1
00:00:01,001 --> 00:00:02,173
‫<font color=#FF۸۰۰۰>آنچه گذشت</font>

2
00:00:02,202 --> 00:00:04,148
‫ـ   شما منو نمیبری؟
‫ـ   بابا تو رو میبره

3
00:00:04,137 --> 00:00:06,242
‫<font color=#FF۸۰۰۰>شغل لینت بها دار شد</font>

4
00:00:06,272 --> 00:00:09,253
‫اگه این وصله به من بچسبه، من
‫برای هشت سال میافتم زندان

5
00:00:09,275 --> 00:00:12,051
‫<font color=#FF۸۰۰۰>... و کارلوس بهای
‫اشتباهش رو پرداخت</font>

6
00:00:12,078 --> 00:00:14,183
‫ـ   شما عاشق آقای ویلیامز هستین؟
‫ـ   نه

7
00:00:14,180 --> 00:00:17,218
‫فکر میکنم ماشین چیزی رو
‫برداشت کرده که ازش خبر نداشتم

8
00:00:17,250 --> 00:00:20,094
‫<font color=#FF۸۰۰۰>بیری احساسی رو کشف
‫کرد که نمیدونست داره</font>

9
00:00:20,086 --> 00:00:22,293
‫اگه به ده قدمیش نزدیک بشی
‫زنگ میزنم پلیس دستگیرت کنه

10
00:00:22,288 --> 00:00:26,065
‫<font color=#FF۸۰۰۰>سوزان نزدیک خونه شون
‫</font>ـ   زک پسر توئه، مگه نه؟

11
00:00:26,092 --> 00:00:29,096
‫<font color=#FF۸۰۰۰>... یه چیزی کشف کرد</font>

12
00:00:30,196 --> 00:00:34,303
‫<font color=#FF۸۰۰۰>در زندان فیر ویو سه شنبه ها
‫وقت ملاقانی با زندانیهاست</font>

13
00:00:34,300 --> 00:00:38,248
‫<font color=#FF۸۰۰۰>گبرییل سولیس هم همون روز
‫به ملاقات شوهرش میرفت</font>

14
00:00:38,271 --> 00:00:42,117
‫<font color=#FF۸۰۰۰>زندانیها برای تعریف ازش
‫سر راهش سبز میشدن</font>

15
00:00:42,142 --> 00:00:45,214
‫<font color=#FF۸۰۰۰>... چه میخواست یا چه نمیخواست</font>

16
00:00:45,211 --> 00:00:48,215
‫<font color=#FF۸۰۰۰>با هر ملاقات این شوالیه ها</font>

17
00:00:48,248 --> 00:00:51,195
‫<font color=#FF۸۰۰۰>ابتکارشون بیشتر میشد
‫</font>ـ   درست همینجا، عزیزم

18
00:00:51,217 --> 00:00:54,130
‫<font color=#FF۸۰۰۰>با این حال، گبرییل
‫هنوز قانع نشده بود</font>

19
00:00:54,120 --> 00:00:59,035
‫<font color=#FF۸۰۰۰>در واقع، گبرییل داشت از این
‫توجه خاص وحشت زده میشد</font>

20
00:01:02,262 --> 00:01:04,105
‫<font color=#FF۸۰۰۰>تا اینکه یه روز، وقتی</font>

21
00:01:04,130 --> 00:01:07,270
‫فکر نمیکنم یه ملاقات
‫نکاهی تقاضای مسخره ایه

22
00:01:07,267 --> 00:01:11,079
‫با تمام احترام، اجازه بدین
‫بررسی کنیم ببینیم چی میشه

23
00:01:11,071 --> 00:01:12,209
‫فکر نمیکنم بتونم
‫اونهمه صبر کنم

24
00:01:12,238 --> 00:01:15,082
‫دارم سعی میکنم شوهرتون رو
‫از زندان بیارم بیرون

25
00:01:15,075 --> 00:01:18,056
‫میخواین همه چیزو متوقف کنم
‫تا بتونین برین اونجای مردک؟

26
00:01:18,078 --> 00:01:22,049
‫ببخشید! ما زن و شوهریم
‫عشقبازی کردن ما یه عهد الهی

27
00:01:23,249 --> 00:01:26,025
‫باشه، ببین، فقط ۲۰
‫دقیقه وقت میخوایم

28
00:01:26,019 --> 00:01:27,089
‫گفتم نه

29
00:01:27,120 --> 00:01:30,124
‫نمیتونی به من بگی نه. تو برای من
‫کار میکنی. باید یه کاری بکنه که بشه

30
00:01:30,156 --> 00:01:32,136
‫شما نمیتونی منو
‫مجبور به کاری بکنی

31
00:01:32,158 --> 00:01:36,004
‫من خدمتکار شما نیستم
‫یا باغبونتون

32
00:01:37,230 --> 00:01:39,141
‫میتونم بخاطر اینکار
‫بازداشتتون کنم

33
00:01:39,132 --> 00:01:41,078
‫اوه، واقعا؟
‫بخاطر اینکار چطور؟

34
00:01:41,101 --> 00:01:44,082
‫ـ   اوه
‫ـ   هرزهء دیوونه

35
00:01:44,070 --> 00:01:47,279
‫هی! از خانم عذرخواهی کن

36
00:01:48,208 --> 00:01:50,017
‫اشتباه بزرگی میکنی، رفیق

37
00:01:50,043 --> 00:01:52,284
‫من با رئیس نگهبان اینجا گلف
‫بازی میکنم. میتونم تو رو

38
00:01:54,147 --> 00:01:56,218
‫شنیدی که چی گفت
‫عذرخواهی کن

39
00:01:56,216 --> 00:01:59,026
‫ببینین رفقا، من فقط دارم
‫سعی میکنم کارمو انجام بدم

40
00:01:59,018 --> 00:02:01,157
‫این همش تقصیر اونه. اگه
‫اون اینقدر شهوتی نبود

41
00:02:01,154 --> 00:02:04,033
‫باشه! باشه
‫.

42
00:02:06,059 --> 00:02:09,131
‫نگهبان

43
00:02:09,129 --> 00:02:12,235
‫<font color=#FF۸۰۰۰>در اون لحظه بود که
‫گبرییل متوجه شد</font>

44
00:02:12,265 --> 00:02:14,245
‫عذرخواهی کن! عذرخواهی کن

45
00:02:14,267 --> 00:02:18,113
‫<font color=#FF۸۰۰۰>... این بهترین تعریفی بود که
‫تا حالا از کسی گرفته بود</font>

46
00:02:18,104 --> 00:02:20,084
‫حالا

47
00:03:04,150 --> 00:03:08,223
‫<font color=#FF۸۰۰۰>یه چیز بود که پدرهای ویستیریالن
‫همه شون دَرِش مشترک بودند</font>

48
00:03:08,221 --> 00:03:13,034
‫<font color=#FF۸۰۰۰>هر روز از سر کار پیش خونواده ای
‫که ترک کرده بودند برمیگشتند</font>

49
00:03:13,026 --> 00:03:18,169
‫<font color=#FF۸۰۰۰>... و در مورد لحظات با ارزشی که از
‫دست داده بودند احساس گناه نمیکردند</font>

50
00:03:20,233 --> 00:03:26,047
‫<font color=#FF۸۰۰۰>متاسفانه، اینو برای
‫مادرهای کارمند نمیشه گفت</font>

51
00:03:44,190 --> 00:03:48,036
‫سلام، عزیزم. تا اونجایی که تونستم
‫برای شام نگهشون داشتم. فقط

52
00:03:48,061 --> 00:03:49,199
‫آم... زیادی دیر شد...

53
00:03:49,195 --> 00:03:52,039
‫نمیتونستی بهشون قهوه بدی؟

54
00:03:52,031 --> 00:03:55,137
‫حس میکنم دارم به کل از
‫توی زندگیشون میرم کنار

55
00:03:55,168 --> 00:03:59,116
‫هی، تو بشین، بخور
‫و منم برات تعریف میکنم

56
00:03:59,138 --> 00:04:02,210
‫اوه، اونو نخوار. اون
‫خیلی وقته اونجاست

57
00:04:02,208 --> 00:04:07,248
‫اون مال خانم مالبری
‫این مال توئه

58
00:04:07,247 --> 00:04:11,024
‫ـ   عذرمیخوام. کی؟
‫ـ   اوه، خانم مالبری

59
00:04:11,050 --> 00:04:15,089
‫پارکر یه دوست خیالی داره
‫آم، یه پرستار بچه انگلیسی

60
00:04:15,121 --> 00:04:18,102
‫فکر میکنم توی اون جریان
‫مری پاپینز با خودش درگیره

61
00:04:18,091 --> 00:04:20,071
‫بخاطر همین با اون چتر خوابیده؟

62
00:04:20,093 --> 00:04:24,132
‫اون چتر رو با خودش همه جا میبره
‫براش جلیقهء ضد گلوله ست

63
00:04:24,163 --> 00:04:26,109
‫از کی شروع شده؟

64
00:04:26,099 --> 00:04:28,101
‫بگمونم، یه یک هفته ای میشه

65
00:04:28,134 --> 00:04:31,240
‫یعنی تو برات عجیب نبود که ظاهر
‫شدن این پرستاربچهء جدید پارکر

66
00:04:31,237 --> 00:04:33,183
‫با سر کار رفتن من شروع شده؟...

67
00:04:33,172 --> 00:04:36,016
‫بچه ها دوست خیالی دارن
‫مسئلهء بزرگی نیست

68
00:04:36,042 --> 00:04:40,013
‫اگه اون دوستاشون کانگروی پرنده
‫یا روبات باشه، باهات موافقم

69
00:04:40,013 --> 00:04:43,085
‫ـ   نه مامانهای بدلی
‫ـ   هی

70
00:04:43,116 --> 00:04:47,155
‫پارکر فقط یکم با قبول کردن
‫نبود تو مشکل داره، همین

71
00:04:47,153 --> 00:04:50,293
‫ظاهرا، خودتم داری
‫عزیزم، اینقدر حساس نباش

72
00:04:50,290 --> 00:04:52,201
‫امیدوارم حق با تو باشه

73
00:04:54,227 --> 00:05:01,076
‫اگه لازم نیست زیاد حساس باشم، چطوره
‫که تیکه ساندویچ خانم مالبری بزرگتره؟

74
00:05:07,106 --> 00:05:08,176
‫چی، همین؟

75
00:05:08,174 --> 00:05:11,155
‫خودت گفتی میخوای
‫همه چیز غیرجدی باشه

76
00:05:11,144 --> 00:05:15,092
‫آره، ولی این معنیش این نیست
‫که مثل خواهر برادر باشیم

77
00:05:15,114 --> 00:05:18,118
‫منظورم اینه که، تو برام خوراک گوشت
‫خریدی. منم باید اظهار قدردانی کنم

78
00:05:24,257 --> 00:05:27,033
‫ـ   چی شد؟
‫ـ   نمیتونم اینکارو بکنم

79
00:05:27,060 --> 00:05:31,031
‫این جریان غیرجدی... یه جوریه

80
00:05:31,030 --> 00:05:33,169
‫نه. نه، نیست

81
00:05:33,166 --> 00:05:37,114
‫فقط باید مثل اوایل که باهم
‫قرار میذاشتیم وانمود کنیم

82
00:05:37,136 --> 00:05:39,116
‫فقط گهگاهی
‫همیدگه رو می بینیم

83
00:05:39,138 --> 00:05:42,119
‫میدونی، تا وقتی این
‫جریان زک حل بشه

84
00:05:42,141 --> 00:05:45,315
‫آره، فقط یکم خودمونو
‫راحت میگیریم. بدون تعهد

85
00:05:45,311 --> 00:05:50,056
‫البته، بجزء اینکه هیچکدوممون حق
‫نداریم با شخص دیگه ای قرار بزاریم

86
00:05:50,216 --> 00:05:52,218
‫ببین، من

87
00:05:52,251 --> 00:05:57,200
‫میدونم درمورد زک چه حسی داری
‫و من تو رو سرزنش نمیکنم

88
00:05:57,190 --> 00:06:00,069
‫ولی الان دیگه
‫اونم قسمتی از منه

89
00:06:00,093 --> 00:06:04,041
‫چه بتونی قبول
‫کنی، یا چه نتونی

90
00:06:11,137 --> 00:06:12,241
‫به هرحال

91
00:06:18,111 --> 00:06:20,148
‫مایک، صبرکن

92
00:06:22,115 --> 00:06:24,254
‫قبول میکنم

93
00:06:24,250 --> 00:06:27,197
‫ـ   مطمئنی؟
‫ـ   زک پسر توئه

94
00:06:27,186 --> 00:06:30,167
‫و من جولی رو دارم
‫و تو کاملا قبولش کردی

95
00:06:30,189 --> 00:06:32,294
‫گذشته از اینکه، اون
‫خودش بچهء خیلی خوبیه

96
00:06:32,291 --> 00:06:35,272
‫ولی اون دیگه ۱۵ سالشه
‫هر دقیقه ممکنه توو روی من در بیاد

97
00:06:35,294 --> 00:06:38,207
‫بهتر وقتی شرایط بد میشه تو
‫هم اونجا باشی به من کمک کنی

98
00:06:38,231 --> 00:06:41,110
‫حتما

99
00:06:46,272 --> 00:06:48,115
‫شب بخیر

100
00:06:48,141 --> 00:06:50,087
‫ـ   آه، سوزان؟ ـ   بله؟

101
00:06:50,076 --> 00:06:52,181
‫از نظر فنی

102
00:06:52,178 --> 00:06:55,182
‫دیگه مجبور نیستیم...
‫غیرجدی باشیم

103
00:06:56,149 --> 00:07:00,120
‫میتونم ۲۰ ثانیه ای لخت بشم
‫وقت رسیدن تا خونه هم حسابه

104
00:07:00,119 --> 00:07:03,100
‫ـ   کارلوس، میشه آروم بشی؟
‫ـ   تو توی اجتماع زندان آشوب کردی

105
00:07:03,089 --> 00:07:06,093
‫آشوب نبود. بیشتر
‫یه داد و بیداد بود

106
00:07:06,092 --> 00:07:09,130
‫الان کی میخواد از من دفاع کنه؟
‫دویل جریان منو میشناخت، قاضی

107
00:07:09,162 --> 00:07:12,041
‫ـ   اون به من گفت هرزه
‫ـ   خب؟ مگه هرزه بازی در نیاوردی؟

108
00:07:12,031 --> 00:07:15,240
‫اون قبول نکرد یه
‫ملاقات نکاهی داشته باشم

109
00:07:16,302 --> 00:07:20,273
‫صبرکن. وکیل منو زدن کوبیدن
‫چون تو سکس میخواستی؟

110
00:07:20,273 --> 00:07:23,254
‫نه فقط بخاطر من.
‫بخاطر هردومون

111
00:07:23,242 --> 00:07:28,089
‫اگه هنوز متوجه نشدی، کارلوس
‫بدون که ازدواجمون روی یه پایه ست

112
00:07:28,080 --> 00:07:30,287
‫یه ملاقات نکاهی
‫چهار پایه ش میکنه؟

113
00:07:30,316 --> 00:07:34,059
‫ضرری که نداره. از وقتی اینجا اومدی
‫تنها کاری که میکنیم پرخاشگری

114
00:07:34,053 --> 00:07:36,158
‫بیرونم که بودم همش
‫همینکارو میکردیم

115
00:07:36,189 --> 00:07:39,227
‫وقتی هم که بحثمون تموم میشد
‫یه سکس عالی داشتیم

116
00:07:39,225 --> 00:07:42,069
‫حالا دعوا میکنیم، و هیچ
‫نتیجه ای هم بعدش نیست

117
00:07:42,094 --> 00:07:44,096
‫من و تو نیاز داریم باهم بخوابیم

118
00:07:46,165 --> 00:07:52,081
‫واسه من قضاوت نکن. تو رو
‫که بخاطر کمک به فقرا نگرفتن

119
00:07:52,104 --> 00:07:55,278
‫اگه چیزی داشته باشیم که به امیدش
‫جلو بریم میتونیم لذت میبریم

120
00:07:55,308 --> 00:07:59,256
‫باشه. وکیل لعنتی رو بگیر

121
00:08:01,013 --> 00:08:04,187
‫و سریع اینکارو بکن

122
00:08:09,121 --> 00:08:11,226
‫بگمونم این همون
‫بوس شب بخیر بود

123
00:08:11,224 --> 00:08:14,000
‫جورج، تو یه دوست
‫خیلی خاص هستی

124
00:08:14,026 --> 00:08:17,166
‫رکس هنوز چهار هفته نیست که
‫مرده. فکر میکنم بوسیدن لب

125
00:08:17,196 --> 00:08:21,201
‫ـ   بیشتر از چیزی که میخوای
‫ـ   دقیقا. امیدوارم ناراحت نشی

126
00:08:25,271 --> 00:08:28,150
‫اندرو! چیکار میکنی؟

127
00:08:28,174 --> 00:08:29,244
‫دارم آشغالهارو میبرم بیرون

128
00:08:29,275 --> 00:08:32,279
‫البته. آقای ویلیامز
‫رو بخاطر داری

129
00:08:32,278 --> 00:08:36,158
‫ـ   سلام. اندرو
‫ـ   جورج

130
00:08:37,283 --> 00:08:40,127
‫ـ   آه، خب، داره دیر میشه، پس
‫ـ   آره

131
00:08:40,152 --> 00:08:43,099
‫اگه خواستی بازم برای
‫شام بری بیرون خبرم کن

132
00:08:43,089 --> 00:08:45,194
‫یه رستوران جدید هست
‫که دوست دارم برم

133
00:08:45,224 --> 00:08:47,204
‫این اواخر زیاد
‫رستوران رفتیم

134
00:08:47,193 --> 00:08:50,174
‫چرا جمعه شب برای
‫شام نمیای پیش ما؟

135
00:08:50,196 --> 00:08:53,177
‫ـ   خوب نیست؟
‫ـ   خیلی دوست دارم

136
00:08:57,069 --> 00:08:59,049
‫پس، داری میری، یا نه؟

137
00:08:59,071 --> 00:09:01,073
‫حرفمون تموم نشده

138
00:09:01,073 --> 00:09:05,021
‫گفت داره دیر میشه. اگه منظورشو
‫نگرفتی، اون یه اشاره بود

139
00:09:05,011 --> 00:09:08,151
‫اندرو. اون یه اشاره نبود

140
00:09:08,281 --> 00:09:11,125
‫وقتی حاضر شدم میرم

141
00:09:13,152 --> 00:09:17,259
‫راستش، داره دیر میشه
‫ومنم خستمه، پس

142
00:09:17,256 --> 00:09:20,237
‫دیدی. شنیدی خانم چی گفت
‫حالا، به زن به چاک

143
00:09:20,259 --> 00:09:23,001
‫ـ   اندرو
‫ـ   اشکالی نداره

144
00:09:23,029 --> 00:09:26,238
‫اون واقعا خشن نیست. میدونه
‫من هیچوقت یه بچه رو نمیزنم

145
00:09:26,299 --> 00:09:29,007
‫اندرو

146
00:09:29,135 --> 00:09:31,137
‫جورج! اوه

147
00:09:31,170 --> 00:09:36,085
‫هردوتون، تمومش
‫کنین، همین حالا

148
00:09:36,108 --> 00:09:40,284
‫این یه عصر خیلی عالی بود
‫و حالا هردوتون خرابش کردین

149
00:09:40,279 --> 00:09:45,058
‫من تحمل اینجور
‫رفتارهارو ندارم. میفهمین؟

150
00:09:49,221 --> 00:09:51,064
‫خیلی خب

151
00:09:51,090 --> 00:09:55,061
‫جورج، جمعه برای
‫شام می بینیمت

152
00:09:55,061 --> 00:09:58,042
‫میخوام ماهی درست کنم

153
00:10:07,206 --> 00:10:11,086
‫هی، رفیق. هی
‫بیدار شو، خوابالو

154
00:10:11,077 --> 00:10:14,149
‫پارکر
‫سلام، رفیق

155
00:10:14,180 --> 00:10:18,128
‫هی! نظرت چیه من و تو
‫بریم شیرینی بخوریم، باشه

156
00:10:18,150 --> 00:10:21,063
‫قبل از اداره؟ آره؟

157
00:10:21,087 --> 00:10:23,226
‫بالا. بیا. بیا. بیا

158
00:10:23,222 --> 00:10:26,203
‫خیلی خب

159
00:10:26,192 --> 00:10:31,039
‫فکر میکنی چی
‫میخوای بخوری؟ ژله؟

160
00:10:31,030 --> 00:10:34,170
‫چون من میخوام یه
‫نون پنجره ای بخورم

161
00:10:34,200 --> 00:10:37,079
‫ـ   وایسا

162
00:10:37,069 --> 00:10:39,242
‫ـ   خانم مالبری رو یادت رفت
‫ـ   چی؟

163
00:10:39,271 --> 00:10:44,243
‫اوه، آم، خب، از
‫اونجایی که من اینجائم

164
00:10:44,276 --> 00:10:48,247
‫شاید اون بتونه چند ساعت
‫توی خونه استراحت کنه، باشه؟

165
00:10:48,280 --> 00:10:51,261
‫نه! بهش احتیاج دارم

166
00:10:51,283 --> 00:10:53,285
‫باشه

167
00:10:56,222 --> 00:10:59,260
‫سلام، خانم مالبری

168
00:11:00,159 --> 00:11:02,264
‫کمربند رو فراموش نکنی

169
00:11:04,130 --> 00:11:05,234
‫بریم

170
00:11:05,231 --> 00:11:07,040
‫صبرکن

171
00:11:07,033 --> 00:11:08,307
‫چترش رو فراموش کردی

172
00:11:08,300 --> 00:11:11,247
‫خب، پارکر، وقت نداریم

173
00:11:11,237 --> 00:11:13,046
‫نه

174
00:11:13,072 --> 00:11:15,177
‫اون لازمش داره

175
00:11:22,248 --> 00:11:24,091
‫سلام

176
00:11:24,083 --> 00:11:25,221
‫هی، تو هنوز اینجا
‫چیکار میکنی؟

177
00:11:25,251 --> 00:11:28,232
‫دارم دنبال چتر پارکر
‫میگردم. ندیدیش؟

178
00:11:28,220 --> 00:11:29,995
‫نه، متاسفم

179
00:11:30,022 --> 00:11:33,026
‫بهتره عجله کنی
‫چون دیر میرسی سر کار

180
00:11:33,059 --> 00:11:36,131
‫ممنون که گفتی

181
00:11:45,004 --> 00:11:47,109
‫نتونستم چتر خانم
‫مالبری رو پیدا کنم

182
00:11:47,139 --> 00:11:51,212
‫براش یه کلاه آفتاب گیر
‫آوردم. باشه؟ بریم

183
00:11:51,210 --> 00:11:54,020
‫ـ   توی حمومه
‫ـ   چی؟

184
00:11:54,046 --> 00:11:56,219
‫خانم مالبری گفت توی
‫حموم جاش گذاشته

185
00:11:56,215 --> 00:12:01,028
‫خب، چرا خانم مالبری
‫اون اطلاعات رو

186
00:12:01,053 --> 00:12:03,192
‫قبل از اینکه تا توی اتاقت...
‫بالا و پایین برم نداد، ها؟

187
00:12:03,189 --> 00:12:07,194
‫ـ   نمیخوای بیاریش؟
‫ـ   من اون چتر لعنتی رو نمیارم

188
00:12:11,030 --> 00:12:15,137
‫خیلی عذر میخوام، عزیزم
‫از دست تو عصبانی نیستم

189
00:12:15,201 --> 00:12:17,203
‫داری چیکار میکنی؟

190
00:12:19,238 --> 00:12:21,275
‫آه

191
00:12:24,043 --> 00:12:27,149
‫ما شیرینی نمیخوایم

192
00:12:38,090 --> 00:12:42,038
‫اندرو! با اون لباس از
‫خونه بیرون نمیری

193
00:12:42,061 --> 00:12:45,008
‫فقط دارم میرم چندتا از
‫بچه های باشگاه شنارو ببینم

194
00:12:45,030 --> 00:12:48,136
‫برام مهم نیست. اینو بپوش

195
00:12:49,068 --> 00:12:52,015
‫هر زمانی که از خونه میری بیرون
‫به نمایندگی از این خونواده میری

196
00:12:52,037 --> 00:12:54,176
‫حداقل کاری که میتونی بکنی
‫اینه که ما رو کوچیک نکنی

197
00:12:54,173 --> 00:12:56,244
‫یعنی با یه تیشرت
‫کوچیک میشین

198
00:12:56,242 --> 00:13:00,019
‫بله. خیلی هم زیاد

199
00:13:00,179 --> 00:13:03,160
‫امیدوارم برای فردا شب
‫برنامه ای نداشته باشی

200
00:13:03,149 --> 00:13:06,153
‫اگه فکر میکنی با دارو فروش
‫شام میخورم، عقلتو از دست دادی

201
00:13:06,152 --> 00:13:10,100
‫یکی از دلایلی که اونو دعوت
‫کردم اینه که تو بشناسیش

202
00:13:10,122 --> 00:13:12,159
‫خب، من نمیخوام بشناسمش

203
00:13:12,158 --> 00:13:17,232
‫عزیزم، این حسی که
‫تو داری کاملا طبیعی

204
00:13:17,263 --> 00:13:21,109
‫ولی جورج سعی نداره
‫جای پدرتو بگیره. اون

205
00:13:21,100 --> 00:13:22,204
‫خب، اون فقط یه دوست

206
00:13:22,234 --> 00:13:24,214
‫واقعا؟
‫فقط یه دوست؟

207
00:13:24,203 --> 00:13:27,275
‫پس، قصد نداری درآینده با
‫این یارو بیشتر جدی بگیری؟

208
00:13:27,306 --> 00:13:31,220
‫میدونی، هنوز به اندازه
‫کافی درموردش فکر نکردم

209
00:13:32,178 --> 00:13:35,250
‫شما خیلی تاfg,ئی. باعث تاسفه

210
00:13:35,247 --> 00:13:39,059
‫نگرانی که یه تیشرت این
‫خونواده رو کوچیک کنه؟

211
00:13:39,084 --> 00:13:42,065
‫صبرکن تا مردم قرار گذاشتنت
‫با احمق شهر رو ببینن

212
00:13:42,087 --> 00:13:45,034
‫هنوز یه ماه از دفن شوهرت نگذشته...

213
00:13:45,024 --> 00:13:47,265
‫فردا ساعت ۷ شام
‫میخوریم. دیر نکنی

214
00:13:47,259 --> 00:13:50,035
‫متاسفم، ولی من برنامه دارم

215
00:13:50,062 --> 00:13:53,134
‫اندرو، تو توی باشگاه
‫شنا یه مسابقه نداری؟

216
00:13:53,165 --> 00:13:55,270
‫آره. خب؟

217
00:13:55,301 --> 00:13:58,282
‫نیازی نیست یه پول
‫ورودی گنده بدی؟

218
00:13:58,304 --> 00:14:02,184
‫همونی که خودت نمیتونی
‫از پرداختش بر بیای؟

219
00:14:04,210 --> 00:14:07,191
‫داری منو تهدید
‫میکنی برای شام بیام؟

220
00:14:07,213 --> 00:14:12,128
‫اوه، نمیدونی حاضرم برای
‫استراحت چقدر راه برم

221
00:14:15,254 --> 00:14:20,226
‫مایر! این مال توئه؟
‫توی حیاط خونهء من افتاده بود

222
00:14:20,259 --> 00:14:23,240
‫اوه، متاسفم. دارم توی پیدا کردن
‫زک به مایک کمک میکنم

223
00:14:23,262 --> 00:14:26,243
‫میدونی، میتونیم شبها با
‫خیال راحت استراحت کنیم

224
00:14:26,265 --> 00:14:28,245
‫آها. و زک رو بندازیم زندان؟

225
00:14:28,267 --> 00:14:32,113
‫فکر نمیکنم مایک با پسر
‫خودش همچین کاری بکنه

226
00:14:32,104 --> 00:14:35,142
‫ـ   تو میدونی؟
‫ـ   اینکه مایک پدر واقعی زک؟

227
00:14:35,140 --> 00:14:36,983
‫آره

228
00:14:38,077 --> 00:14:41,251
‫جولی به کارل گفته
‫کارل به من گفته. و منم

229
00:14:41,280 --> 00:14:44,261
‫یه چندتا ایمیل فرستادم...

230
00:14:45,017 --> 00:14:47,998
‫خب، ممنون که
‫اینطوری صلاح دیدی

231
00:14:48,020 --> 00:14:52,059
‫پسر، برای عاشق کردن مایک
‫دلفینو به خودت هرکاری میکنی

232
00:14:52,057 --> 00:14:55,038
‫وقتی تا این مرحله پیش رفتی
‫بعدش میخواد چه اتفاقی بیافته؟

233
00:14:55,060 --> 00:14:57,040
‫میخوای شبها موقع
‫خواب پتو روش بدی؟

234
00:14:57,029 --> 00:14:59,009
‫صبحها براش صبحانه
‫درست کنی؟

235
00:14:59,031 --> 00:15:02,274
‫مراقب باشی موقع رقص لامبادا
‫پاش توو سرت نخواره؟

236
00:15:02,301 --> 00:15:05,077
‫میدونی، ایدی
‫میتونی تمومش کنی؟

237
00:15:05,070 --> 00:15:07,209
‫حقیقت اینه که، احتمالا ممکنه
‫هیچوقت زک رو پیدا نکنیم

238
00:15:07,239 --> 00:15:11,119
‫ـ   این یه سوزن توی انبار کاه
‫ـ   اوه، آره

239
00:15:11,110 --> 00:15:15,081
‫تو هنوزم داری ادای دوست
‫دخترای جان فدا رو در میای

240
00:15:15,114 --> 00:15:20,086
‫نیازهای اونو به خودت ترجیح میدی...

241
00:15:20,119 --> 00:15:25,125
‫اوه، چرا تو اینقدر پتیاره ای

242
00:15:26,258 --> 00:15:31,139
‫نمیدونم چرا ما بجایی نمیرسیم

243
00:15:36,135 --> 00:15:38,274
‫<font color=#FF۸۰۰۰>یک دلیل بود که بخاطرش
‫دیوید برادلی</font>

244
00:15:38,270 --> 00:15:43,276
‫<font color=#FF۸۰۰۰>... موفق ترین وکیل در
‫تمام فیر ویو بود</font>

245
00:15:43,309 --> 00:15:46,153
‫<font color=#FF۸۰۰۰>استدلالهاش متقاعد کننده بودند</font>

246
00:15:46,145 --> 00:15:49,092
‫هیچکس نباید بدونه

247
00:15:49,081 --> 00:15:51,083
‫<font color=#FF۸۰۰۰>... رفتارش موثر بود</font>

248
00:15:51,116 --> 00:15:53,255
‫درش بیار. درش بیار

249
00:15:53,252 --> 00:15:56,131
‫<font color=#FF۸۰۰۰>... و میل به برنده شدن
‫در پژوهش داشت</font>

250
00:15:56,121 --> 00:15:59,125
‫یالا. خواهش میکنم

251
00:16:01,293 --> 00:16:06,265
‫<font color=#FF۸۰۰۰>و وقتی به پرونده های
‫چالش انگیرتر میرسید</font>

252
00:16:06,265 --> 00:16:10,213
‫<font color=#FF۸۰۰۰>میدونست به نفعشه که
‫بهتره اول مخالفت کنه</font>

253
00:16:10,235 --> 00:16:13,148
‫من پرونده تون رو
‫قبول نمیکنم

254
00:16:13,138 --> 00:16:15,084
‫ـ   چی؟

255
00:16:15,074 --> 00:16:17,054
‫ـ   بله؟. ـ   ببخشید مزاحم شدم

256
00:16:17,076 --> 00:16:20,057
‫شام کنسل شده. میخواین
‫رزروتون رو لغو کنم؟

257
00:16:20,045 --> 00:16:23,049
‫نه، خودم که میخوام بخورم
‫عذر میخوام. کجا بودیم؟

258
00:16:23,082 --> 00:16:25,153
‫شما داشتین منو رد میکردین
‫و به محض اینکه فهمیدین

259
00:16:25,150 --> 00:16:30,122
‫قراره یه تن پول بریم جلوی پاتون...
‫که اینکارو هم میکنم

260
00:16:31,290 --> 00:16:35,261
‫خانم سولیس، برای من
‫پول دیگه اهمیتی نداره

261
00:16:35,260 --> 00:16:38,104
‫اگه درمورد یک موکل
‫احساس شهوانی نکنم

262
00:16:38,130 --> 00:16:40,110
‫بازیمو وارد دادگاه نمیکنم...

263
00:16:40,099 --> 00:16:43,046
‫که نجات شوهرتون
‫همون بازی رو میطلبه

264
00:16:43,068 --> 00:16:46,072
‫درمورد اون همجنس باز
‫کوبیدن؟ اون بیگناهه

265
00:16:46,071 --> 00:16:48,108
‫اون از کوره در رفته، توی
‫دادگاه به یه مرد حمله کرده

266
00:16:48,140 --> 00:16:50,120
‫اون قضیه سر حسادت بود

267
00:16:50,109 --> 00:16:53,090
‫حداقل مردی که شوهرم سعی داشت توی
‫دادگاه بکشه یخورده هم همجنس باز نیست

268
00:16:53,112 --> 00:16:55,092
‫به من اعتماد کنین

269
00:16:56,181 --> 00:16:59,253
‫پرونده تون میگه شما
‫خواهان ملاقات نکاهی هستین

270
00:16:59,284 --> 00:17:02,060
‫سعی میکنین ازدواج کهنه
‫رو زنده نگهدارین، ها؟

271
00:17:02,087 --> 00:17:06,058
‫چرا همه با این قضیه که میخوام با
‫شوهرم سکس داشته باشم مشکل دارن؟

272
00:17:06,091 --> 00:17:07,229
‫میتونم رو راست باشم؟

273
00:17:07,226 --> 00:17:11,072
‫فقط اگه با اون چیزی
‫که من میخوام تموم بشه

274
00:17:11,096 --> 00:17:13,269
‫ـ   ازدواج شما محکوم به فناست
‫ـ   ببخشید؟

275
00:17:13,298 --> 00:17:15,278
‫من خیلی وقت اینکاره ام

276
00:17:15,300 --> 00:17:20,249
‫میدونم حبس بودن با یه رابطه میتونه چیکارا
‫بکنه. ازدواج خودش به اندازه کافی کافیه

277
00:17:20,239 --> 00:17:23,277
‫ولی وقتی توی یه جایی که دیواراش سیمانی و
‫نگهبانهای مسلح داره، میله های آهنی داره

278
00:17:23,275 --> 00:17:29,157
‫خودش خیلی سریع به انحطاط میافته

279
00:17:29,148 --> 00:17:31,992
‫ـ   ... حتی با وجود ملاقات نکاحی
‫ـ   ولی من

280
00:17:32,017 --> 00:17:36,056
‫گوش کنین، نظر منو میخواین؟
‫بزار و برو

281
00:17:37,189 --> 00:17:39,169
‫شما جوان هستی

282
00:17:39,158 --> 00:17:42,139
‫هی، یه اشتباه میکنی
‫برات تجربه میشه

283
00:17:42,161 --> 00:17:45,142
‫شاید دفعه بعد در
‫ازدواج انتخاب بهتری بکنی

284
00:17:45,164 --> 00:17:49,078
‫حالا، اگه منو ببخشین
‫من یه رزرو شام دارم

285
00:17:50,002 --> 00:17:53,973
‫رزرو
‫تنهایی میخوری، یادت رفته؟

286
00:17:54,006 --> 00:17:56,987
‫و یه حسی دارم که میگه
‫اولین بارت هم نیست

287
00:18:03,215 --> 00:18:06,025
‫ببخشید که نتونستم زودتر بیام

288
00:18:06,051 --> 00:18:10,022
‫فراموش کردم که شوهرم باید بچه
‫کوچیکه مون رو ببره پزشک اطفال

289
00:18:10,055 --> 00:18:12,194
‫اشکالی نداره، خانم اسکاوو

290
00:18:12,191 --> 00:18:15,138
‫پارکر چیکار کرده؟

291
00:18:15,160 --> 00:18:19,108
‫شما اطلاع داشتین که پسرتون
‫یه دوست خیالی داره؟

292
00:18:19,131 --> 00:18:23,136
‫ـ   آه، خانم مالبری؟
‫ـ   بله. باهم آشنا شدیم

293
00:18:23,135 --> 00:18:26,173
‫خب، آم، دیروز، پارکر خواسته

294
00:18:26,171 --> 00:18:30,017
‫زنگ نقاشی خانم مالبری
‫هم یه سه پایه نقاشی بگیره

295
00:18:30,042 --> 00:18:32,215
‫که موردی نبود، ولی
‫امروز یه میز خواسته

296
00:18:32,244 --> 00:18:36,021
‫و متاسفانه، ما
‫میز اضافی نداریم

297
00:18:38,016 --> 00:18:41,088
‫ـ   باید خیلی زشت بوده باشه
‫ـ   بوده

298
00:18:41,120 --> 00:18:46,069
‫پتی... به شدت
‫با این کتک خورده

299
00:18:46,058 --> 00:18:49,198
‫خیلی عذر میخوام

300
00:18:49,194 --> 00:18:52,175
‫خانم اسکاوو

301
00:18:52,197 --> 00:18:55,269
‫این اواخر توی خونواده تون
‫مرگ ومیر نداشتین؟

302
00:18:55,300 --> 00:18:57,211
‫نه. نه، چرا؟

303
00:18:57,236 --> 00:19:01,048
‫دوستهای خیالی اغلب از یه
‫مکانیسم برای کنار اومدن

304
00:19:01,039 --> 00:19:03,110
‫ـ   برای فقدان چیزی بوجود میان

305
00:19:08,180 --> 00:19:12,128
‫دقیقا. یه جلوه آشکار
‫از ناراحتیهای عمقی

306
00:19:12,117 --> 00:19:14,097
‫نظری ندارین که
‫بتونه در اینمورد

307
00:19:14,119 --> 00:19:18,158
‫یکم به ما کمک کنه؟...

308
00:19:22,027 --> 00:19:23,165
‫خانم اسکاوو؟

309
00:19:33,038 --> 00:19:35,211
‫ممنون

310
00:19:41,146 --> 00:19:43,217
‫پل دروازه طلایی

311
00:19:43,248 --> 00:19:46,092
‫جای فوق العاده ای برای عکس
‫گرفتن از غروب خورشیده

312
00:19:46,084 --> 00:19:48,121
‫واسه همین برای عکس
‫گرفتن رفتم کنار پل ایستادم

313
00:19:48,153 --> 00:19:51,134
‫تنها چیزی که بعدش
‫فهمیدم، پلیس رسید

314
00:19:51,156 --> 00:19:53,295
‫مردم از موبایلشون
‫زنگ میزدن ۹۱۱

315
00:19:53,292 --> 00:19:57,069
‫فکر کردند میخوام
‫خودکشی کنم

316
00:20:02,267 --> 00:20:06,215
‫باورم نمیشه چطوری اون دوتا
‫اینقدر خوب باهم کنار اومدن

317
00:20:06,205 --> 00:20:08,048
‫آره. عجیبه

318
00:20:08,073 --> 00:20:12,044
‫اندرو مودب و خوبه

319
00:20:12,077 --> 00:20:14,216
‫حتی به لطیفه های جورج میخنده

320
00:20:14,213 --> 00:20:17,194
‫بخاطر همینه که عجیبه. چون
‫لطیفه های جورج بامزه نیست

321
00:20:17,216 --> 00:20:22,097
‫آه! جورج، میتونم
‫ازت یه سوالی بپرسم؟

322
00:20:22,087 --> 00:20:25,034
‫ـ   آه، یجورایی شخصی
‫ـ   حتما

323
00:20:25,057 --> 00:20:28,038
‫تا حالا واقعا با
‫یه زن بودی؟

324
00:20:28,060 --> 00:20:31,200
‫ببخشید؟

325
00:20:31,196 --> 00:20:33,176
‫خب، بیا رو راست باشیم

326
00:20:33,165 --> 00:20:37,113
‫از طرز رفتارت معلومه
‫که بازیکن نیستین

327
00:20:37,135 --> 00:20:40,173
‫واسه همین کنجکاو بودم بدونم
‫اصلا تا حالا توو بازی بودی یا نه

328
00:20:40,172 --> 00:20:44,018
‫تجربهء من با زنها
‫به تو مربوط نمیشه

329
00:20:44,009 --> 00:20:46,182
‫اوه، فکر میکنم، میشه. منظورم اینه
‫که، تو داری با مامانم قرار میزاری

330
00:20:46,178 --> 00:20:48,158
‫و هردومون میدونیم
‫که، در سن شما،

331
00:20:48,180 --> 00:20:51,184
‫قرار گذاشتن یکم بیشتر
‫از دست هم رو گرفتنه

332
00:20:52,150 --> 00:20:55,290
‫ـ   ما دقیقا... قرار نمیزاریم
‫ـ   اوه، صد در صد میزاری

333
00:20:55,287 --> 00:20:59,201
‫میدونی چیه؟ بنظر من عالیه. ولی
‫میخوام مطمئن بشم که مامانم خوشحاله

334
00:20:59,224 --> 00:21:01,295
‫و اینکه بدونم اون با
‫مردی که میدونه چطوری

335
00:21:01,293 --> 00:21:04,137
‫یک خانم رو راضی کنه...
‫واقعا خیالمو راحت میکنه

336
00:21:04,162 --> 00:21:06,142
‫این بیمورد و نابجاست

337
00:21:06,164 --> 00:21:10,271
‫میدونی، والدینم یه زندگی
‫همبستری عالی داشتن

338
00:21:10,269 --> 00:21:13,250
‫آره، یه بار از دیوار
‫اتاقم صداشونو شنیدم

339
00:21:13,272 --> 00:21:16,048
‫لطفا خفه شو

340
00:21:16,041 --> 00:21:19,284
‫شما هم باید صدای مامانمو شنیده
‫باشی. اون یه نالهء... عجیب داره

341
00:21:19,311 --> 00:21:24,021
‫یجورایی شبیه این
‫بود، آم... اومممم

342
00:21:24,016 --> 00:21:26,053
‫آه

343
00:21:26,084 --> 00:21:32,057
‫عجیب نیست؟ اون صدایی که وقتی
‫مامانم به اوج خودش میرسه در میاره

344
00:21:33,225 --> 00:21:39,039
‫خیلی خب، وقت دسر
‫ببخشید، یکی از بشقابها فرق داره

345
00:21:39,031 --> 00:21:41,170
‫سعی کردم عوضش کنم، ولی
‫این از مارک اسپود فلورانس

346
00:21:41,166 --> 00:21:44,147
‫یه نقش کمیاب
‫مال مادربزرگم بوده

347
00:21:44,136 --> 00:21:47,208
‫امیدوارم بمحض اینکه دسر
‫رو چشیدی فراموشش کنی

348
00:21:47,239 --> 00:21:50,220
‫ـ   گرسنه نیستم
‫ـ   باید اینو بخوری

349
00:21:50,208 --> 00:21:54,088
‫واقعا دلپذیره

350
00:22:01,086 --> 00:22:03,999
‫خودشه

351
00:22:04,022 --> 00:22:06,093
‫ـ   برو توی اتاقت
‫ـ   جورج

352
00:22:06,124 --> 00:22:10,072
‫شنیدی چی گفتم. برو توی اتاقت

353
00:22:10,095 --> 00:22:14,066
‫آقای ویلیامز، چی شده؟
‫من حرف بدی زدم؟

354
00:22:14,066 --> 00:22:17,070
‫بیری، لطفا پشت منو بگیر

355
00:22:17,302 --> 00:22:21,148
‫ـ   خب، اون چی گفته؟
‫ـ   نمیتونم بگم. خیلی زشته

356
00:22:21,139 --> 00:22:23,016
‫ولی گفته

357
00:22:23,275 --> 00:22:26,017
‫میخوای پشت
‫منو بگیری یا نه؟

358
00:22:26,011 --> 00:22:27,251
‫نمیتونم اجازه بدم به
‫بچهء من زور بگی

359
00:22:27,279 --> 00:22:30,283
‫اگه حتی نمیتونی
‫بگی اون چی گفته

360
00:22:35,220 --> 00:22:39,100
‫جورج؟ جورج

361
00:22:51,303 --> 00:22:53,249
‫خانم سولیس، دیوید برادلی هستم

362
00:22:53,271 --> 00:22:56,081
‫درمورد اون ملاقتمون
‫حس واقعا بدی دارم

363
00:22:56,074 --> 00:22:58,213
‫واسه همین، بخاطر جبرانش
‫میخوام در حقتون یه لطفی بکنم

364
00:22:58,210 --> 00:23:02,181
‫هرچی بیشتر فکر میکنم، بیشتر متقاعد میشم
‫که ازدواج شما یک ریل قطار شکسته ست

365
00:23:02,214 --> 00:23:05,058
‫از نوع پیچ و تاب دار
‫میدونی، با تلفات زیاد

366
00:23:05,083 --> 00:23:09,259
‫به هرحال، اسم یه وکیل طلاق
‫عالی براتون میزارم، کایر

367
00:23:13,191 --> 00:23:16,172
‫شما مشکل اعصاب داری که
‫اون پیام رو روی تلفنم گذاشتی

368
00:23:16,194 --> 00:23:19,073
‫پس فهمیدین که نامناسبه

369
00:23:19,064 --> 00:23:21,044
‫بهت میگم که چی نامناسبه

370
00:23:21,032 --> 00:23:24,013
‫داری درمورد ازدواج من
‫پاتو از گلیمت دراز تر میکنی

371
00:23:24,002 --> 00:23:26,039
‫ـ   نوشیدنی میخواین؟
‫ـ   نه

372
00:23:26,071 --> 00:23:29,143
‫میخوام وقتی دارم مردم رو توبیخ
‫میکنم. حواسم سر جاش باشه

373
00:23:29,141 --> 00:23:33,180
‫چی باعث شده فکر کنی درمورد
‫ازدواج من همه چیزو میدونی؟

374
00:23:33,178 --> 00:23:36,125
‫پرونده شوهرتون که به کنار
‫شما،

375
00:23:36,148 --> 00:23:38,094
‫به غرایزم استناد میکنم

376
00:23:38,083 --> 00:23:40,996
‫همون غرایزی که از توی
‫چاه فاضلاب درآوردی؟

377
00:23:41,019 --> 00:23:42,259
‫شما ممتاز هستین

378
00:23:42,287 --> 00:23:45,268
‫شما ناز پرورده این
‫شما روو به فسادین

379
00:23:45,257 --> 00:23:49,137
‫وقتی چیزی رو میخوای دیگه میخواین
‫شما برانگیختگی جنسی رو میخواین

380
00:23:49,161 --> 00:23:53,268
‫یه ملاقات خیلی سریع بعد از هر ۵ ماه
‫توی اتاق زندان اون آتیشو خاموش نمیکنه

381
00:23:53,265 --> 00:23:56,246
‫با تمام احترامی که براتون قایلم
‫خودم برای خودم تصمیم میگیرم

382
00:23:56,234 --> 00:23:58,214
‫چه آتیشی احتیاج به خاموش
‫شدن داره و چه موقع

383
00:23:58,236 --> 00:24:04,016
‫خانم سولیس، شما یه زن
‫زیبا... پسندیده هستین

384
00:24:04,009 --> 00:24:07,183
‫حالا، شوهرتون یه سبک مغز
‫فاسد، جنایتکار تند خوئه

385
00:24:07,212 --> 00:24:10,193
‫شما میتونی خیلی... بهتر
‫از اینا دست به کار بشین

386
00:24:10,215 --> 00:24:15,130
‫ـ   داری منو اغوا میکنی؟
‫ـ   اگه بکنم چی میگین؟

387
00:24:15,120 --> 00:24:17,191
‫میگم، ، من حامله ام

388
00:24:25,030 --> 00:24:27,010
‫پس میبینم که گیر افتادین

389
00:24:27,032 --> 00:24:31,139
‫آقای برادلی، من گیر نیافتادم. باورتون
‫بشه یا نشه، شوهرمو دوست دارم

390
00:24:32,204 --> 00:24:37,017
‫ساعتی ۷۰۰ دلار میگیرم
‫بعلاوه پول کپی برگه ها

391
00:24:37,008 --> 00:24:40,080
‫من به شما ۶۰۰ تا پرداخت میکنم
‫تا فردا ظهر هم یه ملاقات نکاهی میخوام

392
00:24:40,111 --> 00:24:42,148
‫پر توقع نیستین

393
00:24:42,180 --> 00:24:47,289
‫همونطور که گفتین
‫چیزی رو میخوام دیگه میخوام

394
00:24:50,055 --> 00:24:55,061
‫با زنی که توی خدمات اجتماعی صحبت کردم
‫گفت بیشتر بچه های فراری میان اینجا

395
00:24:56,061 --> 00:24:57,039
‫چیه؟

396
00:24:57,028 --> 00:25:00,009
‫فقط خوشحالم که روزم
‫رو با تو سپری میکنم

397
00:25:00,031 --> 00:25:03,205
‫توی کانون و
‫ایستگاه اتوبوسها؟

398
00:25:04,202 --> 00:25:07,081
‫میخوام برم ببینم اون
‫بچه ها زک رو دیدن یا نه

399
00:25:07,105 --> 00:25:09,085
‫اگه از هم جدا بشیم
‫بیشتر میتونیم برگردیم

400
00:25:09,074 --> 00:25:11,076
‫باشه

401
00:25:17,148 --> 00:25:19,253
‫ممنون

402
00:25:23,054 --> 00:25:26,160
‫شما این پسر رو ندیدی؟

403
00:25:26,191 --> 00:25:28,171
‫بچه؟ء گمشده. ندیدین؟

404
00:25:28,159 --> 00:25:32,164
‫یه بار، دو بار

405
00:25:35,300 --> 00:25:39,271
‫اوه، اشکالی نداره
‫اینارو نگه دارین؟

406
00:25:39,271 --> 00:25:43,117
‫و وقتی مردم بستنی
‫میخرن بهشون بدین؟

407
00:25:44,276 --> 00:25:48,315
‫ـ   چیه؟. . ـ   اوه
‫اون نیست؟ اونجا؟

408
00:25:51,283 --> 00:25:54,059
‫زک؟ زک

409
00:25:54,052 --> 00:25:57,158
‫اوه، نه، نه، نه

410
00:25:57,188 --> 00:26:00,101
‫نرو، نرو، زک، نرو

411
00:26:00,125 --> 00:26:03,299
‫زک، فرار نکن! صبرکن

412
00:26:03,295 --> 00:26:06,276
‫فقط... میشه برگردی اینجا؟

413
00:26:06,298 --> 00:26:10,246
‫بالا، فقط بیا
‫باهم صحبت کنیم

414
00:26:10,235 --> 00:26:13,079
‫لعنتی، زک

415
00:26:13,071 --> 00:26:14,175
‫دیگه کافیه

416
00:26:23,081 --> 00:26:26,153
‫ـ   اینجا هیچکس زک رو ندیده

417
00:26:26,151 --> 00:26:30,293
‫ولی اونظرف یه خونه هست
‫که میخوام برم ببینم... اون

418
00:26:31,256 --> 00:26:33,031
‫حالت خوبه؟

419
00:26:37,028 --> 00:26:39,201
‫برات بستنی گرفتم

420
00:26:39,297 --> 00:26:40,275
‫گرفتی؟

421
00:26:40,265 --> 00:26:43,269
‫ولی بعدش گرسنه م شد

422
00:26:46,071 --> 00:26:49,177
‫بستنی رو پرت کردم
‫طرقشو فرار کردم

423
00:26:52,243 --> 00:26:56,157
‫ـ   یکی یه چیزی بگه. /ـ   خدارو شکر
‫که جلوی پات دست انداز نبوده

424
00:26:56,147 --> 00:26:59,128
‫من توو فکر اینم که
‫مایک پدر واقعی زک

425
00:27:01,152 --> 00:27:04,258
‫باید به مایک میگفتم که زک رو
‫دیدم. من آدم وحشتناکی ام، درسته؟

426
00:27:04,255 --> 00:27:07,202
‫اوه، سوزان، بیخیال
‫اون به فیلیسیا حمله کرده

427
00:27:07,225 --> 00:27:11,071
‫آشپزخونهء تو رو منفجر کرده
‫ظاهرا سعی کرده مایک رو هم بکشه

428
00:27:11,062 --> 00:27:14,066
‫فکر کنم میتونیم قبول کنیم
‫که این بچه عجیب غریبه

429
00:27:18,169 --> 00:27:21,150
‫تو چی فکر میکنی، بیری؟

430
00:27:21,172 --> 00:27:24,016
‫خب، من فکر میکنم، با
‫تمام اون اتفاقی که افتاده

431
00:27:24,042 --> 00:27:28,218
‫آم، کاملا حق داری
‫که از زک بترسی

432
00:27:29,047 --> 00:27:31,152
‫ولی؟

433
00:27:32,150 --> 00:27:34,289
‫ولی زک پسر مری آلیس

434
00:27:34,285 --> 00:27:37,129
‫اون توی حیاظهامون
‫بازی کرده و بزرگ شده

435
00:27:37,155 --> 00:27:39,157
‫اگه اون شانسی برای
‫زنده موندن داشته باشه

436
00:27:39,157 --> 00:27:43,037
‫بنظر من بهتره که اینجا
‫باشه تا توی خیابونها

437
00:27:49,200 --> 00:27:53,148
‫نمیتونم تصور کنم که برگشتن من
‫به کار باعث غمگینی پارکر باشه

438
00:27:53,171 --> 00:27:55,151
‫ببین، اون حالش خوب میشه

439
00:27:55,140 --> 00:27:59,282
‫اون فقط باید به عشق
‫همیشگی بابایی عادت کنه

440
00:27:59,310 --> 00:28:02,189
‫شوخی کردم. شوخی کردم

441
00:28:02,213 --> 00:28:05,057
‫ببین، بچه ها متغیر اند
‫با این مسئله کنار میاد

442
00:28:05,050 --> 00:28:07,030
‫تام، اون با چتر
‫معلمش رو زده

443
00:28:07,052 --> 00:28:09,032
‫هل داده. اونو هل داده

444
00:28:09,054 --> 00:28:12,035
‫نمیدونم. شاید من
‫نباید برم سر کار؟

445
00:28:12,023 --> 00:28:15,095
‫به نفع بچه هاست که
‫والدیلشون خونه نشین باشن

446
00:28:15,126 --> 00:28:17,265
‫اگرچه خریدن غذا ممکنه
‫به یه معضل تبدیل بشه

447
00:28:17,262 --> 00:28:21,108
‫شاید بتونم برنامه کاریمو تغییر بدم
‫سعی کنم مقداریشو توی خونه انجام بدم

448
00:28:21,132 --> 00:28:25,012
‫ـ   نینا باهاش موافق میکنه؟
‫ـ   نه

449
00:28:25,136 --> 00:28:29,050
‫نه. نه، نه، نه

450
00:28:29,074 --> 00:28:32,283
‫اگه تو هم چندتا نظر
‫بدی میتونه خوب باشه

451
00:28:32,277 --> 00:28:35,087
‫ـ   بغل کردن چطوره؟
‫ـ   بغل کردن؟

452
00:28:35,113 --> 00:28:38,060
‫توی یکی از اون مجله ها
‫خوندم که بچه ها باید

453
00:28:38,049 --> 00:28:42,225
‫در روز۰۱بار بغل بشن. اینطوری بیشتر احساس
‫امنیت میکنن. من میگم روی بغل کردن کار کن

454
00:28:42,253 --> 00:28:44,233
‫و این همه چیزو حل
‫میکنه؟ بغل کردن؟

455
00:28:44,255 --> 00:28:46,098
‫آره

456
00:28:46,091 --> 00:28:48,071
‫بیا اینجا

457
00:28:49,194 --> 00:28:52,073
‫بیا اینجا

458
00:28:52,197 --> 00:28:54,199
‫سلام

459
00:28:55,033 --> 00:28:57,206
‫سلام

460
00:28:58,169 --> 00:29:03,118
‫ـ   کارسازه، مگه نه؟
‫ـ   خفه شو

461
00:29:11,216 --> 00:29:14,197
‫سلام، رفیق، سرت شلوغه؟

462
00:29:14,219 --> 00:29:17,200
‫بله. خانم مالبری
‫داره برام کتاب میخونه

463
00:29:17,188 --> 00:29:23,036
‫خب، چه خوب. ولی الان وقت خوابه
‫پس مجبورم بخوابونمت. باشه

464
00:29:23,294 --> 00:29:25,240
‫نه

465
00:29:32,237 --> 00:29:37,118
‫میدونم از وقتی که من رفتم سر کار
‫بعضی چیزا برای تو سخت شده

466
00:29:37,108 --> 00:29:40,089
‫ولی همینقدر که برای تو سخته
‫دور بودن از تو برای منم سخته

467
00:29:40,111 --> 00:29:45,254
‫و فقط باید یادت باشه که
‫حتی وقتی کنارت نیستم

468
00:29:45,283 --> 00:29:48,127
‫عشقم نسبت به تو واقعی...

469
00:29:48,119 --> 00:29:53,262
‫ممکنه قادر به دیدنش نباشی
‫ولی مثل خانم مالبری تخیلی نیست

470
00:29:53,291 --> 00:29:56,135
‫واقعی

471
00:29:58,029 --> 00:29:59,099
‫باشه، عزیزم؟

472
00:29:59,097 --> 00:30:04,069
‫خانم مالبری واقعی
‫و گفت شما یه دروغگوئین

473
00:30:04,068 --> 00:30:06,241
‫پارکر

474
00:30:11,242 --> 00:30:14,155
‫ـ   پارکر
‫ـ   داریم میخونیم

475
00:30:25,123 --> 00:30:29,196
‫من... متوجه نمیشم. چرا
‫دیگه نمیتونیم همدگیه رو ببینیم؟

476
00:30:29,227 --> 00:30:32,231
‫چون از وقتی که فهمیدم
‫اندرو به تو چی گفته

477
00:30:32,230 --> 00:30:35,006
‫دارم خودکاوی میکنم...

478
00:30:35,033 --> 00:30:38,173
‫میفهمم که تمام اون اتفاقاتی
‫که افتاده کاملا تقصیر منه

479
00:30:38,169 --> 00:30:41,150
‫ـ   اوه، نه. این مسخره ست
‫ـ   نه، نیست.

480
00:30:41,139 --> 00:30:44,245
‫تمام حرفایی که اندرو
‫میگه و طرز رفتارهاش

481
00:30:44,275 --> 00:30:47,085
‫مرتبط با مرگ پدرشه...

482
00:30:47,078 --> 00:30:49,024
‫واضحه که باید وقت
‫بیشتری رو صرف

483
00:30:49,013 --> 00:30:51,118
‫تمرکز روی اون و نیازهاش کنم...

484
00:30:51,149 --> 00:30:56,258
‫میدونی، حق با توئه
‫لازمه که روی اندرو تمرکز کنی

485
00:30:56,254 --> 00:31:00,100
‫ممنون، جورج
‫برای اینقدر با فهم بودن

486
00:31:00,091 --> 00:31:02,093
‫خواهش میکنم

487
00:31:05,063 --> 00:31:07,304
‫پس، تا حالا به
‫مشاوره فکر کردی؟

488
00:31:07,298 --> 00:31:11,246
‫اونجایی که فرستاده بودیش
‫همون اردوگاه اصلاح تربیتی؟

489
00:31:11,269 --> 00:31:14,307
‫ـ   اونجا مشاوره کرده؟
‫ـ   فقط بخاطر این فرستادمش اونجا

490
00:31:14,305 --> 00:31:19,084
‫چون در اون زمان طرز رفتار
‫اون خیلی خارج از مرز بود

491
00:31:19,077 --> 00:31:22,149
‫تو... فکر نمیکنی حرفی که
‫به من گفت خارج از مرز بود؟

492
00:31:22,146 --> 00:31:26,094
‫فقط فکر میکنم اگه زمان بیشتری رو
‫باهاش سپری کنم، واقعا کمک میکنه

493
00:31:26,150 --> 00:31:29,256
‫چرا هردوتاشو نکنی؟ بزار یه چند
‫ماه با چندتا آدم حرفه ای باشه

494
00:31:29,254 --> 00:31:33,100
‫ـ   و بعدش برش گردون خونه
‫ـ   چیزی که به تو گفت واقعاگستاخانه بود

495
00:31:33,091 --> 00:31:37,062
‫ولی اون اردوگاه، افراطی
‫و، منظورم اینه که

496
00:31:37,095 --> 00:31:42,238
‫مگر اینکه حس کنم اندرو واقعا داره
‫از کنترل خارج میشه، اونوقت

497
00:31:43,234 --> 00:31:47,114
‫خب، بیا امیدوار باشیم
‫کار به اونجاها نکشه

498
00:31:48,106 --> 00:31:52,248
‫میدونی، با وجود تمام اتفاقاتی که
‫افتاد، من واقعا از اندرو خوشم میاد

499
00:31:52,277 --> 00:31:55,224
‫ـ   اوه، جورج، واقعا؟
‫ـ   آره

500
00:31:55,246 --> 00:32:00,127
‫حقیقت اینه که... اون
‫منو یاد خودم میندازه

501
00:32:02,120 --> 00:32:04,259
‫قانون نکاحی ۴۵ دقیقه
‫بهتون وقت میده

502
00:32:04,255 --> 00:32:08,101
‫هر ۱۵ دقیقه زنگ میزنیم تا
‫مطمئن بشیم اینجائین. فهمیدین؟

503
00:32:08,092 --> 00:32:11,232
‫بله، فهمیدیم. آه، برای جواب دادن به
‫تلفن عشق بازیمونو متوقف میکنیم

504
00:32:11,229 --> 00:32:14,073
‫وگرنه اون روی سگ شما بالا میاد...
‫باشه.

505
00:32:14,098 --> 00:32:18,240
‫من حاضرم هر وقت
‫تو... ظاهرا حاضری

506
00:32:29,047 --> 00:32:32,187
‫کارلوس، یعنی میشه؟

507
00:32:32,183 --> 00:32:36,996
‫شده. میخوای دوباره
‫تکرار کنیم؟

508
00:32:37,255 --> 00:32:40,099
‫نه، دارم خودمونو میگم

509
00:32:40,091 --> 00:32:44,062
‫رابطه مون. ازدواجمون

510
00:32:44,095 --> 00:32:47,008
‫کارلوس، تو قراره پدر بشی

511
00:32:47,031 --> 00:32:49,170
‫وقتی از اینجا بیای بیرون
‫باید یه شغل دست و پا کنی

512
00:32:49,200 --> 00:32:53,171
‫و یه زندگی شرافتمندانه برای
‫من و بچه مون درست کنی

513
00:32:53,171 --> 00:32:55,242
‫عزیزم، من درسامو یاد گرفتم

514
00:32:55,273 --> 00:32:59,119
‫باشه، وقتی از اینجا بیام بیرون
‫همه چیز عوض میشه

515
00:32:59,110 --> 00:33:02,091
‫با یه زندگی جدید و یه خونواده
‫عالی از اول شروع میکنیم

516
00:33:02,113 --> 00:33:06,289
‫و هیچ چیز جلودارش نیست

517
00:33:12,123 --> 00:33:14,194
‫هی، نگفتی،

518
00:33:14,225 --> 00:33:17,297
‫وکیل جدید چطوره؟
‫ازش خوشت میاد؟

519
00:33:24,068 --> 00:33:25,138
‫بله

520
00:33:25,169 --> 00:33:29,140
‫آره، هنوز همینجام

521
00:33:31,109 --> 00:33:33,089
‫خیلی خب. گفتگو کافیه

522
00:33:33,111 --> 00:33:38,117
‫فقط از ۳۰ دقیقه استفاده کردیم
‫میخوام ازش استفادهء کامل بکنم

523
00:33:52,196 --> 00:33:54,267
‫باشه، خواهش میکنم فرار نکن

524
00:33:54,298 --> 00:33:57,279
‫ـ   نمیتونم. پام زخمی شده
‫ـ   چطوری؟

525
00:33:57,268 --> 00:34:01,273
‫موقعی که داشتم از شما
‫فرار میکردم افتادم

526
00:34:03,041 --> 00:34:06,045
‫ـ   چی میخواین؟
‫ـ   میخوام باهات صحبت کنم

527
00:34:06,077 --> 00:34:09,058
‫ـ   چرا؟
‫ـ   چون خیلی چیزا دارم که باید بگم

528
00:34:09,047 --> 00:34:12,028
‫میتونی فقط گوش بدی
‫برات غذا میخرم

529
00:34:12,050 --> 00:34:14,997
‫آخرین باری که غذا
‫خوردی کی بوده؟

530
00:34:21,159 --> 00:34:24,140
‫بابام زنده ست؟
‫اون کجاست؟

531
00:34:24,128 --> 00:34:26,199
‫نمیدونم. غیبش زده

532
00:34:26,230 --> 00:34:29,143
‫ولی مایک اونو نکشته. اون زنده ست
‫شما قسم خوردین

533
00:34:29,167 --> 00:34:32,046
‫ـ   قسم میخورم
‫ـ   شاید توی یوتاه باشه

534
00:34:32,036 --> 00:34:36,075
‫میدونم که قبل از من
‫اونجا زندگی میکرده

535
00:34:36,107 --> 00:34:40,146
‫فقط... فقط برای پیدا
‫کردنش یکم پول لازم دارم

536
00:34:40,178 --> 00:34:44,092
‫زک، میدونی نظر من چیه؟
‫فکرمیکنم باید با من برگردی

537
00:34:44,082 --> 00:34:46,119
‫ـ   چرا؟ ـ   هنوزآدمایی
‫هستند که توی خونه منتظرتند

538
00:34:46,150 --> 00:34:50,098
‫و به تو اهمیت میدن
‫و چیزایی هست که لازمه بدونی

539
00:34:50,088 --> 00:34:52,068
‫مثل چی؟

540
00:34:53,024 --> 00:34:54,264
‫خب، نمیتونم بهت بگم

541
00:34:54,258 --> 00:34:57,137
‫تو زندگی خیلی ها رو
‫خراب کردی، زک

542
00:34:57,161 --> 00:35:01,109
‫ـ   نمیتونی از این مسئله فرار کنی
‫ـ   منظورتون جولی؟

543
00:35:01,165 --> 00:35:03,145
‫چی؟

544
00:35:04,235 --> 00:35:07,079
‫میدونم که زندگیشو خراب کردم

545
00:35:07,071 --> 00:35:09,176
‫ولی قصد نداشتم

546
00:35:09,207 --> 00:35:12,120
‫واقعا دلم براش تنگ شده

547
00:35:12,143 --> 00:35:15,090
‫همیشه بهش فکر میکنم

548
00:35:15,079 --> 00:35:17,218
‫آره، خب، جولی دختر خاصیه

549
00:35:17,215 --> 00:35:20,059
‫درمورد من چیزی گفته؟

550
00:35:20,084 --> 00:35:23,190
‫اگه گفته، پس هنوز ممکنه شانس
‫این باشه که بتونم باهاش باشم

551
00:35:24,255 --> 00:35:28,260
‫اگه بتونم با شما برگردم
‫اونوقت میتونم براش توضیح بدم

552
00:35:31,195 --> 00:35:34,074
‫میدونی نظر من چیه؟

553
00:35:35,199 --> 00:35:37,179
‫فکر میکنم حق با توئه

554
00:35:37,201 --> 00:35:40,273
‫فکر میکنم اول باید سعی
‫کنی پدرت رو پیدا کنی

555
00:35:40,304 --> 00:35:44,081
‫ـ   آره؟
‫ـ   آره

556
00:35:45,009 --> 00:35:49,151
‫حالا که میدونی حالش
‫خوبه، باید بری دنبالش

557
00:35:49,180 --> 00:35:55,062
‫اونم میخوات از تو مراقبت کنه
‫این چیزی که همهء والدین میخوان

558
00:35:58,089 --> 00:36:00,228
‫اجازه بده کمکت کنم

559
00:36:00,224 --> 00:36:06,197
‫فکر میکنی برای رسیدن به
‫یوتاه چقدر پول لازمت میشه؟

560
00:36:57,248 --> 00:37:01,196
‫بابایی! نمیتونم چتر خانم
‫مالبری رو پیدا کنم. کجاست؟

561
00:37:01,219 --> 00:37:04,132
‫نمیدونم
‫عزیزم تو چتر رو ندیدی؟

562
00:37:04,121 --> 00:37:07,295
‫نه. نمیتونم بگم دیدم

563
00:37:07,291 --> 00:37:12,036
‫خیلی خب، گوش کن. نگران نباش
‫مطمئنم خانم مالبری همین اطرافه

564
00:37:12,063 --> 00:37:15,237
‫یا، آه... شایدم نیست

565
00:37:16,067 --> 00:37:19,048
‫اون میتونه رفته باشه

566
00:37:19,070 --> 00:37:21,072
‫میدونی،

567
00:37:21,072 --> 00:37:24,144
‫شاید چندتا پسر کوچولوی دیگه
‫هم داره که به کمکش نیاز دارن

568
00:37:24,175 --> 00:37:26,052
‫ـ   مثل کی؟
‫ـ   نمیدونم

569
00:37:26,043 --> 00:37:30,150
‫میتونه یه پسر کوچولو
‫توی، آه... انگلیس باشه

570
00:37:30,147 --> 00:37:34,061
‫به اسم... اسپنسر

571
00:37:34,085 --> 00:37:37,157
‫ـ   لینت؟. . ـ   این
‫حدسی که من میزنم

572
00:37:37,188 --> 00:37:43,036
‫ولی امکانش هست که
‫یکی مثل اسپنسر کوچولو

573
00:37:43,060 --> 00:37:44,164
‫بیشتر به خانم مالبری احتیاج داره...

574
00:37:44,161 --> 00:37:50,009
‫چون اون یه بابایی و یه مامانی
‫که دوستش داشته باشن رو نداره

575
00:37:50,034 --> 00:37:54,141
‫آره. همینه. اون یه بچه یتیم

576
00:37:54,138 --> 00:37:59,110
‫دست هم نداره. خب؟

577
00:37:59,277 --> 00:38:01,154
‫عزیزم. بیا اینجا

578
00:38:01,178 --> 00:38:04,284
‫دوستت دارم. حالت خوبه؟
‫برو لباس بپوش

579
00:38:04,282 --> 00:38:07,286
‫چه بلایی سر خانم
‫مالبری آوردی؟

580
00:38:07,318 --> 00:38:12,290
‫از اونجایی که جسدی وجود نداره
‫هیچ مدرک جرمی هم وجود نداره

581
00:38:15,259 --> 00:38:19,036
‫خانم مالبری! اون برگشته

582
00:38:20,031 --> 00:38:22,102
‫اوه... چه خوب

583
00:38:22,099 --> 00:38:24,045
‫خانم مالبری برگشته

584
00:38:39,116 --> 00:38:43,155
‫ـ   اون تصادف کرد. اون مرده
‫ـ   نگران نباش. من اینجائم

585
00:38:43,187 --> 00:38:46,259
‫شاید طوریش نشده. شاید
‫بتونم زنگ بزنم ۹۱۱، یا

586
00:38:46,257 --> 00:38:51,229
‫نه، تام. دیگه مرده

587
00:39:12,149 --> 00:39:14,993
‫شناگران، به جای خود

588
00:39:15,019 --> 00:39:16,999
‫جورج، اینجا چیکار میکنی؟

589
00:39:17,021 --> 00:39:18,227
‫نگران نباش، بیری، زود میرم

590
00:39:18,255 --> 00:39:21,065
‫درمورد حرفی که زدی
‫فکر کردم، و حق با توئه

591
00:39:21,058 --> 00:39:25,097
‫ـ   اندرو به زمان احتیاج داره
‫ـ   خب، ممنون، جورج

592
00:39:25,129 --> 00:39:27,268
‫بهتره که من دور بمونم

593
00:39:27,298 --> 00:39:31,246
‫و اگه میخوای داروخونه رو هم
‫عوض کنی کاملا درک میکنم

594
00:39:31,235 --> 00:39:36,048
‫ولی میخوام یه هدیه
‫خداحافظی کوچولو به تو بدم

595
00:39:42,113 --> 00:39:46,255
‫جورج! این نقش بشقاب مادربزرگمه
‫از کجا پیداش کردی؟

596
00:39:46,250 --> 00:39:49,060
‫توی یه جراج
‫اینترنتی شانس آوردم

597
00:39:52,256 --> 00:39:55,999
‫دوستش دارم! ممنونم. اوه

598
00:39:56,060 --> 00:39:58,040
‫جورج

599
00:40:02,099 --> 00:40:05,080
‫اوه، جورج. جورج

600
00:40:05,169 --> 00:40:07,979
‫جورج

601
00:40:13,110 --> 00:40:16,114
‫اندرو! چیکار میکنی؟

602
00:40:17,114 --> 00:40:18,218
‫اندرو

603
00:40:20,151 --> 00:40:22,222
‫ولش کن، اندرو

604
00:40:24,054 --> 00:40:27,263
‫ـ   تمومش کن
‫ـ   دیوونه شدی؟ تمومش کن

605
00:40:28,159 --> 00:40:31,163
‫اونو دیدی؟
‫داشت بوسش میکرد

606
00:40:31,162 --> 00:40:32,197
‫اوه، خدای من، خونریزی داری

607
00:40:32,196 --> 00:40:37,043
‫ـ   اون عوضی داشت بوسش میکرد
‫ـ   حالا دیگه آروم باش

608
00:40:50,014 --> 00:40:54,019
‫<font color=#FF۸۰۰۰>دنیا پر شده از پدرهای خوب</font>

609
00:40:54,051 --> 00:40:56,190
‫<font color=#FF۸۰۰۰>چطوری اونا رو بشناسیم؟</font>

610
00:40:56,220 --> 00:41:00,066
‫<font color=#FF۸۰۰۰>اونا همون پدرانی اند
‫که از نبودشون</font>

611
00:41:00,057 --> 00:41:05,063
‫<font color=#FF۸۰۰۰>... همه چیز بطور مخوفی
‫از هم پاشیده میشه</font>

612
00:41:07,198 --> 00:41:10,179
‫<font color=#FF۸۰۰۰>اونا همون پدرانی اند
‫که عاشقمون هستند</font>

613
00:41:10,201 --> 00:41:15,173
‫<font color=#FF۸۰۰۰>... حتی قبل از اینکه به دنیا بیایم</font>

614
00:41:16,073 --> 00:41:20,215
‫<font color=#FF۸۰۰۰>اونا همون پدرانی اند
‫که میان به دنبالمون</font>

615
00:41:20,211 --> 00:41:24,216
‫<font color=#FF۸۰۰۰>... وقتی نمیتونیم راه
‫خونه مون رو پیدا کنیم</font>

616
00:41:30,087 --> 00:41:32,260
‫هی، چی شده؟

617
00:41:34,091 --> 00:41:36,071
‫بخاطر من

618
00:41:36,093 --> 00:41:42,100
‫دوست خیالی پسرم زیر...
‫چرخ ماشین آشغالی له شد

619
00:41:44,268 --> 00:41:48,114
‫من بدترین آدم توی دنیا هستم

620
00:41:48,105 --> 00:41:52,076
‫<font color=#FF۸۰۰۰>بله، دنیا پر شده از پدرهای خوب</font>

621
00:41:52,109 --> 00:41:56,080
‫عزیزم، اون خیلی زود
‫اینو فراموش میکنه

622
00:41:56,080 --> 00:41:57,218
‫حرفمو باور کن

623
00:41:57,248 --> 00:42:00,229
‫و یه روز، وقتی بزرگ شد

624
00:42:00,251 --> 00:42:05,030
‫تو و پارکر با بیاد آوردنش
‫از خنده روده بر میشین

625
00:42:05,022 --> 00:42:06,262
‫واقعا اینطور فکر
‫میکنی؟ واقعا؟

626
00:42:06,290 --> 00:42:08,133
‫<font color=#FF۸۰۰۰>و بهترین اون پدرها</font>

627
00:42:08,125 --> 00:42:11,265
‫<font color=#FF۸۰۰۰>... پدرانی اند که توی
‫زندگیشون به زنها</font>

628
00:42:11,262 --> 00:42:13,242
‫قول میدم

629
00:42:13,264 --> 00:42:19,146
‫<font color=#FF۸۰۰۰>... این حس رو تلقین میکنن
‫که مادرهای خوبی هستند</font>

