1
00:00:08,124 --> 00:00:16,124
‫تـرجـمـه و تـنـظـیـم : حـسـیـن اسـمـاعـیـلـی

2
00:00:18,101 --> 00:00:20,437
‫چطوری بعد از کاری که کردی اشتها داری؟

3
00:00:21,938 --> 00:00:23,509
‫مارچلو جواب پیام‌هام رو نمیده

4
00:00:23,509 --> 00:00:25,400
‫و تمام تماس‌هام رو مستقیم
‫می‌فرسته صندوق صوتی

5
00:00:25,400 --> 00:00:27,861
‫دیگه نمی‌خواد هیچ ارتباطی باهام داشته باشه

6
00:00:27,861 --> 00:00:28,820
‫بیخیال بابا

7
00:00:28,820 --> 00:00:30,989
‫نیازی نیست با جی‌و‌ی‌ام‌ای قرارداد ببندن

8
00:00:30,989 --> 00:00:33,158
‫تو از اون شرکت کینه داری، نه من

9
00:00:33,950 --> 00:00:36,231
‫من به عنوان یه آدم به مارچلو اهمیت میدم

10
00:00:36,255 --> 00:00:38,830
‫نه به عنوان برندی که
‫نیاز به نجات داشته باشه

11
00:00:39,581 --> 00:00:41,374
‫خب، شاید بتونی جفتشو انجام بدی

12
00:00:41,374 --> 00:00:44,335
‫اولین باری نیست
‫که کسب‌و‌کار رو با کیف و حال ترکیب می‌کنی

13
00:00:44,335 --> 00:00:46,504
‫و خیلی هم توش ماهری

14
00:00:47,422 --> 00:00:49,366
‫و حالا قصد دارم از هم جدا نگهشون دارم

15
00:00:49,390 --> 00:00:51,176
‫همونطور که همیشه بهم توصیه می‌کردی

16
00:00:51,801 --> 00:00:53,401
‫یا شاید خودت عوض شدی

17
00:00:55,555 --> 00:00:57,712
‫می‌خواست منو ببره سولیتانو

18
00:00:57,736 --> 00:01:00,042
‫پس، میرم سعی کنم اونجا پیداش کنم

19
00:01:00,393 --> 00:01:02,687
‫فقط برای اینکه قانعش کنم
‫که اومدن تو به رم

20
00:01:02,687 --> 00:01:04,481
‫هیچ ارتباطی به من نداشته

21
00:01:05,315 --> 00:01:07,317
‫خب پس
‫<i>روز خوبی داشته باشی</i>

22
00:01:08,026 --> 00:01:09,903
‫<i>خداحافظ</i>

23
00:01:24,459 --> 00:01:28,546
‫« سلام. منم سیلوی. اومدم رم »

24
00:01:39,224 --> 00:01:41,768
‫« امـیـلـی در پـاریـس »

25
00:01:45,313 --> 00:01:49,400
‫« دلم لک زده بود برای ایتالیا »
‫(بازی با کلمه‌ی "کاج")

26
00:01:50,610 --> 00:01:51,861
‫صبح بخیر، عشقم

27
00:01:51,861 --> 00:01:54,072
‫شرمنده الان نمی‌تونم دل بدم قلوه بگیرم

28
00:01:54,906 --> 00:01:56,241
‫من و نیکو بهم زدیم

29
00:01:56,241 --> 00:01:57,450
‫چی؟ چی شد؟

30
00:01:57,450 --> 00:02:00,184
‫تنها چیزی که براش مهمه مدیرعامل بودنه

31
00:02:00,208 --> 00:02:02,497
‫و داشت سعی می‌کرد منو کنترل کنه و من...

32
00:02:02,497 --> 00:02:04,624
‫دقیقاً قضیه‌ی بابام تکرار شد

33
00:02:04,624 --> 00:02:06,709
‫اوه، واقعاً متاسفم "مین"

34
00:02:06,709 --> 00:02:08,128
‫بدترین بخشش این نیست

35
00:02:08,128 --> 00:02:11,798
‫به لطف نیکو، توی یوروویژن ردصلاحیت شدیم

36
00:02:11,798 --> 00:02:12,841
‫چی؟ چطوری؟

37
00:02:12,841 --> 00:02:14,926
‫برای کرم ضدآفتابش
‫از "مون سولی" استفاده کرد

38
00:02:14,926 --> 00:02:16,553
‫و توی اینترنت منتشرش کرد

39
00:02:16,553 --> 00:02:19,305
‫و یوروویژن استفاده‌ی تجاری
‫از آهنگ‌ها رو کاملاً ممنوع کرده

40
00:02:20,807 --> 00:02:21,641
‫می‌تونی ازش شکایت کنی

41
00:02:21,641 --> 00:02:23,969
‫آره، برو اینو به داورهای یوروویژن بگو

42
00:02:23,993 --> 00:02:25,562
‫از رقابت انداختنمون بیرون

43
00:02:25,562 --> 00:02:27,369
‫خب اگر نیکو حاضر شده با تو همچین کاری بکنه

44
00:02:27,393 --> 00:02:28,940
‫پس مارچلو هم نمی‌تونه بهش اعتماد کنه

45
00:02:28,940 --> 00:02:30,650
‫شوخیت گرفته؟ هیچکس نمی‌تونه

46
00:02:31,317 --> 00:02:32,712
‫دیگه نمی‌تونم در موردش صحبت کنم

47
00:02:32,736 --> 00:02:34,404
‫آخرهفته‌ی عاشقانه‌ی تو چطور پیش میره؟

48
00:02:35,238 --> 00:02:36,948
‫خب، داستانش مفصله

49
00:02:36,948 --> 00:02:40,326
‫ولی سیلوی بی‌خبر اومد
‫و عاشقانه بودنش یه عالمه کمتر شد

50
00:02:40,326 --> 00:02:43,163
‫وایسا ببینم، اگر سیلوی اومده
‫میشه منم بیام؟

51
00:02:43,163 --> 00:02:44,998
‫واقعاً نیاز دارم از پاریس بزنم بیرون

52
00:02:44,998 --> 00:02:46,291
‫اوه، فکر نکنم فکر خوبی...

53
00:02:46,291 --> 00:02:47,959
‫می‌دونی چیه؟
‫برای پرواز بعدازظهر بلیط می‌گیرم

54
00:02:47,959 --> 00:02:50,211
‫فقط اطلاعات هتل رو برام بفرست. عاشقتم!

55
00:03:14,777 --> 00:03:16,321
‫صبح بخیر

56
00:03:16,321 --> 00:03:18,448
‫می‌دونین مقر شرکت موراتوری کجاست؟

57
00:03:18,448 --> 00:03:19,616
‫موراتوری چی؟

58
00:03:19,616 --> 00:03:21,075
‫دفترش

59
00:03:21,075 --> 00:03:22,675
‫کارخونه‌ش

60
00:03:23,661 --> 00:03:25,288
‫مارچلو موراتوری

61
00:03:25,288 --> 00:03:27,415
‫- آها، مارچلو موراتوری
‫- آره، آره، مارچلو موراتوری

62
00:03:27,415 --> 00:03:30,335
‫بله، بفرما بشین
‫قهوه، کروسان یا کاپوچینو میل داری؟

63
00:03:30,335 --> 00:03:31,419
‫نه، ممنون

64
00:03:31,419 --> 00:03:33,019
‫بفرما، بشین

65
00:03:51,272 --> 00:03:52,106
‫امیلی؟

66
00:03:52,106 --> 00:03:54,734
‫بله (فرانسوی)... منظورم اینه که، آره

67
00:03:54,734 --> 00:03:56,656
‫مارچلو هنوز از رم برنگشته

68
00:03:56,680 --> 00:03:58,988
‫و فکر کردم قراره با اون برگردی

69
00:03:58,988 --> 00:04:01,908
‫آره، قرار بود باهاش بیام
‫ولی بعد برنامه عوض شد

70
00:04:02,825 --> 00:04:04,425
‫ببخشید، شما؟

71
00:04:04,786 --> 00:04:07,201
‫من مادرشم، آنتونیا موراتوری

72
00:04:07,225 --> 00:04:08,289
‫خوش اومدی

73
00:04:08,289 --> 00:04:09,889
‫خیلی از دیدنتون خوشحالم

74
00:04:10,541 --> 00:04:13,127
‫و من مشتاقانه منتظر بودم
‫این امیلی که مارچلو

75
00:04:13,127 --> 00:04:15,380
‫تمام مدت در موردش حرف می‌زنه رو ببینم

76
00:04:15,380 --> 00:04:18,841
‫- واقعاً؟ در موردم حرف می‌زنه؟
‫- از وقتی باهات آشنا شده

77
00:04:18,841 --> 00:04:20,802
‫ولی، چرا تنهایی اومدی؟

78
00:04:22,762 --> 00:04:25,598
‫تصمیم گرفتم غافلگیرش کنم

79
00:04:25,598 --> 00:04:28,601
‫می‌تونی سر ناهار مارچلو رو غافلگیر کنی
‫تولد ماریاست

80
00:04:28,601 --> 00:04:31,604
‫اوه، عالیه. ماریا کیه؟

81
00:04:32,188 --> 00:04:35,900
‫یکی از پارچه‌چین‌هامونه
‫سال‌هاست توی شرکت‌مون کار می‌کرده

82
00:04:35,900 --> 00:04:39,028
‫عه، چه قشنگ. تولد خاصیه؟

83
00:04:39,028 --> 00:04:41,030
‫نه، ولی خودش خاصه

84
00:04:41,030 --> 00:04:43,533
‫مثل تمام کسایی که توی شرکتمون کار می‌کنن

85
00:04:44,284 --> 00:04:45,884
‫برامون مثل خانواده می‌مونن

86
00:04:46,119 --> 00:04:47,719
‫امیلی؟

87
00:04:47,912 --> 00:04:49,122
‫اینجا چیکار می‌کنی؟

88
00:04:49,122 --> 00:04:50,415
‫سورپرایز!

89
00:04:50,415 --> 00:04:52,500
‫می‌خواستم الان شهر رو به امیلی نشون بدم

90
00:04:53,126 --> 00:04:54,726
‫خیلی‌خب

91
00:04:56,379 --> 00:04:58,423
‫ممنون، مامان
‫از اینجا به بعدش با خودم

92
00:04:59,882 --> 00:05:01,482
‫خب...

93
00:05:02,927 --> 00:05:04,527
‫حالا دیگه تعقیبم می‌کنی؟ همم؟

94
00:05:05,221 --> 00:05:06,055
‫نه

95
00:05:06,055 --> 00:05:10,268
‫نه، نه، بخاطر... بخاطر این اومدم
‫چون روحمم خبر نداشت

96
00:05:10,268 --> 00:05:12,145
‫که قراره رئیسم اونجوری بیاد سراغم

97
00:05:13,479 --> 00:05:17,358
‫فقط به یه دلیل اومدم رم
‫که تو رو ببینم

98
00:05:17,984 --> 00:05:22,405
‫پس، اگر هنوزم بخوای، خوشحال میشم
‫طبق قرارمون شهرت رو ببینم

99
00:05:23,489 --> 00:05:25,089
‫خیلی‌خب

100
00:05:26,284 --> 00:05:27,884
‫پس بیا بریم، همم؟

101
00:05:30,455 --> 00:05:32,707
‫به مادرت راجع به من گفتی، ها؟

102
00:05:34,584 --> 00:05:36,919
‫خیلی‌خب. باید یه اعترافی بکنم

103
00:05:38,004 --> 00:05:41,174
‫اون روز توی موژو، به خودم
‫فحش می‌دادم که چرا شمارتو ازت نگرفتم

104
00:05:41,883 --> 00:05:45,595
‫و به مادرم گفتم
‫با آدم خاصی آشنا شدم

105
00:05:45,595 --> 00:05:47,472
‫و گذاشتم از دستم بپره

106
00:05:48,181 --> 00:05:50,992
‫اونم گفت اگر قسمت باشه

107
00:05:51,016 --> 00:05:53,102
‫دوباره همدیگه رو پیدا می‌کنیم

108
00:05:53,770 --> 00:05:54,604
‫و پیدا کردیم

109
00:05:54,604 --> 00:05:57,315
‫خدایا، واقعاً؟

110
00:05:57,315 --> 00:05:58,680
‫مادرم یه‌خرده سحرآمیزه

111
00:05:58,704 --> 00:06:00,068
‫یه سری چیزها رو می‌دونه

112
00:06:01,194 --> 00:06:02,236
‫پدرت چی؟

113
00:06:02,236 --> 00:06:04,530
‫پدرم وقتی 10 سالم بود فوت کرد

114
00:06:05,281 --> 00:06:06,407
‫مرد فوق العاده‌ای بود

115
00:06:06,407 --> 00:06:07,325
‫متاسفم

116
00:06:07,325 --> 00:06:08,925
‫نه، مشکلی نیست. چیزی نیست

117
00:06:09,368 --> 00:06:10,870
‫با تلاش به خیلی چیزها رسید

118
00:06:10,870 --> 00:06:13,164
‫اینجا بزرگ شد و یه کسب‌و‌کار راه انداخت

119
00:06:13,164 --> 00:06:14,764
‫اولش کسب‌و‌کارش خیلی کوچیک بود

120
00:06:14,916 --> 00:06:17,126
‫و این شهر همیشه بابت بزهای خاصی

121
00:06:17,126 --> 00:06:19,879
‫که پارچه‌های کشمیرمون
‫ازشون درست میشن مشهور بود

122
00:06:19,879 --> 00:06:21,672
‫عه، پس واقعاً بزچرونی

123
00:06:21,672 --> 00:06:23,272
‫آره، یجورایی

124
00:06:24,509 --> 00:06:29,514
‫و پدرم عقیده‌ی خاصی داشت
‫که به هر موفقیتی که رسید

125
00:06:29,514 --> 00:06:32,016
‫با کل روستا به اشتراک می‌ذاره

126
00:06:32,016 --> 00:06:35,144
‫برای همین عملاً تمام مردم اینجا
‫برای موراتوری کار می‌کنن

127
00:06:35,144 --> 00:06:37,313
‫و بابتش احساس مسئولیت می‌کنیم

128
00:06:37,313 --> 00:06:39,565
‫طی این سال‌ها، یه مدرسه‌ی فوق العاده

129
00:06:39,565 --> 00:06:41,109
‫کتابخونه و حتی یه سالن نمایش ساختیم

130
00:06:41,109 --> 00:06:44,153
‫می‌خوایم تمام کسایی
‫که اینجا کار می‌کنن راضی و خوشبخت باشن

131
00:06:44,153 --> 00:06:47,657
‫چون اگر سر کارت راضی نباشی
‫نمی‌تونی از زندگیت راضی باشی

132
00:06:47,657 --> 00:06:49,257
‫اوه، کاملاً موافقم

133
00:06:49,659 --> 00:06:52,995
‫فقط تابحال نشنیده بودم
‫کسی اینطوری بیانش کنه

134
00:06:53,913 --> 00:06:56,998
‫و یکی از مهم‌ترین راه‌های رسیدن به شادی

135
00:06:57,022 --> 00:06:58,642
‫از طریق شکمه

136
00:06:58,793 --> 00:07:01,170
‫و برای همینه که دقیقاً ساعت 1

137
00:07:01,170 --> 00:07:07,009
‫همه مثل خانواده دور هم می‌شینن
‫تا یه ناهار خوشمزه بخورن

138
00:07:08,386 --> 00:07:10,930
‫یا خدا

139
00:07:17,520 --> 00:07:19,188
‫به افتخار ماریا!

140
00:07:19,772 --> 00:07:21,566
‫به افتخار ماریا!

141
00:07:27,447 --> 00:07:29,115
‫نوش

142
00:07:29,115 --> 00:07:31,159
‫تولدت مبارک به ایتالیایی چی میشه؟

143
00:07:31,159 --> 00:07:32,759
‫بون کومپلیانیو

144
00:07:32,910 --> 00:07:35,121
‫بون کومپلیانیو، ماریا!

145
00:07:35,121 --> 00:07:36,721
‫خیلی ممنون!

146
00:07:43,045 --> 00:07:47,091
‫امیلی، عکس گرفتن اشکالی نداره
‫ولی لطفاً پستش نکن

147
00:07:47,091 --> 00:07:50,428
‫بخصوص لباس‌ها
‫قانون شماره یک شرکتمونه

148
00:07:50,428 --> 00:07:53,014
‫آخه خیلی خاصه، چرا به بقیه نشونش ندین؟

149
00:07:53,014 --> 00:07:54,598
‫چون عمداً مسائل رو خصوصی نگه می‌داریم

150
00:07:54,622 --> 00:07:56,767
‫بدون هیچ تبلیغی، بدون هیچ
‫پست توی شبکه‌های اجتماعی

151
00:07:56,767 --> 00:07:58,394
‫مشتری‌هامون خودشون ما رو پیدا می‌کنن

152
00:07:59,228 --> 00:08:02,440
‫لطفاً مادرم رو ببخش
‫گاهی اوقات یکم بدبین میشه

153
00:08:02,440 --> 00:08:04,775
‫بدبین نیستم، فقط محافظه‌کارم

154
00:08:04,775 --> 00:08:07,028
‫شاید بشه گفت زیادی محافظه‌کاری

155
00:08:07,945 --> 00:08:09,545
‫خیلی‌خب مامان

156
00:08:13,659 --> 00:08:15,536
‫ممنون که خونه‌ت رو بهم نشون دادی

157
00:08:15,536 --> 00:08:18,623
‫اوه، اینجا خونه‌م نیست
‫خونه‌م جای بعدیه که می‌خوام نشونت بدم

158
00:08:18,623 --> 00:08:21,000
‫- عه، پس گردش‌مون ادامه داره
‫- اوهوم

159
00:08:21,667 --> 00:08:23,267
‫بعد از ناهار

160
00:08:28,925 --> 00:08:31,385
‫باورم نمیشه اینجا بزرگ شدی

161
00:08:31,385 --> 00:08:32,803
‫چطوری تونستی از اینجا بری؟

162
00:08:32,803 --> 00:08:35,556
‫مشکل همین‌جاست، هیچکس نمی‌تونه بره

163
00:08:39,977 --> 00:08:41,577
‫این پدرمه

164
00:08:42,855 --> 00:08:44,690
‫و پدربزرگم

165
00:08:44,690 --> 00:08:47,151
‫پدر پدربزرگم، خواهرهام

166
00:08:47,151 --> 00:08:49,987
‫یه عالمه عموزاده که حتی
‫اسم همه‌شون رو هم نمی‌دونم

167
00:08:50,988 --> 00:08:52,823
‫چقدر تاریخچه اینجا هست

168
00:08:52,823 --> 00:08:54,423
‫آره

169
00:08:56,452 --> 00:08:58,052
‫به چی فکر می‌کنی؟

170
00:08:59,080 --> 00:09:01,415
‫اوه... مطمئن نیستم دلت بخواد بشنوی

171
00:09:02,542 --> 00:09:04,669
‫هرچی تو فکرت باشه، دلم می‌خواد بشنومش

172
00:09:14,470 --> 00:09:18,391
‫حالا که سولیتانو رو دیدم
‫یا بهتره بگم حسش کردم...

173
00:09:19,934 --> 00:09:21,534
‫شاید حق با سیلوی بوده

174
00:09:22,270 --> 00:09:24,730
‫می‌دونم قصد داری شرکتتون رو
‫به جی‌وی‌ام‌ای بفروشی

175
00:09:24,730 --> 00:09:26,816
‫و بنظر من اشتباه بزرگیه

176
00:09:26,816 --> 00:09:28,776
‫خیلی‌خب، و...

177
00:09:30,027 --> 00:09:31,627
‫تو از کجا اینو می‌دونی؟

178
00:09:32,363 --> 00:09:33,963
‫خبرش پیچیده

179
00:09:34,490 --> 00:09:37,410
‫حقیقتش قبل از اینکه بیام اینجا
‫فکر نمی‌کردم به من مربوط باشه، ولی...

180
00:09:38,578 --> 00:09:42,873
‫اینجا و چیزی که خانواده‌ت ساختن خیلی خاصه

181
00:09:43,916 --> 00:09:45,668
‫هم خاصه هم توی دوران قدیم گیر کرده

182
00:09:47,461 --> 00:09:49,463
‫مادرم از تغییر خوشش نمیاد

183
00:09:50,548 --> 00:09:53,634
‫ولی من دلم نمی‌خواد دیده نشیم

184
00:09:53,634 --> 00:09:56,637
‫باید رشد کنیم
‫و جایگاه مهم‌تری در دنیا پیدا کنیم

185
00:09:56,637 --> 00:10:00,766
‫پس آره، جی‌وی‌ام‌ای پیشنهادی
‫بهمون داده که داریم بهش فکر می‌کنیم

186
00:10:02,184 --> 00:10:04,353
‫خواستن تا آخر هفته
‫جوابشون رو بدیم

187
00:10:04,353 --> 00:10:06,355
‫و می‌دونم خودم می‌خوام چه جوابی بدیم

188
00:10:06,355 --> 00:10:09,025
‫توی این دنیا چیزهای خیلی کمی
‫این شکلی باقی موندن

189
00:10:09,025 --> 00:10:12,445
‫شرکتتون روح داره
‫سر میز حسش کردم

190
00:10:12,445 --> 00:10:15,310
‫و... و توی کیفیت چیزهایی که تولید می‌کنین

191
00:10:15,334 --> 00:10:17,399
‫و اصلاً دلم نمی‌خواد ببینم از دستش میدین

192
00:10:17,908 --> 00:10:19,508
‫قصد ندارم از دستش بدیم

193
00:10:20,286 --> 00:10:23,706
‫می‌خوام تبدیل به یه برند واقعی
‫مثل پرادا یا گوچی بشیم

194
00:10:23,706 --> 00:10:26,042
‫و برای این‌کار، نیاز به پول داریم

195
00:10:26,042 --> 00:10:27,487
‫ولی من این آدما رو می‌شناسم، مارچلو

196
00:10:27,511 --> 00:10:29,003
‫و نمیشه بهشون اعتماد کرد

197
00:10:32,757 --> 00:10:34,383
‫باورم نمیشه دارم اینو میگم، ولی...

198
00:10:35,718 --> 00:10:37,845
‫حاضری با شرکت ما ملاقات کنی؟

199
00:10:42,183 --> 00:10:43,783
‫بازم همین شد

200
00:10:44,477 --> 00:10:45,978
‫برگشتیم سر صحبت در مورد کسب‌و‌کار

201
00:10:45,978 --> 00:10:49,565
‫فقط بخاطر این میگم چون واقعاً بهت
‫ اهمیت میدم و فکر می‌کنم می‌تونیم کمک کنیم

202
00:10:50,775 --> 00:10:52,375
‫حداقل پیشنهادمون رو بشنوین

203
00:10:53,653 --> 00:10:55,613
‫پیشنهاد تمام شرکت‌های
‫ایتالیایی رو رد کردیم

204
00:10:55,613 --> 00:10:57,865
‫اصلاً چرا باید به یه شرکت فرانسوی فکر کنیم؟

205
00:10:57,865 --> 00:10:59,465
‫چون...

206
00:11:00,451 --> 00:11:02,912
‫مثل شما، ما هم خاصیم

207
00:11:09,543 --> 00:11:11,143
‫امیلی...

208
00:11:12,755 --> 00:11:14,757
‫بنظرم اشتباه کردی اومدی اینجا

209
00:11:15,925 --> 00:11:17,525
‫متاسفم

210
00:11:17,885 --> 00:11:19,485
‫نه، من معذرت می‌خوام...

211
00:11:20,137 --> 00:11:21,972
‫نباید چیزی می‌گفتم
‫زیادی حرف زدم

212
00:11:21,972 --> 00:11:24,558
‫گاهی اوقات نمی‌تونم جلوی خودمو بگیرم

213
00:11:27,728 --> 00:11:30,398
‫بذار یکی رو پیدا کنم
‫که کمکت کنه برگردی رم، همم؟

214
00:11:38,697 --> 00:11:40,825
‫تبلیغ رنو 5، برداشت سوم

215
00:12:05,057 --> 00:12:06,657
‫کات!

216
00:12:07,309 --> 00:12:08,909
‫خوبه. یه بار دیگه می‌گیریم

217
00:12:10,438 --> 00:12:12,606
‫سلام سیلوی، چه سورپرایز خوشایندی

218
00:12:13,232 --> 00:12:14,832
‫چی شده اومدی رم؟

219
00:12:15,067 --> 00:12:16,861
‫خب، دیگه مطمئن نیستم

220
00:12:17,653 --> 00:12:19,488
‫دلیلش هرچی که بوده
‫از دیدنت خوشحالم

221
00:12:20,990 --> 00:12:24,034
‫یکی دو ساعت دیگه اینجا کار دارم
‫می‌تونی برگردی یا...؟

222
00:12:24,034 --> 00:12:25,634
‫نه، منتظر می‌مونم
‫منتظر می‌مونم

223
00:12:25,953 --> 00:12:28,247
‫خوبه برای یک‌بارم که شده
‫ببینم یکی دیگه داره کار می‌کنه

224
00:12:28,247 --> 00:12:29,847
‫برات یه صندلی میارم

225
00:12:30,374 --> 00:12:32,418
‫خیلی‌خب، یه صندلی برای خانم بیارین

226
00:12:32,418 --> 00:12:34,503
‫موتور وسپاها دیر حرکت کردن

227
00:12:34,503 --> 00:12:36,103
‫بیاین یه بار دیگه بگیریم!

228
00:12:37,798 --> 00:12:40,384
‫یه چیزی داره مدام
‫تو رو می‌کشونه رم، سیلوی

229
00:12:40,384 --> 00:12:42,052
‫معلوم نیست چیه؟

230
00:12:42,845 --> 00:12:45,306
‫دلم می‌خواد فکر کنم بخاطر منه. ولی نه

231
00:12:46,390 --> 00:12:47,990
‫این شهر دلتو برده

232
00:12:49,018 --> 00:12:51,437
‫یا شاید بیانگر شخصیه
‫که واقعاً دلت می‌خواد باشی

233
00:12:52,229 --> 00:12:53,230
‫چه شخصی؟

234
00:12:53,230 --> 00:12:54,148
‫یه هنرمند

235
00:12:54,148 --> 00:12:55,065
‫نه

236
00:12:55,065 --> 00:12:56,665
‫یه فیلم‌ساز؟

237
00:12:57,067 --> 00:13:00,362
‫بخاطر این توی کلاست شرکت کردم
‫چون تو و فیلم‌هات رو تحسین می‌کردم

238
00:13:01,447 --> 00:13:03,885
‫معلومه که می‌خواستم یاد بگیرم، ولی...

239
00:13:03,909 --> 00:13:06,118
‫یه رویای میانسالی بیشتر نبود

240
00:13:07,244 --> 00:13:08,204
‫که اینطور

241
00:13:08,204 --> 00:13:09,922
‫بعضی زن‌ها بوتاکس می‌کنن

242
00:13:09,946 --> 00:13:12,458
‫و بقیه‌ی زن‌ها توی رم سینما می‌خونن

243
00:13:13,334 --> 00:13:15,211
‫ببین، خودم می‌دونم توی چه کاری مهارت دارم

244
00:13:15,211 --> 00:13:16,921
‫و الان یه دفتر برای مدیریت کردن دارم

245
00:13:17,630 --> 00:13:19,757
‫خیلی چیزها مهم‌تر از کارن

246
00:13:21,133 --> 00:13:22,733
‫می‌دونم

247
00:13:23,177 --> 00:13:26,555
‫به دلایلی اومدن به اینجا
‫همینو بهم یادآوری می‌کنه

248
00:13:26,555 --> 00:13:29,808
‫امروز... به یه دختر آمریکایی
‫که برام کار می‌کنه گفتم

249
00:13:29,808 --> 00:13:33,479
‫عشق و عاشقیش رو قربانی بلندپروازی من کنه
‫که خیلی حرف اشتباهی بود

250
00:13:34,104 --> 00:13:35,704
‫و اون چیکار کرد؟

251
00:13:36,148 --> 00:13:38,484
‫قبول نکرد، که نباید هم می‌کرد

252
00:13:39,693 --> 00:13:42,613
‫ولی از وقتی بنگاه خودم رو باز کردم
‫زندگیم توی کارم خلاصه شده

253
00:13:42,613 --> 00:13:46,617
‫حتی با شوهرمم همکار شدم
‫که یه کلوپ توی پاریس افتتاح کرده

254
00:13:46,617 --> 00:13:48,285
‫- هنوزم با شوهرتی؟
‫- آره

255
00:13:53,916 --> 00:13:57,294
‫فکر کنم تو تنها مردی هستی
‫که تابحال بهش حسادت کرده

256
00:14:00,172 --> 00:14:02,007
‫و این چه معنایی
‫برای رابطه‌ی ما داره؟

257
00:14:03,133 --> 00:14:04,733
‫وقتی توی رم هستم...

258
00:14:21,860 --> 00:14:25,155
‫خیلی‌خب
‫ پذیرایی در اتاق ایتالیایی‌ها بهترینه

259
00:14:26,073 --> 00:14:29,201
‫خیلی خوشحالم اومدی

260
00:14:29,910 --> 00:14:33,122
‫خب؟ آقاپسر ایتالیایی چی شد؟

261
00:14:37,209 --> 00:14:39,461
‫به این زودی دورش خط کشیدی؟

262
00:14:39,461 --> 00:14:41,338
‫نه برعکسش پیش اومد

263
00:14:43,257 --> 00:14:44,857
‫بیا، بیا بریم بگردیم

264
00:14:51,599 --> 00:14:53,082
‫مدام به این فکر می‌کنم

265
00:14:53,106 --> 00:14:55,811
‫که کل این گندکاری یوروویژن تقصیر من بوده

266
00:14:55,811 --> 00:14:58,606
‫وقتی نیکو برات خرابش کرده
‫چطور می‌تونی همچین حرفی بزنی؟

267
00:14:58,606 --> 00:15:02,610
‫آره، خب، هربار ازش خواستم
‫منو انتخاب کنه، همین‌کارو ‌کرد

268
00:15:03,736 --> 00:15:07,281
‫باید می‌فهمیدم شهرت و آبروش
‫چقدر براش اهمیت داره

269
00:15:07,281 --> 00:15:10,034
‫نباید مجبور بشی
‫زندگیت یا حرفه‌ت رو تغییر بدی

270
00:15:10,034 --> 00:15:11,869
‫فقط برای اینکه یکی دیگه رو راضی کنی

271
00:15:11,869 --> 00:15:13,537
‫می‌دونم، و از کاری که کرد متنفرم

272
00:15:14,371 --> 00:15:18,083
‫ولی... می‌دونی چی بیشتر از همه دردناکه؟

273
00:15:18,083 --> 00:15:19,683
‫چی؟

274
00:15:20,461 --> 00:15:22,061
‫هنوزم عاشقشم

275
00:15:23,005 --> 00:15:24,465
‫اوه، می‌دونم اصلاً منطقی نیست

276
00:15:24,465 --> 00:15:26,065
‫نه، لازم نیست منطقی باشه

277
00:15:26,717 --> 00:15:29,208
‫ولی... یه نگاهی به اطرافمون بنداز

278
00:15:29,232 --> 00:15:30,888
‫محشر نیست؟

279
00:15:32,306 --> 00:15:33,682
‫آره واقعاً هست

280
00:15:33,682 --> 00:15:35,726
‫به این همه ساختمون‌ها و خرابه‌هایی

281
00:15:35,726 --> 00:15:38,228
‫که بعد از هزاران سال
‫هنوزم پابرجان فکر می‌کنم و...

282
00:15:38,228 --> 00:15:40,940
‫سعی می‌کنم
‫زندگی اون زمان مردم رو تصور کنم

283
00:15:42,358 --> 00:15:44,676
‫واقعاً باعث میشه بفهمی
‫مشکلاتت اونقدرام بزرگ نیست

284
00:15:45,069 --> 00:15:46,695
‫واقعاً خرابه‌های زیبایین

285
00:15:46,695 --> 00:15:48,295
‫دقیقاً

286
00:15:48,447 --> 00:15:53,452
‫و این شهر بخاطر تمام چیزهایی
‫که از سر گذرونده زیباتر و سرزنده‌تر شده

287
00:15:53,452 --> 00:15:55,412
‫بنظرم بخشی از جذبه‌ش بخاطر همینه

288
00:15:55,412 --> 00:15:57,012
‫اِم

289
00:15:57,790 --> 00:15:59,208
‫داشتم روی یه آهنگی کار می‌کردم

290
00:15:59,208 --> 00:16:01,627
‫فقط برای اینکه با احساساتم کنار بیام

291
00:16:01,627 --> 00:16:02,586
‫یه آهنگ نوشتی؟

292
00:16:02,586 --> 00:16:05,014
‫تقریباً، ولی گوش‌رُبایی به ذهنم نمیومد

293
00:16:05,038 --> 00:16:07,766
‫و چیزی که گفتی یه فکری به ذهنم انداخت

294
00:16:12,054 --> 00:16:13,654
‫زود باش، زود باش، بیا

295
00:16:13,847 --> 00:16:16,350
‫می‌تونی اینو با گوشیت ضبط کنی
‫تا شعرش یادم نره؟

296
00:16:16,350 --> 00:16:17,950
‫چیکار می‌کنی؟

297
00:16:18,227 --> 00:16:20,854
‫- شب بخیر. شب بخیر
‫- شب شما هم بخیر

298
00:16:20,854 --> 00:16:23,315
‫اشکال نداره یه دقیقه بشینم پشت پیانو؟

299
00:16:23,315 --> 00:16:25,025
‫می‌تونی تمام انعام‌هام رو نگه داری

300
00:16:25,609 --> 00:16:27,209
‫باشه

301
00:16:33,951 --> 00:16:35,551
‫خیلی‌خب

302
00:16:51,176 --> 00:16:54,471
‫♪ این شهر رو آجر به آجر ساختیم ♪

303
00:16:54,471 --> 00:16:58,600
‫♪ یجورایی بامزه‌ست، مگه نه؟ ♪

304
00:16:58,600 --> 00:17:03,147
‫♪ که تقریباً همه‌چی داشتیم ♪

305
00:17:05,232 --> 00:17:08,610
‫♪ تا جایی که جون داشتیم تلاش کردیم ♪

306
00:17:08,610 --> 00:17:12,239
‫♪ یه قلعه برای خودمون ساختیم ♪

307
00:17:12,239 --> 00:17:17,703
‫♪ ولی بعد شاهد سقوط این قلمرو بودیم ♪

308
00:17:23,042 --> 00:17:26,670
‫♪ گریه‌ست که بهمون یادآوری می‌کنه ♪

309
00:17:26,670 --> 00:17:29,798
‫♪ زنده‌ایم ♪

310
00:17:29,798 --> 00:17:33,510
‫♪ ترک‌هاست که به نور اجازه‌ی‌ تابیدن میده ♪

311
00:17:33,510 --> 00:17:38,849
‫♪ گاهی اوقات می‌تونم ♪

312
00:17:38,849 --> 00:17:42,394
‫♪ الماس‌ها رو بین گرد و خاک‌ها ببینم ♪

313
00:17:42,394 --> 00:17:48,150
‫♪ در خرابه‌هامون چیزهای زیبایی‌ پیدا میشه ♪

314
00:17:50,235 --> 00:17:53,572
‫♪ عزیزم، زندگی همینه ♪

315
00:17:53,572 --> 00:17:57,117
‫♪ یک در باز میشه و در دیگه‌ای بسته میشه ♪

316
00:17:57,117 --> 00:18:01,163
‫♪ آخر کار به هیچ عنوان غم‌انگیز نیست ♪

317
00:18:03,999 --> 00:18:07,419
‫♪ پس راحت باش و خداحافظی کن ♪

318
00:18:07,419 --> 00:18:10,672
‫♪ چون در ذهنم یه امپراتوری وجود داره ♪

319
00:18:10,672 --> 00:18:16,345
‫♪ و می‌تونم از نو بسازمش ♪

320
00:18:21,475 --> 00:18:25,145
‫♪ گریه‌ست که بهمون یادآوری می‌کنه ♪

321
00:18:25,145 --> 00:18:28,398
‫♪ زنده‌ایم ♪

322
00:18:28,398 --> 00:18:32,152
‫♪ ترک‌هاست که به نور اجازه‌ی‌ تابیدن میده ♪

323
00:18:32,152 --> 00:18:36,114
‫♪ گاهی اوقات می‌تونم ♪

324
00:18:36,114 --> 00:18:40,828
‫♪ الماس‌ها رو بین گرد و خاک‌ها ببینم ♪

325
00:18:40,828 --> 00:18:46,041
‫♪ در خرابه‌هامون چیزهای زیبایی‌ پیدا میشه ♪

326
00:19:20,868 --> 00:19:21,994
‫صبح بخیر

327
00:19:21,994 --> 00:19:23,370
‫صبح بخیر، امیلی

328
00:19:23,370 --> 00:19:24,970
‫قراره به خواسته‌ت برسی

329
00:19:25,372 --> 00:19:27,124
‫فردا باهاتون ملاقات می‌کنیم

330
00:19:28,125 --> 00:19:30,502
‫خدایا، عالیه

331
00:19:30,502 --> 00:19:32,102
‫چی... چی شد نظرت عوض شد؟

332
00:19:32,546 --> 00:19:37,009
‫مادرم حرف‌هات رو شنید
‫و مشتاقه پیشنهادتون رو بشنوه

333
00:19:37,009 --> 00:19:39,261
‫ولی شخصاً دلیلی نمی‌بینم
‫که بخوایم با شرکتی ملاقات کنیم

334
00:19:39,261 --> 00:19:41,096
‫که حتی توی رم دفتر هم نداره

335
00:19:42,472 --> 00:19:43,765
‫دفتر که داریم

336
00:19:43,765 --> 00:19:45,475
‫داریم. یه دفتر توی رم داریم

337
00:19:46,268 --> 00:19:48,353
‫باواتزا یکی از مشتری‌هامونه، یادته؟

338
00:19:48,354 --> 00:19:51,648
‫عه، یکی دیگه از چیزهایی
‫که بهم نگفته بودی

339
00:19:51,648 --> 00:19:55,903
‫خب، پس آدرس رو برام بفرست
‫و فردا میایم دیدنتون. ساعت 1

340
00:19:57,321 --> 00:19:59,031
‫عالیه. چشم، می‌فرستم

341
00:19:59,781 --> 00:20:03,869
‫خیلی زود آدرسش رو برات می‌فرستم
‫یه دنیا ممنون

342
00:20:08,582 --> 00:20:10,500
‫لطفاً بگو امروز مجبور نیستی بری سر کار

343
00:20:12,002 --> 00:20:14,046
‫هرکاری لازم بوده انجام بدم رو لغو کردم

344
00:20:15,047 --> 00:20:16,647
‫خوبه

345
00:20:17,758 --> 00:20:20,302
‫خیلی دلم می‌خواد توی شهر بچرخم

346
00:20:20,302 --> 00:20:22,638
‫پاستا بخورم و عشقبازی کنم

347
00:20:24,014 --> 00:20:25,614
‫از خدامه...

348
00:20:29,561 --> 00:20:32,689
‫بذار این مزاحم رو بفرستم رد کارش
‫زود حرفتو بزن، امیلی

349
00:20:32,689 --> 00:20:36,276
‫یه جلسه جور کردم
‫نمی‌دونم چطوری تونستم، ولی تونستم

350
00:20:37,277 --> 00:20:38,987
‫چی؟ عالیه!

351
00:20:38,987 --> 00:20:40,587
‫کی و کجا؟

352
00:20:42,074 --> 00:20:44,618
‫ساعت 1 بعدازظهر فردا
‫توی دفترمون توی رم

353
00:20:46,245 --> 00:20:47,454
‫جانم؟

354
00:20:47,454 --> 00:20:49,915
‫می‌دونم، ولی اگر دفتر نداشته باشیم
‫چرا باید استخداممون کنن؟

355
00:20:50,874 --> 00:20:52,474
‫پس جورش می‌کنیم

356
00:20:53,001 --> 00:20:54,002
‫ببخشید، عزیزم

357
00:20:54,002 --> 00:20:56,255
‫بیست و چهار ساعت وقت دارم
‫یه ارائه سرهم کنم

358
00:20:56,255 --> 00:20:57,855
‫و یه دفتر توی رم پیدا کنم

359
00:21:04,096 --> 00:21:05,696
‫چی شده؟

360
00:21:06,181 --> 00:21:08,767
‫شاید خود پسره رو از دست داده باشم
‫ولی یه جلسه جور کردم

361
00:21:08,767 --> 00:21:10,602
‫عه، ایول "اِم"، حرف نداره

362
00:21:10,602 --> 00:21:12,202
‫آره، زندگیم همیشه همین بوده

363
00:21:13,355 --> 00:21:14,955
‫یا خدا

364
00:21:15,983 --> 00:21:18,068
‫- یا خدا، باورم نمیشه
‫- چی شده؟

365
00:21:18,068 --> 00:21:20,862
‫ویدئوی خوندنم توی میدون ترکونده

366
00:21:20,862 --> 00:21:21,780
‫توی اکانت من؟

367
00:21:21,780 --> 00:21:24,741
‫نه، یه توریست توی تیک‌تاک پستش کرده

368
00:21:26,034 --> 00:21:27,536
‫- اگر بگم باورت نمیشه
‫- چی شده؟

369
00:21:27,536 --> 00:21:29,997
‫از "ستاره‌ی پاپ چینی" بهم پیام دادن

370
00:21:29,997 --> 00:21:32,291
‫ازم می‌خوان به عنوان داور برگردم

371
00:21:32,291 --> 00:21:35,544
‫و می‌خوان این آهنگ رو اجرا کنم
‫حتی هنوز اسم هم نداره

372
00:21:37,629 --> 00:21:39,172
‫"خرابه‌های زیبا" چطوره؟

373
00:21:39,172 --> 00:21:40,841
‫"خرابه‌های زیبا"

374
00:21:41,967 --> 00:21:46,388
‫حرف نداره. خدایا
‫این حتی از یوروویژن هم بهتره

375
00:21:46,388 --> 00:21:48,765
‫باید با پرواز بعدی برم پاریس

376
00:21:48,765 --> 00:21:50,726
‫امیلی، آبروی رفته‌م برگشت

377
00:21:57,274 --> 00:22:01,320
‫قراره هتل بولگاری بعدی رو طراحی کنیم

378
00:22:01,320 --> 00:22:03,947
‫نه رختکن مردونه‌ی استادیوم یانکی‌ها

379
00:22:03,947 --> 00:22:06,908
‫ای بابا! فکرتونو به کار بندازین

380
00:22:06,908 --> 00:22:10,454
‫وقتی مهمان میاد توی لابی
‫می‌خوام نفسش در سینه حبس بشه

381
00:22:12,122 --> 00:22:15,917
‫بخاطر زیبایی همه‌چی
‫نفسش در سینه حبس بشه

382
00:22:15,917 --> 00:22:17,461
‫اینو توی هیچکدوم از اینا نمی‌بینم

383
00:22:17,461 --> 00:22:19,379
‫ببخشیدا

384
00:22:20,047 --> 00:22:22,466
‫زمانی که از فروشگاه‌های خیریه
‫خرید می‌کرد می‌شناختمش

385
00:22:23,300 --> 00:22:24,900
‫سیلوی گراتو

386
00:22:26,595 --> 00:22:29,181
‫باورم نمیشه، مثل همیشه زیبایی

387
00:22:29,181 --> 00:22:30,974
‫محشر شدی، عزیزدلم

388
00:22:30,974 --> 00:22:32,574
‫توام همینطور

389
00:22:33,810 --> 00:22:35,687
‫به تیم نابغه‌م سلام کن

390
00:22:35,687 --> 00:22:37,564
‫تیم رویایی خودم

391
00:22:38,356 --> 00:22:41,943
‫این آخرین زنیه که باهاش خوابیدم

392
00:22:43,236 --> 00:22:45,030
‫قبل از اینکه
‫ شروع کنم به خوابیدن با مردها

393
00:22:45,614 --> 00:22:48,617
‫از قدیم نمی‌دونستم
‫ اینو توهین حساب کنم یا تعریف

394
00:22:50,368 --> 00:22:51,578
‫اوه، خیلی خوشحالم می‌بینمت

395
00:22:51,578 --> 00:22:52,496
‫منم همینطور

396
00:22:52,496 --> 00:22:53,955
‫چی شده اومدی رم؟

397
00:22:53,955 --> 00:22:56,917
‫برای کارم اومدم
‫و ازت می‌خوام یه لطف کوچولو بهم بکنی

398
00:22:56,917 --> 00:22:58,627
‫اوه، حتماً. هرچی باشه رو چشم می‌ذارم

399
00:22:58,627 --> 00:23:02,589
‫برای یه جلسه‌ی مهم که فردا دارم
‫دنبال یه دفتر خوشگل می‌گردم

400
00:23:02,589 --> 00:23:03,965
‫باعث افتخارمه

401
00:23:03,965 --> 00:23:06,093
‫توی این ساختمون تا دلت بخواد دفتر هست

402
00:23:06,093 --> 00:23:08,887
‫راستش، همینجا عالیه

403
00:23:08,887 --> 00:23:10,597
‫- دفتر من؟
‫- اوهوم

404
00:23:10,597 --> 00:23:11,890
‫فقط برای بعدازظهر

405
00:23:11,890 --> 00:23:13,266
‫و یه چیز دیگه

406
00:23:13,266 --> 00:23:16,686
‫میشه اسم "شرکت طراحی
‫جورجیو باربیری" رو از دم در برداری؟

407
00:23:16,686 --> 00:23:19,981
‫قراره اینجا دفتر بنگاه گراتو توی رم باشه

408
00:23:19,981 --> 00:23:23,318
‫خب، واقعاً تغییر نکردی، مگه نه؟

409
00:23:23,318 --> 00:23:26,029
‫نه. نه از وقتی که تو رو تغییر دادم

410
00:23:32,202 --> 00:23:34,329
‫میرم ناهار بخورم و ممکنه یکم طول بکشه

411
00:23:34,329 --> 00:23:36,581
‫- پس میشه تماس‌هام رو برام نگه داری؟
‫- حتماً

412
00:23:36,581 --> 00:23:38,959
‫وقتی گربه نیست، موش‌ها بازیگوشی می‌کنن

413
00:23:38,959 --> 00:23:40,460
‫جانم؟

414
00:23:40,460 --> 00:23:41,586
‫یه اصطلاحه

415
00:23:41,586 --> 00:23:45,173
‫دو بلیط توی پرواز بعدی
‫به مقصد رم بگیر. زود باش

416
00:23:45,173 --> 00:23:46,133
‫چی شده؟

417
00:23:46,133 --> 00:23:50,137
‫داشتم با سیلوی حرف می‌زدم. وسایلت رو جمع کن
‫می‌خواد برای یه جلسه بریم رم

418
00:23:50,137 --> 00:23:51,638
‫- رم؟ محشره!
‫- آره

419
00:23:51,638 --> 00:23:53,765
‫وسایل لازم ندارم
‫همونجا میرم خرید

420
00:23:53,765 --> 00:23:55,809
‫ولی یه مشکل کوچولو هست
‫باید هم‌اتاقی باشیم

421
00:23:55,809 --> 00:23:56,726
‫- نه
‫- آره

422
00:23:56,726 --> 00:24:00,772
‫اتاقش دوتخته‌ست
‫ولی نبینم مردهای غریبه رو بیاری اتاق

423
00:24:00,772 --> 00:24:02,023
‫چه فکری در موردم کردی؟

424
00:24:02,023 --> 00:24:04,109
‫خیلی خوب می‌شناسمت

425
00:24:12,200 --> 00:24:14,870
‫هنوزم با شعار
‫این کارزار تبلیغاتی موافق نیستم

426
00:24:14,870 --> 00:24:17,831
‫"ایتالیایی‌ها کارشون بهتره"
‫بنظر من که حرف نداره

427
00:24:17,831 --> 00:24:21,418
‫و از هیچی که بهتره
‫چون وقتی رسیدیم هیچی نداشتیم

428
00:24:21,418 --> 00:24:24,838
‫اینو فعلاً بذاریم کنار
‫قراره امروز خودمون رو تبلیغ کنیم

429
00:24:25,463 --> 00:24:29,301
‫رویام به حقیقت پیوست
‫بالاخره یه دفتر توی رم گیر آوردیم

430
00:24:29,301 --> 00:24:32,470
‫فقط برای امروز بعدازظهر
‫بهش عادت نکنین

431
00:24:41,146 --> 00:24:43,148
‫خب، خیلی ممنون که تشریف آوردین

432
00:24:43,148 --> 00:24:46,359
‫دیدنتون واقعاً باعث افتخاره، خانم موراتوری

433
00:24:46,359 --> 00:24:48,445
‫افتخار واقعاً بزرگیه

434
00:24:48,445 --> 00:24:51,406
‫خیلی لطف دارین
‫ولی لطفاً فعلاً ازمون تشکر نکنین

435
00:24:52,073 --> 00:24:55,493
‫همونطور که به امیلی گفتم
‫تابحال شرکت‌مون رو تبلیغ نکردیم

436
00:24:55,493 --> 00:24:59,080
‫و مطمئن نیستم
‫الانم آماده‌ی این‌کار باشیم

437
00:24:59,080 --> 00:25:01,458
‫خب، بنظر من می‌تونین
‫همه‌چیز رو با هم داشته باشین

438
00:25:02,125 --> 00:25:05,170
‫می‌تونین شرکتتون رو کوچیک و مستقل نگه دارین

439
00:25:05,170 --> 00:25:07,005
‫ولی خودتون رو به کل دنیا نشون بدین

440
00:25:07,005 --> 00:25:10,550
‫حتی اگر بخوایم یه شرکت تبلیغاتی استخدام
‫ کنیم، چرا بریم سراغ یه شرکت فرانسوی؟

441
00:25:11,218 --> 00:25:14,095
‫ما... ما دید تازه‌ای داریم

442
00:25:14,804 --> 00:25:17,432
‫می‌دونیم ایتالیایی‌ها کارشون بهتره

443
00:25:22,354 --> 00:25:24,231
‫- معلومه که کارمون بهتره
‫- آره

444
00:25:24,231 --> 00:25:25,831
‫واضحه دیگه، مگه نه؟

445
00:25:30,570 --> 00:25:32,447
‫"ایتالیایی‌ها کارشون بهتره"
‫ شعار تبلیغاتی‌مون نیست

446
00:25:32,447 --> 00:25:33,698
‫- نه
‫- نه

447
00:25:33,698 --> 00:25:34,616
‫نه

448
00:25:34,616 --> 00:25:37,619
‫آره. می‌دونم که موراتوری
‫تابحال تبلیغ نکرده

449
00:25:37,619 --> 00:25:41,081
‫ولی... ولی یه ایده برای
‫یه کارزار تبلیغاتی نامحسوس دارم

450
00:25:41,081 --> 00:25:43,083
‫هیچی در مورد برند نمی‌گیم

451
00:25:43,083 --> 00:25:45,866
‫لباس‌هاتون رو تبلیغ نکنین

452
00:25:45,890 --> 00:25:48,672
‫روش زندگی‌تون رو تبلیغ کنین

453
00:25:48,672 --> 00:25:51,716
‫خانواده، شادی، جامعه

454
00:25:52,342 --> 00:25:55,971
‫و پایین سمت راست تصویر
‫می‌نویسیم اومبرتو موراتوری

455
00:25:56,596 --> 00:26:00,350
‫و اونقدر کوچیک می‌نویسیمش
‫که برای دیدنش باید خم بشی

456
00:26:02,519 --> 00:26:06,773
‫خب... تمام اینا خیلی جالبه، ولی...

457
00:26:08,858 --> 00:26:10,318
‫نمی‌تونین از پاریس بیاین

458
00:26:10,318 --> 00:26:13,363
‫و سعی کنین
‫سر یه زن ایتالیایی رو شیره بمالین

459
00:26:13,989 --> 00:26:16,283
‫فکر نکنم منظورتون رو متوجه شده باشم

460
00:26:16,283 --> 00:26:19,619
‫بنگاه تبلیغاتی گراتو
‫توی رم دفتر نداره

461
00:26:19,619 --> 00:26:22,205
‫اینجا دفتر "جورجیو باربیری"ـه

462
00:26:22,205 --> 00:26:23,805
‫چی؟ جانم؟

463
00:26:25,208 --> 00:26:28,503
‫جورجیو... ببخشید، جورجیو کی؟
‫تابحال اسمشو نشنیدیم

464
00:26:29,629 --> 00:26:32,507
‫فکر کنم ایشون یه دفتر بزرگ‌تر گرفته
‫آره. فکر کنم...

465
00:26:32,507 --> 00:26:34,634
‫خواهشاً بس کنین

466
00:26:34,634 --> 00:26:36,261
‫توی رم، همه‌مون همدیگه رو می‌شناسیم

467
00:26:37,804 --> 00:26:38,805
‫درواقع...

468
00:26:38,805 --> 00:26:40,708
‫قبل از اینکه با مردها بخوابه

469
00:26:40,732 --> 00:26:42,976
‫من آخرین زنی بودم که باهاش خوابید

470
00:26:42,976 --> 00:26:44,728
‫- جانم؟
‫- اوهوم

471
00:26:44,728 --> 00:26:48,523
‫خب، توی این مورد
‫ حافظه‌م چندان یاری نمی‌کنه

472
00:26:48,523 --> 00:26:53,445
‫نگفته بودی جلسه‌ت با "آنتونیا موراتوری"ـه

473
00:26:54,988 --> 00:26:57,449
‫وگرنه بهت می‌گفتم
‫داری وقتتو تلف می‌کنی

474
00:27:01,036 --> 00:27:03,705
‫صبر کن، آنتونیا...
‫ببخشید، خانم موراتوری

475
00:27:04,497 --> 00:27:06,715
‫مثل شما، منم حاضرم هرکاری بکنم

476
00:27:06,739 --> 00:27:09,627
‫که برای افرادی که برام اهمیت دارن کار کنم

477
00:27:10,545 --> 00:27:14,257
‫چون وقتی اهمیت میدی
‫اسمش عشقه، نه کار

478
00:27:15,467 --> 00:27:17,218
‫پس درکم می‌کنی

479
00:27:17,218 --> 00:27:18,818
‫ما رو درک می‌کنی

480
00:27:20,221 --> 00:27:22,557
‫و منم مارچلو رو درک می‌کنم

481
00:27:22,557 --> 00:27:24,517
‫می‌خواد دنیا رو تصاحب کنه

482
00:27:24,517 --> 00:27:28,146
‫شخصاً همچین بلندپروازی‌ای ندارم
‫ولی نیاز به پول داریم

483
00:27:29,272 --> 00:27:32,377
‫و فکر نکنم شرایطم جوری باشه...

484
00:27:32,401 --> 00:27:34,986
‫که دیگه بتونم سختگیری کنم

485
00:27:36,321 --> 00:27:37,921
‫شش ماه بهمون وقت بدین

486
00:27:54,798 --> 00:27:57,258
‫شش ساله مالیات ندادم

487
00:27:58,218 --> 00:28:00,637
‫پس، شش ماه که چیزی نیست

488
00:28:00,637 --> 00:28:02,587
‫مامان، ممکنه تا 6 ماه دیگه

489
00:28:02,611 --> 00:28:05,392
‫جی‌وی‌ام‌ای پیشنهادش رو پس گرفته باشه

490
00:28:05,392 --> 00:28:08,186
‫اگر واقعاً ما رو بخوان
‫برامون صبر می‌کنن

491
00:28:08,186 --> 00:28:09,786
‫بهتون شش ماه وقت میدیم

492
00:28:10,146 --> 00:28:11,439
‫آنتونیا

493
00:28:11,439 --> 00:28:13,525
‫بی‌صبرانه مشتاق همکاری باهاتون هستم

494
00:28:15,819 --> 00:28:18,279
‫امشب یه مهمونی می‌گیرم

495
00:28:18,279 --> 00:28:21,533
‫که کنار هم بودن دو زن موردعلاقه‌م
‫ توی رم رو جشن بگیرم

496
00:28:23,660 --> 00:28:25,260
‫پس در نهایت

497
00:28:25,829 --> 00:28:28,456
‫واقعاً برای کسب‌و‌کار اومده بودی، نه من

498
00:28:29,374 --> 00:28:31,167
‫بهت که گفتم اینطوری نیست

499
00:28:31,167 --> 00:28:34,003
‫تبریک میگم. به چیزی که می‌خواستی رسیدی

500
00:28:37,549 --> 00:28:39,149
‫مارچلو

501
00:28:40,802 --> 00:28:42,402
‫شرمنده

502
00:28:50,270 --> 00:28:51,870
‫بنگاه گراتو بفرمایید

503
00:28:59,320 --> 00:29:00,920
‫یا خدا! یا خدا!

504
00:29:01,531 --> 00:29:03,241
‫فوق العاده‌ست!

505
00:29:03,241 --> 00:29:04,841
‫نه، نه، بهش میگم!

506
00:29:05,034 --> 00:29:06,953
‫ممنونم. خیلی...
‫خیلی خیلی ممنونم

507
00:29:06,953 --> 00:29:08,553
‫ممنونم. خداحافظ!

508
00:29:10,790 --> 00:29:12,390
‫گابریل!

509
00:29:14,753 --> 00:29:18,131
‫گابریل، خبرهای خیلی مهمی دارم

510
00:29:18,131 --> 00:29:21,926
‫از میشلن زنگ زدن
‫و گفتن قراره امشب ستاره‌هاشون رو اعلام کنن

511
00:29:22,510 --> 00:29:24,110
‫و قراره یکی بهت بدن

512
00:29:24,971 --> 00:29:26,431
‫نه، حقیقت نداره

513
00:29:26,431 --> 00:29:28,516
‫ماریان کلاهبردار بود
‫یکی داره سربه‌سرت می‌ذاره

514
00:29:28,516 --> 00:29:30,977
‫نه، نه، نه، واقعیه، خب؟
‫قول میدم

515
00:29:30,977 --> 00:29:33,938
‫با خود طرف صحبت کردم، رجیس لامبارد

516
00:29:34,564 --> 00:29:36,316
‫برای میشلن کار می‌کنه، واقعیه

517
00:29:37,025 --> 00:29:39,319
‫امیلی کجاست؟
‫اون باید همچین چیزی رو بهم بگه

518
00:29:39,319 --> 00:29:41,446
‫رفت رم دیدن اون یارو که باهاش رابطه داره

519
00:29:44,449 --> 00:29:46,409
‫ببین، می‌دونم چقدر منتظر این لحظه بودی

520
00:29:47,243 --> 00:29:51,414
‫و واقعاً لیاقتش رو داری
‫باید جشن بگیریم. همین امشب

521
00:29:53,124 --> 00:29:54,501
‫می‌دونی چیه؟ آره

522
00:29:54,501 --> 00:29:56,101
‫آره، می‌گیریم. قطعاً جشن می‌گیریم

523
00:29:57,462 --> 00:29:59,339
‫خیلی... خیلی بهت افتخار می‌کنم

524
00:30:03,426 --> 00:30:05,762
‫خیلی‌خب. امشب می‌بینمت

525
00:30:05,762 --> 00:30:07,764
‫گوشیم همین الانشم
‫داره مدام زنگ می‌خوره

526
00:30:07,764 --> 00:30:09,098
‫امشب می‌بینمت

527
00:30:09,098 --> 00:30:11,226
‫باشه، بعداً می‌بینمت

528
00:30:20,527 --> 00:30:23,446
‫ببخشید، ببخشید
‫ببخشید، دوستان!

529
00:30:24,489 --> 00:30:26,074
‫یه لحظه گوش بدین لطفاً

530
00:30:26,074 --> 00:30:31,955
‫می‌خوام به افتخار
‫دو زن قدرتمند بنوشیم

531
00:30:33,122 --> 00:30:36,209
‫بیا بگیم سه زن قدرتمند

532
00:30:36,918 --> 00:30:38,962
‫بدون امیلی الان اینجا نبودیم

533
00:30:38,962 --> 00:30:41,422
‫به افتخار سه زن قدرتمند!

534
00:30:58,815 --> 00:31:01,526
‫این قیافه‌ت رو خوب می‌شناسم
‫چی شده؟

535
00:31:02,193 --> 00:31:05,280
‫خب، شاید متوجه نشدی
‫ولی جای یه نفر خالیه

536
00:31:06,322 --> 00:31:07,922
‫مارچلو

537
00:31:09,993 --> 00:31:13,955
‫اشکال نداره. گمونم توی کار خوش‌شانسم
‫و توی عشق و عاشقی بدشانس

538
00:31:16,082 --> 00:31:18,251
‫امیلی، واقعاً معذرت می‌خوام
‫نمی‌خواستم...

539
00:31:18,251 --> 00:31:21,129
‫چرا، می‌خواستی. و برات مهم نبود

540
00:31:23,631 --> 00:31:25,341
‫ولی در نهایت، خودم تصمیمش رو گرفتم

541
00:31:25,341 --> 00:31:27,927
‫فقط... مطمئن نیستم
‫تصمیم درستی گرفتم یا نه

542
00:31:35,018 --> 00:31:36,618
‫یا شایدم تصمیم درستی گرفتی

543
00:31:49,782 --> 00:31:53,036
‫« لوران: من پاریسم. تو کجایی؟ »

544
00:31:53,036 --> 00:31:55,371
‫« رم »

545
00:31:56,247 --> 00:31:58,416
‫« زودی برگرد. دلم برات تنگ شده »

546
00:32:10,428 --> 00:32:14,641
‫« یه سری کار اینجا دارم که آخراشه
‫بزودی برمی‌گردم عزیزم »

547
00:32:15,308 --> 00:32:17,644
‫- سلام
‫- سلام

548
00:32:24,901 --> 00:32:29,113
‫نگران بودم
‫که نکنه بخاطر ناراحتیت از من نیای

549
00:32:30,156 --> 00:32:34,118
‫مادرم بهم گفت ازشون خواستی
‫هیچ ارتباطی با تبلیغات ما نداشته باشی

550
00:32:35,870 --> 00:32:37,470
‫برای همین اومدم دلیلشو ازت بپرسم

551
00:32:39,082 --> 00:32:41,668
‫نمی‌خوام باهات کار کنم، مارچلو

552
00:32:43,419 --> 00:32:45,019
‫می‌خوام با خودت باشم

553
00:32:47,924 --> 00:32:49,592
‫فردا برمی‌گردم پاریس

554
00:32:52,220 --> 00:32:57,809
‫در این‌صورت، بهتره از آخرین شبمون توی رم
‫نهایت استفاده رو ببریم

555
00:33:22,375 --> 00:33:23,209
‫ببخشید

556
00:33:23,209 --> 00:33:24,335
‫سرآشپز گابریل

557
00:33:24,335 --> 00:33:26,963
‫تا الان 3 بار اینجا غذا خوردم

558
00:33:26,963 --> 00:33:30,633
‫و هر تجربه‌م از قبلی بهتر بوده

559
00:33:30,633 --> 00:33:32,301
‫ببخشید. شما؟

560
00:33:32,301 --> 00:33:36,055
‫یه آدم معمولیم
‫که از یه غذای خوب لذت می‌بره

561
00:33:37,306 --> 00:33:38,975
‫و هیچ پارتی‌بازی‌ای رو قبول نمی‌کنه

562
00:33:41,144 --> 00:33:42,744
‫تبریک میگم، رفیق

563
00:33:44,480 --> 00:33:47,692
‫همیشه می‌دونستم توانشو داری
‫این دماغم خوب بلده استعداد بو بکشه

564
00:33:47,692 --> 00:33:50,486
‫این متعلق به شماها هم هست، شریک‌های خودم

565
00:33:51,195 --> 00:33:53,865
‫بدون ایمان و باوری که بهم داشتین
‫از پسش برنمیومدم

566
00:33:53,865 --> 00:33:56,200
‫- آره، و پول انتوان
‫- آره

567
00:33:56,993 --> 00:33:58,161
‫با اینکه داریم ضرر می‌کنیم

568
00:33:58,161 --> 00:34:00,288
‫هنوزم لذت‌بخش‌ترین سرمایه‌گذاریه
‫که تابحال کردم

569
00:34:00,955 --> 00:34:03,499
‫آره، ولی ممکنه بعد از این
‫شرایط عوض بشه

570
00:34:03,499 --> 00:34:05,099
‫پول میاد اونم چه پولی!

571
00:34:05,293 --> 00:34:08,421
‫بعد از این همه مدت
‫باورم نمیشه ستاره واقعیه

572
00:34:09,922 --> 00:34:11,522
‫ای‌کاش امیلی هم بود

573
00:34:11,883 --> 00:34:13,551
‫جاش خیلی خالیه

574
00:34:14,510 --> 00:34:16,387
‫- تبریک میگم
‫- ممنون

575
00:34:17,221 --> 00:34:21,476
‫خیلی خیلی برات خوشحالم
‫بنظرم واقعاً نابغه‌ای

576
00:34:22,894 --> 00:34:24,494
‫ممنون

577
00:34:24,729 --> 00:34:25,855
‫ممنون

578
00:34:25,855 --> 00:34:28,149
‫- ظاهراً جاش رو خیلی خوب پر کرده
‫- آره

579
00:34:28,149 --> 00:34:30,026
‫میشه... میشه یه لحظه باهات صحبت کنم؟

580
00:34:30,026 --> 00:34:31,626
‫آره، معلومه

581
00:34:35,406 --> 00:34:38,701
‫ژنویو، ببین
‫نمی‌خوام با خودت فکر اشتباه بکنی

582
00:34:39,744 --> 00:34:41,746
‫اون شب یکم زیاده‌روی کردیم

583
00:34:41,746 --> 00:34:44,082
‫ولی یه لحظه بیشتر نبود، همین

584
00:34:45,583 --> 00:34:47,668
‫تو همسایمی و... دوستم

585
00:34:49,128 --> 00:34:51,464
‫و از الان کسی هستی
‫که قراره باهاش کار کنم، پس...

586
00:34:52,173 --> 00:34:53,841
‫بیا در همین حد نگهش داریم، باشه؟

587
00:34:55,176 --> 00:34:56,844
‫باشه، حتماً

588
00:34:58,554 --> 00:35:01,432
‫خوبه. خوشحالم سوءتفاهمی این وسط نیست

589
00:35:04,102 --> 00:35:05,702
‫ببخشید

590
00:35:15,822 --> 00:35:17,573
‫<i>سلام، امیلی کوپر هستم</i>

591
00:35:17,573 --> 00:35:19,408
‫<i>خودتون می‌دونین بعد از صدای بوق
‫باید چیکار کنین</i>

592
00:35:20,451 --> 00:35:22,495
‫امیلی، منم

593
00:35:23,830 --> 00:35:26,916
‫بالاخره اتفاق افتاد. ستاره رو گرفتم

594
00:35:32,213 --> 00:35:33,813
‫خیلی ازت ممنونم

595
00:35:37,301 --> 00:35:38,901
‫بابت همه‌چی

596
00:35:45,226 --> 00:35:48,020
‫خب، کی دوباره می‌تونم ببینمت؟

597
00:35:48,980 --> 00:35:51,983
‫اوه، بستگی داره
‫کی برمی‌گردی پاریس؟

598
00:35:51,983 --> 00:35:55,695
‫بزودی، ولی حالا برای برگشتن به رم
‫یه عالمه بهونه‌های خوب داری

599
00:35:55,695 --> 00:35:59,824
‫خب، به شرطی که فقط من باشم و تو و پاستا

600
00:36:01,033 --> 00:36:02,702
‫عشق و حال سه نفره

601
00:36:02,702 --> 00:36:05,079
‫نمی‌دونستم از اونجور دخترایی

602
00:36:10,084 --> 00:36:11,684
‫خداحافظ، خوشگله

603
00:36:24,182 --> 00:36:25,183
‫ها؟

604
00:36:28,186 --> 00:36:30,021
‫<i>امیلی، منم</i>

605
00:36:30,021 --> 00:36:32,899
‫<i>بالاخره اتفاق افتاد. ستاره رو گرفتم</i>

606
00:36:33,983 --> 00:36:36,027
‫<i>خیلی ازت ممنونم. بابت همه‌چی</i>

607
00:36:36,903 --> 00:36:38,503
‫ایول!

608
00:36:40,364 --> 00:36:42,575
‫ببخشید دیر کردم
‫ولی خبرهای مهمی دارم

609
00:36:42,575 --> 00:36:45,828
‫گابریل ستاره‌ی میشلنش رو گرفت
‫و این‌دفعه واقعیه

610
00:36:45,828 --> 00:36:47,872
‫و طبیعتاً براش خوشحالیم

611
00:36:47,872 --> 00:36:49,624
‫ولی بیاین در مورد
‫موضوع اصلی‌مون صحبت کنیم

612
00:36:50,875 --> 00:36:54,378
‫بنگاه گراتو قراره رسماً
‫یه دفتر توی رم باز کنه

613
00:36:54,378 --> 00:36:56,088
‫و برای مدیریتش به یکی نیاز داریم

614
00:36:56,088 --> 00:36:57,688
‫من داوطلب میشم

615
00:36:58,674 --> 00:37:00,551
‫قطعاً باید من باشم

616
00:37:00,551 --> 00:37:04,513
‫زبون ایتالیاییم حرف نداره
‫و باتجربه‌ترین شخص دور این میزم

617
00:37:04,513 --> 00:37:06,724
‫دقیقاً برای همین
‫توی پاریس بهت نیاز دارم

618
00:37:06,724 --> 00:37:08,976
‫پس من می‌مونم. از وقتی بعد از دانشگاه

619
00:37:08,976 --> 00:37:10,770
‫یه تابستون اینجا مسئول نگهداری

620
00:37:10,770 --> 00:37:13,481
‫از یکی از سگ‌های ولنتینو
‫به اسم مارگو بودم رم جزو رویاهام بوده

621
00:37:13,481 --> 00:37:14,482
‫واقعاً؟

622
00:37:14,482 --> 00:37:17,276
‫واقعاً. سه ماه تمام پر بود
‫از زرق و برق و یه زیرزمین

623
00:37:17,276 --> 00:37:18,986
‫دنیای مد خلاصه‌ش میشه همین

624
00:37:18,986 --> 00:37:21,280
‫خب، یه آدم خیلی مهم یادتون نرفته؟

625
00:37:23,616 --> 00:37:25,216
‫من

626
00:37:25,409 --> 00:37:29,497
‫منم ایتالیایی بلدم
‫و قدیما زندگی پرماجرایی اینجا داشتم

627
00:37:31,040 --> 00:37:33,459
‫ولی باید کاری که
‫به نفع مشتری‌مون هست رو انجام بدم

628
00:37:34,710 --> 00:37:37,213
‫و به همین دلیل، از...

629
00:37:38,589 --> 00:37:41,550
‫امیلی می‌خوام توی رم بمونه
‫ و مسئول دفتر اینجا باشه

630
00:37:42,385 --> 00:37:44,887
‫- چی؟
‫- وایسا ببینم. من؟ چرا؟

631
00:37:44,887 --> 00:37:47,848
‫خب، آنتونیا تحت تاثیر کاری
‫که توی جلسه انجام دادی قرار گرفت

632
00:37:47,848 --> 00:37:51,727
‫و به این شرط باهامون قرارداد بست
‫که بمونی و مسئول تبلیغاتشون باشی

633
00:37:52,728 --> 00:37:53,688
‫اون خواست؟ یا پسرش؟

634
00:37:53,688 --> 00:37:55,523
‫امیلی که اصلاً ایتالیایی بلد نیست

635
00:37:55,523 --> 00:37:57,316
‫عجب گیری کردیما! این دیگه چه وضعشه!

636
00:37:57,316 --> 00:38:00,861
‫امیلی فرانسوی هم بلد نیست
‫و همچین چیزی جلوش رو نگرفت

637
00:38:00,861 --> 00:38:02,655
‫یعنی چی دقیقاً؟

638
00:38:02,655 --> 00:38:04,255
‫یعنی قراره توی رم بمونی

639
00:38:04,740 --> 00:38:06,701
‫همین الانشم یه آپارتمان
‫برات پیدا کردیم که بری ببینی

640
00:38:06,701 --> 00:38:09,703
‫می‌تونی یکی رو بفرستی لباس‌هات رو بیاره
‫وقت برای تلف کردن نداریم

641
00:38:10,454 --> 00:38:13,207
‫تبریک میگم، امیلی
‫رویام رو دزدیدی

642
00:38:13,207 --> 00:38:14,807
‫و رویای منو

643
00:38:20,298 --> 00:38:21,841
‫قراره چیکار کنی؟

644
00:38:21,841 --> 00:38:23,509
‫قرار نیست همیشگی باشه

645
00:38:23,509 --> 00:38:25,970
‫دارن یه آپارتمان موقتی
‫اینجا برام پیدا ‌می‌کنن

646
00:38:25,970 --> 00:38:27,680
‫عجب

647
00:38:28,806 --> 00:38:30,766
‫خب، پس برای منم جا بذار، زنیکه

648
00:38:30,766 --> 00:38:33,769
‫چون به محض اینکه از شانگهای برگشتم
‫میام رم پیشت

649
00:38:33,769 --> 00:38:35,521
‫قول بدیا

650
00:38:35,521 --> 00:38:37,148
‫اوه، قول میدم

651
00:38:37,148 --> 00:38:39,191
‫وقتشه پاسپورت منم مهر بخوره

652
00:38:39,900 --> 00:38:41,500
‫خداحافظ

653
00:38:43,279 --> 00:38:45,364
‫چرا صبح به این زودی بیدار شدین؟

654
00:38:45,364 --> 00:38:49,160
‫یا چرا تا این وقت بیداریم؟
‫تمام شب داشتیم جشن می‌گرفتیم

655
00:38:49,160 --> 00:38:50,202
‫اوه!

656
00:38:50,286 --> 00:38:51,912
‫خبرشو نشنیدی؟

657
00:38:51,912 --> 00:38:53,789
‫گبز یه ستاره‌ی میشلن
‫واسه خودش دست و پا کرده

658
00:38:53,789 --> 00:38:55,458
‫- تبریک میگم
‫- ممنون

659
00:38:55,458 --> 00:38:57,585
‫و داریم واسه یه شعبه‌ی دیگه برنامه می‌ریزیم

660
00:38:58,502 --> 00:39:01,589
‫تو فکرم شعبه‌ی دوممون رو توی لندن بزنیم

661
00:39:01,589 --> 00:39:02,506
‫نیویورک

662
00:39:02,506 --> 00:39:05,634
‫رم چطوره؟ حداقل اینطوری می‌تونین
‫امیلی رو ببینین

663
00:39:05,634 --> 00:39:06,844
‫منظورت چیه؟

664
00:39:06,844 --> 00:39:10,348
‫الان داشتم باهاش صحبت می‌کردم
‫قراره اسباب‌کشی کنه بره رم

665
00:39:11,265 --> 00:39:12,475
‫برای اون یارو مارچلو؟

666
00:39:12,475 --> 00:39:14,268
‫فکر کنم بیشتر بخاطر کارشه

667
00:39:14,268 --> 00:39:16,395
‫قراره مسئول دفتر بنگاه گراتوی اونجا باشه

668
00:39:17,396 --> 00:39:19,857
‫آره، پاریس بدون اون پاریس نمیشه

669
00:39:21,359 --> 00:39:22,959
‫خداحافظ

670
00:39:29,325 --> 00:39:30,925
‫حالت خوبه رفیق؟

671
00:39:33,454 --> 00:39:36,665
‫آره، فقط... غافلگیر شدم...

672
00:39:39,210 --> 00:39:40,836
‫می‌خوای نظر منو بدونی؟

673
00:39:41,962 --> 00:39:43,839
‫داری اجازه میدی غرورت و یه سوءتفاهم

674
00:39:43,839 --> 00:39:45,883
‫جلوی رسیدنت به بهترین دختر دنیا رو بگیره

675
00:39:47,718 --> 00:39:49,318
‫فکر کنم جفتمون این‌کارو کردیم

676
00:39:52,807 --> 00:39:54,407
‫شاید

677
00:39:56,310 --> 00:39:57,269
‫آخه هیچوقت فکر نمی‌کردم...

678
00:39:57,269 --> 00:40:00,064
‫اینقدر فکر نکن
‫و به احساساتت گوش بده

679
00:40:01,816 --> 00:40:03,567
‫هنوزم فرصت اینو داری
‫که برش گردونی

680
00:40:05,152 --> 00:40:06,752
‫چطوری؟ الان دیگه با اون یاروئه

681
00:40:07,321 --> 00:40:08,921
‫فقط بخاطر اینکه با تو نیست

682
00:40:20,835 --> 00:40:22,461
‫میشه یه لحظه منو ببخشین؟

683
00:40:26,549 --> 00:40:30,261
‫« امیلی: پیام صوتی »

684
00:40:34,014 --> 00:40:36,308
‫<i>بابت فرانسوی ضعیفم معذرت می‌خوام، گابریل</i>

685
00:40:37,143 --> 00:40:39,770
‫<i>فقط خواستم... بهت تبریک بگم</i>

686
00:40:40,604 --> 00:40:42,440
‫<i>و اینکه بهت افتخار می‌کنم</i>

687
00:40:43,357 --> 00:40:46,152
‫<i>لیاقت بیشتر از اینا رو هم داری</i>

688
00:40:54,785 --> 00:40:57,621
‫و همونطور که می‌بینی
‫محله‌ی خیلی آرومیه

689
00:40:57,621 --> 00:40:59,748
‫پس... اول شما بفرمایید

690
00:41:03,544 --> 00:41:05,171
‫بفرمایید. اینم از این

691
00:41:06,338 --> 00:41:10,217
‫آپارتمان در قرن هفدهم ساخته شده
‫و بخشی از یه عمارت خانوادگی بوده

692
00:41:10,217 --> 00:41:11,817
‫چه قشنگه

693
00:41:12,386 --> 00:41:16,682
‫مثل خیلی از خونه‌های رم
‫یکم کوچیکه، ولی منظره‌ش...

694
00:41:20,102 --> 00:41:21,702
‫محشره

695
00:41:33,699 --> 00:41:36,869
‫خانم، کلید و کارتم رو
‫براتون می‌ذارم دم در

696
00:41:36,869 --> 00:41:38,469
‫ممنونم

697
00:41:47,880 --> 00:41:51,300
‫« امیلی در پاریس »

698
00:41:51,300 --> 00:41:54,637
‫« امیلی در... »

699
00:42:06,565 --> 00:42:08,165
‫امیلی دقیقاً کجای رمه؟

700
00:42:08,817 --> 00:42:09,818
‫آماده‌ای؟

701
00:42:09,818 --> 00:42:11,418
‫یه لحظه

702
00:42:13,239 --> 00:42:14,448
‫عجب

703
00:42:15,366 --> 00:42:17,284
‫بنظرم اینجا حسابی شاد باشی

704
00:42:22,831 --> 00:42:24,431
‫همین الانشم شادم

705
00:42:26,377 --> 00:42:27,977
‫بزن بریم

706
00:43:04,110 --> 00:43:12,110
‫تـرجـمـه و تـنـظـیـم : حـسـیـن اسـمـاعـیـلـی

707
00:43:17,158 --> 00:43:22,158
‫[ کانال تلگرام حسین اسماعیلی ]
‫[ @BDSubs ]

