1
00:00:00,185 --> 00:00:02,455
‫آنچه گذشت

2
00:00:02,560 --> 00:00:05,552
‫خیلی خوب، دوستت دارم
‫بفرما گفتمش.

3
00:00:05,588 --> 00:00:07,731
‫احساسات شجاعانه اظهار شدند.

4
00:00:07,768 --> 00:00:09,796
‫فکر کنم برای من وقتشه که بیخیال مرد بشم

5
00:00:09,805 --> 00:00:11,519
‫تو هم همیشه میتونی
‫کاری که من کردم رو انجام بدی.

6
00:00:11,531 --> 00:00:14,663
‫- پیشنهاد عجیبی داده شد
‫- قرارهای زنانه؟

7
00:00:16,524 --> 00:00:19,312
‫- یک نقشه بهم خورد.
‫- میخواد تو رو معرفی کنه.

8
00:00:19,349 --> 00:00:22,466
‫اونها میخوان تو سریعاً به نیویورک بری

9
00:00:22,501 --> 00:00:26,044
‫- داستان عشق و عاشقی بهم خورد
‫- این یک فرصت بزرگه.

10
00:00:26,080 --> 00:00:28,729
‫بهترین قسمتش مایلها دور بودن اون
‫از کنار بولن هاست.

11
00:00:28,908 --> 00:00:31,421
‫اما عاشق جوان نتونست طاقت بیاره

12
00:00:36,754 --> 00:00:43,267
‫از موقعی که گابریل سولیس مادر شده
‫چیزهای زیادی یاد گرفته.

13
00:00:43,302 --> 00:00:47,156
‫چطوری آدامس رو از ریموت کنترل
‫جدا کنه

14
00:00:47,193 --> 00:00:51,943
‫چطوری عروسک رو از ظرفشویی
‫بیرون بیاره

15
00:00:51,979 --> 00:00:57,043
‫و کجا گزارش های مایوس کننده
‫رو پیدا کنه

16
00:00:57,079 --> 00:00:59,898
‫گابریل همچنین یاد گرفته بود

17
00:00:59,933 --> 00:01:02,336
‫که مهم نیست
‫چقدر سخت تلاش کنه...

18
00:01:02,351 --> 00:01:03,905
‫دوباره حبوبات؟

19
00:01:03,919 --> 00:01:06,129
‫نمیتونست رضایت همه رو جلب کنه

20
00:01:06,153 --> 00:01:08,608
‫بله، یکی دیگه از غذاهای مجانیِ
‫که مجبور نیستی بخاطرش کار کنی.

21
00:01:08,645 --> 00:01:11,811
‫به زحمت ۷ تا میشن
‫سلیا، سریع بیا اینجا!

22
00:01:11,847 --> 00:01:14,205
‫آنا همیشه برامون
‫گوشت درست میکرد.

23
00:01:14,217 --> 00:01:15,363
‫دلم براش تنگ شده.

24
00:01:15,374 --> 00:01:18,388
‫بله، خوب اون همیشه
‫لباسها و پنجره ها رو هم تمیز میکرد

25
00:01:18,424 --> 00:01:21,694
‫واسه همین من بیشتر دلم براش تنگ شده
‫سلیا شیر آماده است!

26
00:01:22,142 --> 00:01:25,102
‫من امروز برای مدرسه کیک میخوام.

27
00:01:25,138 --> 00:01:26,756
‫امروز؟چند تا؟

28
00:01:26,792 --> 00:01:28,238
‫مامان!

29
00:01:28,273 --> 00:01:30,478
‫سه تکه.

30
00:01:30,513 --> 00:01:33,372
‫چرا اینو دیشب بهم نگفتی؟

31
00:01:33,408 --> 00:01:35,957
‫فراموش کردم، ما که گوشت گرفتیم
‫من گوشت میخوام.

32
00:01:35,994 --> 00:01:39,092
‫عزیزم نمیخوای کت و شلوار منو
‫از خشکشویی بگیری؟

33
00:01:39,127 --> 00:01:42,157
‫چرا، بعداز گذاشتن لباسها تو لباسشویی
‫و سرخ کردن یک مقدار گوشت

34
00:01:42,194 --> 00:01:44,776
‫و در آوردن سه تیکه کیک از تویِ کونم!

35
00:01:44,812 --> 00:01:46,843
‫- مامان!
‫- چیه؟!

36
00:01:46,880 --> 00:01:49,496
‫صورتم میخاره.

37
00:01:49,533 --> 00:01:52,356
‫اینا چی هستن، جایِ نیش پشه ان؟

38
00:01:52,392 --> 00:01:55,182
‫این بنظر شبیه آبله مرغانه.

39
00:01:55,217 --> 00:01:58,626
‫نه ، نه ، نه، من وقت برای
‫مریضیِ بچه ها ندارم.

40
00:01:58,662 --> 00:02:01,995
‫خشکشویی رو فراموش کن.
‫باید ببریش دکتر.

41
00:02:02,032 --> 00:02:04,729
‫خدا، حالا با آبله مرغان چه خاکی بسرم بریزم
‫من تا حالا آبله مرغان نگرفتم.

42
00:02:04,783 --> 00:02:05,929
‫چی؟ وایستا!

43
00:02:06,522 --> 00:02:07,554
‫- چرا؟

44
00:02:07,577 --> 00:02:10,052
‫نمیتونی نزدیکش بشی اگر آبله مرغان نگرفتی
‫مصونیت نداری.

45
00:02:10,088 --> 00:02:12,492
‫- در هر صورت تو از اینجا میری
‫- عزیزم سلیا مریض شده

46
00:02:12,651 --> 00:02:14,479
‫آبله مرغان برای
‫بزرگسالان خطرناکه ،برو.

47
00:02:14,489 --> 00:02:16,566
‫باید لباسها رو بشویم، کلی
‫ظرف کثیف دارم..

48
00:02:16,578 --> 00:02:18,575
‫من مواظب خونه هستم.

49
00:02:19,953 --> 00:02:23,953
‫بله، گابریل چیزهای زیادی بعنوان
‫مادر یاد گرفته بود.

50
00:02:24,052 --> 00:02:25,979
‫از همه مهمتر...

51
00:02:26,014 --> 00:02:27,734
‫باشه بیا.

52
00:02:27,772 --> 00:02:32,169
‫وقتی فرصتی بدست میاد
‫باید نهایت لذت رو برد.

53
00:02:33,672 --> 00:02:38,868
‫<font color="#۲۳b۷ee"> خرید بهترین فیلمها و سریالهای روز دنیا </font>
‫<font color="#e۷ee۲۳"> .::: SantaFilm ™ :::. </font>

86
00:02:41,762 --> 00:02:43,927
‫وسوسه

87
00:02:43,961 --> 00:02:47,166
‫هر سریال تلویزیونی به شما
‫خواهد گفت...

88
00:02:47,202 --> 00:02:49,806
‫این هنر بهترین تجربه است

89
00:02:49,840 --> 00:02:51,642
‫دست نگهدار.

90
00:02:51,678 --> 00:02:55,183
‫برای اونهایی که آسیب پذیر هستند.

91
00:02:55,219 --> 00:02:56,586
‫سلام.

92
00:02:56,621 --> 00:02:58,223
‫گرسنه ای؟

93
00:02:58,258 --> 00:03:00,061
‫آره.

94
00:03:00,095 --> 00:03:02,332
‫این بوی فوق العاده مال چیه؟

95
00:03:03,636 --> 00:03:07,476
‫دارچین ، نان فرانسوی.

96
00:03:07,511 --> 00:03:10,482
‫آه، اما من احتمالاً  نباید بخورم
‫تو در آشپزی خارق العاده ای

97
00:03:10,517 --> 00:03:14,724
‫قبلاً برایِ جا شدن تو لباسهام
‫دردسر داشتم.

98
00:03:16,563 --> 00:03:18,967
‫تو به یک کم شربت افرا احتیاج داری.

99
00:03:19,001 --> 00:03:22,841
‫جدی میگی
‫شربت تو رو هم تحریک میکنه؟

100
00:03:24,280 --> 00:03:26,550
‫تو غیر قابل باوری.

101
00:03:30,292 --> 00:03:32,429
‫باید بخوریش تا

102
00:03:34,946 --> 00:03:36,147
‫داغ هست

103
00:03:48,397 --> 00:03:50,400
‫ببین.

104
00:03:50,435 --> 00:03:53,239
‫شربت رو همه جام ریختم.

105
00:03:53,274 --> 00:03:55,778
‫نمیدونم چرا همچین میشم.

106
00:03:55,813 --> 00:03:58,016
‫فقط...کثیف شدم.

107
00:03:58,051 --> 00:04:00,355
‫تو...

108
00:04:00,389 --> 00:04:02,392
‫رویِ سینه ت هم ریختی

109
00:04:22,169 --> 00:04:23,939
‫تمیزش میکنم.

110
00:04:26,678 --> 00:04:29,449
‫خواهش میکنم، این اشتباهه.

111
00:04:29,485 --> 00:04:32,489
‫پس چرا احساس میکنم
‫خیلی وافعیه.

112
00:04:33,994 --> 00:04:35,929
‫کاترین؟ از خواب بلند شدی؟

113
00:04:35,965 --> 00:04:39,069
‫خوبه، صدات کردم
‫اما صدام رو نشنیدی

114
00:04:39,103 --> 00:04:42,108
‫فکر کنم با تلویزیون روشن خوابیدی.

115
00:04:44,680 --> 00:04:47,719
‫خوب برای صبحانه چی دوست داری؟

116
00:04:47,753 --> 00:04:51,025
‫هر چیزی بجز نون فرانسوی.

117
00:04:51,061 --> 00:04:53,565
‫فکر نکنم برای مدت طولانی
‫اینجا باشی.

118
00:04:57,340 --> 00:04:58,909
‫پیداش کردم.

119
00:04:58,943 --> 00:05:03,384
‫من یک اسم با حال برای بچه
‫پیدا کردم.

120
00:05:03,419 --> 00:05:05,188
‫پاتریشیا.

121
00:05:05,224 --> 00:05:07,226
‫اجازه بده دربارش فکر کنم.

122
00:05:07,262 --> 00:05:08,529
‫نه.

123
00:05:08,632 --> 00:05:12,638
‫چرا که نه؟ این یک اسم
‫فوق العاده است.

124
00:05:12,673 --> 00:05:16,414
‫بهت گفته بودم، میخوام به احترام
‫خاله پولی اسمش رو بگذارم پولی.

125
00:05:16,448 --> 00:05:17,682
‫پولی؟

126
00:05:17,718 --> 00:05:20,656
‫باشه تو گیره ی لباس بگیر
‫منم چشم بند میگیرم

127
00:05:20,691 --> 00:05:23,495
‫و هر جا میریم بچه رو روی
‫شونه هامون حمل میکنیم.

128
00:05:25,969 --> 00:05:28,906
‫صبح بخیر، پنی
‫اوه، سلام، عزیزم.

129
00:05:28,941 --> 00:05:32,080
‫شیرینیِ من کجاست؟

130
00:05:32,114 --> 00:05:34,317
‫عزیزم، امروز یک عالمه کار کردم

131
00:05:34,352 --> 00:05:36,130
‫شیرینی برات آخر هفته
‫درست میکنم.

132
00:05:36,131 --> 00:05:38,155
‫اما من همیشه برای تولدم
‫شیرینی داشتم.

133
00:05:40,528 --> 00:05:42,430
‫این...درسته.

134
00:05:42,465 --> 00:05:44,836
‫داشتی.

135
00:05:44,870 --> 00:05:46,472
‫اما...

136
00:05:46,506 --> 00:05:52,649
‫- ما...یک ...چیز لذت بخش تر برای
‫تولد امسالت تدارک دیدیم.....-آره.

137
00:05:52,719 --> 00:05:53,987
‫چی؟

138
00:05:55,590 --> 00:05:59,498
‫میخوای بهت بگم و یک سورپرایز
‫بزرگ خراب بشه!

139
00:05:59,533 --> 00:06:01,347
‫- چطور تونستی روز تولدش
‫رو فراموش کنی؟...-من؟

140
00:06:01,348 --> 00:06:03,209
‫من حامله ام، فراموشکارم

141
00:06:03,278 --> 00:06:04,781
‫بهانه ی تو چیه؟

142
00:06:04,815 --> 00:06:06,484
‫سورپرایزم چیه؟

143
00:06:08,423 --> 00:06:10,759
‫حالا چه خاکی به سرمون بریزیم؟

144
00:06:10,794 --> 00:06:12,829
‫منو پوشش بدی
‫پیشروی میکنم.

145
00:06:16,838 --> 00:06:19,843
‫صبحانه ی روز تولد

146
00:06:19,878 --> 00:06:21,345
‫مال بچه هاست.

147
00:06:21,381 --> 00:06:24,419
‫حالا که ۱۱ ساله شدی

148
00:06:24,454 --> 00:06:27,391
‫برنامه ش رو ریختم

149
00:06:27,426 --> 00:06:30,097
‫تا بهترین...

150
00:06:30,133 --> 00:06:33,607
‫شام تولد تا حالا

151
00:06:33,641 --> 00:06:37,450
‫با تزیینات...

152
00:06:37,486 --> 00:06:40,559
‫کلی هدایا...

153
00:06:42,297 --> 00:06:44,435
‫گذاشتن قرار...

154
00:06:44,470 --> 00:06:46,540
‫روز تولدم رو فراموش کردی.

155
00:06:52,120 --> 00:06:54,925
‫هیچ جایی برای اینکه
‫هوات رو داشته باشم نبود، عزیزم.

156
00:06:56,965 --> 00:07:00,237
‫تو دو برابر اون هستی.

157
00:07:01,608 --> 00:07:05,846
‫ریموند وقتی فهمید تیفانی
‫با برادرش خوابیده چی گفت؟

158
00:07:07,387 --> 00:07:09,223
‫افسوس، هرگز نمیفهمی.

159
00:07:09,257 --> 00:07:12,028
‫سلام، مامان.ما داشتیم فقط
‫یک استراحت کوتاه میکردیم

160
00:07:12,064 --> 00:07:13,566
‫متوجه شدم.

161
00:07:13,600 --> 00:07:15,963
‫اگر اشکالی نداره ،تد
‫دوست دارم با پسرم یک صحبتی بکنم

162
00:07:15,972 --> 00:07:17,674
‫بله، حتماً، بفرمایید

163
00:07:17,776 --> 00:07:20,180
‫بطور خصوصی، تد.

164
00:07:20,215 --> 00:07:25,022
‫- پس شما میخواین من...
‫- هر جایی باشی بجز اینجا، درسته؟

165
00:07:27,865 --> 00:07:30,102
‫خوب، چه خبر؟

166
00:07:30,136 --> 00:07:36,344
‫بیرون یک کامیون گلهای تزیینی که ما ۱۰۰ تا
‫از اونها رو  برای مجلس سفارش دادیم ایستاده.

167
00:07:36,382 --> 00:07:39,554
‫- صبرکن، ما فقط ۱۰ تا سفارش دادیم.
‫- این چیزیه که منم گفتم.

168
00:07:39,589 --> 00:07:42,026
‫بعدش تحویل دهنده ی کالا
‫این فاکتور رو بهم نشون داد.

169
00:07:42,060 --> 00:07:44,564
‫اولش مطمئن نبودم این امضایِ
‫تد بوده باشه...

170
00:07:44,599 --> 00:07:49,005
‫اما وقتی دیدم اسمش رو با غلط
‫املایی نوشته فهمیدم خودش بوده

171
00:07:49,076 --> 00:07:50,628
‫دوست داری باهاش حرف بزنم؟

172
00:07:50,629 --> 00:07:54,384
‫نه، دوست دارم تا هنگامی که دارم با
‫قاشق چوبی بزرگه میزنمش صبر داشته باشی.

173
00:07:54,387 --> 00:07:56,556
‫حالا هرچی، من درستش میکنم.

174
00:07:56,591 --> 00:07:59,329
‫قصد داری چی بهش بگی؟

175
00:07:59,363 --> 00:08:01,634
‫ببین،وقتی...وقتی اورسون
‫تصادف کرد...

176
00:08:01,669 --> 00:08:03,883
‫- آیا شما گفتی یا نگفتی که میخوای
‫به من مسئولیت بدی؟...-چرا.

177
00:08:03,885 --> 00:08:06,345
‫اما این فکر تو سرم افتاده
‫که تو آماده نیستی.

178
00:08:06,379 --> 00:08:09,651
‫ببین، من هرگز نمیتونم از عهده ی
‫این کار بر بیام...

179
00:08:09,685 --> 00:08:11,840
‫مگراینکه اجازه بدی اشتباه کنم
‫و از اون اشتباهات درس عبرت بگیرم.

180
00:08:11,842 --> 00:08:12,858
‫درک میکنم، اندرو
‫اما تو در جریان کارها...

181
00:08:12,893 --> 00:08:15,062
‫مامان، میدونم شما مسائل
‫رو خودت کنترل میکنی.

182
00:08:15,098 --> 00:08:17,968
‫اما وقتی مشکلی اتفاق میاُفته
‫شما هم باید یاد بگیری که فقط...

183
00:08:18,003 --> 00:08:20,440
‫آروم باشی و بهم اجازه بدی
‫خرابکاریهای خودم رو پاک کنم، باشه؟

184
00:08:20,476 --> 00:08:23,882
‫هی، این همه گل تزیینی رو کجا
‫میخواین بگذارین؟

185
00:08:26,990 --> 00:08:28,492
‫اوه، نه!

186
00:08:28,527 --> 00:08:30,362
‫اشکالی نداره، تد.

187
00:08:30,397 --> 00:08:33,335
‫خوشبختانه یا بدبختانه
‫اضافی گرفتیم.

188
00:08:37,746 --> 00:08:41,687
‫روی، میهمان داریم
‫میتونی بعداً تماشا کنی.

189
00:08:41,722 --> 00:08:44,092
‫زودباش، روی.

190
00:08:44,127 --> 00:08:46,931
‫خوب، دوباره ازتون بخاطر دعوت ما
‫به عصرانه تشکر میکنم.

191
00:08:46,967 --> 00:08:49,504
‫- همه چیز بنظر خوشمزه است.
‫- آره، درسته، نیستش؟

192
00:08:49,539 --> 00:08:50,941
‫درسته، کارن؟

193
00:08:50,976 --> 00:08:53,179
‫تو میدونی من چی میخوام.

194
00:08:53,214 --> 00:08:57,857
‫وقتی میهمان داریم
‫ومن نمک استفاده میکنم

195
00:08:57,891 --> 00:08:59,994
‫روی، پرهیز از نمک داره.

196
00:09:00,029 --> 00:09:03,803
‫بدون سدیم علامت اینه
‫" مزه اش مثل جوراب هست"

197
00:09:03,838 --> 00:09:07,878
‫اینکار رو میکنم، چون نمیخوام
‫بیاُفتی و بمیری.

198
00:09:07,913 --> 00:09:09,314
‫دوتایی تون گوش کنید...

199
00:09:09,349 --> 00:09:13,090
‫شماها مثل یک زن و شوهر
‫قدیمیِ شیرین میان.

200
00:09:15,129 --> 00:09:17,031
‫خوب، تا حالا به این فکر افتادین

201
00:09:17,067 --> 00:09:19,904
‫با زنی به صداقت کارن ازدواج کنید؟

202
00:09:23,155 --> 00:09:24,390
‫داری چکار میکنی

203
00:09:24,786 --> 00:09:27,610
‫فقط میخوام اونها همونطور که ما
‫خوشبختیم، خوشبخت باشن.

204
00:09:27,670 --> 00:09:28,957
‫ما خوشبختیم.

205
00:09:29,308 --> 00:09:32,248
‫زندگیِ ما بدون ازدواج هم خوبه.

206
00:09:33,455 --> 00:09:35,128
‫کارن هم همین احساس رو داره؟

207
00:09:35,144 --> 00:09:37,577
‫سوزان، چرا از این املت ایتالیایی
‫امتحان نمیکنی؟

208
00:09:38,904 --> 00:09:41,574
‫کارن اهمیتی به ازدواج نمیده.

209
00:09:41,610 --> 00:09:43,053
‫همینطور نیست
‫کدو تنبل من؟

210
00:09:44,564 --> 00:09:45,470
‫بیا بگیر.

211
00:09:45,820 --> 00:09:47,362
‫اینم نمک بیشتر

212
00:09:48,189 --> 00:09:50,055
‫همیشه تصور میکردم میگی، نه

213
00:09:50,091 --> 00:09:52,414
‫پس چرا جرأت نمیکنی برایِ
‫خودت بریزی؟

214
00:09:54,036 --> 00:09:55,657
‫جدی میگی؟

215
00:09:57,355 --> 00:09:59,244
‫معلومه جدی میگه.

216
00:10:02,284 --> 00:10:03,432
‫باشه.

217
00:10:04,017 --> 00:10:06,296
‫مایک یک کمکی بهم بکن
‫میتونی؟

218
00:10:07,459 --> 00:10:09,910
‫اوه، خدای من
‫این خیلی رومانتیکِ.

219
00:10:11,747 --> 00:10:13,825
‫کارن میخوای...

220
00:10:13,861 --> 00:10:14,845
‫حرومزاده.

221
00:10:14,880 --> 00:10:17,131
‫این باطریِ سمعک منه

222
00:10:19,666 --> 00:10:20,937
‫باشه ، باشه.

223
00:10:21,573 --> 00:10:25,068
‫کارن، با من ازدواج کنی؟

224
00:10:26,988 --> 00:10:30,273
‫خدای من، نمیدونم چی بگم
‫این خیلی ناگهانیه.

225
00:10:30,933 --> 00:10:32,866
‫جواب بده زانوم درد گرفت

226
00:10:34,579 --> 00:10:36,911
‫دوست دارم باهات ازدواج کنم ، روی.

227
00:10:41,941 --> 00:10:43,729
‫بله!

228
00:10:53,164 --> 00:10:54,768
‫پس اگر گبی فقط دو روز میمونه؟

229
00:10:54,804 --> 00:10:56,404
‫چرا سه تا چمدان آورده؟

230
00:10:56,441 --> 00:10:58,888
‫اون گفت بیشتر لباسهاش
‫آبله مرغانی نشده

231
00:11:01,131 --> 00:11:03,474
‫این فوق العاده بود.

232
00:11:03,529 --> 00:11:05,926
‫وسط روز تونستم بخوابم

233
00:11:07,177 --> 00:11:08,829
‫فکر کنم بدون بچه ها یک کمی
‫متفاوت هست؟

234
00:11:08,865 --> 00:11:10,047
‫شوخی باهام میکنی؟

235
00:11:10,102 --> 00:11:12,321
‫از وقتی جوانیتا دندون در آورد
‫خواب میان روز نداشتم.

236
00:11:12,801 --> 00:11:16,999
‫خیلی خوب، تو فقط تصویری که داخل دیوارها
‫ساختی ممنوعه سعی کن نگاهشون کنی

237
00:11:17,027 --> 00:11:19,304
‫بیا، الان وقت پیش غذا هست

238
00:11:19,341 --> 00:11:21,322
‫تویِ گیلاس کریستال؟

239
00:11:21,528 --> 00:11:25,444
‫سلیا آخریش رو ۶ ماه پیش شکست.

240
00:11:25,480 --> 00:11:28,654
‫من نوشیدنی هام رو تو یک فنجان
‫اسکوبی دو میخوردم.

241
00:11:30,105 --> 00:11:32,291
‫من تو بهشتم.

242
00:11:32,343 --> 00:11:35,113
‫خوب، این فیلم امشبِ.
‫اینو قبلاً دیدی؟

243
00:11:35,168 --> 00:11:37,804
‫پنگوئن سخنگو نداره یا سگی
‫که بسکتبال بازی میکنه؟

244
00:11:37,840 --> 00:11:39,786
‫نه، فقط مجانی از سر و کول هم بالا میرن
‫با یک عالمه خشونت،!

245
00:11:39,798 --> 00:11:41,030
‫آه! هنر!

246
00:11:50,074 --> 00:11:51,858
‫یکنفر با گیلاس خالی.

247
00:11:51,874 --> 00:11:54,462
‫اونهم با دیوارهایی
‫که ورود به داخلش ممنوعه.

248
00:11:56,735 --> 00:11:58,723
‫میدونم که نمیدونم شما بچه ها
‫خیلی خوبید، اما...

249
00:11:59,442 --> 00:12:00,495
‫دوستتون دارم.

250
00:12:07,935 --> 00:12:10,298
‫- حالت خوبه؟
‫- اوه، خدای من.

251
00:12:10,928 --> 00:12:13,616
‫- پنی؟
‫- خیلی خوب، وقته کیکِ.

252
00:12:13,653 --> 00:12:15,166
‫همونی که دوست داری گرفتم.

253
00:12:15,202 --> 00:12:16,215
‫شکلاتی؟

254
00:12:16,903 --> 00:12:18,454
‫دومین چیز مورد علاقه ات رو گرفتم.

255
00:12:19,007 --> 00:12:20,896
‫- مامان؟
‫- بله؟

256
00:12:21,169 --> 00:12:23,791
‫نیم ساعت دیگه یک قرار دارم
‫میتونم برم؟

257
00:12:23,827 --> 00:12:25,408
‫نه، نمیتونی بری.

258
00:12:25,425 --> 00:12:28,286
‫پرستون رفته اروپا.
‫پارکر سر تمرینشه.

259
00:12:28,322 --> 00:12:30,250
‫- تو نماینده ی برادراتی.
‫- مامان...

260
00:12:30,287 --> 00:12:32,173
‫احساس بدی نداری روز تولدش
‫رو فراموش کردیم؟

261
00:12:32,209 --> 00:12:34,424
‫فراموش نکردم، امروز صبح براش
‫هدیه گرفتم.

262
00:12:34,461 --> 00:12:37,378
‫پس ناراحتی تون رو سر من خالی نکنید
‫چون شما و پدر بعنوان والدینش خراب کردین

263
00:12:37,414 --> 00:12:40,584
‫ما وظیفه ی پدر و مادری رو در حق تو
‫تمام و کمال ادا کردیم.

264
00:12:40,620 --> 00:12:42,103
‫که این دلیل اینهمه دلپذیریِ توئه.

265
00:12:42,140 --> 00:12:43,486
‫خیلی خوب.

266
00:12:43,522 --> 00:12:46,392
‫بفرمایید!

267
00:12:47,077 --> 00:12:48,181
‫هه، هه!

268
00:12:48,604 --> 00:12:50,532
‫یک، دو ، سه

269
00:12:50,569 --> 00:12:51,834
‫پولی کیه؟

270
00:12:58,246 --> 00:13:00,443
‫اوه، خدای من!

271
00:13:00,493 --> 00:13:02,755
‫حذف، حذف، حذف.

272
00:13:03,292 --> 00:13:06,133
‫عزیزم، واقعاً متاسفم.

273
00:13:06,417 --> 00:13:08,055
‫میدونی، نمیدونم
‫اینو متوجه شدی که...

274
00:13:08,092 --> 00:13:10,901
‫زنهای حامله یک کمی
‫پریشون هستند.

275
00:13:10,937 --> 00:13:13,368
‫و بعدش پدرت و من داشتیم درباره ی
‫اسم بچه با هم حرف میزدیم

276
00:13:13,404 --> 00:13:16,042
‫و منم داشتم پشت تلفن
‫با شیرینی پز صحبت میکردم، و...

277
00:13:16,760 --> 00:13:18,175
‫اینکه کاملاً روشنه که این بهانه ی
‫وحشتناکیه.

278
00:13:18,211 --> 00:13:21,936
‫و دوباره، واقعاً متاسفم
‫اجازه بده درستش کنم.

279
00:13:25,446 --> 00:13:27,786
‫هی! این فقط بدترش میکنه

280
00:13:27,823 --> 00:13:30,918
‫حالا بگو یک توله سگ دوست داری؟

281
00:13:31,327 --> 00:13:32,321
‫فراموشش کنید.

282
00:13:34,756 --> 00:13:37,090
‫اما تو هنوز هدیه هات رو باز نکردی.

283
00:13:37,127 --> 00:13:38,801
‫برگرد...

284
00:13:39,168 --> 00:13:39,808
‫پنی.

285
00:13:39,844 --> 00:13:41,221
‫اسمش رو میدونم.

286
00:13:43,308 --> 00:13:45,092
‫بانک مرکزی روز پنجشنبه
‫نرخ بهره را افزایش داد...

287
00:13:45,129 --> 00:13:45,862
‫نیک!

288
00:13:47,512 --> 00:13:49,088
‫بله.چیه؟
‫چه خبره؟

289
00:13:50,554 --> 00:13:52,662
‫دنی گذاشته رفته
‫اینو گوش کن

290
00:13:52,698 --> 00:13:55,461
‫نمیخواستم بیدارتون کنم
‫با ادی میریم کمپ.

291
00:13:55,498 --> 00:13:57,412
‫تا این قضیه یِ آنا رو از سرم
‫بیرون کنم.

292
00:13:57,449 --> 00:13:59,665
‫لطفاً توجه کنید، موبایلم رو بردم
‫اما شک دارم اینجا آنتن بده.

293
00:14:02,075 --> 00:14:03,003
‫خوش بحالش.

294
00:14:03,504 --> 00:14:05,805
‫دیوونه شدی؟
‫اون هیچ وقت تنها نبوده.

295
00:14:06,078 --> 00:14:08,893
‫اون بلده چطور از قمقمه آب بنوشه
‫و رویِ یک درخت ادرار کنه.

296
00:14:08,930 --> 00:14:10,801
‫- فکر کنم اوضاع احوالش خوبه.
‫- اصلاً خنده دار نیست.

297
00:14:10,837 --> 00:14:13,196
‫نباید از ما درخواست میکرد؟
‫- خیلی خوب، آره.

298
00:14:13,244 --> 00:14:14,639
‫اما فکر کنم این خوبه.

299
00:14:17,495 --> 00:14:20,583
‫هی، گردش با ادی بهتر از تنها بودن
‫تو اتاقش با یک شیشه ی قرص هست

300
00:14:23,742 --> 00:14:24,599
‫نمیدونم.

301
00:14:24,650 --> 00:14:28,182
‫اون بهرحال ۱۹ سالشه باید اجازه بدیم
‫یک زندگی طبیعی داشته باشه.

302
00:14:29,622 --> 00:14:32,011
‫اون هرگز زندگیِ طبیعی نخواهد داشت

303
00:14:32,048 --> 00:14:33,411
‫هیچ کدوم از ما نخواهیم داشت

304
00:14:38,213 --> 00:14:40,694
‫فهمیدم اشتباه از ما بوده
‫آقای، تن.

305
00:14:40,730 --> 00:14:44,104
‫اما من قراره با ۹۰ تا جعبه ی اضافیِ
‫گل تزیینی چکار کنم؟

306
00:14:44,591 --> 00:14:47,909
‫خوب، اگر منم دیگه با شما کار نکنم
‫مشکل شما هم خواهد بود.

307
00:14:51,304 --> 00:14:53,186
‫بله، چکار میتونم براتون بکنم؟

308
00:14:53,222 --> 00:14:55,475
‫راستش، سئوال اینه چکاری
‫میتونم براتون بکنم؟

309
00:14:55,512 --> 00:14:57,423
‫متاسفم، ما قرار ملاقات داشتیم؟

310
00:14:57,459 --> 00:15:00,223
‫نه، اما خیلی وقته میخواستم
‫با شما ملاقات کنم.

311
00:15:00,260 --> 00:15:02,884
‫و امروز صبح وقتی از خواب بلند شدم
‫به خودم گفتم امروز روز موعوده

312
00:15:02,914 --> 00:15:03,711
‫میتونم بشینم؟

313
00:15:03,748 --> 00:15:06,465
‫نه، نه ، نه هنوز.
‫چی میخواین، آقای...

314
00:15:06,501 --> 00:15:08,122
‫آلن، سم آلن.

315
00:15:08,139 --> 00:15:10,646
‫من مدتی هست که مسیر حرفه ی
‫شما رو دنبال میکنم، خانم هاج.

316
00:15:10,682 --> 00:15:12,006
‫به چندتا از میهمانیهایی که شما
‫پذیرایی کردید اومدم

317
00:15:12,042 --> 00:15:13,041
‫کتاب آشپزیِ شما رو خریداری کردم.

318
00:15:13,077 --> 00:15:14,808
‫تمام مصاحبه هایی
‫که انجام دادید رو خوندم.

319
00:15:14,845 --> 00:15:16,666
‫و فکر کنم شما واقعاً فوق العاده اید.

320
00:15:16,702 --> 00:15:18,891
‫چقدر خوب،حالا بریم سر قسمتی که
‫شما بمن اطمینان بدهید...

321
00:15:18,927 --> 00:15:20,776
‫که شما یک دنباله روی
‫آشفته ذهن نیستید.

322
00:15:21,764 --> 00:15:23,622
‫مشکله، اما میخوام برای شما کار کنم.

323
00:15:24,655 --> 00:15:25,786
‫چه کاری کنید؟

324
00:15:25,833 --> 00:15:27,941
‫هیچکاری ، همه کاری.

325
00:15:29,717 --> 00:15:33,548
‫من خیلی سرم شلوغه آقایِ آلن،شما میتونید
‫رزومه ی کارتون رو به دستیارم بدهید.

326
00:15:33,559 --> 00:15:36,217
‫بعنوان دستیار ارشد آشپز مشغول به کار
‫میشم تا عضو دانشکده ی بازرگانی بشم.

327
00:15:36,253 --> 00:15:38,370
‫جایی که تحصیل میکردم شاگرد اول
‫کلاسم شدم.

328
00:15:38,407 --> 00:15:40,703
‫من کار خودم رو در آشپزخانه
‫و حسابداری بلدم.

329
00:15:40,740 --> 00:15:44,680
‫درخواست پول زیادی از شما نمیکنم
‫هنوز نه در هر حال.

330
00:15:44,716 --> 00:15:46,768
‫میخوام یادتون بدم چطور
‫کسب و کارتون رو رونق بدید.

331
00:15:46,804 --> 00:15:49,270
‫و بعدش میخوام کمکتون کنم
‫توسعه اش بدین.

332
00:15:49,677 --> 00:15:50,714
‫واقعاً؟

333
00:15:52,057 --> 00:15:55,619
‫شما زنی هستید که حرفهایی
‫برای گفتن درباره ی ارزشهای سنتی دارید...

334
00:15:55,655 --> 00:15:57,724
‫و فکر کنم کشور ما آماده ی
‫شنیدن اونهاست.

335
00:15:58,581 --> 00:16:00,168
‫خرسند شدم

336
00:16:01,011 --> 00:16:02,722
‫اما کارکنانم تکمیله

337
00:16:02,758 --> 00:16:06,412
‫و صادقانه بگم نمیدونم چطوری
‫از شما استفاده کنم، متاسفم.

338
00:16:08,842 --> 00:16:09,831
‫منم همینطور.

339
00:16:12,138 --> 00:16:16,319
‫درخصوص گلهای اضافه تون میتونید
‫اونها رو به بیمارستان اهدا کنید.

340
00:16:16,378 --> 00:16:19,163
‫و گزارش کنید در راه خیریه
‫و کمک مصرف شدند.

341
00:16:19,199 --> 00:16:21,298
‫و اگر گلها رو دو تکه کنید
‫و به دو نیمه تقسیم کنید.

342
00:16:21,334 --> 00:16:22,899
‫میتونید دوبرابر ادعا کنید

343
00:16:23,838 --> 00:16:24,927
‫فقط یک فکر بود.

344
00:16:27,862 --> 00:16:29,071
‫آقای، آلن؟

345
00:16:30,796 --> 00:16:32,356
‫حالا میتونید بنشینید.

346
00:16:37,336 --> 00:16:39,980
‫سلام، عروس خجالتی تون کجاست؟

347
00:16:40,030 --> 00:16:42,690
‫طبقه ی بالا تو حمام.
‫چی میخوای؟

348
00:16:42,726 --> 00:16:44,952
‫خوب، فکر کردم اینو درش بیارم

349
00:16:44,988 --> 00:16:46,386
‫این مجله ی عروسیِ که پیدا کردم.

350
00:16:46,423 --> 00:16:48,201
‫فکر میکنی این میتونه برای کارن
‫مناسب باشه؟

351
00:16:48,237 --> 00:16:51,401
‫قبلاً به اندازه ی کافی
‫دخالت نکردی؟ هان؟

352
00:16:51,672 --> 00:16:54,723
‫ما وضعیت فوق العاده ای داشتیم
‫من و کارن.

353
00:16:54,760 --> 00:16:58,176
‫حالا تو اومدی و کاری کردی ازدواج کنیم
‫و خرابش کردی.

354
00:16:59,047 --> 00:17:01,814
‫ازدواج کردن، خرابش نمیکنه
‫تازه باعث میشه بهتر هم بشه.

355
00:17:01,917 --> 00:17:04,705
‫نه، نه،اتفاقی که میاُفته
‫مثل نمک میشه.

356
00:17:05,110 --> 00:17:06,118
‫چی؟

357
00:17:10,363 --> 00:17:13,693
‫در تمام زندگیم
‫هرگز به نمک اهمیت ندادم.

358
00:17:13,730 --> 00:17:16,572
‫اما وقتی دکترم گفت دیگه نمیتونم
‫مصرف کنم.

359
00:17:16,608 --> 00:17:18,764
‫بهش اشتیاق پیدا کردم.

360
00:17:19,602 --> 00:17:20,912
‫صبر کن، تو داری...

361
00:17:21,871 --> 00:17:23,487
‫تو داری میگی که...

362
00:17:23,744 --> 00:17:25,967
‫میخوای کارن رو گول بزنی؟

363
00:17:26,003 --> 00:17:28,882
‫من به یک کلاس کشش
‫در مرکز میرم...

364
00:17:29,115 --> 00:17:31,963
‫اونجا یک خانمی با موهای آبی هست
‫که همیشه مقابل من می نشینه.

365
00:17:31,999 --> 00:17:34,989
‫شش ماهی که اونجا بودم
‫هیچ وقت یک نگاه هم بهش ننداختم

366
00:17:35,025 --> 00:17:38,360
‫اما امروز صبح، ۴۸ ساعت
‫بعد از اینکه تو بهم گفتی...

367
00:17:38,397 --> 00:17:40,434
‫مجبورم به کارن پیشنهاد بدم.

368
00:17:40,470 --> 00:17:42,483
‫دنبالِ مو آبی بودم

369
00:17:42,519 --> 00:17:44,584
‫و احساس کردم تمایل دارم ببوسمش.

370
00:17:44,856 --> 00:17:46,332
‫نمک.

371
00:17:46,409 --> 00:17:49,023
‫تو ۸۰ سالته، روی.

372
00:17:49,059 --> 00:17:50,196
‫خیانت خیلی...

373
00:17:50,823 --> 00:17:51,924
‫خطرناکه.

374
00:17:51,972 --> 00:17:53,558
‫بدنم ۸۰ سالشه

375
00:17:53,575 --> 00:17:58,219
‫اما درونم، هنوز یک پسر نوجوان
‫افسار گسیخته است.

376
00:17:58,256 --> 00:18:00,022
‫سوزان، دارم بهت میگم

377
00:18:00,040 --> 00:18:02,952
‫مجبورم بعضی از زنهای دیگه رو قبل
‫از مرگم ببوسم.

378
00:18:02,988 --> 00:18:05,319
‫خوب، نمیتونی، پس فراموشش کن.

379
00:18:05,355 --> 00:18:08,747
‫فقط به کارن فکر کن و اینکه چقدر
‫اون دوستت داره

380
00:18:08,783 --> 00:18:11,999
‫و اگر اینکار رو بکنی مطمئنم
‫میتونی در برابرهر انگیزه ی...

381
00:18:12,369 --> 00:18:14,353
‫نا بجایی مقاومت کنی، فهمیدی؟

382
00:18:21,412 --> 00:18:24,730
‫آره، این خود جنسه.

383
00:18:36,256 --> 00:18:39,069
‫کجای اذیت کردن همسرت
‫خنده داره؟

384
00:18:39,118 --> 00:18:41,771
‫این فقط بوسه ای از یک پیرمرد
‫هشتاد ساله بود.

385
00:18:41,808 --> 00:18:43,613
‫خوب، این خیلی بده
‫اگر کونم رو بلند میکرد...

386
00:18:43,649 --> 00:18:45,116
‫حتماً از خنده روده بر میشدی.

387
00:18:45,175 --> 00:18:46,536
‫میخوای من چکار کنم
‫بگیرم بزنمش؟

388
00:18:46,572 --> 00:18:48,120
‫توپ تنیس حوالش کنم؟

389
00:18:48,157 --> 00:18:49,383
‫خیلی خوب منو فراموش کن.

390
00:18:49,419 --> 00:18:51,331
‫درباره ی کاری که داره
‫با کارن میکنه چی؟

391
00:18:51,367 --> 00:18:52,951
‫منظورم درباره ی قضیه ی
‫ازدواجشون.

392
00:18:52,988 --> 00:18:55,752
‫و اینکه اون خیال نداره باوفا باشه

393
00:18:56,089 --> 00:18:58,961
‫چونکه احساس میکنه بدام افتاده.
‫و اشتباه از کی بوده؟

394
00:18:58,997 --> 00:19:00,965
‫خردل رو مسقیم طرفم نگیر.

395
00:19:02,074 --> 00:19:03,411
‫سوزان، من اونجا بودم.

396
00:19:03,464 --> 00:19:05,564
‫تو عملاً مجبور به اینکارش کردی

397
00:19:06,418 --> 00:19:08,401
‫خیلی خوب، اشتباه کردم.

398
00:19:08,457 --> 00:19:11,624
‫نمیدونستم که اون یک جورایی
‫ژیگولوی دوران دوم زمین شناسیه.

399
00:19:11,661 --> 00:19:13,511
‫مجبورم همین حالا در اینباره
‫به کارن بگم.

400
00:19:14,434 --> 00:19:16,407
‫نه، تو به اندازه ی کافی فضولی کردی.

401
00:19:17,006 --> 00:19:19,884
‫خوب، نمیتونم اجازه بدم ازدواج کنه
‫با دانستن اونچه که فهمیدم.

402
00:19:20,155 --> 00:19:21,815
‫سوزان، اون دو دل هست.

403
00:19:21,851 --> 00:19:24,216
‫منظورم، بیخیال هیچ مرد متاهلی
‫رویِ زمین نیست...

404
00:19:24,252 --> 00:19:26,561
‫که قبل از ازدواجش دودل
‫نشده باشه.

405
00:19:27,438 --> 00:19:28,797
‫واقعاً؟

406
00:19:32,659 --> 00:19:33,396
‫خوب...

407
00:19:34,469 --> 00:19:36,061
‫منظوری نداشتم...

408
00:19:37,802 --> 00:19:38,931
‫باشه، من رفتم.

409
00:19:40,359 --> 00:19:43,151
‫میبینمتون پسرا!
‫ممنون برای سواری!

410
00:19:43,638 --> 00:19:45,781
‫خداحافظ گبی، فراموش نکن
‫دوست مایی!

411
00:19:45,817 --> 00:19:47,373
‫فراموش نمیکنم فرناندو.

412
00:19:47,409 --> 00:19:49,513
‫و با کاشت سینه موفق باشی.

413
00:19:56,884 --> 00:19:58,576
‫خیلی خوب، وقتِ
‫مشروب قبل از خواب رسیده.

414
00:19:58,612 --> 00:20:02,142
‫مشروب قبل از خواب! دیگه
‫فراموشش کرده بودم.

415
00:20:02,178 --> 00:20:03,918
‫دلم برای زندگیِ مجردی
‫تنگ شده

416
00:20:03,954 --> 00:20:06,332
‫میدونی چیه؟ اون لیاقت یک
‫تجربه ی کامل رو داره.

417
00:20:06,369 --> 00:20:07,451
‫ما میخوایم ببریمت به یک
‫میهمانی.

418
00:20:07,487 --> 00:20:10,110
‫باهوش! من یک خوراک کوچولو
‫تو فریزر دارم.

419
00:20:10,146 --> 00:20:12,163
‫و ده نفر سرعت بالا مثل خودم
‫پس تمومه.

420
00:20:12,199 --> 00:20:13,576
‫من خیلی هیجانزده شدم!

421
00:20:13,612 --> 00:20:15,498
‫اونها هم برای امشب دعوت هستن.

422
00:20:15,628 --> 00:20:17,782
‫به غیر از فرناندو
‫اون قشنگتر از منه.

423
00:20:19,293 --> 00:20:21,132
‫سلام، اینجا خونه ی باب و لی هست

424
00:20:21,168 --> 00:20:22,276
‫پیغامتان را بگذارید.

425
00:20:22,458 --> 00:20:25,927
‫سلام، بچه ها کارلوس هستم
‫دنبال گبی میگردم.

426
00:20:25,963 --> 00:20:27,942
‫دکتر میگه دخترها دیگه واگیر ندارند

427
00:20:27,979 --> 00:20:30,431
‫بنابراین الان میتونه برگرده خونه
‫ممنون

428
00:20:31,007 --> 00:20:32,210
‫خوب، این خبر خوبیه.

429
00:20:32,876 --> 00:20:35,029
‫چی؟ این خبر وحشتناکیه.

430
00:20:35,065 --> 00:20:37,153
‫بچه م خوب شده
‫لعنتی

431
00:20:37,189 --> 00:20:38,331
‫اما تو الان میتونی بری خونه.

432
00:20:38,368 --> 00:20:43,462
‫نه ، من آماده نیستم.
‫من تازه یادم افتاده آدم بودن چه شکلیه

433
00:20:43,523 --> 00:20:46,372
‫مثل آدم خوابیدن
‫پا روی اسباب بازی نگذاشتن

434
00:20:46,408 --> 00:20:48,831
‫غذا خوردن تو رستورانهایی که
‫خانوادگی نیستند.

435
00:20:48,868 --> 00:20:51,537
‫مزه ی آزادی رو چشیدم
‫و آماده نیستم رهاش کنم!

436
00:20:51,573 --> 00:20:53,364
‫اما چی میخوای به کارلوس بگی؟

437
00:20:56,350 --> 00:20:58,349
‫اوه، نه، یک ویروس معده؟

438
00:20:58,368 --> 00:21:01,436
‫آره، وقتی تو تماس گرفتی داشتم
‫بالا می آوردم.

439
00:21:01,472 --> 00:21:03,514
‫خوب، ما نمیخوایم دخترها اینو بگیرن.

440
00:21:04,581 --> 00:21:05,890
‫صدای چیه؟

441
00:21:07,902 --> 00:21:09,908
‫دندونهام بهم میخورن.

442
00:21:10,226 --> 00:21:12,486
‫بهرحال هرچی بتونم سریعتر
‫میام خونه.

443
00:21:12,523 --> 00:21:14,307
‫دکتر گفت یک چیزی حدود ۲۴ ساعت.

444
00:21:14,343 --> 00:21:15,258
‫اثرات بعدیِ الکل رو فراموش نکنی.

445
00:21:15,308 --> 00:21:17,325
‫تا ۳۶ ساعت یک همچین چیزهایی.

446
00:21:18,860 --> 00:21:20,416
‫شروع کن عزیزم.

447
00:21:20,432 --> 00:21:22,997
‫گفتم داشتم بالا می آوردم
‫نمیخوام دروغگو باشم.

448
00:21:29,735 --> 00:21:32,653
‫میتونم هر کی رو بخوام استخدام
‫کنم، این شرکت منه.

449
00:21:32,689 --> 00:21:35,030
‫و منم برات میگردونمش
‫منم باید طرف مشورت باشم.

450
00:21:35,067 --> 00:21:36,886
‫تو چرا دراینباره اینقدر ناراحتی؟

451
00:21:36,922 --> 00:21:38,625
‫سم رو استخدام کردم
‫تا کمکت کنه.

452
00:21:38,661 --> 00:21:39,696
‫من به کمکش نیازی ندارم.

453
00:21:39,732 --> 00:21:41,131
‫خودم کنترلش میکنم.

454
00:21:42,148 --> 00:21:45,098
‫اندرو، هر چیزی رو بتازگی دیدم
‫خلافش رو ثابت میکنه.

455
00:21:45,134 --> 00:21:48,605
‫و اگر فکر میکنی یک کناری میایستم تا از
‫هر چیزی که ساخته شده پرده برداری کنی...

456
00:21:50,885 --> 00:21:53,648
‫سم، فکر کردم رفتی خونه.

457
00:21:53,685 --> 00:21:55,714
‫اوه، تا دیروقت موندم
‫تا فهرست انبار رو تموم کنم.

458
00:21:55,750 --> 00:21:58,125
‫خوب، خیلی سخت کوشی؟

459
00:21:58,832 --> 00:22:01,477
‫منم میخواستم راجع به تد
‫صحبت کنم.

460
00:22:01,913 --> 00:22:03,391
‫درباره ی چیه اون؟

461
00:22:03,427 --> 00:22:06,797
‫هر کاری که بهش دادم، یا خرابش
‫کرد یا ناتموم گذاشت.

462
00:22:06,842 --> 00:22:09,491
‫فکر کنم وقتشه جلو زیان رو بگیریم.

463
00:22:10,007 --> 00:22:11,701
‫ما...ما تد رو اخراج نمیکنیم.

464
00:22:11,717 --> 00:22:13,040
‫چرا که نه؟
‫اون سبک مغز و احمقه.

465
00:22:13,077 --> 00:22:17,179
‫اون آدم خوبیه، و...و نمیخوام تو
‫درباره ی کارمندم اینطوری حرف بزنی.

466
00:22:17,268 --> 00:22:18,546
‫اندرو، تو مجبوری قبول کنی.

467
00:22:18,583 --> 00:22:20,497
‫اون یک کمی بیشتر از بی لیاقته.

468
00:22:22,442 --> 00:22:24,460
‫بهش یک شانسی بدین
‫اون فقط یک بچه است.

469
00:22:27,041 --> 00:22:29,410
‫تو با اون رابطه داری
‫درسته؟

470
00:22:30,320 --> 00:22:33,649
‫سم! چطور میتونی
‫یک همچین چیزی بگی؟

471
00:22:33,650 --> 00:22:40,061
‫فکر کنم سئوال مهم اینه که
‫چرا اندرو  بیرونش نمیکنه؟

472
00:22:45,757 --> 00:22:48,757
‫اندرو، تو با تد رابطه داشتی؟

473
00:22:49,629 --> 00:22:51,589
‫فقط، یکبار.

474
00:22:51,625 --> 00:22:53,384
‫خدای، من.

475
00:22:53,430 --> 00:22:57,130
‫خوب، اون اومد پیش من، دیر وقت بود
‫منم حسابی مست شده بودم.

476
00:22:57,166 --> 00:22:59,347
‫این بهانه ی توئه؟

477
00:22:59,383 --> 00:23:01,904
‫راستش، اندرو
‫حسابی از تو نا امید شدم.

478
00:23:01,941 --> 00:23:04,019
‫واقعاً؟ میخواین با این کارت بازی کنید؟

479
00:23:04,056 --> 00:23:07,327
‫- تو داری با آلکس زندگی میکنی.
‫- و شما هم داری با اورسون زندگی میکنی.

480
00:23:09,748 --> 00:23:11,624
‫آره، درباره ی کارل مایر میدونم.

481
00:23:11,660 --> 00:23:13,788
‫سلام، خدا، من کتری هستم
‫از ملاقات شما خوشحالم.

482
00:23:13,825 --> 00:23:16,306
‫نمیتونم باور کنم تو جلوی یک غریبه
‫اینطور حرف میزنی

483
00:23:16,343 --> 00:23:17,342
‫بله، تو منو میشناسی

484
00:23:17,378 --> 00:23:20,279
‫دورویی باعث میشه ادب رو فراموش کنم.

485
00:23:20,315 --> 00:23:21,984
‫شاید، بهتره برم.

486
00:23:22,021 --> 00:23:26,555
‫بله، اما میخوام فردا صبح زود برگردی
‫و در اخراج تد بهم کمک کنی.

487
00:23:26,611 --> 00:23:30,495
‫نه، نه، شما، شما
‫نمیتونید اخراجش کنید.

488
00:23:30,532 --> 00:23:31,378
‫چرا، میتونم.

489
00:23:31,398 --> 00:23:36,244
‫درواقع میتونم هر کسی رو که بخوام
‫اخراج کنم.

490
00:23:52,136 --> 00:23:55,677
‫همینطور که داشت سینه هاش
‫رو بیرون می آورد.

491
00:23:55,713 --> 00:23:57,551
‫از خواب بیدار شدم.

492
00:23:58,845 --> 00:24:01,808
‫فکر میکنید معنیش چیه؟

493
00:24:01,845 --> 00:24:04,195
‫به نظر خیلی ساده است.

494
00:24:05,130 --> 00:24:07,192
‫اما من همجنس باز نیستم.

495
00:24:07,605 --> 00:24:09,713
‫شما حوادث سختی
‫پشت سر گذاشتید.

496
00:24:09,749 --> 00:24:12,097
‫شاید این خواب حتی در مورد
‫رابین هم نباشه

497
00:24:12,134 --> 00:24:15,029
‫شاید این خواب درباره ی میزان
‫صدماتی باشه که از مردان خوردم

498
00:24:15,065 --> 00:24:17,958
‫و زنها تنها گزینه های مطمئن هستند.

499
00:24:17,994 --> 00:24:20,684
‫چرا شما اصلاً به فکر
‫یک رابطه افتادید...

500
00:24:20,720 --> 00:24:22,489
‫چه با مردان یا زنان؟

501
00:24:22,525 --> 00:24:24,362
‫شما هنوز شکننده هستید.

502
00:24:24,398 --> 00:24:26,952
‫حالا وقتی قویتر شدید

503
00:24:26,988 --> 00:24:30,596
‫بعدش میتونیم درباره ی اینکه
‫ممکنه جذب اون بشید حرف بزنیم.

504
00:24:30,633 --> 00:24:33,731
‫اما من جذب اون نشدم
‫همانطور که دارم میگم...

505
00:24:33,767 --> 00:24:39,522
‫زنهایی تو سن من یکروزه
‫با هویت جنسی جدید از خواب بیدار نمیشن.

506
00:24:39,526 --> 00:24:42,249
‫میشه این رویا معانیِ دیگری هم
‫داشته باشه

507
00:24:42,285 --> 00:24:44,360
‫خوب، واضح میگم

508
00:24:44,397 --> 00:24:47,869
‫اینه که شما از مسیر بهبودتون
‫خارج شدید.

509
00:24:47,905 --> 00:24:50,147
‫پس قراره من چکار کنم
‫خواب نبینم؟

510
00:24:50,184 --> 00:24:51,987
‫نه.

511
00:24:52,023 --> 00:24:56,511
‫اما شاید بخوای توجه کنی تا از رابین
‫درخواست کنی یکجای دیگه برای موندن پیدا کنه.

512
00:25:02,139 --> 00:25:05,108
‫این حروف خیلی کوچک هستند.
‫بسختی میتونم برچسب رو بخونم.

513
00:25:05,144 --> 00:25:09,804
‫خیلی خوب تا تو تصمیم میگیری کدوم
‫یکی رو بگیری منم میرم یک مقدار آبجو بگیرم

514
00:25:21,938 --> 00:25:25,141
‫سلام! خانم بولن!

515
00:25:25,177 --> 00:25:27,593
‫شما هم از اینجا خرید میکنید؟

516
00:25:27,629 --> 00:25:30,489
‫دنی کجاست؟ اون گفته تو هم
‫باهاش رفتی به کمپ.

517
00:25:30,526 --> 00:25:32,840
‫بله.

518
00:25:32,876 --> 00:25:35,599
‫نه ، اما من بیمار شدم نتونستم برم.

519
00:25:35,636 --> 00:25:38,767
‫واسه همین اون تنهایی رفت

520
00:25:41,187 --> 00:25:43,572
‫میخواید برید داخل صف؟

521
00:25:43,608 --> 00:25:46,536
‫میخوای وادارم کنی؟

522
00:25:46,572 --> 00:25:48,136
‫حرف بزن.

523
00:25:48,172 --> 00:25:51,202
‫متاسفم، اون گفت وقتی به اونجا
‫برسه با شما تماس میگیره.

524
00:25:51,238 --> 00:25:54,268
‫ادی، سلام، تو زودتر برگشتی؟

525
00:25:54,305 --> 00:25:56,415
‫پس اون واقعاً کجاست؟

526
00:25:56,451 --> 00:25:58,157
‫نیویورک.

527
00:25:58,696 --> 00:26:01,522
‫دنی رفت آنا رو پیدا کنه

528
00:26:05,373 --> 00:26:07,450
‫هی، هی.

529
00:26:07,487 --> 00:26:10,380
‫خیلی ناراحت نباش
‫اون شهر حسابی بزرگه.

530
00:26:10,416 --> 00:26:12,390
‫اگر اون به محله ی قدیمی
‫بره چی؟

531
00:26:12,426 --> 00:26:15,116
‫پاتریک نمیتونه پیداش کنه

532
00:26:15,152 --> 00:26:18,387
‫اون در آخرین لحظه ما رو پیدا کرد.

533
00:26:18,424 --> 00:26:21,042
‫زودباش، باید برم وسیله جمع کنم

534
00:26:34,312 --> 00:26:35,996
‫شما تازه اومدید.

535
00:26:36,033 --> 00:26:37,529
‫نتونستم بخوابم.

536
00:26:37,565 --> 00:26:40,527
‫واسه همین فکر کردم بدهیِ
‫بیمه مون رو بررسی کنم.

537
00:26:40,563 --> 00:26:43,116
‫اما یک کمی مشکل تو تمرکز دارم.

538
00:26:43,152 --> 00:26:46,727
‫شاید یک مقدار قهوه سر حالتون بیاره

539
00:26:46,763 --> 00:26:49,487
‫درباره ی اتفاقیه که دیروز افتاد، سم

540
00:26:49,523 --> 00:26:52,757
‫که، آم، اون موقعیت زشت اندرو

541
00:26:52,794 --> 00:26:56,744
‫مدیران موفقی مانند شما
‫زندگی های پیچیده ای هم دارن.

542
00:26:56,780 --> 00:26:59,571
‫اما جزییات به من ربطی نداره

543
00:26:59,607 --> 00:27:03,319
‫من، آم...

544
00:27:03,355 --> 00:27:06,998
‫رابطه م با اندرو،آه، خلاصه بگم

545
00:27:07,034 --> 00:27:08,565
‫پیچیده است.

546
00:27:08,601 --> 00:27:12,448
‫مطمئنم اندرو به شما احترام میگذاره
‫و خیلی دوستتون داره.

547
00:27:12,485 --> 00:27:15,924
‫فقط نگرانم که...

548
00:27:15,960 --> 00:27:16,568
‫چی؟

549
00:27:16,604 --> 00:27:20,944
‫خوب، این برای بچه های خانواده های
‫تجاری غیر عادی نیست...

550
00:27:20,980 --> 00:27:23,533
‫که احساس حق مطلق داشته باشن.

551
00:27:23,569 --> 00:27:25,508
‫امیدوارم از چیزی که گفتم دلگیر
‫نشده باشید.

552
00:27:25,544 --> 00:27:28,880
‫نه، ادامه بده.

553
00:27:28,917 --> 00:27:32,764
‫قرار گرفتن شما در این وضعیت
‫باید خیلی دشوار باشه؟

554
00:27:32,801 --> 00:27:35,933
‫دائم نوازش کردنش
‫امیدوار کردنش به تغییر

555
00:27:35,969 --> 00:27:38,489
‫یا قطع کردن رشته های وابستگی
‫و اعتماد کردن

556
00:27:38,525 --> 00:27:42,202
‫و همه ی کارهای سختی که شما باید
‫بکنید تا اجازه بدین اون پیشرفت کنه؟

557
00:27:42,238 --> 00:27:44,552
‫سئوال خوبیه.

558
00:27:44,589 --> 00:27:45,893
‫میدونید چیه؟

559
00:27:45,929 --> 00:27:48,134
‫من همه چیز اینجا رو تحت کنترل دارم.

560
00:27:48,170 --> 00:27:49,391
‫چرا شما برنمی گردید به منزل؟

561
00:27:49,428 --> 00:27:50,508
‫تا به خوابتون برسید؟

562
00:27:50,544 --> 00:27:52,538
‫اما اینجا یک عالمه کار برای انجام هست.

563
00:27:52,573 --> 00:27:56,093
‫البته، اما شما به همین دلیل استخدامم
‫کردید، مگه نه؟ تا کمکتون کنم؟

564
00:27:56,130 --> 00:27:58,277
‫متشکرم، سم.

565
00:27:58,999 --> 00:28:01,587
‫تو خیلی مهربونی.

566
00:28:05,233 --> 00:28:07,202
‫و، سم؟

567
00:28:08,503 --> 00:28:10,853
‫خیلی خوشحالم تو اینجایی.

568
00:28:29,423 --> 00:28:31,353
‫":بهترین پسر دنیا :"

569
00:28:44,412 --> 00:28:46,259
‫سلام، برت
‫دنبال پنی میگردم.

570
00:28:46,296 --> 00:28:47,351
‫اون از اتوبوس پیاده نشد.

571
00:28:47,388 --> 00:28:48,765
‫این بخاطر اینه که اصلاً سوار نشده.

572
00:28:48,801 --> 00:28:52,484
‫- فکر کنم بخاطر بیماری برگشت خونه
‫یا همچین چیزی...-چی؟ نه

573
00:28:52,520 --> 00:28:55,101
‫اون بخاطر بیماری برنگشته خونه
‫اون کجاست؟ پنی؟

574
00:28:55,138 --> 00:28:56,565
‫خانم، اسکاوو؟

575
00:28:56,601 --> 00:28:58,814
‫پنی گفت اینو بدم به شما.

576
00:29:01,847 --> 00:29:04,490
‫اون فرار کرده.

577
00:29:15,253 --> 00:29:18,176
‫نمیدونید چرا فرار کرده؟
‫مشکلی تو خونه هست؟

578
00:29:18,212 --> 00:29:21,982
‫نه ، نه ، همه چیز مرتبه.

579
00:29:23,477 --> 00:29:25,958
‫خوب، ما یه جورایی روز تولدش
‫رو فراموش کردیم.

580
00:29:28,405 --> 00:29:32,108
‫و...اسم اشتباه
‫رویِ کیک تولدش بود.

581
00:29:32,145 --> 00:29:35,312
‫عزیزم، میشه لطفاً واقعیات مربوط
‫به این مورد رو بگیم؟

582
00:29:35,391 --> 00:29:37,496
‫چطور تونستید اسم دخترتون رو
‫اشتباه بگید؟

583
00:29:39,756 --> 00:29:41,896
‫شماها تحت تاثیر مواد مخدرید؟

584
00:29:41,933 --> 00:29:44,106
‫نه ! نه، من حامله ام

585
00:29:44,142 --> 00:29:46,519
‫و باعث شده حسابی
‫فراموشکار بشم.

586
00:29:46,555 --> 00:29:49,475
‫مطمئنم شما میتونید اینو
‫درک کنید؟

587
00:29:49,512 --> 00:29:51,208
‫من حامله نیستم.

588
00:29:54,131 --> 00:29:56,679
‫شما نمیخواین دنبال دختر ما بگردین
‫درسته؟

589
00:30:00,770 --> 00:30:02,672
‫آگوییلار.

590
00:30:02,709 --> 00:30:03,931
‫بله، اونها هنوز اینجان.

591
00:30:03,967 --> 00:30:05,425
‫خیلی خوب.

592
00:30:05,461 --> 00:30:09,571
‫دختر شما حالش خوبه.
‫اون سعی داشته از کارت اعتباریِ شما

593
00:30:09,608 --> 00:30:11,644
‫تو هتل استفاده بکنه

594
00:30:14,364 --> 00:30:15,824
‫سلام.

595
00:30:18,562 --> 00:30:20,990
‫اشکالی نداره بیام داخل؟

596
00:30:28,535 --> 00:30:31,132
‫حمام با سنگ مرمر

597
00:30:31,168 --> 00:30:33,136
‫صفحه ی نمایش تخت

598
00:30:33,173 --> 00:30:36,025
‫بادم زمینیِ ۸ دلاری.

599
00:30:36,061 --> 00:30:38,098
‫خوبه.

600
00:30:40,036 --> 00:30:44,793
‫عزیزم، بخاطر کیک واقعاً متاسفم

601
00:30:44,829 --> 00:30:47,681
‫و همینطور بخاطر فراموش کردن
‫روز تولدت.

602
00:30:52,915 --> 00:30:56,109
‫میدونم در حال حاضر از من متنفری
‫و سرزنشت نمیکنم.

603
00:30:56,145 --> 00:30:59,371
‫از تو متنفر نیستم
‫از اون متنفرم.

604
00:31:07,324 --> 00:31:11,572
‫چونکه نمیخوای دیگه بچه ای باشه.

605
00:31:14,188 --> 00:31:18,538
‫اوه، پنی.

606
00:31:18,574 --> 00:31:20,543
‫عزیز دلم.

607
00:31:23,567 --> 00:31:25,506
‫تو یک چیز بزرگ رو اینجا
‫از قلم انداختی.

608
00:31:25,542 --> 00:31:28,803
‫پرستون رفته، پورتر بعدیِ که میره

609
00:31:28,839 --> 00:31:31,725
‫وقتی این دختر بدنیا بیاد
‫موازنه...

610
00:31:31,761 --> 00:31:35,362
‫در کنترل خونه ۳ به ۲
‫به نفع ما میشه

611
00:31:35,398 --> 00:31:37,876
‫میدونی معنی این چیه؟

612
00:31:37,912 --> 00:31:41,784
‫خانمها دارای قدرت حق وتو در دیدن
‫برنامه های تلویزیونی میشن

613
00:31:41,820 --> 00:31:44,095
‫چه نوع غذایی بگیریم.

614
00:31:44,131 --> 00:31:45,691
‫فقط فکرشو بکن.

615
00:31:45,728 --> 00:31:49,295
‫به دنیایی فکر کن که توالتها هیچ وقت
‫طبقه ی بالا نیستند.

616
00:31:49,776 --> 00:31:53,446
‫نوبت ما هست
‫تا حسابشون رو برسیم.

617
00:31:56,233 --> 00:31:58,918
‫ما دوتا میخوایم
‫حسابشون رو برسیم.

618
00:31:58,954 --> 00:32:00,140
‫هی.

619
00:32:02,658 --> 00:32:07,108
‫متاسفم فرار کردم.

620
00:32:09,690 --> 00:32:11,729
‫میتونیم الان بریم خونه.

621
00:32:11,765 --> 00:32:14,515
‫من ایده ی بهتری دارم.

622
00:32:14,551 --> 00:32:16,894
‫از اونجایی که تو قبلاً بهای اتاق
‫رو پرداخت کردی

623
00:32:16,931 --> 00:32:19,240
‫چطوره یک بستنی گردویی با
‫فندق داغ سفارش بدیم...

624
00:32:19,276 --> 00:32:21,720
‫و شب رو همینجا سپری کنیم؟

625
00:32:23,087 --> 00:32:25,838
‫فقط ما دخترها.

626
00:32:25,874 --> 00:32:27,416
‫آره.

627
00:32:27,452 --> 00:32:30,168
‫خیلی خوب.

628
00:32:30,205 --> 00:32:31,799
‫میدونی، مامان؟

629
00:32:31,835 --> 00:32:35,843
‫اگر تو ۲ تا دختر بیشتر می آوردی
‫ما جلو افتاده بودیم.

630
00:32:35,880 --> 00:32:38,902
‫اجازه بده فقط...بستنی گردوییمون
‫رو سفارش بدیم.

631
00:32:40,568 --> 00:32:43,353
‫بنابراین من اونجا تو اون میهمانیِ
‫بزرگ بودم...

632
00:32:43,389 --> 00:32:45,086
‫در حال لاس زدن با اون شیخ
‫خاورمیانه ای...

633
00:32:45,122 --> 00:32:46,447
‫که بی مقدمه...

634
00:32:46,483 --> 00:32:49,036
‫یک میلیون دلار بهم پیشنهاد داد
‫تا باهاش بخوابم.

635
00:32:49,038 --> 00:32:50,763
‫خوب،تو چیکار کردی؟

636
00:32:50,799 --> 00:32:53,345
‫یک ضربه بهش زدم.

637
00:32:53,381 --> 00:32:55,349
‫ظاهراً جایِ درستی زدم

638
00:32:55,386 --> 00:32:58,375
‫چون از اونجا با ۲۰ هزار دلار
‫بیرون زده بودم.

639
00:32:58,411 --> 00:33:00,277
‫گبی ، جوانیتاست.

640
00:33:00,313 --> 00:33:01,807
‫منو ببخشید بچه ها

641
00:33:01,843 --> 00:33:04,220
‫از اون کارای "مامان جونمی" دارم.

642
00:33:04,257 --> 00:33:07,246
‫سلام، عزیزم، مدرسه چطور بود؟

643
00:33:07,281 --> 00:33:08,977
‫چی؟

644
00:33:09,014 --> 00:33:12,173
‫تو یک گل زدی؟

645
00:33:12,209 --> 00:33:14,993
‫چی؟ قطع کن عزیزم

646
00:33:15,029 --> 00:33:18,051
‫تا من یک جای ساکت پیدا کنم
‫که مامان بتونه صدات رو بشنوه.

647
00:33:23,455 --> 00:33:25,017
‫قطع کن، عزیزم.

648
00:33:26,955 --> 00:33:30,897
‫باشه، عزیزم، مامان میتونه...

649
00:33:36,879 --> 00:33:40,515
‫صبر کن، عزیزم.

650
00:33:45,170 --> 00:33:47,718
‫جمله ی" رنگ خیس"برای تو
‫هیچ معنی ای نداره؟

651
00:33:47,755 --> 00:33:51,016
‫جوانیتا؟ عزیزم ،دوباره باهات
‫تماس میگیرم، دوستت دارم.

652
00:33:51,052 --> 00:33:52,031
‫ببخشید.

653
00:33:52,067 --> 00:33:54,342
‫منظوری نداشتم من...

654
00:33:54,379 --> 00:33:55,160
‫این یک...

655
00:33:55,196 --> 00:33:57,710
‫یک اتاق کودکه؟
‫بله.

656
00:34:00,156 --> 00:34:02,773
‫ما هنوز به خیلیها نگفتیم

657
00:34:02,809 --> 00:34:06,545
‫ولی لی و من سعی داریم
‫یک بچه رو به فرزندی قبول کنیم.

658
00:34:06,581 --> 00:34:08,719
‫نمیدونستم.

659
00:34:08,756 --> 00:34:10,657
‫آره.

660
00:34:10,693 --> 00:34:12,629
‫این چیزیه که ما سالها میخواستیم.

661
00:34:12,665 --> 00:34:14,498
‫باشه.

662
00:34:14,533 --> 00:34:17,080
‫چرا؟

663
00:34:17,117 --> 00:34:20,003
‫منظورم شماها
‫یک زندگی فوق العاده دارین.

664
00:34:20,039 --> 00:34:23,130
‫میهمانیهای شبانه
‫نوشیدنهای منظم ساعت پنج

665
00:34:23,165 --> 00:34:26,187
‫میدونی وقتی بچه بیاد
‫همه ی اینها از بین میره

666
00:34:26,224 --> 00:34:28,940
‫دیگه صبرمون تموم شده.

667
00:34:28,977 --> 00:34:31,286
‫ماه پیش یک بچه تو اوهایو بود

668
00:34:31,322 --> 00:34:32,477
‫نیمه های شب تماس گرفتیم

669
00:34:32,512 --> 00:34:34,481
‫صبح اول وقت تو هواپیما بودیم.

670
00:34:34,518 --> 00:34:37,064
‫رسیدیم بیمارستان اون اونجا بود

671
00:34:37,100 --> 00:34:39,613
‫یک دختر کوچولو

672
00:34:47,799 --> 00:34:54,289
‫ما اون بچه رو دو روز رویِ شونه هامون
‫نگه داشتیم.

673
00:34:56,159 --> 00:34:58,743
‫و بعد رفتیم بیرون تا یک صندلی کودک
‫بخریم تا ببریمش خونه...

674
00:34:58,779 --> 00:35:00,409
‫و وقتی برگشتیم بیمارستان

675
00:35:00,445 --> 00:35:03,942
‫مددکار اجتماعی بیرون شیرخوارگاه
‫منتظرمون بود.

676
00:35:06,526 --> 00:35:09,040
‫مادره نظرش رو تغییر داده بود.

677
00:35:12,609 --> 00:35:15,157
‫میدونم چه احساسی داره.

678
00:35:19,712 --> 00:35:21,784
‫جداً متاسفم، باب.

679
00:35:24,231 --> 00:35:26,677
‫تو میتونی غبطه ی
‫زندگیِ ما رو بخوری، گبی.

680
00:35:26,713 --> 00:35:31,502
‫اما این چیزی نیست در مقابل غبطه ای
‫که ما به زندگیِ تو میخوریم.

681
00:35:41,665 --> 00:35:43,704
‫هی، داری چکار میکنی؟

682
00:35:43,739 --> 00:35:46,184
‫میهمانی تازه شروع شده.

683
00:35:46,221 --> 00:35:50,979
‫میدونم، فقط جوانیتا اولین
‫گلش رو تو فوتبال زده...

684
00:35:51,015 --> 00:35:53,988
‫و میخواد همش درباره ی اون
‫بهم بگه، بنابراین...

685
00:35:54,038 --> 00:35:55,437
‫برو.

686
00:35:56,340 --> 00:35:57,279
‫از طرف من ببوسشون.

687
00:35:57,304 --> 00:35:59,033
‫حتماً.

688
00:36:20,413 --> 00:36:22,929
‫تق، تق، کارن
‫خونه ای؟

689
00:36:22,965 --> 00:36:25,003
‫من اینجام.

690
00:36:28,676 --> 00:36:30,818
‫گوش کن.

691
00:36:30,854 --> 00:36:36,735
‫داشتم به عروسیت فکر میکردم و، خوب
‫میخواستم دربارش باهات صحبت کنم.

692
00:36:36,805 --> 00:36:38,503
‫چی شده؟

693
00:36:38,539 --> 00:36:41,190
‫چیزی نیست.

694
00:36:43,196 --> 00:36:47,447
‫دکتر یک لکه روی ریه ام پیدا کرد.

695
00:36:49,420 --> 00:36:51,630
‫یک لکه؟

696
00:36:53,500 --> 00:36:56,493
‫فکر میکنه شاید سرطان باشه.

697
00:37:09,211 --> 00:37:11,557
‫بهت گفت؟

698
00:37:11,593 --> 00:37:12,921
‫آره.

699
00:37:12,957 --> 00:37:14,416
‫اون خوب میشه.

700
00:37:14,453 --> 00:37:16,832
‫اون هفته ی آینده آزمایش داره

701
00:37:16,868 --> 00:37:19,111
‫اون این چیز رو مغلوب میکنه

702
00:37:19,147 --> 00:37:21,831
‫سرطان با بد زنی در افتاده

703
00:37:24,007 --> 00:37:27,542
‫تشخیص کاملاً روشنه.

704
00:37:27,579 --> 00:37:31,012
‫شاید وقت خوبی برای ازدواج نباشه.

705
00:37:36,420 --> 00:37:38,426
‫ما در اولین فرصت ممکن با هم...

706
00:37:38,462 --> 00:37:40,431
‫ازدواج میکنیم.

707
00:37:40,468 --> 00:37:43,764
‫- اما تو گفتی.
‫- میدونم چی گفتم.

708
00:37:43,800 --> 00:37:46,873
‫تمام چیزهایی که میتونستم
‫از دست بدم،از دست دادن استقلالم...

709
00:37:46,909 --> 00:37:48,140
‫از دست دادن آزادیم

710
00:37:48,176 --> 00:37:51,642
‫اما بعد از این اتفاق

711
00:37:51,679 --> 00:37:56,234
‫حالا فهمیدم مهمترین چیزی که
‫میتونم از دست بدم اونه.

712
00:37:56,269 --> 00:37:58,749
‫بنابراین...

713
00:37:58,785 --> 00:38:00,926
‫حاضری

714
00:38:00,962 --> 00:38:03,306
‫نمک رو از دست بدی؟

715
00:38:03,342 --> 00:38:06,537
‫حاضرم هر چیزی رو بدم.

716
00:38:06,573 --> 00:38:07,247
‫اوه، روی.

717
00:38:07,283 --> 00:38:11,124
‫اِ، اِ ، مواظب باش عروسک
‫گفتم همه چیزم رو بدم

718
00:38:11,160 --> 00:38:13,607
‫یک بوسه تمام چیزیه که تو گرفتی.

719
00:38:26,972 --> 00:38:29,012
‫سلام، تو هنوز بیداری.

720
00:38:29,048 --> 00:38:32,243
‫آره، یه جورایی احتیاج داشتم
‫درباره ی چیزی با تو صحبت کنم.

721
00:38:32,279 --> 00:38:35,303
‫خوب، اگر این کارم کمک میکنه
‫به مخارج و فاکتورها...

722
00:38:35,340 --> 00:38:37,379
‫یک خبر عالی دارم.

723
00:38:37,415 --> 00:38:38,456
‫تو یک کار گرفتی؟

724
00:38:38,492 --> 00:38:41,855
‫تو داری به میهماندار جدیده مرکز
‫تجاریِ شهر نگاه میکنی

725
00:38:43,383 --> 00:38:44,839
‫از فردا شروع میکنم.

726
00:38:44,875 --> 00:38:47,832
‫ممنون که لباست رو بهم
‫قرض دادی.

727
00:38:47,869 --> 00:38:50,111
‫مدیر گفت بنظر خیلی کلاس بالام.

728
00:38:50,147 --> 00:38:54,485
‫نمیتونم بهت بگم چقدر این باعث
‫خوشحالیم شد.

729
00:38:55,415 --> 00:38:58,953
‫خوب، تو میخوای چیزی به من بگی؟

730
00:38:58,989 --> 00:39:01,741
‫نه، میشه بعداً هم گفت.

731
00:39:01,777 --> 00:39:04,393
‫مطمئنی؟

732
00:39:04,429 --> 00:39:05,957
‫بله، صد در صد.

733
00:39:05,993 --> 00:39:08,303
‫یک لیوان برام بریز.

734
00:39:10,038 --> 00:39:12,180
‫وای!

735
00:39:12,216 --> 00:39:13,880
‫اوه، خدای من! آه.

736
00:39:13,917 --> 00:39:16,023
‫اوه، خدای من! اوه.

737
00:39:16,059 --> 00:39:19,729
‫- بلوزت.واقعاً متاسفم.
‫- اشکالی نداره.

738
00:39:21,706 --> 00:39:24,528
‫- صبر کن ، چکار داری میکنی؟
‫- فقط میخوام با آب بشویمش.

739
00:39:24,565 --> 00:39:26,789
‫نه،نه، نه، دست نگهدار.
‫این...این اشکالی نداره.

740
00:39:26,790 --> 00:39:28,201
‫نه، لک میافته.

741
00:39:28,237 --> 00:39:29,248
‫میفرستمش خشکشویی.

742
00:39:29,284 --> 00:39:31,227
‫اما این خیلی گرون قیمته.
‫بفرما

743
00:39:31,263 --> 00:39:33,982
‫تو باید بری.

744
00:39:34,714 --> 00:39:36,270
‫چی؟

745
00:39:36,271 --> 00:39:39,331
‫میخوام که از خونه ی من
‫بری بیرون.

746
00:39:43,311 --> 00:39:44,602
‫چرا؟

747
00:39:47,384 --> 00:39:49,866
‫این...این...این پیچیده است.

748
00:39:55,513 --> 00:39:59,967
‫این چیزیه که میخواستی دربارش
‫باهام صحبت کنی؟

749
00:40:00,003 --> 00:40:02,381
‫آره.

750
00:40:05,408 --> 00:40:07,584
‫اگر کار اشتباهی کردم متاسفم.

751
00:40:07,620 --> 00:40:11,223
‫یک دوستی دارم میتونم برم
‫پیش اون بمونم.

752
00:40:11,259 --> 00:40:14,148
‫پس میرم وسایلم رو جمع کنم.

753
00:40:14,184 --> 00:40:16,799
‫رابین.

754
00:40:16,835 --> 00:40:20,306
‫تو هیچ کار اشتباهی نکردی.

755
00:40:20,343 --> 00:40:24,806
‫من تو رو خیلی دوست دارم.

756
00:40:24,842 --> 00:40:27,595
‫در واقع...

757
00:40:27,631 --> 00:40:29,159
‫خیلی زیاد.

758
00:40:31,233 --> 00:40:35,375
‫بتازگی در مورد تو احساسی در من
‫بوجود اومده

759
00:40:36,845 --> 00:40:39,802
‫که درکش نمیکنم

760
00:40:39,838 --> 00:40:42,454
‫و اون منو گیج کرده

761
00:40:49,426 --> 00:40:51,466
‫میفهمی چی دارم میگم؟

762
00:40:53,439 --> 00:40:55,140
‫میفهمم.

763
00:40:56,806 --> 00:40:59,525
‫چون منم همون احساس رو نسبت
‫به تو دارم.

764
00:41:01,717 --> 00:41:03,350
‫حق با توئه.

765
00:41:03,386 --> 00:41:05,424
‫باید برم.

766
00:41:59,970 --> 00:42:04,493
‫وسوسه یک هنر هست.

767
00:42:06,160 --> 00:42:09,973
‫روشهای زیرکانه تا شما رو مجبور
‫به کاری کنند

768
00:42:10,009 --> 00:42:14,932
‫تا افراد مستعد رو به سلطه در آورند.

769
00:42:14,968 --> 00:42:18,374
‫و اونهایی که مصمم هستند

770
00:42:19,035 --> 00:42:23,814
‫تمام وقت خود را صرف بدست
‫آوردن آنچه که میخواهند بکنند.

771
00:42:26,597 --> 00:42:29,487
‫و وقتی وسوسه پیروز میشه

772
00:42:29,523 --> 00:42:33,067
‫اونهایی که از پای در اومدن
‫از خودشان میپرسند...

773
00:42:33,103 --> 00:42:36,385
‫از راه بدر شده بودم

774
00:42:36,422 --> 00:42:41,213
‫یا این همون چیزی بود که همه
‫مدت میخواستم.

775
00:42:41,214 --> 00:42:56,516
‫<font color="#۲۳b۷ee"> خرید بهترین فیلمها و سریالهای روز دنیا </font>
‫<font color="#e۷ee۲۳"> .::: SantaFilm ™ :::. </font>

