‫﻿۱
00:22:23,640 --> 00:22:28,640
‫forums.animparadise.com
‫Madman

2
00:01:31,570 --> 00:01:33,300
‫ادوارد

3
00:01:33,850 --> 00:01:35,280
‫بزرگ شدی

4
00:01:37,240 --> 00:01:38,890
‫از پیناکو شنیدم...

5
00:01:40,390 --> 00:01:42,280
‫سعی کردی که تبدیل انسان انجام بدی

6
00:01:44,780 --> 00:01:46,660
‫بعد از این همه مدت، چرا حالا برگشتی؟

7
00:01:47,280 --> 00:01:49,360
‫اینجا دیگه جائی برای تو نیست

8
00:01:50,890 --> 00:01:52,380
‫راستی

9
00:01:52,880 --> 00:01:56,670
‫چرا خونه ی من رو آتش زدی؟

10
00:01:58,070 --> 00:02:01,070
‫تصمیم گرفتیم دیگه برنگردیم

11
00:02:01,640 --> 00:02:03,480
‫- اینکارو کردیم تا اراده خودمون رو

12
00:02:03,480 --> 00:02:04,680
‫اینطور نیست

13
00:02:05,380 --> 00:02:06,680
‫تو فقط میخواستی دیگه نبینیش

14
00:02:08,580 --> 00:02:11,430
‫میخواستی از خاطرات وحشتناکت فرار کنی

15
00:02:11,850 --> 00:02:15,650
‫میخواستی تمام نشانه های گناهت رو مخفی کنی

16
00:02:17,150 --> 00:02:18,610
‫درست نیست

17
00:02:18,610 --> 00:02:22,260
‫تو با بچه ای که جاش رو شب خیس میکنه و تشکش رو مخفی میکنه فرقی نداری

18
00:02:23,450 --> 00:02:25,490
‫فرار کردی، درسته ادوارد؟

19
00:02:29,950 --> 00:02:31,920
‫تو چی میدونی؟

20
00:02:32,230 --> 00:02:34,620
‫لعت، تو حال به هم زنی

21
00:02:36,940 --> 00:02:40,380
‫مثل زمانیه که من جوون بودم

22
00:03:24,640 --> 00:03:28,490
‫اصلا عوض نشدی

23
00:03:29,490 --> 00:03:31,260
‫حتی یه ذره هم عوض نشدی

24
00:03:34,250 --> 00:03:36,860
‫چرا زودتر برنگشتی؟

25
00:03:37,370 --> 00:03:39,820
‫تریشیا همیشه منتظر تو بود

26
00:03:48,900 --> 00:03:49,970
‫پیناکو

27
00:03:49,970 --> 00:03:50,890
‫همم؟

28
00:03:51,620 --> 00:03:54,070
‫چیزی که پسرهام انجام دادن....

29
00:03:55,060 --> 00:03:57,250
‫واقعا تریشیا بود؟

30
00:03:57,430 --> 00:03:58,370
‫چی؟

31
00:03:59,220 --> 00:04:03,500
‫بهت که گفتم، حتی یه ذره هم شبیه آدم نبود

32
00:04:03,500 --> 00:04:05,070
‫- حتی نمیتونم به اون چیز بگم تریشیا

33
00:04:05,070 --> 00:04:07,180
‫نه، منظورم این نبود

34
00:04:08,120 --> 00:04:11,350
‫برای مثال، رنگ چشمها و موهاش

35
00:04:14,560 --> 00:04:15,810
‫منظورت چیه؟

36
00:04:16,150 --> 00:04:18,470
‫داری میگی که اون نبوده؟

37
00:04:21,090 --> 00:04:26,650
‫داری میگی که پسرها بدنشون رو به خاطر چیزی که حتی مادرشون نبوده از دست دادن؟

38
00:04:28,690 --> 00:04:32,700
‫چی؟ بدون غذا و خواب میتونی به کار کردن ادامه بدی؟

39
00:04:32,700 --> 00:04:36,210
‫آره، تا زمانی که این علامت چیزیش نشه

40
00:04:36,360 --> 00:04:39,710
‫شگفت انگیزه، ت واقعا جاودانی

41
00:04:40,620 --> 00:04:41,590
‫درست نیست

42
00:04:42,570 --> 00:04:45,130
‫بدنم تقریبا شبیه به بمب میمونه

43
00:04:46,680 --> 00:04:48,090
‫از بری شنیدم

44
00:04:48,560 --> 00:04:52,570
‫غیر ممکنه که روحی رو در بدنی که بهش تعلق نداره قرار بدی

45
00:04:53,140 --> 00:04:56,040
‫اگه به زور روح رو وارد یک نفر کنی، عاقبت پس زده میشه

46
00:04:57,600 --> 00:05:01,030
‫شاید امروز باشه و یا ده سال بعد...

47
00:05:01,030 --> 00:05:02,850
‫حتی من هم نمیدونم....

48
00:05:03,600 --> 00:05:07,530
‫غیرممکنه....پس تو باید هر چه سریعتر بدنت رو برگردونی

49
00:05:07,530 --> 00:05:14,310
‫وایسا، اگه بدنت شروع کنه به بدتر شدن میتونی اونوقت روحت رو به چیز دیگه ای انتقال بدی و به زندگی کردن ادامه بدی؟

50
00:05:15,210 --> 00:05:17,750
‫اگه اینکارو بکنی میتونی این شکلی بمونی

51
00:05:18,730 --> 00:05:22,260
‫بدون اینکه دردی رو احساس کنی و یا گرسنه بشی

52
00:05:22,260 --> 00:05:24,050
‫چه بدن معرکه ای

53
00:05:24,220 --> 00:05:25,880
‫اصلا هم معرکه نیست

54
00:05:25,880 --> 00:05:27,600
‫شما اصلا چیزی نمیدونید

55
00:05:31,240 --> 00:05:32,110
‫میبخشی

56
00:05:33,120 --> 00:05:34,310
‫وینری

57
00:05:44,310 --> 00:05:45,310
‫وینری؟

58
00:05:45,820 --> 00:05:46,760
‫با اجازه

59
00:05:53,740 --> 00:06:00,500
‫تو و داداش همیشه قبل از من عصبانی میشید، برای همین من هیچوقت نمیتونم عصبانی بشم

60
00:06:02,670 --> 00:06:03,760
‫برای اینه که...

61
00:06:08,940 --> 00:06:13,350
‫طاهرا در این بدن نمیشه خوابید...

62
00:06:14,540 --> 00:06:15,430
‫ال...

63
00:06:23,370 --> 00:06:25,440
‫میتونی به بدن قبلیت برگردی، درسته؟

64
00:06:26,820 --> 00:06:27,610
‫درسته؟

65
00:06:34,240 --> 00:06:37,030
‫بدن برادرم رو پس بده

66
00:06:37,030 --> 00:06:40,420
‫اون...اون تنها خانواده ای هست که دارم

67
00:06:40,660 --> 00:06:41,750
‫برش گردونم؟

68
00:06:42,660 --> 00:06:44,450
‫در مورد چی صحبت میکنی؟

69
00:06:44,450 --> 00:06:47,590
‫تو کسی هستی که باعث شد برادرت این شکلی بشه

70
00:06:47,810 --> 00:06:49,420
‫کیمیاگر

71
00:06:50,520 --> 00:06:51,520
‫درسته

72
00:06:52,180 --> 00:06:54,780
‫تو و من مثل هم هستیم

73
00:06:54,780 --> 00:06:56,780
‫ادوارد الریک

74
00:06:57,900 --> 00:06:59,130
‫و....

75
00:07:02,260 --> 00:07:07,070
‫ادوارد...من رو اینطوری رها نکن.....

76
00:07:09,880 --> 00:07:12,260
‫اد، خوابی؟

77
00:07:12,720 --> 00:07:14,650
‫بابات داره میره

78
00:07:20,650 --> 00:07:22,830
‫میتونم اینو بردارم؟

79
00:07:23,560 --> 00:07:26,210
‫تنها عکسیه که هر چهارتای ما توشه

80
00:07:26,660 --> 00:07:28,380
‫راحت باش

81
00:07:28,380 --> 00:07:29,720
‫ممنون

82
00:07:32,470 --> 00:07:35,120
‫به عنوان سپاس گذاری، یه چیزی بهت میگم

83
00:07:38,960 --> 00:07:41,790
‫به زودی اتفاق وحشتناکی برای این کشور میفته

84
00:07:42,570 --> 00:07:44,480
‫فرار کن به یه کشور دیگه

85
00:07:45,980 --> 00:07:48,410
‫چیز غیر عادی ای نیست

86
00:07:48,830 --> 00:07:53,790
‫بعلاوه، چند تا بچه هستن که به اینجا میگن خونه

87
00:07:55,570 --> 00:07:57,370
‫نگی که بهت اخطار ندادم

88
00:08:00,380 --> 00:08:01,660
‫هوهنهایم

89
00:08:02,480 --> 00:08:04,920
‫بعضی وقت ها برای یک شام و ناهاری یه سر بزن، باشه؟

90
00:08:10,280 --> 00:08:12,350
‫باعث ناراحتیه پیناکو

91
00:08:12,350 --> 00:08:15,580
‫که دیگه نمیتونم دست پختت رو بخورم

92
00:08:39,090 --> 00:08:42,540
‫واقعا میخوای اون چیز رو بیاری بیرون؟

93
00:08:48,750 --> 00:08:49,750
‫میخوای کمک بیارم؟

94
00:08:50,450 --> 00:08:54,090
‫نه، فقط مفصل هام شروع به درد گرفتن کرده

95
00:08:55,140 --> 00:08:57,950
‫احتمالا به خاطر اینه که میخواد ارون بیاد

96
00:09:17,150 --> 00:09:17,910
‫اد

97
00:09:18,630 --> 00:09:20,340
‫بهت که گفتم

98
00:09:27,880 --> 00:09:29,110
‫کافیه

99
00:09:30,240 --> 00:09:31,250
‫نه...

100
00:09:33,440 --> 00:09:36,390
‫اگه نتونم حقیقت رو بفهمم دیگه هیچوقت نمیتونم کاری انجام بدم

101
00:09:36,820 --> 00:09:37,640
‫بعلاوه...

102
00:09:37,960 --> 00:09:38,970
‫فرار کردی، درسته؟

103
00:09:40,110 --> 00:09:41,970
‫غیر ممکنه که فرار کنم

104
00:10:39,190 --> 00:10:40,130
‫عمه

105
00:10:40,880 --> 00:10:43,430
‫موهای مامان قهوه ای بود

106
00:10:45,960 --> 00:10:47,010
‫این سیاهه

107
00:10:49,860 --> 00:10:52,870
‫استخوان ران خیلی بزرگه

108
00:10:54,010 --> 00:10:57,190
‫لگن...این مرده

109
00:10:57,920 --> 00:10:58,910
‫عمه

110
00:11:00,360 --> 00:11:01,380
‫اد

111
00:11:02,920 --> 00:11:05,390
‫این مادر تو نیست

112
00:11:23,450 --> 00:11:27,570
‫درسته، نمیشه مرده ای رو زنده کرد

113
00:11:28,190 --> 00:11:29,940
‫درسته

114
00:11:32,200 --> 00:11:34,380
‫از اولش هم غیر ممکن بود

115
00:11:37,180 --> 00:11:39,310
‫اد، خودت رو جمع و جور کن

116
00:11:39,310 --> 00:11:41,160
‫بلند شو

117
00:11:44,020 --> 00:11:46,190
‫خوبم عمه....

118
00:11:47,280 --> 00:11:50,360
‫از اون روز، این نشانه ی نومیدی بود

119
00:11:51,020 --> 00:11:53,850
‫اما الان، من رو به راه امیدواری سوق میده

120
00:11:57,020 --> 00:11:58,940
‫آل میتونه بدنش رو برگردونه

121
00:12:24,190 --> 00:12:25,480
‫سلام، با کورتیس تماس گرفتید

122
00:12:26,200 --> 00:12:27,660
‫توئی اد

123
00:12:27,660 --> 00:12:28,600
‫چیه؟

124
00:12:29,220 --> 00:12:32,800
‫یه چیزیه که میخوام از شما بپرسم......

125
00:12:33,480 --> 00:12:34,260
‫خوب..

126
00:12:35,890 --> 00:12:36,890
‫چی شده؟

127
00:12:36,890 --> 00:12:38,130
‫درست حرف بزن

128
00:12:41,090 --> 00:12:44,280
‫در مورد وقتیه که سعی کردین بچتون رو زنده کنید...

129
00:12:47,980 --> 00:12:49,410
‫چطور مگه؟

130
00:12:49,960 --> 00:12:55,670
‫استاد، کسی که من و آل تبدیل کردیم مادرمون نبود

131
00:12:57,940 --> 00:13:00,380
‫منظورت چیه؟ میخوای چی بگی؟

132
00:13:01,510 --> 00:13:04,630
‫بچه ای که توسط تبدیل شما درست شد...

133
00:13:05,160 --> 00:13:07,930
‫مطمئنید که بچه ی شماست؟

134
00:13:21,340 --> 00:13:22,320
‫که اینطور...

135
00:13:23,590 --> 00:13:26,670
‫پس پسرم و زنش تو میدان جنگ خیلی کمک کردن

136
00:13:28,450 --> 00:13:29,450
‫خوشحال شدم....

137
00:13:38,690 --> 00:13:39,850
‫اون...

138
00:13:40,430 --> 00:13:42,590
‫هوهنهایم گفت کجا میره؟

139
00:13:42,830 --> 00:13:45,470
‫کی میدونه؟ هیچ یه کلمه هم نمیگه

140
00:13:45,470 --> 00:13:48,100
‫کاملا یادم رفت

141
00:13:48,100 --> 00:13:51,160
‫یه پیام خیلی مهم براش دارم

142
00:13:51,160 --> 00:13:52,400
‫پیام؟

143
00:13:52,400 --> 00:13:53,350
‫آره

144
00:13:53,940 --> 00:13:56,530
‫وصیت تریشیا

145
00:13:58,280 --> 00:14:02,870
‫موقعی که برگشت میتونی بهش بگی؟

146
00:14:03,800 --> 00:14:07,070
‫لطفا بهش بگو نتونستم به قولم عمل کنم

147
00:14:07,560 --> 00:14:10,710
‫که من باید اول برم و متاسفم

148
00:14:12,180 --> 00:14:14,600
‫یه قول؟ چه قولی؟

149
00:14:14,600 --> 00:14:15,760
‫نظری ندارم

150
00:14:16,450 --> 00:14:19,480
‫میبخشی که اینکارو باید بکنی، اما میتونی به جای من اگه دیدیش بهش بگی؟

151
00:14:19,480 --> 00:14:20,960
‫برای چی باید اینکارو بکنم؟

152
00:14:21,310 --> 00:14:25,460
‫شاید اینطوری به نظر نیاد، اما خیلی در مورد شما دو تا نگرانه

153
00:14:26,860 --> 00:14:30,010
‫بعد از اینکه یه مشت تو دهنش زدم پیغام رو بهش میرسونم

154
00:14:32,970 --> 00:14:35,220
‫به مرکز برمیگردی؟

155
00:14:35,220 --> 00:14:37,990
‫آره، فقط برای اینکه آل سرم یه دادی بزنه

156
00:14:38,450 --> 00:14:40,920
‫برای اینکه بدون اینکه چیزی بهش بگم یه عالمه کار کردم

157
00:14:45,570 --> 00:14:47,530
‫این دیگه چیه؟

158
00:14:47,730 --> 00:14:49,230
‫متاسفم

159
00:14:49,740 --> 00:14:50,710
‫تو...

160
00:14:50,710 --> 00:14:52,510
‫پوکیدی

161
00:14:54,310 --> 00:14:55,830
‫و...

162
00:14:55,830 --> 00:14:58,130
‫شماها چه غلطی میکنید؟

163
00:14:58,130 --> 00:14:59,330
‫میخوریم

164
00:15:01,580 --> 00:15:04,170
‫پسر، چه اتفاقی برات افتاده؟

165
00:15:07,730 --> 00:15:10,310
‫هومونکلوس و بری ساطوری؟

166
00:15:10,310 --> 00:15:14,210
‫و از همه مهمتر، یه پس زدن به خاطر تفاوت داشتن بدن و روح....

167
00:15:16,210 --> 00:15:19,350
‫کش آوردن زرهی که باقی مونده...

168
00:15:32,590 --> 00:15:35,560
‫آل میتونه به بدن قبلیش برگرده، درسته؟

169
00:15:35,560 --> 00:15:37,050
‫البته

170
00:15:37,050 --> 00:15:39,150
‫وقتی من بگم بدنش رو برمیگردونه یعنی برمیگردونه

171
00:15:43,130 --> 00:15:44,210
‫آل...

172
00:15:45,280 --> 00:15:49,380
‫چیزی رو که در رزمبول تبدیل کرده بودیم رو در آوردم

173
00:15:52,340 --> 00:15:54,800
‫برای چی همچین کاری کردی؟

174
00:15:54,980 --> 00:15:59,810
‫به خاطر نتیجه اش فهمیدم چیزی که ما تبدیل کرده بودیم مامان نبوده

175
00:16:04,120 --> 00:16:06,420
‫چی؟ ایم یعنی چی؟

176
00:16:06,850 --> 00:16:07,690
‫اما ما...

177
00:16:08,050 --> 00:16:11,920
‫یه چیز دیگه رو کلا تبدیل کردیم

178
00:16:11,920 --> 00:16:14,610
‫امکان نداره، پس من...

179
00:16:14,870 --> 00:16:18,870
‫و الان مطمئنم که میتونیم بدنمون رو برگردونیم

180
00:16:19,620 --> 00:16:20,620
‫واقعا؟

181
00:16:20,870 --> 00:16:21,900
‫آره

182
00:16:22,320 --> 00:16:24,570
‫اما قبل از اینکه بریم سراغ اون قضیه..

183
00:16:24,870 --> 00:16:33,300
‫اون دفعه رو یادته که دعوا میکردیکه کی با ویـ- وینری ازدواج کنه...ها؟

184
00:16:34,520 --> 00:16:36,930
‫اونی که روی پشت بام در موردش صحبت کردیم؟

185
00:16:36,930 --> 00:16:39,810
‫پس جواب رد به آل دادی؟

186
00:16:39,810 --> 00:16:41,810
‫آره، همینطوره

187
00:16:42,320 --> 00:16:45,150
‫خوب، من از شما دوتا یه سوال دارم

188
00:16:45,150 --> 00:16:46,310
‫برای چی بهش جواب رد دادی؟

189
00:16:48,990 --> 00:16:51,650
‫نمیخوام با کسی که از من کوچیکتره ازدواج کنم

190
00:16:54,820 --> 00:16:57,880
‫ارزش یه مرد رو برا اساس قد نسنج

191
00:16:57,880 --> 00:16:58,680
‫ها؟

192
00:16:58,680 --> 00:17:02,200
‫این ربطی به برگردوندن بدن آل داره؟

193
00:17:03,220 --> 00:17:10,260
‫با جمع کردن اینها، اگه ال چیزی بدونه که من ندونم و وینری هم همون چیز رو یادش باشه....

194
00:17:10,260 --> 00:17:12,520
‫یعنی واقعا اتفاق افتاده

195
00:17:12,990 --> 00:17:19,100
‫چون اون چیزی رو که اتفاق افتاده بادش هست، یعنی روحی که به زره پیوند خورده واقعا آل هست

196
00:17:20,450 --> 00:17:26,110
‫با اینکه تونستم روحت رو برگردونم، تونستم تو رو از دروازه بکشم بیرون

197
00:17:27,600 --> 00:17:33,360
‫اگه بتونم روحت رو از دروازه بکشم بیرون پس باید بتونم بدنت رو هم اون طوری برگردونم

198
00:17:33,590 --> 00:17:37,640
‫روح و بدن از هم جدا شدن اما وجود دارن....

199
00:17:39,070 --> 00:17:40,370
‫بری ساطوری

200
00:17:43,540 --> 00:17:45,720
‫ال، سعی کن به یاد بیاری

201
00:17:45,720 --> 00:17:49,420
‫موقعی که درون حقیقت کشیده شدی

202
00:17:52,830 --> 00:17:53,920
‫اون دفعه...

203
00:17:56,670 --> 00:17:59,590
‫من بودم، اونجا بودم

204
00:18:00,630 --> 00:18:03,720
‫درسته، پس من باید....

205
00:18:04,020 --> 00:18:06,270
‫بدنت رو همونطوری که روحت رو بیرون آوردم بیارم بیرون

206
00:18:06,710 --> 00:18:07,480
‫داداش

207
00:18:08,540 --> 00:18:14,940
‫من تو رو از اون نقطه دید میدیدم

208
00:18:16,270 --> 00:18:19,320
‫پس تو داخل اون چیز بودی؟

209
00:18:19,320 --> 00:18:24,130
‫روح احتمالا به خاطر واکنش رد کردن پیوند نخورده

210
00:18:25,760 --> 00:18:30,350
‫پس به روح کسی آسب نزدیم...

211
00:18:34,000 --> 00:18:35,260
‫اقای الریک

212
00:18:35,260 --> 00:18:37,730
‫خانم ایزومی کورتیس رو خط هستن

213
00:18:39,530 --> 00:18:43,000
‫من به دودمان همسر و خودم نگاه کردم

214
00:18:43,960 --> 00:18:48,650
‫و نتیجه ی رنگ پوست و موی اون بچه...

215
00:18:49,180 --> 00:18:52,520
‫امکان نداره که از هر دوی ما باشه

216
00:18:54,370 --> 00:18:55,940
‫پس تونستی یه چیزی رو بفهمی، درسته؟

217
00:18:56,190 --> 00:18:57,140
‫اره

218
00:18:57,140 --> 00:18:59,650
‫اطمینان دارم که میتونم بدن آل رو برگردونم...

219
00:19:00,260 --> 00:19:03,380
‫زنده کردن مرده غیر ممکنه

220
00:19:06,230 --> 00:19:07,170
‫که اینطور...

221
00:19:08,150 --> 00:19:10,420
‫طوری نیست که انگار چیزی رو از قلم انداخته باشم...

222
00:19:11,170 --> 00:19:13,710
‫اما از اولش هم غیر ممکن بود

223
00:19:15,560 --> 00:19:16,570
‫اد

224
00:19:16,570 --> 00:19:17,820
‫بله

225
00:19:19,330 --> 00:19:20,260
‫ممنون

226
00:19:24,850 --> 00:19:26,470
‫استاد چی گفت؟

227
00:19:28,230 --> 00:19:32,570
‫من که اصلا نفهمیدم، اما ازم تشکر کرد

228
00:19:41,640 --> 00:19:42,400
‫آل؟

229
00:19:44,340 --> 00:19:48,790
‫راستش رو بخوای از اون روز بدون وقفه خودم رو سرزنش میکنم

230
00:19:49,980 --> 00:19:51,330
‫که من بودم...

231
00:19:52,240 --> 00:19:55,140
‫که مامان رو تو اون شکل گذاشتم و کشتمش

232
00:19:57,290 --> 00:19:59,050
‫برای من هم اینطوری، آل

233
00:19:59,880 --> 00:20:01,730
‫ممنون داداش...

234
00:20:02,400 --> 00:20:04,990
‫مامان رو نکشتم

235
00:20:09,310 --> 00:20:10,380
‫ایزومی

236
00:20:11,620 --> 00:20:13,550
‫احساس میکنم نجات پیدا کردم

237
00:20:14,550 --> 00:20:17,940
‫بچه مون رو دوبار نکشتم...

238
00:20:21,170 --> 00:20:25,850
‫اما واقعیت اینه که من تو رو اونطوری کردم

239
00:20:26,250 --> 00:20:29,100
‫- بدنت رو برمیگردونم، مهم نیست چطوری

240
00:20:29,100 --> 00:20:29,980
‫داداش

241
00:20:31,140 --> 00:20:33,830
‫ما هر دو یه گناه رو مرتکب شدیم چون هر دومون با اونکار موافق بودیم

242
00:20:34,370 --> 00:20:36,990
‫لطفا طوری صحبت نکن که همش تقصیر توئه

243
00:20:37,910 --> 00:20:39,840
‫سعی میکنی همه کارها رو خودت بکنی...

244
00:20:40,770 --> 00:20:45,720
‫از انکه مردم به خاطر من زجر بکشن خسته شدم

245
00:20:46,350 --> 00:20:48,180
‫آقای هیوز هم همینطور

246
00:20:52,060 --> 00:20:53,600
‫موقعی که در مورد مرگش شنیدم...

247
00:20:54,160 --> 00:20:59,940
‫از ته قلب حس کردم نمیخوام مردم به خاطر برگردوندن بدن من زجر بکشن

248
00:21:04,040 --> 00:21:04,780
‫داداش...

249
00:21:06,020 --> 00:21:08,620
‫حتی اگه اونها بدن انسان رو نداشته باشن.......

250
00:21:08,620 --> 00:21:11,370
‫به مردم همونطور مینگرم درست مثل موقعی که زنده بودن

251
00:21:12,820 --> 00:21:17,700
‫حتی با اینکه در این شکل هستم مردم اطرافم طوری باهام رفتار میکنن انگار آدم هستم

252
00:21:18,710 --> 00:21:25,470
‫میدونم بدنم شبیه به بمب هست، اما بدنی که از گوشت و استخوان درست شده هم در هر لحظه میتونه بمیره

253
00:21:26,640 --> 00:21:31,090
‫پس برای زندگی کردن معمولی این بدن خیلی هم ناجور نیست

254
00:21:31,520 --> 00:21:33,470
‫واقعا اینطور دارم حس میکنم

255
00:21:34,360 --> 00:21:35,050
‫اما...

256
00:21:36,520 --> 00:21:37,980
‫دیگه نمیتونم منتظر بمونم

257
00:21:43,090 --> 00:21:45,290
‫من...من...

258
00:21:46,530 --> 00:21:48,480
‫از اینکه شبها رو تنها بگذرونم خسته شدم

259
00:21:51,550 --> 00:21:55,270
‫این دلیلیه که میخوام بدنم رو برگردونم

260
00:21:56,330 --> 00:21:58,540
‫آره، حتما اینکارو میکنم

261
00:22:00,090 --> 00:22:04,840
‫بعد از اینکه دهن اون یارو "حقیقت" رو گائیدم، بدنت رو از اونجا میکشم بیرون

262
00:22:05,020 --> 00:22:05,880
‫آره

263
00:22:16,100 --> 00:22:16,970
‫ها؟

264
00:22:19,040 --> 00:22:23,640
‫اون همیشه انقدر پشتش بزرگ بود؟

