1
00:00:01,761 --> 00:00:03,071
‫<font color=#FF۸۰۰۰>آنچه گذشت</font>

2
00:00:03,100 --> 00:00:05,119
‫بچه ها و توله سگ رو
‫برداشت و رفت

3
00:00:05,146 --> 00:00:08,224
‫ـ   برداشت و رفت؟ چرا؟
‫ـ   اون تو رو تا آتلانتیک سیتی تعقیب کرد

4
00:00:08,214 --> 00:00:10,509
‫ـ   درمورد اون یکی زنت میدونه
‫<font color=#FF۸۰۰۰>چیزهایی از مقطع بد</font>

5
00:00:10,540 --> 00:00:14,712
‫ـ   دستاتو جایی بزار که بتونم ببینم
‫<font color=#FF۸۰۰۰>... به بدتر منتهی شد</font>

6
00:00:14,700 --> 00:00:16,703
‫پسر، کارش حرف نداره

7
00:00:16,736 --> 00:00:18,717
‫تلقیح موفقیت آمیز بوده

8
00:00:18,706 --> 00:00:21,483
‫ـ   اوه، خدای من
‫<font color=#FF۸۰۰۰>و حتی خبرهای خوب</font>

9
00:00:21,510 --> 00:00:23,615
‫اون ارجحیت داره
‫اون مادر بچهء منه

10
00:00:23,645 --> 00:00:26,627
‫<font color=#FF۸۰۰۰>...با یه شعار اومدند
‫</font>ـ   برای موندن پیش من فکراتو کردی؟

11
00:00:26,616 --> 00:00:28,493
‫فکر کنم مجبورم ردش کنم

12
00:00:28,485 --> 00:00:29,727
‫من قویتر از اونی هستم
‫که مردم فکر میکنن

13
00:00:29,721 --> 00:00:32,565
‫<font color=#FF۸۰۰۰>ولی گاهی اوقات به محض اینکه
‫حقیقت رو قبول کردین</font>

14
00:00:32,592 --> 00:00:35,540
‫<font color=#FF۸۰۰۰>...کشف میکنین که قادر</font>

15
00:00:35,529 --> 00:00:37,702
‫ـ   بیا از اینجا بریم
‫<font color=#FF۸۰۰۰>... به انجام</font>

16
00:00:37,731 --> 00:00:40,713
‫مایلم از لحاظ روانپزشکی معاینه بشم

17
00:00:40,735 --> 00:00:43,545
‫در معرض فروپاشی روانی هستم

18
00:00:43,538 --> 00:00:46,520
‫<font color=#FF۸۰۰۰>...هرکاری هستین</font>

19
00:00:47,511 --> 00:00:50,493
‫<font color=#FF۸۰۰۰>توی هر محله، این یک حقیقته</font>

20
00:00:50,515 --> 00:00:53,655
‫مردم میان، و مردم میرن

21
00:00:53,684 --> 00:01:00,604
‫<font color=#FF۸۰۰۰>اگرچه تعداد قلیلی از اونا ساعت
‫دو صبح جمع میکنن و میرن</font>

22
00:01:00,627 --> 00:01:05,771
‫<font color=#FF۸۰۰۰>ولی این اولین باری نبود که بتی اپل
‫وایت سعی داشت در نیمه شب راه بیافته</font>

23
00:01:05,766 --> 00:01:08,748
‫<font color=#FF۸۰۰۰>یکبار دیگه هم این اتفاق افتاده بود</font>

24
00:01:08,770 --> 00:01:11,615
‫<font color=#FF۸۰۰۰>در شیکاگو</font>

25
00:01:11,607 --> 00:01:15,579
‫<font color=#FF۸۰۰۰>همون شبی که یکی از پسراش سعی
‫کرد با دوست دخترش بهم بزنه</font>

26
00:01:17,615 --> 00:01:21,759
‫<font color=#FF۸۰۰۰>یک زن جوان به اسم ملانی فاستر</font>

27
00:01:21,755 --> 00:01:25,601
‫شوخی میکنی؟ تو نمیتونی منو قال
‫بزاری. من نمیتونم قال گذاشته بشم

28
00:01:25,625 --> 00:01:27,698
‫اگه قراره کسی قال
‫گذاشته بشه. تویی

29
00:01:27,729 --> 00:01:29,675
‫هرچقدر میخوای
‫زور بزن، باشه؟

30
00:01:29,665 --> 00:01:31,702
‫من دیگه نمیخوام

31
00:01:31,733 --> 00:01:36,480
‫باشه. متیو، شاید گاهی اوقات
‫من یه آدم عوضی هستم

32
00:01:36,507 --> 00:01:39,716
‫ولی قرار گذاشتن با شخصی
‫مثل من مزایایی هم داره

33
00:01:39,710 --> 00:01:42,521
‫و میدونم که میدونی دارم
‫درمورد چی حرف میزنم

34
00:01:42,547 --> 00:01:46,792
‫ملانی، مادرم توی اون
‫اتاقه، زده به سرت؟

35
00:01:47,654 --> 00:01:51,727
‫واضحه که، نمیتونیم اینجا
‫یک بحث جدی داشته باشیم

36
00:01:51,725 --> 00:01:53,707
‫ساعت ۹ توی
‫انبار الوار منتظرتم

37
00:01:53,729 --> 00:01:56,540
‫ـ   ملانی، دیگه تمومه
‫ـ   ها؟

38
00:01:56,566 --> 00:01:59,548
‫خب، حتی دلایل زیادی
‫برای اومدن داری

39
00:01:59,537 --> 00:02:03,576
‫هیچکس نمیتونه بهتر
‫از من خداحافظی کنه

40
00:02:26,771 --> 00:02:30,778
‫خب، درست به موقع

41
00:02:31,543 --> 00:02:34,718
‫کالب؟ تو اینجا چیکار میکنی؟
‫متیو کجاست؟

42
00:02:34,748 --> 00:02:38,562
‫من زودتر رسیدم
‫من یه راه میانبر بلدم

43
00:02:38,587 --> 00:02:40,658
‫متیو میدونه که تو اینجایی؟

44
00:02:40,656 --> 00:02:42,728
‫نه

45
00:02:43,593 --> 00:02:45,665
‫اون نمیخواد که من با تو باشم

46
00:02:45,696 --> 00:02:48,576
‫این چه ربطی به تو داره؟

47
00:02:48,600 --> 00:02:51,673
‫ببین، من فکر کردم

48
00:02:51,671 --> 00:02:54,675
‫شاید حالا من بتونم...
‫دوست پسر تو باشم

49
00:02:54,707 --> 00:02:56,780
‫چی؟

50
00:02:57,778 --> 00:02:59,555
‫دوستت دارم

51
00:02:59,581 --> 00:03:03,552
‫اوه، خدا. خواهش میکنم بگو
‫یکی تو رو فرستاده. نه؟

52
00:03:03,585 --> 00:03:09,799
‫چون اگه جدی میگی
‫خیلی رقت انگیزه

53
00:03:09,827 --> 00:03:13,674
‫نه! داری چه غلطی میکنی؟

54
00:03:14,700 --> 00:03:18,581
‫ولم کن، عوضی

55
00:03:30,554 --> 00:03:33,593
‫ملانی؟

56
00:04:03,696 --> 00:04:07,544
‫<font color=#FF۸۰۰۰>بله، یک سال میگذره</font>

57
00:04:07,535 --> 00:04:10,517
‫<font color=#FF۸۰۰۰>از وقتی که اونا
‫شیکاگو رو ترک کردند</font>

58
00:04:10,539 --> 00:04:14,682
‫<font color=#FF۸۰۰۰>و بتی فکر میکرد که میتونه یک
‫بار دیگه هم نیمه شب فرار کنه</font>

59
00:04:14,677 --> 00:04:19,650
‫وقتی بریم، متیو چطوری
‫پیدامون میکنه؟

60
00:04:19,683 --> 00:04:23,656
‫کالب، فکر میکنم، از
‫حالا، فقط منم و تو

61
00:04:27,593 --> 00:04:30,575
‫ایست، دستا بالا

62
00:04:30,598 --> 00:04:37,540
‫<font color=#FF۸۰۰۰>ولی خیلی زود فهمید، که فرار کردن از
‫حومهء شهر به این راحتیها هم نیست</font>

63
00:04:37,574 --> 00:04:42,752
‫<font color=#FF۸۰۰۰>چون، در حومهء شهر، به محض
‫اینکه همسایه ای بشنوه دارین میرین</font>

64
00:04:42,747 --> 00:04:46,720
‫<font color=#FF۸۰۰۰>همه شون اصرار دارن بیان</font>

65
00:04:46,752 --> 00:04:50,565
‫<font color=#FF۸۰۰۰>تا خداحافظی کنن</font>

66
00:05:37,751 --> 00:05:42,599
‫<font color=#FF۸۰۰۰>همه توی زندگیشون باید
‫جاده ای رو در پیش بگیرند</font>

67
00:05:42,624 --> 00:05:47,802
‫<font color=#FF۸۰۰۰>و برای معدودی خاص، اون
‫جاده به ویستیریالن ختم میشه</font>

68
00:05:47,796 --> 00:05:52,646
‫<font color=#FF۸۰۰۰>همه شون دقیقا از یه جاده اومدند</font>

69
00:05:52,804 --> 00:05:57,584
‫<font color=#FF۸۰۰۰>با کامیونهای پرشون</font>

70
00:05:57,577 --> 00:06:03,551
‫<font color=#FF۸۰۰۰>با لوازم گرون قیمت و
‫رویاهای معمولیشون</font>

71
00:06:04,853 --> 00:06:09,804
‫<font color=#FF۸۰۰۰>اولین روزی که هرکدومشونو
‫دیدم رو یادمه</font>

72
00:06:09,793 --> 00:06:14,641
‫<font color=#FF۸۰۰۰>با سوزان مایر همون روزی
‫که به ویستیریالن اومد آشنا شدم</font>

73
00:06:14,632 --> 00:06:17,614
‫خیلی خب، استراحت کافیه

74
00:06:17,636 --> 00:06:22,677
‫<font color=#FF۸۰۰۰>اون بنظر بسیار دلگرم بود
‫دست خودم نبود ولی میترسیدم</font>

75
00:06:24,811 --> 00:06:26,850
‫اوه، نه! اوه! اوه

76
00:06:26,882 --> 00:06:30,591
‫<font color=#FF۸۰۰۰>اون حس خیلی زود برطرف شد</font>

77
00:06:30,585 --> 00:06:32,725
‫اوه، کمک

78
00:06:32,755 --> 00:06:34,736
‫کسی صدامو میشنوه؟

79
00:06:34,758 --> 00:06:37,864
‫جولی، میخوام سعی
‫کنی درب رو باز کنی

80
00:06:37,861 --> 00:06:39,842
‫اوه، دارم چی میگم؟
‫اون ۲ سالشه

81
00:06:39,865 --> 00:06:46,579
‫خیلی خب، میخوام اول خودتو باز
‫کنی و سعی کنی یه همسایه پیدا کنی

82
00:06:46,606 --> 00:06:47,847
‫ولی از خیابون رد نشو

83
00:06:47,842 --> 00:06:52,623
‫فقط به همسایه بگو که مامانی
‫توی یه ماشین گنده گیر کرده

84
00:06:52,649 --> 00:06:56,791
‫اوه، بله! اوه، خدای من
‫من یه بچهء نابغه دارم

85
00:06:56,786 --> 00:06:59,563
‫ـ   اوه، سلام
‫ـ   سلام

86
00:06:59,590 --> 00:07:01,798
‫من یه بچهء معمولی دارم

87
00:07:01,793 --> 00:07:04,604
‫من مری آلیس هستم
‫اونسمت خیابون زندگی میکنم

88
00:07:04,630 --> 00:07:06,701
‫سوزان مایر. خیلی ممنون

89
00:07:06,733 --> 00:07:11,774
‫اگه شوهرم منو بیرون میاورد، حالا
‫حالا ها باید غرغراشو گوش میکردم

90
00:07:11,805 --> 00:07:13,581
‫اون فکر میکنه من
‫دست و پا چلفتی ام

91
00:07:13,608 --> 00:07:17,819
‫اوه، خواهش میکنم. همسایه برای همین
‫چیزاست. خب، به ویستیریالن خوش اومدی

92
00:07:17,813 --> 00:07:21,854
‫وقتی کارتو تموم کردی، چرا برای
‫یه فنجون قهوه نمیای پیش من؟

93
00:07:23,855 --> 00:07:29,739
‫من یه همسایه دارم که ازم
‫میخواد باهم قهوه بخوریم

94
00:07:29,864 --> 00:07:32,605
‫عذرمیخوام. حتما
‫فکر میکنی من خلم

95
00:07:32,632 --> 00:07:35,808
‫نه! نه، فکر میکنم جذابی

96
00:07:35,804 --> 00:07:38,580
‫و بنظرم بچه ت نابغه ست

97
00:07:38,607 --> 00:07:42,819
‫اوه، همینطوره، و قراره
‫اینجا خیلی خوشحال باشیم

98
00:07:42,846 --> 00:07:46,886
‫خونهء جدیدت رو نگاه کن

99
00:07:49,722 --> 00:07:52,704
‫نمیخوای منو بکوبی
‫توی دیوار، مگه نه؟

100
00:07:52,692 --> 00:07:57,836
‫معلومه که نه، ولی وقتی برای اولین
‫بار ببینیش، میخوام کاملا متأثر بشی

101
00:08:00,903 --> 00:08:03,885
‫باشه، میدونی
‫یخورده زیادی تنگه

102
00:08:03,873 --> 00:08:07,788
‫ولی نمیتونیم که تا ابد توی خونهء بیری
‫بمونیم. بالاخره که از اون چشمه برمیگرده

103
00:08:07,812 --> 00:08:09,792
‫تازه، خیلی هم خوشه

104
00:08:09,780 --> 00:08:12,762
‫آخه چرا با من اینکارو میکنی؟
‫نمره های خوب میگیرم، معتاد نمیشم

105
00:08:12,751 --> 00:08:14,731
‫هیچوقت هم حامله نمیام خونه

106
00:08:14,753 --> 00:08:19,637
‫عزیزم، من دارم به سختی سعی
‫میکنم روی پای خودم وایسم

107
00:08:19,627 --> 00:08:24,840
‫دارم روی ۶ تا کتاب کار میکنم، دارم سعی
‫میکنم هرچه زودتر این خونه ساخته بشه

108
00:08:24,868 --> 00:08:27,712
‫ولی میدونی که بدون حمایت
‫تو نمیتونم اینکارو بکنم

109
00:08:27,737 --> 00:08:30,685
‫و میخوام تو به
‫من افتخار کنی

110
00:08:33,645 --> 00:08:36,855
‫باشه. بریم توشو نگاه کنیم

111
00:08:36,883 --> 00:08:39,763
‫اوه! دختر خودمی

112
00:08:39,787 --> 00:08:42,859
‫پس چیزی هست که
‫باید برای من آماده بشه؟

113
00:08:42,857 --> 00:08:44,804
‫نه، نه. همه چیز خوبه

114
00:08:44,826 --> 00:08:52,645
‫ولی باید بدونی که تخت میز
‫ناهارخوریه و توالت توی حمومه

115
00:08:53,638 --> 00:08:54,707
‫عزیزم، ببین

116
00:08:54,705 --> 00:08:57,687
‫برای درس گلف فردامون
‫لباسهای شبیه هم خریدم

117
00:08:57,675 --> 00:08:58,780
‫آره، در اونمورد، نمیتونم برم

118
00:08:58,777 --> 00:09:00,757
‫باید آشغالهارو از توی
‫بزرگراه جمع کنم

119
00:09:00,779 --> 00:09:02,760
‫ـ   بخشید؟ . .. ـ   باید
‫خدمات شهریمو انجام بدم

120
00:09:02,749 --> 00:09:05,697
‫قسمتی از عفو مشروط مه، یادته؟

121
00:09:05,720 --> 00:09:09,863
‫اوه، باشه. خب، زنگ میزنم
‫باشگاه، درسمونو کنسل میکنم

122
00:09:09,892 --> 00:09:12,840
‫نه، اونا پولشونو گرفتن
‫بهتره بدون من بری

123
00:09:12,862 --> 00:09:15,844
‫نمیخوام تنهایی برم
‫اصلا این نظر خودت بود

124
00:09:15,833 --> 00:09:19,783
‫منم دوست دارم اونجا باشم، اگه مجبور
‫نبودم از توی جوب لجن و کثافت جمع کنم

125
00:09:19,805 --> 00:09:22,616
‫حالا مگه چیه؟ .. خودت برو

126
00:09:22,643 --> 00:09:24,884
‫باشه. اگه تو همچین حسی داری

127
00:09:24,878 --> 00:09:28,725
‫هی، عذر میخوام، باشه؟
‫فقط امروز یکم تحت فشارم

128
00:09:28,750 --> 00:09:33,791
‫اوه، تو هم اون عوضی رو دیدی
‫تمام روز داره همینطور زاغ میزنه

129
00:09:38,728 --> 00:09:40,675
‫رالف کم مشکل داره. خب؟

130
00:09:40,698 --> 00:09:43,770
‫نمیتونم یه باغبونی بگیریم که سعی نداشته
‫باشه توی خونهء من با کسی بخوابه؟

131
00:09:43,801 --> 00:09:49,617
‫ساعتی ۶ دلار بهش میدی
‫موضوع سر قیمته، عزیزم

132
00:09:53,883 --> 00:09:56,830
‫سوزان، تو با لینت
‫صحبت نکردی؟

133
00:09:56,819 --> 00:10:00,666
‫آم، نه. شمارشو نگرفتی؟

134
00:10:00,691 --> 00:10:02,672
‫برنمیداره. نمیدونی کجاست؟

135
00:10:02,660 --> 00:10:04,765
‫آه ... نه. متأسفم

136
00:10:04,796 --> 00:10:07,710
‫سوزان، فکر میکنم میدونی

137
00:10:07,700 --> 00:10:10,682
‫واقعا نمیدونم، تام

138
00:10:10,670 --> 00:10:11,775
‫همه چیز روبه راهه؟

139
00:10:11,806 --> 00:10:14,720
‫آره. آره، فقط یه دعوا داشتیم

140
00:10:14,743 --> 00:10:18,714
‫گوش کن، اگه باهاش حرف زدی
‫میشه بگی به من زنگ بزنه؟

141
00:10:18,847 --> 00:10:21,795
‫ممنون

142
00:10:29,828 --> 00:10:31,900
‫بله؟

143
00:10:31,897 --> 00:10:34,708
‫اون اینجا بود

144
00:10:34,735 --> 00:10:37,774
‫فکر میکنم باید
‫باهاش تماس بگیری

145
00:10:37,772 --> 00:10:38,910
‫نمیتونم

146
00:10:38,906 --> 00:10:40,887
‫نمیتونم. متأسفم. نمیتونم

147
00:10:40,909 --> 00:10:43,686
‫ـ   مامان
‫ـ   بله، صبرکن

148
00:10:43,712 --> 00:10:46,659
‫بعدا باهات تماس میگیرم
‫باشه. خداحافظ

149
00:10:46,683 --> 00:10:48,858
‫ـ   بله. . ـ   بابایی کی میاد؟

150
00:10:48,854 --> 00:10:50,800
‫میخوام شیرجمو نشونش بدم

151
00:10:50,789 --> 00:10:54,761
‫اون نمیاد، عزیزم

152
00:10:55,728 --> 00:10:58,801
‫ولی میتونی به من نشون بدی

153
00:11:07,710 --> 00:11:09,782
‫باید با نوح صحبت کنی

154
00:11:09,813 --> 00:11:11,760
‫ـ   ولی من ازش میترسم
‫ـ   که چی؟

155
00:11:11,749 --> 00:11:14,924
‫پای زندگی من در میونه
‫من یه وکیل تمام وقت نیاز دارم

156
00:11:14,953 --> 00:11:17,730
‫دیگه از کجا میتونیم
‫همچین پولی گیر بیاریم؟

157
00:11:17,724 --> 00:11:19,795
‫نوح اگه بدونه برای شماست
‫یه قرون هم نمیده

158
00:11:19,793 --> 00:11:22,775
‫ـ   اون از شما متنفره
‫ـ   بهش بگو برای توئه

159
00:11:22,763 --> 00:11:23,902
‫بهش بگو یه ماشین میخوای

160
00:11:23,932 --> 00:11:25,879
‫بگو حاضری عشقتو بخره

161
00:11:25,902 --> 00:11:29,816
‫به من اعتماد کن. آدمای توی
‫بستر مرگ خیلی احساساتی اند

162
00:11:29,806 --> 00:11:31,912
‫اصلا، چرا اینقدر
‫به پول نیاز داری؟

163
00:11:31,942 --> 00:11:34,924
‫فکر میکردم فقط آدمای گناهکار
‫وکیلهای گرون قیمت نیاز دارن

164
00:11:34,946 --> 00:11:37,791
‫ظاهرا فیلیسیا ماهاست
‫اینو برنامه ریزی کرده

165
00:11:37,783 --> 00:11:40,765
‫کسی چه میدونه دیگه قصد داره
‫چه مدرک دیگه ای درست کنه؟

166
00:11:40,754 --> 00:11:43,759
‫با شانسی که من دارم، اونا
‫دوباره مارتا هوبر رو باز میکنن

167
00:11:43,791 --> 00:11:46,773
‫سعی میکنن منو با
‫دی ان آ دستگیر کنن

168
00:11:46,928 --> 00:11:49,910
‫شما که قسم خوردین توی
‫اون جریان هیچ دخالتی نداشتی

169
00:11:49,898 --> 00:11:54,713
‫نداشتم. ببین، چرا
‫داریم بحث میکنیم؟

170
00:11:54,739 --> 00:11:58,812
‫من پدر تو هستم
‫کاریو که بهت میگم بکن

171
00:11:58,876 --> 00:12:02,825
‫تو پدر واقعی من نیستی

172
00:12:03,683 --> 00:12:04,957
‫تو یه نمک به حروم

173
00:12:04,984 --> 00:12:09,765
‫من تو رو از یه معتاد بدبخت نجات دادم
‫یه جای زندگی دادم، یه زندگی ارزشمند

174
00:12:09,758 --> 00:12:14,903
‫و حالا داری مجبورم میکنی بخاطر
‫یه لطف کوچیک التماس کنم؟

175
00:12:14,898 --> 00:12:17,742
‫من پول نیاز دارم، زک

176
00:12:17,769 --> 00:12:22,719
‫اگه بخاطر من اینکارو نمیکنی
‫حداقل بخاطر مادرت اینکارو بکن

177
00:12:23,842 --> 00:12:27,814
‫گذشته از همه چیز، اون خودشو
‫بخاطر محافظت از تو کشت

178
00:12:38,762 --> 00:12:41,743
‫(دوازده سال قبل)

179
00:12:41,732 --> 00:12:45,875
‫<font color=#FF۸۰۰۰>با بیری وندیکمپ همون روزی
‫که به ویستیریالن اومد آشنا شدم</font>

180
00:12:45,904 --> 00:12:48,749
‫<font color=#FF۸۰۰۰>مردمانی هستند که وقتی
‫باهاشون آشنا میشین</font>

181
00:12:48,774 --> 00:12:52,746
‫<font color=#FF۸۰۰۰>دست خودتون نیست، ولی
‫یه برداشت نخستین میکنین</font>

182
00:12:52,779 --> 00:12:54,953
‫سلام، من بیری وندیکمپ
‫هستم، همسایهء جدیدتون

183
00:12:54,983 --> 00:12:56,791
‫این قورباغهء شماست؟

184
00:12:56,784 --> 00:12:58,891
‫<font color=#FF۸۰۰۰>بیری از اون نوع آدما نبود</font>

185
00:12:58,922 --> 00:13:00,730
‫بله. چرا؟

186
00:13:00,722 --> 00:13:04,797
‫خب، مثل اینکه پسرم از
‫توی حیاط شما دزدیده تش

187
00:13:04,829 --> 00:13:06,810
‫اوه، خب، مهم نیست

188
00:13:06,832 --> 00:13:08,937
‫اگه خیلی ازش خوشش
‫میاد، میتونه نگهش داره

189
00:13:08,934 --> 00:13:10,744
‫خب، این حرفو بهش نزنین

190
00:13:10,736 --> 00:13:13,717
‫اگه احساس گناه نکنه، هرگز
‫شرمساری رو یاد نمیگره

191
00:13:13,739 --> 00:13:17,951
‫ـ   هی. چی شده؟
‫ـ   اوه، آم، این همسایهء جدیدمونه

192
00:13:17,979 --> 00:13:20,960
‫مثل اینکه پسرش تصادفا قورباغهء
‫باغچهء منو برداشته

193
00:13:22,075 --> 00:13:25,757
‫لطفا براش بهونه درست نکنین
‫پدرش هم دقیقا همینکارو میکنه

194
00:13:25,747 --> 00:13:28,487
‫رکس

195
00:13:30,518 --> 00:13:33,257
‫ـ   این شوهرم، رکس
‫ـ   سلام

196
00:13:33,279 --> 00:13:36,168
‫ما عجیب غریب نیستیم
‫فقط بنظر میرسه هستیم

197
00:13:36,166 --> 00:13:38,915
‫و اینم پسرمه

198
00:13:38,943 --> 00:13:41,019
‫تبهکار

199
00:13:41,117 --> 00:13:43,193
‫بالا

200
00:13:43,224 --> 00:13:46,179
‫عذر میخوام که از شما دزدی کردم

201
00:13:46,168 --> 00:13:49,956
‫فقط میخوام بدونین که مادرم از
‫اشتباهات اصلاحات رو به من یاد داده

202
00:13:49,950 --> 00:13:56,145
‫پس اعمال من نباید به هیچ عنوان، نظرتون رو
‫بر عدم شایستگی اون بعنوان مادر ترغیب کنه

203
00:13:59,084 --> 00:14:04,012
‫چیزی هست که دوست دارین به پسر
‫من بگین؟ میتونین برخورد هم بکنین

204
00:14:04,202 --> 00:14:08,184
‫آم، نه. من ... راحتم

205
00:14:08,184 --> 00:14:12,166
‫خب، حالا که این ناخوش
‫آیندیهارو به اتمام رسوندیم

206
00:14:12,199 --> 00:14:15,050
‫میخوام بهتون اطمینان بدم
‫که همسایه های خوبی میشیم

207
00:14:15,076 --> 00:14:18,065
‫و در گذشت زمان امیدوارم
‫دوستهای عالی ای بشیم

208
00:14:18,054 --> 00:14:21,237
‫خیلی خوبه

209
00:14:23,240 --> 00:14:25,225
‫اوه، صبرکن، عذرمیخوام

210
00:14:25,213 --> 00:14:29,104
‫این رکس بود، اندرو، و
‫اسم شما چی بود؟

211
00:14:29,128 --> 00:14:32,173
‫بیری؟

212
00:14:32,171 --> 00:14:33,279
‫چیه؟

213
00:14:33,310 --> 00:14:35,158
‫تو بیری وندیکمپ
‫هستی، درسته؟

214
00:14:35,149 --> 00:14:36,223
‫من شمارو میشناسم؟

215
00:14:36,254 --> 00:14:40,337
‫اورسون هادج
‫آه، دوست دندونپزشک سوزان

216
00:14:40,335 --> 00:14:43,290
‫بعد از اینکه خونهء اون
‫آتیش گرفت با هم آشنا شدیم

217
00:14:43,279 --> 00:14:45,357
‫خیلی عذر میخوام
‫شمارو بجا نیاوردم

218
00:14:46,090 --> 00:14:47,232
‫دنیای کوچیکه، ها؟

219
00:14:47,262 --> 00:14:50,251
‫بله، آه، بطور باور نکردنی

220
00:14:51,343 --> 00:14:54,128
‫شما اینجا چیکار میکنین؟

221
00:14:54,121 --> 00:14:57,338
‫خب، هفته ای سه چهار
‫بار میام ملاقات دوستم

222
00:14:59,139 --> 00:15:01,386
‫تو چطور؟

223
00:15:01,381 --> 00:15:06,400
‫اوه، فقط فکر کردم برای یه استراحت
‫طولانی جای دوست داشتنی ایه

224
00:15:06,399 --> 00:15:11,329
‫گوش کن. من به دوستام گفتم
‫که توی چشمه آب معدنی هستم

225
00:15:11,318 --> 00:15:12,389
‫پس اگه یه وقت به سوزان
‫برخوردی، من

226
00:15:12,421 --> 00:15:14,236
‫راز تو در امانه

227
00:15:14,262 --> 00:15:18,220
‫و واقعاً، من مثل این آدما نیستم

228
00:15:18,209 --> 00:15:20,456
‫اوه، میدونم

229
00:15:20,451 --> 00:15:22,437
‫همیشه یک خانم واقعی
‫خودش پیش قدم میشه

230
00:15:22,425 --> 00:15:26,247
‫خب، خیلی ... لطف داری

231
00:15:26,272 --> 00:15:31,235
‫از استراحتت لذت ببر
‫بیری وندیکمپ

232
00:15:36,377 --> 00:15:39,457
‫برای تو هم همین حس رو دارم

233
00:15:39,455 --> 00:15:42,273
‫سعی میکنی دوستات رو متقاعد
‫کنی که هنوز طبیعی هستی

234
00:15:42,266 --> 00:15:44,410
‫و توسط یه مشت آدم
‫فرومایه محاصره شدی

235
00:15:44,439 --> 00:15:48,261
‫ـ   تو هم همینطور؟
‫ـ   اوه، خواهش میکنم

236
00:15:48,253 --> 00:15:51,402
‫دکتر داره زورشو میزنه تا منو
‫مثل یه بیمار کاملا روانی بکنه

237
00:15:51,432 --> 00:15:55,550
‫درواقع، من فکر میکنم اون
‫خودش روانی تر از بیماراشه

238
00:15:57,554 --> 00:16:00,544
‫تو اون زنی که روی صندلی
‫چرخدار نشسته رو میشناسی؟

239
00:16:00,566 --> 00:16:03,578
‫ـ   جریانش چیه؟
‫ـ   آره، اون دیوانه ست

240
00:16:03,577 --> 00:16:05,563
‫از وقتی اومده اینجا یک
‫کلمه هم حرف نزده

241
00:16:05,585 --> 00:16:09,440
‫فقط تمام روز همونجا میشینه و منتظر
‫دوست تو میمونه تا به ملاقاتش بیاد

242
00:16:09,431 --> 00:16:14,394
‫اون ساعتها باهاش حرف میزنه، ولی
‫فکر کنم حتی اون صداشو هم نمیشنوه

243
00:16:24,422 --> 00:16:26,372
‫اوه، سلام

244
00:16:26,361 --> 00:16:29,408
‫گفتی بعضی وقتها
‫با هم قهوه بخوریم

245
00:16:29,406 --> 00:16:31,357
‫من قهوه گرفتم

246
00:16:31,380 --> 00:16:34,370
‫باورم نمیشه منو درحال
‫مورچه کشتن گرفتی

247
00:16:34,392 --> 00:16:38,441
‫ـ   احتمالا شبیه آشغال جمع کنها شدم
‫ـ   راستش، یجورایی هم سکسی شدی

248
00:16:38,473 --> 00:16:39,615
‫حتما شوخیت گرفته

249
00:16:39,611 --> 00:16:43,568
‫نه. اونطوری که تو مدیریت
‫میکنی. متأثر کننده ست

250
00:16:43,591 --> 00:16:45,670
‫اونا فقط مورچه اند
‫اونا خیلی کوچیکن

251
00:16:45,667 --> 00:16:47,651
‫البته، منو از پا در میارن

252
00:16:47,673 --> 00:16:51,632
‫نه، تو گفتی خودت میخوای کاراتو
‫انجام بدی، و این کارو عملی کردی

253
00:16:51,622 --> 00:16:55,638
‫ـ   این خودش خیلی خوبه
‫ـ   مرسی

254
00:16:55,670 --> 00:17:00,496
‫حتی اگه به معنی این باشه که توی
‫حال و هوای برقراری ارتباط نباشی

255
00:17:00,488 --> 00:17:02,667
‫اوه. من گفتم؟

256
00:17:02,696 --> 00:17:05,583
‫تاکید هم کردی

257
00:17:05,607 --> 00:17:09,690
‫خب، بعضی وقتا یه چیزایی
‫میگم که منظوری ندارم

258
00:17:09,721 --> 00:17:14,617
‫میندازمش گردن سم مورچه

259
00:17:14,608 --> 00:17:18,725
‫ـ   این دیگه چیه؟
‫ـ   کارل، چی میخوای؟

260
00:17:18,722 --> 00:17:21,574
‫خب، باورم نمیشه دخترمون
‫رو مجبور میکنی

261
00:17:21,566 --> 00:17:24,715
‫تو یه خونهء سیار زندگی کنه. فکر
‫میکنم لازمه در اینمورد صحبت کنیم

262
00:17:24,745 --> 00:17:28,635
‫خیلی خب، این موقتیه، و اگه
‫اجازه بدی، دارم قهوه میخورم

263
00:17:28,625 --> 00:17:30,701
‫اوه، اشکالی نداره، سوزان

264
00:17:30,699 --> 00:17:33,654
‫هی، رفیق، عذرمیخوام
‫قصد نداشتم فراریت بدم

265
00:17:33,643 --> 00:17:36,564
‫ولی، این یه چیز خونوادگی

266
00:17:36,554 --> 00:17:38,630
‫نه، نه، درک میکنم

267
00:17:38,661 --> 00:17:40,670
‫خوبه

268
00:17:47,796 --> 00:17:50,785
‫بعدا بهت زنگ میزنم

269
00:17:56,829 --> 00:17:58,677
‫چرخش عالی ای داری

270
00:17:58,703 --> 00:18:00,849
‫فقط یکم کمک نیاز داری

271
00:18:00,845 --> 00:18:03,696
‫میدونی اونا چی میگن، برای خود
‫نمایی برو، شرطی بنداز توی سوراخ

272
00:18:03,722 --> 00:18:06,712
‫ـ   درست میگم؟
‫ـ   کاملا

273
00:18:06,734 --> 00:18:09,882
‫ـ   خیلی خب. اون بیرون میبینمت
‫ـ   باشه

274
00:18:09,878 --> 00:18:13,893
‫برام یه چیز قوی درست کن
‫با اون یارو ۹ تا بازی دیگه دارم

275
00:18:13,926 --> 00:18:18,786
‫جیم، حدود یک ساعت پیش بود که
‫کارکنان پاکسازی جوب در اینجا

276
00:18:18,777 --> 00:18:21,766
‫دیدند که یکی از اعضاشون
‫توسط ماشین کشته شد

277
00:18:21,788 --> 00:18:24,869
‫قربانی یک مرد اسپانیایی
‫حدود ۴۰ ساله بود

278
00:18:24,900 --> 00:18:27,684
‫که سالها از تاجرهای
‫مهم این منطقه بوده

279
00:18:27,711 --> 00:18:30,859
‫پلیس تا زمانی که نزدیک ترین خویشاوند
‫بتونه مستحضر بشه، نام رو اعلام نمیکنه

280
00:18:30,889 --> 00:18:34,871
‫البته ما شما رو ازآخرین
‫اطلاعات مطلع خواهیم کرد

281
00:18:36,744 --> 00:18:42,803
‫کرایگ سیومنا ، بصورت
‫زنده برای شما گزارش میکنه

282
00:18:51,933 --> 00:18:56,986
‫خانم سولیس! چرا خونه هستین؟

283
00:18:57,855 --> 00:19:00,810
‫ژائومی، کارلوس مرده

284
00:19:00,834 --> 00:19:02,077
‫نه، خواهش میکنم، اونو نکشین

285
00:19:02,071 --> 00:19:05,059
‫نه، تو متوجه نیستی
‫اون مرده

286
00:19:05,081 --> 00:19:10,067
‫یه تصادف بود
‫اون توی بزرگراه بود

287
00:19:10,100 --> 00:19:15,828
‫نه ... اون توی آشپزخونه

288
00:19:23,116 --> 00:19:26,869
‫ـ   سلام، عزیزم. چرا زود اومدی؟
‫ـ   اوه، عزیزم

289
00:19:26,896 --> 00:19:28,972
‫اوه، تو نمردی

290
00:19:29,004 --> 00:19:33,055
‫ـ   کی گفته من مردم؟
‫ـ   پلیس! اونا به من زنگ زدند

291
00:19:33,086 --> 00:19:35,973
‫ـ   داری درمورد چی حرف میزنی؟
‫ـ   اونا تمام جزئیات رو نمیدونستند

292
00:19:35,997 --> 00:19:40,982
‫ولی یه شاهد گفته تو رو دیده که رفتی
‫توی گذرگاه تا یه صندلی برداری

293
00:19:41,015 --> 00:19:44,005
‫و بعد یه اتوبوس جلوی
‫چشم همه تو رو زیر کرده

294
00:19:44,027 --> 00:19:48,179
‫ـ   چرا الان پیش کارکنان جاده نیستی؟
‫ـ   به رالف پول دادم جای من بره

295
00:19:49,981 --> 00:19:51,088
‫چی؟

296
00:19:51,119 --> 00:19:54,200
‫خب، کارلوس، اونا اسم تو رو داشتند

297
00:19:54,198 --> 00:19:57,119
‫اوه، نه، رالف بیچاره

298
00:19:57,109 --> 00:20:00,931
‫ـ   اوه ... چرا کمرت عرقیه؟

299
00:20:00,956 --> 00:20:05,074
‫ـ   داشتم روی تردمیل کار میکردم
‫ـ   پا برهنه؟

300
00:20:05,104 --> 00:20:10,067
‫محض رضای خدا، گبرییل
‫رالف مرده، و تو نگران پاهای منی؟

301
00:20:10,090 --> 00:20:14,105
‫منظورم اینه، هیچ معلومه تو چته؟

302
00:20:14,104 --> 00:20:17,093
‫ـ   ببخشید. ... ـ   خواهش میکنم

303
00:20:30,164 --> 00:20:32,149
‫اونکار باید برات خیلی
‫آرامش بخش باشه

304
00:20:32,171 --> 00:20:34,281
‫چرا همچین فکری میکنین؟

305
00:20:34,278 --> 00:20:39,241
‫چون سه جلسه ست این تنها کاریه که
‫میکنی. هنوز درمورد تو هیچی نمیدونم

306
00:20:39,264 --> 00:20:42,254
‫بجزء اینکه خوب میتونی
‫خطهای صاف بکشی

307
00:20:42,276 --> 00:20:46,166
‫بخاطر همین در مورد دوران
‫کودکیم سوالات مسخره میپرسین

308
00:20:46,189 --> 00:20:49,338
‫سعی دارین منو بشناسین؟ خب
‫یه راهنمایی: من دیوانه نیستم

309
00:20:49,335 --> 00:20:51,182
‫من فقط چندتا مورد کوچیک دارم

310
00:20:51,207 --> 00:20:54,356
‫و روان درمانی کاریه که برای فائق
‫اومدن شما با اون مشکلات انجام میدیم

311
00:20:54,353 --> 00:20:57,308
‫فکر میکنی چه نوع
‫تدبیری برات خوبه؟

312
00:20:57,297 --> 00:21:00,286
‫راستش، امیدوار بودم
‫با دارو منو مداوا کنین

313
00:21:00,308 --> 00:21:03,354
‫تو به داروهایی قویتر از چیزایی
‫که برات نسخه کردم نیاز نداری

314
00:21:03,353 --> 00:21:06,137
‫من خودم توی خونه آسپرین دارم

315
00:21:06,130 --> 00:21:11,286
‫اینجا نوشته که شوهر شما مرده
‫دوست پسری داشتی که خودشو کشته

316
00:21:11,315 --> 00:21:17,214
‫و از اعتیاد به الکل زجر میکشین
‫برای یک سال، آسیب روانی زیادیه

317
00:21:18,343 --> 00:21:21,422
‫بچه هات چی؟

318
00:21:21,453 --> 00:21:23,439
‫اوه، اونا خوبن

319
00:21:23,461 --> 00:21:29,450
‫اندرو توی اروپا سیاحت میکنه
‫و دنییل رفته به یه اردوی گروهی

320
00:21:29,483 --> 00:21:33,237
‫رابطهء تو با اونا چطوریه؟

321
00:21:34,300 --> 00:21:37,347
‫ـ   منظورتون چیه؟
‫ـ   بهشون نزدیکی؟

322
00:21:37,345 --> 00:21:43,438
‫چیزارو با تو در میون میزارن؟
‫درمورد اونا چه حسی داری؟

323
00:21:45,208 --> 00:21:47,353
‫میدونین، من برای این
‫مزخرفات واقعا وقت ندارم

324
00:21:47,382 --> 00:21:51,342
‫میخواین به من چندتا
‫داروی اساسی بدین یا نه؟

325
00:21:51,365 --> 00:21:52,438
‫ـ   نه. ـ   باشه

326
00:21:52,469 --> 00:21:54,283
‫پس منم برمیگردم به اتاقم

327
00:21:54,309 --> 00:21:56,556
‫میدونی، بیری، نمیتونم
‫مجبورت کنم با من راه بیای

328
00:21:56,551 --> 00:22:00,475
‫ولی میتونم تمرکز روی
‫مشکلاتت رو برات آسونتر کنم

329
00:22:00,497 --> 00:22:02,450
‫و چطور میخواین
‫اونکارو بکنین؟

330
00:22:02,439 --> 00:22:05,428
‫به نگهبان کشیک بیمارستان میگم
‫تمام چیزهای شخصیت رو مصادره کنه

331
00:22:05,417 --> 00:22:08,531
‫من داوطلبانه به اینجا اومدم

332
00:22:08,561 --> 00:22:13,319
‫وقتی اون برگه هارو امضاء کردی
‫مسئولیت بهتر زیستن تو بعهدهء من میشه

333
00:22:13,312 --> 00:22:15,319
‫و من از هر راهی که شده
‫به تو کمک خواهم کرد

334
00:22:15,353 --> 00:22:18,536
‫من به اونقدر کمک احتیاج ندارم
‫چون من مثل بقیهء بیمارات نیستم

335
00:22:18,531 --> 00:22:22,547
‫اوه، حتما هستی
‫فقط هنوز نمیدونی

336
00:22:33,587 --> 00:22:37,477
‫پسرتون به قتل اعتراف کرده
‫ما صداشو ضبط کردیم

337
00:22:37,501 --> 00:22:40,456
‫کاراگاه، عقل پسر من به
‫اندازهء یک بچه ست

338
00:22:40,446 --> 00:22:43,526
‫غرق کردن تایتانیک رو
‫هم اعتراف میکنه

339
00:22:44,662 --> 00:22:49,384
‫این نامه چندماه پیش به پلیس شیکاگو ارسال
‫شده بود، مبتنی بر اینکه شخصی که اونا

340
00:22:49,412 --> 00:22:52,595
‫برای قتل ملانی فاستر...
‫دستگیر کردند بیگناه بوده

341
00:22:52,624 --> 00:22:55,545
‫ـ   ما حس میکنیم که شما اینو نوشتین
‫ـ   واقعا؟

342
00:22:55,535 --> 00:22:58,615
‫نمیدونستم در محضر دادگاه
‫حس هم بعنوان مدرک معتبره

343
00:22:58,646 --> 00:23:01,658
‫نیست

344
00:23:04,501 --> 00:23:06,486
‫ولی این هست

345
00:23:06,508 --> 00:23:10,696
‫ما روی این ژاکت دی ان آ شخصی
‫که اینو به تن داشته رو پیدا کردیم

346
00:23:10,724 --> 00:23:14,706
‫حالا تنها چیزی که احتیاج
‫داریم یک نمونهء تطبیقی

347
00:23:14,706 --> 00:23:19,463
‫امکانش هست که شما
‫این ژاکت رو بشناسین؟

348
00:23:20,494 --> 00:23:22,741
‫این مال کالب نیست

349
00:23:23,640 --> 00:23:26,719
‫شما میتونین انکار کنین، ولی

350
00:23:26,750 --> 00:23:29,534
‫نه

351
00:23:29,527 --> 00:23:33,485
‫شما متوجه نیستین

352
00:23:33,709 --> 00:23:38,535
‫اون ژاکت متعلق
‫به اون یکی پسرمه

353
00:24:02,650 --> 00:24:05,639
‫و یهو به من حمله کرد

354
00:24:05,628 --> 00:24:09,882
‫بردارم هیچوقت وحشی نبوده
‫مطمئنم که قصد نداشته به توآسیبی بزنه

355
00:24:09,910 --> 00:24:12,831
‫خب، حالا که زده

356
00:24:14,728 --> 00:24:17,809
‫بزار تا خونه برسونمت

357
00:24:21,821 --> 00:24:24,810
‫این برای من ضربهء خیلی سختیه

358
00:24:24,798 --> 00:24:27,685
‫باید چند روز دیگه بیای
‫تا بتونیم باهم حرف بزنیم

359
00:24:27,709 --> 00:24:31,931
‫ملانی، ما باهم بهم زدیم. وظیفهء
‫من نیست که دستتو بگیرم

360
00:24:34,769 --> 00:24:37,848
‫خب، شاید الان نباید برم خونه

361
00:24:38,850 --> 00:24:42,741
‫ـ   شاید باید اول برم پیش پلیس
‫ـ   پلیس؟

362
00:24:42,765 --> 00:24:44,876
‫به من حمله شده

363
00:24:44,907 --> 00:24:47,758
‫فکر نمیکنی، وظیفهء شهروندی
‫من اینه که گزارش بدم؟

364
00:24:47,750 --> 00:24:50,740
‫ملانی، منکه به تو گفتم
‫کالب از قصد اونکارو نکرده

365
00:24:50,728 --> 00:24:53,910
‫ـ   باشه؟ ملانی، خواهش میکنم
‫ـ   بیچاره ت میکنم

366
00:24:53,906 --> 00:24:55,891
‫نه. نمیتونی دراینمورد
‫به کسی حرفی بزنی

367
00:24:55,913 --> 00:24:57,865
‫به هرکی بخوام میگم
‫دستتو بکش

368
00:24:57,888 --> 00:24:59,895
‫پای برادر من در میونه

369
00:24:59,928 --> 00:25:05,861
‫برادرت برای چندسال آینده میره
‫زندان، پس من میگم، بزار بره

370
00:25:08,795 --> 00:25:11,784
‫ـ   هی، ملانی. ـ   چیه؟

371
00:25:11,973 --> 00:25:16,799
‫دست از سر خونوادهء من بردار

372
00:25:51,051 --> 00:25:54,096
‫(هشت سال قبل)

373
00:25:54,128 --> 00:25:57,986
‫<font color=#FF۸۰۰۰>با لینت اسکاوو همون روزی
‫که به ویستیریالن اومد آشنا شدیم</font>

374
00:25:57,976 --> 00:26:01,159
‫<font color=#FF۸۰۰۰>سریع تصمیم گرفتیم که اونو
‫بعنوان یه دوست داشته باشیم</font>

375
00:26:01,190 --> 00:26:06,984
‫<font color=#FF۸۰۰۰>بیشتر بخاطر اینکه میترسیدیم
‫اونو بعنوان یه دشمن داشته باشیم</font>

376
00:26:06,976 --> 00:26:10,194
‫با رحِم من قمار میکنی...

377
00:26:12,029 --> 00:26:13,204
‫ـ   سلام
‫ـ   سلام

378
00:26:13,234 --> 00:26:17,090
‫سلام. آه، ما فقط میخواستیم
‫بیایم و بهتون خوش آمد بگیم

379
00:26:17,114 --> 00:26:21,039
‫ـ   آم، ولی میتونیم بعدا بیایم
‫ـ   آره

380
00:26:21,062 --> 00:26:24,142
‫راستش، صبرکنین، عالیه. میدونین
‫چرا؟ ما یه قضاوت منصفانه نیاز داریم

381
00:26:24,140 --> 00:26:25,988
‫لینت

382
00:26:25,980 --> 00:26:30,202
‫فرض کنین شوهرتون بهتون التماس کنه که
‫حامله بشین و باوجود اینکه نمیخواین، میپذیرین

383
00:26:30,230 --> 00:26:34,120
‫حتی باوجود اینکه از کار بیکار میشین
‫قبول میکنین یک بچه داشته باشین

384
00:26:34,110 --> 00:26:36,255
‫ـ   یک بچه. یکی یه دونه
‫ـ   لینت، ما تازه با اینا آشنا شدیم

385
00:26:36,285 --> 00:26:40,244
‫بعدش میرین سونوگرافی و
‫صدای دوتا قلب میشنوین

386
00:26:40,233 --> 00:26:45,218
‫و اونموقع شوهرتون بهتون بگه
‫که توی خونوادش دوقلو رایجه

387
00:26:45,251 --> 00:26:48,035
‫فکر نمیکردم مورد خاصی باشه

388
00:26:48,062 --> 00:26:50,309
‫توی سه نسل، خونوادهء تو
‫هشت جفت دوقلو داشتند

389
00:26:50,304 --> 00:26:54,262
‫گذشته از این یکی اقوامت توی
‫کنتاکی سه قلو داره! سه قلو

390
00:26:54,251 --> 00:27:00,047
‫پس از شما میپرسم، حق ندارم
‫این مرد رو شدیدا تنبیه کنم؟

391
00:27:00,073 --> 00:27:04,261
‫خب، راستش، بنظر من از لحاظ
‫ژنتیکی دوقلوها به مادر مرتبط هستند

392
00:27:04,289 --> 00:27:10,118
‫ـ   تو چی هستی، یه دانشمند؟
‫ـ   نه. نه، من کتاب قصه مینویسم

393
00:27:10,143 --> 00:27:13,224
‫آم، ما، آم، فقط اومدیم
‫خودمون رو معرفی کنیم

394
00:27:13,222 --> 00:27:15,366
‫ولی میتونیم، آم، یه
‫وقت دیگه اینکارو بکنیم

395
00:27:15,362 --> 00:27:18,249
‫نه، صبرکنین! لطفا بمونین
‫اشکالی نداره. ما خوبیم

396
00:27:18,273 --> 00:27:20,156
‫ما خوبیم، درسته؟

397
00:27:20,148 --> 00:27:23,399
‫عزیزم، ما که نمیخوایم همسایه های
‫جدیدمونو فراری بدیم، باشه؟

398
00:27:23,426 --> 00:27:28,411
‫عذر میخوای که اون روی
‫منو دیدین. دیگه تکرار نمیشه

399
00:27:28,410 --> 00:27:31,262
‫مخصوصا از اونجایی که این
‫آخرین باره که حامله میشم

400
00:27:31,255 --> 00:27:35,214
‫درسته. تو رئیسی
‫من فقط غلام عشقتم

401
00:27:37,177 --> 00:27:38,319
‫خب، تشویقش نکنین

402
00:27:38,348 --> 00:27:42,330
‫عزیزم، واضحه، که همسایه ها
‫مون هم حس کردند که خدا به تو

403
00:27:42,363 --> 00:27:45,352
‫یه شوهر فوق العاده داده

404
00:27:48,453 --> 00:27:54,384
‫بچه ها، میشه یه لحظه بیاین اینجا؟
‫لازمه یه صحبت جدی داشته باشیم

405
00:27:58,356 --> 00:28:06,296
‫خب. ما یه تعطیلات ... عالی
‫داشتیم ولی فردا، میریم خونه

406
00:28:06,318 --> 00:28:13,552
‫بجزء اینکه، نمیریم خونهء خودمون
‫قراره بریم پیش مامانبزرگ بمونیم

407
00:28:13,545 --> 00:28:16,466
‫بابا هم اونجا میمونه؟

408
00:28:16,489 --> 00:28:23,550
‫نه. بابا اونجا نمیمونه، ولی
‫همیشه میاد و به شما سر میزنه

409
00:28:23,548 --> 00:28:27,371
‫هنوز یک خونواده هستیم

410
00:28:27,396 --> 00:28:30,386
‫فقط

411
00:28:30,408 --> 00:28:35,530
‫دیگه باهم یه جا زندگی نمیکنیم...

412
00:28:35,559 --> 00:28:38,343
‫پس

413
00:28:38,605 --> 00:28:43,362
‫سوالی هست که...
‫بخواین ازم بپرسین؟

414
00:28:44,592 --> 00:28:47,513
‫حالا میتونیم بریم شنا کنیم؟

415
00:28:49,544 --> 00:28:52,534
‫ـ   آره
‫ـ   آره

416
00:29:16,511 --> 00:29:18,689
‫مایک، عجب اتفاقی

417
00:29:18,719 --> 00:29:20,704
‫آره. چطوری؟

418
00:29:20,726 --> 00:29:27,526
‫خوبم. آره، فقط اومدم یه باتری
‫جدید برای ساعتم بگیرم

419
00:29:27,552 --> 00:29:30,463
‫پس، تو چیکار میکنی؟

420
00:29:30,484 --> 00:29:32,506
‫اوه، برای مادربزرگم
‫یه چیزی میخرم

421
00:29:32,504 --> 00:29:35,415
‫ـ   تولد ۹۰ سالگیشه
‫ـ   بفرمایید

422
00:29:35,437 --> 00:29:37,371
‫همون اندازه ای که گفتین

423
00:29:37,359 --> 00:29:42,248
‫بسیار برازنده، و میتونه برای
‫مراسمها هم ازش استفاده کنه

424
00:29:42,247 --> 00:29:44,227
‫خوش بحال مامان بزرگت

425
00:29:44,216 --> 00:29:49,254
‫آی کلک. میخوای از سوزان
‫خواستگاری کنی، مگه نه؟

426
00:29:50,397 --> 00:29:56,477
‫از اونجایی که قبلا از سوزان شنیدم
‫فکر نمیکنم امیدی باشه که تو دهنتو

427
00:29:56,511 --> 00:30:00,691
‫بسته نگه داری، درسته؟
‫میخواستم غافلگیرش کنم

428
00:30:00,688 --> 00:30:02,703
‫به من اعتماد کن، داداش
‫اون غافلگیر میشه

429
00:30:02,691 --> 00:30:07,555
‫و نه فقط بخاطر
‫کوچیکی اون الماس

430
00:30:12,744 --> 00:30:16,821
‫ببین، میدونم یه ماشین گرون
‫قیمتیه، ولی من لازم دارم

431
00:30:16,853 --> 00:30:19,818
‫پس میتونم پول بگیرم؟

432
00:30:20,861 --> 00:30:24,902
‫بچه، تو دروغگوی بدی هستی
‫من روزنامه میخونم

433
00:30:24,936 --> 00:30:28,132
‫میدونم برای پدرت
‫چه اتفاقی افتاده

434
00:30:28,129 --> 00:30:35,136
‫بگمونم توو خیال یه وکیل حسابی
‫که اونو از اونجا بیرون بیاره

435
00:30:35,125 --> 00:30:36,282
‫خواهش میکنم

436
00:30:36,279 --> 00:30:40,264
‫پائول یانگ دیادرا رو
‫توی یه جعبه گذاشت

437
00:30:40,287 --> 00:30:43,405
‫دختر من. مادر تو

438
00:30:44,406 --> 00:30:50,173
‫آب پاکی رو میریزم روی دستت
‫من برای هیولالاها چک نمی نویسم

439
00:30:50,201 --> 00:30:52,314
‫چرا به من پول نمیدی؟

440
00:30:52,345 --> 00:30:55,303
‫تو داری میمیری. بهش
‫نیازی نداری. من دارم

441
00:30:55,326 --> 00:30:58,409
‫زک، گریه نکن
‫حالم بهم میخوره

442
00:30:58,407 --> 00:31:02,392
‫خودت گفتی همه شون مال من
‫میشه. پس کی میتونم بگیرمش؟

443
00:31:03,397 --> 00:31:08,364
‫فرمانروایی کلمهء باشکوهیه
‫ولی اون چیزیه که من ساختم

444
00:31:08,353 --> 00:31:11,311
‫متأسفانه

445
00:31:11,300 --> 00:31:19,306
‫این امپراطوری فقط میتونه با
‫سنگدلی و نیرومندی حکومت بشه

446
00:31:19,439 --> 00:31:26,474
‫زک، میخواستم بهت بدمش
‫ولی درمورد تو به تردید افتادم

447
00:31:27,342 --> 00:31:32,436
‫پس، چیه؟
‫میخوای منو طرد کنی؟

448
00:31:32,569 --> 00:31:36,360
‫دیگه چیزی برام نمونده

449
00:31:37,525 --> 00:31:40,483
‫برو بیرون

450
00:32:22,672 --> 00:32:25,686
‫چیه؟ میخوای منو بکشی؟

451
00:32:26,523 --> 00:32:28,739
‫که ثابت کنی مرد خشنی هستی؟

452
00:32:32,552 --> 00:32:37,610
‫میبینی؟ بخاطر همینه که نمیتونم
‫کلید قلمروو رو به تو بدم، بچه

453
00:32:38,715 --> 00:32:42,802
‫چون خایه نداری

454
00:33:15,891 --> 00:33:19,751
‫(سه سال قبل)

455
00:33:19,876 --> 00:33:24,741
‫<font color=#FF۸۰۰۰>با گبرییل سولیس همون روزی
‫که به ویستیریالن اومد آشنا شدیم</font>

456
00:33:24,766 --> 00:33:31,071
‫<font color=#FF۸۰۰۰>همه مون از اینکه قرار بود یه مانکن
‫موفق نیویورکی رو ببینیم هیجان زده بودیم</font>

457
00:33:31,799 --> 00:33:32,780
‫سلام؟

458
00:33:32,804 --> 00:33:34,984
‫<font color=#FF۸۰۰۰>از نزدیک که نگاه کردیم</font>

459
00:33:34,981 --> 00:33:36,055
‫سلام

460
00:33:36,052 --> 00:33:39,946
‫<font color=#FF۸۰۰۰>...دیدم بیشتر از انتظارمونه</font>

461
00:33:40,842 --> 00:33:46,004
‫من مری آلیس هستم. اینم
‫سوزان، آه، لینت و بیری

462
00:33:45,999 --> 00:33:47,987
‫به همسایگی ما خوش اومدی

463
00:33:47,976 --> 00:33:49,963
‫خب، من گبرییل سولیس هستم

464
00:33:49,985 --> 00:33:53,035
‫بهتر نیست یه وقت دیگه بیایم؟

465
00:33:53,100 --> 00:33:54,082
‫اوه، نه، نه

466
00:33:54,105 --> 00:33:58,868
‫فقط درحال عوض
‫کردن لباسهای عرقیم بودم

467
00:33:58,860 --> 00:34:01,944
‫نمیفهمیدم اسباب کشی
‫اینقدر تحرک داره

468
00:34:01,976 --> 00:34:08,005
‫هی، عزیزم، هنوز توی
‫آشپزخونه همدیگه رو نکردیم

469
00:34:08,171 --> 00:34:11,997
‫عزیزم، آه، فکر میکنم وقتشه
‫جعبهء لباسا رو باز کنیم

470
00:34:12,022 --> 00:34:14,980
‫باشه

471
00:34:15,003 --> 00:34:17,961
‫ازآشناییتون خوشبختم، خانوما

472
00:34:19,223 --> 00:34:21,211
‫بزار حدس بزنم
‫تازه عروسی کردین؟

473
00:34:21,200 --> 00:34:23,015
‫چهار ماهه

474
00:34:23,042 --> 00:34:27,130
‫و دو ماهشو اینطوری
‫لباس پوشیدم

475
00:34:27,194 --> 00:34:31,283
‫اون سیر نشدنیه

476
00:34:40,223 --> 00:34:44,209
‫ـ   هی، داری چیکار میکنی؟
‫ـ   دارم سعی میکنم با تو سکس داشته باشم

477
00:34:44,242 --> 00:34:47,273
‫حالا؟ عزیزم، دیر وقته

478
00:34:48,138 --> 00:34:53,098
‫نمیخوای با من سکس داشته باشی؟ تو
‫همیشه میخوای با من سکس داشته باشی

479
00:34:53,132 --> 00:34:56,197
‫یک ساعت بعد از جراحی فتقم
‫میخواستی با من سکس داشته باشی

480
00:34:56,195 --> 00:34:58,261
‫یخورده پریشونم

481
00:34:58,292 --> 00:35:01,199
‫امروز یه مرد خوب مرده

482
00:35:02,021 --> 00:35:04,258
‫ناراحت نشو

483
00:35:13,008 --> 00:35:17,106
‫ژائومی چیزای عجیبی به من گفت

484
00:35:18,134 --> 00:35:22,233
‫وقتی بهش گفتم تو مردی، اون
‫گفت: خواهش میکنم اونو نکش

485
00:35:24,128 --> 00:35:26,109
‫بچهء بیچاره

486
00:35:26,131 --> 00:35:31,241
‫حتما باید بفرستیمش کلاس زبان

487
00:35:42,050 --> 00:35:44,031
‫جولی، داری چیکار میکنی؟

488
00:35:44,053 --> 00:35:48,002
‫ـ   دارم سعی میکنم بخوابم
‫ـ   صبح بخیر خانوما

489
00:35:48,025 --> 00:35:51,064
‫کارل! داری چیکار میکنی؟

490
00:35:51,062 --> 00:35:53,976
‫برای دخترام یه
‫سوپرایز کوچولو دارم

491
00:35:53,999 --> 00:35:58,210
‫پس فقط همونجا آروم بشینین
‫زود میرسیم

492
00:36:01,174 --> 00:36:02,984
‫نه! نه، نه، نه

493
00:36:02,977 --> 00:36:05,117
‫خونهء منو برگردون سر جاش

494
00:36:05,114 --> 00:36:09,737
‫قهوه؟

495
00:36:12,784 --> 00:36:15,595
‫سمت راست، خانوما

496
00:36:19,309 --> 00:36:21,000
‫هدیهء من به شما

497
00:36:21,762 --> 00:36:23,509
‫ـ   تو برامون یه خونه خریدی؟
‫ـ   بیاین بریم یه نگاهی بندازیم، ها؟

498
00:36:23,533 --> 00:36:26,757
‫۳تا اتاق خواب داره. آشپزخونهء
‫دل باز برای روز مبادا

499
00:36:26,858 --> 00:36:29,311
‫پشتش یه اتاق مهمون داره که میتونین
‫ازش بعنوان اتاق مطالعه استفاده کنین

500
00:36:29,338 --> 00:36:33,295
‫ـ   یه استخر هم داره
‫ـ   استخر؟ واقعا؟

501
00:36:33,289 --> 00:36:36,587
‫ـ   جریان چیه؟
‫ـ   جریانی نیست. مال توئه، سوزی

502
00:36:36,613 --> 00:36:39,504
‫مال تو و جولی. بی چون و چرا

503
00:36:39,502 --> 00:36:42,229
‫نمیتونم اینو قبول کنم

504
00:36:42,247 --> 00:36:44,952
‫فقط ... من باید خودم از
‫این خرابی خلاص بشم

505
00:36:44,992 --> 00:36:47,019
‫این صدقه نیست، باشه؟
‫من به تو بدهکارم

506
00:36:47,014 --> 00:36:48,475
‫برای کارایی که
‫توی این سالها کردم

507
00:36:48,488 --> 00:36:50,082
‫تمام غصه هایی که
‫به تو تحمیل کردم

508
00:36:50,098 --> 00:36:53,058
‫فکر کن این بازپرداخت

509
00:36:53,047 --> 00:36:57,982
‫مامان! یه استخر
‫و یه جکوزی داره

510
00:36:57,982 --> 00:37:02,983
‫حداقل وقتی خوابیدین کسی
‫نمیتونه بدزدتتون، ها؟

511
00:37:05,993 --> 00:37:09,757
‫سلام، سوزان هستم. اجازه
‫دادم برق کار بیاد توی خونه ت

512
00:37:09,788 --> 00:37:13,550
‫امیدوارم توی چشمه آب
‫معدنی بهت خوش بگذره

513
00:37:14,490 --> 00:37:18,497
‫بیری، سلام، بتی هستم. عذر میخوام
‫که اینو روی پیغامگیرت میزارم

514
00:37:18,489 --> 00:37:21,912
‫ولی پلیس شواهدی داره که متیو
‫در قتل ملانی فاستر دست داشته

515
00:37:18,489 --> 00:37:25,016
‫بیری، باید پیداشون کنیم

516
00:37:24,986 --> 00:37:28,964
‫باید پیداشون کنیم و
‫دنییل رو برگردونیم

517
00:37:33,983 --> 00:37:36,487
‫ـ   یالا ولم کن
‫ـ   هی، هی

518
00:37:36,482 --> 00:37:40,067
‫ـ   اینجا چه خبره؟
‫ـ   من میخوام برم و این احمقها نمیزارن

519
00:37:40,281 --> 00:37:43,603
‫میدونین که میتونین برای نگه
‫داشتن اجباری دستگیر بشین؟

520
00:37:43,643 --> 00:37:45,684
‫چرا میخوای بری؟

521
00:37:45,679 --> 00:37:48,588
‫ـ   چون دخترم در خطره؟
‫ـ   توی اردو اتفاقی افتاده؟

522
00:37:48,578 --> 00:37:50,586
‫اردویی درکار نیست
‫اون یه دروغ جزئی بود

523
00:37:50,577 --> 00:37:55,582
‫فهمیدم که با یه پسر فرار
‫کرده، پسری که یک قاتله

524
00:37:55,576 --> 00:37:58,352
‫ـ   یک قاتل؟
‫ـ   از لحنت میتونم بگم حرفو باور نداری

525
00:37:58,375 --> 00:38:01,345
‫بیری، بیا توی دفترم در
‫اینمورد صحبت کنیم

526
00:38:01,374 --> 00:38:03,173
‫من برای روان درمانی
‫وقت ندارم، شارلاتان

527
00:38:03,173 --> 00:38:05,652
‫بزارین از اینجا برم بیرون

528
00:38:05,672 --> 00:38:07,671
‫احمقها! ولم کنین

529
00:38:07,671 --> 00:38:09,679
‫تو میدونی که من
‫داوطلبانه اومدم اینجا

530
00:38:09,708 --> 00:38:14,801
‫ـ   نمیتونین با من اینکارو بکنین! نه
‫ـ   بیری، خواهش میکنم. تقلا نکن

531
00:38:17,768 --> 00:38:22,275
‫خدا بدادت برسه، اگه
‫برای دخترم اتفاقی بیافته

532
00:38:22,966 --> 00:38:25,357
‫ما فقط سعی داریم کمک کنیم

533
00:38:44,638 --> 00:38:46,156
‫ـ   دیگه چیه؟
‫ـ   میخوام شنا کنم

534
00:38:47,458 --> 00:38:49,829
‫خب، همین الان شنا کردیم
‫حالا وقت جمع کردنه

535
00:38:49,825 --> 00:38:53,133
‫هی، هی، هی
‫چه خبره؟

536
00:38:53,156 --> 00:38:55,235
‫بابا میزاشت من شنا کنم

537
00:38:55,255 --> 00:38:58,229
‫خب، بابا اینجا نیست

538
00:38:58,253 --> 00:39:02,366
‫پس من تصمیم
‫میگیرم، و من گفتم نه

539
00:39:04,520 --> 00:39:07,322
‫اوه، پورتر، داری
‫چیکار میکنی؟

540
00:39:07,349 --> 00:39:10,590
‫هی! هی، یالا از اونجا
‫بیا پایین، جدی میگم

541
00:39:10,584 --> 00:39:12,409
‫باشه! باشه، باشه، پورتر

542
00:39:12,436 --> 00:39:13,516
‫فقط وایسا، باشه؟

543
00:39:13,549 --> 00:39:16,580
‫فقط بیا تو، و این جریانو
‫فراموش میکنیم

544
00:39:16,613 --> 00:39:19,717
‫نه

545
00:39:27,530 --> 00:39:29,529
‫بابایی! بابایی

546
00:39:29,552 --> 00:39:31,746
‫سلام، بچه ها! خدا

547
00:39:31,775 --> 00:39:35,761
‫خدا، دلم خیلی
‫براتون تنگ شده بود

548
00:39:35,784 --> 00:39:38,817
‫تو هم همینطور، کوچولو

549
00:39:42,858 --> 00:39:44,823
‫پورتر کجاست؟
‫حالش خوبه؟

550
00:39:44,814 --> 00:39:47,721
‫دستشو شکونده
‫بردنش برای رادیولوژی

551
00:39:47,711 --> 00:39:50,984
‫هی، بچه ها، چرا نمیرین
‫مراقب خواهرتون باشین، ها؟

552
00:39:51,013 --> 00:39:54,022
‫مامانی و بابایی میخوان
‫باهم حرف بزنن

553
00:39:54,885 --> 00:39:58,895
‫من با تو حرفی ندارم. الانم بخاطر
‫این زنگ زدم چون مجبور بودم

554
00:39:58,895 --> 00:40:02,067
‫عزیزم، هرچیزی که دیدی
‫میتونم توضیح بدم

555
00:40:02,097 --> 00:40:04,968
‫اصلا حوصله ندارم، و اگه
‫میخوای اون انگشتارو نگهداری

556
00:40:04,960 --> 00:40:08,946
‫خودم از بدنم دورشون
‫میکنم. ممنون

557
00:40:10,082 --> 00:40:14,227
‫لینت، من به تو خیانت نمیکنم
‫هیچوقت نکردم، هیچوقت نخواهم کرد

558
00:40:14,226 --> 00:40:17,235
‫ـ   من تو رو با اون زن دیدم
‫ـ   اسمش نورا ست

559
00:40:17,291 --> 00:40:20,198
‫من ۱۲ سال پیش باهاش آشنا شدم
‫قبل از اینکه با تو آشنا بشم

560
00:40:20,288 --> 00:40:22,061
‫اون توی یه کشتی یه رقاص بود
‫یک شب رابطهء جنسی داشتیم

561
00:40:22,183 --> 00:40:23,366
‫من سالهاست که
‫بهش فکر نمیکردم

562
00:40:23,761 --> 00:40:28,325
‫پس چرا آخر هر هفته میرفتی
‫آتلانتیک سیتی که اونو ببینی؟

563
00:40:32,258 --> 00:40:34,859
‫لینت، من یه بچهء
‫دیگه هم دارم

564
00:40:35,700 --> 00:40:37,655
‫چی؟

565
00:40:37,688 --> 00:40:40,746
‫از اون یک شب که باهم
‫بودیم اون حامله شد

566
00:40:41,707 --> 00:40:45,125
‫نورا بدون اینکه به من بگه بچه رو
‫بزرگ کرده. من تازه ازش باخبر شدم

567
00:40:45,158 --> 00:40:47,313
‫اون سفرها بخاطر این بود

568
00:40:47,300 --> 00:40:51,181
‫من رابطهء نامشروع ندارم

569
00:41:04,680 --> 00:41:09,435
‫اسم دختر کوچیکه کایلا ست
‫اون یازده سالشه

570
00:41:09,423 --> 00:41:11,414
‫میدونم که باید در اینمورد
‫زودتر بهت میگفتم

571
00:41:11,412 --> 00:41:15,107
‫فقط میخواستم برای
‫اطمینان آزمایش ژنتیک بدم

572
00:41:15,100 --> 00:41:17,852
‫و من قطعا پدرشم

573
00:41:20,390 --> 00:41:22,398
‫چرا برای تماس با
‫تو اینقدر صبر کرده؟

574
00:41:22,393 --> 00:41:25,778
‫گفت میخواسته تنهایی
‫بچه رو بزرگ کنه

575
00:41:25,800 --> 00:41:29,933
‫و من ... حدس میزنم نظرشو
‫عوض کرده، عزیزم

576
00:41:30,100 --> 00:41:34,114
‫عزیزم، خیلی عذر میخوام

577
00:41:34,100 --> 00:41:36,079
‫هنوز برای اون آماده نیستم

578
00:41:36,100 --> 00:41:39,111
‫باشه. باشه

579
00:41:39,100 --> 00:41:43,156
‫هیچ میدونی چقدر
‫منو ترسوندی

580
00:41:44,044 --> 00:41:49,125
‫ـ   خیلی عذر میخوام. -همین
‫الانشم داشتم فراموشت میکردم

581
00:41:53,900 --> 00:41:56,707
‫بابا! من یه گچ آبی دارم

582
00:41:56,700 --> 00:42:00,573
‫سلام، رفیق. خیلی باحاله

583
00:42:05,300 --> 00:42:08,212
‫سلام

584
00:42:08,200 --> 00:42:12,175
‫داره خارش میده. حالا
‫میتونیم بریم خونه؟

585
00:42:19,000 --> 00:42:22,056
‫آره، میریم خونه

