﻿1
00:00:07,125 --> 00:00:09,958
‫« آنچه در فال‌آوت گذشت »

2
00:00:11,416 --> 00:00:15,666
‫بیننده‌ها، می‌خوان ببینن
‫حتی مرد خوبی مثل تو هم

3
00:00:15,666 --> 00:00:18,250
‫- طاقتش طاق میشه
‫- آره، متوجهم، ولی این چیزا به من نمی‌خوره

4
00:00:25,083 --> 00:00:26,541
‫چرا نمی‌تونی حرکت کنی؟

5
00:00:26,541 --> 00:00:28,166
‫یکی هسته‌ی همجوشی‌م رو دزدیده

6
00:00:28,166 --> 00:00:29,833
‫پیشنهادت چیه؟

7
00:00:29,833 --> 00:00:33,250
‫با هم سفر می‌کنیم، سره رو گیر میاریم
‫و می‌بریمش پیش انجمن برادری

8
00:00:33,666 --> 00:00:36,916
‫در ازاش، شوالیه‌هاتون رو
‫در اختیارم می‌ذارین تا بتونم پدرمو نجات بدم

9
00:00:38,708 --> 00:00:41,333
‫می‌دونی، تابه‌حال به‌عمرم
‫ توی هیچ تبلیغی نبودم

10
00:00:46,791 --> 00:00:48,625
‫برام سواله کسی زنده مونده یا نه

11
00:00:49,500 --> 00:00:51,500
‫من که زنده موندم

12
00:00:51,833 --> 00:00:53,533
‫لوسی!

13
00:00:58,875 --> 00:01:00,291
‫کجاییم؟

14
00:01:00,291 --> 00:01:01,991
‫در بهترین مکان دنیاییم

15
00:01:05,333 --> 00:01:07,333
‫توی یک پناهگاهیم

16
00:01:11,891 --> 00:01:17,891
‫تـرجـمـه و تـنـظـیـم : حـسـیـن اسـمـاعـیـلـی

17
00:01:18,916 --> 00:01:23,208
‫« اخبار کهکشان »

18
00:01:23,208 --> 00:01:25,125
‫« والت‌تک تقدیم می‌کند »

19
00:01:30,625 --> 00:01:32,291
‫سلام

20
00:01:32,291 --> 00:01:36,083
‫آره، منم، کوپر هاوارد
‫ستاره‌ی سینما و تلوزیون

21
00:01:37,083 --> 00:01:40,250
‫ولی امروز نیومدم اینجا
‫در مورد آخرین فیلمم باهاتون صحبت کنم

22
00:01:40,250 --> 00:01:45,041
‫نه، امروز اومدم دنیایی
‫پهناور و فوق‌العاده رو بهتون نشون بدم

23
00:01:45,750 --> 00:01:48,958
‫که نه به‌دست خداوند قادر
‫بلکه توسط مردم زحمتکش ساخته شده

24
00:01:49,791 --> 00:01:52,583
‫یک "کملات" واقعی
‫در عصر هسته‌ای

25
00:01:53,375 --> 00:01:55,291
‫خب، نظرتون چیه چند تا چراغ روشن کنیم؟

26
00:01:57,708 --> 00:01:59,408
‫حالا بهتر شد

27
00:02:03,041 --> 00:02:04,125
‫الان دارم

28
00:02:04,125 --> 00:02:06,908
‫از اعماق پناهگاه کاملاً قابل‌سکونت

29
00:02:06,908 --> 00:02:09,666
‫مدل 96جی‌کیو1164 باهاتون صحبت می‌کنم

30
00:02:09,666 --> 00:02:11,666
‫و چه جای خوشگلی هم هست

31
00:02:13,000 --> 00:02:15,041
‫و چه صدایی هم داره

32
00:02:15,041 --> 00:02:19,125
‫این صدایی که شنیدین، صدای پوشش سربی
‫نود سانتی پناهگاه شماره‌ی چهاره

33
00:02:19,125 --> 00:02:20,931
‫اونقدر قدرتمند هست که هم جلوی

34
00:02:20,931 --> 00:02:23,208
‫ورود تشعشعات رو بگیره، هم کمونیست‌ها

35
00:02:26,666 --> 00:02:29,833
‫هرکدوم از این شهرهای زیرزمینی
‫تمام امکانات به‌روزی

36
00:02:29,833 --> 00:02:33,416
‫که از جمهوری پرانرژی‌مون انتظار دارین رو
‫در خود دارن

37
00:02:33,416 --> 00:02:36,000
‫این راهرو که می‌بینید
‫اسمش خیابون "سیکامور"ـه

38
00:02:36,000 --> 00:02:39,333
‫که توش می‌تونید به هرکدوم
‫ از 200 همسایه‌تون سلام کنید

39
00:02:39,333 --> 00:02:42,625
‫درحالی‌که دارید میرید خونه
‫تا شبی دلپذیر با عزیزان‌تون سپری کنید

40
00:02:44,333 --> 00:02:46,083
‫این خانواده‌ی "هاوثورن"ـه

41
00:02:46,083 --> 00:02:48,916
‫این یک خانواده‌ی آمریکایی عادی نیست

42
00:02:49,416 --> 00:02:51,916
‫نه، لوید و کاساندرا جفتشون دانشمندن

43
00:02:51,916 --> 00:02:55,375
‫و تخصصشون بررسی تاثیرات تشعشعات
‫بر دی‌ان‌ای انسانه

44
00:02:55,375 --> 00:02:56,541
‫درسته

45
00:02:56,541 --> 00:02:59,791
‫و قراره همین‌جا در پناهگاه 4
‫زندگی و کار کنیم

46
00:02:59,791 --> 00:03:03,041
‫و جامعه‌ای رو رهبری کنیم
‫که کاملاً توسط دانشمندان اداره میشه

47
00:03:03,041 --> 00:03:04,958
‫وایسا ببینم
‫گفتی "این پایین زندگی می‌کنین"؟

48
00:03:05,458 --> 00:03:07,958
‫خب، هنوز که حادثه‌ی اتمی رخ نداده، داده؟

49
00:03:07,958 --> 00:03:09,416
‫نه، هنوز نه

50
00:03:09,416 --> 00:03:13,250
‫ولی خانواده‌ی ما
‫و گروهی متشکل از 80 داوطلب

51
00:03:13,250 --> 00:03:16,166
‫قراره آزمایشی 5 ساله
‫در پناهگاه 4 اجرا کنیم

52
00:03:16,166 --> 00:03:18,313
‫که به دنیا نشون بدیم

53
00:03:18,313 --> 00:03:21,291
‫هر اتفاقی هم برامون پیش بیاد

54
00:03:21,291 --> 00:03:23,208
‫آمریکا آماده‌ست

55
00:03:23,208 --> 00:03:24,908
‫پنج سال

56
00:03:25,166 --> 00:03:28,125
‫خب، شاید من توی فیلم‌ها
‫نقش قهرمان‌ها رو بازی کنم، ولی...

57
00:03:28,125 --> 00:03:29,958
‫شما همه‌تون قهرمان‌های دنیای واقعی هستین

58
00:03:31,041 --> 00:03:32,791
‫حالا شما هم می‌تونید قهرمان باشید

59
00:03:32,791 --> 00:03:35,875
‫تنها با خرید اقامت
‫در یک پناهگاه "والت‌تک"

60
00:03:35,875 --> 00:03:37,875
‫چون اگر فردا، بدترین اتفاق ممکن افتاد

61
00:03:37,875 --> 00:03:40,541
‫دنیا برای ساختن فردایی بهتر

62
00:03:40,541 --> 00:03:42,833
‫به آمریکایی‌هایی مثل شما نیاز داره

63
00:03:42,833 --> 00:03:44,916
‫کات

64
00:03:44,916 --> 00:03:47,125
‫برداشت خوبی بود. راضی بودی؟

65
00:03:47,125 --> 00:03:48,825
‫رفقا، راضی بودین؟

66
00:03:49,958 --> 00:03:52,250
‫- خیلی‌خب. گری، دیگه می‌تونم برم، آره؟
‫- بله آقا

67
00:03:52,250 --> 00:03:53,833
‫ کار ما چطور بود؟

68
00:03:53,833 --> 00:03:55,500
‫- خیلی استرس داشتیم
‫- کارتون عالی بود

69
00:03:55,500 --> 00:03:57,916
‫آره، خیلی از دیدنتون خوشحال شدم
‫ممنون که اومدین

70
00:03:57,916 --> 00:03:59,666
‫خیلی ممنون. خوشحال شدیم دیدیمتون

71
00:04:00,875 --> 00:04:02,291
‫آقای هاوارد، کارتون عالی بود

72
00:04:02,291 --> 00:04:03,500
‫ممنون. ممنون، پسر

73
00:04:03,500 --> 00:04:06,833
‫"باد اسکینز" هستم، مسئول نظارت
‫عملیات‌هامون در کالیفرنیای جنوبی هستم

74
00:04:06,833 --> 00:04:11,083
‫بعد از 10 سال کار توی وست‌تک
‫اومدم والت‌تک

75
00:04:11,083 --> 00:04:12,458
‫وست‌تک؟

76
00:04:12,458 --> 00:04:14,041
‫یه پیمانکار صنعت دفاعیه

77
00:04:14,041 --> 00:04:18,208
‫آره، کاملاً باهاتون آشنام
‫شما لباس زرهی تی-45 رو طراحی کردین

78
00:04:18,208 --> 00:04:19,625
‫اولین در نوع خودش بود

79
00:04:19,625 --> 00:04:21,708
‫آره، من مسئول نظارت عرضه‌ش بودم

80
00:04:21,708 --> 00:04:25,375
‫می‌دونی، نقص‌های ساختاریش
‫ افتضاح بودن، ولی... ظاهرش معرکه بود

81
00:04:25,375 --> 00:04:27,637
‫در جنگی که نزدیک بود
‫ایالت بزرگ آلاسکا رو

82
00:04:27,637 --> 00:04:29,875
‫درمقابل کمونیست‌ها از دست بدیم
‫ تی-45 پوشیدم

83
00:04:29,875 --> 00:04:33,333
‫نقص‌های ساختاری‌تون به‌قیمت جون
‫مردها و زن‌های فوق‌العاده‌ی زیادی تموم شد

84
00:04:33,333 --> 00:04:35,750
‫آره، مدیریت تولید هیچوقت تو خونم نبود

85
00:04:35,750 --> 00:04:38,458
‫الان بیشتر تمرکزم روی
‫تحقیق و توسعه‌ و‌ منابع انسانیه

86
00:04:38,458 --> 00:04:40,575
‫مسئول نظارت بر بهینه‌سازی

87
00:04:40,575 --> 00:04:43,125
‫ روند مدیریت در طول زمان هستم
‫تنها چیزی که برام مهمه مقیاسه

88
00:04:43,125 --> 00:04:46,250
‫اکثر مردم فکر می‌کنن مقیاس
‫یعنی افزایش سهم بازار جهانی

89
00:04:46,250 --> 00:04:48,875
‫این تفکر سه بعدیه
‫من منظورم چهاربعدیه

90
00:04:48,875 --> 00:04:52,458
‫چون بهترین سلاح
‫برای نابود کردن رقیب چیه؟

91
00:04:52,458 --> 00:04:54,750
‫بیشتر فروختن ازشون نیست
‫باهوش‌تر بودن ازشون هم نیست

92
00:04:55,958 --> 00:04:57,658
‫زمانه

93
00:04:57,958 --> 00:05:00,041
‫- زمان... بهترین سلاحه
‫- آها

94
00:05:01,791 --> 00:05:03,125
‫- آره
‫- به‌نظر پیچیده میاد

95
00:05:03,125 --> 00:05:06,375
‫ولی آینده‌ی کل بشریت
‫در یک کلمه خلاصه میشه

96
00:05:06,375 --> 00:05:07,583
‫چه کلمه‌ای؟

97
00:05:07,583 --> 00:05:09,283
‫مدیریت

98
00:05:11,958 --> 00:05:13,791
‫خب، خیلی برات خوشحالم، باک

99
00:05:14,666 --> 00:05:16,366
‫باد. باد اسکینز

100
00:05:18,458 --> 00:05:20,158
‫- سلام
‫- اوه!

101
00:05:21,625 --> 00:05:24,166
‫- الان سر کارم
‫- نظرت چیه بریم خونه؟

102
00:05:24,166 --> 00:05:27,375
‫ها؟ مشکلی با این همکارهات ندارما
‫ولی نظرت چیه من و تو

103
00:05:27,375 --> 00:05:29,916
‫دو لیوان "پینا کولادا"
‫کنار استخر بزنیم به بدن

104
00:05:29,916 --> 00:05:31,208
‫یکم آهنگ گوش بدیم

105
00:05:31,208 --> 00:05:33,416
‫قراره جشن پایان فیلم‌برداری بگیرن

106
00:05:33,416 --> 00:05:35,750
‫- چی...؟ جشن پایان فیلم‌برداری؟
‫- آره

107
00:05:35,750 --> 00:05:37,450
‫- برای این تبلیغ؟
‫- آره

108
00:05:38,750 --> 00:05:40,429
‫باشه. دو ساعت میریم...

109
00:05:40,429 --> 00:05:42,083
‫با چند نفر دست میدیم...

110
00:05:42,083 --> 00:05:43,783
‫توی خونه‌ی ماست

111
00:05:45,833 --> 00:05:47,583
‫همیشه انگشت به‌دهن می‌مونم

112
00:05:47,583 --> 00:05:49,583
‫که چه کارهایی حاضرم
‫برات انجام بدم

113
00:06:05,041 --> 00:06:07,875
‫« انقلابی در عرصه‌ی امنیت
‫برای آینده‌ای نامطمئن »

114
00:06:10,625 --> 00:06:13,833
‫روزولت، شرمنده
‫نمی‌تونی بیای، رفیق

115
00:06:13,833 --> 00:06:15,708
‫دارم میرم توی قلمروی دشمن

116
00:06:20,250 --> 00:06:22,458
‫سگ خوبی باش. برو بخواب

117
00:06:25,041 --> 00:06:28,125
‫« کمونیست‌ها عقب‌نشینی می‌کنند! »
‫« نیروهای بیشتری به خاور دور فرستاده شدند »

118
00:06:28,125 --> 00:06:34,125
‫« کوپر هاوارد در فیلم... یک مرد و سگش »

119
00:06:37,583 --> 00:06:39,583
‫آره، یک مرد و سگش
‫فیلم معرکه‌ایه

120
00:06:40,708 --> 00:06:43,875
‫آره، منم عاشق اون فیلمم
‫واقعاً سگ خودم بود

121
00:06:44,708 --> 00:06:46,291
‫خونه‌ی زیبایی دارین، آقای هاوارد

122
00:06:46,291 --> 00:06:47,375
‫ممنونم

123
00:06:47,375 --> 00:06:48,875
‫این کوپر هاوارد بود رد شد؟

124
00:06:48,875 --> 00:06:50,575
‫بازیش توی اون فیلمه خیلی معرکه بود

125
00:06:57,583 --> 00:06:59,283
‫اوه، خودشه!

126
00:07:05,375 --> 00:07:07,075
‫آقای هاوارد. سلام

127
00:07:07,958 --> 00:07:11,958
‫مذاکرات انکوریج داره تاثیری جدی
‫ روی پیش‌فروش‌ها می‌ذاره

128
00:07:11,958 --> 00:07:14,041
‫باید در موردش با واشینگتن صحبت کنیم

129
00:07:14,041 --> 00:07:16,750
‫ترجیحاً قبل از اینکه
‫پیش‌بینی سود فصلی‌مون منتشر بشه

130
00:07:18,083 --> 00:07:19,666
‫آقای هاوارد؟

131
00:07:19,666 --> 00:07:21,366
‫آقای هاوارد؟

132
00:07:22,458 --> 00:07:24,158
منم ‫باد اسکینز

133
00:07:24,708 --> 00:07:26,408
‫صحیح

134
00:07:26,708 --> 00:07:30,791
‫میشه... مثل نقش خدمتکارت صحبت کنی؟
‫مثل توی سریال؟

135
00:07:30,791 --> 00:07:33,916
‫باشه، ولی فقط برای دوستان نزدیکم
‫و زن‌های زیبا این‌کارو می‌کنم

136
00:07:33,916 --> 00:07:35,757
‫ولی شما همین الانشم
‫یکی از این دو مورد هستین

137
00:07:35,757 --> 00:07:36,625
‫بس کن

138
00:07:36,625 --> 00:07:40,875
‫"من، بارتلمیو کادزورث
‫همیشه برای خدمتگزاری حاضرم"

139
00:07:42,916 --> 00:07:44,666
‫شاید، وقتی شیفت‌تون تمام شد

140
00:07:44,666 --> 00:07:47,916
‫بتونیم بریم بالا و توی جکوزی جشن بگیریم
‫نظرتون چیه؟

141
00:07:47,916 --> 00:07:49,291
‫اوه، نه، نه

142
00:07:49,291 --> 00:07:50,991
‫- نه؟ خیلی‌خب
‫- نه، ممنون

143
00:07:52,500 --> 00:07:54,083
‫باشه

144
00:07:54,083 --> 00:07:55,783
‫ببخشید، اشکالی نداره...؟

145
00:07:56,041 --> 00:07:57,583
‫عجب، سیبس

146
00:07:57,583 --> 00:08:00,750
‫شاید تنها نفر
‫از لیست دعوتی‌هام باشی که اومده

147
00:08:02,625 --> 00:08:04,958
‫آره، خدایی از اون جمع‌های همیشگی‌مون نیست

148
00:08:04,958 --> 00:08:06,041
‫نه، نیست

149
00:08:06,041 --> 00:08:08,541
‫فکر کنم رفقای بازیگر هالیوودی‌مون
‫دلشون نمی‌خواد

150
00:08:08,541 --> 00:08:11,291
‫درحال جشن گرفتن
‫ با فروشنده‌های پایان دنیا دیده بشن

151
00:08:11,291 --> 00:08:13,458
‫اوه، تازه کجاشو دیدی

152
00:08:13,458 --> 00:08:15,458
‫شنیدی بابت این تبلیغ‌ها
‫یه فیلمو از دست دادم؟

153
00:08:15,458 --> 00:08:17,291
‫آره، رفتم سر صحنه

154
00:08:17,291 --> 00:08:19,458
‫بازیگرها از تریلرهاشون درنمیومدن

155
00:08:19,458 --> 00:08:22,000
‫بانی لوئیس گفت
‫بخاطر باورهای اخلاقی‌شونه

156
00:08:22,000 --> 00:08:23,208
‫بانی لوئیس؟

157
00:08:23,208 --> 00:08:25,458
‫اون که تعداد تبلیغ‌هاش
‫از یه بیلبورد کوفتی هم بیشتره

158
00:08:25,458 --> 00:08:27,458
‫- آره
‫- کمونیست‌های هالیوودی لعنتی

159
00:08:27,458 --> 00:08:30,375
‫از من بشنو، افراط ‌گرایی
‫داره توی کل هالیوود شیوع پیدا می‌کنه

160
00:08:30,375 --> 00:08:32,291
‫درست مثل سوزاک

161
00:08:32,291 --> 00:08:34,541
‫حتی رفیقت چارلی وایت‌نایف هم مبتلا شده

162
00:08:34,541 --> 00:08:36,241
‫شوخیت گرفته؟ چارلی؟

163
00:08:36,625 --> 00:08:37,791
‫من باهاش تو ارتش خدمت کردم

164
00:08:37,791 --> 00:08:41,041
‫با هم جلسه و همه‌چیم می‌ذارن
‫آشفته‌بازاریه

165
00:08:41,041 --> 00:08:44,166
‫ولی تو، دوست من
‫می‌دونی اوضاع از چه قراره

166
00:08:44,166 --> 00:08:46,291
‫و همینه که می‌بینی...
‫که توش آدمایی دنیا رو می‌گردونن

167
00:08:46,291 --> 00:08:48,916
‫ که توی مهمونی کنار استخر
‫ جاخودکاری جیبی می‌پوشن

168
00:08:50,041 --> 00:08:51,958
‫آره، ممکنه در این مورد حق با تو باشه

169
00:08:51,958 --> 00:08:55,166
‫خب، منم از همین روش
‫یه پولی به جیب زدم

170
00:08:55,166 --> 00:08:57,750
‫حق صدام رو فروختم به اون رباتی

171
00:08:57,750 --> 00:09:00,625
‫که به زن‌های خانه‌دار
‫و منحرف‌های اخلاقی می‌فروشن

172
00:09:00,625 --> 00:09:02,325
‫حدس بزن بابتش چقدر بهم دادن

173
00:09:02,708 --> 00:09:04,408
‫ده میلیون؟

174
00:09:08,375 --> 00:09:10,416
‫نه، بدون احتساب مالیات 186 هزار تا گرفتم

175
00:09:10,416 --> 00:09:11,708
‫شاید می‌تونستی بیشتر ازشون بخوای؟

176
00:09:11,708 --> 00:09:13,958
‫- بیشتر ازشون خواستم
‫- چی گفتن؟

177
00:09:13,958 --> 00:09:16,458
‫مدیر برنامه‌هام راضیشون کرد
‫ یکی از اون ربات‌ها هم بهم بدن

178
00:09:16,458 --> 00:09:18,208
‫چه فکری با خودشون می‌کردن؟

179
00:09:18,208 --> 00:09:20,250
‫هر بار میرم توی خونه‌ی خودم

180
00:09:20,250 --> 00:09:23,208
‫صدای خودم بهم میگه
‫"سلام، آقا، می‌خوای بشینی؟"

181
00:09:25,708 --> 00:09:27,416
‫خیلی تخمیه!

182
00:09:27,416 --> 00:09:29,250
‫فکر می‌کردم استودیو صاحب اون شخصیته

183
00:09:29,250 --> 00:09:31,250
‫آره. ولی بعد "روب‌کو" استودیو رو خرید

184
00:09:32,041 --> 00:09:35,083
‫ببین چی میگم. دوران هالیوود تموم شده
‫بیخیال هالیوود

185
00:09:35,083 --> 00:09:37,500
‫آینده، دوست من، محصولاته

186
00:09:37,958 --> 00:09:39,791
‫تو یه محصولی
‫من یه محصولم

187
00:09:39,791 --> 00:09:42,416
‫پایان دنیا هم یه محصوله

188
00:09:43,541 --> 00:09:47,166
‫و ماهایی که بتونیم
‫با موفقیت این وضع رو بپذیریم

189
00:09:47,166 --> 00:09:48,866
‫به‌نظرم آینده حرف نداره

190
00:09:49,208 --> 00:09:50,908
‫به افتخار آینده

191
00:09:51,541 --> 00:09:53,241
‫به افتخار آینده

192
00:09:58,250 --> 00:10:02,375
‫من، بارتلمیو کادزورث
‫همیشه برای خدمتگزاری حاضرم

193
00:10:10,541 --> 00:10:12,708
‫خب، سلام رفقا

194
00:10:12,708 --> 00:10:15,875
‫اگر اومدین دور هم بستنی بخوریم

195
00:10:15,875 --> 00:10:18,958
‫متاسفانه خبرهای بدی براتون دارم

196
00:10:18,958 --> 00:10:21,625
‫بیاین شروع کنیم، باشه؟

197
00:10:21,625 --> 00:10:22,791
‫منتظرم

198
00:10:22,791 --> 00:10:24,166
‫هسته‌ی همجوشی‌ش رو بردارین

199
00:10:24,166 --> 00:10:27,958
‫اینجا خبری از فاج نیست
‫فقط یه جنرال اتمیکس...

200
00:10:29,500 --> 00:10:32,708
‫کسب‌و‌کار قانونی ملت رو نابود می‌کنی؟

201
00:10:33,583 --> 00:10:36,083
‫این اطراف همچین کاری غیرقانونیه

202
00:10:36,083 --> 00:10:37,783
‫کی گفته؟

203
00:10:38,666 --> 00:10:40,366
‫دولت

204
00:10:40,690 --> 00:10:49,190
‫« فـــال‌آوت »

205
00:11:09,166 --> 00:11:11,708
‫استفاده از دندون به عنوان مهمات

206
00:11:11,708 --> 00:11:15,125
‫اون بالا همیشه راه‌های جدیدی
‫برای کشتن همدیگه پیدا می‌کنن، مگه نه؟

207
00:11:15,625 --> 00:11:17,791
‫- یه آنتی‌بیوتیک لازم داریم
‫- چشم، دکتر

208
00:11:17,791 --> 00:11:19,875
‫می‌دونم گفتی عجله داری که بری

209
00:11:19,875 --> 00:11:21,791
‫ولی دوستت باید
‫ یکی دو روزی اینجا استراحت کنه

210
00:11:21,791 --> 00:11:23,583
‫تا توی راه مشکلی براش پیش نیاد

211
00:11:23,583 --> 00:11:25,125
‫نه، حالم خوبه

212
00:11:25,125 --> 00:11:26,625
‫حالم خوبه

213
00:11:26,625 --> 00:11:29,375
‫یه دندون پوسیده‌ی انسان
‫توی شونه‌ت بود

214
00:11:29,375 --> 00:11:30,583
‫حالت خوب نیست

215
00:11:30,583 --> 00:11:32,750
‫تایتوس، این آقا دکتر پناهگاهه

216
00:11:33,375 --> 00:11:35,075
‫باید به توصیه‌ش گوش کنیم

217
00:11:35,750 --> 00:11:38,916
‫بابت اینکه بهمون پناه دادین و ازمون
‫مراقبت کردین، هرچقدرم تشکر کنیم بازم کمه

218
00:11:38,916 --> 00:11:40,333
‫اینجا کارمون همینه

219
00:11:40,333 --> 00:11:42,625
‫راستی، لباس زرهیش رو هم پیدا کردیم

220
00:11:42,625 --> 00:11:44,958
‫آذوقه‌یاب‌های سطح‌مون دارن میارنش

221
00:11:44,958 --> 00:11:46,708
‫اوه، عالیه. ممنون

222
00:11:46,708 --> 00:11:49,375
‫اینجا موندن‌مون ایده‌آل نیست، ولی...

223
00:11:49,375 --> 00:11:52,541
‫حقیقتش خیلی حس خوبی دارم
‫که برگشتم توی یه پناهگاه

224
00:11:52,541 --> 00:11:55,916
‫نمی‌دونم تابه‌حال رفتین سطح زمین، ولی...

225
00:11:56,875 --> 00:11:58,333
‫اصلاً خوب نیست

226
00:11:58,333 --> 00:12:00,033
‫من روی سطح زمین متولد شدم

227
00:12:02,875 --> 00:12:05,041
‫ببخشید، نمی‌دونستم. آخه به‌نظر خیلی...

228
00:12:05,041 --> 00:12:06,741
‫طبیعی میام؟

229
00:12:07,750 --> 00:12:09,416
‫مادرم پیک بود

230
00:12:09,416 --> 00:12:11,833
‫من 11 سالم بود
‫و باهاش رفتم "فیلی"

231
00:12:13,041 --> 00:12:14,479
‫سه روز تا خونه فاصله داشتیم

232
00:12:14,479 --> 00:12:16,791
‫ولی هنوزم می‌تونستیم
‫گرمای انفجار رو حس کنیم

233
00:12:17,833 --> 00:12:20,333
‫- اهل شیدی‌سندزی
‫- خیلی‌هامون اهل همون‌جاییم

234
00:12:20,333 --> 00:12:23,333
‫شانس آوردیم که تونستیم اینجا توی
‫ پناهگاه 4 همچین مردم مهمان‌نوازی پیدا کنیم

235
00:12:24,083 --> 00:12:25,916
‫آره. ما هم همینطور

236
00:12:25,916 --> 00:12:28,833
‫فقط ازتون می‌خوایم
‫چند ساعت دیگه توی قرنطینه بمونین

237
00:12:28,833 --> 00:12:31,291
‫که مطمئن بشیم هیچگونه آلودگی
‫ با خودتون نمیارین داخل

238
00:12:33,375 --> 00:12:35,075
‫خیلی ممنون

239
00:12:55,208 --> 00:12:56,908
‫بوی خوبی میدی

240
00:12:58,000 --> 00:12:59,700
‫چی؟

241
00:13:03,750 --> 00:13:05,250
‫اوه

242
00:13:08,375 --> 00:13:10,075
‫می‌خوای سکس کنیم؟

243
00:13:12,875 --> 00:13:14,625
‫یعنی از کیرم استفاده کنم؟

244
00:13:16,083 --> 00:13:17,783
‫آره

245
00:13:20,291 --> 00:13:21,666
‫نمی‌‌دونم، آخه...

246
00:13:21,666 --> 00:13:23,708
‫ممکنه اون اتفاق عجیبه بیفته

247
00:13:23,708 --> 00:13:25,750
‫کدوم اتفاق عجیبه؟

248
00:13:26,416 --> 00:13:28,875
‫خب، بعضیا... نه من

249
00:13:28,875 --> 00:13:31,541
‫ولی بعضیا، وقتی تکونش میدن

250
00:13:32,791 --> 00:13:35,583
‫مثل جوش گنده و سفت میشه
‫و یهویی می‌ترکه

251
00:13:36,416 --> 00:13:39,791
‫و میگن ممکنه برای هرکسی بیفته
‫ولی خب...

252
00:13:39,791 --> 00:13:41,625
‫حال بهم‌زنه

253
00:13:41,625 --> 00:13:45,000
‫می‌دونی، این... این کاملاً طبیعیه

254
00:13:45,000 --> 00:13:46,416
‫همیشه پیش میاد

255
00:13:46,416 --> 00:13:48,666
‫ترجیحاً باید هر دفعه اتفاق بیفته

256
00:13:56,666 --> 00:13:58,366
‫من شوالیه‌م

257
00:14:00,125 --> 00:14:01,825
‫شوالیه‌ی انجمن برادریم

258
00:14:03,208 --> 00:14:04,908
‫نباید همچین کاری بکنیم

259
00:14:06,875 --> 00:14:08,575
‫خیلی‌خب باشه

260
00:14:23,916 --> 00:14:29,458
‫« موش‌های آزمایشگاهی »

261
00:14:31,041 --> 00:14:32,125
‫میشه اینجا بشینم؟

262
00:14:41,750 --> 00:14:43,166
‫همم

263
00:14:43,708 --> 00:14:46,083
‫نباید این پایین وقتمون رو تلف کنیم

264
00:14:46,083 --> 00:14:47,783
‫شنیدی دکتر چی گفت

265
00:14:48,083 --> 00:14:51,250
‫به‌علاوه، قبول کردیم
‫با همدیگه اون سر رو پیدا کنیم

266
00:14:51,250 --> 00:14:52,950
‫و اگر بمیری به دردم نمی‌خوری

267
00:14:54,041 --> 00:14:55,625
‫به‌علاوه، ناراحت میشم

268
00:14:55,625 --> 00:14:57,375
‫فکر کنم این افراد می‌خوان
‫ ما رو اینجا گیر بندازن

269
00:14:57,375 --> 00:14:59,000
‫نه بابا

270
00:14:59,000 --> 00:15:02,000
‫و بعضی از این آدما اهل سطح زمینن، مثل تو

271
00:15:08,291 --> 00:15:11,166
‫این یه فرقه‌ست، مثل تمام فرقه‌های دیگه

272
00:15:11,166 --> 00:15:13,250
‫- فرقه نیست
‫- همه دارن لبخند می‌زنن

273
00:15:13,250 --> 00:15:15,666
‫تایتوس، اینجا جای امنیه

274
00:15:16,375 --> 00:15:18,583
‫جایی که مردم از همدیگه مراقبت می‌کنن

275
00:15:19,791 --> 00:15:21,083
‫ولی آخه چرا؟

276
00:15:21,083 --> 00:15:25,250
‫خب، چون توی پناهگاه‌ها
‫می‌دونیم که به همدیگه نیاز داریم

277
00:15:25,250 --> 00:15:27,291
‫درست همونطوری که روی سطح
‫من به تو نیاز داشتم

278
00:15:30,000 --> 00:15:32,625
‫خب، تا وقتی بتونی سفر کنی
‫اینجا گیر افتادیم

279
00:15:32,625 --> 00:15:35,041
‫پس، میشه یه فرصت به اینجا بدی؟

280
00:15:38,416 --> 00:15:40,458
‫شرمنده مزاحم صبحونه‌تون میشم

281
00:15:40,458 --> 00:15:43,666
‫ولی سرپرست‌مون می‌خواد یه سلامی بهتون بکنه

282
00:15:44,416 --> 00:15:47,291
‫سرپرست بنجامین، این‌ها لوسی و تایتوس هستن

283
00:15:47,291 --> 00:15:50,375
‫سلام، بچه‌ها
‫خواستم بیام یه سلامی بهتون بکنم

284
00:15:50,375 --> 00:15:51,916
‫- سلام
‫- و صدالبته

285
00:15:51,916 --> 00:15:54,458
‫به پناهگاه 4 خوش اومدین

286
00:15:54,458 --> 00:15:57,000
‫چند تا مسئله هست
‫که باید ازش باخبر باشین

287
00:15:57,000 --> 00:15:59,333
‫وارد طبقه‌ی 12 نشین، که واضحه

288
00:15:59,333 --> 00:16:01,291
‫ترجیح میدیم اونجا نرید

289
00:16:01,916 --> 00:16:03,875
‫و یک فوتبال دستی بیشتر نداریم

290
00:16:03,875 --> 00:16:06,916
‫پس، اگر می‌خواین بازی کنین
‫باید نوبت بگیرین

291
00:16:06,916 --> 00:16:09,000
‫اگر مدادی کنار کاغذ نام‌نویسی نبود

292
00:16:09,000 --> 00:16:10,625
‫لطفاً بهم خبر بدین

293
00:16:10,625 --> 00:16:13,125
‫من مداد دارم

294
00:16:14,166 --> 00:16:17,791
‫راستی، اگر با روش کار دستشویی‌ها
‫آشنایی ندارین، کافیه بپرسین

295
00:16:17,791 --> 00:16:20,833
‫خجالت پرسیدن از استفاده‌ی اشتباه کمتره

296
00:16:20,833 --> 00:16:25,208
‫باور کنین، تازه‌واردها
‫مدام و مدام اشتباه می‌کنن

297
00:16:25,208 --> 00:16:27,458
‫خیلی‌خب، فکر کنم همینا بود

298
00:16:28,375 --> 00:16:32,750
‫اگر در مورد هرچیزی جز فوتبال دستی و
‫مداد و دستشویی هرگونه سوال یا نگرانی داشتین

299
00:16:32,750 --> 00:16:34,333
‫می‌تونید به بردی بگید

300
00:16:34,333 --> 00:16:36,708
‫و دوباره، اومدنتون
‫به پناهگاه 4 رو خوش‌آمد میگم

301
00:16:36,708 --> 00:16:38,408
‫از میزبانی‌تون خوشحالیم

302
00:16:39,083 --> 00:16:40,783
‫ممنون

303
00:17:07,875 --> 00:17:11,958
‫عجیب بود، مگه نه؟ سرپرسته؟

304
00:17:11,958 --> 00:17:14,083
‫منم دارم همینو میگم
‫وقتی مردم خوش‌‌اخلاقن...

305
00:17:14,083 --> 00:17:17,458
‫نه، تایتوس... منظورم چشمشه

306
00:17:17,458 --> 00:17:19,041
‫خیلیا یک چشم دارن

307
00:17:19,041 --> 00:17:20,741
‫خب، آره، ولی...

308
00:17:22,041 --> 00:17:24,125
‫چشم اون وسط پیشونیش بود

309
00:17:24,125 --> 00:17:25,333
‫یکم مایل به سمت چپ بود

310
00:17:25,333 --> 00:17:27,416
‫و چیزی که در مورد
‫طبقه‌ی 12 گفت؟ آخه...

311
00:17:30,666 --> 00:17:32,458
‫اوه

312
00:17:34,833 --> 00:17:36,533
‫شرمنده

313
00:17:36,708 --> 00:17:38,408
‫روز خوبی داشته باشی

314
00:17:58,958 --> 00:18:01,208
‫زندگی از این بهتر نمیشه

315
00:18:01,208 --> 00:18:03,833
‫نه. نمیشه

316
00:18:08,041 --> 00:18:11,791
‫تابه‌حال شده... به این فکر کنی
‫که جای دیگه‌ای کار کنی؟

317
00:18:13,500 --> 00:18:15,200
‫قبلاً بهش فکر می‌کردم

318
00:18:15,500 --> 00:18:18,182
‫ولی حالا که داری
‫توی این تبلیغات بازی می‌کنی...

319
00:18:18,182 --> 00:18:19,875
‫عملاً کسب‌و‌کار خانوادگی‌مونه

320
00:18:21,000 --> 00:18:24,200
‫شاید وقتی "جینی" 15 سالش شد بتونیم
‫یه شغل توی بخش حسابداری براش جور کنیم

321
00:18:24,200 --> 00:18:26,583
‫بشین. آفرین سگ خوب

322
00:18:26,583 --> 00:18:28,375
‫من بهش فکر می‌کنم

323
00:18:28,375 --> 00:18:30,075
‫که از صنعت نمایش بیام بیرون

324
00:18:31,333 --> 00:18:34,958
‫یه دامداری توی بیکرزفیلد
‫برای خودمون بخرم

325
00:18:35,958 --> 00:18:38,458
‫دوباره یه گاوچرون واقعی بشم

326
00:18:38,458 --> 00:18:40,291
‫اونوقت من چیکار کنم؟

327
00:18:40,291 --> 00:18:42,916
‫تو خوشگل می‌کنی

328
00:18:42,916 --> 00:18:45,500
‫و توی پرورش مرغ بهم کمک می‌کنی

329
00:18:47,291 --> 00:18:48,375
‫نه

330
00:18:48,375 --> 00:18:50,458
‫با لباس کار دوبنده
‫خیلی خوشگل میشیا

331
00:18:50,458 --> 00:18:52,291
‫چت شده؟

332
00:18:52,291 --> 00:18:53,991
‫جین‌مارتینی خوردم

333
00:18:56,583 --> 00:18:57,791
‫نمی‌دونم والا

334
00:18:57,791 --> 00:19:00,250
‫شاید این اواخر زیاد اخبار خوندم

335
00:19:01,791 --> 00:19:05,500
‫باعث شد بابت زندگی توی شهر مردد بشم

336
00:19:14,416 --> 00:19:16,750
‫بیخیال، از اینا دست مردم دیدی

337
00:19:16,750 --> 00:19:18,083
‫دست تو ندیدم

338
00:19:18,083 --> 00:19:20,583
‫باد اسکینز... اینا رو
‫با اجازه‌ی روب‌کو تولید می‌کنی

339
00:19:20,583 --> 00:19:23,541
‫داریم با سیستم‌های پذیرش
‫والت‌تک ادغام‌شون می‌کنیم

340
00:19:23,541 --> 00:19:24,625
‫باد اسکینز

341
00:19:24,625 --> 00:19:26,916
‫باد اسکینز. باور کن، خودم می‌دونم

342
00:19:26,916 --> 00:19:29,083
‫شرکت پر از افرادی مثل اونه

343
00:19:29,083 --> 00:19:32,250
‫ولی چه با من چه بدون من
‫والت‌تک وجود داره

344
00:19:32,708 --> 00:19:35,500
‫اگر یه گوشه بشینم و آه و ناله کنم
‫برای هیچکس فایده‌ای نداره

345
00:19:35,500 --> 00:19:38,166
‫فقط میگم یک‌بار بیشتر زندگی نمی‌کنیم

346
00:19:38,166 --> 00:19:40,333
‫واقعاً می‌خوای ساعات کاری روزت رو

347
00:19:40,333 --> 00:19:41,833
‫با این عوضیا سپری کنی؟

348
00:19:41,833 --> 00:19:43,533
‫به این شغل احتیاج دارم، کوپ

349
00:19:44,375 --> 00:19:46,375
‫برامون یه جا توی پناهگاه‌ها تضمین می‌کنه

350
00:19:46,375 --> 00:19:48,458
‫پول داریم، می‌تونیم یه جا
‫توی پناهگاه‌ها بخریم

351
00:19:48,458 --> 00:19:50,250
‫یکی از پناهگاه‌های خوب

352
00:19:51,916 --> 00:19:53,833
‫این حرفت یعنی چی؟

353
00:20:01,416 --> 00:20:04,375
‫دارم هرکاری ازم برمیاد انجام میدم، خب؟

354
00:20:04,375 --> 00:20:07,500
‫فقط... بهم اعتماد کن

355
00:20:09,458 --> 00:20:11,158
‫خواهش می‌کنم

356
00:20:12,791 --> 00:20:14,491
‫باشه

357
00:20:22,041 --> 00:20:23,792
‫<i>درحالیکه تمام کشورها سعی می‌کنن</i>

358
00:20:23,792 --> 00:20:26,666
‫<i>معادن اورانیوم رو در دست گرفته و
‫آینده‌ی انرژی رو کنترل کنن</i>

359
00:20:26,666 --> 00:20:28,083
‫<i>کمبودی به‌وجود اومده</i>

360
00:20:28,083 --> 00:20:31,375
‫<i>که حتی متحدها رو
‫به رقبای احتمالی تبدیل کرده</i>

361
00:20:31,375 --> 00:20:34,337
‫<i>آیا هزینه‌ی انرژی
‫ این زمستان افزایش پیدا می‌کنه؟</i>

362
00:20:34,337 --> 00:20:36,083
‫<i>و آیا باعث گسترش جنگ میشه؟</i>

363
00:20:36,083 --> 00:20:39,000
‫<i>بعد از تبلیغ جدیدترین حامی مالی‌مون
‫نوکا-کولا، جزئیاتش رو به اطلاعتون می‌رسونیم</i>

364
00:20:39,000 --> 00:20:42,291
‫حیف شد که اون شب
‫نتونستی بیای مهمونی، چارلی

365
00:20:42,291 --> 00:20:44,125
‫گمونم یکی از اون جلسه‌ها داشتی، ها؟

366
00:20:44,750 --> 00:20:47,333
‫یکی از اون جلسات کمونیستی‌ت؟ بیخیال پسر

367
00:20:47,333 --> 00:20:50,708
‫وقتی توی شمال داشتیم جلوی اون مزخرفات
‫می‌جنگیدیم، کشته شدن خیلیا رو دیدیم

368
00:20:50,708 --> 00:20:52,125
‫آره، ولی برای چی؟

369
00:20:52,125 --> 00:20:53,708
‫منظورت چیه برای چی؟

370
00:20:53,708 --> 00:20:55,408
‫برای رویای آمریکایی

371
00:20:55,875 --> 00:20:57,125
‫ما بازیگریم

372
00:20:57,125 --> 00:20:58,958
‫ما فیلم درست می‌کنیم، چارلی

373
00:20:58,958 --> 00:21:01,375
‫آره، بابت همین رویای آمریکایی
‫تمام روز با تیر می‌زنی تو کونم

374
00:21:01,375 --> 00:21:04,125
‫دو هکتار زمین توی تارزانا داری
‫به‌نظرم وضع مالیت بدک نیست

375
00:21:04,125 --> 00:21:05,825
‫این چیزا مهم نیست، کوپ

376
00:21:06,458 --> 00:21:08,583
‫والت‌تک خود شیطانه، پسر

377
00:21:08,583 --> 00:21:10,166
‫زنم اونجا کار می‌کنه

378
00:21:10,166 --> 00:21:13,125
‫- واقعاً فکر می‌کنی "بارب" شیطانه؟
‫- نه، نه، خیلی‌خب...

379
00:21:13,791 --> 00:21:15,491
‫بارب رو دوست دارم، خب؟

380
00:21:17,250 --> 00:21:19,666
‫می‌دونی مسئولیت امانی چیه؟

381
00:21:19,666 --> 00:21:21,166
‫- مسئولیت امانی؟
‫- آره

382
00:21:21,166 --> 00:21:22,416
‫نه

383
00:21:22,416 --> 00:21:25,791
‫روحمم خبر نداره
‫من شغلم نقش گاوچرون بازی کردنه

384
00:21:25,791 --> 00:21:27,875
‫خب، دولت ایالات متحده

385
00:21:27,875 --> 00:21:30,791
‫بقای نسل بشر رو
‫به والت‌تک محول کرده

386
00:21:31,666 --> 00:21:33,666
‫والت‌تک شرکت خصوصیه

387
00:21:33,666 --> 00:21:36,666
‫که یک مسئولیت امانی داره
‫که برای سرمایه‌گذارهاش پول دربیاره

388
00:21:36,666 --> 00:21:38,366
‫و چطوری پول درمیاره؟

389
00:21:39,958 --> 00:21:42,333
‫- با پناهگاه فروختن
‫- این اسمش نظام سرمایه‌داریه، چارلی

390
00:21:42,333 --> 00:21:45,416
‫ولی اگر این مذاکرات صلح نتیجه بدن
‫نمی‌تونن پناهگاه بفروشن

391
00:21:45,416 --> 00:21:49,000
‫پس والت‌تک یک مسئولیت امانی داره

392
00:21:49,000 --> 00:21:51,458
‫که مطمئن بشه به نتیجه نمی‌رسن

393
00:21:51,458 --> 00:21:53,158
‫خب، چطوری قراره این‌کارو بکنن؟

394
00:21:54,375 --> 00:21:56,075
‫نمی‌دونم

395
00:21:58,291 --> 00:22:00,583
‫اون فیلمه رو یادته
‫که با جانی مورتون درست کردیم؟

396
00:22:00,583 --> 00:22:03,125
‫تو کلانتر بودی
‫و من یه سرخ‌پوست بی‌نام و نشون بودم؟

397
00:22:03,125 --> 00:22:04,458
‫بیخیال پسر، از این حرفا نزن

398
00:22:04,458 --> 00:22:06,541
‫تالهند مادلیک می‌تونست با اسب‌ها حرف بزنه

399
00:22:06,541 --> 00:22:08,583
‫با وقار و شرف نقششو بازی کردی

400
00:22:08,583 --> 00:22:09,958
‫نقش فوق العاده‌ای برات بود

401
00:22:09,958 --> 00:22:12,125
‫مورتون نقش دامداری رو داشت
‫که صاحب نصف میزوری بود

402
00:22:12,125 --> 00:22:14,875
‫و وقتی قدرت دامدارها
‫از کلانتر بیشتر باشه چی میشه؟

403
00:22:14,875 --> 00:22:17,000
‫- کل شهر خاکستر میشه
‫- کل شهر خاکستر میشه

404
00:22:17,000 --> 00:22:19,041
‫- آره
‫- والت‌تک یه شرکت تریلیون دلاریه

405
00:22:19,041 --> 00:22:20,375
‫که صاحب نصف همه‌چیزه

406
00:22:20,375 --> 00:22:23,375
‫و بعد از 10 سال جنگ
‫دولت آمریکا آه در بساط نداره

407
00:22:23,375 --> 00:22:25,791
‫قدرت دست دامدارهاست، کوپ

408
00:22:25,791 --> 00:22:27,541
‫بیخیال بابا

409
00:22:27,541 --> 00:22:29,583
‫مگر اینکه مردم یه حرکتی بزنن

410
00:22:29,583 --> 00:22:31,666
‫گمونم همه‌چی توطئه‌ست، آره؟

411
00:22:31,666 --> 00:22:33,625
‫بیخیال، جوری حرف می‌زنی
‫انگار عضو فرقه‌ای

412
00:22:33,625 --> 00:22:35,125
‫و تو اینجا نشستی
‫از سیستمی دفاع می‌کنی

413
00:22:35,125 --> 00:22:37,458
‫که حاضره دنیا رو به آتیش بکشه، کوپر

414
00:22:37,458 --> 00:22:39,158
‫شاید اونی که توی فرقه‌ست تویی

415
00:22:39,583 --> 00:22:41,283
‫آره

416
00:22:43,250 --> 00:22:44,950
‫ببین

417
00:22:45,500 --> 00:22:47,083
‫باید بیای یکی از جلسات‌مون

418
00:22:47,083 --> 00:22:49,208
‫باید حقیقت رو
‫در مورد محل کار زنت بفهمی

419
00:22:49,208 --> 00:22:51,458
‫« هالیوود تا ابد »
‫« مرده‌شورخانه، قبرستان، مقبره »

420
00:22:52,958 --> 00:22:54,658
‫به‌خاطر زنت هم که شده

421
00:23:06,916 --> 00:23:08,616
‫مسئول بار، یکی دیگه بهم میدی؟

422
00:23:19,166 --> 00:23:20,250
‫الو؟

423
00:23:20,250 --> 00:23:22,250
‫سلام، میشه لطفاً گوشی رو بدین بارب؟

424
00:23:22,250 --> 00:23:23,958
‫- شما؟
‫- هنری هستم

425
00:23:23,958 --> 00:23:26,416
‫هنری از بخش آموزش دستیار والت‌تک

426
00:23:26,416 --> 00:23:28,041
‫شما آقای کوپر هاوارد هستین؟

427
00:23:28,041 --> 00:23:31,833
‫ببخشید، هنری، ولی خانمم ترجیح میده
‫بعدازظهرها تلفن‌های کاری رو جواب نده

428
00:23:31,833 --> 00:23:33,041
‫اوه، نه، نه، نه
‫ چند دقیقه بیشتر وقتشو نمی‌گیرم

429
00:23:33,041 --> 00:23:35,666
‫- چند تا سوال ازش دارم...
‫- خیلی‌خب. خداحافظ

430
00:23:35,666 --> 00:23:37,958
‫هنری بود. از کارت زنگ زده بود

431
00:23:38,625 --> 00:23:40,958
‫یه دستیار... جدید داری؟

432
00:23:40,958 --> 00:23:42,083
‫آره

433
00:23:42,083 --> 00:23:44,791
‫آره؟ جینی خوابید؟

434
00:23:44,791 --> 00:23:47,250
‫داره برای روزولت
‫خانه‌ی کوچکی در چمنزار می‌خونه

435
00:23:48,208 --> 00:23:49,908
‫روزولت کتابه رو دوست داره؟

436
00:23:54,375 --> 00:23:56,075
‫چیه؟

437
00:23:56,500 --> 00:23:59,125
‫هیچی، فقط بهش سخت می‌گذره

438
00:24:00,291 --> 00:24:01,791
‫چی؟

439
00:24:01,791 --> 00:24:03,625
‫همین که ورود سگ‌ها
‫به پناهگاه ممنوعه

440
00:24:12,583 --> 00:24:14,283
‫کی گفته؟

441
00:24:18,083 --> 00:24:20,791
‫همین که ورود سگ‌ها
‫به پناهگاه ممنوعه، کی گفته؟

442
00:24:24,000 --> 00:24:26,833
‫خب... قانون‌شون اینه

443
00:24:27,958 --> 00:24:29,658
‫می‌دونی، سگ‌ها گوشت می‌خورن

444
00:24:30,041 --> 00:24:31,958
‫یه‌جور نابسامانی اجتناب‌پذیره

445
00:24:34,958 --> 00:24:36,658
‫آره

446
00:24:40,083 --> 00:24:41,783
‫ولی سوال این نیست، هست؟

447
00:24:42,500 --> 00:24:45,033
‫من دارم می‌پرسم کی تصمیم گرفته

448
00:24:45,033 --> 00:24:47,541
‫ورود سگ‌ها به پناهگاه‌ها ممنوعه؟

449
00:24:47,541 --> 00:24:51,000
‫خب، به‌نظر من این نگرانی نسبتاً بی‌اهمیتیه

450
00:24:51,000 --> 00:24:54,833
‫با توجه به شرایطی که باید پیش بیاد
‫که مجبور بشیم توی پناهگاه اتمی زندگی کنیم

451
00:24:54,833 --> 00:24:58,625
‫خب، راستشو بخوای
‫فکر نکنم بی‌اهمیت باشه

452
00:24:58,625 --> 00:24:59,958
‫چیه؟

453
00:24:59,958 --> 00:25:01,708
‫دارم جدی میگم

454
00:25:01,708 --> 00:25:03,408
‫کی... کی قوانین رو تعیین می‌کنه؟

455
00:25:04,250 --> 00:25:07,166
‫چون ممنوع بودن ورود سگ‌ها...
‫این قانون جدیدیه

456
00:25:07,166 --> 00:25:10,541
‫یکی این تصمیم رو گرفته
‫و به هیچکس دیگه‌ای هم نگفته

457
00:25:12,416 --> 00:25:15,958
‫دیگه چی در انتظارمونه؟
‫مثلاً... اون لباس‌های سرهمی آبی...

458
00:25:15,958 --> 00:25:17,999
‫پوشیدنشون اجباریه؟ اگر نخوام
‫لباس سرهمی آبی بپوشم چی؟

459
00:25:17,999 --> 00:25:19,041
‫اگر بخوام سبزشو بپوشم چی؟

460
00:25:19,041 --> 00:25:21,500
‫پس وقتی بمب‌ها ریختن سرمون
‫می‌خوای به فکر لباست باشی؟

461
00:25:21,500 --> 00:25:23,333
‫نه، می‌خوام به فکر آزادیم باشم

462
00:25:23,333 --> 00:25:26,833
‫برای دفاع از اون آزادی نرفتم جنگ
‫که بعد برم زیرزمین

463
00:25:26,833 --> 00:25:29,291
‫زیر یوغ رهبر عالی‌مقام باد اسکینز زندگی کنم

464
00:25:29,291 --> 00:25:33,250
‫و وقتی رفته بودی جنگ
‫من خونه موندم

465
00:25:33,958 --> 00:25:36,583
‫- می‌دونم...
‫- هر روز نامه‌ها رو می‌خوندم

466
00:25:36,583 --> 00:25:38,916
‫هر شب پای تلفن منتظر بودم

467
00:25:38,916 --> 00:25:42,041
‫و هر شب با تصور بدترین احتمالات

468
00:25:42,041 --> 00:25:43,625
‫داشتم خودمو دیوونه می‌کردم

469
00:25:43,625 --> 00:25:47,083
‫پس، لازم نیست بهم بگی
‫جنگ چقدر بده، کوپ

470
00:25:47,083 --> 00:25:51,166
‫هر روز میرم سر کار
‫و به این فکر می‌کنم که بشریت

471
00:25:51,166 --> 00:25:53,371
‫چطور می‌تونه از یک حادثه‌ی اتمی
‫جون سالم به‌در ببره

472
00:25:53,371 --> 00:25:55,333
‫که 90 درصد حیات
‫کره‌ی زمین رو از بین می‌بره

473
00:25:55,333 --> 00:25:56,541
‫و میام خونه

474
00:25:56,541 --> 00:26:00,041
‫و تو داری در مورد این حرف می‌زنی که بری
‫ توی یه دامداری توی بیکرزفیلد قایم بشی

475
00:26:00,583 --> 00:26:04,041
‫گاهی اوقات اصلاً نمی‌فهمم
‫توی کدوم عالم سیر می‌کنی، کوپ

476
00:26:04,041 --> 00:26:07,416
‫ولی وقتی بمب‌ها افتادن روی سرمون
‫با دو ساعت رانندگی نمی‌رسیم یه جای امن

477
00:26:07,416 --> 00:26:10,833
‫پس آره، ورود سگ‌ها به پناهگاه‌ها ممنوعه

478
00:26:10,833 --> 00:26:13,500
‫و نه، هیچ‌چیزش ایده‌آل نیست

479
00:26:13,500 --> 00:26:16,583
‫ولی اگر قراره میلیاردها انسان
‫جونشون رو از دست بدن

480
00:26:16,583 --> 00:26:19,333
‫من هرکاری ازم برمیاد انجام میدم
‫که مطمئن بشم عزیزانم...

481
00:26:19,333 --> 00:26:22,708
‫که یعنی تو و جینی
‫جزو کشته شده‌ها نیستین

482
00:26:25,208 --> 00:26:28,125
‫حسابی جون کندم

483
00:26:28,125 --> 00:26:32,666
‫که بتونیم بریم یه پناهگاه خاص
‫که مخصوص مدیریته

484
00:26:32,666 --> 00:26:35,875
‫جایی که توش
‫ به تمام پناهگاه‌های دیگه نظارت می‌کنیم

485
00:26:38,625 --> 00:26:42,291
‫درک نمی‌کنی
‫چیزی بهتر از این نمی‌تونیم بخوایم

486
00:26:43,541 --> 00:26:45,241
‫برای جینی

487
00:26:52,916 --> 00:26:54,083
‫هی. هی

488
00:26:54,083 --> 00:26:55,783
‫هی، هی، هی

489
00:26:56,750 --> 00:26:58,450
‫بیا اینجا

490
00:27:01,125 --> 00:27:02,825
‫معذرت می‌خوام

491
00:27:03,000 --> 00:27:05,791
‫می‌دونم همیشه می‌خواستی
‫کار درست رو انجام بدی

492
00:27:07,625 --> 00:27:09,458
‫عاشق همین خصلتت هستم

493
00:27:24,666 --> 00:27:28,083
‫و وقتی دستگیره‌ی کوچیکش رو میزنی بالا
‫همه‌ش میره

494
00:27:28,958 --> 00:27:32,291
‫- آره... روش کار دستشویی همینه
‫- اوهوم

495
00:27:33,250 --> 00:27:35,041
‫راستش منم اهل یه پناهگاهم

496
00:27:35,500 --> 00:27:36,791
‫چی؟

497
00:27:36,791 --> 00:27:38,375
‫ اهل یه پناهگاهم

498
00:27:38,375 --> 00:27:41,375
‫ عه راست میگیا. گوسی مک‌لین

499
00:27:41,375 --> 00:27:43,666
‫اوه، نه، نه، اسمم "لوسی"ـه

500
00:27:48,208 --> 00:27:50,875
‫نه، اینجا نوشته گوسی

501
00:27:52,041 --> 00:27:53,750
‫ولی خب، خیلی جالبه

502
00:27:53,750 --> 00:27:57,041
‫آدم هر روز به کسایی که مادرزادی
‫ اهل پناهگاه هستن برنمی‌خوره

503
00:27:57,041 --> 00:27:58,625
‫نسلمون داره منقرض میشه

504
00:27:58,625 --> 00:28:00,750
‫عه تو... تو اهل اینجایی؟

505
00:28:00,750 --> 00:28:03,583
‫پنج نسله اینجاییم، و بهش افتخار می‌کنم

506
00:28:03,583 --> 00:28:05,283
‫آخه فکر کردم، چون...

507
00:28:07,625 --> 00:28:12,750
‫چون ظاهراً خیلی از آدمای اینجا پناهنده هستن
‫و از سطح اومدن

508
00:28:12,750 --> 00:28:14,450
‫دست رو دلم نذار

509
00:28:14,833 --> 00:28:17,000
‫امان از دست این آدما، مگه نه؟

510
00:28:19,041 --> 00:28:20,458
‫اونی که کپک زده بود رو برداشتم

511
00:28:20,458 --> 00:28:22,458
‫- منظورت چیه؟
‫- خب...

512
00:28:22,458 --> 00:28:25,208
‫آدمی به روشن‌فکری من پیدا نمی‌کنی

513
00:28:25,208 --> 00:28:28,791
‫ولی با غذاهای بوگندوشون
‫و افکار عجیب‌شون

514
00:28:28,791 --> 00:28:30,875
‫میان اینجا...

515
00:28:32,416 --> 00:28:34,416
‫توام اهل پناهگاهی. درک می‌کنی

516
00:28:34,416 --> 00:28:36,708
‫متوجه نمیشم
‫ اگر از مردم سطح زمین خوشتون نمیاد

517
00:28:36,708 --> 00:28:38,291
‫پس چرا مدام بهشون پناه میدین؟

518
00:28:38,291 --> 00:28:40,458
‫سیاستی از دوران قدیمه

519
00:28:40,458 --> 00:28:42,583
‫ولی این تازه‌واردها؟
‫یه چی میگم یه چیزی می‌شنوی

520
00:28:42,583 --> 00:28:45,916
‫اگر می‌خوای رای بیاری
‫باید به رسم و رسوم‌شون احترام بذاری

521
00:28:45,916 --> 00:28:49,583
‫و تحملشون کنی و بهشون نگی
‫"سطحی‌ها". افتضاحه

522
00:28:50,666 --> 00:28:53,583
‫چیه مگه؟ شما توی پناهگاه‌تون
‫به ساکنین سطح پناه نمیدین؟

523
00:28:53,583 --> 00:28:55,283
‫خب، راستشو بخوای...

524
00:28:55,833 --> 00:28:57,291
‫نه، پناه نمیدیم

525
00:28:57,291 --> 00:28:58,625
‫زندگی توی همچین جایی چطوریه؟

526
00:28:58,625 --> 00:29:01,708
‫نه، به‌نظرم کاری که دارین
‫اینجا انجام میدین خیلی خوبه

527
00:29:01,708 --> 00:29:03,625
‫خرابه‌های شیدی‌سندز رو دیدم

528
00:29:03,625 --> 00:29:07,291
‫یک شهر کامل در یک لحظه از بین رفته بود...

529
00:29:09,375 --> 00:29:11,458
‫بعضی از این مردم
‫همه‌چیزشون رو از دست دادن

530
00:29:11,458 --> 00:29:13,958
‫و این اتفاق غم‌انگیزی بود

531
00:29:13,958 --> 00:29:17,000
‫پس هر تعداد می‌تونستیم رو راه دادیم
‫و بهشون یک خونه دادیم

532
00:29:17,000 --> 00:29:19,083
‫چون کارمون همینه

533
00:29:19,083 --> 00:29:22,083
‫ولی حتی نمیشه یه شوخی خنده‌دار
‫در موردش کرد بدون اینکه بهشون بربخوره

534
00:29:22,083 --> 00:29:25,250
‫یه شوخی بامزه بیشتر نبود
‫که حدوداً 10 باری تکرار کردم

535
00:29:25,791 --> 00:29:27,666
‫شوخیش چی بود؟

536
00:29:27,666 --> 00:29:28,750
‫یادم رفته

537
00:29:28,750 --> 00:29:31,500
‫فقط یادمه مثل بمب گنده‌ای صدا می‌کرد

538
00:29:33,250 --> 00:29:35,041
‫خیلی خوب بود، نه؟

539
00:29:35,750 --> 00:29:37,450
‫دوزاریش نیفتاد

540
00:29:37,708 --> 00:29:39,000
‫سوال دیگه‌ای نداری؟

541
00:29:39,000 --> 00:29:40,700
‫یه سوال دارم...

542
00:29:41,666 --> 00:29:43,875
‫چی توی طبقه‌ی دوازدهه
‫و چرا نمی‌تونیم بریم اونجا؟

543
00:29:44,875 --> 00:29:46,458
‫در مورد این قضیه صحبت نمی‌کنیم

544
00:29:46,458 --> 00:29:48,416
‫- چه مرگت شده؟
‫- شرمنده...

545
00:29:48,416 --> 00:29:50,000
‫- آخه...
‫- دیگه بهتره بری

546
00:29:50,000 --> 00:29:52,333
‫- فقط می‌خواستم...
‫- خداحافظ، گوسی

547
00:29:59,333 --> 00:30:01,033
‫بزن به چاک

548
00:30:48,000 --> 00:30:49,700
‫سلام

549
00:30:53,125 --> 00:30:55,125
‫شماها برقتون رو از کجا می‌گیرین؟

550
00:31:24,833 --> 00:31:26,875
‫« هسته‌ی همجوشی »

551
00:31:44,375 --> 00:31:46,375
‫می‌بینم که هسته‌ی همجوشی‌مون رو پیدا کردی

552
00:31:50,666 --> 00:31:53,000
‫وفق پیدا کردنت
‫با زندگی در اینجا چطور پیش میره؟

553
00:31:53,000 --> 00:31:54,700
‫چه اهمیتی داره؟

554
00:31:55,125 --> 00:31:56,825
‫به‌زودی قراره برم

555
00:32:00,541 --> 00:32:02,241
‫مگه نه؟

556
00:32:04,208 --> 00:32:08,958
‫بعضیا که میان اینجا به‌سختی می‌تونن
‫خودشون رو با احساس امنیت کردن وفق بدن

557
00:32:10,166 --> 00:32:13,750
‫تمام کارهایی که مجبور بودین برای زنده موندن
‫ انجام بدین، هنوزم توی ذهنتون پررنگه

558
00:32:17,708 --> 00:32:22,000
‫ماهایی که عذاب وجدان داریم
‫به‌راحتی نمی‌تونیم اعتماد کنیم

559
00:32:26,458 --> 00:32:27,541
‫بیا

560
00:32:27,541 --> 00:32:29,241
‫واحد 428

561
00:32:29,541 --> 00:32:30,500
‫« به واحد 428 خوش آمدید »

562
00:32:30,500 --> 00:32:33,083
‫نظرت چیه امشب
‫توی یه اتاق مخصوص خودت بخوابی؟

563
00:32:33,083 --> 00:32:34,875
‫یه دوش آب گرم بگیر

564
00:32:35,916 --> 00:32:38,083
‫یه‌خرده راحتی هیچ ایرادی نداره

565
00:32:45,541 --> 00:32:49,166
‫وقتی میگی "دوش آب گرم"
‫منظورت دقیقاً چیه؟

566
00:33:26,375 --> 00:33:28,075
‫« واحد 428 »

567
00:33:32,541 --> 00:33:34,583
‫« در حال اتصال »

568
00:33:46,458 --> 00:33:51,125
‫« به خونه خوش اومدی؟ »
‫« از طرف بردی و دوستانت در پناهگاه 4 »

569
00:35:01,500 --> 00:35:03,200
‫« خاویار »

570
00:35:28,875 --> 00:35:30,958
‫- ببخشید؟
‫- بله؟

571
00:35:38,708 --> 00:35:40,408
‫این چیه؟

572
00:35:57,750 --> 00:35:59,750
‫« یادبود شیدی‌سندز »

573
00:36:23,791 --> 00:36:25,458
‫« سال 2142، شیدی‌سندز تاسیس شد »

574
00:36:25,458 --> 00:36:28,916
‫« سال 2189، جمهوری جدید کالیفرنیا تشکیل شد »

575
00:36:28,916 --> 00:36:31,125
‫« سال 2198، شیدی‌سندز
‫پایتخت جمهوری جدید کالیفرنیا شد »

576
00:36:32,083 --> 00:36:35,250
‫« ج‌ج‌ک تبدیل به قدرت اول
‫اقتصادی و سیاسی کالیفرنیا شد، سال 2241 »

577
00:36:35,250 --> 00:36:39,625
‫« سقوط شیدی‌سندز، سال 2277 »

578
00:36:55,791 --> 00:37:00,333
‫« جمهوری جدید کالیفرنیا »

579
00:37:04,208 --> 00:37:05,908
‫داره شروع میشه

580
00:37:24,166 --> 00:37:26,250
‫ببخشید، قضیه چیه؟

581
00:37:26,250 --> 00:37:28,041
‫یکی از رسم‌های ساکنین سطحه

582
00:37:28,041 --> 00:37:30,775
‫یه‌خرده بی‌قید و بندتر از اونی میشه
‫که من خوشم بیاد

583
00:37:33,833 --> 00:37:35,933
‫اگر بخوای بیای قدمت رو چشمه

584
00:37:37,541 --> 00:37:39,241
‫باشه

585
00:37:54,958 --> 00:37:58,125
‫« دولات »

586
00:38:03,458 --> 00:38:05,166
‫« تحت‌تعقیب »

587
00:38:05,166 --> 00:38:06,866
‫پشمام

588
00:38:08,041 --> 00:38:09,741
‫عه، سورل بوکر

589
00:38:13,250 --> 00:38:17,458
‫شنیده بودم یه غول
‫اون "بازار سوپر دوپر" رو داغون کرده

590
00:38:17,458 --> 00:38:19,625
‫کسی بهم گفته بود
‫کار همون غول معروفه

591
00:38:22,500 --> 00:38:23,583
‫« کیست‌ها »

592
00:38:23,583 --> 00:38:25,666
‫می‌دونین کیو دستگیر کردین؟

593
00:38:26,250 --> 00:38:29,625
‫این حرومی که جلوتونه
‫قدیما بهترین جایزه‌بگیری بود

594
00:38:29,625 --> 00:38:31,958
‫که شلیک می‌کرد توی کون ملت

595
00:38:31,958 --> 00:38:34,375
‫بچه‌های این دوره زمونه
‫تاریخ‌ کوفتیشون رو بلد نیستن

596
00:38:34,833 --> 00:38:36,583
‫میگما، نخ و سوزن داری؟

597
00:38:37,750 --> 00:38:41,291
‫شرمنده، این اطراف زیاد لباس نمی‌بافیم

598
00:38:41,708 --> 00:38:43,408
‫اسمش دوختنه

599
00:38:43,833 --> 00:38:45,833
‫فکر کنم توی کیفم داشته باشم

600
00:39:05,458 --> 00:39:07,208
‫میشه بازش کنی؟

601
00:39:08,916 --> 00:39:12,250
‫بیخیال سورل، ما که از قدیم
‫با هم دوست بودیم، مگه نه؟

602
00:39:20,708 --> 00:39:22,408
‫تو رو باش

603
00:39:22,666 --> 00:39:24,366
‫دویست سالت شده

604
00:39:24,666 --> 00:39:27,291
‫نمی‌دونم چی سر پا نگهت می‌داره

605
00:39:28,041 --> 00:39:32,500
‫شاید عاشق این حسی که آفتاب کالیفرنیا

606
00:39:32,500 --> 00:39:34,791
‫روی صورت چروکیده‌ت بتابه

607
00:39:37,250 --> 00:39:40,625
‫یا شاید هنوزم داری دنبال اون می‌گردی

608
00:39:44,500 --> 00:39:45,958
‫خب، سورل

609
00:39:45,958 --> 00:39:49,083
‫می‌تونم با اطمینان یک دلیل رو
‫از لیست احتمالاتت خط بزنم

610
00:39:50,166 --> 00:39:54,250
‫قطعاً به این دلیل هنوز زنده نیستم
‫که بتونم مکالمات احمقانه‌ای

611
00:39:54,250 --> 00:39:56,041
‫با اسکل‌هایی مثل تو داشته باشم

612
00:39:58,416 --> 00:40:00,583
‫مراقب حرف دهنت باش

613
00:40:00,583 --> 00:40:03,166
‫داری با رئیس دولت صحبت می‌کنی

614
00:40:09,875 --> 00:40:12,000
‫حالا دیگه رئیس‌جمهور شدی؟

615
00:40:12,000 --> 00:40:13,916
‫چرا که نه

616
00:40:13,916 --> 00:40:16,583
‫خب، شاید بهتر باشه
‫یه مسئول تبلیغات استخدام کنی

617
00:40:16,583 --> 00:40:19,000
‫چون اولین باریه این قضیه به گوشم می‌خوره

618
00:40:19,791 --> 00:40:24,458
‫ولی به‌جاش یه عالمه صحبت
‫در مورد یه زن شنیدم

619
00:40:24,458 --> 00:40:26,158
‫که اسمش "مولدیور"ـه

620
00:40:30,750 --> 00:40:32,450
‫بهش میگن "مادر شعله‌ها"

621
00:40:33,416 --> 00:40:35,166
‫اون زنیکه خطرناکه

622
00:40:35,166 --> 00:40:37,833
‫خب، این روزها
‫وقتی پای رهبری وسط باشه

623
00:40:37,833 --> 00:40:40,166
‫خطرناک بودن یکی از پیش‌نیازهاشه

624
00:40:40,166 --> 00:40:43,375
‫یکی باید آستین بالا بزنه
‫و نظم و امنیت رو اینجا برقرار کنه

625
00:40:44,125 --> 00:40:46,375
‫می‌دونی این پسرا چرا آوردنت اینجا؟

626
00:40:46,375 --> 00:40:50,375
‫چون یه فروشگاه اعضای بدن مرتبط با گروه‌های
‫ خلافکاری بیچاره و بی‌دفاع رو به‌فنا دادم؟

627
00:40:50,375 --> 00:40:52,083
‫- آره
‫- همم

628
00:40:52,083 --> 00:40:53,500
‫- همیشه ازت خوشم میومده

629
00:40:53,500 --> 00:40:55,958
‫- منم همیشه از تو خوشم میومده
‫- عه، لطف داری

630
00:40:56,416 --> 00:41:00,458
‫ولی اون بازار سوپر دوپر که نابود کردی
‫تحت حفاظت ما بود

631
00:41:01,416 --> 00:41:04,083
‫پس، اگر بخوام بذارم قسر در بری

632
00:41:05,000 --> 00:41:08,074
‫ممکنه مردم ایمان‌شون رو به کاری
‫که سعی داریم انجام بدیم از دست بدن

633
00:41:08,074 --> 00:41:09,083
‫و بعدش چی میشه؟

634
00:41:10,500 --> 00:41:12,541
‫هرج‌ومرج خیابون‌ها رو فرا می‌گیره

635
00:41:12,541 --> 00:41:14,241
‫دقیقاً

636
00:41:14,791 --> 00:41:17,750
‫حرفی داری در دفاع از خودت بزنی؟

637
00:41:17,750 --> 00:41:19,416
‫کاملاً گناهکارم

638
00:41:19,416 --> 00:41:21,116
‫به همین سادگی؟

639
00:41:22,416 --> 00:41:24,625
‫به همین سادگی

640
00:41:25,833 --> 00:41:28,000
‫خب، اگر شواهد بیشتری نیاز داری

641
00:41:28,000 --> 00:41:31,625
‫می‌تونم در مورد شهری
‫که تازگی آبکش کردم بهت بگم، فیلی

642
00:41:31,625 --> 00:41:35,166
‫فکر کنم 9 یا 10 نفری رو کشته باشم

643
00:41:35,166 --> 00:41:37,333
‫بابام توی فیلی زندگی می‌کنه

644
00:41:37,333 --> 00:41:39,250
‫خب، دیگه زندگی نمی‌کنه

645
00:41:39,250 --> 00:41:40,950
‫مگر اینکه بزدل باشه

646
00:41:41,666 --> 00:41:43,416
‫دم به تله‌ش نده، پسرجون

647
00:41:43,416 --> 00:41:44,875
‫من که تله‌ای نذاشتم

648
00:41:44,875 --> 00:41:47,208
‫فقط دارم سعی می‌کنم
‫از این وضعیت خلاص بشم

649
00:41:47,208 --> 00:41:48,833
‫تا جایی که دیدم

650
00:41:48,833 --> 00:41:51,833
‫حلال‌زاده به باباش میره

651
00:41:53,166 --> 00:41:55,208
‫در مورد توام صدق می‌کنه؟

652
00:41:55,208 --> 00:41:57,583
‫بابام بزدل نیست

653
00:41:58,500 --> 00:42:02,137
‫خب پس، گمونم تنها سوال اینه که...

654
00:42:02,137 --> 00:42:03,333
‫تو هستی؟

655
00:42:05,708 --> 00:42:07,408
‫کلانتر رکس

656
00:42:07,916 --> 00:42:10,041
‫اسلحه‌های کلانتر "تروی" رو ازش بگیر

657
00:42:13,416 --> 00:42:15,708
‫چه رفتار ریاست‌جمهورانه‌ای

658
00:42:17,250 --> 00:42:19,583
‫ببرینش اون پشت
‫و بدین خوک‌ها بخورنش

659
00:42:40,500 --> 00:42:42,200
‫ای تف توش

660
00:42:43,291 --> 00:42:45,458
‫یه سوال ازت دارم، رفیق قدیمی

661
00:42:46,500 --> 00:42:48,200
‫چرا...

662
00:42:51,458 --> 00:42:54,375
‫این عکس روی دیوارته؟

663
00:42:54,791 --> 00:42:56,583
‫این مولدیوره

664
00:42:58,125 --> 00:42:59,825
‫چطور مگه؟

665
00:43:01,666 --> 00:43:03,916
‫آخه تا جایی که یادمه این شکلی نبود

666
00:43:05,166 --> 00:43:06,866
‫واقعاً؟

667
00:43:07,416 --> 00:43:09,416
‫خب، تا جایی که یادته چطوری بود؟

668
00:43:13,333 --> 00:43:15,666
‫« هالیوود تا ابد »

669
00:43:15,666 --> 00:43:18,333
‫« مرده‌شورخانه، قبرستان، مرده‌سوزی »

670
00:44:12,416 --> 00:44:14,208
‫- سلام
‫- سلام

671
00:44:30,625 --> 00:44:32,325
‫« چهار بعدازظهر »

672
00:45:57,750 --> 00:45:58,833
‫ممنون که اومدی

673
00:45:58,833 --> 00:46:00,533
‫ببینیم می‌مونم یا نه

674
00:46:00,916 --> 00:46:02,616
‫می‌مونی

675
00:46:15,333 --> 00:46:17,262
‫ مادر شعله‌ها، به یاد داریم

676
00:46:17,262 --> 00:46:19,166
‫ مادر شعله‌ها، به یاد داریم

677
00:46:20,416 --> 00:46:23,166
‫گذشته را آنطور که به‌یاد داریم
‫برمی‌گردانیم

678
00:46:23,166 --> 00:46:25,916
‫گذشته را آنطور که به‌یاد داریم
‫برمی‌گردانیم

679
00:46:25,916 --> 00:46:27,991
‫شیدی‌سندز را برمی‌گردانیم

680
00:46:27,991 --> 00:46:30,041
‫شیدی‌سندز را برمی‌گردانیم

681
00:46:30,041 --> 00:46:31,137
‫به‌همان شکلی که به‌یاد داریم

682
00:46:31,137 --> 00:46:32,208
‫به‌همان شکلی که به‌یاد داریم

683
00:46:32,208 --> 00:46:34,387
‫آن‌هایی که از ما گرفته شدند را برمی‌گردانیم

684
00:46:34,387 --> 00:46:36,541
‫آن‌هایی که از ما گرفته شدند را برمی‌گردانیم

685
00:46:36,541 --> 00:46:38,458
‫آن‌هایی که از ما گرفته شدند را برمی‌گردانیم

686
00:46:38,458 --> 00:46:40,750
‫آن‌هایی که از ما گرفته شدند را برمی‌گردانیم

687
00:46:40,750 --> 00:46:43,166
‫با پوشاندن بدنمان با خاکسترشان

688
00:46:43,166 --> 00:46:45,875
‫با پوشاندن بدنمان با خاکسترشان

689
00:46:45,875 --> 00:46:48,439
‫آن‌هایی که از ما گرفته شدند را برمی‌گردانیم

690
00:46:48,439 --> 00:46:50,208
‫با پوشاندن بدنمان با خاکسترشان

691
00:46:50,208 --> 00:46:52,416
‫با پوشاندن بدنمان با خاکسترشان

692
00:46:52,416 --> 00:46:55,291
‫برای بازگرداندن شیدی‌سندز
‫باید خون ریخته شود

693
00:46:55,291 --> 00:46:58,375
‫برای بازگرداندن شیدی‌سندز
‫باید خون ریخته شود

694
00:46:58,375 --> 00:47:01,458
‫- به‌نظرم باید با یکی آشنا بشی
‫- واقعاً؟ کی؟

695
00:47:01,458 --> 00:47:02,387
‫باید خون ریخته شود

696
00:47:02,387 --> 00:47:03,291
‫باید خون ریخته شود

697
00:47:03,291 --> 00:47:04,658
‫باید خون ریخته شود

698
00:47:04,658 --> 00:47:06,000
‫باید خون ریخته شود

699
00:47:06,000 --> 00:47:07,333
‫باید خون ریخته شود

700
00:47:07,333 --> 00:47:10,625
‫برای بازگرداندن شیدی‌سندز
‫باید خون ریخته شود

701
00:47:10,625 --> 00:47:13,333
‫برای بازگرداندن شیدی‌سندز
‫باید خون ریخته شود

702
00:47:13,333 --> 00:47:15,708
‫- ای مادر شعله‌ها...
‫- ای مادر شعله‌ها...

703
00:47:15,708 --> 00:47:18,500
‫ای مادر شعله‌ها، تو راه رستگاری مایی

704
00:47:18,500 --> 00:47:21,625
‫ای مادر شعله‌ها، تو راه رستگاری مایی

705
00:47:25,875 --> 00:47:27,575
‫آقای هاوارد؟

706
00:47:33,208 --> 00:47:34,565
‫ای مادر شعله‌ها

707
00:47:34,565 --> 00:47:36,875
‫تو راه رستگاری مایی

708
00:47:37,666 --> 00:47:39,366
‫طرفدار دوآتیشه‌تون هستم

709
00:48:04,875 --> 00:48:06,575
‫تایتوس

710
00:48:08,125 --> 00:48:09,825
‫باید صحبت کنیم...

711
00:48:10,916 --> 00:48:12,616
‫آره

712
00:48:14,416 --> 00:48:16,375
‫در مورد اینجا درست می‌گفتی

713
00:48:16,375 --> 00:48:20,166
‫نه، حق با تو بود. اینو ببین

714
00:48:20,166 --> 00:48:22,416
‫اینا اسمشون صدفه. توام می‌خوای؟

715
00:48:22,416 --> 00:48:24,041
‫خیلی حس خوبی به آدم میده

716
00:48:24,041 --> 00:48:26,041
‫حالا می‌خوای کیرم رو بترکونی؟

717
00:48:26,041 --> 00:48:28,625
‫- چی؟
‫- ببخشید، آمیزش کنیم؟

718
00:48:28,625 --> 00:48:30,325
‫نه، تایتوس

719
00:48:30,625 --> 00:48:33,000
‫نه، باید بریم. همین الان

720
00:48:33,000 --> 00:48:34,708
‫این آدما روانین

721
00:48:34,708 --> 00:48:37,250
‫آره، مثل توان
‫ یه‌خرده عجیب هستن، ولی مهربونن

722
00:48:38,041 --> 00:48:41,166
‫به‌علاوه، دستم، باید...
‫باید بذارم یکم‌ بهتر بشه

723
00:48:44,625 --> 00:48:46,500
‫خیلی‌خب. تایتوس، ببین

724
00:48:47,500 --> 00:48:49,000
‫می‌فهمم چرا می‌خوای بمونی

725
00:48:49,000 --> 00:48:50,833
‫خب؟ واقعاً می‌فهمم...

726
00:48:50,833 --> 00:48:53,666
‫می‌دونم این چیزا
‫در مقایسه با آشفته‌بازار اون بالا...

727
00:48:53,666 --> 00:48:55,750
‫خیلی خوب به‌نظر میاد

728
00:48:55,750 --> 00:48:58,333
‫اگر خواستی بزنی زیر قرارمون

729
00:48:58,333 --> 00:49:01,833
‫و جایی بمونی که خوب و امنه
‫سرزنشت نمی‌کنم

730
00:49:03,958 --> 00:49:05,666
‫ولی اینجا همچین جایی نیست

731
00:49:05,666 --> 00:49:08,000
‫- ولی آخه بهم حوله دادن
‫- می‌دونم

732
00:49:08,708 --> 00:49:10,408
‫و دمپایی

733
00:49:11,750 --> 00:49:13,666
‫این آدما دارن چیزی رو
‫ازمون مخفی می‌کنن

734
00:49:13,666 --> 00:49:15,750
‫بهت اثباتش می‌کنم، خب؟

735
00:49:15,750 --> 00:49:17,450
‫بدون تو نمیرم

736
00:53:21,416 --> 00:53:23,116
‫خوشحالم حالتون خوبه

737
00:53:25,083 --> 00:53:28,500
‫وقتی دیدم در بازه
‫نگران شدم نکنه یکی‌تون رفته باشه بیرون

738
00:53:42,500 --> 00:53:44,200
‫کی اونجاست؟

739
00:53:53,625 --> 00:53:56,000
‫« واحد کنترل نمونه‌های آزمایشگاهی »

740
00:54:28,541 --> 00:54:30,833
‫نه! شماها دیوونه‌این!

741
00:54:31,333 --> 00:54:33,000
‫شماها روانی هستین!

742
00:54:33,000 --> 00:54:35,625
‫تمام فرهنگ‌تون جنون‌آمیزه!

743
00:54:35,625 --> 00:54:38,583
‫مطمئنم اگر ما میومدیم خونه‌ی شما
‫ما هم همینو می‌گفتیم

744
00:54:40,833 --> 00:54:42,533
‫نه!

745
00:54:55,580 --> 00:55:00,687
‫تـرجـمـه و تـنـظـیـم : حـسـیـن اسـمـاعـیـلـی

746
00:55:10,735 --> 00:55:15,735
‫[ کانال تلگرام حسین اسماعیلی ]
‫[ @BDSubs ]

