1
00:00:00,700 --> 00:00:02,300
. آنچه در يوريکا گذشت

2
00:00:03,686 --> 00:00:06,686
 من به پرونده‌هايي... که مربوط به انفجاري‌ـه
که کيم اندرسون رو کُشت نياز دارم

3
00:00:06,686 --> 00:00:08,586
چرا ؟ -
. بورلي توش دست داره -

4
00:00:08,686 --> 00:00:09,886
کارتر داره راهي رو دنبال ميکنه

5
00:00:09,986 --> 00:00:12,086
که درست از هنري رد ميشه
و دقيقاً به کوين ميرسه

6
00:00:12,286 --> 00:00:14,886
اون الان داره ميدان رو کنترل
ميکنه الي استنتاج ميکنه

7
00:00:14,986 --> 00:00:17,386
اگه ماجراي کوين رو بفهمن، هرگز
زندگي‌ـه عادي نخواهد داشت

8
00:00:17,486 --> 00:00:19,086
. ما بايد اون رو ازش خارج کنيم

9
00:00:19,486 --> 00:00:22,586
 من همه‌ي تحقيقات مربوط به
آرتيفکت و حادثه رو تعطيل کردم

10
00:00:23,086 --> 00:00:24,086
. متاسّفم، هنري

11
00:00:26,986 --> 00:00:28,586
. خُب، فرضيه‌ي پنجم هندسي

12
00:00:28,886 --> 00:00:30,986
. رياضي بي‌فايدست. نمودار کشيدن روي پوچي

13
00:00:31,086 --> 00:00:32,386
. ولي بايد پاسش کني

14
00:00:32,586 --> 00:00:34,786
و چطوري ميتوني از يه چيزي
که عاليه متنفر باشي ؟

15
00:00:35,186 --> 00:00:37,286
. جاي جُم خوردن نيست
من چيزاي آشفته دوست دارم

16
00:00:37,386 --> 00:00:38,986
ولي تئوري هرج و مرج ميگه که هميشه

17
00:00:39,086 --> 00:00:41,886
. يه کمال اصولي توي تصادفي بودن همه‌چيز هست

18
00:00:42,086 --> 00:00:45,486
مثلاً اگه من يه کار کاملاً
...  ناخواسته انجام دادم

19
00:00:49,786 --> 00:00:51,186
. اين کاملاً عاليه

20
00:00:51,386 --> 00:00:52,786
. و نه همه چيزهاي بيهوده

21
00:00:52,986 --> 00:00:56,186
. حالا چشمات رو ببند. يه چيزي برات دارم

22
00:01:03,986 --> 00:01:05,586
. لوکاس، اين خيلي خوشگله

23
00:01:09,786 --> 00:01:10,986
! دارم اينجا کار ميکنم

24
00:01:14,186 --> 00:01:16,086
خُب... از پدرت پرسيدي ؟

25
00:01:16,486 --> 00:01:18,286
 خُب، هنوز نه، ولي با
،برنامه‌هاي آخر هفته‌اش

26
00:01:18,486 --> 00:01:19,786
چطور ميتونه بگه نه ؟

27
00:01:24,086 --> 00:01:25,086
. واي، ممنون

28
00:01:25,286 --> 00:01:26,786
. خواهش ميکنم -
. ممنون، وينس -

29
00:01:26,886 --> 00:01:28,686
. خُب فردا ساعت پنج تعطيل ميکنم

30
00:01:30,286 --> 00:01:33,886
... بعدش ساعت شش ميتونيم تو راه باشيم. من
به هرحال چکمه‌ي ماهيگيري قديميم رو پيدا کردم

31
00:01:34,486 --> 00:01:36,586
مجبور نيستيم حتماً ماهي بگيريم، ميدوني ؟

32
00:01:37,386 --> 00:01:38,586
شوخي ميکني ؟

33
00:01:38,686 --> 00:01:41,286
مگه چندبار پيش مياد که دختري رو
 پيدا کنم که ماهيگيري دوست داره ؟

34
00:01:41,886 --> 00:01:43,386
چيز ديگه‌اي ميخواييد بچه‌ها ؟

35
00:01:43,886 --> 00:01:45,986
. نه -
. هي ، هي. بذار اينُ من بپرسم -

36
00:01:47,486 --> 00:01:50,286
واسه سفر حاضرين ؟  بابا رفته بيرون و يه دست
 چکمه‌ي ماهيگيري جديد خريده

37
00:01:50,686 --> 00:01:51,886
واقعاً ؟

38
00:01:52,486 --> 00:01:53,486
. ممنون

39
00:01:53,686 --> 00:01:55,686
چيکار ميکني زويي ؟ چي ميخواي ؟

40
00:01:56,286 --> 00:01:57,986
من چي ميخوام؟ چطور ميتوني اين حرف رو بزني ؟

41
00:01:58,086 --> 00:01:59,786
. ناراحت شدم و بهم توهين شده

42
00:02:00,761 --> 00:02:04,161
.خيلي‌خب، اين بنظر خصوصي مياد -
بعداً مي‌بينمت - خيلي‌خب

43
00:02:04,186 --> 00:02:05,486
. خداحافظ زويي -
. خداحافظ -

44
00:02:05,686 --> 00:02:06,886
. بعداً مي‌بينمت

45
00:02:07,886 --> 00:02:10,586
. نگران نباش. اين هفته باهم کلي وقت دارين

46
00:02:10,786 --> 00:02:12,886
 ،هر اتفاقي بيُفته، مگس طعمه
 مگس طعمه ميمونه

47
00:02:12,986 --> 00:02:14,886
. تو اتاق‌هاي جدا -
. آره، باشه -

48
00:02:15,586 --> 00:02:16,886
، ولي از اونجايي که قرارـه نباشين

49
00:02:17,086 --> 00:02:18,486
... فکر کردم شايد

50
00:02:18,586 --> 00:02:21,486
. يه چند نفر رو دعوت کنم، تا باهم باشيم

51
00:02:22,886 --> 00:02:23,986
مثل يه مهموني ؟

52
00:02:24,086 --> 00:02:25,986
. مثل يه... مهموني چُرتي

53
00:02:28,286 --> 00:02:29,886
شايد ، درمورد چند تا دختر
داريم حرف ميزنيم ؟

54
00:02:30,986 --> 00:02:32,386
. تقريباً پنج يا شش

55
00:02:33,786 --> 00:02:34,786
... و

56
00:02:35,086 --> 00:02:36,786
. پنج يا شش پسر

57
00:02:37,986 --> 00:02:39,386
. بابا ما ديگه بچه نيستيم

58
00:02:39,486 --> 00:02:41,486
. پس اونا قطعاً شب رو نميمونن

59
00:02:41,686 --> 00:02:44,186
. اينجا يه قانون جديد نه بچگانه: پسر نه

60
00:02:44,386 --> 00:02:45,886
... ولي بابا -
. اما و اگر نداريم -

61
00:02:47,586 --> 00:02:48,686
! قهوه هم نه

62
00:02:55,186 --> 00:02:56,586
. انگشتت رو بذار اونجا

63
00:02:56,886 --> 00:02:58,186
. دست‌هات رو بلند کن

64
00:02:58,786 --> 00:03:00,186
. و حالا ميتوني بري، بچّه

65
00:03:00,486 --> 00:03:03,186
از دست دادن هموگلوبين قند
خونم رو ميندازه، ميدوني ؟

66
00:03:03,286 --> 00:03:04,686
خُب، ميدوني ديگه چي ميدونم ؟

67
00:03:04,986 --> 00:03:07,586
 کافه تريا امروز ژتون
کلوچه‌هاي شکلاتي داره

68
00:03:08,686 --> 00:03:09,786
. برو

69
00:03:12,886 --> 00:03:15,486
 نميتونستم يه ماه پيش اجازه بدم
خودش تنهايي اين‌کار رو بکنه

70
00:03:16,386 --> 00:03:18,086
. حالا خيلي خوب ارتباط برقرار ميکنه

71
00:03:18,886 --> 00:03:20,386
. مثل يه بچه‌ي عادي

72
00:03:21,686 --> 00:03:23,186
. اين منُ ميترسونه، نيتن

73
00:03:24,286 --> 00:03:26,786
. از بلايي که تغيير ممکنه سرش بياره ميترسم

74
00:03:27,486 --> 00:03:30,186
. داري راجع به کارل کارلسون فکر ميکني -
مگه نه ؟ -

75
00:03:30,486 --> 00:03:33,186
 اون فرد ديگه‌اي‌ـه که با
آرتيفکت ارتباط داره

76
00:03:33,486 --> 00:03:36,386
. نه مثل کوين -
... اگه فقط يه خُرده از اون کارل رو کُشت -

77
00:03:40,286 --> 00:03:41,686
. دارم روش کار ميکنم

78
00:03:42,586 --> 00:03:44,686
. نميذارم هيچ بلايي سرش بياد

79
00:03:52,686 --> 00:03:54,286
سلام، جو! چي، چي ؟

80
00:03:54,486 --> 00:03:56,986
اين يه... اين چيه ؟ روز پيراشکي
مجّاني توي کافه ديم ؟

81
00:03:57,286 --> 00:03:59,286
. نه. يه درخواست کنترل جمعيت

82
00:04:10,586 --> 00:04:11,886
. ببخشيد

83
00:04:20,686 --> 00:04:22,586
اين يه... ؟ -
. طلاست -

84
00:04:26,286 --> 00:04:27,886
. پيراشکي مجاني رو شکست ميده

85
00:05:03,310 --> 00:05:08,310
 (€rik) ويرايش و هماهنگي از عرفان
@modern_gesprach

86
00:05:10,011 --> 00:05:11,511
... خُب، به نظر مياد

87
00:05:13,911 --> 00:05:14,911
... خالصه

88
00:05:15,511 --> 00:05:17,211
... کاملاً 24 عيار

89
00:05:18,211 --> 00:05:19,311
. طلاست

90
00:05:19,911 --> 00:05:21,111
... يه داستان

91
00:05:21,311 --> 00:05:23,611
تخيلي درباره‌ي تبديل آهن به طلا نبود ؟

92
00:05:24,611 --> 00:05:26,311
. علم باستاني کيمياگري

93
00:05:26,611 --> 00:05:28,111
. اصطلاح جديدش تبديل عناصرـه

94
00:05:28,211 --> 00:05:30,511
مردم به مدت هزارسال با اين
 افسانه وسوسه شده بودن

95
00:05:31,611 --> 00:05:34,111
،هنوزم ميتوني چندتا نمونه برداري
 کارت رو راه ميندازه ؟

96
00:05:35,311 --> 00:05:37,611
دارم سعي ميکنم، مطمئن نيستم
 تجهيزات درست رو توي

97
00:05:37,811 --> 00:05:38,811
. گاراژم داشته باشم

98
00:05:38,911 --> 00:05:40,411
چرا از آزمايشگاهت توي گلوبال
 دايناميک استفاده نميکني ؟

99
00:05:40,411 --> 00:05:42,311
. توي گلوبال دايناميک آزمايشگاهي ندارم
درها به روم بسته شده

100
00:05:42,311 --> 00:05:43,511
چي ؟ -
يه نفر -

101
00:05:43,611 --> 00:05:46,511
داره دسترسيم رو به تحقيقات
آرتيفکت کيم رد ميکنه

102
00:05:47,911 --> 00:05:50,311
تو چيزي در اين مورد نميدوني، ميدوني ؟

103
00:05:51,011 --> 00:05:52,011
. فکر نکنم

104
00:05:55,711 --> 00:05:56,911
... خُب

105
00:05:57,911 --> 00:05:59,711
... هرچيزي بتونم راجع به پسر طلايي

106
00:05:59,811 --> 00:06:00,811
. پيدا ميکنم

107
00:06:02,111 --> 00:06:04,311
چيز ديگه‌اي راجع به تميزکننده‌ي
مجسمه يادت نمياد ؟

108
00:06:04,411 --> 00:06:07,411
لهجه داشت. و هيچ احترامي به حريم
خصوصي نميذاشت

109
00:06:09,311 --> 00:06:10,911
اسمش رو ديدي ؟

110
00:06:11,511 --> 00:06:12,511
. نه

111
00:06:13,611 --> 00:06:15,811
. صبر کن، صبر کن. آره. روي لباسش

112
00:06:18,111 --> 00:06:19,411
هنوز تموم نشده ؟

113
00:06:19,811 --> 00:06:21,511
. آره، تموم شد -
. باشه، نوبت توئه -

114
00:06:21,611 --> 00:06:23,511
قرارت با زين. تمام شب بود ؟

115
00:06:23,611 --> 00:06:25,611
. اين به تو ربطي نداره

116
00:06:25,811 --> 00:06:29,611
من بايد به نيابت از تو زندگي کنم، از
اونجايي که بابام اين آخرهفته زندانيم کرده

117
00:06:29,711 --> 00:06:32,311
. آره. درموردش شنيدم -
، اگه ميخواستم با لوکاس رابطه داشته باشم -

118
00:06:32,411 --> 00:06:34,511
 مجبور نبودم صبر کنم تا
 بابام از شهر خارج شه

119
00:06:34,611 --> 00:06:36,311
خُب، ولي نداري. درسته ؟

120
00:06:36,711 --> 00:06:38,911
. آروم باش، من تفريحات بعد مدرسه رو ديدم

121
00:06:39,911 --> 00:06:41,711
. و منظورم اينه، لوکاس جنتلمن عالي‌ايه

122
00:06:41,811 --> 00:06:43,611
... عجيب، آره. ولي

123
00:06:43,811 --> 00:06:45,711
. کاملاً احساساتي. ببين

124
00:06:48,011 --> 00:06:49,511
. خيلي قرون وسطايي‌ـه

125
00:06:50,511 --> 00:06:53,211
، آره، پس... حالا که عفت من هنوز پابرجاست

126
00:06:53,411 --> 00:06:56,211
 بيا در مورد تو حرف بزنيم
که متشکّل از دو نفرـه

127
00:06:57,911 --> 00:06:59,111
. ساعت رو نگاه کن

128
00:07:00,411 --> 00:07:01,611
. بايد رودالف رو پيدا کنم

129
00:07:04,511 --> 00:07:06,111
خُب اين اتفاق چطور افتاد، کارتر ؟

130
00:07:06,211 --> 00:07:08,211
. هنري داره روش کار ميکنه -
. خوبه -

131
00:07:08,411 --> 00:07:09,711
. توي گاراژش

132
00:07:10,611 --> 00:07:13,411
بايد بپرسم. به خاطر من اون رو از
 آزمايشگاه کيم انداختي بيرون ؟

133
00:07:13,611 --> 00:07:17,211
. گفتي اون راجع به حادثه صادق نبوده
. اين يه مورد امنيتي‌ـه

134
00:07:17,411 --> 00:07:19,511
. خُب، من که نگفتم قانون‌شکني کرده

135
00:07:19,611 --> 00:07:22,011
. منظورم اينه، فقط گفتم شايد يه چيزي بدونه

136
00:07:22,711 --> 00:07:23,711
... و من فقط

137
00:07:26,011 --> 00:07:28,611
باشه، من بايد به آزمايشگاه کيم دسترسي
 داشته باشم، پس کي سر بزنم ؟

138
00:07:28,811 --> 00:07:30,511
. اين موضوع داره جدي ميشه، کارتر

139
00:07:30,611 --> 00:07:33,611
 اگه بخواي تحقيق کني، بايد همه‌چيز
رو طبق قانون انجام بدي

140
00:07:33,811 --> 00:07:36,011
. بايد يه درخواست رسمي بفرستي

141
00:07:36,211 --> 00:07:37,411
از کي ؟

142
00:07:38,311 --> 00:07:39,611
. متاسفم، کارتر

143
00:07:39,911 --> 00:07:41,111
. آره

144
00:07:41,511 --> 00:07:42,611
. منم همينطور

145
00:07:43,811 --> 00:07:45,211
، از زماني که ما رسمي شديم

146
00:07:45,311 --> 00:07:47,811
 بايد پرونده‌ي محرمانه‌ي
بورلي بارلو رو ببينم

147
00:07:48,611 --> 00:07:50,611
. بايد براي اونم يه درخواست رسمي بفرستي

148
00:07:59,211 --> 00:08:01,311
الي ، دارم به سلول‌هاي
خوني‌ـه کوين نگاه ميکنم

149
00:08:01,411 --> 00:08:03,811
... از هفته‌ي قبل و از ديروز و

150
00:08:04,611 --> 00:08:06,011
. يه تحولي بوده

151
00:08:06,111 --> 00:08:08,011
. تقريباً تکاملي

152
00:08:08,111 --> 00:08:09,511
. نيتن، نه تقريباً

153
00:08:10,611 --> 00:08:12,011
. نيتن، اون مغزم رو ميخونه

154
00:08:12,211 --> 00:08:13,111
چي ؟

155
00:08:13,211 --> 00:08:16,011
، ديشب، کوين دقيقاً ميدونست به چي فکر ميکنم

156
00:08:16,611 --> 00:08:18,311
. حتي قبل از اينکه بگم

157
00:08:18,711 --> 00:08:21,011
 حدس زدم اگه سلول‌هاي خونيش
، دارن تكامل ميکنن

158
00:08:21,111 --> 00:08:23,211
سلول‌هاي مغزش هم همينجوره، ولي تلپاتي ؟

159
00:08:24,211 --> 00:08:26,511
. کارتر بيخيال تحقيقاتش نميشه

160
00:08:26,711 --> 00:08:28,511
 اون پرونده‌ي گلوبال دايناميک‌ـه
 بورلي رو ميخواد

161
00:08:29,611 --> 00:08:30,611
. بهش بده

162
00:08:31,911 --> 00:08:34,311
 بايد با بورلي صحبت کنه
تا بتونه پرونده تشکيل بده

163
00:08:34,911 --> 00:08:36,311
. هيچ‌وقت پيداش نميکنه

164
00:08:36,911 --> 00:08:38,611
چطور ميتوني اينقدر مطمئن باشي ؟

165
00:08:41,111 --> 00:08:42,211
. بهم اعتماد کن

166
00:08:45,311 --> 00:08:47,711
متوجه چيز متفاوتي راجع به مجسمه نشدي ؟

167
00:08:48,011 --> 00:08:50,411
چي بايد در مورد مجسمه تغيير کنه ؟

168
00:08:52,211 --> 00:08:53,911
چي روش مصرف کردي ؟

169
00:08:54,011 --> 00:08:57,311
همون تميزکننده‌اي که هرسال رو
اون مجسمه استفاده ميکردم

170
00:08:57,411 --> 00:08:58,911
. يه نمونه لازم داريم

171
00:08:59,711 --> 00:09:01,111
. خيلي گرونه

172
00:09:01,911 --> 00:09:03,211
. مدرکه

173
00:09:06,211 --> 00:09:07,611
. اون بيرونه

174
00:09:07,811 --> 00:09:10,111
. از کاميون ميارمش

175
00:09:13,911 --> 00:09:14,911
. آدم شاد

176
00:09:15,011 --> 00:09:17,611
احتمالاً به عنوان يه بچه اجازه‌ي
 زندگي اجتماعي نداشته

177
00:09:17,711 --> 00:09:19,311
. بيخيال جو

178
00:09:19,511 --> 00:09:22,211
نميتونم اجازه بدم يه دختر و پسر يه جا
خوابيده باشن وقتي من نيستم

179
00:09:23,311 --> 00:09:25,411
واقعاً فکر ميکني اون کاري ميکنه ؟

180
00:09:25,511 --> 00:09:28,411
. اون نيست که من نگرانشم. اون پسر مودارست

181
00:09:31,411 --> 00:09:35,611
اگه نظارت بزرگترا اونجا بود
کمتر نگران ميشدي ؟

182
00:09:35,911 --> 00:09:38,311
 خُب ،آره، ولي اگه من اونجا
 باشم مهموني نميگيره

183
00:09:39,611 --> 00:09:40,711
من چي ؟

184
00:09:41,911 --> 00:09:43,011
تو ؟

185
00:09:44,111 --> 00:09:46,211
، سه تا برادر، هميشه يه خواهر ميخواستن

186
00:09:46,311 --> 00:09:48,311
و بعلاوه، اون فکر ميکنه تو خدايي

187
00:09:48,511 --> 00:09:49,711
. اگه قبول کني

188
00:09:49,911 --> 00:09:50,911
. آره

189
00:09:51,811 --> 00:09:54,411
و احتمالاً هيچکس به خشکشوئه مطمئن نميگه

190
00:09:54,511 --> 00:09:56,311
که تا حالا حتي يه بار هم تو زندگيت

191
00:09:56,411 --> 00:09:57,511
. ماهيگيري نکردي

192
00:09:57,611 --> 00:09:59,311
! من ماهيگيري کردم

193
00:10:02,211 --> 00:10:03,211
. يه بار

194
00:10:04,511 --> 00:10:08,611
برش گردون. اگه بتونه چيزي رو به طلا
تبديل کنه، يه کاميون جديد بدردم مي‌خوره

195
00:10:09,411 --> 00:10:11,711
چيز ديگه‌اي هست که در مورد
مجسمه بتوني بهمون بگي ؟

196
00:10:11,811 --> 00:10:13,011
. خيلي بلنده

197
00:10:13,111 --> 00:10:15,011
چيز عجيبي راجع به ترکيب آهن‌ها ؟

198
00:10:15,211 --> 00:10:17,511
 ميخواي بيشتر بدوني؟
برو با هنرمندش حرف بزن

199
00:10:17,711 --> 00:10:19,211
. کريستوفر داکتالوس

200
00:10:19,511 --> 00:10:21,211
يه سخنراني سه ساعته برات ميکنه

201
00:10:21,311 --> 00:10:24,311
 در مورد اينکه چرا بايد ريشه‌ي
ناخنش مثل اسميتسونيان باشه

202
00:10:26,211 --> 00:10:27,411
. لحظه شماري ميکنم

203
00:10:27,811 --> 00:10:28,811
. ممنون

204
00:10:40,211 --> 00:10:42,811
 فکر کردم همه‌ي تحقيقاتت رو به
گلوبال دايناميک برگردوندي

205
00:10:42,911 --> 00:10:46,311
نيتن، ما اينجا چيکار ميکنيم ؟ -
. بهت آرامش خاطر بدم -

206
00:10:49,611 --> 00:10:52,311
 کاغذهاي انتقال بايد امضا
ميشدن تا تحويل کامل بشه

207
00:10:57,411 --> 00:10:59,211
. بسته حالا در اختيار شماست

208
00:10:59,411 --> 00:11:01,611
 وزارت دفاع به اين وسيله هرگونه اطلاعاتي
 در مورد اين رو انکار ميکنه

209
00:11:02,211 --> 00:11:03,411
. فهميدم

210
00:11:06,311 --> 00:11:09,311
نيتن، چه خبر شده ؟ چرا با
وزارت دفاع درگير شدي ؟

211
00:11:14,411 --> 00:11:15,811
. هويت تاييد شد

212
00:11:20,711 --> 00:11:22,311
واي خداي من، اون کيه ؟

213
00:11:40,411 --> 00:11:42,111
. هيچ‌جا خونه نميشه

214
00:11:52,206 --> 00:11:53,506
کجا پيداش کردي ؟

215
00:11:53,606 --> 00:11:55,406
 انفرادي در گوآنتانامو

216
00:11:55,706 --> 00:11:58,106
. از نگاهش معلوم بود، خيلي خوشايند نبوده

217
00:11:58,906 --> 00:12:02,106
دوباره، نيتن، چرا با وزارت دفاع حرف زدي ؟

218
00:12:02,406 --> 00:12:05,006
. باهاشون معامله کردم
بهشون مدرک دادم براي تعقيب بورلي

219
00:12:05,106 --> 00:12:06,906
. در ازاي اينکه اجازه بدن باهاش حرف بزنيم

220
00:12:07,006 --> 00:12:09,306
چه مدرکي ؟ -
يه دستگاه تنظيم مجدد درجه -

221
00:12:09,406 --> 00:12:10,906
، هنري رو کامپيوتر کيم پيدا کرد

222
00:12:11,906 --> 00:12:13,606
. و ويدئويي که بورلي اونجا قرارش داده

223
00:12:14,206 --> 00:12:17,406
. نيتن، گفتي ما تو اين موضوع با هميم
چرا بهم نگفتي ؟

224
00:12:18,806 --> 00:12:20,206
. قابليت تکذيب‌

225
00:12:21,006 --> 00:12:23,906
چرا فکر ميکني امضات روي فرم انتقال نيست ؟

226
00:12:25,506 --> 00:12:26,406
... حالا

227
00:12:27,306 --> 00:12:29,206
. فکر کنم تو بايد اول باهاش حرف بزني

228
00:12:30,506 --> 00:12:32,106
. ممکنه به تو بيشتر اعتماد کنه

229
00:12:34,606 --> 00:12:35,706
آقاي داکتالوس ؟

230
00:12:36,306 --> 00:12:37,806
. کلانتر کارترم

231
00:12:42,006 --> 00:12:43,006
سلام ؟

232
00:12:45,406 --> 00:12:46,406
سلام ؟

233
00:12:57,706 --> 00:12:59,406
. قانون سوم جنبش نيوتون

234
00:13:01,006 --> 00:13:03,806
 براي هر کُنشي يه واکنش
...مساوي و مخالف هست. تو

235
00:13:04,106 --> 00:13:07,306
به يه چيزي اينجا دست بزن و آشوبي به پا ميکنه
جايي که هرگز انتظارش رو نداشتي

236
00:13:07,506 --> 00:13:10,006
. پس احتمالاً به خاطر پيتاگوراس اينجايي

237
00:13:10,606 --> 00:13:13,706
آره، آره. پس تو ساختيش ؟ -
. ريخته‌گري آهن فشرده -

238
00:13:14,406 --> 00:13:18,206
ريخته‌گري براي نمايش روي اسميتسونيان
 به عنوان الهامي براي هنرمند‌ـه

239
00:13:18,506 --> 00:13:21,706
 پس فکر کنم الان که به طلا
 تبديل شده مشهورتر شده

240
00:13:22,906 --> 00:13:23,906
نظري داري چطوري ؟

241
00:13:25,006 --> 00:13:28,206
. طلا هيچ‌وقت وسيله‌ي انتخابي من نبوده
. خيلي انعطاف‌پذيره

242
00:13:31,606 --> 00:13:33,406
درمورد کيمياگري چي ميدوني ؟

243
00:13:33,806 --> 00:13:35,506
. بعضيا ميگن اولين علم بوده

244
00:13:35,806 --> 00:13:38,206
 توسط رهبران روشنفکر
 طي تاريخ استفاده ميشده

245
00:13:38,306 --> 00:13:41,106
تو قرون وسطي حتي اجزاي
 مخفي رو هم ترکيب ميکرد

246
00:13:41,206 --> 00:13:43,206
. کلي کيمياگر روي ميله‌هاي آهني سوزونده شدن

247
00:13:43,306 --> 00:13:45,106
چه جرمي توي تمرين ساخت طلا هست ؟

248
00:13:45,306 --> 00:13:47,406
. جرم تلاش براي کنترل طبيعت

249
00:13:47,706 --> 00:13:49,806
. کشمکش طولاني بين خدا و انسان

250
00:13:51,606 --> 00:13:52,906
چيزي شبيه اون تو گلوبال دايناميک هست ؟

251
00:13:53,106 --> 00:13:55,506
آخرين کيمياگران معروف مال
 اروپاي شمالي بودن، ولي

252
00:13:55,706 --> 00:13:59,306
 سقوط هيتلر و ظهور فيزيک ذرّات
 مرگشون رو تسريع کرد

253
00:13:59,506 --> 00:14:01,706
و اين بايد تو رو از جستجوي
گوگل راحت کرده باشه

254
00:14:01,806 --> 00:14:03,306
. آره -
. حالا اگه مشکلي نيست -

255
00:14:03,606 --> 00:14:05,806
... يه قطعه توي کوره دارم ، پس

256
00:14:06,006 --> 00:14:07,606
. البته ، البته. ممنون

257
00:14:13,006 --> 00:14:14,206
. هويت تاييد شد

258
00:14:20,606 --> 00:14:24,306
 به نظر مياد من تنها کسي نيستم که از
اينکه برگشتم يوريکا متعجب شدم

259
00:14:25,106 --> 00:14:26,106
چرا، بورلي ؟

260
00:14:27,306 --> 00:14:30,806
چرا بايد به دولتت خيانت کني ؟
چي ميتونه اينقدر مهم باشه ؟

261
00:14:31,406 --> 00:14:33,106
. واي، بيخيال، آليسون

262
00:14:33,806 --> 00:14:36,106
. مدت زيادي نيست که دفتر بزرگ رو گرفتي

263
00:14:37,306 --> 00:14:38,606
. تعهداتي هست

264
00:14:39,006 --> 00:14:40,806
. اين موضوع فراتر از دولت رفته

265
00:14:41,506 --> 00:14:43,306
. چيزايي که بايد محافظت کنيم

266
00:14:43,606 --> 00:14:45,106
. روشي که از کيم اندرسون محافظت کردي

267
00:14:45,706 --> 00:14:48,006
 اوضاع اونجوري که برنامه‌ريزي
 کرده بودم پيش نرفت

268
00:14:48,406 --> 00:14:50,406
. من هيچ‌وقت نميخواستم اون بميره

269
00:14:50,706 --> 00:14:52,306
. خُب، اينُ به هنري بگو

270
00:14:59,906 --> 00:15:02,706
 ازت ميخوام بهمون بگي راجع
 به آرتيفکت چي ميدوني

271
00:15:04,406 --> 00:15:05,806
حالا، چرا بايد بهت بگم

272
00:15:06,306 --> 00:15:08,506
اگه به اون آدماي توي گوآنتامالا نگفتم ؟

273
00:15:15,906 --> 00:15:18,006
. ببين، من هيچ‌وقت نميخواستم برگردم اونجا

274
00:15:24,506 --> 00:15:26,006
، اگه کمکم کني

275
00:15:27,006 --> 00:15:28,306
. کمکت ميکنم

276
00:15:29,106 --> 00:15:31,606
 تنها راهي که ميتوني کمکم کني
اينه که باهام معامله کني

277
00:15:32,506 --> 00:15:35,506
 و تنها راهي که ميتوني اينکار رو انجام بدي اينه
 که با استفاده از مقامت ازم محافظت کني

278
00:15:36,806 --> 00:15:38,806
ولي تو هيچ‌وقت اينکار رو نميکني، ميکني ؟

279
00:15:40,406 --> 00:15:41,606
. بستگي داره چي بدوني

280
00:15:45,406 --> 00:15:47,106
، پس اگه همه چيز رو بهت بگم

281
00:15:48,406 --> 00:15:51,206
از ارتباطت توي وزارت دفاع
به نفع من استفاده ميکني ؟

282
00:15:53,606 --> 00:15:54,806
. درموردش فکر ميکنم

283
00:15:58,606 --> 00:15:59,806
چرا آليسون ؟

284
00:16:00,806 --> 00:16:02,906
چرا تو بايد به دولت خودت خيانت کني ؟

285
00:16:03,606 --> 00:16:05,406
چي ميتونه اينقدر مهم باشه ؟

286
00:16:11,406 --> 00:16:13,506
پس اون فراش اهل اسلوونيه ؟

287
00:16:14,306 --> 00:16:18,006
 قبلاً اهل يوگوسلاوي بود، بخشي از
امپراتوري مقدس روم باستان

288
00:16:18,506 --> 00:16:21,106
. تاريخي از جادوگري و تمرينات باستاني داره

289
00:16:21,706 --> 00:16:22,906
چي، شبيه کيمياگري ؟

290
00:16:23,206 --> 00:16:26,206
، رودالف سال 1959 اونجا به دنيا اومد

291
00:16:26,506 --> 00:16:28,706
، حرفه‌اش رو از پدربزرگش ياد گرفت

292
00:16:29,006 --> 00:16:33,006
. و حدود 68000 دلار به بانک يوريکا بدهکاره

293
00:16:34,406 --> 00:16:36,106
. تگزاس اين اخبار رو روي شبکه قرار ميده

294
00:16:36,406 --> 00:16:39,306
 شايد رودالف داشته روي يه راهي براي
برطرف کردن اون بدهکاري کار ميکرد

295
00:16:39,306 --> 00:16:41,206
. ممنون، ممنون، ممنون

296
00:16:41,606 --> 00:16:43,106
. واي ، خوشحالم -
. تو بهتريني -

297
00:16:43,606 --> 00:16:44,906
. تقريباً مثل خدا، گفتم

298
00:16:45,006 --> 00:16:47,606
 ،و قول ميدم، نه، هيچ رابطه‌اي
 نه مواد، نه رقص

299
00:16:47,706 --> 00:16:50,306
. تو... تو ميتوني برقصي

300
00:16:50,706 --> 00:16:52,206
. و ، هرچي جو بگه، مشکلي نيست

301
00:16:52,306 --> 00:16:54,206
آره، و اون قرارـه مسلّح باشه، پس لوکاس

302
00:16:54,306 --> 00:16:56,206
 بايد در تمام مدت 3 متر
 ازت فاصله داشته باشه

303
00:16:56,206 --> 00:16:59,006
. سه متر -
. بابا، اون... اونجوري نيست -

304
00:16:59,106 --> 00:17:01,506
. اون محترم، مهربون، و بخشنده‌ست

305
00:17:01,606 --> 00:17:03,306
. انگار داري با پاپ قرار ميذاري

306
00:17:03,506 --> 00:17:04,906
. اوه، و ببين چي بهم داده

307
00:17:05,406 --> 00:17:07,206
. به نظر گرون قيمت مياد

308
00:17:08,406 --> 00:17:09,606
. قبلاً طلا نبود

309
00:17:13,806 --> 00:17:16,106
. وينسنت؟ آروم باش

310
00:17:16,506 --> 00:17:17,806
. الان راه ميُفتيم

311
00:17:18,506 --> 00:17:19,806
. دارن کافه ديم رو غارت ميکنن

312
00:17:20,106 --> 00:17:21,506
. خيله‌خُب، همينجا بمون

313
00:17:23,706 --> 00:17:24,906
کجا بزرگ شدي ؟

314
00:17:25,206 --> 00:17:26,206
زندان ؟

315
00:17:26,406 --> 00:17:28,006
! به ظرف کيکم دست نزن

316
00:17:28,506 --> 00:17:30,206
. خيلي عصبيه، وينس

317
00:17:30,406 --> 00:17:31,406
چه اتفاقي افتاده ؟

318
00:17:32,206 --> 00:17:34,506
، خُب، اولش لوازم آشپزخونه تبديل به طلا شد

319
00:17:34,806 --> 00:17:36,706
. بعدش شمارشگر، بعدشم ظروف نقره

320
00:17:37,006 --> 00:17:39,006
. و اين زمانيه که اونا عليه من شدن

321
00:17:39,306 --> 00:17:40,506
. مثل لاشخورها

322
00:17:41,106 --> 00:17:44,206
. مثل لاشخورهاي کوچولوي حريص باهوش

323
00:17:45,306 --> 00:17:47,506
فکر کردم آدم‌هاي باهوش
 ديگه اهل اين کارها نيستن

324
00:17:51,506 --> 00:17:52,606
واقعاً ؟

325
00:17:54,006 --> 00:17:55,306
. خيلي براقّه

326
00:18:05,706 --> 00:18:07,706
 هي، خواهشاً بهم بگو ميتوني
اين موضوع رو کنترل کني

327
00:18:07,806 --> 00:18:09,606
. چون يه شهر پر از دله دزدهاي جزء دارم

328
00:18:10,106 --> 00:18:13,406
هرچيز آهني تبديل به طلا شد ؟ -
. نه. فقط تو جاهاي خاصّي -

329
00:18:13,506 --> 00:18:14,906
، آشپزخونه، شمارشگرها

330
00:18:15,006 --> 00:18:17,606
. يه سري وسايل روي ميز -
. ولي هيچي تو اون نيمه‌ي اتاق عوض نشده -

331
00:18:17,906 --> 00:18:20,606
، پس احتمالاً از طريق هوا نيست
يا هر چيز آهني تغيير ميکرد

332
00:18:20,706 --> 00:18:22,706
چون ماده‌اي که توي مجسمه پيدا کرديم

333
00:18:22,906 --> 00:18:24,806
مثل باکتري عمل ميکنه، تبديل کردن

334
00:18:25,106 --> 00:18:27,106
. ساختار مولکولي‌ـه آهن به طلا

335
00:18:27,206 --> 00:18:29,606
. پس من ميگم اين بحث تماسه

336
00:18:31,106 --> 00:18:33,406
 يه آهن آلوده با يکي ديگه
برخورد ميکنه، و بعدش پخش ميشه

337
00:18:33,506 --> 00:18:35,806
، خُب، اگه باکتري روي مجسمه بوده

338
00:18:36,106 --> 00:18:38,806
 ،يه چيزي با مجسمه تماس داشته
... و بعدش يه چيزي اينجا آورده شده

339
00:18:38,906 --> 00:18:40,006
. دقيقاً -
. باشه -

340
00:18:40,106 --> 00:18:42,606
 من يه ليست از همه‌ي کسايي که
 ديروز اينجا اومدن نياز دارم

341
00:18:42,706 --> 00:18:45,206
و اگه بتوني به خاطر بياري اونا چي
 پوشيده بودن يا حمل ميکردن

342
00:18:45,206 --> 00:18:47,006
. که با مجسمه تماس داشته -
. باشه -

343
00:18:47,106 --> 00:18:48,206
. ممنون

344
00:18:48,406 --> 00:18:49,606
 اوه ؟ -
 ـ چي آه

345
00:18:49,906 --> 00:18:51,006
. دستبند زويي

346
00:18:51,206 --> 00:18:53,806
وقتي بهم نشونش داد دقيقاً
همينجا نشسته بودم

347
00:18:54,906 --> 00:18:56,406
. گفتش لوکاس بهش داده

348
00:18:56,606 --> 00:18:58,006
. و اونا کنار مجسمه بودن

349
00:18:58,306 --> 00:18:59,306
. ممکنه کار اون باشه

350
00:18:59,806 --> 00:19:02,606
 آره، ولي اون در امانه، درسته ؟
منظورم اينه، مردم در امانن

351
00:19:02,706 --> 00:19:04,506
. فقط از آهن به آهن‌ـه. اون حالش خوبه

352
00:19:06,206 --> 00:19:08,906
. به نظر مياد طلاي واگيردار تو دستمون داريم

353
00:19:10,106 --> 00:19:12,306
. ما تبديل به پولدارترين شهر دنيا شديم

354
00:19:12,406 --> 00:19:14,106
. خُب، از اين ديد هم ميشه نگاهش کرد

355
00:19:14,206 --> 00:19:17,406
 طلا فلز نرميه، پس نميتونه به
 اندازه‌ي فولاد وزن تحمل کنه

356
00:19:17,606 --> 00:19:19,706
. پس زيربنامون ممکنه متلاشي بشه

357
00:19:19,806 --> 00:19:22,006
 ما پولدار ميشيم، ولي به
 طرز خطرناکي ناپايدار

358
00:19:22,706 --> 00:19:24,506
مثل پاريس هيلتون ؟

359
00:19:28,006 --> 00:19:29,006
حالا چي ؟

360
00:19:36,206 --> 00:19:37,906
! ببخشيد! ببخشيد -
! ببخشيد -

361
00:19:38,206 --> 00:19:39,506
. ببخشيد، معذرت ميخوام

362
00:19:41,406 --> 00:19:42,506
. عقب بايستيد لطفاً

363
00:19:44,306 --> 00:19:46,306
. اين فرسودگيه -
... خانـ ـ م -

364
00:19:47,006 --> 00:19:48,206
اين اصلاً چطور ممکنه ؟

365
00:19:50,606 --> 00:19:52,106
... اين ممکنه يه جور

366
00:19:52,506 --> 00:19:55,206
، انگل باشه، که از ميزبانش تغذيه ميکنه

367
00:19:55,506 --> 00:19:56,906
تغيير ميده به

368
00:19:57,406 --> 00:20:00,006
، باکتري خورنده‌ي آهن

369
00:20:00,406 --> 00:20:02,706
، که يعني، هر بناي از آهن ساخته شده

370
00:20:02,906 --> 00:20:05,206
... ميتونه خراب بشه فقط

371
00:20:13,304 --> 00:20:16,104
. ما يه شيوع تو دستمون داريم
. تا دو مايل اطراف شهر بسته شده

372
00:20:16,204 --> 00:20:18,404
. کسي وارد نميشه. کسي خارج نميشه
درخواست پشتيباني دادم

373
00:20:18,404 --> 00:20:20,904
 بايد يه منبع انرژي عظيم
 باشه که اين کار رو ميکنه

374
00:20:21,004 --> 00:20:24,804
 نه، هنري ميگه اين يه باکتريه. آهن رو به
طلا تبديل ميکنه، حالا از بين مي‌برتش

375
00:20:24,804 --> 00:20:26,804
هنري ؟ -
. آره، هنري -

376
00:20:26,904 --> 00:20:28,504
... اون تست‌هاي اوليّه رو انجام داد، و

377
00:20:28,604 --> 00:20:31,904
. ببين، هر اتفاقي که بين شما داره ميُفته
من تو اين مورد بهش نياز دارم

378
00:20:37,604 --> 00:20:39,404
. بهمون بگو ميدوني اين چيه

379
00:20:39,904 --> 00:20:42,604
. قطعاً يه جهش توي تغيير شکل

380
00:20:43,004 --> 00:20:47,204
مثل اينکه يکي يه کليد رو زده و
 اين رو تبديل به يه ساس حريص

381
00:20:47,604 --> 00:20:48,504
. خورنده‌ي آهن کرده

382
00:20:48,604 --> 00:20:51,204
با چه سرعتي وسايل رو به خرابي ميرن ؟

383
00:20:51,604 --> 00:20:54,504
 جوابش به اين بستگي داره که
بفهمي کي و کجا شروع شده

384
00:20:54,604 --> 00:20:57,104
 خوبه. چون من و جو
بايد بفهميم اين کجا رفته

385
00:21:00,304 --> 00:21:01,604
. هويت تاييد شد

386
00:21:05,804 --> 00:21:06,904
. سلام نيتن

387
00:21:16,204 --> 00:21:18,604
. خيلي شبيه مردايي شدي که پشت زنا قايم ميشن

388
00:21:18,804 --> 00:21:21,104
 بيا جوري تظاهر نکنيم که
انگار باهم دوست بوديم

389
00:21:22,504 --> 00:21:23,704
. منصفانه‌ست

390
00:21:24,604 --> 00:21:27,204
 احتمالاً تو هم اينجايي که بهم
 يه معامله‌اي پيشنهاد کني

391
00:21:27,204 --> 00:21:29,204
، بهم بگو راجع به آرتيفکت چي ميدوني

392
00:21:30,504 --> 00:21:31,704
. بعدش ميتوني بري

393
00:21:34,704 --> 00:21:36,204
. منم چيزي رو ميدونم که تو ميدوني

394
00:21:40,604 --> 00:21:42,304
. شايد چند روز ديگه برگردم

395
00:21:46,004 --> 00:21:48,404
. ميدونم که قادر به ارتباط انسانيه

396
00:21:51,704 --> 00:21:53,304
ولي تو هم اينُ ميدوني، نه ؟

397
00:21:53,804 --> 00:21:55,004
چطور قطعش کنم ؟

398
00:21:55,104 --> 00:21:56,204
. نميدونم

399
00:21:56,904 --> 00:21:59,104
ولي انرژي که آزاد ميشه ميتونه براي
 جون يه نفر تهديد کننده باشه

400
00:21:59,104 --> 00:22:01,404
، اگه جهش سلول‌ها معکوس شدن

401
00:22:02,404 --> 00:22:04,604
. واسه اينه که احتمالاً قبلاً مرده

402
00:22:04,904 --> 00:22:06,304
. من اينُ قبول ندارم

403
00:22:06,904 --> 00:22:09,004
چطور کمکش کنم ؟

404
00:22:09,904 --> 00:22:11,004
به کي کمک کني ؟

405
00:22:12,104 --> 00:22:14,104
. داشتم راجع به کارل کارلسون حرف ميزدم

406
00:22:15,004 --> 00:22:16,504
راجع به کي حرف ميزني ؟

407
00:22:24,404 --> 00:22:25,804
رودالف، اينجايي ؟

408
00:22:35,704 --> 00:22:38,304
. ظاهراً روشن کننده ، روشن کنندگي لازم داره

409
00:22:39,704 --> 00:22:42,404
. و ابزاري که مثل مجسمه خُرد ميشن

410
00:22:42,504 --> 00:22:44,304
. و کل اين کلبه

411
00:22:47,604 --> 00:22:49,404
. کارتر! بيا اينجا! رودالفه

412
00:22:49,504 --> 00:22:51,904
. گير کرده -
سلام، حالت خوبه ؟ -

413
00:22:52,104 --> 00:22:53,204
. اينجا امن نيست

414
00:22:53,304 --> 00:22:54,904
. من بلند ميکنم، تو بکش -
. منُ ول کنيد -

415
00:22:55,004 --> 00:22:56,304
. بايدهمين الان بريد بيرون

416
00:23:06,204 --> 00:23:07,404
... تاب ميخوره

417
00:23:07,604 --> 00:23:08,704
. در اومدي

418
00:23:11,004 --> 00:23:12,004
. ميريم پايين

419
00:23:14,704 --> 00:23:15,704
. از پسش براومدي

420
00:23:31,804 --> 00:23:34,004
 راه حل تميزکننده‌ي رودالف
نميتونه منبعش باشه

421
00:23:34,104 --> 00:23:36,304
، توي يه قوطي آهني بوده، ميکروبي نشده

422
00:23:36,504 --> 00:23:39,104
. و همينطور کاميونش -
خُب، من دو يه خط زماني -

423
00:23:39,204 --> 00:23:40,304
رو به هم متصل کردم

424
00:23:40,504 --> 00:23:44,304
 که ظاهراً نشون ميده مجسمه
هم منبع اوليه نبوده

425
00:23:44,804 --> 00:23:45,804
... پس

426
00:23:46,004 --> 00:23:48,704
 يه چيزي به مجسمه دست زده
و بعد به کافه ديم رفته

427
00:23:49,004 --> 00:23:50,004
. درسته

428
00:23:50,204 --> 00:23:51,904
... دقيقاً

429
00:23:52,404 --> 00:23:53,504
. تو ساعت 3 تا 4 بعدازظهر

430
00:23:54,504 --> 00:23:56,104
. درست وقتي مدرسه تعطيل شده

431
00:23:58,204 --> 00:23:59,204
. پسر -
چيه ؟ -

432
00:24:00,004 --> 00:24:01,004
... نه ، من

433
00:24:01,504 --> 00:24:03,804
 دارم مجسمه‌ي مظهر خدا
بودنم رو از دست ميدم

434
00:24:05,804 --> 00:24:08,204
 اين تحقيرآميزترين کاريه
که تا حالا باهام کردي

435
00:24:08,404 --> 00:24:11,304
.بهم وقت بده. از اينم قرارـه فراتر برم
 بايد هرچيزي که يادت مياد رو بهم بگي

436
00:24:11,304 --> 00:24:13,104
 راجع به اينکه از کجا گرفتيش
 و کي بهت فروخته

437
00:24:13,304 --> 00:24:14,904
. نخريدمش. براش درستش کردم

438
00:24:16,104 --> 00:24:17,304
. اون آبي دوست داره

439
00:24:22,904 --> 00:24:24,604
. چشم‌ها به من. پس تو درستش کردي

440
00:24:25,204 --> 00:24:26,904
چي، تنهايي؟ از چي ؟

441
00:24:27,004 --> 00:24:29,104
. آهن ضايعات -
. اون واقعاً با استعداده -

442
00:24:29,904 --> 00:24:32,104
. اين.. سرگرمي جالبيه

443
00:24:32,304 --> 00:24:34,604
. سرگرمي نيست. يه کلاسه. متالورژي

444
00:24:35,204 --> 00:24:36,304
. تو مدرسه ميرم

445
00:24:36,504 --> 00:24:38,104
پس ضايعاتي که از تسلا ميان ؟

446
00:24:38,204 --> 00:24:41,304
. نه، کلاس‌هاي پيشرفته تو استوديو پروفسوره

447
00:24:41,704 --> 00:24:44,104
ممکنه پروفسور کريستوفر داکتالوس باشه ؟

448
00:24:44,904 --> 00:24:46,904
. يکي از بهترين هنرمندهاي قرن 21م

449
00:24:47,804 --> 00:24:49,704
. واسه فعلاً تمومه. ممنون لوکاس

450
00:24:50,104 --> 00:24:52,904
پس دوست پسرم آزادـه ؟ -
. هيچ‌وقت دستگير نشده بود  -

451
00:24:55,004 --> 00:24:56,004
دوست‌پسر ؟

452
00:24:56,504 --> 00:24:58,304
. آره. خُب. با کارت‌هات درست بازي کن

453
00:25:03,204 --> 00:25:04,804
اثر جديد ؟

454
00:25:08,304 --> 00:25:10,004
براي يه موزه‌اي تو شهر پراگ مي‌سازم

455
00:25:10,604 --> 00:25:11,604
. به نظر مهم مياد

456
00:25:11,804 --> 00:25:14,604
چه دليلي داره يه چيزي رو
 درست کني وقتي مهم نيست ؟

457
00:25:14,804 --> 00:25:15,804
يا عالي ؟

458
00:25:15,904 --> 00:25:18,004
يکي از دانش‌آموزاتون از يه تيکه آهن قراضه

459
00:25:18,104 --> 00:25:20,904
 که تو اين استوديو پيدا کرده براي
ساخت دستبند استفاده کرده

460
00:25:21,104 --> 00:25:23,604
... توي جوهرنمک شسته و

461
00:25:25,004 --> 00:25:26,204
. تغيير ماهيت داده

462
00:25:28,404 --> 00:25:31,804
کلانتر، من نميتونم مسئول
 اشتباه يه مبتدي باشم

463
00:25:32,604 --> 00:25:34,204
گفتي جوهرنمک ؟

464
00:25:35,104 --> 00:25:36,104
. جالبه

465
00:25:36,304 --> 00:25:37,904
، ميدونم کيمياگرها تو خفا کار ميکنن

466
00:25:38,004 --> 00:25:41,204
ولي بايد بدونم چه بلايي سر اون تيکه آهن آوردي
 قبل از اينکه لوکاس اونُ بشوره

467
00:25:42,104 --> 00:25:44,304
... بايد محل رو بررسي كنم. از

468
00:25:44,804 --> 00:25:46,504
. اون زيرزمين شروع ميکنم

469
00:25:46,504 --> 00:25:48,104
. خُب، حدس ميزنم اجازه‌ي قانوني داري

470
00:25:48,304 --> 00:25:49,304
. نه

471
00:25:52,804 --> 00:25:54,004
. فقط اينُ دارم

472
00:25:55,004 --> 00:25:57,504
. اين بلايي‌ـه که داره سر مجسمه‌ات مياد

473
00:25:58,604 --> 00:26:00,104
. اون طلا داره تغيير ميکنه

474
00:26:03,804 --> 00:26:05,604
. حواست جمع باشه، کلانتر

475
00:26:06,304 --> 00:26:08,904
ممکنه مسئول رها کردن خرابي
 توي يوريکا بشي

476
00:26:09,104 --> 00:26:10,204
. يکي قبلاً انجامش داده

477
00:26:10,404 --> 00:26:12,004
. آره، ظاهراً شاگرد من

478
00:26:12,804 --> 00:26:15,604
گرچه  تصادفي، اون با فرمولي که
 تاريخي ساخته شده مداخله کرده

479
00:26:15,804 --> 00:26:18,804
که هرکسي رو که سعي ميکنه بدون دانش دُرست
سعي ميکنه صاحبش بشه رو نابود کنه

480
00:26:20,304 --> 00:26:21,504
. پس اين يه تله‌ست

481
00:26:21,604 --> 00:26:23,304
. بهش ميگن نفرين کيمياگر

482
00:26:23,404 --> 00:26:25,304
. براي راه‌اندازي تحول آشوبي طراحي شده

483
00:26:26,604 --> 00:26:27,604
... پس

484
00:26:28,104 --> 00:26:30,104
... آهن به طلا، طلا به خاک

485
00:26:30,204 --> 00:26:31,604
. خاک ديگه خدا ميدونه به چي

486
00:26:32,704 --> 00:26:34,904
، پس اگه افسانه درست باشه
 دوباره تغيير ميکنه

487
00:26:35,004 --> 00:26:39,004
 و دوباره، و دوباره، تا زماني که تمدني
 که باهاش در افتاده رو قلع و قمع کنه

488
00:26:39,904 --> 00:26:40,904
. بابيلون

489
00:26:41,604 --> 00:26:42,604
. آتلانتيس

490
00:26:43,704 --> 00:26:44,704
. مايا

491
00:26:45,404 --> 00:26:48,004
همه‌شون نزديک شدن و ببين
چه بلايي سرشون اومد

492
00:26:48,804 --> 00:26:50,504
. ميدونيم مثل باکتري عمل ميکنه

493
00:26:51,504 --> 00:26:53,304
. و 99% جواب رو تا اينجا داريم

494
00:26:53,404 --> 00:26:56,804
 به يه نابغه با هوش غيرطبيعي بيشتري
 نياز داريم تا از پس اون 1% آخر بربياد

495
00:26:58,204 --> 00:27:01,204
متاسفانه نفرين کيمياگر قرباني
بعديش رو پيدا کرده

496
00:27:03,104 --> 00:27:04,104
. ما

497
00:27:09,282 --> 00:27:10,382
. خُب، همينجا

498
00:27:10,882 --> 00:27:11,982
ميبينيش، آره ؟

499
00:27:15,882 --> 00:27:16,882
. عاليه

500
00:27:18,082 --> 00:27:19,682
. داري تو اين کار حرفه‌اي ميشي کوين

501
00:27:20,082 --> 00:27:22,882
 شايد يه روز مثل مادرت
رئيس گلوبال دايناميک بشي

502
00:27:23,582 --> 00:27:25,382
. اين اونُ خيلي نگران ميکنه

503
00:27:26,682 --> 00:27:27,982
. خُب، شغل بزرگيه

504
00:27:29,582 --> 00:27:30,882
. اون نگرانمه

505
00:27:32,282 --> 00:27:33,282
. هردوتون هستين

506
00:27:37,182 --> 00:27:39,782
 ما فقط ميخوايم بدونيم
چي تغييرت داده، همين

507
00:27:40,882 --> 00:27:42,482
و تو فکر ميکني اون ميتونه کمک کنه ؟

508
00:27:44,582 --> 00:27:45,582
واقعاً ؟

509
00:27:47,782 --> 00:27:49,682
. مامانت بهم گفته چيکار ميتوني بکني

510
00:27:50,582 --> 00:27:51,882
. به نظرم خيلي باحاله

511
00:27:52,882 --> 00:27:53,882
. بعضي‌وقت‌ها

512
00:27:55,982 --> 00:27:57,482
ميتوني الان انجامش بدي ؟

513
00:27:58,182 --> 00:28:00,482
ميتوني بهم بگي دکتر بارلو چه فکري ميکنه ؟

514
00:28:00,982 --> 00:28:03,582
اون درمورد اتفاقي که داره
برات ميُفته چي ميدونه ؟

515
00:28:08,682 --> 00:28:09,882
. مهمونا معمولاً در ميزنن

516
00:28:10,482 --> 00:28:11,982
. معمولاً واسه دوست‌ها زياد مهم نيست

517
00:28:13,982 --> 00:28:16,682
جک منبع آهن رو پيدا کرده، چيزي که
 به احتمال زياد ميتونه کمک‌مون کنه

518
00:28:16,682 --> 00:28:19,482
. با يه پادزهري براي مشکل باکتري اومده

519
00:28:19,782 --> 00:28:22,582
. باشه، اول بايد کوين رو برسونم خونه -
. من مواظبش هستم -

520
00:28:22,782 --> 00:28:25,382
جک الان به مهارت‌هاي زيست‌شناسيت
 بيشتر از مال من نياز داره

521
00:28:26,482 --> 00:28:28,182
. مطمئنم به جفتمون نياز داره

522
00:28:28,882 --> 00:28:29,882
. بيا کِو

523
00:28:30,182 --> 00:28:31,482
. بيا بريم مامانت رو ببينيم

524
00:28:38,782 --> 00:28:41,182
.ما منبع مشکل‌مون رو پيدا کرديم
 ... تنها کاري که بايد بکنيم اينه که

525
00:28:41,182 --> 00:28:43,682
 به دستاي نابغه‌اي تحويل بديم که
 بتونه ازش سواستفاده کنه

526
00:28:43,782 --> 00:28:46,682
. خوبه که تو رو هم ميبينم کريستوفر -
شما همديگه رو ميشناسين ؟ -

527
00:28:46,782 --> 00:28:48,482
. آره، کارمون رو تو گلوبال با هم شروع کرديم

528
00:28:48,482 --> 00:28:50,782
ما علايق مشابهي داشتيم -
ولي ديدگاه‌هاي متفاوتي داشتيم -

529
00:28:50,782 --> 00:28:53,782
. اون فکر ميکرد آينده جواب‌ها رو داره
. من به يادگيري از گذشته اعتقاد داشتتم

530
00:28:53,782 --> 00:28:57,082
 من الان واقعاً با حال کار دارم، پس بيايد اين
 تجديد ديدار رو ببريم طبقه‌ي پايين

531
00:29:01,882 --> 00:29:03,082
. درمورد اين چيزا خوندم

532
00:29:03,282 --> 00:29:07,182
 کارگاه‌هاي مخفي، جايي که کيمياگرها از
دستگيري و مرگ محافظت ميشدن

533
00:29:07,382 --> 00:29:10,382
 ولي اين مال زمان‌هاي قبل
 از روشنفکري در علم بود

534
00:29:11,082 --> 00:29:13,182
. علم مدرن اونقدرا هم روشنفکر نيست

535
00:29:13,482 --> 00:29:15,282
... پس جادو براي بازنده‌هاست. و

536
00:29:15,482 --> 00:29:17,482
. جادوگرها. جايي توي علم نداره

537
00:29:17,782 --> 00:29:21,182
 خُب، اين محشره. ما يه شهري
داريم که نزديکه نابود بشه

538
00:29:21,682 --> 00:29:22,882
منظورم اينه، ميتونيم درستش کنيم ؟

539
00:29:23,082 --> 00:29:25,582
اون ميگه اگه يه کاري رو
 اشتباه انجام بديم باکتري

540
00:29:25,882 --> 00:29:27,882
... تغيير ميکنه مثل

541
00:29:28,282 --> 00:29:29,682
. يه نفرين ذاتي

542
00:29:29,882 --> 00:29:31,382
يا يه محافظ ذاتي ؟

543
00:29:31,982 --> 00:29:33,782
. يا اون -
چرا من اينُ ميشناسم ؟ -

544
00:29:33,882 --> 00:29:36,382
. اين مرتبط به پردازنده‌ي سوپرنواست
سوپرنوا: ستاره داراى نور متغيرى که روشنى‌اش]
[ صد ميليون برابر خورشيد است

545
00:29:36,482 --> 00:29:39,382
. چيزي که از فلزات سبک، فلز سنگين ميسازه

546
00:29:40,282 --> 00:29:43,382
. مثلاً از فلزات کمتر طلا ميسازه
ولي اين هنوز تموم نشده

547
00:29:43,982 --> 00:29:46,482
. نه، لوکاس جوهرنمک اضافه کرد

548
00:29:46,682 --> 00:29:48,082
. اگه کمکي ميکنه

549
00:29:49,682 --> 00:29:53,182
 شايد، اگه وارونه کار کنم
بتونم يه پادزهر بسازم

550
00:29:53,482 --> 00:29:56,282
. نيتن استارک بزرگ. هميشه براي نجات مياد

551
00:29:56,582 --> 00:29:59,782
 بالاخره اهميت چيزهايي که قبل
 از تو وجود داشتن رو فهميدي

552
00:30:00,982 --> 00:30:04,582
ولي ميدوني، تو به خاطر
خودداري از دادن اطلاعات

553
00:30:04,682 --> 00:30:05,782
. و مانع در عدالت بازداشتي

554
00:30:06,282 --> 00:30:08,082
. بايد با من بياي

555
00:30:08,782 --> 00:30:10,582
! لوپو! داره مياد بالا

556
00:30:10,682 --> 00:30:13,482
اگه چيزي که لازم داشتيم فهميديم، بايد بريم -
يه دقيقه بهمون وقت ميدي ؟ -

557
00:30:13,882 --> 00:30:14,982
. آره

558
00:30:19,682 --> 00:30:22,382
. ميدوني اينُ قبلاً کجا ديدم
. اين تحقيق کيم راجع به آرتيفکته

559
00:30:22,782 --> 00:30:25,182
. بيخيالش شو، هنري -
. نيتن، ميتونم کمکت کنم -

560
00:30:25,382 --> 00:30:26,882
. آقايون! بايد بريم

561
00:30:27,082 --> 00:30:28,082
. نه

562
00:30:28,282 --> 00:30:29,382
. نميتوني

563
00:30:37,882 --> 00:30:40,982
 حادثه‌ي کافه ديم ساختمون‌هاي
،خيابون اصلي رو آلوده کرده

564
00:30:41,082 --> 00:30:43,382
بعدش ماشين‌هاي آلوده تحول
رو تو کل شهر پخش کردن

565
00:30:43,482 --> 00:30:45,582
. و باعث بسته شدن پل داوينچي شدن

566
00:30:45,782 --> 00:30:48,082
گلوبال چي ؟ -
، فرم بنا از فولاده -

567
00:30:48,182 --> 00:30:51,182
. ولي با بتون روکش شده، پس مشکلي نداريم

568
00:30:54,882 --> 00:30:56,382
شايد يه زلزله بوده ؟

569
00:30:56,782 --> 00:30:57,782
. کد نارنجي

570
00:30:57,882 --> 00:31:00,282
. تيم مهندسي به دفتر آليسون بليک

571
00:31:00,482 --> 00:31:01,782
. کد نارنجي

572
00:31:07,882 --> 00:31:10,282
. رخنه‌ي امنيتي. ورود بي‌اجازه

573
00:31:18,982 --> 00:31:21,482
 ميدونستم همينکه بفهمي
اينجام يه راهي پيدا ميکني

574
00:31:23,482 --> 00:31:25,782
 بعد از چيزي که پيدا کردم ؟
 کاملاً حق با توئه

575
00:31:27,182 --> 00:31:29,582
 منظورت بعد از پيدا کردن
چيزيه که برات گذاشتم

576
00:31:31,382 --> 00:31:33,382
. بيخيال هنري. يکم بهم اعتماد کن

577
00:31:33,482 --> 00:31:35,282
تو که فکر نميکني برحسب اتفاق چيزي رو

578
00:31:35,382 --> 00:31:37,682
که بتوني باهاش مرگ کيم رو توضيح
 بدي باقي گذاشتم، درسته ؟

579
00:31:38,382 --> 00:31:39,982
. ميدونستم پيداش ميکني

580
00:31:40,882 --> 00:31:43,482
چرا ؟ -
. چون لياقت داري که بدوني -

581
00:31:44,582 --> 00:31:47,182
چون تو تنها مردي توي اين
 شهر هستي که ميتونه بفهمه

582
00:31:47,282 --> 00:31:48,982
. چرا بايد کاري که کردم رو انجام ميدادم

583
00:31:49,082 --> 00:31:50,482
بفهمه ؟

584
00:31:52,182 --> 00:31:53,482
، تو زني که عاشقش بودم کشتي

585
00:31:53,782 --> 00:31:56,582
و هيچ دليلي توي اين دنيا نيست

586
00:31:56,882 --> 00:31:58,982
. که مجبور نباشم همون کار رو با تو بکنم

587
00:31:59,082 --> 00:32:00,282
. يه حادثه بود

588
00:32:01,782 --> 00:32:04,782
 ،و تو الانشم دليلش رو ميدوني
 وگرنه با من حرف نميزدي

589
00:32:04,982 --> 00:32:06,882
همون دليليه که آليسون تحقيقات کيم رو

590
00:32:06,982 --> 00:32:09,282
. ازت گرفت و به نيتن استارک تحويل داد

591
00:32:12,582 --> 00:32:15,382
. آرتيفکت قادر به ارتباط انساني‌ـه

592
00:32:15,482 --> 00:32:17,282
. کارل کارلسون ثابتش کرد

593
00:32:17,782 --> 00:32:19,482
. و حالا به يه فرد ديگه متصل شده

594
00:32:20,082 --> 00:32:21,682
. و ميدوني اون کيه

595
00:32:28,782 --> 00:32:29,882
. آره

596
00:32:30,482 --> 00:32:31,882
. اون الان گيرنده‌ست

597
00:32:33,782 --> 00:32:35,782
. اون به ميدان آکاشيک متصل شده

598
00:32:36,582 --> 00:32:38,982
همه‌ي اطلاعات جمع شده توي دنيا ؟

599
00:32:39,582 --> 00:32:40,882
. اين واقعيه، هنري

600
00:32:42,082 --> 00:32:45,282
 و جلوي يه همچين انرژي رو
 براي مدت طولاني نميشه گرفت

601
00:32:45,582 --> 00:32:47,082
. ميتونه اونُ بکشه

602
00:32:55,182 --> 00:32:56,782
. پس اين چيزيه که نيتن روش کار ميکنه

603
00:32:56,982 --> 00:32:58,282
... سعي ميکنه

604
00:32:59,782 --> 00:33:01,382
... کوين رو جدا کنه

605
00:33:03,282 --> 00:33:04,682
. از ميدان

606
00:33:06,982 --> 00:33:08,582
چيزهايي هستن

607
00:33:09,182 --> 00:33:10,982
. که ما نميتونيم کنترلش کنيم

608
00:33:11,582 --> 00:33:14,482
. چون تو ذاتمونه که از قدرت سواستفاده کنيم

609
00:33:15,682 --> 00:33:17,982
. ما آماده‌ي مسئوليت نيستيم

610
00:33:19,582 --> 00:33:21,482
خُب از من چي ميخواي ؟

611
00:33:28,982 --> 00:33:31,782
صداي غژغژ. سمت چپ بلندتر بود يا راست ؟

612
00:33:32,582 --> 00:33:33,982
. مهم نيست

613
00:33:35,482 --> 00:33:38,482
نيتن به کشفش نزديکتر شدي ؟

614
00:33:40,182 --> 00:33:43,082
 همه‌ش تا وقتي به ته معادله
...برسم معني ميده ، و بعد

615
00:33:43,382 --> 00:33:45,682
. اگه يه اشتباهي کنم، دوباره متحول ميشه

616
00:33:46,382 --> 00:33:49,482
چه خبر شده؟ کوين کجاست ؟ -
. خوبه. ازم خوست اينُ بهت بدم -

617
00:33:50,182 --> 00:33:51,982
،ساعت‌ها ذهن‌ـش رو مشغول كرده

618
00:33:52,082 --> 00:33:53,682
. انگار داره يه نظر يا فکري رو منتقل ميکنه

619
00:33:53,882 --> 00:33:56,282
. و متقاعد شده اين کمکت ميکنه

620
00:33:56,882 --> 00:33:58,482
. خُب، اين فرموله

621
00:33:59,782 --> 00:34:00,982
. تمومش کرد

622
00:34:03,182 --> 00:34:04,282
... اما

623
00:34:04,982 --> 00:34:06,482
اون هيچوقت اينُ نديده. چطوري ؟

624
00:34:06,882 --> 00:34:09,082
. ديگه اين سوال‌ها رو نميپرسم

625
00:34:28,582 --> 00:34:29,982
. کمک

626
00:34:31,282 --> 00:34:32,482
! کمک

627
00:34:35,584 --> 00:34:37,784
 همين الان همه‌ي پرسنلي
 که نياز نيست رو تخليه کنيد

628
00:34:37,884 --> 00:34:40,284
 به مسئولين پروژه و گروه
اورژانس يه ساعت وقت بدين

629
00:34:40,684 --> 00:34:42,884
چه اتفاقي افتاده ؟ -
. سقف بخش چهار خراب شد -

630
00:34:43,084 --> 00:34:44,984
. اگه بعدش زمين خراب شه، هيچکي سالم نميمونه

631
00:34:45,084 --> 00:34:47,084
استارک چيزي پيدا نکرد ؟ -
داره روي پادزهر کار ميکنه -

632
00:34:47,084 --> 00:34:49,184
. براي باکتري خورنده‌ي آهن -
. آليسون -

633
00:34:49,584 --> 00:34:51,484
، ببين، الان وقتش نيست که وارد اين بحث شيم

634
00:34:51,584 --> 00:34:53,984
. ولي... هنري و استارک درگير شدن

635
00:34:54,084 --> 00:34:56,984
. شنيدم راجع به بورلي حرف ميزدن -
يه فروريختگي تو بخش چهار هست -

636
00:34:57,084 --> 00:34:59,184
. بايد الان تمرکزمون رو اون باشه

637
00:34:59,384 --> 00:35:01,384
. فارگو اون پايينه. لطفاً پيداش کن

638
00:35:22,584 --> 00:35:23,984
 يوريکا
[ يافتم ]

639
00:35:27,284 --> 00:35:28,484
صدام رو ميشنوي ؟

640
00:35:28,584 --> 00:35:30,884
. لطفاً بگو که فقط تو نيومدي -
. خواهش ميکنم -

641
00:35:31,384 --> 00:35:32,684
حالت چطوره ؟ درد داري ؟

642
00:35:32,884 --> 00:35:35,384
 پام گير کرده، ولي فکر نکنم
 جاييم شکسته باشه

643
00:35:37,184 --> 00:35:38,284
. خُب

644
00:35:41,584 --> 00:35:42,884
کارتر چه خبر شده ؟

645
00:35:42,984 --> 00:35:45,884
 فارگو و چيزي که از بخش
 چهار مونده رو پيدا کردم

646
00:35:46,184 --> 00:35:48,684
به محض امکان يه تيم نجات
 اين پايين لازم داريم، باشه ؟

647
00:35:52,884 --> 00:35:55,184
بهترـه سريعتر قبل از اينکه تيرک
 بپوسه اونا رو بفرسته

648
00:35:55,584 --> 00:35:57,584
. افکار شيرين فارگو، افکار شيرين

649
00:35:58,184 --> 00:36:00,384
 کارتر، نيتن يه چيزي براي جلوگيري
 از خاک شدن پيدا کرده

650
00:36:00,484 --> 00:36:02,784
. ولي براي کل شهر يکم طول ميکشه

651
00:36:02,884 --> 00:36:06,284
 فقط بايد تيرک‌هاي زير فارگو رو سر پا
 نگه داريم قبل از اينکه زمين فرو بريزه

652
00:36:07,484 --> 00:36:09,084
. اين فکر شيريني نيست

653
00:36:09,384 --> 00:36:10,484
. صبر کن

654
00:36:13,884 --> 00:36:15,984
. من تيرک بخش دو رو سال قبل تعمير کردم

655
00:36:16,084 --> 00:36:18,684
. کار خطرناکيه. نميتونيم از بالا بريم

656
00:36:19,084 --> 00:36:20,984
 کوچکترين افزايش وزني
 ميتونه به خطر بندازدش

657
00:36:21,984 --> 00:36:23,384
پس از پايين ميريم بالا ؟

658
00:36:23,484 --> 00:36:25,784
يه كانال تأسيساتي براي
رد شدن يه آدم هست

659
00:36:25,884 --> 00:36:29,984
 که سُر بخوره به داخل و محلول
...ضدباکتري رو استفاده کنه، ولي

660
00:36:30,184 --> 00:36:33,284
 ممکنه همه‌چيز زماني که تعمير
 ايجاد شده خراب شه

661
00:36:34,984 --> 00:36:37,184
حتي اگه پام نشکسته بود
 من بودم اين‌کار رو نمي‌کردم

662
00:36:42,284 --> 00:36:44,084
. لعنتي

663
00:36:45,684 --> 00:36:48,784
. من درست زير خرابي بخش چهارم
صدام رو ميشنوي، فارگو ؟

664
00:36:48,984 --> 00:36:50,384
. هنوز اينجام

665
00:36:51,784 --> 00:36:54,384
. حالا بايد بياي سمت اولين تيرک

666
00:36:58,284 --> 00:36:59,884
. باشه. ديدمش

667
00:36:59,984 --> 00:37:02,384
. خيلي بدجور شده -
. مرسي از اطلاع‌رساني -

668
00:37:02,684 --> 00:37:05,884
باشه... از کجا بدونيم اين وسيله قرار
نيست اوضاع رو بدتر کنه ؟

669
00:37:06,984 --> 00:37:08,084
بدتر ؟

670
00:37:08,284 --> 00:37:11,084
. اطلاعات من از يه منبع قابل اعتماديه

671
00:37:13,284 --> 00:37:15,084
. تحمل وزن رو داره. ادامه بده و اسپرِيِش کن

672
00:37:17,384 --> 00:37:20,084
چه قدر از اين ساس خورنده
‌ فلز اسپري استفاده کنم ؟

673
00:37:20,284 --> 00:37:21,584
. هرچقدر لازم داره

674
00:37:22,084 --> 00:37:23,884
. اگه بميريم... حداقل باهم مرديم

675
00:37:26,284 --> 00:37:27,084
. خوش ‌به حال من

676
00:37:29,184 --> 00:37:30,984
. کارتر -
! کار نميکنه -

677
00:37:31,184 --> 00:37:33,584
. بهش وقت بده -
. واسه تو گفتنش راحته -

678
00:37:40,084 --> 00:37:41,584
. جواب ميده، فارگو

679
00:37:42,284 --> 00:37:43,984
. ممنون، ممنون، ممنون

680
00:37:44,684 --> 00:37:47,884
 خُب، فارگو، الان تو و کارتر ميتونين به
 خوبي و خوشي زندگي کنين

681
00:37:48,584 --> 00:37:50,484
ميخواي بدوني فکر شيرينم چي بود ؟

682
00:37:52,584 --> 00:37:54,484
. بعضي چيزها بهترـه نگفته بمونه

683
00:38:20,784 --> 00:38:21,984
. ازدحام خوبيه

684
00:38:23,384 --> 00:38:27,084
 آره، اگه يه مهارته که طبيعي
 بهم رسيده، برنامه‌ريزي مهمونيه

685
00:38:27,184 --> 00:38:29,884
 ميتونم راجع به چيزاي ديگه
 طبيعتاً بهت رسيدن فکر کنم

686
00:38:31,584 --> 00:38:33,084
. به مهموني خوش اومدي، کلانتر

687
00:38:33,284 --> 00:38:35,184
. ببخشيد که راه ورودت کوچک شده

688
00:38:35,284 --> 00:38:37,884
باشه. ممنون سارا. امنيت چطوره ؟

689
00:38:37,984 --> 00:38:40,484
. هيچ تخريب فيزيکي به دارايي وارد نشده

690
00:38:40,884 --> 00:38:41,884
... و

691
00:38:42,284 --> 00:38:43,684
بقيه‌ي چيزها ؟

692
00:38:43,784 --> 00:38:45,384
، رقص کوچولو، نشستن رو مبل

693
00:38:45,484 --> 00:38:48,184
. و دو نفر دائماً توي کمد جلويي بودن

694
00:38:56,484 --> 00:38:57,784
چيکار دارين ؟

695
00:38:57,984 --> 00:38:59,984
... تو قرار بود حواست به

696
00:39:00,784 --> 00:39:04,784
 ، خُب، من حواسم به اون بود
...و اونم حواسش به من بود

697
00:39:06,284 --> 00:39:07,884
. آره، باشه

698
00:39:12,784 --> 00:39:14,684
هنري، چه خبر ؟ -
. هنوزم يه مشکلي داريم -

699
00:39:14,784 --> 00:39:16,384
. لباس‌ محافظت رو بپوش

700
00:39:17,684 --> 00:39:19,484
. اين يارو يه هفته پيش مرده

701
00:39:19,584 --> 00:39:21,284
. و اين تنها چيزيه که باقي مونده

702
00:39:21,884 --> 00:39:23,184
، تکه‌هاي استخوان

703
00:39:23,284 --> 00:39:25,184
، دندان‌هاي کاشته‌ي طلا

704
00:39:25,384 --> 00:39:28,484
 و پلاستيکي که سه سال قبل
توي اين مرد کاشته شده

705
00:39:29,684 --> 00:39:31,084
. از جايي که داره ميره خوشم نمياد

706
00:39:31,184 --> 00:39:33,184
اگه باکتري خورنده‌ي فلز
 دوباره متحول شده باشه چي

707
00:39:33,284 --> 00:39:35,584
قبل از اينکه کامل بگيريمش ؟
 درست همينجا توي سردخونه ؟

708
00:39:36,684 --> 00:39:38,684
يعني به آدم‌ها نفوذ ميکنه ؟

709
00:39:38,784 --> 00:39:41,384
فکر کنم داره به آهن توي
بدن‌مون حمله ميکنه و اين بدن

710
00:39:41,484 --> 00:39:43,384
. تا مرحله‌ي بعدي به خاک تبديل ميشه

711
00:39:43,584 --> 00:39:45,684
. از امروز متنفرم

712
00:39:45,784 --> 00:39:48,984
حالا من بايد يه سري تست انجام بدم، و
خوشبختانه اين باکتري منشا رو باقي ميذاره

713
00:39:49,284 --> 00:39:51,584
... ولي اگه از طريق هوا پخش بشه -
. آره، بايد به آليسون بگم -

714
00:39:51,784 --> 00:39:53,984
. من قبلاً به اون و استارک خبر دادم

715
00:39:54,084 --> 00:39:55,384
. مطمئنم الان داره روش کار ميکنه

716
00:39:55,584 --> 00:39:58,184
. ما به علمش ميرسيم و تو حواست به شهر باشه

717
00:39:58,384 --> 00:40:00,984
 مردم شايد مجبور شن خيلي
سريع اينجا رو ترک کنن

718
00:40:21,284 --> 00:40:22,384
. خودشه

719
00:40:29,684 --> 00:40:31,784
. حاضري؟ بايد کوين رو ببرم خونه

720
00:40:31,984 --> 00:40:33,884
الان بدون من مشکلي نداري بري ؟

721
00:40:34,384 --> 00:40:36,284
. تو هم بايد يکم بخوابي

722
00:40:36,384 --> 00:40:38,384
، آلي، دارم به فرمول نگاه ميکنم

723
00:40:38,484 --> 00:40:41,684
و اگه بتونم راهي براي توقف
پيشرفت کوين پيدا کنم

724
00:40:41,784 --> 00:40:44,284
 مثل روشي که باکتري‌هاي خاک
... رو خاموش کردم، من

725
00:40:45,284 --> 00:40:47,884
. آلي، خيلي نزديکم -
. ميدونم يه راهي پيدا ميکني -

726
00:40:48,084 --> 00:40:50,184
 آره، ميام بالا. کمکت ميکنم
ببريش توي ماشين

727
00:40:50,284 --> 00:40:51,284
. باشه

728
00:41:07,784 --> 00:41:09,284
هنري، اينجا چيکار ميکني ؟

729
00:41:09,484 --> 00:41:10,584
. ديروقته

730
00:41:14,084 --> 00:41:15,084
حالش چطوره ؟

731
00:41:16,384 --> 00:41:17,584
. کوين خوبه

732
00:41:18,384 --> 00:41:21,084
. ميدونم چه بلايي داره سرش مياد
همون بلايي که سر کارل اومد

733
00:41:21,284 --> 00:41:23,084
. همون چيزي که کيم رو کشت

734
00:41:23,684 --> 00:41:25,284
. پرتوگيري آرتيفکت

735
00:41:26,384 --> 00:41:27,384
. بيخيال اين موضوع شو

736
00:41:28,384 --> 00:41:29,284
. خيلي دير شده

737
00:41:30,384 --> 00:41:32,484
چرا ؟ به خاطر کيم ؟

738
00:41:34,884 --> 00:41:36,184
. به خاطر من

739
00:41:42,984 --> 00:41:44,984
هيچ شانسي براي پادزهر دوم هست ؟

740
00:41:45,084 --> 00:41:46,484
براي ؟

741
00:41:46,584 --> 00:41:48,284
. براي... تحول جديد

742
00:41:48,384 --> 00:41:51,284
، باکتري خورنده‌ي گوشت. ميدوني

743
00:41:51,384 --> 00:41:53,684
. اولين پادزهرت يه تغيير ديگه راه انداخته

744
00:41:53,784 --> 00:41:56,284
. چي؟ غيرممکنه. ميدونم اون فرمول درست بود

745
00:41:56,384 --> 00:41:58,884
و چرا فکر ميکني يه تحول ديگه هست ؟

746
00:42:00,084 --> 00:42:01,284
. هنري گفت بهت گفته

747
00:42:02,484 --> 00:42:03,484
. لعنتي

748
00:42:05,584 --> 00:42:07,484
... قرارداد تخليه آغاز شد

749
00:42:07,584 --> 00:42:09,084
اون بورلي‌ـه ؟

750
00:42:12,884 --> 00:42:15,084
. واي، نه -
چه اتفاقي داره ميُفته ؟ -

751
00:42:15,984 --> 00:42:18,984
. اين يه نقض امنيته سطح قرمزـه -
. باکتري دوباره متحول شده -

752
00:42:19,084 --> 00:42:22,384
،براي هرچيز زنده‌اي کشنده‌ست
 و از طريق هوا پخش ميشه

753
00:42:22,584 --> 00:42:24,184
. واي خداي من

754
00:42:40,184 --> 00:42:41,484
. خُب ، اين اصلاً خوب نيست

