1
00:00:12,390 --> 00:00:17,990
Subtitle By :
Blue.Sky_Royal

2
00:00:18,040 --> 00:00:19,970
شيرو اين اطراف نيست

3
00:00:23,680 --> 00:00:26,480
...اگه دفاعمو نگه دارم و معطلش کنم 

4
00:00:27,580 --> 00:00:28,550
!سِيبَر

5
00:00:29,550 --> 00:00:30,520
!!!سِيبَــر

6
00:00:30,750 --> 00:00:32,010
...شيرو

7
00:01:28,830 --> 00:01:39,030
Subtitle By :
Blue.Sky_Royal

8
00:01:41,490 --> 00:01:52,180
Yume ni mite ita, ano hi no kage ni todokanai sakebi.

9
00:01:41,490 --> 00:01:52,180
My cry doesn't reach the image of the day I saw in a dream.

10
00:01:52,990 --> 00:02:05,230
Asu no jibun wa nante egaite mo kienai negai ga nureru.

11
00:01:52,990 --> 00:02:05,230
No matter how I picture my future self, it is always steeped in hope that will never fade.

12
00:02:07,640 --> 00:02:18,480
Koboreochiru kakera o tsukamu sono te de...

13
00:02:07,640 --> 00:02:18,480
Reach out your hand and catch the falling pieces,

14
00:02:19,290 --> 00:02:32,990
...yureru kokoro kakaete tobikonde ike yoru e!

15
00:02:19,290 --> 00:02:32,990
...then hold my trembling heart and leap into the night!

16
00:02:32,990 --> 00:02:44,740
Dare ka no tami ni ikite kono toki ga subete de ii deshou?

17
00:02:32,990 --> 00:02:44,740
Isn't it enough to live for someone else and let this moment be all there is?

18
00:02:44,740 --> 00:02:56,960
 Misekake no jibun wa sotto sutete tada ari no mama de.

19
00:02:44,740 --> 00:02:56,960
Let's gently cast aside our false selves and just be who we really are.

20
00:02:58,600 --> 00:03:04,200
قسمت سیزدهم

21
00:02:59,500 --> 00:03:04,200
قلعۀ زمستانی

22
00:03:22,520 --> 00:03:23,780
سِيبَر چطوره!؟

23
00:03:24,590 --> 00:03:28,550
از وضعش ميتونم بگم که ، اون احتمالاً به زودی بيدار نميشه

24
00:03:29,600 --> 00:03:30,790
...فهميدم...

25
00:03:32,360 --> 00:03:34,360
خيلی خوشحالم که تو اينجايی، توهساکا

26
00:03:34,630 --> 00:03:38,700
من هيچ کاري نکردم، بدنِ سِيبَر هيچ بهبودی پيدا نميکنه

27
00:03:39,270 --> 00:03:41,140
توضيح بده که چه اتفاقی افتاد؟

28
00:03:41,740 --> 00:03:43,500
ما رايدرو شکست داديم

29
00:03:44,180 --> 00:03:45,770
...ما رايدرو شکست داديم

30
00:03:46,710 --> 00:03:50,480
سِيبَر از تصویرِ ذهنیِ اصيلش استفاده کرد، و بعدش حالش بد شد

31
00:03:51,920 --> 00:03:54,220
هـاه، سِيبَر از تجسمِ اصیلش استفاده کرد، هـا؟

32
00:03:54,450 --> 00:03:58,550
خب، تو رو از گفتن اونچه که اتفاق افتاد، معاف ميکنم

33
00:03:58,890 --> 00:04:02,160
حالا شما دو تا، مسئلۀ بزرگتری دارين که نگرانش باشين

34
00:04:02,660 --> 00:04:04,290
منظورت چيه؟

35
00:04:04,630 --> 00:04:06,860
تو بايد کم‌کم اينو فهميده باشی، نه؟

36
00:04:07,500 --> 00:04:10,470
اين حقيقتو که با اين سرعت، سِيبَر رو به ناپديد شدن ميره

37
00:04:11,200 --> 00:04:12,600
ناپديد شدن!؟

38
00:04:12,910 --> 00:04:15,880
سِيبَر هيچ نيروی جادويی نداره که از دست بده

39
00:04:16,810 --> 00:04:19,140
من نميدونم اون چه جور تصویرِ ذهنیِ اصيلی به کار برده

40
00:04:19,250 --> 00:04:22,810
ولی هر چقدرم که باشه، اون بايد تمام نيروی جادوييشو مصرف کرده باشه

41
00:04:23,880 --> 00:04:28,480
،نيروی جادويی منبعی‌ـه که، از بدنِ فيزيکیِ سِرونت‌ها نگهداری ميکنه که در اصل
 ماهيتِ معنوی داره

42
00:04:29,720 --> 00:04:33,180
اگه سِيبَر تمام نيروی جادوييشو به کار ببَره، ناپديد ميشه

43
00:04:34,230 --> 00:04:37,320
ولی... اون تمام اين مدت خوب بود

44
00:04:38,460 --> 00:04:41,870
حتی سِيبَر خودش گفت که، اگه بخوابه دوباره نيروی جادوييشو بدست مياره

45
00:04:42,330 --> 00:04:45,430
به خاطرِ اينکه مقدار نيروی جادويی که اون داره، بيشمار بود

46
00:04:45,540 --> 00:04:48,700
،اين درسته که سِيبَر هنوز يه مقدار نيروی جادويی داره

47
00:04:48,810 --> 00:04:52,240
من فکر ميکنم که، اون ميتونه دوباره به قدر کافی نيروی جادويی 
واسه نگه‌داشتنِ بدنش بدست بياره

48
00:04:52,240 --> 00:04:54,180
پس اون خوبه؟

49
00:04:54,280 --> 00:04:56,580
!ولی اينطوريـه

50
00:04:57,520 --> 00:05:00,580
،سِيبَر بايد تو شرايط عادی بجنگـه

51
00:05:00,990 --> 00:05:04,220
بدونِ نيرویِ جادويی که از مَسترـش ذخيره کرده باشه

52
00:05:04,760 --> 00:05:07,560
دفـه بعدی که از تصویرِ ذهنیِ اصيلش استفاده کنه، اون حتماً ناپديد ميشه
" Noble Phantasm "

53
00:05:07,660 --> 00:05:10,530
پس همۀ کاری که من بايد انجام بدم اينه که، نذارم اون از تصویرِ ذهنیِ اصيلش استفاده کنه

54
00:05:10,900 --> 00:05:15,230
،امکان نداره که يه سِرونت بدون تجسمِ اصیلش
 از جنگ جام مقدس جونِ سالم بِدر ببره

55
00:05:15,630 --> 00:05:16,930
...لعنتی

56
00:05:17,040 --> 00:05:20,770
،تنها دو راه واسه سِرونت‌های آسيب ديده وجود داره که دوباره بهبود پيدا کنن

57
00:05:21,770 --> 00:05:25,710
...يا مَستر نيروی جادويی تهيه کنه، يا

58
00:05:26,150 --> 00:05:29,450
سِرونت نيروی جادوييشو به خودش برگردونـه

59
00:05:29,550 --> 00:05:35,780
منظورت اينه که، ارواحِ مَردمِ بی‌گناه رو بدزده، و تبديل به قدرت خودش کنه، مثل رايدر؟

60
00:05:36,690 --> 00:05:40,060
--امکان نداره! من خيال ندارم که به سِيبَر اجازۀ همچين کاريو بدم

61
00:05:40,230 --> 00:05:46,720
نه، درسته؟ پس... تو ميتونی براش نيروی جادويی تهيه کنی؟

62
00:05:47,770 --> 00:05:52,730
اگه ميتونستم که قبلاً اينکارو ميکردم؛
 ...ولی من توانايیِ انجام‌دادن اينکارو ندارم

63
00:05:54,170 --> 00:05:55,660
،وقتی که تو سِيبَرو احضار کردی

64
00:05:55,810 --> 00:06:00,140
بايد يه جور ارتباط بين شما دو تا برقرار شده باشه

65
00:06:01,510 --> 00:06:08,080
...ممکنه چند راه ديگه هم باشه، ولی
....نه، فايده‌ای نداره، اگه بخوام خيالتو راحت کنم

66
00:06:08,520 --> 00:06:12,720
تو بايد تا حالا اينو فهميده باشی که اين، تنها راه‌ِحل‌ واسه توئـه

67
00:06:12,860 --> 00:06:18,090
...برای نجات سِيبَر، تو بايد از جادوی فرمان و حمله کردنش به انسان‌ها استفاده کنی

68
00:06:18,460 --> 00:06:20,520
تو داری ميگی که، مَردم بی‌گناه رو بکُشم

69
00:06:20,630 --> 00:06:23,160
حداقل تو با اینکار ميتونی از سناريویِ بدتری جلوگيری کنی

70
00:06:23,570 --> 00:06:27,170
اگه نميخوای سِيبَرو از دست بدی، از جادویِ فرمان استفاده کن

71
00:06:28,770 --> 00:06:30,740
--من نميتونم

72
00:06:40,520 --> 00:06:42,820
سِيبَر، ديگه به حدِ خودش رسيده

73
00:06:43,460 --> 00:06:47,860
تو بايد قبل از حملۀ سرونت‌های ديگه، خودتو تسليمِ واقعيت کنی 

74
00:06:49,290 --> 00:06:52,030
من بايد از جادوی فرمان استفاده کنم تا اون، به مَردم حمله کنه؟ 

75
00:06:52,970 --> 00:06:56,630
اين تنها راهی‌ـه که من ميتونم سِيبَرو نجات بدم؟

76
00:07:33,340 --> 00:07:37,140
...کسی که اين شمشيرو از از اين سنگ بيرون بکِشه

77
00:07:37,940 --> 00:07:41,640
بايد پادشاه بريتانيا بشه

78
00:07:42,850 --> 00:07:48,910
...آرتور، قبل از اينکه شمشير‌ِشو بيرون بکِشه، به دقت درباره‌ـش فکر کرد

79
00:07:49,890 --> 00:07:56,320
اينو بدون که، تو بعد از بيرون کِشيدن شمشير، ديگه يه انسان نيستی

80
00:07:58,660 --> 00:08:03,500
آره. من با اشتياق واسه بيرون کشيدنِ اين شمشير ميام جلو

81
00:08:36,740 --> 00:08:41,800
!پادشاه ما خدای جنگ‌ـه! اون هميشه جلوی صف می‌ايسته و نميدونه که شکست چيـه

82
00:08:41,940 --> 00:08:44,980
!هيچکس نميتونه تو راهِ پادشاه آرتور، بايستـه

83
00:08:44,980 --> 00:08:49,350
شجاعت اون هيچوقت تغيير نميکنه؛ چون اون شمشيرِ انتخاب شده رو، بيرون کشيده

84
00:08:49,350 --> 00:08:50,580
!پادشاه حتی پيرم نميشه

85
00:08:50,850 --> 00:08:53,880
!اون تجسمی از يه اژدهاس

86
00:08:57,990 --> 00:09:01,650
پادشاه؟ پادشاه کيه؟

87
00:09:03,160 --> 00:09:04,600
!اون سِيبَر‍ـه

88
00:09:05,930 --> 00:09:08,900
...اون شمشير با شمشيری که سِيبَر ديشب به کار برد، فرق ميکنه

89
00:09:10,870 --> 00:09:13,700
اون شمشير حالا کجاس؟

90
00:09:20,050 --> 00:09:22,740
لعنتی، خوابم برد؟

91
00:09:26,620 --> 00:09:29,610
اين خواب... در مورد سِيبَر بود و من چيزی درباره‌ـش نميدونستم

92
00:09:29,960 --> 00:09:33,720
يعنی ما ميتونيم همچین چيزايی رو تو خواب ببينيم؟

93
00:09:36,230 --> 00:09:40,630
اون دیگه چی بود؟ از وقتی که اون شمشيرو ديدم، نميدونم چرا بدنم هميشه گرمـه 

94
00:09:52,040 --> 00:09:54,810
...از جلوی من ناپديد نشو، سِيبَر

95
00:09:55,180 --> 00:09:59,520
تو بايد از جادوی فرمان استفاده کنی، تا اون به انسان‌ها حمله کنه 

96
00:10:19,970 --> 00:10:24,540
تو  اَزم چی ميخوای؟
 من در مورد سولاتِ تيراندازی، کمکی بِهِت نميکنم

97
00:10:25,040 --> 00:10:28,540
کسی خيال نداره که در مورد تيراندازی اَزت سوال کنه

98
00:10:29,380 --> 00:10:32,280
من فقط کنجکاو بودم که بدونم که تو چی هستی

99
00:10:33,290 --> 00:10:36,020
همونطور که ميتونی بينی، من دارم بررسی ميکنم که بدنم چطور اينکارو ميکنه

100
00:10:36,820 --> 00:10:39,190
آسيبی که از سِيبَر متحمل شدم، خوب شده

101
00:10:40,760 --> 00:10:43,320
من نميتونم هميشه به عنوان نگهبان باقی بمونم

102
00:10:44,360 --> 00:10:47,230
چون من سِرونتِ رين هستم

103
00:10:48,300 --> 00:10:51,540
درسته... من ديگه وقتی واسه مُردد بودن ندارم

104
00:10:51,540 --> 00:10:54,470
،مادامی که اون و توهساکا آمادۀ برگشتن هستن 

105
00:10:54,470 --> 00:10:56,570
من بايد سريع تصميمم رو بگيرم

106
00:10:56,740 --> 00:10:58,730
من در مورد سِيبَر شنيدم

107
00:10:58,840 --> 00:11:04,810
يه احضارِ ناتمام که، با ناتوانیِ مَستر برای تهيه کردن نيروی جادويی، جفت شده

108
00:11:04,920 --> 00:11:07,040
!از همون اولم ميدونستم

109
00:11:08,290 --> 00:11:10,920
ولی من نميذارم که سِيبَر ناپديد بشه

110
00:11:11,020 --> 00:11:13,250
از اونجايی که تو هنوز اينو نفهميدی، من بِهِت ميگم

111
00:11:13,360 --> 00:11:17,760
سِيبَر ميدونست که، اگه از تصویرِ ذهنیِ اصيلش استفاده کنه، ناپديد ميشه

112
00:11:18,100 --> 00:11:22,590
اون احتمالاً به هيچوجه قصد نداشت که از تجسمِ اصیلش استفاده کنه

113
00:11:23,200 --> 00:11:26,900
هنوزم، تنها يه دليل وجود داره که، چرا اون عاقبت عمداً اَزش استفاده کرد

114
00:11:27,310 --> 00:11:30,900
سِيبَر، محافظت از تو رو انتخاب کرده، تا هر چيزِ ديگه‌ای

115
00:11:31,310 --> 00:11:33,610
هرگز اينو فراموش نکن

116
00:11:50,100 --> 00:11:56,630
،برای شکست دادن مَسترهای ديگه، و عاقبتِ اين جنگِ جام مقدس
...من به هيچوجه به سِيبَر نيازی ندارم 

117
00:11:58,670 --> 00:12:03,630
نه، حتی بدون اين دليل هم من نميخوام که، سِيبَر ناپديد بشه 

118
00:12:06,710 --> 00:12:11,670
،اگه من اينو به کار ببَرم، حتی اگه سِيبَر قبول نکنه 

119
00:12:12,350 --> 00:12:14,880
 اون بايد به دستوراتِ من عمل کنه 

120
00:12:15,120 --> 00:12:17,250
،حمله به انسان‌ها مثل رايدر، و مکيدنِ روحشون برای زنده موندن 

121
00:12:19,360 --> 00:12:22,420
نه، من نميتونم سِيبَرو وادار به همچین کارايی بکنم


122
00:12:22,730 --> 00:12:24,750
...درست وقتی که فکر ميکردم که اينجا نيستی

123
00:12:24,860 --> 00:12:26,090
!ايليا

124
00:12:26,330 --> 00:12:28,270
!سلام، شيرو

125
00:12:29,500 --> 00:12:32,160
خيلی افسرده به نظر ميرسی، چی شده؟

126
00:12:32,270 --> 00:12:34,970
تو بازم تنهايی اومدی بيرون؟

127
00:12:35,770 --> 00:12:39,370
متاسفم، من وقت ندارم که باهات حرف بزنم

128
00:12:40,310 --> 00:12:43,010
سِيبَر در حالِ غيب شدنـه، درسته؟

129
00:12:43,380 --> 00:12:44,370
ايليا!؟

130
00:12:47,350 --> 00:12:51,950
مَسترِ رايدر فرار کرد، چون تو اينطوری بودی

131
00:12:53,490 --> 00:12:56,950
تمام کاری که بايد با بازنده‌ها بکنی، کُشتن اونـاس

132
00:12:57,460 --> 00:13:00,330
نگو که تو هم اونجا بودی!؟

133
00:13:05,800 --> 00:13:07,470
!آره، بودم

134
00:13:07,470 --> 00:13:08,370
چی!؟

135
00:13:08,470 --> 00:13:12,710
،اگر چه، من فقط ميتونستم يه چيزايی رو از داخل ساختمون ببينم

136
00:13:13,980 --> 00:13:14,950
--ایليا، تو

137
00:13:15,080 --> 00:13:17,210
آه، تو الآن نميتونی بدنتـو حرکت بدی؟

138
00:13:17,350 --> 00:13:19,910
شيرو، تو خيلی دفاع ميکنی

139
00:13:20,420 --> 00:13:24,320
چقدر راحت اسير شدی، چه نازه

140
00:13:25,890 --> 00:13:26,950
...ايليا

141
00:13:28,390 --> 00:13:33,460
،بی‌فايده‌ـس، اگه که سعی کنی تکون بخوری، اونی-چان
 به زودی حتی نميتونی حرف بزنی

142
00:13:33,800 --> 00:13:39,000
ولی نگران نباش، من امروز واسه صحبت کردن با تو نيومدم اينجا

143
00:13:39,370 --> 00:13:41,360
تو ميخوای منو بکُشی...؟

144
00:13:44,940 --> 00:13:49,140
به هر حال سِيبَر قراره که ناپديد بشه؛ پس بذار همه چيزو سريع‌تر جلو ببريم

145
00:13:49,920 --> 00:13:52,510
شب بخير، اونی-چان

146
00:13:55,450 --> 00:13:57,390
....شمشير طلايی

147
00:13:57,790 --> 00:14:00,950
شمشير فقط به خاطر اون وجود داره

148
00:14:01,530 --> 00:14:04,990
اينطور نيس که من شمشيرو بخوام؛
 ...اون... قشنگـه

149
00:14:05,830 --> 00:14:09,460
اگه بذارن، من دوست دارم که اونو تو دستام نگه دارم

150
00:14:10,400 --> 00:14:14,400
بايد بذارن که اينکارو بکنم، تا وقتی که اينو تو خوابم ميخوام، نه؟

151
00:14:14,510 --> 00:14:17,370
...اگه من بتونم خودمو تصوّر کنم که، اون شمشيرو نگه داشتم

152
00:14:17,510 --> 00:14:19,480
جادوی تقويت، گول نميزنه

153
00:14:19,910 --> 00:14:21,940
من بايد يه کارِ پيچيده‌تر بکنم

154
00:14:22,050 --> 00:14:25,980
چطور فرض کنم که اينو تجسم کردم...؟

155
00:14:31,560 --> 00:14:33,790
چه اتفاقی افتاده؟

156
00:14:34,590 --> 00:14:39,000
...ايليا بدنمـو فلج کرد و بعدش

157
00:14:39,930 --> 00:14:44,030
اين ديگه چيه!؟ چی شده!؟

158
00:14:50,540 --> 00:14:54,210
--دير شده، اگه نَرَم خونه، سِيبَر

159
00:14:56,580 --> 00:14:58,480
!آه، تو بالاخره بيدار شدی

160
00:15:00,550 --> 00:15:04,050
بدنت چه حسی داره؟
 تو بايد بتونی به زودی صحبت کنی

161
00:15:04,490 --> 00:15:09,480
آره، و مغزمم به اندازۀ کافی خاليـه که، بِهِم ميگه اسير شدم

162
00:15:10,030 --> 00:15:16,030
چی، تو خوشحال نيستی؟ 
اسير شدن يعنی بندازنت تو يه زندان تو زيرزمين، نه؟

163
00:15:16,570 --> 00:15:20,270
من برات استثناء قائل شدم، و اجازه دادم که توی اتاقم بمونی

164
00:15:20,640 --> 00:15:23,070
اينجا يه قلعه‌ـس که داخلِ يه جنگلِ بزرگِ

165
00:15:23,170 --> 00:15:27,010
هيچکسی واسه نجات دادنت نمياد، و هيچ مانعی هم باهات برخورد نميکنه

166
00:15:27,110 --> 00:15:29,480
چرا منو آوردی اينجا؟

167
00:15:29,580 --> 00:15:32,520
تو ميتونستی منو تو همون پارک بکُشی

168
00:15:33,180 --> 00:15:37,210
چرا؟ من اصلاً خيال ندارم که تو رو بکُشم، شيرو

169
00:15:37,360 --> 00:15:40,920
من مَسترهای ديگه رو ميکُشم، ولی شيرو خاص‌ـه

170
00:15:41,030 --> 00:15:46,230
ميخوای سِرونت من بشی؟
 بعدش ميذارم که زنده بمونی

171
00:15:46,670 --> 00:15:48,530
چی!؟

172
00:16:02,480 --> 00:16:04,180
...شيرو

173
00:16:13,090 --> 00:16:17,590
شيرو... تو کجايی...؟

174
00:16:27,310 --> 00:16:28,600
...شيرو

175
00:16:29,470 --> 00:16:30,970
شيرو اينجا نيس!؟

176
00:16:32,180 --> 00:16:37,170
آره، ميتونم بِهت بگم که، اون هنوز سالمـه، ولی اون خيلی دوره

177
00:16:37,620 --> 00:16:41,070
شايد تو چنگ دشمنـه، لطفاً کمکت رو بِهم قرض بده

178
00:16:41,190 --> 00:16:43,120
رَدش کن، رين

179
00:16:44,660 --> 00:16:49,320
به احتمال زياد، وقتی داشته خيلی عميق فکر ميکرده، ربوده شده

180
00:16:49,630 --> 00:16:53,060
ما هيچ تعهدی نداريم که، اينجور مَسترها رو نجات بديم

181
00:16:53,160 --> 00:16:53,690
!گستاخ

182
00:16:54,000 --> 00:16:56,060
ما از اولشم، دشمنِ هم بوديم

183
00:16:56,740 --> 00:17:00,070
اگه اون بميره، فقط زحمت ما رو کم ميکنه

184
00:17:02,010 --> 00:17:05,970
!اين بی‌پروايی‌ـه! نيروی جادويی تو انقدر کم شده که، نميتونی خودتو زره‌‌پوش کنی

185
00:17:06,310 --> 00:17:09,980
من ميتونم بجنگم، من نميتونم شيرو رو همينطوری ترک کنم

186
00:17:19,360 --> 00:17:20,520
...آرچر

187
00:17:26,630 --> 00:17:30,160
يالا، شيرو، سِرونت من شو

188
00:17:30,270 --> 00:17:32,570
چی؟ اين مزخرفـه

189
00:17:32,900 --> 00:17:37,140
چون... يه دفـه که سِيبَر ناپديد بشه، تو دیگه هيچ هدفی از جنگيدن نداری، نه؟

190
00:17:37,740 --> 00:17:40,110
هيچ امتيازی برات نداره که، مَستر بمونی

191
00:17:40,210 --> 00:17:42,540
!نه، سِيبَر هنوز ناپديد نشده

192
00:17:45,120 --> 00:17:48,640
ولی اون همين حالا ميتونه به راحتی کُشته بشه

193
00:17:49,020 --> 00:17:54,080
تو فقط بايد اينجا بمونی، شيرو؛ من تا ابد اَزت محافظت ميکنم

194
00:17:54,630 --> 00:17:58,500
--نه، عقب بکش، ايليا؛ مهم نيس که چقدر اَزم خواهش کنی، من

195
00:17:59,130 --> 00:18:05,500
مثلِ اینکه تو واقعاً نميفهمی، نه؟ 
گوش کن، تو الآن مثل يه پرنده تو قفس گير افتادی

196
00:18:05,600 --> 00:18:09,100
من انتخاب ميکنم که تو زنده بمونی يا اینکه بميری

197
00:18:09,210 --> 00:18:12,410
تو نميتونی حرفايی بزنی که منو خيلی عصبانی کنه

198
00:18:12,940 --> 00:18:19,510
علاوه بر اين... من 10 سال صبر کردم؛
 بنابراین راحت کُشتنت، خيلی خسته کننده‌ـس

199
00:18:21,490 --> 00:18:26,690
يه بار ديگه اَزت ميخوام. شيرو، دارايی من شو

200
00:18:27,260 --> 00:18:30,490
ايليا من نميتونم به حرفت گوش کنم

201
00:18:30,660 --> 00:18:35,360
،من سِيبَرو دارم، پس من بايد به عنوان يه مَستر بجنگم

202
00:18:36,730 --> 00:18:41,400
فهميدم... حتی تو هم بِهِم خيانت ميکنی، هاه؟

203
00:18:42,740 --> 00:18:46,400
من تمام اين مدت بِهِت اجازه دادم بِری؛ ولی اينجا ديگه آخرشـه

204
00:18:46,510 --> 00:18:47,880
همينجا صبر کن

205
00:18:47,880 --> 00:18:50,180
خيال داری که چکار کنی؟

206
00:18:50,280 --> 00:18:52,110
!من ميخوام برم سِيبَرو بکُشم

207
00:18:52,480 --> 00:18:55,650
بعداً، شايد از تصميمت پشيمون بشی

208
00:18:56,190 --> 00:18:59,450
!اینکارو نکن! اين به سِيبَر و توهساکا هيچ ربطی نداره

209
00:18:59,560 --> 00:19:02,490
من به خاطر دلايل خودم نميتونم باهات باشم

210
00:19:02,990 --> 00:19:06,400
واقعاً؟ ولی من هنوزم ميخوام که اون دو تا رو بکُشم

211
00:19:06,730 --> 00:19:09,570
وقتی اينکارو کردم، نظرت عوض ميشه، شيرو

212
00:19:10,170 --> 00:19:14,130
اگه نميخوای که مالِ من باشی، پس به خاطرِ تو، نيازی بِهِش نيست

213
00:19:14,570 --> 00:19:19,010
،هر چقدر که ميخوای میتونی اَزم متنفر باشی
 ولی این دليلی نمیشه که سِيبَر و توهساکا رو بکُشی

214
00:19:19,580 --> 00:19:24,110
من نميتونم اجازه بدم که مَسترهای ديگه زنده بمونن؛ اين جنگِ جام مقدسه، درسته؟

215
00:19:24,220 --> 00:19:27,010
!احمق! انقدر راحت از کُشتن ديگران حرف نزن

216
00:19:27,790 --> 00:19:32,520
اوه، متاسفم، ولی من قبلاً هم مَسترهای ديگه رو کُشتم، اونی-چان

217
00:19:33,220 --> 00:19:34,490
چی..؟

218
00:19:34,730 --> 00:19:39,690
یکیش همین ديروز بود... فکر کنم يه جورايی غير منتظره بود

219
00:19:40,170 --> 00:19:45,190
من فکر کردم که اونی-چان مراقب اون پسره هست

220
00:20:12,700 --> 00:20:17,070
متاسفم، چون تو اينکارو نکردی، در عوض من کُشتمش

221
00:20:18,100 --> 00:20:21,600
من واقعاً دوست ندارم که چيزای ديگران رو بدزدم

222
00:20:23,140 --> 00:20:27,480
خب پس، من ديگه ميرم؛ هر چقدر که ميتونی، سعی کن که فرار کنی

223
00:20:28,410 --> 00:20:30,750
!ايليا! ايليا

224
00:20:30,850 --> 00:20:32,610
!صبر کن، ايليا

225
00:20:34,820 --> 00:20:38,090
...من بايد جلوشو بگيرم! ...اون واقعاً ميخواد

226
00:20:39,820 --> 00:20:44,760
!لعنتی! بدنم هنوز تحت تاثير چشمایِ ايلياس

227
00:20:45,730 --> 00:20:49,460
پس... با اينکه اینکار يه جورايی وحشيانه‌ـس، ولی من بايد با نيروی جادويی حرکتش بدم

228
00:20:50,000 --> 00:20:51,700
!ترسیم کن

229
00:20:52,640 --> 00:20:54,830
ذات بنيادی، تشخيص بده

230
00:20:56,810 --> 00:21:00,110
ترکيب مواد، تشخيص بده

231
00:21:01,310 --> 00:21:03,280
جريانِ نيرویِ جادويی، سريعـه

232
00:21:03,410 --> 00:21:06,180
اين به خاطرِ جواهری‌ـه که توهساکا مجبورم کرد که قورتش بدم؟


233
00:21:30,640 --> 00:21:33,670
 !فقط يکم بيشتر... منتظرم باش، سِيبَر

234
00:22:01,510 --> 00:22:05,440
شيرو.... لطفاً سالم بمون

235
00:22:06,160 --> 00:22:16,260
Subtitle By :
Blue.Sky_Royal

236
00:22:12,300 --> 00:22:24,850
Fukai fukai mori no naka honoka kaoru itoshii...

237
00:22:12,880 --> 00:22:24,850
In the deep, dark forest, as I search for the faint fragrance...

238
00:22:24,900 --> 00:22:37,000
...hibi no omokage sagashite mireba fui ni anata ga warau.

239
00:22:24,900 --> 00:22:37,000
...of the lingering traces of the days I held dear, I suddenly hear you laugh.

240
00:22:37,000 --> 00:22:49,570
Furete mitakute te o nobashite mo hakanaku chuu o matta no desu.

241
00:22:37,000 --> 00:22:49,570
I reach out to try to touch you, but your image fluttered fleetingly in midair.

242
00:22:49,570 --> 00:22:59,520
Anata ni aitakute zutto aitakute zutto omou.

243
00:22:49,570 --> 00:22:59,520
I've missed you for so long, I've longed for you for so long.

244
00:22:59,520 --> 00:23:04,160
Nemurenu yoru o watari

245
00:22:59,520 --> 00:23:04,160
Wandering through sleepless nights,

246
00:23:04,160 --> 00:23:20,170
Anata ga nokoshita hikari to kage no naka ni tsutsumarete naite iru...

247
00:23:04,160 --> 00:23:20,170
...I am crying, enveloped within the light and shadow you left behind,

248
00:23:23,000 --> 00:23:32,260
...fukai fukai mori no naka de.

249
00:23:23,520 --> 00:23:32,260
...here in the deep, dark forest.

250
00:23:41,240 --> 00:23:45,870
قسمت بعدی

251
00:23:43,270 --> 00:23:45,870
Fate Stay Night...

252
00:24:04,630 --> 00:24:07,930
" قسمت بعدی، " پايانِ آرزوها

253
00:24:05,990 --> 00:24:10,900
قسمت بعدی

254
00:24:06,630 --> 00:24:10,900
پایانِ آرزوها

