1
00:00:00,917 --> 00:00:02,021
‫<font color=#FF۸۰۰۰>آنچه گذشت</font>

2
00:00:02,052 --> 00:00:05,898
‫پلیس پدرتون رو نقش قبر کرده
‫فکرمیکنن یه نفر اونو مسموم کرده

3
00:00:05,922 --> 00:00:09,062
‫ـ    ظاهرا. من مشکوکم
‫<font color=#FF۸۰۰۰>بیری حس کرد گذشته تهدیدش میکنه</font>

4
00:00:09,092 --> 00:00:11,038
‫ـ    یه وکیل بگیر
‫ـ    داری منو اغوا میکنی؟

5
00:00:11,027 --> 00:00:13,132
‫<font color=#FF۸۰۰۰>گبرییل با یه ناکس مورد
‫تهدید قرار گرفته بود</font>

6
00:00:13,129 --> 00:00:16,133
‫جولی؟ اگه با شما برگردم
‫شاید بتونم براش توضیح بدم

7
00:00:16,166 --> 00:00:19,204
‫بنظرم اول باید پدرت رو
‫پیدا کنی. اجازه بده کمکت کنم

8
00:00:19,235 --> 00:00:21,977
‫<font color=#FF۸۰۰۰>و زمانی که بعضی از تهدیدها</font>

9
00:00:25,008 --> 00:00:27,181
‫<font color=#FF۸۰۰۰>... کنترل شد</font>

10
00:00:27,177 --> 00:00:29,020
‫بیا همینجا تمومش کنیم

11
00:00:29,012 --> 00:00:33,085
‫<font color=#FF۸۰۰۰>... بعضیها آزاد شدند که برگردند</font>

12
00:00:35,952 --> 00:00:41,095
‫<font color=#FF۸۰۰۰>لینت اسکاوو از همون روز اولی که
‫وارد محل کار شد براش روشن شد</font>

13
00:00:41,091 --> 00:00:45,972
‫<font color=#FF۸۰۰۰>که رئیس جدیدش، نینا
‫بطور فوق العاده... عصبی بود</font>

14
00:00:45,995 --> 00:00:51,138
‫لینت برای آروم کردن اعصابش سعی
‫کرد به رئیسش هدایای بدردبخوری بده

15
00:00:51,134 --> 00:00:54,172
‫<font color=#FF۸۰۰۰>یه دستگاه آرامش بخش</font>

16
00:00:56,973 --> 00:00:59,954
‫<font color=#FF۸۰۰۰>... شمعهای طبی</font>

17
00:01:01,010 --> 00:01:05,049
‫<font color=#FF۸۰۰۰>... حتی توپهای آرامش روان</font>

18
00:01:05,048 --> 00:01:08,120
‫ولی بنظر هیچی اعصاب
‫نینا رو راحت نمیکرد

19
00:01:08,151 --> 00:01:11,963
‫هنوزم طرحش از مد افتاده ست

20
00:01:11,988 --> 00:01:16,095
‫میدونی، راستش از اینکه بخوام اینو
‫با صدای بلند بگم فکم درد میکنه

21
00:01:16,092 --> 00:01:20,040
‫همین الان تاتی تاتی برمیگردین
‫توی سوراخهاتون

22
00:01:20,029 --> 00:01:21,975
‫و با یه طرح عالی میاین اینجا

23
00:01:21,998 --> 00:01:27,141
‫یا وگرنه، به همه تون
‫لقب تاریخ گذشته میدم

24
00:01:28,938 --> 00:01:31,976
‫<font color=#FF۸۰۰۰>تا اینکه یه روز، لینت
‫بفکرش رسید</font>

25
00:01:32,008 --> 00:01:36,980
‫<font color=#FF۸۰۰۰>... برای آرامش یه راه دیگه
‫مونده که باید امتحانن کنه</font>

26
00:01:38,114 --> 00:01:41,095
‫این گیملت. خوشت میاد

27
00:01:41,117 --> 00:01:42,221
‫دقیقا برنامه ت چیه

28
00:01:42,218 --> 00:01:45,995
‫که این همه مشروب به من میدی؟
‫که یه مقام جدید بهت بدم؟

29
00:01:46,022 --> 00:01:49,970
‫مسخره نشو. میشه فعلا این
‫چیزا رو بزاریم کنار، لطفا؟

30
00:01:52,028 --> 00:01:55,009
‫آخرین باری که همچین
‫جایی بودم رو یادم نمیاد

31
00:01:54,998 --> 00:01:59,071
‫باید آخرین باری بوده باشه
‫که یه دوست پسر داشتم، که

32
00:01:59,102 --> 00:02:01,048
‫اوه، خدا، من چقدر بدبختم

33
00:02:01,037 --> 00:02:03,142
‫چرا نمیری اونجا
‫وارد بازی بشی؟

34
00:02:03,173 --> 00:02:05,915
‫باورت میشه یا نمیشه

35
00:02:05,942 --> 00:02:10,186
‫وقتی موقع ملاقات با مردها
‫میشه، من... خجالتی ام

36
00:02:10,180 --> 00:02:12,126
‫خب، من نیستم

37
00:02:12,148 --> 00:02:17,188
‫پس، آه، اونی که
‫اونجا ایستاده چطوره؟

38
00:02:17,187 --> 00:02:20,964
‫از وقتی اومدیم داخل
‫داره تو رو میپاد

39
00:02:20,957 --> 00:02:24,029
‫ـ    جذابه...
‫ـ   پس پاشو برو اونجا

40
00:02:24,160 --> 00:02:27,972
‫ـ    نه
‫ـ    اوه، محض رضای خدا

41
00:02:27,964 --> 00:02:31,002
‫داری کجا میری؟
‫لینت، بشین

42
00:02:33,937 --> 00:02:35,211
‫هی، راه بده

43
00:02:35,205 --> 00:02:38,049
‫دوستمو میبینی، اونجا؟

44
00:02:38,074 --> 00:02:40,213
‫اون فکر میکنه تو جذابی

45
00:02:42,045 --> 00:02:44,218
‫چرا براش یه نوشیدنی نمیخری؟

46
00:02:47,984 --> 00:02:51,124
‫سلام، به همگی، سلام

47
00:02:51,120 --> 00:02:53,964
‫اوه، چه صبح
‫قشنگی، مگه نه؟

48
00:02:53,990 --> 00:02:55,128
‫مرسی، عزیزم

49
00:02:55,124 --> 00:02:58,128
‫اوه، سلام، لینت، طرح
‫پیشنهادی جدید ودکا رو خوندم

50
00:02:58,127 --> 00:03:01,973
‫ـ    اوه! شماها معرکه این
‫ـ    عجب

51
00:03:01,998 --> 00:03:04,103
‫ـ    چه خوش رنگه
‫ـ    مرسی

52
00:03:04,100 --> 00:03:06,944
‫ـ    هی، نینا
‫ـ   بله

53
00:03:06,970 --> 00:03:10,110
‫<font color=#FF۸۰۰۰>اگرچه ممکن بود با یه رفتار
‫غیر منتظره روبه رو بشه</font>

54
00:03:10,106 --> 00:03:13,087
‫اونا همون لباسهایی ئن
‫که دیشب تنت بود؟

55
00:03:13,109 --> 00:03:14,952
‫آره

56
00:03:14,978 --> 00:03:18,187
‫<font color=#FF۸۰۰۰>بالاخره اعصاب نینا از مدل</font>

57
00:03:19,082 --> 00:03:22,996
‫<font color=#FF۸۰۰۰>... از مد افتاده آزاد شد</font>

58
00:04:05,962 --> 00:04:10,934
‫<font color=#FF۸۰۰۰>توی دنیا همه به شخصی احتیاج
‫دارند که بتونن بهش تکیه کنن</font>

59
00:04:10,967 --> 00:04:13,038
‫<font color=#FF۸۰۰۰>میتونه یه پرستار با ایمان باشه</font>

60
00:04:13,069 --> 00:04:16,050
‫<font color=#FF۸۰۰۰>... یه شخص محرم اسرار</font>

61
00:04:16,039 --> 00:04:19,919
‫<font color=#FF۸۰۰۰>... یا یه دوست باوفا</font>

62
00:04:19,943 --> 00:04:22,184
‫<font color=#FF۸۰۰۰>برای سوزان مایر
‫اون شخص تکیه گاه</font>

63
00:04:22,178 --> 00:04:27,025
‫<font color=#FF۸۰۰۰>... ناشر کتابش، لونی موون بود</font>

64
00:04:27,016 --> 00:04:31,988
‫<font color=#FF۸۰۰۰>لونی بود که به سوزان کمک
‫کرد تا اولین کتابشو چاپ کنه</font>

65
00:04:32,021 --> 00:04:37,095
‫<font color=#FF۸۰۰۰>لونی بود که شب اول تولد جولی
‫سوزان رو از بیمارستان آورد خونه</font>

66
00:04:37,126 --> 00:04:41,939
‫<font color=#FF۸۰۰۰>لونی بود که برای رهایی ذهن
‫سوزان از طلاق دردناکش</font>

67
00:04:41,931 --> 00:04:44,036
‫<font color=#FF۸۰۰۰>... اونو به یه تعطیلات مفرح برد</font>

68
00:04:44,067 --> 00:04:49,016
‫<font color=#FF۸۰۰۰>بله، لونی کوه تکیه گاه سوزان بود</font>

69
00:04:49,038 --> 00:04:52,110
‫<font color=#FF۸۰۰۰>از شانس بد سوزان، کوه تکیه
‫گاهش در شُرُف از هم پاشیدن بود</font>

70
00:04:52,141 --> 00:04:55,088
‫برای دوستان و خانواده اش

71
00:04:55,111 --> 00:04:59,082
‫برای آنانی که به ما ملحق
‫میشوند، برای ملانی فاستر

72
00:04:59,082 --> 00:05:02,029
‫ـ    لونی! اینجا چیکار میکنی؟
‫ـ    از ظهر گذشته

73
00:05:02,018 --> 00:05:06,023
‫میشه تفریحی رفت
‫و یه چیزی نوشید

74
00:05:06,055 --> 00:05:09,969
‫باورم نمیشه در اینمورد میخوام با تو
‫صحبت کنم. مثلا من تکیه گاه توئم

75
00:05:09,959 --> 00:05:11,199
‫ولی خیلی خوشحالم
‫که اومدم. خیلی خوشه

76
00:05:11,194 --> 00:05:16,075
‫باید روو راست باشم
‫از این کارم یه انگیره پنهانی دارم

77
00:05:16,099 --> 00:05:17,043
‫اوه؟

78
00:05:17,033 --> 00:05:19,104
‫تصمیم گرفتم خودم مستقل بشم

79
00:05:19,102 --> 00:05:21,912
‫داری از شرکت
‫مویر و هانت بیرون میای؟

80
00:05:21,938 --> 00:05:23,178
‫برای ساخت اونجا
‫خودت کمک کردی

81
00:05:23,206 --> 00:05:27,018
‫میدونم، ولی حس
‫میکنم دیگه وقتشه

82
00:05:27,010 --> 00:05:30,924
‫و حالا سوال اینه که
‫تو هم با من میای؟

83
00:05:30,947 --> 00:05:32,949
‫خب، البته
‫.

84
00:05:32,949 --> 00:05:37,056
‫به افتخارآینده

85
00:05:37,987 --> 00:05:40,991
‫پس من فقط به دفتر زنگ میزنم و
‫بهشون میگم که از این به بعد با توئم

86
00:05:41,024 --> 00:05:44,130
‫اوه، فکر نمیکنم
‫ضرورتی داشته باشه

87
00:05:44,127 --> 00:05:46,004
‫واقعا؟

88
00:05:46,029 --> 00:05:48,134
‫فکر میکنم اگه نگم
‫ممکنه یکم بی ادبی باشه

89
00:05:51,000 --> 00:05:54,072
‫لونی، چی شده؟

90
00:05:54,070 --> 00:05:56,209
‫باشه

91
00:05:56,239 --> 00:06:00,016
‫بین من و همکارا یکم
‫خصومت پیش اومده

92
00:06:00,009 --> 00:06:01,079
‫چرا؟

93
00:06:01,110 --> 00:06:03,090
‫موقعی که مجبور شدم

94
00:06:03,112 --> 00:06:07,060
‫موقتا یه پول کوچیک از یه ارباب رجوع رو
‫برای پوشش بعضی از مخارج جابجا کنم

95
00:06:07,083 --> 00:06:10,030
‫مجبور شدی پول جابجا
‫کنی؟ یعنی چی؟

96
00:06:10,019 --> 00:06:14,058
‫یکم ازاینجا برداشتم، و گذاشتم اونجا

97
00:06:14,057 --> 00:06:16,037
‫مسئله بزرگی نبود

98
00:06:16,059 --> 00:06:19,165
‫واقعا؟ چون یه جوری
‫به دزدی میخوره

99
00:06:19,162 --> 00:06:22,109
‫چرا همه همین کلمه
‫رو استفاده میکنن؟

100
00:06:22,131 --> 00:06:26,011
‫ـ    دیگه کی از این کلمه استفاده کرده؟
‫ـ    هیچکس

101
00:06:26,035 --> 00:06:29,016
‫همکارا و حسابرسهای دادگاهیشون

102
00:06:29,038 --> 00:06:31,018
‫اوه، خدای من

103
00:06:31,007 --> 00:06:33,954
‫لونی، تو یکم از پولهای
‫منو جابجا کردی؟

104
00:06:33,976 --> 00:06:36,149
‫معلومه که نه! قسم میخورم

105
00:06:36,145 --> 00:06:39,024
‫سوزان، اونطوری
‫منو نگاه نکن

106
00:06:39,048 --> 00:06:43,019
‫میدونم کاری که کردم اشتباه بوده، و
‫بخاطرش حس میکنم یه احمق به تمام معنائم

107
00:06:43,052 --> 00:06:46,932
‫ولی خواهش میکنم، خواهش
‫میکنم، از من متنفر نشو

108
00:06:47,990 --> 00:06:51,995
‫از تو متنفر نیستم. نمیتونم از
‫تو متنفر باشم. تو لونی متی

109
00:06:52,195 --> 00:06:55,108
‫پس

110
00:06:56,032 --> 00:06:59,013
‫هنوزم همراه من میای؟

111
00:07:02,105 --> 00:07:05,109
‫میدونی چیه؟

112
00:07:05,108 --> 00:07:08,954
‫این یکی از همون وقتایی که
‫دوستهای واقعیتو میشناسی

113
00:07:08,978 --> 00:07:10,924
‫پس... آره

114
00:07:10,947 --> 00:07:12,187
‫اوه، ممنون، ممنون

115
00:07:12,181 --> 00:07:17,961
‫سوزان مایر، تو یه
‫خانم فوق العاده ای

116
00:07:19,956 --> 00:07:23,927
‫ـ    این سر بچه ست؟
‫ـ    نه، این پاشه

117
00:07:25,128 --> 00:07:27,005
‫واسه من شبیه سر

118
00:07:27,029 --> 00:07:29,009
‫خب، دیدی دیگه

119
00:07:29,031 --> 00:07:33,207
‫وقتی این بچه متولد شد
‫خودم جورابشو پاش میکنم

120
00:07:34,137 --> 00:07:36,117
‫امروز داری
‫میدرحشی، میدونستی؟

121
00:07:36,105 --> 00:07:38,085
‫ـ    حامگلی باهات ساخته
‫ـ   آره؟

122
00:07:38,074 --> 00:07:42,921
‫خب، اگه حالت تهوع و ویار رو
‫در نظر نگیری، خیلی محشره

123
00:07:42,945 --> 00:07:46,017
‫نمیدونم دیوید کجاست
‫الان دیگه باید اینجا باشه

124
00:07:46,015 --> 00:07:48,120
‫ـ    پس این وکیل جدید خوبه؟
‫ـ    خوراکش وکالت

125
00:07:48,117 --> 00:07:51,963
‫ازش خوشت میاد. توی شپش سال
‫گذشته هیچ پرونده ای رو نباخته

126
00:07:51,988 --> 00:07:54,093
‫اون بود که جلوی
‫دیوان عالی بحث کرد

127
00:07:54,123 --> 00:07:58,094
‫و ملاقات نکاحیمون رو جلو انداخت...

128
00:07:58,127 --> 00:08:00,004
‫خب، پس از
‫حالا طرفدارشم

129
00:07:59,996 --> 00:08:01,066
‫ببخشید دیر کردم

130
00:08:01,097 --> 00:08:03,168
‫اوه، دیوید

131
00:08:03,199 --> 00:08:05,008
‫خوشحالم می بینمت، گبی

132
00:08:05,034 --> 00:08:07,036
‫کارلوس، من دیوید هستم

133
00:08:22,185 --> 00:08:25,064
‫نه

134
00:08:25,087 --> 00:08:27,966
‫داری چیکار میکنی؟

135
00:08:27,957 --> 00:08:29,937
‫این آدم وکیل من نمیشه

136
00:08:29,959 --> 00:08:31,961
‫یکی دیگه پیدا کن

137
00:08:33,930 --> 00:08:35,932
‫شما حتی هیچ
‫حق ادعایی ندارین

138
00:08:35,965 --> 00:08:38,206
‫حساب کنین قتل و
‫جسد رو برگردونین

139
00:08:38,201 --> 00:08:42,115
‫ما یه دستور صادره از دادگاه داریم که
‫میگه تا زمان اتمام کار، نعش مال ماست

140
00:08:42,138 --> 00:08:46,143
‫اون یه نعش نیست
‫اون مردی به اسم رکس وندیکمپ

141
00:08:46,142 --> 00:08:50,113
‫اون یک شوهر دوست داشتنی
‫یک پدر نمونه و یک دکتر موفق بود

142
00:08:50,146 --> 00:08:54,117
‫درواقع، بسیار موفق، که اونقدری برام
‫پول بجا گذاشته که از کل شهر شکایت کنم

143
00:08:54,150 --> 00:08:58,121
‫از این حوزه و شما دوتا...
‫آقای محترم، فقط برای خنده

144
00:08:58,154 --> 00:09:01,966
‫خانم وندیکمپ، ما نسبت به تهدیدها عکس العمل
‫خوبی نشون نمیدیم. اگه جای شما بودم

145
00:09:01,991 --> 00:09:04,096
‫جسد رو برگردونین

146
00:09:04,227 --> 00:09:06,002
‫چی؟

147
00:09:06,028 --> 00:09:08,167
‫شواهدی که ما
‫داریم، حداقل شواهده

148
00:09:08,197 --> 00:09:12,043
‫این خانم اونقدر فروتن بود که دروغهای
‫اون دستگاه دروغ سنج رو تحویل گرفت

149
00:09:12,034 --> 00:09:13,980
‫این حداقل کاری که
‫میتونیم براشون انجام بدیم

150
00:09:13,970 --> 00:09:16,109
‫ممنون

151
00:09:17,039 --> 00:09:20,020
‫پس، آه، الان چه اتفاقی میافته؟

152
00:09:20,009 --> 00:09:22,990
‫ظاهرا آقای وندیکمپ رو برمیگردونیم
‫همونجایی که پیداش کرده بودیم

153
00:09:23,012 --> 00:09:27,961
‫بله، و مطمئنم که با تشریفات کامل
‫مثل یک موش مرده دفنش میکنین

154
00:09:27,950 --> 00:09:32,126
‫نه. میخوام رکس به من تحویل داده
‫بشه، و خودم ترتیب تمام کارهارو بدم

155
00:09:32,188 --> 00:09:33,166
‫باشه

156
00:09:33,189 --> 00:09:36,102
‫و، البته، تمام مخارج رو
‫شما پرداخت میکنین

157
00:09:36,125 --> 00:09:38,105
‫البته

158
00:09:39,161 --> 00:09:44,201
‫کاراگاه بارتون، کاملا
‫پیداست که شما یک آقا هستین

159
00:09:50,072 --> 00:09:53,986
‫مردم در دبیرستان آتنبورگ
‫جمع شدن، جایی که ملانی

160
00:09:53,976 --> 00:09:56,115
‫نه، اشکالی نداره. سر
‫راهم میرم دنبالشون

161
00:09:56,145 --> 00:09:58,989
‫باشه، چی میخوای؟

162
00:09:58,981 --> 00:10:02,121
‫اوه، پارکر از پپرونی متنفره
‫آه، سوسیس چطوره؟

163
00:10:02,151 --> 00:10:04,131
‫آره، و یه پنیر کوچولو

164
00:10:04,153 --> 00:10:07,134
‫باشه. عالیه. دوستت دارم

165
00:10:07,156 --> 00:10:09,136
‫ـ    سلام
‫ـ    سلام

166
00:10:09,158 --> 00:10:12,230
‫میخوای امشب بری اودانل ؟
‫یه آبجو به تو بدهکارم

167
00:10:12,228 --> 00:10:15,209
‫راستش، خیلی بیشتر از
‫این حرفا بهت بدهکارم

168
00:10:15,231 --> 00:10:18,041
‫قابلی نداشت
‫ولی باید برم خونه

169
00:10:18,067 --> 00:10:21,048
‫اوه، بیخیال. دیشب خیلی
‫به من خوش گذشت

170
00:10:21,037 --> 00:10:23,176
‫آم... از ترودی بپرس
‫اون عاشق بیرون رفتنه

171
00:10:23,172 --> 00:10:26,153
‫ترودی؟ شوخی میکنی؟
‫منکه یه رقیب نمیخوام

172
00:10:26,175 --> 00:10:29,156
‫ترودی رو بدون ژاکتش دیدی؟
‫خیلی خوش هیکله

173
00:10:29,145 --> 00:10:31,091
‫ـ    اوه، الانم هست؟
‫ـ    اوه، نه

174
00:10:31,080 --> 00:10:34,152
‫منظورم این نیست که
‫تو خوش هیکل نیستی

175
00:10:34,183 --> 00:10:36,959
‫ـ    فقط... تو متأهلی
‫ـ   آه

176
00:10:36,986 --> 00:10:40,229
‫تو رو یکی دیگه خریده. مجبور نیستم
‫نگران باشم که سر مردها باهات دعوا کنم

177
00:10:40,222 --> 00:10:44,193
‫بالا دیگه، لینت، فقط
‫یه نوشیدنی کوچولو..

178
00:10:44,193 --> 00:10:48,141
‫راستش، داشتم به این فکر میکردم
‫که خودمون دوتا با هم رفیق بشیم

179
00:10:48,164 --> 00:10:51,202
‫رفیق؟ چون گاهی
‫اوقات گفتنش سخته

180
00:10:51,934 --> 00:10:54,039
‫میدونی، امروز
‫اصلا عشق نکردم

181
00:10:54,070 --> 00:10:57,051
‫وقتی طرح منو جلوی...
‫بقیه مسخره کردی

182
00:10:57,039 --> 00:11:00,213
‫اون فقط یه نمایش کاری بود

183
00:11:00,209 --> 00:11:06,057
‫درآینده، همیشه
‫برات قَمیش میام

184
00:11:06,949 --> 00:11:12,160
‫یالا دیگه، متنفرم تنهایی برم بار
‫احساس میکنم یه آدم بازنده ام

185
00:11:12,188 --> 00:11:14,168
‫باشه. یه نوشیدنی

186
00:11:14,156 --> 00:11:16,898
‫باشه، یکی دوتا

187
00:11:16,926 --> 00:11:18,997
‫نه

188
00:11:23,933 --> 00:11:27,005
‫(برای: زک یانگ)

189
00:11:40,216 --> 00:11:44,062
‫خیلی ممنون که
‫نامه هاموآوردی

190
00:11:44,053 --> 00:11:47,034
‫میدونی، منم یه چندتا
‫از مال شما رو دارم

191
00:11:47,056 --> 00:11:50,003
‫این چهارمین باره
‫این پستچی چشه؟

192
00:11:49,992 --> 00:11:52,939
‫اوه، میدونم. تازه
‫داشت خوب میشد

193
00:11:52,962 --> 00:11:54,942
‫بعدش یه تصادف
‫کوچیک داشت، و

194
00:11:54,964 --> 00:11:58,969
‫خب، خیلی خوش شانسیم که
‫نامه هارو گم و گور نمیکنه

195
00:11:58,968 --> 00:12:02,177
‫ولی خوبه که دیگه مجبور نیستم توی صندوق
‫پستها سرک بکشم. مال همه رو میاره همینجا

196
00:12:16,218 --> 00:12:18,994
‫برای آنهایی که الان
‫به ما ملحق شدند

197
00:12:19,021 --> 00:12:22,002
‫خانواده های شیکاگو امروز
‫نفس راحتی کشیدند

198
00:12:21,991 --> 00:12:24,198
‫با دستگیری آن مهاجم بی رحم

199
00:12:24,193 --> 00:12:27,174
‫به دانش آموز...
‫دبیرستانی، ملانی فاستر

200
00:12:27,196 --> 00:12:31,144
‫ولی گفته های فرد مظنون برای خانواده
‫فاستر تسلی خاطر اندکی به همراه آورد

201
00:12:31,167 --> 00:12:33,010
‫بتی

202
00:12:33,035 --> 00:12:36,175
‫برای آنان که دختر ۱۷ سالهء خود
‫را چهار ماه پیش از دست دادند

203
00:12:36,172 --> 00:12:37,150
‫بتی؟

204
00:12:37,173 --> 00:12:40,177
‫درحدود فاصله کمتر از یک
‫مایل از دبیرستان آتنبرگ

205
00:12:47,183 --> 00:12:50,096
‫اخبار رو دیدی؟
‫یکی رو دستگیر کردند

206
00:12:50,119 --> 00:12:53,931
‫آره. انگار خطر
‫خودمون رفع شده

207
00:12:59,962 --> 00:13:04,001
‫خب، من خبرای خوبی دارم. پلیس
‫بالاخره جسد رکس رو برگردوند

208
00:13:04,033 --> 00:13:07,014
‫ـ    چه عجب!
‫ـ   باید حسابی راحت شده باشی

209
00:13:07,002 --> 00:13:10,142
‫فقط از همون اول که این
‫اتفاق افتاد خیلی دلخور شدم

210
00:13:10,139 --> 00:13:13,951
‫منظورم اینه که، چطور کسی
‫میتونه منو مظنون به قتل بدونه؟

211
00:13:13,943 --> 00:13:16,947
‫خب، همچین به قیافه ت میاد

212
00:13:19,048 --> 00:13:23,190
‫چیه؟ خب مامانای همه چیزدون همیشه
‫اول آدمای مظنون هستند. چون با سوادند

213
00:13:23,219 --> 00:13:27,065
‫امیدوارم همه تون برای
‫جمعه صبح آزاد باشین

214
00:13:27,056 --> 00:13:31,027
‫چون میخوام به میزبانی
‫خودم مراسم تدفین بگیرم

215
00:13:31,160 --> 00:13:33,037
‫چی؟

216
00:13:33,062 --> 00:13:36,236
‫میدونم یه جور خود فریبی
‫ولی دنییل رفته سفر علمی

217
00:13:36,232 --> 00:13:40,146
‫و اندرو هم برای یه دوره آموزشی
‫یک ماهه برگشته اردوگاه هنسی

218
00:13:40,135 --> 00:13:44,106
‫خب، این یه مجلس
‫خیلی مختصر و باوقار

219
00:13:44,139 --> 00:13:47,120
‫و امیدوارم که شماها هم بتونین
‫یه چند کلمه صحبت کنین

220
00:13:47,142 --> 00:13:50,021
‫و منم میخوام یه شعر بخونم...

221
00:13:51,213 --> 00:13:54,217
‫ـ    خیلی دوست دارم بیایم
‫ـ    صد در صد

222
00:13:57,953 --> 00:14:00,024
‫من کار دارم. متاسفم

223
00:14:00,022 --> 00:14:03,196
‫ـ    ایدی
‫ـ    میخواد بشینه شعر بخونه

224
00:14:04,994 --> 00:14:08,203
‫باشه. آره، آره
‫همه مون دوست داریم بیایم

225
00:14:11,100 --> 00:14:12,943
‫خب، ممنونم

226
00:14:12,968 --> 00:14:16,108
‫نمیدونین این برای
‫من چقدر معنی داره

227
00:14:16,105 --> 00:14:19,951
‫به گذشته فکر کردم و فهمیدم
‫موقعی که هنوز توی شک بودم

228
00:14:19,942 --> 00:14:21,922
‫در طی مراسم تدفین رکس

229
00:14:21,944 --> 00:14:25,221
‫فکر نمیکنم هنوز اون اتفاق
‫منو تکون داده باشه

230
00:14:25,214 --> 00:14:28,161
‫بخاطر اینه که این مراسم
‫کوچیک برام خیلی معنی داره

231
00:14:28,183 --> 00:14:32,097
‫چون حالا میفهمم که

232
00:14:33,022 --> 00:14:36,196
‫این آخرین شانسی که میتونم
‫با رکس خداحافظی کنم

233
00:14:41,030 --> 00:14:45,979
‫البته، مگر اینکه دوباره
‫از تو قبر درش نیارن

234
00:14:47,202 --> 00:14:52,151
‫حتما زمانهایی هم بود که لیسا
‫گستاخ و نفرت انگیر بود

235
00:14:52,174 --> 00:14:58,056
‫ولی الان میدونم که نباید
‫همیشه بهش گیر میدادم

236
00:14:59,148 --> 00:15:01,992
‫عزیزم، خیلی متاسفم

237
00:15:06,055 --> 00:15:07,159
‫آفرین به شما دوتا

238
00:15:07,189 --> 00:15:11,137
‫این یک مثال از
‫منفعت در حبس بودنه

239
00:15:11,160 --> 00:15:14,004
‫این یک شانس برای آدماست
‫که به عقب برگردند

240
00:15:13,996 --> 00:15:17,068
‫و موانعی که در زندگی زناشوئی...
‫باهاش روبه رو شدند رو مطرح کنن

241
00:15:17,099 --> 00:15:19,045
‫الان میتونم بگم؟

242
00:15:19,068 --> 00:15:22,049
‫درمورد موانعی که در ازدواجم
‫باهاش روبه رو هستم زیاد حرف دارم

243
00:15:22,071 --> 00:15:25,211
‫ـ    ما هیچ مانعی نداشتیم
‫ـ    بله، داریم، لامار. خوبشم داریم

244
00:15:25,207 --> 00:15:30,953
‫خبلی، شما صبر کنین. فکر
‫میکنم نوبت کارلوس و گبرییله

245
00:15:30,946 --> 00:15:33,153
‫مرسی، ولی ما مشکلی نداریم

246
00:15:35,217 --> 00:15:39,188
‫این سومین جلسه تونه
‫ولی هنوز هیچ حرفی نزدین

247
00:15:39,188 --> 00:15:44,035
‫یالا. بگین. روابط
‫زناشوییتون چطوره؟

248
00:15:44,059 --> 00:15:48,007
‫ـ    ضعیف، به بهترین نوع
‫ـ    و چرا؟

249
00:15:47,997 --> 00:15:51,945
‫نمیدونم. یه وکیل زیرک گرفتم که
‫شوهرمو از این جهنم درّه بیرون بیاره

250
00:15:51,967 --> 00:15:54,106
‫و اون بدون هیچ
‫دلیلی اخراجش کرد

251
00:15:54,103 --> 00:15:56,105
‫کارلوس؟

252
00:15:56,105 --> 00:15:58,107
‫ـ    فقط ازش خوشم نیومد
‫ـ    چرا؟

253
00:15:58,140 --> 00:16:01,144
‫اون با تجربه ست
‫باهوشه، موفقه

254
00:16:01,143 --> 00:16:04,056
‫ترجیح میدم یه وکیلی پیدا
‫کنی که زیاد جذاب نباشه

255
00:16:04,079 --> 00:16:07,060
‫اوه، خدای من! بخاطر
‫حسادت اخراجش کردی؟

256
00:16:07,082 --> 00:16:09,084
‫کار درستی نکردم؟
‫اون به من خیانت کرده

257
00:16:09,118 --> 00:16:10,995
‫ـ    تو بهتره زنتو بچسبی

258
00:16:10,986 --> 00:16:14,160
‫ـ    حق نداری متعجب بشی
‫ـ    با شوهر من اینطوری حرف نزن

259
00:16:14,156 --> 00:16:16,067
‫یه کلمه دیگه بگو
‫یه پشت دستی هم حوالهء تو میکنم

260
00:16:16,058 --> 00:16:19,096
‫ـ    خیلی خب، آروم باشین. /ـ   هزارتا
‫وکیل چاق هست، وکیل کچل هست

261
00:16:19,128 --> 00:16:22,109
‫و اون رفته یکی رو گرفته که
‫شبیه مانکن شورت و زیرپوشه

262
00:16:22,131 --> 00:16:26,978
‫بیشتر از این دیگه در اینمورد بحث
‫نمیکنم. اینقدر اینجا بمون تا بپوسی

263
00:16:29,138 --> 00:16:34,986
‫پس، آم، مُنا، حس میکنی بزرگترین
‫مشکل در زندگی زناشوییتون چیه؟

264
00:16:34,977 --> 00:16:38,049
‫اون کت و شلوار پوشیده بود. تو از
‫کجا میدونی که هیکل خوبی داشت؟

265
00:16:38,047 --> 00:16:39,993
‫ـ    میدونی؟
‫ـ    نه

266
00:16:40,015 --> 00:16:42,188
‫شرط میبندم خوشکل بوده

267
00:16:45,020 --> 00:16:48,001
‫احتیاجی هست بگم
‫بزرگترین مشکلمون چیه؟

268
00:16:48,023 --> 00:16:52,028
‫یا همه خودشون فهمیدن؟

269
00:16:55,130 --> 00:16:57,110
‫چرا داری اون
‫قرارداد رو میخونی؟

270
00:16:57,132 --> 00:17:00,113
‫گفتم که. لونی ازم میخواد
‫برای دفتر جدیدش امضاش کنم

271
00:17:00,135 --> 00:17:04,106
‫ولی تو که گفتی مطمئن نیستی
‫میخوای باهاش باشی یا نه

272
00:17:04,106 --> 00:17:07,053
‫میدونم. میدونم

273
00:17:07,076 --> 00:17:11,047
‫لونی مثل خونواده ست. میدونی
‫اون همیشه در همه حال کنارم بوده

274
00:17:11,046 --> 00:17:14,050
‫موقعی که من منتظر دریافت اولین
‫چکم بودم، اون اجاره مو پرداخت کرد

275
00:17:14,083 --> 00:17:18,156
‫وقتی کارل منو ول کرد اون هر روز به
‫من زنگ میزد، من خیلی بهش بدهکارم

276
00:17:18,187 --> 00:17:20,167
‫سوزان، اون مرتکب به جرم شده

277
00:17:20,155 --> 00:17:24,968
‫باشه، اونایی که توی این اتاق
‫مرتکب جرم نشدن، دستا بالا

278
00:17:24,993 --> 00:17:28,065
‫ـ   آآآ. تند نرو
‫ـ    دفترت که اینو بهت نشون داده

279
00:17:28,063 --> 00:17:32,102
‫باید قادر باشی بهش اعتماد کنی
‫الان چطور این کار ممکنه؟

280
00:17:32,134 --> 00:17:35,980
‫خب، ممکنه، چون
‫من به مردم ایمان دارم

281
00:17:35,971 --> 00:17:39,214
‫منظورم اینه که، لونی میدونه کار
‫ناشایستی کرده، و متاسف. میخواد جبران کنه

282
00:17:39,208 --> 00:17:42,985
‫به این اعتقاد نداری که
‫مردم مستحق شانس دوم هستن؟

283
00:17:43,011 --> 00:17:45,150
‫نه وقتی تا این حد
‫خراب کاری میکنن. نه

284
00:17:45,147 --> 00:17:47,991
‫واقعا؟ این نظر توئه؟

285
00:17:48,016 --> 00:17:51,088
‫فقط یه بار تلاش میکنی، و
‫وقتی موفق نشدی، دیگه باختی؟

286
00:17:51,086 --> 00:17:53,157
‫نمیدونستم تو اینقدر بدبیتی

287
00:17:53,188 --> 00:17:58,035
‫عذر میخوام، باشه؟
‫بگمونم سیستم من اینطوریه

288
00:17:58,961 --> 00:18:05,003
‫توی جاده کوهستانی یه تماس کاری
‫داشتم، پس بعدا بهت زنگ میزنم

289
00:18:11,974 --> 00:18:14,147
‫حالت خوبه؟

290
00:18:14,977 --> 00:18:18,049
‫جولی

291
00:18:18,947 --> 00:18:23,987
‫من یه کار واقعا، واقعا بد کردم

292
00:18:25,988 --> 00:18:27,990
‫نمیخوای بپرسی چی بوده؟

293
00:18:27,990 --> 00:18:29,970
‫مگه هیچوقت احتیاج بوده؟

294
00:18:29,958 --> 00:18:34,998
‫هفتهء پیش که من و مایک برای
‫جستجوی زک رفتیم پارک

295
00:18:36,064 --> 00:18:37,202
‫من پیداش کردم...

296
00:18:37,199 --> 00:18:39,110
‫ـ    نه
‫ـ   آره

297
00:18:39,134 --> 00:18:42,013
‫و بهش پول دادم
‫و فرستادمش بره

298
00:18:42,004 --> 00:18:43,984
‫و به مایک نگفتم

299
00:18:43,972 --> 00:18:47,010
‫ـ    خدای من. میخوای چیکار
‫کنی؟ /ـ   نمیدونم

300
00:18:47,042 --> 00:18:49,147
‫اگه این اتفاق برای تو
‫میافتاد چیکار میکردی؟

301
00:18:49,144 --> 00:18:53,092
‫هیچوقت برای من اتفاق نمیافته
‫اینجور چیزا فقط برای تو اتفاق میافته

302
00:18:53,115 --> 00:18:55,925
‫میشه بس کنی و
‫کمک کنی؟

303
00:18:55,951 --> 00:18:57,988
‫ظاهرا مجبوری بهش بگی

304
00:18:58,020 --> 00:19:01,160
‫نمیتونم اینکارو بکنم. شنیدی که درمورد
‫سیستم خودش چی گفت. من بهش خیانت کردم

305
00:19:01,156 --> 00:19:04,103
‫ـ    اون هیچوقت منو نمیبخشه
‫ـ    باشه. بهش نگو

306
00:19:04,126 --> 00:19:06,197
‫خب، چطور میتونم نگم؟
‫احساس گناه میکنم

307
00:19:06,195 --> 00:19:09,142
‫موقعی که درمورد زک حرف میزنه
‫به زور توی چشماش نگاه میکنم

308
00:19:09,131 --> 00:19:12,203
‫پس، فکر میکنی
‫زک کجا رفته؟

309
00:19:13,969 --> 00:19:15,971
‫یوتاه

310
00:19:16,171 --> 00:19:20,017
‫اوه، خدا. چرا اینکارو کردم؟

311
00:19:20,042 --> 00:19:23,956
‫یه حسی دارم که میگه
‫اینکارو بخاطر من کردی

312
00:19:43,999 --> 00:19:47,947
‫سلام، دختر. امیدوارم برای
‫مارگاریتا حوصله داشته باشی

313
00:19:47,936 --> 00:19:50,041
‫چون امشب توی...
‫اودانل شب سالساست

314
00:19:50,072 --> 00:19:52,052
‫اوه، چه خوش. ولی
‫امشب نمیتونم بیام

315
00:19:52,040 --> 00:19:55,954
‫چون به دوقلوها قول دادم کمکشون کنم
‫پروژه درس علومشون رو تموم کنن

316
00:19:55,978 --> 00:19:58,083
‫لینت

317
00:19:58,080 --> 00:20:02,119
‫اگه ساعتهای آخر
‫شب برای تو مشکله

318
00:20:02,117 --> 00:20:07,032
‫شاید احتمالا باید بگردیم برات
‫یه سِمَت پایین تر پیدا کنیم

319
00:20:07,055 --> 00:20:11,094
‫چون نمیخوام باهات بیام مشروب بخورم
‫میخوای سِمَت شغلی منو بیاری پایین؟

320
00:20:11,093 --> 00:20:15,974
‫نه. اوه... خدا، نه. عزیزم
‫میفهمم. تو یه خونواده داری

321
00:20:15,998 --> 00:20:17,170
‫در وحله اول خونه
‫برات مهمتره

322
00:20:17,165 --> 00:20:19,008
‫ممنون

323
00:20:19,067 --> 00:20:21,013
‫منظورم اینه که، برای من
‫ارباب رجوع مهمتره

324
00:20:21,003 --> 00:20:25,042
‫مشکل اعصابم، تبدیل شدن به شخصی با
‫کمالات اخلاقی، و احتیاج دارم روش کار کنم

325
00:20:25,040 --> 00:20:30,149
‫ولی باورکن، اگه یبار دیگه دراین راه شکست
‫بخورم، واسه همیشه خواب از سرم میپره

326
00:20:31,046 --> 00:20:35,961
‫خودم براش یه فکری میکنم
‫تو برو خونه، شب خوش

327
00:20:35,951 --> 00:20:37,988
‫نینا

328
00:20:38,086 --> 00:20:40,032
‫بله؟

329
00:20:40,055 --> 00:20:42,126
‫میتونم یه چند ساعت دیرتر برم

330
00:20:42,157 --> 00:20:44,933
‫اوه، لینت، مطمئنی؟

331
00:20:44,960 --> 00:20:49,033
‫ـ   آره
‫ـ    میرم ژاکتمو بیارم

332
00:20:50,098 --> 00:20:54,945
‫وای، اینجا بعد ازساعت فروش
‫نصف قیمت مشروب چه شلوغه، ها؟

333
00:20:54,970 --> 00:20:57,951
‫ـ   آره
‫ـ    هی

334
00:20:57,973 --> 00:21:00,920
‫اون مردی که اونجا ایستاده
‫رو میبینی، انتهای بار؟

335
00:21:00,943 --> 00:21:02,183
‫همونی که ژاکت
‫قهوه ای پوشیده؟

336
00:21:02,177 --> 00:21:06,023
‫ـ   آره؟
‫ـ    برو برام بگیرش

337
00:21:38,046 --> 00:21:41,084
‫سلام

338
00:21:49,024 --> 00:21:55,031
‫جریان ملانی فاستر رو
‫توی اخبار پخش کردند

339
00:21:55,197 --> 00:21:59,111
‫وقتشه که درموردش
‫صحبت کنیم، کالب

340
00:22:00,202 --> 00:22:05,151
‫تا زمانی که مسئولیت اتفاقی
‫که افتاده رو قبول نکنی

341
00:22:05,173 --> 00:22:08,211
‫میدونی که نمیتونم اجازه...
‫بدم از اینجا بیای بیرون

342
00:22:10,145 --> 00:22:16,118
‫به پلیس شیکاگو، من میدونم چه کسی ملانی فاستر رو
‫کشته. شما اشتباها شخص دیگه ای رو دستگیر کردید

343
00:22:16,184 --> 00:22:19,996
‫این دیگه چیه؟ مامان

344
00:22:20,155 --> 00:22:22,931
‫کجایی؟

345
00:22:22,958 --> 00:22:25,097
‫الان برمیگردم

346
00:22:25,127 --> 00:22:27,107
‫و انتظار دارم جوابمو بدی

347
00:22:27,129 --> 00:22:29,131
‫کجایی؟

348
00:22:29,131 --> 00:22:33,045
‫دارم میام! اومدم

349
00:22:38,206 --> 00:22:41,085
‫ـ    میخوای با این چیکار کنی؟
‫ـ    چیزی نگو

350
00:22:41,109 --> 00:22:43,089
‫من میدونم چه کسی
‫ملانی فاستر رو کشته

351
00:22:43,111 --> 00:22:46,058
‫شما اشتباها شخص دیگه ای رو...
‫دستگیر کردید. چی توو سرته؟

352
00:22:46,048 --> 00:22:47,083
‫پلیس باید حقیقت رو بدونه

353
00:22:47,115 --> 00:22:49,186
‫به درک که ندونه
‫این شانس ماست

354
00:22:49,217 --> 00:22:54,064
‫ما آدمای خوبی هستیم. نمیتونیم اجازه
‫بدیم یه مرد بیگناه به زندان بره

355
00:22:54,056 --> 00:22:56,935
‫میخوای کار درست رو انجام بدی؟
‫زنگ بزن ۹۱۱ و بهشون بگو

356
00:22:56,925 --> 00:23:00,065
‫ـ    توی زیر زمینت یه قاتل داری
‫ـ    اون یه قاتل نیست

357
00:23:00,095 --> 00:23:02,075
‫اون دست پاچه شده بوده

358
00:23:02,097 --> 00:23:03,940
‫نمیدونسته داشته چیکار میکرده

359
00:23:03,932 --> 00:23:07,072
‫اون خیلی بیشتر از اونی
‫که شما فکرشو بکنی میدونه

360
00:23:07,102 --> 00:23:08,911
‫من نامه رو پست میکنم

361
00:23:08,937 --> 00:23:10,211
‫میدونی بعدش چه اتفاقی میافته؟

362
00:23:10,205 --> 00:23:13,186
‫مامان، فکر اینجاشو هم کردی؟

363
00:23:13,208 --> 00:23:15,119
‫من نامه رو پست میکنم

364
00:23:15,143 --> 00:23:19,990
‫اگه اینکارو بکنی، بهتره از
‫خدا بخوای که پیدامون نکنن

365
00:23:23,051 --> 00:23:26,032
‫چون اونا براشون مهم
‫نیست که کالب چقدر کودن

366
00:23:26,021 --> 00:23:29,195
‫فقط اعدامش میکنن

367
00:23:55,016 --> 00:23:59,158
‫لونی! اینجایی؟
‫سوزان هستم

368
00:23:59,187 --> 00:24:01,997
‫لونی؟

369
00:24:02,023 --> 00:24:04,128
‫سوزان؟
‫اینجا چیکار میکنی؟

370
00:24:04,126 --> 00:24:06,970
‫خب، فقط اومدم تا
‫قراداد رو بهت بدم

371
00:24:06,995 --> 00:24:09,032
‫درب خونه تون باز بود

372
00:24:09,064 --> 00:24:11,943
‫اوه. عالیه

373
00:24:11,967 --> 00:24:14,208
‫ببخشید اینجا خیلی
‫ریخت و پاشه

374
00:24:14,202 --> 00:24:18,048
‫تا وقتی رنگ کردن شرکت جدید
‫تموم بشه اینجا کار میکنم

375
00:24:18,039 --> 00:24:23,148
‫صبر کن تا اونجارو ببینی
‫واقعا قشنگ میشه

376
00:24:24,146 --> 00:24:25,955
‫جینی کجاست؟

377
00:24:25,981 --> 00:24:28,962
‫با بچه ها رفته
‫مینسوتا، ملاقات مامانش

378
00:24:28,984 --> 00:24:31,191
‫اونجارو خیلی دوست دارن

379
00:24:31,987 --> 00:24:35,127
‫میخواد بخاطر
‫باباش یکم دیرتر بیاد

380
00:24:40,028 --> 00:24:43,168
‫ـ    برق نیست. ـ   نیست؟

381
00:24:43,198 --> 00:24:45,974
‫اوه، من چقدر احمقم

382
00:24:46,001 --> 00:24:47,981
‫من

383
00:24:47,969 --> 00:24:52,111
‫خیلی گرفتار بودم. حتما فراموش
‫کردم قبض برق رو پرداخت کنم

384
00:24:52,140 --> 00:24:54,984
‫لونی

385
00:24:54,976 --> 00:24:58,116
‫دقیقا چقدر مشکل مالی داری؟...

386
00:25:00,081 --> 00:25:02,061
‫من حوبم

387
00:25:03,151 --> 00:25:06,963
‫میدونی چیه؟ مجبورم سر
‫موعد مُقید به اون همه آدم پول بدم

388
00:25:06,955 --> 00:25:10,164
‫بعلاوه پول سود. این چیزی
‫نیست که دست خودم باشه

389
00:25:10,192 --> 00:25:12,934
‫حوصله شنیدنشو نداری

390
00:25:13,995 --> 00:25:17,966
‫میخوام ازت یه سوال بپرسم
‫و میخوام حقیقت رو به من بگی

391
00:25:17,966 --> 00:25:20,037
‫از من پول دزدیدی؟

392
00:25:20,068 --> 00:25:21,979
‫معلومه که نه

393
00:25:21,970 --> 00:25:25,042
‫خواهش میکنم
‫دروغ نگو. فقط بگو

394
00:25:25,073 --> 00:25:27,952
‫میخوای اینو بشنوی؟

395
00:25:27,976 --> 00:25:32,948
‫یعنی برای با هم کار
‫کردن باید اینو بگم؟

396
00:25:34,049 --> 00:25:36,154
‫باشه. آره

397
00:25:36,184 --> 00:25:40,929
‫ولی اول از همه پول تو رو پس
‫میدم، پس هنوز چیزی نشده

398
00:25:40,922 --> 00:25:43,027
‫بیا بیخیالش بشیم

399
00:25:43,058 --> 00:25:45,004
‫سوز

400
00:25:46,027 --> 00:25:49,099
‫متاسفم. دیگه نمیتونم
‫به تو اعتماد کنم

401
00:25:49,130 --> 00:25:51,007
‫ـ    بله، میتونی
‫ـ    نه، نمیتونم

402
00:25:51,032 --> 00:25:52,943
‫ـ    میتونی
‫ـ    نمیتونم

403
00:25:52,934 --> 00:25:56,939
‫ـ    قرارداد رو بده من
‫ـ    نه

404
00:25:57,038 --> 00:26:00,076
‫باشه. باشه

405
00:26:01,977 --> 00:26:04,958
‫میخوای چیکار کنی؟
‫منو هم با خودت بیچاره کنی؟

406
00:26:04,946 --> 00:26:08,189
‫من قرار نیست بیچاره بشم

407
00:26:08,917 --> 00:26:11,056
‫زندگی من عالیه

408
00:26:11,086 --> 00:26:16,035
‫هیچوقت به این خوشحالی نبودم
‫و هیچوقت به این لاغری نبودم

409
00:26:16,057 --> 00:26:19,197
‫از روی من بلند شو، جنگلی

410
00:26:31,139 --> 00:26:34,086
‫ـ    اینجا چیکار میکنی؟
‫ـ    برام یه پیغام گذاشته بودی

411
00:26:34,075 --> 00:26:36,055
‫گفتی میخوای حرف بزنی

412
00:26:36,077 --> 00:26:39,058
‫آره. فکر کردم برای
‫بعدا یه وقت میزاری

413
00:26:39,080 --> 00:26:42,061
‫درحال حاضر من
‫عرقی ام و کثیف

414
00:26:42,050 --> 00:26:46,089
‫من یه وکیل جنائی ام
‫از این بدترشو هم دیدم

415
00:26:54,996 --> 00:26:57,101
‫پس، برای آقای افسونگر
‫یه وکیل جدید پیدا کردی؟

416
00:26:57,132 --> 00:27:00,045
‫من یه وکیل جدید نمیخوام
‫من تو رو لازم دارم

417
00:27:00,035 --> 00:27:02,174
‫پس کارلوس هم همینطور
‫فقط هنوز متوجه نشده

418
00:27:02,170 --> 00:27:06,141
‫عجب مشروبی؟
‫تحت تاثیر قرار گرفتم

419
00:27:06,141 --> 00:27:10,112
‫ببین، بیا روو راست باشیم، کارلوس
‫از جانب تو یکم احساس تهدید میکنه

420
00:27:10,145 --> 00:27:13,991
‫فکر میکنه، اگه ما با هم زیاد
‫وقت بگذرونیم، یه چیزی

421
00:27:13,982 --> 00:27:15,120
‫ممکنه اتفاق بیافته...

422
00:27:15,116 --> 00:27:17,960
‫انگار یه نفر تخیلات فعالی داره

423
00:27:17,986 --> 00:27:19,966
‫درباز کن داری؟

424
00:27:19,954 --> 00:27:24,096
‫دیوید، برای شراب خورن نیومدی
‫باشه؟ این موقعیت کاریه

425
00:27:24,092 --> 00:27:28,939
‫حالا، باید کارلوس رو متقاعد
‫کنی تا بتونه به تو اعتماد کنه

426
00:27:28,963 --> 00:27:31,102
‫چطور باید اونکارو بکنم؟

427
00:27:31,099 --> 00:27:35,946
‫نمیدونم. بهش بگو
‫متأهلی یا همجنس بازی

428
00:27:35,937 --> 00:27:37,075
‫آره، درسته

429
00:27:37,105 --> 00:27:40,951
‫تو یه وکیلی. همیشه به هیئت منصفه
‫دروغ میگی. یه چیزی سرهم کن

430
00:27:40,942 --> 00:27:44,014
‫موقعی که مجبورم برای کار
‫التماس کنم حرفه ام رو میزارم کنار

431
00:27:44,012 --> 00:27:48,154
‫خیلی خب، دیوید، من
‫زندگیمو یه انگشتی نگه داشتم

432
00:27:48,149 --> 00:27:53,155
‫اگه کارلوس از خر شیطون نیاد پایین، نمیتونیم
‫کاریش کنیم. خواهش میکنم، به تو احتیاج دارم

433
00:27:53,188 --> 00:27:58,194
‫بنظرم برای کارلوس خیلی زیادیه
‫اون مزاج فوق العاده ای داره

434
00:27:58,226 --> 00:28:01,036
‫در شراب...

435
00:28:01,029 --> 00:28:03,009
‫شراب سفید فرانسوی. چیز خوبیه

436
00:28:03,031 --> 00:28:05,170
‫میخوای به من
‫کمک کنی یا نه؟

437
00:28:05,166 --> 00:28:08,978
‫فردا میریم کارلوس رو می بینیم
‫برات زیر و روش میکنم

438
00:28:08,970 --> 00:28:11,041
‫واقعا؟
‫میخوای چی بگی؟

439
00:28:11,039 --> 00:28:12,950
‫بستگی به شرایط داره

440
00:28:12,974 --> 00:28:16,080
‫نمیخوام روی حرفام
‫زیادی تمرین کنم

441
00:28:16,111 --> 00:28:18,955
‫هی، اون شراب مال منه

442
00:28:18,947 --> 00:28:21,985
‫از صورت حسابم کمش کن

443
00:28:23,184 --> 00:28:28,099
‫تمام این جریان با یه سرمایه گزاری
‫توی یه مشاور املاک بد شروع شد

444
00:28:28,990 --> 00:28:30,970
‫باید فقط حقیقت رو بگی

445
00:28:30,992 --> 00:28:34,963
‫آره، خب، یه دروغ میگی
‫دومیش آسون تر از اولین میاد

446
00:28:34,996 --> 00:28:37,977
‫بعدش باید برای پوشوندن دروغ
‫اولی دروغهای جدید درست کنی

447
00:28:37,999 --> 00:28:41,208
‫خیلی زود دستت
‫لوء میره، میدونی؟

448
00:28:42,003 --> 00:28:44,040
‫میدونم

449
00:28:45,140 --> 00:28:49,987
‫وقتی جینی از این موضوع باخبر شد
‫بچه ها و اسباب اثاثیه رو برداشت

450
00:28:49,978 --> 00:28:55,018
‫بانک منو از خونهء
‫خودم بیرون کرد

451
00:28:57,118 --> 00:29:01,066
‫بخاطر همینه که نمیتونم تو رو
‫بعنوان یه موکل از دست بدم

452
00:29:01,089 --> 00:29:04,935
‫خب، متاسفم، ولی دادی

453
00:29:04,959 --> 00:29:07,098
‫من تو رو مقصر نمیدونم

454
00:29:07,095 --> 00:29:10,076
‫به هرحال، هیچوقت دوستی
‫منو از دست نمیدی

455
00:29:10,098 --> 00:29:11,076
‫جدی میگم

456
00:29:11,099 --> 00:29:13,943
‫ـ    واقعا؟ ـ   البته.

457
00:29:13,968 --> 00:29:16,005
‫تو لونی منی

458
00:29:17,105 --> 00:29:20,086
‫و تو هم سوزی منی

459
00:29:20,074 --> 00:29:22,953
‫تو هم سوزی منی

460
00:29:26,948 --> 00:29:29,053
‫چه مرگت شده؟

461
00:29:29,083 --> 00:29:32,064
‫ـ    خودت گفتی من لونی توئم
‫ـ    اونطوری نه

462
00:29:32,053 --> 00:29:35,159
‫فکر کردم... منظورم اینه که
‫همیشه این نیروی کشش

463
00:29:35,156 --> 00:29:38,137
‫نه. نبوده و نخواهد بود

464
00:29:38,159 --> 00:29:40,139
‫اوه، خدای من

465
00:29:40,161 --> 00:29:44,075
‫ولی داشتم حقیقت رو میگفتم

466
00:29:47,035 --> 00:29:49,174
‫هی، مورگان

467
00:29:49,170 --> 00:29:53,949
‫از یه نفر نامه ای داری که ادعا کرده
‫که اون به ملانی فاستر حمله کرده

468
00:29:53,975 --> 00:29:55,215
‫بخاطر این اومدی دنبالم؟

469
00:29:55,210 --> 00:29:58,054
‫از چوب بری یه عالمه
‫آدم ناشناس پیدا شده

470
00:29:58,079 --> 00:30:00,025
‫که میگن شخص...
‫اشتباهی ای رو دستگیر کردیم

471
00:30:00,014 --> 00:30:02,995
‫این یکی درمورد تبر میدونه

472
00:30:20,201 --> 00:30:23,045
‫بفرمائین، خانم وندیکمپ

473
00:30:23,037 --> 00:30:26,177
‫ممنون. ماشین نعش کش بیرون
‫ایستاده، پس اگه فقط دنبالم بیاین

474
00:30:26,207 --> 00:30:30,952
‫اَه. یه فرم هست که لازمه امضاء کنین
‫فکر میکنم توی دفتر جاش گذاشتم

475
00:30:30,945 --> 00:30:34,950
‫ـ    اشکالی نداره، منتظر میمونم
‫ـ    باشه.

476
00:30:40,989 --> 00:30:43,128
‫من اینجائم، عزیزم

477
00:30:43,157 --> 00:30:47,003
‫و خودم مراقب همه چیز هستم

478
00:30:46,995 --> 00:30:51,171
‫ولی تو اینو میدونستی، مگه نه؟ همیشه
‫میدونستی که میتونی روی من حساب کنی

479
00:30:51,199 --> 00:30:53,179
‫خانم وندیکمپ

480
00:30:53,201 --> 00:30:56,011
‫کاراگاه بارتون
‫شما اینجا چیکار میکنین؟

481
00:30:56,037 --> 00:30:59,109
‫اوه، فقط یه چندتا کار داشتم

482
00:30:59,107 --> 00:31:02,054
‫ـ    این... ؟ ـ   بله.

483
00:31:02,043 --> 00:31:04,182
‫این رکس

484
00:31:04,212 --> 00:31:07,193
‫یه بار دیگه میخوام بخاطر
‫کاری که کردین تشکر کنم

485
00:31:07,215 --> 00:31:10,958
‫بعد از یک هفته
‫اتهام مضحک

486
00:31:10,952 --> 00:31:14,024
‫یه رفتار محبت آمیز...
‫خیلی نیروبخش بود

487
00:31:14,055 --> 00:31:16,194
‫دکتر فکر نمیکنه
‫اون اتهام مضحک

488
00:31:16,190 --> 00:31:18,192
‫میدونم، ولی رکس
‫تحت مراقبت اون مرده

489
00:31:18,192 --> 00:31:21,071
‫البته اون دوست داره
‫یکی دیگه رو مقصر کنه

490
00:31:21,095 --> 00:31:22,130
‫ولی آزمایشهایی که اون کرد

491
00:31:22,130 --> 00:31:26,101
‫اوه، خواهش میکنم درمورد آزمایش با
‫من حرف نزنین. رکس مسموم نشده بود

492
00:31:26,134 --> 00:31:29,013
‫و هیچکس رو نمیشناسم
‫که اینو باور نکنه

493
00:31:29,938 --> 00:31:31,042
‫شده

494
00:31:31,072 --> 00:31:33,018
‫چی؟

495
00:31:33,007 --> 00:31:36,921
‫خب، دکتر به رکس گفته که
‫مسموم شده و اونم باور کرده

496
00:31:36,945 --> 00:31:38,982
‫شما از کجا میدونین؟

497
00:31:49,090 --> 00:31:51,001
‫اینو از کجا گرفتین؟

498
00:31:51,025 --> 00:31:55,974
‫بعد از مرگش توی تختش پیدا کردیم
‫دست خط خودشه. مگه نه؟

499
00:32:04,038 --> 00:32:06,177
‫میدونین نظر من چیه؟

500
00:32:06,174 --> 00:32:12,056
‫رکس بخاطر رفتاری که با
‫شما کرده احساس گناه داشته

501
00:32:12,046 --> 00:32:15,186
‫زناکاری، تحقیر عمومی

502
00:32:15,216 --> 00:32:20,097
‫بخاطر همین شمارو بخشیده
‫اون درک کرده شما چیکار کردین

503
00:32:21,022 --> 00:32:23,002
‫چطور تونسته اینو باو رکنه؟

504
00:32:23,024 --> 00:32:28,975
‫ببین، همسر منم به من خیانت
‫کرد. میدونم چقدر دردناکه

505
00:32:28,997 --> 00:32:31,978
‫و قاضی هم درک میکنه

506
00:32:31,966 --> 00:32:35,209
‫همه، جرائم نفسانی رو
‫درک میکنن

507
00:32:35,203 --> 00:32:39,151
‫ولی هر روز که بیشتر
‫بتأخیر بندازیتش

508
00:32:39,140 --> 00:32:43,953
‫شما رو بیشتر و بیشتر به یک
‫قاتل بیرحم تبدیل میکنه

509
00:32:43,978 --> 00:32:47,050
‫هردومون میدونیم که
‫شما اینطوری نیستین

510
00:32:47,081 --> 00:32:51,962
‫ولی تا وقتی حقیقت رو به من
‫نگین، نمیتونم کمکتون کنم

511
00:33:01,029 --> 00:33:05,000
‫عذر میخوام، ولی... باید برم

512
00:33:05,033 --> 00:33:08,139
‫یه کارایی دارم که
‫باید بهشون برسم

513
00:33:13,207 --> 00:33:16,154
‫معلومه که شوهرتون
‫شما رو خیلی دوست داشته

514
00:33:16,144 --> 00:33:18,988
‫فکر نمیکنین قبول کردن
‫حقیقت رو بهش بدهکارین؟

515
00:33:19,013 --> 00:33:24,053
‫من دقیقا میدونم شوهر من استحقاق
‫چی رو داره، میشه محبت کنین؟

516
00:33:27,989 --> 00:33:30,162
‫ممنون

517
00:33:45,940 --> 00:33:48,011
‫اون اینجا چیکار میکنه؟

518
00:33:48,976 --> 00:33:52,048
‫یه عرضی خدمتت دارم

519
00:33:52,046 --> 00:33:54,151
‫میخوام برات توضیح
‫بدم چرا به نفع توئه

520
00:33:54,148 --> 00:33:57,095
‫که اجازه بدی من ازت دفاع کنم...

521
00:33:57,118 --> 00:34:00,998
‫اوه، محض رضای خدا، کارلوس
‫حداقل بزار حرفشو بزنه

522
00:34:02,190 --> 00:34:05,171
‫بگمونم میافتم انفرادی

523
00:34:05,193 --> 00:34:09,141
‫فکر نمیکنم با داشتن من بعنوان
‫وکیل مشکلی داشته باشی

524
00:34:09,130 --> 00:34:11,110
‫پیداست، که مشکل از من نیست

525
00:34:11,132 --> 00:34:14,079
‫حس میکنم مشکل تو
‫با من بیشتر شخصی

526
00:34:14,068 --> 00:34:16,014
‫درست حس میکنی

527
00:34:16,037 --> 00:34:19,985
‫میخوای بدونی که من علاقه
‫دارم با زنت بخوابم یا نه

528
00:34:19,974 --> 00:34:22,147
‫خب، جواب مثبته

529
00:34:28,916 --> 00:34:31,089
‫کارلوس، شوخی میکنه

530
00:34:33,054 --> 00:34:36,092
‫ـ    بگو داری شوخی میکنی
‫ـ    دهنتو ببند

531
00:34:36,090 --> 00:34:40,129
‫کاملا هم پیداست که، گبرییل هم
‫تمایل داره، خودخواهه و کرم ریزه

532
00:34:40,161 --> 00:34:44,109
‫ولی همچنین اونقدری زیبا هست
‫که ارزش دردسر رو داشته باشه

533
00:34:44,098 --> 00:34:47,136
‫به محض اینکه از این اتاق بریم
‫بیرون، من متجاوزانه تعقیبش میکنم

534
00:34:47,168 --> 00:34:50,149
‫وقتی موفق شدم، که میشم، با هم
‫به ویلای من در چامونیکس میریم

535
00:34:50,171 --> 00:34:55,018
‫توی رستوران محلی شام میخوریم. اونا
‫بهترین راکلتارو در اروپا درست میکنن

536
00:34:55,009 --> 00:34:57,990
‫جلوی بخاری باهم عشق بازی میکنیم
‫و نیمه شب یخورده اسکی بازی میکنیم

537
00:34:58,012 --> 00:35:00,049
‫اسکی بلدی، مگه نه؟

538
00:35:01,115 --> 00:35:03,117
‫تو ورزشکاری، یاد میگیری

539
00:35:03,151 --> 00:35:07,031
‫به هرحال، وقتی منو اخراج
‫کنی تمام اینا اتفاق میافته

540
00:35:07,054 --> 00:35:09,227
‫منو بعنوان وکیل خودت نگهدار
‫زنت هم توی منطقه ممنوعه میمونه

541
00:35:09,223 --> 00:35:13,000
‫اگه با همسر موکلین بخوابم
‫جواز وکالتم لغو میشه

542
00:35:13,027 --> 00:35:16,008
‫هیچکس ارزش
‫اینو نداره، حتی اون

543
00:35:16,197 --> 00:35:18,143
‫این عرایض بنده ست

544
00:35:18,166 --> 00:35:21,170
‫میزارم درموردش فکر کنی

545
00:35:24,972 --> 00:35:29,921
‫عزیزم، خیلی متاسفم
‫ظاهرا، اون یارو دیوونه ست

546
00:35:29,944 --> 00:35:33,153
‫خب، صبر نداری، مگه نه؟

547
00:35:33,147 --> 00:35:35,024
‫چی؟

548
00:35:35,049 --> 00:35:37,154
‫اون وکیل منه

549
00:35:37,185 --> 00:35:40,132
‫ـ    کارلوس
‫ـ    همینکه گفتم

550
00:35:49,163 --> 00:35:51,973
‫ـ    نظرت درمورد رقص چیه؟
‫ـ    نظر تو چیه؟

551
00:35:51,999 --> 00:35:53,137
‫آره

552
00:35:53,167 --> 00:35:55,977
‫خب، شماها برین خوش باشین

553
00:35:55,970 --> 00:35:59,008
‫این پنجمین شب متوالی که
‫خونه نیستم تا بچه هامو بخوابونم

554
00:35:59,006 --> 00:36:02,146
‫ـ    پس من میرم
‫ـ    نه، تو همینجا میمونی

555
00:36:02,143 --> 00:36:06,182
‫امشب جمعه ست. و تمام هفته رو
‫وقت داری با بچه هات بازی کنی

556
00:36:06,180 --> 00:36:08,160
‫مراقب کیفم باش

557
00:36:21,963 --> 00:36:24,967
‫سلام، من چاک هستم

558
00:36:24,999 --> 00:36:27,946
‫چاک، نزدیکتر نیا

559
00:36:27,935 --> 00:36:29,039
‫متأهل

560
00:36:29,070 --> 00:36:33,018
‫خب، مثل اینکه

561
00:36:33,040 --> 00:36:35,179
‫توی یه چیز با هم مشترکیم

562
00:36:39,981 --> 00:36:43,986
‫چاک، دستت رو از
‫روی پای من بردار

563
00:36:44,185 --> 00:36:48,156
‫نه، بالاتر نه. برش دار

564
00:36:48,189 --> 00:36:52,194
‫تو چته؟ من نمیخوام
‫و اینقدرا هم راحت نیستم

565
00:36:52,226 --> 00:36:55,105
‫پس ساعت ۳۰:۱۰ شب توی بار
‫دختر بلند کنها چیکار میکنی؟

566
00:36:55,129 --> 00:36:57,200
‫خب، معمولا اینکارو نمیکنم

567
00:36:57,198 --> 00:37:00,008
‫اوه، بیخیال، عزیزم
‫کی رو داری دست میندازی؟

568
00:37:00,001 --> 00:37:03,949
‫این هفته هر شب اینجا می بینمت
‫تو دیگه شدی عضو ثابت

569
00:37:03,971 --> 00:37:06,110
‫<font color=#FF۸۰۰۰>در اون لحظه بود که
‫لینت، به ذهنش رسید</font>

570
00:37:06,107 --> 00:37:09,213
‫<font color=#FF۸۰۰۰>اگرچه چاک مست بود، ولی
‫حرفش یه نکتهء طریف داشت</font>

571
00:37:09,210 --> 00:37:14,091
‫<font color=#FF۸۰۰۰>وقت اظهارآزادی و استقلال
‫از دیگران رسیده بود</font>

572
00:37:14,115 --> 00:37:18,063
‫<font color=#FF۸۰۰۰>و مطمئن ترین راه
‫برای پیروزی نیازمند</font>

573
00:37:18,052 --> 00:37:20,965
‫<font color=#FF۸۰۰۰>... یک مبارزه تهاجمیه</font>

574
00:37:20,988 --> 00:37:24,197
‫<font color=#FF۸۰۰۰>... با ترسوندن و غافلگیر کردن</font>

575
00:38:28,990 --> 00:38:30,970
‫امشب عجب شبی

576
00:38:30,992 --> 00:38:32,972
‫نمیخوای برقصی؟

577
00:38:32,994 --> 00:38:36,999
‫نه، مرسی، فکر کنم
‫بهتره همینجا بشینم

578
00:38:36,998 --> 00:38:38,944
‫<font color=#FF۸۰۰۰>لینت طعم پیروزیش
‫رو دوست داشت</font>

579
00:38:38,966 --> 00:38:42,937
‫<font color=#FF۸۰۰۰>مطمئن شد که دیگه
‫هیچوقت با حریفش</font>

580
00:38:42,970 --> 00:38:44,950
‫<font color=#FF۸۰۰۰>... در این قبیل زمین
‫جنگ درگیر نمیشه</font>

581
00:38:44,972 --> 00:38:50,012
‫اووه! من عاشق این شعرم
‫بگیر، کیفمو نگه دار

582
00:39:03,024 --> 00:39:05,971
‫بیری، کجا بودی؟
‫دیگه داشتیم نگران میشدیم

583
00:39:05,993 --> 00:39:10,066
‫عذر میخوام. فقط مشغول انجام چندتا
‫جزئیات پایانی بودم. ازاین طرف

584
00:39:10,064 --> 00:39:12,135
‫ـ    داریم کجا میریم؟
‫ـ    محل دفن رکس

585
00:39:12,166 --> 00:39:16,012
‫ـ    فکر میکردم محل دفنش اینجا بود
‫ـ    دارم جاشو عوض میکنم

586
00:39:16,003 --> 00:39:17,983
‫ـ    چرا؟ ـ   اون کاری
‫کرده که من ناراحت شدم

587
00:39:18,005 --> 00:39:19,985
‫ـ    و نمیخوام اون اینجا باشه
‫ـ    چیکار کرده؟

588
00:39:20,007 --> 00:39:22,146
‫خیلی ناخوش آینده
‫ترجیح میدم به زبون نیارم

589
00:39:22,176 --> 00:39:25,157
‫تا حالا این سنگ قبرها رو دیدین؟
‫بعضیهاشون مال سال ۱۸۰۰ هستش

590
00:39:25,146 --> 00:39:26,989
‫خیلی هم قشنگن

591
00:39:27,014 --> 00:39:29,995
‫بیری، صبرکن. باید توضیح
‫بدی. رکس مرده

592
00:39:30,017 --> 00:39:32,190
‫چکاری میتونسته انجام بده
‫که تو رو ناراحت کنه؟

593
00:39:35,956 --> 00:39:39,199
‫شوهرم، مردی که ۱۸ سال از
‫زندگیمو باهاش سپری کردم

594
00:39:39,193 --> 00:39:41,173
‫با تفکر اینکه من کشتمش مرده

595
00:39:41,195 --> 00:39:44,074
‫ـ    چی؟ ـ   بله.

596
00:39:44,065 --> 00:39:47,911
‫دکتر قلب جریان ناخالصی توی خونش
‫رو بهش گفته، و رکس هم باور کرده

597
00:39:47,935 --> 00:39:49,937
‫مطمئنی؟

598
00:39:49,937 --> 00:39:52,076
‫بله، چون یه نامه هم گذاشته
‫و میگه، از قول خودش میگم

599
00:39:52,106 --> 00:39:56,953
‫بیری، من درک میکنم، و میبخشمت

600
00:39:58,079 --> 00:40:02,027
‫من ۱۸ سال از زندگیمو
‫با این مرد سپری کردم

601
00:40:02,016 --> 00:40:04,018
‫چطور نتونسته منو بشناسه؟

602
00:40:04,018 --> 00:40:08,194
‫خب، شاید بخاطر یه
‫چیز دیگه تو رو بخشیده

603
00:40:10,925 --> 00:40:14,031
‫من هیچکاری نکردم
‫که بخوام بخشیده بشم

604
00:40:14,061 --> 00:40:17,065
‫من یه همسر فوق العاده بودم

605
00:40:17,064 --> 00:40:19,066
‫وقتی مریض بود
‫ازش پرستاری کردم

606
00:40:19,100 --> 00:40:21,944
‫وقتی پول کم میاوردیم
‫یه کلمه به زبون نمیاوردم

607
00:40:21,936 --> 00:40:24,075
‫غذاشو درست کردم
‫لباسهاشو اتو کردم

608
00:40:24,105 --> 00:40:27,951
‫محض رضای خدا، من جوشهای
‫پشت باستش رو هم مداوا کردم

609
00:40:28,109 --> 00:40:31,090
‫و اون حرومزادهء بدبخت

610
00:40:31,112 --> 00:40:33,183
‫اینقدر گستاخه که
‫درک میکنه و منو میبخشه؟

611
00:40:33,214 --> 00:40:40,132
‫خب، حرفشو جک میکنم، چون
‫من نه درک میکنم، و نه میبخشمش

612
00:40:43,924 --> 00:40:45,995
‫سلام. ما

613
00:40:46,026 --> 00:40:48,063
‫داریم میریم مراسم دفن...

614
00:40:49,029 --> 00:40:51,202
‫از این طرف

615
00:41:02,109 --> 00:41:05,989
‫میدونم که اذیت شدی، ولی مطمئنی
‫که نمیخوای نظرتو عوض کنی؟

616
00:41:05,980 --> 00:41:08,119
‫از این به بعد
‫سر قبرش هم نمیام

617
00:41:08,115 --> 00:41:12,928
‫اگه فکر کردی حتی وقتی مردم کنار شخصی
‫میخوابم که فکر میکنه من یه قاتلم، دیوانه ای

618
00:41:12,953 --> 00:41:19,131
‫بزار همینجا وسط غریبه ها بپوسه

619
00:41:32,206 --> 00:41:38,054
‫<font color=#FF۸۰۰۰>توی دنیا همه به شخصی احتیاج
‫دارند که بتونن بهش تکیه کنن</font>

620
00:41:38,045 --> 00:41:41,026
‫<font color=#FF۸۰۰۰>چه دوستهای وفادارشون باشن</font>

621
00:41:43,217 --> 00:41:46,960
‫<font color=#FF۸۰۰۰>... وکیل مدافعهای مصمم</font>

622
00:41:49,223 --> 00:41:53,137
‫<font color=#FF۸۰۰۰>...یا یک خونواده دوست داشتنی</font>

623
00:41:53,227 --> 00:41:56,071
‫<font color=#FF۸۰۰۰>ولی گهگاهی توی زندگی</font>

624
00:41:56,063 --> 00:42:01,979
‫<font color=#FF۸۰۰۰>اونایی که فکر میکنیم همیشه
‫درکنارمونن، ترکمون میکنن</font>

625
00:42:03,204 --> 00:42:07,050
‫<font color=#FF۸۰۰۰>واگه اون اتفاق بیافته</font>

626
00:42:07,074 --> 00:42:11,045
‫<font color=#FF۸۰۰۰>برای برگردوندنشون</font>

627
00:42:11,045 --> 00:42:14,117
‫<font color=#FF۸۰۰۰>... تا کجاها که پیش نمیریم</font>

