﻿1
00:00:17,363 --> 00:00:22,363
‫ترجمه از حسین رضایی
<font color=Red>‫  H o s s e i n T L </font>

2
00:00:33,280 --> 00:00:34,320
‫آهای؟

3
00:00:56,320 --> 00:00:58,920
‫[عمر: کجایی؟]

4
00:01:20,280 --> 00:01:22,240
‫هکتور. هی، منو ببین

5
00:01:22,320 --> 00:01:23,880
‫منو ببین. هکتور

6
00:01:24,400 --> 00:01:26,200
‫نفس بکش. آروم باش، خب؟

7
00:01:26,280 --> 00:01:29,000
‫- مطمئنی هیچی یادت نمیاد؟
‫- گفتم که نه

8
00:01:30,680 --> 00:01:32,520
‫جفتمون مستِ پاره بودیم

9
00:01:33,720 --> 00:01:34,960
‫سکس کردیم

10
00:01:36,480 --> 00:01:38,200
‫و وقتی بیدار شدم...

11
00:01:41,080 --> 00:01:42,960
‫امی، من چیکار کردم؟

12
00:01:43,480 --> 00:01:49,160
‫[پیام جدید]

13
00:03:24,960 --> 00:03:28,760
‫لطفا در محدوده معین بمانید
‫تا برای بازجویی احضار شوید

14
00:03:35,160 --> 00:03:36,160
‫اون ایوان‌ـه!

15
00:03:36,800 --> 00:03:38,360
‫هی، ایوان‌ـه!

16
00:03:39,000 --> 00:03:40,680
‫بچه‌ها، لطفا

17
00:03:40,760 --> 00:03:42,200
‫اون دستگیر شده؟

18
00:03:42,280 --> 00:03:43,560
‫منظورت چیه؟ ایوان؟

19
00:03:43,640 --> 00:03:45,200
‫- وایسا!
‫- ایوان کجاست؟

20
00:03:45,280 --> 00:03:46,760
‫- واینمیستم
‫- لطفا!

21
00:03:46,840 --> 00:03:50,000
‫می‌خوام بغلش کنم. اون دوستمه.
‫باید پیشش باشم، لطفا!

22
00:03:50,080 --> 00:03:51,600
‫یکی اون در رو ببنده

23
00:03:51,680 --> 00:03:54,800
‫می‌خوام رد شم.
‫ولم کن میگم لعنتی!

24
00:03:57,760 --> 00:03:59,280
‫دیگه برای عمر زیادی سخته

25
00:03:59,360 --> 00:04:01,200
‫هر کسی جاش بود براش سخت بود

26
00:04:01,280 --> 00:04:02,800
‫ولی برای اون دیگه...

27
00:04:02,880 --> 00:04:05,040
‫تازه اونم بعد از اون کتک‌کاری و اینا

28
00:04:05,720 --> 00:04:08,320
‫مطمئنم این کارشون غیرقانونیه

29
00:04:08,400 --> 00:04:10,480
‫نمی‌تونن مثل خوک ما رو اینجا
‫حبس کنن!

30
00:04:10,560 --> 00:04:13,800
‫به تخمشونم نیست

31
00:04:15,320 --> 00:04:16,840
‫حرف خوک شد

32
00:04:16,920 --> 00:04:18,560
‫اُویدیو مارتل!

33
00:04:19,840 --> 00:04:22,600
‫نمی‌دونم چرا دارن بازجویی می‌کنن

34
00:04:22,680 --> 00:04:23,920
‫ایوان و دالمار رو که گرفتن

35
00:04:24,000 --> 00:04:25,880
‫برای پیدا کردن قاتل

36
00:04:25,960 --> 00:04:28,040
‫شاید به اندازه تو مطمئن نیستن

37
00:04:28,120 --> 00:04:30,640
‫- امکان نداره کار اون دو تا باشه
‫- آره، نبوده

38
00:04:30,720 --> 00:04:34,120
‫من و نیکو دیدیم که داشتن
‫با همدیگه می‌رفتن جول رو ببینن

39
00:04:34,200 --> 00:04:35,360
‫مگه نه نیکو؟

40
00:04:38,200 --> 00:04:39,200
‫چی شده پسرعمه؟

41
00:04:41,920 --> 00:04:42,920
‫نیکو؟

42
00:04:44,480 --> 00:04:45,840
‫ها؟ آره، آره، آره

43
00:04:57,920 --> 00:05:00,400
‫تا حالا اونو ندیدم. باور کنین

44
00:05:01,440 --> 00:05:02,560
‫مطمئنی؟

45
00:05:03,280 --> 00:05:05,720
‫دالمار، مطمئنی؟

46
00:05:22,520 --> 00:05:25,720
‫اگه کار تو نبوده، پس دیگه
‫کی انگیزه کشتنش رو داشته؟

47
00:05:30,360 --> 00:05:31,360
‫اریک و کلویی

48
00:05:54,640 --> 00:05:55,640
‫نیکو

49
00:05:59,600 --> 00:06:02,680
‫چرا مجبورشون کردی زود ترخیصت کنن؟

50
00:06:04,080 --> 00:06:07,000
‫می‌خواستم اینجا خوب بشم.
‫پیش دوستام

51
00:06:07,080 --> 00:06:08,720
‫خب به خودت فشار نیار

52
00:06:08,800 --> 00:06:10,480
‫سونیا، اونا بی‌گناهن

53
00:06:11,240 --> 00:06:14,080
‫کار ایوان و دالمار نبوده

54
00:06:14,160 --> 00:06:16,480
‫معلومه که کار اونا نبوده عزیزم.
‫خودمون می‌دونیم

55
00:06:16,560 --> 00:06:18,320
‫منم نمیگم گناهکارن

56
00:06:18,840 --> 00:06:21,440
‫ولی اینکه سه تاشون با هم پیدا شدن
‫یکم مشکوکه

57
00:06:21,520 --> 00:06:23,560
‫جول مرده و اون دو تای دیگه
‫خونی بودن

58
00:06:23,640 --> 00:06:25,040
‫- دهنت رو ببند
‫- بسه. کافیه

59
00:06:25,120 --> 00:06:26,360
‫هی، آروم باش

60
00:06:26,440 --> 00:06:27,840
‫نمی‌تونی من رو به شک بندازی

61
00:06:28,360 --> 00:06:29,680
‫الانشم به شک افتادی

62
00:06:29,760 --> 00:06:31,040
‫سارا، چه گوهی داری می‌خوری؟

63
00:06:31,120 --> 00:06:34,040
‫- Untranslated Line -

64
00:06:41,360 --> 00:06:43,840
‫- تف توش!
‫- چی شده؟

65
00:06:44,680 --> 00:06:47,960
‫- کانون دانش‌آموختگان. هکتور و امیلیا
‫- خب؟

66
00:06:48,040 --> 00:06:49,440
‫- زیر سر اوناست
‫- ها؟

67
00:06:49,520 --> 00:06:50,560
‫چی زیر سر اوناست؟

68
00:06:50,640 --> 00:06:53,200
‫- نمی‌فهمیم چی میگی. درست بنال
‫- چی شده؟

69
00:06:53,760 --> 00:06:55,880
‫- اونا بهم حمله کردن. کار اوناست
‫- چی؟

70
00:06:55,960 --> 00:06:57,960
‫- یعنی چی؟
‫- اونا و گنگشون

71
00:06:58,040 --> 00:07:01,080
‫دهنشون رو سرویس می‌کنم.
‫خب چرا داری الان بهمون میگی؟

72
00:07:01,160 --> 00:07:02,840
‫- کسخلمون کردی؟
‫- وای خدا

73
00:07:02,920 --> 00:07:04,560
‫هکتور همه فکر و ذکرش جول بود

74
00:07:04,640 --> 00:07:07,760
‫من مانعش شدم و سربه‌سرش گذاشتم

75
00:07:07,840 --> 00:07:10,440
‫برای همین یه جورایی خودم
‫رو دشمن شماره یکشون کردم

76
00:07:10,520 --> 00:07:12,360
‫تازه مسلمون هم هستم

77
00:07:12,440 --> 00:07:14,280
‫چرا به پلیس نگفتی؟

78
00:07:14,360 --> 00:07:16,480
‫چون اینجوری کارآموزی نادیا رو ازش می‌گیرن

79
00:07:16,560 --> 00:07:18,720
‫از طریق کانون کارآموزی گرفته

80
00:07:18,800 --> 00:07:21,960
‫اون نازی‌ها با یه تماس
‫می‌تونن همه‌چی رو خراب کنن

81
00:07:22,040 --> 00:07:24,760
‫نه، نه، نه.
‫اینجوری نمیشه. ما نمی‌ذاریم

82
00:07:25,960 --> 00:07:27,160
‫من برم دستشویی

83
00:07:29,640 --> 00:07:31,400
‫دیدم چاقوی جیبیت دست پلیسه

84
00:07:31,480 --> 00:07:33,000
‫دست از سرم بردار نیکو

85
00:07:33,080 --> 00:07:35,640
‫می‌خوام بدونم چجوری بعنوان
‫آلت قتاله توقیف شده

86
00:07:35,720 --> 00:07:38,280
‫- من هیچی نمی‌دونم!
‫- نمی‌دونی؟ تو هیچی نمی‌دونی؟

87
00:07:38,360 --> 00:07:40,416
‫خودش پا درآورده از خونه‌مون اومده مدرسه؟

88
00:07:40,440 --> 00:07:42,520
‫منظورت اینه؟

89
00:07:45,680 --> 00:07:49,000
‫حاجی، اگه من بودم صد درصد
‫باور می‌کردم که تو بی‌گناهی

90
00:07:49,600 --> 00:07:51,440
‫واقعا دردناکه که تو بهم اعتماد نداری

91
00:07:51,480 --> 00:07:52,760
‫و اعتمادم یه طرفه‌ست

92
00:07:52,840 --> 00:07:54,720
‫ولی بهت اعتماد دارم رفیق. جدی میگم

93
00:07:55,520 --> 00:07:57,000
‫معلومه که باور می‌کنم بی‌گناهی

94
00:07:57,080 --> 00:07:58,960
‫ولی اینم می‌دونم که طبق معمول
‫داری مخفی‌کاری می‌کنی

95
00:07:59,000 --> 00:08:00,880
‫سلاح تو اینجاست و بنظرم
‫خودتم دلیلش رو می‌دونی

96
00:08:00,960 --> 00:08:04,200
‫ولی هیچی بهم نمیگی.
‫داری ازم مخفی می‌کنی

97
00:08:04,280 --> 00:08:05,680
‫خواهش می‌کنم

98
00:08:12,040 --> 00:08:13,040
‫خیلی‌خب ببین

99
00:08:13,080 --> 00:08:15,320
‫جول داشت با یه ویدیو
‫از مادر کلویی باج می‌گرفت

100
00:08:16,160 --> 00:08:19,560
‫منم خواستم بترسونمش.
‫ولی همین. فقط خواستم بترسونمش!

101
00:08:19,640 --> 00:08:21,720
‫می‌دونستم!
‫می‌دونستم پای اونم وسطه

102
00:08:21,800 --> 00:08:23,520
‫تقصیر اون نبود.
‫فکر خودم بود

103
00:08:23,600 --> 00:08:24,680
‫ولی بخاطر کلویی انجامش دادی

104
00:08:35,440 --> 00:08:36,640
‫ویدیوی چی؟

105
00:08:36,720 --> 00:08:40,040
‫ویدیوی اینکه مامان کلویی
‫رائول رو کشته

106
00:08:42,960 --> 00:08:45,000
‫حرومزاده!

107
00:08:45,080 --> 00:08:46,240
‫هی! هی!

108
00:08:46,320 --> 00:08:49,120
‫- هی! ولش کن! ولش کن!
‫- بسه میگم!

109
00:08:49,200 --> 00:08:51,720
‫راحتمون بذارین آشغال‌ها! بسه!

110
00:08:51,800 --> 00:08:53,320
‫تو و مادرت یه روز دیگه وقت دارین

111
00:08:53,400 --> 00:08:55,280
‫- من می‌کشمت!
‫- بریم

112
00:08:56,520 --> 00:08:57,680
‫کجا این اتفاق افتاد؟

113
00:08:57,760 --> 00:09:01,720
‫توی مهمونی محرمانه‌ی کانون

114
00:09:04,560 --> 00:09:05,560
‫چی؟

115
00:09:06,400 --> 00:09:07,600
‫یه...

116
00:09:08,960 --> 00:09:11,840
‫یه مهمونی بود که کانون
‫توی کلاب برگزار کرد

117
00:09:12,840 --> 00:09:15,200
‫کلویی عضوشه، و جول هم...

118
00:09:17,320 --> 00:09:18,440
‫جول هم بود

119
00:09:31,240 --> 00:09:32,480
‫لبخندت واسه چیه؟

120
00:09:32,560 --> 00:09:33,680
‫هیچی

121
00:09:39,440 --> 00:09:40,440
‫دوستت دارم

122
00:09:45,440 --> 00:09:47,600
‫ای هکتور

123
00:09:48,400 --> 00:09:49,600
‫به چی می‌خندی؟

124
00:09:50,560 --> 00:09:53,080
‫من فقط باهات سکس می‌کنم
‫که چیزی که می‌خوام رو ازت بگیرم

125
00:10:22,640 --> 00:10:24,000
‫حالت خوبه؟

126
00:10:24,960 --> 00:10:27,360
‫نه. معلومه که نه

127
00:10:27,440 --> 00:10:29,000
‫کار تو نبوده

128
00:10:29,080 --> 00:10:31,400
‫حتی اگه چت هم بودی
‫بازم یادت می‌موند

129
00:10:34,760 --> 00:10:36,400
‫پلیس اومده ازمون بازجویی کنه؟

130
00:10:36,480 --> 00:10:37,720
‫خیلی‌خب. تو اینجا بمون

131
00:10:37,800 --> 00:10:41,840
‫با این سر و وضع انگار داری داد می‌زنی
‫که «کار من بوده»

132
00:11:01,960 --> 00:11:04,720
‫سلام! بیلبائو چطور بود؟ خفنه، نه؟

133
00:11:04,800 --> 00:11:06,400
‫ببند دهنت رو!

134
00:11:07,200 --> 00:11:08,400
‫کار شما دو تا بوده

135
00:11:08,480 --> 00:11:11,800
‫اینکه زدیم صافت کردیم؟
‫آره. خودمم در جریانم

136
00:11:11,880 --> 00:11:14,360
‫منظورم جول‌ـه سلیطه

137
00:11:14,440 --> 00:11:16,640
‫ما؟ امکان نداره عزیزم

138
00:11:17,120 --> 00:11:18,840
‫برادرم عاشقش بود

139
00:11:18,920 --> 00:11:20,960
‫من بهش نمیگم عشق.
‫بیشتر جنون بود

140
00:11:21,560 --> 00:11:22,960
‫- همون نیست؟
‫- و تو ازش متنفر بودی

141
00:11:23,040 --> 00:11:25,400
‫لیاقت تنفر من رو نداشت

142
00:11:25,920 --> 00:11:26,960
‫بهش بی‌تفاوت بودم

143
00:11:27,040 --> 00:11:29,640
‫نسبت به همه‌تون بی‌تفاوتم
‫ولی نکشتمتون

144
00:11:29,720 --> 00:11:32,960
‫شرمنده. جای اشتباهی اومدی

145
00:11:33,040 --> 00:11:34,720
‫بازم بگرد عزیزم. بای

146
00:11:36,080 --> 00:11:37,840
‫تا وقتی جفتتون نیفتین زندان دست برنمی‌دارم

147
00:11:39,280 --> 00:11:41,720
‫که بتونم برم ملاقات رفیقت دالمار؟

148
00:11:42,320 --> 00:11:44,960
‫شوخی کردم. شاید یکی از قبیله‌ش بیاد پیشش

149
00:11:45,040 --> 00:11:47,480
‫بنظر من که باید بذارن
‫تو همون زندان بپوسه

150
00:11:47,560 --> 00:11:49,960
‫به جرم قتل.
‫چون اون یارو قاتله

151
00:11:50,040 --> 00:11:51,720
‫تو نمی‌فهمی چون دوستته

152
00:11:51,800 --> 00:11:53,960
‫واقعا چجوری می‌تونی انقدر آدم بدی باشی؟

153
00:11:54,040 --> 00:11:55,840
‫می‌دونستی که جول جنده بود؟

154
00:11:55,920 --> 00:11:58,400
‫البته که نمی‌دونستی.
‫توی یه بُعد دیگه بودی

155
00:11:58,480 --> 00:11:59,480
‫منظورت چیه؟

156
00:11:59,520 --> 00:12:01,440
‫عالیه

157
00:12:01,520 --> 00:12:04,880
‫آره. آره. اون جنده بود.
‫تن‌فروشی می‌کرد

158
00:12:04,960 --> 00:12:06,400
‫دالمار هم باهاش کار می‌کرد

159
00:12:07,000 --> 00:12:08,840
‫البته اگه بشه بهش گفت کار

160
00:12:08,920 --> 00:12:12,200
‫- نه، دروغ میگی
‫- از کلویی بپرس مثلا

161
00:12:12,280 --> 00:12:13,640
‫یا هر عضو کانونی

162
00:12:14,280 --> 00:12:15,960
‫شاید جول به ایوان گفته باشه

163
00:12:16,720 --> 00:12:17,760
‫از ایوان بپرس

164
00:12:18,800 --> 00:12:19,960
‫دروغ نمیگم علاءالدین

165
00:12:20,480 --> 00:12:22,080
‫جول جنده بود

166
00:12:22,160 --> 00:12:23,480
‫دالمار هم جنده بود

167
00:12:23,560 --> 00:12:26,520
‫و تو حرفه‌ی اونا خشونت زیاد پیش میاد

168
00:12:27,080 --> 00:12:28,240
‫می‌دونی دیگه

169
00:12:28,320 --> 00:12:31,840
‫پول، مواد، سکس، حسادت سر مشتری

170
00:12:31,920 --> 00:12:33,880
‫سیاهه حتما زده به سرش

171
00:12:33,960 --> 00:12:36,400
‫و جول رو بدرود گفته

172
00:12:38,480 --> 00:12:41,080
‫پذیرش اینکه آدمایی که دوستشون داریم
‫نه‌تنها بی‌نقص نیستن

173
00:12:41,160 --> 00:12:45,280
‫بلکه عمیقاً فاسد هم هستن
‫بخشی از زندگیه عشقم

174
00:12:47,120 --> 00:12:48,200
‫بای

175
00:12:58,760 --> 00:13:02,160
‫باید تا می‌تونیم دانش‌آموزها رو
‫برای دفاع از ایوان جمع کنیم

176
00:13:02,240 --> 00:13:03,360
‫دالمار چی؟

177
00:13:03,440 --> 00:13:04,720
‫کسی نمی‌دونه اون کیه

178
00:13:04,800 --> 00:13:07,640
‫همه ایوان رو می‌شناسن.
‫می‌تونیم حداقل یکی‌شون رو نجات بدیم

179
00:13:07,720 --> 00:13:10,240
‫- می‌خوای دوست و سرمایه‌گذارت رو نجات بدی؟
‫- عشقم

180
00:13:10,320 --> 00:13:13,160
‫واقعا نمی‌خوام دعوا کنم.
‫علاقه‌ای ندارم

181
00:13:14,080 --> 00:13:15,440
‫هر چی بیشتر بهتر

182
00:13:15,520 --> 00:13:17,680
‫تو فالوورهای خودت رو بسیج کن.
‫منم مال خودم رو

183
00:13:17,760 --> 00:13:19,120
‫باشه

184
00:13:19,720 --> 00:13:22,680
‫همین الان استوری بذار. زودباش

185
00:13:24,920 --> 00:13:26,560
‫- گندش بزنن
‫- چیه؟

186
00:13:26,640 --> 00:13:28,440
‫فکر کنم گوشیم همراهم نیست

187
00:13:28,520 --> 00:13:30,240
‫چرا گوشیت نیست؟ کجاست؟

188
00:13:30,320 --> 00:13:33,160
‫نمی‌دونم.
‫حتما گمش کردم و اینا

189
00:13:33,240 --> 00:13:35,440
‫نمی‌خوای کمک کنی؟
‫داستان چیه؟

190
00:13:35,520 --> 00:13:37,400
‫می‌خوام ولی نمی‌دونم گوشیم کجا رفته

191
00:13:37,480 --> 00:13:39,000
‫حتما تو پارتی جا گذاشتمش یا...

192
00:13:39,080 --> 00:13:41,800
‫- باشه، باشه، باشه!
‫- نمی‌دونم. آروم باش

193
00:13:46,720 --> 00:13:51,160
‫جول و ایوان واقعا همدیگه رو دوست داشتن.
‫امکان نداره کار اونا باشه

194
00:13:51,240 --> 00:13:54,480
‫ایوان هرگز به کسی آسیب نمی‌زنه.
‫تازه اونم کسی که دوستش داشته

195
00:13:54,560 --> 00:13:56,120
‫ایوان رو آزاد کنین

196
00:13:56,200 --> 00:13:58,560
‫اون به معنای واقعی بهترین آدم روی زمینه

197
00:13:58,640 --> 00:14:00,240
‫امکان نداره کار اون باشه

198
00:14:00,320 --> 00:14:02,880
‫جول دوست‌پسرش بود.
‫با همدیگه برای زندگی‌شون برنامه داشتن

199
00:14:02,960 --> 00:14:05,080
‫قبول کنین که آدم اشتباهی رو گرفتین

200
00:14:06,480 --> 00:14:10,080
‫وقتی پلیس ازمون بازجویی کرد،
‫فقط بگو که کل شب تو خونه بودیم

201
00:14:10,160 --> 00:14:13,000
‫امی، اگه من نکشتمش پس کی کشته؟

202
00:14:13,080 --> 00:14:15,320
‫نمی‌دونم. به تخمم هم نیست

203
00:14:15,400 --> 00:14:18,400
‫میشه به خودت بیای حالا؟
‫جول توی کانون کشته شده

204
00:14:18,480 --> 00:14:22,520
‫باید از تمام مدارک و شواهد
‫و چیزای مشکوک و هر چیزی که

205
00:14:22,600 --> 00:14:24,160
‫چیزها رو به هم ربط بده خلاص شیم

206
00:14:24,240 --> 00:14:25,640
‫وگرنه بگای سگ میریم

207
00:14:28,640 --> 00:14:31,440
‫کمپین مجازی «ایوان را آزاد کنید» راه انداختن

208
00:14:31,960 --> 00:14:34,240
‫بیشتر دانش‌آموزها هم به نفعش شهادت میدن

209
00:14:34,960 --> 00:14:37,560
‫خب چیکار کنیم؟

210
00:14:38,200 --> 00:14:40,080
‫ما هم باید کمپین خودمون رو راه بندازیم

211
00:14:40,160 --> 00:14:41,160
‫هدف کی باشه؟

212
00:14:42,280 --> 00:14:43,720
‫- مهاجره؟
‫- کی؟

213
00:14:43,800 --> 00:14:46,400
‫یارو سیاهپوسته.
‫عمر عملا باورش شد

214
00:14:46,480 --> 00:14:48,320
‫و اگه اون باورش بشه،
‫بقیه هم باور می‌کنن

215
00:14:48,400 --> 00:14:50,040
‫مردم به یه شرور توی داستان نیاز دارن

216
00:14:50,120 --> 00:14:52,080
‫یه آدم خاص با یه اسم

217
00:14:52,160 --> 00:14:55,120
‫کسی که بدون شک
‫نقش گناهکار رو داشته باشه

218
00:14:55,200 --> 00:14:57,400
‫بتونن نفرتشون رو سمت اون سرازیر کنن

219
00:14:58,120 --> 00:15:00,080
‫کی بهتر از یه مهاجر غیرقانونی؟

220
00:15:15,080 --> 00:15:17,840
‫عمر؟ عمر، چی شده؟

221
00:15:19,640 --> 00:15:21,400
‫هی، چی شده؟

222
00:15:22,600 --> 00:15:23,640
‫چیزی نیست

223
00:15:25,560 --> 00:15:27,160
‫ولم کن. ول کن

224
00:15:28,200 --> 00:15:30,720
‫چرا هنوز اینجایی؟

225
00:15:39,400 --> 00:15:41,160
‫حس می‌کنم همش تقصیر منه

226
00:15:41,240 --> 00:15:43,080
‫عمر، تو توی کما بودی

227
00:15:43,720 --> 00:15:46,760
‫دقیقا مثل اتفاقی که برای سامو افتاد

228
00:15:47,480 --> 00:15:50,680
‫- چی؟
‫- می‌تونستم بیشتر مطلعش کنم

229
00:15:51,680 --> 00:15:54,840
‫گفتم که اینجا نابودش می‌کنه

230
00:15:56,160 --> 00:16:00,640
‫گفتم با دمخور شدن با قدرتمندها
‫و ثروتمندها هیپنوتیزمت می‌کنه

231
00:16:00,720 --> 00:16:02,760
‫و فکر می‌کنی از اونایی ولی نیستی

232
00:16:03,520 --> 00:16:06,240
‫و دیگه خودت رو گم می‌کنی،
‫نابود میشی

233
00:16:07,520 --> 00:16:09,800
‫لاس انسیناس نمی‌خواد ما اینجا باشیم

234
00:16:10,560 --> 00:16:12,480
‫لاس انسیناس فقط الیت‌ها (نخبه‌ها) رو می‌خواد

235
00:16:12,560 --> 00:16:14,480
‫اونایی که خودش شایسته می‌دونه

236
00:16:18,840 --> 00:16:20,200
‫بعنوان رئیس کانون دانش‌آموختگان

237
00:16:20,280 --> 00:16:23,600
‫می‌خوام ابراز کنم که چقدر
‫بخاطر قتل وحشتناک جول غمگین هستیم

238
00:16:24,200 --> 00:16:27,680
‫- جوون استثنایی‌ای که...
‫- همیشه در قلبمون باقی خواهد موند

239
00:16:27,760 --> 00:16:31,320
‫اما می‌خوایم نارضایتی خودمون رو هم
‫علیه دستگیری ناعادلانه‌ی ایوان اعلام کنیم

240
00:16:31,400 --> 00:16:33,880
‫یه هم‌کلاسی عالی که همه دوستش دارن

241
00:16:33,960 --> 00:16:36,720
‫و قابلیت چنین کار هولناکی رو نداره

242
00:16:37,600 --> 00:16:40,880
‫تازه اونم با جول،
‫که با تمام وجودش دوستش داشت

243
00:16:40,960 --> 00:16:45,000
‫اجازه ندید ایوان تقاص کارهای
‫کس دیگری رو پس بده

244
00:16:45,080 --> 00:16:49,920
‫بهرحال، ایوان پول، سند و شناسنامه
‫و آینده داره

245
00:16:50,000 --> 00:16:52,880
‫چرا باید اون رو بکشه؟
‫اصلا منطقی نیست

246
00:16:53,440 --> 00:16:55,800
‫احتمالا کار کسیه که هیچی نداره

247
00:16:55,880 --> 00:16:57,400
‫و از روی ضرورت انجامش داده

248
00:16:58,080 --> 00:17:00,920
‫آدم برای بقا خیلی کارها می‌کنه

249
00:17:02,400 --> 00:17:05,520
‫ما کانونی‌ها تمام‌قد از ایوان حمایت می‌کنیم

250
00:17:06,480 --> 00:17:07,520
‫ممنونیم

251
00:17:08,040 --> 00:17:09,360
‫چه مزخرفاتی

252
00:17:09,880 --> 00:17:12,080
‫می‌خوان همه به دالمار شک کنن

253
00:17:12,760 --> 00:17:15,120
‫چون سیاهپوست و مهاجره

254
00:17:15,200 --> 00:17:16,760
‫بهترین قربانی ممکنه

255
00:17:16,840 --> 00:17:19,400
‫می‌تونن تمام توجه‌ها
‫رو به اون جلب کنن

256
00:17:19,480 --> 00:17:22,160
‫بنظر حق با توئه.
‫شاید واقعا کار اونا بوده

257
00:17:25,080 --> 00:17:26,640
‫حرومزاده‌ها

258
00:17:26,720 --> 00:17:28,000
‫کجا میری؟

259
00:17:32,000 --> 00:17:34,680
‫خجالت نمی‌کشی که اجازه میدی
‫همچین حرفایی تو مدرسه زده بشه؟

260
00:17:37,520 --> 00:17:42,240
<i>‫ من </i>عمر، واقعا می‌خوای به
‫درباره نژادپرستی درس بدی؟

261
00:17:42,960 --> 00:17:44,480
‫- ببین ویرجینیا
‫- عمر

262
00:17:44,560 --> 00:17:48,800
‫تو دیگه اینجا تحصیل یا کار نمی‌کنی،
‫و شاهد هم نیستی، خب؟

263
00:17:49,400 --> 00:17:50,680
‫برو

264
00:17:52,320 --> 00:17:55,520
‫- لطفا عمر
‫- شاید این موضوع رو برات روشن کنه

265
00:17:57,640 --> 00:18:00,080
‫«باید برش گردونن به جنگل و دارش بزنن»

266
00:18:00,160 --> 00:18:02,496
‫«میمون آشغال»
‫«سیاه‌ها رو بندازید بیرون از مدرسه‌هامون»

267
00:18:02,520 --> 00:18:03,720
‫- عمر!
‫- ادامه بدم؟

268
00:18:04,640 --> 00:18:07,160
‫آخرین باره که میگم برو خونه!
‫لطفا!

269
00:18:07,240 --> 00:18:09,400
‫چیزی به اسم خنثی وجود نداره

270
00:18:10,040 --> 00:18:12,760
‫نمی‌تونی هم از قربانی دفاع کنی
‫هم از هتاک

271
00:18:13,280 --> 00:18:14,520
‫کافیه

272
00:18:35,080 --> 00:18:38,960
‫سلام. دخترم داره بازداشت میشه.
‫حالش بده. اسمش کلویی‌ـه

273
00:18:39,040 --> 00:18:40,960
‫- خانم، نمی‌تونین بیاین داخل
‫- باید ببینمش

274
00:18:44,600 --> 00:18:46,240
‫یه بار دیگه بهم بگو خانم

275
00:18:46,320 --> 00:18:48,576
‫زنگ می‌زنم وکیلم میگم
‫داری افراد صغیر رو بازداشت می‌کنی

276
00:18:48,600 --> 00:18:51,520
‫قشنگ حالت رو جا میاره، خب؟
‫هوم؟ خوبه؟

277
00:18:51,600 --> 00:18:54,456
‫- چطوره بهش زنگ بزنیم؟
‫- من فقط دارم دستورات رو اجرا می‌کنم

278
00:18:54,480 --> 00:18:55,960
‫اینم یه دستور جدید

279
00:18:56,040 --> 00:18:57,280
‫بذار بچه‌م رو ببینم

280
00:18:58,040 --> 00:18:59,040
‫عه...

281
00:19:02,040 --> 00:19:03,560
‫مامان، متوجه نیستی

282
00:19:03,640 --> 00:19:06,320
‫اگه پلیس ازش بو ببره،
‫می‌رسن به باج‌گیری جول

283
00:19:06,400 --> 00:19:08,280
‫و بعدم ویدیو و داستان ما رو می‌فهمن

284
00:19:08,360 --> 00:19:10,560
‫خب من خانواده‌مون رو انتخاب می‌کنم.
‫سه تامون رو

285
00:19:10,640 --> 00:19:12,440
‫یه راهی پیدا می‌کنم که ایوان
‫رو نجات بدم

286
00:19:12,520 --> 00:19:14,800
‫تا اون موقع تو حواست به اون دوست‌پسرت باشه

287
00:19:14,880 --> 00:19:16,080
‫باورم نمیشه به اریک گفتی

288
00:19:16,120 --> 00:19:19,080
‫خودش حرفامون درباره ویدیو رو شنیده.
‫چه گوهی می‌خواستی بخورم؟

289
00:19:19,680 --> 00:19:22,720
‫ولی نگران نباش.
‫چیزی نمیگه. به اریک اعتماد دارم

290
00:19:22,800 --> 00:19:24,840
‫ولی روانیه. کنترل رو خودش نداره

291
00:19:24,920 --> 00:19:26,240
‫مامان، واقعا؟

292
00:19:34,160 --> 00:19:35,360
‫یاد چیزی نیفتادی؟

293
00:19:38,800 --> 00:19:40,840
‫اریک، یاد چیزی نیفتادی؟

294
00:19:43,800 --> 00:19:46,200
‫پس تو و کلویی جول
‫رو با این تهدید نکردین؟

295
00:19:46,880 --> 00:19:49,960
‫نکردیم. جول رو ندیدیم

296
00:19:50,480 --> 00:19:53,040
‫پس جول با یه ویدیو که
‫نشون میده مادرت قتل انجام داده

297
00:19:53,120 --> 00:19:54,640
‫ازش اخاذی نکرده؟

298
00:19:54,720 --> 00:19:56,880
‫دیگه خسته‌ام از این حرفا، خب؟

299
00:19:57,560 --> 00:20:01,240
‫شرمنده، ولی خسته شدم از بس حرف اون
‫به اصطلاح ویدیو رو زدین. کسی ندیدتش

300
00:20:01,320 --> 00:20:05,240
‫کسی وجودش رو ثابت نکرده.
‫شما دارینش؟

301
00:20:06,120 --> 00:20:07,760
‫نه. ندارین

302
00:20:08,720 --> 00:20:10,440
‫رائول خودکشی کرد

303
00:20:41,120 --> 00:20:44,200
‫باورم نمیشه قراره با هم زندگی کنیم

304
00:20:44,280 --> 00:20:47,880
‫چی بگیریم؟ آپارتمان یا ویلایی؟

305
00:20:49,720 --> 00:20:51,680
‫اگه تو توش باشی مهم نیست

306
00:20:54,000 --> 00:20:55,360
‫جدی میگم ایوان

307
00:20:56,680 --> 00:20:59,160
‫زندگیم رو فقط با تو می‌تونم تصور کنم

308
00:21:17,800 --> 00:21:18,800
‫ایوان؟

309
00:21:19,680 --> 00:21:22,440
‫جول هیچوقت از مهمونی محرمانه
‫کانون چیزی بهت گفت؟

310
00:21:26,720 --> 00:21:28,440
‫گفت میره سرکار

311
00:21:30,120 --> 00:21:33,040
‫می‌دونی... کار خودشو می‌کرد

312
00:21:34,440 --> 00:21:36,600
‫ولی نگفت کجا یا با کی میره

313
00:21:52,520 --> 00:21:55,280
‫تا اینجا فقط اظهارات دالمار رو داریم

314
00:21:55,360 --> 00:21:57,960
‫که گفته با جول رفتن به اون مهمونی که...

315
00:21:58,040 --> 00:22:01,880
‫و اون اظهاریه با چیزی که جول به ایوان گفته
‫کاملا جوره

316
00:22:01,960 --> 00:22:03,600
‫اینکه اون شب گفته میرم سرکار

317
00:22:03,680 --> 00:22:06,440
‫ولی ثابت نمی‌کنه که مهمونی محرمانه‌ای بوده

318
00:22:06,520 --> 00:22:09,680
‫بازم حرف دالمار در برابر حرف اریک و کلویی‌ـه

319
00:22:09,760 --> 00:22:13,120
‫مگه اینکه کس دیگه‌ای رو پیدا کنیم
‫که تو مهمونی بوده

320
00:22:14,200 --> 00:22:16,120
‫کسی که اریک و کلویی رو دیده

321
00:22:17,280 --> 00:22:19,360
‫ثابت می‌کنه که بهمون دروغ گفتن

322
00:22:30,600 --> 00:22:33,840
‫- چیزی برای خوردن می‌خوای؟
‫- نه، ممنون

323
00:22:40,520 --> 00:22:41,520
‫کارمن

324
00:22:43,400 --> 00:22:44,560
‫چرا اومدی؟

325
00:22:47,000 --> 00:22:48,000
‫اومدم کمکت

326
00:22:52,640 --> 00:22:56,480
‫ایوان، قاضی دستور داد که
‫بری زندان ولی می‌تونی وثیقه بذاری

327
00:22:57,000 --> 00:22:59,600
‫وثیقه‌ای که برای هر کدومتون خیلی زیاده

328
00:23:03,080 --> 00:23:04,240
‫وثیقه‌ چیه؟

329
00:23:07,920 --> 00:23:09,200
‫انقدر تعیین کرده

330
00:23:14,880 --> 00:23:16,200
‫اگه پرداختش کنیم آزاد میشیم؟

331
00:23:16,280 --> 00:23:20,600
‫نه. اگه پرداخت کنی،
‫می‌تونی تا زمان محاکمه تو خونه بمونی

332
00:23:20,680 --> 00:23:22,960
‫جای اینکه تا اون موقع تو زندان باشی

333
00:23:23,040 --> 00:23:26,440
‫خب، پول‌هام رو تو مدیریت می‌کنی

334
00:23:28,120 --> 00:23:30,080
‫وثیقه من و دالمار رو بده

335
00:23:30,160 --> 00:23:31,440
‫‌شرمنده‌ام

336
00:23:31,520 --> 00:23:34,320
‫- قاضی حساب‌هات رو مسدود کرده
‫- واسه چی؟

337
00:23:34,400 --> 00:23:37,000
‫دیده که شهریه جول رو پرداخت می‌کردی

338
00:23:37,080 --> 00:23:39,120
‫به علاوه یه سری هزینه دیگه

339
00:23:39,640 --> 00:23:44,280
‫بنابراین، تا پایان محاکمه
‫به حساب‌هات دسترسی نداری

340
00:23:45,040 --> 00:23:46,160
‫متأسفم

341
00:23:48,240 --> 00:23:49,800
‫من می‌تونم وثیقه‌ت رو بدم عزیز

342
00:23:49,880 --> 00:23:51,840
‫از کی تا حالا انقدر پول نقد داری؟

343
00:23:56,440 --> 00:23:57,440
‫درسته

344
00:23:58,640 --> 00:24:00,160
‫بخاطر قولی که بهش عمل نکردی

345
00:24:01,120 --> 00:24:04,080
‫- هنوز اینجایی
‫- هنوز اینجام

346
00:24:05,400 --> 00:24:07,000
‫و چه خوب که اینجام

347
00:24:07,080 --> 00:24:09,400
‫چون حالا می‌تونم کمکت کنم، نه؟

348
00:24:24,280 --> 00:24:25,280
‫چطوری؟

349
00:24:26,320 --> 00:24:28,600
‫عصبانی. مثل همه

350
00:24:29,240 --> 00:24:31,000
‫همش به جول فکر می‌کنم

351
00:24:31,680 --> 00:24:33,520
‫و... حق با تو بود

352
00:24:34,760 --> 00:24:35,840
‫منظورت چیه؟

353
00:24:37,040 --> 00:24:38,960
‫زندگی خیلی کوتاهه

354
00:24:39,040 --> 00:24:41,040
‫نمی‌خوام با فکر کردن به رائول هدر بدمش

355
00:24:43,240 --> 00:24:44,280
‫هنوز بازجوییت نکردن؟

356
00:24:44,920 --> 00:24:45,920
‫چرا

357
00:24:46,640 --> 00:24:47,800
‫بریم هوا بخوریم؟

358
00:25:06,760 --> 00:25:07,880
‫چیه؟

359
00:25:09,000 --> 00:25:11,280
‫هیچی. چیزی نیست

360
00:25:13,440 --> 00:25:14,440
‫چیه؟

361
00:25:17,040 --> 00:25:18,680
‫نمی‌خوام ناراحتت کنم

362
00:25:20,640 --> 00:25:22,400
‫بگو. خواهش می‌کنم

363
00:25:28,600 --> 00:25:33,240
‫مأمورها در مورد اریک و کلویی ازم سوال کردن.
‫اونا هم مظنون قتلن

364
00:25:37,760 --> 00:25:38,760
‫چی شده؟

365
00:25:38,800 --> 00:25:40,640
‫تو یه چیزی می‌دونی

366
00:25:42,080 --> 00:25:44,800
‫نیکو، اگه نتونیم به همدیگه اعتماد کنیم...

367
00:25:52,720 --> 00:25:56,680
‫اریک بی‌گناهه،
‫ولی جول با چاقوی اون کشته شده

368
00:25:57,320 --> 00:26:01,720
‫و خیلی بگایی شده چون قبلش
‫اون و کلویی فقط می‌خواستن بترسوننش...

369
00:26:02,440 --> 00:26:03,560
‫که اونجوری شده

370
00:26:03,640 --> 00:26:05,600
‫بترسونن؟ چرا؟

371
00:26:07,840 --> 00:26:10,160
‫نیکو، بذار کمکت کنم

372
00:26:10,240 --> 00:26:11,600
‫هم تو هم پسرداییت

373
00:26:11,680 --> 00:26:13,640
‫چون وقتی پای کلویی وسطه
‫خیلی بگاییه

374
00:26:13,720 --> 00:26:15,800
‫یه جورایی روی تو هم تأثیر می‌ذاره

375
00:26:16,720 --> 00:26:19,320
‫بیشتر از یه جورایی.
‫خیلی روی تو تأثیر می‌ذاره

376
00:26:22,680 --> 00:26:26,360
‫جول داشته با یه ویدیو
‫از مادر کلویی باج می‌گرفته

377
00:26:27,600 --> 00:26:28,760
‫چه جور ویدیویی؟

378
00:26:31,040 --> 00:26:32,320
‫ویدیو از رائول؟

379
00:26:32,920 --> 00:26:36,320
‫من ندیدمش،
‫ولی مطمئنم درباره مرگشه

380
00:27:09,040 --> 00:27:10,960
‫نیاز داری یه نفر ازت مراقبت کنه

381
00:27:13,280 --> 00:27:14,840
‫و من خوشحال میشم این کارو بکنم

382
00:27:15,760 --> 00:27:18,360
‫تو خونه هم یه اتاق برات آماده کردم

383
00:27:24,320 --> 00:27:25,400
‫ممنون

384
00:27:34,960 --> 00:27:37,600
‫پسر عزیزم.
‫پسر عزیزم

385
00:27:38,880 --> 00:27:42,160
‫گریه کن. گریه کن.
‫خودتو خالی کن

386
00:27:42,240 --> 00:27:43,360
‫خالی کن

387
00:27:45,800 --> 00:27:47,520
‫واقعا می‌ترسم

388
00:27:47,600 --> 00:27:49,000
‫آخه...

389
00:27:50,960 --> 00:27:53,760
‫نه فقط زندان رفتن...

390
00:27:54,720 --> 00:27:56,800
‫نمی‌دونم بدون جول چجوری زندگی کنم

391
00:27:56,880 --> 00:27:57,880
‫دیگه کسی رو ندارم

392
00:27:57,960 --> 00:27:59,360
‫- یه راهی پیدا می‌کنی!
‫- تنهام

393
00:27:59,440 --> 00:28:01,120
‫تو می‌تونی. قوی هستی

394
00:28:01,200 --> 00:28:03,200
‫- و سرسختی. می‌فهمی؟
‫- نیستم

395
00:28:03,240 --> 00:28:05,320
‫هستی. هستی

396
00:28:06,040 --> 00:28:08,400
‫بعد از از دست دادن بابام حس می‌کنم...

397
00:28:10,040 --> 00:28:13,480
‫دیگه هیچ مصیبتی رو نمی‌تونم تحمل کنم.
‫دیگه نمی‌تونم

398
00:28:13,560 --> 00:28:16,000
‫منو ببین. ببین منو

399
00:28:16,760 --> 00:28:17,880
‫تنها نیستی

400
00:28:18,640 --> 00:28:20,000
‫چون من اینجام

401
00:28:20,080 --> 00:28:21,400
‫اومدم کمکت کنم

402
00:28:21,480 --> 00:28:23,440
‫بدون که مادرت پیشته

403
00:28:23,520 --> 00:28:25,280
‫من کنارت می‌مونم

404
00:28:26,920 --> 00:28:29,120
‫هوم؟ هر وقت نیاز داشتی من هستم

405
00:28:29,640 --> 00:28:30,880
‫هر وقت که بخوای

406
00:28:32,040 --> 00:28:33,560
‫فهمیدی عزیزم؟

407
00:28:35,240 --> 00:28:36,320
‫فهمیدی؟

408
00:28:36,400 --> 00:28:38,480
‫آره

409
00:28:39,080 --> 00:28:41,440
‫بگو تا اون موقع چه کاری ازم برمیاد

410
00:28:41,960 --> 00:28:46,440
‫هر چی نیاز داری بهم بگو.
‫چی حالت رو بهتر می‌کنه؟ هر چی

411
00:28:48,480 --> 00:28:50,560
‫نمی‌خوام دالمار بیفته زندان

412
00:28:53,640 --> 00:28:55,400
‫کار اونم نبوده

413
00:28:56,160 --> 00:28:59,960
‫تازه دارن با کمپین نفرتشون
‫بهش اتهام می‌زنن

414
00:29:02,440 --> 00:29:03,720
‫وثیقه‌ش رو میدی؟

415
00:29:05,640 --> 00:29:08,760
‫عزیزم، از پس وثیقه اون برنمیام. نمی‌تونم

416
00:29:08,840 --> 00:29:10,960
‫- پول ندارم
‫- اون دو میلیون چی؟

417
00:29:12,160 --> 00:29:16,840
‫باید یه سری بدهی‌هایی رو می‌دادم
‫که در طول سالها جمع شده بود و...

418
00:29:17,440 --> 00:29:20,360
‫ولی ببینیم چی میشه. من و خوزه لوییس
‫راهش رو پیدا می‌کنیم

419
00:29:20,440 --> 00:29:21,640
‫بهت قول میدم

420
00:29:22,600 --> 00:29:25,200
‫هر کاری بتونم می‌کنم

421
00:29:52,160 --> 00:29:53,640
‫هیس

422
00:29:53,720 --> 00:29:55,200
‫اینجا رو نگاه کن

423
00:29:55,280 --> 00:29:57,600
‫- شعبده‌باز شدی واسه من؟
‫- ریلکس کن

424
00:29:57,680 --> 00:29:58,880
‫باشه. ریلکس می‌کنم

425
00:29:59,480 --> 00:30:00,520
‫و حالا...

426
00:30:00,600 --> 00:30:02,080
‫- هوم
‫- بخواب

427
00:30:03,800 --> 00:30:05,840
‫حالا هم این. هوم؟

428
00:30:05,920 --> 00:30:07,920
‫- Untranslated Line -

429
00:30:08,000 --> 00:30:09,320
‫چطور بود؟

430
00:30:11,160 --> 00:30:12,480
‫- بریم. حاضرم
‫- آره

431
00:30:12,560 --> 00:30:14,840
‫بیا اینجا. بیا اینجا

432
00:30:15,720 --> 00:30:16,960
‫یه حرفی باهات داریم

433
00:30:17,040 --> 00:30:18,880
‫- بشین. آره. بشین
‫- خیلی‌خب

434
00:30:18,960 --> 00:30:20,640
‫- باشه رفیق
‫- بفرما

435
00:30:23,080 --> 00:30:24,080
‫بگو

436
00:30:24,640 --> 00:30:28,440
‫خب، من و ایوان داریم
‫با همدیگه خونه می‌گیریم

437
00:30:29,560 --> 00:30:31,560
‫چرا اینجوری شدی؟
‫چی شده؟

438
00:30:32,760 --> 00:30:34,000
‫بنظرت داریم عجله می‌کنیم؟

439
00:30:34,080 --> 00:30:35,160
‫نه راستش

440
00:30:36,440 --> 00:30:38,160
‫انقدر به همدیگه میاین
‫که نمی‌تونم تحمل کنم

441
00:30:40,240 --> 00:30:43,520
‫موضوع اینه که حتما می‌خواین
‫یه عمارت بگیرین

442
00:30:43,600 --> 00:30:47,160
‫یه جایی توی حومه شهر
‫و دیگه هیچوقت نمی‌بینمتون

443
00:30:47,680 --> 00:30:49,600
‫- خب هدف همینه
‫- آره

444
00:30:49,680 --> 00:30:52,160
‫تقریبا، ولی نه کاملا

445
00:30:52,240 --> 00:30:55,040
‫و محض اطلاعت ایده‌ی ایوان بود

446
00:30:55,120 --> 00:30:56,120
‫چی؟

447
00:30:57,240 --> 00:31:00,520
‫این ایده که تو هم بیای
‫با ما زندگی کنی

448
00:31:01,240 --> 00:31:02,840
‫جول بهت نیاز داره

449
00:31:02,920 --> 00:31:05,720
‫و اگه جول خوشحال باشه منم خوشحالم

450
00:31:05,800 --> 00:31:09,800
‫پس تو خوشحالی، جول خوشحاله،
‫همه با هم زندگی می‌کنیم

451
00:31:10,280 --> 00:31:11,280
‫دوستت دارم

452
00:31:11,320 --> 00:31:13,560
‫- منم
‫- الان جدی میگین؟

453
00:31:13,640 --> 00:31:15,440
‫- بله، کاملا جدی
‫- آره

454
00:31:15,520 --> 00:31:18,200
‫نمی‌تونم بدون غرغرهای تو زندگی کنم

455
00:31:19,400 --> 00:31:21,240
‫- و ایده‌های مسخره‌ت
‫- ببین...

456
00:31:21,320 --> 00:31:24,200
‫- و کسشرهات...
‫- خیلی‌خب. منظورت رو رسوندی لاشی

457
00:31:24,280 --> 00:31:26,520
‫پس بیا بغلم

458
00:31:27,120 --> 00:31:28,120
‫بیا ببینم

459
00:31:30,840 --> 00:31:33,240
‫رفاقت واقعا سحرآمیزه

460
00:31:34,840 --> 00:31:36,080
‫دوستت دارم

461
00:31:36,760 --> 00:31:37,840
‫منم لاشی

462
00:31:48,480 --> 00:31:49,600
‫تو چرا اینجایی؟

463
00:31:50,240 --> 00:31:52,600
‫ایشون خوزه لوییس هستن، وکیلم

464
00:31:52,680 --> 00:31:53,840
‫و همچنین دوستم

465
00:31:54,600 --> 00:31:57,240
‫دوستی که از قضا وکیل هم هست

466
00:31:59,000 --> 00:32:01,640
‫- و اومدیم کمکت کنیم دالمار
‫- کمکم کنین؟

467
00:32:01,720 --> 00:32:07,280
‫خب، می‌خوام یه سری چیزا
‫که مردم تو اینترنت میگن رو بخونم

468
00:32:08,840 --> 00:32:11,280
‫«اون حیوون رو اعدام کنید»
‫«ایوان طفلک»

469
00:32:11,360 --> 00:32:13,640
‫«اون عرب غیرقانونی آشغال گناهکاره»

470
00:32:13,720 --> 00:32:14,760
‫عرب؟

471
00:32:14,840 --> 00:32:17,200
‫- حتی نژادم رو درست تشخیص نمیدن
‫- لطفا عزیزم

472
00:32:17,280 --> 00:32:19,440
‫الان باید روی این نفرت تمرکز کنی

473
00:32:19,520 --> 00:32:21,400
‫نه دقت کلمات

474
00:32:22,000 --> 00:32:24,680
‫این چطوره: «امیدوارم تو زندان
‫سیاهپوسته رو بکنن»

475
00:32:24,760 --> 00:32:26,880
‫«تروریست‌های لعنتی اومدن ما رو بکشن»

476
00:32:26,960 --> 00:32:29,240
‫«میشه برش گردونیم به آفریقا؟»

477
00:32:29,320 --> 00:32:32,640
‫آره دیگه. افتضاحه.
‫غیره و غیره

478
00:32:34,080 --> 00:32:36,360
‫- اینجا چیکار داری؟
‫- اومدم بهت خبر بدم

479
00:32:36,440 --> 00:32:38,600
‫جَو دلگیری شده

480
00:32:39,120 --> 00:32:42,000
‫چون تو اینترنت، دادگاه افکار عمومی
‫داره میگه تو گناهکاری

481
00:32:42,080 --> 00:32:43,960
‫و بنظرم دادگاه واقعی هم همین رو میگه

482
00:32:44,040 --> 00:32:45,040
‫ولی من بی‌گناهم

483
00:32:45,120 --> 00:32:47,080
‫واقعا اینقدر بی‌گناهی؟

484
00:32:47,600 --> 00:32:49,320
‫یه باج‌گیر بی‌گناه؟

485
00:32:49,880 --> 00:32:51,320
‫اینو نشنیده بودم

486
00:32:51,400 --> 00:32:52,480
‫من قاتل نیستم

487
00:32:53,080 --> 00:32:56,800
‫باید خیلی جلوی آینه تمرین کنی
‫که کاری کنی باورشون بشه

488
00:32:58,360 --> 00:33:02,040
‫بعضی وقتا یه قربانی موقت نیاز دارن
‫که فقط مردم رو آروم کنن

489
00:33:02,120 --> 00:33:05,080
‫تو سیستم قضایی خیلی رایجه اتفاقا. خب؟

490
00:33:05,880 --> 00:33:08,120
‫اینجوری افکار عمومی ساکت میشه

491
00:33:08,200 --> 00:33:10,800
‫و به عوامل اجرای قانون زمان میده
‫تا مجرم واقعی رو پیدا کنن

492
00:33:10,880 --> 00:33:13,360
‫در چنین پرونده‌هایی خیلی رایجه

493
00:33:13,440 --> 00:33:16,720
‫- عدالت خیلی ناعادلانه‌ست، نه؟
‫- فکر می‌کنی من جول رو کشتم؟

494
00:33:16,800 --> 00:33:19,040
‫فکر من اهمیتی نداره دالمار

495
00:33:19,120 --> 00:33:20,480
‫بیا منطقی باشیم

496
00:33:21,000 --> 00:33:23,920
‫اگه اعتراف کنی ممکنه قاضی بهت آسون بگیره

497
00:33:24,000 --> 00:33:26,320
‫چون اقرار کردی و به شدت پشیمون بودی

498
00:33:26,400 --> 00:33:28,280
‫- اوهوم
‫- به نفع همه‌ست

499
00:33:28,840 --> 00:33:30,080
‫حتی تو و خانواده‌ت

500
00:33:30,160 --> 00:33:31,440
‫لعنت بهت کارمن

501
00:33:31,960 --> 00:33:34,200
‫سیاهپوستم ولی احمق نیستم

502
00:33:34,280 --> 00:33:36,400
‫واقعا فکر می‌کردی تو کتم میره؟

503
00:33:36,480 --> 00:33:40,760
‫خوزه لوییس این همه راه اومده اینجا
‫تا از اعترافت یادداشت برداره

504
00:33:41,720 --> 00:33:44,760
‫اظهاریه رو امضا می‌کنی
‫و همه‌چی حل میشه، هوم؟

505
00:33:44,840 --> 00:33:48,720
‫کاری می‌کنم که از عزیزانت
‫در سومالی به خوبی مراقبت بشه

506
00:33:48,800 --> 00:33:50,680
‫- باشه؟
‫- گینه بیسائو

507
00:33:50,760 --> 00:33:52,640
‫گینه، سومالی... فرق خاصی نداره

508
00:33:52,720 --> 00:33:54,000
‫خیلی فرق دارن

509
00:33:54,080 --> 00:33:56,360
‫به حرفای من گوش میدی اصلا؟

510
00:33:56,440 --> 00:33:59,280
‫می‌خوام کاری کنم که خانواده‌ت
‫دیگه هیچوقت دغدغه چیزی نداشته باشه

511
00:34:03,040 --> 00:34:04,240
‫من چی؟

512
00:34:05,160 --> 00:34:07,960
‫چند سال اینجا تو اسپانیا میری زندان

513
00:34:08,040 --> 00:34:10,440
‫کاری می‌کنیم خیلی طولانی نباشه

514
00:34:11,200 --> 00:34:14,800
‫باقی حکمت رو اونجا
‫نزدیک خانواده‌ت می‌گذرونی

515
00:34:14,880 --> 00:34:16,600
‫پیش عزیزانت

516
00:34:20,840 --> 00:34:23,800
‫داری این کارو می‌کنی که از شرم خلاص شی، نه؟

517
00:34:24,880 --> 00:34:26,200
‫که نندازن گردن پسرت

518
00:34:29,440 --> 00:34:31,600
‫بنظرم خنده‌داره

519
00:34:33,520 --> 00:34:37,400
‫کسی فکر نمی‌کنه کار اون باشه
‫ولی همه مطمئنن که قاتل منم

520
00:34:38,000 --> 00:34:39,160
‫اوهوم

521
00:34:39,960 --> 00:34:41,320
‫بخاطر رنگ پوستم

522
00:34:45,240 --> 00:34:47,960
‫این کارو نمی‌کنم. امکان نداره

523
00:34:50,720 --> 00:34:52,200
‫منم بودم نمی‌کردم

524
00:34:53,360 --> 00:34:55,760
‫اگه چاره دیگه‌ای داشتم یا بی‌گناه بودم

525
00:34:58,080 --> 00:35:00,000
‫تو بی‌گناهی دالمار؟

526
00:35:10,040 --> 00:35:11,120
‫کار اون دوتاست

527
00:35:11,200 --> 00:35:13,200
‫دارن حواسمون رو پرت می‌کنن
‫که براش پاپوش بدوزن

528
00:35:13,680 --> 00:35:15,440
‫بدون مدرک کاری ازمون برنمیاد

529
00:35:15,480 --> 00:35:18,800
‫بالاخره یه شاهدی هست.
‫کل مدرسه اونجا بود لامصب

530
00:35:44,040 --> 00:35:45,200
‫اُوی

531
00:35:48,000 --> 00:35:49,880
‫اُوی!

532
00:35:49,960 --> 00:35:51,200
‫وایسا

533
00:35:51,280 --> 00:35:53,720
‫یه لطفی بهم بکن

534
00:35:56,760 --> 00:35:58,840
‫- پشمام. اینجا!
‫- وایسا

535
00:35:58,920 --> 00:36:00,680
‫- چیه؟
‫- برگرد

536
00:36:02,360 --> 00:36:03,840
‫وایسا، وایسا

537
00:36:03,920 --> 00:36:05,800
‫- چیه؟ چی می‌بینی؟
‫- زوم هم می‌کنه؟

538
00:36:05,880 --> 00:36:06,960
‫آره

539
00:36:08,960 --> 00:36:10,120
‫چی دارن می‌برن؟

540
00:36:11,680 --> 00:36:12,880
‫خیلی بزرگه

541
00:36:13,400 --> 00:36:15,400
‫جسد جول‌ـه

542
00:36:17,520 --> 00:36:18,920
‫اون کیه؟

543
00:36:19,000 --> 00:36:21,480
‫هیچی نمی‌بینم.
‫یه فکری دارم

544
00:36:23,320 --> 00:36:25,800
‫از کجا اومدن؟ می‌بینی؟ از کانون

545
00:36:26,800 --> 00:36:28,080
‫هکتور و امیلیا

546
00:36:29,000 --> 00:36:31,520
‫گوه توش. می‌دونستم

547
00:36:44,000 --> 00:36:46,920
‫- آرامبخش‌ها دست منه
‫- بدشون به من

548
00:36:47,000 --> 00:36:48,920
‫اگه بفهمن داری قرص می‌خوری...

549
00:36:48,960 --> 00:36:51,920
‫نیازشون دارم. مهم نیست. امی!

550
00:36:52,000 --> 00:36:54,080
‫- نه
‫- کجاش رو نمی‌فهمی الان؟

551
00:36:54,160 --> 00:36:57,040
‫نمی‌تونم این درد رو تحمل کنم.
‫باید بتونم خودم رو جمع و جور کنم

552
00:36:57,120 --> 00:36:58,960
‫بس کن! جول رو تو نکشتی!

553
00:36:59,040 --> 00:37:00,960
‫می‌دونم، ولی بازم مرده!

554
00:37:01,720 --> 00:37:03,760
‫و دیگه هیچوقت نمی‌بینمش

555
00:37:05,360 --> 00:37:07,160
‫دیگه نمی‌شناسمت

556
00:37:07,240 --> 00:37:10,040
‫کی می‌خوای دست از این رفتارهای لوس برداری

557
00:37:10,120 --> 00:37:12,000
‫و مثل یه مرد واقعی رفتار کنی؟

558
00:37:12,080 --> 00:37:14,040
‫جول دیگه نیست! جول رفته!

559
00:37:14,120 --> 00:37:16,000
‫و به صلاحت هم هست!

560
00:37:16,080 --> 00:37:19,120
‫داشت کوچیکت می‌کرد.
‫دیگه خودت نبودی

561
00:37:24,360 --> 00:37:25,480
‫دیگه چیه؟

562
00:37:25,560 --> 00:37:27,840
‫- کار تو بود
‫- چی کار من بود؟

563
00:37:29,280 --> 00:37:31,520
‫- فکر کردی قاتل منم؟
‫- تو ازش متنفر بودی

564
00:37:32,200 --> 00:37:34,760
‫- دیگه کلا رد دادی
‫- همش حسودی می‌کردی

565
00:37:34,840 --> 00:37:37,280
‫می‌دونی چیه؟ بیا بگیرشون!

566
00:37:37,360 --> 00:37:38,920
‫معلومه نیاز داری

567
00:37:47,480 --> 00:37:49,760
‫چطور انقدر احمق بودم؟

568
00:37:52,280 --> 00:37:55,520
‫موقع مهمونی، وقتی خواب بودیم اومدی تو

569
00:37:56,640 --> 00:37:58,400
‫و وقتی ما رو تو تخت با همدیگه دیدی...

570
00:37:59,840 --> 00:38:02,040
‫حسادت خونت رو به جوش آورده

571
00:38:15,800 --> 00:38:17,200
‫تو

572
00:38:17,280 --> 00:38:20,000
‫هکتور، می‌فهمم که ناراحتی که از دستش دادی

573
00:38:20,080 --> 00:38:21,360
‫ولی من کسی رو نکشتم

574
00:38:22,520 --> 00:38:24,400
‫لعنت به حسادت تو

575
00:38:24,480 --> 00:38:26,680
‫همیشه حسادت تو وجودت غالب میشه

576
00:38:27,520 --> 00:38:31,040
‫مید‌ونم که تو پشت سر من رفتی
‫ترتیب دادی که جول خودش رو بفروشه

577
00:38:31,120 --> 00:38:32,960
‫به پیر و گیلرمینا

578
00:38:33,760 --> 00:38:35,080
‫که ازم دورش کنی

579
00:38:36,600 --> 00:38:39,680
‫دیشب قبل از اینکه بکشیش بهم گفت

580
00:38:41,720 --> 00:38:44,760
‫ای کاش گلوی خودت رو می‌بریدی. نه اون

581
00:38:44,840 --> 00:38:45,720
‫نه

582
00:38:45,800 --> 00:38:48,400
‫هکتور، لطفا. قرص‌ها رو بخور

583
00:38:48,480 --> 00:38:50,480
‫آروم باش. یه نفس بکش

584
00:38:50,560 --> 00:38:52,400
‫دست نزن بهم!

585
00:38:53,360 --> 00:38:55,040
‫دیگه برام مردی امی

586
00:38:58,800 --> 00:39:00,000
‫هکتور!

587
00:39:01,360 --> 00:39:02,880
‫هکتور!

588
00:39:09,200 --> 00:39:10,760
‫این چیه؟

589
00:39:10,840 --> 00:39:11,840
‫الو؟

590
00:39:12,600 --> 00:39:14,880
‫- دو نفر آشغال‌ها رو بردن بیرون؟
‫- جسد جول‌ـه

591
00:39:14,960 --> 00:39:16,040
‫از کجا می‌دونین؟

592
00:39:16,120 --> 00:39:17,880
‫از کانون اومدن بیرون

593
00:39:17,960 --> 00:39:19,240
‫پس کانونی‌ها دارن آشغال می‌برن بیرون

594
00:39:19,320 --> 00:39:21,440
‫ای خدا!
‫هکتور و امیلیا دارن جول رو می‌برن

595
00:39:21,520 --> 00:39:23,120
‫اونا قاتلن

596
00:39:23,200 --> 00:39:25,080
‫- منم نزدیک بود بکشن
‫- چی؟

597
00:39:26,600 --> 00:39:27,720
‫توضیح بده

598
00:39:29,960 --> 00:39:31,080
‫نه. هیچی

599
00:39:32,720 --> 00:39:36,840
‫کاش می‌تونستم بهتون بگم.
‫لطفا باور کنین. حرفم رو قبول کنین

600
00:39:40,360 --> 00:39:42,600
‫بچه‌ها، فیلم پهپاد میارین
‫از آشغال بیرون بردن اونا

601
00:39:42,680 --> 00:39:45,320
‫بعد میگی نزدیک بوده کشته بشی
‫بعد یهو ساکت میشی؟

602
00:39:46,520 --> 00:39:48,080
‫بس کن. می‌دونم داری همینجوری

603
00:39:48,160 --> 00:39:50,320
‫هر کاری ازت برمیاد می‌کنی
‫تا دوستت رو نجات بدی

604
00:39:50,400 --> 00:39:51,400
‫برو یکم بخواب

605
00:39:52,040 --> 00:39:54,000
‫«نجات بدیم»؟ از چی نجاتش بدیم؟

606
00:39:59,920 --> 00:40:02,480
‫دالمار می‌خواد جلوی قاضی اعتراف کنه

607
00:40:03,520 --> 00:40:04,680
‫قاتل جول اونه

608
00:40:05,200 --> 00:40:06,200
‫پرونده بسته شد

609
00:40:18,852 --> 00:40:25,852
‫ترجمه از حسین رضایی
<font color=Red>‫  H o s s e i n T L </font>
‫HosseinTLsub@yahoo.com

