1
00:00:00,300 --> 00:00:02,270
‫آنچه گذشت.

2
00:00:02,480 --> 00:00:04,239
‫گبی به رازی پی برد.

3
00:00:04,240 --> 00:00:06,239
‫لی و من سعی داریم یک بچه رو به
‫فرزندی قبول کنیم

4
00:00:06,251 --> 00:00:10,929
‫- مایک تعهدی داد...- میتونم آدمی
‫باشم که از خانوادش حمایت میکنه.

5
00:00:10,930 --> 00:00:12,519
‫لینت اخطاری گرفت.

6
00:00:12,520 --> 00:00:17,239
‫- به پرستون گفتم که میخوام عروسی
‫تا هفته ی آینده برپا بشه...- هفته ی آینده؟

7
00:00:17,240 --> 00:00:21,829
‫- قاتلی ترس به وجود همه انداخته بود.
‫- باورم نمیشه که اون مرده.

8
00:00:21,830 --> 00:00:25,828
‫باید برم خونه مادرم خیلی وحشت زده
‫شده میخواد کنارش باشم.

9
00:00:25,840 --> 00:00:27,080
‫پس، تو برادرم هستی؟

10
00:00:27,270 --> 00:00:29,040
‫دقیق باشیم، برادر ناتنی.

11
00:00:29,180 --> 00:00:32,019
‫- شک و تردید زاده شد.
‫- ما واقعاً از سم چی میدونیم؟

12
00:00:32,020 --> 00:00:33,940
‫باید هر چیزی که میتونم پیدا کنم.

13
00:00:34,040 --> 00:00:36,510
‫چرا که نه؟ اون برادرته.

14
00:00:36,540 --> 00:00:41,280
‫و یک مرد بسیار خطرناک
‫پا به ویستریا لین گذاشت.

15
00:00:47,270 --> 00:00:50,090
‫همسایه های خوب...

16
00:00:50,130 --> 00:00:52,980
‫اونهایی هستند که چند لیوان
‫شکر قرض میدهند

17
00:00:53,590 --> 00:00:58,030
‫دلیل روشن نشدنِ
‫اتومبیلتون رو بهتون میگن.

18
00:00:58,060 --> 00:01:02,520
‫حتی کمک میکنند تا حیوان
‫خانگی تون رو پیدا کنید.

19
00:01:03,990 --> 00:01:08,850
‫همسایه های خوب همچنین سعی میکنند
‫از کوچکترین مشکلات شما سر در بیارند...

20
00:01:10,160 --> 00:01:12,734
‫چه آدم بخواد یا نخواد اونها بفهمند.

21
00:01:12,745 --> 00:01:13,709
‫- غیر منطقی شدی!
‫- میدونی چیه؟

22
00:01:13,710 --> 00:01:15,060
‫من به مبارزه در اینباره خسته شدم

23
00:01:15,090 --> 00:01:17,600
‫خیلی خوب، باشه، کنار بکش
‫این کاری هست که همیشه میکنی

24
00:01:20,960 --> 00:01:22,890
‫گبی، چکار داری میکنی؟

25
00:01:24,160 --> 00:01:27,760
‫اومده بودم مجله ای که لی
‫بهم قرض داده بود برگردونم.

26
00:01:27,800 --> 00:01:30,100
‫اما شما دوتا داشتید جروبحث
‫میکردید، واسه همین...

27
00:01:30,130 --> 00:01:33,170
‫واسه همین تصمیم گرفتی
‫برای خنده فالگوش بایستی؟

28
00:01:33,200 --> 00:01:35,540
‫خدایا، این مثل اینه که شما درونِ
‫احساسات منو ببینید...

29
00:01:35,570 --> 00:01:37,470
‫و هنوز قضاوت نکنید
‫متشکرم

30
00:01:39,010 --> 00:01:42,310
‫بیخیال، بگو چه اتفاقی افتاده

31
00:01:43,910 --> 00:01:45,810
‫تخمک هایی که بهمون هدیه دادن
‫پس گرفتن

32
00:01:45,850 --> 00:01:47,380
‫دوباره، نه.

33
00:01:47,420 --> 00:01:49,420
‫و زنی که برای حاملگی
‫اجاره کرده بودیم میگذاره میره...

34
00:01:49,450 --> 00:01:51,239
‫اگر کار تخمک تا ماه دیگه تموم نشه

35
00:01:51,240 --> 00:01:52,750
‫خوب، نمیتونستید یک اهدا کننده ی دیگه
‫برای تخمک پیدا کنید؟

36
00:01:52,790 --> 00:01:54,629
‫میتونستیم، اگر لی اینقدر
‫وسواسی نبود.

37
00:01:54,630 --> 00:01:56,690
‫چرا باهاش در میان گذاشتی؟

38
00:01:56,720 --> 00:01:58,860
‫بخاطر خدا، داشتم رد میشدم
‫فالگوش ایستاده بودم.

39
00:01:58,890 --> 00:02:00,844
‫خیلی خوب، باشه، من وسواسیم

40
00:02:00,855 --> 00:02:02,290
‫ما دو سال برای انتخاب این مورد
‫وقت صرف کردیم.

41
00:02:02,330 --> 00:02:05,560
‫در حال حاضر قصد ندارم دی.ان.ایِ
‫بچمون رو از وسط مجلات زرد انتخاب کنم.

42
00:02:05,600 --> 00:02:08,730
‫اگر ما رحم جانشین رو از دست بدیم
‫ماهها طول میکشه تا یکی دیگه پیدا کنیم.

43
00:02:08,790 --> 00:02:12,000
‫آره، و بعدش اونهم بخاطر
‫یک دلیلِ مسخره میندازه میره..

44
00:02:12,040 --> 00:02:13,700
‫و منهم بیشتر از این نمیتونم تحمل کنم!

45
00:02:14,640 --> 00:02:18,100
‫- میدونی، شاید قرار نیست ما پدر و مادر بشیم.
‫- اینطوری صحبت نکن!

46
00:02:18,140 --> 00:02:21,940
‫بیخیال! اینطور بنظر نمیاد که عالم هستی
‫سعی داره یکچیزی به ما بگه؟

47
00:02:21,970 --> 00:02:23,810
‫چرا مال منو نمیگیرید؟

48
00:02:23,840 --> 00:02:27,210
‫- چیه تو رو بگیریم؟
‫- تخمکهای منو.

49
00:02:28,210 --> 00:02:33,610
‫منظورم، به اندازه ی کافی فهمیدم
‫و از اینکه ببینم شما اینقدر ناراحتید متنفرم.

50
00:02:33,750 --> 00:02:35,150
‫خوب چی میگین؟

51
00:02:35,180 --> 00:02:39,690
‫همسایه های خوب کسانی هستند
‫که سعی میکنند به بقیه کمک کنند.

52
00:02:41,890 --> 00:02:47,630
‫همسایه های بد، اونهایی هستند که
‫به قولی که میدهند عمل نمی کنند.

53
00:02:49,164 --> 00:02:49,345


54
00:02:50,380 --> 00:02:55,026
‫<font color="#۲۳b۷ee"> خرید بهترین فیلمها و سریالهای روز دنیا </font>
‫<font color="#e۷ee۲۳"> .::: SantaFilm ™ :::. </font>

87
00:02:58,730 --> 00:03:03,300
‫روزنامه نوشته یک دختر جوان گم شده.

88
00:03:03,330 --> 00:03:08,770
‫به نقل از خانوادش نوشته شده که
‫تو مسیر کارش ناپدید شده.

89
00:03:08,800 --> 00:03:14,720
‫به نقل از دوستانش نوشته شده
‫که این یک فرار از خونه نبوده.

90
00:03:14,750 --> 00:03:21,220
‫به نقل از پلیس نوشته شده که مدارکِ
‫خیلی کمی برای پیگیری موجوده.

91
00:03:21,260 --> 00:03:27,860
‫بدبختانه مردم توجه ی زیادی
‫به این اخبار کوچک ندارند.

92
00:03:30,830 --> 00:03:32,800
‫هیچکس به شرارت فکر نمیکنه

93
00:03:32,830 --> 00:03:40,170
‫تا اینکه خودش رو در آستانه ی دربِ منزلشون
‫نشون بده، و بزودی این اتفاق خواهد افتاد.

94
00:03:48,950 --> 00:03:51,510
‫اوه، خدای من، دزد!

95
00:03:51,550 --> 00:03:54,180
‫هی! تو!

96
00:03:54,220 --> 00:03:56,920
‫- بی حرکت!
‫- خانم، اون رو بگیر پایین.

97
00:03:56,950 --> 00:03:59,920
‫واقعاً؟ تا دارم اینکار رو میکنم
‫چرا همین الان کلیدِ ماشین رو بیرون نمیاری؟

98
00:03:59,960 --> 00:04:02,760
‫- زود دراز بکش رویِ زمین!
‫آروم، من هیچ چیزی نمیدزدم.

99
00:04:02,790 --> 00:04:04,260
‫این توقیف اموال هست

100
00:04:04,290 --> 00:04:07,860
‫فکر میکنی من یک احمقم
‫آتیش، آتیش.

101
00:04:07,900 --> 00:04:09,129
‫چه غلطی داری میکنی؟

102
00:04:09,130 --> 00:04:10,930
‫وقتی آدم داد بزنه آتیش
‫مردم زودتر میان

103
00:04:10,970 --> 00:04:14,740
‫فکر کنم بهت گفتم سریع
‫دراز بکش روی زمین!

104
00:04:14,800 --> 00:04:16,300
‫کجا آتش گرفته؟

105
00:04:16,340 --> 00:04:18,110
‫سوزان، تو خوبی؟

106
00:04:18,140 --> 00:04:20,610
‫من خوبم، فقط با پلیس تماس بگیر!

107
00:04:20,640 --> 00:04:24,750
‫هی، چه خبره؟
‫- این دزده سعی داشت ماشینت رو بدزده

108
00:04:24,780 --> 00:04:28,380
‫هی، تو همونی که چهار ماهه
‫قسط ماشین رو نپرداختی؟

109
00:04:28,420 --> 00:04:30,450
‫آره.

110
00:04:30,490 --> 00:04:32,750
‫واستین، برین عقب!

111
00:04:32,790 --> 00:04:36,190
‫واستین، برین عقب!!

112
00:04:38,830 --> 00:04:42,160
‫چرا بهم نگفتی مشکل مالی داری؟

113
00:04:42,200 --> 00:04:45,260
‫امیدوار بودم قبل از اینکه کسی بفهمه
‫کار و کاسبی م رونق بگیره.

114
00:04:49,470 --> 00:04:51,600
‫اما بگمونم گزینه ی بلند مدتی نبود.

115
00:04:51,640 --> 00:04:53,570
‫مایک، ما دراینباره با هم حرف زدیم.

116
00:04:53,610 --> 00:04:55,470
‫بهت گفتم دوست دارم کمک کنم.

117
00:04:55,510 --> 00:04:57,840
‫منم بهت گفتم پول زنم رو نمیگیرم.

118
00:04:57,880 --> 00:05:00,010
‫غرور مردانه دیگه کافیه.

119
00:05:00,050 --> 00:05:01,950
‫من ماهانه حقوق میگیرم

120
00:05:01,980 --> 00:05:05,420
‫و همه ی پولِ فروشِ
‫کلوپ استریپ رو هنوز دارم.

121
00:05:05,450 --> 00:05:07,890
‫نه، من امکان نداره پول شوهر سابقت رو بگیرم

122
00:05:07,920 --> 00:05:10,960
‫- تموم شد دیگه؟
‫- البته، بشرطی که اول توضیح بدی...

123
00:05:10,990 --> 00:05:15,030
‫چطور بدون ماشین قصد داری
‫سر کارهای لوله کشی بری.

124
00:05:15,060 --> 00:05:17,460
‫نمیدونم، یک کاریش میکنم.

125
00:05:22,300 --> 00:05:25,270
‫رویِ جلد کتاب شما رو میبینم
‫که با یک لباس شب...

126
00:05:25,310 --> 00:05:27,810
‫نشستید روی انبوهی از کاه
‫و دارید زنگِ شام رو میزنید.

127
00:05:27,840 --> 00:05:30,980
‫عاشقشم، مثل یک حسِ فریبنده است.

128
00:05:31,010 --> 00:05:33,280
‫خوب، اگر این یک حرکتِ
‫دو نفره نیست...

129
00:05:33,310 --> 00:05:35,280
‫ملاقات با ناشر چطور پیش رفت؟

130
00:05:35,310 --> 00:05:36,550
‫خارق العاده.

131
00:05:36,580 --> 00:05:39,750
‫بروس عاشق ایده ی کتابِ آشپزیِ
‫توسعه در جنوب شد.

132
00:05:39,780 --> 00:05:46,050
‫و برادرت با یک شعار جدیدِ بازاریابی
‫وارد اتاق شد. بهش بگو ، سم.

133
00:05:46,060 --> 00:05:51,230
‫خانم ون دیکمپ شما را با آشپزی
‫خانگی با سلیقه آشنا میکند.

134
00:05:51,260 --> 00:05:54,700
‫جذابه، حدس میزنم تو همه چیز
‫رو درباره ی بازاریابی...

135
00:05:54,730 --> 00:05:56,700
‫و داشتن کارشناسی ارشد بازرگانی
‫و غیره بدونی.

136
00:05:56,730 --> 00:05:58,130
‫فکر کنم.

137
00:05:58,170 --> 00:06:03,740
‫بجز اینکه، البته تو در حقیقت
‫مدرک مدیریت بازرگانی نداری.

138
00:06:03,770 --> 00:06:05,740
‫درباره ی چی حرف میزنی؟

139
00:06:05,780 --> 00:06:08,640
‫چند تا تماس گرفتم، چند تا
‫سابقه رو بررسی کردم.

140
00:06:08,680 --> 00:06:13,080
‫معلوم شد پسر طلایی هرگز
‫مدرکش رو نگرفته.

141
00:06:13,120 --> 00:06:17,050
‫حقیقت داره؟

142
00:06:17,090 --> 00:06:19,590
‫بله، من از چند تا درس افتادم.

143
00:06:19,620 --> 00:06:21,690
‫یکی از اونها اصول اخلاقی نیست؟

144
00:06:21,730 --> 00:06:24,030
‫اندرو، خواهش میکنم.

145
00:06:24,060 --> 00:06:28,130
‫درک نمیکنم.

146
00:06:28,170 --> 00:06:30,740
‫ترم آخر بود

147
00:06:30,770 --> 00:06:35,440
‫حدود دوماه از وقتی که دکتر بهم گفت
‫مادرم آخر خطه میگذشت.

148
00:06:35,510 --> 00:06:40,540
‫ترک تحصیل کردم و بردمش خونه
‫تا مجبور نباشه تو بیمارستان بمیره.

149
00:06:40,610 --> 00:06:47,610
‫اگر دوست داری میتونم یک تلفن بزنم
‫تا گواهیِ فوتِ مادرم رو بیارن.

150
00:06:50,050 --> 00:06:51,720
‫اشکالی نداره.

151
00:06:53,320 --> 00:06:55,760
‫دانشگاه بهم اجازه داد تا
‫کلاسهام رو بگذرونم.

152
00:06:55,790 --> 00:06:58,590
‫من باید کلاسهام رو ماه دیگه تموم کنم

153
00:06:58,630 --> 00:07:00,100
‫اما متاسفم، بری

154
00:07:00,130 --> 00:07:03,800
‫من نباید خودم رو بد جلوه میدادم

155
00:07:03,830 --> 00:07:10,600
‫هر کسی دروغ میگه از حالا بیاین همه
‫تلاش کنیم اینکار رو نکنیم.میتونیم؟

156
00:07:21,520 --> 00:07:25,080
‫این زن مناسب نیست
‫چرا منو آوردی اینجا؟

157
00:07:25,120 --> 00:07:28,220
‫هی، تو یکی از اونهایی که مجبوری بری
‫فروشگاه عروس روسی.

158
00:07:28,290 --> 00:07:30,660
‫این اشتباه بود.

159
00:07:30,690 --> 00:07:37,360
‫خوب، به این لحظات سرگرم کننده که
‫با زبان مادری خودت با مردم داشتی فکر کن.

160
00:07:37,395 --> 00:07:38,500
‫هی.

161
00:07:39,180 --> 00:07:42,580
‫بخاطر این طرز صحبتی
‫که با شما داشت متاسفم.

162
00:07:42,620 --> 00:07:46,690
‫نگران نباش، شما یک پسر از دست نمیدین
‫شما دارین یک درد کون بدست میارین

163
00:07:46,720 --> 00:07:48,560
‫شما بهم بگو.

164
00:07:48,590 --> 00:07:51,060
‫پسر من داره با زنی ازدواج میکنه
‫که بسختی میشناسش.

165
00:07:51,090 --> 00:07:53,060
‫اون داره بزرگترین اشتباهِ
‫زندگیش رو میکنه...

166
00:07:53,100 --> 00:07:54,769
‫و من هیچ قدرتی برای متوقف
‫کردنش ندارم.

167
00:07:54,770 --> 00:07:58,640
‫اگر دوست داری، شاید من بتونم یک کم
‫با سنجاق ته گرد خرابکاری بکنم.

168
00:07:58,680 --> 00:08:00,410
‫شما خیلی خوبی.

169
00:08:02,780 --> 00:08:05,050
‫ایرینا؟  تلفن توئه.

170
00:08:06,080 --> 00:08:08,480
‫اگر پرستونه، بهش بگو زودی میام خونه.

171
00:08:09,690 --> 00:08:11,250
‫باشه، عالیجناب.

172
00:08:11,290 --> 00:08:12,290
‫موبایل عروس.

173
00:08:12,320 --> 00:08:13,490
‫ایرینا...

174
00:08:14,420 --> 00:08:18,930
‫خیلی خوب، آهسته تر، من
‫من روسی بلد نیستم.

175
00:08:18,960 --> 00:08:22,530
‫ایرینا،  یک جوان روسه که بنظر
‫خیلی خوشحال نمیاد.

176
00:08:24,270 --> 00:08:27,470
‫آلکسی...

177
00:08:32,240 --> 00:08:33,510
‫کی بود؟

178
00:08:33,540 --> 00:08:35,040
‫شماره اشتباه گرفته بود؟

179
00:08:35,080 --> 00:08:37,680
‫اگر شماره اشتباه بود
‫چرا با اسم صدات میکرد؟

180
00:08:37,710 --> 00:08:41,380
‫اگر میخواستم شما بفهمی
‫انگلیسی میگفتم.

181
00:08:42,420 --> 00:08:43,820
‫خانم؟

182
00:08:45,770 --> 00:08:49,370
‫من میتونم انگلیسی شو بگم.

183
00:08:53,880 --> 00:08:56,380
‫دوتا کاپوچینویِ حسابی داغ.

184
00:08:58,080 --> 00:08:59,750
‫چیز دیگه ای هم نیاز دارین؟

185
00:08:59,790 --> 00:09:02,290
‫الهام.

186
00:09:03,990 --> 00:09:05,620
‫متاسفم، ما فقط کلوچه داریم.

187
00:09:07,630 --> 00:09:09,560
‫رویِ چی کار میکنید؟

188
00:09:09,600 --> 00:09:11,960
‫یک داستان.

189
00:09:12,000 --> 00:09:14,370
‫یکنفر دیگه رو میشناسم
‫که تو کافی شاپ رمان مینویسه...

190
00:09:14,400 --> 00:09:17,100
‫- درست چیزی که دنیا نیاز داره.
‫- نه، فکر میکنم با حاله.

191
00:09:17,140 --> 00:09:20,240
‫فکر کردم، بپرسم درباره ی چیه؟

192
00:09:20,770 --> 00:09:22,470
‫واقعاً میخوای بدونی؟

193
00:09:22,510 --> 00:09:23,680
‫بله که میخوام.

194
00:09:25,710 --> 00:09:27,010
‫داستان با عشق شروع میشه

195
00:09:27,050 --> 00:09:30,750
‫اما بنوعی میره بسمت تاریکی

196
00:09:30,780 --> 00:09:33,120
‫جوانی با دختری قاطی میشه

197
00:09:33,150 --> 00:09:35,450
‫از زمین بلندش میکنه.

198
00:09:35,490 --> 00:09:37,290
‫معنی زندگی رو بهش میده.

199
00:09:38,460 --> 00:09:40,730
‫در اصل بوجودش میاره.

200
00:09:40,770 --> 00:09:42,259
‫خوب.

201
00:09:42,270 --> 00:09:46,480
‫بعدش یک روز، اون یکدفعه ناپدید میشه.

202
00:09:46,510 --> 00:09:48,680
‫ناپدید میشه...

203
00:09:48,750 --> 00:09:50,180
‫با یک مرد دیگه.

204
00:09:50,220 --> 00:09:52,780
‫از جوان متنفر شده.

205
00:09:52,820 --> 00:09:55,250
‫و بچه ی اونو با خودش میبره.

206
00:09:55,290 --> 00:09:58,190
‫لعنت بهش، خوب، انگاری جنده بوده.

207
00:09:58,220 --> 00:10:00,430
‫معلومه.

208
00:10:01,575 --> 00:10:02,714
‫بهرحال به اینجا رسیدم که

209
00:10:02,725 --> 00:10:06,235
‫جوان داستان ما که مدتهای طولانی
‫دنبالش میگشته...

210
00:10:06,248 --> 00:10:08,230
‫نهایتاً گیرش میاره.

211
00:10:10,170 --> 00:10:13,034
‫و این جایی هست که یک جورایی
‫گیر کردم.

212
00:10:14,840 --> 00:10:17,370
‫اون باید چکار کنه؟

213
00:10:18,898 --> 00:10:20,840
‫خوب من همه ی جزییات رو نمیدونم

214
00:10:20,880 --> 00:10:23,256
‫اما شما گفتی داستان به جاهای
‫تاریکش رسیده، درسته؟

215
00:10:23,267 --> 00:10:24,080
‫بله.

216
00:10:27,299 --> 00:10:30,890
‫به نظر من جوان میتونه
‫بقتل برسونش.

217
00:10:30,920 --> 00:10:34,105
‫خنده داره، این دقیقاً چیزیه که از اول
‫در تخیل منهم بود.

218
00:10:44,750 --> 00:10:45,669
‫نه.

219
00:10:45,670 --> 00:10:49,470
‫نه؟
‫تو از من پرسیدی اجازه میدم یک اهدا کننده ی تخمک باشی و منهم گفتم، نه

220
00:10:49,500 --> 00:10:51,970
‫من از تو درخواست نکردم
‫داشتم بهت میگفتم.

221
00:10:52,010 --> 00:10:53,970
‫متاسفم، تو نمیتونی اینکار رو بدون
‫موافقت من انجام بدی.

222
00:10:54,010 --> 00:10:55,740
‫اون تخمکها نصفش مال منه.

223
00:10:55,780 --> 00:10:57,680
‫- چطور خوب؟
‫- من شوهرت هستم.

224
00:10:57,710 --> 00:11:00,580
‫هر چی از رحم تو خارج میشه
‫نصفش مال منه.

225
00:11:00,610 --> 00:11:03,450
‫اوه، پس تو فکر میکنی صاحب بدن منی.

226
00:11:03,480 --> 00:11:09,826
‫پول لباسهایی که بدنت رو میپوشونه من میدم.
‫ماساژ، جراحی های زیباییِ آینده...

227
00:11:09,837 --> 00:11:11,960
‫اگر مال خودم هم ندونم حداقل یک
‫سهامدار عمده هستم...

228
00:11:11,990 --> 00:11:15,230
‫که معنیش اینه میتونم جلوی تو رو
‫از تقسیم کردن تخمکهات...

229
00:11:15,300 --> 00:11:18,060
‫توی تخمک پارتی هر چی آدم بی بچه ی
‫سرگردانِ بگیرم.

230
00:11:18,100 --> 00:11:21,681
‫تو نمیتونی جلوم رو بگیری من هر کاری بخوام
‫با تخمکهای خودم میکنم.

231
00:11:21,692 --> 00:11:24,342
‫منم میتونم هر کاری بخوام، با پولی که برای
‫کارتهای اعتباری پرداخت میکنم بکنم.

232
00:11:24,353 --> 00:11:25,910
‫برای مثال، میتونم خالیشون کنم.

233
00:11:25,940 --> 00:11:27,810
‫اهمیتی به کارتهای اعتباری نمیدم.

234
00:11:27,840 --> 00:11:29,780
‫دارم سعی میکنم یک کار با شکوه بکنم.

235
00:11:29,810 --> 00:11:32,880
‫دارم به این آدمها کمک میکنم
‫یک خانواده بشن.

236
00:11:34,270 --> 00:11:36,170
‫تو کارتها رو پنهان کردی؟
‫درسته؟

237
00:11:36,200 --> 00:11:37,130
‫البته.

238
00:11:37,170 --> 00:11:43,340
‫خیلی خوب، بعنوان شوهرت ازت
‫خواهش میکنم، لطفاً اینکار رو نکن.

239
00:11:43,370 --> 00:11:45,510
‫این خیلی عجیب میشه که همسایه هات
‫با داشتن دی.ان.ایِ تو زندگی کنند.

240
00:11:45,540 --> 00:11:50,010
‫اهمیت نمیدم، با چیزی که فکرش رو کردم
‫قصد دارم به باب و لی کمک کنم بچه داشته باشن

241
00:11:50,080 --> 00:11:54,080
‫تا اونها هم بتونن همون تجربه ی عشق و لذتی
‫که ما با بچه هامون داریم گهگاه تجربه کنند.

242
00:11:56,840 --> 00:12:00,040
‫بعدش اون دختر فروشنده ی روس
‫برام ترجمه کرد...

243
00:12:00,080 --> 00:12:05,180
‫و هرگز نمیتونید حدس بزنید ایرینا به اون
‫جوان پشت تلفن چی گفت.

244
00:12:05,220 --> 00:12:06,880
‫خواهش میکنم، نمیخوام حدس بزنم.

245
00:12:06,920 --> 00:12:10,620
‫اون گفت
‫" بفرما و به پلیس زنگ بزن"

246
00:12:10,650 --> 00:12:12,960
‫" هرگز نمیتونید منو پیدا کنید"

247
00:12:13,490 --> 00:12:15,519
‫همین؟

248
00:12:15,530 --> 00:12:18,390
‫چقدر بیشتر از این نیاز دارید؟

249
00:12:18,430 --> 00:12:20,860
‫اون یک خارجیه و یک جرمی
‫مرتکب شده.

250
00:12:20,900 --> 00:12:23,200
‫همین حالا کارهای
‫اخراجش رو شروع کنید.

251
00:12:23,230 --> 00:12:26,640
‫خانم، بدون مدرک جرم هیچکاری
‫از دست من بر نمیاد.

252
00:12:26,670 --> 00:12:30,410
‫نمیتونی حداقل... ازش بازجویی کنی؟

253
00:12:30,440 --> 00:12:34,910
‫بله، و...اگر بخوای همین کنار گوشه ها یک سیلی
‫بهش بزنی .من هیچ شکایتی نخواهم کرد.

254
00:12:35,110 --> 00:12:38,110
‫ببینید، خانم اسکاوو ما مامورینِ
‫حکومت هستیم...

255
00:12:38,490 --> 00:12:40,430
‫ما نمیتونم درباره ی عروس آینده ی
‫شما تحقیق بکنیم...

256
00:12:40,460 --> 00:12:43,760
‫فقط بخاطر اینکه شما فکر میکنید
‫برایِ پسر شما مناسب نیست.

257
00:12:46,170 --> 00:12:49,070
‫آه، حالا همه چیز منطقی بنظر میرسه.

258
00:12:49,100 --> 00:12:50,870
‫شما مجردید، درسته؟
‫هرگز بچه ای نداشتید؟

259
00:12:50,900 --> 00:12:51,840
‫بله، چطور؟

260
00:12:52,340 --> 00:12:54,470
‫شما نباید هم درک کنی.

261
00:13:06,210 --> 00:13:09,550
‫سلام، خانواده یِ قشنگیه
‫عروس شماست؟

262
00:13:09,580 --> 00:13:11,890
‫بله.

263
00:13:11,920 --> 00:13:13,350
‫با هم تفاهم داشتید؟

264
00:13:13,390 --> 00:13:15,460
‫کاری نکن شروع به صحبت کنم.

265
00:13:15,490 --> 00:13:19,130
‫یک دقیقه وقت دارین؟

266
00:13:24,700 --> 00:13:27,970
‫- ام.جی، چکار میکنی؟
‫- دارم ظرفشویی خراب میکنم

267
00:13:28,000 --> 00:13:29,300
‫چی؟

268
00:13:29,340 --> 00:13:30,770
‫پدر به کار احتیاج داره.

269
00:13:32,270 --> 00:13:36,040
‫عزیزم، این عالیه
‫اما پدر وقتی پول در میاره

270
00:13:36,080 --> 00:13:38,288
‫که بقیه ی مردم مشکل لوله کشی
‫داشته باشند.

271
00:13:38,299 --> 00:13:41,499
‫پس من باید این بلا رو سر ظرفشوییِ
‫یکی دیگه در بیارم؟

272
00:13:41,510 --> 00:13:42,450
‫نه، عزیزم.

273
00:13:42,480 --> 00:13:44,420
‫این کار اشتباهه.

274
00:13:52,360 --> 00:13:55,430
‫سلام، من یک مشکلی
‫با غرور و مردانگی مایک دارم.

275
00:13:55,460 --> 00:13:57,870
‫خلاصه کنم...میتونم لوله ی
‫فاضلابت رو مسدود کنم؟

276
00:14:01,840 --> 00:14:04,270
‫پس تا وقتیکه نرفتم خونه به مایک
‫تلفن نکن.

277
00:14:04,310 --> 00:14:07,480
‫اوه، راستی، وقتی باهاش تماس میگیری
‫ناراحت بنظر بیای.

278
00:14:07,510 --> 00:14:09,580
‫اینطوری، اون احساس میکنه مفیده.

279
00:14:12,950 --> 00:14:16,205
‫اما تا شنبه تماس نگیری ها
‫اون آخر هفته ها دوبرابر پول میگیره.

280
00:14:20,260 --> 00:14:22,230
‫اینها برای دادن یک انعام کافیه

281
00:14:22,260 --> 00:14:24,160
‫اما وقتی داری انعام رو بهش میدی
‫خوب دقت کن

282
00:14:24,200 --> 00:14:27,100
‫نمیخوام فکر کنه کسی اینکار رو کرده
‫تا بهش لطفی کنه.

283
00:14:28,580 --> 00:14:32,080
‫باور کن بروس بعد اینکه غذا رو مزه
‫کنند، همه تایید خواهند کرد.

284
00:14:32,120 --> 00:14:35,190
‫فقط یک فرصت بهم بده
‫تا حیرونشون کنم.

285
00:14:35,220 --> 00:14:36,920
‫باشه، خداحافظ.

286
00:14:36,960 --> 00:14:38,320
‫مشکلی هست؟

287
00:14:38,360 --> 00:14:41,230
‫بروس وقتی با تیم فروش دیدار کرده
‫با یک کم مقاومت مواجه شده.

288
00:14:41,260 --> 00:14:43,960
‫اونها میترسند کتابِ آشپزیِ جنوب
‫یک کمی بیش از حد اغراق باشه.

289
00:14:43,990 --> 00:14:46,530
‫واسه همین پیشنهاد کردم یک شام
‫کوچیک داشته باشیم...

290
00:14:46,560 --> 00:14:48,800
‫- تا اجازه بدیم خودشون نمونه ی دستور
‫غذا رو امتحان کنند...-احسنت.

291
00:14:48,830 --> 00:14:50,770
‫ما مجبوریم واقعاً تحت تاثیر
‫قرارشون بدیم.

292
00:14:50,800 --> 00:14:52,830
‫بیا ببینیم میتونیم یک اتاق غذاخوریِ
‫خصوصی تو هتل بریتانیا رزرو کنیم.

293
00:14:52,870 --> 00:14:55,240
‫من ترتیبش رو میدم.

294
00:14:55,270 --> 00:14:59,303
‫اما قبل از اینکه این کار رو بکنم
‫یک ...کاری دارم... که گفتنش سخته.

295
00:14:59,317 --> 00:15:01,696
‫خوب، امیدوارم درباره ی اون مدرکِ
‫مدیریتِ بازرگانیِ مسخره نباشه.

296
00:15:01,709 --> 00:15:05,375
‫فکر کنم بدونم چرا دیروز اندرو
‫سعی کرد منو بی اعتبار کنه.

297
00:15:07,430 --> 00:15:10,030
‫اون میدونست که شما حساب کتابهایی
‫که من کردم بررسی میکنید...

298
00:15:10,070 --> 00:15:13,030
‫و میدونست من چی پیدا کرده بودم.

299
00:15:13,070 --> 00:15:14,700
‫تو چی پیدا کردی؟

300
00:15:19,333 --> 00:15:22,940
‫تو پنج جعبه ودکا برای دونللی ها
‫سفارش دادی؟

301
00:15:22,980 --> 00:15:24,550
‫آره، خوب؟

302
00:15:24,580 --> 00:15:26,180
‫بر اساس صورت حسابهای ما

303
00:15:26,220 --> 00:15:28,150
‫فقط چهار جعبه به میهمانیشون
‫تحویل دادن...

304
00:15:28,180 --> 00:15:31,720
‫و برای ناهار کلوپ روتاری هفت جعبه شراب
‫سفارش داده بودی ولی فقط شش تا بوده.

305
00:15:32,750 --> 00:15:34,420
‫چرا شما اصلاً دنبال این چیزهایی؟

306
00:15:34,460 --> 00:15:39,460
‫و آنچه که بیاد میارم تو همون آخر هفته
‫یک میهمانی با کلی شراب و ودکا داشتی

307
00:15:39,530 --> 00:15:43,760
‫باشه، قبول، من چند تاش که مونده بود
‫برای پارتی بردم خونه، خوب که چی؟

308
00:15:43,800 --> 00:15:46,970
‫باقیمانده نبوده، تو برای مشتری
‫مشروب سفارش دادی، این دزدیه.

309
00:15:48,391 --> 00:15:49,540
‫سم، دراینباره بهت گفته؟

310
00:15:49,570 --> 00:15:53,212
‫- صحبت ما الان درباره ی سم نیست.
‫- ولی لازمه صحبت کنیم.

311
00:15:54,850 --> 00:15:56,690
‫نمیتونی ببینی اون چه نوع آدمیه؟

312
00:15:56,691 --> 00:15:59,090
‫بله، اون از اون نوع آدمهایی هست که
‫که کالج رو ترک میکنه...

313
00:15:59,130 --> 00:16:01,060
‫تا از مادر در حال مرگش مراقبت کنه.

314
00:16:01,090 --> 00:16:04,860
‫در حالیکه تو آدمی هستی که
‫از مشتری دزدی میکنه.

315
00:16:04,900 --> 00:16:06,830
‫فکر کنم  هر چی که خودت
‫میخوای باور میکنی...

316
00:16:06,870 --> 00:16:08,970
‫اما من نمیخوام به این گوش کنم.

317
00:16:09,000 --> 00:16:10,500
‫اندرو.

318
00:16:12,040 --> 00:16:13,970
‫از دست من فرار نکن!

319
00:16:14,010 --> 00:16:16,470
‫نمیتونی ببینی چطور داره با مهارت
‫تو رو اداره میکنه؟

320
00:16:16,510 --> 00:16:17,609
‫چقدر احمق میتونی باشی؟

321
00:16:17,610 --> 00:16:20,080
‫ظاهراً به اندازه ی کافی احمق بودم
‫که به تو اعتماد داشتم.

322
00:16:20,110 --> 00:16:22,229
‫،خوب اگر مشکل منم
‫چرا همین الان اخراجم نمیکنی؟

323
00:16:22,234 --> 00:16:24,350
‫وسوسه شدم دیگه تو تحریکم نکن.

324
00:16:32,290 --> 00:16:35,630
‫وسایلت رو جمع کن و کلیدهات رو برگردون.

325
00:16:55,990 --> 00:16:57,329
‫سلام، تام.

326
00:16:57,330 --> 00:16:59,860
‫ایرینا و پرستون گفتن که چه موقع
‫از مرکز خرید برمیگردن؟

327
00:16:59,900 --> 00:17:01,500
‫بایست!

328
00:17:01,560 --> 00:17:02,600
‫چرا بایستم؟

329
00:17:03,930 --> 00:17:07,640
‫تو نه، دارم به پارکر رانندگی یاد میدم.

330
00:17:07,670 --> 00:17:11,110
‫خیلی خوب، نقشه م اینه تا شماره ی
‫پاسپورت ایرینا رو بدزدم.

331
00:17:11,140 --> 00:17:13,140
‫اوه، خدا. حالا میخوای چکارش کنی؟

332
00:17:13,210 --> 00:17:15,350
‫من یک دوست خیلی خوب تو اداره ی
‫مهاجرت پیدا کردم...

333
00:17:15,380 --> 00:17:17,620
‫که اونهم برای خودش یک دوست خوب
‫تو سفارتِ روسیه داره...

334
00:17:17,650 --> 00:17:19,850
‫که قبول کرده تحقیقاتی رو در مورد
‫سوابق اون شروع کنه.

335
00:17:19,890 --> 00:17:21,890
‫لینت، این از کنترل خارج شده.

336
00:17:21,920 --> 00:17:25,060
‫این زن یکچیزی رو داره پنهان میکنه
‫و من اون رو بدست میارم.

337
00:17:33,100 --> 00:17:34,530
‫بله!
‫" بزبان روسی"

338
00:17:51,310 --> 00:17:54,650
‫تو برام چیزهای قشنگ خریدی
‫و حالا من ازت تشکر میکنم.

339
00:17:55,950 --> 00:17:57,450
‫زودباش.

340
00:18:00,590 --> 00:18:03,460
‫ما نباید اینجا با درب بسته باشیم
‫مامانم حسابی ناراحت میشه.

341
00:18:03,490 --> 00:18:09,230
‫خوب مامانت تظاهر به تقوا میکنه، این اتفاق
‫برایِ زنهایی که سنشون بالاست میاُفته.

342
00:18:09,260 --> 00:18:10,660
‫حالا منو ببوس.

343
00:18:10,700 --> 00:18:12,230
‫اوه، خدای من.

344
00:18:18,940 --> 00:18:20,370
‫کیه؟

345
00:18:20,410 --> 00:18:21,480
‫مامانت.

346
00:18:21,510 --> 00:18:23,510
‫همین حالا برگرد خونه

347
00:18:23,550 --> 00:18:25,810
‫پشت درب گنجه بدام افتادم.

348
00:18:25,850 --> 00:18:29,150
‫پرستون و ایرینا دارن...

349
00:18:29,190 --> 00:18:31,550
‫بزن کنار، باید سریع برگردیم خونه.

350
00:18:31,590 --> 00:18:33,620
‫میتونم سریع برم

351
00:18:38,160 --> 00:18:40,960
‫جدی میگم، ایرینا، مامانم خونه است.

352
00:18:41,000 --> 00:18:43,700
‫میدونم، این چیزیه که جالبش میکنه.

353
00:19:10,340 --> 00:19:14,270
‫قطراتِ شرابِ انگور اسپانیایی همراه
‫با عسل میریزیم رویِ گوشت با دنده.

354
00:19:15,870 --> 00:19:17,310
‫این فوق العاده است.

355
00:19:17,340 --> 00:19:19,880
‫تیم فروش بروس قدرتِ
‫مقاومتشون رو از دست میدن.

356
00:19:19,910 --> 00:19:22,280
‫خوب، شما واقعاً رویِ این شام
‫تمرکز کردید...

357
00:19:22,310 --> 00:19:24,620
‫و نظر به اتفاقی که افتاده
‫فوق العاده است.

358
00:19:24,650 --> 00:19:28,390
‫منظورم..اخراج پسر خودتون هست

359
00:19:28,420 --> 00:19:31,020
‫من بلاهای بدتری هم سر اندرو آوردم.

360
00:19:31,060 --> 00:19:34,790
‫ما رابطه ی خیلی پیچیده ای داریم.

361
00:19:34,860 --> 00:19:38,030
‫از این چیزها تو شرکت هستی
‫زیاد خواهی دید.

362
00:19:38,060 --> 00:19:40,800
‫چطور؟ شما اخراجش کردید.

363
00:19:40,830 --> 00:19:42,730
‫نه این تنها راه ما هست

364
00:19:42,770 --> 00:19:44,970
‫اون منو تحریک کرد، و منهم
‫از فشار فاصله گرفتم.

365
00:19:45,000 --> 00:19:46,900
‫اما همیشه برمیگردیم پیش هم.

366
00:19:46,940 --> 00:19:50,540
‫پس...شما قصد دارید برش گردونید؟

367
00:19:50,760 --> 00:19:51,960
‫در نهایت.

368
00:19:52,000 --> 00:19:53,960
‫اما دزدی کردن...

369
00:19:54,000 --> 00:19:56,200
‫و روشی که با شما حرف زد، من...

370
00:19:56,240 --> 00:19:58,000
‫سم، اون پسرمه.

371
00:20:04,980 --> 00:20:06,880
‫سلام، روز شلوغی بود؟ هان؟

372
00:20:06,910 --> 00:20:08,850
‫آره، هفته ی شلوغی هست.

373
00:20:08,880 --> 00:20:10,480
‫این خیلی خنده داره

374
00:20:10,520 --> 00:20:12,980
‫هر چی کار داشتم درست اینجا
‫تو همین خیابون بود.

375
00:20:13,020 --> 00:20:14,620
‫خوب، این خوبه، درسته؟

376
00:20:14,650 --> 00:20:17,020
‫مخصوصاً از وقتی ماشین نداری

377
00:20:18,160 --> 00:20:19,630
‫هی.

378
00:20:19,660 --> 00:20:22,030
‫حدس بزن چی پیدا کردم؟

379
00:20:22,060 --> 00:20:23,500
‫اوه، گوشواره ی من.

380
00:20:23,530 --> 00:20:25,460
‫همه جا دنبالش گشتم
‫کجا پیداش کردی؟

381
00:20:25,500 --> 00:20:27,270
‫تو لوله ی فاضلابِ وانِ گبی.

382
00:20:32,210 --> 00:20:35,240
‫اوه، البته

383
00:20:35,280 --> 00:20:40,380
‫گبی و من رفته بودیم دویدن، و، آه
‫یک بغلش کردم...

384
00:20:40,410 --> 00:20:44,020
‫واسه همین احتمالاٌ گوشواره ی من
‫گیر ...کرده... به...

385
00:20:44,050 --> 00:20:48,290
‫سوتینِ ورزشی اون، و وقتی رفته
‫استحمام کنه و دوش بگیره...

386
00:20:48,320 --> 00:20:51,990
‫هی، میخوای کاری کنی کف پاهام
‫نور لامپ رو ببینه؟

387
00:20:52,400 --> 00:20:55,640
‫پس لوله فاضلاب گبی، آشغال خرد کن انجی

388
00:20:55,670 --> 00:20:56,940
‫توالت لینت...

389
00:20:56,970 --> 00:20:59,940
‫منظورم از اون کف پا نور دادنهای حسابیه هان.

390
00:21:00,810 --> 00:21:03,340
‫بنابراین الان مجبورم همه ی
‫اون پولها رو برگردونم.

391
00:21:03,370 --> 00:21:06,010
‫نه، مجبور نیستی.

392
00:21:06,040 --> 00:21:08,650
‫من...

393
00:21:08,680 --> 00:21:10,410
‫داده بودمش به اونها.

394
00:21:10,450 --> 00:21:15,491
‫تو به همه تو خیابون درباره ی مشکلی
‫که من دارم رسماً اطلاع رسانی کردی؟

395
00:21:15,502 --> 00:21:20,390
‫خوب، فکر کنم قبلاً همشون فهمیدن
‫وقتی دیدن ماشینت رو دارن...

396
00:21:20,425 --> 00:21:22,420
‫از جلویِ خونمون میبرن

397
00:21:22,460 --> 00:21:24,390
‫این تحقیرآمیزه، سوزان

398
00:21:24,430 --> 00:21:27,300
‫متاسفم، اما میتونست از همه ی
‫اینها جلوگیری کرد...

399
00:21:27,330 --> 00:21:30,830
‫اگر فقط اجازه میدادی چند تا از اون قسطهای
‫مسخره ی ماشینت رو پرداخت میکردم.

400
00:21:30,870 --> 00:21:33,270
‫بهت گفته بودم، من کمک تو رو نمیخوام.

401
00:21:33,300 --> 00:21:35,600
‫این کار منه، مشکل منه.

402
00:21:35,640 --> 00:21:39,370
‫میدونی من هیچکدوم از این"من ها "رو تو
‫پیمان ازدواجمون یادم نمیاد

403
00:21:39,420 --> 00:21:41,690
‫قرار بود شریک زندگی باشیم

404
00:21:41,710 --> 00:21:44,910
‫اگر نمیتونی بهم اجازه بدی بهت کمک کنم
‫شاید یک اشکالی تو ازدواجمون هست.

405
00:21:44,930 --> 00:21:47,200
‫نمیخوام به این حرفها گوش بدم
‫فهمیدی؟ من خسته ام.

406
00:21:47,230 --> 00:21:49,700
‫روز شلوغی داشتم که وقتم رو تلف کرده.

407
00:21:49,940 --> 00:21:52,270
‫میرم رو کاناپه بخوابم.

408
00:22:25,410 --> 00:22:26,880
‫دنی؟

409
00:22:26,910 --> 00:22:28,640
‫تو اون بالایی؟

410
00:23:04,710 --> 00:23:06,180
‫الو؟

411
00:23:07,420 --> 00:23:10,290
‫خدایا، نیک، منو ترسوندی

412
00:23:10,330 --> 00:23:15,630
‫هیچ چی، من...تازه رسیدم خونه، و فکر کردم
‫یک سر و صدایی شنیدم، نه اون خوبه

413
00:23:15,660 --> 00:23:17,830
‫فقط، سریع بیا خونه، باشه؟

414
00:23:28,410 --> 00:23:30,680
‫به سلامتیِ گابریل سولیس
‫بهترین همسایه ای که...

415
00:23:30,710 --> 00:23:33,931
‫دو همجنسگرای بی بچه میتونستن
‫در تمام عمر داشته باشن.

416
00:23:36,000 --> 00:23:37,900
‫- بدش به من.
‫- هی!

417
00:23:37,940 --> 00:23:40,570
‫نه، نه، نه این یک جشنِ پاک هست
‫ما نمیخوایم تو مشروب بنوشی.

418
00:23:40,610 --> 00:23:42,739
‫چرا؟ روی باروریِ م اثر میگذاره؟

419
00:23:42,769 --> 00:23:46,716
‫هم اون، هم اینکه تو یک جورایی
‫بد مست میکنی.

420
00:23:46,736 --> 00:23:49,497
‫باشه، بیاین حرف بچه رو بزنیم.

421
00:23:49,508 --> 00:23:52,720
‫خوب، شماها امیدوارید بچه چی باشه
‫پسر یا دختر؟

422
00:23:52,750 --> 00:23:54,190
‫یک دختر میخوام.

423
00:23:54,220 --> 00:23:56,395
‫اینطوری، میتونیم تو مسابقه ی
‫زیباییِ بچه ها شرکتش بدیم.

424
00:23:56,405 --> 00:23:59,720
‫آره، اونها خیلی با آرایش و لباسهای
‫براقشون جذاب میشن، درسته؟

425
00:23:59,760 --> 00:24:01,660
‫واقعاً؟ شماها میخواین اینکار رو بکنید؟

426
00:24:01,690 --> 00:24:06,100
‫- چرا که نه؟ ...-خوب این یه جورایی تفریح
‫تو دنیاست و برای من یک کمی زیاده.

427
00:24:06,111 --> 00:24:08,377
‫وحشت نکن پنجاه درصد
‫احتمال داره که پسر باشه.

428
00:24:08,397 --> 00:24:11,955
‫- که آرایشش میکنیم و جلیقه ی
‫براق تنش میکنیم...-چی؟

429
00:24:11,968 --> 00:24:13,310
‫شوخی میکنه.

430
00:24:13,340 --> 00:24:16,670
‫توصیه میکنم همینطور باشه
‫امکان نداره اجازه ی اینکار رو بدم.

431
00:24:19,890 --> 00:24:21,090
‫حالا که دربارش فکر میکنم.

432
00:24:21,110 --> 00:24:24,360
‫امید دارم که ما پسر دار بشیم.

433
00:24:24,400 --> 00:24:25,500
‫برای چی؟

434
00:24:25,530 --> 00:24:28,998
‫من دو تا دختر دارم، خیلی اشتیاق دارم
‫وقتی بزرگ شد براش لباس بخرم.

435
00:24:29,000 --> 00:24:33,870
‫میخوام به بزرگترین فروشگاه هایی
‫که وجود دارن ببرمش.

436
00:24:37,480 --> 00:24:40,350
‫گمان کنم وقتی ما برای دیدار برمیگردیم
‫تو بتونی اینکار رو انجام بدی.

437
00:24:40,380 --> 00:24:43,210
‫- دیدار؟ کجا دارین میرین؟
‫- مادرم بخش شمالیِ نیویورک زندگی میکنه

438
00:24:43,250 --> 00:24:48,080
‫ما فکر کردیم بریم نزدیک اون باشیم
‫تا بچه بتونه در جوار یک خانواده باشه.

439
00:24:48,150 --> 00:24:49,960
‫واقعاً؟

440
00:24:50,990 --> 00:24:52,120
‫مشکلی هست؟

441
00:24:52,160 --> 00:24:57,060
‫فقط هیچ وقت به فکرم خطور نکرد که
‫شماها میخواید برید و تنها پسرم رو ببرید.

442
00:25:01,000 --> 00:25:02,400
‫گبی...

443
00:25:02,430 --> 00:25:07,000
‫این بچه...ژنهای تو رو خواهد داشت
‫اما مال تو نخواهد بود.

444
00:25:07,040 --> 00:25:09,340
‫میفهمی که، درسته؟

445
00:25:16,350 --> 00:25:18,580
‫البته.

446
00:25:18,620 --> 00:25:22,390
‫منظورم، این تنها راهی هست
‫که جواب میده، درسته؟

447
00:25:30,870 --> 00:25:33,480
‫زودباش، آماده ای؟

448
00:25:33,510 --> 00:25:34,980
‫خیلی خوب، بدون نگاه.

449
00:25:37,210 --> 00:25:40,020
‫دوباره میخوای منو بزنی؟

450
00:25:42,020 --> 00:25:44,390
‫بچه ها.

451
00:25:44,420 --> 00:25:46,220
‫چیه؟

452
00:25:46,260 --> 00:25:50,630
‫مامان چرا اینقدر نگاهت غمگینه؟

453
00:25:50,660 --> 00:25:54,500
‫خوب، فقط داشتم به این فکر میکردم
‫چی سرم میومد...

454
00:25:54,530 --> 00:25:58,830
‫اگر نمیتونستم چهره ی شماها رو هر روز ببینم
‫و این باعثِ ناراحتیم شد.

455
00:25:58,870 --> 00:26:00,700
‫چه خبره؟

456
00:26:05,650 --> 00:26:07,590
‫از آشپزخانه بیا بیرون.

457
00:26:07,600 --> 00:26:11,366
‫میخوام یک مدتی با این آدمها سپری کنی
‫قاطی بشی، مشروب بنوشی

458
00:26:11,377 --> 00:26:13,407
‫من مشروب نمیخورم بروس، من یک
‫الکلی هستم.

459
00:26:13,430 --> 00:26:16,600
‫یک گیلاس مشروب، ازت که نخواستم
‫از لوستر آویزان بشی.

460
00:26:16,630 --> 00:26:18,570
‫چرا تو اینقدر عصبی هستی؟

461
00:26:20,940 --> 00:26:24,910
‫من همه چیزم رو برای این کتاب
‫واقعاً به خطر انداختم، بری.

462
00:26:24,940 --> 00:26:28,340
‫هیچکس این ایده رو دوست نداره
‫هیچکس.

463
00:26:28,380 --> 00:26:30,640
‫اوه، من باید بعد از گیلاس اول
‫دست می کشیدم.

464
00:26:30,680 --> 00:26:33,050
‫گوش کن، اونها عاشق غذا میشن.

465
00:26:33,080 --> 00:26:36,320
‫امیدوارم، چون اگر خوششون نیاد

466
00:26:36,350 --> 00:26:39,790
‫فکر نمیکنم دیگه امکانش رو بدست بیاری
‫کتاب دیگه ای از هر نوع که باشه منتشر کنی.

467
00:26:51,680 --> 00:26:54,510
‫عجله کنید، این یکی بزرگه.

468
00:26:54,550 --> 00:26:56,210
‫- چیزی شده؟
‫- این چیه؟

469
00:26:56,250 --> 00:26:58,780
‫این شرابی هست که قطره قطره
‫میریزم روی دنده.

470
00:26:58,820 --> 00:27:01,050
‫این شراب نیست، سرکه هست.

471
00:27:01,090 --> 00:27:04,050
‫سرکه؟

472
00:27:04,090 --> 00:27:05,520
‫اوه، خدای من.

473
00:27:05,560 --> 00:27:08,030
‫اوه، خدای من!

474
00:27:10,560 --> 00:27:13,960
‫این خراب شده.

475
00:27:14,000 --> 00:27:17,270
‫اونها همه رو خراب کردن
‫این منزجر کننده است!

476
00:27:17,300 --> 00:27:19,640
‫روی زمین انداختن هم در این شرایط
‫خوب به نظر نمیاد

477
00:27:19,670 --> 00:27:22,479
‫دست نگهدار! ما نمیتونیم این غذا
‫رو سرو کنیم

478
00:27:22,480 --> 00:27:23,270
‫بیشتر بشقابها رو بردیم.

479
00:27:23,310 --> 00:27:25,810
‫خوب، اونجا نایست، برو برشون گردون.

480
00:27:26,790 --> 00:27:28,109
‫چطور ممکنه این سرکه باشه؟

481
00:27:28,110 --> 00:27:30,940
‫ما دیشب غذا رو تست کردیم
‫و اون بی نقص بود

482
00:27:30,980 --> 00:27:33,880
‫- و بعد هم شراب رو گذاشتیم تو گنجه ی
‫مشروبات و قفلش کردیم...-کی وارد شده؟

483
00:27:33,910 --> 00:27:35,659
‫شما کلیدهای اندرو رو بعد از اخراجش
‫به شخص دیگه ای دادین؟

484
00:27:35,660 --> 00:27:37,480
‫اون اصلاً کلیدهاش رو برنگردونده.

485
00:27:37,520 --> 00:27:39,650
‫اوه، بری.

486
00:27:39,690 --> 00:27:41,620
‫اونها بشقابها رو پس نمیدن.

487
00:27:41,660 --> 00:27:43,720
‫ناشر یک سخنرانیِ کوچیک میکنه
‫و بعدش غذا رو میخورن

488
00:27:43,760 --> 00:27:45,060
‫نه، نه،  نه،  نه.

489
00:27:45,090 --> 00:27:48,630
‫نمیتونم کتابِ آشپزیم رو بخاطر
‫این غذا از دست بدم

490
00:27:49,660 --> 00:27:51,030
‫خدایا.

491
00:28:00,180 --> 00:28:03,580
‫اون مشعل رو بده من.

492
00:28:22,030 --> 00:28:27,530
‫داریم تو پارکینگ شراب سرو میکنیم!

493
00:28:42,920 --> 00:28:45,650
‫برات شکلات واقعاً داغ درست کردم.

494
00:28:45,690 --> 00:28:47,350
‫یک لبخند گیرم نمیاد؟

495
00:28:47,390 --> 00:28:51,460
‫امشب پسرم سعی کرد حرفه ی
‫منو خراب کنه.

496
00:28:51,490 --> 00:28:53,660
‫فکر نمیکنم دوباره بتونم لبخند بزنم.

497
00:28:54,690 --> 00:28:59,760
‫حقیقتش، فکر نمیکنم اندرو هیچ
‫ربطی به این قضیه داشته باشه.

498
00:28:59,770 --> 00:29:01,470
‫واقعاً؟

499
00:29:01,500 --> 00:29:04,370
‫یک نگاهی به نقشه ای که
‫اجرا شده بنداز...

500
00:29:04,400 --> 00:29:09,670
‫سرکه جایگزین شراب شده
‫بعد از اینکه تو بطری رو انتخاب کردی

501
00:29:09,710 --> 00:29:11,110
‫اما قبل از اینکه تو به مراسم بری

502
00:29:11,150 --> 00:29:14,980
‫و نوع ماده ی درون بطری رو تو
‫نتونستی امتحان کنی.

503
00:29:18,050 --> 00:29:20,920
‫بیخیال، اندرو اینقدر باهوش نیست
‫تا کاری به این دشواری رو انجام بده.

504
00:29:20,960 --> 00:29:23,660
‫اون حتی نمیتونه یک جعبه شرابُ
‫بدون اینکه گیر بیاُفته بدزده.

505
00:29:23,677 --> 00:29:26,304
‫پس فکر میکنی کار کی بوده؟

506
00:29:26,330 --> 00:29:28,998
‫خوب، کار یک آدم خیلی با هوش

507
00:29:29,970 --> 00:29:32,840
‫حداقل اینقدر باهوش که بتونه مدرک
‫مدیریت بازرگانی بگیره.

508
00:29:32,870 --> 00:29:34,770
‫سم؟ این مسخره است.

509
00:29:34,810 --> 00:29:36,670
‫چرا اون باید بخواد به من ضربه بزنه؟

510
00:29:36,710 --> 00:29:39,070
‫کی گفت اون میخواد به تو ضربه بزنه؟

511
00:29:39,110 --> 00:29:42,387
‫اندرو کسی هست که قراره
‫سرزنش بشه.

512
00:29:42,399 --> 00:29:44,720
‫نه، این ممکن نیست.

513
00:29:44,750 --> 00:29:46,650
‫چه چیزی از اینکار بدست میاره؟

514
00:29:47,680 --> 00:29:50,520
‫چه سئوالِ خوبی.

515
00:29:50,550 --> 00:29:52,790
‫از شکلاتت لذت ببر.

516
00:29:59,170 --> 00:30:02,619
‫گاهی اوقات میفهمم، سوزان
‫این شکلی نگاهم میکنه.

517
00:30:02,620 --> 00:30:06,551
‫میدونی، مثل وقتی که پیراهنم رو میپوشم
‫یا با چمن زن چمنها رو میزنم

518
00:30:06,567 --> 00:30:10,120
‫سرم رو برمیگردونم و به چشمهاش
‫نگاه میکنم...

519
00:30:10,160 --> 00:30:13,590
‫و میدونم با خودش فکر میکنه که
‫شانس آورده که منو داره.

520
00:30:17,100 --> 00:30:19,730
‫بنابراین، چطور میتونم
‫بهش بگم ورشکست شدم؟

521
00:30:21,470 --> 00:30:24,740
‫چطور میتونم بهش بگم
‫نمیتونم پول تو رو بگیرم...

522
00:30:24,754 --> 00:30:29,910
‫چونکه پولت حتی جوابِ قرضی که
‫پارسال بالا آوردم رو هم نمیده...

523
00:30:29,980 --> 00:30:33,410
‫اون فکر میکنه بدهی م همین دو تا
‫قسط اتومبیل هست.

524
00:30:34,450 --> 00:30:35,850
‫خبر نداره.

525
00:30:35,880 --> 00:30:42,452
‫این واقعاً میتونه بهش صدمه بزنه
‫اگر متوجه بشه اینو ازش پنهان کردم

526
00:30:42,840 --> 00:30:45,920
‫فکر نمیکنم بخوام
‫اون نگاه رو دوباره از اون ببینم...

527
00:30:47,777 --> 00:30:50,130
‫و نمیتونم اجازه بدم این اتفاق بیاُفته.

528
00:30:52,160 --> 00:30:54,500
‫چقدر احتیاج داری؟

529
00:31:02,570 --> 00:31:06,010
‫دو تا فنجانِ حسابی داغ، درسته؟

530
00:31:06,050 --> 00:31:08,022
‫حافظه ی خوبی داری.

531
00:31:08,036 --> 00:31:10,772
‫شما رو یک مدتی هست که ندیدم
‫فکر کردم شاید از شهر رفتید.

532
00:31:10,788 --> 00:31:14,674
‫من تا کتابم رو تموم نکنم نمیرم.

533
00:31:14,860 --> 00:31:17,690
‫اوه، درسته، آره.چطور نوشتینش؟

534
00:31:17,720 --> 00:31:20,160
‫پسره دختره رو کشت؟

535
00:31:21,960 --> 00:31:24,630
‫سعی کردم اینطوری بنویسم.

536
00:31:24,670 --> 00:31:27,200
‫اون رفته بوده سر وقتش
‫دختره تنها بوده.

537
00:31:29,270 --> 00:31:31,970
‫شانسش رو هم داشته.

538
00:31:32,010 --> 00:31:33,970
‫و چه اتفاقی افتاده؟

539
00:31:35,980 --> 00:31:38,210
‫بنظرخیلی آسون میومد.

540
00:31:39,480 --> 00:31:42,820
‫پس دوباره گیر کردین؟

541
00:31:42,850 --> 00:31:44,550
‫نه.

542
00:31:44,580 --> 00:31:46,550
‫من یک ایده ی بهتری دارم.

543
00:31:46,590 --> 00:31:52,560
‫اگر بهش فکر کنی، بدترین قسمتِ کاری که
‫دختره کرده بردن بچه بوده، درسته؟

544
00:31:54,530 --> 00:32:03,700
‫پس فهمیدم بهترین راهی که پسره بتونه
‫انتقام بگیره، گرفتن چند چیز از دختره هست

545
00:32:03,770 --> 00:32:07,470
‫اما چی میتونه از دختره بگیره
‫که به بدی کاری که اون کرده باشه؟

546
00:32:11,040 --> 00:32:12,640
‫بچه.

547
00:32:12,680 --> 00:32:15,310
‫میخواد بچه رو بگیره، درسته؟

548
00:32:15,350 --> 00:32:17,550
‫این چیزیه که داشتم بهش فکر میکردم.

549
00:32:25,977 --> 00:32:26,377
‫سلام.

550
00:32:29,444 --> 00:32:30,555
‫سلام.

551
00:32:31,770 --> 00:32:34,700
‫خوب بگمونم کارلوس باهاتون
‫صحبت کرده.

552
00:32:34,785 --> 00:32:35,885
‫صحبت کرد.

553
00:32:38,090 --> 00:32:40,889
‫احساس بدی دارم.

554
00:32:40,890 --> 00:32:43,830
‫با چیزی که تو ذهنش ساخته بود
‫نتونست اجازه بده من اینکار رو بکنم.

555
00:32:43,860 --> 00:32:45,900
‫ظاهر قضیه رو ول کن
‫اون حرفِ دلش رو زده.

556
00:32:45,930 --> 00:32:48,770
‫این کاملاً قابل درکِ، گبی
‫درخواست خیلی زیادی بود.

557
00:32:48,800 --> 00:32:53,200
‫خوب، لی کجاست؟
‫با اونهم میخوام حرف بزنم.

558
00:32:53,210 --> 00:32:55,970
‫رفتش.

559
00:32:56,010 --> 00:32:59,140
‫رفت؟

560
00:32:59,180 --> 00:33:06,510
‫بعد از اینکه کارلوس اومد، لی و من
‫یک دعوای دیگه کردیم، و از هم جدا شدیم.

561
00:33:10,390 --> 00:33:11,960
‫داری باهام شوخی میکنی؟

562
00:33:11,990 --> 00:33:15,160
‫لی گفت نمیتونه با این قضیه کنار بیاد.

563
00:33:15,190 --> 00:33:20,900
‫برای داشتن بچه مصمم هستم، بنابراین...

564
00:33:20,930 --> 00:33:25,140
‫کاری هست که من بتونم انجام بدم؟

565
00:33:26,470 --> 00:33:29,010
‫اوه، درسته.

566
00:33:29,040 --> 00:33:31,040
‫متاسفم.

567
00:33:31,080 --> 00:33:34,950
‫اشکالی نداره گبی، همونطور که گفتم
‫درخواست بزرگی بود.

568
00:33:53,080 --> 00:33:55,410
‫- لنگه ی چپ کفشم گم شده.
‫- پیداش میکنیم.

569
00:33:55,422 --> 00:33:56,749
‫نمیتونم با یک لنگه کفش عروسی بگیرم.

570
00:33:56,760 --> 00:33:59,880
‫فقط لباست رو بپوش عروسی
‫نیم ساعت دیگه شروع میشه.

571
00:33:59,910 --> 00:34:04,750
‫احتمالاً باید کفش ورزشی بپوشه غیر رسمی
‫باشه همونطوری که خیلی حال میکنه.

572
00:34:04,790 --> 00:34:07,120
‫یا من بتونم...فعلاً تو گشتن
‫کمکش کنم.

573
00:34:07,150 --> 00:34:09,160
‫برو همینکار رو بکن.

574
00:34:09,190 --> 00:34:13,630
‫لینت! کمکم کن دنبالِ کفشِ
‫پرستون بگردیم.

575
00:34:13,660 --> 00:34:15,490
‫لینت؟

576
00:34:21,470 --> 00:34:23,140
‫چکار میکنی؟

577
00:34:24,500 --> 00:34:27,340
‫به کمکت احتیاج دارم، پرستون نمیتونه
‫لنگِ کفشش رو پیدا کنه.

578
00:34:27,370 --> 00:34:29,440
‫گذاشتمش تو اجاق.

579
00:34:29,470 --> 00:34:30,670
‫چرا؟

580
00:34:30,710 --> 00:34:34,180
‫چونکه اون زن تو اداره ی مهاجرت
‫اصلاً باهام تماس نگرفت

581
00:34:34,210 --> 00:34:35,780
‫و من شکست خوردم.

582
00:34:35,810 --> 00:34:38,680
‫اوه، عزیزم، بیخیال.

583
00:34:38,720 --> 00:34:41,850
‫پنهان کردن یک لنگِ کفش نمیتونه
‫جلویِ ازدواج اونها رو بگیره.

584
00:34:41,890 --> 00:34:44,120
‫میدونم، فقط چند دقیقه بیشتر
‫وقت میخواستم...

585
00:34:44,160 --> 00:34:47,530
‫قبل از اینکه مجبور بشم به پسرم بگم
‫قصد ندارم به عروسیش بیام.

586
00:34:48,700 --> 00:34:50,730
‫نمیخوام یک ریاکار باشم، تام

587
00:34:50,760 --> 00:34:52,900
‫میدونم چه احساسی داری.

588
00:34:52,930 --> 00:34:55,200
‫اما اگر فکر میکنی در حال حاضر ایرینا
‫قدرت رو در دست گرفته...

589
00:34:55,240 --> 00:34:59,044
‫پس فقط صبر کن تا تو عروسیِ
‫پسرت بموقع حاضر نشی تا بفهمی.

590
00:34:59,088 --> 00:35:00,970
‫اوه، ایکاش...

591
00:35:01,010 --> 00:35:05,080
‫ایکاش...بیشتر به کلیسا رفته بودم

592
00:35:05,110 --> 00:35:08,810
‫اونموقع واقعاً میتونستم درخواست
‫یک لطفی از خداوند بکنم.

593
00:35:13,180 --> 00:35:14,880
‫خانم، اسکاوو؟

594
00:35:14,920 --> 00:35:17,180
‫نمیتونی باور کنی چی پیدا کردم.

595
00:35:17,220 --> 00:35:19,420
‫یکشنبه صبح میبینمت.

596
00:35:31,470 --> 00:35:32,930
‫زیبا بنظر میای.

597
00:35:32,970 --> 00:35:35,730
‫ممنون.

598
00:35:35,770 --> 00:35:41,240
‫حدس میزنم این یکی لباست خیلی
‫بهتر از اولین لباس عروسیته...

599
00:35:41,310 --> 00:35:43,440
‫وقتی تو روسیه ازدواج کرده بودی
‫با...

600
00:35:43,480 --> 00:35:46,280
‫آلکسی کوزوکوف؟

601
00:35:50,550 --> 00:35:54,450
‫اینجا تو آمریکا ما معمولاً قبل از ازدواج
‫مجدد طلاق میگیریم

602
00:35:54,490 --> 00:35:57,320
‫در غیر این صورت ماه عسل رو باید
‫تو زندان بگذرونی.

603
00:35:59,030 --> 00:36:04,260
‫آلکسی بهم گفت اگر باهاش ازدواج
‫کنم زندگیِ خوبی برام مهیا میکنه.

604
00:36:04,300 --> 00:36:05,970
‫اما نکرد.

605
00:36:06,000 --> 00:36:07,900
‫هیچوقت کار نمیکرد.

606
00:36:07,930 --> 00:36:09,500
‫باهام بد رفتار میکرد.

607
00:36:09,570 --> 00:36:15,210
‫حالا هم تا بهش پول ندم نمیخواد
‫برگه های طلاق رو امضا کنه.

608
00:36:17,540 --> 00:36:18,910
‫باشه.

609
00:36:18,950 --> 00:36:21,710
‫این توضیح در مورد آلکسی.

610
00:36:24,990 --> 00:36:26,330
‫در مورد...

611
00:36:26,360 --> 00:36:28,500
‫اون طرف ایتالیایی چی...

612
00:36:28,530 --> 00:36:31,870
‫بعد از اینکه کشوندیش دادگاه
‫حسابِ بانکیش رو خالی کردی؟

613
00:36:34,670 --> 00:36:36,670
‫اون آدم یک خوک بود.

614
00:36:36,710 --> 00:36:40,040
‫باور کن استحقاق هر پنیش رو داشتم.

615
00:36:40,080 --> 00:36:44,250
‫ما تو آمریکا یک اصطلاحی برای زنهایی
‫که با سکس پول در میارن داریم...

616
00:36:44,280 --> 00:36:47,280
‫و اون " عروس" نیست.

617
00:36:49,690 --> 00:36:53,990
‫میدونی اینکه تو از من خوشت نمیاد
‫چرا اذیتم نمیکنه؟

618
00:36:54,020 --> 00:36:56,260
‫نمیتونم صبر کنم.

619
00:36:56,290 --> 00:36:58,490
‫چونکه اصلاً اهمیتی نداره

620
00:36:58,530 --> 00:37:03,800
‫تمام چیزی که مهمه اینه که
‫یک ساعت دیگه...

621
00:37:03,830 --> 00:37:07,340
‫من یک حلقه تو این انگشتم دارم

622
00:37:07,370 --> 00:37:12,240
‫و مهمترین فرد در زندگیِ پرستون
‫خواهم بود.

623
00:37:12,280 --> 00:37:16,850
‫پس برو پرونده ی کوچکت رو بده به پرستون.

624
00:37:16,880 --> 00:37:20,150
‫همه رو از یک کنار براش توضیح میدم

625
00:37:20,580 --> 00:37:23,580
‫و اون هر کلمه ی اون رو باور خواهد کرد

626
00:37:23,610 --> 00:37:25,310
‫همیشه باور میکنه.

627
00:37:30,990 --> 00:37:33,890
‫پرستون.

628
00:37:36,160 --> 00:37:37,960
‫مامان اشکالی نداره؟

629
00:37:40,030 --> 00:37:42,800
‫من باید با ایرینا صحبت کنم.

630
00:38:21,370 --> 00:38:25,670
‫پدرت بهم گفت عروسی رو لغو کردی

631
00:38:25,710 --> 00:38:28,410
‫مشخصاً، فکر میکنم
‫تو کار درست رو انجام دادی.

632
00:38:30,780 --> 00:38:33,880
‫میدونم الان از من متنفری

633
00:38:33,920 --> 00:38:37,350
‫و فقط میخوام بدونی که من با این
‫قضیه مشکلی ندارم.

634
00:38:47,230 --> 00:38:49,300
‫خیلی دوستت دارم

635
00:38:49,340 --> 00:38:52,299
‫ترجیح میدم از من متنفر باشی

636
00:38:52,319 --> 00:38:54,370
‫یا حتی کاملاً با مادرت قطع رابطه کنی

637
00:38:54,410 --> 00:38:56,310
‫تا اجازه بدم اشتباهی رو مرتکب بشی

638
00:38:56,340 --> 00:38:59,450
‫که میتونه زندگیت رو خراب کنه
‫پس ادامه بده.

639
00:39:02,155 --> 00:39:04,720
‫هر چقدر میخوای از من متنفر باش

640
00:39:04,750 --> 00:39:07,420
‫و هر وقت تنفرت بپایان رسید
‫من اینجا در انتظارت خواهم بود.

641
00:39:22,630 --> 00:39:25,790
‫سعی کن خیلی طولش ندی
‫چون همین الانشم دلم برات تنگ شده.

642
00:39:37,110 --> 00:39:39,918
‫سلام، کجا داری میری؟

643
00:39:39,938 --> 00:39:40,920
‫متل

644
00:39:40,940 --> 00:39:43,880
‫تا موقعی که یک پرواز بگیرم
‫و از این جهنم دره برم.

645
00:39:43,910 --> 00:39:46,450
‫چی؟ اسکاووها نتونستن
‫حتی تو رو برسونند؟

646
00:39:46,480 --> 00:39:48,650
‫بی رحمانه است.

647
00:39:48,680 --> 00:39:50,650
‫من هیچ چیزی از اسکاووها نمیخوام

648
00:39:50,690 --> 00:39:52,120
‫اونها برای من مردن.

649
00:39:54,230 --> 00:39:59,300
‫شانس بهت رو آورده
‫من یک اسکاوو نیستم.

650
00:40:08,980 --> 00:40:12,080
‫بخاطر عروسی متاسفم.

651
00:40:12,110 --> 00:40:13,450
‫پرستون ضرر کرد، پسر.

652
00:40:13,480 --> 00:40:15,650
‫منظورم هرگز دوباره دختری
‫به این قشنگی گیرش نمیاد.

653
00:40:15,680 --> 00:40:18,320
‫نمیخوام دراینباره حرف بزنم.

654
00:40:18,350 --> 00:40:21,120
‫البته، متوجه ام.

655
00:40:22,420 --> 00:40:25,120
‫میدونی، اگر میخوای پول در بیاری

656
00:40:25,160 --> 00:40:28,600
‫میتونی...میتونی بجای متل بیای
‫خونه ی من بمونی.

657
00:40:30,530 --> 00:40:31,800
‫فکر نکنم.

658
00:40:31,830 --> 00:40:34,730
‫نه، قول میدم، هیچ کار بدی نکنم.

659
00:40:34,770 --> 00:40:36,270
‫منظورم...

660
00:40:36,300 --> 00:40:38,510
‫مگر اینکه خودت بخوای.

661
00:40:40,810 --> 00:40:42,580
‫آره،منظورم...بهش بعنوانِ...

662
00:40:42,610 --> 00:40:45,450
‫یک رابطه ی انتقالی فکر کن.

663
00:40:45,480 --> 00:40:47,650
‫این بهت کمک میکنه تا
‫به قضیه ی پرستون غلبه کنی.

664
00:40:47,680 --> 00:40:50,180
‫از اینکه از من استفاده کنی
‫مشکلی ندارم...

665
00:40:50,220 --> 00:40:51,520
‫خیلی خوب کافیه.

666
00:40:51,550 --> 00:40:54,720
‫فکر نمیکنی من یک کمی
‫از حد و اندازه ی تو خارج باشم؟

667
00:40:55,830 --> 00:41:01,930
‫منظورم نیومدم آمریکا تا با چندتا
‫پسر کوچولوی کله چرب تموم بکنم.

668
00:41:15,848 --> 00:41:17,410
‫داری چکار میکنی؟!

669
00:41:18,830 --> 00:41:21,780
‫ادی؟

670
00:41:44,877 --> 00:41:48,376
‫همه ی ما میدانیم شرارت وجود دارد

671
00:41:49,788 --> 00:41:55,650
‫روزنامه ها پرشده از داستانهایی درباره ی
‫دخترانی که ناگهان ناپدید شده اند

672
00:41:57,930 --> 00:42:00,690
‫اما ما توجه ای نمیکنیم

673
00:42:00,730 --> 00:42:04,400
‫چون نگرانِ ازدواجمونیم

674
00:42:07,070 --> 00:42:11,810
‫نگرانِ روابطِ با دوستانمونیم...

675
00:42:14,880 --> 00:42:19,380
‫دلواپس کارمندانمونیم.

676
00:42:21,950 --> 00:42:25,522
‫بله، ما توجه ای به شر و بدی نمیکنیم

677
00:42:25,542 --> 00:42:30,560
‫چون فکر نمیکنیم
‫هرگز پا به خونه ی ما بگذاره.

678
00:42:30,590 --> 00:42:32,530
‫اما میگذاره.

679
00:42:32,560 --> 00:42:35,860
‫سلام، خانم اسکاوو اومدم دنبال پورتر
‫تا ببرمش مدرسه.

680
00:42:35,900 --> 00:42:37,130
‫و گاهی اوقات...

681
00:42:37,200 --> 00:42:38,630
‫حالت چطوره؟

682
00:42:38,670 --> 00:42:40,070
‫خوب.

683
00:42:40,100 --> 00:42:42,340
‫خودمون اجازه میدیم داخل بشه

684
00:42:45,540 --> 00:42:49,740
‫<font color="#۲۳b۷ee"> خرید بهترین فیلمها و سریالهای روز دنیا </font>
‫<font color="#e۷ee۲۳"> .::: SantaFilm ™ :::. </font>

