1
00:00:00,700 --> 00:00:04,120
Subtitle By :
Blue.Sky_Royal

2
00:00:04,520 --> 00:00:07,580
،من از قدرت جام مقدس، واسه انجام دادن يه کاری استفاده ميکنم که

3
00:00:07,930 --> 00:00:09,920
...نتونستم در طولِ زندگيم کاملش کنم...

4
00:00:10,030 --> 00:00:11,790
در طولِ زندگيت؟

5
00:00:12,160 --> 00:00:15,790
از ملاقاتت خوشوقتم. پس تو خيال داری که زنده بمونی، اونی-چان؟

6
00:00:19,970 --> 00:00:21,030
آه، من از اين متنفرم

7
00:00:21,140 --> 00:00:22,040
از چی؟

8
00:00:22,140 --> 00:00:25,040
گرفته به نظر میای. اتفاقی افتاده؟

9
00:00:25,180 --> 00:00:26,810
نه اصلاً، متاسفم

10
00:00:26,910 --> 00:00:28,440
هر چند که، من انتظارشو داشتم

11
00:00:29,450 --> 00:00:31,440
رين داره اشتباه ميکنه

12
00:00:49,100 --> 00:00:52,130
اين تمامِ تمرينِ امروز بود

13
00:00:52,670 --> 00:00:55,200
ولی تو مطمئناً که خيالت راحتـه، سِيبَر

14
00:00:55,310 --> 00:00:59,040
!باورم نمیشه که بعد از سه ساعت جنگیدن با شيرو، حتی یه خم هم به ابروهات نیاوردی

15
00:00:59,480 --> 00:01:03,110
وقتيکه يه شمشير تو دستم دارم، احساساتمو متوقف ميکنم

16
00:01:03,680 --> 00:01:05,280
من اصلاً به این چیزا فکر نمیکنم

17
00:01:05,380 --> 00:01:09,550
اين قدرتِ تفکرِ يه خانومِ شمشيرزن‌ـه؟

18
00:01:09,660 --> 00:01:13,320
،چون زن‌ها از نظر جسمی ضعيف‌تر از مردا هستن 
 حداقل خودتو از نظر روحی قوی‌تر کردی؟

19
00:01:13,760 --> 00:01:15,420
اين حرفت اشتباهـه

20
00:01:17,130 --> 00:01:20,330
،من هرگز به خودم به عنوان يه زن، فکر نميکنم

21
00:01:20,770 --> 00:01:23,500
هيچوقت مَردم باهام مثل يه زن، رفتار نکردن

22
00:01:24,440 --> 00:01:27,310
من به خاطر جنگيدن، به اين عصر از تاريخ اومدم

23
00:01:27,810 --> 00:01:31,070
پس اين بی‌معنی‌ـه که به جنسيتم خيلی اهمیت بدم

24
00:01:32,550 --> 00:01:34,100
...پس، حالا

25
00:01:36,320 --> 00:01:38,750
وقتِ درسایِ بعدیِ منـه

26
00:01:39,090 --> 00:01:40,520
بدونِ هيچ استراحتی؟

27
00:01:41,620 --> 00:01:44,990
!يه عالمه کار سَرِمون ريخته که بايد بِهِشون توجه کنی

28
00:01:45,460 --> 00:01:47,480
!هِی، صبر کن-- توهساکا

29
00:01:47,830 --> 00:01:50,490
!خيلی خب! خيلی خب

30
00:01:50,810 --> 00:02:00,610
Subtitle By :
Blue.Sky_Royal

31
00:02:00,490 --> 00:02:11,180
Yume ni mite ita, ano hi no kage ni todokanai sakebi.

32
00:02:00,490 --> 00:02:11,180
My cry doesn't reach the image of the day I saw in a dream.

33
00:02:11,990 --> 00:02:24,230
Asu no jibun wa nante egaite mo kienai negai ga nureru.

34
00:02:11,990 --> 00:02:24,230
No matter how I picture my future self, it is always steeped in hope that will never fade.

35
00:02:26,640 --> 00:02:37,480
Koboreochiru kakera o tsukamu sono te de...

36
00:02:26,640 --> 00:02:37,480
Reach out your hand and catch the falling pieces,

37
00:02:38,290 --> 00:02:51,990
...yureru kokoro kakaete tobikonde ike yoru e!

38
00:02:38,290 --> 00:02:51,990
...then hold my trembling heart and leap into the night!

39
00:02:51,990 --> 00:03:03,740
Dare ka no tami ni ikite kono toki ga subete de ii deshou?

40
00:02:51,990 --> 00:03:03,740
Isn't it enough to live for someone else and let this moment be all there is?

41
00:03:03,740 --> 00:03:15,960
 Misekake no jibun wa sotto sutete tada ari no mama de.

42
00:03:03,740 --> 00:03:15,960
Let's gently cast aside our false selves and just be who we really are.

43
00:03:17,620 --> 00:03:23,280
قسمت یازدهم

44
00:03:18,250 --> 00:03:23,280
قلعۀ خونی

45
00:03:31,460 --> 00:03:34,800
اين ادامۀ کارایِ ديروزمونـه، اين چراغا رو تقويت کن

46
00:03:34,900 --> 00:03:36,230
همشونو؟

47
00:03:36,700 --> 00:03:41,230
من بايد يه لحظه بِرم بيرون، پس قبل از اينكه برگردم، تمومشون كن

48
00:03:41,370 --> 00:03:42,340
خدافظ

49
00:03:45,880 --> 00:03:48,210
...احساساتِ ديشب رو به ياد بيار

50
00:03:52,150 --> 00:03:53,640
!...ترسیم کن

51
00:04:19,310 --> 00:04:21,780
رين، داری چكار ميكنی؟

52
00:04:22,180 --> 00:04:25,580
اون واقعاً كيه؟ باورم نميشه

53
00:04:25,920 --> 00:04:27,820
سِيبَر، تو از اين خبر داشتی؟

54
00:04:28,120 --> 00:04:29,880
نه، نداشتم

55
00:04:30,490 --> 00:04:33,390
من يه شواليه هستم، نه یه جادوگر

56
00:04:34,130 --> 00:04:40,500
اون كه يه جادوگر نيس، جادوی اون انگار عملِ تبادلِ اجسامـه

57
00:04:40,630 --> 00:04:44,330
حالا جدا از اينکه جادوگری چيه، تو يه چيزی رو از جای ديگه‌ای احضار کردی

58
00:04:45,340 --> 00:04:46,860
ولی اين فرق ميکنه

59
00:04:47,240 --> 00:04:50,570
اون چيزايی رو آورده که قبلاً وجود نداشته

60
00:04:51,240 --> 00:04:54,410
اون حتی نميدونه که چه قابليت‌هايی داره

61
00:04:55,210 --> 00:04:59,080
ولی حتی منم اشتباه تصوّر ميکردم؛ خصوصيت اون، تقويت‌کردن نيس

62
00:04:59,620 --> 00:05:02,350
،اون اگه بتونه رویِ کارِش تمرکز کنه

63
00:05:02,420 --> 00:05:04,520
...ميتونه مَسترِ تبادلِ اجسام بشه

64
00:05:04,620 --> 00:05:06,110
و شيرو از اين خبر داره؟

65
00:05:06,430 --> 00:05:09,330
!البته که نه، چون اون يه احمقـه

66
00:05:13,200 --> 00:05:17,660
اگه برا یه بارم که شده نتونم اینکارو درست انجامش بدم، توهساکا دوباره سَرَم داد ميزنه

67
00:05:24,980 --> 00:05:26,500
سلام، اينجا خونۀ اِميا‌ـس

68
00:05:27,710 --> 00:05:30,980
هی، اِميا، مثل اينکه امروزم از مدرسه غايب بودی

69
00:05:31,080 --> 00:05:32,810
تو چيزيت شده؟

70
00:05:33,820 --> 00:05:35,150
چی ميخوای؟

71
00:05:35,250 --> 00:05:37,090
اوه، چقدر سرد

72
00:05:37,190 --> 00:05:41,460
!من باهات تماس گرفتم، چون ميخواستم تو رو از يه چيزی آگاه کنم، اِمیا

73
00:05:41,560 --> 00:05:42,890
منو آگاه کنی؟

74
00:05:43,130 --> 00:05:48,620
من اطلاعات مهمی دارم که بِهِت بگم؛ ولی تو اخيراً مدرسه نميای

75
00:05:49,400 --> 00:05:51,200
توهساکا اونجاس؟

76
00:05:51,300 --> 00:05:54,400
اون الآن اينجا نيس، رفته بيرون

77
00:05:54,810 --> 00:05:59,710
،به عنوان کسی که سهمی از اين نگرانی‌ها رو داره، زمانِ خوبيـه 
ميخوام که تنها باهات صحبت کنم

78
00:06:00,250 --> 00:06:04,550
همين حالا بيا مدرسه. آه، البته اين رازُ از توهساکا مخفی نگه‌دار

79
00:06:04,650 --> 00:06:06,050
--شينجی، تو

80
00:06:25,470 --> 00:06:28,530
...عجيبـه... الآن بايد وقتِ تعطيل شدنِ مدرسه باشه

81
00:06:31,580 --> 00:06:33,670
این دیگه... چيه...؟

82
00:07:13,450 --> 00:07:15,820
يعنی دشمن همين نزدیکیاس؟

83
00:07:15,920 --> 00:07:17,580
!هِی، اِميا

84
00:07:18,960 --> 00:07:24,590
،تو بهتر از اون چيزی که فکر ميکردم به نظر ميرسی
 به چی فکر ميکنی؟ مزۀ من؟

85
00:07:25,060 --> 00:07:27,400
پس اينـا هَمش کار توئـه، شينجی!؟

86
00:07:27,600 --> 00:07:34,100
،آره، کارِ منه. ميدونستم که میای

87
00:07:34,610 --> 00:07:36,870
،واسه همينم فوری ميدانِ نيرو رو فعال کردم. ميدونی، يکم سخت بود

88
00:07:37,080 --> 00:07:41,510
،اگه زودتر فعالش ميکردم، ممکن بود که فرار کنی
 اگه هم ديرتر اينکارو ميکردم ممکن بود که تو منو پيدا کنی

89
00:07:42,480 --> 00:07:46,850
هر چند واسه من، بيشتر صورتِ رنگ پريدۀ تو بود که ميخواستم ببينم

90
00:07:47,250 --> 00:07:50,450
،واسه همينم ميخواستم تا حد ممکن
قبل از اینکه اینو به سادگی فعالش کنم، بدونِ اینکه ببینمت، اجتناب کنم

91
00:07:50,860 --> 00:07:53,090
پس داری ميگی که چيزی که ميخواستی در موردش باهام صحبت کنی، يه دروغ بود؟

92
00:07:53,190 --> 00:07:54,890
صحبت ما همين حالا هم شروع شده

93
00:07:54,990 --> 00:08:00,830
من بايد اجازه بدم که توهساکا بدونه که، چه کسی بين ما دو نفر عالی‌تره

94
00:08:05,700 --> 00:08:08,370
داری ميگی که، اينکه نميخواستی بجنگی هم، يه دروغ بود؟

95
00:08:08,810 --> 00:08:11,000
!!!هَمش تقصيرِ تو و توهساکا بود

96
00:08:11,410 --> 00:08:15,310
!من از هر دوتون خواستم که باهام شريک بشين، ولی هر دوتون منو رَد کردين

97
00:08:16,450 --> 00:08:20,510
من واقعاً نميخواستم که اين ميدانِ نيرو رو فعال کنم

98
00:08:20,790 --> 00:08:23,810
بس کن ديگه! تو اصلاً ميدونی داری چکار ميکنی؟

99
00:08:24,120 --> 00:08:26,560
هِی، با دستور دادن به من، چی نصيبت ميشه، هان؟

100
00:08:26,860 --> 00:08:31,260
اگه ميخوای تمومش کنم، نبايد اَزم خواهش و تمنا کنی؟

101
00:08:31,530 --> 00:08:36,760
خدايا، تو هم مثل فوجيمورایی! هر دوتون واقعاً جايگاهتونو نمي‍دونين، نه!؟

102
00:08:38,440 --> 00:08:40,270
داری ميگی که چه اتفاقی واسه فوجی-نی افتاده؟

103
00:08:40,370 --> 00:08:44,430
،وقتی من اين ميدان نيرو رو فعال کردم، با اينکه بقيه خيلی سريع رو زمين ولو شدن 
اون واقعاً ميتونست حرکت کنه

104
00:08:44,580 --> 00:08:49,880
،اون تنها و تلوتلو‌خوران اومد به سمتِ من

105
00:08:50,220 --> 00:08:52,680
" بِهِم گفت " به آمبولانس زنگ بزن و از اينجور مزخرفات

106
00:08:52,820 --> 00:08:56,650
حيرت‌آوره، نه؟ اين چيزی‌ـه که تو بِهِش ميگی يه معلمِ نمونه؟

107
00:08:59,890 --> 00:09:03,060
ولی امکان نداشت که من به آمبولانس زنگ بزنم، درسته؟

108
00:09:03,300 --> 00:09:06,420
اون هنوزم داشت بِهِم اصرار ميکرد، واسه همينم من قاطی کردم

109
00:09:08,570 --> 00:09:11,730
و بعد وقتی که يه لگد بِهِش زدم، اون ديگه تکون نخورد

110
00:09:12,870 --> 00:09:16,070
!با اين سرعتم، اون احتمالاً همون لحظه مُرد

111
00:09:20,110 --> 00:09:23,570
اين آخرين باری‌ـه که اَزت خواهش ميکنم که ميدان نيرو رو متوقف کنی، شينجی

112
00:09:24,220 --> 00:09:27,810
اگه دوسِش نداری، با زور جلوشو بگير، ميخوای؟

113
00:09:28,590 --> 00:09:31,960
!فهميدم، اين چيزا رو آسون‌تر ميکنه

114
00:09:32,930 --> 00:09:35,020
تو واقعاً يه احمقی، ها؟

115
00:09:40,170 --> 00:09:42,260
!تو يه احمقی، شينجی

116
00:09:48,270 --> 00:09:51,180
!اين چیزا در مقابلِ حملات و ضربات سِیبَر، چيزی نيست

117
00:09:51,280 --> 00:09:52,210
!صبر کن

118
00:09:52,950 --> 00:09:54,410
!بِهِم نزديک نشو

119
00:10:02,090 --> 00:10:05,620
!خيلی خب، رايدر! بِهِش آسون نگير

120
00:10:16,340 --> 00:10:18,900
داری چکار ميکنی، رايدر؟ کافيه، مگه نه؟

121
00:10:19,000 --> 00:10:20,840
!زود باش بکُشش

122
00:10:28,910 --> 00:10:32,040
...چه سورپرايزی، من نميتونم با شمشيرِ خودم اونو بکُشم

123
00:10:33,350 --> 00:10:34,550
...پس

124
00:10:40,360 --> 00:10:43,990
یعنی قراره که من اینجا، بدونِ نجات‌دادنِ کسی، بمیرم؟

125
00:10:44,460 --> 00:10:50,030
من... من... یعنی قراره که من اينجا، بدون اينکه تونسته باشم کسی رو نجات بدم، بمیرم؟

126
00:10:51,640 --> 00:10:55,770
...نه، اين مالِ 10 سال قبل‌ـه، ولی حالا من


127
00:10:56,680 --> 00:10:59,510
!سِيبَر، بيا

128
00:11:04,520 --> 00:11:05,510
!شيرو

129
00:11:05,850 --> 00:11:09,310
وقت ندارم که بِهِت توضيح بدم! تو ميدونی که چه اتفاقی افتاده، نه، سِيبَر؟

130
00:11:09,790 --> 00:11:13,120
...صبر کن، شيرو. من بايد اول زخماتو درمان کنم، قبل از اينکه

131
00:11:13,460 --> 00:11:17,190
حواست به رايدر باشه، تو تنها کسی هستی که ميتونی اونو شکستش بدی

132
00:11:17,300 --> 00:11:18,390
-ولی پس

133
00:11:18,500 --> 00:11:22,160
!ما بايد اين ميدان نيرو رو متوقفش کنيم
 !فوجی-نی و بقيه تو خطرن

134
00:11:22,730 --> 00:11:24,500
اگه قبول نکنی، من يه جادوی فرمانُ به کار می‌بَرم

135
00:11:25,370 --> 00:11:29,670
نه، فهميدم. دستور شماس، مَستر

136
00:11:30,940 --> 00:11:33,670
!رايدرو شکست بده! منم ميرم سراغِ شينجی

137
00:11:34,010 --> 00:11:35,210
!چَشم

138
00:12:05,380 --> 00:12:06,870
...پس تو هم پيدات شد

139
00:12:06,980 --> 00:12:10,920
!من بايد رايدرو همينجا شکست بدم
!تو هم برو سراغِ مَسترِ رايدر

140
00:12:11,050 --> 00:12:12,240
!فهميدم

141
00:12:12,580 --> 00:12:13,950
!حالا مراقب همه چی باش

142
00:12:14,050 --> 00:12:18,010
اینـا هَمَش به خاطر اينه که زود کارِ اِميا رو نساختی

143
00:12:40,810 --> 00:12:41,800
!شينجی

144
00:12:42,350 --> 00:12:44,910
!!!نيا! نيا

145
00:12:52,420 --> 00:12:53,790
!ترسیم کن

146
00:13:06,810 --> 00:13:09,780
رايدر! داری چه غلطی ميکنی، رايدر!؟

147
00:13:11,840 --> 00:13:14,370
تو خيلی قوی هستی، سِيبَر

148
00:13:16,480 --> 00:13:17,680
!شينجی

149
00:13:20,390 --> 00:13:22,450
!ميدان نيرو رو متوقفش کن، شينجی

150
00:13:23,160 --> 00:13:26,280
داری باهام شوخی ميکنی... چرا بايد به حرفت گوش کنم؟

151
00:13:27,360 --> 00:13:30,350
پس من بايد جلویِ نفس کِشيدنتو بگيرم

152
00:13:31,530 --> 00:13:35,560
مزخرفـه... فکر کردی میتونی اينکارو بکنی؟

153
00:13:36,430 --> 00:13:40,060
...هر دوی ما نصفه جادوگريم

154
00:13:40,940 --> 00:13:44,310
ولی يه چيزی بود که من درست ياد گرفتم

155
00:13:44,740 --> 00:13:46,470
،مهم نيس که چقدر خوب اَزش تعريف کنی

156
00:13:46,580 --> 00:13:50,540
ولی جادوگری چيزی‌ـه که تو رو ميکُشه و به بقيه صدمه ميزنه

157
00:13:51,020 --> 00:13:55,650
از همون اولـشم، همۀ جادوگرا آماده شدن که همديگه رو بکُشن

158
00:13:56,560 --> 00:14:00,080
و اون چيزی‌ـه که تو نبايد از کسی ياد بگيری

159
00:14:00,390 --> 00:14:03,950
!صـ-صبر کن! باشه من باختم، اِمیا

160
00:14:04,460 --> 00:14:06,730
!من فوری ميدان نيرو رو متوقف ميکنم

161
00:14:06,830 --> 00:14:12,100
!رايدر! قلعۀ خونی رو متوقف کن! همين حالا

162
00:14:22,450 --> 00:14:25,650
!حالا خوشحال شدی؟ بذار برم

163
00:14:25,750 --> 00:14:30,210
!شينجی، از جادوهای فرمان دست‌بَردار
 !اينکارو بکن و دوباره اصلاً نجنگ

164
00:14:31,760 --> 00:14:34,730
کور خوندی! فکر کردی که من اينکارو ميکنم!؟

165
00:14:35,230 --> 00:14:38,220
!اگه من جادوهای فرمانمو از دست بدم، اونوقت ديگه نميتونم رايدرو کنترل کنم

166
00:14:38,460 --> 00:14:40,360
--اگه اين اتفاق بيُفته، من

167
00:14:40,630 --> 00:14:45,430
بايد بِرم به کليسای کوتومينه؛
 کليسا از مَسترهایی که تسليم شدن، محافظت ميکنه

168
00:14:53,510 --> 00:14:54,480
!شيرو

169
00:14:59,550 --> 00:15:01,080
!رايدر

170
00:15:01,490 --> 00:15:03,320
ما بايد از اينجا عقب‌نشينی کنيم

171
00:15:03,760 --> 00:15:05,220
!شيرو! عقب وايسا

172
00:15:05,760 --> 00:15:09,420
رايدر خيال داره که تمامِ نيرویِ جادويی رو که برای نگه‌داشتن ميدان نيرو 
به کار بُرده بوده رو، آزاد کنه

173
00:15:09,930 --> 00:15:11,190
آزاد کردن تمام نيروی جادويی (مانا)؟

174
00:15:11,300 --> 00:15:14,630
رايدر، به چی داری فکر ميکنی؟

175
00:15:14,930 --> 00:15:19,000
تو حتی نميتونی سِرونت اِميا رو شکست بدی
تو بدون اجازۀ من، جراتِ انجام‌دادنِ کاريـو نداری

176
00:15:19,570 --> 00:15:23,670
در واقع، نميشه به همين راحتی با سِيبَر جنگيد، ولی ترس نداره

177
00:15:24,580 --> 00:15:27,740
تجسمِ اصیلِ من، بالاتر از بقيۀ سِرونت‌هاس
" Noble Phantasm "

178
00:15:28,050 --> 00:15:32,920
مهم نيس که حريفـم کی باشه، هيچکسی نميتونه جلوی انفجارهای منو بگيره

179
00:15:49,970 --> 00:15:53,060
!شيرو، خودتو از اینجا دور کن! رايدر خيال داره که از تجسمِ اصیلش استفاده کنه

180
00:16:15,860 --> 00:16:19,920
،اون کاريـو که ميگفت انجام داد
 اون فقط از قدرتِ تجسمِ اصیلش واسه عقب‌نشينی‌کردن از اينجا استفاده کرد

181
00:16:25,100 --> 00:16:26,160
شيرو؟

182
00:16:26,740 --> 00:16:27,710
!شيرو

183
00:16:47,660 --> 00:16:50,990
...اين خيلی دردناک بود

184
00:16:51,830 --> 00:16:54,230
...دردناک... حتی زندگی هم خيلی دردناک بود

185
00:16:54,730 --> 00:16:58,970
 من فکر ميکردم که شايد ناپديد‌شدن، دردمو تسکين ميده

186
00:17:03,410 --> 00:17:05,540
...اون چهره رو يادم مياد

187
00:17:05,910 --> 00:17:11,370
،نگاه شادِ رویِ چهره‌اش، اينطور به نظر ميرسيد که
 انگار اون کسی‌ـه که نجات داده شده 

188
00:17:13,250 --> 00:17:14,950
يه چهرۀ اميدبخش؛ اون يه نقطۀ عطف بود

189
00:17:15,050 --> 00:17:19,680
ضعفی که مرگُ قبول کرده بود، به نيرويی که ميخواست زندگی کنه، تبديل شد 

190
00:17:21,530 --> 00:17:25,090
بعد از اون، من دنبالِ پدرم بودم 

191
00:17:26,500 --> 00:17:30,940
من نتونستم صورتشو فراموش کنم؛ 
 پس اون خطایِ حسی رو بهونه کردم 

192
00:17:32,470 --> 00:17:37,140
،آره... يه روزی اگه بتونم مثلِ کِریتسوگو لبخند بزنم 

193
00:17:37,580 --> 00:17:40,840
...بعدش اون روحِ منو نجات ميده

194
00:17:46,150 --> 00:17:49,280
اگه بيداری، پس فکر نميکنی که چيزی هس که بايد بِهِم بگی؟

195
00:17:51,820 --> 00:17:54,220
توهساکا... تو اينجايی؟

196
00:17:54,560 --> 00:17:56,360
!نه، تو اينجايی

197
00:17:56,460 --> 00:17:59,520
من تمامِ مدت اَزت مراقبت کردم، و تو اينطوری برخورد ميکنی، ها؟

198
00:18:00,000 --> 00:18:03,230
فهميدم... ممنون

199
00:18:04,240 --> 00:18:06,570
تو بازم اَزم مراقبت کردی

200
00:18:07,770 --> 00:18:11,140
خب... کارِ بزرگی نبود، پس نگران نباش

201
00:18:12,940 --> 00:18:16,580
توهساکا، مدرسه چی شد؟ 
بعد از اون چه اتفاقی واسه من افتاد؟

202
00:18:17,020 --> 00:18:19,680
،همه حالشون خوبه، و فقط يه تعدادی صدمه ديدن

203
00:18:20,320 --> 00:18:22,250

 همه حالشون خوب ميشه

204
00:18:22,390 --> 00:18:26,380
چند تا از دانش‌آموزای مدرسه رو بُردن بیمارستان؛ ولی زندگيشون تو خطر نيست

205
00:18:26,690 --> 00:18:31,100
فهميدم، کوتومينه اون کسی بوده که بدنمو درمان کرده؟

206
00:18:31,360 --> 00:18:35,130
نه، تو خودت اينکارو کردی، همون چيزی که در موردِ بِرسِرکِر هم اتفاق افتاد

207
00:18:36,070 --> 00:18:38,400
،اگه اینکار زخماتو درمان کرده

208
00:18:38,400 --> 00:18:40,530
پس قابليتِ بهبودیِ تو، درجه یکـه

209
00:18:41,210 --> 00:18:43,270
تو هیچی یادت نمیاد، درسته؟

210
00:18:43,370 --> 00:18:47,140
!البته که نه! من اصلاً نميدونم که چه اتفاقی افتاده

211
00:18:47,650 --> 00:18:50,140
به هر حال، یادت باشه که از سِيبَر تشکر کنی

212
00:18:50,280 --> 00:18:55,240
من که نفهميدم اين چطوری کار ميکنه؛ 
ولی از سِيبَر بخاطرِ اینکه بدنت اينطوری عمل ميکنه، تشکر کن

213
00:18:56,620 --> 00:18:58,180
...سِيبَر

214
00:19:10,440 --> 00:19:11,490
سِيبَر

215
00:19:17,610 --> 00:19:20,670
شيرو، تو بيدار شدی

216
00:19:22,350 --> 00:19:24,980
من خيلی حرفـا باهات دارم

217
00:19:25,520 --> 00:19:27,850
اين حقيقت که، تو برای کمک گرفتن تو مبارزه، بِهِم پشت کردی

218
00:19:27,990 --> 00:19:29,720
اين حقيقت که، تو سعی کردی که خودت به تنهايی بجنگی

219
00:19:30,160 --> 00:19:32,620
و اين حقيقت که، تو از بدنِ خودت مراقبت نکردی

220
00:19:33,060 --> 00:19:36,990
ميفهمی؟ همۀ اين چيزا، کارای احمقانه‌ايـه که ميتونست باعثِ مرگت بشه

221
00:19:37,830 --> 00:19:40,590
از اینکه همه چیـو برام اینقدر سخت کنی، چه لذتی می‌بَری؟

222
00:19:40,700 --> 00:19:42,030
--نه، من

223
00:19:42,370 --> 00:19:46,570
بايد بِهِت بگم که، يه روزی به خاطرِ همين اخلاقت، جونتو از دست ميدی

224
00:19:47,570 --> 00:19:51,440
متاسفم. من... يه احمق بودم

225
00:19:52,880 --> 00:19:56,910
تو بايد عصبانی باشی. ببخشيد که نگرانت کردم

226
00:19:57,550 --> 00:20:01,180
تا وقتيکه تو اينجايی، من هرگز دوباره خودم به تنهايی نميجنگم

227
00:20:01,320 --> 00:20:02,690
--شيرو، معنيش اينه که

228
00:20:03,250 --> 00:20:08,020
قدرتـتو بِهِم قرض بده؛
،من به تنهايی نميتونم مَسترهای ديگه رو شکست بدم

229
00:20:08,490 --> 00:20:13,300
به کمکت احتياج دارم
 حالا اينو متوجه شدم

230
00:20:17,870 --> 00:20:22,570
بنابراین، تو داری اعتراف ميکنی که، تمامِ کارایی که تا الآن کردی، اشتباه بوده، درستـه؟

231
00:20:23,240 --> 00:20:27,110
تو در يه نقش کمکی، اَزم پشتيبانی ميکنی، و قبول ميکنی که جنگيدن کارِ منه؟

232
00:20:28,050 --> 00:20:33,950
،نه، من فکر نميکنم که اشتباه کرده باشم 
حتی حالا هم، من نميخوام ببينم که، تو داری رنج ميکشی

233
00:20:34,650 --> 00:20:37,450
اگه تو خيال داری که بجنگی، منم ميجنگم

234
00:20:37,790 --> 00:20:39,420
تو هنوزم اين چيزا رو ميگی؟

235
00:20:39,590 --> 00:20:41,360
من هيچوقت خودمو پشتت قايم نميکنم

236
00:20:41,460 --> 00:20:45,490
نميتونم اجازه بدم که تو تنهايی بجنگی

237
00:20:56,270 --> 00:20:59,240
اینکه ميخوای چکار کنی، دیگه تصميمش با خودتـه

238
00:21:01,110 --> 00:21:03,510
لازم نيس که حتی دیگه جوابتـو بدم

239
00:21:03,650 --> 00:21:09,140
من شمشیرِ تو هستم؛
 اگه من اون آدم نيستم، پس کی قدرتـاشو بِهِت قرض میده؟

240
00:21:18,400 --> 00:21:21,030
شما دو تا دارين چکار ميکنين؟

241
00:21:22,730 --> 00:21:27,700
يه چيزی، بویِ ماهی ميده
!بهم نگين که شما دو تا دارین بدونِ من نقشه میکِشین

242
00:21:28,170 --> 00:21:34,270
اين درست نيس، من داشتم نبض مَسترـم رو اندازه ميگرفتم که ببينم 
وضعِ سلامتـیش خوبه يا نه

243
00:21:34,610 --> 00:21:37,480
عــه، این حتماً يه راهِ خارق‌العاده‌ واسه اندازه‌گيریِ نبضـه

244
00:21:38,750 --> 00:21:41,410
اوه خب. بيا سِيبَر

245
00:21:41,520 --> 00:21:42,680
اون چيه؟

246
00:21:42,790 --> 00:21:44,310
لباس برای سِيبَر

247
00:21:44,660 --> 00:21:49,730
مراقبش باش، باشه؟
 ...خيلی مواظب باش، چون اين لباسـا موقعِ احضار از بين ميره

248
00:21:49,990 --> 00:21:52,520
ممنونم اَزت، من مسئولِ تو هستم، رين

249
00:21:53,030 --> 00:21:56,330
ولی تو واقعاً با لباسـایِ ساده‌ای مثل اين، مشکلی نداری؟

250
00:21:57,100 --> 00:21:59,970
چرا تو چَسبيدی به اين لباسـا، سِيبَر؟

251
00:22:03,440 --> 00:22:06,170
چون شيرو گفت که، اينـا بِهِم مياد

252
00:22:06,590 --> 00:22:16,690
Subtitle By :
Blue.Sky_Royal

253
00:22:12,300 --> 00:22:24,850
Fukai fukai mori no naka honoka kaoru itoshii...

254
00:22:12,880 --> 00:22:24,850
In the deep, dark forest, as I search for the faint fragrance...

255
00:22:24,900 --> 00:22:37,000
...hibi no omokage sagashite mireba fui ni anata ga warau.

256
00:22:24,900 --> 00:22:37,000
...of the lingering traces of the days I held dear, I suddenly hear you laugh.

257
00:22:37,000 --> 00:22:49,570
Furete mitakute te o nobashite mo hakanaku chuu o matta no desu.

258
00:22:37,000 --> 00:22:49,570
I reach out to try to touch you, but your image fluttered fleetingly in midair.

259
00:22:49,570 --> 00:22:59,520
Anata ni aitakute zutto aitakute zutto omou.

260
00:22:49,570 --> 00:22:59,520
I've missed you for so long, I've longed for you for so long.

261
00:22:59,520 --> 00:23:04,160
Nemurenu yoru o watari

262
00:22:59,520 --> 00:23:04,160
Wandering through sleepless nights,

263
00:23:04,160 --> 00:23:20,170
Anata ga nokoshita hikari to kage no naka ni tsutsumarete naite iru...

264
00:23:04,160 --> 00:23:20,170
...I am crying, enveloped within the light and shadow you left behind,

265
00:23:23,000 --> 00:23:32,260
...fukai fukai mori no naka de.

266
00:23:23,520 --> 00:23:32,260
...here in the deep, dark forest.

267
00:23:41,070 --> 00:23:45,510
قسمت بعدی

268
00:23:43,040 --> 00:23:45,740
Fate Stay Night...

269
00:24:04,760 --> 00:24:07,670
" قسمت بعدی، " اشکِ آسمان

270
00:24:05,990 --> 00:24:10,900
قسمت بعدی

271
00:24:06,500 --> 00:24:10,900
اشکِ آسمان

