1
00:00:00,310 --> 00:00:05,320
Subtitle By :
Blue.Sky_Royal

2
00:00:05,830 --> 00:00:07,490
من نميذارم که زحماتش به باد بره

3
00:00:07,630 --> 00:00:10,760
حالا که آرچرو از دست دادم، ما بايد همين حالا بِرسِرکرو شکست بديم

4
00:00:20,140 --> 00:00:21,770
...نه، هفت، هشت
Neun, acht, sieben....


5
00:00:22,110 --> 00:00:24,580
!شليک کن! بهش شليک کن ! شليک کن بکُشش
Stil schießt, Beschießung erschießen!

6
00:00:30,450 --> 00:00:33,040
!بِرسِکر! لِهش کن

7
00:00:33,160 --> 00:00:43,960
Subtitle By :
Blue.Sky_Royal

8
00:00:35,460 --> 00:00:39,930
Kirameku namida wa hoshi ni

9
00:00:35,460 --> 00:00:39,930
Glistening tears turn into stars

10
00:00:40,030 --> 00:00:44,270
Kaze ni nori sora o kazaru

11
00:00:40,030 --> 00:00:44,270
Carried aloft by the wind, they adorn the sky

12
00:00:44,410 --> 00:00:48,770
Tsukiakari kumo ni togirete mo,

13
00:00:44,410 --> 00:00:48,770
Even when the moonlight is hidden behind the clouds,

14
00:00:48,880 --> 00:00:55,580
...boku o terasu

15
00:00:48,880 --> 00:00:55,580
...it still shines down on me

16
00:01:02,820 --> 00:01:06,850
Massugu na reeru ga ya de,

17
00:01:02,820 --> 00:01:06,850
Fed up with traveling straight down the rails,

18
00:01:07,130 --> 00:01:11,390
...yamikumo ni kakedashita

19
00:01:07,130 --> 00:01:11,390
...I recklessly broke out into a run

20
00:01:11,670 --> 00:01:15,860
Akirame o ketsui ni kaete,

21
00:01:11,670 --> 00:01:15,860
My resignation turns into determination,

22
00:01:15,970 --> 00:01:20,240
...surihetta kakato hokoru

23
00:01:15,970 --> 00:01:20,240
...and I find pride in my worn-out heels

24
00:01:20,570 --> 00:01:29,240
Michi wa tsuzuku, nishi e higashi e

25
00:01:20,570 --> 00:01:29,240
The path continues on, going eastwards, going westwards

26
00:01:29,380 --> 00:01:33,840
Hi wa shizundemo

27
00:01:29,380 --> 00:01:33,840
Even after the sun goes down

28
00:01:35,620 --> 00:01:39,650
Kirameku namida wa hoshi ni

29
00:01:35,620 --> 00:01:39,650
Glistening tears turn into stars

30
00:01:39,990 --> 00:01:44,260
Kaze ni nori sora o kazaru

31
00:01:39,990 --> 00:01:44,260
Carried aloft by the wind, they adorn the sky

32
00:01:44,400 --> 00:01:48,730
Tsukiakari kumo ni togirete mo,

33
00:01:44,400 --> 00:01:48,730
Even when the moonlight is hidden behind the clouds,

34
00:01:48,840 --> 00:01:55,500
...boku o terasu

35
00:01:48,840 --> 00:01:55,500
...it still shines down on me

36
00:01:58,600 --> 00:02:03,410
قسمت شانزدهم

37
00:01:58,970 --> 00:02:03,410
شمشيری که پيروزیِ موعود رو به ارمغان می‌آورد

38
00:02:22,730 --> 00:02:23,490
!سِيبَر

39
00:02:23,600 --> 00:02:26,360
!بِرسِکر! زود باش بکُشش

40
00:02:30,070 --> 00:02:31,060
!سِيبَر

41
00:02:46,620 --> 00:02:50,890
!عوضی! بذار اون بره

42
00:02:51,220 --> 00:02:52,190
شيرو!؟

43
00:03:00,570 --> 00:03:01,500
!شيرو

44
00:03:04,940 --> 00:03:07,870
!احمق‌بازی در نيار... کافيـه دیگه
 !خواهش ميکنم عقب بِکِش، مَستر

45
00:03:08,110 --> 00:03:09,200
!بذار بره

46
00:03:21,320 --> 00:03:23,190
!تو نميتونی

47
00:03:30,460 --> 00:03:32,760
!تو نميتونی! از اون استفاده نکن، سِيبَر

48
00:03:39,640 --> 00:03:40,660
چرا...؟

49
00:03:42,010 --> 00:03:45,670
مگه اين تنها وسيله‌ای نيس که ما داريم!؟

50
00:03:46,710 --> 00:03:49,580
وقتی اون اينطوری ضعيف ميشه، فقط شمشيرو بِکِش 

51
00:03:49,950 --> 00:03:53,080
تو الآن قدرتی نداری که، از اون شمشير استفاده کنی 

52
00:03:53,220 --> 00:03:54,690
!پس فقط همونجا صبر کن

53
00:03:55,520 --> 00:03:57,220
،اگه نميتونی حريفت رو تو واقعيت شکست بدی

54
00:03:57,320 --> 00:03:59,990
چيزی رو تصور کن که، بِهت اجازه ميده تو تصوراتت شکستش بدی 

55
00:04:03,600 --> 00:04:04,830
!من به خاطر تو يکی ميسازم

56
00:04:06,700 --> 00:04:11,330
چون اين تنها کاری‌‌ـه که ميتونی بکنی 

57
00:04:22,310 --> 00:04:25,410
...من يه شمشير ميسازم

58
00:04:27,190 --> 00:04:28,880
!که بتونی اَزش استفاده کنی

59
00:04:42,670 --> 00:04:45,660
--اون شمشير... مالِ

60
00:05:07,990 --> 00:05:09,480
...فقط يه بار ديگه

61
00:05:09,600 --> 00:05:11,830
...يه شمشير که نبايد تيکه تيکه بشه

62
00:05:11,930 --> 00:05:14,090
این يه نقص تو تصوراتـم بود...

63
00:05:14,570 --> 00:05:16,660
!شروع ميشه... ترسيم کن

64
00:05:22,640 --> 00:05:25,270
چيزی که من بايد باهاش روبرو بشم، خودمـه

65
00:05:25,610 --> 00:05:28,270
من اصلاً نميتونم بی‌نظمی رو تحمل کنم

66
00:05:29,820 --> 00:05:31,080
!شيرو

67
00:05:33,390 --> 00:05:35,410
من بايد چارچوبی که پايه رو شکل ميده، تصور کنم

68
00:05:36,090 --> 00:05:38,350
من بايد مواد اين ترکيب رو دو برابر کنم

69
00:05:38,790 --> 00:05:43,630
من تمام عمرم داشتم اين مواد رو با هم ترکيب ميکردم؛
 من بايد خودمو برای بهتر بودن تو همۀ کارها فدا کنم

70
00:05:48,270 --> 00:05:51,000
!بذار همۀ خطاهای حِسی‌ـمو در هم بپيچم و شمشيرمو همينجا شکل بدم

71
00:06:03,880 --> 00:06:04,910
!شيرو

72
00:06:05,850 --> 00:06:08,480
!امکان نداره که بتونی بِرسِرکِرو شکست بدی

73
00:06:10,960 --> 00:06:13,930
گفتم که، شمشيری خلق ميکنم که بِرسِرکرو شکست بده

74
00:06:14,460 --> 00:06:17,620
ولی من حتی نميتونم از اين شمشير استفاده کنم

75
00:06:28,270 --> 00:06:29,970
شيرو، شمشير

76
00:07:38,040 --> 00:07:42,710
اين... شمشير توئـه، سِيبَر؟

77
00:07:43,180 --> 00:07:47,180
...اين کاليبرن‌ـه؛ شمشيرِ تویِ سنگ که، پادشاهُ انتخاب ميکنه

78
00:07:47,320 --> 00:07:49,750
شمشيری که تا ابد از دستش داده بودم

79
00:07:49,960 --> 00:07:54,760
هر چند، اين چیزی بيشتر از يه خطای حسی که، اون آدم خلق کرده نيست 

80
00:07:55,290 --> 00:07:57,760
يه شمشيری که هرگز دوباره به وجود نخواهد اومد

81
00:07:58,630 --> 00:08:00,390
...ولی

82
00:08:00,900 --> 00:08:03,700
از اون خطای حسی نميشه چشم‌پوشی کرد

83
00:08:03,800 --> 00:08:10,300
...کی فکرشو ميکرد که يه ضربه، بتونه بدنِ منو هفت بار شکست بده  

84
00:08:23,720 --> 00:08:24,750
!شيرو

85
00:08:24,860 --> 00:08:26,950
...نه، من خوبم

86
00:08:29,930 --> 00:08:35,270
امکان نداره... بِرسِرکر... تو مُردی...؟

87
00:08:38,370 --> 00:08:42,030
!نه، سِيبَر، .به ايليا کاری نداشته باش

88
00:08:42,270 --> 00:08:45,470
...حالا که بِرسِرکر رفته، ايليا

89
00:09:06,670 --> 00:09:09,290
...بيدار شدی، شيرو

90
00:09:11,700 --> 00:09:13,070
...آره

91
00:09:13,410 --> 00:09:16,100
حالت چطوره؟

92
00:09:16,210 --> 00:09:20,080
چی شده، سِيبَر؟
 تو روزِ روشن اين قيافۀ جدی رو به خودت گرفتی

93
00:09:20,310 --> 00:09:24,510
نه، من فقط يه خواب ديدم

94
00:09:24,680 --> 00:09:25,980
يه خواب؟

95
00:09:28,090 --> 00:09:30,110
...چقدر سر و صدا ميکنين

96
00:09:39,030 --> 00:09:40,470
اين کاسه‌ها رو ببَرم؟

97
00:09:40,600 --> 00:09:42,860
آره، شرمنده که تو زحمت افتادی

98
00:09:54,880 --> 00:09:56,280
...صبح بخير

99
00:09:59,520 --> 00:10:02,250
شرمنده، ميذاری يکم شير بخورم، شيرو

100
00:10:02,550 --> 00:10:03,680
صبح بخير

101
00:10:04,490 --> 00:10:06,580
...پسر... سَرَم داره ميترکـه

102
00:10:07,230 --> 00:10:10,200
ها، اين ديگه چيه؟ اين چيزایِ قر و قاطی چيه که پُختين؟

103
00:10:10,600 --> 00:10:12,760
استيکِ همبرگره

104
00:10:14,530 --> 00:10:16,370
امروز تنبل به نظر ميای، رين

105
00:10:17,470 --> 00:10:20,930
بِرسِرکر مرده، البته که خسته شدم

106
00:10:21,140 --> 00:10:25,740
تمام سِرونت‌های باقيمونده ميتونن به راحتی از تو شکست بخورن، سِيبَر

107
00:10:25,980 --> 00:10:28,880
تو جنگ، هيچی از پيش تعيين شده نيست

108
00:10:28,980 --> 00:10:30,780
اوه، انقدر خجالتی نباش

109
00:10:30,880 --> 00:10:36,550
تمام اينـا برای کينگ آرتورـه، همۀ اين قهرمانان برای اون ميجنگن

110
00:10:36,760 --> 00:10:41,780
توساکا! تو قبلاً... هويت سِيبَرو... ميدونستی؟

111
00:10:42,330 --> 00:10:45,860
بطورِ سر-بسته... من تازه ديروز مطمئن شدم

112
00:10:48,170 --> 00:10:52,800
فقط يه نفره که ميتونه به خوبی، اين شمشيرِ مقدسِ بزرگ رو به کار ببره

113
00:11:00,810 --> 00:11:03,650
شيرو... حالا نقشه‌ـت چيه؟

114
00:11:04,680 --> 00:11:06,450
هـاه؟ نقشه واسه چی؟

115
00:11:06,750 --> 00:11:09,620
واسه اون بچۀ لوسی که تو اتاقِ بغلی خوابيده؟

116
00:11:09,790 --> 00:11:13,450
!خيلی صريح بگو، اونی که تو اتاقِ شيرو خوابيده ديگه

117
00:11:15,890 --> 00:11:18,800
...هـاه؟ ام... نه، من... ام

118
00:11:18,900 --> 00:11:21,060
شيرو منم بايد اينو بگم

119
00:11:21,200 --> 00:11:24,640
تو يه چيزيت شده که ميخوای از ايلياسويل مراقبت کنی

120
00:11:25,070 --> 00:11:28,870
من نميتونم بذارم که اون همينطوری بره، ايليا هنوز يه بچه‌ـس

121
00:11:29,270 --> 00:11:32,510
بعد از اون جهنمی که واسمون درست کرد، تو هنوزم اين حرفا رو ميزنی!؟

122
00:11:32,610 --> 00:11:36,980
اگه يه نفر باشه که درست و غلط رو بِهِش ياد بده، ايليا ديگه از اين کارا نميکنه

123
00:11:37,480 --> 00:11:42,010
به علاوه... من تو اين نبرد، واسه کُشتنِ مَسترها نميجنگم

124
00:11:42,520 --> 00:11:45,620
من برای تموم شدنِ اين نبرد ميجنگم

125
00:11:45,960 --> 00:11:50,400
پس تو داری ميگی که، تمام کارايی که اون کرده رو بخشيدی؟

126
00:11:54,770 --> 00:11:57,360
!من خيال ندارم به خاطر کاری که با آرچر کرد، ببخشمش

127
00:11:59,340 --> 00:12:04,070
چی؟ به هر حال سِرونت‌ها آخرِ سر هَمَشون ناپديد ميشن

128
00:12:04,610 --> 00:12:08,510
تو به عنوان يه مَستر، به خاطرِ همچین افکاری، شکست خوردی

129
00:12:08,610 --> 00:12:10,010
چی زر زدی!؟

130
00:12:13,750 --> 00:12:16,120
من از شما قدرشناسی ميکنم، مَسترِ سِيبَر

131
00:12:16,860 --> 00:12:21,090
از تهِ قلبم اَزت ممنونم که اَزم مراقبت کردی، از دشمنت

132
00:12:27,170 --> 00:12:28,330
!شوخی کردم

133
00:12:29,100 --> 00:12:33,330
واو، بوش که محشره، اين واسه منـه؟
 من خيلی خوشحالم

134
00:12:33,670 --> 00:12:36,110
!بکِش عقب! بچۀ گستاخ

135
00:12:36,210 --> 00:12:40,840
...تو چقدر ضدِحالی که موقع ناهار اين چيزا رو ميگی
 !تو واقعاً اخلاق گَندی داری

136
00:12:41,710 --> 00:12:46,850
شيرو! تو نميفهمی که درست کردن يه پناهگاه واسه ايلياسويل جز اينکه
 مانعِ کارمون بشه، هيچ فايده‌ای برامون نداره؟

137
00:12:47,490 --> 00:12:52,390
اون دیگه واسه ما خطری نداره، ايليا ديگه يه مَستر نيس

138
00:12:52,760 --> 00:12:56,750
گوش کن شيرو، اون هنوزم يه مَسترـه

139
00:12:57,230 --> 00:12:59,160
،حتی اگه سِرونت‌ـشو از دست داده باشه

140
00:12:59,260 --> 00:13:01,760
دارم بِهِت ميگم که، تا وقتی که اون جادوی فرمانش رو داره، هنوزم يه مَسترـه

141
00:13:02,670 --> 00:13:04,530
واسه سرونت‌ها هم همينطوره

142
00:13:04,770 --> 00:13:08,260
حتی اگه اونا مَسترـشون رو از دست بدن، قبل از اينکه ناپديد بشن، يه مقدار زمان دارن

143
00:13:08,440 --> 00:13:11,500
--اگه يه سِرونتِ آواره با اون پيمان ببنده

144
00:13:13,010 --> 00:13:17,450
من با هيچ سرونتِ ديگه‌ای شريک نميشم

145
00:13:21,390 --> 00:13:26,450
سِرونتِ ايليا هميشه بِرسِرکرـه

146
00:13:39,070 --> 00:13:43,440
آه، ولی اگه شيرو ببازه، من سِيبَرو مالِ خودم ميکنم

147
00:13:43,710 --> 00:13:47,940
من دلم نميخواد که سِرونتِ تو بشم

148
00:13:50,080 --> 00:13:52,780
اوه، اينم خوبه

149
00:13:52,880 --> 00:13:57,480
،فرقی نميکنه که من ببَرم يا سِيبَر محافظت از شيرو رو بعهده داشته باشه
 عاقبتِ هَمَش يکیـه

150
00:14:01,590 --> 00:14:05,120
واسه من اينطور نيس، رين؛
 تو هم يه چيزی به شيرو بگو

151
00:14:05,630 --> 00:14:09,070
آه، شرمنده، حواسم نبود؛ يه بار ديگه بگو چی گفتی، سِيبَر؟

152
00:14:09,170 --> 00:14:13,260
گفتم، ما مخالفِ پناه دادنِ ايلياسويل تو اينجا هستيم

153
00:14:13,370 --> 00:14:15,070
مشکلی نيس، مگه نه؟

154
00:14:16,170 --> 00:14:17,570
--توهساکا، تو

155
00:14:17,680 --> 00:14:20,310
!ايول! خيلی خوشحالم

156
00:14:20,410 --> 00:14:22,310
!من اين حرکاتو تحمل نميکنم

157
00:14:22,880 --> 00:14:25,980
...آه، ايليا، يالا، صبحانه‌ـتو بخور

158
00:14:26,380 --> 00:14:31,080
تصميم شيرو ممکنه حرکتِ درستی باشه  

159
00:14:46,710 --> 00:14:48,370
...آخ

160
00:14:51,180 --> 00:14:53,510
اين واقعاً آموزشـه؟

161
00:14:55,280 --> 00:15:00,150
،يا سِيبَر داره جلو خودشو میگیره، يا اينکه با فکر اجازه ميده که تو فرار کنی

162
00:15:00,290 --> 00:15:02,220
به نظر مياد که باهات جدی نيست

163
00:15:02,320 --> 00:15:04,120
!اين درست نيس

164
00:15:04,220 --> 00:15:08,890
ولی راست ميگه ها، تو انگار يه مقدار آرومتر از هميشه به نظر ميرسی

165
00:15:09,730 --> 00:15:15,500
عملکرد من مهم نيس، مهم اينه که جنگ رو در رو رو شروع کنيم

166
00:15:15,770 --> 00:15:18,100
رو در رو؟

167
00:15:18,270 --> 00:15:25,010
،ولی اگه اين کارو بکنيم... بسته به اينکه جنگ چطور گسترش پيدا کنه ممکنه که
 بدنمون به هم بخوره

168
00:15:25,280 --> 00:15:28,250
خب ما داريم ميجنگيم، اين که مشخصـه

169
00:15:32,420 --> 00:15:34,250
ديگه ظهر شده

170
00:15:39,160 --> 00:15:42,560
!اوم، اوم! آشپزیِ شيرو خوبـه هـا

171
00:15:46,130 --> 00:15:47,330
!وايسا

172
00:15:47,430 --> 00:15:48,090
چيه؟

173
00:15:48,200 --> 00:15:49,500
سِيبَر؟

174
00:15:54,940 --> 00:15:59,540
اين واسه چی بود؟ فکر کردم تو دوسم نداری، سِيبَر

175
00:15:59,880 --> 00:16:04,610
من هيچ دشمنی‌ای با تو ندارم، تو الآن مهمون شيرو هستی

176
00:16:04,950 --> 00:16:09,290
بنابراين، منم بايد اقلاً يه مقدار تواضع از خودم نشون بدم

177
00:16:21,630 --> 00:16:23,100
!از بس کار کردم.... عرق کردم

178
00:16:27,710 --> 00:16:31,170
!شرمنده، این اشتباهِ من بود! نميدونستم که اينجايی

179
00:16:31,680 --> 00:16:37,550
...من شرمنده‌ام... ولی خواهش ميکنم که تو اين ساعت از حموم استفاده نکن

180
00:16:38,050 --> 00:16:41,210
،اين برای تو طبيعی‌ـه که بدنتـو بشوری

181
00:16:41,320 --> 00:16:44,080
منم نميتونم کارایِ مَسترـم رو محدود کنم

182
00:16:44,190 --> 00:16:51,790
...ولی... بدنِ من... مثلِ رين نيس... مثل دخترا

183
00:16:52,230 --> 00:16:53,860
...سِيبَر

184
00:16:53,970 --> 00:16:56,760
!من کُشته مُردۀ اين نيستم که بدنمو ببينی، شيرو

185
00:16:56,870 --> 00:17:00,960
يه بدنِ عضله‌ای مثلِ بدنِ من، واسه مَردا جذاب نيس، نه؟

186
00:17:01,070 --> 00:17:02,700
--احمق، اينطور نيس

187
00:17:06,880 --> 00:17:09,850
چطور ميتونه اينطوری باشه، به هر حال، بـای

188
00:17:14,990 --> 00:17:17,050
به نظر نميرسه که طوريت شده باشه

189
00:17:17,590 --> 00:17:21,960
....باورم نميشه که بعد از انجام دادنِ اون جادویِ ترسيم

190
00:17:22,330 --> 00:17:23,350
ترسيم؟

191
00:17:23,660 --> 00:17:26,600
...آره، برای مثال، احضارِ يه قطعه يا يه شمشيرِ خاص

192
00:17:26,600 --> 00:17:30,900
ميشه با قدرت درونیِ مانا، به راحتی اين تصورات رو تکثير کرد

193
00:17:31,440 --> 00:17:34,600
ولی تصورات مَردم هميشه پُر از نقصـه، نه؟

194
00:17:35,310 --> 00:17:39,330
،ولی ميشه گفت که اين، برای يه جادویِ اصيل غير‌ممکن نيست
 پس اين يه جادویِ ناقصـه

195
00:17:41,610 --> 00:17:43,780
.آره، زودی غيبش زد

196
00:17:43,880 --> 00:17:47,250
برای تعقيبش به مانای خيلی زيادی نياز داريم

197
00:17:47,550 --> 00:17:51,420
برای اينکار بايد از تمام مانایِ شمشير سِيبَر استفاده کرد

198
00:17:51,660 --> 00:17:54,350
اگه يه بار ديگه انجامش بدی، مثل اينه که مرتکب خودکشی بشی

199
00:17:54,660 --> 00:17:58,890
اوه، آره، تو ميدونستی اکسکاليبر مثل چی می‌مونه!؟

200
00:17:59,130 --> 00:18:02,930
اکسکاليبر...؟ اسمش که با پادشاه آرتور جور در مياد، نه؟

201
00:18:03,270 --> 00:18:07,360
...شمشير معروفی که ميتونه هر چيزی رو بِبُره، و تيغه‌ـش هيچوقت نميشکنه

202
00:18:08,410 --> 00:18:12,400
...ميدونستم، این خيلی بيشتر از چيزی‌ـه که فکر ميکردم

203
00:18:12,580 --> 00:18:17,380
...گوش کن، مهم‌ترين بخش‌ـش، شمشير نيست، بلکه غَلافشـه

204
00:18:17,480 --> 00:18:18,380
غَلاف؟

205
00:18:18,650 --> 00:18:23,610
آره، تا زمانیکه اون غَلاف رو داره، پادشاه آرتور يه قطره هم از خونش ريخته نميشه

206
00:18:24,160 --> 00:18:26,150
به عبارت ديگه، اون شکست‌ناپذير بوده

207
00:18:27,590 --> 00:18:30,220
پس چرا پادشاه آرتور، مُرد؟

208
00:18:30,900 --> 00:18:35,860
...اوه، آره. طبقِ افسانه‌ها، غلافِ اکسکاليبر دزديده شد

209
00:18:36,100 --> 00:18:38,970
چی داری ميگی؟ واسه چی نگران اون هستی؟

210
00:18:39,070 --> 00:18:40,470
!خفه شو

211
00:18:40,570 --> 00:18:43,300
...من فقط فکر کردم که اگه اینطور باشه، اون شکست‌ناپذیر میشه

212
00:18:43,410 --> 00:18:46,070
خب منم بعضی وقتـا اشتباه ميکنم دیگه

213
00:18:46,180 --> 00:18:47,480
فقط بعضی وقتـا؟

214
00:18:49,080 --> 00:18:50,610
...آه... نه

215
00:18:54,390 --> 00:18:57,120
...توهساکا بِهِم گفت که دوباره اَزش استفاده نکن، ولی

216
00:19:01,260 --> 00:19:03,290
!ترسيم کن

217
00:19:11,800 --> 00:19:14,240
...پس تو اينجا بودی

218
00:19:14,570 --> 00:19:19,200
آره. من نميتونستم که بخوابم، واسه همينم سعی کردم که ذهنمو تمرين بدم

219
00:19:19,710 --> 00:19:21,980
اين تمرينُ هر روز انجام ميدی؟

220
00:19:22,080 --> 00:19:26,640
تا جايی که بتونم، آره. اين يه تمرين روزانه‌ـس که پدرم گفته بود انجامش بدم

221
00:19:30,590 --> 00:19:34,920
اوه آره... تو گفتی که صبح يه خوابی ديدی

222
00:19:35,660 --> 00:19:38,220
سِرونت‌ها خواب نمی‌بينن

223
00:19:39,600 --> 00:19:44,370
چيزی که من ديدم، رویایِ تو و گذشته‌ات بود

224
00:19:45,000 --> 00:19:49,240
مَستر‌ها و سرونت‌ها تو سطع معنوی، با هم در ارتباط‌ـن

225
00:19:49,770 --> 00:19:54,580
،اگه اين ارتباط به اندازۀ کافی قوی باشه
 يه روزی حتی، گذشتۀ همديگه رو هم می‌بينن

226
00:19:55,750 --> 00:19:57,410
منو ببخش

227
00:19:58,820 --> 00:20:01,450
اين تقصير تو نيس، سِيبَر

228
00:20:02,420 --> 00:20:05,450
...به هر حال، اون رویا

229
00:20:05,990 --> 00:20:07,620
...يه آتيش‌سوزیِ بزرگ بود

230
00:20:08,890 --> 00:20:12,800
تو مثلِ منی شيرو، پس منم اشتباهات تو رو درک ميکنم

231
00:20:13,160 --> 00:20:16,460
پس ما ميتونيم اتفاقاتی که برای ما افتاده رو به راحتی درک کنيم

232
00:20:17,270 --> 00:20:19,460
من ميدونم، چون ما شبيه هم هستيم

233
00:20:19,700 --> 00:20:24,510
من نميتونم کارِ اشتباهی بکنم، نه؟
...پس منم مثل پدرم ميشم یه پشتيبانِ عدالت

234
00:20:24,610 --> 00:20:27,770
اين... همون کارِ اشتباهتـه

235
00:20:28,650 --> 00:20:33,480
رين، اينو قبلاً گفته بود که، قربانی کردنِ خودت غيرعاديـه

236
00:20:35,090 --> 00:20:40,960
از همون اولم، زندگی خودت بخشی از هيجاناتت نبود

237
00:20:45,460 --> 00:20:53,200
من بايد به هر قيمتی که شده، جام مقدسُ بدست بيارم 
...هر چند، شيرو هم به جام مقدس احتياج داره

238
00:20:53,710 --> 00:20:57,940
اين واسه تو يه اتفاقِ حتمی بود که منو احضار کنی، مَستر

239
00:21:03,410 --> 00:21:06,180
پس جنگ حالا وارد مرحلۀ ميانی شده

240
00:21:07,120 --> 00:21:12,080
نه، حالا که بِرسِرکر مُرده، ديگه هيچی وجود نداره که اَزش بترسيم

241
00:21:12,890 --> 00:21:15,690
تنها دشمنون الان لَنسر و سِيبَرـَن

242
00:21:16,360 --> 00:21:19,420
مقدارِ نيرویِ جادويیِ ذخيره شدۀ اون، به زودی تموم میشه

243
00:21:19,830 --> 00:21:22,860
تنها کاری که ما بايد بکنيم، احضار يه جادوگره تا بتونيم از قدرتش استفاده کنيم

244
00:21:23,200 --> 00:21:26,190
و ما بتونيم با قدرتش، جام مقدسُ احضار کنيم

245
00:21:26,440 --> 00:21:30,370
يه جادوگر، هـاه؟ پس من نبايد بتونم وظايفمو انجام بدم

246
00:21:30,480 --> 00:21:36,680
نگران نباش، ما شديداً به يه مَسترِ جادوگر نياز داريم

247
00:21:36,780 --> 00:21:39,770
،هر چند، يه بدنی که واسه جام مقدس ظرف ميشه

248
00:21:39,880 --> 00:21:44,150
پس اين جادوگر بايد يه مقدار زيادی از توانايیِ پنهانش تو جادوگری رو خرج کنه
 يا اينکه فايده‌ای نداره

249
00:21:45,660 --> 00:21:48,860
،هوش اين دختر کوچولو معرکه‌ـس

250
00:21:48,990 --> 00:21:51,330
ولی اون يه خورده زيادی مثل پسرا می‌مونه

251
00:21:53,000 --> 00:21:56,560
تمام چيزی که ما احتياج داريم، يه نفر از تبارِ جادوگراس

252
00:21:56,700 --> 00:22:02,230
در حال حاضر، اين جادوگر برای ما، مثل رگِ حياتی می‌مونـه

253
00:22:02,740 --> 00:22:07,700
به نظر ميرسه که تو ميتونی اون هدفُ تکميل کنی... خانوم کوچولو

254
00:22:08,220 --> 00:22:18,020
Subtitle By :
Blue.Sky_Royal

255
00:22:12,300 --> 00:22:24,850
Fukai fukai mori no naka honoka kaoru itoshii...

256
00:22:12,880 --> 00:22:24,850
In the deep, dark forest, as I search for the faint fragrance...

257
00:22:24,900 --> 00:22:37,000
...hibi no omokage sagashite mireba fui ni anata ga warau.

258
00:22:24,900 --> 00:22:37,000
...of the lingering traces of the days I held dear, I suddenly hear you laugh.

259
00:22:37,000 --> 00:22:49,570
Furete mitakute te o nobashite mo hakanaku chuu o matta no desu.

260
00:22:37,000 --> 00:22:49,570
I reach out to try to touch you, but your image fluttered fleetingly in midair.

261
00:22:49,570 --> 00:22:59,520
Anata ni aitakute zutto aitakute zutto omou.

262
00:22:49,570 --> 00:22:59,520
I've missed you for so long, I've longed for you for so long.

263
00:22:59,520 --> 00:23:04,160
Nemurenu yoru o watari

264
00:22:59,520 --> 00:23:04,160
Wandering through sleepless nights,

265
00:23:04,160 --> 00:23:20,170
Anata ga nokoshita hikari to kage no naka ni tsutsumarete naite iru...

266
00:23:04,160 --> 00:23:20,170
...I am crying, enveloped within the light and shadow you left behind,

267
00:23:23,000 --> 00:23:32,260
...fukai fukai mori no naka de.

268
00:23:23,520 --> 00:23:32,260
...here in the deep, dark forest.

269
00:23:41,310 --> 00:23:45,370
قسمت بعدی

270
00:23:42,940 --> 00:23:45,380
Fate Stay Night...

271
00:24:03,630 --> 00:24:06,130
" قسمت بعدی، " نشانِ جادوگر

272
00:24:05,990 --> 00:24:10,900
قسمت بعدی

273
00:24:06,600 --> 00:24:10,900
 نشانِ جادوگر

