‫﻿۱
00:01:42,280 --> 00:01:45,710
‫این گلوله ای هست که برای کشتن ژنرال هیوز استفاده شده

2
00:01:46,500 --> 00:01:50,650
‫کالیر ۴۵، و فقط یک تیر شلیک شده

3
00:01:50,650 --> 00:01:54,130
‫میخواستم بگم قاتل یه حرفه ای هست اما گلوله از نزدیک شلیک شده

4
00:01:54,650 --> 00:01:57,090
‫غیر ممکن نیست که یه زن انجامش نداده باشه

5
00:02:00,070 --> 00:02:02,710
‫کالیبر تفنگ تو چیه؟

6
00:02:03,500 --> 00:02:05,350
45

7
00:02:06,690 --> 00:02:09,980
‫این فرم درخواست مهمات تو هست

8
00:02:09,980 --> 00:02:11,560
‫درست میگم؟

9
00:02:14,430 --> 00:02:16,740
‫اینجا نوشته که تو فقط برای یه گلوله درخواست دادی

10
00:02:16,740 --> 00:02:18,380
‫برای چی ازش استفاده کردی؟

11
00:02:19,140 --> 00:02:21,110
‫همونطور که اینجا نوشته

12
00:02:21,480 --> 00:02:24,950
‫در آزمایشگاه شماره ی ۵ ازش استفاده کردم، موقعی که ادوارد الریک رو همراهی میکردم...

13
00:02:27,870 --> 00:02:32,070
‫اما آزمایشگاه شماره ی  ۵ بسته شده و اونحا کسی نیست

14
00:02:32,070 --> 00:02:33,880
‫اما اونجا آدم بود

15
00:02:33,880 --> 00:02:36,380
‫به گفته ی تو

16
00:02:38,380 --> 00:02:41,650
‫باید دستور تحقیق روی این گلوله ای که گمان میشه تو شلیک کردی رو بدم؟

17
00:02:42,150 --> 00:02:46,810
‫آزمایشگاه شماره ی ۵ به خاطر انفجاری نا معلوم الان نابود شده

18
00:02:47,950 --> 00:02:52,830
‫پس جائی که تو میگی اونجا شلیک کردی رو مردم معمولا نمیرن سراغش

19
00:02:52,830 --> 00:02:56,900
‫و حتی اگه میخواستیم به دنبال گلوله بگردیم الان دیگه زیر چند تن خاک هست...

20
00:03:00,100 --> 00:03:06,580
‫شاهدانی هست که میگن در همان زمان و مکان تو صحنه ی جنایت رو ترک کردی

21
00:03:06,580 --> 00:03:07,870
‫مزخرفه

22
00:03:08,310 --> 00:03:09,870
‫آرامش خودتون رو حفظ کنید

23
00:03:10,520 --> 00:03:13,110
‫اون موقع چکار میکردی؟

24
00:03:14,130 --> 00:03:17,720
‫تو خونه ی والدینم مرخصی بودم

25
00:03:18,020 --> 00:03:20,380
‫میتونید برید ازشون بپرسید

26
00:03:21,180 --> 00:03:26,470
‫گواهی اعضای خانواده و با کسانی که بهت نزدیک هستن به عنوان دفاع قبول نمیشه

27
00:03:29,090 --> 00:03:31,580
‫الان از ستوان دوم رز دارن بازجویی میکنن

28
00:03:32,320 --> 00:03:34,590
‫اگرچه تو شاید افسر ارشدش باشی اما نمیتونم اجازه بدم که ببینیش

29
00:03:35,010 --> 00:03:36,090
‫فهمیدم...

30
00:03:40,440 --> 00:03:42,070
‫ستوان آرمسترانگ

31
00:03:42,950 --> 00:03:44,490
‫گروهبان بروش

32
00:03:45,040 --> 00:03:46,580
‫شما هم اینجا هستید ستوان؟

33
00:03:46,580 --> 00:03:49,480
‫اره، تو هم بخاطر ستوان دوم رز اینجا اومدی؟

34
00:03:49,480 --> 00:03:50,810
‫- آره، راستش اینه که

35
00:03:52,000 --> 00:03:59,480
‫حقیقتش اینه که من هم مثل ستوان در آزمایشگاه شماره پنج موقع همراهی برادران الریک یه گلوله شلیک کردم

36
00:03:59,480 --> 00:04:00,420
‫چی؟

37
00:04:00,420 --> 00:04:04,160
‫این رو گزارش دادم اما اصلا گوش ندادن

38
00:04:06,430 --> 00:04:09,680
‫پس اونها میخوان که اون رو به عنوان قاتل معرفی کنن؟

39
00:04:23,350 --> 00:04:26,200
‫حالا که از نزدیک نگاه میکنم، تو واقعا خیلی خراش برداشتی

40
00:04:27,240 --> 00:04:29,100
‫سفر راحتی نبوده ، ها؟

41
00:04:34,780 --> 00:04:37,080
‫بگو ببینم الان میخوای چکار کنی؟

42
00:04:40,740 --> 00:04:41,590
‫هی...

43
00:04:47,930 --> 00:04:49,680
‫نمیدونم..

44
00:04:51,640 --> 00:04:53,810
‫مامان، گریه نکن

45
00:05:02,820 --> 00:05:04,050
‫میخوای چکار کنم؟

46
00:05:07,940 --> 00:05:09,260
‫چی؟

47
00:05:09,940 --> 00:05:14,810
‫نه، فقط اینکه تو هر وقت در مورد چیزی مربوط به تو بود از من مشورت نمیگرفتی...

48
00:05:17,030 --> 00:05:18,160
‫اوه...

49
00:05:24,270 --> 00:05:25,800
‫واقعا میترسونم

50
00:05:27,260 --> 00:05:33,240
‫هر دوی شما در جائی خطرناک میجنگین که آقای هیوز رو کشت

51
00:05:34,170 --> 00:05:37,100
‫هر وقت در این مورد فکر میکنم مو به تنم راست میشه

52
00:05:41,470 --> 00:05:44,010
‫چون...ممکنه هر دوی شما بمیرید

53
00:05:44,950 --> 00:05:47,510
‫و ناگهان از کنارم غیب بشید

54
00:05:49,560 --> 00:05:51,260
‫درست مثل مامان و بابا...

55
00:05:54,910 --> 00:05:58,340
‫وقتی در این مورد فکر میکنم میترسم

56
00:05:59,330 --> 00:06:02,300
‫راستش، میخوام که شما مسافرتتان رو تموم کنید

57
00:06:06,240 --> 00:06:08,460
‫میخوام که هر دوی شما بدنهاتون رو برگردونید

58
00:06:09,230 --> 00:06:11,300
‫اما نمیخوام که درگیر کار خطرناکی بشید

59
00:06:12,400 --> 00:06:13,180
‫چون...

60
00:06:15,540 --> 00:06:16,350
‫اما...

61
00:06:21,740 --> 00:06:22,640
‫میبخشید

62
00:06:24,340 --> 00:06:28,110
‫خودم هم واقعا نمیدونم چی میخوام

63
00:06:30,990 --> 00:06:32,620
‫وینری، واقعا خیلی مهربونی

64
00:06:32,620 --> 00:06:35,030
‫ها؟چی میگی؟

65
00:06:35,030 --> 00:06:37,870
‫من همیشه مهربانم

66
00:06:37,120 --> 00:06:40,170
‫وایسا، داری بیشتر خط و خش بهم میندازی

67
00:06:38,340 --> 00:06:41,290
‫آل، چی برای خودت بلغور میکنی؟

68
00:06:46,760 --> 00:06:47,910
‫اونجا

69
00:06:49,650 --> 00:06:51,440
‫روزنامه ی صبح

70
00:06:51,990 --> 00:06:52,840
‫بالاخره

71
00:06:53,300 --> 00:06:55,610
‫چی، باز هم روزنامه؟

72
00:06:55,610 --> 00:06:58,060
‫مجبور شدم تمام روز مراقب تو باشم

73
00:06:58,770 --> 00:07:01,090
‫این تنها چیزیه که میتونم بهش امیدوار باشم

74
00:07:05,840 --> 00:07:08,440
‫گروهبان یکم فالمن صحبت میکنه، از خط بیرونی صحبت میکنم

75
00:07:08,440 --> 00:07:10,420
‫لطفا من رو به کلنل موستانگ وصل کنید

76
00:07:11,250 --> 00:07:12,850
‫درسته، کد من....

77
00:07:12,850 --> 00:07:15,090
‫چه خبره؟

78
00:07:15,090 --> 00:07:18,830
‫آیرام، جورج، اولیور، ۴۶۴۹

79
00:07:20,550 --> 00:07:23,580
‫همون خانم اون دفعه ای هست

80
00:07:26,580 --> 00:07:28,100
‫سنگ کیمیا...

81
00:07:29,270 --> 00:07:32,080
‫کسانی که خالکوبی اوروبوروس دارن...

82
00:07:33,490 --> 00:07:34,970
‫هومونکلوس...

83
00:07:37,460 --> 00:07:38,520
‫اونها چطوری...

84
00:07:38,520 --> 00:07:39,400
‫داداش

85
00:07:40,790 --> 00:07:41,730
‫به این نگاه کن...

86
00:07:41,730 --> 00:07:43,920
‫اینطوری نترسونم

87
00:07:43,920 --> 00:07:46,620
‫از میز توی  هتل برش داشتم

88
00:07:47,780 --> 00:07:49,280
‫چیه؟

89
00:07:51,950 --> 00:07:53,490
‫چی؟

90
00:07:54,240 --> 00:07:58,890
‫ستوان دوم ماریا رز مجرم به قتل ژنرال هیوز شده؟

91
00:08:01,720 --> 00:08:03,160
‫باورم نمیشه

92
00:08:03,160 --> 00:08:06,250
‫شاید ستوان و یا کلنل یه چیزی بدونن

93
00:08:06,250 --> 00:08:07,700
‫به وینری نمیگی؟

94
00:08:08,270 --> 00:08:09,660
‫بعدا بهش توضیح میدم

95
00:08:13,300 --> 00:08:15,260
‫اصلا از این چیز خوشم نمیاد

96
00:08:15,260 --> 00:08:18,740
‫غز زدن بسه، یه جورهایی مثل قلاده ی سگ میمونه

97
00:08:19,070 --> 00:08:20,810
‫و یکبار دیگه ازت میپرسم تا مطمئن بشم...

98
00:08:20,810 --> 00:08:23,060
‫تو واقعا ۱۵ سالته؟

99
00:08:23,060 --> 00:08:24,570
‫آره

100
00:08:24,570 --> 00:08:25,940
‫دروغ نگو

101
00:08:25,940 --> 00:08:28,320
‫اما حقیقت داره...

102
00:08:30,410 --> 00:08:31,320
‫این همه هیاهو برای چیه؟

103
00:08:32,270 --> 00:08:33,260
‫چه اتفاقی افتاده؟

104
00:08:33,260 --> 00:08:34,370
‫یه متجاوز

105
00:08:34,370 --> 00:08:35,660
‫لطفا کمکمون کنید

106
00:08:35,660 --> 00:08:36,570
‫چی؟

107
00:08:37,120 --> 00:08:38,580
‫بهتره که خوب رفتار کنی

108
00:08:38,580 --> 00:08:39,330
‫بله قربان

109
00:08:42,680 --> 00:08:44,950
‫ضعیف،ضعیف،ضعیف

110
00:08:44,950 --> 00:08:47,590
‫شماها اصلا دارید کاری میکنید؟

111
00:08:48,180 --> 00:08:49,460
‫این یارو دیگه چیه؟

112
00:08:49,460 --> 00:08:50,970
‫تفنگ ها اصلا کاگر نیستن

113
00:08:52,470 --> 00:08:53,200
‫برید کنار

114
00:08:53,200 --> 00:08:53,840
‫- تو

115
00:09:06,440 --> 00:09:09,900
‫اما واقعا خیلی بده که اجازه ندارم که بکشمشون

116
00:09:10,390 --> 00:09:12,980
‫سلام، آقایی که روش تفنگ اثر نداره

117
00:09:12,980 --> 00:09:15,050
‫میتونی من رو از اینجا بیاری بیرون؟

118
00:09:15,050 --> 00:09:16,660
‫تو کی هستی؟

119
00:09:16,660 --> 00:09:18,800
‫یه غریبه از ژینگ که غیرقانونی وارد کشور شده

120
00:09:18,800 --> 00:09:20,140
‫که اینطور

121
00:09:20,140 --> 00:09:22,640
‫حتما سفر طولانی ای بوده

122
00:09:22,640 --> 00:09:24,500
‫اگه از اینجا بیاریم بیرون کمکت میکنم

123
00:09:24,500 --> 00:09:27,020
‫ئقت ندارم که با تو سر کنم...

124
00:09:29,260 --> 00:09:30,930
‫گفتی از کدوم کشوری؟

125
00:09:30,930 --> 00:09:32,500
‫ژینگ از مشرق زمین

126
00:09:34,430 --> 00:09:35,640
‫با من بیا

127
00:09:35,640 --> 00:09:36,800
‫ممنون

128
00:09:45,100 --> 00:09:46,270
‫چی؟

129
00:09:53,620 --> 00:09:55,770
‫سلام عزیزم

130
00:09:55,770 --> 00:09:57,780
‫بالاخره پیدات کردم

131
00:09:58,570 --> 00:10:00,200
‫- تو در آزمایشگاه شماره ی ۵ بودی

132
00:10:01,180 --> 00:10:04,120
‫خوشحالم که من رو یادته

133
00:10:04,720 --> 00:10:10,250
‫هر دفعه که سوراخ توی دستم رو میبینم به یاد تو میفتم

134
00:10:10,250 --> 00:10:13,210
‫خانم قاتل

135
00:10:13,540 --> 00:10:15,040
‫اشتباه شده

136
00:10:15,040 --> 00:10:16,460
‫واقعا؟

137
00:10:16,460 --> 00:10:19,930
‫اما روزنامه ها میگن تایید شده

138
00:10:19,930 --> 00:10:21,070
‫امکان نداره...

139
00:10:21,470 --> 00:10:26,630
‫با این وضعیت مثل اینکه گناهت تصدیق شده و توسط جوخه ی اعدام به گلوله بسته میشی

140
00:10:26,630 --> 00:10:27,430
‫شوخی میکنی...

141
00:10:28,160 --> 00:10:30,390
‫- امکان ندار...اگه درست تحقیق کنن

142
00:10:31,150 --> 00:10:32,660
‫تصمیم بگیر

143
00:10:32,660 --> 00:10:36,650
‫توسط این یارو ها تا وقتی که بمیری زجر بکشی یا با من فرار کنی

144
00:10:36,650 --> 00:10:37,980
‫این دو تا انتخابی هست که داری

145
00:10:41,090 --> 00:10:42,280
‫وحشتناکه....

146
00:10:43,060 --> 00:10:45,630
‫فقط این انتخابها هست؟

147
00:10:45,630 --> 00:10:47,290
‫اونجا رو نگاه کن

148
00:10:50,540 --> 00:10:52,180
‫خدایا بد بخت شدم

149
00:10:52,180 --> 00:10:55,460
‫مامان، بابا، متاسفم

150
00:10:58,150 --> 00:11:01,180
‫باشه، فرار میکنم، خیالت راحت شد؟

151
00:11:01,180 --> 00:11:04,360
‫بهتره که همراهی ام کنی، زره احمق

152
00:11:04,360 --> 00:11:06,560
‫پسر، خیلی جیگر داری

153
00:11:07,600 --> 00:11:09,390
‫زن ها مجبور هستن که جرات داشته باشن

154
00:11:10,910 --> 00:11:11,600
‫آره

155
00:11:12,170 --> 00:11:14,150
‫آره، فهمیدم

156
00:11:17,540 --> 00:11:19,550
‫به تمام شهر اطلاع بدین

157
00:11:19,550 --> 00:11:21,040
‫ماریا رز از زندان فرار کرده

158
00:11:21,530 --> 00:11:25,160
‫با یه همراه شیطانی هست، سریع دستگیرش کنید

159
00:11:25,660 --> 00:11:26,910
‫اگه مقاومت کرد...

160
00:11:27,870 --> 00:11:29,970
‫برای کشتنش معطل نکنید

161
00:11:36,010 --> 00:11:37,360
‫چقدر دیگه باید بدوئیم؟

162
00:11:38,090 --> 00:11:39,280
‫خفه شو و بدو

163
00:11:42,210 --> 00:11:43,470
‫ستوان دوم رز؟

164
00:11:44,040 --> 00:11:46,380
‫ادوارد، آلفونس

165
00:11:48,650 --> 00:11:50,560
‫هی، تو همون یارو از...

166
00:11:50,970 --> 00:11:52,100
‫لینگ هم هست؟

167
00:11:52,100 --> 00:11:53,060
‫چطوری

168
00:11:53,060 --> 00:11:54,600
‫شماها میخواید چکار کنید؟

169
00:11:54,110 --> 00:11:55,710
‫ما باید این سوال رو بپرسیم

170
00:11:57,320 --> 00:11:58,440
‫خیلی وقت نداریم

171
00:11:59,980 --> 00:12:01,100
‫تو...

172
00:12:01,540 --> 00:12:05,130
‫خانم، از اون کوچه مستقیم برو تا برسی به منطقه ی انبار

173
00:12:05,130 --> 00:12:07,120
‫به اندازه ی کافی تاریک هست که باعث بشه تو بتونی فرار کنی

174
00:12:07,120 --> 00:12:10,010
‫ستوان دوم رز در مورد ژنرال هیوز...

175
00:12:10,010 --> 00:12:13,080
‫عجله کن، اگه نگبانها پیدات کنن بهت شلیک میکنن و میکشنت

176
00:12:13,790 --> 00:12:14,920
‫ستوان دوم رز

177
00:12:14,920 --> 00:12:16,160
‫نرو دنبالش

178
00:12:16,160 --> 00:12:17,290
‫ستوان دوم

179
00:12:17,290 --> 00:12:19,110
‫ستوان دوم رز

180
00:12:34,240 --> 00:12:36,460
‫تو ماریا رز هستی، درسته؟

181
00:12:43,450 --> 00:12:44,650
‫چی؟

182
00:12:44,650 --> 00:12:46,450
‫پس اون اینکارو کرد؟

183
00:12:46,450 --> 00:12:47,430
‫هی

184
00:12:47,430 --> 00:12:48,620
‫وایسا

185
00:12:51,790 --> 00:12:53,520
‫ما فرار میکنیم چشم تنگ

186
00:12:53,520 --> 00:12:54,620
‫باشه

187
00:12:55,060 --> 00:12:57,630
‫لینگ، برای چی با اون یارو همکاری میکنی؟

188
00:12:57,630 --> 00:12:59,380
‫بعدا با هم صحبت میکنیم

189
00:13:00,930 --> 00:13:02,380
‫واقعا...

190
00:13:09,690 --> 00:13:11,390
‫هی تمام فلزی

191
00:13:17,520 --> 00:13:18,900
‫این یعنی چی..

192
00:13:19,810 --> 00:13:22,550
‫این چه معنی ای میده کلنل؟

193
00:13:39,910 --> 00:13:41,250
‫چرا...

194
00:13:43,190 --> 00:13:44,780
‫ژنرال هیوز...

195
00:13:45,850 --> 00:13:47,720
‫چرا ستوان دوم رز باید...

196
00:13:48,140 --> 00:13:49,550
‫برای چی بهم نگفتی؟

197
00:13:55,830 --> 00:13:57,800
‫به افسر ارشد حمله میکنی؟

198
00:13:58,270 --> 00:13:59,990
‫موقعیتت رو درک کن

199
00:14:09,490 --> 00:14:10,900
‫نمیتونی داداش

200
00:14:10,900 --> 00:14:11,900
‫ال، ولم کن

201
00:14:11,900 --> 00:14:13,290
‫نه

202
00:14:13,290 --> 00:14:15,700
‫این حرومزاده ستوان دوم رز رو کشت

203
00:14:15,700 --> 00:14:16,520
‫ستوان دوم رز؟

204
00:14:20,810 --> 00:14:23,160
‫کلنل، این چیه؟

205
00:14:24,550 --> 00:14:28,230
‫دستوری بود که به محض دیدن ماریا رز ، کجرم فراری بکشیدش

206
00:14:29,570 --> 00:14:30,470
‫همش همین بود

207
00:14:30,470 --> 00:14:32,090
‫همش؟

208
00:14:32,090 --> 00:14:35,670
‫متاسفم که مرگ هیوز رو مخفی کردم

209
00:14:36,950 --> 00:14:40,980
‫نسبت به دستورها اعتراض نکنید، دنبال توضیح نباشید

210
00:14:41,800 --> 00:14:42,940
‫فقط دستورات رو اطاعت کنید

211
00:14:43,600 --> 00:14:45,220
‫این معنی سرباز بودنه

212
00:14:55,830 --> 00:14:57,510
‫کلنل موستانگ

213
00:14:58,330 --> 00:15:00,950
‫موقعیت و برای من توضیح بده

214
00:15:02,630 --> 00:15:06,380
‫باید دستوری بوده باشه که اگه مقاومت کرد میتونیم به طرفش شلیک کنیم

215
00:15:07,120 --> 00:15:09,260
‫مقاومت کرد، برای همین کشتمش

216
00:15:11,430 --> 00:15:14,210
‫شنیدم که دوستهای قدیمی با ژنرال هیوز بودید

217
00:15:14,920 --> 00:15:15,680
‫آره

218
00:15:16,950 --> 00:15:18,150
‫مرد خوبی بود

219
00:15:19,590 --> 00:15:23,770
‫افراد تو که به فرار ستوان دوم رز کمک نکردن؟

220
00:15:23,770 --> 00:15:24,940
‫من؟

221
00:15:25,240 --> 00:15:25,910
‫برای چی باید اینکارو بکنم؟

222
00:15:26,350 --> 00:15:27,160
‫چرا؟

223
00:15:28,680 --> 00:15:32,010
‫برای اینکه خودت بکشیش

224
00:15:35,780 --> 00:15:38,540
‫خوشحال میشم اگه برای خودتون فرضیه بافی نکنید

225
00:15:47,770 --> 00:15:52,260
‫واقعا متاسفم که در مورد مرگ ژنرال هیوز چیزی بهتون نگفتم

226
00:15:55,100 --> 00:15:56,500
‫بخاطر من...

227
00:15:59,790 --> 00:16:01,450
‫خیلی در موردش فکر نکن

228
00:16:02,410 --> 00:16:04,150
‫تقصیر تو نبوده

229
00:16:06,350 --> 00:16:07,820
‫پس همتون اینجائید

230
00:16:08,740 --> 00:16:10,060
‫دکتر ناکس...

231
00:16:11,070 --> 00:16:14,070
‫خیلی بد صدمه دیده

232
00:16:14,070 --> 00:16:19,580
‫اما با شکافی که روی دندانش بوده و صدمه ندیده هوبتش رو به عنوان ماریا رز تصدیق کردیم

233
00:16:20,490 --> 00:16:22,370
‫چه وحشتناک

234
00:16:22,370 --> 00:16:26,030
‫تبدیل کردن همچین جیگری به جزغاله

235
00:16:27,620 --> 00:16:31,720
‫باید حتما خیلی ازش شاکی بوده باشی، درسته موستانگ؟

236
00:16:35,210 --> 00:16:37,600
‫خوشحال شدی که انتقام دوست مرده ات روگرفتی؟

237
00:16:41,770 --> 00:16:47,900
‫حالم رو به هم میزنه که یه قهرمان جنگ ایشبال با یه دختر اینکارو کرده

238
00:16:52,880 --> 00:16:58,320
‫کلنل، واقعا نمیتونم بیان کنم چقدر از کار زیردستم شرمنده ام

239
00:16:59,540 --> 00:17:03,330
‫فکرش رو هم نمیکردم که ستوان دوم رز قاتل باشه...

240
00:17:04,080 --> 00:17:07,770
‫همیشه صادق و وظیفه شناس بود...

241
00:17:09,350 --> 00:17:10,920
‫و مهربان...

242
00:17:24,040 --> 00:17:26,560
‫ستوان، مثل اینکه خسته شدی

243
00:17:27,070 --> 00:17:28,230
‫چرا یه تعطیلات نمیری؟

244
00:17:30,060 --> 00:17:33,250
‫پایگاه شرقی که توش مستقر بودم حرف نداره

245
00:17:34,280 --> 00:17:38,400
‫هیاهوی شهرهای بزرگ رو نداره، و از همه مهمتر اینکه پر از زیبا رو هست

246
00:17:46,710 --> 00:17:52,210
‫خوب، موستانگ تونست انتقام بهترین دوستش رو بگیره

247
00:17:52,730 --> 00:17:54,780
‫و همه از اون وقت به بعد با خوشحالی زندگی کردن

248
00:17:54,780 --> 00:17:56,770
‫کم پیدا شدی

249
00:17:57,130 --> 00:18:00,520
‫هدف این ماموریت این نبود که کلنل رو ادب کنیم؟

250
00:18:01,520 --> 00:18:03,170
‫کی اهمیت میده؟

251
00:18:03,170 --> 00:18:05,560
‫سگ طعمه اش رو خورد

252
00:18:06,760 --> 00:18:10,060
‫و مثل اینکه خشم مردم رو برانگیخته

253
00:18:10,500 --> 00:18:13,070
‫شاید افراد خودش هم ازش متنفر بشن

254
00:18:14,930 --> 00:18:15,940
‫این چیه؟

255
00:18:16,730 --> 00:18:18,200
‫درخواست مرخصی

256
00:18:18,200 --> 00:18:19,540
‫تو این وقت سال؟

257
00:18:20,070 --> 00:18:21,070
‫چیزی شده؟

258
00:18:21,790 --> 00:18:24,180
‫نه، هیچی نیست، اجازه اش رو میدم

259
00:18:24,720 --> 00:18:26,000
‫خیلی ممنون

260
00:18:41,220 --> 00:18:43,200
‫به خاطر خدا

261
00:18:43,200 --> 00:18:46,490
‫برای چی از اینجا رفتی؟ اگه کلنل بفهمه کعلوم نیست چه بلایی سرم میاره

262
00:18:46,880 --> 00:18:50,210
‫هیچکس ندید که من برگردم

263
00:18:50,210 --> 00:18:52,230
‫مشکل این نیست

264
00:18:52,730 --> 00:18:58,730
‫تو سرباز بد بختی هستی که گیر یه جنایتکار شریر افتادی، پس مشکلی نیست

265
00:18:59,410 --> 00:19:00,200
‫ها؟

266
00:19:02,390 --> 00:19:05,050
‫چکار میکنی؟

267
00:19:05,050 --> 00:19:06,290
‫پیغام میفرستم

268
00:19:06,290 --> 00:19:07,450
‫پیغام؟

269
00:19:07,450 --> 00:19:11,710
‫بعلاوه، برای چی همراه خودت یه غریبه آوردی؟>

270
00:19:11,710 --> 00:19:14,360
‫ارباب، همه جا رو دنبال شما گشتیم

271
00:19:14,360 --> 00:19:16,750
‫پسر، خیلی سریع بود

272
00:19:16,750 --> 00:19:17,960
‫مهمونهای بیشتر

273
00:19:23,230 --> 00:19:25,810
‫هی الیزابت، چطوری؟

274
00:19:25,810 --> 00:19:28,080
‫ممنون که همیشه احوالم رو میگیری

275
00:19:28,080 --> 00:19:31,940
‫اما دستیار ترسناکت سرزنش ات نمیکنه که خیلی از زیر کار در میری؟

276
00:19:31,940 --> 00:19:35,440
‫عیب نداره، الان اینجا نیست

277
00:19:35,980 --> 00:19:39,050
‫برای همینه که میتونم اینطوری بهت زنگ بزنم

278
00:19:40,640 --> 00:19:41,620
‫چی فکر میکنی؟

279
00:19:41,620 --> 00:19:45,490
‫تا ستوان رفت مرخصی لاس زدن هاش شروع شد

280
00:19:46,170 --> 00:19:48,070
‫فکر کنم اون واقعا...

281
00:19:48,460 --> 00:19:50,370
‫پرستارس هست......

282
00:19:50,370 --> 00:19:51,900
‫درسته

283
00:19:52,340 --> 00:19:55,220
‫از وقتی که اینجا اومدم هیچ تعطیلاتی نداشتم

284
00:19:55,220 --> 00:19:57,380
‫داشتم فکر میکردم برم یه هوایی تازه کنم

285
00:19:57,380 --> 00:20:00,380
‫جائی میری؟

286
00:20:00,380 --> 00:20:02,720
‫اخیرا نسبت به ماهیگیری علاقه مند شدم

287
00:20:04,070 --> 00:20:05,260
‫میخای همراهم بیای؟

288
00:20:15,640 --> 00:20:16,340
‫بله؟

289
00:20:17,020 --> 00:20:18,140
‫- کی

290
00:20:23,280 --> 00:20:26,240
‫ستوان، یرای چی یه دفعه اینکارو کردی؟

291
00:20:26,950 --> 00:20:28,990
‫ادوارد الریک

292
00:20:32,760 --> 00:20:33,630
‫نه

293
00:20:33,630 --> 00:20:35,970
‫اتومیلت شکسته

294
00:20:35,970 --> 00:20:37,000
‫ها؟

295
00:20:37,000 --> 00:20:39,910
‫آره، جدی هم هست

296
00:20:39,910 --> 00:20:41,760
‫باید سریع تعمیرش کنیم

297
00:20:42,870 --> 00:20:46,030
‫تا رزمبول همراهی ات میکنم

298
00:20:46,030 --> 00:20:47,890
‫خوب،ممم..

299
00:20:47,890 --> 00:20:49,070
‫چی؟ چی؟

300
00:20:49,070 --> 00:20:51,010
‫به رزمبول برمیگردیم؟

301
00:20:51,010 --> 00:20:53,520
‫آل، به این گوش کن..

302
00:20:53,520 --> 00:20:58,900
‫الفونس الریک، توخیلی جا میگیری برای همین در مرکز میمونی؟

303
00:20:59,810 --> 00:21:01,940
‫خوب، بریم آماده ی مسافرت با قطار بشیم

304
00:21:01,940 --> 00:21:04,290
‫ادوارد الریک، بریم

305
00:21:08,240 --> 00:21:11,490
‫ستوان، میتونی بس کنی؟

306
00:21:11,870 --> 00:21:13,820
‫نمیشه

307
00:21:13,820 --> 00:21:15,670
‫این هم یه دستوره

308
00:21:17,670 --> 00:21:19,160
‫از اون مرد..

309
00:21:20,980 --> 00:21:22,960
‫آره، میفهمم

310
00:21:24,090 --> 00:21:27,680
‫ستوان ارمستران و ادوارد الریک سوار قطار شدن

311
00:21:28,310 --> 00:21:29,360
‫فهمیدم

312
00:21:32,210 --> 00:21:34,410
‫حالا هیچ مانعی نیست

313
00:21:41,440 --> 00:21:45,820
‫تونستم با کسی که شاهد بود کی به زندان حمله کرده صحبت کنم

314
00:21:45,820 --> 00:21:48,570
‫و این قیافه ای بوده

315
00:21:49,170 --> 00:21:51,080
‫زنده هست؟

316
00:21:51,980 --> 00:21:54,080
‫نمیدونم با کلنل آتشی رابطه ای داره یا نه

317
00:21:54,080 --> 00:21:55,370
‫کی خبر داره؟

318
00:21:55,370 --> 00:21:57,840
‫اما فکر کنم میشه گفت یه امکانی هست

319
00:21:57,840 --> 00:21:59,320
‫کجا فرار کرده؟

320
00:22:00,290 --> 00:22:04,250
‫خوب، خیلی سریعه و علاوه بر اون در پنهان شدن ماهره....

321
00:22:04,250 --> 00:22:06,530
‫پس این یعنی تو خبر نداری؟

322
00:22:06,530 --> 00:22:07,570
‫خیلی بی عرضه ای

323
00:22:07,570 --> 00:22:09,630
‫خفه شو عجوزه

324
00:22:09,630 --> 00:22:11,140
‫افراد کافی نداریم برای همین هست

325
00:22:11,140 --> 00:22:12,230
‫افراد؟

326
00:22:14,390 --> 00:22:16,520
‫اون تموم چیزیه که احتیاج داریم

327
00:22:18,930 --> 00:22:22,900
‫حالا نوبت تو هست، بری ساطوی

