124
‫ـ   چیه؟ .. ـ   اوه، ام

175
00:09:43,115 --> 00:09:48,087
‫اونروز پدرت اومد و
‫یه چیزایی به من گفت

176
00:09:48,120 --> 00:09:50,157
‫میدونی، چیزایی که نباید

177
00:09:50,156 --> 00:09:52,158
‫و نمیتونم به تو بگم...

178
00:09:52,158 --> 00:09:55,139
‫صبر کن. پس چه اتفاقی برای
‫همه چیزو به هم میگیم افتاد؟

179
00:09:55,161 --> 00:09:58,142
‫مگه اینم مال خودمون نیست؟
‫چیزی که براش مشهوریم؟

180
00:09:59,131 --> 00:10:03,079
‫آه ... راستش، فکر میکنم خودمون برای
‫استفاده از لباسهای همدیگه مشهوریم

181
00:10:03,102 --> 00:10:06,276
‫آره، فکر میکنم
‫این چیز خودمونه

182
00:10:24,190 --> 00:10:27,069
‫چرا داره اینکارو میکنه؟

183
00:10:27,193 --> 00:10:29,195
‫میدونه بهش محل نمیذاریم

184
00:10:29,228 --> 00:10:32,107
‫فقط داره سعی
‫میکنه جلب توجه کنه

185
00:10:32,131 --> 00:10:34,168
‫آره، خب، خوبم داره میکنه

186
00:10:41,173 --> 00:10:44,177
‫تمومش کن
‫میشنوی دارم چی میگم؟

187
00:10:44,210 --> 00:10:47,191
‫متیو! متیو

188
00:10:49,248 --> 00:10:51,194
‫بیا بشین

189
00:10:58,024 --> 00:11:01,028
‫میدونی که باهاش
‫حرف نمیزنیم

190
00:11:01,027 --> 00:11:04,065
‫این قسمتی از تنبیه اونه

191
00:11:04,096 --> 00:11:08,272
‫چقدر میتونین اینجا
‫بشینین و گوش کنین؟

192
00:11:10,136 --> 00:11:13,310
‫خب، اون قسمتی از منه

193
00:11:27,119 --> 00:11:29,156
‫کارلوس، اینکار
‫اورژانسبت چیه؟

194
00:11:29,155 --> 00:11:32,261
‫مجبور شدم وقت
‫آرایشگاهمو کنسل کنم

195
00:11:35,161 --> 00:11:37,163
‫عزیزم، چیه؟

196
00:11:37,263 --> 00:11:40,039
‫دارم از ترس میمیرم

197
00:11:40,032 --> 00:11:41,238
‫چرا؟

198
00:11:42,268 --> 00:11:46,011
‫یه یارویی هست، اسمش ریکی

199
00:11:46,038 --> 00:11:48,109
‫و یه چیزایی به من گفته

200
00:11:48,140 --> 00:11:50,279
‫و دارم نگران میشم

201
00:11:50,276 --> 00:11:52,222
‫عزیزم، تو که
‫هیکلت ورزیده ست

202
00:11:52,211 --> 00:11:56,125
‫فقط ازش تعریف کن
‫ولی زیادی نه

203
00:11:56,182 --> 00:11:59,220
‫به من گیر نمیده، احمق
‫داره تهدیدم میکنه

204
00:11:59,251 --> 00:12:02,027
‫واقعا؟ چطوری؟

205
00:12:02,021 --> 00:12:05,230
‫گفت که منو میزنه
‫مگر اینکه بهش پول بدم

206
00:12:05,257 --> 00:12:09,000
‫ـ   خب، چقدر پول؟
‫ـ   هفت هزار دلار

207
00:12:09,028 --> 00:12:11,133
‫ـ   هفت هزار دلار
‫ـ   صداتو بیار پایین

208
00:12:11,130 --> 00:12:14,009
‫چرا فکر میکنه تو
‫همچین پولی داری؟

209
00:12:13,999 --> 00:12:17,037
‫چون دیروز توی اتاق ملاقاتیها
‫که پر از جنایتکار بود

210
00:12:17,069 --> 00:12:19,276
‫همسر بنده منو یک مرد
‫پولدار خطاب فرمودند

211
00:12:19,271 --> 00:12:22,252
‫اوه، راست میگی، متأسفم

212
00:12:22,241 --> 00:12:25,085
‫بخاطر همینه که میخوام
‫دسته چک رو بیاری

213
00:12:25,111 --> 00:12:27,216
‫اون راضی که چک بگیره؟

214
00:12:28,147 --> 00:12:31,185
‫نه! باید چک رو نقد کنی پول
‫رو ببری برای دوست دخترش

215
00:12:31,217 --> 00:12:34,198
‫اگه دختره تا فردا این پول رو
‫نگیره، منم بدبخت شدم

216
00:12:34,220 --> 00:12:37,224
‫عزیزم، فکر میکنم این یه اشتباهه
‫اگه ما بهش پول زور بدیم

217
00:12:37,256 --> 00:12:40,169
‫یارو همینطور ازمون...
‫درخواست پول بیشتری میکنه

218
00:12:40,159 --> 00:12:42,230
‫دیگه چیکار میتونم بکنم؟

219
00:12:42,261 --> 00:12:44,036
‫تو مرد قوی ای هستی

220
00:12:44,029 --> 00:12:47,169
‫ناسلامتی، تو با یه بورسیه
‫ورزشی رفتی دانشگاه

221
00:12:47,199 --> 00:12:50,078
‫آره، اون بورسیه
‫مال گلف بود

222
00:12:58,110 --> 00:13:00,249
‫همهء شلوارام اینجاست

223
00:13:00,246 --> 00:13:04,285
‫آره، میدونم، بیا توو

224
00:13:05,151 --> 00:13:10,032
‫من، آه، فکر کردم وقتی وسایلم رو
‫برگردونم خونه، همه چیزو ببرم

225
00:13:10,022 --> 00:13:12,195
‫اشکالی نداره، توی گاراژن

226
00:13:13,025 --> 00:13:14,265
‫باشه

227
00:13:16,095 --> 00:13:17,233
‫پس، اوضاع چطوره؟

228
00:13:17,263 --> 00:13:20,039
‫خوبه، آم

229
00:13:20,132 --> 00:13:22,112
‫آه ... خوبه

230
00:13:24,236 --> 00:13:26,113
‫ازت یه سوال دارم

231
00:13:26,105 --> 00:13:29,052
‫ـ   حتما، چیه؟ .. ـ   درحال
‫حاضر خودمون کجاییم؟

232
00:13:29,041 --> 00:13:30,213
‫ـ   کجاییم؟
‫ـ   آره

233
00:13:30,242 --> 00:13:34,190
‫ازهم جدا که نشدیم
‫همخونه هم که نمیشیم

234
00:13:34,180 --> 00:13:37,093
‫پس، کجاییم؟

235
00:13:39,218 --> 00:13:42,097
‫نمیدونم

236
00:13:43,322 --> 00:13:47,236
‫از اونجایی که اون آدمی که منو گروگان
‫گرفته بود پسر تو ازآب در اومد،

237
00:13:47,226 --> 00:13:51,140
‫فکر میکنم منطقی
‫که من اونجا نیام

238
00:13:52,031 --> 00:13:56,104
‫مشکل اینه که
‫من دیوونهء توئم

239
00:13:57,036 --> 00:13:58,208
‫پس

240
00:13:58,237 --> 00:14:02,014
‫فکر میکنم باید غیر
‫جدی نگهش داریم

241
00:14:02,107 --> 00:14:04,087
‫غیر جدی

242
00:14:04,243 --> 00:14:08,157
‫غیرجدی دقیقا چه
‫معنی ای داره؟

243
00:14:08,314 --> 00:14:11,022
‫آه

244
00:14:11,150 --> 00:14:14,222
‫خب، من ... فکر نمیکنم
‫برامون بد باشه

245
00:14:14,220 --> 00:14:17,064
‫هر از چندگاهی بریم سینما...

246
00:14:17,223 --> 00:14:21,035
‫سینما؟ .. باشه، همین؟

247
00:14:23,295 --> 00:14:28,005
‫قدم زدن؟ قانونی برضد
‫قدم زدن هم وجود نداره

248
00:14:29,201 --> 00:14:31,147
‫چیز دیگه ای نیست؟

249
00:14:31,136 --> 00:14:35,175
‫خرید، اونم غیر جدی، خوش

250
00:14:35,274 --> 00:14:39,245
‫چیز دیگه ای نیست که بتونیم بکنیم؟
‫هیچ چیز دیگه ای نیست؟

251
00:14:42,147 --> 00:14:45,185
‫غذای میان روز
‫اونم میتونه خوب باشه

252
00:14:52,091 --> 00:14:54,264
‫بنظر منم خوبه

253
00:15:02,301 --> 00:15:06,272
‫تنها کاری که میتونم بکنم
‫اینه که بفکرش بیافتم

254
00:15:07,072 --> 00:15:09,245
‫بله

255
00:15:10,075 --> 00:15:13,056
‫اوه، باشه. خب

256
00:15:13,178 --> 00:15:16,159
‫خیلی ممنون که...
‫تماس گرفتین

257
00:15:17,182 --> 00:15:19,184
‫کی بود؟

258
00:15:19,285 --> 00:15:23,131
‫اوه، شخصی
‫به اسم آلن هنلی

259
00:15:23,289 --> 00:15:26,031
‫برق کار من؟

260
00:15:26,025 --> 00:15:28,232
‫چرا پشت تلفن با برق
‫کار من گریه میکردی؟

261
00:15:28,260 --> 00:15:31,264
‫اوه، زنگ زد که
‫به تو تسلیت بگه

262
00:15:31,263 --> 00:15:34,210
‫پس چرا منو
‫صدا نکردی؟

263
00:15:34,199 --> 00:15:38,079
‫خب، با هم حرف زدیم و
‫اونم داشت حرف میزد

264
00:15:38,070 --> 00:15:43,281
‫اون ... اون داشت چیزای خیلی
‫زیبایی درمورد رکس میگفت

265
00:15:44,310 --> 00:15:48,224
‫محض رضای خدا، فیلیس
‫نگران نیستی آب بدنت کم بشه؟

266
00:15:48,213 --> 00:15:51,126
‫داری میگی من زیادی
‫احساساتی ام؟

267
00:15:51,116 --> 00:15:54,222
‫من دارم میگم حتی ایتالیایی ها
‫هم گاهی اوقات آروم میشن

268
00:15:54,219 --> 00:15:58,224
‫پسرم مرده! من ناراحتم

269
00:15:58,257 --> 00:16:00,134
‫منم هستم

270
00:16:00,125 --> 00:16:03,231
‫ولی هیچکس با این گریه کردن
‫ناتمومت متوجه نمیشه

271
00:16:03,228 --> 00:16:06,141
‫ـ   بیری! /ـ   مردم میخوان
‫بدونن من حالم چطوره

272
00:16:06,165 --> 00:16:08,076
‫ولی به محض اینکه
‫میپرسن، تو

273
00:16:08,100 --> 00:16:12,105
‫تو میپری وسط و اونا به
‫کل منو فراموش میکنن

274
00:16:12,171 --> 00:16:16,142
‫منم به تسلیت احتیاج دارم، فیلیس
‫تا حالا به این فکر نکردی؟

275
00:16:17,142 --> 00:16:20,021
‫عذر میخوام

276
00:16:21,046 --> 00:16:23,151
‫ـ   دیگه اتفاق نمیافته
‫ـ   ممنون

277
00:16:23,148 --> 00:16:27,028
‫البته، اگه تو هم اینطوری
‫احساسات خودتو محکم نگیری

278
00:16:27,052 --> 00:16:30,090
‫مردم فراموش نمیکنن
‫که بهت تسلیت بگن

279
00:16:30,155 --> 00:16:32,032
‫ببخشید؟

280
00:16:32,024 --> 00:16:35,062
‫این حقیقت. تو شدی
‫مظهر خونسردی

281
00:16:35,060 --> 00:16:37,097
‫من خونسرد نیستم، من فقط

282
00:16:37,129 --> 00:16:40,008
‫خب، ابراز احساسات در
‫عموم رو دوست ندارم

283
00:16:40,032 --> 00:16:41,170
‫خب، خوبه

284
00:16:41,166 --> 00:16:45,273
‫ولی مردم متعجبن که چرا
‫گریهء تو رو نمی بینن

285
00:16:45,270 --> 00:16:49,150
‫منظورم اینه که، راستش
‫بعضی از مردم متعجبن

286
00:16:49,174 --> 00:16:52,212
‫اگه واقعا برای رکس...
‫اشکی هم ربختی

287
00:16:53,012 --> 00:16:54,286
‫مردم این حرفو زدن؟

288
00:16:54,279 --> 00:16:57,226
‫چندتایی شون، بله

289
00:17:08,260 --> 00:17:12,037
‫ببخشید، دنبال
‫ریتا ریسرتا میگردم

290
00:17:17,202 --> 00:17:19,113
‫سلام، تو ریتا هستی؟

291
00:17:19,138 --> 00:17:21,209
‫آره؟ تو کی هستی؟

292
00:17:21,206 --> 00:17:24,278
‫من، آم ... من
‫گبرییل سولیس هستم

293
00:17:24,276 --> 00:17:27,280
‫شوهرامون توی
‫زندان هم سلولی هستن

294
00:17:27,312 --> 00:17:30,156
‫من و ریکی ازدواج نکردیم

295
00:17:30,149 --> 00:17:32,151
‫اوه، میبینم

296
00:17:32,184 --> 00:17:37,156
‫خب، دوست پسرت از شوهرم
‫خواسته که اینو به تو بده

297
00:17:37,189 --> 00:17:40,102
‫یه جور کار خیره

298
00:17:41,160 --> 00:17:44,141
‫همشه، هفت هزار دلار

299
00:17:44,196 --> 00:17:46,301
‫حرومزاده

300
00:17:52,137 --> 00:17:54,310
‫اوه، حتی فکرشم نکن

301
00:17:57,042 --> 00:18:01,286
‫آم ... آهای؟
‫مشکلی هست؟

302
00:18:03,182 --> 00:18:06,254
‫ـ   خانم، بزار یه سوالی ازت بپرسم
‫ـ   باشه.

303
00:18:06,285 --> 00:18:10,256
‫ممکنه عجیب بنظر بیاد، ولی
‫نظرت درمورد سینه های من چیه؟

304
00:18:10,289 --> 00:18:14,066
‫ـ   ببخشید؟ /ـ   منظورم اینه
‫که، بنظر تو چطوری ئن؟

305
00:18:14,193 --> 00:18:16,195
‫اونا ... خوشکلن

306
00:18:16,195 --> 00:18:18,266
‫ممنون

307
00:18:18,263 --> 00:18:21,142
‫منم دوستشون دارم

308
00:18:22,134 --> 00:18:24,307
‫حق با توئه، عجیب بود

309
00:18:26,205 --> 00:18:29,186
‫نمیدونی این پول
‫برای چیه، مگه نه؟

310
00:18:29,208 --> 00:18:34,248
‫نه، نه، بنظر میرسه تو هر
‫چیزی که نیاز داری رو داری

311
00:18:34,279 --> 00:18:37,055
‫ریچی میخواد
‫سینه هامو عمل کنم

312
00:18:37,049 --> 00:18:41,225
‫اون سینه های بزرگتر میخواد
‫سینه بزرگ براش شده عقدهء روحی

313
00:18:46,258 --> 00:18:49,102
‫پس، تو میخوای
‫اینکارو بکنی؟

314
00:18:49,094 --> 00:18:51,233
‫بهش گفتم، اگه اون
‫پول بده، من میکنم

315
00:18:51,263 --> 00:18:55,075
‫هیچوقت فکر نمیکردم اون
‫احمق بتونه پولشو جور کنه

316
00:18:57,202 --> 00:19:01,048
‫هیچ ربطی به من نداره
‫ولی این بدن توئه

317
00:19:01,039 --> 00:19:03,280
‫من تا واقعا خودم نخواام
‫هیچ چیزو عوض نمیکنم

318
00:19:03,308 --> 00:19:06,016
‫ولی اگه اینکارو نکنم
‫منو ترک میکنه

319
00:19:06,011 --> 00:19:09,049
‫عزیزم، اون توی زندان
‫دیگه میخواد کجا بره؟

320
00:19:09,181 --> 00:19:11,252
‫شاید وقتشه که دیگه
‫رو پای خودت وایسی

321
00:19:11,250 --> 00:19:14,094
‫بهش بگو نمیخوای جراحی کنی

322
00:19:14,119 --> 00:19:16,224
‫ارزششو داره

323
00:19:17,022 --> 00:19:20,094
‫بفرما، من به تو افتخار میکنم

324
00:19:29,268 --> 00:19:32,044
‫<font color=#FF۸۰۰۰>وقتی لینت از سر کار برگشت</font>

325
00:19:32,070 --> 00:19:35,210
‫<font color=#FF۸۰۰۰>اون باخبر بود که این شغلش
‫میتونه چقدر طاقت فرسا باشه</font>

326
00:19:35,274 --> 00:19:39,051
‫<font color=#FF۸۰۰۰>چیزی که انتظارشو نداشت</font>

327
00:19:39,278 --> 00:19:43,021
‫<font color=#FF۸۰۰۰>...کار شیفت شب بود</font>

328
00:19:51,190 --> 00:19:52,260
‫سلام، عزیزم

329
00:19:52,291 --> 00:19:55,204
‫خدا، فکر کردم شنیدم یک
‫ساعت پیش اومدی خونه

330
00:19:55,194 --> 00:19:58,232
‫اومدم، ولی ماشین
‫طرفشوئی رو راه انداختم

331
00:19:58,263 --> 00:20:01,107
‫نباید اینکارو میکردی

332
00:20:01,099 --> 00:20:03,238
‫آره، حالا که کردم

333
00:20:03,235 --> 00:20:06,182
‫عذر میخوام، جونم
‫نکشید خونه رو تمیز کنم

334
00:20:06,205 --> 00:20:10,210
‫امروز کلی کارای
‫بیرون رو انجام دادم

335
00:20:10,209 --> 00:20:13,190
‫ولی فردا ترتیبشو
‫میدم، باشه؟ قول میدم

336
00:20:13,212 --> 00:20:15,192
‫این زیبایی سیستم منه

337
00:20:15,180 --> 00:20:17,285
‫قابل انعلاف و تغییر بودن

338
00:20:17,316 --> 00:20:20,024
‫میدونی، بخاطر نجات
‫ازدواجمونم که شده

339
00:20:20,018 --> 00:20:22,123
‫لطفا دیگه اسم...
‫سیستم رو نبر

340
00:20:22,154 --> 00:20:24,998
‫ـ   گفتم که متأسفم
‫ـ   این دیگه چیه؟

341
00:20:25,023 --> 00:20:26,161
‫نه ... به اون دست نزن

342
00:20:26,191 --> 00:20:29,172
‫پنی یکم روی
‫ملافه ها بالا آورده

343
00:20:29,161 --> 00:20:32,040
‫ـ   تو عوضشون نکردی؟
‫ـ   حوله های روش خیلی تمیزن

344
00:20:32,030 --> 00:20:33,065
‫نفرت انگیره

345
00:20:33,098 --> 00:20:36,102
‫نه، فقط روی ملافه ها
‫یکم شیر بالا آورده

346
00:20:36,101 --> 00:20:38,172
‫وقت یمن ن یه فتوا میدم
‫لطفا بهش احترام بزار

347
00:20:38,203 --> 00:20:40,274
‫نه، نمیتونم به فتوات احترام
‫بزارم، و میدونی چرا؟

348
00:20:40,305 --> 00:20:43,218
‫احمقانه ست، من
‫ملافهء تمیز میارم

349
00:20:43,208 --> 00:20:46,280
‫ملافه هارو عوض نمیکنیم

350
00:20:47,012 --> 00:20:48,252
‫چرا داری سر
‫من داد میزنی؟

351
00:20:48,280 --> 00:20:51,193
‫من سر تو داد نمیزنم و اینم
‫ربطی به استفراغ بچه نداره

352
00:20:51,216 --> 00:20:53,287
‫ـ   معلومه که ربط داره
‫ـ   نه، این مربوط به احتیاره

353
00:20:53,285 --> 00:20:57,097
‫و از اونجایی که هردومون خوب
‫میدونیم، تو داری طرح خودتو پیاده میکنی

354
00:20:57,089 --> 00:21:00,127
‫چرا داریم سر خوابیدن
‫روی استفراغ بچه دعوا میکنیم؟

355
00:21:00,158 --> 00:21:02,138
‫من دارم برای ایفای
‫مدیریت دعوا میکنم

356
00:21:02,160 --> 00:21:05,107
‫تنبل بودن برای عوض نکردن
‫ملافه ها، مدیریت نیست

357
00:21:05,130 --> 00:21:07,201
‫میدونی؟ این یکی رو
‫قرار نیست برنده بشی

358
00:21:07,199 --> 00:21:10,271
‫پس بهتره برگردی
‫توی تخت

359
00:21:10,269 --> 00:21:14,012
‫و بخوابی...

360
00:21:22,247 --> 00:21:24,022
‫نه، تام

361
00:21:24,049 --> 00:21:25,187
‫ـ   نه
‫ـ   تام

362
00:21:25,217 --> 00:21:26,218
‫یالا

363
00:21:26,251 --> 00:21:27,286
‫عوض کن

364
00:21:27,286 --> 00:21:29,266
‫ـ   یالا... ـ   نه

365
00:21:29,288 --> 00:21:32,132
‫ـ   فقط پاشو! پاشو
‫ـ   اینطوریه

366
00:21:32,124 --> 00:21:36,072
‫خیلی خب، باشه، باشه! باشه

367
00:21:53,145 --> 00:21:56,251
‫<font color=#FF۸۰۰۰>طبیعتا، لینت بابد یک شب
‫بدون خواب رو سپری میکرد</font>

368
00:21:56,281 --> 00:22:00,252
‫<font color=#FF۸۰۰۰>...و به خودش میگفت که خودش
‫ایده های مدیریتی نداشته</font>

369
00:22:04,189 --> 00:22:07,033
‫<font color=#FF۸۰۰۰>ولی نتونست</font>

370
00:22:07,059 --> 00:22:11,201
‫<font color=#FF۸۰۰۰>اون حسابی مشغول بود که
‫چطور تام رو به زانو در بیاره</font>

371
00:22:16,301 --> 00:22:19,282
‫سلام

372
00:22:20,238 --> 00:22:23,276
‫سلام

373
00:22:27,212 --> 00:22:30,193
‫به سرزمین موعود
‫خوش اومدی

374
00:22:30,215 --> 00:22:34,027
‫برو، بفرما

375
00:22:35,187 --> 00:22:37,189
‫آفرین

376
00:22:46,164 --> 00:22:48,269
‫بتی! بتی

377
00:22:48,266 --> 00:22:51,145
‫بتی، میتونم ازت
‫یه سوال بپرسم؟

378
00:22:53,038 --> 00:22:54,176
‫البته

379
00:22:54,172 --> 00:22:56,174
‫ـ   سوزان، درسته؟
‫ـ   بله، سلام

380
00:22:56,174 --> 00:22:57,209
‫فقط میخواستم بدونم

381
00:22:57,242 --> 00:23:01,054
‫داری توی خونه تون تغییر
‫دکراسیون یا چیزی میدی؟

382
00:23:01,046 --> 00:23:03,253
‫نه، چرا؟

383
00:23:04,082 --> 00:23:07,222
‫خب، من توی خونه کار میکنم

384
00:23:07,252 --> 00:23:09,095
‫یعنی بیشتر کارام
‫توی خونه ست

385
00:23:09,087 --> 00:23:12,034
‫و این اواخر همش
‫دارم صدایی میشنوم

386
00:23:12,023 --> 00:23:14,230
‫و نمیتونم تمرکز کنم

387
00:23:14,259 --> 00:23:16,261
‫خب، منکه متوجه چیزی نشدم

388
00:23:16,294 --> 00:23:18,274
‫واقعا؟

389
00:23:18,296 --> 00:23:21,175
‫خب، چون انگار صدا
‫از توو خونهء شما میاد

390
00:23:21,166 --> 00:23:24,045
‫مثل صدای جرینگ جرینگ

391
00:23:24,069 --> 00:23:27,141
‫اوناهاش، اوناهاش
‫خودش بود، شنیدی؟

392
00:23:27,239 --> 00:23:31,210
‫اوه، آره، متیو خیلی خلاقه

393
00:23:31,243 --> 00:23:34,019
‫همیشه توی خونه
‫یه کارایی انجام میده

394
00:23:34,045 --> 00:23:36,218
‫بگمونم واسه همینه
‫دیگه متوجه صدا نمیشم

395
00:23:36,248 --> 00:23:39,286
‫حتی ساعت ۲ صبح؟ چون اونموقع
‫یخورده سخته که متوجه نشی

396
00:23:39,284 --> 00:23:41,286
‫خیلی متأسفم

397
00:23:41,286 --> 00:23:44,233
‫متیو یجورایی مشکل
‫بی خوابی داره، سوزان

398
00:23:44,222 --> 00:23:48,136
‫ولی باهاش صحبت میکنم
‫و دیگه اینکارو نمیکنیم

399
00:23:49,161 --> 00:23:51,038
‫عصر بخیر، خانم مایر

400
00:23:51,029 --> 00:23:53,134
‫سلام ... متیو

401
00:23:56,234 --> 00:24:00,273
‫خب، خوشحال شدم
‫باهات صحبت کردم

402
00:24:06,044 --> 00:24:09,025
‫آقای فلانری این سومین باره که
‫دارم تماس میگیرم، و اگه

403
00:24:09,047 --> 00:24:12,153
‫به همین زودیها کسی با من...
‫تماس نگیره، عصبانی میشم

404
00:24:12,217 --> 00:24:14,163
‫همه چیز روبه راهه؟

405
00:24:14,152 --> 00:24:17,099
‫اون شرکت بیمهء لعنتی داره
‫خودشو از زیر خرج میکشه بیرون

406
00:24:17,122 --> 00:24:20,069
‫برای پرداخت حق بیمهء رکس
‫و متوجه نمیشم برای چی

407
00:24:20,058 --> 00:24:25,007
‫خب، اون غیرمنتظره مرد
‫و این کلی سوال به وجود آورده

408
00:24:26,131 --> 00:24:32,013
‫احتمالا وقتی مردم مریضن
‫راحت تر این سوالات پیش میاد

409
00:24:33,071 --> 00:24:35,051
‫احتمالا

410
00:24:35,040 --> 00:24:36,144
‫سلام، سلام

411
00:24:36,174 --> 00:24:38,279
‫ـ   سلام، لینت
‫ـ   عذر میخوام. مزاحم شدم؟

412
00:24:38,276 --> 00:24:40,017
‫نه، نه، اصلا

413
00:24:40,011 --> 00:24:43,151
‫دیدم اومدی داخل، و بعد از
‫مراسم میخواستم باهات تماس بگیرم

414
00:24:43,181 --> 00:24:44,285
‫ولی کار حسابی دیوونه م کرده...

415
00:24:44,316 --> 00:24:47,229
‫پس ... حالت چطوره؟

416
00:24:47,219 --> 00:24:49,165
‫حوبم

417
00:24:54,226 --> 00:24:58,174
‫ـ   خب، قیافه ت که شگفت انگیره
‫ـ   جدی؟

418
00:24:58,196 --> 00:25:00,039
‫کاملا

419
00:25:03,201 --> 00:25:06,080
‫خب، نمیتونم تصور کنم
‫که دارین چه دردی میکشین

420
00:25:11,109 --> 00:25:12,281
‫فیلیس

421
00:25:14,079 --> 00:25:16,116
‫باید تمومش کنی

422
00:25:16,114 --> 00:25:18,151
‫دست خودم نیست

423
00:25:18,183 --> 00:25:24,065
‫وقتی مردم در مورد رکس
‫حرف میزنن، احساساتی میشم

424
00:25:24,155 --> 00:25:27,136
‫خب، برات خیلی متأسفم، فیلیس

425
00:25:27,125 --> 00:25:29,196
‫اون اولین بچهء من بود

426
00:25:29,227 --> 00:25:34,040
‫نمیدونم بدون اون چیکار کنم

427
00:25:34,032 --> 00:25:37,206
‫اوه، خیلی متأسفم

428
00:25:40,071 --> 00:25:42,073
‫حالش خوب میشه؟

429
00:25:42,107 --> 00:25:47,181
‫ا م ... ا ره، حتما
‫یه ثانیه صبر کن

430
00:25:57,055 --> 00:25:59,296
‫بفرما، حالت بهتره؟

431
00:26:00,258 --> 00:26:03,034
‫لینت، داشتی چی میگفتی؟

432
00:26:03,061 --> 00:26:05,132
‫ـ   فراموش کردم
‫ـ   اشکالی نداره

433
00:26:05,163 --> 00:26:08,167
‫واقعا محبت کردی که اومدی

434
00:26:09,100 --> 00:26:11,205
‫باشه

435
00:26:15,206 --> 00:26:20,053
‫پس، آه، حاضری سفارش بدی
‫یا بازم بیشتر وقت میخوای؟

436
00:26:23,048 --> 00:26:25,221
‫من ۱۵ ساله که توی
‫بیمه کار میکنم

437
00:26:25,250 --> 00:26:28,060
‫هیچوقت همچین
‫تماس تلفنی ای نداشتم

438
00:26:28,053 --> 00:26:31,057
‫من درمورد مرگ رکس
‫یه چیز دیگه فکر میکنم

439
00:26:31,256 --> 00:26:35,295
‫من نزیدک ۲۰ ساله که
‫رکس و بیری رو میشناسم

440
00:26:35,293 --> 00:26:38,240
‫وهیچوقت دلیلی برای
‫مشکوک بودن ندیدم

441
00:26:38,229 --> 00:26:42,006
‫که اونا بغیر از یه زوج
‫خوشبخت چیز دیگه ای باشن

442
00:26:42,033 --> 00:26:46,175
‫بخاطر همینه که
‫این بنظر عجیب میاد

443
00:26:48,039 --> 00:26:51,179
‫اینو بعد از مرگش توی
‫اتاق رکس پیدا کردم

444
00:26:52,043 --> 00:26:55,115
‫می بخشمت

445
00:26:55,180 --> 00:26:58,161
‫(بیری، درک میکنم و می بخشمت)

446
00:27:26,311 --> 00:27:29,224
‫جورج، تو اینجا چیکار میکنی؟

447
00:27:29,214 --> 00:27:31,216
‫اومدم تا تو رو بدزدم

448
00:27:31,282 --> 00:27:33,091
‫چی؟

449
00:27:33,118 --> 00:27:37,157
‫برو کیفتو بردار
‫میخوام ببرمت بولینگ

450
00:27:38,023 --> 00:27:40,128
‫من ... من ... من
‫بولینگ بلد نیستم

451
00:27:40,158 --> 00:27:43,105
‫یا میریم سینما، یا
‫میرم بستنی میخوریم

452
00:27:43,094 --> 00:27:45,233
‫هر چی تو بخوای

453
00:27:45,230 --> 00:27:47,267
‫آم ... ممنون، ولی نمیتونم

454
00:27:47,298 --> 00:27:50,177
‫بیری، مطمئنم که
‫هفته هاست هیچ جا نرفتی

455
00:27:50,201 --> 00:27:53,114
‫باید بیای بیرون و یه کاری بکنی
‫برات خوبه، به من اعتماد کن

456
00:27:53,104 --> 00:27:56,017
‫میکنم، فقط

457
00:27:56,141 --> 00:27:57,313
‫فقط هنوزآمادگیشو ندارم...

458
00:27:57,308 --> 00:28:00,187
‫ولی خیلی محبت داری
‫که به من فکر متی

459
00:28:00,178 --> 00:28:03,091
‫خب، میدونی، سعی کردم

460
00:28:03,081 --> 00:28:06,153
‫و بخاطرش سپاسگزارم

461
00:28:10,055 --> 00:28:12,057
‫اشکالی نداره

462
00:28:12,290 --> 00:28:15,237
‫خودتو خالی کن

463
00:28:29,207 --> 00:28:31,244
‫میخوای من اینجا
‫بمیرم، مگه نه؟

464
00:28:31,242 --> 00:28:34,086
‫ـ   کارلوس، چی شده؟
‫ـ   منظورت چیه؟

465
00:28:34,112 --> 00:28:36,149
‫مخ ریتا رو زدی و
‫و پول رو گرفتی

466
00:28:36,147 --> 00:28:38,184
‫ریکی اینطوری گفت؟

467
00:28:38,216 --> 00:28:41,197
‫آره، و ختم به مشت
‫زدن توی کلیه شد

468
00:28:41,219 --> 00:28:43,221
‫تقصیر منکه نیست
‫اون خودش پولو نخوااست

469
00:28:43,221 --> 00:28:45,167
‫چرا هفت هزار دلار
‫پول نخوااست؟

470
00:28:45,156 --> 00:28:48,160
‫ـ   چون بخاطر عمل سینه ست. ـ   خب؟

471
00:28:48,193 --> 00:28:50,264
‫خب سینه هاش خیلی هم خوبن

472
00:28:50,261 --> 00:28:54,073
‫و، خدائیش، کاری که این یارو داره با
‫عزت نفس دختره میکنه خیلی ظالمانه ست

473
00:28:54,099 --> 00:28:56,101
‫ـ   براش متأسفم
‫ـ   خواهش میکنم

474
00:28:56,101 --> 00:28:59,048
‫تو که بیشتر از من به فکر
‫عزت نفس اون دختره نیستی

475
00:28:59,037 --> 00:29:01,074
‫تو نخوااستی اون
‫پول رو بهش بدی

476
00:29:01,106 --> 00:29:04,280
‫فکر میکنم واقعا احمقانه ست که هفت
‫هزار دلار به کسی بدی که نمیخواتش

477
00:29:04,275 --> 00:29:05,982
‫گوش کن چی میگم

478
00:29:06,010 --> 00:29:08,081
‫تو برمیگردی اونجا

479
00:29:08,113 --> 00:29:10,218
‫اون پول رو میزاری توی دست ریتا...

480
00:29:10,215 --> 00:29:13,219
‫و متقاعدش میکنی که زندگی
‫ارزش این چیزا رو نداره

481
00:29:13,251 --> 00:29:15,288
‫مگر اینکه پستوناش بشه
‫اندازه کوههای تگزاس

482
00:29:15,286 --> 00:29:18,028
‫شیر فهم شد؟

483
00:29:19,257 --> 00:29:23,103
‫من فقط فهمیدم که من و ریتا
‫توی خیلی چیزا با هم مشترکیم

484
00:29:24,028 --> 00:29:26,235
‫خواهش میکنم نگو که تو
‫هم کمبود عزت نفس داری

485
00:29:26,264 --> 00:29:28,073
‫چون اگه الان بخندم

486
00:29:28,099 --> 00:29:31,137
‫همین یه باریکه ای هم که...
‫جوش خورده، باز میشه

487
00:29:31,136 --> 00:29:35,209
‫هردومون داریم با شوهرامون کنترل میشیم، که
‫احمقانه ست، چون اونا پشت میله های زندانن

488
00:29:35,206 --> 00:29:38,119
‫ـ   باید قدرتشو داشته باشیم
‫ـ   من سعی ندارم تو رو کنترل کنم

489
00:29:38,143 --> 00:29:42,148
‫ـ   نمیخوام کارم توی این مرده خونه تموم شه
‫ـ   هیچ ربطی به این نداره

490
00:29:42,180 --> 00:29:45,161
‫داروها داره اثرشون میره
‫برای این بازیها وقت ندارم

491
00:29:45,150 --> 00:29:46,220
‫منم همینطور، کارلوس

492
00:29:46,251 --> 00:29:48,060
‫اگه انتظار داری که برگردم

493
00:29:48,052 --> 00:29:50,225
‫و اون دختره رو راضی کنم...

494
00:29:50,255 --> 00:29:53,168
‫ـ   نمیتونم دست خالی اینکارو بکنم
‫ـ   باشه.

495
00:29:53,158 --> 00:29:57,072
‫دسته چک رو برام بیار
‫برات چک میتویسم بری بگیری

496
00:29:57,262 --> 00:30:01,210
‫ببین، توی این فکر بودم
‫که خودم چک رو بنویسم

497
00:30:04,202 --> 00:30:06,204
‫ـ   گبرییل
‫ـ   مراقب باش کارلوس

498
00:30:06,237 --> 00:30:09,150
‫تو در موقعیتی نیستی
‫که بخوای بحث کنی

499
00:30:17,248 --> 00:30:20,195
‫ـ   سوزان
‫ـ   سلام، ایدی

500
00:30:23,188 --> 00:30:25,190
‫ـ   چقدر از من متنفری؟
‫ـ   چی؟

501
00:30:25,190 --> 00:30:28,228
‫کارل گفت تمام اون راز
‫کوچولوی کثیفمون رو میدونی

502
00:30:28,259 --> 00:30:31,263
‫ـ   آره، آره، میدونم
‫ـ   خب، حس بدی دارم

503
00:30:31,262 --> 00:30:34,141
‫باید بهت میگفتم که دارم
‫ترتیب شوهر قبلیتو میدم

504
00:30:34,265 --> 00:30:37,109
‫خب، این بهترین کاری
‫بود که میتونستم بکنم

505
00:30:37,135 --> 00:30:39,172
‫آداب نزاکت برای خیلی
‫از مردم مفهومی نداره

506
00:30:39,170 --> 00:30:41,081
‫باید حرفمو باور کنی

507
00:30:41,105 --> 00:30:44,109
‫من هیچوقت فکر نمیکردم
‫بین مون اتفاقی بیافته

508
00:30:44,142 --> 00:30:48,147
‫ولی توی اولین قرارمون کارل
‫منو برد رستوران مکزیکی

509
00:30:48,146 --> 00:30:50,217
‫میدونی وقتی که شراب مکزیکی
‫خوردم دوست دارم چیکار کنم

510
00:30:50,248 --> 00:30:53,195
‫یه چندتا تیرانداز و
‫قلاب سوتینم خودبخود وا میشه

511
00:30:53,184 --> 00:30:57,189
‫فهمیدم، شرایط از کنترلت خارج
‫میشه، حالا اگه اجازه بدی من برم

512
00:30:58,022 --> 00:31:02,994
‫هی، هی، هی، دارم ازت میخوام
‫یه فرصت دیگه به من بدی

513
00:31:03,027 --> 00:31:06,201
‫و میزاری و میری
‫بزار خیالم راحت بشه

514
00:31:06,197 --> 00:31:09,269
‫یالا، بگو چقدر هرزه ام که
‫پس مونده غذای تو رو خوردم

515
00:31:09,300 --> 00:31:13,112
‫ـ   حقمه که بگی، یالا بگو
‫ـ   راستش، ایدی، برام مهم نیست

516
00:31:13,137 --> 00:31:17,210
‫میتونی تا غروب با کارل
‫اسکیت بازی کنی، مهمون من باش

517
00:31:18,309 --> 00:31:20,255
‫خب، خوب شد گفتی

518
00:31:20,245 --> 00:31:24,091
‫میدونی، احتمالا نباید
‫اینو بهت بگم، ولی

519
00:31:24,315 --> 00:31:28,092
‫خب، دیشب باهم
‫توی حکوزی من بودیم

520
00:31:29,120 --> 00:31:34,194
‫کارل گفت این بهترین سکسی بود
‫که تا حالا داشته. زیرش خط بکش

521
00:31:37,061 --> 00:31:41,203
‫راستش، خوشحالم که اینو به من گفتی
‫چون یه چیز چرب برات دارم

522
00:31:41,232 --> 00:31:44,111
‫کارل گفت که هنوز عاشق منه...

523
00:31:55,046 --> 00:31:57,287
‫یالا، بیاین

524
00:32:08,059 --> 00:32:11,233
‫آره، دستشو بگیر، برین

525
00:32:13,031 --> 00:32:17,036
‫یالا، برین

526
00:32:17,068 --> 00:32:18,206
‫ایدی، داری چیکار میکنی؟

527
00:32:18,202 --> 00:32:21,206
‫ـ   تو یه دروغگوی گنده ای
‫ـ   الان وسط خیابونیم

528
00:32:21,239 --> 00:32:23,276
‫ـ   برو کنار
‫ـ   کارل هیچوقت اون حرفو نزده

529
00:32:23,274 --> 00:32:27,120
‫روز بعد از تولد جولی کارل
‫ازم خواست برگردم پیشش

530
00:32:27,111 --> 00:32:31,025
‫منم گفتم نه، که بگمونم دلیلش
‫هم همین داستان افسانه ای الانه

531
00:32:31,015 --> 00:32:33,154
‫حادثهء مشروب مکزیکی و سوتین
‫لطفا بزار برم

532
00:32:33,184 --> 00:32:35,130
‫اوه، نه، هنوز
‫حرفمون تموم نشده

533
00:32:35,119 --> 00:32:37,065
‫خب، آره، شده، من میخوام برم

534
00:32:37,055 --> 00:32:38,193
‫جرأتشو نداری

535
00:32:38,189 --> 00:32:40,260
‫تا ۵ ثانیه دیگه، گاز میدم

536
00:32:40,258 --> 00:32:42,260
‫اوه، آره؟
‫منم رو ماشینتو خط میندازم

537
00:32:42,293 --> 00:32:45,069
‫نه اگه از پا در بیای

538
00:32:45,063 --> 00:32:47,009
‫ـ   حرفتو پس بگیر
‫ـ   نمیگیرم

539
00:32:47,031 --> 00:32:49,238
‫قبول کن که برای نابودی
‫خوشبختی من هرکاری میکنی

540
00:32:49,267 --> 00:32:51,042
‫ایدی، محض رضای خدا

541
00:32:51,035 --> 00:32:53,276
‫چرا باید برام مهم باشه با
‫مردی که ازش متنفرم باشی؟

542
00:32:53,271 --> 00:32:55,148
‫چون تو و مایک
‫دیگه باهم نیستین

543
00:32:55,173 --> 00:32:57,050
‫آره، پیچیده

544
00:32:57,075 --> 00:33:00,113
‫حالا که نمیتونی خوشحال باشی
‫نمیخوای هیچکس دیگه ای خوشحال باشه

545
00:33:00,111 --> 00:33:01,988
‫پریود

546
00:33:05,249 --> 00:33:09,129
‫چی ...؟ ایدی! برگرد اینجا
‫هنوز حرفمون تموم نشده

547
00:33:21,132 --> 00:33:24,204
‫یه تصادف بود، کارل، ایدی هم
‫میدونه که یه تصادف بود، درسته؟

548
00:33:24,235 --> 00:33:27,011
‫اون میدونه که میتونستی اونو بکشی

549
00:33:27,038 --> 00:33:29,143
‫و به همون خاطر
‫استخون پاش شکسته

550
00:33:29,173 --> 00:33:32,211
‫اوه، خدای من، خیلی متأسفم

551
00:33:32,210 --> 00:33:34,212
‫براش گل رز
‫فرستادم، گرفت؟

552
00:33:34,245 --> 00:33:35,280
‫آره

553
00:33:35,279 --> 00:33:39,125
‫ـ   خارش رفت توو دستش
‫ـ   اوه، خدای من

554
00:33:41,019 --> 00:33:44,125
‫چرا درمورد گفتگوی
‫کوچولومون به ایدی گفتی؟

555
00:33:44,122 --> 00:33:47,103
‫خوب، اون داشت درمورد
‫خوابیدن با تو ور میزد

556
00:33:47,125 --> 00:33:49,162
‫و منم فقط خواستم دهنشو ببندم

557
00:33:51,295 --> 00:33:53,138
‫پس، حسادت میکنی؟

558
00:33:53,131 --> 00:33:56,044
‫نه! نه

559
00:33:56,034 --> 00:33:58,036
‫این فقط ... خودمون
‫با هم زن و شوهر بودیم

560
00:33:58,036 --> 00:34:01,108
‫و اون سعی میکرد...
‫عشقبازیتون رو به رخ من بکشه

561
00:34:01,139 --> 00:34:04,985
‫و همینطور داشت ادامه میداد
‫و منم عصبانی شدم...

562
00:34:06,110 --> 00:34:12,061
‫سوزان، اون صبحی که منو با
‫روزنامهء ایدی دیدی رو یادته؟

563
00:34:12,116 --> 00:34:16,064
‫خب، شب قبلش من ازش پرسیدم
‫که میخواد باهم زندگی کنیم یا نه

564
00:34:16,087 --> 00:34:18,089
‫و اونم گفت آره...

565
00:34:22,193 --> 00:34:24,264
‫سوزان؟

566
00:34:24,262 --> 00:34:30,042
‫یه لحظه به من مهلت بده
‫دارم از خدا میخوام منو بکشه

567
00:34:31,169 --> 00:34:35,208
‫ببین، اون شاده
‫خودشو با شرایط وفق میده

568
00:34:35,239 --> 00:34:39,119
‫میدونی، توی این لحظه از زندگیم
‫من به همچین چیزی نیاز دارم

569
00:34:40,111 --> 00:34:43,217
‫تو عاشقشی؟

570
00:34:43,314 --> 00:34:46,193
‫اگه باشم برات مهمه؟

571
00:34:49,220 --> 00:34:52,030
‫میخوام تو خوشحال باشی

572
00:34:52,023 --> 00:34:55,004
‫حتی یجورایی میخوام ایدی
‫هم خوشحال باشه، من

573
00:34:55,026 --> 00:34:58,132
‫ـ   ولی چی؟
‫ـ   میخوام اول خودم خوشحال باشم

574
00:34:59,063 --> 00:35:02,067
‫من و مایک قرار بود باهم
‫همخونه بشیم، میدونی؟

575
00:35:02,066 --> 00:35:05,070
‫قرار بود ایندفعه
‫نوبت من باشه

576
00:35:06,104 --> 00:35:09,244
‫شنیدم که تو و لوله کش
‫با هم مشکل دارین

577
00:35:09,240 --> 00:35:12,187
‫رابطه تون تموم شده؟

578
00:35:13,044 --> 00:35:16,116
‫نمیدونم

579
00:35:19,050 --> 00:35:21,997
‫واقعا پیچیده ست

580
00:35:22,220 --> 00:35:25,133
‫تو جواب سوال منو ندادی

581
00:35:25,156 --> 00:35:28,160
‫تو عاشقشی؟

582
00:35:29,060 --> 00:35:31,165
‫نمیدونم

583
00:35:33,197 --> 00:35:35,177
‫ولی میتونم بهت قول بدم

584
00:35:35,199 --> 00:35:39,147
‫هیچوقت اونطور که عاشق تو...
‫بودم عاشق هیچ زن دیگه ای نیستم

585
00:35:40,037 --> 00:35:42,039
‫منو گذاشتی و رفتی

586
00:35:42,073 --> 00:35:44,144
‫آره، ولی ببین
‫چقدر ازت دور شدم

587
00:35:44,175 --> 00:35:47,156
‫بالای خیابون

588
00:36:04,061 --> 00:36:05,096
‫مامانی، مامانی

589
00:36:05,096 --> 00:36:08,134
‫ـ   خدارو شکر که اومدی خونه
‫ـ   سلام، عزیزم

590
00:36:08,132 --> 00:36:10,112
‫چرا؟ چی شده؟

591
00:36:10,101 --> 00:36:12,240
‫بابایی یه موش پیدا کرد

592
00:36:12,270 --> 00:36:16,241
‫وای! الان؟

593
00:36:18,042 --> 00:36:20,147
‫عزیزم

594
00:36:25,149 --> 00:36:27,129
‫من خونه ام...

595
00:36:27,218 --> 00:36:29,164
‫ـ   سلام، عزیزم
‫ـ   سلام

596
00:36:29,187 --> 00:36:32,134
‫ـ   سلام، روزت چطور بود؟
‫ـ   خوب بود

597
00:36:32,123 --> 00:36:35,002
‫ولی از اون مهمتر
‫روز تو چطور بود؟

598
00:36:36,227 --> 00:36:39,208
‫ـ   پارکر جریان موش رو گفت؟
‫ـ   آره

599
00:36:39,197 --> 00:36:42,178
‫اوه، خدای من، نفرت انگیر بود

600
00:36:42,266 --> 00:36:45,008
‫از پله که اومدم پایین دیدمش

601
00:36:45,002 --> 00:36:49,109
‫نشسته بودی روی پیشخون، داشت
‫پس مونده ساندویچای پنیر رو میخورد

602
00:36:49,307 --> 00:36:51,218
‫ساندویچای دیروز؟

603
00:36:51,209 --> 00:36:53,211
‫باشه، آره، خونه
‫خیلی کثیف بوده

604
00:36:53,244 --> 00:36:56,088
‫ظاهرا، سیستمم نقصدار شده

605
00:36:56,113 --> 00:36:58,252
‫ولی ببین، همه
‫چیزو ردیف کردم

606
00:36:58,249 --> 00:37:02,197
‫عجب! پس میخوای من
‫موش رو ببرم بیرون؟

607
00:37:02,220 --> 00:37:05,133
‫اوه، نه، با خاک انداز
‫داغونش کردم

608
00:37:06,090 --> 00:37:07,228
‫کشتیش؟

609
00:37:07,258 --> 00:37:09,260
‫با ضربهء اول نمرد

610
00:37:12,096 --> 00:37:14,235
‫اخ

611
00:37:33,251 --> 00:37:38,030
‫سلام ... کوچولو

612
00:37:38,055 --> 00:37:43,061
‫فقط میخواستم بگم بخاطر
‫اتفاقی که افتاد واقعا متأسفم

613
00:37:43,094 --> 00:37:45,096
‫با اون خاک انداز...

614
00:37:45,096 --> 00:37:48,270
‫هیچکدوممون نمیدونستم قراره
‫خاک انداز بیاد توو کار

615
00:37:49,033 --> 00:37:53,243
‫میدونم که الان دلداری فایده ای نداره
‫ولی تو به زندگی زناشوئی من کمک کردی

616
00:37:53,271 --> 00:37:58,152
‫برای یه موش
‫کار خیلی بزرگیه

617
00:37:58,242 --> 00:38:02,281
‫خب، داره دیر میشه، پس

618
00:38:03,281 --> 00:38:06,125
‫بدرود...

619
00:38:12,089 --> 00:38:16,128
‫پس، میگی چند ساله که این بد رفتاری
‫توی زندگیتون شروع شده؟

620
00:38:17,094 --> 00:38:22,168
‫خیلی آروم شروع شد
‫نمیفهمیدم داره چه اتفاقی میافته

621
00:38:23,200 --> 00:38:26,044
‫اون بخاطر مشکلات
‫کوچیک منو کشیده میزد

622
00:38:26,070 --> 00:38:28,141
‫ولی همیشه عذرخواهی میکرد

623
00:38:28,139 --> 00:38:30,016
‫تا اینکه بدتر شد

624
00:38:30,007 --> 00:38:33,113
‫و یه روز، هشت سال قبل

625
00:38:33,110 --> 00:38:36,250
‫پسرم روی فرش
‫جدیدمون نوشابه ریخت

626
00:38:36,280 --> 00:38:39,227
‫قبل از اینکه بتونم از جام تکون
‫بخورم که ازش حفاظت کنم

627
00:38:39,216 --> 00:38:44,029
‫ویرجیل انداختش روی زمین و
‫شروع کرد به لگد زدن به اون

628
00:38:44,021 --> 00:38:48,163
‫من رفتم که از بچه م محافظت
‫کنم، ولی به موقع نرسیدم

629
00:38:49,160 --> 00:38:52,073
‫چه اتفاقی برای پسرت افتاد؟

630
00:38:53,130 --> 00:38:55,110
‫خوب، اون مرد

631
00:38:55,099 --> 00:38:58,205
‫هفتهء پیش اتفاقی یکی از
‫عکسهای بچگیش رو دیدم

632
00:38:58,202 --> 00:39:01,149
‫همون موقع بود که
‫کابوسها دوباره شروع شد

633
00:39:01,172 --> 00:39:06,178
‫آخرین دکتری که دیدم، به من گفت
‫باید خودم رو از قید گناهم آزاد کنم

634
00:39:06,210 --> 00:39:09,054
‫و بعدش دوباره شروع
‫کردم به خوابیدن

635
00:39:09,046 --> 00:39:11,253
‫البته، گفتنش خیلی راحته
‫چون یکی به دو خوابم نمیبره

636
00:39:11,248 --> 00:39:15,219
‫و دارم از پا درمیام

637
00:39:18,189 --> 00:39:21,261
‫برات قرص خواب آور میتویسم

638
00:39:22,159 --> 00:39:25,003
‫باید اثر خوبی داشته باشه

639
00:39:25,029 --> 00:39:26,269
‫ممنون

640
00:39:26,297 --> 00:39:29,244
‫امیدوارم شوهرت برای کاری
‫که کرده مواخذه شده باشه

641
00:39:29,266 --> 00:39:34,147
‫اوه، مجازاتی هم درکار بود

642
00:39:34,138 --> 00:39:36,175
‫خودم مجازاتش کردم

643
00:39:51,055 --> 00:39:54,127
‫ـ   کجا میری؟
‫ـ   من، آه، دارم میرم وکیل رکس رو ببینم

644
00:39:54,158 --> 00:39:57,298
‫میخوایم جزئیات وصیت نامه
‫رکس رو بررسی کنیم

645
00:40:01,031 --> 00:40:03,011
‫فیلیس

646
00:40:03,000 --> 00:40:07,073
‫شرمنده ام که تو رو کشیده زدم

647
00:40:07,171 --> 00:40:09,242
‫من فقط

648
00:40:09,273 --> 00:40:15,019
‫از وقتی رکس مرده، در شرایط خیلی
‫بدی هستم، ولی این بهونه نیست

649
00:40:15,012 --> 00:40:18,289
‫من خیلی، خیلی، متأسفم

650
00:40:19,283 --> 00:40:21,160
‫احتیاجی به عذرخواهی نیست

651
00:40:21,185 --> 00:40:23,165
‫تو از خونواده ای

652
00:40:23,154 --> 00:40:26,033
‫همه شو بخشیدم

653
00:40:26,157 --> 00:40:28,034
‫واقعا؟

654
00:40:28,025 --> 00:40:31,063
‫برای همه مون زمان سختیه

655
00:40:31,295 --> 00:40:35,072
‫من کاملا درک میکنم، حالا برو

656
00:40:35,065 --> 00:40:40,014
‫تو که نمیخوای دیر به جلسه ت
‫درمورد وصیت نامه رکس برسی

657
00:41:02,193 --> 00:41:04,104
‫بفرمایید، جو فلانری هستم

658
00:41:04,128 --> 00:41:06,165
‫سلام

659
00:41:06,163 --> 00:41:09,235
‫میتونم با کسی درمورد
‫حق بیمه درگذشت

660
00:41:09,266 --> 00:41:12,145
‫برای رکس وندیکمپ...
‫صحبت کنم، لطفا؟

661
00:41:12,136 --> 00:41:14,116
‫من مادرش هستم

662
00:41:14,104 --> 00:41:18,052
‫بله، ما چندین بار با
‫همسرشون صحبت کردیم

663
00:41:18,042 --> 00:41:21,023
‫داریم تا اونجایی که
‫میتونیم سریع پیش میریم

664
00:41:21,145 --> 00:41:25,184
‫شما اطلاع داشتین که
‫عروسم یه دوست پسر داره؟

665
00:41:27,284 --> 00:41:30,197
‫دارم گوش میکنم

666
00:41:31,288 --> 00:41:33,268
‫کنترل کردن

667
00:41:33,290 --> 00:41:38,137
‫<font color=#FF۸۰۰۰>یک تاکتیک فوق العاده
‫برای در دست گرفتن مردمه</font>

668
00:41:40,231 --> 00:41:45,146
‫<font color=#FF۸۰۰۰>بعضیها برای کنترل کردن
‫دست به دامن تقلب میشن</font>

669
00:41:45,202 --> 00:41:50,151
‫<font color=#FF۸۰۰۰>...زمانی که دیگران آشکارا
‫دست به نیرنگ میزنن</font>

670
00:41:50,207 --> 00:41:54,280
‫<font color=#FF۸۰۰۰>کسانی هم هستند که
‫متوسل به اخاذی میشن</font>

671
00:41:56,046 --> 00:42:00,085
‫<font color=#FF۸۰۰۰>چرا برای کنترل کردن
‫اینقدر سخت میجنگیم؟</font>

672
00:42:00,117 --> 00:42:03,030
‫<font color=#FF۸۰۰۰>چون میدونیم که از
‫دست دادن کنترل</font>

673
00:42:03,020 --> 00:42:07,025
‫برابر با گذاشتن...
‫سرنوشتمون در دست دیگرانه

674
00:42:10,027 --> 00:42:14,066
‫و چه چیزی میتونه
‫خطرناکتر از این باشه؟

