1
00:00:01,300 --> 00:00:03,700
‫باورم نمیشه بعد از اینکه اون رو دیدین
‫زنده برگشتین.

2
00:00:04,650 --> 00:00:06,820
‫احتمالاً چون شاگردهای من بودین.

3
00:00:08,710 --> 00:00:11,720
‫اما باید به قوانین پایبند بود.

4
00:00:13,780 --> 00:00:14,560
‫شماها اخراجین.

5
00:00:17,930 --> 00:00:18,750
‫-استاد

6
00:00:18,750 --> 00:00:19,330
‫آل.

7
00:00:23,160 --> 00:00:26,030
‫،هنوز قطار هست
‫برگردین خونه.

8
00:00:28,070 --> 00:00:30,420
‫برای همه لطفی که به ما داشتین ممنونم.

9
00:02:05,350 --> 00:02:07,050
‫اگه دوباره گذارتون به این طرفها افتاد، به ما سر بزنین.

10
00:02:08,720 --> 00:02:10,440
‫ولی ما...

11
00:02:10,440 --> 00:02:11,290
‫نادونها!

12
00:02:12,750 --> 00:02:16,230
‫،شماها دیگه استاد و شاگرد نیستین

13
00:02:16,230 --> 00:02:20,550
‫یعنی که از حالا به بعد رابطه مون معمولی و دوستانه است.

14
00:02:21,350 --> 00:02:23,300
‫برای چی مرددین؟

15
00:02:23,300 --> 00:02:25,320
‫لعنتی!

16
00:02:25,980 --> 00:02:29,290
‫آل ما برای چی اومدیم دوبلیچ؟!

17
00:02:29,290 --> 00:02:32,210
‫آقای شیگو ما جلوتر برمیگردیم.

18
00:02:33,350 --> 00:02:34,830
‫کشته نشین!

19
00:02:41,570 --> 00:02:42,340
‫استاد!

20
00:02:44,380 --> 00:02:46,510
‫برای چی دوباره برگشتی؟!

21
00:02:46,800 --> 00:02:48,420
‫و این استاد دیگه کیه؟!

22
00:02:48,420 --> 00:02:50,190
‫شماها دیگه شاگردهای من نیستین!

23
00:02:50,190 --> 00:02:51,260
‫سریع برگردین برین!!

24
00:02:51,260 --> 00:02:52,360
‫استاد!

25
00:02:52,360 --> 00:02:56,290
‫ما اومدیم واسه برگردوندن بدنهای اصلیمون کمک بگیریم.

26
00:02:56,290 --> 00:02:57,570
‫نمیتونیم دست خالی برگردیم.

27
00:02:57,910 --> 00:02:58,640
‫برگردین!

28
00:02:58,640 --> 00:02:59,550
‫نه!

29
00:03:08,370 --> 00:03:09,430
‫کله شقها...

30
00:03:11,960 --> 00:03:13,890
‫آل تو "حقیقت" رو ندیدی، آره؟

31
00:03:14,240 --> 00:03:17,340
‫بله، اصلاً نمیدونم چی هست.

32
00:03:17,340 --> 00:03:19,940
‫شاید به خاطر شوک وارده حافظه ات رو از دست دادی.

33
00:03:21,160 --> 00:03:22,710
‫چطوره که سعی کنی حافظه ات رو برگردونی؟

34
00:03:23,440 --> 00:03:25,190
‫تو تمام بدنت رو از دست دادی...

35
00:03:25,720 --> 00:03:27,500
‫امکان نداره که "اون" رو ندیده باشی.

36
00:03:27,700 --> 00:03:28,980
‫درسته!

37
00:03:28,980 --> 00:03:31,470
‫من و استاد فقط قسمتهایی از بدنمون رو از دست دادیم.

38
00:03:31,470 --> 00:03:34,280
‫اما اگر بهای بیشتری پرداخت کرده باشی...

39
00:03:34,280 --> 00:03:36,740
‫یعنی که تو باید بیشترین مقدار رو از "حقیقت" بدونی.

40
00:03:36,740 --> 00:03:39,520
‫پس اگر من بتونم خاطراتم رو از اون موقع بدست بیارم...

41
00:03:39,520 --> 00:03:41,370
‫ممکنه سرنخی برای برگردوندن بدنهامون پیدا کنیم...

42
00:03:42,240 --> 00:03:44,210
‫"اما خاطرات "اون...

43
00:03:45,030 --> 00:03:46,360
‫اون"، ها؟"

44
00:03:46,360 --> 00:03:48,020
‫چیه؟! خطرناکه؟

45
00:03:48,020 --> 00:03:50,330
‫خطرناک؟ بهتره بگیم...مبهوت کننده!

46
00:03:50,330 --> 00:03:52,280
‫آره، یک جورایی... مبهوت کننده.

47
00:03:53,010 --> 00:03:54,850
‫ممکنه ماهیت خودت رو از دست بدی.

48
00:03:54,850 --> 00:03:56,540
‫اگر اشتباه کنی... ممکنه نابود بشی.

49
00:03:59,150 --> 00:04:02,540
‫حتی اگر هم اینطور باشه، اگر بتونه به ما سرنخی بده...

50
00:04:02,720 --> 00:04:04,340
‫میخوام این کار رو بکنم.

51
00:04:07,350 --> 00:04:08,060
‫باشه.

52
00:04:08,860 --> 00:04:12,470
‫از یکی از آشناهام راجع به برگردوندن حافظه پرس و جو میکنم.

53
00:04:14,980 --> 00:04:18,300
‫اما قبل از اون، بریم غذا بخوریم. بیاین!

54
00:04:18,300 --> 00:04:19,190
‫چشم!

55
00:04:20,910 --> 00:04:24,820
‫مطمئنم خودشه، همون یارویی که روحش بهش بست شده.

56
00:04:32,200 --> 00:04:34,750
‫ایست سیتی
‫ستاد مرکزی شرقی

57
00:04:36,240 --> 00:04:39,120
‫از هفته دیگه قراره تو سنترال مشغول شی...

58
00:04:41,760 --> 00:04:42,290
‫بله.

59
00:04:43,240 --> 00:04:45,300
‫اینجا دلگیر و سوت و کور میشه.

60
00:04:45,300 --> 00:04:47,920
‫کارهای چشمگیر زیادی اینجا انجام دادی.

61
00:04:47,920 --> 00:04:51,630
‫به هیچ وجه، اونا اصلاً قابل مقایسه با کاراهای
‫شما تو دوران جوونیتون نیست.

62
00:04:57,890 --> 00:05:00,640
‫،چونکه تو همیشه نهایت تلاشت رو میکردی

63
00:05:00,640 --> 00:05:03,050
‫کارمن اینجا آسون شده بود.

64
00:05:03,050 --> 00:05:08,190
‫منم به خاطر اینکه به من اعتماد داشتین و کارای مختلفی
‫رو به من محول کردین، پیشرفت زیادی کردم.

65
00:05:13,250 --> 00:05:13,960
‫کیش.

66
00:05:14,830 --> 00:05:16,160
‫نه!

67
00:05:16,160 --> 00:05:18,260
‫آخرش بالاخره بردم.

68
00:05:18,260 --> 00:05:21,350
‫این بازی هدیه خداحافظی بود.

69
00:05:22,230 --> 00:05:23,030
‫تیمسار.

70
00:05:24,250 --> 00:05:27,110
‫علاوه بر هدیه خداحافظیتون، درخواستی ازتون داشتم.

71
00:05:28,460 --> 00:05:29,810
‫استوار کین فوئری

72
00:05:30,830 --> 00:05:32,210
‫ستوانیار واتو فالمن

73
00:05:33,070 --> 00:05:34,650
‫ستوان دوم هایمانس بردا

74
00:05:35,640 --> 00:05:36,950
‫ستوان دوم ژان هاوک

75
00:05:37,790 --> 00:05:39,280
‫ستوان لیزا هوکویی

76
00:05:40,900 --> 00:05:44,690
‫شما پنج نفر با من به سنترال میاین!

77
00:05:45,400 --> 00:05:46,770
‫حق هیچ گونه شکایتی رو هم ندارین!

78
00:05:46,770 --> 00:05:47,610
‫دنبالم بیاین!

79
00:05:50,670 --> 00:05:52,560
‫سرهنگ من نمیتونم!

80
00:05:52,560 --> 00:05:55,260
‫من تازه همین اخیراً تونستم دوباره یک دوست دختر پیدا کنم.

81
00:05:55,260 --> 00:05:55,330
‫باهاش به هم بزن!

82
00:05:55,330 --> 00:05:55,450
‫به هم بزن
‫باهاش به هم بزن!

83
00:05:55,450 --> 00:05:55,580
‫هاش
‫به هم بزن
‫باهاش به هم بزن!

84
00:05:55,580 --> 00:05:56,190
‫با
‫هاش
‫به هم بزن
‫باهاش به هم بزن!

85
00:05:56,330 --> 00:05:57,930
‫سنگ       دل

86
00:06:11,710 --> 00:06:13,010
‫دوباره نه.

87
00:06:13,840 --> 00:06:16,230
‫زخمت هنوز خوب نشده.

88
00:06:21,170 --> 00:06:22,170
‫مرشد!

89
00:06:24,250 --> 00:06:25,850
‫از اینکه میبینم صحیح و سالمین خوشحالم.

90
00:06:25,850 --> 00:06:29,880
‫شنیدم راه افتادی و داری کیمیاگرای دولتی رو میکشی.

91
00:06:30,640 --> 00:06:32,460
‫من دلیل نفرتت رو میفهمم، اما...

92
00:06:33,920 --> 00:06:38,940
‫،درستکه که کیمیاگران دولتی دهکده ما رو ویران کردن

93
00:06:39,660 --> 00:06:43,670
‫اما انتقام انتقام بیشتری رو میاره.

94
00:06:44,470 --> 00:06:46,550
‫چنین زنجیره بی حاصلی

95
00:06:46,550 --> 00:06:48,990
‫باید هرچه زودتر متوقف بشه.

96
00:06:49,720 --> 00:06:51,610
‫تو باید مقاوم باشی.

97
00:06:53,890 --> 00:06:55,420
‫ببخشید مزاحم شدیم.

98
00:06:55,420 --> 00:06:56,880
‫وای! واقعاً اینجاست!

99
00:06:57,260 --> 00:06:59,390
‫یک ایشبالی با یک زخم × مانند.

100
00:06:59,390 --> 00:07:02,870
‫طبق قولمون جایزه رو مساوی بین خودمون تقسیم میکنیم، آقای یوکی.

101
00:07:02,870 --> 00:07:05,400
‫ها؟ آقای یوکی رفته...

102
00:07:06,320 --> 00:07:08,850
‫هی! اینجا چه خبره؟!

103
00:07:08,850 --> 00:07:11,930
‫زمانی که هیچ جایی رو نداشتی ما باهات مثل خانواده خودمون رفتار کردیم...

104
00:07:11,930 --> 00:07:12,890
‫ساکت شین!

105
00:07:12,890 --> 00:07:15,240
‫شما ایشبالی ها به هیچ وجه هم سطح من نیستین.

106
00:07:15,610 --> 00:07:17,990
‫،من دوباره به اوج میرسم

107
00:07:17,990 --> 00:07:20,290
‫،بالا، بالاتر

108
00:07:20,670 --> 00:07:24,250
‫و اون ادوارد الریک نفرت انگیز رو از بین میبرم!

109
00:07:24,530 --> 00:07:27,710
‫خیلی خوب، حالا شما دوتا لطفاً ترتیب اون رو بدین.

110
00:07:29,980 --> 00:07:32,860
‫مثل اینکه بودن من اینجا باعث دردسرتون میشه.

111
00:07:32,860 --> 00:07:34,880
‫پسر حرف گوش کنی هستی.

112
00:07:38,960 --> 00:07:41,220
‫عوضی! چی کار کردی؟!

113
00:07:43,630 --> 00:07:45,670
‫بهت وقت میدم تا دعات رو پیش خدا بخونی.

114
00:07:47,330 --> 00:07:49,220
‫-خدا دیگه چیه؟ همچین چیزی

115
00:07:54,690 --> 00:07:55,490
‫صبر کن!

116
00:07:55,490 --> 00:07:56,220
‫عقب وایستا!

117
00:07:56,220 --> 00:07:57,970
‫اشتباه کردم!

118
00:07:57,970 --> 00:08:00,190
‫خواهش میکنم، از جون من بگذر!

119
00:08:00,190 --> 00:08:01,990
‫من تا آخر عمر دنباله رو شما خواهم بود!

120
00:08:05,530 --> 00:08:06,750
‫داری میری؟

121
00:08:07,750 --> 00:08:09,390
‫باعث رنجش برادرت میشی.

122
00:08:16,060 --> 00:08:19,210
‫برای من دیگه راه بازگشتی نیست.

123
00:08:50,780 --> 00:08:51,750
‫اومدش.

124
00:08:56,940 --> 00:08:58,910
‫ما منتظرت بودیم.

125
00:09:00,570 --> 00:09:05,070
‫".(ما رازت رو میدونیم، بیا به دویلز نست (آشیانه شیطان"

126
00:09:05,070 --> 00:09:07,490
‫شماها کسایی هستین که راز من رو میدونین؟

127
00:09:07,490 --> 00:09:10,170
‫آره، ما خیلی چیزا میدونیم.

128
00:09:10,660 --> 00:09:14,180
‫منم دوست دارم راز خودم رو بدونم.

129
00:09:14,760 --> 00:09:18,170
‫کاری نداره، با من بیا.

130
00:09:18,170 --> 00:09:22,160
‫اما استاد بهم گفته نباید با آدمهایی که نمیشناسمشون، جایی برم.

131
00:09:22,810 --> 00:09:24,200
‫ببینم تو چند سالته؟

132
00:09:24,710 --> 00:09:25,980
‫چهارده.

133
00:09:25,980 --> 00:09:29,700
‫اگر ۱۴ سالته دیگه خودت باید بتونی فکر کنی و تصمیم بگیری.

134
00:09:30,010 --> 00:09:32,780
‫تو نمیتونی همیشه بگی "استاد گفت" و از این جور حرفا.

135
00:09:32,780 --> 00:09:35,710
‫حق با توئه، من باید خودم برای خودم تصمیم بگیرم، نه؟

136
00:09:35,710 --> 00:09:36,880
‫درسته!

137
00:09:36,880 --> 00:09:38,260
‫پس با ما ب...

138
00:09:40,320 --> 00:09:42,420
‫:تصمیمی که خودم بهش رسیدم اینه

139
00:09:42,420 --> 00:09:44,020
‫بزنم شماها رو درب و داغون کنم

140
00:09:44,020 --> 00:09:45,950
‫و این "راز" رو به زور ازتون بکشم بیرون.

141
00:09:46,190 --> 00:09:48,360
‫پس آخرش متوصل به زور شدی

142
00:09:55,720 --> 00:09:56,940
‫اومدم تو!

143
00:09:59,070 --> 00:10:00,560
‫تو-توی من!

144
00:10:00,560 --> 00:10:02,730
‫هی! اینقدر وول نخور!

145
00:10:03,930 --> 00:10:06,870
‫خوب، چه احساسی داره که بدنت از تو کنترل بشه؟

146
00:10:06,870 --> 00:10:11,240
‫حتی اگر سعیت هم بکنی نمیتونی کاملاً جلوی حرکات من رو بگیری.

147
00:10:11,640 --> 00:10:13,240
‫درسته، ولی...

148
00:10:13,240 --> 00:10:15,870
‫اگر بتونم حرکاتت رو کند کنم، حتی یک ذره...

149
00:10:15,870 --> 00:10:17,000
‫من برنده میشم!

150
00:10:22,790 --> 00:10:24,030
‫زخمی شدی؟

151
00:10:24,030 --> 00:10:25,630
‫سرم کوبیده شد.

152
00:10:26,710 --> 00:10:28,140
‫وقت ما رو تلف کردی.

153
00:10:30,840 --> 00:10:32,610
‫-شما ها آخه کی هستین

154
00:10:32,610 --> 00:10:34,690
‫اونا کیمران.

155
00:10:34,690 --> 00:10:36,220
‫زیردستهای من هستن.

156
00:10:49,740 --> 00:10:51,880
‫وای، شگفت انگیزه.

157
00:10:51,880 --> 00:10:53,880
‫راستی راستی خالیه.

158
00:10:55,200 --> 00:10:56,800
‫من گرید هستم.
‫(گرید=حرص و طمع، یکی از ۷ گناه)

159
00:10:57,120 --> 00:10:58,730
‫خوب، بهتره با هم کنار بیایم.

160
00:10:59,750 --> 00:11:02,050
‫شماها واقعاً کی هستین؟

161
00:11:05,950 --> 00:11:07,800
‫راجع به کیمرا بودن دروغ گفتی، مگه نه؟

162
00:11:07,800 --> 00:11:10,610
‫چون کیمرا ها امکان نداره بتونن حرف بزنن.

163
00:11:10,610 --> 00:11:13,300
‫امکان نداره" امکان نداره"!

164
00:11:13,660 --> 00:11:16,020
‫این خانم کوچولویی که الآن توی توئه

165
00:11:16,230 --> 00:11:18,400
‫یک کیمراست که با مار تبدیل شده.

166
00:11:18,530 --> 00:11:20,020
‫اونی که پشت سر منه...

167
00:11:20,620 --> 00:11:22,330
‫لوآ، تو چی بودی؟

168
00:11:23,080 --> 00:11:23,940
‫یک گاو؟

169
00:11:23,940 --> 00:11:24,460
‫آره.

170
00:11:26,450 --> 00:11:28,810
‫این دوتا هم، مارمولک و تمساح.

171
00:11:28,810 --> 00:11:30,900
‫اون مو کوتاهه که اول باهاش طرف شدی...

172
00:11:30,900 --> 00:11:33,000
‫موقع شاشیدن یک پاش رو میگیره بالا.

173
00:11:33,000 --> 00:11:34,410
‫نخیرم!

174
00:11:34,800 --> 00:11:35,930
‫تو یک سگی؟

175
00:11:36,190 --> 00:11:38,420
‫آره. خیلی به درد بخوره.

176
00:11:38,660 --> 00:11:41,670
‫این امکان نداره! غیر ممکنه!

177
00:11:41,670 --> 00:11:44,170
‫به علاوه، کی تونسته با موفقیت یک کیمرا تبدیل کنه؟

178
00:11:44,650 --> 00:11:45,670
‫ارتش.

179
00:11:46,150 --> 00:11:47,170
‫باورم نیشه...

180
00:11:47,330 --> 00:11:48,930
‫به هر صورت

181
00:11:48,930 --> 00:11:52,520
‫تو این دنیا کارهای وحشتناکی انجام میشه که مردم ازشون بی خبرن.

182
00:11:53,270 --> 00:11:55,250
‫راستی من کیمرا نیستم.

183
00:11:56,690 --> 00:11:58,110
‫من یک همونکولوس هستم.

184
00:11:58,190 --> 00:11:59,640
‫همونکولوس؟!

185
00:11:59,800 --> 00:12:00,970
‫حتماً میدونی نه؟

186
00:12:01,240 --> 00:12:03,490
‫آدمهایی که به طور مصنوعی ساخته شدن.

187
00:12:04,780 --> 00:12:06,780
‫که من باشم.

188
00:12:09,000 --> 00:12:10,340
‫همونکولوس؟

189
00:12:10,340 --> 00:12:12,230
‫اونها آدمهای مصنوعی هستن.

190
00:12:12,230 --> 00:12:15,410
‫ولی تو کتاب گفته درست کردن آدم ممنوعه.

191
00:12:15,710 --> 00:12:16,680
‫داری دروغ میگی!

192
00:12:16,680 --> 00:12:19,410
‫من تا حالا نشنیدم کسی تونسته باشه همونکولوس درست کنه!

193
00:12:19,960 --> 00:12:21,310
‫ای بابا.

194
00:12:22,000 --> 00:12:23,710
‫بهت ثابت میکنم.

195
00:12:30,310 --> 00:12:31,870
‫برای چی این کار رو کردی؟!

196
00:12:52,170 --> 00:12:53,910
‫این هم از مردن من.

197
00:12:54,300 --> 00:12:55,630
‫باورم نمیشه!

198
00:12:55,630 --> 00:12:56,870
‫نمیگیری نه؟

199
00:12:56,870 --> 00:12:59,570
‫امکان نداره" امکان نداره"!

200
00:12:59,570 --> 00:13:03,170
‫بعلاوه وجود خودت دلیلی بر اثبات این ادعا نیست؟

201
00:13:03,170 --> 00:13:05,740
‫موجودی که فقط یک روحه، بدون بدن.

202
00:13:05,740 --> 00:13:06,960
‫تو از کجا میدونی؟!

203
00:13:06,960 --> 00:13:11,080
‫من از همه اتفاقاتی که تو نیمه پنهان این دنیا میگذره، باخبرم.

204
00:13:12,590 --> 00:13:15,360
‫خیلی خوب، بریم سراغ سؤال اصلی.

205
00:13:15,360 --> 00:13:18,220
‫نامیرا بودن برای موجودی که فقط روح داره...

206
00:13:18,220 --> 00:13:19,750
‫چه احساسی داره؟

207
00:13:21,100 --> 00:13:24,980
‫،روح یک شخص رو تغییر ماهیت دادن و به یک چیز دیگه وصلش کردن

208
00:13:25,350 --> 00:13:28,520
‫اگه بشه درست انجامش داد، میشه به زندگی جاودان رسید.

209
00:13:28,830 --> 00:13:29,990
‫اشتباه میکنم؟

210
00:13:31,180 --> 00:13:32,560
‫به من میگن گرید.

211
00:13:32,560 --> 00:13:34,780
‫چون زیاده خواه و حریصم.

212
00:13:35,220 --> 00:13:38,080
‫،من پول میخوام، زن میخوام

213
00:13:38,080 --> 00:13:41,250
‫مقام و شهرت میخوام، هرچیزی که تو دنیا هست رو میخوام!

214
00:13:41,250 --> 00:13:43,830
‫و... زندگی جاودان میخوام!

215
00:13:44,680 --> 00:13:46,660
‫ولی مگه تو نامیرا نیستی؟

216
00:13:46,660 --> 00:13:49,410
‫من رو حسابی بادوام ساختن.

217
00:13:49,410 --> 00:13:52,000
‫الآن تقریباً ۲۰۰ ساله که دارم زندگی میکنم.

218
00:13:52,000 --> 00:13:53,840
‫ولی این به این معنی نیست که من نامیرام.

219
00:13:54,990 --> 00:13:57,960
‫خیلی خوب، من رازم رو به تو گفتم.

220
00:13:57,960 --> 00:13:59,560
‫حالا نوبت توئه.

221
00:14:00,200 --> 00:14:03,260
‫راز بدنت رو بهم بگو.

222
00:14:04,480 --> 00:14:06,320
‫بهتره حرف بزنی.

223
00:14:06,580 --> 00:14:10,490
‫تو که نمیخوای قطعات رو پیاده کنیم و تیکه تیکه ات کنیم، ها؟

224
00:14:11,130 --> 00:14:12,590
‫نمیتونم.

225
00:14:12,590 --> 00:14:16,270
‫من هیچ حافظه ای از موقعی که وارد این بدن شدم ندارم.

226
00:14:16,270 --> 00:14:18,350
‫این تبدیل رو من انجام ندادم.

227
00:14:18,350 --> 00:14:20,170
‫من هیچی نمیدونم.

228
00:14:20,170 --> 00:14:22,810
‫پس اونی که تو رو تبدیل کرده چی؟

229
00:14:22,810 --> 00:14:24,650
‫میتونیم از اون بپرسیم.

230
00:14:24,650 --> 00:14:25,710
‫خوب اون...

231
00:14:26,780 --> 00:14:29,970
‫آل کجا گذاشت رفت؟

232
00:14:29,970 --> 00:14:32,450
‫من میتونم بهت بگم.

233
00:14:33,010 --> 00:14:36,730
‫البته اگه راز برادرت رو بگی.

234
00:14:42,760 --> 00:14:44,160
‫داداش!

235
00:14:44,160 --> 00:14:47,440
‫فکرشم نمیکردم تو دزدیده بشی.

236
00:14:47,440 --> 00:14:49,920
‫داداش این آدم یک همونکولوسه!

237
00:14:49,920 --> 00:14:51,030
‫همونکولوس؟

238
00:14:51,030 --> 00:14:53,200
‫تو! بی معطلی رازمون رو رو نکن!

239
00:14:53,200 --> 00:14:57,370
‫واسه همین ممکنه سرنخی برای اینکه چطوری بدنهامون رو پس بگیریم داشته باشن!

240
00:15:02,620 --> 00:15:04,740
‫خالکوبی اوربورس.

241
00:15:05,060 --> 00:15:06,900
‫درسته.

242
00:15:06,900 --> 00:15:10,220
‫البته اگه میشد فقط با آقا زره پوشه به نتیجه برسیم بهتر بود.

243
00:15:11,490 --> 00:15:14,760
‫تو که تو دسته اونهایی، چرا از خودشون نمیپرسی؟

244
00:15:14,760 --> 00:15:15,810
‫دسته"؟"

245
00:15:15,810 --> 00:15:19,560
‫اونهایی که تو آزمایشگاه تحقیقاتی ۵ همین خالکوبی رو داشتن.

246
00:15:19,560 --> 00:15:23,330
‫و اونجا آدمهایی رو دیدیم که روحشون به زره بست شده بود.

247
00:15:23,330 --> 00:15:24,480
‫راست میگی؟

248
00:15:24,900 --> 00:15:27,050
‫خوب حالا، اون یک مورد خاص بوده.

249
00:15:27,050 --> 00:15:29,020
‫من نمیتونم همچین کاری بکنم.

250
00:15:30,170 --> 00:15:32,410
‫حالا بریم سراغ بحث خودمون.

251
00:15:32,410 --> 00:15:35,990
‫شماها میخواین بدنهاتون رو پس بگیرین، درسته؟

252
00:15:36,470 --> 00:15:40,330
‫من بهتون یاد میدم چطور یک همونکولوس درست کنین.

253
00:15:40,770 --> 00:15:44,960
‫درعوض، تو هم باید بهم یاد بدی چطور یک روح رو تبدیل کنم.

254
00:15:45,670 --> 00:15:47,600
‫"این یک "معامله پایاپایه.

255
00:15:50,080 --> 00:15:53,670
‫هرچند، جداً نیازی هست که بدنهاتون رو پس بگیرین؟

256
00:15:54,540 --> 00:15:57,350
‫به نظر من که این بدن خیلی بدردبخور تره.

257
00:15:57,350 --> 00:15:58,330
‫اینطور نیست!

258
00:15:58,590 --> 00:15:59,680
‫راستی؟

259
00:15:59,680 --> 00:16:01,030
‫،گشنه ات نمیشه

260
00:16:01,030 --> 00:16:02,180
‫،خواب نمیری

261
00:16:02,180 --> 00:16:03,850
‫خسته نمیشی.

262
00:16:04,380 --> 00:16:05,850
‫عالیه، نه؟

263
00:16:07,770 --> 00:16:10,560
‫تموم کن این...

264
00:16:11,560 --> 00:16:14,360
‫مزخرفا رو

265
00:16:16,410 --> 00:16:19,450
‫بدردبخور؟! عالی؟!

266
00:16:19,450 --> 00:16:22,120
‫تو بی کله هیچی حالیت نیست!

267
00:16:22,120 --> 00:16:24,200
‫اونوقت به خودت اجازه میدی همچین مزخرفاتی سرهم کنی؟

268
00:16:24,820 --> 00:16:27,700
‫چطوری یک روح رو تبدیل کنی؟

269
00:16:28,340 --> 00:16:31,910
‫حتی یک کلمه به شما عوضی ها چیزی نمیگم!!

270
00:16:32,460 --> 00:16:34,700
‫پست فطرت ها! میزنم له و لورده تون میکنم!

271
00:16:34,700 --> 00:16:37,960
‫داغونتون میکنم! نفله تون میکنم و به زور ازتون حرف میکشم!

272
00:16:37,920 --> 00:16:46,860
‫اینطوری حالیتون کنم، من همه چی بدست میارم و شما هیچی!
‫با ناکس های بی شرف هیچ معامله پایاپایی درکار نیست!!!

273
00:16:51,040 --> 00:16:53,340
‫آخرش دوباره متوصل به زور شدیم، آره؟

274
00:16:55,320 --> 00:16:56,800
‫نکشیش.

275
00:16:56,800 --> 00:16:58,090
‫خوب، خوب.

276
00:17:01,390 --> 00:17:03,770
‫از یک محکوم به مرگی که دیدم خیلی کندتری!

277
00:17:06,730 --> 00:17:07,530
‫بعدی.

278
00:17:08,280 --> 00:17:10,860
‫لوآ، آقا زره پوش رو بردار ببر.

279
00:17:10,860 --> 00:17:12,360
‫قطعاتش رو پیاده کن و ازهم جداش کن.

280
00:17:12,360 --> 00:17:13,070
‫اطاعت.

281
00:17:13,450 --> 00:17:14,760
‫ه-هی!

282
00:17:14,760 --> 00:17:15,580
‫صبرکن!

283
00:17:27,970 --> 00:17:29,560
‫بیفایده ست، بیفایده.

284
00:17:29,560 --> 00:17:34,310
‫با همچین شمشیر فلزی امکان نداره بتونی حتی
‫یک خراش به این قویترین سپر دنیا بزنی.

285
00:17:43,000 --> 00:17:44,840
‫سرت کاملاً بی دفاع بود!

286
00:17:47,120 --> 00:17:51,660
‫دردم گرفت! اگه یک آدم معمولی بودم
‫با این ضربه کارم به بیمارستان میکشید.

287
00:17:51,660 --> 00:17:53,590
‫اما به هیچ وجه معمولی نیستی، ها؟

288
00:17:53,590 --> 00:17:58,540
‫،نه... بدنم معمولیه
‫اما قدرت بازسازی و احیای محشری دارم.

289
00:17:58,540 --> 00:18:00,380
‫و قویترین سپر دنیا رو هم دارم.

290
00:18:01,240 --> 00:18:02,500
‫اوضاع دستت اومد، هان؟

291
00:18:02,500 --> 00:18:04,120
‫تو نمیتونی من رو شکست بدی.

292
00:18:04,120 --> 00:18:05,870
‫به نفعته که با من وارد معامله بشی.

293
00:18:07,050 --> 00:18:09,180
‫تو.. از اون آدمهایی ها؟

294
00:18:09,180 --> 00:18:15,890
‫اگر خودت سرتاپا زخمی و خون آلود بشی واست مهم نیست، اما به محض اینکه
‫به یکی از نزدیکات آسیبی برسه قاطی میکنی و خونسردیت رو از دست میدی.

295
00:18:16,540 --> 00:18:18,220
‫چه مسخره.

296
00:18:18,220 --> 00:18:22,940
‫میذاری احساساتت  این طوری جلوی فکرت رو بگیره و هم این اطلاعات باارزش و هم برادرت رو از دست بدی؟

297
00:18:23,230 --> 00:18:26,730
‫بعد از اینکه دماغ تو رو به خاک مالیدم، دنبال برادرم هم میرم.

298
00:18:26,730 --> 00:18:29,590
‫این قدرت بازسازیت که بینهایت نیست، مگه نه؟

299
00:18:29,590 --> 00:18:31,900
‫اگه مرتب به قسمتی که گوشت و خونه ضربه بزنم...

300
00:18:33,380 --> 00:18:34,400
‫ای وای ببخشید!

301
00:18:34,500 --> 00:18:36,170
‫یادم رفت بهت بگم.

302
00:18:37,170 --> 00:18:42,450
‫اینطوری همچینی یک خرده بدقیافه میشم، واسه همین خوشم نمیاد مردم ببیننش.

303
00:18:43,000 --> 00:18:44,840
‫نگفتم؟

304
00:18:44,840 --> 00:18:48,370
‫تو حتی نمیتونی یک خراش به من بندازی.

305
00:18:49,280 --> 00:18:51,400
‫این رو تو کوچه پشتی غربی پیدا کردم.

306
00:18:51,940 --> 00:18:54,200
‫آل غیبش زده... حالا اد هم همینطور.

307
00:18:54,990 --> 00:18:56,770
‫احمق ها!

308
00:18:56,770 --> 00:18:59,590
‫مثل اینکه دوباره باید اون ها رو به شاگردی قبول کنم و اینبار

309
00:18:59,590 --> 00:19:01,270
‫روش نگهداری از وسایل شخصی رو تو مخشون فرو کنم

310
00:19:01,270 --> 00:19:02,070
‫فهمیدم!

311
00:19:02,510 --> 00:19:07,720
‫چند دقیقه پیش شنیدم پسری که ضاهراً شبیه اد
‫بوده رفته به یک بار که اسمش دویلزنست بوده!

312
00:19:21,420 --> 00:19:22,500
‫مُردی؟

313
00:19:25,940 --> 00:19:27,670
‫اوم، خوبه.

314
00:19:27,670 --> 00:19:29,330
‫بچه ها باید پرانرژی باشن.

315
00:19:31,860 --> 00:19:34,760
‫هرچقدر هم که زور بزنی نمیتونی ببری!

316
00:19:37,530 --> 00:19:40,660
‫خیلی خوب، چطوره رازت رو رو کنی؟

317
00:19:43,830 --> 00:19:45,140
‫دستت درد نکنه.

318
00:19:46,180 --> 00:19:50,660
‫اون همه خونی که تو کله ام جمع شده بود یه خرده خالی شد
‫و الآن میتونم درست حسابی فکر کنم.

319
00:19:51,280 --> 00:19:53,650
‫درست همونطور که از مکانیکم انتظار میره.

320
00:19:53,650 --> 00:19:56,080
‫بعد از این همه زد و خورد هنوز دستم تکون میخوره.

321
00:20:00,560 --> 00:20:03,380
‫تو هنوز هم میخوای مقاومت کنی؟

322
00:20:03,380 --> 00:20:06,240
‫با این ضربه میفرستمت به عالم هپروت!

323
00:20:18,450 --> 00:20:19,800
‫محکمم، نه؟

324
00:20:20,600 --> 00:20:21,730
‫عجیبه.

325
00:20:27,650 --> 00:20:28,830
‫خوب که چی؟

326
00:20:32,680 --> 00:20:35,230
‫هیچ کار دیگه ای جز این بلد نیستی؟

327
00:20:40,220 --> 00:20:42,750
‫چه بلایی سر سپر من آوردی؟

328
00:20:43,570 --> 00:20:46,670
‫اگه خوب ببینی و فکر کنی، ساده ست.

329
00:20:46,670 --> 00:20:54,010
‫حتی اگه همونکولوس باشی، وقتی بدنت معمولی باشه
‫یعنی یک سومش از کربن درست شده.

330
00:20:54,010 --> 00:20:59,730
‫،بسته به اینکه پیوند بین اتمهای کربن چطوری باشه
‫سختیش میتونه از نوک مداد تا الماس متفاوت باشه.

331
00:21:00,100 --> 00:21:03,410
‫کافیه این رو بدونی، دیگه بقیه اش کار کیمیاگریه.

332
00:21:05,490 --> 00:21:06,640
‫خوبه.

333
00:21:06,820 --> 00:21:08,930
‫اگه غیر از این بود دیگه جالب نمیشد!

334
00:21:10,900 --> 00:21:13,430
‫و همین الآن یک چیزی رو کشف کردم.

335
00:21:15,860 --> 00:21:18,700
‫تو نمیتونی در آن واحد هم بدنت رو سفت کنی و هم اون رو بازسازی کنی!

336
00:21:20,670 --> 00:21:24,930
‫اولش فکر کردم تو فقط یک بچه کله شق و احمقی...

337
00:21:24,930 --> 00:21:28,630
‫اما فکر کردی با این وضعیت داغونت چقدر میتونی به مبارزه با من ادامه بدی؟

338
00:21:34,060 --> 00:21:36,040
‫سلام، ببخشید سرزده اومدم تو.

339
00:21:38,230 --> 00:21:39,470
‫ا-استاد!

340
00:21:39,470 --> 00:21:41,130
‫کله پوک ابله!

341
00:21:42,660 --> 00:21:45,460
‫اینقدر بی حواسی که حتی نمیتونی یک جارو رو بذاری سر جاش؟

342
00:21:45,460 --> 00:21:46,990
‫م-من رو ببخشین!

343
00:21:47,870 --> 00:21:51,800
‫مثل اینکه پسرای من رو کم اذیت نکردی، ها؟

344
00:21:51,800 --> 00:21:53,480
‫استاد! این آدم...

345
00:21:53,680 --> 00:21:54,990
‫میدونم.

346
00:21:54,990 --> 00:21:57,760
‫صدات تا ته راهروها هم میومد.

347
00:21:58,380 --> 00:22:01,510
‫ای بابا، کوتاه بیاین.

348
00:22:01,510 --> 00:22:03,460
‫-من از جنگیدن با زنها خوشم نمی

349
00:22:14,890 --> 00:22:17,550
‫تو دیگه کی هستی؟!

350
00:22:20,080 --> 00:22:21,770
‫فقط یک رهگذر...

351
00:22:24,510 --> 00:22:25,840
‫خونه دار!!!

352
00:22:27,000 --> 00:22:32,000
‫forums.animparadise.com
‫maloose

353
00:23:58,790 --> 00:24:05,260
‫سرنوشت آدمهای قوی اینه که تسلیم افرادی بسیار قویتر از خودشون بشن.

354
00:24:05,900 --> 00:24:07,900
‫،اما، روحشون شکست نمیخوره

355
00:24:08,480 --> 00:24:11,310
‫اگر شأن و غرورشون رو حفظ کنن.

356
00:24:12,360 --> 00:24:16,610
‫:قسمت بعدی کیمیاگر تمام فلزی

357
00:24:16,750 --> 00:24:16,840


358
00:24:16,840 --> 00:24:20,760
‫".قسمت ۱۴: "کسانی که در خفا کمین کرده اند


359
00:24:21,600 --> 00:24:24,960
‫آنچه که میبینی همه حقیقت نیست.

