‫﻿۱
00:00:00,000 --> 00:00:05,000
‫ترجمه از: امیرعلی ، حسام‌الدین
‫Nora , illusion

2
00:00:05,000 --> 00:00:10,000
‫تک مووی، سینمای تک
‫TakMovie.Co

3
00:01:47,274 --> 00:01:49,318


4
00:01:49,360 --> 00:01:51,570
‫نه، نه

5
00:01:51,612 --> 00:01:52,947
‫زودباش

6
00:01:52,988 --> 00:01:55,491
‫زودباش

7
00:01:55,533 --> 00:01:57,868
‫صبح بخیر جوون

8
00:01:57,910 --> 00:01:59,954
‫به آمریکا خوش اومدی

9
00:02:04,500 --> 00:02:06,001
‫کجا میری؟

10
00:02:08,087 --> 00:02:09,964
‫میریم سانتافی

11
00:02:10,005 --> 00:02:12,466
‫نامزدم اونجا بود

12
00:02:12,508 --> 00:02:14,176
‫تو آمریکایی هستی

13
00:02:16,178 --> 00:02:18,222
‫تا سانتافی راه درازیه

14
00:02:21,892 --> 00:02:24,436
‫آزادی که بری

15
00:02:24,478 --> 00:02:25,604
‫بیا

16
00:02:28,149 --> 00:02:31,026
‫بهت پیشنهاد میدم بری همونجایی که ازش اومدی

17
00:02:31,068 --> 00:02:32,403
‫بسه، بسه

18
00:02:36,991 --> 00:02:38,742
‫یه سایه پیدا کن

19
00:02:38,784 --> 00:02:41,370
‫از خورشید دور بمون
‫وقتی که شب میشه حرکت کن

20
00:02:41,412 --> 00:02:43,581
‫هی

21
00:02:43,622 --> 00:02:46,458
‫میشه منم سوار کنی؟ تو رو خدا

22
00:02:46,500 --> 00:02:47,835
‫باید برگردم خونه

23
00:02:47,877 --> 00:02:49,420
‫برات دردسر درست نمیکنم

24
00:02:49,461 --> 00:02:52,173
‫فک نکنم اونجا بتونی راحت باشی

25
00:02:52,214 --> 00:02:53,841
‫از شماها خیلی نمونده

26
00:02:54,925 --> 00:02:56,802
‫منظورت از "شماها" چیه؟

27
00:02:56,844 --> 00:02:58,220
‫رنگین پوستا

28
00:02:58,262 --> 00:03:00,264
‫تو به درد مزرعه نمیخوری

29
00:03:03,434 --> 00:03:04,894
‫از پیاده روی لذت ببر

30
00:03:21,327 --> 00:03:23,037
‫وای خدا

31
00:04:32,731 --> 00:04:35,234
‫الفیا، فرشته ی من، عزیزه من

32
00:04:37,194 --> 00:04:39,280
‫لباس بدنت رو از نور خوشید حفظ میکنه

33
00:04:39,321 --> 00:04:41,865
‫دارن پوستم رو داغون میکنن، بابا

34
00:04:41,907 --> 00:04:45,286
‫دیگه دارم جوش میارم
‫باید سریع تر قایم شم

35
00:04:45,327 --> 00:04:46,620
‫زمین از من محافظت میکنه

36
00:04:46,662 --> 00:04:48,956
‫زمین جایی برای تو نداره

37
00:04:48,998 --> 00:04:50,416
‫من باید غایم شم بابا

38
00:04:50,457 --> 00:04:52,293
‫باید قایم شم

39
00:04:52,334 --> 00:04:54,003
‫فقط باید چشمام رو ببندم...

40
00:04:54,044 --> 00:04:57,047
‫نه نه باید بیدار بمونی

41
00:04:57,089 --> 00:04:58,549
‫بیدار بمون

42
00:04:58,590 --> 00:05:00,134
‫الفیا، نه نه عزیزم

43
00:05:00,175 --> 00:05:02,011
‫بیدار بمون

44
00:05:02,052 --> 00:05:03,929
‫بیدار بمون

45
00:05:05,639 --> 00:05:07,433
‫بیدار بمون

46
00:05:12,354 --> 00:05:14,315


47
00:07:15,310 --> 00:07:16,687
‫این برای توئه

48
00:07:29,450 --> 00:07:31,118
‫من کالتاکا هستم

49
00:07:32,369 --> 00:07:33,829
‫الفیا

50
00:07:35,205 --> 00:07:36,498
‫الفیا یکمی استراحت کن

51
00:08:25,797 --> 00:08:27,591
‫چی... چیکار کردی؟

52
00:08:27,633 --> 00:08:29,343
‫- چیکار کردی؟
‫- اه

53
00:08:29,384 --> 00:08:30,552
‫بگو

54
00:08:31,845 --> 00:08:33,388
‫چیکار کردی؟

55
00:08:50,531 --> 00:08:52,658
‫بیا بگیرش

56
00:08:52,699 --> 00:08:54,326
‫تکون بخور
‫زودباش

57
00:08:55,827 --> 00:08:58,372
‫خیلی خب، سه تا دیگه مونده
‫زودباش

58
00:09:00,499 --> 00:09:03,126


59
00:09:10,467 --> 00:09:12,302
‫من هوات رو دارم پسر

60
00:09:17,766 --> 00:09:19,643
‫برام قطره بیارین

61
00:09:19,685 --> 00:09:21,186
‫من الان میارم

62
00:09:23,480 --> 00:09:25,107
‫بالا نگهش دار

63
00:09:32,698 --> 00:09:35,033
‫ااا لعنتی

64
00:09:49,464 --> 00:09:52,384
‫الفیا دیشب توی قهوه ی پودر ریخته بوده

65
00:09:52,426 --> 00:09:54,970
‫چی؟ چه پودری ریخته ؟

66
00:09:55,012 --> 00:09:56,471
‫چیزی نمیدونست

67
00:09:56,513 --> 00:09:58,932
‫- مطمئنی؟
‫- آره

68
00:09:58,974 --> 00:10:00,642
‫اونو که برگردوندن اینجا، اون کبودیا...

69
00:10:00,684 --> 00:10:01,977
‫همش سرکاری بوده

70
00:10:02,019 --> 00:10:03,604
‫برای این بوده که به ارتشمون ضربه بزنن

71
00:10:05,272 --> 00:10:06,857
‫داره تو تب میسوزه

72
00:10:06,898 --> 00:10:08,817
‫ما آنتی بیوتیک داریم، ولی بدون این که

73
00:10:08,859 --> 00:10:10,402
‫بدونیم این دقیقا چی هست....

74
00:10:15,198 --> 00:10:16,742
‫بهش آنتی بیوتیک بزنید

75
00:10:16,783 --> 00:10:18,619
‫زنده نگهش دارین

76
00:10:24,916 --> 00:10:26,376
‫میدونم درباره ی من چه فکری میکنی

77
00:10:26,418 --> 00:10:29,338
‫آره، شک دارم، تو فقط رانندگی کن

78
00:10:29,379 --> 00:10:30,714
‫قرار نبود کسی کشته بشه

79
00:10:30,756 --> 00:10:32,424
‫فقط قرار بود نگهبانا رو مریض کنه

80
00:10:32,466 --> 00:10:33,634
‫خب، اینجاش رو دیگه نتونستی درست کنی

81
00:10:33,675 --> 00:10:35,260
‫این طوری آدمای ما میتونستن راحت بیان تو

82
00:10:35,302 --> 00:10:36,470
‫بدون این که کشتاری اتفاق بیوفته

83
00:10:36,511 --> 00:10:38,680
‫مردم تو؟ قبلا که ما جزوی از مردمت بودیم

84
00:10:38,722 --> 00:10:40,223
‫نیک دوستت بود

85
00:10:40,265 --> 00:10:41,642
‫نباید میرفت پیش اوتو

86
00:10:41,683 --> 00:10:43,101
‫خوبه به حرفای خودتم گوش بدی

87
00:10:43,143 --> 00:10:44,811
‫برای سندروم استکهلم رکورد جهانی زده

88
00:10:44,853 --> 00:10:46,271
‫مغز منو شستشو ندادن

89
00:10:46,313 --> 00:10:48,815
‫ممکنه نیک بمیره. متونی اینو بفهمی؟

90
00:10:48,857 --> 00:10:50,734
‫اصلا برات مهم هست؟

91
00:10:50,776 --> 00:10:52,527
‫اون با تو مثه خانواده ی خودش رفتار کرد

92
00:10:52,569 --> 00:10:54,404
‫اینا الان خانواده ی منن

93
00:10:54,446 --> 00:10:56,490
‫آره، بزار ببینیم چقدری دلشون برات تنگ شده

94
00:11:11,338 --> 00:11:12,673
‫خودشه

95
00:11:12,714 --> 00:11:14,675
‫میخوام با واکر حرف بزنم

96
00:11:18,220 --> 00:11:19,971
‫من خوبم
‫من خوبم

97
00:11:20,013 --> 00:11:21,515
‫تو ناهار خوریه

98
00:11:21,556 --> 00:11:23,058
‫بیا، راه بیا

99
00:11:24,768 --> 00:11:26,228
‫در رو بگیر

100
00:11:29,481 --> 00:11:31,983
‫مدیسون کلاک، سلام

101
00:11:32,025 --> 00:11:34,945
‫اول که شوهرم رو کشتی، حالا هم
‫حیونات پسرم رو مسموم کردن

102
00:11:34,986 --> 00:11:36,655
‫این مزرعه بود که قول و قرارش رو
‫شکست، من نبودم

103
00:11:36,697 --> 00:11:38,990
‫من شکستم، من کسی بودم که مذاکره رو
‫بهم ریخت، برای اینکه دخترم دستت بود

104
00:11:39,032 --> 00:11:41,201
‫امکان نداشت اونو از دست بدم
‫همین طور پسرم رو

105
00:11:41,243 --> 00:11:43,412
‫- اون چه سمی بود؟
‫- همون روز اولی که دیدمت بهت گفتم

106
00:11:43,453 --> 00:11:44,913
‫رفتی سراغ مهره ی سوخته

107
00:11:44,955 --> 00:11:46,748
‫- آدمای اوتو...
‫- برام اصلا مهم نیست

108
00:11:46,790 --> 00:11:49,084
‫برام اصلا مهم نیست درباره ی اوتو
‫یا پسرش چه فکری میکنی

109
00:11:49,126 --> 00:11:51,920
‫اصلا به دشمنی یا اینکه درباره ی
‫من چی فکر میکنی اهمیت نمیدم

110
00:11:51,962 --> 00:11:53,296
‫برات زنده موندت اهمیت داره؟

111
00:11:53,338 --> 00:11:56,425
‫اوه، من خیلیم خوشحالم میشم که
‫بمیرم ولی تو رو با خودم ببرم

112
00:11:56,466 --> 00:11:58,844
‫تا وقتی که بهم بگی داره
‫پسر منو میکشه

113
00:12:03,056 --> 00:12:04,975
‫سیاه زخم

114
00:12:05,016 --> 00:12:07,060
‫نه

115
00:12:07,102 --> 00:12:10,021
‫اینا رو از حیونا جمع کردم

116
00:12:10,063 --> 00:12:11,148
‫هیچ درمانی نداره

117
00:12:22,951 --> 00:12:25,036
‫این زن از جیک اوتو یا هر کسه
‫دیگه که بهش مربوطه

118
00:12:25,078 --> 00:12:27,831
‫مرد تر بوده

119
00:12:27,873 --> 00:12:29,708
‫آزاده که بره

120
00:12:40,135 --> 00:12:41,553
‫پسرت چند سالشه؟

121
00:12:44,890 --> 00:12:46,183
‫۱۹سال

122
00:12:46,224 --> 00:12:48,810
‫اگر قوی باشه، زنده میمونه

123
00:12:52,314 --> 00:12:54,733
‫من با تو سر جنگ ندارم مدیسون

124
00:12:54,775 --> 00:12:57,235
‫مزرعه رو ترک کن. خانوادت رو بردار
‫و از اونجا برو

125
00:13:02,115 --> 00:13:06,703
‫ما خیلی جنگیدیم
‫خیلیا رو هم از دست دادیم

126
00:13:06,745 --> 00:13:08,288
‫دیگه فرار نمیکنیم

127
00:13:12,667 --> 00:13:14,044
‫پس میمیری

128
00:13:41,780 --> 00:13:43,657
‫وای خدا

129
00:13:43,698 --> 00:13:45,283
‫اخ

130
00:14:01,883 --> 00:14:04,010
‫خب سلام خوشگله

131
00:15:56,164 --> 00:15:57,540
‫صبح بخیر گل پسر

132
00:15:59,000 --> 00:16:00,293
‫یه حس نوستالژیکی بهم دست داد

133
00:16:04,714 --> 00:16:05,715
‫زخم سیاهه

134
00:16:10,762 --> 00:16:12,055
‫اینو الفا بهت گفته؟

135
00:16:12,097 --> 00:16:13,723
‫نه، من اونو برشگردوندم

136
00:16:13,765 --> 00:16:15,350
‫واکر اینو بهم گفت

137
00:16:15,392 --> 00:16:17,227
‫اونایی که نمیمیرن، اونقدر ضیعف میشن
‫که حتی نمیتونن یه تفنگ رو نگه دارن

138
00:16:17,268 --> 00:16:18,812
‫اونا وقتی ما ضعیف شدیم حمله میکنن

139
00:16:18,853 --> 00:16:20,897
‫خب، حداقلش اینه که میدونیم
‫با چی سر و کار داریم

140
00:16:20,939 --> 00:16:23,984
‫خیلی خب، اونایی که از بچه های ارتش مونده
‫رو جمع کن

141
00:16:24,025 --> 00:16:25,527
‫جبک، بجز من کسه خاصی دیگه نمونده

142
00:16:25,568 --> 00:16:27,946
‫کاری که میتونی بکنی رو انجام بده
‫تروی. یه کاری بکن

143
00:16:27,988 --> 00:16:29,864
‫- اونایی که میتونن بیان رو آموزش بده
‫- دارم با داداشم حرف میزنم مدیسون

144
00:16:29,906 --> 00:16:31,449
‫- تو این جا رو اداره نمیکنی
‫- جیک...

145
00:16:31,491 --> 00:16:32,659
‫اداره ی اینجا با تو نیست

146
00:16:45,505 --> 00:16:47,382
‫همیشه قراره پارتی تو سرحال بیاری مامان

147
00:16:47,424 --> 00:16:48,883
‫چطوری تو؟

148
00:16:48,925 --> 00:16:50,552
‫انگار رفتم زیر تریلی

149
00:17:07,902 --> 00:17:10,113
‫مدیسون راست میگه
‫هر کی که مریض نیست رو آماده کن

150
00:17:10,155 --> 00:17:11,906
‫متونیم با واکر حرف بزنیم. میتونیم...

151
00:17:11,948 --> 00:17:15,869
‫حرف بزنیم؟ حرف زدن بودن اینکه
‫چیزی برای معامله داشته باشیم بی فایدست

152
00:17:15,910 --> 00:17:18,955
‫و الانشم ما آبی رو که برای ذخیره
‫داشتیم رو بهشون دادیم

153
00:17:18,997 --> 00:17:21,041
‫جنگ دیگه راه حله آخره

154
00:17:21,082 --> 00:17:22,667
‫ما هم دیگه رسیدم بهش

155
00:17:22,709 --> 00:17:25,086
‫ما هیچی نداریم
‫بهش تکیه کنیم

156
00:17:25,128 --> 00:17:26,671
‫من یه راهی رو میشناسم که بتونیم
‫یه چیزی گیر بیاریم

157
00:18:35,698 --> 00:18:38,868
‫هیچی بهتر از خونه بودن نیست

158
00:18:40,995 --> 00:18:43,706
‫بیا، بیا سرت رو بزار... حله

159
00:18:43,748 --> 00:18:45,875
‫بخواب

160
00:18:45,917 --> 00:18:46,876
‫بهتر شد؟

161
00:18:46,918 --> 00:18:48,294
‫آره؟

162
00:18:58,638 --> 00:19:00,932
‫هی، حالت چطوره؟

163
00:19:00,974 --> 00:19:02,308
‫بهترم

164
00:19:02,350 --> 00:19:04,269
‫اون چیزایی که دادین خیلی کمک کرد

165
00:19:04,310 --> 00:19:06,104
‫فک کنم دیگه وقتشه از تخت بیام پیایین

166
00:19:06,146 --> 00:19:08,940
‫- میشه دستام رو باز کنی؟
‫- نمیشه ریسکش رو کرد نیک

167
00:19:08,982 --> 00:19:10,525
‫من اون طوری نمیشم

168
00:19:10,567 --> 00:19:12,861
‫بیشتر حس میکنم، آدمای دیگه
‫ممکنه بیشتر از من به این تخت نیاز داشته باشن

169
00:19:12,902 --> 00:19:14,487
‫شاید حتی خودت

170
00:19:14,529 --> 00:19:16,990
‫نه نه، من خوبم، مشکلی نیست

171
00:19:17,031 --> 00:19:19,659
‫- هی، تو مریض شدی
‫- ششش

172
00:19:19,701 --> 00:19:21,494
‫- جاتو با من عوض کن
‫- نه

173
00:19:21,536 --> 00:19:23,496
‫- استراحت کن
‫- نمیتونم بزارم مردم منو این طوری مریض ببینن

174
00:19:23,538 --> 00:19:25,039
‫اونا به من نیاز دارن

175
00:19:26,791 --> 00:19:28,251
‫تو آدم خوبی هستی جیک

176
00:19:29,794 --> 00:19:31,504
‫ببین من نمیتونم وقتی که داره بهمون حمله میشه

177
00:19:31,546 --> 00:19:32,881
‫این جا دست بسته بمونم باشه؟

178
00:19:32,922 --> 00:19:34,966
‫تخت رو میگیری یا نه به خودت مربوطه

179
00:19:35,008 --> 00:19:38,428
‫میشه تو رو خدا منو باز کنی؟

180
00:19:53,026 --> 00:19:54,861
‫هی، خیلی سریع بلند نشو

181
00:20:00,700 --> 00:20:02,994
‫پدرت کجاست؟

182
00:20:03,036 --> 00:20:04,579
‫نمیخواد خودتو سرش خسته کنی،اون کمکی نمیکنه

183
00:20:04,621 --> 00:20:06,206
‫داره اونایی که مردن رو دفن میکنه

184
00:20:09,542 --> 00:20:11,252
‫نیک، اون ناامیدت میکنه

185
00:20:13,171 --> 00:20:14,964
‫اون عقاید خودش رو داره، من قضاوتش نمیکنم

186
00:20:15,006 --> 00:20:17,967
‫تمام این اتفاقا
‫این جهنمی که ما توش زندگی میکنیم

187
00:20:18,009 --> 00:20:19,510
‫همش تقصیر همین آدمه

188
00:20:31,189 --> 00:20:33,191
‫- خیلی خب آماده ای؟
‫- آره

189
00:22:00,236 --> 00:22:02,780
‫کلاک منو آورد اینجا

190
00:22:02,822 --> 00:22:05,992
‫اونا برام مهم بودن، نیک برام مهم بود

191
00:22:06,034 --> 00:22:08,286
‫تو خودت برای کاری که کردی داوطلب شدی

192
00:22:08,328 --> 00:22:10,663
‫تو بهم نگفته بودی که اون زخم سیاه بود

193
00:22:13,791 --> 00:22:15,877
‫تو منو تبدیل کردی به یه قاتل

194
00:22:15,918 --> 00:22:18,171
‫تو زندگی خیلیا رو با اون کاری که
‫تو مزرعه کردی نجات دادی

195
00:22:18,212 --> 00:22:19,672
‫تو کل این مردم رو نجات دادی

196
00:22:29,223 --> 00:22:30,516
‫این چیزیه که من میدونم

197
00:22:32,060 --> 00:22:34,562
‫وقتی که من، توی صحرا
‫وقتی که سوخته بودی پیدات کردم

198
00:22:34,604 --> 00:22:36,022
‫میخواستم ولت کنم که بمیری

199
00:22:36,064 --> 00:22:38,858
‫- چرا ولم نکردی؟
‫- اسبم وایساد

200
00:22:38,900 --> 00:22:41,569
‫روحت رو احساس کرده بود

201
00:22:41,611 --> 00:22:44,030
‫وقتی که نزدیک شدم
‫صدای نفسات رو شنیدم

202
00:22:44,072 --> 00:22:46,616
‫میدونستم که اون درست میگه

203
00:22:46,657 --> 00:22:48,993
‫اسب باهوشیه.

204
00:22:49,035 --> 00:22:50,495
‫از من باهوش‌تره.

205
00:22:59,670 --> 00:23:01,881
‫زنی بود که با مرگ روبرو شده...

206
00:23:03,549 --> 00:23:04,926
‫و نمی‌ترسید.

207
00:23:06,803 --> 00:23:08,429
‫واسه همین آوردمت اینجا.

208
00:23:13,810 --> 00:23:15,603
‫جونم رو نجات دادی.

209
00:23:16,646 --> 00:23:18,940
‫بدهیت رو پس دادی.

210
00:23:22,944 --> 00:23:25,530
‫آتیش!

211
00:23:25,571 --> 00:23:27,031
‫آتیش!

212
00:23:35,123 --> 00:23:38,459
‫زودباشید! زودباشید!

213
00:23:50,513 --> 00:23:53,307
‫اینطوری پیش بره تمام آب ذخیره‌مون
‫رو از دست میدیم.

214
00:24:16,164 --> 00:24:18,291
‫زودباش. مامان.

215
00:24:22,587 --> 00:24:23,796
‫برو!

216
00:24:23,838 --> 00:24:25,590
‫برو، برو، برو، برو!

217
00:25:09,509 --> 00:25:11,677
‫،خدایا، نگاش کن

218
00:25:11,719 --> 00:25:14,180
‫مثل یه غول اونجا وایساده.

219
00:25:19,352 --> 00:25:21,437
‫به زمینم شلیک کردی.

220
00:25:21,479 --> 00:25:23,272
‫گفتی خون توش بوده.

221
00:25:23,314 --> 00:25:25,066
‫جدی؟

222
00:25:26,776 --> 00:25:28,027
‫مست بودم.

223
00:25:28,069 --> 00:25:31,864
‫وقتی مستم استعاره‌ای حرف‌ می‌زنم.

224
00:25:35,826 --> 00:25:37,578
‫این کیه؟

225
00:25:40,414 --> 00:25:42,792
‫داستانش طولانیه.

226
00:25:56,389 --> 00:25:57,557
‫برام تعریف کن.

227
00:26:00,560 --> 00:26:03,187
‫خب...

228
00:26:03,229 --> 00:26:06,440
‫،وقتی جیک و تروی کوچیک بودن

229
00:26:06,482 --> 00:26:12,363
‫قبیله‌ی محلی سرخ‌پوست‌ها تصمیم گرفت
‫که اون مزرعه متعلق به اون‌هاست.

230
00:26:12,405 --> 00:26:16,742
‫اینکه یه زمین مقدسه یا همچین مزخرفاتی.

231
00:26:16,784 --> 00:26:18,703
‫واسه اون‌ها مزخرف نبود، نه؟

232
00:26:20,871 --> 00:26:25,084
‫،اون‌ها زمین رو به خانواده‌ی من فروختن
‫،معامله‌ی منصفانه‌ای انجام دادن

233
00:26:25,126 --> 00:26:28,129
‫ولی هیچکدوم‌ این‌ها جلوی اون اسب‌سوارهای

234
00:26:28,170 --> 00:26:30,339
‫جوون رو نگرفت که مشکل‌ساز نشن.

235
00:26:30,381 --> 00:26:32,633
‫اسب‌سوارهای جوان.

236
00:26:32,675 --> 00:26:34,802
‫گردن‌کلفت‌ها، بی‌سرپرست‌ها.

237
00:26:34,844 --> 00:26:37,221
‫هیچ‌کاری براشون بهتر از دزدی از من

238
00:26:37,263 --> 00:26:39,307
‫و کشتن احشامم نبود.

239
00:26:39,348 --> 00:26:42,143
‫یه زن وحشت‌زده و دوتا بچه‌ی کوچیک داشتم.

240
00:26:42,184 --> 00:26:44,729
‫- پس یکی‌شون رو کشتی.
‫- نه.

241
00:26:44,770 --> 00:26:47,940
‫سه‌تاشون رو کشتیم...

242
00:26:47,982 --> 00:26:51,277
‫فیل، راسل، ورنون، و من.

243
00:26:51,319 --> 00:26:53,321
‫،یه شب توی گله چادر زدیم

244
00:26:53,362 --> 00:26:56,115
‫و وقتی سرخ‌پوست‌ها اومدن...

245
00:26:58,743 --> 00:27:03,289
‫خب، ظاهراً یکی‌شون عموی واکر بوده.

246
00:27:03,331 --> 00:27:06,167
‫اون؟ این عموی واکره؟

247
00:27:06,208 --> 00:27:10,630
‫نه. اون حرومزاده پدر واکره.

248
00:27:10,671 --> 00:27:14,634
‫اومد تا بفهمه چه بلایی
‫سر برادرش اومده.

249
00:27:14,675 --> 00:27:17,595
‫یه تک گلوله کارش رو ساخت.

250
00:27:23,184 --> 00:27:26,395
‫وقتی داشتیم خشت‌ها رو می‌ذاشتیم

251
00:27:26,437 --> 00:27:29,065
‫،و داشتم به مزخرفاتت گوش می‌دادم

252
00:27:29,106 --> 00:27:32,860
‫فکرمی‌کردم یه گاوچرون ترک‌الکلی
‫پیر هستی.

253
00:27:32,902 --> 00:27:34,403
‫احساسات رو جریحه‌دار کردم، پسرم؟

254
00:27:34,445 --> 00:27:37,239
‫- اوه...
‫- واقعاً متأسفم.

255
00:27:37,281 --> 00:27:40,868
‫فقط می‌خواستی مطمئن بشی اون جسدها
‫دفن باقی بمونن، نه؟

256
00:27:42,036 --> 00:27:44,038
‫بهتره دفن باشن.

257
00:27:49,085 --> 00:27:51,462
‫تو اینجا یه مهمونی، پسر.

258
00:27:51,504 --> 00:27:55,341
‫گذشته رو فراموش کن یا از زمینم برو بیرون.

259
00:27:55,383 --> 00:27:56,926
‫زمین اون‌هاست.

260
00:27:56,967 --> 00:28:00,805
‫زمین متعلق به هرکسیه که بتونه نگهش داره.

261
00:28:00,846 --> 00:28:04,767
‫،سرخ‌پوست‌ها نتونستن
‫بخاطر پول آبجو فروختنش.

262
00:28:04,809 --> 00:28:08,145
‫،من نگهش داشتم، نگهش می‌دارم

263
00:28:08,187 --> 00:28:09,814
‫پس مال منه.

264
00:28:09,855 --> 00:28:12,024
‫خب، سرخ‌پوست‌ها دارن میان.

265
00:28:12,066 --> 00:28:14,485
‫و واکر داره میاد سراغت.

266
00:28:17,446 --> 00:28:20,408
‫پس، فکرکنم معلوم میشه کی می‌تونه زمین رو نگه‌داره.

267
00:28:39,510 --> 00:28:41,011
‫- بابا.
‫- می‌دونم، می‌دونم.

268
00:28:46,600 --> 00:28:48,018
‫این چه کوفتیه؟

269
00:28:48,060 --> 00:28:49,562
‫یه چیزی واسه چونه‌زدن

270
00:28:49,603 --> 00:28:51,981
‫تا جیک بتونه یه معامله بکنه.

271
00:28:52,022 --> 00:28:54,483
‫خب، فکرنکنم تو فاز مذاکره‌کردن باشن.

272
00:28:54,525 --> 00:28:56,110
‫واکر برای یادگاری‌هاش ارزش قائله.

273
00:28:56,152 --> 00:28:59,697
‫این یه تریلر پر از سنگ و دونه
‫و مزخرفاته.

274
00:28:59,739 --> 00:29:00,865
‫ترسیدی، جرمایا؟

275
00:29:04,243 --> 00:29:05,786
‫بهتره مراقب باشی، پسر.

276
00:29:07,037 --> 00:29:09,165
‫،شاید از مهمان‌نوازی من خوشت نیاد

277
00:29:09,206 --> 00:29:10,624
‫ولی بهت تضمین میدم

278
00:29:10,666 --> 00:29:12,585
‫مهمان‌نوازی من بهتر از مال اون‌هاست.

279
00:29:27,183 --> 00:29:29,852
‫- جیک می‌دونه؟
‫- فکرکنم شک کرده.

280
00:29:29,894 --> 00:29:33,939
‫- چیزی رو عوض نمی‌کنه.
‫- همه‌چیز رو عوض می‌کنه.

281
00:29:33,981 --> 00:29:37,026
‫- ما تو طرف اشتباهی هستیم.
‫- طرف اهمیت نداره.

282
00:29:37,067 --> 00:29:39,278
‫فقط آینده اهمیت داره.

283
00:29:39,320 --> 00:29:41,989
‫آینده‌ای که برپایه‌ی این ساخته شده.

284
00:29:42,031 --> 00:29:44,366
‫مامان، می‌دونم کاری که با تراویس کردن...

285
00:29:44,408 --> 00:29:47,369
‫- نه، موضوع اون نیست.
‫- می‌دونم نمی‌خوای اون اتفاق برای ما بیوفته.

286
00:29:47,411 --> 00:29:49,330
‫و منم باهاتم، جدی میگم.

287
00:29:49,371 --> 00:29:51,290
‫،ولی باید یه سری چیزها باشه

288
00:29:51,332 --> 00:29:53,667
‫یه خطی که ازش عبور نکنیم.

289
00:29:53,709 --> 00:29:55,753
‫درغیر این‌صورت، ما هم مثل اوتو هستیم.

290
00:29:55,795 --> 00:29:57,213
‫اوتو زنده‌است. تروی هم زنده‌است.

291
00:29:57,254 --> 00:29:59,757
‫تروی زنده‌است چون براش دروغ گفتیم.

292
00:30:05,429 --> 00:30:06,722
‫چی؟

293
00:30:07,848 --> 00:30:09,141
‫اون خانواده‌ی تریمبول رو کشت.

294
00:30:15,439 --> 00:30:16,732
‫می‌دونستی؟

295
00:30:18,359 --> 00:30:21,654
‫- آلیشا...
‫- گرچن بی‌گناه بود.

296
00:30:21,695 --> 00:30:24,031
‫و تو برای قاتلش لاپوشونی کردی؟

297
00:30:24,073 --> 00:30:26,033
‫فقط درباره‌ی خانواده حرف می‌زنی؟

298
00:30:26,075 --> 00:30:27,201
‫می‌دونم درکش سخته.

299
00:30:27,243 --> 00:30:30,996
‫درکش غیرممکنه!

300
00:30:31,038 --> 00:30:33,624
‫تو هم درست مثل اون‌ها هستی. ازشون بدتری!

301
00:30:33,666 --> 00:30:35,042
‫- تو بی‌احساسی!
‫- این حرف رو نزن.

302
00:30:35,084 --> 00:30:37,127
‫- احساسات نداری!
‫- آلیشا...

303
00:30:37,169 --> 00:30:38,546
‫تعجبی نداره چرا پدر خیلی افسرده بود!

304
00:30:38,587 --> 00:30:40,214
‫با یه جسد لعنتی زندگی می‌کرده!

305
00:30:40,256 --> 00:30:41,757
‫کافیه!

306
00:30:41,799 --> 00:30:44,051
‫،اگه سرم گرم زنده‌نگه‌داشتن بقیه نبود

307
00:30:44,093 --> 00:30:45,970
‫وقتی واسه احساسات داشتم.

308
00:30:46,011 --> 00:30:48,931
‫بدم نمیاد احساس داشته باشم.
‫دوست‌دارم خودم رو رهاکنم.

309
00:30:48,973 --> 00:30:50,474
‫ولی یه نفر باید این وسط قوی باشه.

310
00:30:50,516 --> 00:30:52,977
‫یه نفر باید همه رو کنار هم نگه‌داره.

311
00:30:56,272 --> 00:30:59,608
‫نمی‌دونی چه باری روی دوشمه.

312
00:31:26,302 --> 00:31:28,679
‫سلام؟ سلام؟

313
00:31:37,438 --> 00:31:40,190
‫سلام، من کیهان‌نورد والری
‫استفانوویچ واشنکو

314
00:31:40,232 --> 00:31:43,569
‫- از فضاپیمای سایوز هستم.
‫- یا خدا... خدای من.

315
00:31:43,611 --> 00:31:46,447
‫سلام؟ کسی هست؟ دریافت می‌کنی؟

316
00:31:46,488 --> 00:31:48,574
‫سلام؟

317
00:31:48,616 --> 00:31:50,784
‫ویکتور استرند هستم از باها، کالیفرنیا.

318
00:31:50,826 --> 00:31:53,370
‫صدات واضح و شفاف میاد.

319
00:31:53,412 --> 00:31:58,042
‫می‌دونی چه اتفاقی توی آمریکای شمالی افتاده، آقای واشنکو؟

320
00:31:58,083 --> 00:32:00,210
‫آمریکای شمالی؟

321
00:32:00,252 --> 00:32:03,047
‫،صدات شبیه آمریکایی‌هاست، دوست من

322
00:32:03,088 --> 00:32:06,050
‫فکرمی‌کنن تمام اتفاقات فقط واسه آمریکایی‌ها می‌افته.

323
00:32:07,134 --> 00:32:08,928
‫پس، فقط اینجا نیست؟

324
00:32:08,969 --> 00:32:11,013
‫سه روز قبل از بازگشت برنامه‌ریزی ‌شده‌ام

325
00:32:11,055 --> 00:32:14,683
‫دیدم نور توی دنیا خاموش شد.

326
00:32:14,725 --> 00:32:16,769
‫یه نمایش احساساتی بود.

327
00:32:18,395 --> 00:32:20,606
‫از قبرم باهات حرف می‌زنم.

328
00:32:22,650 --> 00:32:24,109
‫متأُسفم.

329
00:32:27,446 --> 00:32:30,491
‫حداقل تونستی به فضا بری.

330
00:32:30,532 --> 00:32:32,743
‫شک دارم کسی دیگه چنین فرصتی گیرش بیاد.

331
00:32:35,454 --> 00:32:38,999
‫واسه یه شیشه ودکا از همه‌ش دست می‌کشم.

332
00:32:40,167 --> 00:32:42,878
‫شامپاین چطوره؟

333
00:32:42,920 --> 00:32:44,505
‫دارم می‌میرم".

334
00:32:44,546 --> 00:32:47,132
‫".خیلی وقته شامپاین نخوردم

335
00:32:51,136 --> 00:32:52,805
‫چکاف.
‫[ آنتون چکاف. نمایش‌نامه نویس روسی ]

336
00:32:52,846 --> 00:32:55,474
‫اوه. حرف‌های آخرش.

337
00:32:58,727 --> 00:33:02,773
‫".یا این تصویرزمینه میره، یا من"

338
00:33:02,815 --> 00:33:04,650
‫- از وایلد بود.
‫- آره!

339
00:33:07,695 --> 00:33:10,406


340
00:33:10,447 --> 00:33:12,616
‫توی یه اتاق هتل زاده شدم"

341
00:33:12,658 --> 00:33:14,994
‫و خدا لعنتش کنه...

342
00:33:15,035 --> 00:33:17,538
‫".تو یه اتاق هتل مردم

343
00:33:17,579 --> 00:33:18,914
‫اونیل!

344
00:33:21,375 --> 00:33:22,876
‫آره.

345
00:33:24,753 --> 00:33:28,924
‫کلمات آخر برای نادان‌هایی‌است"
‫".که به اندازه‌ی کافی حرف نزده‌اند

346
00:33:33,095 --> 00:33:34,638
‫مارکس.

347
00:33:35,973 --> 00:33:39,059
‫کارل مارکس.

348
00:33:39,101 --> 00:33:42,980
‫درباره‌ی شامپاینت بهم بگو، ویکتور استرند.

349
00:33:47,192 --> 00:33:50,654
‫یه شامپاین سال ۱۹۸۵...

350
00:33:50,696 --> 00:33:52,531
‫دام پریگنون کلاسیک‌ـه.

351
00:33:52,573 --> 00:33:54,658
‫سلام؟

352
00:33:56,118 --> 00:33:57,494
‫آقای واشنکو؟

353
00:33:57,536 --> 00:33:59,413
‫صدات قطع میشه، دوست من.

354
00:34:00,706 --> 00:34:02,666
‫دنیا عوض میشه.

355
00:34:09,423 --> 00:34:11,300
‫دنیا مرده.

356
00:34:11,341 --> 00:34:15,888
‫نه، تا وقتی تو نمیری دنیا نمی‌میره.

357
00:34:15,929 --> 00:34:18,432
‫منتظر زمان مرگت نمون

358
00:34:18,474 --> 00:34:22,019
‫که بخوای از شامپاینت لذت ببری، ویکتور.

359
00:34:22,061 --> 00:34:23,645
‫یه پیک جای من بزن.

360
00:34:31,862 --> 00:34:33,405
‫آقای واشنکو؟

361
00:34:52,633 --> 00:34:54,468
‫می‌دونستم.

362
00:35:10,109 --> 00:35:13,028
‫آثارت دست‌نخورده‌ان.

363
00:35:13,070 --> 00:35:15,239
‫چرا با این آشغال‌ها هم‌دست شدی؟

364
00:35:15,280 --> 00:35:17,491
‫بهم توضیح بده.

365
00:35:17,533 --> 00:35:19,409
‫همیشه که نمی‌تونی مردمت رو انتخاب کنی.

366
00:35:20,953 --> 00:35:22,579
‫می‌تونیم این رو تموم کنیم، من و تو.

367
00:35:22,621 --> 00:35:26,041
‫،آثار رو بهت برمی‌گردونیم
‫چیزی که داریم رو نصف می‌کنیم.

368
00:35:26,083 --> 00:35:29,044
‫در ازاش، صلح می‌کنیم.
‫مزرعه رو هم نگه می‌داریم.

369
00:35:29,086 --> 00:35:31,130
‫این زمین سرخ‌پوستیه.

370
00:35:31,171 --> 00:35:34,007
‫خون سرخ‌پوست‌ها توش ریخته شده.

371
00:35:34,049 --> 00:35:36,885
‫جرمایا اوتو دیگه وقتش به سر اومده.

372
00:35:36,927 --> 00:35:40,139
‫اون دوره دیگه تمومه.

373
00:35:40,180 --> 00:35:42,808
‫امروز پسرم درباره‌ی دعوات

374
00:35:42,850 --> 00:35:45,769
‫با خانواده‌ی اوتو بهم گفت.

375
00:35:45,811 --> 00:35:47,980
‫یه چیزی برای کلکسیونت بهم داد.

376
00:35:49,690 --> 00:35:52,651
‫می‌دونم این پدرته.

377
00:35:52,693 --> 00:35:55,154
‫پسرت از کجا پیداش کرده؟

378
00:35:55,195 --> 00:35:57,072
‫زیر خشت‌های قدیمی دفن شده بود.

379
00:36:01,451 --> 00:36:03,203
‫از وقتی عتیقه‌ها رو دزدیدی

380
00:36:03,245 --> 00:36:04,955
‫داشتم به اجدادم فکرمی‌کردم.

381
00:36:06,290 --> 00:36:08,041
‫کافی نیست.

382
00:36:13,672 --> 00:36:16,049
‫این پدر من نیست.

383
00:36:16,091 --> 00:36:18,510
‫این شرم یه پیرمرد سفیدپوسته.

384
00:36:35,319 --> 00:36:37,237
‫به یادگاری‌ها اهمیتی نمیده.

385
00:36:37,279 --> 00:36:39,198
‫مزرعه رو می‌خواد.

386
00:36:39,239 --> 00:36:42,743
‫تا فردا عصر وقت داریم بریم.

387
00:36:42,784 --> 00:36:44,453
‫یا بمیریم.

388
00:38:55,751 --> 00:38:58,420
‫شما دوتا هیچوقت مونتگامری نرفتین.

389
00:38:58,462 --> 00:39:00,630
‫نه، هیچوقت نبردی‌مون.

390
00:39:02,049 --> 00:39:03,508
‫حتی وقتی مامانت مرد.

391
00:39:03,550 --> 00:39:05,302
‫نه.

392
00:39:09,723 --> 00:39:12,100
‫یه مردی اونجا بود.

393
00:39:12,142 --> 00:39:14,728
‫یه شورای محلی بود.

394
00:39:14,770 --> 00:39:17,314
‫و یه زن خوشگل داشت و...

395
00:39:19,941 --> 00:39:21,943
‫یه دختر یکی‌یدونه داشتن.

396
00:39:26,156 --> 00:39:28,158
‫دختره می‌دونست همه پدرش رو دوست‌دارن.

397
00:39:28,200 --> 00:39:32,871
‫فقط...دوستش‌داشتن چون
‫،اسم همه رو می‌دونست

398
00:39:32,913 --> 00:39:35,457
‫،اسم بچه‌هاشون رو

399
00:39:35,499 --> 00:39:36,958
‫،کی به کدوم دانشگاه رفته

400
00:39:37,000 --> 00:39:40,379
‫بیماری کی داره بهبود پیدا می‌کنه.

401
00:39:44,174 --> 00:39:46,927
‫و می‌دونست کی باید جعبه‌های رأی رو بسوزونه.

402
00:39:48,845 --> 00:39:50,847
‫و کدوم یکی‌شون رو بسوزونه.

403
00:39:54,059 --> 00:39:57,396
‫،ولی چیزی که نمی‌دونست
‫چیزی که هیچوقت نفهمید...

404
00:39:59,731 --> 00:40:02,025
‫این بود که کِی خوردن یه مشروب رو رد کنه.

405
00:40:05,904 --> 00:40:08,532
‫پس، زندگی واسه دختر کوچولو سخت بود.

406
00:40:11,076 --> 00:40:13,036
‫برای مادرش سخت‌تر.

407
00:40:19,167 --> 00:40:22,003
‫همین که داشت بزرگ می‌شد، خسته شد.

408
00:40:25,966 --> 00:40:27,551
‫خسته از گریه کردن.

409
00:40:30,929 --> 00:40:34,224
‫از بس مادرش رو ناراحت‌کرده بود خسته شده بود.

410
00:40:39,187 --> 00:40:42,023
‫بخیه‌ها رو خودش بیرون می‌کشید

411
00:40:42,065 --> 00:40:45,277
‫چون مامانش نمی‌خواست به
‫اتاق اورژانس برگرده.

412
00:40:48,280 --> 00:40:50,115
‫بدجوری خسته شد.

413
00:40:54,703 --> 00:40:57,539
‫یه روز صبح، صبحونه‌اش رو خورد.

414
00:40:57,581 --> 00:40:59,833
‫دندون‌هاش رو برای مدرسه رفتن مسواک زد.

415
00:41:03,336 --> 00:41:06,006
‫تفنگ رو از کمد باباش در آورد.

416
00:41:10,135 --> 00:41:11,678
‫به باباش شلیک کرد.

417
00:41:13,930 --> 00:41:16,766
‫وقتی هنوز بخاطر دیشب خوابیده بود، بهش شلیک کرد.

418
00:41:33,116 --> 00:41:34,576
‫آره.

419
00:41:37,496 --> 00:41:40,790
‫مامانم اون موقع مثل الان شما
‫نگاهم می‌کرد.

420
00:41:40,832 --> 00:41:44,419
‫می‌دونستم اون باریه که باید رو دوش خودم باشه.

421
00:41:44,461 --> 00:41:46,880
‫حاضرم دوباره انجامش بدم.

422
00:41:49,508 --> 00:41:51,009
‫با نگاه مردم کنار اومدم.

423
00:41:51,051 --> 00:41:53,720
‫حاضرم هزار بار انجامش بدم تا از مادرم محافظت کنم.

424
00:41:56,890 --> 00:41:59,017
‫تا از شما محافظت کنم.

425
00:42:00,477 --> 00:42:02,812
‫مامان...

426
00:42:02,854 --> 00:42:06,191
‫،میرم با یه پیرمرد صحبت کنم

427
00:42:06,233 --> 00:42:09,486
‫،راضیش کنم غرورش رو بذاره کنار

428
00:42:09,528 --> 00:42:11,571
‫با دشمن مصالحه کنه.

429
00:42:44,312 --> 00:42:46,106
‫الان در و دیوار رو سوراخ می‌کنی.

430
00:42:48,984 --> 00:42:50,902
‫هنوزم نمی‌خوای در بزنی، نه؟

431
00:42:53,321 --> 00:42:55,740
‫میرم به آلامو، مدیسون.

432
00:42:55,782 --> 00:42:57,659
‫آخرین خط دفاعی.

433
00:43:00,245 --> 00:43:03,832
‫این خونه رو به‌عنوان...

434
00:43:03,873 --> 00:43:08,420
‫پناه‌گاه ساختم واسه وقتی که
‫بهمون حمله شد یا محاصره شده بودیم.

435
00:43:08,461 --> 00:43:09,921
‫جفتش یکیه.

436
00:43:11,506 --> 00:43:14,718
‫تجهیزات و سلاح توی زیرزمین دارم.

437
00:43:16,177 --> 00:43:18,179
‫اگه یه‌وقت به جاهای باریک کشیده شد

438
00:43:18,221 --> 00:43:20,932
‫- خانواده‌ات می‌تونن به اینجا بیان.
‫- وقتی به جاهای باریک بکشه.

439
00:43:22,017 --> 00:43:23,310
‫مشروب می‌زنی؟

440
00:43:23,351 --> 00:43:25,729
‫زودباش، یه مشروب باهام بزن.

441
00:43:27,314 --> 00:43:28,648
‫زودباش.

442
00:43:45,123 --> 00:43:46,791
‫می‌خوام ازت تشکرکنم

443
00:43:46,833 --> 00:43:49,794
‫که کنار پسرهام موندی

444
00:43:49,836 --> 00:43:51,588
‫،و کنار تروی

445
00:43:51,630 --> 00:43:54,382
‫و اینکه سعی‌کردی جلوی این اتفاق رو بگیری.

446
00:44:01,931 --> 00:44:04,893
‫چیز خوبیه.

447
00:44:04,934 --> 00:44:08,229
‫به جیک گفتم که نتونستم با واکر به توافق برسم.

448
00:44:10,315 --> 00:44:11,608
‫دروغ بود.

449
00:44:13,902 --> 00:44:16,029
‫یه راه هست تا صلح کنیم.

450
00:44:16,071 --> 00:44:17,822
‫احتمالاً پوست‌سرم رو می‌خواد، نه؟

451
00:44:24,537 --> 00:44:27,290
‫چی؟

452
00:44:27,332 --> 00:44:31,169
‫اومدی منو بکشی، مدیسون؟

453
00:44:31,211 --> 00:44:36,049
‫من قبولت کردم، تو و بچه‌هات رو
‫وقتی نیازمند بودین.

454
00:44:37,676 --> 00:44:39,636
‫باهام هم‌سفره بودی.

455
00:44:39,678 --> 00:44:41,221
‫پسرت رو نصیحت کردم...

456
00:44:42,764 --> 00:44:46,267
‫جلوش رو گرفتم که به مکزیک نره.

457
00:44:55,110 --> 00:44:56,945
‫،نمی‌خوام بکشمت، جرمایا

458
00:44:56,986 --> 00:44:58,863
‫به این دلایلی که گفتی.

459
00:44:58,905 --> 00:45:02,450
‫تازه فکرمی‌کنم این‌کار باعث سرافکندگی بچه‌هامه.

460
00:45:02,492 --> 00:45:04,703
‫از سرافکنده‌کردن‌شون خسته شدم.

461
00:45:08,248 --> 00:45:10,375
‫پس خودت انجامش میدی.

462
00:45:14,838 --> 00:45:17,298
‫خب...

463
00:45:17,340 --> 00:45:20,260
‫من بیشتر از فیل و راسل

464
00:45:20,301 --> 00:45:22,220
‫و دوتا زن خوب عمر نکردم

465
00:45:22,262 --> 00:45:26,891
‫که مثل یه خرگوش بدون مقاومت بمیرم.

466
00:45:26,933 --> 00:45:29,144
‫واکر ما رو به کلی سلاح محاصره کرده.

467
00:45:29,185 --> 00:45:31,396
‫،اگه این‌کار رو نکنی
‫مزرعه رو از دست میدی.

468
00:45:31,438 --> 00:45:33,398
‫خب...

469
00:45:33,440 --> 00:45:36,818
‫مزرعه برای سرپناه بزدل‌ها بودن ساخته نشده

470
00:45:36,860 --> 00:45:38,403
‫که از چندتا سرخ‌پوست می‌ترسن.

471
00:45:38,445 --> 00:45:39,821
‫نه، قرار بود میراثت باشه.

472
00:45:39,863 --> 00:45:42,365
‫اگه انجامش ندی، از دست میدیش.

473
00:45:43,450 --> 00:45:45,160
‫همه می‌میرن.

474
00:45:45,201 --> 00:45:46,911
‫از جمله پسرهات.

475
00:45:48,788 --> 00:45:50,665
‫،الان شانسش رو داری، جرمایا
‫که براشون جبران کنی...

476
00:45:50,707 --> 00:45:54,753
‫هر غفلت و خشمی که بخاطر مستیت داشتی.

477
00:45:54,794 --> 00:45:57,714
‫- می‌تونی نجات‌شون بگی.
‫- اون‌ها برن به درک.

478
00:45:57,756 --> 00:46:02,927
‫،یکی‌شون یه سوسولِ سسته
‫و اون یکی هم...

479
00:46:02,969 --> 00:46:04,679
‫یه نسخه‌ی به‌دردنخور از پدرش.

480
00:46:04,721 --> 00:46:06,431
‫جفت‌شون برن به درک.

481
00:46:06,473 --> 00:46:08,183
‫حالا زودباش، برو بیرون.
‫تنهام بذار.

482
00:46:08,224 --> 00:46:10,477
‫نه، بچه‌های من قرار نیستن بمیرن
‫چون یه پیر خرفت

483
00:46:10,518 --> 00:46:13,313
‫تنفر و غرور زیادی داره که
‫حاضر نیست کار درست رو انجام بده.

484
00:46:16,024 --> 00:46:17,817
‫پس منو بکش!

485
00:46:17,859 --> 00:46:21,446
‫ولی بچه‌هات اینجان چون این
‫پیر خرفت

486
00:46:21,488 --> 00:46:23,907
‫تخمش رو داشت که کاری که لازم بود رو انجام بده.

487
00:46:30,205 --> 00:46:32,248
‫مرد، کسی بلد نیست در بزنه؟

488
00:46:34,751 --> 00:46:37,670
‫اومدش.

489
00:46:37,712 --> 00:46:40,173
‫هنوز می‌چسبه به ممه‌های مامانش.

490
00:46:41,925 --> 00:46:44,886
‫می‌دونی مامانت اومده چی‌کار کنه؟

491
00:46:47,347 --> 00:46:50,642
‫،دلیل اینکه خیلی ازش خوشم میاد

492
00:46:50,683 --> 00:46:55,271
‫دلیل اینکه هیچوقت نمی‌تونی به اندازه‌ی اون سرسخت بشی

493
00:46:55,313 --> 00:46:58,733
‫اینه که اون...

494
00:46:58,775 --> 00:47:01,194
‫دقیقاً مثل...

495
00:47:17,794 --> 00:47:19,629
‫هرکاری میگم انجام بده.

496
00:47:37,814 --> 00:47:39,607
‫نه...

497
00:47:39,649 --> 00:47:41,025
‫هی.

498
00:47:42,000 --> 00:47:46,000
‫ترجمه از: امیرعلی ، حسام‌الدین
‫Nora , illusion

499
00:47:46,000 --> 00:47:50,000
‫تک مووی، سینمای تک
‫TakMovie.Co

500
00:47:50,000 --> 00:47:54,000
‫پـایـان نـیـم فـصـل!
‫۱۰/۰۷/۲۰۱۷

501
00:47:54,000 --> 00:47:58,000
‫T: @llillusionll & @hessamedean

502
00:47:58,000 --> 00:48:02,000
‫:آدرس کانال من
‫illusion_Sub

