﻿1
00:00:10,315 --> 00:00:12,150
<i>... آنچه گذشت</i>

2
00:00:12,184 --> 00:00:15,319
الان بايد روي اين تمركز كنم كه كي و چرا
.كسي" رو كتك زده"

3
00:00:15,354 --> 00:00:16,888
... اما درعوض

4
00:00:16,922 --> 00:00:18,122
...از وقتي كه "هانا" به زندگيم برگشته...

5
00:00:18,157 --> 00:00:21,659
.فقط اون مي‌تونم فكر كنم...

6
00:00:21,693 --> 00:00:23,995
اين بچه رو اطراف "كسي" ديدي؟

7
00:00:24,029 --> 00:00:25,062
.نمي‌شناسمش

8
00:00:25,097 --> 00:00:26,664
.متأسفم

9
00:00:26,698 --> 00:00:28,533
.جويي"، دوستم به قتل رسيده"

10
00:00:28,567 --> 00:00:30,134
... به محض اينكه قاتل رو بگيرم

11
00:00:30,169 --> 00:00:32,203
ديگه لازم نيست از چيزي بترسي، خب؟...

12
00:00:32,237 --> 00:00:33,371
... مي‌دوني اگه "دب" ازت مي‌خواست بموني

13
00:00:33,405 --> 00:00:35,506
.حتي جروبحث هم نمي‌كردي...

14
00:00:35,541 --> 00:00:37,808
اونم به اندازه‌ي من دلش مي‌خواست
.قاتل رو دستگير كنه

15
00:00:37,843 --> 00:00:39,544
.شرمنده كه من "دب" نيستم

16
00:00:39,578 --> 00:00:41,312
.فكر كنم "هانا مك‌كي" به ميامي‌ برگشته

17
00:00:41,346 --> 00:00:42,813
علاقه داري يا نه؟

18
00:00:42,848 --> 00:00:43,814
.خيلي

19
00:00:43,849 --> 00:00:45,416
اينجا چيكار مي‌كني؟

20
00:00:45,450 --> 00:00:48,019
.بخاطر اون اومدم

21
00:00:48,053 --> 00:00:49,387
تو كدوم خري هستي؟

22
00:00:49,421 --> 00:00:51,088
خـودت كدوم خري هستي؟

23
00:00:51,123 --> 00:00:52,256
.اصلاً نمي‌خوام بدونم

24
00:00:52,291 --> 00:00:54,025
.ديگه هيچي نمي‌خوام بدونم

25
00:00:54,059 --> 00:00:55,760
.زنيكه الان مشكلِ خودته

26
00:00:55,794 --> 00:00:58,496
."من نمي‌تونم برم زندان، "هانا

27
00:00:58,530 --> 00:00:59,997
دوباره بچه‌هام رو دست بدم؟
.طاقتش رو ندارم

28
00:01:00,032 --> 00:01:03,234
.ما هميشه هواي همديگه رو داشتيم

29
00:01:03,268 --> 00:01:05,836
الان هم اين موضوع تغيير نمي‌كنه، درسته؟

30
00:01:05,871 --> 00:01:09,407
.من خونت رو زيرِ ناخن‌هاي "كسي" پيدا كردم

31
00:01:09,441 --> 00:01:11,742
.زك" هيچ ربطي به قتلِ "كسي" نداشته"

32
00:01:11,777 --> 00:01:13,110
پس خونِ من چطوري رفته اونجا؟

33
00:01:13,145 --> 00:01:15,079
.هواپيمات ساعت ‏‏8 پرواز مي‌كنه

34
00:01:15,113 --> 00:01:17,882
.‏‏27دقيقه بعد به "ناسا" مي‌رسي

35
00:01:17,916 --> 00:01:19,850
از اونجا به بعدش
.هرجا مي‌ري ديگه با خودته

36
00:01:19,885 --> 00:01:22,186
كجا مي‌خواي بري؟

37
00:01:22,221 --> 00:01:23,387
.هنوز تصميم نگرفتم

38
00:01:23,422 --> 00:01:24,622
آرژانتين؟

39
00:01:31,230 --> 00:01:34,298
<i>.هر برخوردي يه ردي از خودش بجا مي‌ذاره</i>

40
00:01:34,333 --> 00:01:37,235
<i>...اما اين تغييرات</i>
<i>.هيچوقت اون‌چيزي نيستن كه پيش‌بيني كرديم</i>

41
00:01:37,269 --> 00:01:39,270
فكر مي‌كنم "هانا مك‌كي" به‌تازگي
... با نام مستعار

42
00:01:39,304 --> 00:01:41,472
.مگي كستنر" توي ميامي‌ بوده"...

43
00:01:41,506 --> 00:01:44,508
.پيشم بمون

44
00:03:33,565 --> 00:03:36,065
* موسيقي مورد علاقه‌ي خودت رو بساز *
* قسمت نهم از فصل هشتم *

45
00:03:36,565 --> 00:03:40,565
‌<font color="#de2504">حـمـزه دكـسـتر</font> :ترجمه از
‌<font color="#de2504">hamzeh.dexter</font><font color="#ffffff">@<font><font color="#00ff00">yahoo.com</font>

46
00:03:50,697 --> 00:03:53,398
.فقط مي‌خوام اينجا پيشت بمونم

47
00:03:53,433 --> 00:03:57,769
.مي‌دونم، اما نمي‌توني

48
00:03:59,672 --> 00:04:01,907
<font color="#cc0000">،دكستر</font>
.بابت "زك" متأسفم

49
00:04:01,941 --> 00:04:03,508
.مي‌دونم خيلي بهش اهميت مي‌دادي

50
00:04:03,543 --> 00:04:08,447
بايد دكتر "وگل" رو ببينم
.و يه‌فكري براي حركتِ بعديمون بكنيم

51
00:04:09,782 --> 00:04:12,584
.تو بايد همينجا، خارج‌ازديد بموني

52
00:04:12,618 --> 00:04:15,487
اما بايد امشب "آرلين" رو
.بعد از شيفتِ كاريش ببينم

53
00:04:15,521 --> 00:04:16,855
چرا؟

54
00:04:16,889 --> 00:04:20,425
ديگه براي من امن نيست
.كه از حساب‌بانكيِ "مگي كستنر" پول برداشت كنم

55
00:04:20,426 --> 00:04:22,861
... تنها پولي كه دارم

56
00:04:22,895 --> 00:04:25,197
همونيه كه توي اين مدت براي...
.آرلين" مي‌فرستادم تا برام نگه‌داره"

57
00:04:25,231 --> 00:04:27,733
... و به اون پول احتياج دارم كه

58
00:04:27,767 --> 00:04:31,069
.يه زندگيِ تازه رو شروع كنم...

59
00:04:31,104 --> 00:04:33,505
.باشه

60
00:04:33,539 --> 00:04:36,775
".مراقب باش"
.مي‌دونم

61
00:04:41,080 --> 00:04:45,884
:راستش مي‌خواستم بگم
."دوسِت دارم"

62
00:04:45,918 --> 00:04:49,187
.منم دوسِت دارم

63
00:04:54,761 --> 00:04:57,295
.بچه‌ي بيچاره

64
00:04:57,330 --> 00:05:00,298
.بايد يه‌راهي براي اطلاع به خانواده‌ش پيدا كنم

65
00:05:00,333 --> 00:05:02,534
... فقط قبل از اينكه سرو‌كله‌ي

66
00:05:02,568 --> 00:05:05,203
،پليس ميامي‌ پيدا بشه...
.يكم بهم زمان بده

67
00:05:05,238 --> 00:05:06,905
.باشه

68
00:05:06,939 --> 00:05:09,708
... وقتي جسدِ "زك" رو پيدا كردم

69
00:05:09,742 --> 00:05:11,243
.اين آهنگ داشت پخش مي‌شد...

70
00:05:17,016 --> 00:05:18,216
مي‌شناسيش؟

71
00:05:18,251 --> 00:05:19,951
.بله، البته
.هميشه اين آهنگ رو گوش مي‌دادم

72
00:05:19,986 --> 00:05:21,887
.هنوزم مي‌دم

73
00:05:21,921 --> 00:05:23,422
معنيِ خاصي داره؟

74
00:05:23,456 --> 00:05:26,191
.فقط يه آهنگِ لذت‌بخشه

75
00:05:26,225 --> 00:05:28,760
اما احتمالاً يكي از بيمارهام
.شنيده كه اينو پخش مي‌كنم

76
00:05:28,795 --> 00:05:30,429
* ممكنه سعي كنن و تو رو بفروشن *

77
00:05:34,934 --> 00:05:37,836
.نشونه‌هايي از تقلا وجود داره

78
00:05:40,440 --> 00:05:41,940
.اينجا باهم درگير شدن

79
00:05:41,974 --> 00:05:44,009
.اين ميز از جاش تكون خورده

80
00:05:44,043 --> 00:05:47,779
،اما هركس اينكارو كرده
.آثارِ جرم رو از بين برده

81
00:05:47,814 --> 00:05:50,015
.هيچ خوني نيست

82
00:05:50,049 --> 00:05:52,818
،كاش مي‌تونستم بفهمم اين كارا بخاطر چيه

83
00:05:52,852 --> 00:05:54,352
.چرا اين كارو مي‌كنه

84
00:05:54,387 --> 00:05:58,356
.آخه مشخصه كه فقط براي ترسوندنِ من نيست

85
00:05:58,391 --> 00:05:59,624
.مي‌خواد يه پيام بفرسته

86
00:05:59,659 --> 00:06:01,026
اما پيامش چيه؟

87
00:06:01,060 --> 00:06:02,260
.برام مهم نيست

88
00:06:02,295 --> 00:06:03,595
.اون "زك" رو كُشته

89
00:06:03,629 --> 00:06:05,964
دزدكي اومده توي آپارتمانم
.و جسدش رو گذاشته

90
00:06:05,998 --> 00:06:07,199
اگه "هريسون" خونه مي‌بود چي؟

91
00:06:07,233 --> 00:06:11,436
.مي‌فهمم كي اينكارو كرده و مي‌كُشمش

92
00:06:11,471 --> 00:06:14,039
،مطمئنم اينكارو مي‌كني
<font color="#cc0000">.دكستر</font>

93
00:06:14,073 --> 00:06:17,042
.اما بايد متمركز بموني

94
00:06:17,076 --> 00:06:20,412
.هستم

95
00:06:24,984 --> 00:06:26,585
<font color="#cc0000">.خون</font>

96
00:06:26,619 --> 00:06:28,086
.اينو نديده

97
00:06:28,121 --> 00:06:33,091
.و چندتا تارِ مو كه از ريشه كنده شدن

98
00:06:35,294 --> 00:06:39,064
.وسطش هم يه اثرانگشتِ بزرگ هست

99
00:06:39,098 --> 00:06:41,066
.به احتمال زياد اثرانگشتِ "زك"ـه

100
00:06:41,100 --> 00:06:47,072
.تقريباً انگار عمداً اينجا گذاشته شدن

101
00:06:47,106 --> 00:06:49,074
.زك" ازم ياد گرفته بود"

102
00:06:49,108 --> 00:06:51,376
.رو مي‌دونست DNA اهميتِ

103
00:06:51,410 --> 00:06:55,113
احتمالش هست اين موها رو
... از كسي كه بهش حمله كرده، كنده

104
00:06:55,114 --> 00:06:56,781
.و چسبونده اينجا تا پيداشون كنم...

105
00:06:56,816 --> 00:06:59,918
... اگه همون‌طور كه گفتي، اين يه نشونه باشه

106
00:06:59,952 --> 00:07:01,086
...پس "زك" با...

107
00:07:01,120 --> 00:07:06,258
يه آرامشِ فوق‌العاده...
.و افكارِ منطقي عمل كرده

108
00:07:06,292 --> 00:07:08,126
.آره

109
00:07:08,161 --> 00:07:10,862
،كاري كه مطمئن نيستم الان درست انجام بدي
<font color="#cc0000">.دكستر</font>

110
00:07:10,897 --> 00:07:12,697
چي؟

111
00:07:12,732 --> 00:07:14,466
... ميلي كه براي انتقامِ مرگِ "زك" داري

112
00:07:14,500 --> 00:07:18,503
...يه عكس‌العملِ احساسيه...

113
00:07:18,538 --> 00:07:22,574
"كه احتمالاً از خداحافظي با "هانا...
.داره نشأت مي‌گيره

114
00:07:22,608 --> 00:07:25,110
.من باهاش خداحافظي نكردم

115
00:07:25,144 --> 00:07:26,878
منظورت چيه؟

116
00:07:26,913 --> 00:07:30,048
.مي‌خوايم باهم يه زندگي بسازيم

117
00:07:30,082 --> 00:07:32,651
<font color="#cc0000">،دكستر</font>
چطوري؟

118
00:07:32,685 --> 00:07:33,685
.نمي‌دونم

119
00:07:33,719 --> 00:07:37,389
.يه فكري مي‌كنيم

120
00:07:40,493 --> 00:07:42,594
... توي اين مدت‌زماني كه باهات بودم

121
00:07:42,628 --> 00:07:44,162
...به اين نتيجه رسيدم كه تو...

122
00:07:44,197 --> 00:07:49,100
اون بيمارروانيِ بي‌نقصي كه...
.فكرش رو مي‌كردم، نيستي

123
00:07:49,102 --> 00:07:53,071
تو يه عمقي از احساسات داري
.كه هيچوقت فكر نمي‌كردم امكان‌پذير باشه

124
00:07:55,274 --> 00:07:56,875
.درسته

125
00:07:56,909 --> 00:07:59,010
.جراح مغز» رو پيداش مي‌كنم»

126
00:07:59,045 --> 00:08:01,580
.و مي‌كُشمش

127
00:08:01,614 --> 00:08:06,551
،اما به‌محض اينكه كارش تموم شد
.روي ساختِ يه زندگي با "هانا" تمركز مي‌كنم

128
00:08:09,388 --> 00:08:11,890
.فكر كنم منظورم رو درست متوجه نشدي

129
00:08:11,924 --> 00:08:15,493
،محافظت از دو دنيا
.مثل دنياي شما دونفر، خطرناكه

130
00:08:15,528 --> 00:08:19,798
قاتل‌ها نمي‌تونن
.يه زندگيِ به‌كل احساسي داشته باشن

131
00:08:19,832 --> 00:08:24,536
.فكر كنم منو دست‌كم گرفتي

132
00:08:27,940 --> 00:08:32,377
.خب، اين عكس پاسپورت "مگي كستنر" هست

133
00:08:32,411 --> 00:08:33,778
."همون "هانا مك‌كي

134
00:08:33,813 --> 00:08:34,913
.حتي ازت نمي‌پرسم اينا رو از كجا گير آوردي

135
00:08:34,947 --> 00:08:36,915
.خوبه
.لطفاً نپرس

136
00:08:36,949 --> 00:08:38,950
.خيلي شبيه به هم هستن

137
00:08:38,985 --> 00:08:40,485
باهاش درتماس بودي؟

138
00:08:40,519 --> 00:08:41,953
.نه

139
00:08:41,988 --> 00:08:43,255
... ديروز قايقش به جزيره‌ي "سينت كيت" حركت كرد

140
00:08:43,289 --> 00:08:45,357
.اما فكر نمي‌كنم سوارش بوده باشه...

141
00:08:45,391 --> 00:08:47,892
چرا اين فكر رو مي‌كني؟

142
00:08:47,927 --> 00:08:49,194
.فقط يه حدسه

143
00:08:49,228 --> 00:08:51,529
!اينم كه خيلي بدردم مي‌خوره
شوهرش چي؟

144
00:08:51,564 --> 00:08:52,864
... گمونم توي نيويورك باشه

145
00:08:52,898 --> 00:08:54,366
،اما سوابقي از فرود اومدنِ جت‌ش در اونجا نيست...

146
00:08:54,400 --> 00:08:57,302
...به اينجا هم كه اصلاً نيومده، پس
.نمي‌دونم

147
00:08:57,336 --> 00:08:59,537
.خيلي خب، پس
.پيگيري مي‌كنم

148
00:08:59,572 --> 00:09:01,239
.آه... يه چيز ديگه هم هست

149
00:09:01,274 --> 00:09:03,275
راستش دوست دارم واسه اين‌ پرونده
.جزئي از تيم باشم

150
00:09:04,777 --> 00:09:07,545
.ممنون، اما پليس‌ايالتي همكار قبول نمي‌كنه

151
00:09:07,580 --> 00:09:10,081
...متوجه هستم، اما -
... اگه تونستم پيداش كنم -

152
00:09:10,116 --> 00:09:13,485
.تو به پاداشت مي‌رسي...

153
00:09:13,519 --> 00:09:14,486
.منصفانه‌ست

154
00:09:14,520 --> 00:09:16,755
.بسيارخب

155
00:09:20,293 --> 00:09:21,259
."دب"

156
00:09:21,294 --> 00:09:24,462
.سلام

157
00:09:27,266 --> 00:09:30,602
...از توي ماشين ديدمت و
...يه‌خاطراتي برام زنده شد

158
00:09:30,636 --> 00:09:33,705
.درست مثل قديما

159
00:09:33,739 --> 00:09:36,274
.بگو كه واسه ديدنِ من اومدي

160
00:09:36,309 --> 00:09:38,276
.راستش براي "كوئين" اومدم

161
00:09:38,311 --> 00:09:40,078
.منظورم بابت چيزي بود كه اون‌روز گفتم

162
00:09:40,112 --> 00:09:41,946
.خيلي دوست داريم برگردي پيشمون

163
00:09:41,981 --> 00:09:43,715
.فكر نكنم "متيوس" قبول كنه

164
00:09:43,749 --> 00:09:45,083
.خيلي عصباني بود كه انقدر ناگهاني رفتم

165
00:09:45,117 --> 00:09:48,753
."بايد يه امتحاني بكني، "دب

166
00:09:48,788 --> 00:09:52,957
.تنهاتون مي‌ذارم

167
00:09:52,992 --> 00:09:53,992
.ممنون كه اومدي

168
00:09:54,026 --> 00:09:56,261
.بايد يه لطفي ازت بخوام

169
00:09:56,295 --> 00:09:57,495
.هرچي كه باشه

170
00:09:57,530 --> 00:09:59,297
... فكر كنم بدونم كي "كسي" رو كُشته

171
00:09:59,332 --> 00:10:00,965
.اما "متيوس" ازم خواسته كنار بكِشم...

172
00:10:01,000 --> 00:10:02,434
.طرف از يه خانواده‌ي خرپوله

173
00:10:02,468 --> 00:10:04,836
واسه همين گفتم شايد بتوني
.يه نگاهي به كارش بندازي

174
00:10:04,870 --> 00:10:06,738
حتماً. فقط همينا رو داري؟

175
00:10:06,772 --> 00:10:09,507
.آره. اطلاعاتش

176
00:10:09,542 --> 00:10:14,012
،مدارك اجتماعي، آدرس
.اسمش هم "زك هميلتون"ـه

177
00:10:14,046 --> 00:10:15,780
.داره تبديل به يه قاتل‌زنجيره‌اي مي‌شه

178
00:10:15,815 --> 00:10:20,085
.فكر كنم "كسي" دومين آدميه كه كُشته

179
00:10:20,119 --> 00:10:23,288
.باشه... پيگيرش مي‌شم

180
00:10:23,322 --> 00:10:26,658
.من مي‌رم يه سلامي‌ به دكستر بكنم

181
00:10:28,695 --> 00:10:31,129
<i>... هرچي زودتر بتونم قاتل "زك" رو شناسايي كنم</i>

182
00:10:31,163 --> 00:10:32,831
<i>...زودتر مي‌تونم از شرِ اين‌چيزا خلاص بشم...</i>

183
00:10:32,865 --> 00:10:36,301
<i>."و برگردم پيش "هانا...</i>

184
00:10:38,371 --> 00:10:39,337
.ببخشيد، نمي‌تونيد بريد داخل

185
00:10:39,372 --> 00:10:41,539
.شرمنده -
تو چه خري هستي؟ -

186
00:10:41,574 --> 00:10:44,442
!هي، هي! آروم

187
00:10:44,477 --> 00:10:46,711
.دب"، اين دخترم "نيكي"ـه"

188
00:10:46,746 --> 00:10:51,015
.نيكي"، ايشون ستوان سابق "دبرا مورگان" هستن"

189
00:10:51,050 --> 00:10:53,485
.اوه، گُه. شرمنده

190
00:10:53,519 --> 00:10:54,486
.بابام مي‌گه تو كارت حرف نداره

191
00:10:54,520 --> 00:10:56,888
چرا رفتي پس؟

192
00:10:56,922 --> 00:10:59,157
.خيلي كنجكاوه -
.بريم -

193
00:10:59,191 --> 00:11:01,493
.بريم يكي ديگه رو ببينم -
.از ديدنت خوشحال شدم -

194
00:11:07,366 --> 00:11:10,135
چه غلطي با "زك هميلتون" مي‌كني؟

195
00:11:10,169 --> 00:11:11,136
.كوئين" باهام تماس گرفت"

196
00:11:11,170 --> 00:11:14,239
"فكر مي‌كنه "زك
.كسي" رو كُشته"

197
00:11:16,675 --> 00:11:20,211
،منم همين‌فكرو مي‌كردم
.اما بررسيش كردم

198
00:11:20,246 --> 00:11:22,013
.زك" نبوده"

199
00:11:22,047 --> 00:11:26,351
زك" با تو و "هانا" توي جزيره چيكار مي‌كرد؟"

200
00:11:26,385 --> 00:11:28,553
انجمنِ قاتل‌هاي زنجيره‌اي بود؟

201
00:11:28,587 --> 00:11:33,358
.داشتم به دكتر "وگل" كمك مي‌كردم

202
00:11:33,392 --> 00:11:37,328
.اصلاً نمي‌دونم چرا اين سوالا رو ازت مي‌پرسم

203
00:11:39,532 --> 00:11:43,334
.هيچ‌كس ديگه‌اي نمي‌دونه

204
00:11:43,369 --> 00:11:45,437
.زك" مُرده"

205
00:11:49,909 --> 00:11:53,678
.حالا مـن مي‌دونم

206
00:11:53,712 --> 00:11:55,380
،دلم نمي‌خواد بدونم
... چون حالا مجبورم توضيح بدم

207
00:11:55,414 --> 00:11:56,781
.كه از كجا مي‌دونم...

208
00:11:56,816 --> 00:11:59,717
.يه‌جورايي...آره

209
00:11:59,752 --> 00:12:03,455
.داشتم به برگشتن به اينجا فكر مي‌كردم

210
00:12:03,489 --> 00:12:05,390
... كه دوباره پليس بشم

211
00:12:05,424 --> 00:12:10,395
.و واسه تنوع يه‌كار خوب انجام بدم...

212
00:12:10,429 --> 00:12:13,398
... اما بازم باعث مي‌شه

213
00:12:13,432 --> 00:12:17,535
وارد يه وضعيتِ افتضاحِ ديگه بشم، نه؟...

214
00:12:33,652 --> 00:12:37,055
<i>.يه مطابقتِ فاميلي</i>

215
00:12:37,089 --> 00:12:41,493
<i>!با دكتر "اولين وگل"؟</i>

216
00:12:41,527 --> 00:12:43,294
چي؟

217
00:12:43,329 --> 00:12:46,164
-- موهايي كه توي استوديوي "زك" پيدا كرديم

218
00:12:46,198 --> 00:12:48,233
.ميتوكندريايي مطابق باهاشون پيدا كردم DNA يه

219
00:12:48,267 --> 00:12:50,802
.(مادره(اصلي DNA كارش آزمايشِ خطِ -
.آره، از آزمايشش مطلع هستم -

220
00:12:50,836 --> 00:12:53,271
.خب، يه مطابقتِ مستقيم با تو داره

221
00:12:53,305 --> 00:12:56,741
.قاتل "زك" باهات نسبت‌فاميلي داره

222
00:12:56,775 --> 00:13:00,612
.جراح مغز» با تـو نسبت‌فاميلي داره»

223
00:13:00,646 --> 00:13:01,946
اين چطور ممكنه؟

224
00:13:01,981 --> 00:13:05,416
.من هيچ خانواده‌اي ندارم

225
00:13:05,451 --> 00:13:06,951
.خب، ديگه ندارم

226
00:13:06,986 --> 00:13:08,119
!ديگه

227
00:13:08,153 --> 00:13:10,355
.خب، قبلاً متأهل بودم و دوتا پسر داشتم

228
00:13:10,389 --> 00:13:12,357
.دنيل و ريچارد

229
00:13:12,391 --> 00:13:13,525
و حالا؟

230
00:13:13,559 --> 00:13:15,260
.ديگه نيستن

231
00:13:15,294 --> 00:13:18,830
چه اتفاقي براشون افتاد؟

232
00:13:20,499 --> 00:13:23,835
... يه‌روز "ريچارد" كه پسرِ كوچيكم بود رو

233
00:13:23,869 --> 00:13:25,937
.مُرده تهِ استخرشنا پيداش كردم...

234
00:13:25,971 --> 00:13:28,106
.اولش فكر كردم يه حادثه بوده

235
00:13:28,140 --> 00:13:30,041
.چون خيلي شناگر ماهري نبود

236
00:13:30,075 --> 00:13:32,443
.اما بعدش حقيقت رو فهميدم

237
00:13:32,478 --> 00:13:36,981
... "پسرِ بزرگم "دنيل

238
00:13:37,016 --> 00:13:39,417
... اون

239
00:13:39,451 --> 00:13:41,419
.اون "ريچارد" رو كُشت

240
00:13:41,453 --> 00:13:43,521
.بله

241
00:13:43,556 --> 00:13:47,458
..."دنيل"
.دنيل" پسر باهوشي بود"

242
00:13:47,493 --> 00:13:52,163
.اما مشكل هم زياد داشت

243
00:13:52,197 --> 00:13:54,832
.اوه، خيلي بيشتر از اين‌حرفا بود

244
00:13:54,867 --> 00:13:57,936
،از حس همدلي دوري مي‌كرد

245
00:13:57,970 --> 00:13:59,337
... ابداً احساسِ ترس نمي‌كرد

246
00:13:59,371 --> 00:14:04,309
.و دركي از حسِ درست‌وغلط نداشت...

247
00:14:04,343 --> 00:14:06,144
.اون يه بيمار رواني بود

248
00:14:06,178 --> 00:14:12,981
دركِ اين موضوع، و پيداكردنِ راهي براي
.كمك به "دنيل" باعث شد واردِ اين حرفه بشم

249
00:14:22,261 --> 00:14:25,363
-- من "دنيل" رو نااميد كردم

250
00:14:25,397 --> 00:14:29,434
.هيچ‌وقت نتونستم درمانش كردم

251
00:14:29,468 --> 00:14:33,605
شايد يكي از دلايلِ مصمم‌بودنم
.براي كمك به تو همين بود

252
00:14:33,639 --> 00:14:35,073
.اين "دنيل"ـه

253
00:14:35,107 --> 00:14:39,110
من و همسرم روي ارتباطش
.با مرگِ "ريچارد" سرپوش گذاشتيم

254
00:14:39,144 --> 00:14:42,447
... گفتيم يه حادثه بوده، و

255
00:14:42,481 --> 00:14:46,017
دنيل" رو توي يه"...
.موسسه‌ي درمان‌رواني گذاشتيم

256
00:14:46,051 --> 00:14:48,620
.فقط ‏‏14سالش بود

257
00:14:48,654 --> 00:14:50,321
اينجا توي ميامي؟ -
.نه -

258
00:14:50,356 --> 00:14:54,225
.نه، اونو به انگلستان برگردوندم

259
00:14:54,259 --> 00:14:57,428
.سه‌سال بعدش مُرده بود

260
00:14:57,463 --> 00:15:00,031
چطور؟

261
00:15:00,065 --> 00:15:03,568
يه آتيش در ناحيه‌اي كه
.دنيل" زندگي مي‌كرد، رخ داد"

262
00:15:03,602 --> 00:15:05,003
... يه پرستارِ احمق در رو قفل كرده بود

263
00:15:05,037 --> 00:15:07,505
.كه بره قهوه بخوره...

264
00:15:07,539 --> 00:15:09,207
.بچه‌ها نتونستن خارج بشن

265
00:15:09,241 --> 00:15:10,441
.هفت نفرشون تلف شدن

266
00:15:10,476 --> 00:15:13,444
.يكيشون "دنيل" بود

267
00:15:13,479 --> 00:15:15,413
جسدش رو ديدي؟

268
00:15:15,447 --> 00:15:18,249
.نه، شوهرم ديد

269
00:15:18,283 --> 00:15:23,021
.به‌شدت سوخته بود

270
00:15:23,055 --> 00:15:24,756
.اگـه جسدِ خودش بوده باشه

271
00:15:24,790 --> 00:15:26,958
،اين خيلي مضحكه
<font color="#aa0000">.دكستر</font>

272
00:15:26,992 --> 00:15:28,493
.اون نمي‌تونه زنده باشه

273
00:15:28,527 --> 00:15:30,962
.خودت گفتي خيلي باهوشه

274
00:15:30,996 --> 00:15:32,497
.مي‌تونسته مرگش رو جعل كنه

275
00:15:32,531 --> 00:15:34,465
... اما بعد از اين همه سال

276
00:15:34,500 --> 00:15:37,935
چرا الان بايد دست به اين كاراي وحشتناك بزنه؟...

277
00:15:37,970 --> 00:15:41,172
.هسته‌هاي مغز

278
00:15:41,206 --> 00:15:43,808
معنيِ خاصي برات ندارن؟

279
00:15:43,842 --> 00:15:47,211
... خب

280
00:15:47,246 --> 00:15:50,381
... خب، "دنيل" وقتي بچه بود

281
00:15:50,416 --> 00:15:55,019
...خودش مي‌دونست كه فاقدِ حسِ همدليه...

282
00:15:55,054 --> 00:15:59,357
.و اينكه من چه حسي در اين مورد دارم...

283
00:15:59,391 --> 00:16:04,765
امكانش هست كه تكه‌هاي مغز رو بسته‌بندي
.كرده باشه و كنارِ درِ خونه‌م گذاشته باشه

284
00:16:16,742 --> 00:16:21,345
<i>.دنيل وگل" الان بايد توي اواسطِ ‏‏40سالگيش باشه"</i>

285
00:16:31,890 --> 00:16:34,492
شبيه كسي نيست؟ هيچ‌كس؟

286
00:16:46,939 --> 00:16:49,674
<i>.اون‌يارويي كه "كسي" باهاش قرار مي‌ذاشت</i>

287
00:16:49,708 --> 00:16:52,076
<i>.اون‌شب ازش بازجويي كردن</i>

288
00:16:58,183 --> 00:17:01,018
<i>."اليور سكسون"</i>

289
00:17:10,262 --> 00:17:13,097
<i>امكان داره اين پسرِ "وگل" باشه؟</i>

290
00:17:22,908 --> 00:17:26,577
<i>.دنيل وگل، همون اليور سكسون ـه</i>

291
00:17:26,612 --> 00:17:28,713
خودت هم يه ‏‏7-‏‏8تايي
.شناسنامه‌ي جعلي درست كردي

292
00:17:28,747 --> 00:17:30,181
.عاقبت تو هم ممكن بود همين بشه

293
00:17:30,215 --> 00:17:35,186
.اين ساده‌ترين راهِ جعلِ هويتِ يه آدمِ مُرده‌س

294
00:17:38,190 --> 00:17:40,591
،"اليور سكسون"
.گواهي فوت

295
00:17:40,626 --> 00:17:41,759
.هويت جعلي داره

296
00:17:41,794 --> 00:17:43,995
.اما دليل نمي‌شه همون «جراح مغز» باشه

297
00:17:44,029 --> 00:17:47,832
.ازش بگيرم DNA بايد يه نمونه

298
00:17:49,735 --> 00:17:54,205
<font color="#aa0000">،دكستر</font>
.ايشون جناب معاون، مارشال "كليتون" هستن

299
00:17:54,239 --> 00:17:57,909
بخاطرِ سرنخي مبني بر
.برگشتنِ "هانا مك‌كي" به ميامي‌ اومده

300
00:17:57,943 --> 00:18:00,378
.آه، ببخشيد كه زياد از ديدنتون خوشحال نشدم

301
00:18:00,412 --> 00:18:02,346
.يه‌جورايي شوكه‌كننده‌س

302
00:18:02,381 --> 00:18:03,714
.گمونم اين يعني باهاش حرف نزديد

303
00:18:03,749 --> 00:18:05,616
چرا بايد بزنم؟

304
00:18:05,651 --> 00:18:07,084
... بهشون گفتم تو با "هانا" دوست بودي

305
00:18:07,119 --> 00:18:10,221
البته قبل از اينكه به‌جرم قتلِ...
.سال پرايس" تحويلش بدي"

306
00:18:10,255 --> 00:18:12,190
.ساده‌ترين روشِ جدايي نبود

307
00:18:12,224 --> 00:18:14,759
.گمونم نه
.و اين شما رو تبديل به يه «هدف» مي‌كنه

308
00:18:16,728 --> 00:18:20,231
راستش رو بخوايد
...‌هانا مك‌كي"اي كه من مي‌شناختم"

309
00:18:20,265 --> 00:18:22,633
انقدر باهوش بود كه بدونه...
.برگشتن به ميامي‌ خيلي براش خطرناكه

310
00:18:22,668 --> 00:18:24,635
.ممكنه

311
00:18:24,670 --> 00:18:26,237
ببينيد، من اطلاعاتِ قطعي
.از بودنش در اينجا ندارم

312
00:18:26,271 --> 00:18:27,738
.فقط دارم دنبالِ يه سرنخ رو مي‌گيرم

313
00:18:27,773 --> 00:18:29,807
... آره، اما تا موقعي كه مطمئن بشيم

314
00:18:29,842 --> 00:18:32,810
فكر كنم بايد واحدها رو باهات بذاريم...
.تا تحقيقات تموم بشن

315
00:18:32,845 --> 00:18:36,280
<i>همين كم مونده وقتي دارم براي مخفي‌شدن</i>
<i>.به "هانا" كمك مي‌كنم، اينا دنبالم باشن</i>

316
00:18:36,281 --> 00:18:38,516
.ازطرف‌ديگه، «جراح مغز» هنوز اون بيرونه

317
00:18:38,550 --> 00:18:40,051
.و مي‌دونه كجا زندگي مي‌كنم

318
00:18:40,085 --> 00:18:42,553
،آره، اما من نيازي به مراقبتِ واحدها ندارم

319
00:18:42,588 --> 00:18:44,922
فقط از آپارتمان و پسرم
.وقتي كه مي‌خواد به مدرسه بره

320
00:18:44,957 --> 00:18:47,425
.نگران نباش
.مثل شاهين مواظب "هريسون" هستيم

321
00:18:47,459 --> 00:18:49,861
... "معاون مارشال "كليتون

322
00:18:49,895 --> 00:18:52,496
،حالا اگه "هانا" اينجا باشه...
چطوري مي‌خوايد پيداش كنيد؟

323
00:18:52,531 --> 00:18:54,498
خب، من مي‌خوام عكسش رو به
... رسانه‌هاي محلي بدم

324
00:18:54,533 --> 00:18:56,667
،و از مردم بخوام كه اگه ديدنش...
.باهامون تماس بگيرن

325
00:18:56,702 --> 00:18:58,636
.خيلي خب

326
00:18:58,670 --> 00:19:00,404
... اما اگه به‌طور اتفاقي تصميم گرفت

327
00:19:00,439 --> 00:19:03,140
...كه شما دوتا بايد باهم صحبت كنيد...

328
00:19:03,175 --> 00:19:04,742
حتماً با من تماس بگيريد، خب؟...

329
00:19:04,776 --> 00:19:06,077
.البته

330
00:19:06,111 --> 00:19:07,945
باور كنيد، منم به اندازه‌ي شماها
.دلم مي‌خواد بيفته زندان

331
00:19:07,980 --> 00:19:10,648
.خيلي خب

332
00:19:16,989 --> 00:19:19,790
اين دقيقاً همون‌چيزيه كه "وگل" مي‌خواست
.بهت هشدار بده

333
00:19:19,825 --> 00:19:22,126
داري سعي مي‌كني
.از هر دو دنيا محافظت كني

334
00:19:22,160 --> 00:19:24,362
.الان بايد پيگيرِ كارِ "سكسون" باشي

335
00:19:25,464 --> 00:19:27,164
.بذار "هانا" خودش مشكلش رو حل كنه

336
00:19:27,199 --> 00:19:28,165
.مي‌تونم هردو رو انجام بدم

337
00:19:33,972 --> 00:19:34,939
.سلام

338
00:19:34,973 --> 00:19:36,607
به ديدن "آرلين" رفتي؟

339
00:19:36,642 --> 00:19:37,975
.نه، تازه مي‌خواستم برم

340
00:19:38,010 --> 00:19:40,711
نرو. همين الان يه مأمور فدرال
.توي دفترم بود

341
00:19:40,746 --> 00:19:42,647
.مي‌دونن اينجايي

342
00:19:42,681 --> 00:19:44,048
.اوه، خدايا

343
00:19:44,082 --> 00:19:46,450
.نمي‌توني به خونه‌ي "آرلين" بري
.بايد خودت رو مخفي كني

344
00:19:46,485 --> 00:19:50,221
دكستر، من بدون اون پول نمي‌تونم
.يه زندگي تازه شروع كنم

345
00:19:50,255 --> 00:19:53,925
.من مي‌تونم بهت پول بدم -
!نيم ميليون دلار؟ -

346
00:19:53,959 --> 00:19:55,693
.خب، نه

347
00:19:57,296 --> 00:19:59,563
،ببين، خودم مي‌رسونمت
.نمي‌ذارم تنهايي بري

348
00:19:59,598 --> 00:20:01,132
.باشه، اما عجله كن

349
00:20:13,345 --> 00:20:14,812
.اين مأمور فدرال همه‌چيزو عوض مي‌كنه

350
00:20:14,846 --> 00:20:16,847
.اينجا هيچ‌وقت نمي‌تونيم باهم باشيم

351
00:20:16,882 --> 00:20:18,582
.مي‌دونم

352
00:20:18,617 --> 00:20:20,351
بايد چيكار كنيم؟

353
00:20:20,385 --> 00:20:24,789
،بذار پولت رو بگيريم
.بعداً يه فكري براش مي‌كنيم

354
00:20:27,893 --> 00:20:29,193
.حق با تو بود

355
00:20:29,227 --> 00:20:31,996
"مدير هتل توي "كي وست
.مشخصات "اد زك" رو تأييد كرد

356
00:20:32,030 --> 00:20:33,431
.وقتي "كسي" كُشته شده، اونجا بوده

357
00:20:33,465 --> 00:20:35,232
اين اطلاعات رو از كجا گير آوردي؟

358
00:20:35,267 --> 00:20:38,469
.منم منابع خودم رو دارم

359
00:20:38,503 --> 00:20:39,470
.كاش منم منابع تو رو داشتم

360
00:20:39,504 --> 00:20:41,772
.فكر كردم ديگه گيرش انداختم

361
00:20:41,807 --> 00:20:44,442
.خب، برگشتي سرِ خونه‌ي اول
.قبلاً هم تجربه‌ش رو داشتي

362
00:20:44,476 --> 00:20:46,177
.بالاخره حلش مي‌كني

363
00:20:46,211 --> 00:20:49,613
... آخه بعد از اون مسخره‌بازيِ گروهبان شدن

364
00:20:49,648 --> 00:20:50,815
.احساس مي‌كنم بايد خودم رو ثابت كنم...

365
00:20:50,849 --> 00:20:52,383
،"تو پليس خوبي هستي، "جويي

366
00:20:52,417 --> 00:20:55,453
.مجبور نيستي چيزي رو به كسي ثابت كني

367
00:20:55,487 --> 00:20:56,887
... بعدش هم داستانِ "جيمي"، مي‌دوني

368
00:20:56,922 --> 00:20:59,390
يه‌جورايي بخاطر اون مي‌خواستم
.پرونده رو حل كنم

369
00:20:59,424 --> 00:21:01,692
.اون خيلي با "كسي" صميمي‌ بود

370
00:21:01,727 --> 00:21:02,994
.آره

371
00:21:03,028 --> 00:21:05,429
.و منم اخيراً خيلي پيشش نبودم

372
00:21:05,464 --> 00:21:07,932
منظورت چيه؟
.فكر كردم باهاش هم‌خونه شدي

373
00:21:07,966 --> 00:21:10,501
.منظورم از لحاظ احساسي بود

374
00:21:10,535 --> 00:21:12,003
،بي‌خيال
از كِي تا حالا آقاي "احساساتي" شدي؟

375
00:21:12,037 --> 00:21:13,170
درتو بذار، خب؟

376
00:21:13,205 --> 00:21:14,839
!خدايا

377
00:21:14,873 --> 00:21:18,309
!احساسه كه ازت مي‌زنه بيرون

378
00:21:18,343 --> 00:21:20,478
... مي‌دوني هميشه متهمم مي‌كنه

379
00:21:20,512 --> 00:21:23,180
.كه تو رو با اون مقايسه مي‌كنم...

380
00:21:23,215 --> 00:21:27,718
... اوه. آم

381
00:21:27,753 --> 00:21:30,688
.خب، واسه اين كه نمي‌تونم بهت نصيحتي بكنم

382
00:21:30,722 --> 00:21:31,689
.منو توي موقعيتِ ناجوري قرار مي‌ده

383
00:21:31,723 --> 00:21:32,857
چرا؟

384
00:21:32,891 --> 00:21:34,959
!بخاطرِ گذشته‌مون، الاغ

385
00:21:34,993 --> 00:21:37,895
خب، گذشته كه ديگه گذشته، نه؟

386
00:21:40,532 --> 00:21:43,501
... جيمي" بهتر از هركسي "كسي" رو مي‌شناخت"

387
00:21:43,535 --> 00:21:44,802
.پس شايد بهتره بازم ازش بازجويي كني...

388
00:21:44,836 --> 00:21:46,604
.شايد يه سرنخي پيدا كني

389
00:21:46,638 --> 00:21:47,872
.اون بابت اين قضيه بدجوري بهم‌ريخته

390
00:21:47,906 --> 00:21:50,808
يكم سخته كه ميانه‌ي دوست‌پسرِ ملايم
.و پليسِ سختگير رو بگيرم

391
00:21:50,809 --> 00:21:52,343
.من باهاش حرف مي‌زنم

392
00:21:52,377 --> 00:21:54,345
جدي؟ -
.آره -

393
00:21:54,379 --> 00:21:55,446
.حال مي‌ده دوباره پليس بشم

394
00:21:55,480 --> 00:21:57,214
.عالي مي‌شه. ممنون

395
00:21:57,249 --> 00:21:58,949
.عوضش مي‌توني ناهار مهمونم كني

396
00:21:58,984 --> 00:22:01,986
.و دوتا دسرِ تخماتيكي

397
00:22:13,665 --> 00:22:14,899
.خونه‌ي قشنگيه

398
00:22:14,933 --> 00:22:16,067
آره، به اين نتيجه رسيدم
... وقتي فراري هستي

399
00:22:16,101 --> 00:22:19,503
و از كسي مي‌خواي نيم‌ميليون دلار برات...
.نگه‌داره، بذل‌وبخشش خيلي موثر مي‌شه

400
00:22:19,504 --> 00:22:21,005
پس "آرلين" ازش سهم مي‌گيره؟

401
00:22:21,039 --> 00:22:23,841
اون به چيزي كه مي‌خواد مي‌رسه
... تا پاي بچه‌هاش به پرورشگاه نكِشه

402
00:22:23,875 --> 00:22:25,009
...و منم...
.به بانكِ "آرلين" مي‌رسي -

403
00:22:25,043 --> 00:22:26,377
.دقيقاً

404
00:22:26,411 --> 00:22:29,880
.سلام خوشكله -
."سلام "آرلين -

405
00:22:29,915 --> 00:22:32,817
تو همون عوضي‌اي نيستي كه لوش دادي؟

406
00:22:32,851 --> 00:22:36,320
.خودم هستم -
.داستانش طولانيه -

407
00:22:36,354 --> 00:22:37,321
مي‌تونيم بيايم داخل؟

408
00:22:37,355 --> 00:22:38,322
.آره

409
00:22:41,359 --> 00:22:44,662
خب، پس برگشتيد پيش هم، ‌ها؟

410
00:22:44,696 --> 00:22:47,498
حالا چطوري براتون جواب مي‌ده؟

411
00:22:47,532 --> 00:22:50,468
.كم‌كم داريم مي‌فهميم

412
00:22:50,502 --> 00:22:52,002
... به بچه‌ها گفتم اينجا مار داره

413
00:22:52,037 --> 00:22:54,338
.تا نزديكش نشن...

414
00:22:54,372 --> 00:22:56,307
.بفرماييد

415
00:22:56,341 --> 00:22:57,708
!اوه، لعنتي

416
00:22:57,742 --> 00:23:00,678
كيه؟

417
00:23:00,712 --> 00:23:03,481
.مأمور فدرال

418
00:23:03,515 --> 00:23:05,082
.تو همينجا بود. من حلش مي‌كنم

419
00:23:05,117 --> 00:23:10,087
.در رو باز كن
.باهام بيا

420
00:23:11,123 --> 00:23:13,891
.جوري كه انگار هيچي براي مخفي‌كردن نداري

421
00:23:24,202 --> 00:23:25,202
مي‌تونم كمك‌تون كنم؟

422
00:23:25,237 --> 00:23:26,237
.بله، من معاون مارشال "كليتون" هستم

423
00:23:26,271 --> 00:23:29,006
اشكالي نداره چندتا سؤال ازتون بپرسم؟

424
00:23:29,040 --> 00:23:31,709
.آه، نه

425
00:23:34,412 --> 00:23:37,047
<font color="#aa0000">!دكستر مورگان</font>

426
00:23:37,082 --> 00:23:39,717
تو اينجا چه غلطي مي‌كني؟

427
00:23:39,751 --> 00:23:40,718
.آرلين" دوستمه"

428
00:23:40,752 --> 00:23:43,521
.از طريق "هانا" باهم آشنا شديم

429
00:23:43,555 --> 00:23:45,823
نه بابا؟

430
00:23:45,857 --> 00:23:47,258
،آره، من اومدم چيزايي كه بهم گفتي رو بهش بگم

431
00:23:47,292 --> 00:23:49,326
.كه ممكنه "هانا" به ميامي‌ برگشته باشه

432
00:23:49,361 --> 00:23:51,829
.آره، من بايد بيشتر حواسم رو به بچه‌هام بدم

433
00:23:54,099 --> 00:23:56,267
.ظاهراً شما اخيراً آدرستون رو عوض كرديد

434
00:23:56,301 --> 00:23:57,568
.بنظر مي‌رسه قدم بزرگيه

435
00:23:57,602 --> 00:24:00,271
.اينجا مدرسه‌هاي بهتري داره

436
00:24:00,305 --> 00:24:02,673
اينجا نوشته كه به‌صورت نيمه‌وقت
.به عنوان پيشخدمت در رستوران "دني" كار مي‌كنيد

437
00:24:02,707 --> 00:24:04,241
.درسته

438
00:24:04,276 --> 00:24:07,044
با حقوقش يه خونه‌ي عروسكي هم
.نمي‌تونيد بخريد، چه برسه به اجاره‌ي اينجا

439
00:24:07,045 --> 00:24:09,647
... مطمئنيد هيچ كمكي از طرف دوستتون

440
00:24:09,681 --> 00:24:14,141
‌هانا مك‌كي" كه به‌تازگي با مَردي به ثروتِ"...
بيش از نيم‌ميليارد ازدواج كرده، دريافت نكرديد؟

441
00:24:14,152 --> 00:24:16,287
.اصلاً نمي‌دونستم ازدواج كرده

442
00:24:16,321 --> 00:24:18,389
.اينجا نوشته شما سابقه‌دار هستيد

443
00:24:18,423 --> 00:24:20,090
... هيچ مي‌دونيد براي شريك‌جرمِ بودن

444
00:24:20,125 --> 00:24:21,692
با يه فراري چندسال براتون مي‌بُرن؟...

445
00:24:21,726 --> 00:24:25,696
... ببينيد، من بودم كه

446
00:24:25,730 --> 00:24:28,632
.به "آرلين" كمك مي‌كردم...

447
00:24:31,236 --> 00:24:36,073
.حالا مي‌بينم چرا انقدر باهم صميمي‌ هستيد

448
00:24:36,107 --> 00:24:39,410
.خوب بلدي دختر بلند كني

449
00:24:39,444 --> 00:24:41,245
.گوش كن، يه لطفي بهم بكن

450
00:24:41,279 --> 00:24:43,847
اگه خبري از دوستِ قديمي‌تون
...‌هانا مك‌كي" شنيديد"

451
00:24:43,882 --> 00:24:45,416
.باهام تماس بگيريد...

452
00:24:45,450 --> 00:24:47,051
.البته -
.آره، حتماً -

453
00:25:03,702 --> 00:25:04,935
."سلام "دب
.دكستر اينجا نيست

454
00:25:04,970 --> 00:25:07,037
،مي‌دونم
... داشتم از اينجا رد مي‌شدم

455
00:25:07,072 --> 00:25:08,806
.گفتم بيام يه سلامي‌ به شازده بكنم...

456
00:25:08,840 --> 00:25:09,907
.اوه

457
00:25:09,941 --> 00:25:11,408
،"ببين عمه "دب
.مي‌تونم اسمم رو بنويسم

458
00:25:11,443 --> 00:25:14,678
.عاليه

459
00:25:17,182 --> 00:25:20,651
.واقعاً بابت "كسي" متأسفم

460
00:25:20,685 --> 00:25:24,154
راحت مي‌توني اينجا كار كني؟

461
00:25:24,189 --> 00:25:27,191
.راستش نه
.نه واقعاً

462
00:25:27,225 --> 00:25:29,493
،خب، پليسا كه مراقب اينجا هستن
.يكم كمك مي‌كنه

463
00:25:29,527 --> 00:25:31,795
كسي" دوستاي زيادي داشت؟"

464
00:25:31,830 --> 00:25:34,431
.آره
.دختر محبوبي بود

465
00:25:34,466 --> 00:25:36,834
همه شوكه شدن، مي‌دوني؟

466
00:25:36,868 --> 00:25:40,938
."مخصوصاً "اليور -
اون كيه؟ -

467
00:25:40,972 --> 00:25:44,642
.يه پسري كه "كسي" باهاش قرار مي‌ذاشت

468
00:25:44,676 --> 00:25:46,577
مدتِ زيادي بود كه باهم بودن؟

469
00:25:46,611 --> 00:25:48,479
.يه چند هفته‌اي بود

470
00:25:48,513 --> 00:25:50,514
.فكر كنم عشقِ در يك نگاه بود

471
00:25:50,548 --> 00:25:51,515
.حداقل براي پسره

472
00:25:51,549 --> 00:25:53,284
منظورت چيه "براي پسره"؟

473
00:25:53,318 --> 00:25:55,819
،بين خودمون باشه
... فكر كنم "كسي" مي‌خواست

474
00:25:55,854 --> 00:25:58,289
...باهاش بهم بزنه، اما "اليور" هي مي‌گفت...

475
00:25:58,323 --> 00:26:00,190
".بايد واسه يه‌هفته به باهاماس بريم"

476
00:26:00,225 --> 00:26:01,959
!باهاماس"، اونم بعد از ‏‏2هفته دوستي؟"

477
00:26:01,993 --> 00:26:04,461
.آره، همين‌طور بهش اصرار مي‌كرد

478
00:26:04,496 --> 00:26:05,629
.جوابِ رد قبول نمي‌كرد

479
00:26:05,664 --> 00:26:07,665
.گمونم زياد ازش خوشت نمي‌اومد

480
00:26:07,699 --> 00:26:10,401
.گاهي فكر مي‌كردم انگار خيلي كَنه مي‌شه

481
00:26:10,435 --> 00:26:14,138
.اما با "كسي" خيلي مهربون بود

482
00:26:14,172 --> 00:26:16,307
... ما همه بايد يكي رو داشته باشيم

483
00:26:16,341 --> 00:26:17,875
كه همچين‌رفتاري باهامون داشته باشه، نه؟...

484
00:26:20,812 --> 00:26:23,981
اين سفرشون به "باهاماس" كِي قرار بود اتفاق بيفته؟

485
00:26:24,015 --> 00:26:27,017
.فكر كنم همين هفته

486
00:26:29,220 --> 00:26:32,856
.سلام

487
00:26:32,891 --> 00:26:34,558
.كوئين"، منم"
.الان با "جيمي" صحبت كردم

488
00:26:34,592 --> 00:26:36,794
.فكر كنم بايد دوست‌پسره رو دوباره ببينيم

489
00:26:36,828 --> 00:26:38,529
."اليور سكسون"

490
00:26:42,767 --> 00:26:45,502
حالا فكر مي‌كني "كليتون" داستانت رو باور كرد؟

491
00:26:45,537 --> 00:26:47,237
.مطمئن نيستم

492
00:26:47,272 --> 00:26:49,606
.درهرصورت، عكست رو توي تمام ميامي‌ پخش كرده

493
00:26:49,641 --> 00:26:51,342
.برات امن نيست كه به هتل برگردي

494
00:26:51,376 --> 00:26:52,743
.به يه جاي خصوصي احتياج داري

495
00:26:52,777 --> 00:26:54,678
آره، اما كجا؟

496
00:26:54,713 --> 00:26:57,581
.يه جا رو مي‌شناسم

497
00:26:57,615 --> 00:27:00,050
يه حسي بهم مي‌گه
.اصلاً دلم نمي‌خواد اونجا برم

498
00:27:00,085 --> 00:27:03,020
،"خونه‌ي "دبرا
.اگه بتونم راضيش كنم

499
00:27:04,055 --> 00:27:06,190
.حق با من بود

500
00:27:06,224 --> 00:27:08,759
راه بهتري به ذهنم نمي‌رسه، تو چي؟

501
00:27:08,793 --> 00:27:10,694
.متأسفانه نه

502
00:27:17,902 --> 00:27:20,237
اشكالي نداره چندتا سوال ديگه جواب بديد؟

503
00:27:20,271 --> 00:27:21,305
... هركاري لازم باشه براي پيداكردنِ

504
00:27:21,339 --> 00:27:23,273
.قاتلِ "كسي" انجام مي‌دم...

505
00:27:23,308 --> 00:27:25,075
.حتماً خيلي بهتون سخت مي‌گذره

506
00:27:25,110 --> 00:27:27,978
.اين چندروز اخير برام مثل كابوس بوده

507
00:27:28,012 --> 00:27:30,981
.هنوزم باورم نمي‌شه

508
00:27:31,015 --> 00:27:32,483
.كاش فقط زمانِ نفس كِشيدن داشتم

509
00:27:32,517 --> 00:27:33,917
.سرم خيلي كار شلوغه

510
00:27:33,952 --> 00:27:35,652
.راستش همين الان هم براي يه قرارملاقات ديرم شده

511
00:27:35,687 --> 00:27:36,920
.زياد طول نمي‌كشه

512
00:27:36,955 --> 00:27:38,956
كارتون دقيقاً چي هست؟

513
00:27:38,990 --> 00:27:40,090
.بازرسي از ساختمون‌ها

514
00:27:40,125 --> 00:27:41,125
... و زمانِ مرگِ "كسي" هم

515
00:27:41,159 --> 00:27:42,259
همونجا بوديد؟...

516
00:27:42,293 --> 00:27:43,527
.بله

517
00:27:43,561 --> 00:27:44,862
.اگه بخوايد، مي‌تونيد دفتركارم رو ببينيد

518
00:27:44,896 --> 00:27:47,297
توي منطقه‌ي "ساني آيلس" بودم
.و يه آپارتمان جديد رو بازرسي مي‌كردم

519
00:27:47,332 --> 00:27:49,299
.فقط چند دقيقه با اينجا فاصله داره

520
00:27:49,334 --> 00:27:50,467
.بله

521
00:27:50,502 --> 00:27:52,269
حتماً سرتون خيلي شلوغه، ‌ها؟

522
00:27:52,303 --> 00:27:55,139
تا ظرف چندهفته‌ي ديگه
.وقتم به‌شدت پُر هست

523
00:27:55,173 --> 00:27:56,607
اوه، جداً؟

524
00:27:56,641 --> 00:27:57,708
... "فكر كردم شما و "كسي

525
00:27:57,742 --> 00:28:00,444
.قصد داشتيد به "باهاماس" بريد...

526
00:28:00,478 --> 00:28:03,947
چطوري مي‌خواستيد برنامه‌ريزي كنيد؟

527
00:28:03,982 --> 00:28:05,282
... من

528
00:28:05,316 --> 00:28:07,751
.گمونم يكم كار احمقانه‌اي بود

529
00:28:07,786 --> 00:28:09,286
... كسي" مُدام اصرار مي‌كرد"

530
00:28:09,320 --> 00:28:10,788
.و منم نمي‌خواستم نااميدش كنم...

531
00:28:10,822 --> 00:28:11,922
اوه، پس ايده‌ي اون بود؟

532
00:28:11,956 --> 00:28:13,023
.آره

533
00:28:13,057 --> 00:28:14,391
.يه‌جور فرارِ رومانتيك از اينجا مي‌خواست

534
00:28:14,426 --> 00:28:16,460
،بنظر يكم سريع مياد
اين‌طور فكر نمي‌كنيد؟

535
00:28:16,494 --> 00:28:19,296
.بعد از چندهفته قرار گذاشتن

536
00:28:19,330 --> 00:28:22,232
... مي‌دونم براي اكثر مردم سخته كه درك كنن

537
00:28:22,267 --> 00:28:24,301
.اما ما رابطه‌ي خاصي باهم داشتيم...

538
00:28:24,335 --> 00:28:27,304
.و هردومون هم مي‌دونستيم

539
00:28:29,607 --> 00:28:31,642
.ببين، من واقعاً متأسفم بچه‌ها

540
00:28:31,676 --> 00:28:32,976
.مجبورم برم

541
00:28:33,011 --> 00:28:34,311
مي‌تونيم بعداً صحبت كنيم؟

542
00:28:34,345 --> 00:28:36,580
.آره. بعداً برمي‌گرديم

543
00:28:36,614 --> 00:28:39,316
.عالي مي‌شه
.ممنون

544
00:28:47,358 --> 00:28:48,959
.بهمون دروغ گفت

545
00:28:48,993 --> 00:28:50,694
در مورد چي؟

546
00:28:50,728 --> 00:28:52,763
"جيمي" گفت كه تمامِ قضيه‌ي "باهاماس"
.ايده‌ي خودش بوده

547
00:28:52,797 --> 00:28:55,165
.اين‌طوري مي‌خواسته كه "كسي" باهاش بهم نزنه

548
00:28:55,200 --> 00:28:57,434
.آره، اما دليل نمي‌شه كه قاتل باشه

549
00:28:57,469 --> 00:29:00,170
.خب، شايد "كسي" رو خيلي دوست داشته

550
00:29:00,205 --> 00:29:01,872
.آره خب، اما ضرر نداره بيشتر پيگيري كنيم

551
00:29:01,906 --> 00:29:04,274
مي‌دوني، كه يكم بيشتر
.در مورد بهانه‌هاش تحقيق كنيم

552
00:29:04,309 --> 00:29:05,642
.دنباله‌ش رو مي‌گيرم

553
00:29:05,677 --> 00:29:08,645
حسش مي‌كني؟

554
00:29:08,680 --> 00:29:09,813
چي رو؟

555
00:29:09,848 --> 00:29:12,883
،ما، مي‌دوني
.دوباره داريم باهم كار مي‌كنيم

556
00:29:12,917 --> 00:29:15,719
باحاله، مي‌دوني؟

557
00:29:15,753 --> 00:29:17,154
... آره، خيلي بهتر از

558
00:29:17,188 --> 00:29:19,122
.چك‌كردنِ سابقه‌ي آدما براي "الوي" ـه...

559
00:29:19,157 --> 00:29:23,393
.آره -
.يادم رفته بود چقدر اينكارو دوست دارم -

560
00:29:29,734 --> 00:29:31,235
.گه

561
00:29:31,269 --> 00:29:33,704
.آآآه... شرمنده

562
00:29:33,738 --> 00:29:35,239
.نمي‌دونم چرا اينكارو كردم

563
00:29:39,010 --> 00:29:41,712
.بذار وانمود كنيم كاري نكردي

564
00:29:41,746 --> 00:29:44,314
.باشه -
.اوكي -

565
00:29:54,292 --> 00:29:55,859
چه گهي مي‌خوريد؟

566
00:29:55,894 --> 00:29:58,762
.شرمنده، خودمون اومديم داخل

567
00:29:58,796 --> 00:30:00,797
.شما بايد تنهايي حرف بزنيد

568
00:30:17,649 --> 00:30:21,718
.به جايي احتياج دارم كه "هانا" توش بمونه

569
00:30:21,753 --> 00:30:25,756
!و مي‌خواي بذاريش خونه‌ي من؟

570
00:30:25,790 --> 00:30:29,960
.يه مأمور فدرال افتاده دنبالش

571
00:30:29,994 --> 00:30:31,795
.مي‌دونه كه توي ميامي‌ـه

572
00:30:31,829 --> 00:30:34,631
.هركاري بتونه براي پيداكردنش مي‌كنه

573
00:30:34,666 --> 00:30:36,967
.اين تنها راهي بود كه به ذهنم رسيد

574
00:30:37,001 --> 00:30:39,570
كه "هانا" رو بياري توي خونه‌ي من؟

575
00:30:39,604 --> 00:30:41,438
.مي‌دونم

576
00:30:41,472 --> 00:30:43,240
.فقط براي چند شبه

577
00:30:43,274 --> 00:30:44,775
... فقط

578
00:30:44,809 --> 00:30:49,279
.تا وقتي كه بتونم از ميامي‌ خارجش كنم

579
00:30:49,314 --> 00:30:50,814
خواهش مي‌كنم؟

580
00:30:57,488 --> 00:30:59,022
،چند شب
.فقط همين

581
00:30:59,057 --> 00:31:01,758
.ممنون

582
00:31:01,793 --> 00:31:03,427
... مي‌توني بابت اين هم ازم تشكر كني

583
00:31:03,461 --> 00:31:05,796
.كه "كوئين" رو از مسيرِ "زك" دور كردم...

584
00:31:05,830 --> 00:31:08,899
چطور؟

585
00:31:08,933 --> 00:31:12,436
.راحت بود
.گذاشتم به فكرِ دوست‌پسره بيفته

586
00:31:12,470 --> 00:31:15,639
."اليور سكسون"

587
00:31:15,673 --> 00:31:17,975
سكسون"؟"
فكر مي‌كني كار اون بوده؟

588
00:31:18,009 --> 00:31:20,644
.خب، مضنون خيلي خوبيه

589
00:31:20,678 --> 00:31:22,579
.من و "كوئين" امروز باهاش صحبت كرديم

590
00:31:22,614 --> 00:31:24,748
<i>... اگه "سكسون" فكر مي‌كنه پليس دنبالشه</i>

591
00:31:24,782 --> 00:31:26,450
<i>.پس مي‌دونه كه منم دنبالشم...</i>

592
00:31:26,484 --> 00:31:28,452
."نبايد به "سكسون" نزديك بشي، "دب

593
00:31:28,486 --> 00:31:31,788
،ممكنه از اوني كه فكر مي‌كني
.خطرناك‌تر باشه

594
00:31:31,823 --> 00:31:33,457
از چي حرف مي‌زني؟

595
00:31:33,491 --> 00:31:35,459
... الان نمي‌تونم حرفش رو بزنم

596
00:31:35,493 --> 00:31:37,828
...اما خواهش مي‌كنم فقط...

597
00:31:37,862 --> 00:31:39,630
.كاري كه گفتم رو بكن...

598
00:31:46,671 --> 00:31:48,238
... مي‌دونستم برگشتن به پليس

599
00:31:48,272 --> 00:31:51,441
.باعث مي‌شه وارد يه وضعيتِ مزخرف بشم...

600
00:31:51,476 --> 00:31:53,910
،بفرما
.هنوز نرسيده، شروع شد

601
00:31:57,515 --> 00:31:58,815
.خدمت شماس

602
00:32:15,767 --> 00:32:17,734
اينجا مشكلي برات پيش نمياد؟

603
00:32:19,652 --> 00:32:21,620
.حتماً

604
00:32:21,654 --> 00:32:23,121
.باهم گپ مي‌زنيم

605
00:32:31,531 --> 00:32:33,999
<i>اگه "دب" و "كوئين" كاري كردن</i>
<i>... كه باعث ترسِ "سكسون" شده</i>

606
00:32:34,033 --> 00:32:36,268
<i>.بايد سريع عمل كنم...</i>

607
00:32:42,375 --> 00:32:45,477
<i>.خيلي دير كردم</i>
<i>.اون رفته</i>

608
00:33:04,463 --> 00:33:07,666
<i>... ش روي اين باشهDNA اما اگه</i>

609
00:33:07,700 --> 00:33:12,604
<i> مي‌تونم با موهايي كه...</i>
<i>.توي استوديوي "زك" پيدا كردم، مقايسه‌ش بدم</i>

610
00:33:12,638 --> 00:33:13,772
.بفرماييد

611
00:33:16,642 --> 00:33:19,344
مي‌ريم "هانا" رو ببينيم؟

612
00:33:19,378 --> 00:33:21,179
هانا"؟ چرا؟"

613
00:33:21,214 --> 00:33:22,247
.توي تلويزيون ديدمش

614
00:33:22,281 --> 00:33:24,115
.گفتن يه عده‌اي دارن دنبالش مي‌گردن

615
00:33:24,150 --> 00:33:26,885
توي دردسر افتاده؟

616
00:33:26,919 --> 00:33:29,020
.نه، حالش خوبه
... "هانا"

617
00:33:29,055 --> 00:33:31,189
.فقط آدم محبوبيه...

618
00:33:32,825 --> 00:33:34,125
دلت براش تنگ شده؟

619
00:33:34,160 --> 00:33:35,961
.آره

620
00:33:35,995 --> 00:33:37,796
.بازي‌كردن باهاش رو دوست داشتم

621
00:33:37,830 --> 00:33:39,698
.مهربون بود

622
00:33:39,732 --> 00:33:44,436
.كاش مي‌تونست مامانم باشه

623
00:34:10,463 --> 00:34:12,063
<i>.مطابقت داره</i>

624
00:34:12,098 --> 00:34:13,865
<i>.سكسون، پسرِ وگل ـه</i>

625
00:34:22,675 --> 00:34:23,775
."دنيل"

626
00:34:23,809 --> 00:34:26,344
.اسم خودش رو "اليور سكسون" گذاشته

627
00:34:26,379 --> 00:34:28,747
با دختر همسايه‌م قرار مي‌ذاشت
... تا اينكه

628
00:34:28,781 --> 00:34:31,249
،دوتا خونه پايين‌تر از من...
.توي آپارتمان خودش كُشتش

629
00:34:31,284 --> 00:34:33,118
مي‌دوني كجاست؟

630
00:34:33,152 --> 00:34:35,620
.نه، خونه‌ش رو خالي كرده

631
00:34:35,655 --> 00:34:38,189
.الان هرجايي مي‌تونه باشه

632
00:34:38,224 --> 00:34:41,059
،حالا فرض كن پيداش كردي
<font color="#aa0000">.دكستر</font>

633
00:34:41,093 --> 00:34:42,193
مي‌خواي چيكار مي‌كني؟

634
00:34:42,228 --> 00:34:44,362
خودت چي فكر مي‌كني؟

635
00:34:44,397 --> 00:34:46,598
.نمي‌دونم چه احساسي در اين مورد دارم

636
00:34:46,632 --> 00:34:48,767
... اون ‏‏4تا آدم بيگناه رو بعلاوه‌ي

637
00:34:48,801 --> 00:34:50,802
.زك هميلتون" كُشته"...

638
00:34:53,005 --> 00:34:54,139
.اون پسرمه

639
00:34:54,173 --> 00:34:57,542
.هيچ كاري نمي‌توني براش بكني

640
00:34:57,576 --> 00:34:59,477
... مي...مي‌تونم سعي كنم

641
00:34:59,512 --> 00:35:01,212
...توي يه موسسه‌ي مطمئن بذارمش...

642
00:35:01,247 --> 00:35:03,782
.كه نتونه به خودش يا كسِ ديگه‌اي صدمه بزنه...

643
00:35:03,816 --> 00:35:05,250
،من نمي‌ذارم اونو بكُشي
<font color="#aa0000">.دكستر</font>

644
00:35:05,284 --> 00:35:06,384
.متأسفم

645
00:35:06,419 --> 00:35:08,320
.خودت منو درگيرِ اين قضيه كردي

646
00:35:08,354 --> 00:35:10,221
.چون اون‌موقع نمي‌دونستم كيه

647
00:35:10,256 --> 00:35:14,793
،سعي كن درك كني
.پسرِ كوچيكم براي هميشه رفته

648
00:35:14,827 --> 00:35:17,829
شايد يه شانسِ ديگه با "دنيل" داشته باشم؟

649
00:35:17,863 --> 00:35:19,798
واقعاً اين‌طوري فكر مي‌كني؟

650
00:35:19,832 --> 00:35:22,067
.تو هم يه پسر داري

651
00:35:22,101 --> 00:35:23,902
توي بودي، باور نمي‌كردي؟

652
00:35:23,936 --> 00:35:27,806
<i>،اين شانسِ دومي‌ كه مي‌خواد</i>
<i>.مي‌تونه هردومون رو به كُشتن بده</i>

653
00:35:27,840 --> 00:35:29,674
<i>... اما بخاطر خودش هم كه شده، بايد چيزي كه</i>

654
00:35:29,709 --> 00:35:30,809
<i>.مي‌خواد بشنوه رو بهش بگم...</i>

655
00:35:30,843 --> 00:35:32,310
.باشه، به روش تو انجامش مي‌ديم

656
00:35:32,345 --> 00:35:35,580
...فقط
.كمكم كن پيداش كنم

657
00:35:35,614 --> 00:35:38,283
راهي براي دسترسي بهش هست؟

658
00:35:38,317 --> 00:35:40,518
.نمي‌دونم

659
00:35:40,553 --> 00:35:43,288
.فكر كن

660
00:35:43,322 --> 00:35:45,323
... "آهنگ "ماما كس
(خواننده آمريكايي)

661
00:35:45,358 --> 00:35:47,425
...كه توي آپارتمانت پخشش كرده بود...

662
00:35:47,460 --> 00:35:48,693
چشه؟

663
00:35:48,728 --> 00:35:50,562
... يكي از معدود خاطرات شادي كه با "دنيل" داشتم

664
00:35:50,596 --> 00:35:52,530
،مربوط به موقعي بود كه يه پسركوچولو بود...
... و هر شنبه

665
00:35:52,565 --> 00:35:54,666
..."اونو به كافه‌ي "كينگز بي...

666
00:35:54,700 --> 00:35:56,301
.توي لنگرگاه مي‌بردم...

667
00:35:56,335 --> 00:35:59,170
.اونجا يه دستگاه پخش موسيقي بود

668
00:35:59,205 --> 00:36:02,841
.و "دنيل" هميشه اون آهنگ رو پخش مي‌كرد

669
00:36:02,875 --> 00:36:04,843
.شايد چيزي بيشتر از يه خاطره‌ي شاده

670
00:36:04,877 --> 00:36:07,746
.شايد يه دعوتنامه باشه

671
00:36:07,780 --> 00:36:10,148
."كافه‌ي "كينگز بي
.هنوزم هستش

672
00:36:13,853 --> 00:36:17,822
سكسون" تمام اين مدت"
.يه قدم جلوتر از ما بود

673
00:36:17,857 --> 00:36:21,826
.مي‌دونيم كه پرونده‌هاي كامپيوترت رو دزديده

674
00:36:21,861 --> 00:36:24,162
اما از كجا مي‌تونست در مورد
زك هميلتون" بدونه؟"

675
00:36:24,196 --> 00:36:26,498
.ما بعد از اون با "زك" آشنا شديم

676
00:36:26,532 --> 00:36:28,833
يادداشت‌هاي جزئياتي كه
... روي كامپيوترت نگه مي‌داري

677
00:36:28,868 --> 00:36:30,435
خب؟

678
00:36:30,469 --> 00:36:33,738
.فكر كنم "سكستون" لپتاپت رو تحت‌نظر گرفته

679
00:36:33,773 --> 00:36:35,840
.كار سختي نيست

680
00:36:35,875 --> 00:36:37,809
.فقط بايد يه برنامه‌جاسوسي مناسب بريزي روش

681
00:36:37,843 --> 00:36:39,077
.مي‌تونيم از اين استفاده كنيم

682
00:36:39,111 --> 00:36:40,478
... توي خاطراتت بنويس

683
00:36:40,513 --> 00:36:42,614
..."كه فردا صبح به كافه‌ي "كينگز بي...

684
00:36:42,648 --> 00:36:43,882
.مي‌ري...

685
00:36:43,916 --> 00:36:45,650
فكر مي‌كني اينو مي‌خونه و مي‌ره اونجا؟

686
00:36:45,684 --> 00:36:46,851
... خب، خودت گفتي سعي داشته

687
00:36:46,886 --> 00:36:48,753
.برات يه پيام بفرسته...

688
00:36:48,788 --> 00:36:51,423
.مي‌خواد تو رو ببينه

689
00:37:06,505 --> 00:37:08,373
<i>.دوست‌ندارم "وگل" رو فريب بدم</i>

690
00:37:08,407 --> 00:37:11,176
<i>-- اما اگه اين تنهاراه براي گرفتنِ "سكسون" باشه</i>

691
00:37:14,914 --> 00:37:16,214
،چاره‌ي ديگه‌اي نداشتي
<font color="#aa0000">.دكس</font>

692
00:37:16,248 --> 00:37:18,950
.مجبور بودي بهش دروغ بگي

693
00:37:18,984 --> 00:37:20,285
... "فقط باورم نمي‌شه "وگل

694
00:37:20,319 --> 00:37:22,787
.هنوز فكر مي‌كنه به پسرش مي‌شه كمك كرد...

695
00:37:22,822 --> 00:37:26,057
.خب، اون‌قدرا هم احمقانه نيست

696
00:37:26,092 --> 00:37:28,460
-- بعد از تمام كارايي كه كرده

697
00:37:28,494 --> 00:37:30,929
،تو هم اگه بودي
مي‌خواستي به "هريسون" كمك كني، مگه نه؟

698
00:37:32,064 --> 00:37:34,799
.وگل" هم تقريباً همينو گفت"

699
00:37:34,834 --> 00:37:36,501
.درست مي‌گه
... خب ببين

700
00:37:36,535 --> 00:37:40,038
.پدرتِ خودت براي محافظت از تو چيكار كرد...

701
00:37:44,677 --> 00:37:48,279
،درست يا غلط
.بايد جلوي "سكسون" گرفته بشه

702
00:37:48,314 --> 00:37:51,583
.اونو روي ميزم مي‌ذارم

703
00:37:51,617 --> 00:37:54,419
و "وگل" چه احساسي در اين مورد پيدا مي‌كنه؟

704
00:37:54,453 --> 00:37:56,488
.الان نمي‌تونم نگرانِ اين باشم

705
00:37:56,522 --> 00:37:58,690
.حداقل زنده مي‌مونه

706
00:38:02,228 --> 00:38:04,229
.خب، يه فكري براش مي‌كني

707
00:38:07,566 --> 00:38:12,170
.خوشحالم اينجايي

708
00:38:12,204 --> 00:38:13,805
... مي‌خوام جوري باشه

709
00:38:13,839 --> 00:38:16,508
،كه هميشه بتونم پيشت باشم...
<font color="#aa0000">.دكس</font>

710
00:38:20,513 --> 00:38:23,148
اما؟

711
00:38:23,182 --> 00:38:25,383
.اما اينجا توي فلوريدا هيچ زندگي‌اي براي من نيست

712
00:38:25,417 --> 00:38:27,952
.هردمون اينو مي‌دونيم

713
00:38:31,090 --> 00:38:32,724
... مي‌تونم يه جايي دور از اينجا

714
00:38:32,758 --> 00:38:34,926
...يه زندگي براي خودم درست كنم...

715
00:38:34,960 --> 00:38:38,463
.توي آرژانتين...

716
00:38:38,497 --> 00:38:41,933
.شايد همه‌مون بتونيم

717
00:38:41,967 --> 00:38:44,235
.تو و "هريسون" مي‌تونيد بيايد اونجا پيشم

718
00:38:44,270 --> 00:38:46,804
.مي‌تونيم از اول شروع كنيم

719
00:38:49,241 --> 00:38:52,277
براي "هريسون" خيلي سخت مي‌شه
.كه زندگيش رو از صفر شروع كنه

720
00:38:52,311 --> 00:38:53,511
... اولش ممكنه سخت باشه

721
00:38:53,546 --> 00:38:55,380
.اما گاهي تغيير چيزِ خوبيه...

722
00:38:55,414 --> 00:38:57,982
...گاهي مي‌تونه
.باشه -

723
00:39:03,989 --> 00:39:07,125
... "من، تو، و "هريسون

724
00:39:07,159 --> 00:39:09,694
.باهم به آرژانتين مي‌ريم

725
00:39:09,728 --> 00:39:11,763
،شدنيش مي‌كنيم
<font color="#aa0000">.دكس</font>

726
00:39:11,797 --> 00:39:13,932
،مي‌تونم استعفام رو به پليس ميامي‌ بدم

727
00:39:13,966 --> 00:39:15,967
... بگم ديگه خسته شدم

728
00:39:16,001 --> 00:39:19,237
و مي‌خوام واسه مدتي...
.هريسون" رو به سفر ببرم"

729
00:39:23,342 --> 00:39:26,144
.فقط به "دبرا" حقيقت رو مي‌گيم

730
00:39:34,853 --> 00:39:37,388
.ستوان

731
00:39:37,423 --> 00:39:39,290
... "خبري از مكانِ فعليِ "زك هميلتون

732
00:39:39,325 --> 00:39:40,592
داري؟...

733
00:39:40,626 --> 00:39:42,393
زك هميلتون"؟"

734
00:39:42,428 --> 00:39:45,330
شما خيلي واضح گفتيد
.كه كاري بهش نداشته باشيم

735
00:39:45,364 --> 00:39:46,631
.الان پدر و مادرش باهام تماس گرفتن

736
00:39:46,665 --> 00:39:49,500
.چند روزه هيچ خبري ازش نشنيدن

737
00:39:49,535 --> 00:39:51,669
گزارش شخص‌گم‌شده پُر كرده؟

738
00:39:51,704 --> 00:39:54,005
.تازه اينكارو كردن

739
00:39:54,039 --> 00:39:57,508
... ببين... اگه پيداش شد

740
00:39:57,543 --> 00:39:59,510
.مي‌خوام اولين‌نفر به خودم بگي...

741
00:39:59,545 --> 00:40:01,179
.حتماً

742
00:40:07,786 --> 00:40:09,254
.دب" ممنون كه اومدي"

743
00:40:09,288 --> 00:40:10,922
آره. چه خبرا؟

744
00:40:19,064 --> 00:40:23,268
،تبريك براي برگشتن به بخش جنايي
.بازرس

745
00:40:26,905 --> 00:40:28,640
.دوباره با لياقت پيشرفت مي‌كني

746
00:40:30,743 --> 00:40:33,378
.نمي‌دوني چقدر از اين بابت خوشحالم

747
00:40:33,412 --> 00:40:35,980
.خانواده دوباره داره پيش‌هم برمي‌گرده

748
00:40:36,015 --> 00:40:38,383
.بايد جشن بگيريم

749
00:40:38,417 --> 00:40:40,251
.آره

750
00:40:44,089 --> 00:40:46,424
چيه؟

751
00:40:46,458 --> 00:40:49,360
.خيلي سريع داره اتفاق مي‌افته

752
00:40:49,395 --> 00:40:50,595
خب؟

753
00:40:50,629 --> 00:40:52,330
ترجيح مي‌دي آروم پيش بره؟

754
00:40:52,364 --> 00:40:54,565
... فقط

755
00:40:54,600 --> 00:40:57,035
.يكم زمان احتياج دارم...كه در موردش فكر كنم...

756
00:40:57,069 --> 00:40:58,703
فكرِ چي رو مي‌خواي بكني؟

757
00:40:58,737 --> 00:40:59,804
فكر كردم همينو مي‌خواي؟

758
00:40:59,838 --> 00:41:02,473
.آره

759
00:41:02,508 --> 00:41:06,210
.يعني فكر كردم مي‌خوام

760
00:41:06,245 --> 00:41:09,047
.نمي‌فهمم

761
00:41:09,081 --> 00:41:14,052
،فقط يكم زمان احتياج دارم
.مي‌دوني

762
00:41:14,086 --> 00:41:16,988
.هرچقدر مي‌خواي روش فكر كن

763
00:41:21,994 --> 00:41:25,330
... هي

764
00:41:25,364 --> 00:41:27,098
.اينو نگه دار

765
00:41:48,087 --> 00:41:49,487
.سلام

766
00:41:49,521 --> 00:41:51,756
.سلام

767
00:41:51,790 --> 00:41:54,926
... من آه، سعي كردم با "سكسون" تماس بگيرم

768
00:41:54,960 --> 00:41:56,861
.اما تلفنش رو جواب نمي‌ده...

769
00:41:56,895 --> 00:41:59,831
.و رفتم به خونه‌ش
.اونجا رو تخليه كرده

770
00:41:59,865 --> 00:42:01,599
.گه

771
00:42:01,633 --> 00:42:03,334
.آره

772
00:42:03,369 --> 00:42:05,403
.حداقل مسير رو داريم درست مي‌ريم

773
00:42:05,437 --> 00:42:07,372
.آره

774
00:42:07,406 --> 00:42:09,374
.موفق باشي

775
00:42:10,876 --> 00:42:12,944
... "دب"

776
00:42:12,978 --> 00:42:17,115
.بدون تو نمي‌تونستم به اينجا برسم

777
00:42:17,149 --> 00:42:19,384
.خوشحالم تونستم كمك كنم

778
00:42:34,133 --> 00:42:36,000
.نظافت كردي

779
00:42:36,034 --> 00:42:37,435
.يكم

780
00:42:41,607 --> 00:42:44,909
.خب، اميدوارم بتونم وسايلم رو پيدا كنم

781
00:42:44,943 --> 00:42:46,844
.قبلاً مي‌دونستم چيزام كجان

782
00:42:51,383 --> 00:42:52,817
گرسنه‌اي؟

783
00:42:52,851 --> 00:42:56,187
شوخي مي‌كني؟

784
00:42:56,221 --> 00:42:58,623
.كاملاً منصفانه‌س

785
00:42:58,657 --> 00:43:00,191
... خب، من مي‌خورم

786
00:43:00,225 --> 00:43:02,193
.و به اندازه‌ي كافي براي تو هم درست كردم...

787
00:43:05,531 --> 00:43:06,998
مي‌خواي دوباره پليس بشي؟

788
00:43:10,969 --> 00:43:13,838
چطور مي‌تونم؟

789
00:43:15,240 --> 00:43:18,109
.برادرم يه قاتل زنجيره‌ايه

790
00:43:18,143 --> 00:43:20,711
... و يكي‌ديگه‌شون هم توي خونه‌م قايم شده

791
00:43:20,746 --> 00:43:23,147
.داره سالاد مي‌خوره

792
00:43:23,182 --> 00:43:24,849
.شرمنده

793
00:43:29,922 --> 00:43:32,190
.خيلي خر بودم كه فكر كردم مي‌تونم برگردم

794
00:43:40,766 --> 00:43:44,435
خب، من خيلي در موردِ خواستنِ چيزايي مي‌دونم
.كه نمي‌شه داشتشون

795
00:43:44,436 --> 00:43:46,237
... كاشكي اين وسط

796
00:43:46,271 --> 00:43:48,239
.مي‌تونستم جوابِ منفي هم قبول كنم...

797
00:43:48,273 --> 00:43:51,209
.زندگيم رو خيلي ساده‌تر مي‌كرد

798
00:43:51,243 --> 00:43:52,977
اما قبول نكردي؟

799
00:43:53,011 --> 00:43:55,680
!من اونو برمي‌دارم

800
00:43:55,714 --> 00:43:57,281
.باشه

801
00:43:59,284 --> 00:44:00,918
.خب، من اين‌طوريم ديگه

802
00:44:00,953 --> 00:44:02,253
... و آه

803
00:44:02,287 --> 00:44:03,754
... يه‌حسي بهم مي‌گه كه تو هم

804
00:44:03,789 --> 00:44:05,756
.ممكنه مثل من باشي...

805
00:44:08,060 --> 00:44:10,862
.شايد اين تـنها نقطه‌ي اشتراكمون باشه

806
00:44:24,910 --> 00:44:27,745
باورم نمي‌شه دارم چيزي كه تو
.درست كردي رو مي‌خورم

807
00:44:27,779 --> 00:44:29,881
اما بدمزه كه نيست، درسته؟

808
00:44:29,915 --> 00:44:31,682
.نه

809
00:44:36,622 --> 00:44:38,422
.مـمم

810
00:44:40,459 --> 00:44:42,126
،خيلي خب، دو دقيقه هشدار
."هريسون"

811
00:44:42,160 --> 00:44:43,528
.وقت كلاس شناست

812
00:44:43,562 --> 00:44:44,962
.تقريباً تمومه

813
00:44:47,733 --> 00:44:51,435
.بابت اين محافظتِ پليس شرمنده

814
00:44:51,470 --> 00:44:53,738
.نه، خوبه

815
00:44:53,772 --> 00:44:55,873
.راستش خوشحالم كه اينجان

816
00:44:55,908 --> 00:44:57,375
... آخه اگه "هانا" پيداش بشه

817
00:44:57,409 --> 00:44:59,977
.احتمالاً "هريسونِ" بيچاره مي‌پره تو بغلش...

818
00:45:00,012 --> 00:45:01,312
<i>!فقط اون نه</i>

819
00:45:04,082 --> 00:45:06,484
<font color="#aa0000">،دكستر</font>
.اميدوارم مزاحم نشده باشم

820
00:45:06,518 --> 00:45:08,219
.نه، ابداً

821
00:45:08,253 --> 00:45:09,320
.بفرما

822
00:45:09,354 --> 00:45:11,956
.خيلي خب

823
00:45:11,990 --> 00:45:13,324
چيكار مي‌تونم برات بكنم؟

824
00:45:13,358 --> 00:45:16,327
گفتم يه سري بزنم و مطمئن بشم
.همه‌چيز مرتبه

825
00:45:16,361 --> 00:45:17,328
.آره، همه‌چيز خوبه

826
00:45:17,362 --> 00:45:18,829
.خوشحالم

827
00:45:18,864 --> 00:45:21,332
... "فكر مي‌كنم تهديدِ "هانا مك‌كي

828
00:45:21,366 --> 00:45:23,100
.تا حد زيادي از بين رفته...

829
00:45:23,135 --> 00:45:24,402
اوه، جدي؟ -
... آره، منظورم اينه كه -

830
00:45:24,436 --> 00:45:26,337
،اگه هم اينجا بوده...
.تقريباً مطمئنم كه ديگه رفته

831
00:45:26,371 --> 00:45:30,975
بخاطر همين مي‌خوام پيشنهاد بدم
.واحدهاي حافظتي‌تون رو برداريم

832
00:45:31,009 --> 00:45:32,343
.باشه

833
00:45:32,377 --> 00:45:35,146
.خيلي خب

834
00:45:35,180 --> 00:45:36,614
اسم شما چيه؟

835
00:45:36,648 --> 00:45:40,484
.هريسون -
.هريسون -

836
00:45:40,519 --> 00:45:42,753
.واي
اين خانواده‌ته؟

837
00:45:42,788 --> 00:45:44,589
.اوهوم

838
00:45:45,657 --> 00:45:47,491
اين باباته؟

839
00:45:47,526 --> 00:45:49,327
اينم تويي، آره؟

840
00:45:49,361 --> 00:45:50,795
.اوهوم

841
00:45:50,829 --> 00:45:52,597
حالا اين خانم خوشكله كيه؟

842
00:45:57,703 --> 00:45:59,070
.مامانمه

843
00:45:59,104 --> 00:46:00,338
مامانت؟

844
00:46:00,372 --> 00:46:02,707
هي، بهتره بري حوله‌ت رو برداري، خب رفيق؟

845
00:46:02,741 --> 00:46:04,675
.وقت شناست

846
00:46:04,710 --> 00:46:06,811
.بيا بريم، آقا كوسه

847
00:46:12,017 --> 00:46:13,884
.وقتي بچه بود، مادرش رو از دست داد

848
00:46:13,919 --> 00:46:16,153
فكر كنم نقاشي‌كشيدن ازش
.باعث مي‌شه بهش نزديك بشه

849
00:46:16,188 --> 00:46:18,289
.البته

850
00:46:18,323 --> 00:46:22,393
.خب، ما واقعاً ديگه بايد راه بيافتيم

851
00:46:22,427 --> 00:46:23,828
.ممنون كه سر زديد

852
00:46:23,862 --> 00:46:25,630
.خيلي خب، مواظب خودتون باشيد

853
00:46:33,071 --> 00:46:34,505
هي، يه لحظه وقت داري؟

854
00:46:34,539 --> 00:46:36,007
.البته

855
00:46:40,045 --> 00:46:43,381
.در رو بستي
.اين هيچ‌وقت نشونه‌ي خوبي نيست

856
00:46:43,415 --> 00:46:46,851
پس "هانا مك‌كي" با برادرت قرار مي‌ذاشت، ‌ها؟

857
00:46:46,885 --> 00:46:49,420
فكر نكردي بايد اينو بهم بگي؟

858
00:46:49,454 --> 00:46:50,521
هيچوقت به ذهنت نرسيد؟

859
00:46:50,555 --> 00:46:53,190
.فكر نمي‌كردم مهم باشه

860
00:46:53,225 --> 00:46:54,992
چي رو ديگه بهم نگفتي؟

861
00:46:55,027 --> 00:46:57,528
-- نمي‌دونم، اما اگه بهت بگم

862
00:46:57,562 --> 00:46:59,030
."مزخرف رو تموم كن، "مورگان

863
00:46:59,064 --> 00:47:00,765
توي "كيز" چه اتفاقي افتاد؟

864
00:47:00,799 --> 00:47:03,701
ديديش؟

865
00:47:03,735 --> 00:47:05,603
.نه

866
00:47:05,637 --> 00:47:06,871
.باور نمي‌كنم

867
00:47:06,905 --> 00:47:08,105
... چون يا ديديش

868
00:47:08,140 --> 00:47:09,573
-- يا برادرت بهت گفته دست‌ازسرش بردادي...

869
00:47:09,608 --> 00:47:11,042
خب، حالا ديده باشم كه چي؟
اصلاً چه اهميتي داره؟

870
00:47:11,076 --> 00:47:12,910
.اوه، من ‏‏250هزارتا دليل برات مي‌آرم

871
00:47:12,944 --> 00:47:14,679
.اما مشخصه كه من و تو اولويت‌هاي متفاوتي داريم

872
00:47:14,713 --> 00:47:16,447
برادرم رو مي‌گي؟
.آره. داريم

873
00:47:16,481 --> 00:47:17,848
... مي‌دوني، بعد از تمام كارايي كه برات كردم

874
00:47:17,883 --> 00:47:19,450
.سخت مي‌تونم باور كنم كه اينكارو بكني...

875
00:47:19,484 --> 00:47:20,451
.جدي مي‌گم

876
00:47:20,485 --> 00:47:22,053
... شايد بايد از خودت بپرسي كه اين

877
00:47:22,087 --> 00:47:24,221
.شغلِ مناسبي برات هست يا نه...

878
00:47:24,256 --> 00:47:27,191
و اگه نيست، چرا گورت رو گم نمي‌كني؟

879
00:47:27,225 --> 00:47:28,626
... چون مي‌تونم اين دفتر رو به كسي بدم

880
00:47:28,660 --> 00:47:30,461
.كه اينجا رو به پشمش حساب مي‌كنه...

881
00:47:38,804 --> 00:47:40,471
،اوه
<font color="#aa0000">.دكستر</font>

882
00:47:40,505 --> 00:47:44,141
.ببخشيد... يكم زود اومدم

883
00:47:44,176 --> 00:47:46,444
،مي‌خواستم برات قهوه درست كنم
.اما فقط چايي دارم

884
00:47:46,478 --> 00:47:48,079
.همين خوبه

885
00:47:56,521 --> 00:47:59,557
.مواظب باش، خيلي پُر رنگه

886
00:47:59,591 --> 00:48:01,659
.براي امروز صبح خيلي لازمم مي‌شه

887
00:48:01,693 --> 00:48:03,394
.ممنون

888
00:48:06,164 --> 00:48:07,765
،فقط براي روشن شدن موضوع

889
00:48:07,799 --> 00:48:09,300
... با "دنيل" ملاقات مي‌كنم

890
00:48:09,334 --> 00:48:11,502
...و از كافه مي‌آرمش بيرون...

891
00:48:11,536 --> 00:48:13,237
.كه تو بتوني بي‌هوشش كني...

892
00:48:13,271 --> 00:48:16,574
.و...ما مي‌بريمش به يه موسسه‌ي درماني

893
00:48:29,254 --> 00:48:30,721
... هردفعه كه چشمام رو مي‌بندم

894
00:48:30,756 --> 00:48:34,725
.هنوز چهره‌ش رو مي‌بينم...

895
00:48:34,760 --> 00:48:36,594
.دنيل -
.آره -

896
00:48:36,628 --> 00:48:38,696
... حالا كه مي‌دونم زنده‌س

897
00:48:38,730 --> 00:48:40,765
.پذيرفتنش زيادي خوبه...

898
00:48:40,799 --> 00:48:43,768
.باورش سخته

899
00:48:43,802 --> 00:48:46,470
اما بخشِ ديگه‌اي از وجودم
.حقيقت رو مي‌دونه

900
00:48:47,572 --> 00:48:49,774
.و من مي‌خوام ببينمش

901
00:48:52,744 --> 00:48:55,946
.پسرم

902
00:48:55,981 --> 00:48:57,581
.پسر كوچيكم

903
00:49:00,786 --> 00:49:03,320
.هنوزم وجود داره

904
00:49:03,355 --> 00:49:05,189
.حالا... هركاري كه كرده باشه

905
00:49:05,223 --> 00:49:07,324
!آآه

906
00:49:09,861 --> 00:49:11,562
<i>... "فكر كردم يكي از داروهاي "هانا</i>

907
00:49:11,596 --> 00:49:13,931
<i>.از سوزنم نرم‌تر اثر مي‌كنه...</i>

908
00:49:13,965 --> 00:49:15,966
<i>... حالا ديگه "وگل" هيچ‌وقت مجبور نيست</i>

909
00:49:16,001 --> 00:49:17,601
<i>.ببينه كه پسرش به چي تبديل شده...</i>

910
00:49:34,519 --> 00:49:35,853
مي‌تونم يه فنجون قهوه بگيرم، لطفاً؟

911
00:49:35,887 --> 00:49:37,488
.الان مي‌آرم

912
00:49:48,500 --> 00:49:50,334
.بفرماييد

913
00:50:00,946 --> 00:50:03,347
* هيچكس نمي‌تونه بهت بگه *

914
00:50:03,381 --> 00:50:04,415
."سلام "لوسي

915
00:50:04,449 --> 00:50:05,816
.سلام

916
00:50:05,851 --> 00:50:08,352
* فقط يه آهنگ ارزشِ خوندن داره *

917
00:50:21,900 --> 00:50:24,835
* هيچكس نمي‌تونه بهت بگه *

918
00:50:30,408 --> 00:50:32,576
<i>.سه‌بار اون آهنگ رو پخش كرده</i>

919
00:50:32,611 --> 00:50:35,546
<i>كِي مي‌خواد بي‌خيال بشه؟</i>

920
00:50:52,063 --> 00:50:56,200
<i> انقدر دنبالش مي‌رم تا يه جاي ساكت</i>
<i>.براي گرفتنش پيدا كنم</i>

921
00:50:56,234 --> 00:50:57,701
<i>... "براي صلاحِ "وگل</i>

922
00:50:57,736 --> 00:50:59,703
<i>.وقتشه پيام‌رسون رو بكُشم...</i>

923
00:52:02,000 --> 00:52:03,300
.حتماً "سكسون" ديده‌تت

924
00:52:03,335 --> 00:52:05,002
.كارش خوبه

925
00:52:05,036 --> 00:52:08,405
،احتمالاً فكر كرده "وگل" تو رو فرستاده
<font color="#aa0000">.دكستر</font>

926
00:52:08,440 --> 00:52:12,343
.ممكنه الان به خونه‌ش رفته باشه

927
00:52:14,412 --> 00:52:16,146
.شما با دكتر "اولين وگل" تماس گرفتيد

928
00:52:16,181 --> 00:52:17,748
.من درحال‌حاضر دردسترس نيستم

929
00:52:17,782 --> 00:52:19,850
.لطفاً پيغام بگذاريد

930
00:52:19,884 --> 00:52:21,919
!"اولين"

931
00:52:31,396 --> 00:52:32,763
.بهم دارو دادي

932
00:52:32,797 --> 00:52:34,131
... كاملاً حق داري كه ناراحت باشي

933
00:52:34,165 --> 00:52:35,866
.اما من فقط سعي داشتم ازت محافظت كنم...

934
00:52:35,900 --> 00:52:37,001
دنيل" كجاست؟"

935
00:52:38,636 --> 00:52:39,970
.فرار كرد
.بخاطر همين اومدم اينجا

936
00:52:40,005 --> 00:52:40,971
.كه بهت هشدار بدم

937
00:52:41,006 --> 00:52:43,140
.خب، هشدار رو كه گرفتم

938
00:52:43,174 --> 00:52:45,009
... و فكر مي‌كنم كه بهتره از اينجا به‌بعد

939
00:52:45,043 --> 00:52:46,477
.خودم پيگيرِ قضيه بشم...

940
00:52:46,511 --> 00:52:48,946
.خطرناكه، و كار زيركانه‌اي نيست

941
00:52:48,980 --> 00:52:50,681
... از نگرانيت ممنونم

942
00:52:50,715 --> 00:52:52,983
.و قدرِ تمام كارايي كه كردي رو مي‌دونم...

943
00:52:53,018 --> 00:52:55,786
.اما اين يه موضوع خانوادگيه

944
00:52:57,655 --> 00:53:00,958
يه‌زماني اسم خودت رو گذاشته بودي
.«مادر معنويِ من»

945
00:53:00,992 --> 00:53:03,527
اين ما رو تبديل به يه خانواده نمي‌كنه؟

946
00:53:03,561 --> 00:53:06,764
،خب، بعد از اتفاقي كه امروز افتاد
<font color="#aa0000">... دكستر</font>

947
00:53:06,798 --> 00:53:09,133
چطور مي‌تونم بهت اعتماد كنم؟

948
00:53:13,171 --> 00:53:14,638
... خب، بهم اعتماد داشته باشي يا نه

949
00:53:14,672 --> 00:53:16,607
.من ترتيبِ "دنيل" رو مي‌دم...

950
00:53:16,641 --> 00:53:19,209
.امنيتِ تو و من به اين وابسطه‌س

951
00:53:19,244 --> 00:53:21,845
،و بعد از اون
.من و "هانا" از اينجا مي‌ريم

952
00:53:21,880 --> 00:53:24,281
مي‌ريد؟ -
.مي‌خوام ميامي‌ رو با اون ترك كنم -

953
00:53:24,315 --> 00:53:26,150
.همراهِ "هريسون" باهمديگه مي‌ريم

954
00:53:26,184 --> 00:53:27,451
.مي‌دوني كه عاقبتِ خوبي نداره

955
00:53:27,485 --> 00:53:28,919
... بعد تو به "دنيل" اعتماد مي‌كني

956
00:53:28,953 --> 00:53:31,755
كه ديگه هيچوقت به كسي صدمه نمي‌زنه؟...

957
00:53:31,790 --> 00:53:33,490
عاقبتِ اين چي مي‌شه؟

958
00:53:35,060 --> 00:53:37,127
،كاري به اين موضوع نداشته باش
<font color="#aa0000">.دكستر</font>

959
00:53:49,908 --> 00:53:51,508
<i>،وگل" فكر مي‌كنه من منحصربه‌فردم"</i>

960
00:53:51,543 --> 00:53:53,410
<i>-- بينِ دوتا دنيا گير كردم</i>

961
00:53:53,445 --> 00:53:56,246
<i> انسانيتم</i>
<i>.و تاريكيم</i>

962
00:53:56,281 --> 00:53:58,582
<i>،شايد هميشه همين‌طور بمونم</i>
<i>... اما توي هيچ‌كدوم از اين دنياها</i>

963
00:53:58,616 --> 00:54:01,685
<i>.نمي‌تونم زندگيم رو بدون "هانا" تصور كنم...</i>

964
00:54:01,719 --> 00:54:03,720
<i>.بعد از امروز صبح ديگه مجبور نيستم</i>

965
00:54:03,755 --> 00:54:07,558
<i>.وگل" به راهِ خودشه و من منم به راهِ خودم"</i>

966
00:54:07,592 --> 00:54:11,428
<i>سكسون" رو مي‌كُشم"</i>
<i>.و براي هميشه ميامي‌ رو ترك مي‌كنم</i>

967
00:54:13,832 --> 00:54:16,500
پس حالا حرفم رو باور مي‌كني؟

968
00:54:16,534 --> 00:54:18,102
.بله

969
00:54:18,136 --> 00:54:20,404
.تو اونو نفرستادي

970
00:54:22,474 --> 00:54:24,274
گرسنه‌اي؟

971
00:54:24,309 --> 00:54:26,543
نظرت در مورد صبحونه چيه؟

972
00:54:31,816 --> 00:54:33,550
.باشه

973
00:54:37,155 --> 00:54:39,256
.مامان

974
00:54:46,680 --> 00:54:51,680
:دريافت فصل‌هاي ‏3 تا ‏6 كتاب در
http://forum.dragon-age.ir/thread5213.html

975
00:54:52,680 --> 00:54:55,680
ترجمه از:  حـمـزه دكـسـتر
92/06/04

