﻿1
00:00:06,083 --> 00:00:16,750
<font color="#ff0000">اين سريال حـاوي صحنه ها و الفاظـي ـست **
** .که ممکن است براي همه مناسب نباشد </font>

2
00:00:16,774 --> 00:00:21,774
* هرگونه استفاده ي مادي از اين زيرنويس ممنوع و غير مجاز است *

3
00:01:04,125 --> 00:01:06,958
تو اينجا چيکار مي کني؟ -
بين تو و مارگاريتا چه اتفاقي افتاد؟ -

4
00:01:09,291 --> 00:01:11,416
اون بهم گفت که به نـظر تو
!من فقط يه نويسنـده ي با استعدادم

5
00:01:12,625 --> 00:01:14,500
فقط به همين دليل اومـدي اينجا؟

6
00:01:16,291 --> 00:01:17,791
.بايد قضيه رو تعريف کني
.سـوفيا

7
00:01:20,208 --> 00:01:21,625
.چيزي بهش نگفتم

8
00:01:23,666 --> 00:01:24,958
چـرا داري ميري؟

9
00:01:25,833 --> 00:01:27,416
.خب، دليلي واسه مونـدن ندارم

10
00:01:27,500 --> 00:01:28,875
!روياهات اينجـا محقق ميشن

11
00:01:28,958 --> 00:01:30,583
!دقيقا
.خوبه خـودتم ميگي رويـا

12
00:01:34,333 --> 00:01:35,333
.نرو

13
00:01:37,166 --> 00:01:39,583
گوش کن، کـارلو! مـن توي دانشگاه
.انگشت نمـاي عالم و آدم شـدم

14
00:01:39,666 --> 00:01:42,500
،زنت براي اينکه بازجوييم کنه تعقيبم کرده

15
00:01:42,583 --> 00:01:44,183
!و تو از اون موقع يه کلمه هم باهام حرف نزدي

16
00:01:44,208 --> 00:01:45,708
!گندش بزنن
.حتي بهم نگاه هم نمي کني

17
00:01:45,791 --> 00:01:47,375
.ميدونم، ميدونم
.خدا لعنتم کنه! ميدونم

18
00:01:47,458 --> 00:01:49,125
.اين اوضـاع براي منم آسون نيست

19
00:01:51,250 --> 00:01:53,208
بيا دوباره از صفـر شروع کنيم؛ خب؟

20
00:01:54,166 --> 00:01:55,958
...قسـم ميخورم کـاري کنم که

21
00:01:56,041 --> 00:01:59,208
!ديگه هيچ وقت توي چنين شرايطي قرار نگيري

22
00:02:00,458 --> 00:02:01,875
.يالا
.از قطار بيا پايين

23
00:02:25,000 --> 00:02:35,000
<font color="#ff0080">« وفـاداري  »</font>
« داستان عشق و هـوس »

24
00:02:35,024 --> 00:02:45,024
« ترجمه و زیرنویس: میـم.الـف »
<font color="#ff0080">« Subscene: XxOWOxX »</font>

25
00:02:56,375 --> 00:02:57,375
.سلام

26
00:03:16,625 --> 00:03:18,291
.سلام کردم -
.آره! شنيدم -

27
00:03:25,750 --> 00:03:26,750
چيزي شده؟

28
00:03:30,666 --> 00:03:31,875
امـروز چيکارا کـردي؟

29
00:03:33,000 --> 00:03:34,166
.همون کـاراي هميشگي

30
00:03:34,250 --> 00:03:35,583
واقعاً؟

31
00:03:35,666 --> 00:03:37,500
.آره -
!پس همون کـاراي هميشگي -

32
00:03:41,208 --> 00:03:43,250
اعتمادت به مـن همين قـدره، نه؟

33
00:03:44,000 --> 00:03:45,083
.باورم نميشه

34
00:03:46,375 --> 00:03:47,916
منظورت چيه؟ -
.خودت خـوب ميدوني -

35
00:03:48,666 --> 00:03:50,208
.نه! نميدونم
.خودت بهـم بگو

36
00:03:54,333 --> 00:03:56,166
...آخه چه فکـري پيش خـودت کردي که رفتي

37
00:03:56,250 --> 00:03:58,833
يه دخـتر بيست سـاله رو مـورد ترور
رواني قرار دادي؛ هـان؟

38
00:03:58,916 --> 00:04:01,041
فوراً گذاشت کفِ دستت، نه؟

39
00:04:02,041 --> 00:04:03,125
!دختره ي بيچاره

40
00:04:03,208 --> 00:04:05,166
فکـر کنم با دلـداريت آروم شـد، نه؟

41
00:04:07,166 --> 00:04:08,833
چرا رفتي به ديدنش، مـارگه؟

42
00:04:09,583 --> 00:04:11,916
!خيلي با هـم جيک و پُک داشتين
.ميخواستم سـر و ته قضيه رو دربيارم

43
00:04:18,208 --> 00:04:19,583
.ميدوني، داره انصـراف ميده

44
00:04:19,666 --> 00:04:21,916
.فکر کنم خيالت راحت شـد
.کارات جواب داد

45
00:04:22,000 --> 00:04:24,875
پس رفتن اون دختره تقصيـر منه؟ -
.الان اين مهـم نيست! مارگه -

46
00:04:24,958 --> 00:04:27,458
اوه، واقعاً؟ پس چي مهمه؟ -
!تو ديگه بهم اعتماد نداري -

47
00:04:27,541 --> 00:04:29,208
بايد اعتماد داشته باشم؟ -
.آره! بايد داشته باشي -

48
00:04:29,291 --> 00:04:32,052
چون اگه بهم اعتمـاد داشتي
!وضعـمون به اينجا کشيده نميشد

49
00:04:32,666 --> 00:04:34,666
.امـروز بايد باهاش چشم توي چشم ميشـدم

50
00:04:35,166 --> 00:04:37,000
و چي توي چشمـاش ديدي؟

51
00:04:37,083 --> 00:04:38,500
.نه! يالا
چي توي چشمـاش ديدي؟

52
00:04:39,166 --> 00:04:40,833
.فرار نکن! داريم حرف ميزنيم
.جواب بده

53
00:04:40,916 --> 00:04:43,276
توي چشـماش چي ديدي؟
!رفتارت خيلي زشت و زننده بود

54
00:04:43,333 --> 00:04:44,666
زشت و زننده، نه؟ -
!آره -

55
00:04:44,750 --> 00:04:46,184
من زشت و زننده رفتار کردم؟ -
!آره -

56
00:04:46,208 --> 00:04:47,750
!کارلو، اونـي که زشت و زننده ـست تويي

57
00:04:47,833 --> 00:04:49,750
...تو زننـده اي که به بهـانه ي کلاس خصـوصي

58
00:04:49,833 --> 00:04:52,166
،يا هـر گوهي که هست
!با دختراي بيست سـاله ميپري

59
00:04:52,666 --> 00:04:54,625
اصلا مي فهـمي چي داري ميگي؟
!هان؟

60
00:04:54,708 --> 00:04:56,375
الان به شغـلمم داري حسادت مي کني؟

61
00:04:56,458 --> 00:05:00,250
واقعاً فکـر کردي دارم از موقعيت کاريم
سوء استفاده مي کنم که با دخـتراي 20 سـاله لاس بزنم؟

62
00:05:00,333 --> 00:05:03,083
واقعاً اينطوري... کجا داري ميري؟ -
رمـانت به کجا رسيده؟ -

63
00:05:05,083 --> 00:05:06,833
اين الان چه اهميتي داره؟ -
.اوه! اهميتي نداره -

64
00:05:06,916 --> 00:05:09,875
فقط مي خواسـتم بدونم به اونم گفتي که
!شوق و انگيزه ي رمان ـت شده يا نه

65
00:05:10,458 --> 00:05:13,041
تو چت شده؟
!ديگه واقعاً نمي شـناسمت

66
00:05:13,833 --> 00:05:14,875
!متأسفـم برات

67
00:05:21,875 --> 00:05:32,166
آهنگ؛
<font color="#ff0080">Needle in the Hay
Song by Elliott Smith</font>

68
00:06:11,458 --> 00:06:12,458
.سلام، مامان

69
00:06:32,458 --> 00:06:35,041
!پس يعني بابا انقـدر خرت و پرت داشته
هـان؟

70
00:06:35,125 --> 00:06:36,166
.خب، آره

71
00:06:39,458 --> 00:06:40,938
.اگه تو هـم يه کمکي بدي که عـالي ميشه

72
00:06:41,000 --> 00:06:42,916
.يه سـري جعبه از وسـايل تو هم هست

73
00:06:43,666 --> 00:06:45,791
.اسـم تو روشـون نوشته شده
.يه نگاهي بنداز

74
00:06:45,875 --> 00:06:47,666
.شـايد يه چيز ارزشمـندي توشون پيدا کردي

75
00:06:47,750 --> 00:06:49,791
باشه. همـراه خودم مي بـرمشـون و
.اينجاها رو يکم واست خلوت مي کنم

76
00:06:50,666 --> 00:06:53,541
خوبه که يه سـري وسيله داشته باشم
!که ياد بابا رو واسم زنده نگه داره

77
00:07:01,958 --> 00:07:03,750
!اين پـا ديگه داره دهـنمُ سرويس مي کنه

78
00:07:03,833 --> 00:07:05,791
ميخواي بهم بگي چي شده يا نه؟

79
00:07:06,541 --> 00:07:08,833
هان؟ تو و کـارلو سـر چي دعوا کرديد؟ -
!اي بابا -

80
00:07:09,666 --> 00:07:10,666
!ولـم کن توروخـدا
!مامان

81
00:07:11,333 --> 00:07:13,125
مگه تو و بابا هيچ وقت دعوا نکرديد؟

82
00:07:14,833 --> 00:07:16,416
.نگران نباش
.هيچ مشکلي نيست

83
00:07:16,500 --> 00:07:18,708
هيچ مشکلي نيست و بـار و بنديلتُ بستي
اومـدي اينجا، هـان؟

84
00:07:18,791 --> 00:07:20,000
!بيخيال
کيُ داري گـول ميزني؟

85
00:07:20,083 --> 00:07:22,541
!مامان، بس کن ديگه
.کاري نکن پشيمون بشـم اومدم اينجـا

86
00:07:22,625 --> 00:07:24,708
.خيله خب
.نميخواي حرف بزني؟ مشکلي نيست

87
00:07:24,791 --> 00:07:26,500
.پس برميگـردم سـر کار کوفتي خـودم

88
00:07:26,583 --> 00:07:27,625
.آره

89
00:07:31,416 --> 00:07:32,416
.آخ

90
00:07:45,166 --> 00:07:46,791
تاحالا به بابا شک کرده بودي؟

91
00:07:54,208 --> 00:07:56,708
،پس داري ميگي رفتي داخل
،و ديدي که حـالش خوب نيست

92
00:07:58,375 --> 00:08:00,041
بعدشـم غش کرد توي آغوشت، نه؟

93
00:08:01,958 --> 00:08:03,291
منُ خر فرض کـردي، مرتيکه؟

94
00:08:03,375 --> 00:08:06,625
.اوه! بيخيال، مارکو
.تو هـم که شبيه زنـم داري حرف ميزني

95
00:08:06,708 --> 00:08:08,208
.اصلاً نبايد ميومـدم اينجا

96
00:08:08,291 --> 00:08:12,291
راستش يه رفيق کيري تـمام عيـاري
!که از شـوهر سـابق يه زن جـنده انتظار همدردي داري

97
00:08:12,375 --> 00:08:13,375
.متأسفم، پسـر

98
00:08:17,416 --> 00:08:18,583
.من جوليا رو ديدم

99
00:08:20,625 --> 00:08:21,625
واقعاً؟

100
00:08:23,375 --> 00:08:24,375
خب؟

101
00:08:24,708 --> 00:08:25,708
.اوه برگشته

102
00:08:26,541 --> 00:08:28,083
منظـورت از اينکه برگشته چيه دقيقاً؟

103
00:08:29,250 --> 00:08:30,333
چه واکـنشي نشون دادي؟

104
00:08:33,500 --> 00:08:34,666
.راستش، ما همُ گائيديم

105
00:08:35,541 --> 00:08:36,875
!بخـدا قسم راست ميگم

106
00:08:37,375 --> 00:08:39,125
منظورت چيه؟
يعني... با هـم سکس کرديد؟

107
00:08:42,791 --> 00:08:44,333
خب؛ چه احساسي داشتي؟

108
00:08:44,416 --> 00:08:46,541
.خب، هنوزم نميتونم خيانتشُ فرامـوش کنم

109
00:08:46,625 --> 00:08:47,625
.واقعاً نميتونم

110
00:08:50,375 --> 00:08:52,208
.خب آره! حق داري

111
00:08:52,291 --> 00:08:54,541
اگه حتي يه بـار فکر خيانت کردن
،به مارگاريتا به ذهنت خطـور کرده

112
00:08:54,625 --> 00:08:57,500
،فقط اينُ بدون اگه بفهمه
!واقعـاً احساس بدي بهش دست ميده

113
00:08:57,583 --> 00:08:58,833
!خودتم همينطور

114
00:08:59,333 --> 00:09:01,875
!يه زندگي مشترک به گـند و گوه کشيده ميشه
.همين

115
00:09:04,958 --> 00:09:05,958
.اينُ خوب ميدونم

116
00:09:37,083 --> 00:09:38,458
<i>...سگ هـاي آبي براي طبيعت</i>

117
00:09:43,791 --> 00:09:46,208
<i>« .کارلو: من خونه ي مامانت اينـام »
« تو هنوز توي گـالري هستي؟ »</i>

118
00:09:46,291 --> 00:09:49,250
<i>« کـارلو »
« آنلاين »</i>

119
00:10:03,791 --> 00:10:05,166
<i>« مارگه »
« آنلاين »</i>

120
00:10:09,750 --> 00:10:12,166
<i>« کـارلو »
« آخرين بازديد امـروز ساعت 00:34 »</i>

121
00:10:21,791 --> 00:10:24,083
<i>« آندريا - فيزيوتراپيست »
« آخرين بازديد ساعت 5:11 دقيقه عصـر »</i>

122
00:10:27,000 --> 00:10:29,000
<i>« مارگه: ميشه فردا ببينمت؟ »</i>

123
00:10:29,083 --> 00:10:32,083
<i>« ...مارگه: خيلي درد دارم »</i>

124
00:10:49,166 --> 00:10:50,166
.سلام

125
00:10:50,750 --> 00:10:51,958
بالاخـره سر و کله ـت پيدا شد، هان؟

126
00:10:53,666 --> 00:10:55,625
.بايد به يه سـري مسائل رسيدگي مي کردم

127
00:10:56,750 --> 00:10:58,958
رسـيدگيت به مسائل شبيه همـون
قضيه ي خونه کنکورديا که نيست؟

128
00:10:59,958 --> 00:11:02,583
به اين خـاطر بحثشُ پيش کشيدم
...چـون مشتري اي که خريدارش بود

129
00:11:02,666 --> 00:11:04,500
،زنگ زد تا بپـرسه ملک مشابهيُ سراغ داريم

130
00:11:04,583 --> 00:11:07,541
از اونجايي که، ظاهـراً، تو بهـشون گفتي
!صاحبخـونه ديگه قصد فـروش ملکُ نداره

131
00:11:09,750 --> 00:11:11,583
.يالا، مارگه
هيچ معلوم هست چه مرگـته؟

132
00:11:19,333 --> 00:11:20,541
.ببخشيد که گند زدم
.اوا

133
00:11:21,291 --> 00:11:22,291
.اوه، نه
.گوش کن عزيزم

134
00:11:22,875 --> 00:11:26,541
به گــا دادن يه همچين معامله ي بزرگي فقط
!با يه " ببخشيد "، حل نميشه گلم

135
00:11:26,625 --> 00:11:28,916
پس، بالاخـره ميخواي بهم بگي
چه فکـر احمقانه اي توي سـرت بود؟

136
00:11:29,625 --> 00:11:31,583
.مي خواستم من و کارلو اون خونه رو بخريم

137
00:11:35,083 --> 00:11:38,458
.فقط ميخواستم يکم لفتش بدم
.کاري کنم که خونه رو به دست بيارم

138
00:11:39,416 --> 00:11:41,291
!خب بايد اين موضوعُ باهام در ميون ميذاشتي

139
00:11:41,375 --> 00:11:42,375
.ميدونم

140
00:11:42,708 --> 00:11:44,375
،امـا اوضاع حسابي پيچيده شد

141
00:11:44,458 --> 00:11:46,791
!و کـارايي ازم سـر زد که معمولاً سـر نميزد

142
00:11:47,750 --> 00:11:50,541
حتي ذره اي نميتوني درک کني
چه گـندي به بار آوردي، نه؟

143
00:11:51,041 --> 00:11:54,083
،با اين گـند کاريايي که کردي
من الان بايد باهات چيکار کنم آخه؟

144
00:11:54,583 --> 00:11:56,291
!ناسلامـتي من شريک کاري ـتم

145
00:11:58,916 --> 00:11:59,916
...اوا

146
00:12:00,333 --> 00:12:03,416
.اوا، لطفاً
!باور کن ديگه چنين کـاري ازم سـر نميزنه
.بهت قـول ميدم

147
00:12:03,500 --> 00:12:06,125
.ما اون خـونه رو مي فـروشيم -
نه! ببين. خـودم قضيه رو راست و ريس مي کنم، خب؟ -

148
00:12:06,208 --> 00:12:08,000
.نه، واقعاً ميگم
.مـن حلش مي کنم، اوا

149
00:12:08,083 --> 00:12:09,583
.بهم اعتماد کن
.ما قضيه رو حل مي کنيم

150
00:12:10,750 --> 00:12:11,750
.گوش کن، مارگاريتا

151
00:12:11,791 --> 00:12:13,916
.من الان يه قـرار کاري مهم دارم
خيله خب؟

152
00:12:14,000 --> 00:12:15,333
!و دوست دارم سـر وقت بـرسم

153
00:12:15,958 --> 00:12:18,958
مخصوصاً، از اونجـايي که ديگه
!بيشتر از اين نميتونيم مشتريا رو بپـرونيم

154
00:12:19,041 --> 00:12:20,041
باشه؟

155
00:12:35,750 --> 00:12:36,750
.صبح بخير

156
00:12:39,791 --> 00:12:40,791
.صبح بخير

157
00:12:52,375 --> 00:12:56,833
يکي از ... مشکلاتي که
،قطعاً باهاش مواجـه خواهيد شـد

158
00:12:56,916 --> 00:12:58,541
.طرز نوشتن پايان داستانتون ئه

159
00:12:58,625 --> 00:12:59,958
...اين الزمـام

160
00:13:00,875 --> 00:13:04,875
که تصميم بگيريد داستـان نقش اصـليُ
...به اتمام برسونيد و بهش پايان بديد

161
00:13:04,958 --> 00:13:07,416
.يا اينکه... اونُ ناتموم باقي بگذاريد

162
00:13:07,916 --> 00:13:10,375
...پس گزينه ي بهتر اينه

163
00:13:10,458 --> 00:13:13,000
،که از يه پايان باز استفاده کنيد
!يه نوع بي تکليفي

164
00:13:13,833 --> 00:13:17,625
،يا اينکه يه پايان تلخ بهش بديد
که خيلي اوقـات ناچـار به اين کاريم، نه؟

165
00:13:34,666 --> 00:13:35,916
جوليا؟

166
00:13:36,500 --> 00:13:37,500
.مارگه

167
00:13:43,833 --> 00:13:44,750
حالت چطوره؟

168
00:13:45,750 --> 00:13:47,875
!فکر کنم اول بهتره بشينيم بعد جواب بدم

169
00:13:49,083 --> 00:13:52,125
.واست يه اسموتي سفـارش دادم
.يه سـوپر دتاکس همـراه عصـاره ي گل زرد

170
00:13:52,208 --> 00:13:53,208
.خوب ميدوني چيه ديگه

171
00:13:53,291 --> 00:13:54,708
.آره
.مـرسي

172
00:13:57,541 --> 00:13:59,125
!طعـمش مثل زندگيم گـوهه

173
00:13:59,208 --> 00:14:00,291
ببخشيد؟ -
بله؟ -

174
00:14:00,375 --> 00:14:02,750
ميشه يه دابل ويسـکي واسم بياريد؟
.و يه شـراب پروسکـو

175
00:14:02,833 --> 00:14:05,750
هنوز پروسکـو دوست داري ديگه، نه؟ -
.آره! البته که دوست دارم -

176
00:14:09,208 --> 00:14:10,208
.متأسفـم

177
00:14:12,875 --> 00:14:15,958
.واقعاً شـرمنده ام، مارگه
.خيلي در حقت ظلم کردم

178
00:14:18,875 --> 00:14:20,583
!واقعاً ازت نااميد شـدم، جوليا

179
00:14:21,958 --> 00:14:25,083
مسئله ي به اين بزرگيُ
!از مـن پنهان کرده بودي

180
00:14:25,166 --> 00:14:26,000
.من دوستتم

181
00:14:26,083 --> 00:14:28,166
...مـن واقعاً نميدونستم که
...چطور بايد بهت بگم

182
00:14:28,250 --> 00:14:30,958
،تمام زندگيم نقشه بر آب شـده
...و خب

183
00:14:31,041 --> 00:14:32,875
!تعادل روحي روانيم هم به هم ريخته

184
00:14:33,583 --> 00:14:34,708
.و خب... داغون شدم

185
00:14:38,666 --> 00:14:39,958
اصلا چطور از راه به در شـدي؟

186
00:14:41,541 --> 00:14:42,916
چطور شـروع شد؟

187
00:14:43,000 --> 00:14:44,250
.يه شب توي گـالري هنري

188
00:14:45,416 --> 00:14:48,166
.اون يه نقـاش فرانسـوي ئه
.يه مـدت توي ميلان اقامت داشت

189
00:14:48,708 --> 00:14:49,948
...اثـر هـاش خارق العـاده بودن

190
00:14:50,000 --> 00:14:52,416
نقـاشي هـايي ترکيب شده با
...عناصـر معمـاري دوره رنسانس، خب

191
00:14:52,500 --> 00:14:53,500
بعدش؟

192
00:14:54,708 --> 00:14:55,708
.از مـن خوشش اومد

193
00:14:56,541 --> 00:14:58,000
.حسـابي توي نخـم رفته بود

194
00:14:58,916 --> 00:15:02,458
،هر شب بعد از کـار منتظرم مي مـوند
.و خب اون موقع با مـارکو زياد جر و بحث داشتيم

195
00:15:02,541 --> 00:15:04,208
...از لحـاظ روحـي خسته شـده بودم

196
00:15:05,416 --> 00:15:06,500
!و تسليمـش شدم

197
00:15:06,583 --> 00:15:08,000
.باهاش خوابيدم

198
00:15:08,083 --> 00:15:10,000
.و خب، يه جورايي... لذت بخـش بود

199
00:15:10,083 --> 00:15:12,250
.خب، باعث شـد اعتماد به نفـس پيدا کنم
!واقعاً خوشحـالم کرد

200
00:15:12,916 --> 00:15:13,916
الان چي؟

201
00:15:13,958 --> 00:15:15,500
.اون مرتيکه ديگه واسـم مهم نيست

202
00:15:16,208 --> 00:15:19,500
،من رابطه ام با مـارکو رو به گـا دادم
...و نميدونم چطور درستش کنم! ميدوني

203
00:15:19,583 --> 00:15:20,583
.همين ديگه

204
00:15:21,416 --> 00:15:22,666
.بفرماييد

205
00:15:22,750 --> 00:15:23,750
.ممنونم

206
00:15:24,750 --> 00:15:26,166
...ميتونيد اين ليوانا رو ببريد، مـرسي

207
00:15:30,833 --> 00:15:32,291
.يکم آروم باش -
.نميتونم -

208
00:15:32,375 --> 00:15:34,291
!نه
.الان به هيچ وجه نميتونم آروم باشم

209
00:15:34,375 --> 00:15:35,958
.راستش وقتشه که بريم سـر اصل مطلب

210
00:15:36,041 --> 00:15:37,666
.خب، تعريف کن

211
00:15:37,750 --> 00:15:40,500
اون ديشب به کارلو چي گفت؟

212
00:15:40,583 --> 00:15:41,583
چي گفت؟

213
00:15:42,041 --> 00:15:43,041
چي گفت؟

214
00:15:43,375 --> 00:15:44,375
به کارلو؟

215
00:15:44,708 --> 00:15:46,541
آره! همُ ديدن، نه؟
.وقتي که رستوران تعطيل شـد

216
00:15:46,625 --> 00:15:49,083
!مارکو بهم گفت قراره کارلو رو ببينه
.يه همچين چيزي

217
00:15:54,166 --> 00:15:56,166
يا خدا! بهم دروغ گفت، نه؟

218
00:15:57,958 --> 00:15:59,416
.قطعاً يکيُ زير نظـر داره

219
00:16:00,750 --> 00:16:03,541
.نه! قطعا نه! اينطور نيست -
.معلومه که هست -

220
00:16:03,625 --> 00:16:05,208
.جوليا، گوش کن

221
00:16:05,291 --> 00:16:07,251
،من ديشب زود خوابيدم
.و خب صبح زود بيدار شدم

222
00:16:07,333 --> 00:16:10,000
،و کله سحـر از خونه زدم بيرون
.و قبل از اينکه برم فرصت نشـد کارلو رو ببينم

223
00:16:10,083 --> 00:16:11,125
...براي همينم فکر مي کنم که

224
00:16:11,208 --> 00:16:13,083
فکر مي کني حقيقتُ گفته، نه؟

225
00:16:13,583 --> 00:16:14,583
.آره -
!چقـدر ساده اي -

226
00:16:15,625 --> 00:16:18,375
.چـون من خوب روال خيانت کـارا رو مي شنـاسم

227
00:16:18,458 --> 00:16:19,541
...از يه دروغ شروع مي کنن

228
00:16:19,625 --> 00:16:20,875
!بعدشـم مدام دروغ تحويلت ميدن

229
00:16:22,583 --> 00:16:24,458
ببخشيد؟ -
بله؟ -

230
00:16:26,583 --> 00:16:29,000
.عنصـر سوپرايز توي مـتن حياتي ئه

231
00:16:29,708 --> 00:16:32,875
چيزي که کـم داره؛ يه حقه ي قديمي
!براي پيچـوندن و گمراه کردن مخاطب ئه

232
00:16:32,958 --> 00:16:34,708
.و همين ديگه -
.باشه، عاليه -

233
00:16:35,541 --> 00:16:38,666
.بگذريم، تبريک ميگم
.متن خارق العـاده اي نوشتي

234
00:16:38,750 --> 00:16:39,750
.ممنونم

235
00:16:41,041 --> 00:16:42,875
زندگي واقعيت هـم مثل اين پُر از جنب و جوشه؟

236
00:16:42,958 --> 00:16:44,416
.اوه، نه
...راستش، مـن

237
00:16:46,208 --> 00:16:47,875
!يه کوچولو از قـوه ي تخيلاتم استفاده کردم

238
00:16:47,958 --> 00:16:48,958
.اوه، خيلي هـم عالي

239
00:16:49,000 --> 00:16:50,416
.آره
...خب آخه چـاره نداشتم

240
00:16:50,500 --> 00:16:53,666
...مـن مشکلات خيلي بدي توي زندگيم نداشتم، پس

241
00:16:53,750 --> 00:16:57,041
هِـي! اضافه کردن يکم چـاشني تخيل به داستان
.براي بهـتر کردنش، هيچ مشکلي نداره

242
00:16:57,125 --> 00:16:59,666
.واقعاً ممنونم -
.آفرين، خيله خب! فردا مي بينمت -

243
00:16:59,750 --> 00:17:00,833
.خدانگهـدار -
.خدانگهـدار -

244
00:17:47,500 --> 00:17:49,416
.ببخشيد
.يادم رفت شلوارکـمُ بپوشم

245
00:17:50,458 --> 00:17:51,833
.اشکالي نداره

246
00:18:18,708 --> 00:18:19,916
.اين نقطه ـست

247
00:18:22,875 --> 00:18:25,250
.حس مي کنم سمـت چپش باشه

248
00:18:32,375 --> 00:18:33,458
سمت چپ؟

249
00:18:46,458 --> 00:18:47,458
بيشتـر پيش برم؟

250
00:19:10,833 --> 00:19:13,625
.ويا فيليپـو ساستي، 32
.ممنونم

251
00:19:13,708 --> 00:19:14,833
<i>.يه لحظه صبر کنيد</i>

252
00:19:19,208 --> 00:19:21,041
<i>.تاکسـي الان ميرسه
.منتظر بمونيد</i>

253
00:19:25,333 --> 00:19:26,541
ميخواي برسـونمت؟

254
00:19:27,458 --> 00:19:28,458
.نه

255
00:19:29,125 --> 00:19:30,958
.تاکسي خبر کردم
.ممنون

256
00:19:34,000 --> 00:19:35,416
.بمـونه براي دفعه ي بعد

257
00:19:39,250 --> 00:19:40,250
.در خـدمتم

258
00:20:01,833 --> 00:20:03,458
.همون توقف اول، پياده شـدم

259
00:20:05,416 --> 00:20:08,166
پس هيچ دليل موجـهي
براي غيبت کلاس امروزت، نداري؟

260
00:20:08,250 --> 00:20:10,250
!نه، نه، نه
.يه دليل خيلي موجـه دارم

261
00:20:10,333 --> 00:20:12,916
.روح و روانـم حسابي درگير اين رمـان شده بود

262
00:20:14,541 --> 00:20:17,458
.اونقـدري که دلم خواست يکي مثلشُ بنويسم

263
00:20:17,541 --> 00:20:19,291
.که اينطور
چه کتابي بود؟

264
00:20:20,041 --> 00:20:21,041
.کتاب تو بود

265
00:20:22,875 --> 00:20:23,958
ازش خوشت اومـد؟

266
00:20:24,750 --> 00:20:25,750
.خيلي

267
00:20:28,416 --> 00:20:31,375
يه جـوري دردُ روايت مي کني که
.با پوست و استخـون حسش مي کنم

268
00:20:31,458 --> 00:20:33,083
درد! هـان؟ -
.آره -

269
00:20:33,166 --> 00:20:35,166
مطمئني کتاب منُ خـوندي؟

270
00:20:37,458 --> 00:20:38,958
.من هيچ درديُ روايت نمي کنم

271
00:20:40,625 --> 00:20:41,625
واقعاً؟

272
00:20:44,083 --> 00:20:46,541
چي باعث شـد اون روز انقـدر مضطرب بشي؟

273
00:20:48,666 --> 00:20:50,833
.اولين باري نبود که چنين حسـي بهم دست ميداد

274
00:20:51,666 --> 00:20:53,583
...يهو خـاطرات به افکـارم هجوم آوردن

275
00:20:54,083 --> 00:20:56,500
،يه چيزي که فکر مي کردم پشت سـرش گذاشتم

276
00:20:56,583 --> 00:20:58,625
!اما هنوزم توي قلـبم گير کرده

277
00:21:01,416 --> 00:21:02,666
و دردناکه؟

278
00:21:03,750 --> 00:21:04,750
.آره

279
00:21:05,125 --> 00:21:06,333
.خب، بايد ازش استفاده کني

280
00:21:07,541 --> 00:21:09,208
.از دردت
.توي نوشته هات استفاده کن

281
00:21:10,083 --> 00:21:12,416
.نميتونم کلمـات مناسبي براي بيانش پيدا کنم

282
00:21:13,958 --> 00:21:15,791
.بايد يه سـري کلمات جديد خلق کنم

283
00:21:15,875 --> 00:21:18,708
.فوق العاده ـست! حتما اينکارُ کن
چرا که نه؟

284
00:21:19,208 --> 00:21:21,333
.تو آزادي
.هرکـاري که دلت خواست ميتوني انجـام بدي

285
00:21:21,416 --> 00:21:23,416
.اتفاقاً همين موضوعُ داشتم به لئوناردُ مي گفتم

286
00:21:23,916 --> 00:21:26,916
،وقتي پـاي نوشتن در ميون باشه
!هر قـانون شکني اي مجـازه

287
00:21:30,875 --> 00:21:33,125
،ميدوني
.واقعاً به اين صحبت احتياج داشتم

288
00:21:36,000 --> 00:21:37,083
.يالا
.بيا بريم

289
00:21:37,166 --> 00:21:38,541
کجا؟

290
00:21:39,541 --> 00:21:41,666
.يه جـاي عـالي که بتوني کلمات جديد خلق کني

291
00:21:55,708 --> 00:21:56,791
.خيله خب

292
00:21:56,875 --> 00:21:57,875
.اينم از اين

293
00:21:58,375 --> 00:22:00,125
.اين يکي از نويسـندگان مورد علاقمه

294
00:22:01,125 --> 00:22:02,416
،بعد از اينکه اينُ خـوندي

295
00:22:02,500 --> 00:22:05,583
،احتمالاً اثر سه گانه ي بعدي
!و حتي همه ـشونُ بخواي بخوني

296
00:22:07,166 --> 00:22:09,958
مرز خيلي باريکي بين "
...پنهـان کردن خـود واقعيـمان يا شخصـي که

297
00:22:10,041 --> 00:22:11,833
" .ميخواهيم به ديگران نشان دهيم، وجود دارد

298
00:22:13,833 --> 00:22:16,916
پس رسمـاً داري ميگي تمام آثـار مکينونُ
...توي بيست سالگي خـوندي

299
00:22:17,000 --> 00:22:19,833
و سليقه ي کتابـم اونقـدرام پيچيده
و سطح بالا نيست، نه؟

300
00:22:19,916 --> 00:22:21,958
!بايد حسـاب کار دستت ميومد ديگه -
.آره، آفرين -

301
00:22:22,041 --> 00:22:23,708
!کارلو -
...لوکا -

302
00:22:23,791 --> 00:22:25,125
.چه خوبه که اينجا مي بينمت
.سلام

303
00:22:27,041 --> 00:22:28,041
...اوه -
.سلام -

304
00:22:28,583 --> 00:22:31,041
.ايشون سوفياست
...اون دانشجـوي مـنه و خب

305
00:22:31,125 --> 00:22:33,541
.ايشـون لوکاست
.ويراستـار کتاب هـاي بنده هستن

306
00:22:34,041 --> 00:22:35,125
.از آشنايي باهاتون خوشوقتم

307
00:22:35,666 --> 00:22:36,666
!هـوشُ از سـرم پرونديد

308
00:22:38,041 --> 00:22:41,125
راستي! لوکـا کسي ئه که براي انتشـار
!اولين کتابت بدجـوري به دردت ميخوره

309
00:22:41,708 --> 00:22:44,125
امـا تا جايي که ميتوني انتشـار
!کتاب دوّمـي رو به هيچ وجه بهش نسپـار

310
00:22:44,208 --> 00:22:47,375
...راستي، در خصـوص کتابت -
.به زودي ميتوني بخـونيش -

311
00:22:49,291 --> 00:22:51,833
ميدوني چندبار تاحالا اينُ ازت شنيدم؟
هـان! ميدوني؟

312
00:22:51,916 --> 00:22:53,666
.خواهش مي کنم، تو پـا جاي پـاش نذار

313
00:22:53,750 --> 00:22:55,916
...به جـاش، از اون نويسنـدگان نايابي باش

314
00:22:56,000 --> 00:22:58,240
.که هيچ وقت ويراستارشـونُ معطل کـارشون نمي کنن

315
00:22:59,125 --> 00:23:00,583
.اينُ خوب يـادم مي مـونه
.ممنونم

316
00:23:01,416 --> 00:23:02,750
.ممنونم لوکـا جـان
.ممنون

317
00:23:02,833 --> 00:23:04,500
.اوه، آره
.خيلي هـم عالي

318
00:23:04,583 --> 00:23:07,833
ايده ي بسـيار خوبه ئه که نسـل هـاي جديدُ
به چنين همـايش هايي بياري، ميدوني؟

319
00:23:07,916 --> 00:23:10,916
...اگه يه چيـزي مثل شکـاف

320
00:23:11,000 --> 00:23:13,080
بين عمـل و نظريه توي
...اون مـدارس نويسندگي لعنتي وجود نداشت

321
00:23:13,125 --> 00:23:15,625
.ميدوني، شايد مجبـور نبودم انقـدر کصشعـر بخونم

322
00:23:15,708 --> 00:23:16,875
نه؟

323
00:23:16,958 --> 00:23:18,583
.اوه، آره

324
00:23:18,666 --> 00:23:19,666
.آره

325
00:23:20,916 --> 00:23:21,916
.خيلي هـم عالي

326
00:23:22,458 --> 00:23:25,250
.خب، من بايد بـرم
.بايد پذيرايي کنم! خدانگهـدار

327
00:23:25,333 --> 00:23:26,416
.چند لحظه ديگه مي بينمـت

328
00:23:29,291 --> 00:23:32,416
باور کن، به هيچ عـنوان نمي دونستم قراره
...اينجا يه همـايش برگزار کنه

329
00:23:32,500 --> 00:23:34,541
.امـا اگه نميخواي، ميتوني نياي

330
00:23:34,625 --> 00:23:35,916
.نه، نه
.من ميخوام بيام

331
00:23:36,000 --> 00:23:38,291
نميشه که روي ويراستـارتُ زمين بندازيم، ميشه؟

332
00:24:01,291 --> 00:24:02,666
.من ميرم رو به رو ميشينم

333
00:24:03,250 --> 00:24:04,250
.ممنون

334
00:24:05,208 --> 00:24:08,375
خب، راستش بنده واقعاً بابت
.تأخير پيش اومـده متأسف هستم

335
00:24:08,458 --> 00:24:10,041
.از همگي عذر ميخوام

336
00:24:10,125 --> 00:24:13,041
.خانوم هـا و آقايون، خوش اومديد -
!يه کفِ مرتب بزنيد -

337
00:24:18,083 --> 00:24:19,541
يه گلچين از کتابُ بخونم؟

338
00:24:19,625 --> 00:24:20,916
.البته
چرا که نه؟

339
00:24:24,041 --> 00:24:26,583
مـا به اين نياز داريم که بعضـي چيزا هـا را "
...سريعـاً خاتمه بدهيم

340
00:24:27,166 --> 00:24:28,958
" .چون تمـايلي به دوباره خاتمه دادن آنهـا نداريم

341
00:24:29,041 --> 00:24:33,333
،يک نشانه ي کوچک از خاطرات آينده
پشيمـاني شيريني که پيشـاپيش تاب و توان تحملش را در وجـود
.خود پرورانده ايم

342
00:24:33,958 --> 00:24:36,291
،چيزي که مي توانيم آن را گـرامي بداريم

343
00:24:36,375 --> 00:24:39,750
" .و بگوييم که فرصـت تازه اي به مـا بخشيده شده است

344
00:24:39,833 --> 00:24:40,666
!واي

345
00:24:40,750 --> 00:24:42,750
...خب، توي اين کتاب
...مضمـون اصـلي صحبتت

346
00:24:42,833 --> 00:24:46,375
درمـورد ايده هاي جذابي بود
،که تا به حـال امتحانشون نکرديم

347
00:24:46,458 --> 00:24:48,125
،و اينکه چـطور ايده هـا رو مسحـور کنيم

348
00:24:48,208 --> 00:24:52,458
،يه فکـر ناچيز درمـورد اينکه اوضـاع چطور ميتونسته باشه
اما خب... اونطـور که بايد نيست

349
00:24:52,541 --> 00:24:54,750
.خب، آره! کم و بيش

350
00:24:54,833 --> 00:24:56,541
.عذر ميخوام
تاحالا کسي اين کتابُ خونده؟

351
00:24:56,625 --> 00:24:58,166
.به جز من، البته

352
00:24:58,958 --> 00:25:00,541
سلام! اسمت چيه؟ -
.سوفيا هستم -

353
00:25:00,625 --> 00:25:02,250
.از آشناييت خوشوقتم -
.همچنين -

354
00:25:02,333 --> 00:25:05,875
.آره، نـه
...درمـورد پايان کتاب خانوم گيريلي

355
00:25:05,958 --> 00:25:07,083
.اوه
.السـاندرا صـدام کن

356
00:25:08,083 --> 00:25:09,458
...السـاندرا، درسته که

357
00:25:09,541 --> 00:25:12,708
،يه چيزاي جـالب مي نويسي
...و خب اينا فقط موجبات شاديمونُ فراهم نمي کنن

358
00:25:12,791 --> 00:25:15,833
ميشه گفت اينا چـالش هايي هستن که
،بايد شجاعت رو در رو شـدن باهاشونُ پيدا کنيم

359
00:25:15,916 --> 00:25:17,791
!فقط رويـاهـامون نيستن

360
00:25:18,375 --> 00:25:21,083
،اگه... درست به خـاطر بيارم
...يه عبارتي بود که، خب

361
00:25:21,166 --> 00:25:24,625
" .از پس هر تقاطع، تنها زندگي باقي مـانده ـست "

362
00:25:24,708 --> 00:25:26,458
.تقاطع! آره، درسته -
.بله -

363
00:25:26,541 --> 00:25:32,166
که اين معنيُ ميده که مسئوليت انتخـاب مسيـرهاي
.زندگي مـا، فقط به عهـده ي خـودمون ئه

364
00:25:32,250 --> 00:25:35,458
خب... فکر مي کنم
!تو کتابمُ بيشتر از ويراستـارم درک کردي

365
00:25:35,541 --> 00:25:37,291
.احسنت

366
00:25:37,375 --> 00:25:39,375
،حالا که ايشون بحثُ بـاز کرد

367
00:25:39,458 --> 00:25:40,916
...مي خواستم که، خب

368
00:25:41,000 --> 00:25:43,500
.درمـورد انتخابات زندگي و مسئوليت پذيري صحبت کنم

369
00:25:43,583 --> 00:25:46,625
...اينکه يک لحظه چقـدر ميتونه سخت و دشـوار باشه

370
00:25:46,708 --> 00:25:50,125
چـون اونا لحـظاتي هستن که
.شخصيت اصـلي مـا رو شکل ميدن

371
00:25:51,500 --> 00:25:53,708
کتاباي گيريلي رو هم خـوندي؟

372
00:25:53,791 --> 00:25:54,791
!آره

373
00:25:55,375 --> 00:25:57,125
چطوري ان؟ -
.خارق العـاده -

374
00:25:57,208 --> 00:25:58,458
.ميتونم اونـا رو بهت قرض بدم

375
00:26:01,250 --> 00:26:02,416
ميخواي يه نوشيدني بخـوريم؟

376
00:26:04,583 --> 00:26:06,375
.نه
.نبايد چنين کـاري کنيم

377
00:26:06,875 --> 00:26:09,625
حتي اگه يه نوشيدني
از ميـز اونجا برداريم، چي؟

378
00:26:10,250 --> 00:26:11,250
.نه

379
00:26:12,500 --> 00:26:13,500
.باشه

380
00:26:15,208 --> 00:26:16,541
.فردا توي کلاس مي بينمـت

381
00:26:17,208 --> 00:26:18,208
.خيله خب

382
00:26:44,375 --> 00:26:45,375
الو، آنا؟

383
00:26:45,875 --> 00:26:46,875
.سلام

384
00:26:47,708 --> 00:26:49,041
مارگاريتا هنوزم اونجـاست؟

385
00:27:01,958 --> 00:27:03,291
مارگه، ميشه ببيني کيه؟

386
00:27:05,083 --> 00:27:06,083
.باشه

387
00:27:19,458 --> 00:27:20,666
اينجـا چيکار مي کني؟

388
00:27:24,708 --> 00:27:25,708
چرا اومـدي اينجا؟

389
00:27:28,833 --> 00:27:29,958
.که ببرمـت خونه

390
00:27:31,458 --> 00:27:32,500
چـطور؟

391
00:27:35,625 --> 00:27:36,625
با ماشين؟

392
00:27:47,750 --> 00:27:49,333
!از اتفاقي که بيـنمون افتاد بيزارم

393
00:27:51,291 --> 00:27:52,291
.منم همينطور

394
00:27:53,791 --> 00:27:55,541
.نميتونم زندگي بدون تو رو تحمل کنم

395
00:27:57,625 --> 00:27:59,208
.من بدجـوري عاشقتم، مارگه

396
00:28:03,958 --> 00:28:05,625
.ديشب کلي دلتنگت شـده بودم

397
00:28:13,708 --> 00:28:14,708
.منم همينطور

398
00:28:20,625 --> 00:28:21,875
.بيا بريم خونه

399
00:28:21,958 --> 00:28:26,125
آهنگ؛
<font color="#ff0080">Killing Me Softly With His Song
song by Fugees</font>

400
00:30:32,958 --> 00:30:34,875
هيچ خبري از خونه ي کنکورديا نشد؟

401
00:30:37,041 --> 00:30:39,541
،آگهـي آنلاين کلي بازديد ميخوره

402
00:30:40,583 --> 00:30:43,416
اما هنوز هيچکس درخواستِ
.بازديد رسمـي از خـونه رو نداده

403
00:30:47,250 --> 00:30:48,750
.مطمئن باش
.مي فـروشمـش

404
00:30:48,833 --> 00:30:50,666
خب دقيقاً چند وقته ديگه؟

405
00:30:51,916 --> 00:30:54,083
.بهت که گفتم
!حسابي پيگيرشـم

406
00:30:54,625 --> 00:30:59,166
،منظورم اين بود که چند وقت ديگه
تو و کـارلو رسماً پيشنهـاد خريدشُ ميديد؟

407
00:31:01,958 --> 00:31:03,750
سيگـار؟

408
00:31:07,916 --> 00:31:10,375
.چند روزي خونه ي مامانم مـوندم

409
00:31:11,708 --> 00:31:13,333
.تاحالا چنين کـاري نکرده بودم

410
00:31:14,750 --> 00:31:17,000
.منظورم ترک کردن خـونه بعد از دعـوا با کارلو ئه

411
00:31:17,541 --> 00:31:19,041
!حالا دنيا که به آخر نرسيده

412
00:31:19,750 --> 00:31:20,791
الان چي؟

413
00:31:23,083 --> 00:31:25,041
،الان خب آشتي کرديم
...ولي

414
00:31:26,500 --> 00:31:28,041
.يه حـس عجيبي دارم

415
00:31:28,625 --> 00:31:30,250
چه حـس عجيبي؟

416
00:31:31,666 --> 00:31:34,875
مثلاً، نميدونم چـطور حرمتي که
.بينمـون شکسته شـده، قراره برگـرده

417
00:31:35,625 --> 00:31:38,125
داري خيانت مي کني؟ -
!چي ميگي بابا؟ نه -

418
00:31:38,208 --> 00:31:41,541
.ببخشيد
.اما اين چند وقته انگار هـوش و حواست جاي ديگه ـست
ميدوني؟

419
00:31:42,250 --> 00:31:45,666
.اما شـايد حس ششمم اشتباه ميگه
.هِـي! اين اتفاقا پيش مياد ديگه

420
00:31:47,166 --> 00:31:49,916
راستش، فکر مي کنم کارلو يه جورايي با دانشجـوش
.داره بهم خيانت مي کنه

421
00:31:50,000 --> 00:31:51,708
منظورت از " يه جورايي خيانت مي کنه"، چيه؟

422
00:31:51,791 --> 00:31:53,583
.يا کلاً داره خيانت مي کنه يا خيانت نمي کنه ديگه

423
00:31:53,666 --> 00:31:55,625
!احساس گـوهي به آدم دست ميده
.انگـار رسماً توي برزخـي

424
00:31:55,708 --> 00:31:58,750
.خب، آدمـا يه سـري هـوس و فانتزي دارن ديگه

425
00:31:58,833 --> 00:32:01,750
آره، اما اگه بخوايم به هر هـوس يا فانتزي اي که
...به ذهـنمون ميرسه، بهـا بديم

426
00:32:01,833 --> 00:32:04,250
!روز و شب ، مـدام مشغول خيانت کردنيم

427
00:32:06,000 --> 00:32:08,500
،اوه عشقم! نگاهُ ببين
.قشنگ صورتت همه چيزُ داد ميزنه

428
00:32:20,250 --> 00:32:22,958
.خداحافظ بچه ها، فردا مي بيـنمتون -
.مي بينمـتون، خدانگهـدار -

429
00:32:24,791 --> 00:32:26,750
...متأسفم! ولي نميتونم، باعث ميشه -
آخه چرا؟ -

430
00:32:26,833 --> 00:32:28,892
مگه قرارمـون همين نبود؟ -
!چرا. قـرارمـون همين بود -

431
00:32:41,625 --> 00:32:43,875
،لوکا! گوش کن
...ميدونم که سـرت حسابي شلوغه

432
00:32:43,958 --> 00:32:46,101
اما لطفاً مـنُ در جريان بذار که ميتوني
.به همايش بياي يا نه

433
00:32:46,125 --> 00:32:48,416
.ميخواستم يه صحبتي با دانشجو هـا داشته باشي

434
00:33:38,458 --> 00:33:39,458
.هِـي

435
00:33:39,791 --> 00:33:40,625
.خدانگهـدار

436
00:33:40,708 --> 00:33:42,000
امشب قرار داري؟

437
00:33:42,083 --> 00:33:43,541
.نه
.دارم ميرم خونه

438
00:33:44,291 --> 00:33:46,666
.پس، شب خـوش -
.خدانگهـدار -

439
00:33:50,958 --> 00:33:52,750
.خدانگهدار -
.شب خـوش -

440
00:33:58,750 --> 00:34:00,416
.مي بينمـت -
.فعلاً، آندريا -

441
00:34:32,041 --> 00:34:33,416
<i>...راديو تـاکسي ميلان</i>

442
00:34:39,583 --> 00:34:40,583
.بپـر بالا

443
00:34:41,125 --> 00:34:42,791
.مـن مي رسـونمت خونه
.الان دير وقته

444
00:34:45,333 --> 00:34:46,333
.خيله خب

445
00:34:49,583 --> 00:34:50,875
.امـا خونه نميرم

446
00:35:00,916 --> 00:35:02,041
پس کجـا قراره بريم؟

447
00:35:03,333 --> 00:35:05,375
!هرجايي که تو بخـواي

448
00:35:05,399 --> 00:35:20,399
« ترجمه و زیرنویس: میـم.الـف »
<font color="#ff0080">« Subscene: XxOWOxX »</font>

449
00:35:36,708 --> 00:35:39,041
سريال برگرفته شـده از؛
" وفـاداري "
.اثر مـارکو ميسيرولي

