1
00:01:36,450 --> 00:01:38,350
‫اون روی ماستانگه.

2
00:01:38,350 --> 00:01:41,070
‫کیمیاگر شعله ای، آره؟

3
00:01:42,190 --> 00:01:45,950
‫ترفیع درجه ناگهانی تو همچین سنی؟
‫معلوم نیست پشت پرده چه پارتی بازیها که نکرده.

4
00:01:46,890 --> 00:01:50,960
‫مثلی هست که میگه هرچی سریعتر بری بالا، سریعتر هم میای پایین.

5
00:01:56,160 --> 00:01:57,130
‫بفرمایین.

6
00:01:58,590 --> 00:01:59,840
‫ببخشید مزاحم شدم.

7
00:02:04,250 --> 00:02:05,840
‫من سرهنگ روی ماستانگ هستم.

8
00:02:06,310 --> 00:02:08,320
‫آه، سرهنگ ماستانگ.

9
00:02:08,760 --> 00:02:13,750
‫خیلی عذر میخوام، فرمانده پیشوا درحال حاضر بیرون هستن.

10
00:02:13,750 --> 00:02:15,070
‫کجان؟

11
00:02:15,420 --> 00:02:17,730
‫رفتن جنوب برای بازرسی.

12
00:02:17,730 --> 00:02:18,880
‫جنوب؟

13
00:02:28,840 --> 00:02:30,660
‫از این بو خوشم نمیاد.

14
00:02:31,420 --> 00:02:33,370
‫ولی آشناست.

15
00:02:33,370 --> 00:02:34,550
‫اون...

16
00:02:37,700 --> 00:02:41,090
‫،من برای یک بازرسی ساده اومدم
‫ولی به نظرمیاد مورد مهمی پیدا کردم.

17
00:02:43,670 --> 00:02:44,890
‫حمله!

18
00:02:54,320 --> 00:02:57,640
‫یک بچه و یک خونه دار!؟ معرکه ست.

19
00:02:57,640 --> 00:03:00,990
‫ولی من واسه مبارزه زیاد بدرد نمیخورم.

20
00:03:02,380 --> 00:03:03,780
‫الآنه که جیم شم.

21
00:03:04,480 --> 00:03:05,660
‫-تو

22
00:03:07,780 --> 00:03:09,870
‫ا-استاد، طاقت بیارین!

23
00:03:11,770 --> 00:03:14,520
‫فرار میکنی؟! بزدل...

24
00:03:14,520 --> 00:03:15,820
‫استاد...

25
00:03:18,340 --> 00:03:20,820
‫استاد! استاد!!!

26
00:03:26,260 --> 00:03:29,040
‫آروم...

27
00:03:29,040 --> 00:03:31,440
‫بگیر......

28
00:03:31,440 --> 00:03:33,020
‫نـ...ـه...

29
00:03:38,860 --> 00:03:40,010
‫آقای گرید!

30
00:03:40,010 --> 00:03:42,500
‫مارتل، مثل اینکه روبراهی.

31
00:03:43,000 --> 00:03:46,510
‫چی شده؟ روآ و بقیه رو هم ندیدم...

32
00:03:46,510 --> 00:03:49,490
‫آره، اوضاع یک خورده بیریخت شد.

33
00:03:49,490 --> 00:03:51,080
‫باید یک جوری فلنگ رو ببندیم.

34
00:03:51,840 --> 00:03:53,260
‫اجازه همچین کاری رو نمیدم.

35
00:03:54,830 --> 00:03:57,510
‫ها؟ تو دیگه کی هستی پیرمرد؟

36
00:03:58,710 --> 00:04:00,090
‫فرمانده پیشوا!

37
00:04:00,090 --> 00:04:01,510
‫شما چرا اینجایین؟

38
00:04:01,510 --> 00:04:03,280
‫شاه بردلی؟!

39
00:04:05,780 --> 00:04:09,010
‫خوب، قدرتمندترین آدم کشور مثلاً با ما چیکار داره؟

40
00:04:09,440 --> 00:04:12,100
‫تو چند سالته؟

41
00:04:12,100 --> 00:04:13,330
‫ها؟

42
00:04:13,330 --> 00:04:15,810
‫من امسال ۶۰ ساله میشم.

43
00:04:17,100 --> 00:04:21,060
‫آدم که پیر میشه، بدنش دیگه اونطور که میخواد، جواب نمیده.

44
00:04:21,630 --> 00:04:25,540
‫واسه همین میخوام سریع قال قضیه رو بکنم و برگردم خونه.

45
00:04:26,660 --> 00:04:29,450
‫پا پس کشیدی، پیری.

46
00:04:35,290 --> 00:04:38,500
‫اوی، اوی، اوی، تو که یک پیرمرد عادی نیستی!

47
00:04:46,350 --> 00:04:47,680
‫گرید؟!

48
00:04:57,100 --> 00:04:57,940
‫دیدیش.

49
00:04:58,730 --> 00:05:03,110
‫مهارتی که نسل اندر نسل در خانواده آرمسترانگ
‫منتقل شده... کیمیاگری مجسمه ای!!!

50
00:05:08,960 --> 00:05:11,330
‫دراینصورت، با تمام قدرت میام جلو.

51
00:05:22,800 --> 00:05:24,850
‫چه عجیب...

52
00:05:37,860 --> 00:05:39,560
‫پسره و خونه دار رو به جای امن رسوندیم.

53
00:05:40,140 --> 00:05:42,220
‫حالا فقط مونده هیولاها رو ازبین ببریم!

54
00:05:43,240 --> 00:05:45,020
‫دستور شخص فرمانده پیشوا ست!

55
00:06:05,390 --> 00:06:07,760
‫خیلی وقت بود که هیچ کس نتونسته بود من رو اینقدر هیجان زده کنه.

56
00:06:09,110 --> 00:06:11,740
‫همونطور که از عالیجناب آرمسترانگ انتظار میره.

57
00:06:12,920 --> 00:06:16,270
‫من هم تو ریشه کنی ایشبال شرکت داشتم.

58
00:06:17,360 --> 00:06:19,120
‫همرزم قدیم، نه؟

59
00:06:19,610 --> 00:06:23,210
‫پس همین دلیل محکمتریه واسه نکشتنت.

60
00:06:23,210 --> 00:06:24,810
‫فوراً تسلیم شو.

61
00:06:24,810 --> 00:06:26,860
‫با اینکه قصد کشتن من رو دارین؟

62
00:06:26,860 --> 00:06:28,060
‫سرگرد!

63
00:06:35,910 --> 00:06:36,700
‫روآ!

64
00:06:44,290 --> 00:06:46,050
‫عوضی!!!

65
00:06:51,870 --> 00:06:53,550
‫،میدونی

66
00:06:53,550 --> 00:06:57,050
‫،من مثل تو قویترین سپر دنیا رو ندارم

67
00:06:57,050 --> 00:07:01,250
‫همینطور هم قویترین نیزه که الماس رو هم سوراخ میکنه.

68
00:07:01,980 --> 00:07:06,590
‫،میفهمی چطور همچین شخصی تونسته از نبردهای فراوون جون سالم بدر ببره

69
00:07:06,590 --> 00:07:11,590
‫،خدمات ممتاز ارائه بده
‫و به مقامی برسه که من الآن دارم؟

70
00:07:12,100 --> 00:07:14,410
‫تـ..ـو...

71
00:07:21,080 --> 00:07:24,270
‫،همونطور که تو قویترین سپر رو داری

72
00:07:24,270 --> 00:07:27,610
‫من هم قویترین چشم رو دارم.

73
00:07:33,030 --> 00:07:35,010
‫،خیلی خوب آقا گرید

74
00:07:35,820 --> 00:07:39,530
‫چند دفعه باید بکشمت تا دیگه از شرت خلاص شم؟

75
00:07:42,270 --> 00:07:44,000
‫آقای گرید کجاست؟

76
00:07:44,000 --> 00:07:45,250
‫نمیدونم.

77
00:07:46,280 --> 00:07:48,320
‫خیلی تاریکه، چیزی معلوم نیست.

78
00:08:03,960 --> 00:08:04,920
‫آقای گرید؟!

79
00:08:04,920 --> 00:08:05,790
‫نه!

80
00:08:05,990 --> 00:08:08,060
‫آهای! بازش کن!

81
00:08:08,060 --> 00:08:08,830
‫نه!

82
00:08:08,830 --> 00:08:09,950
‫بذار بیام بیرون!

83
00:08:09,950 --> 00:08:11,210
‫گفتم نه!

84
00:08:11,810 --> 00:08:14,690
‫این پونزدهمین مرگت بود، آره؟

85
00:08:14,690 --> 00:08:17,140
‫چندتا دیگه داری؟ هان؟

86
00:08:17,140 --> 00:08:19,220
‫تـ-تو عوضی...

87
00:08:19,510 --> 00:08:20,560
‫لعنتی...

88
00:08:21,910 --> 00:08:24,080
‫فرمانده پیشوا خودش اینجاست؟

89
00:08:24,530 --> 00:08:26,860
‫شاید بهتر باشه دمت رو بذاری رو کولت و در بری.

90
00:08:27,460 --> 00:08:29,250
‫،فکر خوبیه

91
00:08:29,730 --> 00:08:32,690
‫اما سگها حیوونهای وفاداری ان.

92
00:08:35,730 --> 00:08:37,440
‫از اینجا فراریش بده، لطفاً.

93
00:08:39,440 --> 00:08:40,690
‫روت حساب میکنیم.

94
00:08:42,410 --> 00:08:44,920
‫روآ؟! دولکتو؟!

95
00:08:48,680 --> 00:08:51,510
‫آهای، دخالت نکن! بذار بیام بیرون!

96
00:08:51,510 --> 00:08:52,380
‫نه!

97
00:08:52,620 --> 00:08:55,750
‫من وقت سر و کله زدن با تو رو ندارم!

98
00:08:55,750 --> 00:08:57,550
‫بهت میگم بازش کن!

99
00:08:57,550 --> 00:08:59,760
‫نه! تو نباید بیای بیرون!

100
00:08:59,760 --> 00:09:01,930
‫ساکت شو و بازش کن!

101
00:09:01,930 --> 00:09:05,440
‫انتظار داری اینجا بشینم و کشته شدن دوستهام رو تماشا کنم؟!

102
00:09:05,440 --> 00:09:07,430
‫نمیتونم بذارم بیای بیرون!

103
00:09:07,430 --> 00:09:09,940
‫اونها تو رو به من سپردن!

104
00:09:11,280 --> 00:09:12,190
‫دولکتو!!!

105
00:09:19,160 --> 00:09:20,870
‫روآ!!!

106
00:09:22,840 --> 00:09:24,660
‫تو رو خدا، التماس میکنم...

107
00:09:25,860 --> 00:09:28,270
‫نباید... بیای بیرون.

108
00:09:30,910 --> 00:09:33,380
‫هوی، هوی، آقا بردلی.

109
00:09:33,990 --> 00:09:36,810
‫فکر کردی میتونی این کار رو با افراد من بکنی و قِصر دربری؟

110
00:09:37,410 --> 00:09:40,780
‫حالا دچار حس همدردی شدی؟ چه احمقانه.

111
00:09:40,780 --> 00:09:42,170
‫همدردی؟

112
00:09:42,610 --> 00:09:43,650
‫خِنگی؟

113
00:09:43,650 --> 00:09:45,310
‫فکر کردی من کی ام؟

114
00:09:45,880 --> 00:09:48,020
‫من جناب گریدم.

115
00:09:48,770 --> 00:09:51,140
‫پول، زن، زیردست...

116
00:09:51,140 --> 00:09:54,400
‫همه چی متعلق به منه...!

117
00:09:54,400 --> 00:09:58,550
‫واسه همین چیزی رو که مال منه، ول نمیکنم.

118
00:09:58,550 --> 00:10:00,910
‫هرچی باشه من یک آدم حریصم!!!

119
00:10:01,430 --> 00:10:05,190
‫حریص؟ این دیگه از بلاهت گذشته.

120
00:10:20,010 --> 00:10:21,930
‫چطوره یک خورده همین جا دراز بکشی.

121
00:10:23,910 --> 00:10:24,600
‫باید برم بیرون...

122
00:10:24,890 --> 00:10:26,460
‫صبرکن.

123
00:10:27,060 --> 00:10:29,430
‫تو برادر آقا ادواردی، آره؟

124
00:10:30,230 --> 00:10:33,110
‫زخمی شدی؟ بذار کمکت کنم.

125
00:10:33,110 --> 00:10:35,940
‫نـ-نه، حالم خوبه.

126
00:10:36,380 --> 00:10:38,090
‫خودم میتونم برگردم.

127
00:10:42,800 --> 00:10:45,830
‫نه، خانم مارتل!

128
00:10:52,660 --> 00:10:55,050
‫نه، خانم مارتل!

129
00:10:56,620 --> 00:10:59,340
‫بردلی!!!

130
00:11:10,270 --> 00:11:13,080
‫آل!!!

131
00:11:39,520 --> 00:11:41,100
‫ما-مامان!

132
00:11:41,490 --> 00:11:45,930
‫مامان! مامان!!!

133
00:11:58,370 --> 00:12:00,410
‫آل! طاقت بیار!

134
00:12:00,410 --> 00:12:01,990
‫هی، یک چیزی بگو!

135
00:12:01,990 --> 00:12:03,280
‫آل!

136
00:12:04,360 --> 00:12:05,590
‫داداش...

137
00:12:06,330 --> 00:12:07,350
‫حالت خوبه؟

138
00:12:07,830 --> 00:12:10,990
‫خودت چی داداش، خون همه جات رو گرفته...

139
00:12:19,360 --> 00:12:22,750
‫بازت کردم و جسدش رو کشیدم بیرون.

140
00:12:24,130 --> 00:12:25,590
‫نتونستم نجاتش بدم...

141
00:12:29,570 --> 00:12:31,460
‫تقصیر تو نیست.

142
00:12:32,800 --> 00:12:34,230
‫پاشو، بیا برگردیم.

143
00:12:36,480 --> 00:12:37,460
‫آل...

144
00:12:43,020 --> 00:12:44,560
‫دست نگه دارین.

145
00:12:45,740 --> 00:12:48,580
‫چیزی هست که باید از شما دو تا بپرسم.

146
00:12:49,720 --> 00:12:54,300
‫مغز متفکر این جریان، گرید، آشنای شماها بود؟

147
00:12:55,080 --> 00:12:55,920
‫خیر.

148
00:12:56,970 --> 00:12:59,670
‫تونستین اطلاعات باارزشی ازش کسب کنین؟

149
00:13:00,080 --> 00:13:03,760
‫نه چیزی که بدرد ارتش بخوره، نه.

150
00:13:03,760 --> 00:13:07,640
‫سوءتفاهم نشه. نه برای ارتش.

151
00:13:08,950 --> 00:13:11,390
‫اگر داشتین باهاش معامله ای میکردین...

152
00:13:12,010 --> 00:13:13,920
‫بسته به جوابت......

153
00:13:16,540 --> 00:13:20,480
‫آیا تو با آدمهایی همدست شدی که قصدشون آسیب زدن به ستون ارتش بوده؟

154
00:13:21,130 --> 00:13:21,900
‫خیر.

155
00:13:22,860 --> 00:13:24,390
‫سؤال دیگه ای هم هست؟

156
00:13:26,450 --> 00:13:30,070
‫،دست فلزیت و بدن برادرت

157
00:13:30,570 --> 00:13:33,020
‫اینها به هم مربوطن، مگه نه؟

158
00:13:38,560 --> 00:13:40,590
‫آدم روراستی هستی.

159
00:13:42,190 --> 00:13:43,640
‫برمیگردیم.

160
00:13:45,270 --> 00:13:48,800
‫حواست باشه از برادر کوچیکت خوب مواظت کنی.

161
00:13:54,140 --> 00:13:57,100
‫به خاطر نجات دادن برادران الریک بینهایت سپاسگزارم.

162
00:13:57,430 --> 00:13:58,950
‫چیزی نبود.

163
00:13:58,950 --> 00:14:03,420
‫این یکی از وظایف ارتشه که از کیمیاگران دولتی هم محافظت کنه.

164
00:14:04,070 --> 00:14:05,490
‫نظرتون چیه؟

165
00:14:05,490 --> 00:14:08,030
‫میخواین شما هم مورد حمایت ارتش قرار بگیرین؟

166
00:14:10,200 --> 00:14:12,030
‫یک کیمیاگر دولتی بشم؟

167
00:14:12,280 --> 00:14:13,820
‫دقیقاً.

168
00:14:16,040 --> 00:14:19,420
‫همونطور که میبینین، من یک خونه دار رنجورم.

169
00:14:20,850 --> 00:14:26,090
‫یعنی این کشور اوضاش اونقدر خرابه که به کمک آدمی مثل من هم محتاجه؟

170
00:14:28,390 --> 00:14:30,090
‫چه کلمات خشنی!

171
00:14:33,630 --> 00:14:35,720
‫دوباره برمیگردم.

172
00:14:38,260 --> 00:14:43,040
‫شاید تا اون موقع نظرتون عوض شده باشه.

173
00:14:52,500 --> 00:14:56,790
‫اون یارو گرید یک خالکوبی اوربورس رو دستش داشت.

174
00:14:57,330 --> 00:14:58,630
‫اوربورس...

175
00:14:59,090 --> 00:15:02,330
‫وقتی داشتم با سرهنگ دوم هیوز صحبت میکردم شنیدین، مگه نه؟

176
00:15:02,820 --> 00:15:05,130
‫اونها آدمهایی ان که یک ربطی به سنگ کیمیا دارن.

177
00:15:06,320 --> 00:15:07,810
‫جناب هیوز...

178
00:15:13,510 --> 00:15:15,010
‫ادوارد الریک.

179
00:15:17,200 --> 00:15:19,390
‫بی ملاحظگی نکن، باشه؟

180
00:15:23,100 --> 00:15:24,090
‫باشه...

181
00:15:26,440 --> 00:15:28,030
‫خیلی خوب...

182
00:15:32,040 --> 00:15:32,860
‫داداش.

183
00:15:35,800 --> 00:15:41,710
‫خاطرات مربوط به اون موقع که بدنم رو از دست دادم، برگشتن.

184
00:15:42,960 --> 00:15:44,130
‫چطور بود؟!

185
00:15:44,610 --> 00:15:45,880
‫خوب...

186
00:15:45,880 --> 00:15:47,860
‫یک جورایی مبهوت کننده...

187
00:15:49,850 --> 00:15:53,100
‫ولی نتونستم هیچی راجع به تبدیل آدم بفهمم.

188
00:15:54,090 --> 00:15:55,120
‫که اینطور...

189
00:15:57,720 --> 00:16:00,000
‫آخرش هم هیچ پیشرفتی نکردیم...

190
00:16:00,000 --> 00:16:02,560
‫نه کاملاً.

191
00:16:03,100 --> 00:16:05,380
‫یادته فرمانده پیشوا چی گفت؟

192
00:16:05,740 --> 00:16:08,820
‫که فعالیتهای نگران کننده ای داخل ارتش درجریانه.

193
00:16:08,820 --> 00:16:14,690
‫آره، گفت این مسائل مربوط میشه به سنگ کیمیا
‫و آدمهایی که خالکوبی اوربورس دارن...

194
00:16:14,690 --> 00:16:17,620
‫گفت میخواسته اونها رو واسه همین دستگیر کنه، درسته؟

195
00:16:18,690 --> 00:16:21,750
‫گرید هم خالکوبی اوربورس داشت.

196
00:16:22,540 --> 00:16:26,130
‫اگه اینطوره، پس چرا باید همشون رو میکشت؟

197
00:16:27,360 --> 00:16:31,630
‫،اگه واقعاً میخواسته از نقشه شون سردر بیاره
‫باید اونها رو دستگیر و ازشون بازجویی میکرد، مگه نه؟

198
00:16:31,630 --> 00:16:33,460
‫حق با توئه.

199
00:16:33,460 --> 00:16:38,960
‫و تازش هم، عجیبه که خود فرمانده پیشوا
‫وارد میدون شده، درحالیکه تعداد دشمن زیاد نبوده.

200
00:16:38,960 --> 00:16:43,390
‫آره، همه چی خیلی مشکوک به نظرمیاد.

201
00:16:44,850 --> 00:16:47,880
‫مثل اینکه باید یک خورده بیشتر تو ارتش بمونیم.

202
00:16:56,280 --> 00:16:59,150
‫خوش آمدی، فرمانده پیشوا.

203
00:16:59,150 --> 00:17:01,290
‫بازرسی جنوب به کجا کشید؟

204
00:17:01,900 --> 00:17:04,690
‫برادر کیمیاگر تمام فلزی...

205
00:17:05,110 --> 00:17:06,450
‫،و احتمالاً استادشون هم...

206
00:17:06,450 --> 00:17:10,800
‫هر دوتاشون میتونن قربانی های مناسبی باشن.

207
00:17:11,260 --> 00:17:15,010
‫و یک چیز دیگه هم پیدا کردم که انتظارش رو نداشتم.

208
00:17:15,880 --> 00:17:18,100
‫اوا، خیلی وقت بود ندیده بودمش.

209
00:17:18,100 --> 00:17:21,040
‫یک قرن پیش اینجا رو گذاشت و رفت.

210
00:17:21,740 --> 00:17:24,180
‫بیدار شو، گرید.

211
00:17:25,850 --> 00:17:29,100
‫اوهو، جمعتون هم که جمعه.

212
00:17:29,100 --> 00:17:32,190
‫این هم از این قویترین سپرت.

213
00:17:32,390 --> 00:17:35,970
‫تو به همون خوشگلی یک قرن پیشی.

214
00:17:35,970 --> 00:17:39,950
‫"خانم لاست، "قویترین نیزه دنیا.

215
00:17:39,950 --> 00:17:44,700
‫و تو هم گلاتونی، یک ذره هم وزن کم نکردی.

216
00:17:45,640 --> 00:17:50,330
‫این انویه؟ تو هنوز اونطوری لباس میپوشی؟

217
00:17:52,190 --> 00:17:54,420
‫اسلات کو؟
‫(اسلات=تنبلی، یکی از ۷ گناه)

218
00:17:54,420 --> 00:17:56,970
‫اون همیشه از جلسات جیم میشه.

219
00:17:57,530 --> 00:17:59,590
‫الآن سر کاره.

220
00:18:02,390 --> 00:18:07,430
‫خداییش هیچکدوم از شماها ظرف این صد سال عوض نشدین.

221
00:18:07,430 --> 00:18:10,900
‫و، این یارو کیه؟

222
00:18:11,460 --> 00:18:13,400
‫من رَث هستم.
‫(رَث= خشم، یکی از ۷ گناه)

223
00:18:13,400 --> 00:18:15,100
‫رث؟

224
00:18:15,100 --> 00:18:16,960
‫شاه بردلی نیستی؟

225
00:18:16,960 --> 00:18:25,910
‫آره. اون آخرین برادرمونه به اسم شاه بردلی که پدرمثل یک آدم ساختتش.

226
00:18:26,510 --> 00:18:28,720
‫همونکولوسی که مسن میشه؟!

227
00:18:28,720 --> 00:18:30,440
‫همچین چیزی ممکنه؟

228
00:18:32,610 --> 00:18:35,270
‫"!امکان نداره" امکان نداره""

229
00:18:35,650 --> 00:18:39,070
‫فکر میکردم این تکه کلامته. نکنه یادت رفته؟

230
00:18:39,070 --> 00:18:41,040
‫یا شاید هم داری خرفت میشی؟

231
00:18:41,040 --> 00:18:43,180
‫تو خفه، آشغال بدترکیب.

232
00:18:43,360 --> 00:18:44,260
‫بله؟

233
00:18:44,260 --> 00:18:48,230
‫هه، از اون چشمها خوشم میاد. تو باید اینطوری باشی.

234
00:18:48,230 --> 00:18:52,440
‫چطوری هرچند وقت یک بار ریخت واقعیت رو نشون بدی، انوی عجیب الخلقه.

235
00:18:52,440 --> 00:18:53,770
‫آشغال بی مصرف...

236
00:18:54,480 --> 00:18:57,240
‫حالا که میخوای، میزنم شل و پلت میکنم.

237
00:18:57,760 --> 00:19:00,200
‫تمومش کنین، شما دو تا.

238
00:19:03,540 --> 00:19:09,870
‫،خواهش میکنم برادرها با هم دعوا نکنن
‫مخصوصاً جلوی پدرشون.

239
00:19:09,870 --> 00:19:12,440
‫سلام حضرت آقاجون.

240
00:19:12,440 --> 00:19:16,030
‫از آخرین باری که دیدمت، خیلی پیرتر به نظرمیای.

241
00:19:17,690 --> 00:19:18,880
‫گرید.

242
00:19:19,760 --> 00:19:22,270
‫تو پسر من هستی و در روح من شریکی.

243
00:19:22,770 --> 00:19:25,560
‫چرا به من خیانت کردی؟

244
00:19:25,560 --> 00:19:27,290
‫"چرا؟"

245
00:19:27,740 --> 00:19:31,240
‫شما خودت نباید بهتر بدونی؟

246
00:19:31,860 --> 00:19:33,880
‫من گریدم.

247
00:19:33,880 --> 00:19:37,580
‫اینطوری تو به من زندگی دادی، و اینطوری من تا حالا زندگی کردم.

248
00:19:38,480 --> 00:19:42,820
‫اگه کنار شما مونده بودم، نمیتونستم به همه چیزهایی که
‫روح حریصم آرزشون رو داشت، برسم.

249
00:19:43,960 --> 00:19:47,330
‫حاضری دوباره واسه من کار کنی؟

250
00:19:49,540 --> 00:19:50,830
‫نمیتونم!

251
00:19:51,530 --> 00:19:52,960
‫که اینطور...

252
00:20:07,660 --> 00:20:10,600
‫اصلاً از سلیقه ات خوشم نمیاد...

253
00:20:17,340 --> 00:20:20,510
‫دوست دارم حمومم به همین داغی باشه، لعنتی!

254
00:20:21,010 --> 00:20:25,990
‫مطمئنم شعله های جهنم از این داغترن!

255
00:20:26,610 --> 00:20:32,020
‫من قبل از شماها میرم ببینم چطورن، برادر خواهرها!

256
00:20:32,800 --> 00:20:40,000
‫برگرد به جاییکه ازش اومدی، روح من، گرید!

257
00:20:40,000 --> 00:20:41,970
‫لازم نکرده بگی!!!

258
00:20:41,970 --> 00:20:46,010
‫فقط اگه دل درد گرفتی، تقصیر من نندازی حضرت آقاجون!!!

259
00:21:03,280 --> 00:21:05,470
‫،برای روزهای پیش رو

260
00:21:05,470 --> 00:21:09,950
‫من برای وفاداری پایدار همتون دعا میکنم، همینطور برای آرامش و نظم.

261
00:21:25,110 --> 00:21:26,170
‫بابا!

262
00:21:27,330 --> 00:21:29,680
‫به خونه خوش اومدین بابا!

263
00:21:33,310 --> 00:21:35,180
‫ممنونم سِلیم.

264
00:21:35,680 --> 00:21:37,640
‫بازرسی چطور بود؟

265
00:21:37,640 --> 00:21:40,730
‫بازرسی کاملاً ارزشمندی بود.

266
00:21:41,100 --> 00:21:44,060
‫عزیزم، تو دیگه داری پیر میشی...

267
00:21:44,060 --> 00:21:47,660
‫چرا منصبت رو به یک جوونتر واگذار نمیکنی و خودت یک ذره استراحت کنی؟

268
00:21:47,850 --> 00:21:50,700
‫نه نه، من تازه اول جوونیمه.

269
00:21:51,070 --> 00:21:55,970
‫آها راستی، وقتی جنوب بودم
‫کیمیاگر تمام فلزی رو دیدم.

270
00:21:55,970 --> 00:21:59,600
‫کیمیاگر قدکوتاه؟ واقعاً؟!

271
00:22:00,080 --> 00:22:03,340
‫سلیم، تو خیلی دوست داری از آقای ادوارد بشنوی، آره؟

272
00:22:03,340 --> 00:22:08,130
‫آخه اون جوونترین کیمیاگر دولتیه! خیلی باحاله!

273
00:22:10,370 --> 00:22:13,640
‫محشره، من هم دوست دارم کیمیاگری یادبگیرم!

274
00:22:13,640 --> 00:22:15,960
‫بعد میخوای باهاش چیکار کنی؟

275
00:22:15,960 --> 00:22:19,630
‫میخوام مدرک دولتی بگیرم تا بتونم واسه بابا مفید باشم.

276
00:22:21,040 --> 00:22:25,110
‫پس شاید در آینده ازت بخوام کمکم کنی.

277
00:22:25,900 --> 00:22:30,000
‫forums.animparadise.com
‫maloose

278
00:23:58,470 --> 00:24:06,170
‫سنگ ریزه های خارجی که به آب انداخته میشن امواج کوچکی
‫درست میکنن، و همانطور که به هم وصل میشن، گرداب بزرگی ایجاد میکنن.

279
00:24:06,670 --> 00:24:09,510
‫بنگرید! این دقیقاً همان اتفاقی ست که درحال رخ دادن است.

280
00:24:10,750 --> 00:24:15,090
‫:قسمت بعد، کیمیاگر تمام فلزی

281
00:24:15,090 --> 00:24:18,600
‫قسمت ۱۵، پیام آوری از شرق.

282
00:24:19,350 --> 00:24:24,880
‫من خنجرم را پشت لبخندم پنهان میکنم
‫و سنگ کیمیا را جستجو میکنم.

