1
00:00:00,001 --> 00:00:07,001
 

2
00:00:07,025 --> 00:00:13,025
 

3
00:00:13,888 --> 00:00:17,517
اصلاً می‌دونی چقدر بدبختی برام درست کردی؟

4
00:00:18,351 --> 00:00:19,351
...بهت اعتماد کردم

5
00:00:20,311 --> 00:00:21,396
.مثل خانواده‌ام

6
00:00:23,189 --> 00:00:24,189
تو کی هستی؟

7
00:00:24,733 --> 00:00:26,484
.بهم بگو با کی کار می‌کنی

8
00:00:32,033 --> 00:00:33,033
.دختره

9
00:00:33,324 --> 00:00:34,701
.نه -
!سارا -

10
00:00:34,784 --> 00:00:36,327
.جلو نیا. عقب بمون

11
00:00:36,411 --> 00:00:39,937
بهم بگو، وگرنه یه گلوله می‌زنم
.اونجایی که دلت نمی‌خواد بزنم

12
00:00:39,992 --> 00:00:42,625
!مامان -
.و تقصیر خودتـه، نه من -

13
00:00:42,709 --> 00:00:44,502
به یه بچه صدمه می‌زنی؟

14
00:00:44,644 --> 00:00:47,313
.تو یه ترسویی، درست مثل پدرت

15
00:00:47,338 --> 00:00:49,090
.پدر من مرد شجاعی بود

16
00:00:50,004 --> 00:00:52,089
...مرد بزرگی بود. پدرم

17
00:00:52,114 --> 00:00:55,534
قبل از اینکه از اون صخره بندازمش پایین
.داشت برای جونش بهم التماس می‌کرد

18
00:00:56,473 --> 00:00:58,988
...می‌دونستم احمقی، ولی خدای من

19
00:00:59,017 --> 00:01:02,353
،خاک سفتی که هزار بار از روش رد شدی

20
00:01:02,437 --> 00:01:05,523
بعد یهویی، زمین دهن باز کرد؟

21
00:01:05,607 --> 00:01:06,691
.مزخرفـه

22
00:01:06,775 --> 00:01:09,402
.لبۀ پرتگاه از یقه‌ش گرفته بودم

23
00:01:09,486 --> 00:01:11,905
.داشت مثل یه بچه گریه می‌کرد

24
00:01:12,167 --> 00:01:13,961
.داشت برای جونش التماس می‌کرد

25
00:01:14,783 --> 00:01:15,992
.حتی شاشید به خودش

26
00:01:16,017 --> 00:01:17,393
!همه‌تون رو شکنجه می‌کنم

27
00:01:18,052 --> 00:01:20,513
،زنـه، این بچه

28
00:01:20,538 --> 00:01:23,601
!روزها عذاب می‌کشین تا از این کار خسته بشم

29
00:01:25,168 --> 00:01:26,168
من احمقم؟

30
00:01:26,795 --> 00:01:29,339
اصلاً چرا باید کارهایی که کردی رو بهم بگی؟

31
00:01:29,836 --> 00:01:30,880
.تا زمان بخرم

32
00:01:35,261 --> 00:01:36,261
!برین

33
00:01:50,151 --> 00:01:51,194
!برین

34
00:01:55,736 --> 00:01:56,736
!یوهو

35
00:01:57,283 --> 00:01:58,368
!آره -
!آره -

36
00:02:02,990 --> 00:02:03,990
!اه

37
00:02:08,468 --> 00:02:09,587
!بهتره فرار کنین

38
00:02:12,023 --> 00:02:13,787
!قدرت

39
00:02:13,812 --> 00:02:15,124
!نه

40
00:02:35,155 --> 00:02:36,155
.ممنون

41
00:02:37,490 --> 00:02:39,450
.بالاترین نمرۀ تیراندازی توی کلاسم

42
00:02:40,000 --> 00:02:46,000
‫مترجمین: «علی محمدخانی و VahidMax»
‫کانال تلگرام: AliMK_Sub@

43
00:02:46,781 --> 00:02:48,461
[ بیست و چهار ساعت بعد ]

44
00:02:48,640 --> 00:02:50,359
[ پایگاه منطقه‌ای سری سی‌آی‌ای ]

45
00:02:54,386 --> 00:02:55,386
.نه

46
00:02:57,658 --> 00:03:01,245
.مأموریت رو قبول کن یا استعفا بده
.انتخاب با خودته

47
00:03:01,306 --> 00:03:04,684
،با تمام احترام، جناب رئیس
.این یه اشتباه بزرگه

48
00:03:05,268 --> 00:03:08,913
.اون به حرفم گوش نمی‌کنه
.به عنوان یه مأمور بهم احترام نمی‌ذاره

49
00:03:08,938 --> 00:03:10,273
.بهم به چشم یه بچه نگاه می‌کنه

50
00:03:11,149 --> 00:03:14,569
این کار فقط به پرونده‌ای که الآن یه ساله
.روش کار می‌کنم خدشه وارد می‌کنه

51
00:03:15,896 --> 00:03:16,921
.بهش بگو

52
00:03:16,946 --> 00:03:19,908
.پدرت گذشتۀ بورو رو می‌دونه
.تو هم حالِ بورو رو

53
00:03:19,991 --> 00:03:22,160
.بیخیال این رؤیای سلاح کشتار جمعیش نمیشه

54
00:03:22,744 --> 00:03:23,803
کار کردنِ تو و پدرت با هم

55
00:03:23,828 --> 00:03:26,468
شانس ما رو برای پیدا کردن بورو
.وقتی دوباره آفتابی بشه بیشتر می‌کنه

56
00:03:26,956 --> 00:03:30,293
،و صادقانه بگم
.فکر می‌کنم اینجوری برای جفت‌تون بهتره

57
00:03:31,044 --> 00:03:32,128
«ای خائن»

58
00:03:32,212 --> 00:03:34,876
باورم نمیشه توی مراسم تأیید آیین
.اسم تو رو انتخاب کردم

59
00:03:35,474 --> 00:03:38,227
،اما بارتالومینا برونر
.حرفت رو پس بگیر

60
00:03:46,017 --> 00:03:47,101
.رفتار نابجایی بود

61
00:03:47,185 --> 00:03:49,646
،من یه پدرخواندۀ عالی بود
.و حتی ایتالیایی هم نیستم
[اشاره به ایتالیایی بودن مایکل کورلئونه]

62
00:03:58,905 --> 00:04:00,448
.من یه نقشۀ بازنشستگی داشتم

63
00:04:01,074 --> 00:04:02,283
،ما هم یه نقشه داشتیم

64
00:04:03,236 --> 00:04:04,529
.که بورو رو دستگیر کنیم

65
00:04:04,827 --> 00:04:06,208
،ولی الآن فرار کرده

66
00:04:06,233 --> 00:04:09,082
و بهترین راه برای گرفتنش
.اینه که شما با هم کار کنین

67
00:04:09,107 --> 00:04:10,699
.نمی‌دونم بتونیم همچین کاری بکنیم

68
00:04:10,724 --> 00:04:12,893
.اما خیلی خوبه. خودت دیدی

69
00:04:12,918 --> 00:04:16,089
.نترسه. غرایز باورنکردنی‌ای داره

70
00:04:16,114 --> 00:04:18,274
واقعاً می‌تونه به یکی از بهترین
.مأمورین‌مون تبدیل بشه

71
00:04:18,299 --> 00:04:19,603
،ولی بچۀ توئـه

72
00:04:20,051 --> 00:04:24,844
،پس یعنی ریسک‌های احمقانه هم می‌کنه
،کلش داغـه، احمقـه

73
00:04:24,927 --> 00:04:26,866
.فکر می‌کنه تنهایی از پس هرکاری برمیاد

74
00:04:26,891 --> 00:04:28,701
شاید کار کردن با تو

75
00:04:28,726 --> 00:04:31,804
یه مزیت دیگه هم داشته باشه
.و بهش کمک کنه به عنوان یه مأمور پیشرفت کنه

76
00:04:32,355 --> 00:04:35,358
.راستش، لوک، بعضی‌وقت‌ها منو می‌ترسونه

77
00:04:35,490 --> 00:04:39,411
بیخیال، همۀ مأمورهای میدون‌های عملیاتی
.یه‌جورایی مغرورن

78
00:04:39,445 --> 00:04:40,445
.نه مثل اون

79
00:04:40,488 --> 00:04:41,572
هفتۀ پیش باهاش تماس گرفتیم

80
00:04:41,656 --> 00:04:44,242
که بهش بگیم شایعاتی هست
،مبنی بر اینکه اوضاع داره قاراشمیش میشه

81
00:04:44,325 --> 00:04:45,994
.و باید از گویان بره

82
00:04:46,077 --> 00:04:47,453
.قبول نکرد

83
00:04:47,544 --> 00:04:49,838
.گفت داره اطلاعات مهمی جمع می‌کنه

84
00:04:50,078 --> 00:04:52,080
.چیزی نمونده سلاح اتمی رو از اونجا خارج کنه

85
00:04:52,164 --> 00:04:54,227
.ما ارتباط‌مون رو باهاش از دست ندادیم، لوک

86
00:04:54,252 --> 00:04:56,460
،خودش وسایل ارتباطیش رو خاموش کرد

87
00:04:56,485 --> 00:04:59,257
نافرمانی‌ای که می‌تونست باعث بشه تو

88
00:04:59,282 --> 00:05:01,618
.و اون و سه مأمور دیگه کشته بشین

89
00:05:02,385 --> 00:05:04,473
،می‌خوایم که سر این پرونده باشه
.ولی تنهایی نه

90
00:05:04,498 --> 00:05:06,846
می‌خوام تو رهبری تیم رو برای گرفتن
.بورو بر عهده داشته باشی

91
00:05:06,871 --> 00:05:10,472
.تو، اما، بری، آلدن، رو

92
00:05:10,935 --> 00:05:12,478
.فکر نمی‌کنم جواب بده

93
00:05:12,562 --> 00:05:14,981
.حس می‌کنم دیگه حتی نمی‌شناسمش

94
00:05:15,481 --> 00:05:19,402
چه راهی بهتر از نجات دنیا
با هم‌دیگه برای آشنایی با هم هست؟

95
00:05:31,622 --> 00:05:32,874
.خیلی‌خب

96
00:05:35,427 --> 00:05:36,637
،بری

97
00:05:37,129 --> 00:05:38,881
.دوباره وارد میدون نشو

98
00:05:39,130 --> 00:05:40,506
.ممکن بود صدمه ببینی

99
00:05:42,884 --> 00:05:44,927
.دیدی؟ می‌دونستم هنوز با هم دوستیم

100
00:05:46,983 --> 00:05:47,983
.بگو

101
00:05:50,767 --> 00:05:52,143
.بگو هنوز با هم دوستیم

102
00:05:55,980 --> 00:05:57,024
چه احساسی داری؟

103
00:05:57,071 --> 00:05:59,202
.یه خراش ساده‌ست
.فردا گردن‌آویز رو باز می‌کنم

104
00:05:59,227 --> 00:06:01,153
.منظورم درمورد کار کردن‌مون با هم‌دیگه‌ست

105
00:06:01,178 --> 00:06:02,178
.اوه

106
00:06:02,822 --> 00:06:04,302
.اون از تیر خوردن هم بدتره

107
00:06:04,367 --> 00:06:05,615
مشکلت چیه؟

108
00:06:05,640 --> 00:06:06,683
.مشکلم تویی

109
00:06:06,708 --> 00:06:08,927
،بهت اعتماد ندارم
.و حالا مجبورم باهات کار کنم

110
00:06:08,951 --> 00:06:10,453
.خب، منم به تو اعتماد ندارم

111
00:06:10,479 --> 00:06:11,804
آخه، تو کی هستی؟

112
00:06:11,829 --> 00:06:13,956
اصلاً از «مسابقۀ کیک‌پزیِ
یک‌شنبه‌های» باحال خوشت میومد؟

113
00:06:13,981 --> 00:06:16,191
.بعضی‌وقت‌ها. بعضی‌وقت‌ها هم بدم میومد -
.اوه -

114
00:06:16,334 --> 00:06:19,504
،اینقدر برای مدت زیادی داشتم وانمود می‌کردم
.که حتی دیگه یادم نمیاد

115
00:06:19,587 --> 00:06:22,590
و می‌دونی، تنها جایی که مجبور نبودم
،تظاهر کنم سر کار بود

116
00:06:22,673 --> 00:06:25,510
،ولی حالا تو اینجایی
.و تنها راه فرارم رو خراب کردی

117
00:06:26,010 --> 00:06:28,221
خودت چی؟ کدوم حرفات راست بود؟

118
00:06:28,304 --> 00:06:30,598
.خب، برای مثال، بازنشتگی‌ام

119
00:06:30,681 --> 00:06:32,600
.قرار بود این کارها رو بذارم کنار

120
00:06:32,683 --> 00:06:35,144
قرار بود کشتی‌ام رو بگیرم
.و مادرت رو برگردونم

121
00:06:36,130 --> 00:06:37,914
واقعاً فکر می‌کردی همچین اتفاقی میفته؟

122
00:06:37,939 --> 00:06:38,939
.خب، یه شانسی داشتم

123
00:06:40,483 --> 00:06:43,152
.صحیح. خیلی‌خب، باشه

124
00:06:44,521 --> 00:06:45,647
.فقط یه لطفی در حقم بکن

125
00:06:46,447 --> 00:06:48,408
.خیلی وقته روی پروندۀ بورو کار می‌کنم

126
00:06:49,158 --> 00:06:51,478
جوری که به خانواده‌مون گند زدی
.به این پرونده گند نزن

127
00:06:53,037 --> 00:06:54,580
.باورم نمیشه

128
00:06:57,450 --> 00:06:59,420
« فوبار »
« فصل اول: قسمت دوم »

129
00:06:59,428 --> 00:07:01,108
[ باشگاه بدنسازیِ مری ]

130
00:07:14,600 --> 00:07:16,045
ترشی توی انباریـه؟

131
00:07:16,142 --> 00:07:19,145
.مربا تقریباً توی شیشه‌ست

132
00:07:19,772 --> 00:07:22,692
.ولی باید اعتراف کنم، کاش نبود -
چرا؟ -

133
00:07:22,775 --> 00:07:24,735
،چون مربا چسبناکـه
،و چسبناک هم یعنی آشفتگی

134
00:07:24,819 --> 00:07:27,405
و آشفتگی هم وقتی داری مرتکب
.یه جرم میشی باعث ایجاد مشکلـه

135
00:07:27,488 --> 00:07:28,865
.من توی زندون دووم نمیارم

136
00:07:28,948 --> 00:07:31,844
.توی زندان کلی دوست پیدا می‌کنی
.بهم اعتماد کن

137
00:07:32,285 --> 00:07:33,870
.خنده‌دار نیست

138
00:07:33,953 --> 00:07:36,956
.خیلی‌خب، تقریباً به وای‌فای وصل شدیم

139
00:07:37,039 --> 00:07:39,250
بیا امیدوار باشیم درِ لپ‌تاپ رو
.باز گذاشته باشه

140
00:07:41,343 --> 00:07:42,511
نامۀ اونـه؟

141
00:07:42,536 --> 00:07:43,370
.نه

142
00:07:43,395 --> 00:07:46,299
.«روش نوشته «داناتلو رونا
.قول دادی فقط یه کار خلاف بکنی

143
00:07:46,382 --> 00:07:47,425
<i>.احمق</i>

144
00:07:47,508 --> 00:07:49,427
.فقط اگه بازش کنم خلاف حساب میشه

145
00:07:52,305 --> 00:07:53,973
پول میده به شبکۀ سینمکس؟

146
00:07:54,114 --> 00:07:56,200
.می‌دونستم منحرفـه

147
00:07:56,225 --> 00:07:58,786
.الآن دیگه فقط سریال‌های سوپر پخش نمی‌کنه
.برنامه‌های با کیفیتی می‌ذاره

148
00:07:58,811 --> 00:08:01,314
تو چه می‌دونی؟
.تو که فقط برنامه‌کودک می‌بینی

149
00:08:01,397 --> 00:08:04,751
اینو می‌دونم که امروز از رفیق‌مون
.توی اِم‌آی۶ یه تماس دریافت کردم

150
00:08:04,776 --> 00:08:07,778
،خبری از بورو نیست
،منتظرن از استرالیایی‌ها خبر برسه

151
00:08:07,862 --> 00:08:09,447
.ولی فعلاً نشونه‌ای ازش نیست

152
00:08:09,530 --> 00:08:10,530
!اوه

153
00:08:10,573 --> 00:08:13,826
.وارد شدیم و در لپ‌تاپش بازه

154
00:08:13,910 --> 00:08:16,329
.عملیات دان خوان داره درست پیش میره

155
00:08:33,679 --> 00:08:34,764
<i>.قانون پنج ثانیه</i>

156
00:08:36,390 --> 00:08:40,703
چطور زنی که با آدمی مثل من ازدواج کرده بوده
با همچین اسکلی قرار می‌ذاره؟

157
00:08:40,728 --> 00:08:42,563
.تالی هم خیلی زود عصبانی میشه

158
00:08:42,647 --> 00:08:46,359
،اگه بفهمه جاسوسیِ دوست‌پسرش رو می‌کنیم
.من تو رو لو میدم و می‌فروشمت

159
00:08:46,491 --> 00:08:47,784
.من هیچ‌وقت اینجا نبوده‌م

160
00:08:47,818 --> 00:08:50,004
.تو فقط سعی داری از خانواده محافظت کنی

161
00:08:50,036 --> 00:08:51,531
.ما هیچی راجع‌به این یارو نمی‌دونیم

162
00:08:51,614 --> 00:08:53,032
.شاید آدم عجیب و غریبی باشه

163
00:08:53,294 --> 00:08:56,423
و اگه آدم عجیب و غریبی باشه که می‌خواد
به تالی صدمه بزنه چی؟

164
00:08:57,286 --> 00:09:00,039
.خیلی‌خب، بیا مثل کاگ‌ب جاسوسیش رو بکنیم

165
00:09:02,083 --> 00:09:04,585
<i>سلام، اسکار. چه خبر، بچه‌جون؟</i>

166
00:09:04,669 --> 00:09:06,504
چرا پسرم به این اسکل زنگ زده؟

167
00:09:06,529 --> 00:09:08,448
<i>.کاملاً جدی‌ام</i>

168
00:09:08,589 --> 00:09:11,467
<i>،به نظرم «مای‌آیلس» یه ایدۀ عالیـه</i>

169
00:09:11,551 --> 00:09:15,221
<i>و امیدوارم سرمایه‌گذاریِ من باعث بشه
.کارِت رونق بگیره، رفیق</i>

170
00:09:15,304 --> 00:09:17,932
داره توی نرم‌افزار احمقانۀ پسرم
سرمایه‌گذاری می‌کنه؟

171
00:09:18,015 --> 00:09:20,017
.از اونی که فکر می‌کردم هم احمق‌تره

172
00:09:20,101 --> 00:09:23,162
.اون احمق نیست
.با چاپلوسی جا توی دل زنت باز می‌کنه

173
00:09:23,187 --> 00:09:26,233
.سعی داره من رو کاکولد کنه -
.قطعاً منظور من این نبود -

174
00:09:26,258 --> 00:09:28,192
خب، سعی داره با استفاده از
.پسرم من رو کاکولد کنه

175
00:09:28,217 --> 00:09:29,708
.فکر نمی‌کنم معنیش اینی باشه که فکر می‌کنی

176
00:09:29,733 --> 00:09:31,154
.از پرندۀ کوکو میاد

177
00:09:31,195 --> 00:09:33,531
وقتی یه پرنده خانوادۀ یه پرندۀ دیگه رو
.تصاحب می‌کنه

178
00:09:33,614 --> 00:09:36,742
هزارتا ویدئو توی اینترنت هست
.که قطعاً باهات مخالفن

179
00:09:36,826 --> 00:09:39,370
<i>.باشه. امشب سر شام خانوادگی می‌بینمت</i>

180
00:09:39,395 --> 00:09:41,330
.اصلاً من رو برای شام دعوت نکردن

181
00:09:41,414 --> 00:09:42,832
.اون سعی داره جای من رو بگیره

182
00:09:43,149 --> 00:09:45,527
.اون می‌خواد کل خانواده‌ام رو کاکولد کنه

183
00:09:45,960 --> 00:09:47,336
.لطفاً اینقدر این رو تکرار نکن

184
00:09:50,430 --> 00:09:51,396
[ نوبت کارواش به ۱۱:۳۰ منتقل شد ]

185
00:09:51,420 --> 00:09:53,964
.جلسه جلو افتاده
.باید بریم مقر. بزن بریم

186
00:09:54,353 --> 00:09:56,689
.سر راه اینا رو می‌ذاریم توی صندوق پست دانی

187
00:09:58,139 --> 00:09:59,259
.مرتیکۀ دو رو

188
00:09:59,299 --> 00:10:00,717
چی؟ -
.هیچی -

189
00:10:04,770 --> 00:10:07,982
،خب دکتر گفت که
آره، کامل می‌تونم دستم رو حرکت بدم

190
00:10:08,065 --> 00:10:10,026
.و احتمالاً حتی جاش هم نمی‌مونه

191
00:10:10,109 --> 00:10:11,944
.عالیه. خوشحالم حالت خوبه

192
00:10:12,028 --> 00:10:13,362
.سؤالم اینه که

193
00:10:13,446 --> 00:10:16,310
چطور یه الاغ اینقدر بالا لگد زده؟

194
00:10:16,335 --> 00:10:17,335
...یکم

195
00:10:17,825 --> 00:10:19,827
.نمی‌دونم. ولی عجب لگدی پرونده -
.امم -

196
00:10:19,852 --> 00:10:21,604
.تیم فوتبال جاینتز باید استخدامش کنن

197
00:10:21,629 --> 00:10:25,299
خب، گوش کن، یه روز استراحت و تفریح
.عالی برات تدارک دیدم

198
00:10:25,547 --> 00:10:28,007
،بنده سوپ گازپاچوی مادرم رو پخته‌م

199
00:10:28,032 --> 00:10:32,381
و تازه چندتا از آهنگ‌های خیلی خیلی نایاب
لی فیلدز رو دانلود کرده‌م

200
00:10:32,406 --> 00:10:34,616
.که توی کلیسا ضبط شده‌ن

201
00:10:34,641 --> 00:10:35,742
.عالی به‌نظر می‌رسه

202
00:10:35,767 --> 00:10:38,262
.موافقم -
.به‌نظر... خیلی سرگرم‌کننده میاد -

203
00:10:38,804 --> 00:10:41,182
.آم، یه فکری به ذهنم رسید -
.بگو ببینم -

204
00:10:41,265 --> 00:10:44,402
خیلی‌خب. در مورد یه اتاق فرار شنیدم

205
00:10:44,427 --> 00:10:47,121
یه جاییه که چندتا
،باطری کوچولو بهت وصل می‌کنن

206
00:10:47,146 --> 00:10:50,358
،و اگه سر موقع نری بیرون
.یه شوک کوچولو بهت میدن

207
00:10:50,941 --> 00:10:52,251
...ولی درد نداره. فقط

208
00:10:52,276 --> 00:10:54,470
،نمی‌دونم
...فقط باعث میشه

209
00:10:54,495 --> 00:10:55,651
.ترسناک‌تر بشه

210
00:10:55,946 --> 00:10:59,483
فکر نمی‌کنم این فعالیت اونقدر
.به درد ما بخوره

211
00:10:59,508 --> 00:11:04,044
آم، حالا که صحبت از ما شد، دارم به
،شاگردام در مورد روب گلدبرگ یاد میدم

212
00:11:04,069 --> 00:11:07,750
،و ازشون چندتا داوطلب خواستم
...تا کمکم کنن یه چیزی

213
00:11:07,775 --> 00:11:08,726
!اوه

214
00:11:08,751 --> 00:11:11,737
.برای خودمون بسازم...

215
00:11:13,026 --> 00:11:15,028
.بفرما -
.خیلی باحاله -

216
00:11:15,053 --> 00:11:17,687
،خفنه، نه؟ خب بیا، آم

217
00:11:19,095 --> 00:11:20,523
.تیله رو بندازه توی قیف

218
00:11:22,848 --> 00:11:24,767
.اینجا؟ باشه

219
00:11:28,630 --> 00:11:29,798
.آره

220
00:11:29,886 --> 00:11:32,598
...آره، آره. و

221
00:11:34,735 --> 00:11:36,921
!ایول

222
00:11:36,946 --> 00:11:38,656
!ایول -
.عاشقشم -

223
00:11:39,789 --> 00:11:40,789
.دوستت دارم

224
00:11:43,522 --> 00:11:44,522
.پدرت

225
00:11:45,329 --> 00:11:48,499
.چیزی نیست که الآن بهش فکر می‌کنم -
.نه، الآن پدرت رو دیدم -

226
00:11:50,162 --> 00:11:52,100
.احتمالاً تجهیزات باشگاه تحویل دادن

227
00:11:52,139 --> 00:11:53,063
[ نوبت کارواش به ۱۱:۳۰ منتقل شد ]

228
00:11:53,087 --> 00:11:54,547
.از سر کاره. باید برم

229
00:11:54,630 --> 00:11:57,258
خیلی‌خب. آم، فردا ساعت چند میای دنبالم؟

230
00:11:57,758 --> 00:11:58,801
برای چی؟

231
00:11:58,884 --> 00:12:00,219
<i>.«انتیکس رودشو»</i>

232
00:12:00,803 --> 00:12:02,972
،اوه آره. نه، ببخشید، آم

233
00:12:03,686 --> 00:12:04,812
.آمار روزها از دستم در رفت

234
00:12:04,849 --> 00:12:08,113
.آم، فردا
میشه شب راجع‌بهش صحبت کنیم؟

235
00:12:08,845 --> 00:12:10,471
.آره، باشه -
باشه. خیلی‌خب -

236
00:12:10,563 --> 00:12:13,232
.خیلی عالی میشه. خیلی هیجان دارم -
.آره، منم همینطور -

237
00:12:13,315 --> 00:12:14,315
.خیلی‌خب -
.دوستت دارم -

238
00:12:14,358 --> 00:12:15,735
.خیلی‌خب، خداحافظ. می‌بینمت

239
00:12:17,185 --> 00:12:20,597
.این همه کار برای اون... سه ثانیه

240
00:12:20,637 --> 00:12:23,785
[ کارواش ]

241
00:12:26,287 --> 00:12:27,288
.پولیش پریمیوم

242
00:12:57,132 --> 00:12:58,801
<i>.احزار هویت انجام شد</i>

243
00:12:58,884 --> 00:13:01,030
<i>.مأمور لوک برونر، خوش آمدید</i>

244
00:13:01,055 --> 00:13:03,048
<i>.مأمور بارتالومو پات، خوش آمدید</i>

245
00:13:03,073 --> 00:13:04,867
<i>در حال حاضر ۰.۶ کیلومتر</i>

246
00:13:04,892 --> 00:13:07,979
<i>از ورودیِ زیرزمینیِ پایگاهِ
.منطقه‌ای سی‌آی‌ای فاصله دارید</i>

247
00:13:09,914 --> 00:13:13,042
آهای، شما دوتا توی محلۀ
داناتلو چیکار می‌کردین؟

248
00:13:13,125 --> 00:13:15,503
.خب، صبح تو هم به‌خیر -
.سؤالم رو جواب بده -

249
00:13:15,586 --> 00:13:18,355
،پوشش‌مون رو حفظ می‌کردیم
.تجهیزات باشگاه تحویل می‌دادیم

250
00:13:18,380 --> 00:13:19,465
با ماشین خودت؟

251
00:13:19,548 --> 00:13:21,675
.چرا؟ فقط یه بسته طناب کششی بود

252
00:13:21,735 --> 00:13:23,135
.واسه این احتیاج به کامیون ندارم

253
00:13:24,345 --> 00:13:25,888
راست میگه، عمو بری؟

254
00:13:26,639 --> 00:13:28,140
.کاملاً راستـه

255
00:13:37,024 --> 00:13:40,528
برای تحویل دادن یه بسته طناب کششی
.به کامیون احتیاجی نداری

256
00:13:41,529 --> 00:13:44,714
.نظرت چیه؟ اوه -
.بوکسورها وارد رینگ مسابقه شدن -

257
00:13:47,621 --> 00:13:48,786
.این صندلیِ منـه

258
00:13:48,927 --> 00:13:50,095
از کِی تا حالا؟

259
00:13:50,120 --> 00:13:52,603
از وقتی اولین جلسه‌م رو توی این
.اتاق شرکت کردم تا الآن

260
00:13:52,628 --> 00:13:53,642
.خب، منم

261
00:13:53,667 --> 00:13:56,170
روز همراهی فرزندان
.در محیط کاری داره عالی پیش میره

262
00:14:00,256 --> 00:14:03,018
.بشینین. همگی

263
00:14:04,844 --> 00:14:05,844
.همین الآن

264
00:14:12,142 --> 00:14:15,938
اوه، لوک برونر الآن عقب کشید؟

265
00:14:16,021 --> 00:14:18,357
.فکر نمی‌کنم از این خانم جوان خوشم بیاد

266
00:14:19,775 --> 00:14:22,294
بعد از اینکه سلاح هسته‌ای
،رو از لاپه پا لانمو گرفتی

267
00:14:22,319 --> 00:14:23,904
.مثل سوسک پراکنده شدن

268
00:14:23,988 --> 00:14:27,324
ما هواپیمای دریانشین بورو که از بندر
،جورج‌تاون بلند شده بود رو ردیابی کردیم

269
00:14:27,408 --> 00:14:30,536
ولی وقتی توی غرب پورتوریکو
وارد یه طوفان شد گمش کردیم

270
00:14:30,619 --> 00:14:32,788
.پس بورو پیش ماهی‌ها خوابیده

271
00:14:32,930 --> 00:14:34,640
.نه -
.این چیزیه که می‌خواد ما فکر کنیم -

272
00:14:34,665 --> 00:14:36,350
.فهمیده هواپیماشو تعقیب می‌کنیم

273
00:14:36,375 --> 00:14:39,570
.عمداً وارد طوفان میشه -
.بعدش فرستنده‌ش رو خاموش می‌کنه -

274
00:14:39,595 --> 00:14:41,179
.تا باور کنیم که سقوط کرده

275
00:14:41,255 --> 00:14:43,583
با علم بر اینکه ما می‌دونیم
هواپیمای به اون کوچیکی

276
00:14:43,608 --> 00:14:46,302
اونقدر لاشۀ بزرگی نداره
.که بتونیم پیداش کنیم

277
00:14:46,886 --> 00:14:50,389
درست مثل سی‌آی‌ای، بورو هم بهترین خلبان‌ها
رو استخدام می‌کنه. اون هنوز زنده‌ست

278
00:14:50,628 --> 00:14:52,005
.ما هم همین فکر رو می‌کنیم

279
00:14:56,186 --> 00:15:02,818
،بر اساس میانگین سرعت یه هواپیمای تک موتوره

280
00:15:02,902 --> 00:15:05,029
،میزان مصرف سوختش

281
00:15:05,613 --> 00:15:08,866
با درنظر گرفتن شرایط آب و هوایی

282
00:15:08,949 --> 00:15:13,662
که باعث افزایش اصطکاک هوا
و کاهش راندمان هوانوردی میشه

283
00:15:13,746 --> 00:15:16,056
اولین سوخت‌گیریش باید
.توی این منطقه می‌بود

284
00:15:16,088 --> 00:15:18,966
،برای اجتناب از طوفان
،که داشت به سمت غرب می‌رفت

285
00:15:19,043 --> 00:15:21,754
.اون داره به این سمت میره

286
00:15:23,547 --> 00:15:26,175
.ریاضی شیشم ابتداییـه و شبیه شومبولـه

287
00:15:31,847 --> 00:15:34,867
.فقط باید بادش کنی -
.دارم بادش می‌کنم -

288
00:15:34,892 --> 00:15:36,310
.باید محکم‌تر بادش کنی

289
00:15:36,393 --> 00:15:38,353
.این چیزیه که دختره گفت(سریال آفیس)
.اسم ویدئوی پرون من هم هست

290
00:15:38,395 --> 00:15:39,730
.این چیزیه که به دکترم گفتم

291
00:15:39,813 --> 00:15:42,983
،کلود مونه مهارتش نقاشی با آب‌رنگ بود
.تو هم دوپهلو حرف زدن

292
00:15:43,027 --> 00:15:44,667
.بابا، خودم می‌تونم -
.می‌تونم درستش کنم -

293
00:15:44,692 --> 00:15:46,736
.می‌دونم دارم چیکار می‌کنم -
.الآن درست میشه -

294
00:15:52,112 --> 00:15:53,196
میشه ادامه بدیم؟

295
00:15:54,492 --> 00:15:56,244
.ببخشید -
.ببخشید، رئیس -

296
00:15:56,269 --> 00:15:58,917
با متحدین‌مون سعی داشتیم

297
00:15:58,942 --> 00:16:01,901
دارایی‌های قابل‌توجهِ لاپه پا لانمو رو پیدا
،و آزاد کنیم

298
00:16:01,961 --> 00:16:03,796
.تا توانایی انجام عملیات رو ازشون بگیریم

299
00:16:03,879 --> 00:16:05,255
.باید بیشتر از اینا انجام بدیم

300
00:16:05,339 --> 00:16:09,218
و خیلی واضحه که انگیزۀ بورو
.اینه که در حد میراث پدرش ظاهر بشه

301
00:16:09,301 --> 00:16:11,061
.خودش توی پایگاهش بهم گفت

302
00:16:11,136 --> 00:16:12,304
.غلطه

303
00:16:12,388 --> 00:16:14,588
.اینا همش به خاطر غروره
.برو نباید آبروش رو از دست بده

304
00:16:14,613 --> 00:16:17,157
نباید حتی ذره‌ای از قدرتی
.که جمع کرده رو از دست بده

305
00:16:17,935 --> 00:16:20,062
.هرکاری که یه بچه می‌کنه به خاطر پدرش نیست

306
00:16:20,145 --> 00:16:23,691
،خب، انگیزه‌ش هرچی هست
.بورو داره رو به جلو حرکت می‌کنه

307
00:16:24,237 --> 00:16:25,674
تینا؟

308
00:16:25,901 --> 00:16:29,363
،ایشون تینا مکورژی هستن
.یه تحلیل‌گر قرضی از اِن‌اِس‌اِی
[آژانس امنیت ملی]

309
00:16:29,885 --> 00:16:32,135
،اول از همه
.کار کردن با شما مایۀ افتخاره

310
00:16:32,444 --> 00:16:33,570
.خایمال

311
00:16:34,243 --> 00:16:39,388
خب، صحبت‌هایی شنیدیم مبنی بر اینکه
.مزایدۀ فروش سلاح هسته‌ای بورو هنوز سر جاشه

312
00:16:39,451 --> 00:16:41,250
.ولی سلاح که دست ماست

313
00:16:41,333 --> 00:16:43,794
...درسته. پس می‌تونیم فرض کنیم

314
00:16:43,819 --> 00:16:46,862
.می‌خواد یه جدید بسازه... خیلی سریع

315
00:16:46,948 --> 00:16:49,299
غرورش اجازه نمیده با این باخت
،مدت طولانی دست روی دست بذاره

316
00:16:49,324 --> 00:16:51,510
مخصوصاً وقتی که کل لاپه پا لانمو

317
00:16:51,535 --> 00:16:53,779
.منتظرن ببینن بعد از گویان چیکار می‌کنه

318
00:16:53,804 --> 00:16:55,723
ولی چطور ممکنه از پسش بر بیاد؟

319
00:16:55,806 --> 00:16:57,683
مواد هسته‌ایِ شکاف‌پذیر
تحت محافظت شدید هستن

320
00:16:57,708 --> 00:16:59,977
.دست‌یابی بهشون حسابی سختـه

321
00:17:00,002 --> 00:17:02,338
.نمیشه بری از بقالی سرکوچه بخری که

322
00:17:02,479 --> 00:17:04,064
.بورو یه راهی پیدا می‌کنه

323
00:17:04,148 --> 00:17:06,066
.خیلی سرسختـه -
.فکر و ذکرش همینـه -

324
00:17:06,150 --> 00:17:09,194
،اگه چیز شکاف‌پذیری پیدا نکنه
.یه راه دیگه پیدا می‌کنه

325
00:17:09,285 --> 00:17:11,120
.یه چیزی با محافظت کمتر می‌دزده

326
00:17:11,211 --> 00:17:13,005
.مثل پسماند رادیواکتیو، احتمالاً

327
00:17:13,552 --> 00:17:14,785
،امکانش هست

328
00:17:15,254 --> 00:17:18,174
ولی چطور می‌خواد این رو
به بمب هسته‌ای سیار تبدیل کنه؟

329
00:17:18,248 --> 00:17:19,221
کی می‌دونه؟

330
00:17:19,246 --> 00:17:22,332
.ولی کار کردنش رو دیدم
.یه حلال مشکلات باهوشـه

331
00:17:22,416 --> 00:17:23,549
.فارق‌التحصیل وارتون

332
00:17:23,877 --> 00:17:28,922
آره. دوست ندارم جای اونی باشم که اونقدر
.احمق بوده که واسه همچین تحصیلاتی پول داده

333
00:17:29,506 --> 00:17:33,652
،نظریۀ رو رو دنبال می‌کنیم
...اگه به این سمت در حال حرکتـه

334
00:17:33,677 --> 00:17:36,764
ما روی اروپای شرقی
.و آسیای مرکزی تمرکز می‌کنیم

335
00:17:36,789 --> 00:17:40,294
اونا مقررات کمتری برای نحوۀ رسیدگی
.به پسماندهای رادیواکتیوی دارن

336
00:17:40,319 --> 00:17:42,231
.کشورهای سابق اتحاد شوروی

337
00:17:42,256 --> 00:17:45,912
جاهایی که ورود بهشون برای ما سخته
.و جاهایی که اون احساس امنیت می‌کنه

338
00:17:46,032 --> 00:17:47,158
.تینا، مسئولیتش با تو

339
00:17:47,858 --> 00:17:50,277
.بله، خانم مکورژی هم بهمون ملحق میشن

340
00:17:50,302 --> 00:17:53,374
،اِن‌اِس‌اِی هم دنبال بورو هست
.و داریم منابع‌مون رو ادغام می‌کنیم

341
00:17:53,399 --> 00:17:55,365
.پسر -
.خب، تموم شد -

342
00:17:55,394 --> 00:17:56,395
،مرخصین

343
00:17:57,534 --> 00:18:00,329
.مگر اینکه فامیلی‌تون برونر باشه

344
00:18:05,042 --> 00:18:07,760
.باورم نمیشه باید با اِن‌اِس‌اِی کار کنیم

345
00:18:07,785 --> 00:18:09,755
.اِن‌اِس‌اِی، مخففِ هرگز چیزی رو حل نمی‌کنه

346
00:18:09,838 --> 00:18:11,340
.مخفف خرخونِ خایمال

347
00:18:11,391 --> 00:18:13,101
.نمی‌دونم. به نظر من که خوبه

348
00:18:14,927 --> 00:18:20,516
دیگه هرگز از کسی که علیه خانواده‌ست
.حمایت نکن

349
00:18:27,321 --> 00:18:29,279
نمیشه همینجوری اختیار
.پروندۀ من رو بدین بهش

350
00:18:29,316 --> 00:18:32,152
.هی، هی، هی، هی
در مورد چی صحبت می‌کنی؟

351
00:18:32,236 --> 00:18:34,546
.من ۴۰ سال مأمور مخفی بودم

352
00:18:34,571 --> 00:18:35,930
.هیچکس چیزی بهم نمیده

353
00:18:35,955 --> 00:18:38,700
.خودم از راه قدیمی گرفتمش. به دستش آوردم

354
00:18:38,725 --> 00:18:40,852
.پدرت تجربۀ میدانیش خیلی بیشتر از توئه

355
00:18:40,894 --> 00:18:42,955
.انتخاب منطقی برای رهبری تیم اونه

356
00:18:43,038 --> 00:18:47,126
بهت که گفتم، اون مثل یه بچه
.باهام رفتار می‌کنه

357
00:18:47,209 --> 00:18:48,919
چطور قراره با هم کار کنیم؟

358
00:18:49,299 --> 00:18:51,844
.سؤال منطقی‌ایـه
.اینم جوابت

359
00:18:52,297 --> 00:18:55,342
.روانشناس عملیاتی، دکتر لوئیس فایفر

360
00:18:55,425 --> 00:18:58,971
زنگ زدم از واشنگتن بیاد
،تا روانکاوِ داخلی سر پروندۀ بورو باشه

361
00:18:59,054 --> 00:19:01,515
.و به خصوص برای اینکه با شما دو تا کار کنه

362
00:19:01,598 --> 00:19:05,561
اون جلسات درمانیِ
اجباریِ مشترک‌تون رو انجام میده

363
00:19:05,644 --> 00:19:07,813
.مطلقاً نه -
.نه. امکان نداره -

364
00:19:07,896 --> 00:19:09,189
.جای بحث نداره

365
00:19:09,273 --> 00:19:13,569
شما دوتا بیشترین زمان‌تون توی گویان رو
.یقۀ هم‌دیگه رو گرفته بودین

366
00:19:13,729 --> 00:19:15,231
.به بدبختی از اونجا زنده بیرون اومدین

367
00:19:15,821 --> 00:19:20,159
،اگه قراره با هم کار کنین
.باید بتونین با هم هم‌کاری کنین

368
00:19:20,242 --> 00:19:23,787
.و منظورم بعضی‌وقت‌ها نیست
.منظورم همیشه‌ست

369
00:19:23,871 --> 00:19:26,707
می‌دونم خوشحال نیستین، ولی
.بهتون اطمینان میدم به کمک من نیاز دارین

370
00:19:26,790 --> 00:19:28,584
.ولمون کن بابا، تو حتی ما رو نمی‌شناسی

371
00:19:28,667 --> 00:19:30,586
از این بابت مطمئنی؟

372
00:19:30,669 --> 00:19:33,630
می‌دونستم هیچ‌کدوم‌تون از اون صندلی خرابی
.که کار گذاشته بودم عقب نمی‌کشین

373
00:19:34,214 --> 00:19:38,260
همچنین می‌دونستم که دقیقاً
.قراره چه واکنشی نشون بدین

374
00:19:38,285 --> 00:19:40,917
تو کمک پدرت رو قبول نمی‌کردی
.با اینکه بهش نیاز داشتی

375
00:19:40,946 --> 00:19:43,198
،و تو اینقدر غرق حل کردن مشکل بودی

376
00:19:43,223 --> 00:19:46,313
که گوش نمی‌‌کردی دخترت بهت میگه
.می‌خواد خودش مشکل رو حل کنه

377
00:19:46,611 --> 00:19:48,613
شما به‌طرز باورنکردنی‌ای
.کامل‌کنندۀ هم‌دیگه هستین

378
00:19:48,705 --> 00:19:51,248
الآن شاهد این بودم که دوتایی سناریوها رو
بی‌وقفه تحلیل می‌کردین

379
00:19:51,273 --> 00:19:52,499
جفت‌تون مثل هم فکر می‌کنین

380
00:19:52,524 --> 00:19:54,404
چون جفت‌تون جذب حقایق پرونده میشین

381
00:19:54,443 --> 00:19:56,153
.وقتی که غرورتون رو کنار می‌ذارین

382
00:19:56,212 --> 00:19:59,477
کنش و واکنش‌های شما به طور گسترده
.توی مقالۀ مقدماتی من نوشته شده

383
00:20:04,286 --> 00:20:05,286
.اوه

384
00:20:06,007 --> 00:20:10,007
خب فایفر، تلفظ درست آلمانیش فِفِر نیست؟

385
00:20:10,876 --> 00:20:13,253
،وقتی پدربزرگ و مادربزرگم اومدن
.آمریکاییش کردن

386
00:20:13,337 --> 00:20:14,337
.اوه -
.همم -

387
00:20:14,379 --> 00:20:17,382
،پس، توی انلگیسی
.«در اصل میشه «پِپِر

388
00:20:17,466 --> 00:20:20,127
.«پس شاید باید بهت بگیم «دکتر پپر
[نام برند نوشابه]

389
00:20:20,152 --> 00:20:22,712
آره، من همۀ جوک‌های
 در مورد فامیلی‌ام رو شنیده‌ام

390
00:20:22,737 --> 00:20:27,267
،نمی‌خوام اسمت رو مسخره کنم
.ولی ما این جلسۀ درمانی رو می‌ترکونیم

391
00:20:27,351 --> 00:20:30,479
با هم‌دیگه، فکر کنم بتونیم این کوه رو
پشت سر بذاریم. مگه نه
[مونیت دو نام برند نوشابه]

392
00:20:30,562 --> 00:20:31,813
.می‌فهمم دارین چیکار می‌کنین

393
00:20:31,897 --> 00:20:34,566
دارین اسامی نوشابه‌ها رو
.وارد مکالمه می‌کنین

394
00:20:34,814 --> 00:20:37,274
.نمی‌دونم منظورت چیه

395
00:20:39,071 --> 00:20:40,948
.اینا حتماً «فانتا»زی‌های ذهن خودته
[نام برند نوشابه]

396
00:20:43,617 --> 00:20:44,617
.شَستا
[نام برند نوشابه]

397
00:20:48,872 --> 00:20:51,792
.می‌تونه سخت باشه
.جفت‌شون کله‌خرن

398
00:20:53,226 --> 00:20:55,312
.آره، یه قسمت رو هم از دست ندادیم

399
00:20:55,337 --> 00:20:56,755
.راست میگه. ما هم همزمان بازی می‌کنیم

400
00:20:56,838 --> 00:20:58,607
چطور «انتیکس رودشو» رو بازی می‌کنین؟

401
00:20:58,632 --> 00:21:00,108
.قیمت‌شون رو حدس می‌زنیم -
.اوه -

402
00:21:00,133 --> 00:21:02,778
آره، عملاً نسخۀ باحال‌تره مسابقۀ
پرایس ایز رایت» می‌مونه»

403
00:21:02,803 --> 00:21:05,013
در مورد تاریخ، هنر
.و علوم تجربی یاد می‌گیری

404
00:21:05,097 --> 00:21:07,383
راستش برای آموزش
.به شاگردام ازش استفاده می‌کنم

405
00:21:07,408 --> 00:21:08,704
.خیلی خلاقانه‌ست، کارتر

406
00:21:08,736 --> 00:21:10,745
.اون بچه‌ها خوش‌شانس که تو مربی‌شونی

407
00:21:10,769 --> 00:21:12,187
.ممنون -
.من باز می‌کنم -

408
00:21:12,747 --> 00:21:14,665
عوامل برنامه چند وقت توی شهر می‌مونن؟

409
00:21:14,690 --> 00:21:15,816
.فقط یه روز

410
00:21:15,899 --> 00:21:17,663
.می‌خوام ساعت مادربزرگ پت‌ـم رو ببرم

411
00:21:17,688 --> 00:21:20,612
،نیاز به تمیزکاری داره
.ولی جدای از اون، عالیه

412
00:21:20,637 --> 00:21:21,638
.همم

413
00:21:25,534 --> 00:21:26,743
اینجا چیکار می‌کنی؟

414
00:21:27,022 --> 00:21:28,565
.یه چیزی لازم داشتم

415
00:21:28,840 --> 00:21:30,722
.آره، اطلاعات از وضعیت تو خونه

416
00:21:30,747 --> 00:21:33,525
،نمیشه همینجوری سرزده بیای اینجا
.مخصوصاً الآن، با این شرایط‌مون

417
00:21:33,550 --> 00:21:35,188
...اگه هرکدوم‌شون چیزی بفهمن

418
00:21:35,213 --> 00:21:38,338
.هیچ‌کدوم‌شون قرار نیست از من چیزی بفهمه
.من یه حرفه‌ایم

419
00:21:39,370 --> 00:21:41,706
،محض اطلاع
.من بهش گفتم ایدۀ خوبی نیست

420
00:21:42,361 --> 00:21:43,529
صدای لوکـه؟

421
00:21:46,805 --> 00:21:49,099
.بابا اینجاست

422
00:21:49,182 --> 00:21:51,375
.ایول -
.خب، سلام، خانواده -

423
00:21:51,400 --> 00:21:52,569
.سلام -
.اوه -

424
00:21:52,594 --> 00:21:54,229
سلام، تالی. چطوری؟ -
.سلام -

425
00:21:54,313 --> 00:21:55,939
.از دیدنت خوشحالم

426
00:21:57,607 --> 00:22:00,694
‫- دانالد.
‫- داناتلو، درواقع. ولی دانی بگی عالیه.

427
00:22:01,278 --> 00:22:02,278
‫مدتی میشه ندیدمت.

428
00:22:03,447 --> 00:22:05,324
‫خیلی سفت و سخت دست می‌دی، لوک.

429
00:22:05,407 --> 00:22:07,784
‫خبر داشتم که وسایل باشگاه می‌فروختی،
‫ولی نمی‌دونستم ازشون استفاده کردی.

430
00:22:08,285 --> 00:22:10,370
‫خودم باید وارد برنامه بشم.

431
00:22:10,871 --> 00:22:14,041
‫خب، تازه از خرید برگشتم.
‫خودم درجریان مسائل سخت قرارت می‌دم.

432
00:22:14,124 --> 00:22:16,877
‫- دانی. خوشحالم دوباره می‌بینمت.
‫- بری.

433
00:22:16,960 --> 00:22:19,046
‫یاد یه چیزی افتادم.
‫یه چیزی برات دارم.

434
00:22:19,963 --> 00:22:21,298
‫اینجا چی‌کار می‌کنی؟

435
00:22:22,132 --> 00:22:23,925
‫اومدم اره‌رومیزی رو قرض بگیرم.

436
00:22:24,009 --> 00:22:25,218
‫سندی، حالت چطوره؟

437
00:22:25,302 --> 00:22:27,030
‫- خوبیم.
‫- خیلی خوشحالم می‌بینمت.

438
00:22:27,054 --> 00:22:29,264
‫- خوبه که می‌بینمت.
‫- اوه، اینو ببین، اسکار.

439
00:22:30,891 --> 00:22:32,851
‫سلام، عزیزدلم.

440
00:22:33,685 --> 00:22:35,145
‫- سلام، پی‌پا.
‫- سلام.

441
00:22:35,228 --> 00:22:37,022
‫غذات رو کامل نمی‌خوری؟

442
00:22:37,105 --> 00:22:39,399
‫این لازانیای مخصوص مامان‌بزرگه.

443
00:22:39,483 --> 00:22:42,861
‫آره، مدرسه حالش رو گرفته.
‫بچه حسابی خسته و کوفته میاد خونه، مگه نه؟

444
00:22:42,944 --> 00:22:45,322
‫لعنتی خسته‌ام.

445
00:22:47,491 --> 00:22:49,451
‫- چی؟
‫- ببخشید، چی گفتی؟

446
00:22:49,534 --> 00:22:52,204
‫اوه، هیچی. اون روز
‫انگشت پام گرفت به جایی

447
00:22:52,287 --> 00:22:54,039
‫و گفتم: «انگشت لعنتی‌ام».

448
00:22:54,748 --> 00:22:57,959
‫نمی‌خواستم از کله دیگه‌ای
‫جلوی اون استفاده کنم، می‌دونی؟

449
00:22:58,043 --> 00:23:00,003
‫نباید بی‌ادب بزرگ بشن.

450
00:23:00,087 --> 00:23:02,589
‫بدم میاد وقتی خانم‌های جوان... فحش میدن.

451
00:23:04,508 --> 00:23:06,760
‫یه‌خرده دیر وقته، مگه نه؟

452
00:23:07,260 --> 00:23:10,097
‫خیلی عجیبه که
‫الآن اره‌رومیزی لازم داری.

453
00:23:10,639 --> 00:23:11,473
‫خب...

454
00:23:11,556 --> 00:23:13,642
‫در واقع...

455
00:23:13,725 --> 00:23:15,143
‫...من لازمش دارم.

456
00:23:15,227 --> 00:23:19,940
‫دارم یه لامپ «بوبا فت»
‫تو اندازه واقعی می‌سازم.

457
00:23:20,899 --> 00:23:21,733
‫اوه.

458
00:23:21,817 --> 00:23:22,651
‫بزرگه

459
00:23:22,734 --> 00:23:26,405
‫صحبت از ساختن چیزای مختلف شد،
‫اسکار، اوضاع نرم‌افزارت چطوره؟

460
00:23:26,488 --> 00:23:28,740
‫عالیه. دان داره سرمایه‌گذاری می‌کنه.

461
00:23:28,824 --> 00:23:30,697
،اگه دست روی دست بذارین
‫فرصت رو از دست می‌دید.

462
00:23:30,722 --> 00:23:32,769
‫آره، ورشکسته می‌شید.

463
00:23:32,794 --> 00:23:35,214
‫خیلی‌خب، بری، بفرمایید.

464
00:23:35,914 --> 00:23:37,916
‫کاپ‌کیک بستنی
‫همراه با کرانچی.

465
00:23:38,917 --> 00:23:40,710
‫- جدی؟
‫- آره، من...

466
00:23:40,794 --> 00:23:43,964
‫اون روز تو سوپرمارک بودم که
‫چشمم به اینا خورد و یاد تو افتادم.

467
00:23:44,047 --> 00:23:46,594
‫گفتم: «می‌ذارمشون تو فریزر
‫تا دقعه بعدی که اومدی آماده باشن».

468
00:23:46,619 --> 00:23:49,945
‫خب، بری درواقع
‫یه مشکل قلبی داره،

469
00:23:50,720 --> 00:23:53,914
‫و اگه اینو بخوره
‫می‌میره.

470
00:23:54,182 --> 00:23:57,727
‫نگران نباش، یه بی‌خانمانی
‫دقیقاً ته خیابون ما زندگی می‌کنه.

471
00:23:57,752 --> 00:23:58,977
‫همیشه خدا گرسنه‌ست.

472
00:23:59,002 --> 00:24:00,626
‫لوک، می‌تونم باهات حرف بزنم؟

473
00:24:00,772 --> 00:24:03,124
‫- البته.
‫- خوبه. بیا.

474
00:24:03,149 --> 00:24:05,151
‫ولی حرکتم قشنگ بود، مگه نه؟

475
00:24:08,697 --> 00:24:10,031
‫می‌خوای بمونی؟

476
00:24:10,247 --> 00:24:11,748
‫شوخیت گرفته؟

477
00:24:12,200 --> 00:24:13,535
‫عاشق لازانیا توام.

478
00:24:13,986 --> 00:24:16,388
‫خوبه. پس رک و راست بگو

479
00:24:16,413 --> 00:24:18,874
‫و اعتراف کن که برای
‫اره‌رومیزی نیومدی اینجا.

480
00:24:40,925 --> 00:24:43,899
‫حرومزاده داره کل خانواده
‫من رو کاکولد می‌کنه.

481
00:24:43,924 --> 00:24:46,830
‫حالا از اون کاپ‎کیک‌های احمقانه
‫برای کاکولد کردن تو هم استفاده می‌کنه.

482
00:24:46,855 --> 00:24:49,863
‫وقتی تو اینترنت دنبال
‫معنیش بگردی، واقعاً از خودت ناراحت میشی.

483
00:24:54,367 --> 00:24:55,510
‫پسر...

484
00:24:55,535 --> 00:24:57,370
‫ردیاب بذار رو ماشینش.

485
00:24:59,331 --> 00:25:01,333
‫«ردیاب بذارم رو ماشینش.»

486
00:25:06,796 --> 00:25:07,796
‫اینارو تن کنید.

487
00:25:08,423 --> 00:25:11,134
‫- این دیگه چه‌جور جلسۀ درمانی‌ایـه؟
‫- نوع اجباریش.

488
00:25:11,218 --> 00:25:14,429
‫تکنیک‌های من غیرسنتی هستن
‫ولی تأثیرگذارن. بهم اعتماد کن.

489
00:25:20,435 --> 00:25:21,435
‫خوبه.

490
00:25:22,354 --> 00:25:23,354
‫زیپش رو بکشید.

491
00:25:23,939 --> 00:25:25,273
‫باید زیپش رو بکشی.

492
00:25:26,191 --> 00:25:27,191
‫کامل بکش.

493
00:25:28,610 --> 00:25:29,611
‫عالی شد.

494
00:25:29,694 --> 00:25:31,530
‫حالا همدیگه رو بغل کنید.

495
00:25:33,740 --> 00:25:34,741
‫اگه من برگه‌ای رو امضا نکنم

496
00:25:34,824 --> 00:25:37,178
‫که نشون بده به بهترین شکل ممکن
‫این بخش رو گذروندید،

497
00:25:37,202 --> 00:25:38,954
‫برای جفت‌تون تو زیرزمین
‫یه میز ردیف میشه

498
00:25:39,037 --> 00:25:41,243
‫که باید به درخواست‌های
آزادی اطلاعات‫ جواب بدید.

499
00:25:41,268 --> 00:25:42,268
‫حالا همدیگه رو بغل کنید.

500
00:25:55,762 --> 00:25:56,930
‫نمی‌تونید، مگه نه؟

501
00:25:57,013 --> 00:25:58,598
‫جلیقه‌های الکترومغناطیسی.

502
00:25:59,224 --> 00:26:00,934
‫قطب‌های موافق
‫که شما باشید همدیگه رو دفع می‌کنن.

503
00:26:01,017 --> 00:26:02,936
‫می‌خوام مدرک تحصیلیت رو ببینم.

504
00:26:03,019 --> 00:26:05,313
‫من مدرک دکتری از دانشگاه ییل
‫دارم و یه «بی‌اس» هم از استنفورد دارم.
‫[لیسانس]

505
00:26:05,397 --> 00:26:07,607
‫خب، میشه حدس زد که
‫«بی‌اس» مخفف چیه.
‫[فکر می‌کنه منظورش مزخرفه]

506
00:26:07,691 --> 00:26:09,276
‫جلیقه‌ها یه نوع استعاره هستن.

507
00:26:09,359 --> 00:26:11,444
‫هردوی شما سرسخت و
‫کله شق هستید.

508
00:26:11,528 --> 00:26:13,738
‫شخصیت‌های مشابه شما
‫شما رو دفع می‌کنن.

509
00:26:13,822 --> 00:26:16,491
‫ولی اگه فقط اینو بزنید...

510
00:26:18,099 --> 00:26:20,645
‫مثل تاکو و سه‌شنبه به هم می‌چسبید.

511
00:26:21,162 --> 00:26:22,372
‫این فراتر از احمقانه بودنه.

512
00:26:22,455 --> 00:26:23,957
‫این تکلیف شماست.

513
00:26:24,040 --> 00:26:26,000
‫ازتون می‌خوام هر روز به مدت ده دقیقه
‫این جلیقه‌هارو بپوشید.

514
00:26:26,042 --> 00:26:27,877
‫به چشمای همدیگه نگاه کنید،

515
00:26:27,961 --> 00:26:30,547
‫و به حرفای همدیگه گوش کنید.

516
00:26:30,630 --> 00:26:32,215
‫هیچ راه دیگه‌ای هم ندارید.

517
00:26:32,299 --> 00:26:33,842
‫اصلاً نباید از این کار
‫اجتناب کنید.

518
00:26:33,925 --> 00:26:35,343
‫از همین الآن شروع کنید.

519
00:26:40,265 --> 00:26:41,725
‫تینا یه چیزی پیدا کرده.

520
00:26:41,808 --> 00:26:43,518
‫آره، باید بریم.

521
00:26:45,979 --> 00:26:47,564
‫ممنون، الآن خیلی بهترم.

522
00:26:48,565 --> 00:26:50,025
‫یادت نره برگه رو امضا کنی.

523
00:26:51,443 --> 00:26:53,737
‫مشخص شد که آسیای مرکزی
‫هدف اصلی بوده.

524
00:26:54,237 --> 00:26:55,237
‫تینا؟

525
00:26:55,655 --> 00:26:58,533
‫یه منبع بورو که دست راست
‫کین خان هست رو دیده.

526
00:26:58,617 --> 00:26:59,909
‫صدات نمیاد.

527
00:27:01,870 --> 00:27:05,081
‫کین خان، عه،
‫دیروز به قزاقستان رسیده،

528
00:27:05,165 --> 00:27:09,002
‫دو روز قبل از انتقالِ
ضایعات هسته‌ای ‫راکتور پیشرفته

529
00:27:09,085 --> 00:27:11,832
.با قطار به انبارها برای نگهداری طولانی مدت

530
00:27:11,857 --> 00:27:13,066
‫موادش چیه؟

531
00:27:13,564 --> 00:27:14,583
‫سزیم-۱۳۷.

532
00:27:14,608 --> 00:27:16,843
‫- اوه، پسر.
‫- درباره چه مقداری از این داریم حرف می‌زنیم؟

533
00:27:17,427 --> 00:27:18,511
‫یه تانکر کامل.

534
00:27:18,536 --> 00:27:21,235
‫به اندازه‌ای هست که بتونه کاری کنه یه شهر بزرگ
‫تا چند سال تو تاریکی بدرخشه.

535
00:27:21,264 --> 00:27:23,308
‫و دارن با قطار ریلی منتقلش می‌کنن؟

536
00:27:23,450 --> 00:27:27,687
‫قطار مغناطیسی سریع‌السیر اگه بخوام دقیق بگم.
‫برای ساختش بهشون کمک کردیم.

537
00:27:27,742 --> 00:27:31,566
‫کنگره اونو به عنوان «قطار دوستی» در جهت
‫بهبود روابط بین کشورها فروخت.

538
00:27:31,650 --> 00:27:32,859
‫و چطور پیش رفت؟

539
00:27:32,942 --> 00:27:34,361
‫خب، هنوز هم
‫ازمون متنفرن.

540
00:27:34,686 --> 00:27:35,770
.لعنت بهشون

541
00:27:37,210 --> 00:27:38,210
‫بری بهمون گفت.

542
00:27:38,865 --> 00:27:41,052
ضایعات هسته‌ای رو
‫تو یه قطار سریع‌السیر می‌ریزن؟

543
00:27:41,134 --> 00:27:42,844
‫در واقع امنیتش بیشتره.

544
00:27:42,869 --> 00:27:45,666
‫انحراف از ریل قطار مغناطیسی
‫به‌خاطر عامل دافع

545
00:27:45,691 --> 00:27:46,915
‫تقریباً غیر ممکنه.

546
00:27:46,998 --> 00:27:49,918
‫هرچقدر قطار بخواد از مسیر منحرف بشه،
‫قوی‌تر از قبل به عقب کشیده میشه،

547
00:27:50,001 --> 00:27:51,753
‫که یک نگهدارنده پایدار ایجاد می‌کنه.

548
00:27:51,836 --> 00:27:55,090
‫بر فرض که آدمای بورو بخوان اینو بدزدن،
‫با چه روشی اینکارو می‌کنن؟

549
00:27:55,173 --> 00:27:58,218
‫هنگام بارگیری و تخلیه به خوبی
‫از قطار محافظت میشه. حتماً باید در طول مسیر اینکارو بکنن.

550
00:27:58,301 --> 00:27:59,901
‫باشه، باید بگیم سرقت بزرگ قطار سریع‌السیر.

551
00:27:59,928 --> 00:28:02,239
‫ولی چجوری می‌خوان به قطاری برسن
‫که داره با سرعت ۲۴۰ کیلومتر بر ساعت میره؟

552
00:28:02,263 --> 00:28:03,390
‫نمی‌رسن.

553
00:28:04,432 --> 00:28:05,433
‫نگهش می‌دارن.

554
00:28:06,351 --> 00:28:09,396
‫اینجا از طریق این تقاطع
‫تو تپه‌های قزاقزستان

555
00:28:10,021 --> 00:28:11,189
‫یه تنگراه استراتژیک عالی.

556
00:28:11,272 --> 00:28:12,440
‫قطار رو نگه می‌دارن،

557
00:28:12,524 --> 00:28:16,069
‫ضایعات رو از طریق کامیون حمل‌کننده
‫انتقال میدن و بعد از چند دقیقه غیبشون می‌زنه.

558
00:28:16,152 --> 00:28:17,696
‫خب. خیلی‌خب.

559
00:28:18,363 --> 00:28:20,657
‫پس برای جلوگیری از این اتفاق،

560
00:28:20,740 --> 00:28:24,160
‫لوک و اما رو به به صورت مخفیانه
‫به عنوان مسافر وارد قطار می‌کنیم.

561
00:28:24,244 --> 00:28:26,663
‫مسافر اونم تو قطاری که
‫داره ضایعات هسته‌ای حمل می‌کنه؟

562
00:28:26,746 --> 00:28:29,165
‫غیرعادی نیست.
‫بریتانیا همیشه اینکارو می‌کنه.

563
00:28:30,250 --> 00:28:34,379
‫کابین راننده قطار در جلو، محفظه پشت سرش،
‫و در بقیه کابین‌ها هم مسافرین هستن.

564
00:28:34,462 --> 00:28:35,462
‫خانم راسل و من چی؟

565
00:28:35,505 --> 00:28:37,173
‫یه انبار در انتهای مسیر وجود داره.

566
00:28:37,257 --> 00:28:39,718
‫خاموشی اضطراری قطار
‫اونجا تعبیه شده.

567
00:28:39,801 --> 00:28:42,512
‫به نظر ما بورو ازین طریق
‫می‌خواد قطار رو متوقف کنه.

568
00:28:43,138 --> 00:28:44,723
‫با یه نفوذی می‌تونه
‫شانس خوبی داشته باشه.

569
00:28:44,806 --> 00:28:47,100
‫شما هم به عنوان بازرس‌های
‫ایالات متحده به اونجا می‌رید.

570
00:28:47,183 --> 00:28:50,186
‫نظارت دوره‌ای تو قراردادی که
‫با اون‌ها برای دادن قطار بستیم ذکر شده.

571
00:28:50,270 --> 00:28:51,104
‫دریافت شد.

572
00:28:51,187 --> 00:28:55,108
‫بری و تینا هم هماهنگی‌های مأموریت
‫رو از باشگاه بدنسازی مری انجام می‌دن.

573
00:28:55,191 --> 00:28:58,319
‫بقیه‌تون، وسایل پوششی‌تون رو بردارید،
‫مجهز بشید، به سمت هواپیما برید.

574
00:28:58,403 --> 00:29:00,530
‫ساعت ۹ شب پرواز دارید.

575
00:29:00,613 --> 00:29:02,532
‫۹ شب.

576
00:29:03,032 --> 00:29:04,159
‫۹ شب.

577
00:29:11,708 --> 00:29:12,834
‫هویت تقلبیت چیه؟

578
00:29:12,917 --> 00:29:14,669
‫آنا فتیسووف،

579
00:29:15,378 --> 00:29:18,673
‫یه دانشجوی قزاق که تو
‫دانشگاه سلیمان دمیرل ادبیات می‌خونه.

580
00:29:18,757 --> 00:29:20,133
‫دیمیتری گورچف،

581
00:29:21,092 --> 00:29:24,554
‫سوار قطار می‌شم تا به
‫نورسلطان برم و خواهرم رو ببینم،

582
00:29:24,637 --> 00:29:27,640
‫ماهی‌گیری هم قراره برم.

583
00:29:28,224 --> 00:29:29,851
‫اون آدامس تورو می‌کشه.

584
00:29:31,978 --> 00:29:34,272
‫این آدامس تو قزاقستان خیلی محبوبه.

585
00:29:34,355 --> 00:29:37,192
‫تا قبل از اینکه آتش‌سوزی
‫باعث بشه

586
00:29:37,275 --> 00:29:39,044
‫خط تولید شیرین بیان سیاه
‫که تو ساخت آدامس استفاده می‌شد قطع بشه

587
00:29:39,068 --> 00:29:41,988
‫و در نتیجه قیمت آدامس افزایش پیدا کنه
‫محبوبیت داشت.

588
00:29:43,948 --> 00:29:46,343
‫فقط افراد وابسته به دولت
‫و آدمای پولدار می‌تونن اینو بخرن.

589
00:29:46,367 --> 00:29:47,368
‫بندازش دور.

590
00:29:49,537 --> 00:29:50,537
‫خب، ممنون

591
00:29:50,955 --> 00:29:52,248
‫نکته‌های قشنگی رو ذکر کردی.

592
00:29:53,708 --> 00:29:54,708
‫خواهش می‌کنم.

593
00:29:58,463 --> 00:29:59,839
‫باید اینو جواب بدم.

594
00:30:00,548 --> 00:30:01,548
‫سلام.

595
00:30:01,966 --> 00:30:03,343
‫هنوز سوار هواپیما نشدی؟

596
00:30:03,426 --> 00:30:06,387
‫کم کم پرواز می‌کنه.
‫«انتیکس رودشو» چطور پیش رفت؟

597
00:30:06,471 --> 00:30:09,349
‫خب، ساعت مادربزرگ پت
‫یه مزخرف به تمام معناست.

598
00:30:09,432 --> 00:30:11,309
‫بازتولید یه برنامه‌ست
‫که تو دهه ۶۰ ساخته شده.

599
00:30:12,811 --> 00:30:14,562
‫متأسفم، عزیزم.

600
00:30:15,146 --> 00:30:17,398
‫ولی، می‌دونی،
‫به هرحال نمی‌خواستی که به فروش برسونیش.

601
00:30:17,482 --> 00:30:18,316
‫آره، مشکلی نیست،

602
00:30:18,399 --> 00:30:21,861
‫ولی اون همیشه می‌گفت که
‫این یه عتیقه‌ست که نسل به نسل منتقل شده.

603
00:30:21,945 --> 00:30:24,030
‫یعنی، عجیبه که درباره‌اش
‫بهم دروغ گفته.

604
00:30:24,113 --> 00:30:26,825
‫خب، شاید می‌خواسته یه کاری کنه
‫تا برای تو کمی خاص‌تر باشه.

605
00:30:26,908 --> 00:30:28,159
‫یعنی، حدس می‌زنم.

606
00:30:28,243 --> 00:30:31,162
‫فقط... نمی‌دونم،
‫وقتی یکی که عاشقشم بهم دروغ بگه،

607
00:30:31,246 --> 00:30:34,749
‫ترکیب عجیبی از
‫توهین و سورپرایز شدنه واسم.

608
00:30:35,583 --> 00:30:37,627
‫بگذریم، تو لیبی موفق باشی، دوست دارم.

609
00:30:38,253 --> 00:30:40,421
‫آره، منم دوست دارم.

610
00:30:50,723 --> 00:30:52,350
‫سر به سرم می‌ذاری؟

611
00:30:53,226 --> 00:30:54,226
‫چیه؟

612
00:30:55,103 --> 00:30:58,022
‫هربار، هر دفعه،

613
00:30:58,106 --> 00:31:01,359
‫انگار از کمد جیمز باند
‫پریدی بیرون،

614
00:31:01,442 --> 00:31:04,487
‫درحالیکه به من مجموعه والمارت
‫هیلاری کلینتون می‌رسه.

615
00:31:04,571 --> 00:31:06,656
‫اوه، بیخیال.
‫تو خیلی تیزبین به نظر میای.

616
00:31:06,739 --> 00:31:08,199
‫ممنون، بابابزرگ.

617
00:31:08,283 --> 00:31:10,869
‫تو دست و بالت شکلات
‫«ورتر اورجینال» نداری که بهم بدی؟
‫[شکلات آلمانی]

618
00:31:10,952 --> 00:31:12,370
‫نظر تو چیه، ها؟

619
00:31:13,872 --> 00:31:15,081
‫به نظرت من تیزبین به نظر میام؟

620
00:31:21,880 --> 00:31:24,465
‫قزاقستانی بود که معنیش میشه:
‫«بچرا لُنجات آویزونه، خانم فوق‌العاده»؟

621
00:31:24,947 --> 00:31:27,742
‫حس بدی دارم.
‫دوباره دوست پسرم رو پیچوندم.

622
00:31:28,761 --> 00:31:32,265
‫خب، می‌دونی کی تو همچین لحظاتی
‫که من به مأموریت می‌رم ازم ناراحت میشه؟

623
00:31:33,099 --> 00:31:34,099
‫هیچکس.

624
00:31:34,684 --> 00:31:36,895
‫تنها راه انجام دادن این شغل
‫اینه که به کسی وابسته نباشی.

625
00:31:37,395 --> 00:31:39,314
‫من ازت نصیحت و پند نخواستم.

626
00:31:39,397 --> 00:31:40,690
‫نه، نصیحت نیست.

627
00:31:40,773 --> 00:31:42,984
‫مثلاً روابط عادی مشکلی نداره.

628
00:31:43,067 --> 00:31:45,111
‫ولی روابط عاطفی
‫و طولانی مدت رو سی‌آی‌ای بهشون سخت می‌گیره.

629
00:31:51,576 --> 00:31:52,577
‫خوب شد گفتی.

630
00:32:42,085 --> 00:32:43,085
‫بری؟

631
00:32:44,295 --> 00:32:45,755
‫خفاش تو ناقوسه؟

632
00:32:45,838 --> 00:32:47,215
‫عسل تو کندوئه

633
00:32:47,882 --> 00:32:50,301
‫عملیات «روز آموزش» شروع شده

634
00:32:50,385 --> 00:32:51,678
‫هنوز کسی رو خط نیومده؟

635
00:32:51,761 --> 00:32:54,681
‫- جز ما جوجه‌ها کسی نیست.
‫- خوبه.

636
00:32:54,764 --> 00:32:56,975
‫ازت می‌خوام چندتا کار رو
‫باهم پیش ببری، خب؟

637
00:32:57,058 --> 00:32:59,769
‫و یه چشمت هم به
‫عملیات «دان خوان» باشه.

638
00:33:00,269 --> 00:33:01,813
‫عملیات «دان خوان» چیه؟

639
00:33:03,314 --> 00:33:05,400
‫محرمانه‌ست.

640
00:33:05,483 --> 00:33:07,527
‫محرمانه‌ست،
‫یا اینکه مخفیه چون درباره داناتلوئه؟

641
00:33:08,194 --> 00:33:10,279
‫من پرونده‌های دیگه هم
‫کنار این پرونده دارم.

642
00:33:10,363 --> 00:33:13,616
‫بر حسب اتفاق اسمش «دان خوانه»
‫که یه قاچاقچی اسلحه از «سن خوانه».

643
00:33:13,700 --> 00:33:16,869
‫- اوه.
‫- این... همین حد اطلاعات کافیه.

644
00:33:17,412 --> 00:33:19,247
‫اگه اطلاعات بیشتری نیاز نباشه،
‫لازم نیست هم بدونی.

645
00:33:20,665 --> 00:33:21,665
‫باشه.

646
00:33:22,583 --> 00:33:23,583
‫کجا بودی؟

647
00:33:24,627 --> 00:33:27,088
‫دم یه کیوسک وایسادم
‫تا یه چیزی برای کارتر بخرم.

648
00:33:27,672 --> 00:33:29,340
‫خب، خوبه.
‫چی براش گرفتی؟

649
00:33:30,133 --> 00:33:31,300
‫در همین حد بدونی کافیه.

650
00:33:31,384 --> 00:33:33,261
‫مجبورت کردن گستاخ باشی؟

651
00:33:33,344 --> 00:33:35,596
‫ببین چی میگم،
‫دلم برای دختر خوبم تنگ شده.

652
00:33:35,680 --> 00:33:38,725
‫دلم برای پدر بازنده‌ام
‫که لوازم باشگاه می‌فروشه تنگ شده.

653
00:33:38,808 --> 00:33:40,101
‫اوه، فقط جا رو تمیز کن.

654
00:33:40,184 --> 00:33:42,478
‫یعنی، بورو ممکنه تو قطار
‫مأمور داشته باشه.

655
00:33:43,771 --> 00:33:46,983
‫اونو داشته باش. چکمه‌های رزمی
‫که با لباسش همخونی نداره.

656
00:33:47,066 --> 00:33:49,444
‫ولی برای هوای سرد
‫و گل و لای عالی هستن.

657
00:33:49,527 --> 00:33:51,070
‫شاید اون فقط آدم
‫اهل عملی باشه.

658
00:33:51,154 --> 00:33:52,780
‫موردی که پشت سرته چی؟

659
00:33:54,449 --> 00:33:56,242
‫ممکنه یه سلاح داخل اون کیف باشه.

660
00:33:56,325 --> 00:33:58,619
‫دریافت شد.
‫اون یارو چی؟

661
00:34:00,496 --> 00:34:02,665
‫انگشتای هر دو دستش
‫کبود شده.

662
00:34:02,749 --> 00:34:04,417
‫شاید یه خلافکار اجیر شده باشه.

663
00:34:04,500 --> 00:34:06,294
‫داره یه ساندویچ «بی.ک.گ» می‌خوره.
‫[ساندویچی که با اسامی موادش یعنی بیکن، کاهو، گوجه نامگذاری میشه]

664
00:34:06,377 --> 00:34:08,379
‫آدمای قوی اهل قزاقستان
‫گوشت خوک نمی‌خورن.

665
00:34:11,299 --> 00:34:12,759
‫- بیا حسابشو برسیم.
‫- نه.

666
00:34:13,760 --> 00:34:15,053
‫ممکنه یه مهاجر باشه.

667
00:34:16,220 --> 00:34:17,930
‫یا شاید هم عضوی از نقشه بورو باشه.

668
00:34:18,014 --> 00:34:20,016
‫ممکنه، ولی اول
‫باید مطمئن بشیم.

669
00:34:21,309 --> 00:34:24,562
‫و به عنوان ما فوقت،
‫میگم صبر کنیم.

670
00:34:29,650 --> 00:34:33,029
‫- شما ها دیگه کی هستی؟
‫- مأمور استارسکای، و مأمور هاچ.

671
00:34:33,112 --> 00:34:37,158
‫ما بازرسین ویژه
‫از طرف وزارت امور خارجه آمریکا هستیم.

672
00:34:37,742 --> 00:34:39,077
‫لازم نیست جایی بری.

673
00:34:39,869 --> 00:34:41,370
‫انگلیسی بلدی؟

674
00:34:41,454 --> 00:34:42,830
‫- آره. آره.
‫- خوبه.

675
00:34:42,914 --> 00:34:44,999
‫چون ما اینجاییم تا ببینیم
‫و گزارش بدیم.

676
00:34:45,083 --> 00:34:47,460
‫تا حالا عبارت
‫«بشکنیش، باید بخریش» به گوشت خورده؟

677
00:34:47,543 --> 00:34:49,712
‫خب، آمریکا یه تعبیر دیگه‌ای ازش داره.

678
00:34:49,796 --> 00:34:52,632
‫ما خریدیمش،
‫پس بهتره که نشکونیدش.

679
00:34:52,715 --> 00:34:56,094
‫حالا بیا ببینیم این «هوهو چی‌چی» که
‫بهتون دادیم رو چجوری باهاش بازی می‌کنید.

680
00:34:56,177 --> 00:34:57,053
‫مشکلی نیست.

681
00:34:57,136 --> 00:34:59,180
‫تظاهر کن که ما اینجا نیستم.
‫راحت باش کارتو بکن،

682
00:34:59,263 --> 00:35:00,743
‫و مطمئن شو که قطارها
‫به موقع برسن.

683
00:35:03,351 --> 00:35:05,271
‫قطار داره ایستگاه رو ترک می‌کنه.

684
00:35:05,311 --> 00:35:06,437
‫باریکلا.

685
00:35:08,856 --> 00:35:11,234
‫اوه، اینجارو ببین.
‫لباست دقیقاً عین مال منه.

686
00:35:12,151 --> 00:35:13,736
‫انگار دو قلوییم.

687
00:35:14,237 --> 00:35:15,988
‫حرومزاده.

688
00:35:27,458 --> 00:35:28,584
‫جالبه.

689
00:35:29,585 --> 00:35:30,585
‫چی؟

690
00:35:31,462 --> 00:35:32,462
‫چیز میزای ژنتیکی.

691
00:35:33,673 --> 00:35:36,175
‫چجور جفتمون جذب
‫یه شغل شدیم.

692
00:35:37,176 --> 00:35:41,222
‫گروه موسیقی راک بیتلز و فلیور فلیو رپر هم
‫جذب یه مدل شغل شدن.

693
00:35:42,265 --> 00:35:43,266
‫یعنی ژنتیک‌شون یکیه؟

694
00:35:44,350 --> 00:35:45,350
‫فکر نکنم.

695
00:35:50,022 --> 00:35:53,317
‫اصلاً فلیور فلیو چیه؟

696
00:35:58,865 --> 00:36:00,074
‫سلام، تال.
‫چه خبر؟

697
00:36:01,450 --> 00:36:03,035
‫نه، من...
‫دستم بند هیچی نیست.

698
00:36:06,205 --> 00:36:08,082
‫آره، عاشق اینم که بیام.

699
00:36:09,458 --> 00:36:10,458
‫باشه.

700
00:36:10,877 --> 00:36:12,128
‫باشه، خدافظ.

701
00:36:12,211 --> 00:36:14,046
‫♪ دانی قراره وسط روز
‫بره روی تالی ♪

702
00:36:14,130 --> 00:36:15,798
‫♪ دانی قراره وسط روز
‫بره روی تالی ♪

703
00:36:15,882 --> 00:36:16,882
‫اوضاع خرابه.

704
00:36:17,508 --> 00:36:18,593
‫چی خرابه؟

705
00:36:18,676 --> 00:36:21,095
‫سلاد سیب‌زمینی.

706
00:36:21,179 --> 00:36:24,807
‫حال بهم زنه.
‫توش... کشمش ریختن.

707
00:36:27,226 --> 00:36:28,686
‫وقت نمایشه.

708
00:36:30,104 --> 00:36:32,356
‫بازی شروع شد. دارید به
‫تنگراه استراتژیک می‌رسید.

709
00:36:32,440 --> 00:36:33,524
‫هر اتفاقی که
‫امکان داره بیفته

710
00:36:33,608 --> 00:36:34,901
‫به زودی خواهد افتاد.

711
00:36:38,988 --> 00:36:40,156
‫پس چرا قطار نمی‌ایسته؟

712
00:36:41,532 --> 00:36:44,285
‫هی، بری، چه خبر شده؟

713
00:36:44,368 --> 00:36:46,454
‫نمی‌دونم والا. از تنگ‌راه هم
‫رد شدین، رفیق.

714
00:36:46,954 --> 00:36:49,624
‫تا به این لحظه فیلم «حس ششم»
‫برام بدترین اوج داستانی رو داشت.

715
00:36:49,707 --> 00:36:51,584
‫می‌دونستی بروس ویلیس در اصل
‫نقش یه آدم مُرده رو بازی کرده؟

716
00:36:52,084 --> 00:36:54,004
‫کل فیلم رو با یه بچه
‫وقت می‌گذرونه.

717
00:36:54,045 --> 00:36:55,796
‫مگه کیه، «پرنده بزرگ»؟
‫[یکی از شخصیت‌های برنامه کودک ماپت‌ها]

718
00:36:58,424 --> 00:36:59,675
‫هلیکوپتره.

719
00:37:03,012 --> 00:37:04,597
‫می‌دونستم حق با ما بود.

720
00:37:05,181 --> 00:37:07,892
‫هی، اعضای تیم،
‫داره با هلی‌کوپتر به قطار حمله می‌کنه.

721
00:37:07,975 --> 00:37:09,810
‫بابا، اون یارو که ساندویچ دستش بود کو؟

722
00:37:12,855 --> 00:37:15,107
‫حواست باشه که همه سرشون رو بدزدن
‫و از پنجره‌ها فاصله بگیرن.

723
00:37:24,825 --> 00:37:27,328
‫آروم باشید!
‫مشکلی پیش نمیاد.

724
00:37:33,334 --> 00:37:34,334
‫لعنتی.

725
00:37:37,255 --> 00:37:38,631
‫همه آروم باشید!

726
00:37:38,714 --> 00:37:39,714
‫اما.

727
00:37:41,717 --> 00:37:43,957
‫هلی‌کوپتر به کابین محفظه وصل شده.

728
00:37:44,011 --> 00:37:45,931
‫در تلاشن که ضایعات هسته‌ای رو
‫با پمپ بکشن بیرون.

729
00:37:45,972 --> 00:37:47,682
‫- و؟
‫- و چی؟

730
00:37:47,765 --> 00:37:49,392
‫و حرفم درباره اون یارو
‫ساندویچ به دست درست بود.

731
00:37:49,976 --> 00:37:52,270
‫باید دقعه بعدی به حرفم گوش کنی، لطفاً.

732
00:37:52,353 --> 00:37:53,437
‫محاسبات عددی
‫رو انجام دادم.

733
00:37:53,521 --> 00:37:56,482
‫تقریباً ۱۲ دقیقه وقت داریم
‫قبل ازینکه اونا محفظه رو خالی کنن

734
00:37:56,565 --> 00:37:58,965
‫و بورو به چیزی که برای ساخت بمبی
‫که دخل همه بمب‌هارو میاره نیاز داره، برسه.

735
00:37:59,026 --> 00:38:00,486
‫باید اون لوله رو جدا کنید.

736
00:38:00,569 --> 00:38:02,029
‫- می‌رم سراغش.
‫- چیکار می‌کنی؟

737
00:38:02,113 --> 00:38:03,406
‫دخل هلیکوپتر رو بیارم.

738
00:38:03,489 --> 00:38:05,866
‫نمیشه.
‫قطار قراره از مزارع غلات عبور کنه.

739
00:38:05,950 --> 00:38:07,952
‫قزاقستان یکی از بزرگترین
‫تولیدکننده‌ها در جهانه.

740
00:38:08,035 --> 00:38:09,578
‫اگه اون هلیکوپتر رو بترکونی،

741
00:38:09,662 --> 00:38:11,789
‫ضایعات هسته‌ای
‫تا کیلومترها پخش میشه.

742
00:38:11,872 --> 00:38:13,416
‫برای نسل‌ها اون زمین‌ها رو
‫مسموم می‌کنه.

743
00:38:13,499 --> 00:38:15,543
‫باعث شروع قحطی میشه
‫که می‌تونه میلیون‌ها نفر رو از بین ببره.

744
00:38:15,626 --> 00:38:17,670
‫- همش همین؟
‫- وقت تنگه. نقشه لازم داریم.

745
00:38:17,753 --> 00:38:19,171
‫باید حسابی روش فکر کنیم.

746
00:38:19,255 --> 00:38:20,548
‫تباید عجله کنیم.

747
00:38:21,132 --> 00:38:23,134
‫اگه نمی‌تونیم اون لوله
‫رو ازش جدا کنیم،

748
00:38:24,010 --> 00:38:25,511
‫پس مجبورشون می‌کنیم که
‫خودشون لوله رو جدا کنن.

749
00:38:25,594 --> 00:38:26,637
‫ولی چطوری؟

750
00:38:27,138 --> 00:38:28,180
‫سرعت قطار رو بالا می‌بریم.

751
00:38:28,264 --> 00:38:30,450
‫درسته.
‫حداکثر سرعت هلیکوپتر شینوک چقدره؟

752
00:38:30,474 --> 00:38:31,976
‫۳۰۲ کیلومتر بر ساعت.

753
00:38:32,059 --> 00:38:35,104
‫اگه قطار سریع‌تر از این بره،
‫مجبور میشن که لوله رو جدا کنن.

754
00:38:35,187 --> 00:38:37,027
‫در غیر اینصورت،
‫کنترل هلیکوپتر رو از دست میدن و می‌میرن.

755
00:38:37,064 --> 00:38:39,859
‫قطار طبق مقررات ایمنی مسافرین،
‫با سرعت ۲۴۱ کیلومتر بر ساعت حرکت می‌کنه،

756
00:38:39,942 --> 00:38:41,569
‫ولی خط قرمز اصلیش
‫سرعت ۴۳۴ کیلومتر بر ساعته.

757
00:38:41,652 --> 00:38:44,905
‫دیدی؟ حالا یه نقشه داریم.
‫کله‌شق‌ها هیچوقت ایده‌های خوب به ذهنشون نمی‌رسه.

758
00:38:45,489 --> 00:38:46,489
‫بزن بریم.

759
00:38:53,748 --> 00:38:56,000
‫- سرعت قطارو ببر بالا.
‫- نمی‌تونم. خیلی خطرناکه.

760
00:38:56,083 --> 00:38:58,669
‫از دزدیده شدن مواد هسته‌ای
‫توسط یه تروریست خطرناک‌تره؟

761
00:38:58,753 --> 00:39:02,131
‫وظیفه من، حفظ امنیت جان
‫مسافرینه.

762
00:39:06,761 --> 00:39:10,264
‫می‌دونی چیه؟ درست میگی.
‫خیلی... خیلی توقع زیاد از حدی بود.

763
00:39:10,931 --> 00:39:13,684
‫می‌تونم یکی از اون آدامس‌ها داشته باشم؟
‫آدامس مورد علاقمه.

764
00:39:13,768 --> 00:39:15,811
‫می‌دونی، آخه،
‫خیلی گرون شدن.

765
00:39:25,488 --> 00:39:28,032
‫از این آشغالا نخور.
‫برای دندونات ضرر داره.

766
00:39:28,616 --> 00:39:30,635
‫رئیس، صدای شلیک شنیدم.
‫یه اهنی اوهونی چیزی.

767
00:39:30,659 --> 00:39:31,786
‫به گا رفتیم.

768
00:39:31,869 --> 00:39:33,079
‫دوست نداشتم اینو بشنوم.

769
00:39:33,162 --> 00:39:34,580
‫راننده قطار به گا رفته.

770
00:39:34,663 --> 00:39:36,141
‫آلدن، رو، چجوری سرعت
‫این قطارو زیاد کنیم؟

771
00:39:36,165 --> 00:39:37,708
‫ببخشید، آقا، به کمکتون نیاز داریم.

772
00:39:37,792 --> 00:39:41,128
‫نه، الآن نه. یه مشکلی پیش اومده.
‫از راننده قطار خبری نیست.

773
00:39:41,212 --> 00:39:42,880
‫چون راننده قطار تروریست از آب دراومد.

774
00:39:42,963 --> 00:39:45,901
‫ما دوتا بازرس آمریکایی دیگه تو قطار داریم
‫که حسابش رو رسیدن.

775
00:39:45,925 --> 00:39:49,178
‫به قطارتون حمله شده.
‫تنها راه نجاتش هم بالا بردن سرعتشه.

776
00:39:49,261 --> 00:39:50,805
‫ببین، موبی، اگه ما آدم بدهای قضیه بودیم،

777
00:39:50,888 --> 00:39:53,099
‫همون لحظه که اومدیم اینجا،
‫سعی می‌کردیم تورو بکشیم.

778
00:39:53,182 --> 00:39:55,893
‫مشخصه که سعی داریم قطار رو
‫نجات بدیم، نه که نابودش کنیم.

779
00:39:55,976 --> 00:39:59,647
‫نمی‌تونم از اینجا سرعتش رو بالا ببرم.
‫فقط می‌تونم برقش رو روشن خاموش کنم.

780
00:39:59,730 --> 00:40:02,130
‫- باید از کنترل دستی تغییر استفاده کنن.
‫- چه شکلیه؟

781
00:40:02,191 --> 00:40:05,277
‫یه پنله با یه دکمه قرمز بزرگ
‫و کنار یه کلید سوییچ قرار گرفته.

782
00:40:05,361 --> 00:40:06,987
‫- فهمیدی کجاست؟
‫- یه جورایی.

783
00:40:07,071 --> 00:40:10,032
‫- مشکل چیه؟
‫- کنترل تغییر رو تغییر دادن.

784
00:40:10,116 --> 00:40:12,952
‫بچه‌ها، تینا میگه ممکنه هنوز
‫راهی برای بالا بردن سرعت باشه.

785
00:40:12,977 --> 00:40:13,869
‫خب، چجوری؟

786
00:40:13,898 --> 00:40:16,789
‫با علم فیزیک. اینجا ذکر شده که
‫قطارهای مغناطیسی روی آهن‌رباهای به شدت سرد کار می‌کنن.

787
00:40:16,814 --> 00:40:18,592
‫هرچقدر که دمای آهن‌ربا کمتر بشه،
‫قطار سریع‌تر میره.

788
00:40:18,624 --> 00:40:19,611
‫بچه درس‌خون درست میگه.

789
00:40:19,636 --> 00:40:22,823
‫می‌تونی مایعات خنک‌کننده بیشتری واردش کنی،
‫ولی باید حواست به میزانش باشه.

790
00:40:23,026 --> 00:40:24,528
‫الآن نقشه‌ها رو پیدا می‌کنم.

791
00:40:26,507 --> 00:40:29,051
‫مامانه. میگه اظطراریه.
‫مشکلی نیست.

792
00:40:29,135 --> 00:40:31,971
‫بچه‌ها، نزدیکتون روی کف قطار
‫باید صفحه‌ای باشه.

793
00:40:32,054 --> 00:40:33,214
‫خیلی‌خب، من به این
‫رسیدگی می‌کنم.

794
00:40:33,264 --> 00:40:35,349
‫زنگ بزن مامانت. اظطراری اظطراریه.

795
00:40:38,144 --> 00:40:40,062
‫سلام، مامان،
‫همه‌چی خوبه؟

796
00:40:40,146 --> 00:40:42,606
‫کارتر زنگ زد.
‫خیلی ناراحت بود.

797
00:40:43,190 --> 00:40:45,070
‫بخاطر این داری تو
‫سفر کاریم بهم زنگ می‌زنی؟

798
00:40:45,151 --> 00:40:48,696
‫بخاطر یه برنامه احمقانه
‫و یه ساعت احمقانه؟

799
00:40:48,779 --> 00:40:51,073
‫خیلی دنبال این بود که
‫با تو حرکتی بزنه،

800
00:40:51,157 --> 00:40:53,492
‫ولی بخاطر کارت دوباره پیچوندیش.

801
00:40:54,076 --> 00:40:56,745
‫عزیزم، نمی‌خوای که مثل من و بابات بشی.

802
00:40:57,872 --> 00:41:00,040
‫وقتی رسیدم خونه،
‫باهاش حرف می‌زنم، باشه؟

803
00:41:00,124 --> 00:41:02,126
‫خوبه. خوبه، امیدوارم که بزنی.

804
00:41:02,710 --> 00:41:03,961
‫کارت چطور پیش میره؟

805
00:41:04,587 --> 00:41:06,380
‫می‌دونی که، سعی می‌کنم
‫از گلوله‌ها جا خالی بدم

806
00:41:06,464 --> 00:41:08,904
‫و اجازه ندم که همه‌چی جلو روی خودم
‫به فنای عظمی بره.

807
00:41:09,675 --> 00:41:11,260
‫آره، منم دوست دارم مامان.

808
00:41:11,343 --> 00:41:13,345
‫خیلی‌خب. به دانی سلام برسون.
‫خدافظ.

809
00:41:13,429 --> 00:41:16,682
‫هی، بری فوراً خبرای جدید
‫از عملیات «دان خوان» می‌خوام.

810
00:41:16,765 --> 00:41:17,850
‫اظطراریه.

811
00:41:18,874 --> 00:41:20,162
‫[قرص تاخیری]

812
00:41:20,186 --> 00:41:21,395
‫آخ آخ.

813
00:41:21,479 --> 00:41:22,688
‫حاضری سیستم رو خنک کنیم؟

814
00:41:22,771 --> 00:41:23,689
‫بله.

815
00:41:23,772 --> 00:41:26,025
‫مراقب باش! ماده سرمایشی زیاد
‫سرعت‎تون رو هم زیاد بالا می‌بره.

816
00:41:26,108 --> 00:41:29,153
‫سرعت‎تون زیاد بره بالا، نمی‌تونید قبل
‫از رسیدن به ایستگاه متوقفش کنید.

817
00:41:29,236 --> 00:41:31,236
‫اگه به مقدار کافی هم نباشه،
‫بورو به هدفش می‌رسه و بمب رو می‌سازه.

818
00:41:31,280 --> 00:41:35,159
‫باید مثل داستان سه تا خرس‌ها باشه.
‫نه خیلی گرم، نه خیلی سرد، درست به اندازه.

819
00:41:35,242 --> 00:41:37,036
‫هنوز بی‌سیم‌هامون رو داریم.

820
00:41:37,119 --> 00:41:38,919
‫چرا اینا عضوی از لباس مبدل‌مون هستن؟

821
00:41:38,954 --> 00:41:40,080
‫داری چی میگی؟

822
00:41:40,164 --> 00:41:41,624
‫مگه ما بازرس‌های قطار هستیم که

823
00:41:41,707 --> 00:41:44,043
‫داریم با هندزفری به مامانامون زنگ می‌زنیم؟

824
00:41:44,126 --> 00:41:46,504
‫چی؟ این بی‌سیم‌ها که خیلی خوبن.
‫تونی رابینز ازینا استفاده می‌کنه.

825
00:41:46,587 --> 00:41:48,380
‫چندتا دریچه خنک‌کننده رو باید باز کنم؟

826
00:41:48,464 --> 00:41:50,508
‫دخترمون داره محاسبه می‌کنه.

827
00:41:51,258 --> 00:41:52,343
‫چهارتـــا؟!

828
00:41:55,596 --> 00:41:57,515
‫- خیلی‌خب، هر چهارتا رو باز کردم.
‫- چی؟!

829
00:41:57,598 --> 00:41:59,518
‫- چرا هر چهارتا رو باز کردی؟
‫- چون که تو گفتی چهار تا.

830
00:41:59,558 --> 00:42:01,435
‫من چیزی نگفتم، بری گفت چهارتا.

831
00:42:01,519 --> 00:42:03,187
‫داشتم درباره داناتلو حرف می‌زدم!

832
00:42:03,270 --> 00:42:04,897
‫همین الآن چهارتا
‫قرص تاخیری ویاگرا انداخت بالا!

833
00:42:04,980 --> 00:42:07,441
‫می‌دونستم که داری جاسوسیش رو می‌کنی.
‫عجب دروغگویی هستی.

834
00:42:07,525 --> 00:42:10,236
‫چهار تا؟ به نظر دانی بدجور داره
‫میره تو کار تالی.

835
00:42:10,319 --> 00:42:11,987
‫به دات گفتم که
‫این اتفاق میفته.

836
00:42:12,071 --> 00:42:13,431
‫همیشه مجبوری
‫همه‌چی رو کنترل کنی،

837
00:42:13,489 --> 00:42:16,289
‫و حالا مأموریت رو به خاطر
‫جاسوسی دوست پسر مامان به خطر انداختی.

838
00:42:17,159 --> 00:42:18,160
‫موفق شدیم.

839
00:42:19,161 --> 00:42:20,663
‫هلیکوپتر رفت.

840
00:42:21,330 --> 00:42:22,331
‫نتونست ادامه بده.

841
00:42:22,831 --> 00:42:25,292
‫امکان نداره که به اندازه ساختن بمب
‫مواد از قطار خارج کرده باشن.

842
00:42:27,586 --> 00:42:29,797
‫اوه اوه. سرعت‌سنج داره
‫مثل تخم‌های دانی منفجر میشه.

843
00:42:29,880 --> 00:42:31,257
‫آهن‌ربا رو بیش از حد خنک کردید.

844
00:42:31,340 --> 00:42:33,300
‫با این سرعت نمیشه
‫قطار رو نگه داشت.

845
00:42:33,384 --> 00:42:35,386
‫وقتی به ایستگاه نورسلطان برسه،

846
00:42:35,469 --> 00:42:37,846
‫همه افراد داخل قطار
‫و نصف مردم شهر می‌میرن.

847
00:42:37,930 --> 00:42:41,433
‫تبریک عرض می‌کنم، بابا.
‫بزرگترین بمب تخمی دنیا رو ساختی.
 