1
00:00:00,610 --> 00:00:04,780
Subtitle By :
Blue.Sky_Royal

2
00:00:04,990 --> 00:00:07,590
اِميا، ميخوای که باهام هم‌دست بشی؟

3
00:00:07,890 --> 00:00:09,330
يک چهارم!؟

4
00:00:10,260 --> 00:00:12,700
تو خيلی خوش‌قلبی

5
00:00:12,800 --> 00:00:14,030
اون کيف چيه؟

6
00:00:14,600 --> 00:00:17,540
حالا ميتونم واسه اتاق خودم تصميم بگيرم؟

7
00:00:18,270 --> 00:00:20,970
من يه درخواستی دارم

8
00:00:21,470 --> 00:00:23,910
من معتقدم که بايد تو همون اتاقِ تو بخوابم

9
00:00:24,010 --> 00:00:25,710
در مورد چی حرف ميزنی!؟

10
00:00:26,480 --> 00:00:29,180
هی! منظورت چيه که، اينجا بمونه، شيرو!؟

11
00:00:33,790 --> 00:00:36,450
شيرو، تو آدم ساده‌ای هستی

12
00:00:36,560 --> 00:00:39,620
تو عاقبت به دست مَسترِهایِ ديگه کُشته ميشی 

13
00:01:32,810 --> 00:01:34,370
...تو

14
00:01:36,680 --> 00:01:40,880
من سِرونتِ اساسین... ساساکی کوجيرو هستم

15
00:01:41,400 --> 00:01:50,600
Subtitle By :
Blue.Sky_Royal

16
00:01:49,400 --> 00:02:00,090
Yume ni mite ita, ano hi no kage ni todokanai sakebi.

17
00:01:49,400 --> 00:02:00,090
My cry doesn't reach the image of the day I saw in a dream.

18
00:02:00,900 --> 00:02:13,140
Asu no jibun wa nante egaite mo kienai negai ga nureru.

19
00:02:00,900 --> 00:02:13,140
No matter how I picture my future self, it is always steeped in hope that will never fade.

20
00:02:15,550 --> 00:02:26,390
Koboreochiru kakera o tsukamu sono te de...

21
00:02:15,550 --> 00:02:26,390
Reach out your hand and catch the falling pieces,

22
00:02:27,200 --> 00:02:40,900
...yureru kokoro kakaete tobikonde ike yoru e!

23
00:02:27,200 --> 00:02:40,900
...then hold my trembling heart and leap into the night!

24
00:02:40,900 --> 00:02:52,650
Dare ka no tami ni ikite kono toki ga subete de ii deshou?

25
00:02:40,900 --> 00:02:52,650
Isn't it enough to live for someone else and let this moment be all there is?

26
00:02:52,650 --> 00:03:04,870
 Misekake no jibun wa sotto sutete tada ari no mama de.

27
00:02:52,650 --> 00:03:04,870
Let's gently cast aside our false selves and just be who we really are.

28
00:03:06,610 --> 00:03:12,270
سمت نهم

29
00:03:07,140 --> 00:03:12,270
لطافت زیرِ ماه

30
00:03:49,710 --> 00:03:51,400
تو منو تو جايگاه بدی قرار دادی

31
00:03:52,750 --> 00:03:56,950
حالا که داری اسمتو بِهِم ميگی، به عنوان يه شواليه ادبم حکم ميکنه که
 منم همينکارو بکنم

32
00:03:59,060 --> 00:04:00,960
تو کوجيرو هستی، درسته؟

33
00:04:01,490 --> 00:04:04,050
--مَستر‌ِ اساسین، من

34
00:04:04,160 --> 00:04:05,500
اين مهم نيس

35
00:04:07,770 --> 00:04:12,030
پس حريف من کسی‌ـه که اگه من اسممو بِهِش بگم، اونم اسمشو بِهِم ميگه

36
00:04:13,110 --> 00:04:16,270
اينکار بِهِم احساس حماقت ميده

37
00:04:19,680 --> 00:04:22,050
دونستنِ اسمِ واقعيمون هيچ امتيازی نداره

38
00:04:22,450 --> 00:04:26,180
واسه ما اين کاتانا تنها چيزی‌ـه که واسه شناختن همديگه، بِهِش احتياج داريم

39
00:04:27,120 --> 00:04:30,180
اين هميشه نقشِ سِرِونت بوده، درست نميگم؟

40
00:04:32,160 --> 00:04:35,560
يا اينکه اشتباه ميکنم، سِرِونتِ سِيبَر؟

41
00:04:35,660 --> 00:04:38,630
در حقيقت اين درسته، دقيقاً همينطوره

42
00:04:42,500 --> 00:04:47,270
!حالا، بذار دوئل کنيم، سِيبَر

43
00:05:18,740 --> 00:05:21,610
اين چيه--؟ سينم درد ميکنه

44
00:05:21,710 --> 00:05:23,140
...سِيبَر

45
00:05:26,750 --> 00:05:28,080
!سِيبَر

46
00:05:31,820 --> 00:05:34,290
!...نگو که... اون

47
00:06:46,430 --> 00:06:48,620
تو واقعاً ثابت کردی که جون‌سختی

48
00:06:48,730 --> 00:06:52,890
اصلاً فکر نميکردم که با يه شمشير نامرئی، انقدر مشکل داشته باشم

49
00:06:54,230 --> 00:06:56,790
می‌بينی که، تکنیکـایِ شمشيرزنیِ من کاملاً شرورانه‌ـس

50
00:06:57,240 --> 00:07:00,570
من حريفامو اگه مهارت‌های متوسطی داشته باشن، با يه ضربه میکُشم

51
00:07:01,370 --> 00:07:06,400
...آره، تو تونستی تا الآن مقاومت کنی، من خيلی راضی‌ام، سِيبَر

52
00:07:08,450 --> 00:07:12,080
چی شده؟ نگو که اين تمام چيزی‌ـه که تو داری

53
00:07:12,180 --> 00:07:15,420
اين شمشير نامرئی فقط واسه نمايش نيس، نه؟

54
00:07:15,620 --> 00:07:17,490
!انقدر من من نکن، با اون دهن گشادت

55
00:07:20,590 --> 00:07:22,460
من حالا با چشمام دارم اندازه‌گيری ميکنم

56
00:07:22,860 --> 00:07:26,390
...شمشير تو فقط ميتونه يه مسير نزديک رو بُرِش بده

57
00:07:32,400 --> 00:07:35,370
...آه، لعنتی... اون دختر

58
00:07:37,610 --> 00:07:41,910
!!بهتره که زياد به خودت فشار نياری، و گرنه سکته ميکنیـا

59
00:07:42,250 --> 00:07:44,380
يعني واقعاً ميتونی با نگاه کردن و فکر کردن، قدرت شمشير منو محاسبه کنی؟

60
00:07:44,620 --> 00:07:47,050
فکر کنم حالا ديگه وقتشـه، سِیبَر

61
00:07:47,950 --> 00:07:51,120
تقريباً زمانی‌ـه که، تو از پنهان‌کردنِ مهارت‌هایِ واقعی‌ـت دست بکِشی

62
00:07:53,830 --> 00:07:56,630
داری ميگی که، من بِهِت آسون بگيرم؟

63
00:07:56,760 --> 00:07:59,130
داری ميگی اینطور نیس؟

64
00:08:00,400 --> 00:08:02,330
،وقتی من نيّت تو رو نميدونم

65
00:08:02,430 --> 00:08:05,630
،من با اين حقيقت که، تو هنوزم داری با شمشيرت تو غلاف ميجنگی

66
00:08:08,410 --> 00:08:10,770
احساس حقارت ميکنم، خيلی خب، اگه اينطوريـه

67
00:08:11,110 --> 00:08:13,540
،اگه تو ميلی به آشکار کردن مهارت‌هات نداری

68
00:08:13,650 --> 00:08:16,340
پس من اول بايد به تو هيکنِ (تکنیکهای سرّی) خودمو نشون بدم

69
00:08:20,450 --> 00:08:24,050
خودتو آماده کن، ديگه بايد بميری، سِيبَر

70
00:08:46,310 --> 00:08:47,780
...هيکن

71
00:08:55,720 --> 00:08:57,310
!سوبامه-گائیشی... 
...Turning Swallow Strike!

72
00:09:02,590 --> 00:09:05,260
...اوه، تو اَزش فرار کردی

73
00:09:16,840 --> 00:09:20,010
مَسترِ تو خيلی باهوش‌ـه

74
00:09:22,310 --> 00:09:26,480
...استفاده از سِيبَر به عنوان طعمه، واسه دزدکی وارد شدن به قلمروی تحتِ کنترل من

75
00:09:27,520 --> 00:09:28,990
بگو چی ميخوای

76
00:09:29,120 --> 00:09:32,320
من فقط از روشِ مَسترِـم پيروی ميکنم

77
00:10:03,360 --> 00:10:06,190
،اهميتی هم به سه دستۀ سلحشوران نميدم
(سِيبَر، لنسر و آرچر)

78
00:10:06,430 --> 00:10:09,190
...من نبايد مانع پيشرفت رايدر باشم

79
00:10:20,570 --> 00:10:21,600
!لعنتی

80
00:10:30,480 --> 00:10:34,780
...پرستوها اگه يه تغييری تو جريان هوا احساس کنن، جهت پروازشونو تغيير ميدن

81
00:10:35,220 --> 00:10:37,780
بنابراين، تو فقط به حدِ راه‌هايی که اونـا میتونن اَزش فرار کنن، نياز داری

82
00:10:38,460 --> 00:10:44,950
،بايد اينقدر سرعتت رو بالا ببری، تا به سرعت اونها برسی، ولی مطمئن باش که
 نميتونی جلوی ضربۀ دومم رو بگيری

83
00:10:45,730 --> 00:10:47,760
،هر چقدرم که مثل پرستوها يا بيشتر از اونها، سريع باشی

84
00:10:48,800 --> 00:10:54,900
اگه ميخوای موفق بشی، بايد اين دو ضربه رو تقريباً هم‌زمان انجام بدی

85
00:10:56,310 --> 00:10:59,300
ولی تکنيک تو همين الآنشم، چنين ضربۀ ساده‌ای نيست

86
00:11:01,780 --> 00:11:05,740
تو اون لحظه، دو نمونه از شمشيرت اونجا بود

87
00:11:06,620 --> 00:11:09,090
...پديدۀ شکستِ چند بُعدی

88
00:11:09,690 --> 00:11:11,620
،بدون استفاده از هيچ جادويی

89
00:11:11,960 --> 00:11:14,320
...اين مرد سطحی از تجسمِ اصیلش رو، با تکنيک‌های شمشير انجام داد
" Noble Phantasm "

90
00:11:15,390 --> 00:11:17,950
ولی جايگاهِ پایِ من خوب نيست

91
00:11:18,600 --> 00:11:21,660
و گرنه ميتونستم تکنيک سومابه-گائیشی رو بِهِت نشون بدم

92
00:11:21,930 --> 00:11:26,890
اگه فقط يه خورده بزرگتر قدم بردارم، ميتونم تو رو به اون سه قسمت تقسيم کنم

93
00:11:32,280 --> 00:11:38,420
من خودمو به خاطر احضار شدن به اين دنيای زمينی، نفرين ميکردم

94
00:11:39,450 --> 00:11:42,650
ولی اون پايان اين شبـه

95
00:11:44,660 --> 00:11:50,830
ولی بعد از مدتها دوباره ميتونم از تکنيک "هيکن" استفاده کنم و از يه مبارزه لذت ببرم

96
00:11:51,160 --> 00:11:54,160
...پس احضار شدن بالاخره يه ارزشی داشت

97
00:12:07,410 --> 00:12:12,820
تو درست ميگی، تو واقعاً حريفی هستی که من نمیتونم از بالا بِهِش نگاه کنم

98
00:12:19,320 --> 00:12:23,420
پس تو حالا بالاخره رو فُرم اومدی، سِيبَر؟

99
00:12:45,720 --> 00:12:49,950
بذار ببينيم چطور ميتونی در مقابل حمله‌هام مقاومت کنی، سِرونتِ اساسین
(آدمکُش)

100
00:13:19,450 --> 00:13:20,610
--اين

101
00:13:28,390 --> 00:13:29,490
!سِيبَر

102
00:13:34,530 --> 00:13:37,440
...انگار يه طوفان راه افتاده

103
00:13:37,540 --> 00:13:39,840
...ولی اين امکان نداره که، چيزی به اين کوچيکی باشه

104
00:13:41,340 --> 00:13:47,070
!نشون بده چی تو اون شمشيرت مخفی کردی، سِيبَر

105
00:13:52,350 --> 00:13:53,580
!...سِيبَر

106
00:13:56,150 --> 00:13:59,850
آه! اين چيه!؟ ميتونم نزديک‌تر بشم؟

107
00:14:02,260 --> 00:14:05,530
يعنی ممکنه اين... نيروی جادويی سِيبَر باشه؟

108
00:14:05,860 --> 00:14:10,600
!امکان نداره...! اون کله‌شق‌ بدنش کاملاً درمان نشده

109
00:14:12,840 --> 00:14:14,200
!سِيبَر

110
00:14:28,190 --> 00:14:29,550
کی اونجاس!؟

111
00:14:43,770 --> 00:14:49,640
ميتونی همينجا تمومش کنی، سِيبَر. يه نفر سعی داره جاسوسیِ شمشيرتو بکنه

112
00:14:50,310 --> 00:14:53,610
اگه اين جنگ همینجوری پيش بره، طولی نميکشه که فقط يه جنگِ بين ما دو نفر خواهد بود

113
00:14:54,380 --> 00:14:55,510
!صبر کن

114
00:14:55,610 --> 00:14:57,910
تو که خيال نداری جنگمونو تموم کنی، اساسین؟

115
00:14:58,550 --> 00:15:02,280
اگه خيال داری که تو اين دروازۀ کوه قدم بذاری، پس ما بايد جنگمونو تموم کنيم

116
00:15:02,390 --> 00:15:05,980
متاسفانه، این تنها وظيفۀ منـه

117
00:15:06,090 --> 00:15:11,620
به علاوه، اين از خوش‌شانسی تو نيست که، يه نفر تو اين گير و دار، مزاحمِ کارِت بشه؟

118
00:15:14,670 --> 00:15:16,900
ببين، يه نفر حتی واسه گرفتن تو اينجاس

119
00:15:17,300 --> 00:15:23,000
بهتره قبل از اينکه اون جاسوس، هدفش رو به اون بچه تغيير بده، از اينجا بِری

120
00:15:25,440 --> 00:15:27,610
!سِيبَر! هِی، سِيبَر

121
00:15:34,790 --> 00:15:35,810
چی--؟

122
00:15:45,160 --> 00:15:46,460
!سِيبَر

123
00:16:28,610 --> 00:16:33,200
...بعد از ديدن صورتش تو حالت خواب، ديگه حتی نميتونم بگم که چی ميخواستم 

124
00:16:36,980 --> 00:16:40,110
عـــه... انجام دادن اين کارا تو جايی مثل اينجا؟

125
00:16:40,920 --> 00:16:42,320
...عادت خوبيـه

126
00:16:42,420 --> 00:16:43,620
!توهساکا

127
00:16:43,720 --> 00:16:46,560
من شکايتی نميکنم، به کارِت ادامه بده

128
00:16:47,660 --> 00:16:50,150
!نه! اينطور نيس! اينطوری که فکر ميکنی نيس

129
00:16:50,260 --> 00:16:52,490
...من داشتم سعی ميکردم سِيبَرو بيارم به اتاقِـ...! منظورم اينه که، می‌بُردمش به

130
00:16:52,600 --> 00:16:54,570
ام... گرفتی که چی ميگم؟

131
00:16:55,300 --> 00:16:57,570
آره، کاملاً درک ميکنم

132
00:16:58,270 --> 00:17:01,570
!دروغگو! طوری حرف ميزنی که انگار بازم متوجه نشدی

133
00:17:02,110 --> 00:17:07,570
سِيبَر، خودش تنهايی رفته بود که بجنگـه، و تو جلوشو گرفتی، درسته؟

134
00:17:07,680 --> 00:17:09,270
وووآه، آره

135
00:17:09,380 --> 00:17:13,650
منو اونو ميبرم به اتاقش، پس تو برو يکم چای درست کن

136
00:17:14,120 --> 00:17:16,150
چای؟

137
00:17:17,090 --> 00:17:19,850
خیلی دوست دارم بدونم که، شما دو تا با چی روبرو شدين

138
00:17:19,960 --> 00:17:24,660
من سرويسِ چای‌خوريمو آرودم، اون تو قفسه‌ـس

139
00:17:26,400 --> 00:17:28,030
...مفهوم شد

140
00:17:33,940 --> 00:17:35,030
اينطوريـه، فکر کنم؟

141
00:17:35,140 --> 00:17:37,080
شيرو، ميشه يه لحظه وقتتو بگيرم؟

142
00:17:37,180 --> 00:17:39,110
آره، الآن ميام اونجا

143
00:17:43,110 --> 00:17:44,550
باشه، ممنون

144
00:17:44,650 --> 00:17:47,380
چرا اون... من فکر کردم که اون خوابـه

145
00:17:48,320 --> 00:17:53,490
اون همين الآن بيدار شد، فقط بدنش بود که بی‌اختيار قفل شده بود

146
00:17:53,830 --> 00:17:55,850
اينجور خواب‌ها خيلی زياد دَووم نميارن

147
00:17:56,160 --> 00:17:58,030
...فهميدم

148
00:18:01,300 --> 00:18:03,860
سِيبَر، واسه چی همينطوری ميذاری ميری بيرون؟

149
00:18:08,470 --> 00:18:12,500
من به معبد ريودوجو رفتم، و با سِرونتِ اساسین جنگيدم

150
00:18:12,840 --> 00:18:16,800
وقتی من متوجه حضورِ يه سِرونتِ سوم شدم، از جنگيدن دست کشيدم

151
00:18:16,920 --> 00:18:21,380
نه، چيزی که من ميخوام بشنوم، اينه که چرا تو جنگيدی؟

152
00:18:22,020 --> 00:18:24,390
این وظیفۀ مشخصِ یه سرونتِ که، بجنگـه

153
00:18:25,290 --> 00:18:29,390
به عنوان يه مَسترِ، چرا تو داری بِهِم ميگی که نجنگم؟

154
00:18:29,760 --> 00:18:32,700
--اه... اون... خب

155
00:18:32,800 --> 00:18:36,730
من موندم که تو واقعاً ميتونی واسه جنگ جام مقدس، زنده بمونی يا نه؟

156
00:18:36,840 --> 00:18:39,170
--نه، من

157
00:18:39,740 --> 00:18:46,580
واسه دخترا خوب نيس که آسيب ببينن! به عنوان يه پسر، من نميتونم چيزايی مثل
 اين اتفاق رو، ناديده بگيرم

158
00:18:47,510 --> 00:18:50,810
يعنی تو داری ميگی که، زن‌ها نميتونن جنگجو باشن!؟

159
00:18:50,920 --> 00:18:52,510
!فوری حرفتـو پس بگیر

160
00:18:52,620 --> 00:18:55,350
...ببین، من میدونم که تو قوی هستی، سِيبَر، ولی

161
00:18:55,920 --> 00:18:58,290
در مورد چيزايی که بِهِت مربوط نميشه، انقدر خودسر نباش، کله‌پوک

162
00:18:58,820 --> 00:19:02,280
این تو نبودی که در مورد چيزای بی‌ربط خودسر بودی!؟

163
00:19:04,460 --> 00:19:08,730
!به هر حال، من ترجيح ميدم خودم بجنگم تا اينکه بذارم تو بجنگی

164
00:19:09,130 --> 00:19:12,330
دفاعی که تو بنا کردی بهتر از يه تيکه کاغذ نيست، شیرو

165
00:19:12,870 --> 00:19:15,070
...واو، تو چيزای باور نکردنی گفتی، سِیبَر

166
00:19:15,640 --> 00:19:17,870
تو سِرونت‌ـت رو دستِ‌کم گرفتی

167
00:19:18,010 --> 00:19:22,240
تو فکر ميکنی که من به راحتی شکست ميخورم، يا برای نجاتِ جونم التماس ميکنم؟

168
00:19:24,850 --> 00:19:29,450
اين كاملاً درست نيس، سِيبَر. اينطور نيس كه شيرو سِرونت‌ـش رو دست‌ِكم بگيره

169
00:19:31,590 --> 00:19:35,750
اين پسره، خالصانـه نميخواد كه تو صدمه ببينی

170
00:19:36,060 --> 00:19:36,990
درستـه؟

171
00:19:37,100 --> 00:19:39,930
--البته که نه. اين چيزی نيست که من

172
00:19:40,270 --> 00:19:43,790
تو نمی‌فهمی كه، خودت به تنهايی نميتونی سِرونت‌ها رو شكست بدی، نه؟

173
00:19:45,800 --> 00:19:50,760
تو نميخوای که سِيبَر صدمه ببينه، پس تو ميجنگی، حتی اگه اين بی‌ملاحظه‌گی باشه

174
00:19:51,780 --> 00:19:55,040
تو سعی ميكنی که برنده شی، حتی اگه بدونی كه نميتونی بِبَری

175
00:19:55,650 --> 00:19:58,950
تو اهميتی نميدی، حتی اگه منجر به مرگت بشه

176
00:20:03,050 --> 00:20:06,510
واسه اون، ديگران بيشتر اهميت دارن تا خودش

177
00:20:15,030 --> 00:20:16,300
شيرو

178
00:20:16,400 --> 00:20:17,840
چيه؟

179
00:20:17,940 --> 00:20:20,300
من به اين حقيقت اعتراف ميکنم که تو ميخوای بجنگی

180
00:20:20,410 --> 00:20:23,740
هر چند، اگه اينطور باشه، پس منم بايد به يه چيز پناه ببرم

181
00:20:24,180 --> 00:20:25,910
و اون چيه!؟

182
00:20:26,240 --> 00:20:27,770
من بايد تو رو به يه شمشيرباز تبديل کنم

183
00:20:27,910 --> 00:20:32,110
تا اون موقع، من بايد بِهِت ياد بدم که چطور از شمشير استفاده کنی

184
00:20:33,220 --> 00:20:37,280
اگه اين پيشنهادُ قبول کنی، پس منم بايد نظرِ تو رو قبول کنم

185
00:20:37,920 --> 00:20:41,950
معنيش اينه که... منم از حالا به بعد، ميجنگم؟

186
00:20:42,060 --> 00:20:43,190
!بس کنيد

187
00:20:43,290 --> 00:20:46,200
،به اين سادگيـا هم نيس که، به شيرو شمشيربازی رو ياد بدی

188
00:20:46,200 --> 00:20:48,460
!و اون بتونه با سِرونت‌ها بجنگـه

189
00:20:48,930 --> 00:20:50,800
بهتر از اينه که ندونه چطور بجنگـه

190
00:20:50,900 --> 00:20:54,300
اقلاً در مدتِ جنگ، دو‌دِليش کمتر ميشه

191
00:20:54,410 --> 00:20:57,810
بعدشم، اين برميگرده به تصميمِ خودِ شيرو

192
00:20:58,010 --> 00:21:00,500
!آه! تو گرفتی ما رو

193
00:21:00,610 --> 00:21:04,310
!هی، تو، ما تو موقعيتی نيستيم که بتونيم از تمرين‌کردن لذت ببريم

194
00:21:04,420 --> 00:21:06,710
البته که اين يه جنگـه

195
00:21:08,150 --> 00:21:11,650
،من بايد بذارم که شيرو برای يه بارم که شده، اینو تجربه کنه

196
00:21:11,760 --> 00:21:18,160
نه... بهتره اون بفهمه که، جنگيدن و کُشته شدن در جنگ چه معنایی داره

197
00:21:20,900 --> 00:21:22,300
من بايد الآن استراحت کنم

198
00:21:25,000 --> 00:21:27,500
شيرو، لطفاً خوب استراحت کن

199
00:21:27,840 --> 00:21:30,810
من فردا تو آموزشگاه کاراته به قدر کافی، تمرينت ميدم

200
00:21:31,440 --> 00:21:33,170
ببخشيد

201
00:21:33,510 --> 00:21:35,140
--آه، سِيبَر

202
00:21:35,580 --> 00:21:37,550
تو واقعاً اونو عصبانی کردی

203
00:21:38,380 --> 00:21:41,350
...تو به اين ميگی عصبانی بودن--؟ یا اون

204
00:21:41,450 --> 00:21:45,390
کی ميدونه؟ خب، حالا که تصميمتو گرفتی، با لطافت کُشته شو، باشه؟

205
00:21:45,890 --> 00:21:47,880
من مطمئناً تو بسترِ مرگ بِهِت رسيدگی ميکنم

206
00:21:47,990 --> 00:21:49,980
!خب چرا؟ ممنون

207
00:22:00,170 --> 00:22:04,970
!من ترجيح ميدم که خودم بجنگم، تا اينکه بذارم تو بجنگی 

208
00:22:05,590 --> 00:22:15,590
Subtitle By :
Blue.Sky_Royal

209
00:22:12,100 --> 00:22:24,650
Fukai fukai mori no naka honoka kaoru itoshii...

210
00:22:12,680 --> 00:22:24,650
In the deep, dark forest, as I search for the faint fragrance...

211
00:22:24,700 --> 00:22:36,800
...hibi no omokage sagashite mireba fui ni anata ga warau.

212
00:22:24,700 --> 00:22:36,800
...of the lingering traces of the days I held dear, I suddenly hear you laugh.

213
00:22:36,800 --> 00:22:49,370
Furete mitakute te o nobashite mo hakanaku chuu o matta no desu.

214
00:22:36,800 --> 00:22:49,370
I reach out to try to touch you, but your image fluttered fleetingly in midair.

215
00:22:49,370 --> 00:22:59,320
Anata ni aitakute zutto aitakute zutto omou.

216
00:22:49,370 --> 00:22:59,320
I've missed you for so long, I've longed for you for so long.

217
00:22:59,320 --> 00:23:03,960
Nemurenu yoru o watari

218
00:22:59,320 --> 00:23:03,960
Wandering through sleepless nights,

219
00:23:03,960 --> 00:23:19,970
Anata ga nokoshita hikari to kage no naka ni tsutsumarete naite iru...

220
00:23:03,960 --> 00:23:19,970
...I am crying, enveloped within the light and shadow you left behind,

221
00:23:22,800 --> 00:23:32,060
...fukai fukai mori no naka de.

222
00:23:23,320 --> 00:23:32,060
...here in the deep, dark forest.

223
00:23:41,110 --> 00:23:45,700
قسمت بعدی

224
00:23:43,040 --> 00:23:45,680
Fate Stay Night...

225
00:24:04,530 --> 00:24:07,670
" قسمت بعدی، " وقفۀ مسالمت‌آمیز

226
00:24:05,960 --> 00:24:10,890
قسمت بعدی

227
00:24:06,400 --> 00:24:10,890
وقفۀ مسالمت‌آمیز

