﻿1
00:00:00,090 --> 00:00:07,090
ارائه شده توسط وبسایت دیجی موویز
.:: DigiMoviez.Com ::.

2
00:00:07,114 --> 00:00:14,114
جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت
دیجی موویز را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
@DigiMoviez

3
00:00:14,723 --> 00:00:19,394
‫مادرم قبلاً می‌گفت خوابیدن
‫یعنی دل به دریا زدن و پریدن

4
00:00:22,231 --> 00:00:26,193
‫وقتی خواب می‌بینیم روحمون سرگردونه
‫یا حداقل اون اینطوری می‌گفت.

5
00:00:30,948 --> 00:00:33,075
‫و اگه دعا کنیم

6
00:00:34,159 --> 00:00:37,329
‫ارواحمون قبل از بیداریمون
‫راه برگشت رو پیدا می‌کنن.

7
00:00:41,750 --> 00:00:44,461
‫بالا رفتن از گهواره‌مون هم
‫یه دل به دریا زدن دیگه‌ست

8
00:00:46,296 --> 00:00:48,215
‫همینطور هم ول کردن راحتیِ خونه

9
00:00:51,844 --> 00:00:56,765
‫برای بعضی‌ها اینکار یعنی به حرکت در
‫آوردن قایق، با سرعت به سمت خلاء رفتن.

10
00:00:58,851 --> 00:01:04,272
‫ما پیام‌ها رو به امید گرفتن
‫جواب به فضا می‌فرستیم

11
00:01:05,399 --> 00:01:09,570
‫دعا می‌کنیم که پناه امنی
‫رو فرای افق پیدا کنیم.

12
00:01:21,394 --> 00:01:28,794
‫«بنیاد»

13
00:01:28,818 --> 00:01:33,818
‫مترجم
‫.:: <font color="#00ffff">امـیـر دلـپسـنـد</font> ::.

14
00:01:35,929 --> 00:01:38,223
‫آناکرئون و تسپیس

15
00:01:38,307 --> 00:01:41,268
‫شما خیلی وقته که با هم در جنگ هستید

16
00:01:41,935 --> 00:01:45,647
‫ریشه‌ی دشمنی شما تقریباً نا مربوطه.

17
00:01:46,231 --> 00:01:48,192
‫ما برای دشمنی‌مون دلیل‌های درستی داریم.

18
00:01:48,275 --> 00:01:51,445
‫از اولین خیانت گرفته تا
‫هزاران بی‌رحمی بعدش.

19
00:01:51,528 --> 00:01:53,530
‫هیچکس درست نمی‌دونه اون شب چه اتفاقی افتاد.

20
00:01:55,240 --> 00:01:56,783
‫اولین خیانت.

21
00:01:57,367 --> 00:02:01,747
‫پادشاه تسپینی که به تازگی با
‫شکارچی آناکرئونی وصلت کرده بود.

22
00:02:02,706 --> 00:02:06,585
‫دو قدرت در حال رشد آسمان
‫دوردست که با ازدواج متحد شده بودن.

23
00:02:06,668 --> 00:02:09,170
‫حالا دیگه می‌خوای تاریخ
‫خودمونو به خودمون یاد بدی، جنازه؟

24
00:02:09,253 --> 00:02:11,715
‫اون سگ تسپینی گلوی شکارچی
‫رو روی اون تخت عروسی بُرید.

25
00:02:12,508 --> 00:02:13,884
‫افسانه اینطور میگه.

26
00:02:13,967 --> 00:02:16,178
‫یعنی میگی تاریخ ما اشتباهه؟

27
00:02:16,261 --> 00:02:21,850
‫تاریخ توسط برنده نوشته میشه و بنظر نمیاد
‫هیچکدوم از شما در حال پیروز شدن باشه.

28
00:02:21,934 --> 00:02:23,393
‫اون شب یه شاهد داشت.

29
00:02:23,477 --> 00:02:26,688
‫تنها شاهد، یک کنیز آناکرئونی که شهادت داد

30
00:02:26,772 --> 00:02:30,192
‫که شب عروسی پادشاه تروی اون تارک مست کرد

31
00:02:30,984 --> 00:02:34,696
‫و در یک لحظه‌ی عصبانیت
‫شکارچی شما رو به قتل رسوند.

32
00:02:34,780 --> 00:02:36,490
‫اون کنیز دروغ گفت.

33
00:02:36,573 --> 00:02:39,159
‫ولی توی این بحث ذات دروغ مربوطه.

34
00:02:40,035 --> 00:02:43,497
‫اون کنیز در بستر مرگش اعترافی کرد.

35
00:02:44,206 --> 00:02:48,043
‫قاتل اصلی کلئون دوم بود.

36
00:02:48,627 --> 00:02:51,588
‫اولین کلون در سلسله‌ی ژنتیکی فهمید

37
00:02:51,672 --> 00:02:54,758
‫که یک نقشه می‌تونه در چندین نسل اعمال بشه.

38
00:02:54,842 --> 00:02:57,177
‫فهمید که این اتحاد جدید
‫ممکنه تهش به کجا برسه

39
00:02:57,261 --> 00:03:03,308
‫به ارباب‌سایه‌اش گفت کنیز رو اغوا کنه
‫و عروس و داماد رو دارو خور کنه.

40
00:03:03,392 --> 00:03:06,979
‫شکارچی‌تونو بکشه
‫و پادشاه شما رو متهم کنه.

41
00:03:07,646 --> 00:03:10,107
‫وقتی می‌تونی از دشمنی
‫نژادی‌شون سود ببری و کاری کنی

42
00:03:10,190 --> 00:03:14,945
‫با هم بجنگن، پس چرا اصلاً با
‫دو تا قدرت در حال رشد بجنگی؟

43
00:03:16,697 --> 00:03:18,532
‫کلون‌ها شما رو بازی دادن.

44
00:03:19,408 --> 00:03:22,744
‫ولی امروز، به کمک بنیاد

45
00:03:23,245 --> 00:03:27,416
‫می‌تونیم اتحادی رو که امپراتوری نابود کرد
‫دوباره از نو بسازیم.

46
00:03:27,499 --> 00:03:32,087
‫نه. مهم نیست چطوری شروع شد
‫ما باهاشون متحد نمیشیم.

47
00:03:32,171 --> 00:03:35,174
‫و حتی اگه متحد بشیم هم
‫امپراتوری خیلی قوی هست.

48
00:03:35,257 --> 00:03:36,925
‫اما الان اینویکتوس رو دارید.

49
00:03:37,009 --> 00:03:39,136
‫اینویکتوس فقط یه دونه سفینه‌ست.

50
00:03:39,219 --> 00:03:41,722
‫یه دونه سفینه می‌تونه اولین از چندین باشه.

51
00:03:41,805 --> 00:03:46,643
‫اگر مردمتون برای به قدرت
‫رسیدن نفرت رو کنار بذارن

52
00:03:47,269 --> 00:03:48,979
‫همونطور که اون تازه
‫عروس داماد کنار گذاشتن

53
00:03:49,062 --> 00:03:54,026
‫اونوقت اینجا مهارت لازم برای
‫ساختن سفینه‌های بیشتر رو پیدا می‌کنید.

54
00:03:54,651 --> 00:03:58,197
‫برای موفقیت برنامه‌ی اصلی
‫بنیاد سه ستون نیاز داره

55
00:03:58,280 --> 00:04:01,033
‫همونطور که یک زیر پایی سه پایه می‌خواد

56
00:04:01,116 --> 00:04:03,619
‫بنیاد به تمام فرزندان آسمان دوردست نیاز داره.

57
00:04:03,702 --> 00:04:05,204
‫من اینطوری طراحیش کردم.

58
00:04:05,287 --> 00:04:09,166
‫پس یعنی می‌دونستی اینویکتوس پیدا میشه، هری؟

59
00:04:09,666 --> 00:04:13,420
‫سلام ماری، از دیدنت خوشحالم.

60
00:04:15,380 --> 00:04:16,464
‫گیل کجاست؟

61
00:04:16,548 --> 00:04:18,382
‫هیچوقت به ترمینس نرسید.

62
00:04:19,551 --> 00:04:20,886
‫و شما؟

63
00:04:22,846 --> 00:04:23,931
‫سالور هاردین

64
00:04:25,140 --> 00:04:26,225
‫دختر ماری.

65
00:04:27,476 --> 00:04:29,353
‫من کسی هستم که معلق رو باز کرد

66
00:04:29,436 --> 00:04:31,939
‫و اون سفینه‌ی کوفتی رو به اینجا کشوند.

67
00:04:32,439 --> 00:04:36,777
‫خب، انگار باید ازت تشکر کنیم سالور هاردین.

68
00:04:37,444 --> 00:04:39,905
‫و راجع به معمای اینویکتوس باید بگم

69
00:04:39,988 --> 00:04:43,492
‫ظاهر شدنش یکی از اولین تست‌هایی
‫بود که به الگوهای پیش‌بینیم دادم.

70
00:04:43,992 --> 00:04:48,413
‫وقتی بقیه توش هرج و مرج می‌دیدن
‫من یه الگو پیدا کردم.

71
00:04:49,039 --> 00:04:52,709
‫متوجه نمیشم.
‫ما کسایی نیستیم که انقلاب کنیم.

72
00:04:52,793 --> 00:04:54,378
‫خودت توی دادگاه گفتی.

73
00:04:54,962 --> 00:04:57,339
‫آره خب، شاید یکم دروغ گفته باشم.

74
00:05:16,149 --> 00:05:18,235
‫ممنونم برادر داسک.

75
00:05:18,318 --> 00:05:20,946
‫ممنونی که سلسله‌مونو از
‫خطر نفوذ دشمن نجات دادم؟

76
00:05:22,072 --> 00:05:26,535
‫برام سؤاله دِی، اگه توی ترنتور
‫می‌موندی و به دوشیزه نمی‌رفتی

77
00:05:27,327 --> 00:05:29,454
‫متوجه تفاوت‌های داون می‌شدی؟

78
00:05:30,789 --> 00:05:35,586
‫من و تو شکل همیم.
‫مطمئنم که منم متوجه می‌شدم.

79
00:05:37,921 --> 00:05:40,924
‫سؤال مهم‌تر اینجاست که
‫الان چیکار کنیم؟

80
00:05:42,426 --> 00:05:44,136
‫خودت می‌دونی که باید چیکار کنیم.

81
00:05:59,735 --> 00:06:00,736
‫برید بیرون.

82
00:06:05,824 --> 00:06:07,951
‫هنوز داریم همون روش‌شناسی رو معکوس می‌کنیم

83
00:06:08,035 --> 00:06:12,164
‫ولی ظاهراً سیستم نانوذراتت رو
‫خیلی وقت پیش دستکاری کردن.

84
00:06:13,332 --> 00:06:14,541
‫تو از ما نیستی.

85
00:06:16,126 --> 00:06:18,754
‫دی‌ان‌ای‌ـت به چندین روش تغییر کرده.

86
00:06:19,254 --> 00:06:20,672
‫ظاهرت شبیه ماست.

87
00:06:23,175 --> 00:06:24,885
‫صدات شبیه ماست ولی...

88
00:06:31,558 --> 00:06:33,310
‫چه مدت بود که خبر داشتی؟

89
00:06:33,393 --> 00:06:34,770
‫این که متفاوتم؟

90
00:06:37,272 --> 00:06:39,441
‫قبلاً یواشکی نگاهت می‌کردم...

91
00:06:41,818 --> 00:06:42,986
‫موقع خوردن صبحونه

92
00:06:44,404 --> 00:06:45,864
‫نشستنت توی اتاق امپراتوری.

93
00:06:46,365 --> 00:06:49,368
‫تعداد لبخندهات رو به
‫موضوعات مختلف رو می‌شمردم

94
00:06:50,035 --> 00:06:53,288
‫این که موقع نشستن با قلاب کردن
‫دست‌هات یا آزاد بودنشون می‌شینی.

95
00:06:53,372 --> 00:06:55,457
‫این که چقدر از لیوانت
‫هنگام غذا نوشیدنی می‌خوردی.

96
00:06:55,958 --> 00:06:58,210
‫حتی اون موقع هم می‌دونستم شبیه تو نیستم.

97
00:07:00,170 --> 00:07:01,421
‫ولی می‌خواستم باشم.

98
00:07:12,349 --> 00:07:13,600
‫می‌خوای چیکار کنی؟

99
00:07:13,684 --> 00:07:15,727
‫تو با شورشی‌ها دسیسه چیدی.

100
00:07:15,811 --> 00:07:17,229
‫من دسیسه نمی‌چیدم.

101
00:07:17,312 --> 00:07:19,857
‫تو رازهای امپراتوری رو به
‫دشمن گفتی و از قصر فرار کردی.

102
00:07:19,940 --> 00:07:22,340
‫- خب اون گولم زد!
‫- چون به قلبت نفوذ کرده بود!

103
00:07:22,401 --> 00:07:24,027
‫و فکر می‌کنی کی اون نفوذ رو درست کرد؟

104
00:07:24,653 --> 00:07:25,654
‫یه نگاه به خودمون بنداز!

105
00:07:26,238 --> 00:07:28,907
‫نه مادری داریم، نه خاله‌ای و نه عمویی.

106
00:07:28,991 --> 00:07:30,492
‫با همخوابه‌هایی سکس می‌کنیم

107
00:07:30,576 --> 00:07:32,786
‫که وقتی ترکشون می‌کنیم خاطراتشون پاک میشه!

108
00:07:33,871 --> 00:07:35,998
‫هیچوقت نخواستی از اینجا بری؟

109
00:07:37,666 --> 00:07:41,503
‫تا حالا فشار این حجم از بالا بودنمون
‫نسبت به بقیه بهت احساس خفگی نداده؟

110
00:07:43,297 --> 00:07:46,717
‫واقعاً می‌تونی بگی تمام
‫چیزی که همیشه می‌خواستی

111
00:07:46,800 --> 00:07:51,847
‫بودن بخشی از تعداد زیادی از ما بوده

112
00:07:53,307 --> 00:07:55,809
‫که قرن‌ها پیش بدون برنامه زندگی می‌کرده؟

113
00:08:00,272 --> 00:08:03,567
‫تمام زندگیم می‌خواستم تو رو پدر صدا کنم.

114
00:08:04,693 --> 00:08:06,195
‫ولی تو پدر من نیستی.

115
00:08:07,738 --> 00:08:09,573
‫ما حتی انسان نیستیم دِی.

116
00:08:11,116 --> 00:08:16,205
‫ما فقط...پژواکی از کلئون اول هستیم.

117
00:08:18,999 --> 00:08:22,211
‫پس یعنی یه پژواک فاسد نسبت به یه پژواک
‫بی‌نقص به نسخه اصلی بیشتر شبیه هست؟

118
00:08:24,379 --> 00:08:26,465
‫یا به هیچی تبدیل میشه؟

119
00:08:35,057 --> 00:08:38,101
‫پس این ساماندهی‌ها
‫تمام کارهایی که کردیم

120
00:08:38,184 --> 00:08:39,352
‫الکی بوده؟

121
00:08:39,436 --> 00:08:41,230
‫برای هیچی که نه ماری.

122
00:08:41,813 --> 00:08:44,274
‫زندگیت توی ترمینس تلف نشده.

123
00:08:44,983 --> 00:08:46,944
‫از توی چنگ امپراتور بیرون کشوندت.

124
00:08:47,027 --> 00:08:48,028
‫تو رو قوی کرد.

125
00:08:48,111 --> 00:08:52,157
‫ولی بنیاد هیچوقت برای ساماندهی دانش نبود.

126
00:08:54,034 --> 00:08:55,869
‫برای ساماندهی مردم بود.

127
00:08:59,039 --> 00:09:01,583
‫شما، ساکنان بومی

128
00:09:02,125 --> 00:09:07,214
‫شما بذرهای خصوصیات
‫تمدن جدید رو در اختیار دارید.

129
00:09:07,965 --> 00:09:12,636
‫و شما آناکرئونی‌ها و تسپینی‌ها
‫شما نجات‌یافته‌های اصلی هستید.

130
00:09:13,303 --> 00:09:16,348
‫که به دست امپراتوری به تاریخ پیوسته‌ان
‫ولی با اینحال

131
00:09:17,391 --> 00:09:20,602
‫با هم آینده رو ارائه میدید.

132
00:09:21,728 --> 00:09:24,982
‫نژاد انسان یک داستان در حال پیشرفت ابدی هست

133
00:09:25,065 --> 00:09:29,528
‫که چندین هزار سال توسط
‫صداهای بی‌شماری بازگو شده.

134
00:09:30,821 --> 00:09:32,030
‫اما برای مدت زیادی

135
00:09:32,114 --> 00:09:36,243
‫اون صداها خفه و پاک شدن.

136
00:09:36,827 --> 00:09:41,164
‫چون در حکومت سلسله‌ی ژنتیکی
‫فقط و فقط یک داستان جای داره.

137
00:09:41,248 --> 00:09:42,583
‫فقط یک صدا.

138
00:09:42,666 --> 00:09:46,587
‫اگه امپراتور روی ما فشار بیاره
‫نمی‌تونیم به چیزی که باید تبدیل بشیم.

139
00:09:48,172 --> 00:09:51,550
‫اون مسیر به نابودی نژاد انسان میرسه.

140
00:09:52,259 --> 00:09:57,222
‫حتی اگه این سرنوشتی که میگی رو در آغوش بگیریم،
‫امپراتوری تا چند هفته‌ی دیگه اینجا میاد.

141
00:09:57,306 --> 00:10:00,767
‫راست میگه. اونا داشتن راجع به
‫گوی‌های ارتباطی تحقیق می‌کردن.

142
00:10:00,851 --> 00:10:03,478
‫زیاد طول نمی‌کشه که نیروی کمکی بفرستن.

143
00:10:03,562 --> 00:10:08,817
‫امپراتوری نمیاد. الان نه.
‫نه اگه فکر کنه شما همه مُردید.

144
00:10:09,318 --> 00:10:12,613
‫اینویکتوس رو به دورترین
‫نقطه‌ی ستاره‌تون ببرید

145
00:10:12,696 --> 00:10:17,367
‫درایو کوانتومی رو فعال کنید
‫و جایگاهتون در زیرفضا رو حفظ کنید...

146
00:10:17,451 --> 00:10:19,828
‫رد انرژیش بعنوان یه ابر فروزه
‫خورشیدی تلقی میشه.

147
00:10:21,330 --> 00:10:23,330
‫ابر فروزه می‌تونه حیات
‫یه منظومه رو از بین ببره.

148
00:10:23,373 --> 00:10:26,543
‫امپراتوری ده‌ها هزار سیاره رو شامل میشه.

149
00:10:26,627 --> 00:10:29,880
‫یه ستاره‌ی خطرناک با سیاره‌های
‫مُرده در بخش دوردست کهکشان

150
00:10:29,963 --> 00:10:34,134
‫دیگه ارزش تحقیق کردن نداره
‫حتی اگر زمانی بنیاد توش مستقر بوده باشه.

151
00:10:34,843 --> 00:10:37,304
‫ممکنه جواب بده.
‫ممکنه.

152
00:10:37,804 --> 00:10:40,015
‫تا زمانی که فراتر از آسمان دوردست پا نذاریم

153
00:10:41,016 --> 00:10:42,392
‫اونا نمی‌تونن از وجود ما خبردار باشن.

154
00:10:42,476 --> 00:10:43,644
‫اونطوری آزاد می‌شیم.

155
00:10:43,727 --> 00:10:45,020
‫بله آزاد می‌شید.

156
00:10:45,854 --> 00:10:50,108
‫تا زمان داشته باشید، زمان ساخت و ساز
‫و تبدیل به کسی که باید بشید.

157
00:10:52,027 --> 00:10:53,737
‫پس یعنی تو روحی؟

158
00:10:54,988 --> 00:10:56,198
‫آره فکر کنم.

159
00:10:56,281 --> 00:10:57,950
‫- مُردن چطوریه؟
‫- کِیر!

160
00:10:58,033 --> 00:10:59,284
‫چیه خب؟
‫می‌خوام بدونم.

161
00:11:02,746 --> 00:11:04,039
‫چیزی هم دیدی؟

162
00:11:05,749 --> 00:11:07,876
‫این سؤال‌ها پیچیده هستن.

163
00:11:07,960 --> 00:11:11,755
‫پس یه سؤال ساده رو جواب بده.
‫چطوری تونستی بیای اینجا؟

164
00:11:12,714 --> 00:11:14,174
‫اسمت چیه پسرم؟

165
00:11:14,258 --> 00:11:16,677
‫پالی
‫پالی وریساف

166
00:11:17,261 --> 00:11:20,931
‫خب پالی وریساف، من یه کم قبل از مُردنم

167
00:11:21,598 --> 00:11:26,937
‫قرصی خوردم که داخلش میلیون‌ها
‫مولکول ماشینی خود تجدید پذیر بود.

168
00:11:27,646 --> 00:11:31,650
‫طبق درخواست منِ فنا پذیر
‫تابوت من به فضا فرستاده شد.

169
00:11:32,442 --> 00:11:35,279
‫اون ماشین‌ها بافت جسم من رو

170
00:11:35,362 --> 00:11:37,906
‫به عناصر اصلی خودشون تبدیل کردن.

171
00:11:37,990 --> 00:11:40,576
‫و بعد دوباره اون عناصر رو شکل دادن

172
00:11:40,659 --> 00:11:44,329
‫عناصر دیگه‌ای هم آوردن
‫مثل یخ، ریزشهاب‌واره و...

173
00:11:44,413 --> 00:11:47,165
‫اسکلت داخلی معلق رو درست می‌کردن.

174
00:11:47,833 --> 00:11:49,835
‫یعنی میگی معلق فقط محل استقرارت نیست؟

175
00:11:51,003 --> 00:11:52,504
‫معلق خودتی؟

176
00:11:53,005 --> 00:11:56,008
‫تمام این مدت توی ترمینس
‫بودی و نگاهمون می‌کردی؟

177
00:11:56,091 --> 00:12:00,721
‫نه، برای من عاقلانه نیست که این
‫همه مدت از مسائل با خبر بوده باشم.

178
00:12:00,804 --> 00:12:03,932
‫همچین انزوایی حتی قدرتمندترین
‫ذهن‌ها رو هم از هم می‌پاشونه.

179
00:12:04,433 --> 00:12:08,562
‫نه، روند بیداری من
‫توسط آناکرئونی‌ها فعال شد.

180
00:12:09,062 --> 00:12:10,522
‫وقتی میدان خالی از سکنه گسترده‌تر شد.

181
00:12:11,064 --> 00:12:13,817
‫ساخت دوباره‌ی هوشیاری زمان می‌بره سالور

182
00:12:13,901 --> 00:12:17,029
‫میدان خالی از سکنه فقط بخشی
‫از سیستم دفاعی معلق هست.

183
00:12:17,613 --> 00:12:19,198
‫باز هم می‌بینیمت؟

184
00:12:19,281 --> 00:12:20,949
‫امیدوارم پالی.

185
00:12:22,117 --> 00:12:26,413
‫این اولین بحران بنیاد نیست
‫آخرینش هم نیست.

186
00:12:26,997 --> 00:12:31,001
‫شاید برای خودتون وقت خریده باشید
‫ولی جنگ با امپراتوری اجتناب ناپذیره.

187
00:12:31,793 --> 00:12:37,591
‫در همین زمان، امروز رو یادتون باشه.
‫یادتون باشه در چه راهی قدم برمی‌داریم.

188
00:12:37,674 --> 00:12:40,928
‫می‌دونم که هزاران
‫سال ممکنه تا ابد بنظر بیاد

189
00:12:41,428 --> 00:12:45,057
‫ولی در مقایسه با تاریخ بشریت
‫مثل یک پلک به هم زدن می‌مونه

190
00:12:45,140 --> 00:12:49,811
‫و اگه گوش به زنگ نباشیم ممکنه
‫خیلی راحت از دستمون در بره.

191
00:12:53,565 --> 00:12:57,027
‫نه، وایسا!
‫همه‌اش همین؟

192
00:12:57,110 --> 00:12:58,779
‫چیزی رو که نیاز داشتید بهتون گفتم.

193
00:12:59,696 --> 00:13:01,532
‫پس رویاهایی که بهم نشون دادی چی؟

194
00:13:01,615 --> 00:13:02,783
‫رویا؟

195
00:13:02,866 --> 00:13:03,867
‫آره

196
00:13:04,368 --> 00:13:07,412
‫اون روح. از وقتی بچه
‫بودم باهام صحبت می‌کردی.

197
00:13:07,496 --> 00:13:08,914
‫و یه سری رویا می‌دیدم.

198
00:13:08,997 --> 00:13:11,250
‫توی ترنتور و سفینه‌ی کند رو دیدمت.

199
00:13:12,209 --> 00:13:14,920
‫اون رویاها راهنماییم کردن.
‫کمکم کردی این بحران رو درست کنم.

200
00:13:16,255 --> 00:13:17,256
‫جالبه.

201
00:13:19,299 --> 00:13:21,218
‫خب، سالور هاردین

202
00:13:22,594 --> 00:13:24,596
‫هر پیامی که به دستت رسیده

203
00:13:24,680 --> 00:13:28,100
‫بهت اطمینان میدم از سمت من نبوده.

204
00:14:51,725 --> 00:14:52,726
‫با من قدم بزن.

205
00:14:57,731 --> 00:15:00,526
‫می‌دونم مردم از من بدشون میاد
‫فکر می‌کنن من شیطانم

206
00:15:01,318 --> 00:15:02,986
‫ولی این بخش جدایی از منه

207
00:15:04,696 --> 00:15:06,406
‫سهل انگاری من در رنج و عذاب

208
00:15:06,990 --> 00:15:08,992
‫که بهم اجازه میده به
‫طور مؤثر حکم فرمایی کنم.

209
00:15:10,285 --> 00:15:12,579
‫کهکشان انقدر وسیعه

210
00:15:14,039 --> 00:15:15,958
‫و مشکلات انقدر بزرگ هستن که

211
00:15:16,041 --> 00:15:19,044
‫که باید از اعمال یک شخص چشم پوشی کنم.

212
00:15:22,881 --> 00:15:23,882
‫اونجا رو ببین.

213
00:15:26,134 --> 00:15:30,013
‫مسئولیت عجیبیه که اجازه
‫نداشته باشی مسئولیت داشته باشی.

214
00:15:32,015 --> 00:15:35,352
‫من و برادرانم بین خودمون این مسئولیت‌ها
‫رو تقسیم می‌کنیم چون یه خونواده هستیم.

215
00:15:38,480 --> 00:15:41,441
‫و هم دیگه رو به روش خودمون دوست داریم.

216
00:15:43,110 --> 00:15:45,112
‫مطمئنم باورش برات سخته.

217
00:15:47,030 --> 00:15:49,950
‫تا حالا به میراثت فکر کردی آزورا؟

218
00:15:51,743 --> 00:15:54,329
‫اثری که بعد از مُردنت به جا می‌ذاری؟

219
00:15:58,208 --> 00:16:02,296
‫در بچگی می‌خواستم از
‫کلئون‌های قبلی بهتر باشم.

220
00:16:03,130 --> 00:16:08,802
‫باهوش‌تر، شجاع‌تر، خیره‌کننده‌تر
‫در عدالتی که ارائه میدم.

221
00:16:12,514 --> 00:16:15,309
‫ولی وقتی رشد کردم
‫آرمان‌هام تکامل پیدا کردن.

222
00:16:16,143 --> 00:16:18,395
‫دیگه نمی‌خواستم بهترین باشم.

223
00:16:18,896 --> 00:16:24,359
‫می‌خواستم مثل بقیه باشم.
‫شجاعت قابل‌پیش‌بینی، عدالت قابل‌پیش‌بینی.

224
00:16:24,443 --> 00:16:30,073
‫می‌خواستم پسرم هم اینطوری باشه.
‫یک کلئون دیگه، بی‌نقص.

225
00:16:30,157 --> 00:16:31,241
‫اون پسر تو نیست.

226
00:16:34,703 --> 00:16:35,913
‫البته که هست.

227
00:16:40,209 --> 00:16:43,712
‫اون برادرم هست.
‫پسرم هم هست.

228
00:16:45,672 --> 00:16:47,174
‫وقتی بچه بود توی گهواره تکونش می‌دادم.

229
00:16:48,175 --> 00:16:52,596
‫همونطور که تو این گیاه‌ها رو
‫پرورش دادی من هم اونو بزرگ کردم.

230
00:16:54,264 --> 00:16:56,808
‫اهمیت به زندگی چیز قدرتمندیه.

231
00:16:58,810 --> 00:17:00,729
‫چرا داری اینا رو به من میگی؟

232
00:17:02,981 --> 00:17:05,317
‫چون از بین تمام شهروندان کهکشان...

233
00:17:07,569 --> 00:17:11,906
‫تو این برتری رو داشتی که میراث من رو بدزدی.

234
00:17:12,907 --> 00:17:14,660
‫که منو به میراث تو می‌رسونه.

235
00:17:16,662 --> 00:17:19,957
‫می‌دونم تو طراح این
‫دسیسه نیستی، ولی چهره‌اش هستی.

236
00:17:20,040 --> 00:17:22,501
‫چهره‌ای که قلب پسرم رو شکست.

237
00:17:24,211 --> 00:17:27,464
‫ما شجره نامه‌تو تا سه
‫نسل جد قبلت ردشو زدیم.

238
00:17:27,548 --> 00:17:31,844
‫بعد تمام نواده‌هایی که از اون
‫16 نفر زاده شدن رو پیدا کردیم.

239
00:17:32,469 --> 00:17:35,347
‫فقط نواده‌های مستقیم نه
‫بلکه خاله‌ها و عمه‌ها و عموها و دایی‌ها

240
00:17:36,431 --> 00:17:39,351
‫عمو و دایی‌زاده‌ها
‫چه زاده از هم چه نه.

241
00:17:39,434 --> 00:17:41,353
‫می‌دونی از چند نفر خبر داریم؟

242
00:17:42,312 --> 00:17:44,106
‫712

243
00:17:46,024 --> 00:17:49,069
‫بعد تمام دوستان و معشوقه‌هات
‫رو موقعیتشونو شناسایی کردیم.

244
00:17:49,152 --> 00:17:53,156
‫اولین پسری که بوسیدی
.زن جوانی باهاش باکرگیت رو از دست دادی

245
00:17:54,575 --> 00:17:58,453
‫معلم‌هات و همکارهات، حتی
‫اونایی که توی قصر کار می‌کنن.

246
00:17:59,162 --> 00:18:04,459
‫مادر پدرهاشون و خواهر برادراشونو پیدا کردیم.
‫میشه گفت هر کسی که باهات ریز ترین ارتباطی داشته.

247
00:18:05,627 --> 00:18:09,381
‫که میشه بالغ بر 839 نفر.

248
00:18:09,882 --> 00:18:12,759
‫1551 انسان

249
00:18:14,636 --> 00:18:17,514
‫در کل تمام زندگی‌هایی که باعث
‫شدی مورد هدف قرار بگیرن.

250
00:18:18,473 --> 00:18:23,312
‫یا به خلاصه، کسایی که
‫بعد از مُردنت یادت می‌کنن.

251
00:18:24,938 --> 00:18:26,023
‫حتی الان که حرف می‌زنیم

252
00:18:26,106 --> 00:18:30,110
‫تک تک اعضای صورت فلکیت تحت نظر ما هستن

253
00:18:30,194 --> 00:18:33,280
‫و اسلحه‌ی پرتو نوری از
‫فضا مغزهاشونو هدف گرفته.

254
00:18:33,363 --> 00:18:37,534
‫با علامت من
‫همه‌شون نابود میشن.

255
00:18:42,915 --> 00:18:43,916
‫اینطوری.

256
00:18:45,000 --> 00:18:46,084
‫همه‌شون مُردن.

257
00:18:48,295 --> 00:18:50,589
‫میراثت از صفحه‌ی روزگار پاک شد، آزورا.

258
00:18:51,632 --> 00:18:55,344
‫تک تک آثاری که در سراسر
‫کهکشان از خودت جا گذاشته بودی

259
00:18:55,427 --> 00:18:56,970
‫دیگه وجود ندارن.

260
00:19:00,807 --> 00:19:05,395
‫داخل یه سلول خودکار زندانی میشی
‫و از طریق تزریقی بهت غذا داده میشه.

261
00:19:06,021 --> 00:19:08,357
‫و از آسیب به خودت جلوگیری میشه.

262
00:19:09,233 --> 00:19:12,194
‫تا آخر عمرت تمام حس‌هات ازت گرفته میشه.

263
00:19:12,277 --> 00:19:17,366
‫دیگه هیچوقت نه چیزی می‌بینی، نه می‌شنوی نه
‫چیزی بو می‌کنی، نه مزه می‌کنی و نه لمس می‌کنی.

264
00:19:19,034 --> 00:19:20,369
‫ولی هوشیار هستی.

265
00:19:21,912 --> 00:19:25,457
‫و یادت می‌مونه چی رو از من گرفتی.

266
00:19:53,193 --> 00:19:54,319
‫هری سلدون

267
00:19:56,029 --> 00:20:01,159
‫دید همه این اتفاقا میوفته
‫و هیچی به ما نگفت.

268
00:20:01,243 --> 00:20:03,203
‫فکر می‌کردم ما نقشی توی سقوط نداریم.

269
00:20:04,079 --> 00:20:05,080
‫فکر می‌کردم کارمون

270
00:20:05,163 --> 00:20:08,542
‫ساختن یه کپسول زمانی هست
‫که آدما توی آینده قراره بازش کنن.

271
00:20:08,625 --> 00:20:11,025
‫هیچوقت فکر نمی‌کردم ما کسایی
‫هستیم که برنامه رو قراره اجرا کنن.

272
00:20:12,921 --> 00:20:15,048
‫هنوز باور داری که امپراتوری قراره سقوط کنه؟

273
00:20:16,633 --> 00:20:17,634
‫آره

274
00:20:18,427 --> 00:20:20,429
‫هنوز فکر می‌کنی بشریت می‌تونه بهتر عمل کنه؟

275
00:20:21,013 --> 00:20:23,974
‫معلومه که آره.
‫هیچکس نمی‌خواد امپراتوری ادامه پیدا کنه.

276
00:20:24,641 --> 00:20:26,018
‫خب، حالا فرقش چیه؟

277
00:20:27,686 --> 00:20:30,814
‫فرقش اینه فقط ازمون پنهون نکرد

278
00:20:32,107 --> 00:20:33,400
‫بلکه بهمون دروغ گفت.

279
00:20:33,901 --> 00:20:36,254
‫مثل وقتیه که بچگی بردمت سر کلاس

280
00:20:36,278 --> 00:20:38,488
‫بهت مداد شمعی دادم و گفتم یادداشت برداری.

281
00:20:39,948 --> 00:20:41,283
‫بهمون یه کاری داد تا سرمون گرم بشه.

282
00:20:42,367 --> 00:20:43,660
‫قبلاً بهش باور داشتم.

283
00:20:47,289 --> 00:20:48,290
‫به تک تک حرفاش.

284
00:20:51,960 --> 00:20:53,879
‫و پشتمونو خالی کرد.

285
00:20:57,674 --> 00:20:59,051
‫بنظرت من چه احساسی دارم؟

286
00:21:05,516 --> 00:21:07,017
‫متأسفم که تو رو نشناخت.

287
00:21:09,311 --> 00:21:10,354
‫منو بشناسه.

288
00:21:11,730 --> 00:21:12,940
‫قضیه بیشتر از این حرفاست.

289
00:21:14,775 --> 00:21:18,946
‫تمام این سال‌ها اون روحی که
‫فکر می‌کردم باهام حرف می‌زنه.

290
00:21:20,948 --> 00:21:22,699
‫خودمو قانع کردم که هری‌ـه

291
00:21:23,700 --> 00:21:30,499
‫بعد فکر کردم واقعاً خاصم.

292
00:21:32,125 --> 00:21:33,836
‫ولی اگه اون رویاها از سمت اون نبودن

293
00:21:33,919 --> 00:21:35,754
‫پس از سمت کی بودن؟

294
00:21:36,547 --> 00:21:39,216
‫هیچکس؟ تخیلاتم بوده؟

295
00:21:39,883 --> 00:21:41,885
‫تو خاصی سالور.

296
00:21:44,054 --> 00:21:45,138
‫میدان خالی از سکنه.

297
00:21:46,014 --> 00:21:49,601
‫کاری که کردی، آوردن اینویکتوس
‫خیلی ارزش داشت.

298
00:21:52,938 --> 00:21:54,147
‫بر خلاف تمام احتمالات...

299
00:21:56,358 --> 00:21:57,442
‫ما نجات پیدا کردیم.

300
00:21:58,110 --> 00:21:59,486
‫حق با تو بود.

301
00:22:01,738 --> 00:22:03,699
‫باید نقشه‌ی خودمونو درست کنیم.

302
00:22:26,305 --> 00:22:29,266
‫یه طورایی بهش احترام می‌ذاشتم.

303
00:22:31,476 --> 00:22:32,936
‫متأسفم که تهش به اینجا رسید.

304
00:22:34,062 --> 00:22:35,063
‫من متأسف نیستم.

305
00:22:36,398 --> 00:22:39,610
‫هیچ حرکت بعدی نداشت، همیشه حرکت آخرش بود.
‫مگه همینو راجع بهش نمی‌گفتی؟

306
00:22:41,904 --> 00:22:44,072
‫فقط می‌خواستم مختو بخورم.

307
00:22:44,156 --> 00:22:45,616
‫مشخصه که جواب داده نگهبان.

308
00:22:48,744 --> 00:22:52,331
‫من می‌خواستم حرکت بعدیم برای بچه‌ام باشه.

309
00:22:54,166 --> 00:22:57,544
‫بیشتر از یک قرن پیش این به امپراتور
‫به نشانه‌ی صلح پیشکشی شد.

310
00:23:00,672 --> 00:23:02,007
‫حالا دارم دوباره پیشکشش می‌کنم...

311
00:23:05,511 --> 00:23:06,512
‫به تو.

312
00:23:09,890 --> 00:23:13,560
‫شکارچی هم یه طورایی برات احترام قائل بود.

313
00:23:25,489 --> 00:23:27,699
‫برش می‌گردونی آناکرئون؟

314
00:23:28,575 --> 00:23:31,662
‫نه، آناکرئون رو آوردیم پیشش.

315
00:23:32,412 --> 00:23:36,208
‫از چوب بلوط تالین قلمه زده شده
‫همون چوبی که برای کمان خودت استفاده شده.

316
00:23:36,750 --> 00:23:40,295
‫جنگل‌بان‌هام بهم گفتن دووم
‫میاره اگه ریشه‌هاشو بیارن اینجا.

317
00:23:42,673 --> 00:23:43,966
‫بهم کمک می‌کنی نگهبان؟

318
00:23:45,717 --> 00:23:46,718
‫آره

319
00:24:15,873 --> 00:24:17,249
‫در ماه‌های بعدش

320
00:24:17,332 --> 00:24:20,377
‫فرزندان آسمان دوردست
‫حرف‌های هری رو عملی کردن

321
00:24:20,961 --> 00:24:24,006
‫برای قدرت بیشتر نفرت رو کنار گذاشتن.

322
00:24:26,300 --> 00:24:31,763
‫برای ساختن چیزی نیروی بیشتری لازمه
‫تا نابود کردنش. و هری می‌خواست بسازه.

323
00:24:35,309 --> 00:24:36,685
‫و در اینویکتوس

324
00:24:36,768 --> 00:24:40,272
‫از بین بقیه هیوگو کرست
‫فرمانده‌ی اون سفینه شد.

325
00:25:30,948 --> 00:25:33,492
‫به دورترین نقطه‌ی ستاره‌شون برد

326
00:25:33,575 --> 00:25:38,580
‫و ابر فروزه‌ای درست
‫کرد که بنیاد رو آزاد کرد.

327
00:26:06,191 --> 00:26:07,401
‫فرمانده کرست.

328
00:26:07,985 --> 00:26:09,069
‫- پالی
‫- نگهبان

329
00:26:09,862 --> 00:26:11,154
‫از اینویکتوس چه خبر؟

330
00:26:11,238 --> 00:26:13,073
‫تونستیم درایوهاش رو با ثبات کنیم

331
00:26:13,156 --> 00:26:15,701
‫حالا حالاها قرار نیست توی
‫هسته‌ی یه ستاره ظاهر بشیم.

332
00:26:15,784 --> 00:26:17,661
‫چقدر طول می‌کشه تا بتونیم یکی دیگه بسازیم؟

333
00:26:17,744 --> 00:26:19,288
‫18 ماه خانم.

334
00:26:22,040 --> 00:26:24,418
‫- از فضا خوشت اومد پالی؟
‫- آره

335
00:26:26,461 --> 00:26:28,755
‫چقدر قراره بمونی فرمانده؟

336
00:26:29,339 --> 00:26:30,841
‫14 ساعت نگهبان.

337
00:26:32,050 --> 00:26:34,761
‫شیشه‌ی تلسکوپم یکم به هم خورده

338
00:26:35,262 --> 00:26:37,639
‫بنظرت می‌تونی درستش کنی؟

339
00:26:38,765 --> 00:26:40,559
‫بچه‌ها، می‌دونم از چی حرف می‌زنید.

340
00:26:42,144 --> 00:26:44,688
‫خب پس چرا با زبون خوش گم نمیشی پالی؟

341
00:29:04,328 --> 00:29:05,329
‫وایسا!

342
00:29:12,419 --> 00:29:13,629
‫صبر کن!

343
00:30:00,592 --> 00:30:02,511
‫اگه تو نیستی پس کار کیه هری؟

344
00:30:27,744 --> 00:30:28,996
‫این یکی رو یادمه.

345
00:30:30,163 --> 00:30:31,331
‫خیلی اینو دوست داشتی.

346
00:30:32,583 --> 00:30:34,376
‫قبلاً با این توی گهواره‌ات می‌خوابیدی.

347
00:30:35,586 --> 00:30:38,422
‫اگه کابوس می‌دیدی بابات
‫می‌گفت می‌تونی فوتش کنی بره

348
00:30:39,673 --> 00:30:42,009
‫و روح‌ها پرواز می‌کنن و فرار می‌کنن.

349
00:30:44,052 --> 00:30:46,597
‫بیشتر وقت‌ها فقط نگه داشتنش آرومت می‌کرد

350
00:30:47,222 --> 00:30:50,058
‫خدا رو شکر. یه بچه با یه سوت
‫حکم دادگاه رو واسه اعصاب آدم داره.

351
00:30:52,644 --> 00:30:55,272
‫بعضی وقتا خیلی عصبی می‌شدم وقتی می‌دیدم

352
00:30:55,355 --> 00:30:58,609
‫موقع کار کردن خوابش برده.

353
00:30:59,902 --> 00:31:02,362
‫وقتی اولین بار ساختشون کارش افتضاح بود.

354
00:31:02,863 --> 00:31:06,700
‫ولی بعد از چند صد شب عباس قلقش دستش اومد.

355
00:31:09,536 --> 00:31:13,123
‫اگه بود افتخار می‌کرد بهت، می‌دونی که؟
‫این که شهردار شدی و پا جای پاش گذاشتی.

356
00:31:13,874 --> 00:31:17,461
‫انتخابات فقط واسه رسمی کردنشه.
‫همه می‌دونن با اختلاف زیاد برنده میشی.

357
00:31:17,544 --> 00:31:20,881
‫مامان، اون دختر از سیاره‌ی آبی کیه؟

358
00:31:29,014 --> 00:31:31,642
‫توی سفینه‌ی کند رو
‫یه برنامه‌ی بانک ذخیره غلات داشتیم.

359
00:31:31,725 --> 00:31:34,394
‫آوردن بچه به فضا کار درستی نبود

360
00:31:34,478 --> 00:31:39,691
‫برای همین تخم‌ها و جنین‌ها رو
‫بعنوان بیمه‌ای برای آینده ذخیره کردیم.

361
00:31:40,817 --> 00:31:43,153
‫من تو رو از یکی از اهدا
‫کننده‌های بحث برانگیز گرفتم.

362
00:31:46,240 --> 00:31:47,282
‫گیل دورنیک.

363
00:31:48,659 --> 00:31:50,410
‫نظرت عوض نشده؟

364
00:31:52,204 --> 00:31:54,289
‫تونستم قبل از اینکه گمش کنیم یکم بشناسمش.

365
00:31:54,373 --> 00:31:56,250
‫ذهن فوق‌العاده‌ای داشت.

366
00:31:56,959 --> 00:31:58,168
‫و پدرش؟

367
00:31:58,877 --> 00:32:00,337
‫ریش فاس.

368
00:32:00,420 --> 00:32:02,130
‫وقتی بچه می‌شدم دیدمشون.

369
00:32:04,591 --> 00:32:05,634
‫امشب گیل رو دیدم.

370
00:32:07,135 --> 00:32:08,887
‫و ریش رو هم...

371
00:32:11,223 --> 00:32:13,058
‫اوایل بحران.

372
00:32:15,435 --> 00:32:19,106
‫تمام این مدت فکر می‌کردم دارم
‫خاطرات هری رو تجربه می‌کنم.

373
00:32:19,857 --> 00:32:21,358
‫ولی در واقع خاطرات اونا بود.

374
00:32:22,192 --> 00:32:24,862
‫حالا دیگه خیلی منطقیه
‫اینکه چرا من متفاوتم.

375
00:32:24,945 --> 00:32:28,907
‫من تو رو توی رحمم داشتم سالور.
‫تو هنوز هم دختر منی.

376
00:32:28,991 --> 00:32:31,827
‫می‌دونم. ولی دختر اونا هم هستم.

377
00:32:34,371 --> 00:32:36,748
‫گیل با سفینه‌ی سرمازا فرار کرد. کجا رفت؟

378
00:32:37,374 --> 00:32:39,042
‫هنوز اول سفر بود.

379
00:32:39,126 --> 00:32:42,129
‫فکر کنم یه جاهایی اطراف اورایون اسپر.

380
00:32:43,046 --> 00:32:44,673
‫فکر کنم هنوز زنده‌ست مامان.

381
00:32:46,633 --> 00:32:50,095
‫فکر کنم گیل همونیه که
‫می‌خواسته باهام ارتباط برقرار کنه.

382
00:32:50,179 --> 00:32:53,640
‫فکر کنم اون پشت تمام غرایزمه.

383
00:32:53,724 --> 00:32:55,642
‫عزیزم، ترمینس با اونجا
‫40 سال نوری فاصله داره.

384
00:32:55,726 --> 00:32:57,060
‫چطور همچین چیزی ممکنه؟

385
00:32:57,144 --> 00:32:58,478
‫نمی‌دونم، ولی خودشه.

386
00:32:58,562 --> 00:33:03,901
‫و اگه گیل به هر طریقی خاص باشه
‫پس معلوم میشه چرا من هم خاص هستم.

387
00:33:03,984 --> 00:33:06,195
‫همیشه مجذوب ستاره‌ها بودی.

388
00:33:06,278 --> 00:33:08,155
‫آره، و حالا می‌دونیم چرا.

389
00:33:10,115 --> 00:33:11,783
‫چون یه چیزی داره منو سمتشون می‌کشه.

390
00:33:13,202 --> 00:33:15,078
‫مامان، باید پیداش کنم.

391
00:33:16,121 --> 00:33:17,289
‫می‌دونم عزیزم.

392
00:33:20,209 --> 00:33:21,293
‫من هم می‌خوام این کارو بکنی.

393
00:33:23,086 --> 00:33:25,166
‫مامان، باید همین حالا برم.

394
00:33:26,048 --> 00:33:28,800
‫می‌ترسم اگه الان نرم دیگه
‫هیچوقت جرأتشو پیدا نکنم.

395
00:33:34,890 --> 00:33:37,851
‫سوت روح رو ببر.
‫یه چیز دیگه هم هست...

396
00:33:46,693 --> 00:33:49,363
‫وقتی پیداش کردی اینو بده بهش.

397
00:33:51,907 --> 00:33:53,700
‫همیشه قرار بود مال اون باشه.

398
00:33:56,245 --> 00:33:59,623
‫ببخشید، برای همه چیز.

399
00:34:01,166 --> 00:34:03,210
‫چیزی نیست که بخوام ببخشم مامان.

400
00:34:05,087 --> 00:34:07,339
‫من دقیقاً جایی بودم که قرار بود باشم.

401
00:34:44,126 --> 00:34:45,210
‫بگر بیدار شو.

402
00:34:56,554 --> 00:34:58,015
‫فکر می‌کردم اینجا پیدات می‌کنم.

403
00:35:00,809 --> 00:35:01,810
‫لعنتی.

404
00:35:02,394 --> 00:35:04,146
‫می‌خواستی بی سر و صدا فرار کنی.

405
00:35:04,730 --> 00:35:06,231
‫خیلی خوب می‌شناسمت سال.

406
00:35:07,774 --> 00:35:09,860
‫فکر کنم اون بوس روی
‫گونه باعث شد اینطوری بشه.

407
00:35:09,943 --> 00:35:13,947
‫فقط نمی‌خواستم بیشتر از این آسیب بزنم.

408
00:35:14,865 --> 00:35:16,325
‫اگه آسیب نزنه که دیگه عشق نیست.

409
00:35:17,618 --> 00:35:21,038
‫وقتی می‌خواستم از تسپیس برم اینو یاد گرفتم.
‫رفتم تا بقیه غذا برای خوردن داشته باشن.

410
00:35:22,247 --> 00:35:23,999
‫و هیچکس دنبالم نیومد.

411
00:35:25,876 --> 00:35:27,461
‫پس یعنی الان دنبال منی؟

412
00:35:29,755 --> 00:35:31,590
‫می‌دونی، اگه بخوای می‌تونی بیای.

413
00:35:32,257 --> 00:35:34,259
‫اگه واقعاً ازم بخوای میام.

414
00:35:35,511 --> 00:35:38,555
‫ولی حس می‌کنم این کاریه
‫که تنهایی باید انجامش بدی.

415
00:35:42,643 --> 00:35:45,354
‫همیشه می‌دونستم یه روزی
‫از این سیاره دل می‌کنی.

416
00:35:47,856 --> 00:35:50,150
‫فقط فکر می‌کردم اون موقع کنارت هستم.

417
00:35:51,693 --> 00:35:52,861
‫بعداً عصبانی میشی؟

418
00:35:54,988 --> 00:35:55,989
‫هیچوقت از دست تو عصبانی نمیشم.

419
00:36:17,177 --> 00:36:18,762
‫حواست به سیاره‌ام باشه
‫خب؟

420
00:36:19,513 --> 00:36:20,889
‫تو هم حواست به سفینه‌ام باشه.

421
00:36:20,973 --> 00:36:22,891
‫اون دیگه سفینه‌ی تو نیست.

422
00:36:24,643 --> 00:36:25,811
‫اینم سیاره‌ی من نیست.

423
00:36:30,148 --> 00:36:31,608
‫کهکشان جای بزرگیه سال.

424
00:36:33,485 --> 00:36:35,153
‫خودت می‌دونی می‌خوای از کجاش شروع کنی؟

425
00:36:35,821 --> 00:36:36,822
‫یه چیزهایی می‌دونم.

426
00:36:38,740 --> 00:36:39,741
‫برو، بهش برس.

427
00:36:45,455 --> 00:36:46,456
‫برو.

428
00:36:47,583 --> 00:36:48,584
‫برو.

429
00:37:30,667 --> 00:37:32,044
‫خدافظ سالور هاردین.

430
00:39:02,801 --> 00:39:03,802
‫جناب امپراتور.

431
00:39:08,140 --> 00:39:09,141
‫موقعشه.

432
00:39:12,352 --> 00:39:13,353
‫حتماً از من متنفری.

433
00:39:15,105 --> 00:39:16,940
‫هیچوقت نمی‌تونم ازتون
‫متنفر باشم جناب امپراتور.

434
00:39:17,941 --> 00:39:18,942
‫من دوستتون دارم.

435
00:39:20,277 --> 00:39:21,695
‫چون برای این کار طراحی شدی.

436
00:39:22,779 --> 00:39:26,366
‫همه‌ی عشق‌ها طراحی شده‌ان.
‫حالا چه زیستی یا برعکس.

437
00:39:27,451 --> 00:39:30,078
‫وقتی مادر انسان به چشمای نوزادش نگاه می‌کنه

438
00:39:30,621 --> 00:39:32,414
‫امواج مغزیشون همگام میشه.

439
00:40:08,283 --> 00:40:09,284
‫جناب امپراتور.

440
00:40:09,368 --> 00:40:11,620
‫لعنت به ادب و احترامت پسر.

441
00:40:12,579 --> 00:40:14,373
‫داشتی ما رو به سمت نابودی می‌بردی.

442
00:40:14,456 --> 00:40:15,791
‫متأسفم برادر، من...

443
00:40:15,874 --> 00:40:18,794
‫تو برادر من نیستی
‫برادر کلئون اول هم نیستی.

444
00:40:18,877 --> 00:40:21,505
‫برادر هیچ کلئونی که روی این
‫زمین فرهیخته قدم برداشتن نیستی.

445
00:40:21,588 --> 00:40:23,882
‫تو یه ناقص الخلقه هستی.

446
00:40:23,966 --> 00:40:27,469
‫و اگه اوضاع دست من بود
‫الان تبدیل به خاکستر شده بودی.

447
00:40:29,096 --> 00:40:30,472
‫ولی همونطور که خودت گفتی

448
00:40:30,556 --> 00:40:34,017
‫این قضاوت به عهده تخت پادشاهی میانی هست.

449
00:40:36,478 --> 00:40:37,813
‫زمانی که نبودم

450
00:40:37,896 --> 00:40:41,275
‫فرصت‌های زیادی داشتم
‫تا سلسله‌مونو بازنگری کنم.

451
00:40:43,902 --> 00:40:46,822
‫در بخشی از کهکشان به خواب فرو رفتم

452
00:40:46,905 --> 00:40:48,574
‫و در بخش دیگر بیدار شدم.

453
00:40:50,284 --> 00:40:53,203
‫هر طور حساب کنی یه معجزه‌ست

454
00:40:54,538 --> 00:40:56,832
‫خمیدگی فضا و زمان.

455
00:40:57,332 --> 00:40:59,418
‫و بعد در دوشیزه

456
00:41:00,210 --> 00:41:03,380
‫زائرانی رو دیدم که کل زندگیشون رو کار کردن

457
00:41:03,463 --> 00:41:05,382
‫تا فقط یک مارپیچ نمکی رو توش راه برن

458
00:41:05,465 --> 00:41:09,094
‫فقط به امید اینکه قبل از
‫مرگشون بهشون رویایی الهام بشه.

459
00:41:10,512 --> 00:41:11,513
‫من...

460
00:41:14,558 --> 00:41:17,936
‫ما توسط زنی به چالش
‫کشیده شدیم که ادعا می‌کرد

461
00:41:18,020 --> 00:41:23,400
‫روحی که تغییر پذیر نباشه
‫روحی هست که محکوم به رکوده.

462
00:41:24,902 --> 00:41:28,197
‫فکر کنم سلدون هم همچینی چیزی رو گفته بود.

463
00:41:29,281 --> 00:41:32,201
‫سلدون یک شارلاتان از خود راضی بود.

464
00:41:32,284 --> 00:41:33,410
‫با اینحال برادر...

465
00:41:33,911 --> 00:41:34,912
‫با اینحال...

466
00:41:36,788 --> 00:41:41,084
‫شاخه‌ای که نتونه خم بشه در نهایت می‌شکنه.

467
00:41:43,295 --> 00:41:46,048
‫دیگه وقتشه که سلسله خم بشه.

468
00:41:46,590 --> 00:41:47,883
‫فقط یه کم.

469
00:41:51,136 --> 00:41:52,221
‫دیوونه شدی؟

470
00:41:53,972 --> 00:41:55,641
‫پرش ذهنت رو فاسد کرده؟

471
00:41:56,892 --> 00:42:00,062
‫برای همین نباید ترنتور رو ترک می‌کردی.

472
00:42:00,646 --> 00:42:04,691
‫تمام امپراتوری ما روی
‫بقای نابود نشدنی بنا شده.

473
00:42:04,775 --> 00:42:07,069
‫اگه شورای کهکشانی بفهمه که

474
00:42:07,152 --> 00:42:10,006
‫- سلسله‌ی ما قطع شده...
‫- شورای کهکشانی؟ اونا قرار نیست بویی ببرن.

475
00:42:10,030 --> 00:42:12,032
‫- دخلمون اومده!
‫- می‌تونیم از این عبرت بگیریم.

476
00:42:12,115 --> 00:42:15,536
‫- شاید حتی بتونیم ازش سود ببریم...
‫- سود؟

477
00:42:15,619 --> 00:42:17,472
‫- دمرزل
‫- به چه جرأتی روی من دست بلند می‌کنی؟

478
00:42:17,496 --> 00:42:19,581
‫- تو ضعیف شدی.
‫- خواهش می‌کنم نذار منو بکشن.

479
00:42:19,665 --> 00:42:20,999
‫- نمی‌ذارم.
‫- مزخرفه.

480
00:42:25,963 --> 00:42:30,259
‫حاضرم یکی دیگه از تو داشته باشیم
‫تا اون ناقص بینمون زندگی کنه.

481
00:42:30,342 --> 00:42:32,094
‫این تصمیم‌گیری به عهده منه.

482
00:42:32,177 --> 00:42:33,846
‫نه اگه به نابودی ما منجر بشه.

483
00:42:33,929 --> 00:42:35,639
‫روانشناسی‌تاریخی پیش...

484
00:42:35,722 --> 00:42:37,182
‫روانشناسی‌تاریخی؟

485
00:42:37,266 --> 00:42:42,271
‫ما امپراتوری هستیم
‫تاریخ جلوی ما تعظیم می‌کنه!

486
00:42:43,522 --> 00:42:44,731
‫نه!

487
00:42:52,948 --> 00:42:54,533
‫من وفادارم جناب امپراتور

488
00:42:55,701 --> 00:42:58,662
‫بیشتر از همه چیز به سلسله کلئونی وفادارم.

489
00:42:59,663 --> 00:43:00,664
‫نه

490
00:43:12,968 --> 00:43:15,512
‫خودت می‌تونی از شر جسدش خلاص بشی.

491
00:43:19,224 --> 00:43:23,854
‫یکی دیگه از همین‌ها تا فردا موقع
‫صبحانه آماده و رو فرم حاضر باشه.

492
00:45:49,708 --> 00:45:51,376
‫چیه؟
‫حرف بزن.

493
00:45:53,170 --> 00:45:55,797
‫نقشه‌ی شورشی‌ها برای حمله به سلسله

494
00:45:56,757 --> 00:45:58,967
‫انگار بزرگتر از چیزیه که فکر می‌کردیم.

495
00:46:03,889 --> 00:46:06,850
‫فکر می‌کردیم دستکاری ژن‌ها
‫فقط مختص به شخص داون بود

496
00:46:07,476 --> 00:46:09,520
‫و اینکه بعد از نابود
‫شدنشون نقشه‌شون تموم شده.

497
00:46:10,270 --> 00:46:11,939
‫ولی بعد از آزمایش‌های زیاد

498
00:46:12,689 --> 00:46:14,816
‫ظاهراً از ریشه منبع رو دستکاری کردن.

499
00:46:16,068 --> 00:46:18,278
‫پس تمام کلون‌های جایگزین...

500
00:46:19,112 --> 00:46:20,697
‫دیگه کپی خالص نیستن.

501
00:46:22,449 --> 00:46:24,201
‫کی این اتفاق افتاد؟

502
00:46:24,284 --> 00:46:25,911
‫دقیقاً نمی‌دونیم.

503
00:46:27,329 --> 00:46:33,418
‫یعنی میگی من خودم دستکاری شده‌ام؟

504
00:46:35,879 --> 00:46:36,880
‫احتمالاً

505
00:46:39,633 --> 00:46:40,634
‫بله

506
00:46:42,678 --> 00:46:43,804
‫و داسک؟

507
00:46:44,680 --> 00:46:46,598
‫در همین حال که حرف می‌زنیم
‫جناب امپراتور هم دارن آزمایش میشن.

508
00:46:50,477 --> 00:46:51,770
‫ممنون ارباب‌سایه.

509
00:46:53,313 --> 00:46:54,314
‫می‌تونی بری.

510
00:49:55,746 --> 00:49:58,165
‫در حال ورود به جو سینکسی.

511
00:50:09,968 --> 00:50:11,470
‫ورود مجدد رو فعال کن.

512
00:50:11,553 --> 00:50:13,305
‫برای ورود مجدد آماده بشید.

513
00:50:33,033 --> 00:50:34,451
‫بالا رفتن از گهواره.

514
00:50:36,411 --> 00:50:38,288
‫ ول کردن راحتیِ خونه

515
00:50:40,832 --> 00:50:42,251
‫هیچ پناهگاه امنی در کار نیست.

516
00:50:44,336 --> 00:50:48,590
‫86,982,283.

517
00:50:48,674 --> 00:50:52,845
‫86,982,331...

518
00:50:56,390 --> 00:51:00,644
‫86,982,341.

519
00:51:05,232 --> 00:51:07,651
‫فقط یک ناله در تاریکی.

520
00:51:10,946 --> 00:51:11,947
‫آیا ما تنهاییم؟

521
00:51:22,791 --> 00:51:27,045
‫و اگه هم نیستیم
‫آیا کسی به خودش زحمت میده جواب بده؟

522
00:52:04,416 --> 00:52:05,626
‫خیلی‌خب

523
00:54:08,248 --> 00:54:09,416
‫برید اونور.

524
00:56:52,788 --> 00:56:55,582
‫هی، صدامو می‌شنوی؟

525
00:56:58,877 --> 00:57:00,003
‫چیزی نیست.

526
00:57:00,087 --> 00:57:02,214
‫چیزی نیست. حالت خوبه
‫چیزی نیست.

527
00:57:03,048 --> 00:57:05,342
‫اینجا چیکار می‌کردی؟

528
00:57:05,425 --> 00:57:08,136
‫بازخوانی گفت بیشتر از یه
‫قرن توی سفینه‌ی سرمایی بودی.

529
00:57:09,471 --> 00:57:11,014
‫سقوط کردم.

530
00:57:12,057 --> 00:57:13,350
‫اومدم دنبال یکی.

531
00:57:14,685 --> 00:57:15,769
‫کی؟

532
00:57:23,986 --> 00:57:24,987
‫تو

533
00:57:27,239 --> 00:57:28,240
‫چی؟

534
00:57:32,411 --> 00:57:36,164
‫من سالور هاردینم.

535
00:57:42,421 --> 00:57:43,547
‫دخترت.

536
00:57:47,467 --> 00:57:49,219
‫مطمئنم این مال توئه.

537
00:58:07,112 --> 00:58:08,697
‫بعضی وقتا دل به دریا می‌زنی و می‌پری.

538
00:58:10,532 --> 00:58:13,660
‫و بعضی وقتا یکی می‌گیرتت.

539
00:58:13,684 --> 00:58:16,184
[پایان فصل اول]

540
00:58:16,208 --> 00:58:19,208
‫مترجم
‫.:: <font color="#00ffff">امـیـر دلـپسـنـد</font> ::.

541
00:58:19,232 --> 00:58:26,232
ارائه شده توسط وبسایت دیجی موویز
.:: DigiMoviez.Com ::.

542
00:58:26,256 --> 00:58:33,256
جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت
دیجی موویز را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
@DigiMoviez

