1
00:00:00,310 --> 00:00:09,010
Subtitle By :
Blue.Sky_Royal

2
00:00:09,330 --> 00:00:11,490
!مقاومت بی‌فايده‌اس

3
00:00:28,780 --> 00:00:34,720
وقتی ستاره‌ها بياد بيرون، من بايد ببينم که... شيرو فردا چطوریـه‌

4
00:00:38,290 --> 00:00:43,250
اين دقيقاً مثلِ حالتِ دخترانِ جوانِ عاشقِ تویِ قصه‌ها می‌مونه، نه...؟

5
00:00:45,160 --> 00:00:47,530
سِيبَر، ميدونی شيرو کجاس؟

6
00:00:47,870 --> 00:00:48,860
رین؟

7
00:00:49,070 --> 00:00:53,030
ميدونی اون کجاس؟ 
تبِ ايليا داره بدتر ميشه

8
00:00:53,350 --> 00:01:03,450
Subtitle By :
Blue.Sky_Royal

9
00:00:57,510 --> 00:01:01,980
Kirameku namida wa hoshi ni

10
00:00:57,510 --> 00:01:01,980
Glistening tears turn into stars

11
00:01:02,080 --> 00:01:06,320
Kaze ni nori sora o kazaru

12
00:01:02,080 --> 00:01:06,320
Carried aloft by the wind, they adorn the sky

13
00:01:06,460 --> 00:01:10,820
Tsukiakari kumo ni togirete mo,

14
00:01:06,460 --> 00:01:10,820
Even when the moonlight is hidden behind the clouds,

15
00:01:10,930 --> 00:01:17,630
...boku o terasu

16
00:01:10,930 --> 00:01:17,630
...it still shines down on me

17
00:01:24,870 --> 00:01:28,900
Massugu na reeru ga ya de,

18
00:01:24,870 --> 00:01:28,900
Fed up with traveling straight down the rails,

19
00:01:29,180 --> 00:01:33,440
...yamikumo ni kakedashita

20
00:01:29,180 --> 00:01:33,440
...I recklessly broke out into a run

21
00:01:33,720 --> 00:01:37,910
Akirame o ketsui ni kaete,

22
00:01:33,720 --> 00:01:37,910
My resignation turns into determination,

23
00:01:38,020 --> 00:01:42,290
...surihetta kakato hokoru

24
00:01:38,020 --> 00:01:42,290
...and I find pride in my worn-out heels

25
00:01:42,620 --> 00:01:51,290
Michi wa tsuzuku, nishi e higashi e

26
00:01:42,620 --> 00:01:51,290
The path continues on, going eastwards, going westwards

27
00:01:51,430 --> 00:01:55,890
Hi wa shizundemo

28
00:01:51,430 --> 00:01:55,890
Even after the sun goes down

29
00:01:57,670 --> 00:02:01,700
Kirameku namida wa hoshi ni

30
00:01:57,670 --> 00:02:01,700
Glistening tears turn into stars

31
00:02:02,040 --> 00:02:06,310
Kaze ni nori sora o kazaru

32
00:02:02,040 --> 00:02:06,310
Carried aloft by the wind, they adorn the sky

33
00:02:06,450 --> 00:02:10,780
Tsukiakari kumo ni togirete mo,

34
00:02:06,450 --> 00:02:10,780
Even when the moonlight is hidden behind the clouds,

35
00:02:10,890 --> 00:02:17,550
...boku o terasu

36
00:02:10,890 --> 00:02:17,550
...it still shines down on me

37
00:02:20,630 --> 00:02:25,460
قسمت بیست و دوم

38
00:02:21,060 --> 00:02:25,460
روياهای دست‌نيافتنی

39
00:02:26,400 --> 00:02:28,870
اون... بزودی به حدش ميرسه

40
00:02:30,200 --> 00:02:34,370
تا زمانیکه اين جنگ پايان پيدا نکنه، اون نميتونه به حالتِ اولش برگرده

41
00:02:34,940 --> 00:02:35,930
حدش؟

42
00:02:36,040 --> 00:02:38,510
ولی هنوز تا اون موقع، مقداری زمان داريم

43
00:02:39,180 --> 00:02:40,740
...ولی وقتی که به حدش برسه

44
00:02:40,750 --> 00:02:43,480
اون هيچ انتخابی به جز دور انداختنِ قدرتی که بِهِش احتياج نداره، نخواهد داشت

45
00:02:44,380 --> 00:02:49,320
ايليا جوری‌ـه که هر چی بيشتر جنگ طول بکشه، اون بيشتر اذيت ميشه

46
00:02:51,590 --> 00:02:55,250
مشکلی نيس، من مخصوصاً جوری حرف زدم که تو متوجه نشی

47
00:02:55,660 --> 00:02:58,760
...ولی در هر صورت، در رابطه با مَسترِ لَنسر

48
00:02:58,860 --> 00:03:00,260
مَسترـشو ميشناسی؟

49
00:03:00,530 --> 00:03:05,030
...بله، من به پايگاهش رفتم

50
00:03:09,380 --> 00:03:11,640
...ولی چيزی به جز خون، اونجا نبود...

51
00:03:11,740 --> 00:03:14,610
...و يه دستِ چپِ بُریده شده که، جادوی فرمان روش بود...

52
00:03:15,450 --> 00:03:18,510
...مَسترِ لَنسر مُرده

53
00:03:18,880 --> 00:03:21,510
پس، الآن دیگه لَنسر وجود نداره؟

54
00:03:22,150 --> 00:03:25,720
...بعد از حمله‌اش به شيرو، بايد توسط يه مَسترِ ديگه از بين رفته باشه

55
00:03:26,860 --> 00:03:30,060
خون ریخته شده رو کفِ اتاقِ قديمی هم، قدیمی به نظر میرسید

56
00:03:30,800 --> 00:03:33,770
مَسترِ لَنسر خيلی زودتر نابود شده بود

57
00:03:34,130 --> 00:03:35,690
ميدونی معنیِ اين چيه؟

58
00:03:35,800 --> 00:03:38,640
...يه فردِ نامشخصی، مَسترِ لَنسر رو نابود کرده

59
00:03:38,740 --> 00:03:40,640
و با لَنسر عهد بسته...

60
00:03:41,470 --> 00:03:42,530
--ولی، رین

61
00:03:42,640 --> 00:03:45,770
درسته، تنها مَسترهایی که موندن، من و شيرو هستيم

62
00:03:45,880 --> 00:03:47,540
ولی هنوزم لَنسر نابود نشده

63
00:03:47,880 --> 00:03:53,180
اين يعنی يه جادوگرایی که مَستر نبودن، حالا مَستر شدن

64
00:03:53,950 --> 00:03:57,620
انتقال جادویِ فرمان، فقط توسط مَستر یا سِرونت امکان‌پذيره

65
00:03:58,020 --> 00:04:02,390
مهم نيس که يه جادوگر چقدر قوی باشه، دزديدن يه جادوی فرمان
 ...اونو تبديل به يه مَستر نميکنه

66
00:04:02,490 --> 00:04:04,360
،پس يه چيزی رو برام توضیح بده

67
00:04:04,460 --> 00:04:07,660
...وقتی جنگ قبلی تموم شد، ولی امکانش هس که يکی هنوز جادوهای فرمانُ نگه داره

68
00:04:07,770 --> 00:04:11,430
و سرونت‌ـش هم هنوز از بين نرفته باشه، ممکنه که هنوز به مَستر بودنش ادامه بده؟

69
00:04:11,870 --> 00:04:15,330
...بذار فکر کنم... اگه کسی هم جادوی فرمان، و هم سِرونت رو داشته باشه

70
00:04:15,470 --> 00:04:19,640
و حتی وقتی که جنگ تموم شه، اون جادوگر هنوزم يه مَستر باقی می‌مونه

71
00:04:21,310 --> 00:04:25,410
--پس کسی که مَستزِ لَنسرو کشته، و باهاش قرارداد بسته

72
00:04:25,780 --> 00:04:28,720
بله، درسته من به هيچ کسِ ديگه‌ای نميتونم فکر کنم

73
00:04:29,050 --> 00:04:32,620
،پس اگه بِهِش فکر کنی، ميتونی بفهمی که لَنسر چکار کرده

74
00:04:33,030 --> 00:04:35,720
...اون اصلاً به هدفش اهميت نميده

75
00:04:35,830 --> 00:04:39,030
...فقط بدون هيچ فکری، ميره بيرون و با هر سِرونت‌ـی که دید، ميجنگـه

76
00:04:39,130 --> 00:04:40,290
...دقيقـاً

77
00:04:40,400 --> 00:04:44,170
،اين بايد يه قانون براي سِرونت‌ها باشه که، هر کسی که تجسمِ اصیلشون رو ديد
 اونـارو بکُشن

78
00:04:44,270 --> 00:04:47,040
نقش اون شناسایی دشمن بود

79
00:04:47,310 --> 00:04:51,570
مَسترِ لَنسر هم، يه سِرونتِ ديگه برای اهدافِ جنگیِ خودش داره

80
00:04:52,380 --> 00:04:55,540
...ولی از لَنسر به عنوان ديدبان استفاده ميکنه

81
00:04:55,800 --> 00:04:57,100
اون ديگه چجور مَسترـیه...؟

82
00:04:57,480 --> 00:04:59,780
رين، شيرو الآن کجاس؟

83
00:05:00,120 --> 00:05:01,950
خب، چون نميدونستم، اَزت پرسيدم ديگه

84
00:05:02,690 --> 00:05:04,780
نگو که رفته کليسا، کیره رو ببینه؟

85
00:05:05,120 --> 00:05:06,990
به اون کليسا؟

86
00:05:10,330 --> 00:05:15,170
هوای اونجا بدون زندگی‌ـه، اون کليسا جای مقدسی نيست

87
00:05:16,000 --> 00:05:20,030
،این احساسِ بدونِ زندگی داشتنِ (ایستایی) اونجا 
...درست مثل هوایِ مرگ تویِ ريودوجی می‌مونـه

88
00:05:20,440 --> 00:05:24,270
یعنی شيرو الآن اونجاس؟ اونم تنهايی؟

89
00:05:38,290 --> 00:05:39,260
!شیرو

90
00:05:41,160 --> 00:05:42,530
!هِی اونجا

91
00:05:58,180 --> 00:06:02,010
اوه، اين دومین باره که من سينه‌ـشو سوراخ ميکنم

92
00:06:02,350 --> 00:06:05,910
اينبار يه جوری انجامش ميدم که، دوباره نتونه به زندگی برگرده

93
00:06:06,050 --> 00:06:08,420
!حرومزاده! تو " گِ ‌بولگا " رو روی شيرو استفاده کردی

94
00:06:08,550 --> 00:06:12,650
!قلبشو نابود نکردم! ولی هنوزم طلسم روشه

95
00:06:12,960 --> 00:06:17,190
!زخمی که اين نيزه به وجود بياره، خوب نميشه

96
00:06:24,900 --> 00:06:29,500
!من خوشحالم که تا الآن تونستی دَووم بياری، سِیبَر

97
00:06:39,250 --> 00:06:40,690
...من نميتونم انجامش بدم
...درد ميکنه

98
00:06:40,690 --> 00:06:42,150
ما رو برگردونید

99
00:06:42,250 --> 00:06:47,250
...نميتونم... من نميتونم نجاتتون بدم

100
00:06:43,320 --> 00:06:45,560
...پَسش بده

101
00:06:45,560 --> 00:06:47,250
...لطفاً

102
00:06:50,960 --> 00:06:53,260
کـ-کيه؟

103
00:06:59,840 --> 00:07:01,770
!ديگه کافیـه، سِيبَر

104
00:07:09,110 --> 00:07:11,810
شمشيرتو بيار پايين

105
00:07:15,950 --> 00:07:22,190
اگه سِيبَر اينجاس تا اين مَرد رو نجات بده، بذار نجاتش بده

106
00:07:22,760 --> 00:07:27,720
وظيفۀ من اينه که افرادی رو که ميتونن جام مقدسُ بدست بيارن رو، راهنمايی کنم

107
00:07:28,670 --> 00:07:33,300
اگه شماها هم جام مقدسُ بخواین، من ميتونم همين الآن بِهِتون بدمش

108
00:07:33,710 --> 00:07:37,730
من فکر ميکردم که، اون فقط زمانی ظاهر ميشه که، فقط يه سِرونت باقی بمونـه

109
00:07:37,840 --> 00:07:40,310
ولی اون ظرف يه چيزه جدا شده‌ـس

110
00:07:40,650 --> 00:07:43,740
اون ظرف يه چيز از مواد اوليه‌ـس که حاضر شده

111
00:07:43,880 --> 00:07:48,320
قدرت تا زمانِ به وجود آمدنِ جام مقدس، دَرِش ذخيره ميشه

112
00:07:49,590 --> 00:07:55,990
،توی يه وضعيتی که فقط دو تا سِرونت باقی مونده، اون در وضعیتِ کامل شدنـه

113
00:07:56,560 --> 00:08:01,020
و جام مقدس در انتظارِ خونِ قربانی‌ـه‌، تا پُر بشه

114
00:08:01,170 --> 00:08:05,760
اگه شخص مناسبی باشه، من ميتونم جام مقدسُ بِهِش بدم

115
00:08:06,670 --> 00:08:10,540
...و همچنين، اِميا شيرو

116
00:08:12,380 --> 00:08:15,870
من ميخوام اول حرفاتو بشنوم

117
00:08:16,180 --> 00:08:22,640
توی اون روز، تو 10 سال پيش، واقعاً هيچ کينه‌ای از اون موقع نداری

118
00:08:23,890 --> 00:08:26,090
ده سال... پيش...؟

119
00:08:33,500 --> 00:08:37,460
!وايسا! بازش نکن! وایسا

120
00:08:40,110 --> 00:08:45,370
...توی اون شعلۀهای آتیش... زيرِ تمام اونجاها... همه داشتن برای کمک، داد ميزدن 

121
00:08:46,580 --> 00:08:51,240
...ولی من بی‌توجه، از بين هَمشون عبور ميکردم... و فقط به فکر نجات خودم بودم

122
00:08:52,380 --> 00:08:55,250
!صبر کن
!کمک

123
00:08:55,350 --> 00:08:59,760
من نميتونستم نجات پيدا کنم، پس به راه رفتن ادامه دادم و نایستادم 

124
00:09:00,630 --> 00:09:04,590
من بدونِ توجه، از تمام اون صداهایِ مردمی که نزديکِ مُردن بودن، فرارميکردم

125
00:09:04,960 --> 00:09:09,260
اين همه راهُ رفته بودم، و خوب نبود که به زندگيم ادامه نميدادم

126
00:09:10,940 --> 00:09:17,370
و اون خواسته، فقط برای يه نفر برآورده شد؛
 ...همه مُردن به جز يه نفر

127
00:09:19,480 --> 00:09:22,410
من با تمام قدرتم به دنبال کريتسوگو رفتم 

128
00:09:23,080 --> 00:09:26,850
من به حامیِ همه احترام ميذاشتم

129
00:09:27,620 --> 00:09:32,520
قلب من خالی بود، ولی من نبايد وایمیستادم 

130
00:09:33,190 --> 00:09:35,750
،اگه من با غرور به جلو نميرفتم

131
00:09:36,060 --> 00:09:38,930
فکر ميکردم که اون آدما منو نمی‌بخشن

132
00:09:40,570 --> 00:09:48,770
...اين اتفاق واسه 10 سال پيش‌ـه، اگه ميتونستم کاری کنم که اين اتفاق نيفته
...اگه ميتونستم همه چيزو به حالت اولش برگردونم

133
00:09:48,870 --> 00:09:51,840
تو جام مقدسُ نميخوای؟

134
00:09:53,710 --> 00:10:00,410
حالا، جوابمو بده. اگه ميخوايش... من بِهِت ميدمش

135
00:10:03,990 --> 00:10:06,420
من به همچين چيزايی... احتياج ندارم

136
00:10:08,660 --> 00:10:10,890
...حتی اگرم بتونی گذشته رو عوض کنی

137
00:10:11,230 --> 00:10:13,700
...اون اشک‌ها، اون خاطرات... 

138
00:10:14,030 --> 00:10:17,660
...و اون سرمايی که قلبتو فرا گرفته...

139
00:10:18,870 --> 00:10:22,640
...تمام اون سال‌هايی که با اون درد‌ها کنار اومدی 

140
00:10:23,080 --> 00:10:25,170
نميتونی کاری کنی که، اونـا برات بی‌معنی بشن

141
00:10:26,210 --> 00:10:30,240
...به دوش کشيدنِ اون دردها... و به جلو حرکت کردن

142
00:10:30,580 --> 00:10:33,710
 مگه اين اون چيزی نيست که به اونـایی که موندن، قدرتِ حرکت ميده...؟

143
00:10:34,990 --> 00:10:39,930
درست مثل اینکه من چطور به روح‌های اونـا پيوند خوردم و
،چطوری با خاطرات کريتسوگو محافظت ميشدم 

144
00:10:40,260 --> 00:10:45,220
،و خاطراتی که به خاطرِ ما بوجود میاد
  من معتقدم که همونـا باعث عوض شدن انسان‌ها ميشه 

145
00:10:46,330 --> 00:10:49,960
،مهم نيس که چقدر باعث دردمون ميشن، حتی اگرم زخمی باشن که خوب نشه 

146
00:10:50,300 --> 00:10:53,930
من معتقدم که اين راه، اشتباه نيست

147
00:10:55,840 --> 00:10:58,240
...که اينطور، به عبارت ديگه

148
00:10:58,340 --> 00:11:00,610
من احتياجی به جام مقدس ندارم

149
00:11:00,950 --> 00:11:06,350
به خاطر کسانی که پشتم جا گذاشتم، من نميتونم خودمو آلوده کنم

150
00:11:18,800 --> 00:11:20,890
تو چی، سِيبَر

151
00:11:21,430 --> 00:11:26,390
تو که مثل مَستر‌ـت نيستی، هستی؟

152
00:11:26,670 --> 00:11:28,500
...من

153
00:11:38,880 --> 00:11:46,260
سِیبَر، مَستر‌ـت رو بکُش، اينکارو بکن تا آرزوتو برآورده کنم

154
00:11:46,490 --> 00:11:49,220
...آرزوم

155
00:11:50,430 --> 00:11:53,230
بايد يه شخص ديگه‌ای باشه تا بتونه جای من شاه بشه 

156
00:11:53,800 --> 00:11:58,030
و اون شخص بايد بتونه يه کشوری پُر از صلح و وفا درست کنه 

157
00:12:00,040 --> 00:12:02,440
من ميخوام تا انتخاب رو دوباره انجام بدم 

158
00:12:02,570 --> 00:12:05,040
،اگه جام مقدس بتونه همه چيزو به حالت اولش برگردونه

159
00:12:05,280 --> 00:12:07,110
 --پس سقوطِ کشورم ميتونه

160
00:12:08,510 --> 00:12:11,970
من معتقدم که اين راه اشتباه نيست

161
00:12:14,550 --> 00:12:16,520
...بله، اين درسته

162
00:12:16,960 --> 00:12:21,660
من قسم خوردم تا وظيفه‌ـمو به عنوانِ يه شاه انجام بدم

163
00:12:22,630 --> 00:12:25,930
من همه چيزو دور ريختم و برای مَردمم جنگيدم

164
00:12:26,530 --> 00:12:28,690
و هيچ پشيمونی هم از کارایی که کردم، ندارم

165
00:12:29,840 --> 00:12:35,000
،اگه بتونم به زندگيم افتخار کنم
 ،پس حتی اگه به نابوديم هم ختم بشه


166
00:12:35,340 --> 00:12:37,970
،من اصلاً نميخوام که همه چيزو دوباره عوض کنم

167
00:12:39,910 --> 00:12:45,110
شاه از کشورش محافظت ميکنه، ولی کشور از شاهش محافظت نکرد

168
00:12:45,450 --> 00:12:47,010
اين همه چيزه

169
00:12:47,790 --> 00:12:52,350
نتیجه ناخوشآیند بود؛
 ،ولی اگه در طول این روند، آلودگی‌ای وجود نداشته باشه

170
00:12:52,490 --> 00:12:54,860
پس احتياجی هم به اين آرزوها نيست

171
00:12:56,030 --> 00:12:59,860
برای اينکه بدستش بيارم، من همه چيزمو دور انداختم

172
00:13:00,200 --> 00:13:03,260
ولی هنوزم یه چيزی بود که، تا آخر نگهش داشتم


173
00:13:04,170 --> 00:13:07,830
آه، من اونو داخلِ قلبم نگه داشتم

174
00:13:07,940 --> 00:13:12,640
حداقل بذار که اين رویایِ ناتمام رو، تا آخرش ببينم

175
00:13:15,150 --> 00:13:19,240
من جام مقدسُ میخوام، ولی شيرو رو نميکُشم

176
00:13:20,850 --> 00:13:26,480
نفهميدی، نفهم؟
 من شيرو رو از يه همچين چيزی، بيشتر میخوام

177
00:13:27,030 --> 00:13:29,790
من جام مقدسُ، اگه بخواد منو به فساد بکِشونه، نمیخوامش

178
00:13:30,130 --> 00:13:33,720
من همین الآنم تمام چيزايی رو که ميخوامُ، دارم

179
00:13:34,470 --> 00:13:37,630
شيرو، لطفاً دستمو بگير

180
00:13:47,610 --> 00:13:52,450
...قدرتم... برگشت
 ...سِيبَر... اين

181
00:13:52,680 --> 00:13:56,350
گِ بولگا الآن روی تو بی‌اثره

182
00:13:57,520 --> 00:14:00,220
...شما دو تا خسته‌کننده‌اين

183
00:14:01,990 --> 00:14:03,960
ميتونم همينجا نابودتون کنم

184
00:14:07,800 --> 00:14:09,670
بذار معرفيت کنم

185
00:14:10,740 --> 00:14:16,800
اين روح قهرمان، در جنگ جام مقدس قبلی همکارم بود

186
00:14:17,210 --> 00:14:18,580
...توئی

187
00:14:22,210 --> 00:14:27,710
چی؟ تویِ یه همچین جايی؟ تو اَزم ميخوای که همه چيزو اينجا تموم کنم؟

188
00:14:28,690 --> 00:14:32,450
اين چه معنی‌ای ميده؟
 اون سِرونتِ توئـه؟

189
00:14:33,060 --> 00:14:36,150
،بعد از پايان جنگ جام مقدس قبلی

190
00:14:36,490 --> 00:14:40,160
،و با يه غذایِ درست و حسابی که بِهِش اجازۀ موندن توی اينجا رو بده

191
00:14:40,300 --> 00:14:42,360
ما شريک هم شديم

192
00:14:42,470 --> 00:14:46,460
غذا؟ پس اون اتاقِ حال‌بهَم‌زن برای اين بود

193
00:14:47,640 --> 00:14:49,230
چرا بِهِم دروغ گفتی؟

194
00:14:49,910 --> 00:14:54,040
اگه راستشو بِهِت میگفتم، تو همراه اون ميجنگيدی؟

195
00:14:54,980 --> 00:14:56,570
من ترجيح ميدادم که بميرم

196
00:14:56,880 --> 00:15:00,080
پس وقتی اَزت پرسيدم ميشناسيش، دروغ گفتی!؟

197
00:15:00,190 --> 00:15:05,520
...اون از فرمانِ آماده‌باشِ من پيروی نکرد، و خودشو به شماها نشون داد

198
00:15:06,020 --> 00:15:09,320
اگه دنبالش ميومدين، در آخر به من می‌رسيدين

199
00:15:09,430 --> 00:15:13,520
و همچنين من يه نقشۀ ديگه‌ای هم براش داشتم

200
00:15:15,300 --> 00:15:20,000
ديدی؟ من هيچ خصومتی با شماها ندارم

201
00:15:22,510 --> 00:15:26,670
انگار اوضاع داره مثل 10 سال پيش ميشه، سِيبَر

202
00:15:28,250 --> 00:15:32,550
...البته که کريتسوگو، منو اون موقع شکست داد

203
00:15:34,620 --> 00:15:37,950
،و من نتونستم تا مرحلۀ آخر برسم

204
00:15:38,860 --> 00:15:44,230
و نزديک بود که بميرم؛
،من به جام مقدس که ظاهر شده بود، دست زدم

205
00:15:44,330 --> 00:15:49,950
من نمی‌دونستم که ممکنه یه همچنین چيزی اتفاق بيُفته

206
00:15:51,540 --> 00:15:54,400
...پس... اون انفجار

207
00:15:54,840 --> 00:15:57,140
پس اون تو بودی که از قدرت جام مقدس استفاده کردی؟

208
00:15:57,240 --> 00:16:02,980
من ميخواستم که تمام اون کسانی که اون اطراف هستن، نابود بشن

209
00:16:03,380 --> 00:16:07,480
حتی اگرم من اون آرزو رو نميکردم، جام مقدس اينکارو انجام ميداد

210
00:16:07,650 --> 00:16:12,420
مزخرفـه! جام مقدس خواستۀ نگهدارنده‌ـشو برآورده ميکنه، نه؟

211
00:16:12,520 --> 00:16:16,190
و چطوری خواسته‌ها برآورده ميشه؟

212
00:16:16,430 --> 00:16:19,300
جام مقدس، شبيهِ يه سلاح می‌مونـه

213
00:16:19,830 --> 00:16:25,460
اون خواسته‌ها رو با نابودی اطرافش برآورده ميکنه

214
00:16:26,100 --> 00:16:28,470
يه خالص و قدرتمند

215
00:16:29,570 --> 00:16:32,340
--پس در حقیقت، جام مقدس چيزی جز

216
00:16:32,810 --> 00:16:37,340
...يه ظرفی که تمامی‌ـه اطرافيان، بجز حاملش رو نابود ميکنه، نيست

217
00:16:38,980 --> 00:16:43,220
!گیلگمش! لَنسر! آشغالا رو تمیز کنید

218
00:16:53,230 --> 00:16:55,970
از کنارم جُم نخور

219
00:16:55,970 --> 00:16:57,200
باشه

220
00:17:04,810 --> 00:17:08,640
الآن ديگه آخرِ کارِت‌ـه

221
00:17:09,310 --> 00:17:12,380
من نظرمو عوض کردم، من ديگه با شماها نيستم

222
00:17:12,480 --> 00:17:13,850
...لَنسر، تو داری چکار میکنی

223
00:17:13,990 --> 00:17:18,010
کار منو اشتباه نفهم، من طرفِ تو رو نگرفتم

224
00:17:18,160 --> 00:17:22,650
!من... فقط از خودم پيروی ميکنم

225
00:17:23,700 --> 00:17:28,660
اوه، ميخوای قراردادت رو درست موقعی که داری به هدفت ميرسی، فسخ کنی...؟

226
00:17:29,030 --> 00:17:34,670
...روحِ قهرمانانی مثل من، دنبالِ يه زندگیِ دوباره نيستن

227
00:17:36,270 --> 00:17:39,210
!لَنسر حتی اگرم تو باشی، تو یه مبارزۀ تک به تک شانسی نداری

228
00:17:40,250 --> 00:17:44,980
!ساکت شو و سريعتر از اینجا برو
 !فکر نکن که چون باهم دوستیم، اَزت دفاع کردم

229
00:17:46,050 --> 00:17:49,850
!برای همينه که از شاه شواليه‌ها خوشم نمياد

230
00:17:51,160 --> 00:17:52,780
پس موفق باشی

231
00:17:53,320 --> 00:17:58,560
...دقيقاً، منم از اين وضعيت راضی نبودم

232
00:17:59,330 --> 00:18:02,430
اگه تو اينکارو نميکردی، من ميکردم

233
00:18:02,600 --> 00:18:04,870
داری ميگی که ميذاشتی سِيبَر بِره؟

234
00:18:05,240 --> 00:18:07,800
اون زن، جزوِ دارايی‌های منـه

235
00:18:07,940 --> 00:18:14,680
ولی برای کامل کردن جام مقدس، لازمه که يه سِرونتِ ديگه هم بميره

236
00:18:14,950 --> 00:18:18,210
تو از همون اولم به همين فکر ميکردی، درسته؟

237
00:18:22,920 --> 00:18:25,480
شیرو، بذاز زخمتو ببینم

238
00:18:25,590 --> 00:18:27,320
...باشه

239
00:18:33,060 --> 00:18:36,160
...ببخشيد، ولی این يه ذره درد داره

240
00:19:22,510 --> 00:19:25,250
...ولی این درد... رفت

241
00:19:27,020 --> 00:19:31,080
من مانای داخلِ قَلافُ، پُر کردم، زخمت بايد به‌زودی خوب بشه

242
00:19:31,190 --> 00:19:34,850
قَلاف؟
 منظورت قَلافِ اکسکاليبرـه...؟

243
00:19:35,230 --> 00:19:37,630
بله، همون قَلافی که گُمش کرده بودم

244
00:19:37,960 --> 00:19:41,520
شيرو، اون الآن داخلِ بدنِ توئـه

245
00:19:42,730 --> 00:19:45,760
،برای تو، بعنوانِ يه جادوگرِ ناقص که بتونه منو احضار کنه

246
00:19:46,240 --> 00:19:49,330
به يه متصل‌کننده نیاز بود...

247
00:19:49,740 --> 00:19:53,010
و اون متصل‌کننده، قَلافِ اکسکالیبر‌ـه

248
00:19:54,750 --> 00:19:57,510
چرا بايد يه همچين چيزی توی بدن من باشه؟

249
00:19:57,680 --> 00:20:00,210
اين بايد کارِ کريتسوگو باشه

250
00:20:00,490 --> 00:20:01,350
بابا؟

251
00:20:01,450 --> 00:20:06,820
توی جنگ قبلی، کريتسوگو از اون قَلاف، برای احضار من استفاده کرد

252
00:20:07,390 --> 00:20:11,020
،قَلافِ شمشيرم، قدرت خوب کردنِ نگه‌دارندشو داره

253
00:20:11,500 --> 00:20:13,590
،و به جا اينکه به من پَسش بده

254
00:20:13,700 --> 00:20:16,530
کريتسوگو فکر کرد، بهتره که اونو پيشِ خودش نگهش داره

255
00:20:16,870 --> 00:20:21,530
پس پدر هم مثل من، اونو با خودش بُرد و زنده موند؟

256
00:20:22,740 --> 00:20:24,940
...و وقتی جنگ تموم شد

257
00:20:25,040 --> 00:20:28,540
...کریتسوگو يه بچۀ در حالِ مرگ رو، در بين اونجا پيدا کرد

258
00:20:29,750 --> 00:20:33,050
...و فقط يه راه برای نجات بچه وجود داشت

259
00:20:34,150 --> 00:20:36,350
...قَلافِ شمشير که، زخمها را به سرعت خوب ميکنه

260
00:20:36,720 --> 00:20:41,060
و با گذاشتنش درونِ تو... جونتو نجات داد

261
00:20:42,690 --> 00:20:46,130
اين دليل سريع خوب شدنات‌ـه

262
00:20:46,230 --> 00:20:50,070
...ببخشيد... که مجبور شدی اينطوری از قَلافت استفاده کنی

263
00:20:50,270 --> 00:20:54,710
...نه، من خيلی خوشحالم

264
00:20:55,470 --> 00:21:02,400
...کسی مثل من که نميتونه از چيزی محافظت کنه، تونست که تو رو نجات بده، شيرو

265
00:21:05,220 --> 00:21:07,010
کريتسوگو درست ميگفت

266
00:21:07,850 --> 00:21:13,920
جام مقدس اون چيزی نيست که من ميخوام و دنبالشم؛
،کريتسوگو کاملاً از اين با خبر بود

267
00:21:14,230 --> 00:21:16,390
که نميشه این اشتباهُ جبران کرد...

268
00:21:17,330 --> 00:21:22,430
و هنوزم تا الآن، داشتم به خودم دروغ ميگفتم

269
00:21:22,530 --> 00:21:24,260
...سِیبَر

270
00:21:26,570 --> 00:21:28,040
ممنون

271
00:21:29,310 --> 00:21:33,240
به خاطر تو، حالا من ميدونم که کدوم راهُ بايد انتخاب کنم

272
00:21:33,980 --> 00:21:38,940
...من يا جام مقدس، ما ها، روياهايی دست‌نيافتنی هستيم

273
00:21:39,720 --> 00:21:43,450
ولی هنوزم... لطفاً منو ببخش

274
00:21:44,660 --> 00:21:49,030
...يه خواستۀ نامعقول... تویِ اون روزهايی که وظيفه‌ـم نا‌تموم مـ

275
00:21:49,130 --> 00:21:54,290
من فکر ميکنم که اينـا نقاط ضعفِ يه دختره که، يه بار ديدمش

276
00:21:57,640 --> 00:22:01,070
سِیبَر، بیا جام مقدسُ نابود کنيم

277
00:22:03,710 --> 00:22:09,880
باشه، منم ميدونستم که تو هم همينو انتخاب ميکنی، مَستر

278
00:22:10,300 --> 00:22:21,100
Subtitle By :
Blue.Sky_Royal

279
00:22:12,300 --> 00:22:24,850
Fukai fukai mori no naka honoka kaoru itoshii...

280
00:22:12,880 --> 00:22:24,850
In the deep, dark forest, as I search for the faint fragrance...

281
00:22:24,900 --> 00:22:37,000
...hibi no omokage sagashite mireba fui ni anata ga warau.

282
00:22:24,900 --> 00:22:37,000
...of the lingering traces of the days I held dear, I suddenly hear you laugh.

283
00:22:37,000 --> 00:22:49,570
Furete mitakute te o nobashite mo hakanaku chuu o matta no desu.

284
00:22:37,000 --> 00:22:49,570
I reach out to try to touch you, but your image fluttered fleetingly in midair.

285
00:22:49,570 --> 00:22:59,520
Anata ni aitakute zutto aitakute zutto omou.

286
00:22:49,570 --> 00:22:59,520
I've missed you for so long, I've longed for you for so long.

287
00:22:59,520 --> 00:23:04,160
Nemurenu yoru o watari

288
00:22:59,520 --> 00:23:04,160
Wandering through sleepless nights,

289
00:23:04,160 --> 00:23:20,170
Anata ga nokoshita hikari to kage no naka ni tsutsumarete naite iru...

290
00:23:04,160 --> 00:23:20,170
...I am crying, enveloped within the light and shadow you left behind,

291
00:23:23,000 --> 00:23:32,260
...fukai fukai mori no naka de.

292
00:23:23,520 --> 00:23:32,260
...here in the deep, dark forest.

293
00:23:41,210 --> 00:23:45,370
قسمت بعدی

294
00:23:43,070 --> 00:23:45,370
Fate Stay Night...

295
00:24:04,960 --> 00:24:07,700
" قسمت بعد، " جام مقدس

296
00:24:05,960 --> 00:24:10,900
قسمت بعدی

297
00:24:06,500 --> 00:24:10,900
جام مقدس

