1
00:00:00,478 --> 00:00:01,476
‫آنچه گذشت

2
00:00:02,906 --> 00:00:05,483
‫لینت فهمید که قرار گذاشتن
‫با رییس تام...

3
00:00:05,483 --> 00:00:07,731
‫اگه ازت بخوام تام این هفته
‫چند شب کار داشته باشه

4
00:00:07,731 --> 00:00:08,244
‫این کار رو میکنی؟

5
00:00:08,244 --> 00:00:09,317
‫فقط لب تر کن

6
00:00:09,317 --> 00:00:11,024
‫مزایای خودش رو داره

7
00:00:11,024 --> 00:00:14,780
‫دارم تام رو برای یک سال
‫میفرستم بمبئی

8
00:00:14,780 --> 00:00:17,533
‫جولی یک تصمیم بزرگ برای
‫بچه اش گرفت

9
00:00:17,533 --> 00:00:19,253
‫میخوام نگه دارمش

10
00:00:19,253 --> 00:00:21,795
‫و پدر بچه هم متعهد شد

11
00:00:21,795 --> 00:00:23,474
‫کار میگیرم. کلاس میرم

12
00:00:23,474 --> 00:00:25,331
‫هر کاری لازم باشه میکنم

13
00:00:25,331 --> 00:00:26,820
‫کارلوس و گبی بحث کردن

14
00:00:26,820 --> 00:00:28,112
‫نمیذارم بیری گناهی رو...

15
00:00:28,112 --> 00:00:29,980
‫گردن بگیره که من انجام دادم

16
00:00:29,980 --> 00:00:32,363
‫بعد از اینکه بیری برای قتل
‫دستگیر شد

17
00:00:32,363 --> 00:00:34,999
‫این یکی از اون وقتهاییه که
‫بهترین کار...

18
00:00:34,999 --> 00:00:36,065
‫هیچ کار نکردنه

19
00:00:36,065 --> 00:00:38,238
‫ولی وکیل بیری مطمئن بود

20
00:00:38,238 --> 00:00:40,137
‫ایده جدیدی برای پرونده پیدا کردی؟

21
00:00:40,137 --> 00:00:42,185
‫چرا سر شام صحبتش رو نکنیم؟

22
00:00:42,185 --> 00:00:44,382
‫همونقدر که متقاعدکننده بود

23
00:00:49,029 --> 00:00:51,412
‫از وقتی که بیری دستگیر
‫شده بود

24
00:00:51,412 --> 00:00:55,495
‫طیف وسیعی از احساسات رو
‫تجربه کرده بود

25
00:00:57,954 --> 00:01:00,618
‫یک لحظه احساس تاسف میکرد

26
00:01:02,727 --> 00:01:05,246
‫یک لحظه عصبانی بود

27
00:01:07,638 --> 00:01:11,138
‫و بعد از همه اینها, احساس
‫شرمندگی میکرد

28
00:01:13,101 --> 00:01:15,360
‫ولی حالا که وقت دادگاهش
‫رسیده بود

29
00:01:15,360 --> 00:01:17,643
‫شروع کرده بود به

30
00:01:18,639 --> 00:01:20,447
‫یک کمی لرزیدن

31
00:01:22,422 --> 00:01:23,194
‫بیری! حالت خوبه؟

32
00:01:23,194 --> 00:01:26,074
‫آره. فقط این قضایای آوردن شاهد

33
00:01:26,074 --> 00:01:27,421
‫عصبی ام کرده

34
00:01:27,421 --> 00:01:28,969
‫گبی خیلی وقته اون توئه

35
00:01:28,969 --> 00:01:30,292
‫تریپ کارش درسته

36
00:01:30,292 --> 00:01:32,562
‫فقط میخواد مطمئن بشه همه ما
‫آماده ایم

37
00:01:34,851 --> 00:01:37,338
‫بالاخره اومدی. چقدر طول کشید
‫شوخی میکنی

38
00:01:37,338 --> 00:01:38,135
‫مثل آخرین باری که کارلوس

39
00:01:38,135 --> 00:01:40,636
‫صورتحساب کردیت کارتم رو دید
‫کباب شدم

40
00:01:40,636 --> 00:01:41,823
‫بعنوان شاهد

41
00:01:41,823 --> 00:01:43,857
‫درباره هر جزییاتی از اون شبی که
‫رومان سانچز...

42
00:01:43,857 --> 00:01:45,695
‫گم شده ازت میپرسن

43
00:01:45,695 --> 00:01:48,471
‫و ما نمیتونیم مرتکب
‫هیچ خطایی بشیم

44
00:01:48,471 --> 00:01:51,669
‫حالا...اون شب چند تا مهمون
‫شام بودن؟

45
00:01:52,171 --> 00:01:53,283
‫چهارده تا

46
00:01:53,283 --> 00:01:55,768
‫لباس بیری چه رنگی بود؟
‫قرمز

47
00:01:55,768 --> 00:01:57,753
‫تو آشپزخونه چه سسی سرو کرد؟

48
00:01:57,753 --> 00:01:59,126
‫این رو من میگم

49
00:01:59,951 --> 00:02:00,862
‫سس باربیکیو

50
00:02:00,862 --> 00:02:02,863
‫گبی از همه چیزایی که من بخاطرش
‫سرزنش میشم

51
00:02:02,863 --> 00:02:05,224
‫این ایده که من سس باربیکیو درست کنم

52
00:02:05,224 --> 00:02:06,173
‫برای مهمونی شام!؟

53
00:02:06,173 --> 00:02:07,428
‫درست میگی. متاسفم

54
00:02:07,428 --> 00:02:10,151
‫خیلی بدتر از اینه که بگم
‫تو آلجاندرو رو کشتی

55
00:02:12,993 --> 00:02:15,506
‫وایسا...آلجاندرو کیه؟

56
00:02:16,086 --> 00:02:17,728
‫باغبونم

57
00:02:17,728 --> 00:02:21,127
‫من همیشه با لهجه مکزیکی ام
‫گیج میکنم

58
00:02:21,127 --> 00:02:24,032
‫که البته اجازه دارم چون
‫مکزیکی ام

59
00:02:24,032 --> 00:02:27,500
‫من باید برم. تو اوضاعت خوب میشه

60
00:02:27,500 --> 00:02:29,052
‫البته. با حضور تو توی دادگاه

61
00:02:29,052 --> 00:02:30,333
‫چطور خوب نباشم؟

62
00:02:38,748 --> 00:02:40,895
‫اون تیکه رقص پروم
‫(یه نوع رقص دوران دبیرستان)

63
00:02:40,895 --> 00:02:41,547
‫چی بود اومدی؟

64
00:02:41,547 --> 00:02:43,008
‫ما در این باره بهت
‫هشدار دادیم

65
00:02:43,008 --> 00:02:44,667
‫تو هنوز دلت پیششه. مگه نه؟

66
00:02:44,667 --> 00:02:47,150
‫البته که نه. من کاملا روی
‫پرونده تمرکز کردم

67
00:02:47,150 --> 00:02:48,475
‫همین طور هم اون

68
00:02:50,617 --> 00:02:53,160
‫خیلی خوب باشه. من
‫چی کار باید بکنم؟

69
00:02:53,160 --> 00:02:56,430
‫اون باهوشترین, مهربونترین و
‫جذابترین مردیه که

70
00:02:56,430 --> 00:02:58,935
‫تا حالا دیدم

71
00:02:58,935 --> 00:03:01,329
‫البته این موضوع یک طرفه هم نیست

72
00:03:01,329 --> 00:03:04,116
‫اون هم به من علاقمندی هایی
‫نشون داده

73
00:03:04,116 --> 00:03:06,241
‫اوه بیری
‫و گذشته از اون, اگه من پس بزنمش

74
00:03:06,241 --> 00:03:07,905
‫ممکنه اونقدری بهش توهین بشه که

75
00:03:07,905 --> 00:03:10,872
‫دیگه کار پرونده ام رو درست انجام نده
‫آره؟

76
00:03:10,872 --> 00:03:13,245
‫یه چیزی به من میگه اون
‫نادیده میگیره

77
00:03:19,400 --> 00:03:22,644
‫بله. بعد از اینکه بیری دستگیر شد

78
00:03:22,644 --> 00:03:25,456
‫طیف وسیعی از احساسات رو داشت

79
00:03:28,029 --> 00:03:31,324
‫اما چیزی که انتظار نداشت
‫تجربه اش کنه

80
00:03:33,047 --> 00:03:34,787
‫حسادت بود

81
00:03:34,787 --> 00:03:38,788


82
00:03:38,788 --> 00:03:42,789


83
00:03:42,789 --> 00:03:47,184


84
00:03:47,184 --> 00:03:49,265
‫در مرکز زائمان فیرویو

85
00:03:49,265 --> 00:03:52,799
‫گفتگوهای معینی هست که شما
‫انتظار شنیدنش رو دارید

86
00:03:54,235 --> 00:03:57,306
‫صحبت درباره جادوی تغییرات بدن

87
00:03:57,306 --> 00:03:59,351
‫من رو ببین. شبیه یک گاو شدم

88
00:04:00,162 --> 00:04:02,441
‫زیبایی زائمان طبیعی

89
00:04:02,441 --> 00:04:05,637
‫محض اطلاع, دارم داروها رو میگیرم

90
00:04:06,150 --> 00:04:09,047
‫یا اهمیت تغذیه سالم

91
00:04:09,047 --> 00:04:10,919
‫یه چیپس بردار تا دستت رو قطع کنم

92
00:04:11,873 --> 00:04:15,475
‫ولی جولی خودش رو در حال
‫یک گفتگویی دید که

93
00:04:15,475 --> 00:04:18,363
‫باورم نمیشه بیری برای قتل
‫دادگاه داشته باشه

94
00:04:18,363 --> 00:04:22,077
‫یعنی بی خیال! قاتل ها
‫که پیش بند نمیپوشن

95
00:04:22,077 --> 00:04:25,221
‫نسبتا غیر قابل انتظار بود

96
00:04:25,221 --> 00:04:27,823
‫میدونم. مسخره ست
‫میدونی دیگه چی مسخره ست؟

97
00:04:27,823 --> 00:04:31,153
‫یکی که میخواد تو رو ریلکس کنه
‫با صحبت کردن درباره یک قتل

98
00:04:31,153 --> 00:04:33,201
‫راست میگی. متاسفم

99
00:04:33,201 --> 00:04:35,837
‫خوب تصور درباره چی ممکنه تو رو

100
00:04:35,837 --> 00:04:37,550
‫ریلکس کنه؟

101
00:04:37,550 --> 00:04:40,381
‫محکم بکوبم تو صورت پورتر
‫به خاطر دیر کردنش

102
00:04:40,381 --> 00:04:44,112
‫خوب تصور کردن رو بی خیال شو
‫چطوره دوباره

103
00:04:44,112 --> 00:04:45,742
‫اون چیزای مربوط به نفس کشیدن رو
‫امتحان کنیم

104
00:04:45,742 --> 00:04:48,829
‫نه. متنفرم از اون هی هی هی کردن

105
00:04:48,829 --> 00:04:49,802
‫مثل احمق ها

106
00:04:49,802 --> 00:04:51,728
‫میدونم. ولی موثره

107
00:04:51,728 --> 00:04:53,704
‫ریلکست میکنه وقتی
‫استرس میگیری

108
00:04:53,704 --> 00:04:55,957
‫خیلی خوب. آفرین همگی

109
00:04:55,957 --> 00:04:59,143
‫میخوایم دی وی دی نحوه
‫تولد رو نشون بدیم

110
00:04:59,817 --> 00:05:03,203
‫متاسفم

111
00:05:03,739 --> 00:05:05,642
‫باید قبل از اینکه برم
‫سرخ کن رو تمیز میکردم

112
00:05:05,642 --> 00:05:07,797
‫نگران نباش تازه بوی سیب زمینی
‫سرخ کرده هم میدی

113
00:05:07,797 --> 00:05:09,303
‫عاشق سیب زمینی سرخ کرده ام

114
00:05:11,581 --> 00:05:13,398
‫همه کلاس رو از دست دادی

115
00:05:13,398 --> 00:05:16,585
‫عالی بود. بذار بگم این دختر
‫میتونه تصور کنه

116
00:05:16,585 --> 00:05:18,627
‫برنامه ریزی کرده بودم زود بیرون بیام
‫ولی شیفت شروع شد

117
00:05:18,627 --> 00:05:20,483
‫و من مجبور بودم بگیرم
‫میخوای چی بگم؟

118
00:05:20,483 --> 00:05:22,091
‫میخوام بگی دفعه بعد به موقع میای

119
00:05:22,091 --> 00:05:24,571
‫برای کاری که ما بعنوان آماده بودن
‫برای بچه داشتن میکنیم

120
00:05:26,032 --> 00:05:27,954
‫بامزه نیست خانم دلفینو

121
00:05:27,954 --> 00:05:30,584
‫ببین. گفتم معذرت میخوام

122
00:05:30,584 --> 00:05:31,741
‫نکته اینه که من الان اینجام

123
00:05:31,741 --> 00:05:34,485
‫و ۱۰۰ درصد متمرکزم و آماده کمک

124
00:05:34,485 --> 00:05:35,728
‫فقط آروم باش

125
00:05:36,716 --> 00:05:39,529
‫و سر بچه نمایان میشه

126
00:05:50,148 --> 00:05:52,960
‫سلام. من بیری وندی کمپ هستم
‫میشه لطفا با تریپ صحبت کنم؟

127
00:05:53,755 --> 00:05:55,476
‫اوه. تنهایی ناهار میخورد؟

128
00:05:57,929 --> 00:06:01,925
‫اوه بله. با اون بلونده با
‫ماشین کروکش

129
00:06:01,925 --> 00:06:04,312
‫بله. درسته

130
00:06:04,312 --> 00:06:05,523
‫ممنون

131
00:06:09,192 --> 00:06:10,701
‫میدونم صحبت زیاده درباره اینکه

132
00:06:10,701 --> 00:06:12,395
‫تو دادگاه چی بپوشی

133
00:06:12,395 --> 00:06:15,619
‫پس من چند تا چیز برداشتم که
‫داد میزنن: اون بی گناهه

134
00:06:16,366 --> 00:06:17,616
‫نظرت چیه؟

135
00:06:18,273 --> 00:06:19,714
‫استریپ سفید و سیاه؟

136
00:06:19,714 --> 00:06:23,084
‫نکته خوبیه. نیازی نیست چیزی رو
‫تو ذهن هیئت منصفه القا کنیم

137
00:06:23,084 --> 00:06:24,522
‫این یکی چطور؟ یه جایی خوندم که

138
00:06:24,522 --> 00:06:27,153
‫هیچ کس وقتی این رو میپوشه
‫جرم و جنایتی انجام نمیده

139
00:06:27,153 --> 00:06:28,945
‫خوب
‫باشه. حق با توئه

140
00:06:28,945 --> 00:06:31,546
‫همیشه یکبار اولی هست. ولش کن

141
00:06:31,546 --> 00:06:32,905
‫این یکی چطور؟

142
00:06:32,905 --> 00:06:35,491
‫دوست داشتنیه. ولی من محکومم به
‫خوابیدن با

143
00:06:35,491 --> 00:06:37,426
‫ادمهای کاملا غریبه و کشتن اونها

144
00:06:37,426 --> 00:06:41,723
‫و قرمز رنگ خونه و فاحشه ها. فهمیدم

145
00:06:42,332 --> 00:06:44,263
‫نگران نباش. یه چیز دیگه
‫پیدا میکنیم

146
00:06:48,591 --> 00:06:49,860
‫بیری چیزی شده؟

147
00:06:50,463 --> 00:06:53,706
‫جدا از اینکه تا سه روز دیگه
‫باید به خاطر قتل تو دادگاه باشم, نه

148
00:06:53,706 --> 00:06:55,291
‫زندگی خوبه

149
00:06:55,291 --> 00:06:57,481
‫راحت باش. همه چی درست میشه

150
00:06:58,059 --> 00:07:00,597
‫و یادت باشه تو در اصل
‫بی گناهی

151
00:07:00,597 --> 00:07:02,140
‫هیئت منصفه همچین چیزایی رو
‫حس میکنه

152
00:07:02,140 --> 00:07:04,157
‫امیدوارم درست بگی
‫البته که میگم

153
00:07:04,157 --> 00:07:05,477
‫و تریپ هم که یه وکیل عالیه

154
00:07:05,477 --> 00:07:06,864
‫تو رو از این دردسر درمیاره

155
00:07:06,864 --> 00:07:10,318
‫فقط نگرانم اخیرا یخورده
‫حواس پرت شده

156
00:07:10,318 --> 00:07:11,951
‫بنظر من که خوب میاد

157
00:07:12,618 --> 00:07:13,850
‫یه سری لباس دیگه اون پشت دارم

158
00:07:13,850 --> 00:07:15,553
‫بذار برات بیارمشون

159
00:07:17,894 --> 00:07:19,641
‫خوب پیش میره بیری

160
00:07:19,641 --> 00:07:21,806
‫راستش, من اصلا نگران نیستم

161
00:07:28,585 --> 00:07:29,535
‫هند؟

162
00:07:29,535 --> 00:07:31,532
‫هند نه. گفت داره میره بمبئی

163
00:07:31,532 --> 00:07:33,562
‫تو هنده دیگه احمق جون

164
00:07:33,562 --> 00:07:36,082
‫چند وقت قراره بری؟
‫یکسال

165
00:07:36,082 --> 00:07:38,994
‫چی؟ بابا! اونوقت فارغ التحصیلی
‫کلاس هشتم من رو از دست میدی

166
00:07:38,994 --> 00:07:41,456
‫اینقدرا هم بد نیست. براش
‫عکس میفرستیم

167
00:07:41,456 --> 00:07:42,525
‫با اسکایپ حرف میزنیم

168
00:07:42,525 --> 00:07:44,701
‫پس باید به من با کامپیوتر رو یاد بده

169
00:07:44,701 --> 00:07:46,221
‫و تولد بچه من رو هم از دست میدی

170
00:07:46,221 --> 00:07:49,193
‫متاسفم بچه ها. خیلی با
‫رییسم حرف زدم

171
00:07:49,193 --> 00:07:52,246
‫ولی نظرش رو عوض نمیکنه
‫هیچ کاری از دست من برنمیاد

172
00:07:52,246 --> 00:07:54,539
‫گذشته از اون...فقط یک ساله

173
00:07:54,539 --> 00:07:55,945
‫به یه چشم بهم زدن میگذره

174
00:07:55,945 --> 00:07:57,174
‫بابایی نه

175
00:07:57,790 --> 00:07:59,435
‫نمیخوام بری

176
00:07:59,435 --> 00:08:01,234
‫میدونم. خیلی دوستت دارم
‫عزیزم

177
00:08:05,786 --> 00:08:07,850
‫بچه ها! میشه یه لحظه با
‫باباتون تنها باشم؟

178
00:08:07,850 --> 00:08:08,957
‫بله. حتما

179
00:08:08,957 --> 00:08:11,423
‫همه چی درست میشه

180
00:08:11,423 --> 00:08:13,635
‫این رو هم پشت سر میذاریم

181
00:08:14,519 --> 00:08:16,342
‫خودم هم نمیدونم چطوری این رو
‫پشت سر میذاریم

182
00:08:18,555 --> 00:08:20,473
‫جین چطوری با خبرا کنار اومد؟

183
00:08:20,473 --> 00:08:22,850
‫زمانبندی اش میتونست بهتر باشه

184
00:08:22,850 --> 00:08:25,447
‫الان دقیقا تو شرایط خوبی نیستیم

185
00:08:27,864 --> 00:08:30,580
‫شاید یه مدت جدایی براتون خوب باشه

186
00:08:31,773 --> 00:08:33,124
‫شاید

187
00:08:34,814 --> 00:08:36,183
‫این واقعا

188
00:08:36,707 --> 00:08:39,722
‫عجیبه این همه دور بودن

189
00:08:39,722 --> 00:08:43,133
‫میدونم. برای بچه ها خیلی
‫سخت میشه

190
00:08:44,211 --> 00:08:46,729
‫راستش داشتم درباره تو
‫حرف میزدم

191
00:08:49,515 --> 00:08:51,011
‫فکر نمیکنم تا حالا بیشتر از

192
00:08:51,011 --> 00:08:52,655
‫یک ماه جدا بودیم

193
00:08:53,555 --> 00:08:55,123
‫کی به من میگه چی کار کنم؟

194
00:08:55,123 --> 00:08:56,587
‫چه فکری کنم؟

195
00:08:57,413 --> 00:08:59,887
‫کفش هات رو درست پا کردی یا نه؟

196
00:09:00,912 --> 00:09:02,303
‫دقیقا

197
00:09:05,258 --> 00:09:07,026
‫واقعا دلم برات تنگ میشه

198
00:09:10,552 --> 00:09:11,757
‫من

199
00:09:15,284 --> 00:09:17,325
‫خیلی متاسفم

200
00:09:17,325 --> 00:09:18,517
‫چرا؟

201
00:09:19,197 --> 00:09:21,173
‫کاری از دست تو برنمیاد

202
00:09:44,685 --> 00:09:45,777
‫سلام

203
00:09:48,005 --> 00:09:49,535
‫دنبال تریپ میگردید؟

204
00:09:49,535 --> 00:09:52,927
‫بله
‫داره با قاضی سر پرونده من حرف میزنه

205
00:09:52,927 --> 00:09:54,452
‫منتظرش میمونم

206
00:10:01,660 --> 00:10:04,602
‫حالا دقیقا تریپ رو از کجا
‫میشناسی؟

207
00:10:04,602 --> 00:10:08,661
‫هر چند وقت من رو استخدام میکنه

208
00:10:09,170 --> 00:10:11,343
‫و طبیعت کار شما چیه؟

209
00:10:11,343 --> 00:10:13,639
‫واقعا نمیتونم بگم

210
00:10:13,639 --> 00:10:15,701
‫احتیاط لازمه کارمه

211
00:10:15,701 --> 00:10:18,948
‫بله متوجه ام. قسمتی از
‫احتیاط کاری شما

212
00:10:18,948 --> 00:10:21,164
‫ازلباس بیرون انداختنه(سینه هاتونه)؟

213
00:10:21,164 --> 00:10:24,432
‫ببخشید!؟
‫ببین. این محل کار اقای وستونه

214
00:10:24,432 --> 00:10:26,652
‫شاید بهتر باشه اون رو
‫تو محل کار خودتون ببینید

215
00:10:26,652 --> 00:10:30,202
‫شاید اتاق یک متل دورافتاده یا
‫گوشه خیابون

216
00:10:30,202 --> 00:10:32,563
‫داری من رو فاحشه خطاب میکنی؟

217
00:10:32,563 --> 00:10:35,504
‫خوب اگه بیرون انداختن سینه ها
‫یا در مورد شما..

218
00:10:35,504 --> 00:10:37,489
‫بسه. گند به تو خانم

219
00:10:37,489 --> 00:10:39,222
‫به تریپ بگو رو پرونده اش
‫کار نمیکنم

220
00:10:41,434 --> 00:10:43,027
‫لیندزی لیندزی

221
00:10:43,027 --> 00:10:45,427
‫تریپ؟
‫چه مسخره بازی ایه؟

222
00:10:45,427 --> 00:10:48,942
‫از من خواست بهت بگم رو این
‫پرونده کار نمیکنه

223
00:10:48,942 --> 00:10:50,346
‫کارش روی پرونده چی بود؟

224
00:10:50,346 --> 00:10:52,561
‫اون کاراگاه شخصیه

225
00:10:52,561 --> 00:10:55,118
‫که داشت روی یه سر نخ خیلی
‫بزرگ برامون کار میکرد

226
00:10:55,118 --> 00:10:57,996
‫چرا کنار کشید؟

227
00:10:57,996 --> 00:10:59,079
‫نمیدونم

228
00:11:01,309 --> 00:11:02,203
‫بهتره برم باهاش صحبت کنم

229
00:11:02,203 --> 00:11:05,761
‫نه. یعنی میدونی چقدر باید در مورد
‫بعضی زنها مراقب باشی

230
00:11:05,761 --> 00:11:08,734
‫ممکنه کوچکترین چیزا رو
‫به غلط تفسیر کنن

231
00:11:10,056 --> 00:11:11,325
‫من باهاش صحبت میکنم

232
00:11:16,107 --> 00:11:17,937
‫خوب نظرت چیه ساقدوش جان!؟

233
00:11:19,040 --> 00:11:20,128
‫قشنگه

234
00:11:21,102 --> 00:11:23,965
‫متوجهی که باید این رو
‫تو ملاء عام بپوشی؟

235
00:11:23,965 --> 00:11:25,144
‫مشکلی باهاش داری؟

236
00:11:25,144 --> 00:11:30,108
‫نه...فقط بنفش یجورایی
‫انتخاب شجاعانه ایه

237
00:11:30,108 --> 00:11:33,151
‫ناراحت نمیشی جلب توجه
‫داماد رو میکنه؟

238
00:11:33,151 --> 00:11:35,158
‫و آسمون و زمین رو!؟

239
00:11:35,158 --> 00:11:37,841
‫لی به لباس عروس من
‫نگاه کن

240
00:11:38,637 --> 00:11:40,871
‫همه این لباسها همه شون

241
00:11:40,871 --> 00:11:43,340
‫بابانوئل با گاری اسب تک شاخش

242
00:11:43,340 --> 00:11:45,355
‫نمیتونن جلب توجه رو از من وردارن

243
00:11:46,502 --> 00:11:47,964
‫لینت خوبی؟ مثل اینکه

244
00:11:47,964 --> 00:11:48,843
‫پیش ما نیستی

245
00:11:48,843 --> 00:11:51,071
‫فکر کنم هنوز تو شکه

246
00:11:51,071 --> 00:11:54,898
‫نه فقط همه این چیزای تام

247
00:11:54,898 --> 00:11:56,350
‫اوه لینت همه چی درست میشه

248
00:11:56,350 --> 00:11:59,387
‫بابای من همیشه تو سفر بود
‫من و خواهرم عادت کردیم

249
00:11:59,387 --> 00:12:02,912
‫اره. ولی گفت دلش واسه من
‫تنگ میشه

250
00:12:02,912 --> 00:12:05,869
‫واقعا؟ یکدفعه علاقمند شدم
‫چه عالی!

251
00:12:05,869 --> 00:12:08,703
‫و یه جوری میگفت که انگار

252
00:12:08,703 --> 00:12:11,000
‫قبلا هم دلش واسه من
‫تنگ شده

253
00:12:12,405 --> 00:12:13,971
‫تو میخوای چی کار کنی؟

254
00:12:13,971 --> 00:12:15,371
‫نمیدوم

255
00:12:15,371 --> 00:12:17,726
‫امکان نداره بذارم پاش به
‫اون هواپیمای بمبئی برسه

256
00:12:17,726 --> 00:12:20,801
‫اگه میخوای تو این لباس فیت بمونی
‫دست از اینا هم وردار

257
00:12:25,442 --> 00:12:26,950
‫لیندزی! سلام

258
00:12:26,950 --> 00:12:30,241
‫فکر کنم یه اشتباهی پیش اومده

259
00:12:30,241 --> 00:12:32,499
‫رد شو برو
‫فکر کنم لیاقتم همینه

260
00:12:32,499 --> 00:12:33,304
‫ولی اگر فقط میتونستم...

261
00:12:33,304 --> 00:12:36,948
‫دارم تجسس میکنم. بشین پایین

262
00:12:36,948 --> 00:12:39,641
‫اوه چه هیجانی! درباره
‫چی داریم تجسس میکنیم؟

263
00:12:40,555 --> 00:12:44,380
‫حالا دیگه هیچ چی

264
00:12:44,380 --> 00:12:46,367
‫من ۶ هفته ست منتظر این
‫متقلب عوضی ام

265
00:12:46,367 --> 00:12:47,433
‫که پرده اش رو باز بذاره

266
00:12:47,433 --> 00:12:48,682
‫متاسفم

267
00:12:50,445 --> 00:12:51,621
‫تریپ بهم گفت کجا تو رو
‫پیدا کنم

268
00:12:51,621 --> 00:12:55,793
‫چون میخواستم به خاطر رفتار
‫نامناسبم عذرخواهی کنم

269
00:12:55,793 --> 00:12:58,638
‫تو فقط داشتی کارت رو انجام میدادی
‫و من خیلی گستاخ بودم

270
00:12:58,638 --> 00:13:00,672
‫تو بیشتر از گستاخ بودی

271
00:13:00,672 --> 00:13:02,703
‫بله. بیمارگونه هم بودم

272
00:13:02,703 --> 00:13:05,542
‫نباید بهت میگفتم فاحشه

273
00:13:05,542 --> 00:13:07,630
‫یا به سینه هات توهین میکردم

274
00:13:07,630 --> 00:13:08,409
‫اونها دوست داشتنی اند

275
00:13:08,409 --> 00:13:09,415
‫نه

276
00:13:09,415 --> 00:13:13,503
‫اون رو نمیگم. تو از اون
‫خوشت میاد

277
00:13:14,527 --> 00:13:15,547
‫فکر کردی من دارم باهاش میخوابم

278
00:13:15,547 --> 00:13:16,549
‫و حسودی کردی

279
00:13:16,549 --> 00:13:18,967
‫من به تو یا تریپ حسودی نمیکنم

280
00:13:19,495 --> 00:13:20,572
‫ببینم "تو و تریپی" وجود داره؟

281
00:13:20,572 --> 00:13:23,117
‫اوه نه. اون شبیه ۱۰۰ ساله هاست

282
00:13:23,994 --> 00:13:25,597
‫ببین. من به پرونده ات برمیگردم

283
00:13:25,597 --> 00:13:28,422
‫و از اون حسادت احمقانه ات میگذرم

284
00:13:28,422 --> 00:13:29,952
‫فقط تقصیر تو نیست

285
00:13:31,970 --> 00:13:33,579
‫منظورت چیه؟ تریپ وکیل خوبیه

286
00:13:33,579 --> 00:13:34,690
‫بادقت گوش میکنه

287
00:13:34,690 --> 00:13:36,552
‫بهت میگه ازت حمایت میکنه

288
00:13:36,552 --> 00:13:38,934
‫موکل های خانم معمولا
‫اشتباه متوجه میشن

289
00:13:41,750 --> 00:13:43,800
‫خوب شاید این چیزیه که معمولا
‫پیش میاد

290
00:13:43,800 --> 00:13:45,907
‫ولی من معتقدم که واقعا
‫یه چیزی هست

291
00:13:45,907 --> 00:13:47,788
‫بین من و تریپ

292
00:13:47,788 --> 00:13:51,154
‫متاسفم. ولی من اون رو میشناسم
‫فقط درباره کارشه

293
00:13:51,154 --> 00:13:53,721
‫اون غرق پرونده توئه. نه خود تو

294
00:13:57,883 --> 00:14:00,638
‫پورتر درست میشه. به من اعتماد کن

295
00:14:00,638 --> 00:14:02,520
‫اوه حتما. کلاه ایمنی میذاره تا

296
00:14:02,520 --> 00:14:03,747
‫سرش نشکنه وقتی

297
00:14:03,747 --> 00:14:05,787
‫کله اش میخوره کف اتاق زائمان

298
00:14:05,787 --> 00:14:07,782
‫عزیزم. دارم بهت میگم

299
00:14:08,573 --> 00:14:11,903
‫وقتی یه مرد با تو میره اون تو, کلیک
‫میخوره

300
00:14:11,903 --> 00:14:15,270
‫اونها خون و این چیزا رو
‫میبینن

301
00:14:15,270 --> 00:14:17,958
‫و شروع میکنن به چشم
‫بازی ویدئویی بهش نگاه کردن

302
00:14:19,887 --> 00:14:22,152
‫حس بدی نسبت به این
‫موضوع دارم

303
00:14:24,255 --> 00:14:25,526
‫خوب میدونی چیه؟

304
00:14:27,615 --> 00:14:30,313
‫مایک تقریبا از هوش رفت
‫وقتی ویدئو رو دید

305
00:14:30,988 --> 00:14:33,853
‫و تو اتاق زائمان یخورده هم
‫میلرزید

306
00:14:33,853 --> 00:14:35,799
‫ولی همین که ام-جی متولد شد

307
00:14:36,929 --> 00:14:38,842
‫اون مثل سنگ محکم بود

308
00:14:42,121 --> 00:14:45,509
‫ام-جی اولین قدمش رو دقیقا
‫اونجا ورداشت

309
00:14:46,695 --> 00:14:48,166
‫ما خیلی هیجانزده بودیم

310
00:14:48,938 --> 00:14:51,280
‫بعد قدم بعدی اش رو درست
‫اونجا ورداشت

311
00:14:52,255 --> 00:14:54,005
‫با صورت خورد زمین

312
00:14:54,532 --> 00:14:57,646
‫داشت خونریزی میکرد و

313
00:14:57,646 --> 00:14:59,789
‫من دست پاچه شده بودم

314
00:15:00,620 --> 00:15:03,656
‫و مایک دقیقا میدونست چی کار کنه

315
00:15:06,202 --> 00:15:07,751
‫همیشه میدونست

316
00:15:07,751 --> 00:15:09,777
‫اوه مامان

317
00:15:14,150 --> 00:15:16,211
‫من خوبم

318
00:15:18,181 --> 00:15:21,565
‫فقط اینجا خیلی خاطره ازش دارم

319
00:15:24,735 --> 00:15:26,656
‫به هر حال

320
00:15:26,656 --> 00:15:30,226
‫نکته اینه که

321
00:15:30,226 --> 00:15:34,570
‫نباید درباره پورتر نگران باشی

322
00:15:34,570 --> 00:15:36,367
‫من فقط

323
00:15:36,367 --> 00:15:40,378
‫فکر میکنم دیگه خیلی
‫تو این فاز نیست

324
00:15:41,206 --> 00:15:43,667
‫که داره علاقه اش رو برای پدر بودن
‫از دست میده

325
00:15:43,667 --> 00:15:45,691
‫اون برای کلاس دیر کرد به
‫خاطر کارش

326
00:15:45,691 --> 00:15:46,860
‫باید تنبلی رو ازش بگیری

327
00:15:46,860 --> 00:15:48,288
‫فقط این نیست

328
00:15:48,288 --> 00:15:50,526
‫چند تا وقت دکتر رو هم نیومده

329
00:15:50,526 --> 00:15:55,219
‫و تور اتاق زائمان توی بیمارستان رو هم
‫از دست داد

330
00:15:55,219 --> 00:15:56,270
‫ما یه قراری داشتیم

331
00:15:56,270 --> 00:16:00,164
‫اون قرار بود بچه رو بزرگ کنه تا
‫من دانشگاهم تموم بشه

332
00:16:00,164 --> 00:16:02,785
‫ولی الان میترسم که

333
00:16:02,785 --> 00:16:05,186
‫همه اش از بین رفته باشه

334
00:16:16,241 --> 00:16:18,767
‫خوشمزه بود

335
00:16:18,767 --> 00:16:20,464
‫خوشحالم خوشت اومد

336
00:16:20,995 --> 00:16:22,638
‫شراب بیشتر؟

337
00:16:22,638 --> 00:16:24,406
‫لینت این سومین قرار ماست

338
00:16:24,406 --> 00:16:26,590
‫من یه ادم مطمئنم

339
00:16:28,351 --> 00:16:30,206
‫مشکلی هست؟ یه مقدار
‫عجیب رفتار میکنی

340
00:16:30,206 --> 00:16:31,716
‫اره یه چیزی هست

341
00:16:31,716 --> 00:16:33,912
‫میخوام یه لطف کوچولویی
‫به من بکنی

342
00:16:35,361 --> 00:16:39,285
‫لطفا تام رو به بمبئی نفرست

343
00:16:40,121 --> 00:16:42,753
‫حس عجیب غریبی داری

344
00:16:42,753 --> 00:16:44,427
‫میدونم. فقط...

345
00:16:44,427 --> 00:16:46,993
‫بچه ها ناراحتن و تام هم
‫درب و داغونه

346
00:16:46,993 --> 00:16:49,394
‫و فکر نکنم بتونم از پس اینا
‫بربیام

347
00:16:50,494 --> 00:16:52,238
‫خیلی خوب

348
00:16:52,238 --> 00:16:52,918
‫واقعا؟

349
00:16:52,918 --> 00:16:55,757
‫من نمیخواستم اون بره
‫فقط داشتم این کار رو برای تو میکردم

350
00:16:55,757 --> 00:16:57,308
‫به جاش مک گنس رو میفرستم

351
00:16:57,308 --> 00:16:58,484
‫اون پدرسوخته رفته رو اعصابم

352
00:16:58,484 --> 00:17:00,818
‫هفته پیش که من رو تو تنیس برد

353
00:17:00,818 --> 00:17:03,457
‫اوه ممنون

354
00:17:03,457 --> 00:17:06,783
‫خیلی متشکرم

355
00:17:07,383 --> 00:17:08,757
‫خوب...

356
00:17:08,757 --> 00:17:10,301
‫من به یه راه میتونم فکر کنم که

357
00:17:10,301 --> 00:17:12,189
‫تو سپاسگزاری ات رو نشون بدی

358
00:17:13,646 --> 00:17:16,735
‫شاید تویی که یه لیوان شراب دیگه
‫نیاز داری

359
00:17:16,735 --> 00:17:18,818
‫گرگ نه

360
00:17:18,818 --> 00:17:19,866
‫خیلی خوب. موضوع چیه؟

361
00:17:19,866 --> 00:17:23,925
‫من برای اون مرحله
‫آماده نیستم

362
00:17:23,925 --> 00:17:25,692
‫و نمیدونم که هیچ وقت
‫میتونم بشم یا نه

363
00:17:25,692 --> 00:17:26,655
‫هیچ وقت؟

364
00:17:26,655 --> 00:17:30,308
‫ببخشید...یکی دیگه هم هست

365
00:17:31,164 --> 00:17:32,605
‫تازه این رو فهمیدی؟

366
00:17:32,605 --> 00:17:37,191
‫نه نه. تازه فهمیدم که چقدر میخوام
‫این اثر کنه

367
00:17:37,705 --> 00:17:38,803
‫پس بذار رک بگم

368
00:17:38,803 --> 00:17:40,769
‫تو از من استفاده کردی تا
‫به همسر قبلی ات برسی

369
00:17:40,769 --> 00:17:42,614
‫و حالا داری من رو به خاطر یکی دیگه
‫میذاری کنار؟

370
00:17:42,614 --> 00:17:44,957
‫غیر قابل باوره

371
00:17:44,957 --> 00:17:47,015
‫غیر قابل باور

372
00:18:07,817 --> 00:18:08,999
‫و در خبرهای محلی

373
00:18:08,999 --> 00:18:12,540
‫دادگاه بیری وندی کمپ
‫برای فردا برنامه ریزی شده

374
00:18:12,540 --> 00:18:15,703
‫وندی کمپ متهم به کشتن
‫رومان سانچزه

375
00:18:15,703 --> 00:18:16,946
‫که جسدش زیر ساختمان سازی

376
00:18:16,946 --> 00:18:20,509
‫در جنگل چاپ من پیدا شده

377
00:18:23,385 --> 00:18:25,568
‫سلام. نتونستی بخوابی؟

378
00:18:25,568 --> 00:18:27,190
‫سلام. نه

379
00:18:28,493 --> 00:18:30,408
‫گفتم یه قدمی بزنم

380
00:18:32,462 --> 00:18:35,461
‫یادته آخرین باری که اینقدر تا دیر
‫با هم بیدار بودیم کی بود؟

381
00:18:36,627 --> 00:18:38,778
‫شبی که آلجاندرو رو دفن کردیم

382
00:18:39,775 --> 00:18:42,181
‫خدایا! اگر فقط میشد برگردیم عقب

383
00:18:44,748 --> 00:18:46,439
‫سلام

384
00:18:46,439 --> 00:18:48,265
‫تو هم مشکل خواب داری؟

385
00:18:48,265 --> 00:18:49,813
‫نه من بیدار شدم آب بخورم

386
00:18:49,813 --> 00:18:51,039
‫و از پشت پنجره دیدمتون

387
00:18:51,039 --> 00:18:52,479
‫تا این موقع دارید چی کار میکنید؟

388
00:18:53,055 --> 00:18:54,295
‫نمیتونیم بخوابیم به خاطر
‫دوستمون که

389
00:18:54,295 --> 00:18:56,925
‫داره فردا صبح به خاطر قتل
‫میره دادگاه

390
00:18:56,925 --> 00:19:00,245
‫اوه راحت باشید. بیری بیگناهه
‫و هیئت منصفه این رو میبینه

391
00:19:00,245 --> 00:19:02,391
‫هیئت منصفه اشتباه هم میکنه

392
00:19:02,391 --> 00:19:03,507
‫خوب میدونید. این کمکی به
‫بیری نمیکنه که

393
00:19:03,507 --> 00:19:05,293
‫بخوایم الان بدبین باشیم

394
00:19:05,293 --> 00:19:07,928
‫میدونی داشتم فکر میکردم ما چی کار کنیم
‫تا بهش کمک کنیم؟

395
00:19:08,946 --> 00:19:11,328
‫بریم پیش قاضی و حقیقت رو
‫بهش بگیم

396
00:19:11,328 --> 00:19:13,134
‫من هم دقیقا داشتم به همین
‫فکر میکردم

397
00:19:13,134 --> 00:19:15,532
‫واو واو واو. وایسید ببینم
‫اینجا چه خبره؟

398
00:19:15,532 --> 00:19:17,982
‫چیه حتی هیچ وقت از
‫ذهنت هم نگذشته؟

399
00:19:17,982 --> 00:19:19,575
‫ما یه نقشه ای داریم

400
00:19:19,575 --> 00:19:21,905
‫و اگه فقط یخورده دیگه نگه داریمش

401
00:19:21,905 --> 00:19:23,357
‫همه چیز به حالت نرمال برمیگرده

402
00:19:23,357 --> 00:19:25,155
‫و اگه بیری مجرم شناخته بشه چی. ها؟

403
00:19:25,155 --> 00:19:26,809
‫اون موقع چه خاکی تو سرمون بریزیم؟

404
00:19:26,809 --> 00:19:27,826
‫نمیدونم

405
00:19:27,826 --> 00:19:29,405
‫معلومه. حتی برات مهم هست؟

406
00:19:29,405 --> 00:19:30,090
‫لینت!

407
00:19:30,090 --> 00:19:32,997
‫خیلی خوب. دیر وقته

408
00:19:34,139 --> 00:19:36,739
‫بیاید فردا درباره اش صحبت کنیم

409
00:19:39,777 --> 00:19:42,244
‫من نمیفهمم. چرا شما
‫از من ناراحتید؟

410
00:19:42,753 --> 00:19:45,186
‫چون تو مشکل خوابیدن نداری

411
00:19:56,864 --> 00:19:59,990
‫نترس. فقط منم

412
00:20:03,504 --> 00:20:04,784
‫تریپ! تو اینجا چی کار میکنی؟

413
00:20:04,784 --> 00:20:06,160
‫نصفه شبه

414
00:20:06,160 --> 00:20:08,143
‫یه حسی داشتم که تو
‫ممکنه بیدار باشی

415
00:20:13,659 --> 00:20:15,217
‫لازمه درباره پرونده ام بحثی کنیم؟

416
00:20:15,217 --> 00:20:17,677
‫نه. درست برعکس

417
00:20:17,677 --> 00:20:20,066
‫دونات, فیلم کازابلانکا

418
00:20:20,066 --> 00:20:21,730
‫این یکی از فیلم های
‫مورد علاقه منه

419
00:20:21,730 --> 00:20:23,260
‫تو هم همینطور؟
‫هیچ وقت ندیدمش

420
00:20:23,260 --> 00:20:27,769
‫من بیشتر اهل گلفم

421
00:20:28,509 --> 00:20:30,593
‫اما یه حسی درباره تو داشتم

422
00:20:30,593 --> 00:20:32,212
‫ممکنه؟
‫حتما

423
00:20:34,785 --> 00:20:36,671
‫دادگاه من تا ۶ ساعت دیگه
‫شروع میشه

424
00:20:36,671 --> 00:20:38,858
‫واقعا این کاریه که ما باید بکنیم؟

425
00:20:39,452 --> 00:20:41,376
‫چیزی درباره ورزش میدونی؟

426
00:20:41,376 --> 00:20:42,803
‫نه بیشتر از اونی که مجبورم

427
00:20:42,803 --> 00:20:45,195
‫مثل این میمونه که بری تو
‫موقعیت یک قهرمان

428
00:20:45,195 --> 00:20:46,623
‫تمرین میکنی تا به اون
‫موقعیت برسی

429
00:20:46,623 --> 00:20:48,557
‫اما شب قبل از مسابقه اصلی

430
00:20:49,295 --> 00:20:50,851
‫فقط باید فراموشش کنی

431
00:20:51,368 --> 00:20:53,844
‫باورم نمیشه دارم وارد
‫این ماجرا میشم

432
00:20:53,844 --> 00:20:56,445
‫ولی اگه مجبور باشم

433
00:20:56,445 --> 00:20:58,182
‫فکر کنم چیزی که دارم میگم اینه که

434
00:20:58,182 --> 00:21:02,091
‫از همه کسایی که تو کل شهر
‫تو کل دنیا میتونست امشب بیاد

435
00:21:02,091 --> 00:21:04,734
‫خوشحالم که تو اومدی

436
00:21:04,734 --> 00:21:06,991
‫باید بفهمم معنی اش چیه؟

437
00:21:06,991 --> 00:21:08,995
‫فیلم رو شروع کن

438
00:21:12,809 --> 00:21:14,004
‫ممنون

439
00:21:32,479 --> 00:21:35,855
‫با حضور مردم, بیری وندی کمپ

440
00:21:35,855 --> 00:21:38,223
‫ما برای باز کردن پرونده شما
‫اینجاییم

441
00:21:38,223 --> 00:21:40,349
‫خانم استون! شما ادامه بدید

442
00:21:44,349 --> 00:21:47,141
‫چقدر ما واقعا دوستها و
‫همسایه هامون رو میشناسیم؟

443
00:21:47,141 --> 00:21:50,848
‫ماشین چمن زنی ما رو قرض میگیرن
‫تو جلسه اولیا و مربیان با ما شرکت میکنن

444
00:21:50,848 --> 00:21:53,286
‫برامون تن ماهی میارن

445
00:21:53,286 --> 00:21:55,165
‫ولی این پرونده توضیح میده که

446
00:21:55,165 --> 00:21:57,288
‫اونها رازهایی هم دارن

447
00:21:57,288 --> 00:22:00,511
‫رازهایی که از همسایه هاشون
‫پنهان میکنن

448
00:22:00,511 --> 00:22:04,788
‫رازهایی که میتونن یک محله ای مثل
‫ویستریا رو مسموم کنن

449
00:22:04,788 --> 00:22:08,774
‫خانم استون براش جالبه که ما
‫چقدر همسایه هامون رو میشناسیم

450
00:22:08,774 --> 00:22:10,937
‫در این پرونده همونطور که
‫به خوبی

451
00:22:10,937 --> 00:22:12,875
‫مشخص میشه

452
00:22:12,875 --> 00:22:14,665
‫دوستان بیری وندی کمپ به شما
‫خواهند گفت

453
00:22:14,665 --> 00:22:19,508
‫که اون اسطوره صداقت, درستی و
‫دلسوزیه

454
00:22:19,508 --> 00:22:22,086
‫بیری وندی کمپ معتاد به الکله

455
00:22:22,086 --> 00:22:25,080
‫زنی که اخلاقیات رو از دست داده

456
00:22:25,080 --> 00:22:27,856
‫مردای غریبه رو از بار
‫ورمیداره

457
00:22:27,856 --> 00:22:29,211
‫باهاشون سکس میکنه

458
00:22:29,211 --> 00:22:33,466
‫بدون هیچ یاداوری ای بیدار میشه

459
00:22:33,466 --> 00:22:37,045
‫اگه برداشتن مردم از بار جرمه

460
00:22:37,045 --> 00:22:41,610
‫ممکنه یکی یا دو تا مجرم
‫توی این دادگاه باشه

461
00:22:41,610 --> 00:22:45,285
‫رومان سانچز اغوا شده رو
‫میبره خونه اش

462
00:22:45,285 --> 00:22:47,352
‫از راه بدرش میکنه, با چماغ میزنش

463
00:22:47,352 --> 00:22:49,896
‫هیچ ارتباطی به هیچ وجه نیست

464
00:22:49,896 --> 00:22:52,424
‫بین موکل من و آقای سانچز

465
00:22:52,424 --> 00:22:54,865
‫اگر این خلاف قانون نیست که
‫با هر مردی بخوابی

466
00:22:54,865 --> 00:22:58,576
‫که برات مارتینی بخره, کشتن اونها
‫غیر قانونیه

467
00:22:58,576 --> 00:23:01,935
‫آیا بیری انتخاب های زیر سوالی
‫کرده؟ بله

468
00:23:01,935 --> 00:23:03,689
‫آیا اونها اون رو قاتل میکنن؟

469
00:23:04,255 --> 00:23:06,031
‫نه

470
00:23:06,031 --> 00:23:10,308
‫این اون رو انسان میکنه مثل همه ما
‫(که جایزالخطا ایم)

471
00:23:10,308 --> 00:23:13,709
‫این پرونده درباره زنی که
‫یه زندگی با راز داشته

472
00:23:14,214 --> 00:23:16,759
‫اما یک چیز درباره رازها وجود داره

473
00:23:16,759 --> 00:23:20,396
‫مثل جسدها: اونها همیشه
‫مدفون نمیمونن

474
00:23:25,093 --> 00:23:26,609
‫به برگر عالی بزرگ خوش آمدید

475
00:23:26,609 --> 00:23:28,305
‫سلام. من دنبال پورتر
‫اسکاوو میگردم

476
00:23:28,305 --> 00:23:29,207
‫کارش تموم شده؟

477
00:23:29,207 --> 00:23:31,180
‫نه داره تو قسمت تحویل کار میکنه

478
00:23:33,906 --> 00:23:36,930
‫اوه. فکر کردم فقط تا ۱ کار میکنه

479
00:23:36,930 --> 00:23:38,726
‫من شنیدم که میگفت شیفت بعد از ظهر رو
‫پوشش میده

480
00:23:38,726 --> 00:23:40,305
‫که اونهم تا ششه

481
00:23:40,305 --> 00:23:42,456
‫حالا میتونم چیزی برای خوردن بهتون بدم؟

482
00:23:43,018 --> 00:23:45,519
‫نه. فکر کنم یه چیزی بگیرم ببرم

483
00:23:48,239 --> 00:23:50,828
‫به برگر عالی بزرگ خوش آمدید
‫میتونم کمکتون کنم؟

484
00:23:50,828 --> 00:23:52,033
‫من یه ایده بهتری دارم

485
00:23:52,033 --> 00:23:54,667
‫چطوره که تو به مادر بچه ات
‫کمک کنی

486
00:23:54,667 --> 00:23:56,184
‫خانم دلفینو!؟

487
00:23:56,184 --> 00:23:58,162
‫خدایا! کس دیگه ای هم هست که

488
00:23:58,162 --> 00:23:59,733
‫چیزی که من گفتم رو
‫بتونه بگه؟

489
00:23:59,733 --> 00:24:01,219
‫نه. البته که نه

490
00:24:01,219 --> 00:24:02,929
‫پورتر! چرا جولی رو مجبور میکنی

491
00:24:02,929 --> 00:24:04,970
‫همه این کارها رو بدون تو
‫انجام بده؟

492
00:24:04,970 --> 00:24:07,666
‫من دارم خودم رو داغون میکنم تا
‫برای اون و بچه پول دربیارم

493
00:24:07,666 --> 00:24:09,072
‫سه تا کار رو دارم انجام میدم

494
00:24:09,072 --> 00:24:10,749
‫پس همین رو بهش بگو

495
00:24:10,749 --> 00:24:14,778
‫اون نگرانه که تو دیگه از بابا شدن
‫خوشت نمیاد

496
00:24:15,409 --> 00:24:18,142
‫دارم با دلقک حرف میزنم! خفه شید!

497
00:24:18,142 --> 00:24:20,262
‫میشه لطفا از پنجره بیاید
‫صحبت کنید؟

498
00:24:25,966 --> 00:24:28,091
‫ببینید خانم دلفینو

499
00:24:28,091 --> 00:24:30,175
‫من بسختی از دبیرستان فارغ التحصیل شدم

500
00:24:30,175 --> 00:24:32,727
‫دانشگاه نرفتم و این زمانیه که

501
00:24:32,727 --> 00:24:35,117
‫قراره به زودی بابا هم بشم

502
00:24:35,117 --> 00:24:37,688
‫تو همیشه میتونی بری دانشگاه

503
00:24:37,688 --> 00:24:38,559
‫کی؟

504
00:24:38,559 --> 00:24:40,731
‫همه میگن بچه داشتن چقدر هزینه داره

505
00:24:40,731 --> 00:24:43,973
‫با این پولی که من درمیارم, باید
‫تمام وقت کار کنم

506
00:24:43,973 --> 00:24:45,745
‫ببین. من میفهمم

507
00:24:45,745 --> 00:24:49,405
‫این حق جولی نیست که این کارها رو
‫بدون تو انجام بده

508
00:24:49,405 --> 00:24:52,312
‫کاملا موافقم. جولی همین جوریش هم
‫خیلی کوتاه اومده که

509
00:24:52,312 --> 00:24:54,953
‫گذاشته من تو زندگی این بچه باشم

510
00:24:54,953 --> 00:24:59,727
‫اما من تازه فهمیدم که
‫این مبادله بدی برای اون بوده

511
00:25:05,723 --> 00:25:07,799
‫نیگاش کن, عنکبوت زهردار با
‫ظاهر معمولی

512
00:25:07,799 --> 00:25:10,882
‫نوشته تو دو ماه با ۱۵ نفر خوابیده

513
00:25:10,882 --> 00:25:12,632
‫و همیشه مست بوده

514
00:25:12,632 --> 00:25:14,188
‫مثل دوران کالج میمونه

515
00:25:15,426 --> 00:25:17,649
‫ببخشیدا! ولی شما نمفهمید
‫چی دارید میگید

516
00:25:17,649 --> 00:25:19,251
‫شما حتی میشناسیدش؟

517
00:25:19,251 --> 00:25:21,614
‫راستش یکی از دوستام برای یه
‫مهمونی آورده بودش

518
00:25:21,614 --> 00:25:23,062
‫میگفت چشمهای حیله گری داشت

519
00:25:23,062 --> 00:25:24,779
‫کاملا حیله گر بنظر میان

520
00:25:24,779 --> 00:25:27,590
‫من میشناسمش و اون بی گناهه

521
00:25:27,590 --> 00:25:28,847
‫آره. فکر نمیکنم پلیس همینجوری بچرخه و

522
00:25:28,847 --> 00:25:30,313
‫آدمهای بی گناه رو دستگیر کنه

523
00:25:30,313 --> 00:25:32,252
‫باید یه کاری کرده باشه

524
00:25:32,252 --> 00:25:34,192
‫پس شما یه مقاله میخونید و

525
00:25:34,192 --> 00:25:35,737
‫فقط همینجوری, اون گناهکاره

526
00:25:35,737 --> 00:25:38,230
‫فقط ما نمیگیم. همه میگن
‫اون آدم رو کشته

527
00:25:38,230 --> 00:25:41,447
‫اون آخرین آدم توی این دنیاست که
‫بخواد کسی رو بکشه

528
00:25:41,447 --> 00:25:43,450
‫اون یک دوسته و یک مادر

529
00:25:43,450 --> 00:25:46,280
‫و محجوبترین آدمی که میشناسم

530
00:25:46,280 --> 00:25:47,540
‫و اون میمرد اگر میفهمید

531
00:25:47,540 --> 00:25:49,663
‫مردم دارن چطوری درباره اش
‫حرف میزنن

532
00:25:49,663 --> 00:25:51,403
‫خوب بهتره بهش عادت کنه

533
00:25:51,403 --> 00:25:56,279
‫اگه من هیئت منصفه بودم, برای مدت
‫خیلی طولانی مینداختمش زندان

534
00:26:00,747 --> 00:26:03,063
‫و با هر بازدم

535
00:26:03,063 --> 00:26:05,977
‫فشار رو از خودت بیرون کن

536
00:26:05,977 --> 00:26:10,355
‫و با هر دم, انرژی مثبت رو
‫وارد کن

537
00:26:11,209 --> 00:26:13,228
‫حالا تصور یک منظره...

538
00:26:13,228 --> 00:26:15,464
‫آرامش بخش رو میکنی

539
00:26:16,079 --> 00:26:19,749
‫اون چمن های زیبای کنار
‫ساختمون علوم

540
00:26:19,749 --> 00:26:21,529
‫تو کالجتون

541
00:26:21,529 --> 00:26:25,175
‫و داری بسمت آزمایشگاه شیمی
‫قدم میزنی

542
00:26:25,175 --> 00:26:28,639
‫برای تموم کردن تحقیق پایان نامه ات

543
00:26:28,639 --> 00:26:33,337
‫و حالا تو همون چمن ها, جشن
‫فارغ التحصیلی

544
00:26:33,337 --> 00:26:39,315
‫برای اینکه بالاخره مدرک دکترا
‫رو بگیری

545
00:26:39,315 --> 00:26:41,067
‫مامان! چی کار میکنی؟

546
00:26:42,392 --> 00:26:44,639
‫روز قبل داشتی درباره
‫دادگاه قتل حرف میزدی

547
00:26:44,639 --> 00:26:47,319
‫حالا درباره چیزایی که هیچ وقت
‫اتفاق نمیافته صحبت میکنی

548
00:26:48,070 --> 00:26:50,077
‫من فکر میکنم میافته

549
00:26:50,077 --> 00:26:51,718
‫چطوری؟

550
00:26:51,718 --> 00:26:54,517
‫چون میخوام برای پشتیبانی ازت
‫بیام اونجا

551
00:26:54,517 --> 00:26:56,261
‫و تو بزرگ کردن بچه کمکت کنم

552
00:26:57,093 --> 00:26:57,798
‫چی؟

553
00:26:57,798 --> 00:27:01,888
‫این خونه رو میفروشم و من و ام-جی

554
00:27:01,888 --> 00:27:05,035
‫باهات میایم تا مدرکت رو
‫بگیری

555
00:27:05,035 --> 00:27:07,638
‫اما...پورتر چی؟

556
00:27:07,638 --> 00:27:10,157
‫همیشه یه جا براش هست

557
00:27:10,157 --> 00:27:11,709
‫تو زندگی بچه اش

558
00:27:12,525 --> 00:27:17,457
‫ولی پورتر الان باید زندگی خودش
‫رو پیدا کنه

559
00:27:18,032 --> 00:27:21,554
‫نه. نمیتونم بذارم این کار رو
‫بکنی. تو عاشق این محله ای

560
00:27:21,554 --> 00:27:25,628
‫درسته. ولی نه اونقدری که تو رو دوست دارم

561
00:27:26,768 --> 00:27:29,184
‫و گذشته از اون

562
00:27:29,946 --> 00:27:32,597
‫فکر میکنم برای خودم هم
‫خوب باشه

563
00:27:32,597 --> 00:27:33,440
‫منظورت چیه؟

564
00:27:33,440 --> 00:27:35,909
‫بهت که گفتم. اینجا خیلی
‫خاطره دارم

565
00:27:35,909 --> 00:27:39,281
‫که زندگی باهاشون خیلی سخته

566
00:27:44,534 --> 00:27:45,841
‫مامان

567
00:27:47,063 --> 00:27:48,826
‫این عالی میشه

568
00:27:49,929 --> 00:27:53,396
‫ولی...مطمئنی میخوای این کار
‫رو بکنی؟

569
00:27:55,306 --> 00:27:56,892
‫مطمئنم

570
00:28:00,357 --> 00:28:03,021
‫خیلی خوب. دوباره دراز بکش

571
00:28:03,919 --> 00:28:06,267
‫همونطور که مایک میگفت

572
00:28:06,267 --> 00:28:08,573
‫باید بدنیا آوردن بچه رو
‫تمرین کنیم

573
00:28:15,188 --> 00:28:17,540
‫از اونجا خوشت میاد آقای مک گنزی

574
00:28:17,540 --> 00:28:20,720
‫اگر هم خوشت نیومد
‫فقط یک ساله

575
00:28:21,379 --> 00:28:24,512
‫بهت کتاب "هند با روزی ۵۰ روپیه" رو
‫میدم

576
00:28:25,359 --> 00:28:27,268
‫خیلی خوب بیاید شروع کنیم

577
00:28:27,979 --> 00:28:32,150
‫دوباره ممنون. خیلی خوشحالم که
‫اینجا موندم

578
00:28:32,150 --> 00:28:35,287
‫از همسر سابقت تشکر کن. اون بود که
‫من رو متقاعد کرد

579
00:28:35,875 --> 00:28:38,838
‫واقعا؟ لینت این کار رو کرد؟

580
00:28:38,838 --> 00:28:40,889
‫این قسمتی بود که اثر کرد

581
00:28:40,889 --> 00:28:42,880
‫نمیدونم چطوری با این کنار میای

582
00:28:44,193 --> 00:28:48,409
‫ببخشید...مگه شماها با هم
‫قرار نمیذارید؟

583
00:28:48,409 --> 00:28:49,987
‫نه. من رو انداخت کنار

584
00:28:49,987 --> 00:28:52,526
‫مثل اینکه یکی دیگه منتظرش گذاشته

585
00:28:54,034 --> 00:28:55,620
‫تعجب میکنم تو نمیخوای بری بمبئی

586
00:28:55,620 --> 00:28:58,054
‫تا از دست اون آدم چرند
‫دور باشی

587
00:29:00,133 --> 00:29:03,294
‫میدونم. یخورده میتونه غیر قابل
‫کنترل باشه

588
00:29:03,294 --> 00:29:04,680
‫اوه واسه همینه که کنار گذاشتیش

589
00:29:04,680 --> 00:29:06,301
‫چون غیر قابل کنترله

590
00:29:07,901 --> 00:29:08,673
‫دارم بهتون میگم

591
00:29:08,673 --> 00:29:10,951
‫بیست و سه سال با یه روانی
‫زندگی کردن

592
00:29:10,951 --> 00:29:14,403
‫یا باید خیلی آقا باشی یا
‫شهوت پرست

593
00:29:15,436 --> 00:29:18,687
‫خیلی خوب. بیاید جلسه رو
‫شروع کنیم

594
00:29:18,687 --> 00:29:21,135
‫اوه جدا. من بسختی بعد از
‫یک هفته با اون حروم زاده

595
00:29:21,135 --> 00:29:22,227
‫تونستم نجات پیدا کنم

596
00:29:22,227 --> 00:29:24,479
‫گرگ! ازت میخوام تمومش کنی

597
00:29:24,479 --> 00:29:27,966
‫فقط دارم میگم لینت
‫هرزه کلاس بالاست

598
00:29:28,591 --> 00:29:30,275
‫اه

599
00:29:33,164 --> 00:29:35,332
‫امیدوارم ارزشش رو داشته باشه

600
00:29:35,332 --> 00:29:36,791
‫چون تو اخراجی

601
00:29:52,393 --> 00:29:54,701
‫خیلی خوب اقای ویستون

602
00:29:54,701 --> 00:29:57,110
‫آماده اید که اولین شاهد رو
‫فرا بخونید؟

603
00:29:57,110 --> 00:30:00,292
‫بله جناب قاضی
‫ما سوزان دلفینو رو فرا میخونیم

604
00:30:03,369 --> 00:30:05,325
‫چند وقته موکل من رو میشناسید؟

605
00:30:05,325 --> 00:30:06,504
‫نزدیک ۲۰ سال

606
00:30:06,504 --> 00:30:08,840
‫پس منصفانه ست که بگیم شماها
‫خوب همدیگه رو میشناسید

607
00:30:08,840 --> 00:30:09,818
‫مثل خواهر میمونیم

608
00:30:09,818 --> 00:30:12,380
‫اون صادق ترین آدمیه که
‫تا حالا دیدم

609
00:30:12,380 --> 00:30:15,163
‫میشه بگید در شب مورد سوال
‫چه اتفاقی افتاد؟

610
00:30:15,163 --> 00:30:17,137
‫مهمونی شام خونه به خونه بود

611
00:30:17,137 --> 00:30:19,707
‫ببخشید. خوب نفهمیدم

612
00:30:19,707 --> 00:30:21,787
‫مهمونی شام خونه به خونه چیه؟

613
00:30:21,787 --> 00:30:22,999
‫کل خیابون برگزار میکنه

614
00:30:22,999 --> 00:30:25,476
‫هر خونه مسول یک قسمت
‫از شامه

615
00:30:25,476 --> 00:30:28,000
‫بنظر جالب میاد
‫مگر اینکه ندونی چی درست کنی

616
00:30:28,000 --> 00:30:30,016
‫اونها اومدن خونه من اون شب

617
00:30:30,016 --> 00:30:32,656
‫حالا همینطور که شما خونه به خونه
‫میرفتید

618
00:30:32,656 --> 00:30:35,056
‫تمام وقت رو با بیری بودید؟

619
00:30:35,056 --> 00:30:36,143
‫نه

620
00:30:36,143 --> 00:30:37,326
‫واقعا؟

621
00:30:37,326 --> 00:30:38,975
‫کجا رفت؟

622
00:30:38,975 --> 00:30:42,304
‫از خونه من رفت تا محل ورود رو
‫چک کنه

623
00:30:42,304 --> 00:30:44,703
‫اونقدری بهش زمان میداد تا آقای
‫سانچز رو بکشه؟

624
00:30:44,703 --> 00:30:47,174
‫یا با دوست پسرش سکس کنه
‫در حالی که آشپزخونه آتیش گرفته بود

625
00:30:47,174 --> 00:30:49,409
‫که همون کاری بود وقتی که کل محله

626
00:30:49,409 --> 00:30:50,640
‫رفتن تو خونه اش

627
00:30:50,640 --> 00:30:52,944
‫فکر کنم حسابی ضایع شده بود

628
00:30:52,944 --> 00:30:55,258
‫واضحا, شما خیلی تو
‫محله ما نبودید

629
00:30:55,968 --> 00:30:57,227
‫بعد چی شد؟

630
00:30:57,984 --> 00:30:59,664
‫مهمونی تو خونه من تموم شد

631
00:30:59,664 --> 00:31:01,711
‫و بعد سوزان و لینت و بیری
‫تا دیر موندن

632
00:31:01,711 --> 00:31:02,835
‫تا کمک من تمیز کنن

633
00:31:02,835 --> 00:31:04,635
‫تا کی؟
‫تقریبا ۲ صبح

634
00:31:04,635 --> 00:31:06,851
‫و پزشکی قانونی میگه زمان مرگ

635
00:31:06,851 --> 00:31:10,893
‫بین ۱۰ شب و نیمه شب بوده. جالبه

636
00:31:12,420 --> 00:31:14,288
‫پس هیچ امکانی وجود نداره که

637
00:31:14,288 --> 00:31:17,351
‫بیری بتونه رومان سانچز رو
‫تو اون موقع بکشه؟

638
00:31:17,351 --> 00:31:20,594
‫امکان نداره. بیری آزارش
‫به یه پشه هم نمیرسه

639
00:31:21,494 --> 00:31:23,890
‫تنها چیزی که اون شب کشت
‫آشپزخونه بود

640
00:31:24,727 --> 00:31:28,674
‫نه. بر طبق شهادت من بیری
‫نمیتونست اون رو بکشه

641
00:31:34,630 --> 00:31:35,896
‫این چیزهای تو ماشینه

642
00:31:35,896 --> 00:31:38,676
‫دستیارم بقیه اش رو جمع میکنه

643
00:31:38,676 --> 00:31:41,445
‫به نگهبان گفتن که من رو دیگه
‫تو ساختمون راه ندن

644
00:31:41,445 --> 00:31:43,611
‫بخدا تام دارم سعی میکنم
‫حمایت کننده باشم

645
00:31:43,611 --> 00:31:46,107
‫ولی من هم دوران سختی رو
‫دارم میگذرونم

646
00:31:46,107 --> 00:31:48,103
‫چرا رییست رو زدی؟

647
00:31:49,116 --> 00:31:51,404
‫من...هیچ وقت ازش خوشم
‫نمیومده

648
00:31:51,404 --> 00:31:54,235
‫خوب؟ آدم های زیادی هستن که
‫تو ازشون خوشت نمیاد

649
00:31:54,235 --> 00:31:57,324
‫آقای ایندیچ تو واحد ۳اف
‫هیچ وقت بعد از سگش تمیز نمیکنه

650
00:31:57,324 --> 00:32:00,171
‫نتونستم حتی وادارت کنم یک نوشته
‫عصبانی براش بذاری

651
00:32:00,171 --> 00:32:02,470
‫میدونی چیه؟ تعادلم رو
‫از دست دادم

652
00:32:03,051 --> 00:32:04,966
‫چون میخواست منتقلت کنه؟

653
00:32:06,571 --> 00:32:07,655
‫نه

654
00:32:09,259 --> 00:32:11,126
‫چون داشت با لینت قرار میذاشت

655
00:32:16,891 --> 00:32:18,598
‫اوه خدای من!

656
00:32:19,451 --> 00:32:21,158
‫هنوز عاشقش هستی؟

657
00:32:24,010 --> 00:32:26,764
‫جین. تو باید درک کنی که لینت...

658
00:32:26,764 --> 00:32:30,125
‫برای ۲۳ سال جزیی از زندگی تو
‫بوده. میدونم

659
00:32:30,125 --> 00:32:31,312
‫مادر بچه هاته

660
00:32:31,312 --> 00:32:34,056
‫میفهمم. ۱۰۰ بار این سخنرانی رو
‫برام کردی

661
00:32:34,056 --> 00:32:35,721
‫حالا به سوالم جواب بده

662
00:32:35,721 --> 00:32:37,284
‫هنوز دوستش داری؟

663
00:32:39,513 --> 00:32:40,659
‫آره

664
00:32:42,792 --> 00:32:43,876
‫واو

665
00:32:45,322 --> 00:32:46,570
‫و من چی بودم؟

666
00:32:46,570 --> 00:32:50,344
‫یک دیوار که تو درست کردی تا
‫این رو از خودت پنهان کنی؟

667
00:32:50,344 --> 00:32:51,476
‫نه

668
00:32:52,809 --> 00:32:54,579
‫تو زنی بودی که پیشم بودی
‫به خاطر من

669
00:32:54,579 --> 00:32:58,172
‫وقتی من گیج و داغون بودم

670
00:32:58,172 --> 00:33:00,587
‫و من هنوز به تو خیلی
‫اهمیت میدم

671
00:33:00,587 --> 00:33:01,686
‫نه

672
00:33:02,475 --> 00:33:04,284
‫تام. تو نمیتونی قلب کسی رو
‫بشکنی و هنوز بگی

673
00:33:04,284 --> 00:33:06,343
‫بهت اهمیت میدم

674
00:33:12,285 --> 00:33:13,736
‫اگه مهمه

675
00:33:14,428 --> 00:33:15,784
‫من دوستت داشتم

676
00:33:27,100 --> 00:33:29,399
‫پس به خوبی این مرد رو
‫یادت میاد؟

677
00:33:30,540 --> 00:33:33,047
‫بله. با این هم خوابیدم

678
00:33:33,612 --> 00:33:35,656
‫میتونم تصور کنم این چقدر دردناکه

679
00:33:36,507 --> 00:33:40,253
‫مجبورید تو عموم بگید با این مردها
‫رابطه نامشروع داشتید

680
00:33:40,253 --> 00:33:42,162
‫نه نمیتونید

681
00:33:42,162 --> 00:33:44,029
‫مجبور نبودی تصدیق کنی

682
00:33:44,029 --> 00:33:45,972
‫چرا خودتون رو تو همچین
‫ماجرایی انداختید؟

683
00:33:45,972 --> 00:33:49,132
‫چون گناهم رو میپذیرم

684
00:33:49,132 --> 00:33:51,804
‫کشتن رومان سانچز یکی از
‫اون گناه هاست؟

685
00:33:51,804 --> 00:33:54,584
‫نه. قطعا نه

686
00:34:02,860 --> 00:34:05,094
‫بنظر از صمیم قلب بود

687
00:34:05,787 --> 00:34:07,798
‫پس وجدان شما راحته؟

688
00:34:08,363 --> 00:34:10,524
‫بله. هست

689
00:34:10,524 --> 00:34:13,612
‫جناب قاضی, میخوام مدرکی رو
‫وارد کنم که

690
00:34:13,612 --> 00:34:15,414
‫پیگرد ضمیمه ۲۴ هست

691
00:34:15,414 --> 00:34:18,897
‫اعتراض دارم. ما ندیدیمش
‫نمیشه که به اون استناد کرد

692
00:34:18,897 --> 00:34:20,978
‫این دیشب بدست ما رسیده

693
00:34:20,978 --> 00:34:22,844
‫این شهادت خانم وندی کمپ رو
‫تکذیب میکنه

694
00:34:22,844 --> 00:34:25,014
‫که وجدانش راحته

695
00:34:25,964 --> 00:34:27,350
‫اجازه میدم

696
00:34:28,683 --> 00:34:30,406
‫این نامه بنظر آشنا میاد؟

697
00:34:36,475 --> 00:34:38,667
‫بله. من نوشتمش

698
00:34:38,667 --> 00:34:41,174
‫این نامه خودکشیه. مگه نه؟

699
00:34:42,876 --> 00:34:44,300
‫بله

700
00:34:44,300 --> 00:34:46,968
‫این نامه تو ۷ می تو هتل
‫فورست کشف شده

701
00:34:46,968 --> 00:34:49,239
‫که خانم وندی کمپ اونجا
‫اتاق گرفته بوده

702
00:34:49,239 --> 00:34:50,412
‫مدیر صدای فریاد شنید

703
00:34:50,412 --> 00:34:52,152
‫که شامل چیزی شبیه تفنگ بوده

704
00:34:52,152 --> 00:34:54,438
‫پلیس اومده ولی خانم وندی کمپ
‫رفته بوده

705
00:34:54,438 --> 00:34:56,615
‫این توی سطل آشغال پیدا شده

706
00:34:56,615 --> 00:34:58,342
‫ادامه بدید خانم استون

707
00:34:58,342 --> 00:35:01,668
‫آیا چیز دیگه ای از اتفاقات ۷ام می

708
00:35:01,668 --> 00:35:03,630
‫یادتون میاد؟

709
00:35:04,195 --> 00:35:05,155
‫نه

710
00:35:05,155 --> 00:35:07,772
‫این همون روزیه که دوست پسرتون
‫چاک ونس

711
00:35:07,772 --> 00:35:10,363
‫کاراگاه آراسته پلیس فیرویو

712
00:35:10,363 --> 00:35:12,215
‫کشته شد در سانحه تصادفی که
‫راننده فرار کرده

713
00:35:12,215 --> 00:35:14,139
‫اعتراض. موکل من به خاطر قتل

714
00:35:14,139 --> 00:35:16,556
‫کاراگاه ونس تو دادگاه نیست
‫هنوز نه

715
00:35:16,556 --> 00:35:18,150
‫جناب قاضی
‫تمومش کنید

716
00:35:20,091 --> 00:35:22,054
‫لطفا نامه رو بخونید

717
00:35:33,755 --> 00:35:39,791
‫هیچوقت فکر نمیکردم اینجوری احساس
‫پشیمونی و گناه کنم

718
00:35:39,791 --> 00:35:42,243
‫جناب قاضی, اگه میشد یک
‫تنفس کوتاه بدید

719
00:35:42,243 --> 00:35:43,748
‫رد میشه

720
00:35:43,748 --> 00:35:46,483
‫هیچ کس نمیدونه من واقعا کی ام

721
00:35:46,483 --> 00:35:48,675
‫من کاملا تنهام

722
00:35:48,675 --> 00:35:51,748
‫زندگی با همچین رازی خیلی
‫دردناکه

723
00:35:51,748 --> 00:35:53,167
‫نمیتونم ادامه بدم

724
00:35:56,563 --> 00:35:58,383
‫بنظر وجدان راحت نمیاد. میاد

725
00:35:58,383 --> 00:35:59,952
‫خانم وندی کمپ؟

726
00:35:59,952 --> 00:36:01,402
‫دیگه سوالی ندارم

727
00:36:05,134 --> 00:36:07,518
‫بیری
‫لطفا! فقط میخوام تنها باشم

728
00:36:07,518 --> 00:36:10,202
‫نه تا وقتی که به من بگی
‫قضیه اش چی بود؟

729
00:36:10,831 --> 00:36:12,426
‫بهت گفتم

730
00:36:12,991 --> 00:36:15,103
‫من تو شرایط خیلی تاریکی بودم
‫با مشروب و

731
00:36:15,103 --> 00:36:17,051
‫دوستام من رو ترک کردن

732
00:36:17,583 --> 00:36:19,754
‫اما بهت گفتم کسی رو نکشتم

733
00:36:20,463 --> 00:36:21,870
‫باید من رو باور کنی

734
00:36:21,870 --> 00:36:23,663
‫من باورت میکنم

735
00:36:23,663 --> 00:36:26,985
‫فقط امیدوارم هیئت منصفه هم بکنه

736
00:36:30,384 --> 00:36:32,377
‫بی خیال. تو که نمیدونی
‫اون تقصیر تو بوده

737
00:36:32,377 --> 00:36:37,832
‫تام درست بعد از اینکه من با رییسش بهم زدم
‫شغلش رو از دست میده

738
00:36:37,832 --> 00:36:39,312
‫حتما یه ارتباطی هست

739
00:36:39,312 --> 00:36:41,156
‫بدترین قسمتش اینه که این
‫دقیقا همون چیزیه که

740
00:36:41,156 --> 00:36:42,552
‫بار اول بین ما رو بهم زد

741
00:36:42,552 --> 00:36:45,123
‫من سعی کنم زندگی اون رو
‫کنترل کنم

742
00:36:47,988 --> 00:36:51,045
‫تو هم واقعا گیر افتادی
‫تو این چیزای دوست های گی

743
00:36:51,045 --> 00:36:52,299
‫متاسفم

744
00:36:52,299 --> 00:36:54,914
‫واقعا نمیتونم تو این لباس ببینمت

745
00:36:54,914 --> 00:36:57,308
‫عین یک آدم کبود گنده شدی

746
00:36:57,308 --> 00:37:00,123
‫میدونم. وحشتناکه. شاید
‫اگه برم تو فشن

747
00:37:00,123 --> 00:37:02,809
‫غیر از اینکه اونها دو تا دست
‫جلوی چشماشون میذارن

748
00:37:02,809 --> 00:37:06,132
‫ولش کن. چرا فقط به رینی نمیگی
‫از این لباس بدت میاد

749
00:37:06,132 --> 00:37:09,668
‫چون یکی دیگه میاره که از اونهم
‫متنفرم

750
00:37:09,668 --> 00:37:11,107
‫این همون کاریه که من میکنم

751
00:37:11,107 --> 00:37:14,127
‫همیشه همین کار رو
‫با تام میکنم

752
00:37:15,228 --> 00:37:17,971
‫نمیخواستم بره دانشگاه

753
00:37:17,971 --> 00:37:19,803
‫و بعد نمیخواستم ولش کنه

754
00:37:19,803 --> 00:37:21,305
‫ازش خواستم یه شغل جدید بگیره

755
00:37:21,305 --> 00:37:23,832
‫و بعد بدم اومد. نمیدونم

756
00:37:23,832 --> 00:37:25,765
‫شاید با تام بدبخت نبودم

757
00:37:25,765 --> 00:37:27,488
‫شاید فقط...

758
00:37:28,501 --> 00:37:30,037
‫خوشحال نبودم

759
00:37:30,037 --> 00:37:31,056
‫خوب

760
00:37:32,358 --> 00:37:34,960
‫حداقل میدونیم در مورد این لباس
‫حق با تو بود

761
00:37:36,581 --> 00:37:38,976
‫حالا بچرخ. بذار از دست این
‫لباس راحتت کنم

762
00:37:42,198 --> 00:37:44,015
‫جدا؟ ما اینقدر بهم نزدیکیم؟

763
00:37:44,015 --> 00:37:45,457
‫وقتی به کل محله درباره
‫این میگم

764
00:37:45,457 --> 00:37:46,892
‫مهربون میشم

765
00:37:48,097 --> 00:37:50,140
‫تو دوست خوبی هستی, لی

766
00:38:15,283 --> 00:38:17,507
‫سیلیا! ریموت رو بده من

767
00:38:17,507 --> 00:38:19,819
‫نه! وایسا! بده

768
00:38:19,819 --> 00:38:21,959
‫دخترا! مجبورم نکنید بیام اونجا

769
00:38:22,552 --> 00:38:24,532
‫نوبت منه
‫نه

770
00:38:28,952 --> 00:38:30,200
‫کی این کار رو کرد؟

771
00:38:30,200 --> 00:38:31,056
‫سیلیا

772
00:38:31,056 --> 00:38:32,673
‫درسته سیلیا؟

773
00:38:32,673 --> 00:38:35,423
‫این مال مادربزرگم بود

774
00:38:35,423 --> 00:38:37,121
‫تو دردسر بزرگی افتادی
‫دختر جوون

775
00:38:37,121 --> 00:38:39,051
‫باقی اش رو جمع کن و
‫برو تو اتاقت

776
00:38:39,697 --> 00:38:43,103
‫تقصیر من نیست. اون من رو
‫هل داد

777
00:38:43,103 --> 00:38:46,653
‫تو هلش دادی؟
‫ریموت رو بهم نمیداد

778
00:38:46,653 --> 00:38:48,773
‫و نوبت من بود که انتخاب کنم چی
‫نگاه کنیم

779
00:38:48,773 --> 00:38:50,336
‫پس تو شکوندی اش

780
00:38:51,619 --> 00:38:52,672
‫نوبت من بود

781
00:38:52,672 --> 00:38:55,289
‫مونیتا سولیس! تو میخواستی
‫بذاری خواهرت سرزنش بشه

782
00:38:55,289 --> 00:38:56,803
‫بخاطر کاری که تو باعثش بودی؟

783
00:38:56,803 --> 00:38:58,435
‫این وحشتناکه!

784
00:38:58,435 --> 00:39:00,595
‫این تقصیر توئه. بپذیرش

785
00:39:00,595 --> 00:39:02,607
‫نمیبینی چقدر بده که...

786
00:39:07,395 --> 00:39:10,061
‫مامان؟ متاسفم

787
00:39:13,332 --> 00:39:14,542
‫مامانی؟

788
00:39:15,362 --> 00:39:16,610
‫اشکال نداره

789
00:39:16,610 --> 00:39:18,639
‫برو برای شام خودت رو بشور
‫من جمعش میکنم

790
00:39:27,939 --> 00:39:29,903
‫و شکستگی ای که روی سر
‫قربانی پیدا شده

791
00:39:29,903 --> 00:39:32,432
‫با یک چیز نوک پهن بوده

792
00:39:32,432 --> 00:39:33,647
‫یک نیروی با نوک پهن که کسی
‫به اندازه

793
00:39:33,647 --> 00:39:36,879
‫خانم وندی کمپ قادر به ایجادش باشه؟

794
00:39:36,879 --> 00:39:38,416
‫بنظر من

795
00:39:38,416 --> 00:39:41,803
‫جناب قاضی, وکیل مدافع تقاضای
‫تنفس داره

796
00:39:49,038 --> 00:39:50,569
‫این رو چطوری پیدا کردی؟

797
00:39:51,616 --> 00:39:55,648
‫وقتی گبی به باغبونش
‫آلجاندرو اشاره کرد

798
00:39:55,648 --> 00:39:56,529
‫شاخکهای من تکون خورد

799
00:39:56,529 --> 00:39:58,875
‫لیندزی رو گفتم یخورده
‫تحقیق کنه

800
00:39:59,505 --> 00:40:00,069
‫اوه

801
00:40:00,069 --> 00:40:01,285
‫اوه؟

802
00:40:01,285 --> 00:40:04,149
‫ما تا وسط دادگاه قتل برای تو
‫رسیدیم

803
00:40:04,149 --> 00:40:06,478
‫و من تازه فهمیدم قربانی
‫پدرخوانده گبیه

804
00:40:06,478 --> 00:40:07,959
‫و همه چیزی که میتونی بگی اینه "اه"؟

805
00:40:07,959 --> 00:40:09,895
‫متاسفم

806
00:40:09,895 --> 00:40:12,464
‫میخواستم بهت بگم. ولی
‫ما یه قراری با هم گذاشتیم

807
00:40:12,464 --> 00:40:13,712
‫کی گذاشت؟

808
00:40:13,712 --> 00:40:15,185
‫تو و گبی؟

809
00:40:15,185 --> 00:40:18,544
‫من و گبی و ...مردم دیگه

810
00:40:18,544 --> 00:40:20,672
‫کسایی که برای من مهم اند

811
00:40:20,672 --> 00:40:22,440
‫اونقدری برات مهم اند که به خاطرشون
‫دروغ بگی؟

812
00:40:22,440 --> 00:40:23,959
‫سوگند دروغ بخوری؟

813
00:40:23,959 --> 00:40:25,763
‫اگه بری زندان چطور؟

814
00:40:27,511 --> 00:40:28,219
‫تو که واقعا فکر نمیکنی که

815
00:40:28,219 --> 00:40:30,971
‫این اتفاق بیافته. نه؟
‫نمیدونم

816
00:40:30,971 --> 00:40:33,143
‫بعد از ضربه نامه خودکشی

817
00:40:33,143 --> 00:40:34,551
‫این ممکنه

818
00:40:34,551 --> 00:40:36,295
‫برای هیئت منصفه, اینطور بنظر میای
‫که داری یه چیزی رو پنهان میکنی

819
00:40:36,295 --> 00:40:38,506
‫و حقیقت اینه که داری میکنی

820
00:40:40,927 --> 00:40:45,727
‫ببین. من فقط...من میخوام
‫این پرونده رو ببرم

821
00:40:45,727 --> 00:40:47,584
‫برای تو. خوب؟

822
00:40:47,584 --> 00:40:50,603
‫و اگر این چیزیه که تو رو
‫تبرئه میکنه

823
00:40:50,603 --> 00:40:54,759
‫میتونه. ولی نه بدون ضربه زدن
‫به دوستام

824
00:41:02,935 --> 00:41:03,935
‫بیری

825
00:41:05,029 --> 00:41:07,105
‫صحبت ۲۰ سال از عمرته

826
00:41:07,105 --> 00:41:09,147
‫این ممکنه تنها راه نجاتت باشه

827
00:41:09,825 --> 00:41:12,492
‫فکر کنم وقتشه حقیقت رو درباره
‫گبی بهم بگی

828
00:41:19,057 --> 00:41:23,048
‫بله. اتفاقات اخیر تو زندگی
‫دوستای من

829
00:41:23,048 --> 00:41:25,923
‫ضربات عاطفی شدیدی رو وارد کرده

830
00:41:27,880 --> 00:41:31,507
‫هیجان ناشی از شروع
‫یک فصل جدید تو زندگی

831
00:41:34,072 --> 00:41:37,476
‫احساس گناه ناشی از باعث شدن
‫درد برای کس دیگه

832
00:41:40,568 --> 00:41:44,355
‫ناامیدی ناشی از شکست
‫تو ایجاد تغییر

833
00:41:46,664 --> 00:41:48,915
‫بعد اونهایی که ازشون خواسته میشه

834
00:41:48,915 --> 00:41:51,459
‫همه احساسات رو کنار بذارن

835
00:41:51,459 --> 00:41:55,439
‫تا بتونن یک تصمیم از روی
‫غیر از عاطفه بگیرن

836
00:41:56,275 --> 00:41:58,526
‫گبی! تو اینجا چی کار میکنی؟

837
00:42:00,372 --> 00:42:02,851
‫بالاخره روسری مناسب پیدا کردم

838
00:42:02,851 --> 00:42:04,691
‫این...برازنده ست

839
00:42:04,691 --> 00:42:07,540
‫باوقاره و زیبا

840
00:42:07,540 --> 00:42:08,670
‫این تویی

841
00:42:09,172 --> 00:42:10,883
‫تو خیلی خوبی

842
00:42:10,883 --> 00:42:12,899
‫نیازی نبود این کار رو بکنی

843
00:42:12,899 --> 00:42:14,382
‫چرا بود

844
00:42:15,635 --> 00:42:18,158
‫درست حسابی ازت تشکر نکردم
‫بابت کاری که داری میکنی

845
00:42:18,995 --> 00:42:22,110
‫اونطور که تو خودت رو برای من و خانواده ام
‫داری قربونی میکنی

846
00:42:24,051 --> 00:42:26,831
‫تو خیلی بهتر از اون چیزی هستی
‫که حتی امیدش رو داشتم که باشی

847
00:42:28,313 --> 00:42:29,942
‫اوه گبی

848
00:42:29,942 --> 00:42:34,943


849
00:42:34,943 --> 00:42:38,944


850
00:42:38,944 --> 00:42:44,943

