﻿1
00:01:06,000 --> 00:01:09,700
‫«دوم پاترول»
‫«فصل چهارم، قسمت دوم»

2
00:01:21,450 --> 00:01:22,915
‫[۲۰۱۶]

3
00:01:22,916 --> 00:01:25,116
‫♪ می‌خوام «به سلامتی» بگم. ♪

4
00:01:29,400 --> 00:01:32,292
‫[داروخانه]

5
00:01:32,492 --> 00:01:37,063
‫♪ به سلامتی خانم‌هایی
‫که با هم ناهار می‌خورن. ♪

6
00:01:39,432 --> 00:01:41,801
‫♪ همه‌شون می‌خندن. ♪

7
00:01:41,802 --> 00:01:44,470
‫[ایست]

8
00:01:44,471 --> 00:01:47,590
‫♪ با لباس‌های راحتشون لم می‌دن... ♪

9
00:01:47,674 --> 00:01:50,643
‫- [فروشگاه مشروبات الکلی]
‫- ♪ و واسه خودشون... ♪

10
00:01:53,113 --> 00:01:55,849
‫♪ برنامه چاشت می‌ریزن. ♪

11
00:02:00,320 --> 00:02:01,754
‫♪ می‌رن باشگاه، ♪

12
00:02:03,123 --> 00:02:04,958
‫♪ بعدش می‌رن لباس پرو کنن، ♪

13
00:02:05,959 --> 00:02:07,794
‫♪ مدعی می‌شن چاقن... ♪

14
00:02:11,164 --> 00:02:13,800
‫♪ و خیلی ناراحت می‌شن، ♪

15
00:02:14,934 --> 00:02:18,120
‫♪ آخه کلی نشسته بودن... ♪

16
00:02:18,204 --> 00:02:20,340
‫♪ و کلاه انتخاب می‌کردن. ♪

17
00:02:22,876 --> 00:02:27,046
‫♪ اصلا هنوز هم ملت کلاه می‌ذارن؟ ♪

18
00:02:31,317 --> 00:02:32,785
‫♪ به سلامتی خودشون. ♪

19
00:02:36,656 --> 00:02:39,726
‫♪ به سلامتی دخترانی
‫که نقش همسر رو ایفا می‌کنن. ♪

20
00:02:39,826 --> 00:02:41,694
‫♪ خیلی رو اعصاب نیستن؟ ♪

21
00:02:53,173 --> 00:02:56,910
‫♪ دخترانی که از قوانین پیروی می‌کنن... ♪

22
00:02:57,010 --> 00:03:00,914
‫♪ و تو مدارش با همدیگه آشنا می‌شن. ♪

23
00:03:01,014 --> 00:03:04,384
‫♪ این‌قدر سرشون شلوغه
‫که نمی‌فهمم احمقن. ♪

24
00:03:04,484 --> 00:03:05,919
‫♪ خیلی ارزشمند نیستن؟ ♪

25
00:03:08,521 --> 00:03:10,256
‫♪ به سلامتی خودشون. ♪

26
00:03:11,758 --> 00:03:12,759
‫♪ بیاین همگی... ♪

27
00:03:24,103 --> 00:03:28,107
‫♪ باز هم فرصت رد کردن پیش میاد. ♪

28
00:03:28,208 --> 00:03:30,743
‫♪ باز هم حرف حساب می‌زنن. ♪

29
00:03:33,613 --> 00:03:36,198
‫♪ باز هم دلیلی واسه
‫دست رو دست نداشتن پیش میاد. ♪

30
00:03:36,282 --> 00:03:38,585
‫♪ باز هم ودکا استینگر می‌خورن. ♪

31
00:03:42,889 --> 00:03:45,024
‫♪ به سلامتی خودشون. ♪

32
00:03:47,894 --> 00:03:51,013
‫♪ به سلامتی دختران پرمشغله. ♪

33
00:03:55,000 --> 00:04:02,000


34
00:04:02,200 --> 00:04:09,200


35
00:04:30,000 --> 00:04:45,000
‫مترجم: «کیارش نعمت گرگانی»
‫در تلگرام: realKiarashNg@

36
00:04:48,788 --> 00:04:50,189
‫خودتون زودتر اومدین.

37
00:04:50,290 --> 00:04:51,858
‫چه خارق‌العاده.

38
00:04:51,958 --> 00:04:54,843
‫مطمئنم خودتون متوجهین
‫با چه مسئله مهمی روبه‌رو شدیم.

39
00:04:54,927 --> 00:04:58,364
‫من شب تا صبح بیدار بودم
‫و روش‌های متعددی رو واسه...

40
00:04:58,464 --> 00:05:01,501
‫اصلاح آینده ناخوش‌آیندمون بررسی می‌کردم.

41
00:05:01,601 --> 00:05:03,503
‫ریتا، ما با هم صحبت کردیم.

42
00:05:03,603 --> 00:05:06,205
‫خوشمزه است، مگه نه؟

43
00:05:06,306 --> 00:05:09,375
‫معلومه که نباید بذاریم وقایعی
‫که در آینده شاهدشون بودیم، رخ بدن.

44
00:05:09,475 --> 00:05:12,612
‫- باید از وقوع...
‫- کون‌الزمان قریب‌الوقوع جلوگیری کنیم.

45
00:05:14,213 --> 00:05:15,564
‫- احسنت.
‫- درست می‌گی ویکتور.

46
00:05:15,648 --> 00:05:17,766
‫باید تمام توانمون رو به کار بگیریم.

47
00:05:17,850 --> 00:05:20,720
‫من هم فکر همه‌جاش رو کردم.

48
00:05:20,820 --> 00:05:21,804
‫باور کنین.

49
00:05:21,888 --> 00:05:23,138
‫همون‌طور که ویکتور داشت می‌گفت،

50
00:05:23,222 --> 00:05:25,558
‫خودمون شاهد بودیم
‫آینده خیلی وحشتناک بود.

51
00:05:25,658 --> 00:05:27,743
‫بهترین راهبردمون واسه جلوگیری...

52
00:05:27,827 --> 00:05:32,281
‫از وقوع اون آینده از این قراره
‫که برعکس اعمال احتمالیمون عمل کنیم...

53
00:05:32,365 --> 00:05:34,416
‫- تا در نهایت با...
‫- بحران کون‌های بی‌پایان مواجه نشیم.

54
00:05:34,500 --> 00:05:36,736
‫- ایول.
‫- احسنت.

55
00:05:36,836 --> 00:05:38,320
‫مطمئنم همگی متوجه شدین...

56
00:05:38,404 --> 00:05:41,407
‫که خودم به جای کفش پاشنه‌بلند،
‫کفش بدون پاشنه پوشیدم.

57
00:05:41,507 --> 00:05:44,744
‫یکی از طرق ساده رفتار متفاوت همینه.

58
00:05:44,844 --> 00:05:47,296
‫ضمنا، به لطف قابلیت کش اومدنم،

59
00:05:47,380 --> 00:05:50,049
‫قدم هنوز هم عین سابقه.

60
00:05:53,186 --> 00:05:54,187
‫می‌بینین؟

61
00:05:55,888 --> 00:05:57,156
‫اِم...

62
00:05:59,692 --> 00:06:00,593
‫خیلی‌خب.

63
00:06:00,693 --> 00:06:03,312
‫جین، پیشنهاداتی در راستای...

64
00:06:03,396 --> 00:06:08,101
‫رنگارنگ‌تر کردن لباس‌هات آماده کردم.

65
00:06:08,201 --> 00:06:11,353
‫کلیف، شاید بهتر باشه
‫مقداری کمتر فحش بدی.

66
00:06:11,437 --> 00:06:15,324
‫میانگین بیان کیر بر ساعتت خیلی زیاد شده.

67
00:06:15,408 --> 00:06:16,659
‫سی و هفت بار کیر می‌گی.

68
00:06:16,743 --> 00:06:18,260
‫- اِم...
‫- به نظرم همگی موافقیم...

69
00:06:18,344 --> 00:06:21,080
‫که بهترین راه‌حلمون
‫تغییر روند کارمونه.

70
00:06:22,048 --> 00:06:23,332
‫ولی باید ابعاد وسیع‌تری رو در نظر بگیریم.

71
00:06:23,416 --> 00:06:25,134
‫صرفا جون خودمون در خطر نیست،

72
00:06:25,218 --> 00:06:28,254
‫اگه تغییری درست و حسابی اعمال نکنیم،
‫جون کل مردم زمین در خطره.

73
00:06:28,354 --> 00:06:30,172
‫راستی، شاید از طریق مرگمون مطلع نباشیم،

74
00:06:30,256 --> 00:06:32,458
‫ولی تقریبا مطمئنم به خاطر...

75
00:06:32,558 --> 00:06:34,293
‫زیاد کیر گفتن کلیف نبوده.

76
00:06:34,394 --> 00:06:36,545
‫اِم، شاید از طریق مرگمون مطلع نباشیم،

77
00:06:36,629 --> 00:06:39,048
‫ولی تقریبا مطمئنم
‫به باسن‌های زامبی تخمی‌ای...

78
00:06:39,132 --> 00:06:42,851
‫که کل زمین رو تصاحب کردن ربطی داشته باشه!

79
00:06:42,935 --> 00:06:44,853
‫شاید بهتر باشه از همون‌ها شروع کنیم.

80
00:06:44,937 --> 00:06:46,221
‫کاملا موافقم.

81
00:06:46,305 --> 00:06:49,308
‫در واقع، بخش اصلی نقشه‌ام
‫از همین قراره، خب؟

82
00:06:49,409 --> 00:06:50,643
‫یادتون باشه،

83
00:06:50,743 --> 00:06:52,561
‫برتری با ماست.

84
00:06:52,645 --> 00:06:54,981
‫خودمون وقتی زامبی بودیم،
‫با باسن‌ها مبارزه کرده بودیم.

85
00:06:55,081 --> 00:06:56,732
‫در نتیجه، معلومه...

86
00:06:56,816 --> 00:07:00,703
‫که خودمون باسن‌های زامبی رو به وجود آوردیم.

87
00:07:00,787 --> 00:07:04,529
‫ما هم می‌تونیم هر چیزی رو
‫که به وجود بیاریم،

88
00:07:04,553 --> 00:07:06,375
‫به راحتی نابود کنیم.

89
00:07:06,459 --> 00:07:08,895
‫از صحنه جرم شروع می‌کنیم.

90
00:07:10,563 --> 00:07:11,798
‫درن جونز.

91
00:07:12,732 --> 00:07:14,000
‫همون طویله قدیمیه.

92
00:07:14,100 --> 00:07:15,802
‫اصلا به گوشتون آشنا نیست؟

93
00:07:16,936 --> 00:07:18,504
‫خیلی‌خب، قبوله، باهاتون راه میام.

94
00:07:18,604 --> 00:07:22,175
‫اِم، خودتون پیشنهاد می‌دین
‫چطور دنیا رو نجات بدیم؟

95
00:07:31,584 --> 00:07:33,734
‫نظرت چیه رهبرمون رو عوض کنیم؟

96
00:07:35,455 --> 00:07:38,240
‫رهبرمون رو عوض کنیم، ها؟

97
00:07:38,324 --> 00:07:40,660
‫اوهوم.

98
00:07:40,760 --> 00:07:42,578
‫جالبه.

99
00:07:42,662 --> 00:07:43,529
‫اِم...

100
00:07:43,629 --> 00:07:45,581
‫خب، مطـ... مطـ...

101
00:07:45,665 --> 00:07:49,368
‫مطمئنم می‌تونیم رأی‌گیری کنیم.

102
00:07:49,469 --> 00:07:50,870
‫آره.

103
00:07:50,970 --> 00:07:53,039
‫البته یه حسی بهم می‌گه...

104
00:07:53,139 --> 00:07:56,709
‫احتمالا تعداد افرادی
‫که دلشون بخواد رهبر گروهشون...

105
00:07:56,809 --> 00:08:01,047
‫براشون ساندویچ سالاد تخم‌مرغ فراهم نکنه،
‫کمتر از حد انتظارتون باشه.

106
00:08:01,147 --> 00:08:03,883
‫ولی باشه، خیلی‌خب،
‫بیاین رأی‌گیری کنیم.

107
00:08:03,983 --> 00:08:08,604
‫لطفا هر کی موافقه
‫من رهبر گروه بمونم،

108
00:08:08,688 --> 00:08:09,856
‫دستش رو بلند کنه.

109
00:08:20,833 --> 00:08:22,802
‫هر کی با رهبر جدید موافقه،
‫دستش رو بلند کنه.

110
00:08:36,682 --> 00:08:38,751
‫عجب، اِم...

111
00:08:38,851 --> 00:08:42,304
‫نه، اِم، ویکتور، ما بارها
‫همین بحث رو مطرح کردیم.

112
00:08:42,388 --> 00:08:43,756
‫تو نباید رهبر بشی،

113
00:08:43,856 --> 00:08:45,674
‫آخه تجهیزاتت رو از دست دادی.

114
00:08:45,758 --> 00:08:49,978
‫کلیف و لری هم نمی‌تونن رهبر بشن،
‫آخه صلاحیتش رو ندارن.

115
00:08:51,664 --> 00:08:52,948
‫- جین هم که اصلا نمی‌خواد رهبر باشه.
‫- ها؟

116
00:08:53,032 --> 00:08:56,018
‫در نتیجه، معلومه که خودم باید باشم.

117
00:08:56,102 --> 00:08:58,854
‫کسی جز من نیست.

118
00:08:58,938 --> 00:09:00,706
‫اگه من نباشم، پس کی باشه؟

119
00:09:03,709 --> 00:09:04,677
‫کی باشه ویکتور؟

120
00:09:07,513 --> 00:09:08,581
‫کی باشه؟

121
00:09:12,385 --> 00:09:13,352
‫من باشم؟

122
00:09:14,220 --> 00:09:15,621
‫واقعا من باشم؟

123
00:09:15,721 --> 00:09:18,391
‫واقعا؟

124
00:09:22,228 --> 00:09:24,463
‫اون بیلبیلک کجاست؟ کجاسـ... کلیف.

125
00:09:24,564 --> 00:09:26,032
‫آها.

126
00:09:27,567 --> 00:09:29,685
‫وای، چه خوب.

127
00:09:29,769 --> 00:09:34,389
‫چه خوب شدن.
‫بیسکویت پفی میل ندارین؟

128
00:09:34,473 --> 00:09:35,657
‫گرسنه نیستن.

129
00:09:35,741 --> 00:09:37,159
‫تو تنها نامزدمون نیستی.

130
00:09:37,243 --> 00:09:40,229
‫پیشنهاد دادیم به طور موقت
‫و امتحانی رهبر بشی.

131
00:09:40,313 --> 00:09:41,663
‫اگه علاقه‌ای نداری،
‫خودم با کمال میل...

132
00:09:41,747 --> 00:09:42,965
‫ما که قبلا بحث کرده بودیم.

133
00:09:43,049 --> 00:09:45,151
‫ابرقهرمان سابق لازم نداریم.

134
00:09:45,251 --> 00:09:46,953
‫آدم خبیث سابق لازم داریم.

135
00:09:47,053 --> 00:09:49,121
‫طرف باید حاضر باشه
‫به هر قیمتی پیروز بشه.

136
00:09:49,221 --> 00:09:51,991
‫سابقه پیروزی و شکست من رو
‫با خودش مقایسه کنین.

137
00:09:52,091 --> 00:09:53,575
‫من به عمرم یه روز هم تسلیم نشدم.

138
00:09:53,659 --> 00:09:55,344
‫مگه قبل از این که روژ جداتون کنه،

139
00:09:55,428 --> 00:09:57,930
‫نمی‌خواستی همون‌جا بمونی
‫و با آینده خودت رفیق جینگ بشی؟

140
00:09:59,065 --> 00:10:00,749
‫روژ نقش بابام رو ایفا کرد،

141
00:10:00,833 --> 00:10:04,170
‫نذاشت اعتماد نیرویی ارزشمند رو جلب کنم.

142
00:10:04,270 --> 00:10:05,471
‫ببینین، درک می‌کنم.

143
00:10:05,571 --> 00:10:06,555
‫بی‌رحمانه عمل کرد.

144
00:10:06,639 --> 00:10:08,056
‫حتی خبیثانه عمل کرد.

145
00:10:08,140 --> 00:10:10,009
‫واقعا الان به چنین اعمالی نیاز داریم؟

146
00:10:10,109 --> 00:10:12,261
‫احتمالا ویکِ آینده هم
‫عین بقیه‌مون مقصر بوده.

147
00:10:12,345 --> 00:10:14,596
‫تنها کسی که می‌دونیم مقصر وقوع...

148
00:10:14,680 --> 00:10:16,015
‫آینده نبوده، روژه.

149
00:10:16,115 --> 00:10:18,100
‫این‌طور که فهمیدم،
‫اصلا پیشمون نبوده.

150
00:10:18,184 --> 00:10:19,518
‫اگه رهبر گروهمون باشه،

151
00:10:19,619 --> 00:10:21,069
‫احتمال تغییر همه‌چی
‫بیشتر می‌شه.

152
00:10:21,153 --> 00:10:23,038
‫ریتا هم از اولش همین رو می‌گفت.

153
00:10:23,122 --> 00:10:24,540
‫من نگفتم باید یهویی...

154
00:10:24,624 --> 00:10:26,025
‫تصمیمات بدی بگیریم.

155
00:10:26,125 --> 00:10:28,210
‫آها، باشه، برنامه اعمال برعکست...

156
00:10:28,294 --> 00:10:29,695
‫واقعا حرف نداشت.

157
00:10:29,795 --> 00:10:31,580
‫- کیرم دهنت کلیف.
‫- کیرت دهنم؟ کیر خودم دهنت.

158
00:10:31,664 --> 00:10:33,032
‫باز هم بگو.

159
00:10:33,132 --> 00:10:34,583
‫دلم نمی‌خواد میانگین
‫بیان کیر بر ساعتت خراب بشه.

160
00:10:34,667 --> 00:10:36,852
‫- وای! کیر! کیر! کیر!
‫- بیست و سه، بیست و چهار، بیست و پنج...

161
00:10:36,936 --> 00:10:38,687
‫- کیر! کیر! کیر!
‫- بیست و شش، بیست و هفت، بیست و هشت...

162
00:10:38,771 --> 00:10:40,422
‫- کیر کیری! کیر! کیر! کیر!
‫- بیست و نه، سی، سی و یک، سی و دو.

163
00:10:40,506 --> 00:10:42,975
‫- وای، خفه شین!
‫- کیر! کیر! کیر! کیر!

164
00:10:44,610 --> 00:10:45,761
‫ریتا درست می‌گه.

165
00:10:45,845 --> 00:10:49,548
‫واقعا تصمیم جسورانه‌ای گرفتین.

166
00:10:49,649 --> 00:10:52,718
‫ضمنا، همگی خیلی لطف کردین
‫که من رو نامزد کردین،

167
00:10:52,818 --> 00:10:54,186
‫با این اوصاف، اِم،

168
00:10:54,286 --> 00:10:56,071
‫من که اصلا ستاره طلایی دریافت نکردم.

169
00:10:56,155 --> 00:10:58,190
‫الکی تواضع به خرج نده،

170
00:10:58,290 --> 00:10:59,374
‫تأثیری نداره.

171
00:10:59,458 --> 00:11:01,227
‫می‌خوای بحث ستاره طلایی رو پیش بکشیم؟

172
00:11:01,327 --> 00:11:04,730
‫من شب تا صبح بیدار بودم
‫و واسه نجات دنیا زحمت کشیدم،

173
00:11:04,830 --> 00:11:06,715
‫همون‌طور که از صبح دارم می‌گم،

174
00:11:06,799 --> 00:11:09,651
‫منشأ مشکل باسن‌های زامبی رو...

175
00:11:09,735 --> 00:11:12,905
‫پیدا کردم. خب؟

176
00:11:13,005 --> 00:11:15,157
‫منشأش باید درن جونز باشه.

177
00:11:15,241 --> 00:11:17,410
‫همون شب، بعد از این که
‫جین گازش گرفت، فرار کرد.

178
00:11:17,510 --> 00:11:18,348
‫من درن رو گاز نگرفتم.

179
00:11:18,372 --> 00:11:20,262
‫حالا یا تو گاز گرفتی
‫یا من، چه فرقی می‌کنه؟

180
00:11:20,346 --> 00:11:22,130
‫حتما به همون خاطر زامبی شده.

181
00:11:22,214 --> 00:11:23,632
‫از شانس خوب ما،

182
00:11:23,716 --> 00:11:27,135
‫هنوز نشونه‌ای از آلوده شدن بقیه پیدا نکردم.

183
00:11:27,219 --> 00:11:28,837
‫احسنت ریتا.

184
00:11:28,921 --> 00:11:31,757
‫خب، اگه اکتشافاتت درست باشه،

185
00:11:31,857 --> 00:11:34,894
‫احتمالا اون باسن جهش‌یافته زامبی شیاد...

186
00:11:34,994 --> 00:11:37,813
‫هنوز هم حوالی همون طویله قدیمی مخفی شده.

187
00:11:37,897 --> 00:11:40,266
‫- همون‌طور که داشتم می‌گفتم...
‫- خب، اگه بجنبیم،

188
00:11:40,366 --> 00:11:41,817
‫می‌تونیم درن رو از بین ببریم...

189
00:11:41,901 --> 00:11:43,936
‫که کس دیگه‌ای رو آلوده نکنه.

190
00:11:44,036 --> 00:11:46,939
‫در همین حین، آینده رو هم تغییر می‌دیم،
‫خیلی راحته.

191
00:11:47,039 --> 00:11:48,607
‫خودم می‌دونم،
‫ضمنا، نقشه خودمه،

192
00:11:48,708 --> 00:11:51,193
‫پس بهتره خودم اجراش کنم.

193
00:11:51,277 --> 00:11:52,628
‫چه فرقی می‌کنه به اسم کی تموم بشه؟

194
00:11:52,712 --> 00:11:54,129
‫بیاین اون آشغال عوضی رو بکشیم...

195
00:11:54,213 --> 00:11:57,616
‫- و تمومش کنیم.
‫- چه فرقی می‌کنه به اسم کی تموم بشه؟

196
00:11:57,717 --> 00:12:00,836
‫من به هر دری زدم
‫که همه‌تون رو نجات بدم،

197
00:12:00,920 --> 00:12:03,122
‫اون‌وقت می‌خواین ریاست رو به کسی بسپارین...

198
00:12:03,222 --> 00:12:07,175
‫که هم در قهرمان بودن
‫و هم در خبیث بودن شکست خورده؟

199
00:12:07,259 --> 00:12:08,561
‫درک می‌کنم.

200
00:12:09,361 --> 00:12:11,030
‫بهم اعتماد کن، واقعا درک می‌کنم.

201
00:12:12,898 --> 00:12:14,200
‫ولی این مأموریت رو...

202
00:12:16,602 --> 00:12:17,886
‫به ریاست روژ پیش می‌بریم.

203
00:12:17,970 --> 00:12:19,438
‫حالا می‌خواد خوب پیش بره یا بد.

204
00:12:22,141 --> 00:12:24,226
‫خب، یه عضو ازتون کم می‌شه.

205
00:12:24,310 --> 00:12:25,478
‫ریتا، خواهش می‌کنم.

206
00:12:25,578 --> 00:12:27,529
‫نه‌خیر، تو مأموریتی که نمی‌خوان...

207
00:12:27,613 --> 00:12:29,031
‫حاضر باشم، حضور پیدا نمی‌کنم.

208
00:12:29,115 --> 00:12:31,233
‫همه‌تون باید بدون من پیش برین.

209
00:12:31,317 --> 00:12:32,818
‫امیدوارم شانس بیارین.

210
00:12:32,918 --> 00:12:34,118
‫واقعا به شانس نیاز دارین.

211
00:12:38,491 --> 00:12:39,725
‫خب...

212
00:12:43,129 --> 00:12:44,630
‫صحنه دردناکی بود.

213
00:12:44,730 --> 00:12:48,000
‫واسه همه‌تون هم ناراحت‌کننده بود،

214
00:12:48,100 --> 00:12:50,218
‫ولی بیاین از یاد نبریم...

215
00:12:50,302 --> 00:12:54,589
‫که همه‌تون شاهد منظره
‫به شدت ناراحت‌کننده‌ای بودین.

216
00:12:54,673 --> 00:12:57,510
‫شاهد آینده‌ای تحت سلطه
‫موجودات وحشی پلیدی بودین...

217
00:12:57,610 --> 00:12:59,512
‫که همه‌تون به جز ویک مرده بودین.

218
00:12:59,612 --> 00:13:02,848
‫ولی راستش رو بخوای،
‫زندگی خودت هم خیلی داغون بود.

219
00:13:02,948 --> 00:13:06,168
‫می‌شه زودتر بریم سر نقشه کشتن درن جونز؟

220
00:13:06,252 --> 00:13:08,236
‫چرا که نه؟ به وقتش
‫به همه‌چی می‌رسیم کلیف، باشه.

221
00:13:08,320 --> 00:13:11,190
‫ولی بذارین اطلاعات ریتا رو بررسی کنم...

222
00:13:11,290 --> 00:13:12,858
‫و شما هم آماده بشین.

223
00:13:12,958 --> 00:13:16,445
‫اگه بخوایم درست عمل کنیم،
‫باید تمرکز داشته و آماده باشیم.

224
00:13:16,529 --> 00:13:17,779
‫منظورت چیه؟

225
00:13:17,863 --> 00:13:19,448
‫می‌خوای چرت بزنیم
‫که سرحال بشیم...

226
00:13:19,532 --> 00:13:22,001
‫و بعدش جلوی پایان دنیا رو بگیریم؟

227
00:13:22,101 --> 00:13:23,536
‫من با لری موافقم.

228
00:13:23,636 --> 00:13:26,205
‫الان که صرفا با هیولایی بیضوی مواجه نیستیم.

229
00:13:26,305 --> 00:13:28,023
‫تا جایی که می‌دونیم،
‫هر لحظه احتمال مرگمون هست.

230
00:13:28,107 --> 00:13:31,710
‫دیگه نباید کارمون رو
‫سریع و بی‌برنامه پیش ببریم.

231
00:13:31,811 --> 00:13:36,549
‫نه، این مأموریت باید کاملا بی‌نقص اجرا بشه.

232
00:13:44,857 --> 00:13:46,158
‫خیلی‌خب.

233
00:13:46,992 --> 00:13:48,060
‫یه ساعت صبر می‌کنیم.

234
00:13:48,160 --> 00:13:49,411
‫خودم هم مقداری تحقیق می‌کنم...

235
00:13:49,495 --> 00:13:51,664
‫که اطمینان حاصل کنم
‫چیزی رو از قلم ننداخته باشم.

236
00:13:53,299 --> 00:13:55,234
‫- ردیفه؟
‫- خیلی خوبه.

237
00:13:55,334 --> 00:13:57,069
‫خیلی کمک می‌کنی.

238
00:13:57,169 --> 00:13:58,237
‫یه ساعت صبر می‌کنیم.

239
00:13:58,337 --> 00:13:59,371
‫مرخصین.

240
00:14:05,678 --> 00:14:07,146
‫کلیف، اِم، می‌شه صحبت کنیم؟

241
00:14:10,549 --> 00:14:15,504
‫جفتمون خوب می‌دونیم
‫که باید درن جونز رو نابود کنیم.

242
00:14:15,588 --> 00:14:18,757
‫اِم، آره. یه ساعت دیگه
‫نابودش می‌کنیم، مگه نه؟

243
00:14:18,858 --> 00:14:20,475
‫من می‌رم «کارآگاه راکفورد» تماشا کنم.

244
00:14:20,559 --> 00:14:22,844
‫نه، نه، نه، یه ساعت دیگه نابودش نمی‌کنیم.

245
00:14:22,928 --> 00:14:24,063
‫همین الان می‌کنیم.

246
00:14:24,163 --> 00:14:25,814
‫حتما باید عجله کنیم.

247
00:14:25,898 --> 00:14:27,733
‫ولی تو که همین الان گفتی...

248
00:14:29,535 --> 00:14:30,769
‫وایستا ببینم.

249
00:14:30,870 --> 00:14:32,687
‫منظورت رو درست فهمیدم؟

250
00:14:32,771 --> 00:14:36,075
‫ازم می‌خوای مأموریتی فوق‌سری اجرا کنم؟

251
00:14:37,376 --> 00:14:38,960
‫به بقیه نیازی ندارم.

252
00:14:39,044 --> 00:14:40,613
‫فقط به خودت نیاز دارم.

253
00:14:40,713 --> 00:14:43,865
‫تو یه پا دستگاه کشتار زامبی فناناپذیری.

254
00:14:43,949 --> 00:14:45,451
‫عجب.

255
00:14:45,551 --> 00:14:47,669
‫نظرت چیه کلیفی؟

256
00:14:47,753 --> 00:14:49,538
‫می‌خوای بریم دنیای تخمی رو...

257
00:14:49,622 --> 00:14:52,057
‫از دست یه مشت باسن مادرجنده نجات بدیم؟

258
00:14:52,958 --> 00:14:54,426
‫معلومه که می‌خوام!

259
00:14:54,600 --> 00:14:57,500
‫[۲۰۱۷]
‫[پرورشگاه مورچه]

260
00:14:58,898 --> 00:15:00,215
‫اسمتون رو بگین.

261
00:15:00,299 --> 00:15:03,185
‫یو هستم.
‫دکتر مارگارت یو هستم.

262
00:15:11,210 --> 00:15:13,812
‫- سلام دکتر یو.
‫- سلام.

263
00:15:13,913 --> 00:15:15,330
‫به «پرورشگاه مورچه» خوش اومدین دکتر یو.

264
00:15:15,414 --> 00:15:18,014
‫عذر می‌خوام که جزئیات بیشتری رو
‫باهاتون در میون نذاشته بودن.

265
00:15:19,218 --> 00:15:22,370
‫پروژه‌ای که قراره توش
‫نقش داشته باشین، فوق محرمانه است.

266
00:15:22,454 --> 00:15:23,789
‫فقط بالاترین رده‌های امنیتی
‫بهش دسترسی دارن.

267
00:15:23,889 --> 00:15:26,241
‫آها، اِم، دقیقا چقدر محرمانه است؟

268
00:15:26,325 --> 00:15:28,994
‫می‌تونم به اعضای گروه بولینگمون بگم؟

269
00:15:29,094 --> 00:15:30,345
‫عین چشم خودم بهشون اعتماد دارم.

270
00:15:31,764 --> 00:15:33,165
‫اشکالی نداره، درک می‌کنم.

271
00:15:33,265 --> 00:15:35,968
‫چیز دیگه‌ای بهشون می‌گم، اِم...

272
00:15:37,736 --> 00:15:39,171
‫آها.

273
00:15:39,271 --> 00:15:41,821
‫بهشون می‌گم به سیرکی سیار ملحق شدم.

274
00:15:43,676 --> 00:15:44,677
‫ساکت باشین.

275
00:15:53,352 --> 00:15:54,736
‫شنیدم زبان‌شناس...

276
00:15:54,820 --> 00:15:56,204
‫و انسان‌شناس مشهوری هستین.

277
00:15:56,288 --> 00:15:57,272
‫دانشجوی کمبریج بودین.

278
00:15:57,356 --> 00:15:58,240
‫دو دکترا دارین.

279
00:15:58,324 --> 00:16:00,492
‫آها، در واقع سه دکترا دارم.

280
00:16:00,592 --> 00:16:03,044
‫ضمنا، پنج نمره دیگه هم بگیرم،
‫مدرک تئاتر موزیکالی که تو دانشگاه...

281
00:16:03,128 --> 00:16:04,378
‫از دستم در رفته بود رو می‌گیرم.

282
00:16:05,464 --> 00:16:07,282
‫با این که سوابقتون خیلی خارق‌العاده است،

283
00:16:07,366 --> 00:16:10,051
‫متأسفانه هیچ‌کدومشون درست و حسابی
‫واسه چنین شرایطی آماده‌تون نکرده.

284
00:16:10,135 --> 00:16:13,005
‫یک سال و اندی پیش،
‫بخش تحقیق و توسعه «پرورشگاه مورچه»...

285
00:16:13,105 --> 00:16:15,123
‫به فکر موجودی افتاد
‫که بتونن در قالب...

286
00:16:15,207 --> 00:16:16,791
‫سلاحی پرورشش بدن.

287
00:16:16,875 --> 00:16:18,526
‫هدفشون از این قرار بود
‫که کسی جلودار این موجود نباشه.

288
00:16:19,511 --> 00:16:22,281
‫بذارین خودم حدس بزنم، موفق شدن.

289
00:16:23,349 --> 00:16:24,350
‫خیلی هم خوب موفق شدن.

290
00:16:27,987 --> 00:16:30,572
‫مأموریت شما یافتن راه‌حلی
‫جهت ارتباط برقرار کردن...

291
00:16:30,656 --> 00:16:33,225
‫در راستای تحت کنترل گرفتن
‫و منظم کردنشونه.

292
00:16:34,159 --> 00:16:37,062
‫سلاح‌ها باید از دستوراتمون پیروی کنن.

293
00:16:43,836 --> 00:16:45,153
‫همیشه همین‌جوری هستن.

294
00:16:47,139 --> 00:16:48,140
‫چقدر خوشگلن.

295
00:16:59,718 --> 00:17:01,670
‫خیلی‌خب سایبورگ.

296
00:17:01,754 --> 00:17:05,724
‫اِم، ببینیم به روش سنتی
‫چند مرده حلاجی.

297
00:17:15,600 --> 00:17:18,300
‫[دریک: جدی گفته بودی دور هم جمع بشیم؟
‫یه سریمون جمعه می‌ریم پاتوق همیشگی.]

298
00:17:20,750 --> 00:17:23,150
‫[دریک: جدی گفته بودی دور هم جمع بشیم؟
‫یه سریمون جمعه می‌ریم پاتوق همیشگی.]

299
00:17:25,550 --> 00:17:26,250
‫[ارتباطات «اداره امور عادی» شنود شد]

300
00:17:26,300 --> 00:17:28,550
‫[ هدف رو گیر انداختم.
‫قرار بذاریم که تحویلش بدم.]

301
00:17:29,415 --> 00:17:30,349
‫بویا.

302
00:17:38,724 --> 00:17:40,174
‫خودم می‌دونم ترسیدی.

303
00:17:41,193 --> 00:17:42,261
‫ترست رو حس می‌کنم.

304
00:17:43,629 --> 00:17:45,347
‫ولی...

305
00:17:45,431 --> 00:17:48,431
‫باید بهم اعتماد کنی
‫که همه‌چی رو درست می‌کنم.

306
00:17:50,569 --> 00:17:52,304
‫وقتی جلوی وقوع آخرالزمان رو بگیریم،

307
00:17:52,404 --> 00:17:54,522
‫همه‌چی عین سابق می‌شه.

308
00:17:54,606 --> 00:17:57,192
‫باید باز هم بهم اعتماد کنی، خب؟

309
00:17:57,276 --> 00:18:00,279
‫باید هوای همدیگه رو...

310
00:18:01,080 --> 00:18:02,564
‫کیگ؟

311
00:18:02,648 --> 00:18:04,883
‫گفتم باید هوای همدیگه رو داشته باشیم.

312
00:18:06,485 --> 00:18:08,253
‫واسه چی این‌جوری رفتار می‌کنی؟

313
00:18:09,588 --> 00:18:11,290
‫کیگِ آینده بهت چی گفته بود؟

314
00:18:12,624 --> 00:18:14,460
‫آها، بذار خودم حدس بزنم،
‫نمی‌دونم چی شده بود،

315
00:18:14,560 --> 00:18:17,379
‫ولی همه‌اش تقصیر من بود، مگه نه؟

316
00:18:17,463 --> 00:18:19,247
‫خب، ما که دیگه تو آینده نیستیم،

317
00:18:19,331 --> 00:18:21,049
‫تصمیم هم هنوز با خودمه.

318
00:18:21,133 --> 00:18:23,335
‫اگه بخوایم درستش کنیم،
‫باید کنار همدیگه باشیـ...

319
00:18:23,435 --> 00:18:25,471
‫ای بابا.

320
00:18:28,006 --> 00:18:29,475
‫پیدات کردم یهودا خان!

321
00:18:29,575 --> 00:18:31,426
‫الان سرم کمی شلوغه ریتا.

322
00:18:31,510 --> 00:18:34,680
‫حق نداری به من بی‌توجهی کنی!

323
00:18:34,780 --> 00:18:35,647
‫کیگ!

324
00:18:47,326 --> 00:18:48,527
‫امان از دست پازل‌های تخمی.

325
00:19:08,046 --> 00:19:09,348
‫امان از دست پازل‌های تخمی.

326
00:19:21,160 --> 00:19:22,794
‫اصلا قطعه کناری نداره.

327
00:19:24,129 --> 00:19:25,964
‫اصلا قطعه گوشه نداره.

328
00:19:32,838 --> 00:19:34,806
‫اصلا قطعه کناری نداره.

329
00:19:36,241 --> 00:19:37,409
‫چی؟

330
00:19:37,509 --> 00:19:38,859
‫همه‌شون عین همن.

331
00:19:43,515 --> 00:19:46,251
‫یالا دیگه قطعه تخمی.

332
00:20:05,704 --> 00:20:06,921
‫چت شده؟

333
00:20:07,005 --> 00:20:08,440
‫گذاشتن رفتن.

334
00:20:08,540 --> 00:20:11,276
‫روژ و کلیف بدون ما رفتن
‫مأموریت رو اجرا کنن.

335
00:20:11,376 --> 00:20:12,744
‫شوخیت گرفته؟

336
00:20:12,844 --> 00:20:14,596
‫چرا اخیرا همه دارن قالم می‌ذارن؟

337
00:20:14,680 --> 00:20:16,448
‫کسی دستورالعمل جدید صادر کرده؟

338
00:20:16,548 --> 00:20:17,683
‫وضع من هم عین خودته.

339
00:20:19,184 --> 00:20:20,484
‫خب، خودت کجا می‌ری؟

340
00:20:24,423 --> 00:20:27,108
‫یکی از گزارشات دریافتی
‫«اداره امور عادی» رو شنود کردم.

341
00:20:27,192 --> 00:20:28,810
‫باسن زامبی دیگه‌ای هم در کاره.

342
00:20:28,894 --> 00:20:30,744
‫اگه بجنبم، می‌تونم گیرش بیارم.

343
00:20:31,897 --> 00:20:33,565
‫یعنی تو هم داری تنهامون می‌ذاری؟

344
00:20:34,800 --> 00:20:36,401
‫جین...

345
00:20:38,070 --> 00:20:40,870
‫دوست داری باهام به مأموریتی
‫واسه نجات دنیا بیای؟

346
00:20:41,807 --> 00:20:42,908
‫هوم...

347
00:20:44,243 --> 00:20:46,144
‫آره، به کیرم. چرا که نه؟ باشه.

348
00:20:46,245 --> 00:20:48,329
‫وایستا، وایستا، وایستا،
‫ریتا و لری چی می‌شن؟

349
00:20:49,548 --> 00:20:50,665
‫- لری!
‫- کیگ!

350
00:20:50,749 --> 00:20:52,484
‫- لری!
‫- کیگ!

351
00:20:52,584 --> 00:20:54,502
‫- چیه؟
‫- کیگ رو ندیدین؟

352
00:20:54,586 --> 00:20:55,621
‫لری!

353
00:20:55,721 --> 00:20:56,971
‫باید سریع راه بیفتیم. آماده‌ای؟

354
00:20:57,055 --> 00:20:58,090
‫بریم، باشه.

355
00:20:58,957 --> 00:20:59,791
‫هوم.

356
00:21:06,932 --> 00:21:09,050
‫وقتی دوتا چرخ و استقامت بی‌پایان داریم،

357
00:21:09,134 --> 00:21:12,838
‫«اتوبوس دوم» و ماشین زمان می‌خوایم چیکار؟

358
00:21:14,940 --> 00:21:16,642
‫من رو با خودت جمع نبند
‫گنده‌بک خان.

359
00:21:19,945 --> 00:21:22,430
‫من که گفتم می‌تونی رو دسته دوچرخه‌ام بشینی.

360
00:21:22,514 --> 00:21:23,698
‫وای.

361
00:21:23,782 --> 00:21:25,350
‫من هم گفتم اگه بمیرم
‫هم رو دسته‌ات نمی‌شینم!

362
00:21:26,084 --> 00:21:26,952
‫هوم.

363
00:21:34,092 --> 00:21:35,594
‫وای! عجب!

364
00:21:43,035 --> 00:21:45,871
‫این دیگه چه کار کسشعریه؟

365
00:21:49,474 --> 00:21:52,711
‫چنین کاری جرم محسوب می‌شه!

366
00:21:52,811 --> 00:21:54,813
‫آره، زباله ریختن جرم محسوب می‌شه.

367
00:21:55,814 --> 00:21:56,882
‫زباله ریختن؟

368
00:21:56,982 --> 00:21:57,966
‫این که آشغال نیست.

369
00:21:58,050 --> 00:22:01,386
‫این یه گرن تورینو مدل ۱۹۷۴ـه.

370
00:22:01,486 --> 00:22:03,104
‫یکی از اولین ماشین‌هایی بود...

371
00:22:03,188 --> 00:22:05,023
‫که بعد از موفقیتم خریده بودم.

372
00:22:05,123 --> 00:22:07,893
‫قبلا با بابام ماشین تعمیر می‌کردم.

373
00:22:07,993 --> 00:22:10,062
‫اون‌ها خیلی از این مدل
‫هفتاد و هشت قدیمی‌تر بودن.

374
00:22:10,162 --> 00:22:11,363
‫پشم‌هام.

375
00:22:11,463 --> 00:22:13,781
‫احتمالا بابام تو کاری به جز تعمیر ماشین...

376
00:22:13,865 --> 00:22:15,200
‫مهارت نداشت.

377
00:22:15,300 --> 00:22:17,285
‫آخه وقتی آدم ماشین تعمیر می‌کنه،

378
00:22:17,369 --> 00:22:18,904
‫همه‌چی منطقیه.

379
00:22:19,004 --> 00:22:21,956
‫هر مشکلی راه‌حلی داره.

380
00:22:22,040 --> 00:22:23,542
‫جفتمون این مسئله رو درک می‌کردیم.

381
00:22:24,676 --> 00:22:25,960
‫آدم...

382
00:22:26,044 --> 00:22:27,179
‫تو این کار غرق می‌شه.

383
00:22:28,480 --> 00:22:30,248
‫قابل لمسه.

384
00:22:30,349 --> 00:22:31,833
‫خب، پس منتظر چی هستی؟

385
00:22:31,917 --> 00:22:34,252
‫واسه چی به قول معروف
‫«کاپوتش رو بالا نمی‌زنی»؟

386
00:22:34,353 --> 00:22:37,839
‫بذار باز هم همون احساس رو تجربه کنی.

387
00:22:37,923 --> 00:22:40,141
‫نه، نه. هنوز زوده.

388
00:22:40,225 --> 00:22:42,894
‫منتظرم اول از همه
‫خانواده‌ام رو لمس کنم.

389
00:22:42,994 --> 00:22:44,229
‫ختم کلام.

390
00:22:44,329 --> 00:22:45,731
‫اول دنیا رو نجات می‌دم،

391
00:22:45,831 --> 00:22:47,599
‫بعدش به خودم اجازه می‌دم
‫دوباره حس کنم.

392
00:22:48,900 --> 00:22:50,450
‫به حس کردن هیچ چیز دیگه‌ای نمی‌ارزه.

393
00:22:51,236 --> 00:22:52,320
‫خب، خیلی شریفی.

394
00:22:52,404 --> 00:22:54,072
‫آره، خب...

395
00:22:54,172 --> 00:22:57,776
‫خوش‌شانسی که می‌تونی زندگیت رو
‫با افرادی سهیم بشی.

396
00:22:57,876 --> 00:23:01,113
‫من نمی‌دونم تو آینده کجا بودم
‫یا چی شده بود؛

397
00:23:01,213 --> 00:23:05,584
‫ولی از این بابت مطمئنم
‫که تنها بودم.

398
00:23:05,684 --> 00:23:08,202
‫راستش، من و تو تا حد زیادی...

399
00:23:08,286 --> 00:23:09,837
‫شبیه هم هستیم کلیف.

400
00:23:09,921 --> 00:23:14,626
‫جفتمون یادگاری از گذشته‌های دوریم...

401
00:23:14,726 --> 00:23:16,762
‫که انداختنمون کنار جاده...

402
00:23:16,862 --> 00:23:21,433
‫و دنبال خونه جدیدی هستیم
‫که ممکنه اصلا پیداش نکنیم.

403
00:23:23,268 --> 00:23:25,219
‫این دیگه چه حرف کسشعریه؟

404
00:23:25,303 --> 00:23:29,190
‫اِم، همین ماشین رو می‌گم دیگه.

405
00:23:29,274 --> 00:23:33,211
‫آره، خیال کردم ماشین رو
‫استعاری توصیف می‌کنی.

406
00:23:34,079 --> 00:23:34,813
‫استعاری؟

407
00:23:34,913 --> 00:23:35,981
‫استعاره چی باشه؟

408
00:23:36,081 --> 00:23:37,565
‫ماشینه دیگه.

409
00:23:37,649 --> 00:23:39,284
‫آره... خودم می‌دونم ماشـ...

410
00:23:48,260 --> 00:23:51,245
‫این درن جونز بود؟

411
00:23:51,329 --> 00:23:53,581
‫داشت آهنگ می‌خوند؟

412
00:23:57,200 --> 00:23:59,800
‫[۲۰۱۷]
‫[پرورشگاه مورچه]

413
00:24:01,606 --> 00:24:02,857
‫♪ خب، زنی که سر اولین قرار بوسه بده، ♪

414
00:24:02,941 --> 00:24:04,509
‫♪ معمولا خیلی گستاخه. ♪

415
00:24:04,609 --> 00:24:06,094
‫♪ زنی هم که سر دومین قرار بوسه بده، ♪

416
00:24:06,178 --> 00:24:07,979
‫♪ اصلا ایرادگیر نیست. ♪

417
00:24:08,079 --> 00:24:09,831
‫♪ ولی اگه زنی تا سومین قرار صبر کنه، ♪

418
00:24:09,915 --> 00:24:11,499
‫♪ باید از خوشحالی به هوا بپری، ♪

419
00:24:11,583 --> 00:24:13,067
‫♪ آخه دختر آرزوهاته
‫و از پیدا کردنش خوشحال می‌شی. ♪

420
00:24:13,151 --> 00:24:14,653
‫♪ دختر آرزوهاته. ♪

421
00:24:14,753 --> 00:24:17,022
‫♪ دختر آرزوهات،
‫دختر آرزوهات، دختر آرزوهات... ♪

422
00:24:17,122 --> 00:24:19,040
‫♪ دختریه که دلش به راحتی به دست نمیاد. ♪

423
00:24:19,124 --> 00:24:21,209
‫♪ دختر آرزوهات،
‫دختر آرزوهات، دختر آرزوهات... ♪

424
00:24:21,293 --> 00:24:23,528
‫♪ ولی هنوز هم می‌تونی
‫دلش رو به دست بیاری. ♪

425
00:24:23,628 --> 00:24:25,546
‫♪ یه بار که باهاش قدم بزنی،
‫پرده کنار می‌ره. ♪

426
00:24:25,630 --> 00:24:27,682
‫♪ دو بار که باهاش قدم بزنی،
‫مطمئن می‌شی. ♪

427
00:24:27,766 --> 00:24:29,450
‫♪ یه بار دیگه هم تو گلستان قدم می‌زنین. ♪

428
00:24:29,534 --> 00:24:31,884
‫♪ اگه مواظبش باشی، اصلا حالش بد نمی‌شه. ♪

429
00:24:33,004 --> 00:24:34,622
‫♪ دو، ره، می، فا، سل، لا، سی، ♪

430
00:24:34,706 --> 00:24:36,708
‫♪ دو، سی، لا، سل، فا، می، ره، دو. ♪

431
00:24:36,808 --> 00:24:38,726
‫♪ وقتی حواسش نیست،
‫بغلش کن و فشارش بده، ♪

432
00:24:38,810 --> 00:24:40,361
‫♪ اگه خودش هم فشارت داد،
‫همه‌چی ردیف شده. ♪

433
00:24:40,445 --> 00:24:42,595
‫اِم، اینجا چه خبره؟

434
00:24:42,981 --> 00:24:44,098
‫این‌ها که باسن هستن.

435
00:24:44,182 --> 00:24:46,384
‫ارتشبد، جفتمون خوب می‌دونیم...

436
00:24:46,485 --> 00:24:47,769
‫خیلی فراتر از باسن هستن.

437
00:24:47,853 --> 00:24:49,604
‫این پروژه پیشنهاد خودتون بوده.

438
00:24:49,688 --> 00:24:51,139
‫این‌ها که صرفا باسن نیستن،

439
00:24:51,223 --> 00:24:53,725
‫گونه موجودات جدیدی هستن...

440
00:24:53,825 --> 00:24:56,561
‫که اسمشون رو «گلوتیوس مورتیکوس» گذاشتیم.

441
00:24:56,661 --> 00:24:58,730
‫به شدت پیچیده و بسیار باهوش هستن...

442
00:24:58,830 --> 00:25:00,948
‫و پویایی اجتماعی تو وجودشون حک شده.

443
00:25:01,032 --> 00:25:03,568
‫مثلا همین دو نمونه جلویی رو داشته باشین.

444
00:25:03,668 --> 00:25:06,154
‫جای زخم جلوشون رو داشته باشین.

445
00:25:06,238 --> 00:25:07,989
‫در بدو تولد، دوقلوی به‌هم‌چسبیده بودن.

446
00:25:08,073 --> 00:25:09,724
‫برادرن و متوجه برادر بودنشون هستن.

447
00:25:09,808 --> 00:25:14,128
‫در واقع، به تازگی تونستم
‫رابطه‌شون رو درک کنم.

448
00:25:14,212 --> 00:25:15,797
‫اسم یکیشون رو نیکولاس...

449
00:25:15,881 --> 00:25:17,298
‫و اسم اون یکیشون رو تئودور گذاشتم.

450
00:25:17,382 --> 00:25:18,884
‫تدی صداش می‌کنم.

451
00:25:18,984 --> 00:25:21,169
‫همون‌طور که می‌بینین،
‫دستگاه کشتار نیستن.

452
00:25:21,253 --> 00:25:23,722
‫خیلی مهربونن، عاشق موسیقی هستن...

453
00:25:23,822 --> 00:25:25,673
‫حوصله‌ام سر رفت!

454
00:25:25,757 --> 00:25:27,192
‫نه، نکوبین!

455
00:25:34,199 --> 00:25:35,416
‫از دستم ناراحت شدن.

456
00:25:35,500 --> 00:25:36,984
‫باسن‌ها از دستم ناراحت شدن.

457
00:25:38,870 --> 00:25:40,071
‫ببندش، ببندش!

458
00:25:40,171 --> 00:25:42,523
‫باسن‌ها از دستم ناراحت شدن.

459
00:25:42,607 --> 00:25:43,825
‫ترسوندینشون.

460
00:25:43,909 --> 00:25:46,327
‫باسن‌هاتون روانی شدن.
‫از دستم ناراحت شدن.

461
00:25:46,411 --> 00:25:47,913
‫ارتشبد، تکرار کنین.

462
00:25:48,013 --> 00:25:50,582
‫نباید باسن‌ها رو ناراحت کنیم.

463
00:25:50,682 --> 00:25:52,784
‫درسته.

464
00:25:52,884 --> 00:25:55,503
‫خیلی‌خب، ما رفتیم.

465
00:25:55,587 --> 00:25:57,705
‫باید ارزششون رو درک کنین.

466
00:25:57,789 --> 00:26:01,509
‫با موجوداتی پیشرفته طرف هستیم
‫که می‌تونن در کنار بشر زندگی کنن!

467
00:26:01,593 --> 00:26:06,047
‫درسته، اداره هم بابت زحماتتون سپاس‌گزاره.

468
00:26:06,131 --> 00:26:08,883
‫درسته که روش کارتون
‫مقداری غیرعادی بوده،

469
00:26:08,967 --> 00:26:12,520
‫ولی این پروژه واسه کشورمون
‫موفقیت‌آمیز محسوب می‌شه.

470
00:26:12,604 --> 00:26:14,439
‫بالاخره پیش‌نیازهای لازم...

471
00:26:14,539 --> 00:26:17,776
‫واسه سلاح‌سازیشون فراهم شده.

472
00:26:17,876 --> 00:26:20,478
‫وایستین، امکان نداره هنوز هم به فکر...

473
00:26:20,579 --> 00:26:21,980
‫سلاح‌سازی این موجودات باشین.

474
00:26:22,080 --> 00:26:24,031
‫خواهش می‌کنم،
‫در اون صورت یکی...

475
00:26:24,115 --> 00:26:26,265
‫از مهم‌ترین اکتشافات تاریخ معاصر رو
‫سلاح‌سازی کردین.

476
00:26:27,085 --> 00:26:28,053
‫اکتشاف مهم؟

477
00:26:29,087 --> 00:26:30,055
‫مثل چی؟

478
00:26:31,089 --> 00:26:32,324
‫آتش؟

479
00:26:32,424 --> 00:26:35,160
‫برق؟ اتم؟

480
00:26:35,260 --> 00:26:39,331
‫سلاح‌سازی ثمره پیشرفته دکتر یو.

481
00:26:39,431 --> 00:26:42,634
‫هدف اکتشافات همیشه همینه.

482
00:26:44,102 --> 00:26:45,670
‫سه روز بهم فرصت بدین.

483
00:26:45,770 --> 00:26:47,138
‫نظرتون رو عوض می‌کنم.

484
00:26:47,238 --> 00:26:48,756
‫بهترین برنامه استعدادیابی
‫تاریخ رو برگزار می‌کنـ...

485
00:26:48,840 --> 00:26:50,475
‫شما از همین الان...

486
00:26:50,575 --> 00:26:52,226
‫به بخش دیگه‌ای اعزام می‌شین.

487
00:26:52,310 --> 00:26:55,313
‫- بنده...
‫- ضمنا، اگه نهضت احمقانه‌تون رو ادامه بدین،

488
00:26:55,413 --> 00:26:57,782
‫تنزل رتبه پیدا می‌کنین
‫یا بلای بدتری سرتون میاد.

489
00:27:00,085 --> 00:27:01,602
‫دارین تهدیدم می‌کنین؟

490
00:27:01,686 --> 00:27:04,456
‫خودتون زبان‌شناسین دکتر،
‫منظورم رو بفهمین دیگه.

491
00:27:09,094 --> 00:27:11,679
‫کیگ، خودم می‌دونم از قایم شدن
‫تو سیم برق خیلی خوشت میاد،

492
00:27:11,763 --> 00:27:13,414
‫ولی الان وقتش نیست.

493
00:27:13,498 --> 00:27:15,716
‫ما که نمی‌خوایم کل چیزهایی
‫که داریم ایجاد می‌کنیم رو...

494
00:27:15,800 --> 00:27:17,502
‫به خاطر قایم موشک به خطر بندازیم.

495
00:27:19,137 --> 00:27:21,473
‫وای، امان از دستت کیگ، باهام صحبت کن.

496
00:27:22,974 --> 00:27:25,960
‫دیگه نمی‌خوام با گل‌ها
‫و چراغ‌های ایستاده صحبت کنم.

497
00:27:26,044 --> 00:27:27,045
‫وای، پشم‌هام.

498
00:27:27,145 --> 00:27:29,881
‫عذر می‌خوام. غافلگیرت کردم؟

499
00:27:29,981 --> 00:27:31,182
‫حتما آدم وقتی یکی از عزیزان...

500
00:27:31,282 --> 00:27:32,533
‫و معتمدانش کار کاملا...

501
00:27:32,617 --> 00:27:34,402
‫غیرمنتظره‌ای انجام بده،
‫خیلی اذیت می‌شه.

502
00:27:34,486 --> 00:27:35,687
‫ریتا، همون‌طور که گفتم،

503
00:27:35,787 --> 00:27:37,071
‫سرم فعلا مقداری شلوغه.

504
00:27:37,155 --> 00:27:39,040
‫یعنی می‌خوای این شکلی پیش بری؟

505
00:27:39,124 --> 00:27:41,393
‫تظاهر می‌کنی بیش از من...

506
00:27:41,493 --> 00:27:43,061
‫نگران اون چیزتی؟

507
00:27:43,161 --> 00:27:44,779
‫خب، حداقل می‌تونستی...

508
00:27:44,863 --> 00:27:47,448
‫قبل از خیانت به من،
‫تو چشمم نگاه کنی.

509
00:27:47,532 --> 00:27:48,749
‫راستش رو بخوای،
‫احتمالا کیگ هم...

510
00:27:48,833 --> 00:27:50,618
‫حالا که رفتارت رو با عزیزترین‌هات دیده،

511
00:27:50,702 --> 00:27:53,752
‫واسه همین نمی‌خواد
‫باهات صحبت کنه.

512
00:27:53,838 --> 00:27:55,990
‫آخه با افرادی که این‌قدر دوستت دارن...

513
00:27:56,074 --> 00:27:58,576
‫که بوی بانداژت رو نادیده می‌گیرن،
‫این‌طوری رفتار می‌کنی.

514
00:27:59,844 --> 00:28:01,095
‫وای، امان از دستت لری،

515
00:28:01,179 --> 00:28:02,563
‫برق کل خونه رو قطع کن دیگه.

516
00:28:02,647 --> 00:28:04,131
‫ای خدا!

517
00:28:04,215 --> 00:28:07,585
‫ظاهرا باز هم حق با ریتا بود.

518
00:28:07,686 --> 00:28:09,103
‫خیلی‌خب، می‌دونی چیه؟

519
00:28:09,187 --> 00:28:10,422
‫بسه دیگه.

520
00:28:10,522 --> 00:28:12,724
‫جوری رفتار می‌کنی
‫انگار خیانت وحشتناکی کردم،

521
00:28:12,824 --> 00:28:14,342
‫ولی من دلایل خودم رو داشتم.

522
00:28:14,426 --> 00:28:15,760
‫ضمنا، اگه نداشتم هم...

523
00:28:15,860 --> 00:28:17,778
‫خودت رهبر گروه خیلی داغونی بودی.

524
00:28:17,862 --> 00:28:19,814
‫همه‌اش به ملت دستور می‌دادی.

525
00:28:19,898 --> 00:28:21,766
‫ازمون انتظارات خیلی زیادی داشتی...

526
00:28:21,866 --> 00:28:24,151
‫و عین بچه مدرسه‌ای‌ها...

527
00:28:24,235 --> 00:28:26,354
‫بهمون ستاره طلایی می‌دادی.

528
00:28:26,438 --> 00:28:28,106
‫بعد از یه مدت،

529
00:28:28,206 --> 00:28:29,824
‫انگار کارهای خیرمون
‫دلیل خوبی نداشت.

530
00:28:29,908 --> 00:28:31,993
‫صرفا داشتیم کار پوچی رو...

531
00:28:32,077 --> 00:28:34,379
‫دست و پا شکسته انجام می‌دادیم.

532
00:28:36,448 --> 00:28:39,951
‫اگه بخوام دلایلم رو بگم،
‫همه‌مون شاهد آینده بودیم.

533
00:28:40,051 --> 00:28:42,087
‫همه‌مون دیدیم تهش به کجا می‌رسیم.

534
00:28:42,187 --> 00:28:44,355
‫عذر می‌خوام که سعی دارم
‫از وقوع اون سرنوشت جلوگیری کنم.

535
00:28:47,225 --> 00:28:48,927
‫خیال می‌کردم حداقل تو یه نفر...

536
00:28:49,027 --> 00:28:52,597
‫درک کنی سفر در زمان
‫چقدر اولویت‌های آدم رو عوض می‌کنه.

537
00:28:52,697 --> 00:28:54,148
‫وقتی خودت از گذشته برگشته بودی،

538
00:28:54,232 --> 00:28:55,533
‫داغون شده بودی.

539
00:28:56,768 --> 00:28:58,303
‫به همه‌مون گفتی غریبه‌ایم...

540
00:28:58,403 --> 00:28:59,854
‫و از اون به بعد هم اصلا کاری نکردی...

541
00:28:59,938 --> 00:29:02,607
‫که حس کنم باهات غریبه نیستم.

542
00:29:04,242 --> 00:29:05,459
‫خب، یعنی چی؟

543
00:29:05,543 --> 00:29:09,147
‫به نظرت من مقصر آینده‌ات بودم؟

544
00:29:15,720 --> 00:29:18,623
‫نه. دیدم که کیگ ازم جدا شده بود.

545
00:29:18,723 --> 00:29:19,991
‫تنهام گذاشته بود.

546
00:29:20,091 --> 00:29:21,993
‫الان هم اصلا نمی‌خواد
‫باهام صحبت کنه.

547
00:29:22,093 --> 00:29:23,495
‫تقصیر تو نبوده.

548
00:29:23,595 --> 00:29:26,047
‫احتمالا تقصیر خودم بوده باشه.

549
00:29:26,131 --> 00:29:28,516
‫ولی به هر دری می‌زنم
‫که جلوی وقوعش رو بگیرم.

550
00:29:28,600 --> 00:29:31,136
‫حالا اگه رئیس شدن روژ
‫پیش‌نیاز جلوگیریش باشه،

551
00:29:31,236 --> 00:29:32,337
‫برام مهم نیست.

552
00:29:33,671 --> 00:29:37,242
‫عذر می‌خوام ریتا،
‫ولی مجبورم چنین کاری بکنم.

553
00:29:38,843 --> 00:29:40,345
‫چیزی جز کیگ برام نمونده.

554
00:29:42,614 --> 00:29:43,848
‫چیزی جز کیگ برات نمونده؟

555
00:29:46,451 --> 00:29:49,154
‫برای من هم چیزی جز
‫رهبری گروه نمونده بود.

556
00:29:49,254 --> 00:29:51,823
‫ولی الان به لطف تو،
‫هیچی برام نمونده.

557
00:30:02,000 --> 00:30:04,035
‫حتما شوخیت گرفته.

558
00:30:04,135 --> 00:30:06,704
‫خیر سرمون باید نقش
‫مأموران اداره رو بازی کنیم؟

559
00:30:06,805 --> 00:30:10,041
‫حداقل می‌تونستی بهم بگی
‫لباسم رو عوض کنم.

560
00:30:10,141 --> 00:30:12,760
‫بهش گفتم مأمور مخفی هستیم.

561
00:30:12,844 --> 00:30:13,711
‫وای پسر.

562
00:30:16,381 --> 00:30:18,449
‫خیلی‌خب، دقیقا چه فکری تو سرته؟

563
00:30:22,854 --> 00:30:25,639
‫درن جونز تنها باسن زامبی نیست؟

564
00:30:25,723 --> 00:30:27,692
‫مطمئن نیستم.

565
00:30:27,792 --> 00:30:29,910
‫ولی اگه باسن زامبی دیگه‌ای
‫اون شب فرار کرده بوده باشه،

566
00:30:29,994 --> 00:30:32,494
‫«اداره امور عادی» از فرارش باخبر می‌شه.

567
00:30:33,832 --> 00:30:34,899
‫خیلی‌خب، حالا اگه...

568
00:30:34,999 --> 00:30:36,568
‫اگه الان موفق بشیم، چی می‌شه...

569
00:30:36,668 --> 00:30:39,571
‫بالاخره بهت رأی می‌دن
‫که رهبر گروه بشی؟

570
00:30:40,872 --> 00:30:42,089
‫گمون کنم کل گروه...

571
00:30:42,173 --> 00:30:43,591
‫به کرات و به وضوح گفتن...

572
00:30:43,675 --> 00:30:45,743
‫خوششون نمیاد رهبر گروه باشم.

573
00:30:45,844 --> 00:30:47,461
‫پس واسه چی داری...

574
00:30:47,545 --> 00:30:50,631
‫این‌قدر عین پوسترهای انگیزشی عمل می‌کنی؟

575
00:30:50,715 --> 00:30:51,916
‫جدی می‌گم،

576
00:30:52,016 --> 00:30:53,801
‫عین تبلیغات نوشیدنی‌های انرژی‌زا می‌مونی.

577
00:30:53,885 --> 00:30:55,102
‫واسه چی این‌قدر مضطربی؟

578
00:30:55,186 --> 00:30:57,822
‫آخه من هم عین خودت
‫شاهد همون آینده بودم.

579
00:31:00,258 --> 00:31:01,226
‫الان...

580
00:31:02,727 --> 00:31:04,578
‫الان دارم سعی می‌کنم
‫دنیا رو نجات بدم،

581
00:31:04,662 --> 00:31:06,264
‫شاید اگه از پسش بر بیایم،

582
00:31:06,364 --> 00:31:08,364
‫بالاخره بتونم به زندگی خودم برسم.

583
00:31:10,869 --> 00:31:14,105
‫خیلی‌خب، پس می‌خوای دنیا رو نجات بدی.
‫بعدش چی می‌شه؟

584
00:31:14,205 --> 00:31:18,325
‫با یه مشت آدم عادی می‌ری کوله‌گردی؟

585
00:31:18,409 --> 00:31:21,279
‫عضو یه گروه آلتیمیت فریزبی می‌شی؟

586
00:31:23,748 --> 00:31:26,167
‫وای. درست گفتم، مگه نه؟

587
00:31:26,251 --> 00:31:29,837
‫ای بابا، این روزها همه می‌خوان
‫تنهایی ادامه بدن.

588
00:31:29,921 --> 00:31:31,756
‫باشه. باشه، باشه، باشه.

589
00:31:31,856 --> 00:31:34,292
‫آره، خب، اگه آدم خودش...

590
00:31:34,392 --> 00:31:36,143
‫پیشرفت نکنه، حس می‌کنه بقیه دارن...

591
00:31:36,227 --> 00:31:38,196
‫تنهاش می‌ذارن و می‌‌رن دنبال زندگی خودشون.

592
00:31:41,966 --> 00:31:45,853
‫خیلی‌خب، فرض کنیم دنیا رو نجات بدی،

593
00:31:45,937 --> 00:31:47,805
‫بعدش فردا چی می‌شه؟

594
00:31:47,906 --> 00:31:49,941
‫چه بدونم. فردا چهارشنبه می‌شه دیگه.

595
00:31:50,041 --> 00:31:51,809
‫بی‌خیال.

596
00:31:51,910 --> 00:31:53,627
‫خودت اون‌قدری اینجا بودی که بدونی...

597
00:31:53,711 --> 00:31:57,731
‫دنیامون هر روز داره به آخر می‌رسه.

598
00:31:57,815 --> 00:31:59,867
‫مدام به خودت می‌گی
‫قراره به زندگی خودت برسی،

599
00:31:59,951 --> 00:32:02,587
‫ولی انگار مدام دنبال دلیلی هستی که بمونی.

600
00:32:04,923 --> 00:32:07,659
‫من که اصلا نگفتم
‫دست از کارم می‌کشم.

601
00:32:07,759 --> 00:32:09,543
‫صرفا می‌خوام مدتی به خودم برسم.

602
00:32:09,627 --> 00:32:11,277
‫خیلی وقته که می‌خوام به خودم برسم.

603
00:32:14,165 --> 00:32:15,316
‫آها، حتما حس خوبی داری
‫که می‌دونی چی می‌خوای.

604
00:32:19,103 --> 00:32:20,638
‫اخیرا با کِی صحبت نکردی؟

605
00:32:20,738 --> 00:32:21,639
‫نه.

606
00:32:23,241 --> 00:32:25,759
‫خب، یه لحظه صحبت مختصری داشتیم.

607
00:32:25,843 --> 00:32:28,693
‫اصلا تو چه می‌دونی چی به چیه؟

608
00:32:29,280 --> 00:32:30,280
‫صرفا داشتم فکر می‌کردم...

609
00:32:31,282 --> 00:32:32,766
‫شاید خواسته کِی واسه تو...

610
00:32:32,850 --> 00:32:34,950
‫با خواسته کِی واسه خودش فرق داشته باشه.

611
00:32:35,787 --> 00:32:36,871
‫این دیگه چه حرف کسشعریه؟

612
00:32:36,955 --> 00:32:38,038
‫تو که اصلا کِی رو نمی‌شناسی.

613
00:32:38,122 --> 00:32:39,673
‫نه، کِی چند ماه پیش
‫اومده بود بالا.

614
00:32:39,757 --> 00:32:40,992
‫همه‌مون باهاش آشنا شدیم.

615
00:32:43,995 --> 00:32:45,745
‫نمی‌خواستم با چنین مسئله‌ای مزاحمت بشم.

616
00:32:46,464 --> 00:32:47,932
‫با چه مسئله‌ای مزاحمم بشی؟

617
00:32:49,300 --> 00:32:51,350
‫کِی عین نایلز، فیلم مصاحبه‌ات رو...

618
00:32:51,436 --> 00:32:52,720
‫همراهش داشت.

619
00:32:52,804 --> 00:32:54,404
‫همه‌چی رو برام بگو.

620
00:32:56,874 --> 00:32:58,776
‫- خودشه.
‫- خیلی‌خب.

621
00:33:04,148 --> 00:33:05,466
‫خب، چیکار کنیم؟

622
00:33:05,550 --> 00:33:07,800
‫همین‌جوری تو طویله منتظرش بمونیم
‫و یهو بهش حمله کنیم؟

623
00:33:09,220 --> 00:33:11,189
‫آره، خیلی پیچیده است؟

624
00:33:11,289 --> 00:33:12,939
‫بومون رو حس نمی‌کنه؟

625
00:33:13,825 --> 00:33:15,609
‫خب، رفیق قدیمیتون، کیپلینگ،
‫دفعه پیش...

626
00:33:15,693 --> 00:33:19,564
‫کلاهی جادویی گذاشته بود
‫که خوشبوکننده کاج بهش مالیده بود.

627
00:33:19,664 --> 00:33:20,948
‫ولی من به جاش...

628
00:33:21,032 --> 00:33:23,284
‫بداهه عمل کردم
‫و عطر قدیمی نایلز رو...

629
00:33:23,368 --> 00:33:25,203
‫به کلاه‌های ایمنیمون زدم.

630
00:33:27,005 --> 00:33:27,922
‫یعنی عمل می‌کنی؟

631
00:33:29,073 --> 00:33:30,457
‫به نفعمونه عمل کنه.

632
00:33:41,719 --> 00:33:43,837
‫سلام درن.

633
00:33:43,921 --> 00:33:47,258
‫آماده شو که آشپز به خدمتت برسه مادرجنده.

634
00:33:47,450 --> 00:33:49,650
‫خوشحالم که باز هم می‌بینمت کلیف.

635
00:33:49,700 --> 00:33:52,100
‫می‌بینم دوستت رو هم با خودت آوردی.

636
00:33:52,900 --> 00:33:56,500
‫به مزرعه‌ام خوش اومدین.

637
00:33:57,368 --> 00:33:58,485
‫پشم‌هام!

638
00:33:58,569 --> 00:34:00,405
‫هنوز زبون زامبی‌ها رو می‌فهمم.

639
00:34:00,505 --> 00:34:01,789
‫کی... اِم، چی می‌گه؟

640
00:34:01,873 --> 00:34:03,908
‫گفت: «به مزرعه‌ام خوش اومدین.»

641
00:34:04,008 --> 00:34:05,859
‫- هوم؟
‫- کیرم تو مزرعه‌ات!

642
00:34:05,943 --> 00:34:09,113
‫ببین درن، جریان از این قراره:

643
00:34:09,213 --> 00:34:11,365
‫قراره کله‌ات رو له کنم...

644
00:34:11,449 --> 00:34:14,619
‫و دنیا رو نجات بدم زامبی خان.

645
00:34:14,700 --> 00:34:17,888
‫می‌دونستم چنین روزی از راه می‌رسه.

646
00:34:17,889 --> 00:34:19,290
‫الان چی می‌گه؟

647
00:34:19,291 --> 00:34:21,400
‫بعد از این که زامبی شدم،

648
00:34:21,450 --> 00:34:24,900
‫می‌دونستم دردم درمانی
‫جز خوردن گوشت انسان زنده نداره.

649
00:34:24,950 --> 00:34:26,850
‫می‌دونستم باید مغز انسان بخورم.

650
00:34:29,000 --> 00:34:31,853
‫ولی چون مأمور «امور عادی» بودم
‫و از خدا حساب می‌بردم،

651
00:34:31,877 --> 00:34:33,904
‫نتونستم به خودم
‫اجازه چنین کاری بدم.

652
00:34:33,905 --> 00:34:35,656
‫- واسه همین زامبی‌گرایی رو پس زدم.
‫- می‌گه مغز نمی‌خوره...

653
00:34:35,740 --> 00:34:37,975
‫و نمی‌خواد زامبی باشه.

654
00:34:38,076 --> 00:34:40,361
‫خب... گمون نکنم چنین کاری ممکن باشه.

655
00:34:40,445 --> 00:34:42,329
‫چنین کاری ممکنه؟
‫گمون نکنم ممکن باشه.

656
00:34:42,413 --> 00:34:43,497
‫نمی‌دونم. هنوز داره حرف می‌زنه.

657
00:34:43,498 --> 00:34:44,600
‫به جاش، تو مزرعه کار می‌کنم.

658
00:34:44,650 --> 00:34:46,500
‫به خاک مزرعه می‌رسم.

659
00:34:46,550 --> 00:34:48,218
‫گوجه‌فرنگی‌های اصل قشنگم رو پرورش می‌دم...

660
00:34:48,219 --> 00:34:50,321
‫اِم، راجع به گوجه‌فرنگی صحبت می‌کنه؟

661
00:34:50,322 --> 00:34:53,500
‫و خودم رو از مغزها دور می‌کنم
‫که وسوسه نشم بخورمشون.

662
00:34:53,550 --> 00:34:55,850
‫با این حال،

663
00:34:55,900 --> 00:34:57,894
‫می‌دونستم بالاخره
‫چنین روزی از راه می‌رسه.

664
00:34:57,895 --> 00:34:59,246
‫گمون کنم حرفش دیگه داره تموم می‌شه.

665
00:34:59,330 --> 00:35:02,500
‫- خیلی‌خب، خوبه، خوبه.
‫- یه سرنوشت بیشتر...

666
00:35:02,501 --> 00:35:03,300
‫واسه من بیچاره نمونده.

667
00:35:04,669 --> 00:35:06,404
‫داره چیکار می‌کنه؟

668
00:35:07,550 --> 00:35:09,450
‫من رو بکش کلیف.

669
00:35:10,775 --> 00:35:11,825
‫چه کسشعری گفتی؟

670
00:35:11,950 --> 00:35:13,677
‫راه دیگه‌ای نیست.

671
00:35:13,678 --> 00:35:15,513
‫کیر بخور درن.

672
00:35:15,613 --> 00:35:17,598
‫من اومدم اینجا که باهات
‫مبارزه کنم و دنیا رو نجات بدم،

673
00:35:17,682 --> 00:35:20,651
‫نیومدم از روی دل‌رحمی بکشمت.

674
00:35:20,751 --> 00:35:22,936
‫چی شده؟

675
00:35:23,020 --> 00:35:24,905
‫ازم می‌خواد بکشمش!

676
00:35:24,989 --> 00:35:26,691
‫آها، خب، چه اشکالی داره؟

677
00:35:28,292 --> 00:35:29,861
‫خیر سرش زامبیه‌ها!

678
00:35:29,961 --> 00:35:31,245
‫تو که عین سگه تو فیلم «طلایی پیر» نیستی.

679
00:35:31,246 --> 00:35:34,500
‫بهم قول بده از محصولات
‫گوجه‌فرنگیم مراقبت کنی.

680
00:35:34,550 --> 00:35:37,100
‫خیلی خوشگل و خوشمزه‌ان.

681
00:35:37,150 --> 00:35:41,338
‫مطمئنا از مغز انسان خوشمزه‌تر نیستن،
‫ولی خوشمزه‌ان.

682
00:35:41,339 --> 00:35:42,423
‫وایستا ببینم.

683
00:35:42,507 --> 00:35:43,724
‫نمی‌دونم بتونم یه باسن زامبی...

684
00:35:43,808 --> 00:35:45,877
‫کشاورز بی‌سلاح رو
‫همین‌جوری بکشم یا نه.

685
00:35:45,977 --> 00:35:48,045
‫این‌قدر سر به سرم نذار درن.

686
00:35:48,146 --> 00:35:49,730
‫این‌قدر سعی نکن...

687
00:35:49,814 --> 00:35:51,164
‫کارم راحت بشه.

688
00:35:54,485 --> 00:35:56,370
‫داری چه گهی می‌خوری؟

689
00:35:56,454 --> 00:35:57,554
‫باید چنین کاری می‌کردم.

690
00:35:58,500 --> 00:35:59,300
‫مغز!

691
00:36:01,626 --> 00:36:03,394
‫وای نه. وای نه.

692
00:36:03,800 --> 00:36:04,850
‫وای آره!

693
00:36:05,997 --> 00:36:08,666
‫پشم‌هام!

694
00:36:14,372 --> 00:36:16,073
‫بدجوری روانی هستی!

695
00:36:21,679 --> 00:36:24,248
‫خیلی‌خب درن! خودت خواستی.

696
00:36:31,822 --> 00:36:32,723
‫سلاحه.

697
00:36:32,950 --> 00:36:33,923
‫[سلاح]

698
00:36:45,036 --> 00:36:46,604
‫کلیف.

699
00:36:47,438 --> 00:36:49,273
‫کلیف، تموم شد.

700
00:36:49,373 --> 00:36:50,241
‫تموم شد.

701
00:36:53,578 --> 00:36:55,112
‫موفق شدم. تموم شد.

702
00:37:00,718 --> 00:37:03,203
‫یه چیز...

703
00:37:03,287 --> 00:37:05,056
‫یه چیز سردی اینجاست.

704
00:37:06,891 --> 00:37:09,527
‫وای نه. وای خدا، نه.

705
00:37:10,361 --> 00:37:11,929
‫وای خدا! نه!

706
00:37:12,029 --> 00:37:14,098
‫نه! نه، نه، نه!

707
00:37:14,198 --> 00:37:17,048
‫متأسفم. خیلی متأسفم کلیف.

708
00:37:17,935 --> 00:37:19,987
‫خودت گفته بودی
‫نمی‌تونی بی‌دلیل مبارزه کنی، من هم...

709
00:37:20,071 --> 00:37:21,671
‫کار درستی کردی.

710
00:37:22,640 --> 00:37:24,775
‫من درنگ کردم،
‫ولی تو ردیفش کردی.

711
00:37:26,110 --> 00:37:28,145
‫واسه همین رهبرمونی.

712
00:37:28,246 --> 00:37:29,447
‫دستکشم کدوم گوریه...

713
00:37:33,284 --> 00:37:34,919
‫پشم‌هام.

714
00:37:38,155 --> 00:37:39,757
‫خب، منتظر چی هستیم؟

715
00:37:41,659 --> 00:37:42,927
‫دنیا رو نجات دادیم.

716
00:37:44,061 --> 00:37:45,496
‫بیا بریم خونه دیگه.

717
00:37:51,335 --> 00:37:52,753
‫درسته.

718
00:38:10,254 --> 00:38:12,105
‫گمون کنم مأمور ولف‌من باشی.

719
00:38:12,189 --> 00:38:13,574
‫درسته.

720
00:38:13,658 --> 00:38:16,076
‫ایشون هم همکارم، مأمور پرزه.

721
00:38:16,160 --> 00:38:18,696
‫سلام.
‫شرمنده که چنین لباسی پوشیدم.

722
00:38:18,796 --> 00:38:19,764
‫باقی لباس‌هام رو شستم.

723
00:38:22,133 --> 00:38:25,836
‫تو هم باید... اِم، «باسن‌یاب» باشی.

724
00:38:28,172 --> 00:38:29,874
‫از کجا فهمیدی؟ اصلا معلوم نبود.

725
00:38:30,775 --> 00:38:31,809
‫- پشم‌هام.
‫- [برین به درک گلوتیوس‌ها]

726
00:38:33,511 --> 00:38:36,797
‫حتما شوخیت گرفته.

727
00:38:36,881 --> 00:38:38,732
‫نمی‌خوایم وقتت رو بیشتر تلف کنیم.

728
00:38:38,816 --> 00:38:40,467
‫انتظار داریم گزارش کامل
‫مأموریتت رو در اختیارمون بذاری.

729
00:38:40,551 --> 00:38:45,272
‫خودت که می‌دونی من طبق
‫روند «اداره امور عادی» عمل نمی‌کنم.

730
00:38:45,356 --> 00:38:47,006
‫شکارچی جماعت باید
‫طبق روند خودش پیش بره.

731
00:38:48,826 --> 00:38:49,660
‫بفرما.

732
00:38:50,828 --> 00:38:51,696
‫خیلی‌خب.

733
00:38:54,465 --> 00:38:58,318
‫«اداره امور عادی» یه سال پیش
‫یه گله باسن کشنده رو گم کرد.

734
00:38:58,402 --> 00:39:01,505
‫من رو به خاطر مهارت‌های به خصوصم
‫اجیر کردن که جمعشون کنم.

735
00:39:03,074 --> 00:39:04,241
‫مرگ تعداد زیادیشون تأیید شده،

736
00:39:04,342 --> 00:39:06,577
‫بعضی‌هاشون رو خودم کشتم،
‫بعضی‌ها رو بقیه.

737
00:39:06,677 --> 00:39:08,879
‫ولی اکثرشون رو صحیح و سالم برگردوندم.

738
00:39:10,348 --> 00:39:11,932
‫همیشه سعی می‌کنم انسانی عمل کنم،

739
00:39:12,016 --> 00:39:15,920
‫ولی خودت با شرایط این کار آشنایین دیگه.

740
00:39:16,020 --> 00:39:17,755
‫با شرایط کار شکار باسن؟

741
00:39:17,855 --> 00:39:18,972
‫درسته.

742
00:39:19,056 --> 00:39:20,674
‫گزارش شکار اخیرت رو بده.

743
00:39:20,758 --> 00:39:23,761
‫در واقع، آخرین هدف رو گرفتم.

744
00:39:23,861 --> 00:39:25,979
‫ردیابیشون خیلی دشوار بود.

745
00:39:26,063 --> 00:39:27,648
‫این موجودات حیله‌گرن.

746
00:39:27,732 --> 00:39:31,068
‫شکار باسن... عین شطرنج می‌مونه...

747
00:39:35,206 --> 00:39:36,273
‫عین بازی «یاتزی» نیست.

748
00:39:36,374 --> 00:39:38,275
‫ردیابیش واسه چی دشوار بود؟

749
00:39:38,376 --> 00:39:39,876
‫رفتارش عین بقیه نبود.

750
00:39:40,678 --> 00:39:41,746
‫انگار مریض بود.

751
00:39:42,880 --> 00:39:44,415
‫احتمالا آلوده شده باشه.

752
00:39:44,515 --> 00:39:46,500
‫منجمدش کردم
‫که بتونم حملش کنم.

753
00:39:46,584 --> 00:39:49,336
‫ظاهرا تو سرما بی‌حرکت می‌شه.

754
00:39:49,420 --> 00:39:51,570
‫ولی اصلا اشتباه نکنین، نمرده.

755
00:39:52,623 --> 00:39:54,759
‫حداقل کاملا نمرده.

756
00:39:54,859 --> 00:39:55,960
‫پس یعنی زامبیه.

757
00:39:56,060 --> 00:39:57,210
‫زامبی دیگه چیه؟

758
00:39:57,294 --> 00:39:58,879
‫واقعا نمی‌دونی زامبی چیه؟

759
00:39:58,963 --> 00:40:01,132
‫من مهارت‌های به خصوص خودم رو دارم.

760
00:40:01,232 --> 00:40:04,332
‫- خیلی‌خب.
‫- اطلاعاتتون با اطلاعات خودمون همخونی داره.

761
00:40:05,970 --> 00:40:07,605
‫مأمور، اِم...

762
00:40:07,750 --> 00:40:08,638
‫[برین به درک گلوتیوس‌ها]

763
00:40:08,639 --> 00:40:09,623
‫«باسن‌یاب.»

764
00:40:09,707 --> 00:40:10,474
‫«باسن‌یاب.»

765
00:40:10,574 --> 00:40:11,776
‫ممنون.

766
00:40:11,876 --> 00:40:13,778
‫اداره بابت زحماتت ازت ممنونه.

767
00:40:18,249 --> 00:40:20,701
‫- ویک.
‫- چیه؟

768
00:40:20,785 --> 00:40:23,036
‫مأموران واقعی «اداره امور عادی» کجان؟

769
00:40:24,255 --> 00:40:25,956
‫من قرار رو در خفا
‫یه ساعت جلو انداختم.

770
00:40:26,056 --> 00:40:27,491
‫یه ساعت دیرتر از ما می‌رسن.

771
00:40:27,591 --> 00:40:30,494
‫خیلی‌خب، ولی این «باسن‌خراب»
‫چهل و پنج دقیقه دیر کرد.

772
00:40:31,729 --> 00:40:32,630
‫دیگه باید بجنبیم.

773
00:40:40,738 --> 00:40:42,388
‫فرض می‌کنم دستمزدم رو آورده باشین.

774
00:40:42,807 --> 00:40:43,890
‫به حسابت می‌ریزیم.

775
00:40:43,974 --> 00:40:44,942
‫با بیت‌کوین می‌ریزیم.

776
00:40:49,747 --> 00:40:50,981
‫- مرسی.
‫- خواهش.

777
00:40:56,187 --> 00:40:59,190
‫یعنی این آخرین باسنه دیگه؟

778
00:40:59,290 --> 00:41:00,774
‫کدوممون شکارچی باسنه؟

779
00:41:00,858 --> 00:41:02,326
‫من یا شما؟

780
00:41:02,426 --> 00:41:03,877
‫هیچ باسن دیگه‌ای
‫هم علائم بیماری نداشت؟

781
00:41:03,961 --> 00:41:05,329
‫فقط همین بود؟

782
00:41:06,363 --> 00:41:07,665
‫به سلامت رفیق.

783
00:41:10,100 --> 00:41:11,051
‫نذار کسی...

784
00:41:11,135 --> 00:41:12,635
‫بزنه لای پات.

785
00:41:16,807 --> 00:41:19,025
‫دلم الان خیلی واسه تجهیزاتت...

786
00:41:19,109 --> 00:41:23,430
‫تنگ شده مأمور ولف‌من تخمی.

787
00:41:23,514 --> 00:41:25,399
‫قدرت فوق‌بشری خودت
‫علاوه بر غر زدن...

788
00:41:25,483 --> 00:41:26,466
‫چی بود جین؟

789
00:41:27,952 --> 00:41:29,403
‫فلیت، خودم می‌دونم
‫اصلا ازت درخواستی نمی‌کنم،

790
00:41:29,487 --> 00:41:30,737
‫ولی خواهش می‌کنم به گام نده.

791
00:41:41,850 --> 00:41:43,750
‫[۲۰۱۹]
‫[پرورشگاه مورچه]

792
00:41:49,673 --> 00:41:52,710
‫توجه کنین، باسن‌ها فرار کردن.

793
00:42:02,086 --> 00:42:03,837
‫توجه کنین، باسن‌ها فرار کردن.

794
00:42:03,921 --> 00:42:05,890
‫کیرم توش!

795
00:42:06,590 --> 00:42:08,092
‫این دیگه چه کسشعریه؟

796
00:42:08,192 --> 00:42:09,226
‫وای، کیرم توش!

797
00:42:09,326 --> 00:42:11,076
‫کیرم توش، کیرم توش، کیرم توش، کیرم توش!

798
00:42:11,762 --> 00:42:14,347
‫توجه کنین، باسن‌ها فرار کردن.

799
00:42:15,900 --> 00:42:17,651
‫واسه چی هنوز اینجا موندی؟

800
00:42:17,735 --> 00:42:20,635
‫باید تا سم‌پاش‌ها نرسیدن،
‫بریم طبقه همکف.

801
00:42:21,772 --> 00:42:22,689
‫سم‌پاش؟

802
00:42:25,376 --> 00:42:28,195
‫توجه کنین، باسن‌ها فرار کردن.

803
00:42:50,768 --> 00:42:51,868
‫نیکولاس؟

804
00:43:15,759 --> 00:43:18,411
‫تونستی دوستت رو پیدا کنی؟

805
00:43:21,665 --> 00:43:23,615
‫جواب سوالت رو گرفتی؟

806
00:43:24,969 --> 00:43:28,221
‫بابا جون اومده خونه گه‌خورها!

807
00:43:28,305 --> 00:43:29,723
‫تموم شد.

808
00:43:29,807 --> 00:43:31,925
‫من و کلیف درن جونز رو پیدا کردیم
‫و به خدمتش رسیدیم.

809
00:43:33,277 --> 00:43:34,694
‫عوضی حتی مقاومت هم نکرد.

810
00:43:34,778 --> 00:43:36,447
‫تبریک می‌گم.

811
00:43:42,853 --> 00:43:45,689
‫خیلی‌خب، اِم، واسه چی این‌قدر ناراحتین؟

812
00:43:45,789 --> 00:43:47,240
‫موفق شدیم. مأموریت انجام شد.

813
00:43:47,324 --> 00:43:48,492
‫دنیا رو نجات دادیم.

814
00:43:48,592 --> 00:43:49,760
‫نه‌خیر، هنوز ندادیم.

815
00:43:50,861 --> 00:43:51,762
‫نه‌خیر.

816
00:43:58,969 --> 00:44:00,453
‫بعد از این که شما دوتا فرار کردین،

817
00:44:00,537 --> 00:44:01,955
‫من اسناد اداره رو هک کردم.

818
00:44:02,039 --> 00:44:03,690
‫یه باسن زامبی دیگه هم بود...

819
00:44:03,774 --> 00:44:05,458
‫که هیچ‌کدوممون
‫اصلا در نظر نگرفته بودیم.

820
00:44:05,542 --> 00:44:06,543
‫آره.

821
00:44:06,644 --> 00:44:07,845
‫مأمور مخفی شدیم...

822
00:44:07,945 --> 00:44:09,896
‫و از بغل گوششون دزدیدیمش.

823
00:44:09,980 --> 00:44:11,231
‫ولی مرسی که دعوتمون کردین.

824
00:44:11,315 --> 00:44:12,799
‫احسنت.

825
00:44:12,883 --> 00:44:14,551
‫ببینین، وقتی بذاریم این گروه...

826
00:44:14,652 --> 00:44:16,436
‫خودمختار باشه و هر کی...

827
00:44:16,520 --> 00:44:18,772
‫واسه خودش تصمیم بگیره،
‫این‌جوری می‌شه.

828
00:44:18,856 --> 00:44:20,224
‫می‌دونین چیه؟

829
00:44:20,324 --> 00:44:22,526
‫همه‌مون لایق یه ستاره طلایی هستیم.

830
00:44:22,626 --> 00:44:25,529
‫من واسه ستاره طلایی
‫چنین کاری نکردم.

831
00:44:25,629 --> 00:44:26,947
‫خب حالا، مأموریت انجام شد.

832
00:44:27,031 --> 00:44:29,133
‫این آخرین باسن زامبیه.

833
00:44:30,400 --> 00:44:32,750
‫[تعداد مأموریت‌های موفقیت‌آمیز: هشت]

834
00:44:33,404 --> 00:44:34,954
‫مطمئنم خودتون دوتایی از پسش بر میاین.

835
00:44:37,875 --> 00:44:38,959
‫خب، کلیف، اِم،

836
00:44:39,043 --> 00:44:41,294
‫می‌تونی به خدمت دومین باسن برسی؟

837
00:44:41,378 --> 00:44:43,914
‫با منی؟ بکشمش؟

838
00:44:44,014 --> 00:44:45,749
‫- با کمال میل.
‫- خیلی‌خب، چه عالی.

839
00:44:52,022 --> 00:44:53,473
‫ببینیم چی داریم.

840
00:45:03,333 --> 00:45:06,770
‫وای، متأسفم کوچولو.

841
00:45:14,278 --> 00:45:15,345
‫باید یه دقیقه صبر کنم.

842
00:45:21,418 --> 00:45:22,953
‫امروز چیزی حس کردم.

843
00:45:24,888 --> 00:45:26,290
‫واقعا چیزی حس کردم.

844
00:45:26,390 --> 00:45:27,458
‫قسم می‌خورم.

845
00:45:27,558 --> 00:45:29,258
‫واسه اولین بار پس از مدت‌ها حس کردم.

846
00:45:30,794 --> 00:45:32,779
‫همیشه خیال می‌کردم
‫اگه باز هم فرصت حس کردن داشته باشم،

847
00:45:32,863 --> 00:45:34,798
‫اول از همه دست دخترم رو تو دستم حس می‌کنم.

848
00:45:34,898 --> 00:45:36,383
‫شاید هم نوه‌ام رو تو بغلم حس کنم...

849
00:45:36,467 --> 00:45:38,302
‫و کمکش کنم سکسکه‌اش تموم بشه.

850
00:45:38,402 --> 00:45:39,719
‫اون‌جوری قشنگ می‌شد.

851
00:45:39,803 --> 00:45:40,804
‫ولی به جاش،

852
00:45:40,904 --> 00:45:42,473
‫خرد شدن جمجمه کسی رو...

853
00:45:42,573 --> 00:45:44,157
‫عین گریپ‌فروت کف دستم حس کردم.

854
00:45:44,241 --> 00:45:45,709
‫پوست سفت...

855
00:45:46,877 --> 00:45:48,412
‫و اجزای چندش داخلش رو حس کردم.

856
00:45:49,646 --> 00:45:51,398
‫همه‌چی رو حس کردم.

857
00:45:51,482 --> 00:45:52,649
‫خونش سرد بود.

858
00:45:53,951 --> 00:45:56,053
‫لابد واسه این بود
‫که خودش به عبارتی...

859
00:45:56,987 --> 00:45:58,055
‫از قبل مرده بود.

860
00:46:00,157 --> 00:46:01,325
‫چشم‌هاش...

861
00:46:03,927 --> 00:46:07,264
‫حس می‌کردم چشم‌هاش هنوز گرما دارن.

862
00:46:15,239 --> 00:46:16,589
‫باید یه دقیقه صبر کنم.

863
00:46:45,000 --> 00:47:00,000
‫مترجم: «کیارش نعمت گرگانی»
‫در تلگرام: realKiarashNg@

864
00:47:12,000 --> 00:47:14,600
‫[دریک: جدی گفته بودی دور هم جمع بشیم؟
‫یه سریمون جمعه می‌ریم پاتوق همیشگی.]

865
00:47:27,650 --> 00:47:30,100
‫[به دریک: همین الان معلوم شد
‫آخر هفته بیکارم.]

866
00:47:33,717 --> 00:47:36,267
‫می‌خوای راجع به چی صحبت کنیم؟

867
00:47:36,753 --> 00:47:38,003
‫چند وقته که دارم فکر می‌کنم،

868
00:47:39,022 --> 00:47:41,558
‫خب، بیشتر دارم کنجکاوی به خرج می‌دم.

869
00:47:41,658 --> 00:47:44,027
‫اصلا «زیرزمین» قراره چی باشه؟

870
00:47:44,928 --> 00:47:46,146
‫به چه دردی می‌خوره؟

871
00:47:46,230 --> 00:47:47,614
‫یعنی هدفش چیه؟

872
00:47:47,698 --> 00:47:49,766
‫آره! هدفش رو می‌گم.

873
00:47:49,867 --> 00:47:52,352
‫هدف «زیرزمین» چیه؟

874
00:47:52,436 --> 00:47:54,020
‫کلی شخصیت متفاوت اونجا هست.

875
00:47:54,104 --> 00:47:55,321
‫قبلا می‌دونستم،

876
00:47:55,405 --> 00:47:57,608
‫کل شخصیت‌ها همیشه می‌گفتن...

877
00:47:57,708 --> 00:47:58,842
‫یه هدف بیشتر ندارن،

878
00:47:59,776 --> 00:48:00,944
‫اون هم محافظت از منه.

879
00:48:01,044 --> 00:48:02,544
‫خب، ازت محافظت می‌کنن دیگه، مگه نه؟

880
00:48:06,049 --> 00:48:07,167
‫شاید بکنن.

881
00:48:07,251 --> 00:48:08,385
‫نمی‌دونم.

882
00:48:09,219 --> 00:48:10,870
‫یه چیزی عوض شده.

883
00:48:10,954 --> 00:48:14,007
‫گمون نکنم دیگه نیاز داشته باشم
‫که چنین هدفی داشته باشن.

884
00:48:14,091 --> 00:48:16,293
‫به نظرم هدف جدیدی لازم دارن.

885
00:48:16,393 --> 00:48:18,262
‫وگرنه، همه‌شون گم‌گشته می‌شن.

886
00:48:18,362 --> 00:48:20,280
‫یعنی چی که گم‌گشته می‌شن؟

887
00:48:20,364 --> 00:48:21,365
‫نمی‌دونم.

888
00:48:23,300 --> 00:48:25,850
‫گمون کنم خودشون باید بفهمن.

889
00:48:26,970 --> 00:48:28,972
‫هدف جدید؟

890
00:48:29,072 --> 00:48:31,457
‫اگه هدفم محافظت از تو نیست،
‫پس چه کسشعریه؟

891
00:48:31,541 --> 00:48:34,194
‫جین می‌دونه چه هدفی داره؟

892
00:48:34,278 --> 00:48:35,646
‫ازم مراقبت می‌کنه.

893
00:48:37,581 --> 00:48:41,084
‫هنوز خیال می‌کنه هدفش محافظت از منه.

894
00:48:42,753 --> 00:48:44,221
‫احساس گم‌گشتگی بهش دست داده.

895
00:48:45,555 --> 00:48:47,157
‫ولی درست می‌شه.

896
00:48:47,257 --> 00:48:50,060
‫اگه جین نتونه قطعات رو کنار هم بذاره،
‫هیچ‌کس نمی‌تونه.

897
00:48:50,800 --> 00:48:56,800
 

898
00:48:57,000 --> 00:49:03,000
 

899
00:49:03,900 --> 00:49:05,800
‫[زمان حال]

900
00:49:08,779 --> 00:49:10,914
‫♪ همه‌شون می‌خندن. ♪

901
00:49:13,750 --> 00:49:15,568
‫♪ با لباس‌های راحتشون لم می‌دن... ♪

902
00:49:17,020 --> 00:49:20,257
‫♪ و واسه خودشون... ♪

903
00:49:22,292 --> 00:49:24,528
‫♪ برنامه چاشت می‌ریزن. ♪

904
00:49:29,333 --> 00:49:31,335
‫♪ می‌رن باشگاه، ♪

905
00:49:32,502 --> 00:49:35,038
‫♪ بعدش می‌رن لباس پرو کنن، ♪

906
00:49:35,138 --> 00:49:37,040
‫♪ مدعی می‌شن چاقن... ♪

907
00:49:40,377 --> 00:49:43,013
‫♪ و خیلی ناراحت می‌شن، ♪

908
00:49:44,181 --> 00:49:46,383
‫♪ آخه کلی نشسته بودن... ♪

909
00:49:47,517 --> 00:49:49,619
‫♪ و کلاه انتخاب می‌کردن. ♪

910
00:49:51,621 --> 00:49:54,558
‫♪ اصلا هنوز هم ملت کلاه می‌ذارن؟ ♪

911
00:49:54,658 --> 00:49:57,194
‫♪ به سلامتی خودشون. ♪

912
00:49:57,294 --> 00:50:00,446
‫- ♪ به سلامتی خودشون. ♪
‫- ♪ به سلامتی خودشون. ♪

913
00:50:00,530 --> 00:50:03,700
‫♪ به سلامتی دخترانی که زرنگ می‌مونن. ♪

914
00:50:03,800 --> 00:50:04,784
‫♪ خیلی بامزه‌ان، مگه نه؟ ♪

