1
00:00:00,400 --> 00:00:01,968
‫آنچه گذشت.

2
00:00:01,969 --> 00:00:04,252
‫این دزده سعی داشت
‫اتومبیلت رو بدزده.

3
00:00:04,253 --> 00:00:06,900
‫- تو همونی که اقساطت چهار ماه
‫عقب افتاده؟... -بله.

4
00:00:06,935 --> 00:00:11,739
‫مایک برخلافِ میلش از کارلوس
‫قرض گرفت.

5
00:00:11,741 --> 00:00:14,535
‫بگو ببینم چقدر احتیاج داری؟

6
00:00:14,572 --> 00:00:16,118
‫اندرو تکالیفش رو انجام داد.

7
00:00:16,153 --> 00:00:20,141
‫چندتا تماس گرفتم معلوم شد پسر طلایی
‫هرگز مدرکش رو نگرفته.

8
00:00:20,177 --> 00:00:23,373
‫وقتی دکتر بهم گفت مادرم آخر خطه
‫ترک تحصیل کردم.

9
00:00:23,401 --> 00:00:26,325
‫میتونم یک تماس بگیرم تا گواهیِ فوت
‫مادرم رو برات بیارن.

10
00:00:26,348 --> 00:00:27,902
‫اشکالی نداره.

11
00:00:27,918 --> 00:00:30,428
‫بدترین اشتباهم در زندگی
‫به دنیا آوردن تو بود!

12
00:00:30,463 --> 00:00:32,558
‫یک قاتل...

13
00:00:32,560 --> 00:00:34,209
‫دعوت شد.

14
00:00:34,210 --> 00:00:37,064
‫- ما دوست داریم اگر خودت
‫بخوای بیایی پیش ما... - باشه.

15
00:00:37,100 --> 00:00:39,299
‫و انجی گذشته را بازگو کرد.

16
00:00:39,301 --> 00:00:41,294
‫من با یک آدم واقعاً بد قاطی شدم.

17
00:00:41,295 --> 00:00:43,317
‫پدر دنی.

18
00:00:48,669 --> 00:00:52,780
‫سالها پیش
‫یک تروریست عاشق زنی شد.

19
00:00:57,015 --> 00:01:01,414
‫این زن به تروریست و عقایدش
‫اعتقاد داشت...

20
00:01:03,620 --> 00:01:09,843
‫تا اینکه یک مامور مخفی مصمم شد
‫جلوی اونها رو بگیره.

21
00:01:12,162 --> 00:01:18,143
‫تروریست میخواست به کسانی که درحال
‫ضربه زدن به کره ی زمین بودند حمله کند...

22
00:01:18,770 --> 00:01:23,650
‫بنابراین به زن در ساختن یک بمب
‫کمک کرد.

23
00:01:23,776 --> 00:01:30,249
‫اما کار طبق نقشه پیش نرفت
‫و یکنفر خلافِ انتظار کشته شد.

24
00:01:31,095 --> 00:01:37,164
‫تروریست اهمیتی نداد
‫و میگفت این اجتناب ناپذیر بوده.

25
00:01:38,239 --> 00:01:44,869
‫زن میخواست خودش رو تسلیم کنه
‫اما باردار شده بود.

26
00:01:44,956 --> 00:01:52,298
‫بنابراین مامور متقاعدش کرد تا با اون فرار کنه
‫و بچه رو برای خودشون بزرگ کنند.

27
00:01:52,988 --> 00:02:02,993
‫پس از دست تروریست فرار کردند
‫به امید و آرزوی اینکه هرگز پیداشون نمیکنه.

28
00:02:04,089 --> 00:02:06,094
‫متاسفانه...

29
00:02:06,095 --> 00:02:08,007
‫پیداشون کرد.

30
00:02:08,009 --> 00:02:11,688
‫سلام،دو فنجان کاپوچینوی حسابی داغ

31
00:02:11,723 --> 00:02:13,957
‫تو خیلی خوب میشناسیم.

32
00:02:13,993 --> 00:02:16,331
‫کیک شکلاتی هم تازه است.

33
00:02:16,367 --> 00:02:18,394
‫از اونهم میخواید؟

34
00:02:18,431 --> 00:02:20,080
‫چرا که نه؟

35
00:02:20,116 --> 00:02:23,004
‫باید بتونیم با خطر زندگی کنیم

36
00:02:23,356 --> 00:02:24,509
‫خوب رمان به کجا رسید؟

37
00:02:24,511 --> 00:02:26,520
‫تقریباً تمومه.

38
00:02:26,521 --> 00:02:28,542
‫انتهای رمان بسیار دشواره.

39
00:02:28,578 --> 00:02:30,867
‫واقعاً لازمه مردم رو غافلگیر کنم.

40
00:02:32,361 --> 00:02:34,974
‫هی،میدونم شما پدرم هستید...

41
00:02:35,009 --> 00:02:36,923
‫اما هنوز باید درب رو ببندید
‫وقتی وارد میشید.

42
00:02:36,925 --> 00:02:39,411
‫اوه،ببخشید.

43
00:02:39,447 --> 00:02:42,575
‫نه،فقط میخواستم،فقط میخواستم
‫یکچیزی ازت بپرسم...

44
00:02:42,577 --> 00:02:45,291
‫میخوای برای دویدن امشب به پدر پیرت
‫ملحق بشی؟

45
00:02:45,292 --> 00:02:48,113
‫آه،پدر،شما نمیدوید
‫تقلا میکنید.

46
00:02:48,150 --> 00:02:49,834
‫و نه نمیام.

47
00:02:49,869 --> 00:02:52,011
‫بیخیال،میخوام تو پارک بدوم
‫واقعاً قشنگه.

48
00:02:52,013 --> 00:02:53,451
‫امشب بجای "ادی" کار میکنم.

49
00:02:53,452 --> 00:02:55,539
‫تا دیر وقت اینجام.

50
00:02:57,921 --> 00:03:00,762
‫اما به شما افتخار میکنم.

51
00:03:01,523 --> 00:03:06,378
‫- ادامه میدید.
‫- آره،ممنون مربی.

52
00:03:06,414 --> 00:03:07,926
‫خونه میبینمت.

53
00:03:13,775 --> 00:03:15,287
‫پدرته؟

54
00:03:15,809 --> 00:03:17,074
‫بله.

55
00:03:17,076 --> 00:03:20,006
‫باید معرفی تون میکردم
‫از اون خوشتون میاد.

56
00:03:20,008 --> 00:03:23,542
‫آره،شرط میبندم خوشم بیاد
‫پس اون یک دونده است؟

57
00:03:23,578 --> 00:03:27,359
‫هرشب،حتی وقتی بیماره
‫نمیتونی متوقفش کنی.

58
00:03:28,979 --> 00:03:30,938
‫اون خیلی الهام بخشه.

59
00:03:31,632 --> 00:03:33,689
‫الهام بخش؟

60
00:03:33,725 --> 00:03:36,544
‫پسرهای هم سن و سال تو معمولاً
‫از پدرانشون متنفر نیستند؟

61
00:03:36,580 --> 00:03:42,178
‫ما هم مسائل خودمون رو داریم
‫اما پدرم برام خیلی فداکاری کرده.

62
00:03:43,735 --> 00:03:47,174
‫فکر کردم اینطوری براش جبران کنم.

63
00:03:51,475 --> 00:03:53,055
‫حق با توئه.

64
00:03:55,189 --> 00:03:58,228
‫جبران کردن واقعاً مهم هست.

65
00:03:59,644 --> 00:04:01,171
‫خیلی خوب،زود برمیگردم.

66
00:04:01,173 --> 00:04:01,936
‫چه مدت میخوای بدوی؟

67
00:04:01,938 --> 00:04:04,447
‫فقط به اندازه ای که یک کم عرق کنم.

68
00:04:04,482 --> 00:04:06,820
‫- مواظب باش.
‫- باشه.

69
00:04:12,809 --> 00:04:18,683
‫بیست سال طول کشید تا تروریست کسانی
‫که بهش خیانت کرده بودند رو پیدا کنه

70
00:04:21,311 --> 00:04:23,399
‫چی شد...

71
00:04:31,572 --> 00:04:37,840
‫و نقشه اش برای انتقام
‫تازه شروع شده بود.

72
00:04:39,980 --> 00:04:44,116
‫<font color="#۲۳b۷ee"> خرید بهترین فیلمها و سریالهای روز دنیا </font>
‫<font color="#e۷ee۲۳"> .::: SantaFilm ™ :::. </font>

105
00:04:49,089 --> 00:04:53,294
‫مادرانمان به ما میگویند
‫از مردانِ اسرار آمیز بر حذر باشیم.

106
00:04:54,888 --> 00:04:57,511
‫با آنها در پارک صحبت نکنیم.

107
00:04:58,794 --> 00:05:01,659
‫از آنها شیرینی قبول نکنیم.

108
00:05:03,597 --> 00:05:06,376
‫سوار اتومبیل آنها نشویم.

109
00:05:07,403 --> 00:05:09,927
‫و هر کاری که میکنیم...

110
00:05:09,928 --> 00:05:13,903
‫به آنها اجازه ی ورود به خانه را ندهیم.

111
00:05:15,608 --> 00:05:21,885
‫اما چکاری از دست ما بر میاد وقتی مادر
‫خودش به داخل دعوتشون میکنه؟

112
00:05:21,886 --> 00:05:24,092
‫خدای من.

113
00:05:24,128 --> 00:05:26,332
‫ادی،تو چکار کردی؟

114
00:05:26,334 --> 00:05:30,074
‫دیدم مایحتاج خونه کم هست
‫خوب،گفتم براتون برم فروشگاه.

115
00:05:30,088 --> 00:05:32,078
‫تو لازم نیست اینکار رو بکنی.

116
00:05:32,089 --> 00:05:36,980
‫شما به اندازه ی کافی با راه دادنم
‫بزرگواری کردید،منم بطریقی باید جبران کنم

117
00:05:36,990 --> 00:05:38,091
‫سبزیجات تازه خریدم.

118
00:05:38,092 --> 00:05:41,832
‫خیلی خوب،حالا داری سعی میکنی
‫به گریه ام بندازی.

119
00:05:44,342 --> 00:05:45,995
‫لباسشوییه؟میرم سر وقتش.

120
00:05:45,996 --> 00:05:50,287
‫- موردی نداره،این کار پورتره.
‫- نمیتونم مامان،دیرم شده.

121
00:05:50,321 --> 00:05:53,394
‫میتونی برای گذاشتن لباسها
‫تو خشک کن پنج دقیقه تاخیر کنی.

122
00:05:53,429 --> 00:05:56,502
‫نه،نمیتونم،جرمی و دیو منتظرن
‫تا منو ببرن مرکز خرید.

123
00:05:56,536 --> 00:05:59,676
‫تو لباسهای خیس تو لباسشویی
‫رو ول نمیکنی بری.

124
00:05:59,710 --> 00:06:01,546
‫مامان،بیخیال،فقط آبِ.

125
00:06:01,581 --> 00:06:04,552
‫هی،با مادرت اینطوری صحبت نکن.

126
00:06:06,793 --> 00:06:08,682
‫خیلی خوب،اومدن دنبالم،باید برم.

127
00:06:08,684 --> 00:06:11,636
‫بعد از لباسشویی.

128
00:06:11,860 --> 00:06:14,433
‫چه بهانه جویی.

129
00:06:15,168 --> 00:06:16,380
‫هی!

130
00:06:16,416 --> 00:06:17,337
‫- بهش بگو متاسفی.
‫- هی!

131
00:06:17,338 --> 00:06:19,082
‫- ولم کن!
‫- عذر خواهی کن!

132
00:06:19,083 --> 00:06:20,414
‫ادی،ادی،ادی!

133
00:06:20,416 --> 00:06:21,876
‫اون نباید با تو اونطوری حرف میزد!

134
00:06:21,878 --> 00:06:23,422
‫خیلی خوب،خیلی خوب!
‫من مطمئنم اون خیلی متاسفه.

135
00:06:23,456 --> 00:06:25,559
‫دست نگهدار! کافیه! بگذار بلند شه.

136
00:06:34,556 --> 00:06:37,273
‫- تو خوبی؟
‫- من خوبم.

137
00:06:37,274 --> 00:06:39,234
‫برو پیش دوستانت.

138
00:06:39,852 --> 00:06:41,353
‫برو.

139
00:06:44,195 --> 00:06:47,000
‫متاسفم.

140
00:06:47,035 --> 00:06:50,508
‫فقط نمیتونم بی احترامی
‫به شما رو تماشا کنم.

141
00:06:52,582 --> 00:06:55,153
‫من حواسم به لباسشویی هست.

142
00:07:03,908 --> 00:07:05,775
‫سلام کارلوس،اینم از پول.

143
00:07:05,776 --> 00:07:08,316
‫برای جایزه ی نقاشیِ کلیسا
‫ممنون،مایک!

144
00:07:08,352 --> 00:07:10,656
‫حالا بالاخره خواهر ماری میتونه
‫وسایل چوبی رو تعویض کنه...

145
00:07:10,690 --> 00:07:12,660
‫- گبی،خونه است.
‫- اوه،خدایا،متاسفم.

146
00:07:12,694 --> 00:07:17,069
‫فقط میخواستم اولین قسط وام رو برات بیارم
‫و دوباره ممنون تو واقعاً نجاتم دادی.

147
00:07:17,071 --> 00:07:17,695
‫اشکالی نداره.

148
00:07:17,697 --> 00:07:19,534
‫و فقط برای اینکه بدونی من کلی
‫از هزینه ها رو کاهش دادم...

149
00:07:19,535 --> 00:07:22,467
‫بنابراین میتونم پولت رو سریعتر برگردونم
‫بدون تعطیلی،کابل تلویزیون معمولی...

150
00:07:22,469 --> 00:07:25,908
‫حتی ام. جی رو متقاعد کردم که خونه ی
‫خانم مک کلاوسکی کمپِ تابستانی است

151
00:07:25,943 --> 00:07:28,790
‫ببین،احمق نشو،فقط هر وقت
‫میتونی پسش بده...

152
00:07:28,884 --> 00:07:30,272
‫و مطمئن شو گبی چیزی نمیفهمه.

153
00:07:30,274 --> 00:07:32,524
‫خوب اون میتونه به سوزان بگه
‫مشکلی نیست.

154
00:07:32,559 --> 00:07:33,765
‫من باید برم.

155
00:07:33,766 --> 00:07:36,969
‫هی،سلام منو به خواهر
‫کاری هم برسون.

156
00:07:36,970 --> 00:07:39,773
‫- ماری.
‫- ماری!

157
00:07:46,767 --> 00:07:48,570
‫میدونم،درسته؟

158
00:07:48,605 --> 00:07:51,972
‫وسطهای بعد از ظهر هستیم
‫داری چکار میکنی؟

159
00:07:52,086 --> 00:07:54,717
‫چرا نمیای طبقه ی بالا
‫تا خودت بفهمی؟

160
00:07:57,158 --> 00:07:59,228
‫نه،ممنون،از پسش بر نمیام.

161
00:07:59,263 --> 00:08:00,001
‫چی؟

162
00:08:00,003 --> 00:08:05,910
‫هر بار که تو پیشنهادِ سکس بعداز ظهر میدی
‫بخاطر اینه که یکچیزی میخوای و اون سکس نیست.

163
00:08:08,749 --> 00:08:11,716
‫خیلی خوب،باشه،اینو یک نگاه بنداز.

164
00:08:13,219 --> 00:08:15,223
‫اینو کجای خودت قایم کرده بودی؟

165
00:08:15,225 --> 00:08:17,721
‫این یک کلبه ی اسکی تو شهر
‫کلورادو است.

166
00:08:17,722 --> 00:08:19,692
‫برای فروش گذاشتنش و من
‫اینو میخوام.

167
00:08:19,727 --> 00:08:21,344
‫متاسفم،عزیزم،نمیشه.

168
00:08:21,345 --> 00:08:24,112
‫صبر کن،صبر کن،صبر کن
‫این تازه شروع پیشنهاداتم بود.

169
00:08:24,114 --> 00:08:29,214
‫اگر سکس بعد از ظهر نشونت بدم
‫و ارتقاء بدمش به سکس ماه عسل چی؟

170
00:08:31,387 --> 00:08:34,860
‫نه،نه،نمیتونم. تمام پول نقد ما
‫درگیر قراردادهای تجاریه.

171
00:08:34,895 --> 00:08:36,234
‫چه نوع قراردادهای تجاری؟

172
00:08:36,236 --> 00:08:38,268
‫تو که نمیخوای با جزییات
‫سرت رو درد بیارم؟

173
00:08:38,303 --> 00:08:40,640
‫نصف اون پول مال منه
‫سرم رو درد بیار.

174
00:08:40,676 --> 00:08:42,947
‫این گفتگو به اتمام رسید.

175
00:08:42,981 --> 00:08:48,956
‫حالا اگر علاقه مندی بری طبقه ی بالا
‫و فقط بخاطر خودت شوهرت رو صدا کنی...

176
00:08:48,962 --> 00:08:51,370
‫باشه.

177
00:08:55,235 --> 00:08:57,829
‫خوشت میاد؟تمام روز داشتم
‫تمرین میکردم.

178
00:08:57,864 --> 00:09:01,718
‫سوزان،چرا یک پیانویِ کون گنده
‫تو خونه ی ماست؟

179
00:09:01,752 --> 00:09:04,124
‫حقیقتش،این پیانوی کون گنده ی احمق.

180
00:09:04,158 --> 00:09:08,273
‫یک یاماهاست.

181
00:09:08,574 --> 00:09:10,286
‫خوب من خیلی...

182
00:09:10,320 --> 00:09:11,736
‫کنجکاوم...

183
00:09:12,364 --> 00:09:14,570
‫که ارزش این چقدره؟

184
00:09:14,604 --> 00:09:16,448
‫این مجانیه.

185
00:09:17,337 --> 00:09:21,095
‫عزیزم،خاله رجینای ۹۸ ساله ی
‫من رو یادته؟

186
00:09:21,130 --> 00:09:23,271
‫همونی که صداش میکردی؟
‫" نگهبانِ دخمه"

187
00:09:23,305 --> 00:09:25,446
‫مایک،این مال وقتیه که اون زنده بود.

188
00:09:25,480 --> 00:09:28,959
‫حالا که اون مرحوم شده و وسایل واقعاً با حالی
‫بما بخشیده،پس یک کم احترام بد نیست؟

189
00:09:28,970 --> 00:09:31,080
‫باشه به اندازه ای که این مجانی بوده.

190
00:09:31,115 --> 00:09:35,660
‫آره،اما تا اونجایی که به گبی ربط داره
‫قیمتش ۳۰ هزار دلاره.

191
00:09:35,696 --> 00:09:37,204
‫چی؟برای چی؟

192
00:09:37,215 --> 00:09:41,024
‫خوب،من گبی رو دوست دارم
‫اما سالهاست داره بابتِ...

193
00:09:41,035 --> 00:09:44,097
‫خونه و ماشین و جواهراتش
‫خودنمایی میکنه.

194
00:09:44,116 --> 00:09:49,442
‫،و حالا نوبت منه خودنماییِ کنم
‫و با یک پیانوی مجانی نمیتونم خودنمایی کنم.

195
00:09:49,451 --> 00:09:52,548
‫خودت رو با اون مقایسه نکن
‫تو از اون بهتری.

196
00:09:52,582 --> 00:09:54,097
‫نه،واقعاً نیستم.

197
00:09:54,131 --> 00:09:55,220
‫سوزان،شوخی نمیکنم.

198
00:09:55,221 --> 00:09:57,161
‫تو به گبی نمیگی ما برای این پیانو
‫پولی پرداخت کردیم.

199
00:09:57,163 --> 00:09:58,929
‫اوه،مایک،خواهش میکنم
‫این شانس منه.

200
00:09:58,931 --> 00:10:00,865
‫خاله ی من تا بحال فقط یکبار
‫سکته ی مغزی کرده...

201
00:10:00,867 --> 00:10:04,193
‫کی دوباره همچین شانسی
‫به چنگم میاد؟

202
00:10:06,640 --> 00:10:09,342
‫نمیتونی اینو باور کنی ،گشنیز
‫تمام کردن.

203
00:10:09,343 --> 00:10:11,265
‫چطور ممکنه یک فروشگاه گشنیز
‫تموم کرده باشه؟

204
00:10:11,267 --> 00:10:14,422
‫نمیدونم،اما به فروشنده گفتم
‫باید خودش رو از شرم دار بزنه.

205
00:10:14,423 --> 00:10:17,433
‫همون چیزیه که باید میگفتی
‫خوب،دیگه چی لازم داریم؟

206
00:10:17,435 --> 00:10:18,935
‫بیا یکسر به راهروی یهودیها بزنیم
‫"اجناس حلال طبق شریعت یهود "

207
00:10:18,937 --> 00:10:21,806
‫من چند تا چیز دیگه برای مجلس
‫شوارتزمن احتیاج دارم.

208
00:10:28,129 --> 00:10:30,451
‫جوش شیرین لازم داریم
‫میرم بیارم.

209
00:10:33,657 --> 00:10:35,614
‫اوه،سم؟

210
00:10:39,342 --> 00:10:41,517
‫- خواهش میکنم،الان نه.
‫- تو اصلاً اینجا چکار میکنی؟

211
00:10:41,519 --> 00:10:44,049
‫من شغلم رو از دست دادم مجبورم
‫یکجایی کار کنم.

212
00:10:48,449 --> 00:10:51,310
‫تو جوش شیرین قبلاً برداشته بودی.

213
00:10:51,345 --> 00:10:55,058
‫پسر،میتونم مغزم رو از دست بدم
‫اگر تو سرم چیزی مونده باشه.

214
00:10:55,093 --> 00:10:57,152
‫اون زن کیه؟

215
00:10:57,187 --> 00:10:59,752
‫هیچکس،یکنفر که از قبل میشناسم.

216
00:10:59,786 --> 00:11:01,709
‫همه چیز مرتبه؟

217
00:11:01,746 --> 00:11:06,092
‫داشتم... بهش میگفتم که این
‫با عقل جور در نمیاد

218
00:11:06,093 --> 00:11:08,565
‫که فروشگاه به این بزرگی
‫سبزی تموم کنه.

219
00:11:08,634 --> 00:11:10,739
‫فکر کنم ما باید یکسر
‫به فروشگاهِ هادسون بزنیم.

220
00:11:10,740 --> 00:11:11,991
‫اون پایین شهر هست.

221
00:11:11,993 --> 00:11:14,846
‫گشنیز لازم داریم،لازم نداریم؟
‫زودباش.

222
00:11:26,059 --> 00:11:27,847
‫سلام.

223
00:11:27,882 --> 00:11:30,987
‫سلام،تو برام گل خریدی.

224
00:11:31,022 --> 00:11:33,343
‫خوب،میخواستم برات اون تی شرتی
‫رو بخرم که روش نوشته...

225
00:11:33,345 --> 00:11:35,814
‫من یک احمقم که شبها موقع دوندگی
‫لباس تیره میپوشم.

226
00:11:35,815 --> 00:11:38,712
‫اما فروشگاه تموم کرده بود.

227
00:11:38,713 --> 00:11:42,535
‫خوب،کی اینکار رو با تو کرده؟
‫تو دیدیش؟

228
00:11:42,571 --> 00:11:43,853
‫نه.

229
00:11:43,888 --> 00:11:47,635
‫لعنتی،چه نوع آدمی میتونه بهت بزنه
‫بعد گاز و بگیره بره؟

230
00:11:47,670 --> 00:11:51,619
‫شاید از اون نوع آدمهایی که میخوان
‫بهم صدمه بزنند.

231
00:11:53,309 --> 00:11:55,601
‫صبر کن،تو که گفتی ندیدیش.

232
00:11:55,602 --> 00:12:00,300
‫ندیدم،اما انجی،دارم بهت میگم
‫این آدم... از کنارم رد شد...

233
00:12:00,400 --> 00:12:03,607
‫برگشت و درست به طرفِ
‫من حرکت کرد.

234
00:12:06,142 --> 00:12:08,538
‫- اوه،خدای من.
‫- دنی کجاست؟

235
00:12:08,572 --> 00:12:10,451
‫تو اتاق انتظار خوابش برد.

236
00:12:10,453 --> 00:12:12,057
‫ما تمام شب اینجا بودیم
‫میخوای برم بلندش کنم؟

237
00:12:12,058 --> 00:12:15,932
‫نه،نه،ببین میخوام شما برین خونه
‫مدارک شناسایی و مقداری پول بردارید...

238
00:12:15,967 --> 00:12:17,583
‫هر چی وسیله میتونید تو دو تا
‫ساک جا بدید.

239
00:12:17,585 --> 00:12:21,162
‫اما تو دقیقاً آماده ی سفر نیستی،نیک.

240
00:12:22,936 --> 00:12:24,506
‫معلومه که نمیرم.

241
00:12:24,508 --> 00:12:27,688
‫جایی که دربارش صحبت میکنیم
‫نزدیکِ شهر کربوندالِ.

242
00:12:27,690 --> 00:12:30,338
‫فقط برای چند هفته.

243
00:12:30,339 --> 00:12:33,327
‫نه،نه بدون تو.

244
00:12:33,329 --> 00:12:34,695
‫نه،دنی رو خواهم فرستاد

245
00:12:34,696 --> 00:12:36,980
‫اما تو و من
‫از هم دور نمیشیم.

246
00:12:36,981 --> 00:12:40,671
‫اگر این پاتریک باشه چی؟
‫باید چکار کنیم؟

247
00:12:43,036 --> 00:12:45,838
‫از بیست سال پیش
‫داریم این سئوال رو میپرسیم.

248
00:12:47,934 --> 00:12:51,610
‫بگمونم حالا میتونیم بفهمیم.

249
00:13:06,748 --> 00:13:08,765
‫میتونم یک دقیقه با تو صحبت کنم؟

250
00:13:10,408 --> 00:13:11,809
‫البته.

251
00:13:13,351 --> 00:13:15,574
‫درباره ی اتفاقی که با پورتر افتاده.

252
00:13:15,609 --> 00:13:17,763
‫شما عصبانی هستید؟
‫عصبانی هستید.

253
00:13:17,798 --> 00:13:19,508
‫نه،نیستم.

254
00:13:19,543 --> 00:13:21,103
‫شما میخواین من برم.

255
00:13:21,105 --> 00:13:24,480
‫نه،نه،فقط میخوام باهات صحبت کنم.

256
00:13:24,482 --> 00:13:27,929
‫تو همچین بنظر میومدی که واقعاً
‫میخوای صدمه بهش بزنی...

257
00:13:27,930 --> 00:13:30,795
‫و باید درباره ی علت اینکارت بدونم.

258
00:13:31,739 --> 00:13:35,497
‫خانواده ی شما بنظر اهمیت نمیدن
‫چقدر شما کمکشون میکنید.

259
00:13:35,990 --> 00:13:39,192
‫شما یک مادر بی نظیر هستین
‫و اونها فقط شما رو اذیت میکنن.

260
00:13:39,193 --> 00:13:41,588
‫این عصبانیم میکنه.

261
00:13:41,623 --> 00:13:43,435
‫بله،متوجه شدم.

262
00:13:43,471 --> 00:13:47,199
‫و گاهی اوقات پیش میاد که خانواده م
‫قدردان نیستند...

263
00:13:51,990 --> 00:13:54,931
‫اما اتفاقی که امروز افتاد
‫نباید دوباره اتفاق بیافته.

264
00:13:54,967 --> 00:13:56,950
‫میدونم.

265
00:13:57,796 --> 00:14:00,919
‫ببین،منهم با یک مادر الکلی
‫بزرگ شدم...

266
00:14:03,452 --> 00:14:07,316
‫میدونم این احساس خشم و عصبانیت
‫که همه وقت وجود داره چیه

267
00:14:07,352 --> 00:14:12,380
‫اما وقتی هم سن تو بودم
‫مجبور بودم راهی پیدا کنم...

268
00:14:14,606 --> 00:14:17,034
‫تا خودم رو کنترل کنم.

269
00:14:18,506 --> 00:14:20,490
‫چطور اینکار رو میکردید؟

270
00:14:23,022 --> 00:14:24,492
‫با یک عالمه کمک.

271
00:14:24,528 --> 00:14:26,989
‫اولین چیز... من یک مشاور عالی
‫تو مدرسه داشتم...

272
00:14:27,026 --> 00:14:31,947
‫و اون یادم داد که هر وقت داشتم
‫کنترلم رو از دست میدادم

273
00:14:31,986 --> 00:14:33,900
‫این کاری هست که باید بکنم...

274
00:14:35,977 --> 00:14:37,288
‫یک.

275
00:14:38,089 --> 00:14:39,580
‫دو.

276
00:14:40,260 --> 00:14:41,325
‫سه.

277
00:14:41,361 --> 00:14:43,515
‫این واقعاً جواب میده؟

278
00:14:43,551 --> 00:14:45,670
‫واقعاً جواب میده.

279
00:14:47,862 --> 00:14:49,811
‫این بهت فرصت میده

280
00:14:49,846 --> 00:14:51,966
‫تا یک قدم برگردی...

281
00:14:52,001 --> 00:14:54,531
‫احساس خودت رو کنترل کنی.

282
00:14:54,568 --> 00:14:57,167
‫باید دفعه ی بعد امتحانش کنی
‫خودت میفهمی.

283
00:14:58,765 --> 00:14:59,767
‫خیلی خوب.

284
00:15:07,535 --> 00:15:10,339
‫بخاطر کاری که کردم واقعاً متاسفم.

285
00:15:11,106 --> 00:15:12,920
‫اشکالی نداره.

286
00:15:12,922 --> 00:15:15,281
‫فقط دوباره تکرار نشه.

287
00:15:20,200 --> 00:15:22,503
‫اما بخاطر حمایتت متشکرم.

288
00:15:32,426 --> 00:15:35,475
‫بیخیال "لری" تو مدیر
‫تجاریِ من هم هستی...

289
00:15:35,476 --> 00:15:37,563
‫من تا تو بهم نگی
‫این دفتر رو ترک نمیکنم.

290
00:15:37,564 --> 00:15:40,419
‫کارلوس داره با پول خونه اسکی
‫من چکار میکنه؟

291
00:15:40,455 --> 00:15:42,838
‫گبی،تو داری من رو در یک موقعیتِ
‫نا خوشایندی قرار میدی.

292
00:15:42,839 --> 00:15:44,441
‫تو باید با کارلوس صحبت کنی.

293
00:15:44,443 --> 00:15:45,895
‫صحبت کردم!

294
00:15:45,896 --> 00:15:49,582
‫من خودم رو در یک موقعیتِ بسیار ناخوشایند
‫قرار دادم و اون هنوز امتناع میکنه.

295
00:15:49,609 --> 00:15:52,042
‫متاسفم،چون کارلوس قسمم داده
‫تا راز دار باشم.

296
00:15:52,044 --> 00:15:54,927
‫خواهش میکنم،احترام بگذار.

297
00:15:55,124 --> 00:15:57,271
‫حق با توئه،متاسفم.

298
00:15:57,273 --> 00:15:58,443
‫ناراحت که نشدی.

299
00:15:58,479 --> 00:15:59,900
‫البته که نه.

300
00:15:59,935 --> 00:16:01,549
‫هی،داری چکار میکنی؟

301
00:16:01,551 --> 00:16:04,041
‫نمیخوام یک دروغگو باشم.

302
00:16:04,043 --> 00:16:07,172
‫وقتی برم خونه،گریه کنم و کارلوس
‫از من بپرسه چرا...

303
00:16:07,173 --> 00:16:09,322
‫و بگم تو به کونم چنگ زدی

304
00:16:09,324 --> 00:16:11,793
‫میخوام حقیقت رو بگی.

305
00:16:12,265 --> 00:16:14,842
‫خوب بازی کردی.

306
00:16:14,877 --> 00:16:17,959
‫کارلوس پنجاه هزار دلار
‫به یکی از همسایه هاتون داده.

307
00:16:17,994 --> 00:16:20,466
‫چی؟! به کی؟!

308
00:16:20,501 --> 00:16:23,650
‫به مایک دلفینو،ظاهراً تو کارش
‫به دردسر بزرگی افتاده.

309
00:16:23,686 --> 00:16:26,631
‫اوه،خدای من. همسر مایک
‫یکی از نزدیکترین دوستانِ منه...

310
00:16:26,668 --> 00:16:28,900
‫و هرگز یک کلمه هم بهم نگفته.

311
00:16:28,901 --> 00:16:30,175
‫بیچاره.

312
00:16:30,177 --> 00:16:32,900
‫لطفاً به کارلوس نگو من بهت گفتم.

313
00:16:32,935 --> 00:16:35,033
‫البته.

314
00:16:35,070 --> 00:16:37,111
‫باید برم.

315
00:16:37,113 --> 00:16:38,593
‫کارتِ پارکینگ داری؟

316
00:16:38,594 --> 00:16:41,832
‫اونها فقط برای کارمندان هستند

317
00:16:42,388 --> 00:16:44,554
‫خیلی خوب،تو میتونی مال من رو بگیری.

318
00:16:46,623 --> 00:16:49,805
‫هتل،غذا،اقلام جزیی...

319
00:16:50,193 --> 00:16:51,387
‫سیصد دلار.

320
00:16:51,971 --> 00:16:54,621
‫میتونی هر چی بخوای سفارش بدی
‫حتی اگر آبجو هم بخری اهمیتی نمیدم.

321
00:16:54,634 --> 00:16:57,092
‫فقط تا جایی که ممکنه تو اتاقت
‫بمون،باشه؟

322
00:16:57,094 --> 00:16:59,702
‫این احمقانه است
‫بیست سال گذشته.

323
00:16:59,737 --> 00:17:03,665
‫شما واقعاً چیزی از این پاتریک لوگان
‫دیدید یا شنیدید؟

324
00:17:03,701 --> 00:17:06,001
‫اصلاً برای شما مسلم شده که
‫اون هنوز زنده است؟

325
00:17:06,003 --> 00:17:07,803
‫دنی،نمیخوام در اینباره با تو بحث کنم.

326
00:17:07,804 --> 00:17:09,303
‫اگر اون این گروهی که شما
‫داخلش بودین رو راه انداخته...

327
00:17:09,305 --> 00:17:10,494
‫پس اون فراری نیست؟

328
00:17:10,495 --> 00:17:13,347
‫اون مشکلات بزرگتری از گرفتن
‫انتقام داشته.

329
00:17:13,348 --> 00:17:14,722
‫فقط ،کاری که میگم بکن،باشه؟

330
00:17:14,724 --> 00:17:17,161
‫چون اگر اشتباه کنم
‫فقط یک اشتباه هست.

331
00:17:17,196 --> 00:17:19,160
‫اما اگر اشتباه نکنم...

332
00:17:22,158 --> 00:17:24,987
‫لطفاً،کاری که میگم بکن.

333
00:17:34,168 --> 00:17:35,294
‫سلام.

334
00:17:37,726 --> 00:17:39,216
‫سلام.

335
00:17:39,253 --> 00:17:41,311
‫اون روز شما رو دیدم

336
00:17:41,347 --> 00:17:44,216
‫داشتید با دوست من سم،حرف میزدید.

337
00:17:44,251 --> 00:17:46,783
‫اوه،ضمناً من بری هستم.

338
00:17:46,818 --> 00:17:48,775
‫میدونم شما کی هستید.

339
00:17:51,682 --> 00:17:53,943
‫خوب،این ربطی به من نداره

340
00:17:53,978 --> 00:17:59,684
‫اما متوجه شدم که اونجا کشمکشی
‫بین شما دو نفر در جریان بود.

341
00:17:59,720 --> 00:18:01,644
‫شما میتونید اینو بگویید.

342
00:18:01,678 --> 00:18:05,764
‫خوب،امیدوارم همه چیز مرتب باشه.

343
00:18:06,880 --> 00:18:08,938
‫شما چی میخواهید؟

344
00:18:11,203 --> 00:18:12,356
‫خوب،نمیدونم.

345
00:18:12,358 --> 00:18:17,145
‫چیزی که درباره ی اون برخورد
‫خیلی... عجیب بود...

346
00:18:17,181 --> 00:18:20,894
‫درک نمیکنم چرا اون با یک دوست
‫اونطوری صحبت میکرد؟

347
00:18:24,409 --> 00:18:27,379
‫شاید بخاطر اینه که من
‫دوستش نیستم.

348
00:18:29,036 --> 00:18:31,813
‫من مادرشم.

349
00:18:45,814 --> 00:18:49,383
‫مدیرم گفت میتونم یک استراحت کوتاهِ
‫پیش از موعد بکنم.

350
00:18:49,384 --> 00:18:51,409
‫شما پنج دقیقه وقت دارید.

351
00:18:52,227 --> 00:18:57,758
‫شما خبر داری که سم هر جا که میره
‫به مردم میگه که شما از دنیا رفتید؟

352
00:18:59,171 --> 00:19:00,474
‫بله،شنیدم.

353
00:19:00,475 --> 00:19:02,616
‫چرا اینکار رو میکنه؟

354
00:19:05,215 --> 00:19:07,446
‫اون پسر پیچیده است.

355
00:19:12,426 --> 00:19:15,824
‫سم بشما گفته که پدرش کی بوده؟

356
00:19:15,859 --> 00:19:19,532
‫اون درباره ی ارتباط شما
‫با شوهرم بهم گفته.

357
00:19:19,568 --> 00:19:22,760
‫اگر این چیزیه که شما بهش
‫اشاره میکنید.

358
00:19:23,534 --> 00:19:27,052
‫اون به نامه ای که رکس برای من
‫فرستاده بود اشاره ای کرده؟

359
00:19:27,088 --> 00:19:28,976
‫چه نامه ای؟

360
00:19:29,011 --> 00:19:30,967
‫این بعد از ازدواج شما بود.

361
00:19:31,002 --> 00:19:36,766
‫رکس تازه مطب خودش رو باز کرده بود
‫و ظاهراً پول خوبی در میاورد.

362
00:19:38,316 --> 00:19:44,626
‫رکس در نامه نوشته بود که میتونه
‫زندگیِ بهتری برای سم مهیا کنه.

363
00:19:44,737 --> 00:19:47,628
‫اون بعد درخواست حضانت کامل کرد.

364
00:19:50,977 --> 00:19:53,675
‫حدس میزنم هرگز اینو به شما نگفته.

365
00:19:53,676 --> 00:19:57,166
‫باید حافظه ش پاک شده باشه.

366
00:19:57,168 --> 00:20:00,889
‫من مودبانه پیشنهادش رو رد کردم.

367
00:20:00,890 --> 00:20:04,585
‫و سم... در اینباره میدونه؟

368
00:20:05,222 --> 00:20:09,081
‫چند ماه پیش،وقتی نامه رو پیدا کرد.

369
00:20:09,153 --> 00:20:13,065
‫و وقتی متوجه شد ،در تمام این سالها
‫میتونسته با پدرش...

370
00:20:13,102 --> 00:20:16,184
‫در یک خونه ی با شکوه زندگی کنه.

371
00:20:17,498 --> 00:20:20,825
‫خیلی عصبانی شد.

372
00:20:21,377 --> 00:20:26,354
‫با این وجود،چطور میتونه هر جا که میره
‫وانمود کنه،شما مُردید؟

373
00:20:28,383 --> 00:20:31,077
‫همونطوری که گفتم...

374
00:20:31,112 --> 00:20:33,431
‫اون پسر پیچیده است.

375
00:20:40,529 --> 00:20:41,959
‫گبی،سلام.

376
00:20:41,994 --> 00:20:44,411
‫سلام،سوزان.

377
00:20:44,447 --> 00:20:48,735
‫من تازه از سوپرمارکت برگشتم
‫و متوجه شدم بیشتر از نیازم خرید کردم

378
00:20:48,747 --> 00:20:52,018
‫ترسیدم یک مقدارش فاسد بشه بنابراین
‫فکر کردم،به کی میتونم اینها رو بدم؟

379
00:20:52,021 --> 00:20:55,371
‫و تصادفاً به فکر تو افتادم.

380
00:20:57,573 --> 00:21:01,892
‫تو ترسیدی کنسرو هلو و شیر پر چرب
‫بسته بندی فاسد بشه؟

381
00:21:02,060 --> 00:21:05,571
‫خوب،این فقط بخاطر در هم ریختگیِ
‫قفسه ی غذایِ منه...

382
00:21:05,572 --> 00:21:08,565
‫و تو با این کار لطف بزرگی بهم میکنی.

383
00:21:08,601 --> 00:21:10,064
‫باشه.

384
00:21:10,100 --> 00:21:11,086
‫ممنون.

385
00:21:11,122 --> 00:21:12,959
‫اوه،راستی.

386
00:21:12,996 --> 00:21:17,216
‫تا اینجایی،میخوام یکچیزی
‫نشونت بدم.

387
00:21:22,807 --> 00:21:24,578
‫تازه گرفتیمش.

388
00:21:24,613 --> 00:21:27,303
‫ام. جی میخواد یاد بگیره.

389
00:21:28,599 --> 00:21:33,433
‫مطمئنی نمیخوای با یک،مثلاً
‫پیانیست شروع کنی؟

390
00:21:33,505 --> 00:21:35,002
‫امکان نداره.

391
00:21:35,037 --> 00:21:38,374
‫من میخوامش،دوستش دارم
‫میگیرمش.

392
00:21:40,216 --> 00:21:44,541
‫میتونم بپرسم قیمتش چنده؟

393
00:21:44,577 --> 00:21:48,799
‫خوب،مایک دوست نداره وارد
‫عدد و ارقام بشم...

394
00:21:48,835 --> 00:21:52,785
‫اما اجازه بده بگم تا دهانت
‫باز بمونه...

395
00:21:52,820 --> 00:21:54,931
‫سی هزار بار.

396
00:21:55,781 --> 00:21:56,531
‫چی...

397
00:21:56,533 --> 00:21:58,849
‫این یک بار.

398
00:21:58,885 --> 00:22:01,165
‫این ربطی به من نداره

399
00:22:01,202 --> 00:22:06,207
‫اما واقعاً زمان خوبی برایِ خریدنِ
‫چیزی به این گرونقیمتی هست؟

400
00:22:06,312 --> 00:22:09,649
‫منظورم،مگر همین تازگی
‫ماشین مایک رو پس نگرفتن؟

401
00:22:10,513 --> 00:22:12,987
‫ورق بالاخره برگشت.

402
00:22:13,023 --> 00:22:15,236
‫اون یک پول بزرگ به دستش رسیده.

403
00:22:15,271 --> 00:22:17,314
‫واقعاً؟

404
00:22:17,349 --> 00:22:21,129
‫بهرحال،میدونم شما پیانو ندارین...

405
00:22:21,166 --> 00:22:24,468
‫بنابراین،اگر بخوای دخترها
‫یاد بگیرن...

406
00:22:26,378 --> 00:22:28,421
‫خوب،متشکرم،من باید برم.

407
00:22:28,456 --> 00:22:29,953
‫ازش لذت ببری.

408
00:22:37,230 --> 00:22:39,390
‫تو پنجاه هزار دلار به من بدهکاری.

409
00:22:39,425 --> 00:22:41,332
‫- چی؟
‫- برای اطلاعت...

410
00:22:41,367 --> 00:22:44,942
‫"پول بزرگی که مایک بدستش رسیده "
‫هزینه ی خونه اسکی من بوده.

411
00:22:44,979 --> 00:22:46,952
‫درباره ی چی حرف میزنی؟

412
00:22:46,953 --> 00:22:48,173
‫لال بازی در نیار.

413
00:22:48,174 --> 00:22:51,415
‫کارلوس پنجاه هزار دلار به مایک قرض داده
‫و تو خودت اینو میدونی!

414
00:22:53,638 --> 00:22:55,470
‫چرا مثل آدمهایی نگاه میکنی که
‫انگار از هیچی خبر ندارن؟

415
00:22:56,656 --> 00:22:58,366
‫اون بهم گفت...

416
00:22:58,401 --> 00:22:59,940
‫کارش رونق پیدا کرده.

417
00:22:59,952 --> 00:23:03,591
‫خوب،دروغ گفته درست مثل دروغ کارلوس
‫درباره ی اینکه پولمون کجا رفته

418
00:23:03,606 --> 00:23:06,269
‫که تو رفتی و خرج یک پیانو کردی.

419
00:23:06,305 --> 00:23:09,165
‫اوه،نه... نه،نکردم.

420
00:23:10,665 --> 00:23:12,844
‫بهم ارث رسیده.

421
00:23:12,880 --> 00:23:14,991
‫داشتم سعی میکردم
‫حسادت تو رو تحریک کنم.

422
00:23:15,869 --> 00:23:20,748
‫اوه،عزیزم،تو شرایطی غیر از این
‫خیلی خوب جواب میداد.

423
00:23:23,066 --> 00:23:25,517
‫این غیر قابل باوره.

424
00:23:25,554 --> 00:23:29,743
‫من پول کلوپِ استریپ رو دارم
‫که گذاشتم تو بانک...

425
00:23:29,778 --> 00:23:33,115
‫و مایک ترجیح داده از شما قرض بگیره؟

426
00:23:35,604 --> 00:23:39,547
‫من تقریباً سر شوهرم فریاد میکشم
‫شاید بخوای عقب بایستی.

427
00:23:39,908 --> 00:23:41,547
‫نه،نه،نه ،نه.

428
00:23:41,581 --> 00:23:43,997
‫من یک فکر بهتری دارم.

429
00:23:45,830 --> 00:23:47,080
‫رسیدی.

430
00:23:47,082 --> 00:23:48,747
‫سلام.

431
00:23:48,984 --> 00:23:51,507
‫- سلام،آقای اسکاوو.
‫- پرواز چطور بود؟

432
00:23:51,542 --> 00:23:53,694
‫وحشتناک،تاخیر داشت.

433
00:23:53,696 --> 00:23:55,174
‫آشفتگی بود.

434
00:23:55,176 --> 00:23:57,229
‫غذا تمام کرده بودند.

435
00:23:57,231 --> 00:24:01,394
‫و منم یک ورق پوشیده از قلع که داخلش
‫غذا باشه اینجا نمیبینم.

436
00:24:01,395 --> 00:24:04,418
‫یکی بود،اما یکی از پنجاه بچه مون
‫ترتیبش رو داد.

437
00:24:04,419 --> 00:24:06,149
‫لعنتی!

438
00:24:06,184 --> 00:24:07,663
‫خیلی خوب،آروم.

439
00:24:07,665 --> 00:24:12,173
‫لینت،نه،من گرسنه ام. میدونی وقتی
‫سر کار میرفتی همیشه برای غذا منتظرت میموندم.

440
00:24:12,184 --> 00:24:13,085
‫اوه،درسته.

441
00:24:13,087 --> 00:24:15,339
‫تو توی این هشت ماه خیلی
‫با ملاحظه بودی.

442
00:24:15,341 --> 00:24:18,500
‫متاسفم،دائم فراموش میکنم،تو فقط
‫تنها کسی هستی که تا حالا حامله شده.

443
00:24:18,519 --> 00:24:21,970
‫آروم،آروم،الان یک پیتزا
‫سفارش میدیم.

444
00:24:22,005 --> 00:24:24,965
‫و یک ساعت صبر کنم؟فراموشش کن
‫برای خودم غذا درست میکنم.

445
00:24:24,967 --> 00:24:28,972
‫۶،۷،۸،۹

446
00:24:29,006 --> 00:24:31,798
‫هی،اشکالی نداره،من خوبم.

447
00:24:31,834 --> 00:24:34,256
‫هیچی اینجا نیست.

448
00:24:34,290 --> 00:24:36,325
‫بیخیال لینت،تو امروز فروشگاه هم نرفتی؟

449
00:24:36,336 --> 00:24:37,320
‫۱۶،۱۷...

450
00:24:37,335 --> 00:24:39,036
‫عزیزم،شاید بخوای
‫صدات رو یک کم بیاری پایین.

451
00:24:39,038 --> 00:24:43,268
‫من در طول دو روز تو سه تا شهر بودم
‫فکرش رو بکن وقت نکردی یک فروشگاه بری.

452
00:24:43,280 --> 00:24:44,781
‫۲۱،۲۲...

453
00:24:44,782 --> 00:24:46,378
‫داره چه غلطی میکنه؟

454
00:24:46,380 --> 00:24:48,129
‫ادی،چیزی نیست.

455
00:24:48,164 --> 00:24:50,384
‫- ۲۳،۲۴،۲۵...
‫- بهش بگو دست نگهداره.

456
00:24:50,419 --> 00:24:52,164
‫۲۶،۲۷

457
00:24:52,177 --> 00:24:54,835
‫خیلی خوب تو باید منو ببوسی،بیا.

458
00:24:54,836 --> 00:24:56,880
‫خیلی خوب،بیا،ما با هم خوبیم
‫ما با هم خوبیم،اون دوستم داره.

459
00:24:56,916 --> 00:24:59,741
‫اون دوستم داره.

460
00:25:05,527 --> 00:25:08,928
‫بعداً در اینباره حرف میزنیم.

461
00:25:18,568 --> 00:25:20,898
‫پس ادی به پسرمون حمله کرد؟

462
00:25:20,933 --> 00:25:23,029
‫خیلی خوب من از کلمه ی حمله استفاده
‫کردم اما با ح کوچیک.

463
00:25:23,031 --> 00:25:26,968
‫باشه،همین دیگه،میخوام بره
‫و این بره با " ب" بزرگه.

464
00:25:27,003 --> 00:25:30,259
‫ببین،ادی یک دانش آموز خارجی
‫از فرانسه نیست.

465
00:25:30,295 --> 00:25:36,050
‫اون تو یک خونه ی بد رشد کرده
‫باید قبول کنیم یک مقدار... مشکل داره.

466
00:25:36,208 --> 00:25:41,633
‫پس اگر هر بار صدام رو روی تو بلند کنم
‫اون بخواد منگنه م کنه باید تعجب کنم؟

467
00:25:41,643 --> 00:25:44,931
‫من نمیفرستمش تا برگرده با اون زن
‫زندگی کنه،تام.

468
00:25:46,789 --> 00:25:49,222
‫نظرت در مورد مشاوره چیه؟
‫شاید کمک کنه.

469
00:25:49,257 --> 00:25:51,245
‫حالا باید پول برای مشاوره ی اونهم بدیم؟

470
00:25:51,269 --> 00:25:54,634
‫باشه،یک فکر بود. نظرت درباره اینکه
‫هیچکدومتون سرم فریاد نکشید چیه؟

471
00:25:54,647 --> 00:25:57,150
‫چه ایده ای
‫همه با لینت مهربان باشید.

472
00:25:57,720 --> 00:25:58,879
‫باشه.

473
00:25:58,880 --> 00:26:01,018
‫مشاوره رو امتحان میکنیم.

474
00:26:01,808 --> 00:26:05,165
‫در طول تمام این هفته ها،حرفهای سم
‫در مورد چگونه مردن مادرش بوده.

475
00:26:05,177 --> 00:26:10,752
‫و در تمام این مدت،تو اون فروشگاه داشته
‫لباس زیر و کنسرو تو قفسه ها میچیده.

476
00:26:10,885 --> 00:26:14,494
‫بگمونم شناخت من از سم درست بود
‫تو همین رو نگفتی؟

477
00:26:14,530 --> 00:26:16,689
‫درباره ی نگاهِ حسرت آمیز
‫چی گفتم؟

478
00:26:16,946 --> 00:26:21,898
‫این چیزیه که من نشنیدم،داشتم
‫به این فکر میکردم چقدر حق با من بود.

479
00:26:23,009 --> 00:26:25,057
‫باشه،بس میکنم،میدونم
‫تو ناراحتی.

480
00:26:25,069 --> 00:26:28,903
‫نمیدونی وقتی سم اولین بار پیداش شد
‫این احساس رو داشتم...

481
00:26:28,916 --> 00:26:33,335
‫که قطعه ای از رکس برگشته
‫فوق العاده بود.

482
00:26:33,336 --> 00:26:37,832
‫اما این مجبورم کرد بیاد بیارم که رکس
‫هم یک دروغگو بوده.

483
00:26:46,282 --> 00:26:48,921
‫ببخشید،مزاحم شدم؟

484
00:26:51,631 --> 00:26:53,584
‫اورسون،میشه ما رو لطفاً ببخشی؟

485
00:26:53,621 --> 00:26:55,231
‫البته.

486
00:26:59,758 --> 00:27:01,539
‫همه چیز مرتبه؟

487
00:27:01,576 --> 00:27:03,083
‫راستش،سم...

488
00:27:03,119 --> 00:27:05,483
‫صبر کن،صبر کن،هنوز اینجام.

489
00:27:08,434 --> 00:27:11,141
‫امروز برگشتم به سوپر مارکت.

490
00:27:17,933 --> 00:27:20,434
‫فکر کنم شما با مادرم ملاقات کردید.

491
00:27:21,756 --> 00:27:23,951
‫چرا گفتی که اون مرده؟

492
00:27:23,952 --> 00:27:26,878
‫برای من... مرده.

493
00:27:26,880 --> 00:27:29,963
‫پس قبول داری ،دروغ گفتی؟

494
00:27:31,134 --> 00:27:35,347
‫بهتون گفت،نامه ای که پدرم نوشته بود
‫و در اون التماس کرده بود...

495
00:27:35,349 --> 00:27:37,005
‫تا بگذاره با اون زندگی کنم رو
‫پیدا کردم؟

496
00:27:37,006 --> 00:27:39,224
‫این یک بهانه ی بیخوده.

497
00:27:39,261 --> 00:27:40,733
‫چهار سالم بود.

498
00:27:40,770 --> 00:27:45,464
‫پدرم گفته بود تمام مزایایی که اون نمیتونه
‫بهم بده،فراهم کنه اما مادرم اجازه نداده بود.

499
00:27:45,466 --> 00:27:47,802
‫اون دوستت داشته،میخواسته
‫پیش اون باشی...

500
00:27:47,804 --> 00:27:49,491
‫اون باید برام بیشتر درخواست میکرد!

501
00:27:49,493 --> 00:27:53,071
‫اندرو برای کریسمسها دوچرخه میگرفت
‫و برای روز تولدش تلویزیون...

502
00:27:53,072 --> 00:27:55,978
‫من مجبور بودم روی تریلر بشینم
‫و با دستکش تکالیفم رو انجام بدم...

503
00:27:55,979 --> 00:27:58,828
‫چون مادرم توانایی پرداختِ هزینه ی
‫گرمایش رو نداشت.

504
00:27:58,830 --> 00:28:03,831
‫اگر اون دوستم میداشت،اجازه میداد
‫طوری زندگی کنم که لیاقتش رو داشتم.

505
00:28:12,488 --> 00:28:13,790
‫من...

506
00:28:13,825 --> 00:28:16,086
‫دارم میرم...

507
00:28:16,123 --> 00:28:19,892
‫با شوارتزمن درباره ی جشن
‫تکلیف پسرش صحبت کنم.

508
00:28:19,894 --> 00:28:24,336
‫اگر میخواهید بعداً لیست غذا رو بررسی
‫کنید، با خبرم کنید.

509
00:28:32,889 --> 00:28:34,407
‫سلام!

510
00:28:34,655 --> 00:28:36,364
‫چطور پیش رفت؟

511
00:28:36,399 --> 00:28:38,331
‫- تا حدی عجیب بود،ولی خوب بود
‫- واقعاً؟

512
00:28:38,332 --> 00:28:40,281
‫فکر کنم امروز
‫کارت خیلی خوب بود،ادی.

513
00:28:40,373 --> 00:28:42,711
‫حالا دستشویی پایین راهرو هست
‫درب دوم سمت راست

514
00:28:42,725 --> 00:28:44,861
‫من اینجام.

515
00:28:46,677 --> 00:28:49,964
‫خوب شما گفتید کار خوب
‫معنیش اینه که موفقیت آمیزه؟

516
00:28:49,981 --> 00:28:56,797
‫معنیش اینه که،ادی با مشکلات و مسائلی
‫درگیره و زمان میبره تا روی اونها کار کنیم.

517
00:28:56,823 --> 00:29:00,731
‫خیلی خوب،چه مدت دیگه با
‫ساعتی ۱۳۰ دلار قراره زمان ببره؟

518
00:29:00,742 --> 00:29:03,979
‫خوب،این میتونه خیلی سریعتر پیش بره
‫اگر بتونیم مادرش رو بیاریم اینجا...

519
00:29:03,988 --> 00:29:07,813
‫اما اون ظاهراً فکر میکنه امکان نداره
‫مادرش اینو قبول کنه.

520
00:29:07,815 --> 00:29:12,282
‫واقعاً؟اگر فکر میکنید کمکی خواهد کرد
‫میتونم بیارمش اینجا.

521
00:29:12,317 --> 00:29:14,707
‫عالی میشه.

522
00:29:14,820 --> 00:29:16,841
‫باشه،و بعدش...

523
00:29:16,876 --> 00:29:19,754
‫بعدش همه چیز مرتب میشه
‫درسته؟

524
00:29:20,968 --> 00:29:23,216
‫اجازه بدید اول مادرش بیاد اینجا.

525
00:29:37,924 --> 00:29:39,465
‫باربارا؟

526
00:29:39,467 --> 00:29:42,140
‫منم لینت اسکاوو.

527
00:29:49,511 --> 00:29:52,561
‫باربارا، باید در مورد ادی صحبت کنیم.

528
00:30:03,635 --> 00:30:04,833
‫سلام.

529
00:30:04,869 --> 00:30:07,439
‫شما دنبالِ باربارا ارلوفسکی میگردی؟

530
00:30:07,474 --> 00:30:09,273
‫بله،شما میدونید کجاست؟

531
00:30:09,275 --> 00:30:13,117
‫نه،چند روزیه هیچکس اون رو ندیده
‫و اتومبیلش هنوز اینجاست.

532
00:30:13,199 --> 00:30:14,672
‫عجیبه.

533
00:30:23,072 --> 00:30:25,093
‫سلام.

534
00:30:26,420 --> 00:30:30,703
‫شایعه ی احمقانه ای این اطراف پیچیده
‫که شما یکچیزی برای من دارید.

535
00:30:30,717 --> 00:30:33,698
‫فقط یک عذرخواهی.

536
00:30:34,496 --> 00:30:39,351
‫خوب،اگر همراه با یکی از کیک هاتون
‫باشه میتونم همین الان قبول کنم.

537
00:30:39,353 --> 00:30:41,245
‫اندرو.

538
00:30:45,020 --> 00:30:46,758
‫ارسون در باره ی سم بهم گفت.

539
00:30:46,794 --> 00:30:50,491
‫از همون اول حق با تو بود
‫اصلاً نباید بهش اعتماد میکردم.

540
00:30:52,073 --> 00:30:55,671
‫در حال حاضر،حتی به کیک هم
‫احتیاجی ندارم.

541
00:30:55,796 --> 00:30:59,805
‫و حالا که این مشکل بر طرف شد
‫با سم میخوایم چکار کنیم؟

542
00:30:59,841 --> 00:31:01,931
‫خیلی راحت،از شرش خلاص میشیم.

543
00:31:01,967 --> 00:31:04,708
‫فکر نمیکنم به این راحتی باشه.

544
00:31:04,744 --> 00:31:06,662
‫چرا که نه؟

545
00:31:06,698 --> 00:31:11,083
‫من چهره ای از اون رو دیشب دیدم
‫که هرگز پیش از این ندیده بودم...

546
00:31:11,120 --> 00:31:21,946
‫و اگر کاملاً روراست باشم
‫ازش ترسیدم.

547
00:31:25,302 --> 00:31:28,045
‫سلام،سوزان! ممنون که برای شام
‫دعوتمون کردی.

548
00:31:28,081 --> 00:31:30,245
‫خوب،راستش شام فقط
‫یک بهانه بود...

549
00:31:30,246 --> 00:31:31,852
‫میخواستم بهتون یکچیزی نشون بدم.

550
00:31:31,853 --> 00:31:35,284
‫خدای من! تو یک پیانو خریدی؟

551
00:31:35,320 --> 00:31:38,784
‫بله! و میخواستم شما
‫اولین کسانی باشید که میبینش.

552
00:31:38,820 --> 00:31:44,457
‫- وای... بنظر خیلی قیمتی میاد.
‫- سی هزار دلار...

553
00:31:44,944 --> 00:31:48,799
‫بعلاوه ی تحویل و مالیات
‫و هزینه ی سالی دوبار کوک کردنش.

554
00:31:48,801 --> 00:31:50,706
‫اما مایک ناراحت میشه.

555
00:31:50,707 --> 00:31:54,278
‫- یک لطفی بکنید،نگذارید بفهمه که شما
‫میدونید قیمتش چقدره... -چرا که نه؟

556
00:31:54,279 --> 00:31:57,102
‫اون فکر میکنه این خودنمایی است
‫و یک کم خجالت میکشه.

557
00:31:57,104 --> 00:32:01,365
‫در حقیقت،دائم داره به همه میگه که این
‫از خاله ی مرحومم به من ارث رسیده...

558
00:32:01,376 --> 00:32:03,031
‫پس فقط همراهی کنید.

559
00:32:03,033 --> 00:32:04,439
‫سلام،بچه ها،ببخشید دیر کردم.

560
00:32:04,440 --> 00:32:06,596
‫اشکالی نداره،عزیزم
‫میرم یک نگاه به شام بندازم.

561
00:32:06,598 --> 00:32:08,296
‫میریم یک نگاه به شام بندازیم.

562
00:32:09,900 --> 00:32:13,188
‫رفیق،باید با هم حرف بزنیم
‫یک پیانو؟

563
00:32:13,190 --> 00:32:15,771
‫خدایا،درباره ی اون نگران نباش
‫ما اون رو نخریدیم.

564
00:32:15,773 --> 00:32:17,978
‫سوزان از خاله ی مرحومش
‫به ارث برده.

565
00:32:18,834 --> 00:32:22,502
‫وای،بدون هیچ چشمک زدنی

566
00:32:22,504 --> 00:32:26,119
‫کسی نمیخواد تو چیدن میز کمکم کنه؟

567
00:32:26,120 --> 00:32:27,080
‫کارلوس کمک میکنه.

568
00:32:27,081 --> 00:32:29,857
‫اوه،عالیه. و،مایک،شاید تو با گبی
‫بتونید شراب بیارید.

569
00:32:33,297 --> 00:32:35,869
‫پس تو و کارلوس هیچ نقشه ی بزرگی
‫برایِ تابستان ندارید؟

570
00:32:35,871 --> 00:32:37,692
‫هیچ سفری نمیرید؟

571
00:32:41,076 --> 00:32:42,972
‫گبی؟

572
00:32:45,251 --> 00:32:47,049
‫اوه،متاسفم،متاسفم

573
00:32:47,985 --> 00:32:52,618
‫ببین،اگر احتیاج داری حرف بزنی
‫سوزان تو اون اتاق دیگه است.

574
00:32:53,540 --> 00:32:56,267
‫فکر کنم کارلوس یک رابطه ی
‫نا مشروع داره.

575
00:32:56,269 --> 00:32:58,768
‫چی؟چرا باید همچین فکری بکنی؟

576
00:32:58,770 --> 00:33:03,023
‫چون بتازگی کارهای واقعاً مخفیانه ای
‫کرده و وقتی با مدیر تجاریمون حرف زدم...

577
00:33:03,071 --> 00:33:06,261
‫متوجه شدم ۵۰۰۰۰ دلار
‫از حسابمون کم شده.

578
00:33:06,262 --> 00:33:09,665
‫خوب،مطمئنم براش توضیح
‫خوبی وجود داره.

579
00:33:09,667 --> 00:33:11,323
‫بله،وجود داره.

580
00:33:11,324 --> 00:33:14,620
‫بهش میگن لباس گرانقیمت
‫و اتاق هتل برای یک زن.

581
00:33:14,622 --> 00:33:17,866
‫نه،نه،نه،من مطمئنم که تو
‫همه چیز رو اشتباه گرفتی.

582
00:33:18,888 --> 00:33:21,404
‫صبر کن یک دقیقه،تو داری روی
‫کارهاش سرپوش میگذاری؟

583
00:33:21,405 --> 00:33:23,028
‫نه،من...

584
00:33:23,030 --> 00:33:25,608
‫چونکه من موبایلش رو بلند کردم
‫تا ببینم با کی حرف میزنه...

585
00:33:25,610 --> 00:33:27,999
‫و دیدم یک صد باری با خونه ی شما
‫تماس گرفته.

586
00:33:28,000 --> 00:33:29,574
‫خوب،اون اصلاً با من صحبت نکرده.

587
00:33:29,576 --> 00:33:32,752
‫واقعاً؟خوب،دفعه ی بعد که
‫باهات صحبت نکرد...

588
00:33:32,753 --> 00:33:35,691
‫شاید دلت بخواد بهش
‫اسم وکیل طلاقت رو بدی.

589
00:33:37,749 --> 00:33:40,280
‫خیلی خوشحالم شماها امشب
‫وقت آزاد داشتید.

590
00:33:40,282 --> 00:33:42,936
‫خیلی وقته دلمون میخواست
‫اینکار رو بکنیم... اوه خدای من!

591
00:33:42,938 --> 00:33:46,729
‫- چی شده؟
‫- گوشوارم،گم شد،لعنتی!

592
00:33:46,730 --> 00:33:49,810
‫- تازه امروز گرفتمشون.
‫- مطمئنم همین جاهاست.

593
00:33:49,811 --> 00:33:51,992
‫اوه! ایناهاش!

594
00:33:52,557 --> 00:33:56,184
‫نزدیک بود سه هزار دلار از دست بدم.

595
00:33:56,186 --> 00:33:58,441
‫تو گوشواره ی ۳۰۰۰ دلاری خریدی؟

596
00:33:58,442 --> 00:34:00,303
‫اوه،البته که نه.

597
00:34:00,305 --> 00:34:04,403
‫مایک خرید،اون خیلی دست و دلبازه.

598
00:34:04,404 --> 00:34:06,566
‫مخصوصاً حالا که دوباره پولدار شدیم.

599
00:34:07,697 --> 00:34:14,744
‫میدونی کارلوس قبل از این اصلا توجه نکردم
‫تو یک پیشانیِ واقعاً رگه رگه داری.

600
00:34:18,108 --> 00:34:21,040
‫- هی رفیق،ما یک مشکل کوچیک داریم.
‫- شوخی نکن.

601
00:34:21,041 --> 00:34:23,736
‫صبر کن،خودت میدونی؟
‫گبی چیزی گفته؟

602
00:34:23,738 --> 00:34:25,561
‫نه،من همه رو از سوزان شنیدم.

603
00:34:25,563 --> 00:34:29,303
‫خوب،جوری که این دو تا صحبت میکنند
‫غیر منتظره نیست اما خوشبختانه حقیقت نداره.

604
00:34:29,304 --> 00:34:32,445
‫بیخیال،مایک،دست از دروغ گفتن بردار
‫این حقیقته،و ما هر دو اینو میدونیم.

605
00:34:32,547 --> 00:34:33,623
‫واقعاً؟

606
00:34:33,624 --> 00:34:36,307
‫ادای تعجب زده ها رو در نیار،خدایا
‫تمام این کارها یک اشتباه بود...

607
00:34:36,309 --> 00:34:37,546
‫هرگز نباید اون چک رو مینوشتم.

608
00:34:37,547 --> 00:34:40,877
‫تو پولش رو پرداخت کردی؟
‫اوه،پسر.

609
00:34:40,879 --> 00:34:43,225
‫شام آماده است.

610
00:34:44,102 --> 00:34:46,283
‫سوزان،همه چیز بوی خیلی خوبی داره.

611
00:34:46,284 --> 00:34:47,729
‫ممنون.

612
00:34:48,601 --> 00:34:51,174
‫کوفته قلقلی میخوای،کارلوس؟

613
00:34:51,176 --> 00:34:54,409
‫دو تا بزرگ و خوبش رو برات
‫اینجا دارم.

614
00:34:54,411 --> 00:34:57,017
‫نخیر،من خوبم.

615
00:34:58,618 --> 00:35:00,154
‫دیدم.

616
00:35:00,156 --> 00:35:01,627
‫چی رو دیدی؟

617
00:35:01,628 --> 00:35:04,143
‫تو سینه های سوزان رو دزدکی دید زدی.

618
00:35:04,145 --> 00:35:06,433
‫من داشتم به ماکارونی نگاه میکردم.

619
00:35:06,434 --> 00:35:08,875
‫سینه های سوزان فقط اتفاقی تاب خورد
‫و بهم نزدیک شد.

620
00:35:08,876 --> 00:35:10,526
‫گبی،دست از سر کارلوس بردار.

621
00:35:10,528 --> 00:35:13,385
‫اوه خدای من،تویی.

622
00:35:14,777 --> 00:35:15,797
‫ببخشید؟

623
00:35:15,799 --> 00:35:17,861
‫تو کسی هستی که کارلوس باهاش
‫رابطه ی نا مشروع داره.

624
00:35:17,862 --> 00:35:19,231
‫- چی؟
‫- چی؟

625
00:35:19,244 --> 00:35:24,569
‫کاملاً با عقل جور در میاد،این دلیلِ اون همه
‫تماس از موبایلت با این خونه بوده.

626
00:35:24,581 --> 00:35:25,609
‫تو به موبایل من نگاه انداختی؟

627
00:35:25,621 --> 00:35:28,797
‫بله،و خدا رو شکر که نگاه انداختم
‫فاحشه!

628
00:35:28,799 --> 00:35:33,134
‫قرار دادنِ بیشرمانه ی کوفته قل قلی هات
‫در مقابل صورت شوهر من.

629
00:35:33,135 --> 00:35:36,469
‫قرار دادنی در کار نبود،گاهی اوقات
‫خود بخود جابجا میشن.

630
00:35:36,471 --> 00:35:40,414
‫تو عقلت رو از دست دادی؟
‫من هیچ رابطه ای با سوزان ندارم.

631
00:35:40,415 --> 00:35:42,156
‫مایک،حرفم رو که باور میکنی؟درسته؟

632
00:35:42,158 --> 00:35:44,441
‫آره،گمان کنم.

633
00:35:44,443 --> 00:35:47,979
‫فقط... چرا اینهمه با اینجا تماس گرفتی؟

634
00:35:47,980 --> 00:35:50,949
‫تماس نگرفتم! من همیشه به
‫موبایلت زنگ میزنم.

635
00:35:50,951 --> 00:35:53,191
‫سوزان،یکچیزی بگو.

636
00:35:55,257 --> 00:35:57,840
‫فراموشش کن،کارلوس
‫شاید بهتره اعتراف کنیم.

637
00:35:59,811 --> 00:36:02,032
‫اعتراف به چی؟!

638
00:36:02,033 --> 00:36:04,878
‫تو نمیخواستی پول منو بگیری
‫وقتی به دردسر افتاده بودی

639
00:36:04,879 --> 00:36:07,838
‫و خوب،همیشه میدونستم که
‫کارلوس به من نظر داره...

640
00:36:07,840 --> 00:36:11,483
‫بنابراین بهش گفتم که اگر پول بهت
‫قرض بده،باهاش میخوابم.

641
00:36:11,520 --> 00:36:15,277
‫حرومزاده!

642
00:36:16,434 --> 00:36:18,343
‫من دست بهش نزدم.

643
00:36:18,344 --> 00:36:20,504
‫تمام کاری که من کردم کمکی به یک
‫دوست بوده تا برای خرید...

644
00:36:20,506 --> 00:36:22,666
‫گوشواره ی الماس و پیانوی بزرگ
‫منو بپیچونه.

645
00:36:22,668 --> 00:36:25,159
‫بهت گفتم که،پیانو یک هدیه
‫از خاله ی سوزان بوده!

646
00:36:25,160 --> 00:36:26,502
‫تو گوشواره ی الماس خریدی؟

647
00:36:26,504 --> 00:36:31,419
‫بله،با پنجاه هزار دلاری که
‫از کارلوس قرض گرفتی.

648
00:36:33,154 --> 00:36:35,667
‫- تو خبر داری؟
‫- بله!

649
00:36:35,669 --> 00:36:37,809
‫پس شما دو تا داشتین فقط...

650
00:36:37,810 --> 00:36:40,426
‫شما رو سر کار میگذاشتیم
‫بله.

651
00:36:41,965 --> 00:36:46,229
‫خوب،بهم بگو مایک،خیانت چه حسی
‫داره؟تحقیر آمیزه؟

652
00:36:46,274 --> 00:36:51,261
‫خوبه،چون فقط اینکار رو کردم تا
‫نشونت بدم چه حسی داره...

653
00:36:51,262 --> 00:36:55,792
‫وقتی کسی که قراره عاشقت باشه
‫بیشترین دروغ رو بهت بگه.

654
00:36:58,823 --> 00:37:01,726
‫خوب،من فقط اینکار رو کردم
‫چون کلبه ی اسکی میخوام.

655
00:37:06,543 --> 00:37:11,058
‫دائم دارم فکر میکنم چی میتونم بگم
‫تا بفهمی چقدر متاسف هستم.

656
00:37:13,881 --> 00:37:15,520
‫خوب،فهمیدم.

657
00:37:16,544 --> 00:37:19,427
‫و دنبال عذرخواهیِ دوباره ای نیستم.

658
00:37:21,750 --> 00:37:28,153
‫چیزی که دنبالشم اینه که قول بدی
‫هرگز دوباره چیزی رو از من پنهان نخواهی کرد.

659
00:37:29,582 --> 00:37:32,045
‫قسم میخورم.

660
00:37:33,571 --> 00:37:35,584
‫خوبه.

661
00:37:38,721 --> 00:37:41,915
‫پس همش همینه؟

662
00:37:41,917 --> 00:37:43,454
‫بله.

663
00:37:43,456 --> 00:37:46,613
‫مطمئنی نمیخوای راهنماییت کنم؟

664
00:37:46,614 --> 00:37:51,483
‫نه،فقط میخوام بفهمم ،کجای کار
‫قرار داریم و ایستادیم.

665
00:37:51,549 --> 00:37:54,541
‫اگر هر سئوالی داشته باشم
‫بعداً ازت خواهم پرسید.

666
00:38:20,445 --> 00:38:22,871
‫چرا بخوان عمداً تو رو بیهوش کنند؟

667
00:38:22,872 --> 00:38:24,710
‫حافظه ت بنظر خوب میاد

668
00:38:24,712 --> 00:38:27,499
‫این شبیه اینکه فکر کنی ناپلئونی نیست.

669
00:38:28,093 --> 00:38:30,376
‫تو که فکر نمیکنی ناپلئونی؟
‫درسته؟

670
00:38:30,377 --> 00:38:33,407
‫وقتی آوردنم یک مقدار ورم داشت

671
00:38:33,409 --> 00:38:36,662
‫فعلاً داره به جمجمه ام فشار میاره.

672
00:38:36,663 --> 00:38:38,854
‫میگن که بر طرف میشه.

673
00:38:42,636 --> 00:38:44,446
‫خوب،چه مدت طول میکشه تا
‫مرخص بشی؟

674
00:38:44,447 --> 00:38:45,866
‫دو روز.

675
00:38:45,868 --> 00:38:48,485
‫و تو میدونی کجا باید باشی؟

676
00:38:49,224 --> 00:38:51,003
‫پیش دنی.

677
00:38:51,004 --> 00:38:53,170
‫راستش تو فکرش بودم تا برش گردونم.

678
00:38:53,202 --> 00:38:54,591
‫امکان نداره.

679
00:38:54,613 --> 00:38:58,917
‫سه روز گذشته،و هیچ اتفاقی نیاُفتاده
‫به این فکر میکردم که تو اشتباه کردی.

680
00:38:58,929 --> 00:39:02,725
‫نه ،انجی،ما هیچ شانسی نداریم.

681
00:39:04,397 --> 00:39:06,359
‫بسیار خوب،میدونی چیه؟

682
00:39:06,361 --> 00:39:08,872
‫اگر من باید خودم شما رو از شهر
‫خارج کنم اینکار رو میکنم.

683
00:39:08,874 --> 00:39:11,168
‫نه ،نه ،نه
‫باشه ،باشه ،باشه.

684
00:39:11,180 --> 00:39:13,723
‫اگر این از خودکشیِ تو
‫جلوگیری میکنه...

685
00:39:13,735 --> 00:39:15,986
‫قول میدم دنی بمونه.

686
00:39:16,003 --> 00:39:17,678
‫متشکرم.

687
00:39:22,774 --> 00:39:25,795
‫تو راحت کوتاه میای
‫میدونستی؟

688
00:39:48,602 --> 00:39:51,447
‫سلام،انجی.

689
00:39:55,456 --> 00:39:58,328
‫بنظر از دیدنم غافلگیر نشدی.

690
00:40:00,562 --> 00:40:02,962
‫زحمت رفتن به طبقه ی بالا رو نکش.

691
00:40:02,997 --> 00:40:05,465
‫تفنگ رو قبلاً پیدا کردم.

692
00:40:09,897 --> 00:40:11,350
‫زودباش.

693
00:40:11,385 --> 00:40:16,025
‫بعد از این همه وقت باید چیزی باشه
‫تا بخوای بهم بگی.

694
00:40:16,069 --> 00:40:18,201
‫برو به جهنم.

695
00:40:19,985 --> 00:40:23,936
‫نمیتونی به چیزی اصلی تر از این
‫فکر کنی؟

696
00:40:26,962 --> 00:40:30,550
‫حدس میزنم همه این حومه نشینی بخاطر اینه
‫که مجبور نباشی به این بهم ریختگی فکر کنی.

697
00:40:30,562 --> 00:40:35,268
‫پس اون تو بودی
‫تو نیک رو زیر گرفتی.

698
00:40:35,277 --> 00:40:40,980
‫حرفم رو باور میکنی اگر بهت بگم
‫که اون یک تصادف بود؟

699
00:40:41,028 --> 00:40:43,822
‫دنی رو فرستادم تا بره
‫هرگز پیداش نخواهی کرد.

700
00:40:43,823 --> 00:40:48,953
‫اشکالی نداره،اونقدرها بهم نزدیک نیستیم
‫بنظر بخاطر اینکه تو از من دزدیدیش.

701
00:40:52,771 --> 00:40:54,629
‫میخوای من رو بکشی؟

702
00:40:55,628 --> 00:40:58,030
‫نه.

703
00:40:59,789 --> 00:41:01,559
‫زنده ی تو رو لازم دارم.

704
00:41:03,650 --> 00:41:06,240
‫تو میخوای یک لطفی بهم بکنی.

705
00:41:07,876 --> 00:41:09,663
‫چه لطفی؟

706
00:41:10,244 --> 00:41:12,104
‫میتونیم فردا صحبت کنیم؟

707
00:41:12,115 --> 00:41:16,863
‫دو روز خسته کننده برای جستجوی
‫خونه ی تو برای پیدا کردن اسلحه...

708
00:41:16,877 --> 00:41:18,550
‫و بدام انداختنت داشتم.

709
00:41:23,323 --> 00:41:24,731
‫پس...

710
00:41:24,733 --> 00:41:27,223
‫اتاق میهمان از کدوم طرف هست؟

711
00:41:27,224 --> 00:41:28,649
‫فکر میکنی اجازه میدم اینجا بمونی؟

712
00:41:28,651 --> 00:41:30,319
‫چطور میخوای جلوم رو بگیری؟

713
00:41:30,320 --> 00:41:34,673
‫اگر با پلیس تماس بگیری اونها
‫تو و پسر عاشق رو دستگیر میکنند.

714
00:41:34,675 --> 00:41:37,489
‫نمی ترسی تو خواب بِکُشَمِت؟

715
00:41:37,491 --> 00:41:39,038
‫انجی...

716
00:41:39,039 --> 00:41:44,767
‫اگر تو ۲۰ سالِ گذشته یکچیزی یاد گرفته باشیم
‫اینه که تو با کشتن مردم راحت نیستی.

717
00:41:48,722 --> 00:41:54,036
‫و اگر تصمیم گرفتی فرار کنی مطمئن شو برای
‫خداحافظی با نیک یک سر به بیمارستان بزنی...

718
00:41:54,067 --> 00:41:57,244
‫چون بعد از رفتن تو زیاد اونجا نمیمونه.

719
00:41:57,245 --> 00:41:59,504
‫پاتریک،خواهش میکنم بهش
‫صدمه ای نزن.

720
00:41:59,506 --> 00:42:03,777
‫فقط کاری که بهت گفتم بکن،عزیزم،منم
‫اجازه میدم هر دو تای شما زنده بمونید.

721
00:42:06,472 --> 00:42:09,189
‫مردان اسرار آمیز...

722
00:42:09,346 --> 00:42:14,054
‫وعده هایی میدهند که قصد
‫انجام آنرا ندارند.

723
00:42:17,026 --> 00:42:20,686
‫آنها دروغ میگویند تا به مقصود
‫خود برسند.

724
00:42:23,721 --> 00:42:27,852
‫آنها میتوانند خیلی بیشتر از آن که
‫بنظر می آیند خطرناک باشند.

725
00:42:29,125 --> 00:42:37,101
‫بله،مادران ما بما گفته اند،به مردانی که
‫نمیشناسیم نمیتوانیم اعتماد کنیم.

726
00:42:38,719 --> 00:42:43,240
‫و کسانی که میشناسیم؟

727
00:42:43,655 --> 00:42:53,294
‫خوب،به آنها هم همیشه نمیتوانیم
‫اعتماد کنیم.

728
00:42:56,387 --> 00:43:00,567
‫<font color="#۲۳b۷ee"> خرید بهترین فیلمها و سریالهای روز دنیا </font>
‫<font color="#e۷ee۲۳"> .::: SantaFilm ™ :::. </font>

