1
00:00:00,850 --> 00:00:04,850
Subtitle By :
Blue.Sky_Royal

2
00:00:05,190 --> 00:00:09,030
من سِرونتِ اساسین... ساساکی کوجيرو هستم

3
00:00:14,900 --> 00:00:18,060
مَسترِ تو خيلی باهوش‌ـه

4
00:00:18,240 --> 00:00:22,680
...استفاده از سِيبَر به عنوان طعمه، واسه دزدکی وارد شدن به قلمروی تحتِ کنترل من

5
00:00:25,980 --> 00:00:31,750
ميتونی تمومش کنی، سِيبَر. يه نفر سعی داره جاسوسیِ شمشيرتو بکنه

6
00:00:42,900 --> 00:00:45,260
فکر کنم اينطوريـه

7
00:00:58,080 --> 00:00:59,170
...توهساکا

8
00:00:59,550 --> 00:01:00,600
...صبح بخير

9
00:01:01,280 --> 00:01:03,480
...خيلی زود بيدار شدی

10
00:01:04,050 --> 00:01:05,680
حالت خوبه؟

11
00:01:07,320 --> 00:01:08,910
...هِی، توهساکا

12
00:01:09,330 --> 00:01:19,130
Subtitle By :
Blue.Sky_Royal

13
00:01:18,290 --> 00:01:28,980
Yume ni mite ita, ano hi no kage ni todokanai sakebi.

14
00:01:18,490 --> 00:01:29,180
My cry doesn't reach the image of the day I saw in a dream.

15
00:01:29,990 --> 00:01:42,230
Asu no jibun wa nante egaite mo kienai negai ga nureru.

16
00:01:29,990 --> 00:01:42,230
No matter how I picture my future self, it is always steeped in hope that will never fade.

17
00:01:44,640 --> 00:01:55,480
Koboreochiru kakera o tsukamu sono te de...

18
00:01:44,640 --> 00:01:55,480
Reach out your hand and catch the falling pieces,

19
00:01:56,290 --> 00:02:09,990
...yureru kokoro kakaete tobikonde ike yoru e!

20
00:01:56,290 --> 00:02:09,990
...then hold my trembling heart and leap into the night!

21
00:02:09,990 --> 00:02:21,740
Dare ka no tami ni ikite kono toki ga subete de ii deshou?

22
00:02:09,990 --> 00:02:21,740
Isn't it enough to live for someone else and let this moment be all there is?

23
00:02:21,740 --> 00:02:33,960
 Misekake no jibun wa sotto sutete tada ari no mama de.

24
00:02:21,740 --> 00:02:33,960
Let's gently cast aside our false selves and just be who we really are.

25
00:02:35,570 --> 00:02:41,210
قسمت دهم

26
00:02:36,110 --> 00:02:41,210
وقفۀ مسالمت‌آمیز

27
00:02:45,180 --> 00:02:47,240
!ما رفتيم

28
00:02:48,320 --> 00:02:50,050
هـاه...؟

29
00:02:50,290 --> 00:02:51,450
سِنپای؟

30
00:02:51,560 --> 00:02:54,080
موضوع چيه؟ ميخوای دير برسی مدرسه؟

31
00:02:54,660 --> 00:02:56,890
امروزو به خودم استراحت ميدم

32
00:02:57,030 --> 00:03:00,230
در مورد چی حرف ميزنی؟ تو که چيزيت نشده، درسته؟

33
00:03:00,770 --> 00:03:02,630
نميدونم ولی يکم زخمم درد ميکنه

34
00:03:02,740 --> 00:03:05,900
ميدونی، اگه هوا سرد بشه، زخمای قديمی شروع به درد گرفتن ميکنه، درسته؟

35
00:03:07,110 --> 00:03:08,900
چه دروغِ آب‌دارِ گُنده‌ای، نه، شيرو؟

36
00:03:11,580 --> 00:03:14,410
متاسفم، به خاطر اين منو ببخشيد، فوجی-نی

37
00:03:14,950 --> 00:03:16,610
--فوجيمورا سنسی، ميدونيد

38
00:03:16,720 --> 00:03:18,650
!من خوبم، توهساکا

39
00:03:19,420 --> 00:03:21,940
اينطور نيس که من نخوام بِرم مدرسه

40
00:03:22,420 --> 00:03:26,150
فقط يه موضوع مهمتر هست که بايد بِهِش رسیدگی کنم

41
00:03:30,530 --> 00:03:34,400
...عجب، هر وقت شيرو يه چيزی رو اَزت مخفی ميکنه

42
00:03:34,500 --> 00:03:37,600
...هميشه وقتی‌ـه که اون يه کارِ خيلی مهم‌تر داره

43
00:03:38,040 --> 00:03:42,100
!توهساکا-سان، ساکورا-چان، بريم ديگه. پس خدافظ

44
00:03:46,910 --> 00:03:48,780
ببخشيد که معطلت کردم، سِيبَر

45
00:03:51,920 --> 00:03:54,110
تو ميخوای با اين لباسا تمرين کنی؟

46
00:03:54,320 --> 00:03:55,850
مگه چِشه؟

47
00:03:55,960 --> 00:03:59,150
...من تو ذهنم تو رو با زره تصور ميکردم، پس

48
00:04:00,760 --> 00:04:03,060
منو ببخش، تو بايد يه چيزيت شده باشه

49
00:04:03,360 --> 00:04:04,660
من همين الآن زره‌‌ـَمو ميپوشم

50
00:04:04,760 --> 00:04:10,030
آه، مشکلی نيس، به علاوه، دخترا تو اينجور لباسا بهتر به نظر ميان

51
00:04:10,370 --> 00:04:13,860
اگه مجبور باشم انتخاب کنم، ترجيح ميدم که تو رو با اين لباسا ببينم

52
00:04:14,010 --> 00:04:15,740
پس نبايد عوضشون کنی

53
00:04:18,010 --> 00:04:20,040
!خيلی خب، بذار تمرينمونو شروع کنيم

54
00:04:20,150 --> 00:04:21,140
...خيلی خب

55
00:04:25,720 --> 00:04:29,660
من ميخوام که تو اقلاً برای يه بارم که شده، جنگيدن رو تجربه کنی، شیرو

56
00:04:30,420 --> 00:04:32,390
اين تمرينات يه شبيه‌سازی برای یه مبارزۀ واقعی‌ـه

57
00:04:32,490 --> 00:04:34,360
پس ما فقط خيال داريم که واقعاً به همديگه ضربه بزنيم؟

58
00:04:44,940 --> 00:04:46,060
...آخ

59
00:04:46,210 --> 00:04:50,510
فکر کنم... يکی از استخونام شکست

60
00:04:52,080 --> 00:04:53,480
فقط کوفته شده

61
00:04:54,380 --> 00:04:56,510
برای شکستن، بايد يکم ضربۀ محکم‌تر وارد کنم

62
00:04:56,620 --> 00:04:58,610
...انقدر راحت اَزش حرف نزن

63
00:05:00,150 --> 00:05:02,020
تو بايد صبر کنی تا درمان بشه

64
00:05:02,120 --> 00:05:03,090
!نه

65
00:05:05,690 --> 00:05:07,460
من ميخوام اقلاً واسه يه بارم که شده، بِهِت ضربه بزنم

66
00:05:07,790 --> 00:05:11,390
...ميدونستم که خيلی کله‌شقـی! آره، ولی نه انقدر زياد

67
00:05:11,500 --> 00:05:13,520
ميدونستی که من از باختن متنفرم؟

68
00:05:14,100 --> 00:05:16,260
من اينو بارها بِهِت گفتم

69
00:05:16,500 --> 00:05:21,840
اگه اوضاعت روبه راه نيس، هر چقدر هم که بتونی بجنگی، نميتونی خوب مقاومت کنی
 و شکست ميخوری

70
00:05:23,310 --> 00:05:24,940
...باشه، پس

71
00:06:16,760 --> 00:06:18,420
!هنوز تسليم نشدم

72
00:06:29,880 --> 00:06:31,340
...سنگدل

73
00:06:32,510 --> 00:06:34,840
از قصد اينکارو کردم تا بدونِ ترحم بجنگی

74
00:06:36,320 --> 00:06:39,110
باورم نميشه که به همين زودی، بعد از دو ساعت جنگيدن، تسليم شدم

75
00:06:40,020 --> 00:06:42,490
نه، لازم نيس که شرمنده باشی

76
00:06:42,890 --> 00:06:46,150
حمله‌های تو خيلی قوی و مرکزی بود

77
00:06:48,390 --> 00:06:51,760
اونقدر مجذوب حرارتت شدم، که نميدونستم چطوری بايد جواب بدم

78
00:06:53,700 --> 00:06:55,860
آه، بذار بِرم يکم آب بيارم

79
00:06:56,340 --> 00:06:57,770
لطفاً استراحت کن

80
00:06:57,940 --> 00:06:59,910
...آه

81
00:07:09,350 --> 00:07:13,050
تو فکر کردی که سِروِت‌ها‌ مفتی از مَسترهاشون اطاعت میکنن؟  

82
00:07:14,350 --> 00:07:19,310
اونـا به مَسترها جواب ميدن، چون اونـا هم جام مقدس رو ميخوان 

83
00:07:19,660 --> 00:07:22,650
هر کدوم از اونـا يه آرزو دارن که، ميخوان برآورده بشه 

84
00:07:24,330 --> 00:07:28,660
هی، سِيبَر... ميخوام يه چيزی اَزت بپرسم

85
00:07:29,470 --> 00:07:30,660
چی؟

86
00:07:31,240 --> 00:07:37,110
خب، تو بِهِم کمک ميکنی، چون تو هم جام مقدسُ ميخوای، نه؟

87
00:07:37,440 --> 00:07:41,040
برا چی جام مقدسُ ميخوای، سِيبَر؟

88
00:07:42,550 --> 00:07:47,250
جام مقدس جامِ قدرتمندی‌ـه که، ميتونه هر چيزی رو يه بار برات برآورده کنه

89
00:07:47,590 --> 00:07:51,020
من فقط اينو ميخوام "... دليلِ خوبی نيس؟ "

90
00:07:51,120 --> 00:07:53,180
نه، منظورم اين نبود

91
00:07:53,830 --> 00:07:57,730
...بعد از اينکه جام مقدسُ بدست آوردی، آرزويی که ميخوای برآروده بشه

92
00:07:58,630 --> 00:08:00,330
!اين چيزی‌ـه که من ميخوام بدونم

93
00:08:00,900 --> 00:08:03,890
...ولی من نميخوام  مجبورت کنم که جوابمو بدی

94
00:08:04,000 --> 00:08:08,370
به عنوان يه مَستر بِهِم دستور ميدی که جوابتو بدم؟

95
00:08:09,270 --> 00:08:10,670
اگه نميخوای جواب بدی، مشکلی نيس

96
00:08:10,780 --> 00:08:15,440
به علاوه، آرزوی تو هميشه چيزی نيس که، بتونی اجازه بِدی بقيه اَزش خبردار بشن

97
00:08:16,180 --> 00:08:17,650
متاسفم

98
00:08:17,820 --> 00:08:23,650
نه، در واقع، به عنوان يه سِرونت، من بايد اجازه بدم که مَسترـم آرزوهامو بِدونـه

99
00:08:24,620 --> 00:08:29,220
من آرزو دارم که از جام مقدس واسه انجام دادن يه کارِ خاصی استفاده کنم

100
00:08:31,230 --> 00:08:34,220
،من از قدرت جام مقدس واسه انجام دادن يه کاری استفاده ميکنم که

101
00:08:34,670 --> 00:08:36,690
نتونستم در طولِ زندگيم کاملش کنم

102
00:08:36,800 --> 00:08:41,210
در طول زندگی‌ـت...؟ منظورت قبل از اينه که يه سِرونت بشی؟

103
00:08:44,980 --> 00:08:49,940
هر چند، شايد من فقط ميخوام که همه چيزو دوباره شروع کنم

104
00:08:52,990 --> 00:08:55,480
!فهميدم... حالا خيالم راحت شد

105
00:08:55,590 --> 00:09:00,160
" !من نميدونستم چی کار کنم اگه که، " آرزوی تو هم مثل توهساکا، سُلطه به جهان بود

106
00:09:02,490 --> 00:09:04,590
رين اگه اين حرفو بشنوه، عصبانی ميشه

107
00:09:05,060 --> 00:09:09,900
اون حتی اگه جام مقدسُ بدست بياره، فکر نکنم کاری بکنه که تو دنيا 
،هرج و مرج به بار بياره

108
00:09:10,500 --> 00:09:13,700
،تو اينطوری فکر ميکنی؟ هر وقت کارایِ ديکتاتوريـشو می‌بينم

109
00:09:13,940 --> 00:09:17,310
به خودم ميگم که... من نبايد بذارم که جام مقدس دست اون بيُفته

110
00:09:20,310 --> 00:09:21,210
...اون

111
00:09:21,850 --> 00:09:25,650
ظاهراً صدایِ يه شکمِ خالی بود، انقدر مشغولِ تمرين بودم که حواسم پَرت شد

112
00:09:25,980 --> 00:09:29,580
هنوز خيلی تا شام مونده، واسه يه کاری ميرم بيرون و زود برميگردم

113
00:09:51,840 --> 00:09:54,810
ولی... چرا قيافه‌ـش اين شکلی بود؟ 

114
00:09:56,820 --> 00:09:59,720
و... منظورش چی بود که، همه چيزو دوباره شروع کنه؟ 

115
00:10:06,860 --> 00:10:09,380
!تـ-تـ-تو

116
00:10:09,490 --> 00:10:13,190
از ديدنت خوشحال شدم، پس تو خيال داری که زنده بمونی، اونی-چان

117
00:10:14,100 --> 00:10:16,190
...نگو که ميخوای اينجا بجنگی

118
00:10:16,300 --> 00:10:17,830
هـاه؟ چرا؟

119
00:10:17,940 --> 00:10:21,670
خوب نيس در حاليکه خورشيد هنوز بيرون‌ـه، بجنگيم

120
00:10:22,470 --> 00:10:25,210
...ولی تو... تو

121
00:10:25,680 --> 00:10:30,210
اسم من ایلياسويل وُن اينزبرن‌ـه. خيلی طولانی‌ـه، پس فقط ایليا صِدام کن

122
00:10:30,750 --> 00:10:32,720
اسم تو چيه، اونی-چان؟

123
00:10:33,490 --> 00:10:36,220
من؟ اسم من اِميا شيروـه

124
00:10:36,790 --> 00:10:38,450
ایمياشيرو؟

125
00:10:38,590 --> 00:10:40,460
!اِميا شيرو

126
00:10:40,830 --> 00:10:42,350
امی... ياشيرو؟

127
00:10:42,460 --> 00:10:43,860
!اِميا شيرو

128
00:10:44,200 --> 00:10:45,930
اِميا شيروئو؟

129
00:10:46,300 --> 00:10:48,460
اگه خيلی سختت‌ـه بگی، فقط بگو شيرو

130
00:10:50,000 --> 00:10:52,060
امروز خونۀ بِرسِرکِر رو ترک ميکنم

131
00:10:52,170 --> 00:10:55,470
ما جفت شديم، چون تو سِيبَر رو نياوردی بيرون

132
00:10:56,170 --> 00:10:57,700
منظورت چيه که ما جفت شديم؟

133
00:10:58,910 --> 00:11:02,070
هِی، خيلی چيزا هس که ميخوام در موردش باهات صحبت کنم

134
00:11:02,350 --> 00:11:03,540
صحبت کنی؟

135
00:11:03,820 --> 00:11:06,940
تو بايد آدم خوبی باشی، و با بچه ها حرف بزنی، درسته؟

136
00:11:07,050 --> 00:11:09,280
وقتی ما دو تا مَسترـیـم، چطور ميتونيم با همديگه خوب باشيم؟

137
00:11:09,390 --> 00:11:12,550
ما قبلاً يه بار جنگيديم، پس ما دشمنيم، دشمن

138
00:11:12,720 --> 00:11:14,850
!من هيچ دشمنی با کسی ندارم

139
00:11:14,960 --> 00:11:18,490
ولی اگه پسر خوبی باشی، ميذارم که زنده بمونی، شيرو

140
00:11:18,600 --> 00:11:20,360
!داری مزخرف ميگی

141
00:11:20,970 --> 00:11:22,130
!مراقبِ حرف زدنت باش

142
00:11:23,900 --> 00:11:28,310
چی؟ تو اَزم متنفری، اونی-چان؟

143
00:11:34,550 --> 00:11:37,180
خيلی خب، ما فقط قراره که صحبت کنيم، نه؟

144
00:11:37,280 --> 00:11:38,550
!آره

145
00:11:39,820 --> 00:11:43,850
!يالا! از اين طرف! يالا! و گرنه جا می‌مونیـا، شيرو

146
00:12:01,870 --> 00:12:05,500
خب، حدس میزنم که... تو ميخوای در مورد سِيبَر اَزم سوال کنی؟

147
00:12:05,710 --> 00:12:10,010
!اون خسته کننده‌ـس، بذار در مورد يه چيز جالب‌تر حرف بزنيم

148
00:12:10,920 --> 00:12:14,050
پس تو ميخوای در مورد چه چيزی صحبت کنی، ایليا؟

149
00:12:14,350 --> 00:12:18,350
--من زياد با بقيه حرف نميزنم

150
00:12:20,230 --> 00:12:26,220
ولی من ميذارم که تو حرف زدنو بهونه کنی، شيرو
اين وظيفۀ يه مَرده که از يه بانو محافظت کنه، نه؟

151
00:12:29,770 --> 00:12:30,860
!هِی

152
00:12:34,010 --> 00:12:37,000
ایليا، به من نگو که... تو سردتـه...؟

153
00:12:37,140 --> 00:12:40,110
آره، من آب و هوای سردو دوست ندارم

154
00:12:40,250 --> 00:12:43,480
،فهميدم، امروز باد خيلی سرده

155
00:12:44,920 --> 00:12:49,620
...اوه آره، تو از کجا اومدی ایليا؟ اسمت مثل نجيب‌زاده‌ها می‌مونه

156
00:12:49,720 --> 00:12:52,120
مِثلش نيست، خودِ نجيب‌زاده‌ـس

157
00:12:52,220 --> 00:12:55,720
من تو يه قلعۀ سرد به اسمِ اينزبرن، متولد شدم

158
00:12:55,830 --> 00:12:58,990
اونجا هميشه سرده و برفی‌ـه

159
00:13:00,370 --> 00:13:04,770
اگه تو توی يه کشورِ سرد متولد شده بودی، پس چرا قبلاً به آب و هوای سرد
 عادت نکرده بودی؟

160
00:13:05,100 --> 00:13:08,440
من، ولی... از آب و هوایِ سرد خوشم نمياد

161
00:13:09,310 --> 00:13:13,070
من چيزای گرمُ بيشتر از چيزای سرد دوست دارم

162
00:13:13,280 --> 00:13:18,840
آه، ولی من عاشق برفـم، اونـا ميگن که موهای من مثل برف سفيده

163
00:13:21,850 --> 00:13:23,720
اين چيزی‌ـه که پدرم ميگفت

164
00:13:27,890 --> 00:13:32,490
موهای تو مثل برف سفيده، مثل اينه که تو يه پریِ برفی هستی

165
00:13:32,760 --> 00:13:35,890
،درسته؟ اين زيبايی رو از مادرم به ارث بردم

166
00:13:36,000 --> 00:13:37,830
و من بِهِش مغرورم

167
00:13:39,170 --> 00:13:42,970
...وقتی به صورتش نگاه ميکنم، سخته که اينو باور کنم

168
00:13:43,480 --> 00:13:46,970
اينکه اين دختره، مَسترِ بِرسِرکر باشه


169
00:13:49,610 --> 00:13:52,740
شيرو، تو چی از پدرت به ارث بُردی؟

170
00:13:52,850 --> 00:13:56,380
چی... از پدرم به ارث بردم؟

171
00:13:59,830 --> 00:14:03,060
من مثل تو چيزی از نظر بدنی به ارث نبردم، ایليا

172
00:14:03,160 --> 00:14:06,530
هر چند، من يه چيزِ معنی‌دار به دست آوردم

173
00:14:07,130 --> 00:14:09,120
...عــه... عاليـه

174
00:14:09,940 --> 00:14:15,970
ولی معنيش اينه كه، تو نشانِ جادويیِ اونو به دست نياوردی؟

175
00:14:16,510 --> 00:14:18,840
پس... تو يه مَستر نيستی؟

176
00:14:18,940 --> 00:14:20,570
،نه، من يه مَسترـم

177
00:14:20,680 --> 00:14:22,740
فكر كنم من فقط يه نصفه جادوگرِ الاغـم، بدونِ هيچ نشانِ جادويی

178
00:14:22,850 --> 00:14:25,820
...بر عكسِ يه جادوگرِ واقعی مثل تو، ایليا

179
00:14:25,920 --> 00:14:30,290
هـاه؟ من يه مَسترـم، ولی اصلاً جادوگری ياد نگرفتم

180
00:14:30,390 --> 00:14:34,950
هـاه؟ ولی تو نشانِ جادوگری رو از پدر و مادرت به ارث نبردی؟

181
00:14:35,260 --> 00:14:40,060
آره...ولی نشانِ جادوگری، چيز واجبی واسه مَستر شدن نيس؟

182
00:14:40,330 --> 00:14:44,500
...ام... يه مَسترـی كه جادوگر نيس

183
00:14:45,140 --> 00:14:48,500
...يه جورايی، احساس ميكنم که صحبتمون ربطی به هم نداره

184
00:14:49,410 --> 00:14:50,640
در مورد چی داری حرف ميزنی؟

185
00:14:50,740 --> 00:14:53,740
آه، نه، من واقعاً اينو نميفهمم

186
00:14:55,680 --> 00:14:58,310
اوه آره، ایليا تو كجا زندگی ميكنی؟

187
00:14:58,720 --> 00:15:01,410
اون طرف! اونجا يه جنگل بزرگ هس، درسته؟

188
00:15:01,650 --> 00:15:03,710
،داخلش يه عمارتِ گود وجود داره

189
00:15:03,890 --> 00:15:07,020
و در مدتِ جنگ جام مقدس ما اونجا زندگی ميكنيم

190
00:15:08,730 --> 00:15:09,850
تو خودت تنهايی اومدی اينجا؟

191
00:15:09,960 --> 00:15:12,520
آره، يواشکی اومدم بيرون

192
00:15:13,100 --> 00:15:16,430
سِلا و ليز با اينكه فقط پيشخدمت هستن، خيلی آزار‌دهنده‌ان

193
00:15:16,530 --> 00:15:21,400
،اونا ميگن اينجا سرده و برام خوب نيس، واسه همينم هميشه تو اتاقم حبس شده بودم

194
00:15:21,740 --> 00:15:23,770
امروزم جايزه‌ـمـه

195
00:15:33,990 --> 00:15:34,980
ميخوای بخوری؟

196
00:15:35,090 --> 00:15:35,880
اون چيه؟

197
00:15:35,990 --> 00:15:37,920
اين اولين باری‌ـه که تو، " تای‌یاکی " می‌بينی؟

198
00:15:38,260 --> 00:15:39,590
تای‌یاکی؟

199
00:15:39,690 --> 00:15:41,790
ام... اينو به من ميدی؟

200
00:15:41,890 --> 00:15:43,230
خيلی شيرين‌‌ـه

201
00:15:45,030 --> 00:15:46,090
!ممنون

202
00:15:48,630 --> 00:15:50,070
!خوشمزه‌ـس

203
00:15:56,110 --> 00:15:59,870
موندم اگه من يه خواهر داشتم، انقدر دوست‌داشتنی بود

204
00:16:11,820 --> 00:16:13,050
!من ميرم خونه

205
00:16:14,030 --> 00:16:16,090
!بِرسِرکِر بيدار شد

206
00:16:20,430 --> 00:16:23,100
!لعنتی، سِيبَر منتظر‌مـه

207
00:16:35,410 --> 00:16:39,870
ملاقات با ایليا رو پيش خودم نگه ميدارم 

208
00:16:40,590 --> 00:16:43,890
اون ایليايی که من ديدم با يه مَسترـی که سِرونت داره، فرق ميکرد  

209
00:16:44,260 --> 00:16:48,890
ما فقط در مورد هيچ و پوچ حرف زديم، هَمَش همين بود  

210
00:16:54,570 --> 00:16:58,440
!متاسفم سِيبَر، خيلی زود درستش ميکنم

211
00:17:01,640 --> 00:17:04,130
!خيلی زود! !من اومدم! هيچ اتفاقِ عجيبی نيفتاده؟

212
00:17:04,240 --> 00:17:07,410
خوش اومدی! نه، هيچ اتفاقی نيفتاده! مدرسه چطور بود؟

213
00:17:07,650 --> 00:17:09,910
هيچ پيشرفتی تو ميدانِ نيرو نبود

214
00:17:10,020 --> 00:17:12,420
در عوض، يه چيزِ مزخرف اتفاق افتاد

215
00:17:13,850 --> 00:17:16,620
اون شينجی اَزم خواست تا باهاش هم‌دست بشم

216
00:17:16,720 --> 00:17:19,090
چی!؟ و بعدش؟

217
00:17:19,620 --> 00:17:23,860
البته که رَدش کردم، ولی اون پسره دست‌بَردار نبود

218
00:17:24,030 --> 00:17:25,960
--خيلی گير داده بود، پس

219
00:17:27,730 --> 00:17:30,400
من هيچ برنامه‌ای با تو که یه مَسترِ بدردنخوری هستی بپيوندم، ندارم

220
00:17:30,740 --> 00:17:32,930
من الآن اِميا-کون رو به عنوان شريکم دارم

221
00:17:33,040 --> 00:17:35,270
...من به راه اون، بيشتر از تو اعتماد دارم

222
00:17:35,540 --> 00:17:39,270
اِميا!؟ تو و اِميا!؟

223
00:17:39,780 --> 00:17:42,210
و همينطوری وِلش کردم و رفتم

224
00:17:42,510 --> 00:17:43,950
...لعنتی

225
00:17:45,080 --> 00:17:48,780
!خدايا... توهساکا نميدونه چطور مثلِ آدم با مَردم رفتار کنه

226
00:17:55,230 --> 00:17:59,690
من هيچ اهميتی به تو که ميای تو حموم منو ببينی، نميدم

227
00:18:00,000 --> 00:18:04,800
!هر چند بی‌فايده‌ـس، حالا که لباسامو در آوردم حموم نکنم

228
00:18:05,370 --> 00:18:08,070
خيلي ممنون ميشم اگه بتونی حموم کردنتو واسه يه مدتِ کوتاهی عقب بندازی

229
00:18:08,370 --> 00:18:09,740
...بـ-بـ-بـ-ببخشـیـ

230
00:18:09,840 --> 00:18:11,330
گوشات سُرخ شده

231
00:18:11,440 --> 00:18:14,040
اگه ميخوای بدنت خنک شه، بايد بری تو ايوون

232
00:18:14,150 --> 00:18:15,840
آه، آره... همينکارو ميکنم

233
00:18:15,950 --> 00:18:20,040
اين فقط يه تصادف بود، اينطور نيس که من بخوام زير‌چشمی نگات کنم يا چيز ديگه‌ای

234
00:18:23,220 --> 00:18:24,660
صورتت رو برگردون ببينم

235
00:18:28,290 --> 00:18:32,560
ميخواستم بِهِت بگم که، تو نبايد هيچ نقشه‌ای واسه ديدنِ بدنِ برهنۀ من بِکِشی

236
00:18:33,300 --> 00:18:35,670
من قبل از اينکه يه زن باشم، يه سِرونت‌ـم

237
00:18:35,770 --> 00:18:37,930
نميخواد نگران همچنين چيزايی باشی

238
00:18:38,040 --> 00:18:39,900
در مورد چی حرف ميزنی؟

239
00:18:40,540 --> 00:18:45,530
اميدوارم بهم نگی که، از اينکه اگه ديگران تو رو لخت ببينن، خجالت نميکشی، سِيبَر

240
00:18:45,980 --> 00:18:48,310
چرا بايد خجالت بِکِشم؟

241
00:18:50,380 --> 00:18:52,850
!به هر حال، متاسفم

242
00:18:58,260 --> 00:19:00,020
سعی کن اينو تقويت کنی

243
00:19:00,130 --> 00:19:01,150
باشه

244
00:19:17,810 --> 00:19:18,830
آه، من از اين متنفرم

245
00:19:18,940 --> 00:19:19,840
از چی؟

246
00:19:19,940 --> 00:19:22,810
گرفته به نظر میای. اتفاقی افتاده؟

247
00:19:22,950 --> 00:19:24,610
نه اصلاً، متاسفم

248
00:19:24,720 --> 00:19:27,620
هر چند که، انتظارشو داشتم
 بيا، اينو قورت بده

249
00:19:29,320 --> 00:19:30,310
زود باش

250
00:19:30,660 --> 00:19:31,620
اين يه آب نبات‌ـه؟

251
00:19:31,720 --> 00:19:33,320
!قورتش بده

252
00:19:35,030 --> 00:19:36,860
اين ديگه چيه؟

253
00:19:37,360 --> 00:19:38,130
يه جواهر

254
00:19:38,230 --> 00:19:39,320
جواهر!؟

255
00:19:40,430 --> 00:19:42,370
هِی، اين چيه؟

256
00:19:42,730 --> 00:19:44,970
ميدونم که اين واست دردناکـه، ولی تحملش کن

257
00:19:45,370 --> 00:19:47,130
،فرق يه جادوگر با يه فرد عادی اينه که

258
00:19:47,240 --> 00:19:50,610
...يه جادوگر ميتونه به راحتی يه جادو رو فعال يا غير فعال کنه

259
00:19:51,640 --> 00:19:55,240
،يه بار که يه جادوگر، مدار جادويی رو تو بدنش خلق کنه

260
00:19:55,380 --> 00:19:58,610
،ميتونه برای هميشه به دلخواهِ خودش و بدون استفادۀ مجدد از جادو 
اونو به کار ببَره و يا نبَره

261
00:19:59,280 --> 00:20:03,120
اين واسه تو وقت تلف کردن‌ـه، اگه که هر روز، يه مدارِ جادويیِ بدونِ منبع ايجاد کنی

262
00:20:03,890 --> 00:20:09,260
تو هنوز معنیِ سوئيچ کردن بين استفاده کردن از جادو يا استفاده نکردنش رو بلد نيستی

263
00:20:10,600 --> 00:20:12,390
سوئيچ... کردن... يعنی چی؟

264
00:20:12,500 --> 00:20:13,970
به زودی ميفهمی

265
00:20:14,570 --> 00:20:20,100
،اگه تو توی ذهنت يه سوئيچ رو خلق کنی
بعدش اين بايد برات آسون باشه که، به مدارِ جادويیِ خودت برگردی

266
00:20:22,340 --> 00:20:25,140
فکر کنم بايد اَزت تشکر کنم، توهساکا؟

267
00:20:25,680 --> 00:20:29,910
اگه تو به عنوانِ شريکِ من ضعيف بمونی، اين واسۀ منم دردسر ميشه

268
00:20:30,350 --> 00:20:31,870
پس حالا، بذار ادامه بديم

269
00:20:32,780 --> 00:20:37,050
علاوه بر اين، تو بايد قدرتِ جادويی رو تویِ ذهنت ترسيم (تجسم) کنی

270
00:20:38,090 --> 00:20:40,320
ترسيم؟ اون ديگه چيه؟

271
00:20:40,430 --> 00:20:43,690
ترسيم به طور اساسی، جادويی‌ـه که چيزها رو دو برابر ميکنه

272
00:20:44,260 --> 00:20:48,930
،گزينۀ دو برابر شدن، کاملاً خارج از نيرویِ جادويیِ تو ساخته ميشه
 پس درجۀ سختيش بالاس

273
00:20:49,200 --> 00:20:52,100
...ولی اسلحه‌ای که تو خلق ميکنی، خيلی سريع ناپديد ميشه

274
00:20:52,840 --> 00:20:58,900
خب، تو اينجور استعداد رو نداری، شيرو؛ ولی خب حداقل مَسترـت تقويت ميشه

275
00:21:02,450 --> 00:21:06,210
تو برمیگردی به مدار جادوييت، اون يکم تو رو تو دردسر ميندازه

276
00:21:06,620 --> 00:21:09,420
چی؟ من با تو کاری ندارم

277
00:21:09,750 --> 00:21:13,520
منم همينطور، ولی من متوجه شدم که، رين نگران توئـه

278
00:21:15,160 --> 00:21:17,920
متاسفم که مَسترـت رو به زحمت انداختم

279
00:21:19,260 --> 00:21:21,360
رين يه فکرِ اشتباه داره

280
00:21:21,670 --> 00:21:24,500
يه نابغه نميتونه نگرانی‌هایِ يه مردِ معمولی رو درک کنه

281
00:21:24,840 --> 00:21:32,300
رين خيلی بيشتر از يه دانش‌آموزِ نابغه‌ـس؛ اون متوجه نيست که آموزش‌دادن
 به کسی مثل تو که ترکِ تحصيل کرده، هيچ فايده‌ای نداره

282
00:21:32,640 --> 00:21:34,340
تو داری يه جنگُ با من شروع ميکنی؟

283
00:21:34,610 --> 00:21:36,670
من اينو فقط يه بار بِهِت میگم، پس خوب گوش کن

284
00:21:37,250 --> 00:21:40,380
اگه جنگی شروع بشه، اِميا شيرو هيچ شانسی نداره

285
00:21:40,850 --> 00:21:44,150
مهم نيس که چکار کنی، تو نميتونی يه سِرونتُ شکست بدی

286
00:21:44,260 --> 00:21:45,220
چی!؟

287
00:21:45,320 --> 00:21:47,380
پس، حداقل تصوّرش کن

288
00:21:47,490 --> 00:21:49,360
،اگه اين حريفی‌ـه که تو نميتونی تو واقعيت شکستش بدی

289
00:21:49,460 --> 00:21:52,190
پس چيزی رو تصور کن که، تو تصوراتت ميتونی شکستش بدی

290
00:21:52,960 --> 00:21:56,590
واسه همينم اين تنها کاری‌ـه که تو ميتونی بکنی

291
00:21:59,740 --> 00:22:04,370
من بايد يه چيزيم شده باشه، من دارم به کسی که بايد بکُشمش مشاوره ميدم

292
00:22:04,790 --> 00:22:14,190
Subtitle By :
Blue.Sky_Royal

293
00:22:12,300 --> 00:22:24,850
Fukai fukai mori no naka honoka kaoru itoshii...

294
00:22:12,880 --> 00:22:24,850
In the deep, dark forest, as I search for the faint fragrance...

295
00:22:24,900 --> 00:22:37,000
...hibi no omokage sagashite mireba fui ni anata ga warau.

296
00:22:24,900 --> 00:22:37,000
...of the lingering traces of the days I held dear, I suddenly hear you laugh.

297
00:22:37,000 --> 00:22:49,570
Furete mitakute te o nobashite mo hakanaku chuu o matta no desu.

298
00:22:37,000 --> 00:22:49,570
I reach out to try to touch you, but your image fluttered fleetingly in midair.

299
00:22:49,570 --> 00:22:59,520
Anata ni aitakute zutto aitakute zutto omou.

300
00:22:49,570 --> 00:22:59,520
I've missed you for so long, I've longed for you for so long.

301
00:22:59,520 --> 00:23:04,160
Nemurenu yoru o watari

302
00:22:59,520 --> 00:23:04,160
Wandering through sleepless nights,

303
00:23:04,160 --> 00:23:20,170
Anata ga nokoshita hikari to kage no naka ni tsutsumarete naite iru...

304
00:23:04,160 --> 00:23:20,170
...I am crying, enveloped within the light and shadow you left behind,

305
00:23:23,000 --> 00:23:32,260
...fukai fukai mori no naka de.

306
00:23:23,520 --> 00:23:32,260
...here in the deep, dark forest.

307
00:23:41,240 --> 00:23:45,540
قسمت بعدی

308
00:23:43,110 --> 00:23:45,700
Fate Stay Night...

309
00:24:05,030 --> 00:24:07,770
" قسمت بعدی، " قلعۀ خونی

310
00:24:05,990 --> 00:24:10,900
قسمت بعدی

311
00:24:06,460 --> 00:24:10,900
قلعۀ خونی

