1
00:00:02,684 --> 00:00:09,358
‫۲۷۳.۱۶c@gmail.com

2
00:00:32,881 --> 00:00:46,437
‫«   ترجمه و زیرنویس  »
‫::  محمدرضا اسکندری  ::..

3
00:00:49,773 --> 00:00:52,776
‫چیزی برای گفتن وجود نداره!!
‫اون فقط یکی از همکارامه!

4
00:00:52,985 --> 00:00:55,070
‫ولمون کن!
‫…وقتی تو داری باهاش می ری بیرون‏

5
00:00:55,362 --> 00:00:57,573
‫حتماً باید یک مشکلی داشته باشه…

6
00:00:57,990 --> 00:00:59,867
‫خب اون قوز داره؟
‫هم قوز داره و هم کلاه گیس؟

7
00:01:02,369 --> 00:01:03,745
‫صبرکن، اون گچ که نمی خوره؟

8
00:01:05,038 --> 00:01:08,208
‫فقط، چون، نمی خوام بلاهایی که سر
‫کارل" سرم اومد سرت بیاد"

9
00:01:08,459 --> 00:01:11,211
‫خیلی خب، آروم باشین بچه ها. ‏
‫آروم باشین، این حتی یک قرار هم نیست. ‏

10
00:01:11,420 --> 00:01:14,381
‫این فقط یه بیرون رفتن ساده
‫و خوردن شامه و از سکس هم خبری نیست. ‏

11
00:01:14,590 --> 00:01:16,133
‫شبیه قرار های من که هست!

12
00:01:19,011 --> 00:01:21,847
‫خوب، من برگشتم توی دبیرستان
‫…وایسادم وسط بوفه

13
00:01:22,055 --> 00:01:25,350
‫و یک دفعه متوجه می شم، کاملاً لختم…

14
00:01:25,559 --> 00:01:27,102
‫من این خواب رو دیدم. ‏

15
00:01:27,311 --> 00:01:30,898
‫بعد پایین رو نگاه می کنم و
‫…متوجه می شم که یک تلفن

16
00:01:31,815 --> 00:01:33,025
‫اونجاست...

17
00:01:34,860 --> 00:01:36,779
‫- به جای...
‫- ‏درسته!!

18
00:01:36,987 --> 00:01:38,071
‫جویی: من هرگز این خواب رو ندیدم
‫فیبی: نه

19
00:01:38,280 --> 00:01:41,116
‫یک دفعه، تلفن شروع به زنگ زدن کرد

20
00:01:42,993 --> 00:01:44,787
‫…و معلوم میشه که مامانمه

21
00:01:46,872 --> 00:01:50,751
‫که این خیلی خیلی عجیبه چون…‏
‫اون هیچوقت به من زنگ نمی زنه!‏

22
00:01:58,759 --> 00:02:01,512
‫این جور که این مرتیکه سلام می کنه
‫من می خوام خودمو بکشم. ‏

23
00:02:02,012 --> 00:02:03,263
‫تو خوبی عزیزم؟

24
00:02:03,472 --> 00:02:07,976
‫من حس می کنم یکی از گلوم رفته پایین،
‫‏ …روده کوچیکمو گرفته، از دهنم کشیده بیرون

25
00:02:08,227 --> 00:02:11,063
‫و دور گردنم گره زده. ‏
‫- ‏شیرینی؟

26
00:02:13,398 --> 00:02:15,526
‫کارول" وسایلش رو امروز برده"

27
00:02:15,901 --> 00:02:18,153
‫‏- بذار برات یه قهوه بیارم. ‏
‫‏- مرسی. ‏

28
00:02:23,242 --> 00:02:26,703
‫نه، نکن!‏ دست از پاکسازیه هاله من بردار

29
00:02:27,287 --> 00:02:29,581
‫هالهء من رو ولش کن، می شه؟

30
00:02:31,583 --> 00:02:34,044
‫من خوبم، باشه؟ واقعاً بچه ها. ‏
‫من آرزو می کنم "کارول" خوشحال بشه. ‏

31
00:02:35,337 --> 00:02:38,006
‫نه نمی کنی!‏
‫نه معلومه، بره به جهنم،‏ وقتی که منو ول کرده!‏

32
00:02:39,091 --> 00:02:40,968
‫جالبه که هیچوقت نفهمیدی که لزبینه!‏

33
00:02:46,348 --> 00:02:50,185
‫نه!! خیلی خب؟! چرا همه به
‫این قضیه گیر می دین؟

34
00:02:51,812 --> 00:02:54,606
‫وقتی خودشم خبر نداشت،‏
‫من چطوری باید می دونستم؟

35
00:02:56,358 --> 00:02:58,986
‫بعضی وقتها آرزو می کنم که لزبین بودم. ‏

36
00:03:00,696 --> 00:03:02,739
‫این جمله رو بلند گفتم؟

37
00:03:04,700 --> 00:03:07,536
‫خیلی خوب "راس" ببین.

38
00:03:07,786 --> 00:03:11,248
‫تو الان فشار روحی زیادی داری
‫عصبانی هستی. ناراحتی. ‏

39
00:03:11,498 --> 00:03:13,542
‫می خوای بهت بگم دوای دردت چیه؟

40
00:03:15,002 --> 00:03:16,295
‫استریپ کلاب!‏

41
00:03:17,212 --> 00:03:19,756
‫آره بابا، تو مجردی!‏
‫یک خرده هورمون از خودت نشون بده!‏

42
00:03:19,965 --> 00:03:22,259
‫ببین، من نمی خوام مجرد باشم،‏ باشه؟

43
00:03:22,468 --> 00:03:25,220
‫من فقط، من فقط می خوام
‫دوباره متاهل باشم. ‏

44
00:03:29,725 --> 00:03:32,478
‫و من هم فقط یک میلیون دلار می خوام!‏

45
00:03:33,937 --> 00:03:34,938
‫راشل"؟"

46
00:03:35,147 --> 00:03:37,733
‫اوه، خدای من، "مونیکا"!‏ سلام! خدارو شکر

47
00:03:37,983 --> 00:03:41,111
‫من رفتم به ساختمون تون و اونجا نبودی و
‫…بعد این مرده که چکش گنده ای داشت گفت

48
00:03:41,320 --> 00:03:43,614
‫ممکنه اینجا باشی و...
‫اینجایی،‏ اینجایی!

49
00:03:43,822 --> 00:03:46,867
‫‏- می تونم یک قهوه براتون بیارم؟
‫‏- بدون کافئین!‏

50
00:03:48,118 --> 00:03:51,872
‫خب بچه ها، این "راشل" هست، یکی دیگه
‫از باز مونده های دبیرستان لینکولن. ‏

51
00:03:52,122 --> 00:03:54,875
‫اینم بچه هان، این "چندلر"، "فیبی"

52
00:03:55,125 --> 00:03:57,294
‫جویی"، و برادر من "راس" رو که یادت میاد؟"

53
00:04:08,263 --> 00:04:11,809
‫خوب میخوای بگی چی شده؟ یا باید
‫منتظر چهار تا ساقدوش خیس باشیم؟

54
00:04:14,103 --> 00:04:18,899
‫اوه خدا، خب، تقریباً نیم
‫ساعت قبل از عروسی بود. ‏

55
00:04:19,191 --> 00:04:21,777
‫من توی اتاقی که همه کادوها
‫…رو گذاشته بودیم بودم

56
00:04:22,027 --> 00:04:23,570
‫و داشتم به یه ظرف سس خوری…
‫نگاه می کردم

57
00:04:23,779 --> 00:04:26,907
‫یه ظرف نفیس مارک "لاماژ" قایق شکل

58
00:04:27,157 --> 00:04:29,159
‫که یک دفعه متوجه شدم...
‫‏ شکر رژیمی "سوییت اند لو" دارین؟

59
00:04:29,409 --> 00:04:30,786
‫که یک دفعه متوجه شدم...

60
00:04:31,703 --> 00:04:35,415
‫با این ظرف بیشتر تحریک می شم تا با "بری"!‏

61
00:04:35,666 --> 00:04:38,377
‫و بعد واقعاً ترسیدم، و این
‫موقعی بود که برام روشن شد‏

62
00:04:38,627 --> 00:04:40,546
‫چقدر کله "بری" شبیه
‫کله آقای سیب زمینی هستش. ‏

63
00:04:42,172 --> 00:04:44,633
‫میدونین؟ منظورم اینه که، من همیشه
‫می دونستم یک جوری برام آشناست،‏

64
00:04:47,511 --> 00:04:50,806
‫ولی، در هر حال، باید از اونجا
‫بیرون میومدم و تعجب کردم که،‏

65
00:04:51,056 --> 00:04:54,601
‫‏"اصلاً چرا دارم این کار رو می کنم،‏ و
‫برای کی دارم این کار رو انجام می دم؟"‏

66
00:04:54,810 --> 00:04:59,314
‫خوب در هر حال من نمی دونستم کجا می تونم برم،
‫و با اینکه یادم بود که ما باهم قطع رابطه کردیم

67
00:04:59,565 --> 00:05:02,317
‫اما تو تنها کسی هستی که توی شهر نیویورک می شناختم

68
00:05:02,526 --> 00:05:04,194
‫که به عروسیت هم دعوت نشده بود.

69
00:05:04,570 --> 00:05:07,239
‫اوه، من امیدوار بودم که
‫این موضوع اهمیتی نداشته باشه

70
00:05:21,462 --> 00:05:24,006
‫من فکر می کنم یارو مرده ارگ
‫بزرگ کلیسا رو براش خریده

71
00:05:24,256 --> 00:05:26,592
‫و زنه اصلاً از این موضوع خوشحال نیست. ‏

72
00:05:28,093 --> 00:05:31,013
‫بابا، من اصلاً،‏ من نمی تونم باهاش ازدواج کنم!‏

73
00:05:31,221 --> 00:05:32,765
‫من متاسفم. ‏

74
00:05:33,015 --> 00:05:35,309
‫من اصلاً دوستش ندارم. ‏

75
00:05:36,351 --> 00:05:38,645
‫خب، برای من که مهمه!‏

76
00:05:41,106 --> 00:05:43,859
‫اوه، اون هیچوقت نباید این جور شلوارها رو بپوشه. ‏

77
00:05:45,360 --> 00:05:47,029
‫من میگم بندازش از پله ها پایین. ‏

78
00:05:47,237 --> 00:05:51,366
‫بندازش از پله ها پایین!‏
‫بندازش از پله ها پایین!‏

79
00:05:54,661 --> 00:05:56,789
‫ببین بابا جون، گوش بده!‏

80
00:05:57,039 --> 00:06:00,709
‫این مثل اینه، که تمام زندگیم
‫‏ همه همیشه بهم گفتن، "تو کفشی

81
00:06:01,376 --> 00:06:03,670
‫‏"تو کفشی! تو کفشی! تو کفشی!"‏

82
00:06:03,879 --> 00:06:07,049
‫آخر سر وایسادم و گفتم، "اگه نخوام کفش باشم چی؟

83
00:06:07,257 --> 00:06:09,676
‫اگه بخوام یک کیف باشم چی،‏

84
00:06:10,803 --> 00:06:12,387
‫می فهمی؟ یا یک کلاه؟"‏

85
00:06:13,305 --> 00:06:15,766
‫نه من نمی گم که برام کلاه بخری
‫…من میگم که خودم کلاهم

86
00:06:16,016 --> 00:06:18,227
‫این یه استعاره بود، بابا!‏

87
00:06:19,978 --> 00:06:21,855
‫از اینجا میتونی بفهمی که مشکل اصلی بابات کجاست

88
00:06:25,109 --> 00:06:26,985
‫ببین بابا جون، این زندگی خودمه. ‏

89
00:06:28,278 --> 00:06:30,697
‫خب، اصلاً ممکنه اینجا پیش "مونیکا" بمونم. ‏

90
00:06:33,867 --> 00:06:36,245
‫خب، من فکر کنم باهم به توافق
‫رسیدیم که پیش "مونیکا" بمونه

91
00:06:38,205 --> 00:06:40,707
‫خب، شاید این تصمیم من باشه. ‏

92
00:06:41,708 --> 00:06:43,836
‫شاید هم به پول شما نیازی نداشته باشم. ‏

93
00:06:44,086 --> 00:06:45,921
‫صبر کن! صبر کن! گفتم شاید!!!

94
00:06:53,804 --> 00:06:55,514
‫فقط نفس بکش، نفس بکش. . همینطوری. ‏

95
00:06:55,722 --> 00:06:58,183
‫فقط سعی کن به چیزای آروم و لطیف فکر کنی.

96
00:06:58,642 --> 00:07:02,396
‫شبنم روی گل رز، سیبیل روی صورت پیشی

97
00:07:02,646 --> 00:07:06,608
‫زنگوله در، زنگوله سورتمه، و چیزی با دستکشی

98
00:07:07,359 --> 00:07:10,112
‫لا لا لا ، چیزی و ماکارونی با نخ کشی

99
00:07:10,779 --> 00:07:12,573
‫‏…اینا هستن - ‏
‫- من دیگه خوب شدم

100
00:07:14,533 --> 00:07:16,118
‫کمک کردم

101
00:07:18,245 --> 00:07:20,539
‫خوب، ببین، این شاید
‫برات بهتره، می دونی؟

102
00:07:20,789 --> 00:07:23,459
‫استقلال. ‏
‫بدست گرفتن کنترل زندگی خودت

103
00:07:24,585 --> 00:07:27,796
‫هی، ضمناً، اگه چیزی لازم داشتی،‏ همیشه
‫می تونی بیای پیش "جویی". ‏

104
00:07:28,046 --> 00:07:32,551
‫من و "چندلر" خونمون اون طرف راهرو
‫هست. و اون بیشتر وقتها بیرونه. ‏

105
00:07:33,427 --> 00:07:35,971
‫جویی" دست بردار از مخ زدنش!‏"
‫روز عروسی شه ناسلامتی!‏

106
00:07:36,388 --> 00:07:39,016
‫مگه چیه؟ نه اینکه قانونی چیزی
‫در این موارد هست‏!

107
00:07:40,559 --> 00:07:44,188
‫لطفاً دیگه صداشو در نیار
‫چون صدای نکره ای داره. ‏

108
00:07:44,521 --> 00:07:46,774
‫من "پال" هستم. ‏
‫بازکن بیاد تو!‏

109
00:07:46,982 --> 00:07:49,526
‫‏- "پال" دیگه کیه؟
‫‏- "پال"، همون "پال شرابی" یه؟

110
00:07:49,777 --> 00:07:50,611
‫شاید.

111
00:07:50,819 --> 00:07:54,114
‫یک دقیقه صبرکن. اون قراری که میگفتی
‫همچین قراری هم نیست، با "پال شرابی" یه؟

112
00:07:54,323 --> 00:07:55,908
‫‏- بالاخره دعوتت کرد برین بیرون؟
‫‏- آره!‏

113
00:07:56,158 --> 00:07:58,076
‫اوه، این یکی از لحظاتیه که
‫باید تو دفتر خاطرات نوشته بشه

114
00:07:59,620 --> 00:08:01,079
‫"راشل" صبر کن، من می تونم قرار رو بهم بزنم

115
00:08:01,330 --> 00:08:03,123
‫نه بیخیال، برو، ایرادی نداره!‏

116
00:08:03,332 --> 00:08:06,919
‫راس" تو چی، خوبی؟"
‫می خوای من بمونم؟

117
00:08:07,836 --> 00:08:09,630
‫اگه می موندی که خوب می شد. ‏

118
00:08:10,255 --> 00:08:14,134
‫‏- واقعاً؟
‫‏- نه، برو! آخه اون "پال شرابی" یه!‏

119
00:08:17,930 --> 00:08:20,390
‫سلام، بیا تو! "پال"،
‫…این هم‏

120
00:08:21,350 --> 00:08:23,811
‫همه بچه ها…
‫"بچه ها، این هم "پال‏

121
00:08:25,521 --> 00:08:29,358
‫‏- هی! "پال"!‏ سلام! مرد شرابی! سلام‏
‫‏- ببخشید، من متوجه نشدم. "پال" بودی دیگه؟

122
00:08:36,448 --> 00:08:39,535
‫اوه، من الان چهار تا مژه در آوردم. ‏
‫این نمی تونه خوش یمن باشه. ‏

123
00:08:42,913 --> 00:08:44,790
‫خوب "راشل"، تو امشب چی کاره ای؟

124
00:08:45,290 --> 00:08:49,211
‫خوب، من یه جورایی قرار بود امشب
‫برای ماه عسل "آروبا" برم

125
00:08:49,461 --> 00:08:50,337
‫که دیگه هیچی!‏

126
00:08:52,756 --> 00:08:54,967
‫درسته، تو حتی به ماه عسل هم نمی تونی بری،‏

127
00:08:56,260 --> 00:08:59,221
‫,البته، "آروبا" توی این موقع از سال

128
00:08:59,471 --> 00:09:01,849
‫پر از...

129
00:09:02,099 --> 00:09:03,183
‫مارمولکهای بزرگه.

130
00:09:07,938 --> 00:09:10,691
‫…در هر صورت، اگه نمی خوای امشب تنها باشی

131
00:09:10,899 --> 00:09:13,944
‫جویی" و "چندلر" دارن میان به سرهم"…
‫کردن مبلمان جدید من کمک کنن

132
00:09:14,153 --> 00:09:17,030
‫بله، و ما خیلی هم هیجان زده ایم!‏

133
00:09:17,239 --> 00:09:20,617
‫خب ممنونم، ولی فکر کنم
‫امشب همین جا بمونم. ‏

134
00:09:20,826 --> 00:09:22,953
‫‏- یک جورایی روز طولانی ای داشتم‏
‫‏- باشه، هر جور راحتی. ‏

135
00:09:23,203 --> 00:09:24,288
‫هی "فیبی" تو نمیخوای بیای کمک؟

136
00:09:24,705 --> 00:09:26,665
‫کاش میتونستم ولی دلم نمیخواد!

137
00:09:34,840 --> 00:09:39,136
‫خب من باید یک چیز ال شکل رو به این چیزای کناری بچسبونم

138
00:09:39,386 --> 00:09:42,306
‫با استفاده از چند تا از این کرمهای کوچولو

139
00:09:43,390 --> 00:09:48,103
‫من هیچ چیز ال. شکلی ندارم
‫هیچ کرمی هم که نمی بینم،‏ یا هر چی دیگه که هست

140
00:09:48,312 --> 00:09:51,231
‫و پاهام هم دیگه بی حس شدن

141
00:09:53,066 --> 00:09:54,026
‫این دیگه چیه؟

142
00:09:54,234 --> 00:09:57,196
‫‏- من هیچ نظری ندارم

143
00:09:59,114 --> 00:10:01,200
‫کتاب خونه تموم شد!
‫‏- تمومش کردیم

144
00:10:05,078 --> 00:10:06,872
‫این آبجوی مورد علاقه "کارول" بود

145
00:10:09,166 --> 00:10:12,252
‫اون همیشه با قوطی می خورد،‏ باید
‫از همین جاش می فهمیدم که لزبینه

146
00:10:13,420 --> 00:10:14,588
‫راس، بذار یک چیزی ازت بپرسم

147
00:10:14,797 --> 00:10:19,176
‫کارول" مبلمان رو برده، سیستم صوتی و"
‫تلویزیونی رو که بهتر بوده رو

148
00:10:19,426 --> 00:10:20,469
‫پس تو چی برداشتی؟

149
00:10:21,053 --> 00:10:21,887
‫شما رفقا رو. ‏

150
00:10:22,095 --> 00:10:24,181
‫‏- تو به گا رفتی پسر
‫‏ ‏- اوه، خدای من

151
00:10:24,389 --> 00:10:28,685
‫‏- اوه خدای من!‏
‫‏- می دونم، می دونم، من خیلی احمقم‏

152
00:10:29,353 --> 00:10:33,690
‫فکر کنم از اینکه هفته ای چهار پنج بار
‫می رفت دندون پزشکی باید می فهمیدم

153
00:10:33,941 --> 00:10:36,110
‫منظورم اینه، مگه دندونا
‫چقدر می تونن تمیز بشن؟

154
00:10:36,360 --> 00:10:38,695
‫برادر منم دو در شده،‏ اونم خیلی داغونه

155
00:10:38,946 --> 00:10:40,572
‫چطوری از پسش بر اومدی؟

156
00:10:40,781 --> 00:10:44,118
‫خوب، می شه اول به طور اتفاقی یک چیز با ارزش طرف رو شکوند

157
00:10:44,409 --> 00:10:45,953
‫- …مثلا
‫- پاهاشو؟

158
00:10:46,203 --> 00:10:48,080
‫آره، اونم یکی از راه حل هاشه!

159
00:10:48,622 --> 00:10:50,165
‫من ساعت رو انتخاب کردم

160
00:10:50,791 --> 00:10:52,501
‫تو واقعاً ساعت اونو شکستی؟ عجب!‏

161
00:10:53,127 --> 00:10:56,213
‫بری"، من متاسفم، من خیلی متاسفم. ‏"

162
00:10:56,463 --> 00:11:01,218
‫می دونم احتمالاً فکر می کنی این بخاطر چیزیه که چند روز پیش گفتم،
‫که چرا جوراباتو موقع عشق بازی در نمیاری

163
00:11:01,468 --> 00:11:04,304
‫… ولی قضیه این نیست، این درباره منه، و من فقط

164
00:11:11,270 --> 00:11:14,273
‫سلام، منشی تلفنی دوباره منو قطع کرد. ‏بگذریم

165
00:11:16,233 --> 00:11:20,320
‫می دونین وحشتناک ترین قسمتش کجاست؟ اگه فقط یک
‫زن برای هر مردی وجود داشته باشه چی؟ می فهمین؟

166
00:11:20,571 --> 00:11:23,782
‫منظورم اینه که اگه فقط بتونین
‫یک زن بگیرین و آخریش باشه؟

167
00:11:24,032 --> 00:11:28,912
‫متاسفانه در مورد من، ‏این زنه تنها
‫فقط برای "کارول" وجود داشته

168
00:11:29,329 --> 00:11:32,416
‫چی می گی واسه خودت ؟
‫یه زن!!!

169
00:11:33,333 --> 00:11:36,753
‫این مثل این می مونه گه بگی فقط یک
‫طعم بستنی برای تو وجود داره

170
00:11:37,045 --> 00:11:40,090
‫"بزار یک چیزی بهت بگم "راس‏
‫طعمهای زیادی اون بیرون هست

171
00:11:40,299 --> 00:11:45,345
‫کرانچی، بیسکوییتی، و بینگو! گیلاسی وانیل دار

172
00:11:46,013 --> 00:11:50,517
‫تازه می تونی هر کدوم رو جدا
‫با مربا، آجیل، یا خامه سفارش بدی!‏

173
00:11:50,768 --> 00:11:53,270
‫این بهترین چیزیه که تا حالا
‫برات پیش اومده!

174
00:11:53,520 --> 00:11:56,440
‫خوب ازدواج کردی، مگه چند سال داشتی
‫‏ هشت سال؟

175
00:11:58,442 --> 00:12:02,362
‫دوباره به این دنیا خوش اومدی
‫یک قاشق بستنی بردار!

176
00:12:02,613 --> 00:12:05,073
‫من راستش الان نمی دونم که
‫بیشتر گشنه شدم یا حشری

177
00:12:05,532 --> 00:12:06,909
‫پس کنار یخچال من وای نستا

178
00:12:10,329 --> 00:12:13,832
‫…از وقتی که اون گذاشته رفته، من

179
00:12:14,333 --> 00:12:16,335
‫چیه؟ چی شده؟

180
00:12:16,585 --> 00:12:18,378
‫می خوای انقدر آروم هجی کنی تا ماکارونی تموم شه؟

181
00:12:18,587 --> 00:12:22,174
‫نه، این موضوع رو توی قرار
‫پنجم باید عنوان می کردم

182
00:12:22,883 --> 00:12:25,969
‫اوه، پس یه قرار پنجمی هم در کاره؟

183
00:12:27,471 --> 00:12:28,263
‫نباید باشه؟

184
00:12:29,306 --> 00:12:31,517
‫چرا، چرا، می تونه باشه. ‏

185
00:12:33,352 --> 00:12:35,104
‫چی داشتیم می گفتیم؟

186
00:12:39,942 --> 00:12:42,277
‫از وقتیکه اون منو ترک کرده...

187
00:12:43,403 --> 00:12:46,323
‫…‏من نتونستم با هیچ کس‏

188
00:12:46,824 --> 00:12:48,075
‫سکس داشته باشم….

189
00:12:51,036 --> 00:12:52,496
‫- من متاسفم، من خیلی متاسفم

190
00:12:52,788 --> 00:12:53,872
‫- اشکالی نداره

191
00:12:54,123 --> 00:12:57,543
‫می دونم تف مالی شدن چیزی
‫نبود که الان نیاز داشتی.

192
00:12:59,962 --> 00:13:00,796
‫چند وقته؟

193
00:13:01,630 --> 00:13:02,464
‫دو سال

194
00:13:05,092 --> 00:13:08,053
‫عجب! من خوشحالم که ساعتشو داغون کردی

195
00:13:10,055 --> 00:13:13,434
‫خب هنوز فکر می کنی که تو‏ ممکنه
‫اون قرار پنجمی رو بخوای؟

196
00:13:18,063 --> 00:13:19,398
‫آره. آره، می خوام

197
00:13:28,240 --> 00:13:33,162
‫‏میبینی؟! "جوآن"، "چاچی" رو دوست داشته
‫فرقش با من اینه‏

198
00:13:34,997 --> 00:13:36,373
‫"یه قاشق بردارم‏"

199
00:13:36,623 --> 00:13:39,168
‫می دونی چند وقته که من یک قاشق برنداشتم؟

200
00:13:39,751 --> 00:13:42,504
‫کلمات "بیلی، نمی خواد قهرمان باشی" هیچ معنی برای تو نداره؟
‫(‏(اشاره به آهنگ ضد جنگ ۱۹۷۴ پیپر لس

201
00:13:44,882 --> 00:13:49,303
‫می دونی، موضوع اینه .  حتی اگه من
‫می تونستم خودمو اونقدر جمع و جور کنم که

202
00:13:49,553 --> 00:13:51,472
‫از زنی تقاضای بیرون رفتن کنم

203
00:13:52,473 --> 00:13:54,183
‫از کی باید می خواستم؟‏

204
00:14:16,622 --> 00:14:17,748
‫این عالی نیست؟

205
00:14:17,998 --> 00:14:20,417
‫منظورم اینه، من هرگز در
‫تمام عمرم قهوه درست نکردم

206
00:14:20,626 --> 00:14:23,170
‫- خیلی عالیه!‏
‫‏- تبریک می گم. ‏

207
00:14:23,378 --> 00:14:27,716
‫ببین، حالا که تو این مود هستی، اگه دوست داری چیزی
‫درست کنی، لااقل املت وسترن یا چیزی مثل این درست کن

208
00:14:30,928 --> 00:14:33,472
‫البته راست شو بخوای من دیگه
‫اون قدر ها هم گشنم نیست

209
00:14:35,474 --> 00:14:37,476
‫‏- صبح بخیر. ‏
‫‏- صبح بخیر

210
00:14:39,436 --> 00:14:41,355
‫‏- صبح بخیر. ‏
‫- "صبح بخیر، "پال‏

211
00:14:41,605 --> 00:14:44,566
‫- "‏سلام، "پال
‫- سلام، "پال"، همین بودی دیگه؟

212
00:14:48,987 --> 00:14:51,240
‫من دیشب واقعا اوقاتِ خوبی رو داشتم

213
00:14:51,907 --> 00:14:54,326
‫ممنون
‫‏- خیلی ممنون

214
00:14:54,535 --> 00:14:56,036
‫ما بعداً حرف می زنیم

215
00:15:02,084 --> 00:15:02,918
‫ممنونم

216
00:15:09,758 --> 00:15:11,844
‫این که به قول خودت یک قرار واقعی نبود

217
00:15:13,178 --> 00:15:15,806
‫پس تو توی قرار واقعی چه غلطی قراره بکنی؟

218
00:15:16,890 --> 00:15:19,143
‫خفه شین، و میز منو بکشین سر جاش

219
00:15:20,561 --> 00:15:22,312
‫خوب بچه ها، من باید برم سر کار

220
00:15:22,563 --> 00:15:27,651
‫اگه اون شماره ها رو وارد نکم!
‫‏ البته اتفاق خاصی هم نمی افته

221
00:15:31,155 --> 00:15:33,323
‫پس، مثل اینکه، شما همه کار می کنین؟

222
00:15:33,991 --> 00:15:35,826
‫بله، ما همه مون کار می کنیم

223
00:15:36,034 --> 00:15:38,620
‫اینجوریه که واسه خودمون چیز میز می خریم.

224
00:15:40,205 --> 00:15:41,540
‫آره، من یک هنرپیشه ام

225
00:15:41,748 --> 00:15:43,917
‫عجب! تو رو جایی تو نمایشی دیدم؟

226
00:15:44,168 --> 00:15:46,462
‫شک دارم. ‏ من فقط تو نمایش های منطقه ای بازی می کنم

227
00:15:46,670 --> 00:15:50,257
‫اوه وایسا، مگه اینکه اتفاقی نمایش
‫پینوکیو رو تو تئاتر آبکی پارک شهر دیده باشی

228
00:15:50,507 --> 00:15:53,010
‫"ببین، ژپتو، من یک پسر زنده و واقعی شدم"

229
00:15:55,846 --> 00:15:57,556
‫من این توهین ها رو تحمل نمی کنم

230
00:15:57,806 --> 00:15:59,725
‫حق با توست، من معذرت می خوام

231
00:16:00,142 --> 00:16:02,853
‫من یک وقتی پسر چوبی بودم
‫یک پسر کوچولوی چوبی

232
00:16:07,024 --> 00:16:09,318
‫خوب، امروز حالت چطوره؟ خوب خوابیدی؟

233
00:16:09,568 --> 00:16:13,071
‫با "بری" صحبت کردی؟
‫من نمی تونم نخندم

234
00:16:13,405 --> 00:16:16,408
‫آره می بینم. انگار یه چیزی
‫دیشب تا صبح از دهنت آویزون بوده و خوابیدی.

235
00:16:22,706 --> 00:16:25,959
‫می دونم، اون خیلی، خیلی...

236
00:16:26,210 --> 00:16:27,920
‫تو خودت و "تونی دی مارکو" رو یادته

237
00:16:29,046 --> 00:16:31,799
‫خوب، این شبیه اونه. البته
‫به انضمام داشتن احساسات

238
00:16:33,842 --> 00:16:35,552
‫‏- اوه چه جالب. پس تو دردسر افتادی

239
00:16:36,595 --> 00:16:41,391
‫خوب من باید بلند شم، برم سر کار،‏ و تمام روز
‫رو نباید درباره "پال" فکر کنم

240
00:16:42,101 --> 00:16:44,686
‫یا می تونم فقط بلند شم و برم سر کار

241
00:16:45,187 --> 00:16:46,897
‫‏- برای من آرزوی خوش شانسی کن
‫‏ ‏- برای چی؟

242
00:16:47,106 --> 00:16:50,400
‫من می خوام برم یکی از اون
‫چیزا، کار مارا رو پیدا کنم

243
00:16:58,242 --> 00:17:00,869
‫- ‏ سلام مونیکا
‫- سلام "فرانی". رسیدن بخیر‏

244
00:17:01,120 --> 00:17:02,538
‫فلوریدا" چطور بود؟"

245
00:17:02,788 --> 00:17:04,164
‫تو سکس داشتی، مگه نه ؟

246
00:17:06,083 --> 00:17:07,000
‫تو چطوری می فهمی؟

247
00:17:08,210 --> 00:17:09,795
‫خب، کی بوده؟

248
00:17:10,379 --> 00:17:11,880
‫پال" رو می شناسی؟"

249
00:17:12,673 --> 00:17:14,091
‫پال شرابیه"؟"

250
00:17:14,299 --> 00:17:15,884
‫بله، "پال" رو خوب می شناسم

251
00:17:18,512 --> 00:17:20,931
‫منظورت اینه که، "پال" رو همون
‫جوری می شناسی که من می شناسم؟

252
00:17:21,223 --> 00:17:23,434
‫شوخی می کنی؟ من به خاطر "پال" به
‫خودم افتخار می کنم

253
00:17:23,684 --> 00:17:27,729
‫قبل من، لاک پشتش دو سال بود که چرت میزد تو جاش‏

254
00:17:31,024 --> 00:17:33,527
‫معلومه که گولت زده!

255
00:17:33,902 --> 00:17:36,572
‫چرا؟ چرا کسی باید همچین کاری کنه؟

256
00:17:36,780 --> 00:17:39,867
‫ما داریم می گردیم دنبال دلیلی
‫…واضح تر از اینکه

257
00:17:40,117 --> 00:17:41,952
‫"خواسته بکشونت تو رختخواب"

258
00:17:43,078 --> 00:17:44,496
‫تقصیر منه؟

259
00:17:44,746 --> 00:17:48,333
‫این به خاطر اینه که من یک
‫…جور علامتی دارم که فقط سگها

260
00:17:48,584 --> 00:17:51,211
‫و مردهایی که مشکلات خفن احساسی…
‫دارن می تونن بشنون؟

261
00:17:51,420 --> 00:17:53,338
‫بیا اینجا. ‏ پاهات رو بده به من

262
00:18:00,804 --> 00:18:02,598
‫من فکر می کردم اون خیلی خوبه‏ می دونین؟

263
00:18:05,476 --> 00:18:07,978
‫من باورم نمی شه نفهمیدی میخواست گولت بزنه

264
00:18:12,775 --> 00:18:13,609
‫حدس بزنین چی شده؟

265
00:18:13,859 --> 00:18:15,736
‫- ‏کار پیدا کردی؟
‫- ‏ شوخیت گرفته؟

266
00:18:15,944 --> 00:18:17,696
‫من هیچ استعدادی ندارم

267
00:18:19,615 --> 00:18:21,533
‫امروز توی ۱۲ تا مصاحبه مسخره ام کردن

268
00:18:21,784 --> 00:18:23,243
‫و به طرز عجیبی هم سر حال موندی!

269
00:18:23,494 --> 00:18:26,914
‫"خوب شما هم اگه چکمه های مارک "جوآن و دیوید
‫رو تو حراجی پیدا می کردین،‏ سرحال می شدین

270
00:18:27,122 --> 00:18:28,874
‫پنجاه درصد زیر قیمت

271
00:18:29,082 --> 00:18:30,876
‫معلومه چه قدر خوب من رو می شناسی

272
00:18:32,419 --> 00:18:34,963
‫اینا برای من فراموش کردن کار نداشتن و نیاز نداشتن به والدینه

273
00:18:35,214 --> 00:18:37,299
‫برای اینکه چکمه های خوبی هستن

274
00:18:38,675 --> 00:18:40,886
‫- چطوری پولش رو دادی؟
‫- با کارت اعتباری

275
00:18:41,470 --> 00:18:43,138
‫و کی پول اون رو میده؟

276
00:18:43,847 --> 00:18:45,849
‫پدرم!

277
00:18:48,435 --> 00:18:50,312
‫بیخیال , تو نمی تونی همیشه زیر سایه والدینت باشی

278
00:18:50,562 --> 00:18:53,982
‫من این رو می دونم. برای همین داشتم عروسی می کردم

279
00:18:54,942 --> 00:18:57,569
‫بهش کمی فرصت بدین. اول هاش سخته که بخوای رو پای خودت باشی

280
00:18:58,028 --> 00:18:59,488
‫- متشکرم‏
‫- قابلی نداره!

281
00:18:59,696 --> 00:19:02,324
‫وقتی بار اول من اومدم به
‫این شهر،‏ ‏۱۴ سالم بیشتر نبود

282
00:19:02,574 --> 00:19:05,202
‫مادرم خودکشی کرده بود و ناپدریم توی زندان بود

283
00:19:05,410 --> 00:19:07,371
‫و من رسیدم اینجا،‏ و هیچ کسی رو هم نمی شناختم

284
00:19:07,579 --> 00:19:12,543
‫من مجبور شدم با یه یارو که شیشه ماشین پاک می کرد زندگی کنم

285
00:19:12,793 --> 00:19:14,837
‫و بعد اون هم خودش رو کشت

286
00:19:15,963 --> 00:19:19,758
‫بعد به "آروماتراپی" روی آوردم.
‫پس باور کن من دقیقاً تو رو درک می کنم

287
00:19:23,929 --> 00:19:26,682
‫…تنها کلمه ای که الان باید بگی اینه

288
00:19:27,266 --> 00:19:28,475
‫"بگذریم... ‏"

289
00:19:33,272 --> 00:19:35,607
‫حاضری؟
‫نه، من حاضر نیستم. ‏ چطور می تونم؟

290
00:19:37,609 --> 00:19:39,278
‫قیچی کن، قیچی کن، قیچی کن

291
00:19:45,367 --> 00:19:46,869
‫به دنیای واقعی خوش اومدی

292
00:19:47,077 --> 00:19:48,704
‫خیلی گهه!
‫ولی ازش خوشت می یاد.

293
00:19:59,089 --> 00:20:00,257
‫می خوای روی مبل بخوابی؟

294
00:20:00,466 --> 00:20:04,595
‫- ‏ نه، گاهی هم باید به خونم سر بزنم
‫- ‏ اونجا راحتی؟

295
00:20:06,472 --> 00:20:08,348
‫ببین چی از روی زمین پیدا کردم

296
00:20:10,642 --> 00:20:11,894
‫چیه؟

297
00:20:12,352 --> 00:20:13,979
‫این ساعت "پال" هستش!

298
00:20:14,229 --> 00:20:16,648
‫بهتره بذاریش همون جایی که پیداش کردی

299
00:20:20,486 --> 00:20:22,696
‫- جمیعاً شب بخیر
‫- ‏ شب بخیر

300
00:20:33,707 --> 00:20:34,666
‫- ببخشید ‏
‫- نه

301
00:20:34,958 --> 00:20:37,461
‫- ‏ نه، مال تو، واقعاً
‫- ‏‏ نصفش بکنیم؟

302
00:20:42,841 --> 00:20:46,428
‫شاید تو این رو ندونی
‫…ولی من توی دبیرستان

303
00:20:46,845 --> 00:20:48,430
‫خیلی خاطر خواهت بودم …

304
00:20:49,848 --> 00:20:51,100
‫می دونستم

305
00:20:51,809 --> 00:20:53,352
‫که می دونستی!

306
00:20:54,645 --> 00:20:57,481
‫بعد فهمیدم که تو من رو فقط به چشم
‫برادر بزرگ و خر خون "مونیکا" می بینی

307
00:20:58,398 --> 00:20:59,775
‫آره

308
00:21:04,905 --> 00:21:06,406
‫…ببین، فکر می کنی

309
00:21:06,740 --> 00:21:10,369
‫البته اجازه نده به خاطر مشکل احساسی من تصمیم بگیری ولی

310
00:21:12,496 --> 00:21:15,374
‫فکر می کنی اشکالی نداشته باشه اگه یه زمانی
‫از تو درخواست کنم بیرون بریم؟

311
00:21:19,837 --> 00:21:21,171
‫باشه‏، شاید

312
00:21:28,762 --> 00:21:30,764
‫خیلی خب، ممکنه منم قبول کنم

313
00:21:35,144 --> 00:21:36,812
‫- ‏ شبت بخیر
‫- شب بخیر‏

314
00:21:50,784 --> 00:21:51,994
‫می بینمت

315
00:21:54,163 --> 00:21:55,289
‫وایسا، وایسا

316
00:21:55,497 --> 00:21:56,665
‫طوری شده؟

317
00:21:58,834 --> 00:22:00,961
‫من همین الان یه قاشق برداشتم

318
00:22:10,179 --> 00:22:11,805
‫چیزی که شنیدم رو نمیتونم باور کنم

319
00:22:12,055 --> 00:22:13,599
‫چیزی که شنیدم
‫رو نمیتونم باور کنم

320
00:22:13,849 --> 00:22:16,018
‫- مگه چیه؟ من گفتم تو...
‫- …مگه چیه؟ من گفتم تو...

321
00:22:17,269 --> 00:22:18,645
‫میشه بس کنی؟

322
00:22:18,896 --> 00:22:20,522
‫وای دوباره این کار رو کردم؟
‫آره!

323
00:22:22,483 --> 00:22:24,693
‫کسی قهوه میخواد؟

324
00:22:26,528 --> 00:22:28,238
‫درست کردیش یا فقط سرو می کنی؟

325
00:22:29,156 --> 00:22:31,784
‫- فقط سرو می کنم
‫- خب من یه لیوان قهوه می خوام

326
00:22:32,910 --> 00:22:34,119
‫بچه ها یه خواب جدید دیدم

327
00:22:34,787 --> 00:22:37,831
‫من تو "لاس وگاس" بودم
‫و من "لایزا مینلی" با هم بودیم
‫لایزا مینلی بازیگر و خواننده زن که ۴ بار ازدواج کرده بود