1
00:00:00,503 --> 00:00:02,477
‫آنچه گذشت.

2
00:00:02,478 --> 00:00:04,032
‫مدیر هابسون همین الان تماس گرفت.

3
00:00:04,033 --> 00:00:05,837
‫و جوانیتا رو تو مدرسه ی بلوط کوهی
‫قبول کردن.

4
00:00:05,845 --> 00:00:07,235
‫چراغِ سبزی داده شد

5
00:00:07,238 --> 00:00:10,177
‫من آنای رُک گو رو بیشتر از آنای جذاب
‫دوست دارم.

6
00:00:10,178 --> 00:00:12,312
‫پس، فکر میکنی جذابم؟

7
00:00:12,313 --> 00:00:14,707
‫- یک تقاضا.
‫- اجازه بده کمکت کنم در غیر اینصورت...

8
00:00:14,708 --> 00:00:17,417
‫در غیر اینصورت به بهشت نِمیری؟

9
00:00:17,418 --> 00:00:20,117
‫یک فروپاشی
‫تو بخودت چاقو زدی؟

10
00:00:20,118 --> 00:00:23,087
‫باید برم پیش مایک!
‫نه! نه! نه!

11
00:00:23,088 --> 00:00:24,757
‫و یک کشمکش.

12
00:00:24,858 --> 00:00:26,887
‫من از احساس تو خبر ندارم ، لینت

13
00:00:26,888 --> 00:00:30,347
‫- چون تو هرگز در موردش صحبت نمیکنی!
‫- ما یکی از بچه ها رو از دست دادیم.

14
00:00:30,348 --> 00:00:33,223
‫چطور میتونه گفتن این با صدای بلند
‫کمک کنه؟

15
00:00:37,503 --> 00:00:40,407
‫اگر شما بخواهید میهمانیِ شام
‫آبرومندی برگزار کنید.

16
00:00:40,408 --> 00:00:43,757
‫قوانین مُعیّنی هستند که باید
‫مدّ نَظر قرار دهید.

17
00:00:44,758 --> 00:00:48,337
‫اگر از ظروف نقره ی خوبی استفاده میکنید
‫باید آنها رو خوب برق بیاندازید.

18
00:00:50,138 --> 00:00:53,467
‫اگر موزیک پخش میشه صدای اون
‫باید ملایم باشه.

19
00:00:54,768 --> 00:00:58,347
‫اگر میهمانها با خود شراب آوردند
‫باید آنرا سِرو کنید.

20
00:00:59,648 --> 00:01:03,067
‫و اگر عصرانه ی حقیقتاً موفقی
‫قرار هست باشه...

21
00:01:03,668 --> 00:01:05,917
‫باید بسلامتیِ کسی بنوشید.

22
00:01:06,018 --> 00:01:09,083
‫بسلامتیِ "لی" بخاطر این شام
‫که یک موفقیتِ کاملاً بزرگ بود.

23
00:01:09,253 --> 00:01:10,857
‫باب!

24
00:01:10,958 --> 00:01:14,553
‫هنوز تموم نشده. برای دسر هم
‫آبمیوه درست کردم.

25
00:01:14,863 --> 00:01:16,797
‫و اگر هیچکدوم شما دیابت ندارین

26
00:01:16,798 --> 00:01:19,897
‫اجازه بدید بگم
‫این یک آشنایی خوبی با شما بود.

27
00:01:20,698 --> 00:01:22,147
‫نه. جدی

28
00:01:22,248 --> 00:01:23,872
‫بخاطر اینه که ما عموزادش رو گم کردیم.

29
00:01:24,873 --> 00:01:27,007
‫هی، باب، کرم کارامل کجاست؟

30
00:01:27,108 --> 00:01:28,642
‫کاملاً فراموش کردم.

31
00:01:28,643 --> 00:01:30,707
‫قبل از فروشگاه داشتم تلفن میزدم
‫و رانندگی میکردم.

32
00:01:30,708 --> 00:01:32,877
‫البته، بخاطر اینکه من به یکچیزی
‫احتیاج داشتم.

33
00:01:34,178 --> 00:01:36,617
‫من هر روز سرِ کارم، اگر اینقدر مهم بوده

34
00:01:36,618 --> 00:01:38,617
‫چرا خودت نرفتی بگیری؟

35
00:01:38,618 --> 00:01:41,447
‫منم کار دارم، فروختن خونه کار نیست.

36
00:01:41,448 --> 00:01:45,052
‫خونه .اون طیِ شش ماه
‫یک خونه فروخته.

37
00:01:46,353 --> 00:01:48,123
‫تهاجم.

38
00:01:52,103 --> 00:01:54,197
‫چی...اون چیه؟

39
00:01:54,498 --> 00:01:57,533
‫دفتر احساساتم.

40
00:01:58,603 --> 00:02:00,677
‫لی و من میریم پیش یک مشاور.

41
00:02:00,778 --> 00:02:06,177
‫اون از ما خواست احساسات منفیِ
‫خودمون رو برای جلسه ی گفتگو بنویسیم.

42
00:02:06,248 --> 00:02:09,117
‫بنظر میاد اونجا یک عالمه احساسات
‫جمع کردی، لی.

43
00:02:09,118 --> 00:02:10,447
‫این دفتر، سومین جلد هست.

44
00:02:10,448 --> 00:02:14,657
‫با یک فصل کامل در موردِ فراموشیِ من
‫در نصبِ صندلیِ توالت.

45
00:02:14,658 --> 00:02:18,257
‫فکر کردم این میتونه برای دو تا مرد
‫که با هم زندگی میکنند، یک مزیت باشه.

46
00:02:18,258 --> 00:02:19,363
‫همه همین فکر رو میکنند.

47
00:02:23,133 --> 00:02:26,237
‫خوب، خبر خوب اینه که شما دارید
‫کمک میگیرید.

48
00:02:26,238 --> 00:02:29,867
‫- میدونی، ما هم باید بریم یکی رو ببینیم.
‫- چی؟

49
00:02:29,868 --> 00:02:32,137
‫تا بما در مورد مسایلمون کمک کنه.

50
00:02:33,538 --> 00:02:35,007
‫میتونیم در مورد مسایلمون بعداً
‫صحبت کنیم؟

51
00:02:35,108 --> 00:02:37,843
‫میتونیم، اما تو نمیخوای.

52
00:02:38,513 --> 00:02:40,277
‫اون اصلاً دوست نداره حرف بزنه.

53
00:02:42,478 --> 00:02:43,987
‫تو میدونی چه احساسی درباره ی
‫مشاوره دارم

54
00:02:43,988 --> 00:02:47,153
‫اون برای آدمهای ضعیفُ ، شُل و وِلِ.

55
00:02:49,083 --> 00:02:51,827
‫و غیر...همجنسگرا
‫شما بچه ها کاملاً حق دارید.

56
00:02:52,428 --> 00:02:56,197
‫منم همین احساسُ به مشاوره داشتم
‫اما این خانم مشاور...واقعاً عالیه.

57
00:02:56,833 --> 00:02:57,767
‫سه تا دفتر؟

58
00:02:58,768 --> 00:03:01,172
‫نمیتونیم یک امتحانی بکنیم؟

59
00:03:01,173 --> 00:03:05,842
‫لازم نیست یکنفر بهم بگه چه احساسی دارم
‫باشه؟ پس میشه بیخیالش بشیم؟

60
00:03:08,943 --> 00:03:13,647
‫و قانون شماره ی یکِ ، یک میهمانیِ
‫شام موفق؟

61
00:03:14,148 --> 00:03:16,017
‫بعد از دسر، موسیقی بگذاریم!

62
00:03:16,618 --> 00:03:19,887
‫گفتگو درباره یِ مسائل خانوادگیتون

63
00:03:19,888 --> 00:03:22,953
‫در کمترین حدِ ممکن باشه.

64
00:03:25,014 --> 00:03:30,394
‫<font color="#۲۳b۷ee"> خرید بهترین فیلمها و سریالهای روز دنیا </font>
‫<font color="#e۷ee۲۳"> .::: SantaFilm ™ :::. </font>

97
00:03:33,863 --> 00:03:39,137
‫دکتر بِرنت اَویدان رییس بخش روانشناسی
‫در مرکز بهداشت فیریو است.

98
00:03:40,618 --> 00:03:44,772
‫او روزهای خود را با درمانِ نوجوانانِ
‫جامعه ستیز...

99
00:03:45,773 --> 00:03:48,267
‫بیوه زنان متوهم

100
00:03:49,638 --> 00:03:52,702
‫و تجارِ دورو سپری میکند.

101
00:03:54,423 --> 00:03:59,427
‫اما بتازگی، جالبترین بیمارش
‫یک خانم خانه دار بود.

102
00:03:59,428 --> 00:04:03,227
‫کسی که یک فروپاشیِ روانی داشت.

103
00:04:03,228 --> 00:04:06,597
‫من فقط خیلی تنها بودم.

104
00:04:06,598 --> 00:04:08,667
‫تا اینکه یک روز

105
00:04:08,668 --> 00:04:11,677
‫این مرد فوق العاده اومد

106
00:04:11,678 --> 00:04:14,207
‫مردی که منو میخندوند

107
00:04:14,208 --> 00:04:18,443
‫کسی که دوباره بهم امید داد

108
00:04:18,913 --> 00:04:24,287
‫و کسی که ثابت کرد عاشق یکنفر دیگه بوده.

109
00:04:24,288 --> 00:04:28,387
‫واسه همین برگشتم به همون دوران تنهایی.

110
00:04:28,388 --> 00:04:32,627
‫تازه حالا بدتر هم شده بود چونکه

111
00:04:32,628 --> 00:04:34,097
‫اون واقعاً نرفته بود

112
00:04:34,098 --> 00:04:37,402
‫اونطرف خیابون بود

113
00:04:37,403 --> 00:04:39,437
‫متعلقِ به اون بود

114
00:04:39,438 --> 00:04:42,733
‫با اون میخندید.

115
00:04:43,333 --> 00:04:47,377
‫واسه همین یکروز

116
00:04:47,378 --> 00:04:49,377
‫وانمود کردم

117
00:04:49,378 --> 00:04:53,477
‫فقط برای یک لحظه...

118
00:04:53,478 --> 00:04:58,713
‫که متعلق به اون نیست

119
00:05:01,553 --> 00:05:04,823
‫که مال من بود.

120
00:05:06,293 --> 00:05:09,663
‫و اینطوری شد که اون تصوراتِ
‫خود ساخته شروع شد؟

121
00:05:11,733 --> 00:05:13,197
‫وقتی در حال آسیب دیدن بودم

122
00:05:13,198 --> 00:05:18,733
‫میتونستم به خودم اجازه بدم که اونو
‫پیش خودم تصور کنم.

123
00:05:19,443 --> 00:05:27,377
‫اما بعدش برای من شروع اون لحظات
‫ارزش بیشتری از واقعیت داشت.

124
00:05:27,418 --> 00:05:31,122
‫پس...

125
00:05:31,123 --> 00:05:35,887
‫فقط اجازه دادم اونها رو خودم داشته باشم
‫گذاشتم اونها تسخیرم کنند.

126
00:05:36,033 --> 00:05:41,863
‫الان چی؟ آیا احساس میکنی داروها
‫کمکی هم بهت کردن؟

127
00:05:45,863 --> 00:05:51,042
‫خوب، مطمئناً الان تسلطِ بیشتری
‫رویِ واقعیت دارم.

128
00:05:51,043 --> 00:05:58,307
‫میتونم مسائل رو برای اولین بار
‫در این مدت طولانی ببینم، خیلی شفاف

129
00:05:58,318 --> 00:05:59,917
‫عالیه.

130
00:06:00,838 --> 00:06:02,647
‫نه.

131
00:06:02,648 --> 00:06:05,157
‫نه واقعاً.

132
00:06:05,158 --> 00:06:10,257
‫چون الان میتونم ببینم
‫چه چیزی رو در زندگیم از دست دادم.

133
00:06:10,258 --> 00:06:13,723
‫و...

134
00:06:15,463 --> 00:06:18,993
‫چطور اونو خراب کردم.

135
00:06:22,673 --> 00:06:25,377
‫خیلی خوب، اورسون وقتشه ببرمت حمام.

136
00:06:25,378 --> 00:06:27,443
‫حالا نه.

137
00:06:29,543 --> 00:06:32,047
‫اورسون، تو بیشتر از یک هفته است
‫که حمام نرفتی.

138
00:06:32,048 --> 00:06:35,117
‫فعلاً نمیخوام بیشتر از این اصرار کنم.

139
00:06:35,118 --> 00:06:37,047
‫اما حقیقتش، یک کمی هم سر حال میشی.

140
00:06:37,048 --> 00:06:39,657
‫گفتم نمیخوام حمام بگیرم.

141
00:06:39,658 --> 00:06:41,787
‫خوب، این دیگه به خواست تو مربوط نمیشه.

142
00:06:41,788 --> 00:06:43,957
‫این یک مشکل دائمی هست.

143
00:06:44,558 --> 00:06:48,667
‫شستشوی من توسطِ  فردی دیگه
‫تحقیر آمیزه.

144
00:06:48,958 --> 00:06:50,167
‫بیا بگیر.

145
00:06:50,168 --> 00:06:53,547
‫- این چیه؟
‫- لیست چیزهاییِ که از فروشگاه لازم دارم.

146
00:06:53,558 --> 00:06:56,177
‫من تازه یک ساعت پیش بخاطر تو
‫رفته بودم فروشگاه.

147
00:06:56,188 --> 00:06:59,557
‫- نمیشه بعداً بگیرم؟
‫- نه ،من به این وسائل فوراً احتیاج دارم.

148
00:06:59,558 --> 00:07:00,677
‫ضروری هستند.

149
00:07:01,338 --> 00:07:04,793
‫اورسون، چطور ذرت بوداده ضروریه؟

150
00:07:06,603 --> 00:07:08,467
‫متاسفم، بری.

151
00:07:08,478 --> 00:07:13,247
‫فقط فکر کردم بعنوان کسی که نقش بزرگی
‫در نشوندن من رویِ این صندلی بازی کرده...

152
00:07:13,258 --> 00:07:17,353
‫میخوای نقش کوچکی در قابل تحملتر شدنِ
‫زندگیِ جدیدم بازی کنی.

153
00:07:19,633 --> 00:07:21,863
‫لیست رو بهم بده.

154
00:07:22,263 --> 00:07:24,397
‫هنوز بهترِ...

155
00:07:24,398 --> 00:07:28,803
‫بندازیش رو میز و بری عقب

156
00:07:34,943 --> 00:07:35,547
‫سلام، خانم معلم.

157
00:07:35,608 --> 00:07:37,197
‫سلام!

158
00:07:38,508 --> 00:07:40,807
‫فقط جوانیتا رو برای روز اولش آوردم.

159
00:07:40,818 --> 00:07:42,377
‫یک کمی عصبیه.

160
00:07:42,388 --> 00:07:44,912
‫عاشق اینجا میشه.معلم هاش
‫عالی هستند.

161
00:07:44,923 --> 00:07:47,682
‫- خوب، حالا چه حیوانی هست؟
‫- ببخشید؟

162
00:07:47,693 --> 00:07:49,677
‫اونها بچه ها رو تست می کنند

163
00:07:49,688 --> 00:07:52,217
‫و بچه ها رو براساس سطحی که
‫در گروه دارند در مکان مناسب قرار میدن...

164
00:07:52,228 --> 00:07:54,087
‫در ریاضیات، اینجا پلنگ ، موش خرما
‫و زرافه هست

165
00:07:54,098 --> 00:07:56,217
‫باید داخلِ پوشه باشه.

166
00:07:56,768 --> 00:07:59,203
‫اوه، اون یک پلنگِ.

167
00:08:02,873 --> 00:08:04,457
‫ام.جی چیه؟

168
00:08:04,468 --> 00:08:05,932
‫اون یک زرافه است.

169
00:08:05,943 --> 00:08:07,907
‫اوه ، پس...

170
00:08:08,248 --> 00:08:10,177
‫کدوم گروهِ تیزهوش هاست؟

171
00:08:10,998 --> 00:08:12,667
‫هیچکس نمیدونه.

172
00:08:12,678 --> 00:08:14,137
‫حتی به من هم نگفتند.

173
00:08:14,148 --> 00:08:16,507
‫مدیر هابسون فکر میکنه که اگر
‫والدین بفهمند...

174
00:08:16,518 --> 00:08:19,187
‫موجبِ رقابتِ کاذب و ناسالم میشه.

175
00:08:20,538 --> 00:08:21,747
‫این دیوانگیه.

176
00:08:21,758 --> 00:08:23,147
‫کی اهمیت میده؟

177
00:08:23,158 --> 00:08:24,753
‫دقیقاً.

178
00:08:28,533 --> 00:08:30,597
‫پلنگ ها ابله و احمقند، درسته؟

179
00:08:31,718 --> 00:08:33,827
‫نه، من اینو نگفتم.

180
00:08:33,838 --> 00:08:34,927
‫آره ، نگفتی.

181
00:08:34,938 --> 00:08:36,407
‫وقتی در مورد ام.جی پرسیدم

182
00:08:36,408 --> 00:08:37,857
‫اینجوری میگی
‫" اون یک زرافه است"

183
00:08:37,868 --> 00:08:41,133
‫وقتی گفتم جوانیتا یک پلنگ هست
‫".اینجوری میگی "اوه

184
00:08:41,143 --> 00:08:43,043
‫تو هم فقط زود قضاوت کن.

185
00:08:47,433 --> 00:08:48,937
‫تو یکچیزهایی میدونی.

186
00:08:48,948 --> 00:08:50,152
‫بریزشون بیرون!

187
00:08:51,943 --> 00:08:52,467
‫باشه.

188
00:08:53,068 --> 00:08:55,347
‫مطمئن نیستم

189
00:08:55,358 --> 00:08:58,617
‫اما من به این بچه ها آموزش میدم
‫و این کاملاً بدیهیِ.

190
00:08:58,628 --> 00:09:01,297
‫ما کره ی زمین رو با کاغذ میسازیم

191
00:09:02,398 --> 00:09:03,457
‫این...

192
00:09:03,498 --> 00:09:04,717
‫مال راشل میلر هست.

193
00:09:04,728 --> 00:09:06,392
‫خیلی خوبه.

194
00:09:06,693 --> 00:09:08,637
‫اون یک زرافه است.

195
00:09:09,448 --> 00:09:11,507
‫و این مالِ وندی بنسونِ.

196
00:09:12,268 --> 00:09:13,147
‫خیلی خوب.

197
00:09:13,158 --> 00:09:15,003
‫موشِ خرما است.

198
00:09:16,303 --> 00:09:20,107
‫و این یکی بوسیله ی آدام هانتر
‫درست شده...

199
00:09:20,118 --> 00:09:21,327
‫یک پلنگِ.

200
00:09:22,338 --> 00:09:25,483
‫خدای من، این شبیه یک پلنگِ واقعی
‫درستش کرده.

201
00:09:25,813 --> 00:09:28,177
‫هیچ مشکلی با پلنگ بودن وجود ناره.

202
00:09:28,188 --> 00:09:30,617
‫اونها اینجا خیلی هم مهم هستند.

203
00:09:30,628 --> 00:09:32,677
‫اونها...میزهای کافه تریا رو بهم میریزن

204
00:09:32,688 --> 00:09:35,923
‫درب ها رو خیلی عالی نگه میدارن.

205
00:09:37,128 --> 00:09:37,917
‫این منصفانه نیست.

206
00:09:37,928 --> 00:09:40,387
‫گبی ما یک جمله ی معروف
‫در اینباره داریم.

207
00:09:40,398 --> 00:09:43,087
‫"این یک شیوه است نه یک رقابت"

208
00:09:43,098 --> 00:09:45,167
‫من دخترم رو میشناسم .اون همیشه
‫یک زرافه بوده.

209
00:09:45,168 --> 00:09:48,003
‫میرم با مدیر صحبت کنم.

210
00:09:50,093 --> 00:09:52,413
‫نباید فشار بدی باید...

211
00:09:54,813 --> 00:09:58,983
‫ببخشید، دخترم اینجا نبود
‫تا اینو برام نگهداره.

212
00:10:03,253 --> 00:10:04,817
‫خدایا، لینت

213
00:10:04,828 --> 00:10:07,127
‫شام آماده است پاشو یک آبی
‫به دست و صورتت بزن.

214
00:10:07,888 --> 00:10:08,997
‫این چیه؟

215
00:10:09,718 --> 00:10:12,397
‫این...هیچی.این...آه...این
‫این خصوصیه.

216
00:10:13,598 --> 00:10:14,637
‫خصوصی؟

217
00:10:14,648 --> 00:10:15,297
‫بله.

218
00:10:16,358 --> 00:10:19,827
‫و فکر کنم این مهمه که به حریمِ
‫همدیگه احترام بگذاریم.

219
00:10:19,838 --> 00:10:21,907
‫امروز صبح اومدی داخل توالت نشستی...

220
00:10:21,908 --> 00:10:23,392
‫تا وقتی پاهام رو تیغ زدم.

221
00:10:23,403 --> 00:10:24,807
‫ما هیچ حریمی نداریم.

222
00:10:27,068 --> 00:10:28,667
‫- تهاجمی.
‫- چی؟

223
00:10:28,678 --> 00:10:32,242
‫تو درست مثل باب بنظر میای
‫و...اوه! اوه! خدای من!

224
00:10:32,253 --> 00:10:35,967
‫- این یک دفترچه ی احساساته؟
‫- اگر میخوای بدونی، بله خودشه.

225
00:10:36,258 --> 00:10:38,417
‫من رفتم پیشِ مشاور اونها.

226
00:10:39,268 --> 00:10:40,367
‫چرا بهم نگفتی؟

227
00:10:40,378 --> 00:10:42,422
‫چون دلم میخواست با یک نفر حرف بزنم.

228
00:10:42,433 --> 00:10:44,657
‫و به ریشخند تو نیازی نداشتم.

229
00:10:45,598 --> 00:10:47,777
‫درباره یِ بچه هم حرف زدید؟

230
00:10:47,788 --> 00:10:49,107
‫درباره یِ اون شروع شد.

231
00:10:49,118 --> 00:10:51,847
‫اما حالا، ...وارد موضوع دیگه ای شدیم.

232
00:10:53,118 --> 00:10:54,917
‫موضوع دیگه؟ منظورت منم؟

233
00:10:55,938 --> 00:10:57,887
‫شاید یکی دوبار هم به تو اشاره کرده باشم.

234
00:10:57,898 --> 00:10:58,897
‫یکی دوبار؟

235
00:10:58,908 --> 00:11:02,997
‫شرط میبندم اگر بخونیمش و برای
‫"هربار تکرار اسم "لینت...

236
00:11:03,001 --> 00:11:05,511
‫یک قورت شراب بزنیم صفحه ی دوم
‫نرسیده مست کردیم.

237
00:11:06,873 --> 00:11:07,787
‫بده ببینمش.

238
00:11:07,798 --> 00:11:09,943
‫اوه، نه ، نه .امکان نداره.

239
00:11:13,303 --> 00:11:15,157
‫اما اگر واقعاً علاقه مندی ببینی
‫اینجا چی نوشتم...

240
00:11:15,162 --> 00:11:18,282
‫میتونی بهم در مشاوره ملحق بشی.

241
00:11:18,288 --> 00:11:20,237
‫غیر ممکنه.

242
00:11:21,218 --> 00:11:22,077
‫باشه.

243
00:11:22,948 --> 00:11:26,833
‫پس فکر کنم مجبوری
‫تا انتشار فیلمش صبر کنی.

244
00:11:36,593 --> 00:11:38,267
‫بفرمایید.

245
00:11:39,308 --> 00:11:42,707
‫تشکر دوباره بخاطر اینکه دعوتم کردید
‫این غذاها همه خوشمزه بنظر می رسند.

246
00:11:42,718 --> 00:11:44,257
‫این اولین شبیِ که تو اینجا هستی.

247
00:11:44,268 --> 00:11:46,057
‫میخواستم برات یک خوراک سنتیِ
‫ایتالیایی درست کنم...

248
00:11:46,068 --> 00:11:48,387
‫ریگاتونی با سوس، مرغ با پنیر ایتالیایی.

249
00:11:48,398 --> 00:11:50,657
‫سالاد تازه عالی میتونه باشه.

250
00:11:50,658 --> 00:11:52,697
‫سماق روی سالاد از داخلِ یک کیسه
‫بیرون اومده.

251
00:11:52,708 --> 00:11:54,597
‫این ریگاتونی از درونِ قلبم بر آمده.

252
00:11:55,338 --> 00:11:57,767
‫حقیقتش، من نشاسته نمیخورم.

253
00:11:58,458 --> 00:12:00,347
‫اوه، اما تو باید
‫یک امشب رو استثناء قائل بشی.

254
00:12:00,358 --> 00:12:02,607
‫چونکه من تمام روز داشتم پایِ اجاق
‫عرق می ریختم.

255
00:12:02,618 --> 00:12:05,317
‫مامان، بیخیال شو، اون مراقبِ
‫وزنش هست.

256
00:12:05,688 --> 00:12:08,087
‫وزنش؟ اگه دستگاه تهویه ی مطبوع
‫رویِ دور تند باشه...

257
00:12:08,088 --> 00:12:09,877
‫مثل پر کاه پرت میشه اونطرف اتاق.

258
00:12:09,888 --> 00:12:10,957
‫من فقط مجبورم مراقب باشم.

259
00:12:10,958 --> 00:12:14,297
‫بمحض اینکه دبیرستانم تموم بشه
‫میرم نیویورک تا مدل بشم.

260
00:12:14,318 --> 00:12:17,017
‫اوه، کالج نمیری؟

261
00:12:17,028 --> 00:12:20,393
‫شوخی میکنید؟ تا بهترین سالهای
‫مدل شدنم رو از دست بدم؟

262
00:12:23,133 --> 00:12:27,422
‫چیه؟ من فکر میکنم فوق العاده است
‫شجاعتِ دنبال کردنِ یک رویا.

263
00:12:28,003 --> 00:12:31,812
‫بله، فوق العاده است، اما خوبیش
‫چیزی نیست جز فحشاء...

264
00:12:31,813 --> 00:12:33,897
‫که آخرش بر میگرده به ساختِ
‫فیلمهای مستهجن...

265
00:12:35,119 --> 00:12:36,869
‫مامان؟

266
00:12:36,878 --> 00:12:38,137
‫چیه؟ من که نگفتم این اتفاق میاُفته.

267
00:12:38,148 --> 00:12:40,337
‫اما، میدونی، تعدادِ زیادی از مدلها
‫تویِ همین راه افتادن.

268
00:12:41,508 --> 00:12:44,547
‫میدونم اینکار مخاطره آمیزه، اما  واقعاً
‫به این کار علاقه دارم.

269
00:12:44,558 --> 00:12:49,562
‫و فکر میکنم که بهترین راهِ موفقیت در زندگی
‫انجام دادنِ کاریِ که بهش علاقه دارید.

270
00:12:49,598 --> 00:12:53,263
‫این دلیلیه که دائم به دنی میگم
‫به سرودن شعر ادامه بده.

271
00:12:54,708 --> 00:12:55,822
‫سرودن شعر؟

272
00:12:55,833 --> 00:12:57,617
‫آره.این شگفت انگیزه، درسته؟

273
00:12:57,628 --> 00:12:58,862
‫نمیدونستم.

274
00:12:58,873 --> 00:13:01,507
‫من کلی مشغولِ غذا پختن بودم
‫نمیخواین بیشتر  بخورین.

275
00:13:02,628 --> 00:13:04,687
‫دنی، چرا هیچ وقت
‫اشعارت رو بهم نشون ندادی؟

276
00:13:05,308 --> 00:13:06,437
‫موضوع مهمی نبود.

277
00:13:06,448 --> 00:13:07,737
‫دنی، فوق العاده هستند.

278
00:13:07,888 --> 00:13:09,667
‫دائم بهش میگم باید با من
‫بیاد نیویورک.

279
00:13:09,678 --> 00:13:12,617
‫تا واقعاً بتونه بر روی نوشتن
‫تمرکز کنه.

280
00:13:12,838 --> 00:13:16,087
‫واوو . یک مدل. و یک شاعر.

281
00:13:16,098 --> 00:13:20,983
‫پس تا وقتیکه تو بازیگر فیلمهای لختی بشی
‫اونهم میتونه شعر با قافیه بسازه.

282
00:13:22,883 --> 00:13:25,703
‫این دلیلیه که مشکلاتم رو بهش نمیگم.

283
00:13:28,923 --> 00:13:29,807
‫خیلی خوب.

284
00:13:29,818 --> 00:13:32,762
‫متاسفم .سعی داشتم یک جوک بسازم.

285
00:13:32,773 --> 00:13:35,007
‫بیاین برگردیم سر شام، هان؟

286
00:13:36,008 --> 00:13:37,473
‫اوه، نه. من خوبم.

287
00:13:38,133 --> 00:13:41,113
‫نشاسته.

288
00:13:46,793 --> 00:13:48,307
‫اوه، امروز میخوام برم بیرون سریع
‫کارهام رو انجام بدم...

289
00:13:48,318 --> 00:13:52,162
‫واسه ی همین تو مجبوری وقتی
‫فیزیوتراپت رسید، اجازه بدی بیاد داخل

290
00:13:54,313 --> 00:13:55,387
‫چی شده؟

291
00:13:55,948 --> 00:13:57,217
‫توت فرنگی نداره.

292
00:13:57,228 --> 00:13:59,587
‫تو میدونی که من با کلوچه م توت فرنگی
‫دوست دارم.

293
00:13:59,598 --> 00:14:02,857
‫متاسفم .اون همینجاست، خدمت شما.

294
00:14:02,868 --> 00:14:05,857
‫توت فرنگی. لذت ببرید.

295
00:14:06,668 --> 00:14:08,533
‫کرم کارامل هم میخوام.

296
00:14:09,603 --> 00:14:11,227
‫مگر اینکه فکر کنی توت فرنگی ها

297
00:14:11,238 --> 00:14:15,003
‫خودشون بطور جادویی
‫میان روی کلوچه ها قرار میگیرن.

298
00:14:36,033 --> 00:14:38,383
‫نه به این سرعت.

299
00:14:38,618 --> 00:14:40,487
‫".بگو "لطفاً

300
00:14:40,628 --> 00:14:41,927
‫نمیگم.

301
00:14:41,938 --> 00:14:43,357
‫حالا صبحانه ی منو بهم بده.

302
00:14:43,368 --> 00:14:45,197
‫اورسون، خوشحال میشم
‫هر کاری از من بخوای انجام بدم...

303
00:14:45,208 --> 00:14:47,127
‫اما نمیخوام مثل یک برده باهام رفتار بشه.

304
00:14:47,138 --> 00:14:49,523
‫".حالا بگو "لطفاً

305
00:14:54,143 --> 00:14:56,277
‫حالا که به کلوچه هات نگاه میکنم

306
00:14:56,288 --> 00:15:00,623
‫متوجه میشم چرا تو اینقدر مشتاقی
‫تا اونو داشته باشی.

307
00:15:03,853 --> 00:15:04,852
‫بری...

308
00:15:06,063 --> 00:15:07,527
‫تو کلمه ی جادویی رو میشناسی.

309
00:15:07,538 --> 00:15:09,047
‫اون شش حرف داره.

310
00:15:09,278 --> 00:15:10,687
‫من کلمه ای رو میشناسم که سه حرف داره.

311
00:15:10,698 --> 00:15:12,317
‫اگر غذایِ منو بهم ندی

312
00:15:12,328 --> 00:15:14,633
‫بزور چنگال ازت میگیرم.

313
00:15:19,903 --> 00:15:23,043
‫وقتی میتونی غذا داشته باشی
‫که مودب هم باشی.

314
00:15:29,293 --> 00:15:31,797
‫آقای هابسون دختر من واقعاً باهوشه.

315
00:15:31,798 --> 00:15:34,417
‫فقط میخوام بدونم که اون
‫در گروهِ تیزهوشانه.

316
00:15:34,428 --> 00:15:37,417
‫شما میدونید که سیاست ما
‫در فاش نکردنِ این قضیه است.

317
00:15:37,428 --> 00:15:38,817
‫شما مجبور نیستید چیزی بگید.

318
00:15:38,828 --> 00:15:41,587
‫فقط وقتی دارین به گروه تیزهوشان
‫اشاره میکنید چشمک بزنید.

319
00:15:41,588 --> 00:15:42,337
‫پلنگ.

320
00:15:42,338 --> 00:15:42,957
‫خانم سولیس...

321
00:15:42,958 --> 00:15:44,597
‫صبر کنید، این چشمک بود
‫یا حرکت ناگهانی؟

322
00:15:44,608 --> 00:15:46,487
‫نمیتونم بگم.شما بنظر خیلی
‫عصبی میاین.

323
00:15:46,498 --> 00:15:49,497
‫میبینید، این دقیقاً دلیلیه که ما
‫نمیتونیم به والدین بگیم.

324
00:15:49,508 --> 00:15:53,547
‫اونها شروع میکنند به رفتارهای
‫غیرِ منطقی.

325
00:15:53,858 --> 00:15:58,732
‫و از تلاش برای خواندن چیزهایی
‫که رویِ میز من هست هم دست بردارید.

326
00:15:58,893 --> 00:16:00,257
‫حالا مگه چی میشه؟

327
00:16:00,268 --> 00:16:02,527
‫من فقط لازمه بدونم که دخترم
‫زندگی موفقی خواهد داشت.

328
00:16:02,538 --> 00:16:04,193
‫اون ۷ سالشه.

329
00:16:04,603 --> 00:16:07,497
‫حالا پیشنهاد میکنم که شما
‫دست از فضولی بردارید...

330
00:16:07,498 --> 00:16:10,967
‫فقط بهش افتخار کنید، اهمیتی
‫نداره که اون در چه گروهی باشه.

331
00:16:10,978 --> 00:16:14,073
‫من بهش افتخار میکنم
‫و فضولی هم نمیکنم.

332
00:16:17,333 --> 00:16:20,133
‫در ضمن، از شانزدهمین آندوسکپیِ
‫روده ی بزرگتون لذت ببرید.

333
00:16:26,553 --> 00:16:28,487
‫مامان اینجا چکار میکنی؟

334
00:16:28,498 --> 00:16:32,367
‫داشتم با مدیرتون گفتگو میکردم
‫دوستانت هستند؟

335
00:16:32,763 --> 00:16:35,427
‫این وندیه و این هم ریچل.

336
00:16:35,438 --> 00:16:37,367
‫با هم کلاس ریاضی داریم.

337
00:16:37,378 --> 00:16:39,977
‫یک دقیقه صبر کنید
‫فکر کنم طرح هنری تو رو دیدم.

338
00:16:39,988 --> 00:16:42,747
‫وندی، تو یک موش خرمایی، درسته؟

339
00:16:42,748 --> 00:16:44,387
‫و ریچل، تو هم یک زرافه ای؟

340
00:16:44,398 --> 00:16:47,193
‫خیلی خوب.

341
00:16:49,203 --> 00:16:51,647
‫میدونید دوست دارم چکار کنم؟

342
00:16:51,658 --> 00:16:54,887
‫که یک عکس از جوانیتا و دوستانش بگیرم.

343
00:16:55,918 --> 00:16:58,007
‫و میدونید، چی میتونه واقعاً
‫جذابش کنه؟

344
00:16:58,018 --> 00:17:00,223
‫اینه که تکالیف ریاضی تون رو بالا بگیرید.

345
00:17:08,783 --> 00:17:09,957
‫گرفتم.

346
00:17:09,958 --> 00:17:11,597
‫اما من لبخند نزدم.

347
00:17:11,598 --> 00:17:13,122
‫واقعاً؟ خوب، دنیای بیرون دشوار و بیرحمِ.

348
00:17:13,133 --> 00:17:14,527
‫خیلی توجه به لبخند نکن.

349
00:17:14,538 --> 00:17:16,562
‫روز خوبی داشته باشین!

350
00:17:17,903 --> 00:17:20,027
‫مامانت عجیب میزد.

351
00:17:20,068 --> 00:17:22,733
‫نظری ندارم.

352
00:17:34,093 --> 00:17:35,307
‫اورسون؟

353
00:17:36,458 --> 00:17:37,927
‫خودم دارم میام داخل.

354
00:17:39,108 --> 00:17:40,627
‫وقتِ فیزیوتراپیت هست.

355
00:17:42,338 --> 00:17:43,417
‫کمکم کن!

356
00:17:46,178 --> 00:17:47,373
‫کمک.

357
00:17:49,443 --> 00:17:51,047
‫خدای بزرگ!

358
00:17:51,058 --> 00:17:51,972
‫اورسون!

359
00:17:52,313 --> 00:17:53,667
‫چه اتفاقی افتاده؟

360
00:17:53,888 --> 00:17:55,383
‫جویس.

361
00:17:56,103 --> 00:18:00,507
‫سعی کردم اون کلوچه ها رو بردارم
‫و از روی صندلی پرت شدم

362
00:18:00,578 --> 00:18:02,917
‫اونها اون بالا چکار میکردند؟

363
00:18:04,428 --> 00:18:05,787
‫گرسنگی میدم؟

364
00:18:05,798 --> 00:18:08,277
‫- مضحکه.
‫- واقعاً؟

365
00:18:08,288 --> 00:18:11,717
‫پس شما با قرار دادن غذا خارج از دسترس
‫اون عذابش نمیدی؟

366
00:18:11,788 --> 00:18:14,597
‫شما باید خودت اینجا باشی و ببینی.

367
00:18:14,598 --> 00:18:16,907
‫یکنفر میتونه لطفاً یک تکه نان به من بده؟

368
00:18:16,908 --> 00:18:19,777
‫اورسون، بخاطر خدا! بس کن!

369
00:18:19,778 --> 00:18:23,077
‫خواهش میکنم این دفعه به پاهام
‫ضربه نزن اونها هیچ حسی ندارن.

370
00:18:23,108 --> 00:18:27,743
‫خانم هاج، میتونم برای چند لحظه
‫با شما خصوصی صحبت کنم؟

371
00:18:35,223 --> 00:18:36,617
‫شما باید حرفم رو باور کنید.

372
00:18:36,628 --> 00:18:38,557
‫من هرگز به شوهرم ضربه نمیزنم.

373
00:18:38,568 --> 00:18:40,547
‫حس میکنم که اون یک کمی داره
‫نقش بازی میکنه...

374
00:18:40,548 --> 00:18:42,532
‫اما خودداری کردن از دادن غذا؟

375
00:18:42,533 --> 00:18:46,543
‫شروع تمام این قضایا بخاطر اینه
‫که اون قبول نکرد بگه لطفاً...

376
00:18:47,633 --> 00:18:51,777
‫که میدونم بنظر مسئله ی بی اهمتی میاد
‫ولی شما باید درک کنید.

377
00:18:51,848 --> 00:18:53,877
‫اون بتازگی غیر قابل تحمل شده.

378
00:18:53,878 --> 00:18:58,307
‫مردی که بر رویِ  صندلیِ چرخدار
‫زندگی میکنه از دستِ دنیا عصبانیه...

379
00:18:58,378 --> 00:19:01,723
‫و بدبختانه، عصبانیتش رو سر شما
‫خالی میکنه.

380
00:19:03,483 --> 00:19:09,657
‫ببین...میدونم که این آسان نیست
‫اما تا زمانیکه اون این مسئله رو قبول کنه

381
00:19:09,658 --> 00:19:13,323
‫شما باید یاد بگیرید صبر بیشتری
‫داشته باشید.

382
00:19:13,663 --> 00:19:17,637
‫و اگر شما نمیتونید، این وظیفه ی منه
‫تا گزارش بدم

383
00:19:20,963 --> 00:19:23,767
‫این مرد و یک حمام هم ببرید.

384
00:19:23,778 --> 00:19:28,243
‫فیزیوتراپی نباید با دستکش باشه.

385
00:19:40,363 --> 00:19:43,827
‫وقتی اومدن اینو تحویل بِدَن شما خونه نبودید
‫واسه همین من امضا دادم.

386
00:19:43,894 --> 00:19:46,633
‫آره، ما...ما داشتیم
‫میخواستیم...ببینیم چی..

387
00:19:47,734 --> 00:19:49,503
‫حقیقتش، احتیاجی نیست بدونم.

388
00:19:49,504 --> 00:19:51,333
‫خوبه..آم...

389
00:19:51,468 --> 00:19:53,203
‫ببین.

390
00:19:57,843 --> 00:20:00,082
‫مثل اینکه یکنفر
‫دوست دختر جدید پیدا کرده.

391
00:20:00,083 --> 00:20:04,312
‫آره، نه برای مدت طولانی
‫پسند نکردم.

392
00:20:04,313 --> 00:20:07,817
‫تو پسند نکردی، و اون دختر
‫یک بدنی داره...

393
00:20:07,818 --> 00:20:10,057
‫که میتونه حواسِ پاپِ اعظم رو پرت کنه
‫تا با سر بره تو دربِ شیشه ای...

394
00:20:10,058 --> 00:20:12,207
‫خدایا، کی برنده میشه؟

395
00:20:12,208 --> 00:20:14,187
‫اون بچه ی منه.اگر فکر کنم دختره
‫براش خوب نیست..

396
00:20:14,188 --> 00:20:15,602
‫ترتیبش رو میدم، اگرچه
‫هر کاری که مجبور بشم بکنم.

397
00:20:15,603 --> 00:20:19,463
‫که اینهم بیشتر تحریکش میکنه
‫بره بسمت دختره و از تو دور بشه.

398
00:20:20,968 --> 00:20:24,502
‫ببین، من میدونم... وقتی یک مادر از دلربایی که
‫عشقِ پسرشه، متنفره چه شکلی میشه

399
00:20:24,503 --> 00:20:26,337
‫مامانِ باب از من متنفره.

400
00:20:26,338 --> 00:20:28,507
‫همیشه فکر میکردم که باب بوده...

401
00:20:28,508 --> 00:20:33,912
‫نکته ی اصلی اینه، اون هرکاری از دستش
‫بر اومد کرد تا باب بین ما یکی رو انتخاب کنه.

402
00:20:33,948 --> 00:20:35,877
‫و داستانِ بلند رو کوتاه کنم

403
00:20:35,878 --> 00:20:38,987
‫من هر شب در کنار باب هستم
‫و مامان کجاست؟ خانه ی سالمندان.

404
00:20:39,028 --> 00:20:42,157
‫چطوری رفت اونجا؟ نمیدونم، یادم نمیاد.

405
00:20:42,158 --> 00:20:44,827
‫فقط...این دختر رو نمیشناسم.

406
00:20:44,828 --> 00:20:46,522
‫نمیدونم میتونم بهش اعتماد بکنم.

407
00:20:46,523 --> 00:20:48,197
‫خوب، برات بهتره تا بشناسیش.

408
00:20:48,198 --> 00:20:54,032
‫نفرت دارم ببینم پسرت رو از دست دادی
‫چونکه میترسی اونو با کسی شریک بشی.

409
00:20:55,173 --> 00:20:57,303
‫برو به کارت برس.

410
00:20:59,073 --> 00:21:02,177
‫کارلوس، تصاویری که برات فرستادم
‫بدستت رسید؟

411
00:21:02,178 --> 00:21:06,012
‫تو مثل روز اول که دیدمت زیبا هستی
‫اصلاً وقت نداشتم تماس بگیرم.

412
00:21:06,048 --> 00:21:08,517
‫عکس من نبود که، تکالیفِ ریاضی بود.

413
00:21:09,418 --> 00:21:10,077
‫چی؟

414
00:21:10,078 --> 00:21:11,652
‫بیا.

415
00:21:11,653 --> 00:21:13,947
‫این تکلیف بنظر آسونه، نیست؟

416
00:21:13,948 --> 00:21:15,557
‫نسبتاً ، آره.

417
00:21:15,558 --> 00:21:18,927
‫و به این یکی نگاه کن ضرب داره.

418
00:21:18,928 --> 00:21:21,727
‫یک کمی پیچیده تر هست، درسته؟

419
00:21:21,728 --> 00:21:23,357
‫فکر کنم.

420
00:21:23,358 --> 00:21:25,297
‫و این یکی...

421
00:21:25,298 --> 00:21:27,827
‫مسائل سخت ترند، کسرها.

422
00:21:27,828 --> 00:21:29,497
‫این از همه سخت تره ، نیست؟

423
00:21:29,498 --> 00:21:30,732
‫همچین بنظر میرسه.
‫که چی؟

424
00:21:30,733 --> 00:21:34,367
‫کارلوس، این تکالیفِ پلنگهاست.

425
00:21:35,468 --> 00:21:37,107
‫خوب، این توضیح اونه.

426
00:21:37,108 --> 00:21:41,012
‫نه. متوجه نشدی؟دختر ما یک پلنگِ
‫اون تو کلاسِ تیز هوش هاست.

427
00:21:41,078 --> 00:21:44,077
‫هی! خوش بحالش.

428
00:21:44,078 --> 00:21:46,247
‫سوزانِ بیچاره.

429
00:21:46,248 --> 00:21:48,717
‫واقعاً؟.چرا؟

430
00:21:48,718 --> 00:21:53,757
‫خوب، متقاعدشده بود ام.جی باهوشه
‫و حالا معلوم شد جزء گروهِ آسیب پذیره.

431
00:21:53,788 --> 00:21:56,327
‫از اینکه بفهمه متنفرم.

432
00:21:56,328 --> 00:21:59,297
‫- گبی، تو بهش نمیگی.
‫- چرا نگم؟

433
00:21:59,298 --> 00:22:03,577
‫اون هیچ مشکلی در گفتنِ این خبر که فکر میکرد
‫جوانیتا جزء گروهِ کند ذهن ها بوده نداشت.

434
00:22:03,578 --> 00:22:07,697
‫- اون اینو گفت؟
‫- بله، با لحن خودش.

435
00:22:08,443 --> 00:22:11,777
‫خوب، ما بتازگی به اندازه ی کافی
‫با همسایه هامون فیلم و کلک داشتیم.

436
00:22:11,778 --> 00:22:12,677
‫پس خواهشاً بیخیالش شو.

437
00:22:12,678 --> 00:22:16,077
‫باشه، ولش میکنم.اما فقط
‫واسه ی اینکه بدونی...

438
00:22:16,078 --> 00:22:18,727
‫وقتی داری روزنامه میخونی
‫حداقل وانمود کن داری گوش میکنی.

439
00:22:18,728 --> 00:22:21,083
‫چَشم، هرچی لازم داریم میگیرم.

440
00:22:33,233 --> 00:22:35,297
‫تو اینجا چکار میکنی؟

441
00:22:35,298 --> 00:22:37,597
‫بهشون گفته بودم نمیخوام
‫با هیچکس دیدار کنم

442
00:22:37,598 --> 00:22:39,225
‫کی گفته من برای دیدار اومدم؟

443
00:22:39,235 --> 00:22:41,403
‫شاید منم یک دیوونه ام.

444
00:22:42,933 --> 00:22:44,603
‫میخوای شیرینیِ سیب و بخوری؟

445
00:22:48,943 --> 00:22:53,143
‫یادته وقتی نقرسم عود کرده بود
‫و نمیتونستم راه برم ؟

446
00:22:53,883 --> 00:22:57,622
‫تو بودی که اومدی به دیدارم؟

447
00:22:57,623 --> 00:22:59,617
‫میدونم که مدیونتم.

448
00:22:59,618 --> 00:23:01,527
‫دِینِ خودت رو ادا کردی، خداحافظ.

449
00:23:01,528 --> 00:23:04,693
‫میبینم که شخصیتِ فریبندت برگشته.

450
00:23:05,723 --> 00:23:08,667
‫خوب. کی میخوای برگردی خونه؟

451
00:23:08,668 --> 00:23:11,597
‫چی باعث شده فکر کنی
‫دوست دارم برگردم؟

452
00:23:11,598 --> 00:23:15,137
‫بعد از کارهایی که با اون آدمها کردم؟
‫نه ، اونها ازم متنفرند.

453
00:23:15,138 --> 00:23:18,107
‫یک نگاه به خط سیر پرواز یک
‫اردکِ تنها بنداز...

454
00:23:18,108 --> 00:23:21,177
‫هیچکس به این مسائلِ احمقانه اهمیت نمیده.

455
00:23:21,178 --> 00:23:24,767
‫حق با توئه . بری و من میتونیم فقط
‫بخندیم و بخندیم و بخندیم...

456
00:23:24,777 --> 00:23:27,415
‫به سبک مغزیِ من که نزدیک بود
‫کارش رو نابود کنم.

457
00:23:27,425 --> 00:23:30,507
‫و به سوزان بگم شوخی میکردم
‫که سعی داشتم زندگی شو نابود کنم

458
00:23:30,508 --> 00:23:31,957
‫باشه . باشه.

459
00:23:31,958 --> 00:23:35,157
‫و شرط میبندم مایک بخاطر اینکه داشتم
‫مینداختمش زندان هنوز تو دلش نخودی میخنده

460
00:23:35,188 --> 00:23:38,757
‫میخوای گوش کنی؟ کتی
‫من جدی ام.

461
00:23:38,758 --> 00:23:40,227
‫من حاضرم شرط ببندم

462
00:23:40,228 --> 00:23:43,197
‫عفو و بخشش بیشتر از حدّی که
‫تو تصور کنی وجود داره.

463
00:23:44,598 --> 00:23:46,032
‫در این مورد، میدونی چیه؟

464
00:23:46,033 --> 00:23:47,367
‫چیه؟

465
00:23:47,368 --> 00:23:50,603
‫احتمالاً تو دیوونه ای.

466
00:24:00,013 --> 00:24:01,617
‫سلام، عزیزم.

467
00:24:01,618 --> 00:24:03,117
‫ببین ، کی اینجاست.

468
00:24:03,118 --> 00:24:04,882
‫سلام، سوزان. چه خبر؟

469
00:24:04,883 --> 00:24:08,587
‫رفته بودم سراغِ وسایل ام.جی و این
‫کتابِ کار ریاضی،از سال گذشته رو پیدا کردم

470
00:24:08,588 --> 00:24:10,687
‫فکر کردم میتونه برای جوانیتا
‫مفید باشه.

471
00:24:10,688 --> 00:24:13,123
‫خوب...

472
00:24:13,993 --> 00:24:16,627
‫متشکرم.

473
00:24:16,628 --> 00:24:21,423
‫کار مهمی نکردم. فکر کردم شاید
‫کمکش کنه جلو بیاُفته.

474
00:24:22,303 --> 00:24:25,003
‫جلو بیاُفته؟

475
00:24:25,193 --> 00:24:27,997
‫آره.میدونی که، بخاطر مدت زمانیکه
‫بیرون از مدرسه بوده.

476
00:24:27,998 --> 00:24:32,407
‫اون هرگز بیرون از مدرسه نبوده
‫معلم سرخونَش من بودم.

477
00:24:32,498 --> 00:24:35,417
‫میدونم تو بهترین کاری
‫که میتونستی رو انجام دادی.

478
00:24:35,418 --> 00:24:37,757
‫اما الان اون معلمهای حرفه ای داره

479
00:24:37,758 --> 00:24:41,673
‫و شرط میبندم در کوتاه ترین زمان
‫از ام.جی جلو میاُفته.

480
00:24:42,493 --> 00:24:46,653
‫حالیش کن.

481
00:24:47,003 --> 00:24:48,767
‫خوب، سوزان...

482
00:24:48,768 --> 00:24:51,167
‫نمیدونم، تو هم شنیدی؟

483
00:24:51,168 --> 00:24:53,977
‫که دراصل پلنگها دانش آموزان
‫تیزهوش هستند؟

484
00:24:53,978 --> 00:24:55,477
‫چی؟

485
00:24:55,478 --> 00:24:57,547
‫آره . در اصل، موش خرماها
‫متوسط هستن.

486
00:24:57,548 --> 00:24:59,047
‫و زرافه ها...

487
00:24:59,048 --> 00:25:02,347
‫خوب، اونها میزهای کافه تریا رو نمیتونن
‫با خودشون جابجا کنن.

488
00:25:02,348 --> 00:25:05,317
‫اینو چطوری فهمیدی؟

489
00:25:05,318 --> 00:25:10,087
‫من یک کپی از تکالیف هر گروه گرفتم
‫بهم اعتماد کن.من کد رو شکستم.

490
00:25:10,088 --> 00:25:12,487
‫بعبارت دیگه معنیش اینه که ام.جی
‫تو گروهِ تیز هوشان نیست.

491
00:25:12,488 --> 00:25:14,897
‫هی، اما خودت اینو گفتی
‫این نشانه ی دانایی و عقل نیست.

492
00:25:14,898 --> 00:25:16,832
‫"این یک شیوه است نه یک رقابت"
‫درسته؟

493
00:25:16,833 --> 00:25:18,797
‫درسته.

494
00:25:18,798 --> 00:25:21,367
‫و لطفاً، چیزی به کسی نگو.

495
00:25:21,368 --> 00:25:23,672
‫میدونی که بعضی از والدین  چه رقابتی
‫میتونن راه بندازن.

496
00:25:23,673 --> 00:25:26,242
‫آره.

497
00:25:26,243 --> 00:25:29,643
‫نگران نباش.

498
00:25:38,893 --> 00:25:42,993
‫تموم کردم. حالا میتونم شیر با
‫شیرینی بردارم؟

499
00:25:45,603 --> 00:25:47,837
‫حتماً، عزیزم.

500
00:25:47,838 --> 00:25:51,673
‫یک مقدار غذا به سمت راست
‫صورتت چسبیده.

501
00:25:52,403 --> 00:25:57,573
‫نه، عزیزم. طرف راستت.

502
00:25:57,583 --> 00:26:00,517
‫اوه، مهم نیست.

503
00:26:00,518 --> 00:26:02,117
‫سلام ، بچه ها.

504
00:26:02,118 --> 00:26:04,322
‫مایک، میتونی کمکم کنی آشغالها
‫رو ببرم بیرون؟

505
00:26:04,323 --> 00:26:05,687
‫حتماً.

506
00:26:05,688 --> 00:26:09,752
‫اون مهم نیست بیا.

507
00:26:09,753 --> 00:26:12,127
‫خیلی خوب، پس اون یک زرافه است.

508
00:26:12,128 --> 00:26:13,827
‫میدونی، هیچ مشکلی نداره
‫متوسط باشه.

509
00:26:13,828 --> 00:26:15,327
‫نه ، موشِ خرماها سطح متوسط هستن.

510
00:26:15,328 --> 00:26:17,502
‫چند بار باید بهت بگم؟

511
00:26:17,503 --> 00:26:19,737
‫پلنگها، موش خرماها، زرافه ها.

512
00:26:19,738 --> 00:26:22,137
‫من خیلی دوستش دارم، مایک.

513
00:26:22,138 --> 00:26:24,507
‫اگر اون باشه جزء...

514
00:26:24,508 --> 00:26:26,442
‫دیر فهم ها؟

515
00:26:26,443 --> 00:26:28,307
‫اون دیر فهم نیست.

516
00:26:28,308 --> 00:26:33,443
‫اون باهوش، کنجکاو، و پسر کوچولویِ زرنگیه.

517
00:26:35,653 --> 00:26:38,013
‫اوه، نه.

518
00:26:39,083 --> 00:26:43,887
‫اون دستش رو کرده داخلِ لیوان.

519
00:26:43,888 --> 00:26:45,262
‫زود باش، رفیق.

520
00:26:45,263 --> 00:26:50,023
‫زودباش.فقط..فقط لیوان رو نگهدار.

521
00:26:50,963 --> 00:26:54,133
‫با اون دست دیگه بِکِشِش.

522
00:26:54,863 --> 00:26:57,107
‫تو میتونی.

523
00:26:57,108 --> 00:27:00,207
‫زودباش، ام.جی.

524
00:27:00,208 --> 00:27:01,707
‫بله!

525
00:27:01,708 --> 00:27:03,977
‫اوه! بله!

526
00:27:03,978 --> 00:27:06,247
‫دیدی؟ تو بخاطر هیچی نگران بودی.

527
00:27:06,248 --> 00:27:08,047
‫حق با توئه.

528
00:27:08,048 --> 00:27:10,387
‫اوه، نه.

529
00:27:10,388 --> 00:27:14,583
‫داره با یک چنگال مستقیم میره
‫به طرفِ توستر برقی.

530
00:27:34,303 --> 00:27:36,347
‫عزیزم؟

531
00:27:36,348 --> 00:27:39,743
‫بله؟

532
00:27:41,213 --> 00:27:43,717
‫- میرم بیرون.
‫- باشه...ناهار امروز میای؟

533
00:27:43,718 --> 00:27:46,417
‫آه، شاید فردا . یک کاری...کاری دارم.

534
00:27:46,418 --> 00:27:50,157
‫اگر منظورت مشاوره است
‫چرا راحت نمیگی مشاوره؟

535
00:27:50,188 --> 00:27:53,162
‫فقط نمیخواستم گرفتار یک
‫مشاجره بشم، همین.

536
00:27:53,163 --> 00:27:56,597
‫هی، اینو لازم نداری؟

537
00:27:56,598 --> 00:27:58,827
‫آه، درسته، ممنون.

538
00:27:58,828 --> 00:28:01,737
‫نمیخوای بدونی که خوندمش؟

539
00:28:01,738 --> 00:28:05,773
‫اوه، اگر خونده بودیش متوجه میشدم.

540
00:28:23,403 --> 00:28:26,067
‫ببخشید. شما منتظر دکتر گراهام هستید؟

541
00:28:26,068 --> 00:28:28,537
‫نگو بهم که دوباره
‫دوتا قرار ملاقات گذاشته.

542
00:28:28,538 --> 00:28:30,542
‫اوه، نه. من قرار ملاقات ندارم.

543
00:28:30,543 --> 00:28:32,237
‫اما واقعاً لازمه تا باهاش صحبت کنم

544
00:28:32,238 --> 00:28:34,212
‫پس میتونم نوبتِ شما رو بگیرم؟

545
00:28:34,213 --> 00:28:37,177
‫نمیدونم. من هم واقعاً لازمه باهاش
‫صحبت کنم.

546
00:28:37,178 --> 00:28:41,777
‫جداً؟ چونکه بشما که نگاه میکردم
‫به فکر افتادم، اون اینجا چکار میکنه؟

547
00:28:41,788 --> 00:28:43,722
‫مردی که، واقعاً از فهم و شعور بهره میبره.

548
00:28:43,723 --> 00:28:47,457
‫ممنون، اما جدیداً خیلی بسختی
‫تونستم یک وقت بگیرم.

549
00:28:47,458 --> 00:28:49,427
‫- بهتون ۲۰۰ دلار میدم.
‫- پول نقد؟

550
00:28:49,428 --> 00:28:51,357
‫بیست دلاری، خوبه؟

551
00:28:51,358 --> 00:28:53,897
‫خوب...

552
00:28:53,898 --> 00:28:57,797
‫قصد داشتید در مورد چی باهاش
‫صحبت کنید؟

553
00:28:57,798 --> 00:29:00,967
‫دوباره احساسِ میکنم
‫علاقه به قمارکردنم شروع شده.

554
00:29:00,968 --> 00:29:03,703
‫ممنون.

555
00:29:06,873 --> 00:29:09,477
‫آقای، جیمسون؟

556
00:29:09,478 --> 00:29:11,577
‫باید میرفت.

557
00:29:11,578 --> 00:29:15,083
‫اما گفت من میتونم وقت ملاقاتش رو بگیرم.

558
00:29:15,883 --> 00:29:18,322
‫متاسفم، اما اینطوری قابل قبول نیست.

559
00:29:18,323 --> 00:29:21,017
‫اگر علاقه مندید
‫یکی از بیماران باشید...

560
00:29:21,018 --> 00:29:24,353
‫،بیمار نیستم
‫من خانمِ تام اسکاوو هستم.

561
00:29:24,893 --> 00:29:28,363
‫بله، این چیزی هست که فکر کردم.

562
00:29:30,833 --> 00:29:33,067
‫خوب، شما رو بخاطر واکنشی مثل
‫این مقصر نمیدونم.

563
00:29:33,068 --> 00:29:36,337
‫میتونم فقط تصور داستانهایی
‫که تام براتون...

564
00:29:36,338 --> 00:29:40,177
‫،از کتابِ بزرگش خوانده رو بکنم
‫وای ی!

565
00:29:40,178 --> 00:29:42,707
‫واسه ی همین...اینجام

566
00:29:42,708 --> 00:29:46,677
‫زنِ بهانه جویی
‫که همسر،تام اسکاوو است.

567
00:29:46,678 --> 00:29:49,387
‫دلیلی داره که اینطوری میگی؟

568
00:29:49,388 --> 00:29:54,017
‫دقیقاً نمیدونم از چه کلماتی
‫استفاده کرده.

569
00:29:54,103 --> 00:29:57,437
‫فقط یکی از کلماتی که بیشتر بنظر
‫محتمل بود و انتخاب کردم.

570
00:29:57,438 --> 00:30:01,637
‫پس شما فکر میکنید شوهرتون شما
‫رو بعنوانِ یک بهانه جو توصیف کرده؟

571
00:30:01,638 --> 00:30:03,277
‫نکرده؟

572
00:30:03,278 --> 00:30:05,477
‫حرفهایی که تام تو این اتاق
‫گفته خصوصیه.

573
00:30:05,478 --> 00:30:07,682
‫که معنیش "بله" است؟

574
00:30:07,683 --> 00:30:10,852
‫خوب، بدیهیِ که این همون چیزیِ
‫که شما را قانع میکنه.

575
00:30:10,853 --> 00:30:13,117
‫فقط در عجبم، دلیلش چی میتونه باشه.

576
00:30:13,118 --> 00:30:16,887
‫میبینم که شما هم دارید
‫سعیتون رو میکنید.

577
00:30:16,888 --> 00:30:18,787
‫اما من برای مشاوره اینجا نیومدم.

578
00:30:18,788 --> 00:30:20,827
‫اومدم اینجا از خودم دفاع کنم

579
00:30:20,828 --> 00:30:22,797
‫چونکه هر سکه ای دو رو داره.

580
00:30:22,798 --> 00:30:25,367
‫پس تو بهانه جو نیستی؟

581
00:30:25,368 --> 00:30:27,167
‫نه همه وقت، نه.

582
00:30:27,168 --> 00:30:30,633
‫اما گاهی اوقات؟

583
00:30:31,103 --> 00:30:33,337
‫من فقط...

584
00:30:33,338 --> 00:30:35,307
‫نیاز دارم...

585
00:30:35,308 --> 00:30:40,142
‫احساس کنم همه چیز
‫در کنترلم هست...

586
00:30:40,143 --> 00:30:43,957
‫و وقتی کنترلی ندارم این باعث میشه
‫عصبانی بشم.و...

587
00:30:44,018 --> 00:30:49,657
‫شایدم خیلی عصبانیم چونکه نمیدونم
‫اگر شما متوجه شدید

588
00:30:49,658 --> 00:30:54,433
‫چونکه ما نمیتونیم اتفاقاتی که در زندگی
‫رُخ میده رو کنترل کنیم.

589
00:30:55,303 --> 00:30:59,803
‫مثل مرگِ کودکت؟

590
00:31:06,473 --> 00:31:13,177
‫قصد دارم بشینم، اما فقط
‫بخاطراینکه خسته ام.

591
00:31:18,453 --> 00:31:21,127
‫مگر اینکه شما مجبور باشید برید
‫یا کاری دارید.

592
00:31:21,128 --> 00:31:25,493
‫نه . لازم نیست جایی بری.

593
00:31:40,183 --> 00:31:43,447
‫روز رو چطور گذروندی؟

594
00:31:43,448 --> 00:31:45,417
‫نکنه...

595
00:31:45,418 --> 00:31:48,257
‫آره. مثل اینکه میخوایم با همدیگه
‫قرارِ بریم مشاوره.

596
00:31:48,258 --> 00:31:52,323
‫واقعاً؟ این خبر فوق العاده است
‫متشکرم.

597
00:31:57,463 --> 00:32:00,663
‫شام..کجاست؟

598
00:32:01,933 --> 00:32:05,333
‫منظورم...تو تمام روز خونه بودی؟

599
00:32:09,313 --> 00:32:11,347
‫چی داری مینویسی؟

600
00:32:11,348 --> 00:32:14,683
‫ساعت ۱۲:۳۰ روز سه شنبه میفهمی.

601
00:32:18,603 --> 00:32:21,667
‫کالین! میتونم باهات صحبت کنم؟

602
00:32:21,668 --> 00:32:23,607
‫یک جلسه با والدین دارم

603
00:32:23,608 --> 00:32:26,477
‫اما چند دقیقه قبلش وقت دارم
‫چی شده؟

604
00:32:26,478 --> 00:32:29,277
‫در موردِ ام.جی هست
‫تو کلاس ریاضیِ تو وضعش چطوره؟

605
00:32:29,278 --> 00:32:31,677
‫فوق العاده است.

606
00:32:31,678 --> 00:32:33,177
‫اوه، خدا.

607
00:32:33,178 --> 00:32:36,647
‫فقط  میگی "فوق العاده است"با
‫گردن کج.

608
00:32:36,648 --> 00:32:38,622
‫منم به والدین همیشه همین رو میگم.

609
00:32:38,623 --> 00:32:40,937
‫وقتی فکر میکنم کودک شون
‫تخته ی رویِ آب هست.

610
00:32:40,938 --> 00:32:43,087
‫نه، جدی میگم، ام.جی کارش عالیه.

611
00:32:43,088 --> 00:32:46,157
‫اوه ،جداً؟ خوب، اگر اون
‫کارش خیلی عالیه...

612
00:32:46,158 --> 00:32:48,027
‫چرا اون یک زرافه است؟

613
00:32:48,028 --> 00:32:49,927
‫چی؟

614
00:32:49,928 --> 00:32:51,897
‫اون باید یک پلنگ باشه.

615
00:32:51,898 --> 00:32:54,967
‫- اونها دانش آموزانِ تیزهوش هستند.
‫- تو که اینو نمیدونی.

616
00:32:54,968 --> 00:32:55,927
‫حالا میدونم.

617
00:32:55,928 --> 00:32:58,203
‫گبی سولیس، رمزش رو کشف کرد.

618
00:32:58,593 --> 00:33:00,467
‫چی؟

619
00:33:00,468 --> 00:33:02,772
‫حقیقت داره. زرافه ها دیرآموز هستند

620
00:33:02,773 --> 00:33:05,367
‫- و تو اینو میدونی.
‫- زرافه ها دیرآموز هستن؟

621
00:33:05,368 --> 00:33:07,437
‫نه، نه ، نه، خانم چاپمن
‫هیچکس اینو نگفته.

622
00:33:07,438 --> 00:33:10,807
‫چرا تویِ کلاسم منتظرم نمیشی؟

623
00:33:10,808 --> 00:33:12,682
‫گابریل سولیس رمز رو کشف کرده

624
00:33:12,683 --> 00:33:14,677
‫پلنگها، موش خرماها، زرافه ها.

625
00:33:14,678 --> 00:33:17,247
‫جنی، ما رمز رو بدست آوردیم!

626
00:33:17,248 --> 00:33:19,687
‫پلنگها آدمهای باهوش هستن!

627
00:33:19,688 --> 00:33:21,517
‫حالا نگاه کن چکار کردی.

628
00:33:21,518 --> 00:33:23,987
‫ام.جی اینجاست.اون یک پلنگِ.

629
00:33:23,988 --> 00:33:27,563
‫عادت بکن به این.

630
00:33:29,733 --> 00:33:31,267
‫کجا رفته بودی؟

631
00:33:31,268 --> 00:33:33,737
‫نیاز بود درب بسته باشه.

632
00:33:33,738 --> 00:33:38,432
‫خوب، فکر کردم یک کم هوایِ تازه
‫میتونه خوب باشه.

633
00:33:38,433 --> 00:33:39,637
‫خوب نیست.

634
00:33:39,638 --> 00:33:41,997
‫خوب، بعنوان شخصی که مجبورم
‫در یک خونه سهیم باشم...

635
00:33:41,998 --> 00:33:45,937
‫با آدمی که نمیخواد حمام بگیره
‫به هوای تازه نیاز دارم.

636
00:33:45,938 --> 00:33:48,442
‫اهمیت نمیدم، ببندش.

637
00:33:48,443 --> 00:33:51,312
‫اورسون...

638
00:33:51,313 --> 00:33:54,347
‫میدونم که در حال حاضر از دست دنیا
‫عصبانی هستی.

639
00:33:54,348 --> 00:33:56,917
‫اتفاقی که برای تو افتاد قابل تصور نبود.

640
00:33:56,918 --> 00:33:59,717
‫منم میخوام هر کاری که بتونم برای
‫کمک بتو در عبور از اون انجام بدم...

641
00:33:59,718 --> 00:34:03,107
‫و تمام درخواست من بجای اون
‫رفتار همراه با کمی احترامِ...

642
00:34:03,108 --> 00:34:05,882
‫که شاملِ استفاده
‫از کلمه ی "لطفاً" هم هست

643
00:34:05,928 --> 00:34:08,677
‫چی شده یکدفعه آدابِ معاشرت
‫برات جالب شده، بری؟

644
00:34:08,678 --> 00:34:12,877
‫منظورم، یادم نمیاد که قبل از اینکه
‫".بهم خیانت کنی گفته باشی "لطفاً

645
00:34:12,878 --> 00:34:16,377
‫این گفتگو تموم شد ،در باز باقی میمونه.

646
00:34:16,378 --> 00:34:17,537
‫میخوام بسته باشه.

647
00:34:17,538 --> 00:34:19,347
‫نه، تو بویِ تعفن میدی.

648
00:34:19,348 --> 00:34:20,492
‫و تو هم یک فاحشه ای!

649
00:34:20,493 --> 00:34:21,917
‫اینجا یک تفاوتی هست...

650
00:34:21,918 --> 00:34:24,553
‫من میتونم پاکیزه بشم.

651
00:34:27,123 --> 00:34:31,693
‫بله ، که..میتونی.

652
00:34:38,903 --> 00:34:41,207
‫چکار داری میکنی؟

653
00:34:41,208 --> 00:34:45,803
‫چه خبره؟ من حتی لباس هم نپوشیدم.

654
00:34:49,543 --> 00:34:53,017
‫این چیه؟ این...چیه؟
‫چه خبره؟

655
00:34:53,018 --> 00:34:57,013
‫بری، بسه.

656
00:35:01,293 --> 00:35:04,197
‫اینکار رو نمیکنی.

657
00:35:04,198 --> 00:35:05,797
‫باشه بری، دست نگهدار.

658
00:35:05,798 --> 00:35:08,667
‫بسه، بری.

659
00:35:08,668 --> 00:35:11,637
‫اگر فقط از یک کلمه
‫استفاده کرده بودی تموم بود...

660
00:35:11,638 --> 00:35:13,237
‫".مثل "لطفاً

661
00:35:13,238 --> 00:35:15,537
‫- با جویس تماس میگیرم.
‫- بگو لطفاً.

662
00:35:15,538 --> 00:35:17,477
‫برو به جهنم!

663
00:35:17,478 --> 00:35:20,277
‫چرا نمیتونی اینو بگی؟ آسونه.لطفاً

664
00:35:20,278 --> 00:35:22,277
‫لطفاً، لطفاً.

665
00:35:22,278 --> 00:35:23,462
‫لطفاً، لطفاً، لطفاً، لطفاً

666
00:35:23,463 --> 00:35:25,217
‫- لطفاً، لطفاً، لطفاً، لطفاً.
‫- لطفاً تمومش کن!

667
00:35:25,218 --> 00:35:27,517
‫لطفاً، لطفاً، لطفاً تمومش کن

668
00:35:27,518 --> 00:35:29,387
‫لطفاً تمومش کن!

669
00:35:29,388 --> 00:35:32,157
‫لطفاً به اونطرف بچرخونم، لطفاً
‫کمکم کن توالت برم.

670
00:35:32,158 --> 00:35:35,423
‫لطفاً، لطفاً، لطفاً!

671
00:35:37,493 --> 00:35:39,727
‫این زندگیِ فعلیِ منه

672
00:35:39,728 --> 00:35:42,707
‫درخواست کمک از مردم برای هر کاری.

673
00:35:42,708 --> 00:35:44,682
‫میدونی چقدر این سخته؟

674
00:35:44,683 --> 00:35:47,447
‫هر روز صبح ساعت ۵ از خواب بیدار میشم.

675
00:35:47,448 --> 00:35:49,447
‫و تو ساعت۶:۳۰ یکساعت و نیمِ بعد.

676
00:35:49,448 --> 00:35:51,422
‫دراز میکشم، خیره میشم به دربِ
‫اتاق خواب...

677
00:35:51,423 --> 00:35:53,817
‫تصورش کن چقدر میتونه دوست
‫داشتنی باشه...

678
00:35:53,818 --> 00:35:56,957
‫چقدر میتونه دوست داشتنیِ
‫دردناک باشه...

679
00:35:56,958 --> 00:36:01,727
‫بلند بشم و برای آخرین بار یک فنجان چای
‫برایِ خودم درست کنم...

680
00:36:01,728 --> 00:36:03,527
‫".بدون گفتنِ "لطفاً

681
00:36:03,528 --> 00:36:08,433
‫فقط آبِ داغ و چای.

682
00:36:22,053 --> 00:36:25,517
‫اورسون...

683
00:36:25,518 --> 00:36:28,623
‫واقعاً متاسفم.

684
00:36:30,423 --> 00:36:33,463
‫منو ببخش.

685
00:36:35,833 --> 00:36:38,263
‫لطفاً.

686
00:36:55,836 --> 00:36:57,097
‫برای چی اومدی داخل؟

687
00:36:57,098 --> 00:36:59,227
‫خوردن شیرینی.

688
00:36:59,228 --> 00:37:01,367
‫تویِ کدوم گروه از حیوانات هستی؟

689
00:37:01,368 --> 00:37:02,637
‫زرافه ها.

690
00:37:02,638 --> 00:37:06,033
‫لعنتی.

691
00:37:06,473 --> 00:37:09,533
‫جویی مورفی.

692
00:37:14,836 --> 00:37:17,913
‫با شما دو نفر چند لحظه ای کار دارم.

693
00:37:21,280 --> 00:37:23,953
‫متاسفم از اینکه به دردسرت انداختم.

694
00:37:25,169 --> 00:37:27,027
‫این تقصیر خودمه.

695
00:37:27,028 --> 00:37:29,157
‫کنترلم رو از دست دادم.

696
00:37:29,836 --> 00:37:31,157
‫منم همینطور.

697
00:37:31,158 --> 00:37:34,597
‫فقط به این خاطر برام خیلی مهم بود
‫که جوانیتا موفق باشه.

698
00:37:35,280 --> 00:37:36,933
‫میدونم.

699
00:37:37,433 --> 00:37:42,207
‫نه ، فکر نکنم تو بدونی.

700
00:37:42,208 --> 00:37:44,877
‫بچه های من کارت ویزیت من هستن.

701
00:37:44,878 --> 00:37:47,212
‫آنها را باید به خودم نشون بدم.

702
00:37:47,213 --> 00:37:50,947
‫من شغل و مقامی ندارم، سوزان
‫بچه هام شغل من هستن.

703
00:37:50,948 --> 00:37:53,917
‫و مهم نیست چه اتفاقی بیاُفته
‫اگر اونها موفق باشند یا موفق نباشند

704
00:37:53,918 --> 00:37:56,717
‫این بخاطر اینه که ترقی شون بدم.

705
00:37:56,718 --> 00:37:58,687
‫خوب، حداقل تو ترقی شون دادی.

706
00:37:58,688 --> 00:38:01,647
‫از وقتیکه این شغل رو گرفتم احساس میکنم
‫هرگز با ام.جی نبودم.

707
00:38:01,688 --> 00:38:04,727
‫دائماً نگرانم، آیا به اندازه ی کافی برای اون
‫از خودم مایه گذاشتم؟

708
00:38:04,728 --> 00:38:07,397
‫آیا بهش اجازه دادم شکوفا بشه؟

709
00:38:07,398 --> 00:38:09,327
‫تو چیزی برای نگرانی در اینباره نداری.

710
00:38:09,328 --> 00:38:10,867
‫ام.جی یک بچه ی فوق العاده است.

711
00:38:10,868 --> 00:38:14,973
‫خوب، جوانیتا هم همینطور.

712
00:38:16,593 --> 00:38:19,642
‫مادراشون دیوونه ی رقابت هستند.

713
00:38:19,643 --> 00:38:21,342
‫این خیلی مسخره بوده.

714
00:38:21,343 --> 00:38:23,447
‫پلنگها و زرافه ها و موش خرماها

715
00:38:23,448 --> 00:38:25,917
‫منظورم، کی این سیستم درب و داغون
‫رو درست کرده؟

716
00:38:25,918 --> 00:38:27,847
‫میدونی، مال کلاس خواندن هم درست
‫به همون اندازه بده...

717
00:38:27,848 --> 00:38:29,367
‫سمور دریایی، پنگوئنها و خوکِ آبی.

718
00:38:29,368 --> 00:38:30,887
‫آره، جوانیتا یک سمور دریاییه.

719
00:38:30,888 --> 00:38:35,323
‫منظورم، یک سمور دریایی باید چکارها
‫بکنه برای یادگیریِ چطور خواندن؟

720
00:38:37,423 --> 00:38:39,057
‫جوانیتا یک سمور دریاییه؟

721
00:38:39,058 --> 00:38:41,023
‫آره.

722
00:38:41,763 --> 00:38:45,493
‫- چرا؟ ام.جی چیه؟
‫- پنگوئن.

723
00:38:59,713 --> 00:39:01,887
‫این قشنگه، تو چی فکر میکنی؟

724
00:39:01,888 --> 00:39:04,587
‫فکر کنم شاید برایِ مادر بزرگم میخریدمش

725
00:39:04,588 --> 00:39:07,283
‫اگر ازش متنفر بودم.

726
00:39:07,853 --> 00:39:09,627
‫تو خیلی با مزه ای.

727
00:39:09,628 --> 00:39:12,957
‫خوب، تا اونجایی که اینجا بهمون
‫خوش بگذره...

728
00:39:12,958 --> 00:39:15,403
‫چرا داریم اینکار و میکنیم؟

729
00:39:15,413 --> 00:39:17,713
‫ما در حال شناخت همدیگه ایم.

730
00:39:18,614 --> 00:39:22,303
‫شما منو میشناسید، و از من
‫خوشتون نمیاد.

731
00:39:25,903 --> 00:39:27,847
‫این ربطی به خوش آمدن یا خوش نیامدن
‫از تو نداره.

732
00:39:27,857 --> 00:39:30,759
‫فقط، فکر نمیکنم تو برای دنی
‫مناسب باشی.

733
00:39:30,769 --> 00:39:33,602
‫چرا؟بخاطر اینکه نتونستم ماکارونیِ
‫شما رو بخورم؟

734
00:39:33,613 --> 00:39:34,723
‫ریگاتونی.

735
00:39:36,058 --> 00:39:37,787
‫و در حال حاضر

736
00:39:37,788 --> 00:39:40,817
‫از اونجایی که تو دختر شوخ طبعی هستی
‫و همیشه دنبال خوش گذرونی.

737
00:39:40,818 --> 00:39:45,587
‫که برای این سرزنشت نمیکنم
‫تو جوانی، زیبایی .باید خوش باشی.

738
00:39:45,663 --> 00:39:47,727
‫اما دنی رو خیلی چیزها فرا گرفته

739
00:39:47,728 --> 00:39:50,511
‫و اون به کسی نیاز داره که بهش
‫صدمه ای وارد نکنه.

740
00:39:50,521 --> 00:39:53,387
‫میدونم دنی گرفتار مسائل بیش از حد
‫حاد و دشواری هست.

741
00:39:53,398 --> 00:39:56,937
‫و وقتی مورد حمله قرار میگیره حالت
‫دفاعی میگیره

742
00:39:56,938 --> 00:39:58,842
‫سعی میکنه از خودش محافظت کنه؟

743
00:39:58,843 --> 00:40:02,873
‫یک چیزایی میدونم، چونکه خودم هم
‫همینکار رو میکنم.

744
00:40:04,063 --> 00:40:05,062
‫واقعاً؟

745
00:40:05,947 --> 00:40:08,258
‫این چیزیه که باعث میشه منم
‫مثلِ اون باشم.

746
00:40:08,268 --> 00:40:09,987
‫میدونم اون چه احساسی داره

747
00:40:09,988 --> 00:40:14,453
‫و این جالب نیست، در همه حال.

748
00:40:16,353 --> 00:40:18,153
‫اهمیت نمیدم اگر از من خوشتون نیاد

749
00:40:18,163 --> 00:40:20,227
‫اهمیت نمیدم اگر از طرز لباس
‫پوشیدنم متنفرید

750
00:40:20,228 --> 00:40:23,945
‫اما قصد ندارم به دنی هم صدمه بزنم.

751
00:40:23,956 --> 00:40:25,976
‫چطور میتونم از این مطمئن باشم؟

752
00:40:25,986 --> 00:40:27,823
‫نمیتونید.

753
00:40:29,169 --> 00:40:33,637
‫اما این هم مهم نیست
‫چونکه من هیچ جا نمیرم.

754
00:40:42,983 --> 00:40:45,087
‫تو این پشت چکار میکنی؟

755
00:40:45,088 --> 00:40:48,057
‫داشتم به آنچه آخرین بار میگفتی
‫فکر میکردم.

756
00:40:48,058 --> 00:40:50,913
‫بیشتر دربارش فکر کردم
‫بیشتر ناراحتم کرد.

757
00:40:50,923 --> 00:40:52,887
‫چرا؟

758
00:40:52,888 --> 00:40:55,927
‫مردمِ اون خیابان سالهای سالِ
‫دوستان تو بودند.

759
00:40:55,928 --> 00:40:58,297
‫تو واقعاً فکر کردی میتونیم بیخیالِ
‫توئه خر بشیم...

760
00:40:58,298 --> 00:41:02,133
‫فقط بخاطر اینکه برای چند ماه
‫کنترلت رو از دست دادی؟

761
00:41:03,103 --> 00:41:06,337
‫من از اینکه اومدی اینجا قدردانی میکنم
‫متشکرم.

762
00:41:06,338 --> 00:41:08,277
‫اما بعد از همه ی کارهایی که کردم

763
00:41:08,278 --> 00:41:10,307
‫نمیفهمم چطوری میتونند منو ببخشند.

764
00:41:10,308 --> 00:41:13,873
‫خوب ما نمیگیم که آسان خواهد بود.

765
00:41:14,843 --> 00:41:19,053
‫اما یک امتحانی میکنیم.

766
00:41:26,193 --> 00:41:31,157
‫بهشون گفتم که حالِ تو چقدر بهتر شده
‫اما اونها نتونستند حرف منو باور کنن

767
00:41:31,233 --> 00:41:34,593
‫واسه ی همین مجبور شدن
‫خودشون بیان ببینن.

768
00:42:14,073 --> 00:42:16,742
‫در تاریک ترین لحظات ما

769
00:42:16,743 --> 00:42:20,047
‫همه نیاز داریم کسی به حرف ما
‫گوش فرا دهد.

770
00:42:20,148 --> 00:42:22,977
‫برخی به متخصص مراجعه می کنند.

771
00:42:23,478 --> 00:42:28,017
‫تعدادی به کسانی که مسن تر
‫و داناترند اعتماد میکنند.

772
00:42:29,318 --> 00:42:34,557
‫سایرین بدنبال، کسی هستند که میداند
‫چگونه با آنها کنار بیایند

773
00:42:36,988 --> 00:42:42,032
‫اما برای بسیاری از ما، قطعاً هیچ
‫معالجه ای بهتر از...

774
00:42:42,098 --> 00:42:46,833
‫یک گفتگویِ خوبِ طولانی با چند
‫دوست قدیمی نیست.

775
00:42:46,843 --> 00:42:48,832
‫<font color="#۲۳b۷ee"> خرید بهترین فیلمها و سریالهای روز دنیا </font>
‫<font color="#e۷ee۲۳"> .::: SantaFilm ™ :::. </font>
