‫﻿۱
00:22:25,970 --> 00:22:30,970
‫forums.animparadise.com
‫Madman

2
00:00:01,290 --> 00:00:02,340
‫احمق

3
00:00:03,600 --> 00:00:06,440
‫حرف دشمن رو قبول کردی و میل به جنگ رو فراموش کردی؟

4
00:00:07,220 --> 00:00:08,520
‫واقعا متاسفم قربان

5
00:00:09,140 --> 00:00:10,450
‫آرامش خودت رو از دست دادی

6
00:00:10,840 --> 00:00:12,680
‫به راحتی مرگ رو قبول نکن

7
00:00:13,190 --> 00:00:16,030
‫اگه تو یکی از افسرهای من هستی پس این رو به ذهن بسپار

8
00:00:17,180 --> 00:00:18,030
‫بله قربان

9
00:00:19,570 --> 00:00:23,490
‫به اینکه هوای من رو داشته باشی حساب میکنم، آماده باش

10
00:00:23,490 --> 00:00:26,620
‫کلنل،  شما حق ندارید اظهار نظر کنید

11
00:00:26,620 --> 00:00:29,200
‫چطور  فرمانده ای نیتونه توی ماموریت این شکلی گمره بشه؟

12
00:00:29,200 --> 00:00:29,920
‫خفه شو

13
00:00:30,800 --> 00:00:32,050
‫آخ-آخ-آخ-آخ-آخ-آخ-آخ-آخ.....

14
00:00:32,810 --> 00:00:36,180
‫بعلاوه، چرا من با تو توی یه اتاق هستم؟

15
00:00:36,180 --> 00:00:39,050
‫نباید اتاقهای بیمارستان تکی باشه و توش یه پرستار زیبا رو؟

16
00:00:39,610 --> 00:00:40,950
‫باید اینطوری صبر کنید

17
00:00:41,360 --> 00:00:44,040
‫برای من خیلی راحته که از شما مواظبت کنم در حالی که در یک اتاق دارید بهبود پیدا میکنید

18
00:00:44,040 --> 00:00:45,060
‫همینه که نگرانم میکنه

19
00:00:45,940 --> 00:00:48,440
‫چرا اونها نیومدن که ما رو بکشن؟

20
00:00:49,340 --> 00:00:50,440
‫چرا؟

21
00:00:51,000 --> 00:00:53,730
‫برای چی گذاشتی اون یارو آتشی زنده بمونه؟

22
00:00:53,730 --> 00:00:55,860
‫اون لاست رو آتش زد و کشت

23
00:00:56,920 --> 00:00:59,740
‫لاست....مرده...

24
00:00:59,740 --> 00:01:02,660
‫هنوز دیر نشده، برو بکشش

25
00:01:03,170 --> 00:01:07,040
‫روی موستانگ، میتونیم ازش استفاده کنیم

26
00:01:07,300 --> 00:01:10,730
‫استفاده؟ نگو که میخوای مجبورش کنی که....

27
00:01:11,770 --> 00:01:13,490
‫نگران نباش

28
00:01:13,490 --> 00:01:17,290
‫پدر من رو مسئول اینکار کرده

29
00:02:51,270 --> 00:02:53,110
‫اگه تجزیه بشه چی میشه؟

30
00:02:53,390 --> 00:02:54,150
‫چی؟

31
00:02:54,690 --> 00:02:58,570
‫بدنم در اونطرف دروازه هیچ غذائی دریافت نکرده

32
00:02:59,210 --> 00:03:01,410
‫حتی اگه بتونم به بدنی اون شکلی برگردم....

33
00:03:01,660 --> 00:03:04,580
‫داداش،وینری

34
00:03:07,600 --> 00:03:09,230
‫واقعا اد؟

35
00:03:12,050 --> 00:03:16,600
‫این فقط یه فرض هست، اما موقعی که ما سعی کردیم مادر رو تبدیل کنیم

36
00:03:16,600 --> 00:03:20,630
‫ما از خون خود مان استفاده کردیم برای فرمول اطلاعاتی روح مامان،درسته؟

37
00:03:20,630 --> 00:03:21,680
‫آره

38
00:03:21,680 --> 00:03:26,930
‫بعدش ما به اونطرف رفتیم و تجزیه شدیم

39
00:03:28,440 --> 00:03:34,440
‫نمیدونم یعنی ممکنه که مغز ما در اون زمان به هم پیچیده شده باشه؟

40
00:03:34,730 --> 00:03:36,200
‫منظورت چیه؟

41
00:03:36,200 --> 00:03:41,820
‫شاید ممکن باشه که بدن من و تو هم اینطوری به هم پییوسته باشه

42
00:03:42,710 --> 00:03:45,780
‫- میدونی، نسبت به سنم من خیلی کوتـ

43
00:03:48,160 --> 00:03:48,920
‫کوتـ...

44
00:03:49,730 --> 00:03:50,960
‫کوتاه...

45
00:03:50,960 --> 00:03:52,280
‫گفت

46
00:03:52,280 --> 00:03:54,210
‫تونست با واقعیت رو به رو بشه

47
00:03:55,680 --> 00:03:59,660
‫پس داری میگی اینکه اهدازه ی قد تو به رشد آل وابسته هست؟

48
00:03:59,660 --> 00:04:01,470
‫به نظر من که نظریه ی دیوانه واری هست

49
00:04:01,960 --> 00:04:03,970
‫اینطوری هم نیست

50
00:04:03,970 --> 00:04:06,500
‫تو کوتاهی به خاطر اینکه شیر نمیخوری

51
00:04:06,500 --> 00:04:08,200
‫باز هم این موضوع؟

52
00:04:08,200 --> 00:04:09,380
‫البته

53
00:04:09,380 --> 00:04:12,510
‫حالا که یادم میاد، داداش همیشه خوابه

54
00:04:12,910 --> 00:04:16,480
‫ممکنه که اون به جای من میخوابه؟

55
00:04:16,480 --> 00:04:17,120
‫بخورش

56
00:04:17,120 --> 00:04:18,330
‫گفتم نه

57
00:04:17,340 --> 00:04:18,370
‫تند باش

58
00:04:18,330 --> 00:04:19,210
‫نه

59
00:04:20,740 --> 00:04:21,970
‫اگه اینطوری باشه عالیه

60
00:04:21,970 --> 00:04:22,780
‫بخور

61
00:04:22,780 --> 00:04:23,240
‫نه

62
00:04:27,390 --> 00:04:28,780
‫کلنل رو ملاقات کنی؟

63
00:04:29,050 --> 00:04:32,790
‫هاووک هم صدمه دیده، برای همین میخوایم یه عیادت درست حسابی ازشون بکنیم

64
00:04:33,390 --> 00:04:37,080
‫مطمئن نیستم اگه کلنل نمیومد کمک ما امروز زنده بودیم

65
00:04:39,240 --> 00:04:41,000
‫برای همین شما اینجا هستید، گروهبان فیوری؟

66
00:04:42,030 --> 00:04:43,840
‫یه چند تا پیغام برای ستوان میبرم

67
00:04:45,490 --> 00:04:49,550
‫فاصله ی تقریبی دروازه ی بزرگ رو حساب کردم...

68
00:04:50,230 --> 00:04:53,230
‫با حساب کردن قدمهائی از موقعی که وارد آزمایشگاه شماره ی سه شدم

69
00:04:54,340 --> 00:04:59,530
‫مکان دقیق نا معلومه، برای همین من دایره ای کشیدم با مرکزیت آزمایشگاه و....

70
00:05:02,460 --> 00:05:04,060
‫پایگاه مرکزی؟

71
00:05:04,060 --> 00:05:06,070
‫و بالاهش، ساختمانی هست که....

72
00:05:06,420 --> 00:05:08,420
‫پیشوا اونجا اقامت داره

73
00:05:08,420 --> 00:05:10,730
‫هومونکلوس عا زیر اونجا هستن؟

74
00:05:11,660 --> 00:05:15,960
‫پس احتمال این وجود داره که پیشوا هم به اونها مرتبط باشه...

75
00:05:17,490 --> 00:05:22,510
‫اگه باشه، پس چرا گرید و افرادش رو کشت؟

76
00:05:23,080 --> 00:05:25,300
‫هنوز هم مشکوکه، اگه بهشون مرتبط نیست

77
00:05:25,300 --> 00:05:28,010
‫بدون اینکه اطلاعاتی ازشون بدست  بیاره کشتشون

78
00:05:28,840 --> 00:05:32,010
‫پیشوا...مشکوکه

79
00:05:33,700 --> 00:05:37,570
‫به هر حال  دشمن خیلی زیاد در میان افسرهای درجه بالا نفوذ کرده

80
00:05:37,570 --> 00:05:40,390
‫از این به بعد باید خیلی با احتیاط نزدیکش بشیم

81
00:05:40,920 --> 00:05:43,070
‫تمام فلزی، مواظب خودت باش

82
00:05:47,420 --> 00:05:49,780
‫هومونکلوس ها و پیشوا....

83
00:05:52,470 --> 00:05:54,830
‫شاید از چیزی که انتظار  داشتیم ماهی بزرگتری گیرمون بیاد

84
00:05:55,420 --> 00:05:57,860
‫من هم حس میکنم که یه کم بزرگتره...

85
00:05:57,860 --> 00:05:59,670
‫وگرنه خیلی با ارزش نیست

86
00:06:00,290 --> 00:06:03,450
‫خوب، خیلی کار براتون دارم که انجام بدید

87
00:06:03,450 --> 00:06:05,500
‫آره، در اون مورد

88
00:06:05,950 --> 00:06:07,920
‫من نمیتونم همکاری کنم

89
00:06:11,100 --> 00:06:14,390
‫نمیتونم...پاهام رو حس کنم

90
00:06:17,060 --> 00:06:18,090
‫متاسفم

91
00:06:19,150 --> 00:06:20,600
‫مثل اینکه بازنشستگی پیش از موعد میشم

92
00:06:29,110 --> 00:06:31,790
‫حالت خوب نیست؟

93
00:06:31,790 --> 00:06:33,200
‫کمردرد

94
00:06:33,200 --> 00:06:37,280
‫پزشک قانونی ها همیشه سر پا هستن بخاطر همین برای آدم پیری مثل من شغل سختیه

95
00:06:40,080 --> 00:06:44,200
‫موقعی که شنیدم تو اون رو کشتی سریع فهمیدم

96
00:06:44,880 --> 00:06:46,210
‫میخای چکار کنی؟

97
00:06:46,920 --> 00:06:50,870
‫با اینکه میدونستی من یه نقشه ای دارم اعلام کردی که اون چیز ستوان دوم رز هست؟

98
00:06:51,290 --> 00:06:53,050
‫دوستهای دوران جنگ فوق العاده هستن

99
00:06:53,050 --> 00:06:56,930
‫ما دوست نیستیم، بیشتر شبیه به شریک جنایت هستیم

100
00:06:57,390 --> 00:07:00,320
‫تو میسوزاندیشون و من هم کالبد شکافی میکردم

101
00:07:00,320 --> 00:07:03,450
‫ایشبال یه آزمایشگاه خیلی بزرگ بود

102
00:07:08,270 --> 00:07:12,670
‫اگه به ریسک کردن ادامه بدی، به جای چیزی که دنبالشی یه چیز دیگه گیرت میاد

103
00:07:13,220 --> 00:07:15,020
‫قبلا انجام شده

104
00:07:17,950 --> 00:07:19,470
‫اتفاقی افتاده؟

105
00:07:21,380 --> 00:07:22,430
‫رفیقم...

106
00:07:24,360 --> 00:07:27,800
‫به خاطر جراحت ستون فقرات از کمر به پائین فلج شده

107
00:07:33,760 --> 00:07:37,930
‫اجازه ی یه نخ سیگار تو روز رو دارم

108
00:07:39,630 --> 00:07:43,850
‫خنده دار نیست؟ یه زن زخمی ات کنه و مجبور بشی بازنشست بشی

109
00:07:45,170 --> 00:07:46,940
‫بعد از اینکه بازنشست شدی چکار میخوای بکنی؟

110
00:07:48,070 --> 00:07:50,260
‫خانواده ام یه فروشگاه رو اداره میکنن

111
00:07:51,340 --> 00:07:52,860
‫اقلا میتونم با جواب دادن به تلفن ها کمکی کنم

112
00:07:54,010 --> 00:07:55,620
‫اتومیل استفاده نمیکنی؟

113
00:07:58,290 --> 00:08:02,470
‫گفتن چون شبکه ی عصبی قسمت پائین بدنم هنوز قطع نشده امکان پذیر نیست

114
00:08:04,690 --> 00:08:06,790
‫بازنشستگی یه ذره هم بهت نمیاد

115
00:08:12,170 --> 00:08:12,940
‫کلنل

116
00:08:14,540 --> 00:08:16,050
‫در موردپاهای هاووک...

117
00:08:16,550 --> 00:08:18,760
‫این چیزیه که از کیمیاگر تمام فلزی گرفتم

118
00:08:20,310 --> 00:08:22,190
‫دکتر مارکو

119
00:08:22,190 --> 00:08:24,980
‫کیمیاگری که در پزشکی تبحر داره

120
00:08:25,550 --> 00:08:26,700
‫سنگ کیمیا؟

121
00:08:27,270 --> 00:08:29,360
‫امکان داره مرخصی من رو افزایش بدید؟

122
00:08:31,050 --> 00:08:31,990
‫اجازه اش رو میدم

123
00:08:32,230 --> 00:08:33,170
‫برو

124
00:08:38,190 --> 00:08:39,580
‫ستوان

125
00:08:40,740 --> 00:08:42,200
‫از تعطیلاتتون برگشتید قربان؟

126
00:08:42,940 --> 00:08:44,500
‫سفرتون به شرق چه طور بود؟

127
00:08:47,410 --> 00:08:49,000
‫نمیتونی به کسی بگی

128
00:08:50,260 --> 00:08:53,270
‫یه جای عالی بود به یه عالمه زیبا رو

129
00:08:53,270 --> 00:08:54,490
‫که اینطور...

130
00:08:54,490 --> 00:08:56,110
‫راستی ستوان

131
00:08:56,640 --> 00:08:59,260
‫این از دژبانی مرکز هست

132
00:08:59,780 --> 00:09:02,700
‫میخواستن که همه ی کیمیاگرهای ایالتی در موردش بدونن

133
00:09:03,780 --> 00:09:04,810
‫این...

134
00:09:08,600 --> 00:09:09,710
‫چطور بود؟

135
00:09:11,020 --> 00:09:14,530
‫موقعی که گفتم کیمیاگر ایالتی هستم بدون مشکل گذاشتن داخل برم

136
00:09:15,090 --> 00:09:16,810
‫راه ورود در زیرزمین چی؟

137
00:09:16,810 --> 00:09:18,180
‫اونجا نبود

138
00:09:19,240 --> 00:09:22,200
‫اما نشانه هائی بود که توسط کیمیاگری مخفی شده

139
00:09:23,360 --> 00:09:26,680
‫انقدر ابله نیستن که راه ورود رو باز بزارن

140
00:09:27,920 --> 00:09:29,230
‫فهمیدم

141
00:09:29,230 --> 00:09:33,260
‫فکر نکنم برامون ممکن باشه از اونجا وارد بشیو و هومونکلوس ها رو ببینیم

142
00:09:33,840 --> 00:09:39,020
‫در مورد اینکه من یه قربانی مهم هستم . نباید کشته بشم صحبت میکردن

143
00:09:39,020 --> 00:09:40,470
‫در مورد من هم همین حرف رو زدن

144
00:09:40,720 --> 00:09:43,750
‫که میتونم قربانی بشم چون دروازه رو باز کردم

145
00:09:44,120 --> 00:09:46,430
‫حدس میزنم این قربانی ها...

146
00:09:46,430 --> 00:09:50,480
‫کیمیاگرهائی هستن که دروازه رو باز کردن وبرگشتن

147
00:09:50,870 --> 00:09:54,170
‫چه نقشه ای دارن که میخوان ما رو قربانی کنن؟

148
00:09:54,700 --> 00:09:56,490
‫به زور ازشون اعتراف میگیریم

149
00:09:56,780 --> 00:09:57,980
‫ادوارد

150
00:09:58,630 --> 00:10:00,280
‫گر.هبان بروش؟

151
00:10:00,570 --> 00:10:01,720
‫خیلی عالیه شد که پیدات کردم

152
00:10:02,460 --> 00:10:04,260
‫چی شده؟

153
00:10:04,260 --> 00:10:05,950
‫باید سریع برگردی به هتل

154
00:10:06,310 --> 00:10:08,360
‫اگه بخوای محافظ خیر میکنم

155
00:10:10,290 --> 00:10:12,800
‫یه اخطار به تمام دژبانی های مرکز

156
00:10:13,200 --> 00:10:15,720
‫مثل اینکه اسکار باز تو مرکز پیداش شده

157
00:10:16,090 --> 00:10:18,640
‫سه کشته، تماموشن هم کیمیاگرهای ایالتی هستن

158
00:10:18,640 --> 00:10:20,470
‫چند نفر دیگه هم مجروح شدن

159
00:10:21,250 --> 00:10:25,710
‫سبق گفته ی شاهدان ، روی پیشونیش یه شکل ضربدری داشته

160
00:10:25,710 --> 00:10:29,940
‫یه ایشبالی که دست راستش کاملا خالکوبیه

161
00:10:33,580 --> 00:10:36,600
‫خالکوبی...روی دست راستش

162
00:10:43,700 --> 00:10:46,370
‫اسکار ، راکبل ها رو کشته؟

163
00:10:47,170 --> 00:10:49,800
‫هنوز مطمئن نیستم

164
00:10:49,800 --> 00:10:50,910
‫امکان نداره...

165
00:10:51,470 --> 00:10:54,630
‫داداش نمیتونی در این مورد به وینری چیزی بگی

166
00:10:54,630 --> 00:10:55,880
‫فکر کردی دلم میخواد

167
00:10:56,580 --> 00:10:59,170
‫اصلا دلم نمیخواد که دوباره گریون ببینمش

168
00:11:00,190 --> 00:11:01,320
‫من هم همینطور

169
00:11:03,430 --> 00:11:06,510
‫فکر کنم باید باز با اسکار رو به رو بشیم

170
00:11:06,510 --> 00:11:08,580
‫میخوای حقیقت رو بفهمی؟

171
00:11:08,580 --> 00:11:11,440
‫اون هم هست، اما یه چیز دیگه در ذهن دارم

172
00:11:12,130 --> 00:11:14,060
‫ازش استفاده میکنیم که هومونکلوس ها رو بکشیم بیرون

173
00:11:14,060 --> 00:11:15,090
‫ها؟

174
00:11:15,630 --> 00:11:18,050
‫اونها من رو زنده میخوان

175
00:11:18,530 --> 00:11:21,960
‫پس اگه توسط اسکار بهم حمله بشه و در خطر باشم...

176
00:11:22,400 --> 00:11:23,870
‫اونها خودشون رو نشون میدن؟

177
00:11:23,870 --> 00:11:26,080
‫من که احتمالش رو کم میدونم..

178
00:11:26,340 --> 00:11:28,450
‫اما از یه جا نشستن و کاری نکردن که بهتره

179
00:11:28,450 --> 00:11:32,480
‫اما دفعه ی قبل تو سه سوت شکستمون داد

180
00:11:34,110 --> 00:11:37,250
‫مطمئنم که ما....کمی قویتر شدیم

181
00:11:37,830 --> 00:11:42,200
‫اما اگه حتی هومونکلوس ها خودشون رو نشون بدن چطوری باید گیرشون بندازیم؟

182
00:11:42,200 --> 00:11:44,590
‫نه تنها قوی هستن، شکست ناپذیر هم هستن

183
00:11:45,340 --> 00:11:46,570
‫شکست ناپذیر؟

184
00:11:46,570 --> 00:11:48,030
‫یعنی...

185
00:11:48,030 --> 00:11:49,850
‫جاودان، درسته؟

186
00:11:51,400 --> 00:11:53,100
‫باز هم از پنجره...

187
00:11:54,470 --> 00:11:57,020
‫تو ان ماموریت کمکتون میکنیم

188
00:11:57,320 --> 00:11:58,500
‫چی؟

189
00:11:58,500 --> 00:12:00,820
‫ما به مشکلات توی ارتش علاقه ای نداریم

190
00:12:00,820 --> 00:12:04,400
‫اما اگه در مورد هومونکلوس و یا جاودانگی باشه ، میشه در موردش حرف زد

191
00:12:06,500 --> 00:12:09,200
‫ها؟ به ما شک داری؟

192
00:12:09,880 --> 00:12:13,690
‫- از شما متشکریم که ستوان دوم رز رو نجات دادید، اما

193
00:12:13,690 --> 00:12:15,830
‫هر چی تعداد نفراتتون بیشتر باشه بهتره، درسته؟

194
00:12:17,030 --> 00:12:18,370
‫ما هم خیلی جدی هستیم

195
00:12:19,050 --> 00:12:21,130
‫آینده ی تمام قبیله بر عهده ی من هست

196
00:12:27,390 --> 00:12:28,890
‫باشه

197
00:12:28,890 --> 00:12:31,600
‫بهتره با هومونکلوس فرار نکنی

198
00:12:31,860 --> 00:12:36,140
‫ما سر قولمون هستیم، به هر حال نمک گیرت شدیم

199
00:12:36,140 --> 00:12:37,360
‫نمک گیر؟

200
00:12:41,010 --> 00:12:42,780
‫سرویس اتاق؟

201
00:12:43,050 --> 00:12:44,490
‫اینجا غذاهاش حرف نداره

202
00:12:44,650 --> 00:12:47,030
‫غذا و کوفت

203
00:12:48,450 --> 00:12:49,950
‫خفه شو

204
00:12:49,950 --> 00:12:52,080
‫فردا صبح باید بیدا بشم، نمیتونم با این همه سر و صدا کچه ی مرگم رو بزارم

205
00:12:52,320 --> 00:12:56,250
‫- درسته، فردا میری به راش والی

206
00:12:59,050 --> 00:13:02,930
‫وایسا، مسافرت رو لغو کن و یه مدت بیشتر تو مرکز بمون

207
00:13:02,930 --> 00:13:03,670
‫چی؟

208
00:13:04,390 --> 00:13:06,480
‫خوب، میدونی، چطور باید بگم؟

209
00:13:06,480 --> 00:13:11,680
‫دستم شاید دوباره بشکنه، یا دقیقترش رو بخوای...حتما میشکنه

210
00:13:12,340 --> 00:13:14,490
‫خیال داری که بشکنیش؟

211
00:13:14,490 --> 00:13:16,970
‫نه، روح داداش

212
00:13:18,310 --> 00:13:19,190
‫واقعا که...

213
00:13:20,560 --> 00:13:23,110
‫کار خطرناکی نکنید، باشه؟

214
00:13:31,470 --> 00:13:33,930
‫دکتر، دکتر

215
00:13:33,930 --> 00:13:35,290
‫خونه ای؟

216
00:13:44,390 --> 00:13:45,490
‫لعنت

217
00:13:48,350 --> 00:13:51,120
‫که اینطور...کارت خوب یود،

218
00:13:54,070 --> 00:13:55,260
‫یه بن بست دیگه...

219
00:14:02,060 --> 00:14:04,320
‫خوب، اگه من رو ببخشی

220
00:14:09,280 --> 00:14:10,380
‫اونها کی بودن؟

221
00:14:10,380 --> 00:14:13,260
‫مادرم و یه نفر از اداره ی بازنشستگی

222
00:14:15,110 --> 00:14:17,480
‫کاغذ بازی های بازنشستگی رو کامل کردم

223
00:14:18,790 --> 00:14:21,650
‫هنوز قطعی نشده که تو نتونی بهبود پیدا کنی

224
00:14:21,650 --> 00:14:25,380
‫انقدر ابله هم نیستم که نفهمم الان بی خاصیت شدم

225
00:14:26,440 --> 00:14:27,170
‫اما...

226
00:14:28,560 --> 00:14:30,760
‫تو به پیاده نظامی که نتونه تکون بخوره احتیاج نداری،درسته؟

227
00:14:35,270 --> 00:14:37,270
‫اصلا هیچ نطری نداری که چه نگاه رقت انگیزی الان داری...

228
00:14:38,410 --> 00:14:40,730
‫من رو بزار و برو

229
00:14:40,910 --> 00:14:43,380
‫وقت داری که نگران زیردستهائی مثل من باشی؟

230
00:14:43,380 --> 00:14:46,250
‫قولی با هیوز ندادی که باید بهش عمل کنی؟

231
00:14:46,250 --> 00:14:48,070
‫به همدردی تو اجتیاجی ندارم

232
00:14:46,820 --> 00:14:48,070
‫ستوان دوم هاووک

233
00:14:54,830 --> 00:14:56,910
‫بزار که تسلیم بشم

234
00:14:58,750 --> 00:14:59,930
‫خواهش میکنم..

235
00:15:06,520 --> 00:15:07,410
‫باشه

236
00:15:08,380 --> 00:15:09,360
‫تو رو رها میکنم

237
00:15:14,990 --> 00:15:17,140
‫رهات میکنم اما بهتره که به من برسی

238
00:15:18,430 --> 00:15:19,870
‫من جلو جلو میرم

239
00:15:20,510 --> 00:15:21,740
‫اون بالا منتظرت هستم

240
00:15:26,640 --> 00:15:32,240
‫اون حتی من رو رها نکرد، کسی که مرگ رو قبول کرده بود

241
00:15:33,240 --> 00:15:35,290
‫بهم گفت که روم حساب میکنه هواش رو داشته باشم

242
00:15:35,860 --> 00:15:37,190
‫نمیتونه افرادش رو رها کنه

243
00:15:39,020 --> 00:15:40,080
‫یه احمقه...

244
00:15:40,600 --> 00:15:46,090
‫غیر ممکنه با همچین اخلاقی به قله ی قدرت این کشور برسه...

245
00:15:46,960 --> 00:15:50,970
‫فکر میکنم برای همه ی ما بهتره یه احمقی مثل اون بین ما باشه

246
00:15:57,820 --> 00:15:59,910
‫یونیفرم من روبیار

247
00:16:00,500 --> 00:16:02,490
‫در وضعیتی نیستید که از بیمارستان ترخیص بشید...

248
00:16:02,970 --> 00:16:03,980
‫نزار که دوباره تکرا کنم

249
00:16:09,640 --> 00:16:10,800
‫بله قربان

250
00:16:14,340 --> 00:16:16,320
‫نگاه کن چکار کردی

251
00:16:16,820 --> 00:16:18,400
‫متاسفم

252
00:16:20,000 --> 00:16:21,970
‫فکر کنم برای امروز باید کار رو تعطیل کنم

253
00:16:22,380 --> 00:16:24,410
‫مثل اینکه تو دردسر افتادید

254
00:16:25,780 --> 00:16:30,250
‫کیمیاگر ایالتی ادوارد الریک برای جان فشانی آماده هست

255
00:16:33,920 --> 00:16:35,730
‫شگفت انگیر بود بچه

256
00:16:35,730 --> 00:16:39,260
‫خیلی ممنون، چقدر باید بپردازم؟

257
00:16:39,260 --> 00:16:40,470
‫بپردازی؟

258
00:16:40,470 --> 00:16:42,810
‫اصلا احتیاجی نیست

259
00:16:43,070 --> 00:16:48,000
‫یه گلدان با ارزش رو شکستم، میتونی این رو تعمیر کنی؟

260
00:16:48,000 --> 00:16:49,650
‫مشکلی نیست

261
00:16:59,620 --> 00:17:01,790
‫ادوارد الریک

262
00:17:01,790 --> 00:17:07,330
‫من ادوارد الریک هستم، کیمیاگر ایالتی شهر شما

263
00:17:07,330 --> 00:17:08,150
‫این رو هم درست کنید

264
00:17:08,150 --> 00:17:09,290
‫لطفا تعمیرش کنید

265
00:17:12,970 --> 00:17:15,790
‫تمام شهر داره در مورد من صحبت میکنه

266
00:17:15,790 --> 00:17:17,990
‫با اون کارها هیچ تعجبی نداره

267
00:17:20,580 --> 00:17:23,680
‫تمام فلزی، اصلا این کار ها رو از تو انتظار نداشتم

268
00:17:23,860 --> 00:17:24,960
‫کلنل؟

269
00:17:24,960 --> 00:17:27,130
‫حالت انقدر خوبه که از بیمارستان ترخیص شدی؟

270
00:17:27,130 --> 00:17:28,270
‫فکر کنم

271
00:17:30,100 --> 00:17:32,000
‫در مورد ستوان دوم هاووک شنیدم

272
00:17:32,370 --> 00:17:33,610
‫اگه از دکتر مارکو سوال کنی، شاید اون بتونه...

273
00:17:33,610 --> 00:17:34,230
‫وایسا

274
00:17:35,470 --> 00:17:36,520
‫در انزار عمومی هستیم

275
00:17:37,190 --> 00:17:38,360
‫بپر بالا

276
00:17:40,380 --> 00:17:42,120
‫دوباره که فکر میکنم باید بگم برو بیرون....

277
00:17:43,680 --> 00:17:45,770
‫دکتر مارکو گم شده؟

278
00:17:45,770 --> 00:17:48,460
‫احتمالا توسط اونها دزدیده شده

279
00:17:50,470 --> 00:17:52,430
‫به هر حال، تمام فلزی

280
00:17:52,430 --> 00:17:53,880
‫در مورد اسکار شنیدی، درسته؟

281
00:17:55,000 --> 00:17:58,130
‫این کارها رو میکنی که حواس اون رو به خودت جلب کنی؟

282
00:17:59,520 --> 00:18:01,890
‫میخوام که من رو پیدا کنه

283
00:18:01,890 --> 00:18:04,550
‫احتیاج دارم که دوباره باهاش بجنگم

284
00:18:04,550 --> 00:18:06,000
‫احمق نباش

285
00:18:06,000 --> 00:18:08,730
‫یادت رفته در شهر شرقی چه بلائی سرت اومد؟

286
00:18:08,730 --> 00:18:12,110
‫حالا از اسکار میترسی؟

287
00:18:12,260 --> 00:18:16,800
‫اگه درست یادم باشه آخرین بار کلا مثل یه مترسک بی خاصیت بودی

288
00:18:16,800 --> 00:18:18,700
‫من رو دست کم نگیر، هوای امروز خوبه

289
00:18:20,070 --> 00:18:22,860
‫و بعلاوه، تو خسته ای

290
00:18:22,860 --> 00:18:24,350
‫کاملا به درد نخوری مگه نه؟

291
00:18:24,350 --> 00:18:25,250
‫خفه شو

292
00:18:28,800 --> 00:18:30,500
‫نگاه کن، اینجاست

293
00:18:30,900 --> 00:18:34,500
‫چی شده؟ الان که اصلا بارون نمیاد، اما تو کاملا خیس شدی

294
00:18:35,210 --> 00:18:36,560
‫وایسا ستوان

295
00:18:36,560 --> 00:18:37,630
‫شلیک نکن

296
00:18:37,630 --> 00:18:38,800
‫چی میگی؟

297
00:18:39,350 --> 00:18:42,890
‫فکر کنم درست مثل کلنل دوست دارم ماهی شکار کنم

298
00:18:49,130 --> 00:18:52,240
‫ما با استفاده از داداش به عنوان طعمه میخوایم هومونکلوس ها رو بیرون بکشیم

299
00:18:52,670 --> 00:18:56,440
‫چون داداش قربانی مهمی هست و اونها زنده میخوانش

300
00:18:57,100 --> 00:18:58,050
‫این خیلی خطرناکه...

301
00:18:58,050 --> 00:19:00,370
‫بیشتر از این تلفات نمیخوایم

302
00:19:00,370 --> 00:19:02,870
‫پس چه من یا داداش باید طعمه بشه

303
00:19:04,670 --> 00:19:09,540
‫چی میشه اگه اسکار قبل از اینکه هومونکلوس ها بیان بیرون کشته بشه؟

304
00:19:09,540 --> 00:19:12,170
‫میتونی این کار رو ردیفش کنی، درسته؟

305
00:19:13,070 --> 00:19:15,540
‫حالا داری بهش امر و نهی میکنی، ها؟

306
00:19:15,540 --> 00:19:16,960
‫جیگر داری

307
00:19:17,620 --> 00:19:20,120
‫اگه یه هومونکلوس گیر آوردی خبرش رو به من بده

308
00:19:20,120 --> 00:19:20,930
‫باشه

309
00:19:29,060 --> 00:19:30,990
‫گروهبان فیوری خونه اش همین نزدیکیه

310
00:19:31,450 --> 00:19:31,980
‫بریم

311
00:19:32,180 --> 00:19:33,160
‫باشه

312
00:19:36,710 --> 00:19:37,980
‫شروع شد

313
00:19:42,530 --> 00:19:44,530
‫شما دو تا، لطفا عقب وایسید

314
00:19:44,530 --> 00:19:47,060
‫شلیک نکن، داداش رو میزنی

315
00:19:47,620 --> 00:19:51,490
‫لعنتی...اگه اسکار تیر بخوره همه چیر تمومه

316
00:19:51,490 --> 00:19:54,570
‫بدبختی نباید خیلی بهش نزدیک و یا دور بشم

317
00:19:54,930 --> 00:19:56,710
‫هومونکلوس کی میای اینجا؟

318
00:19:57,540 --> 00:19:59,710
‫کانالی که ارتش ازش استفاده میکنه....

319
00:20:00,320 --> 00:20:01,360
‫فهمیدم

320
00:20:01,360 --> 00:20:03,130
‫همونطور که از فیوری انتظار داشتم

321
00:20:04,750 --> 00:20:07,120
‫دژبانی منطقه ی سوم گزارش میده

322
00:20:07,120 --> 00:20:08,970
‫الان در حال جنگ با اسکار هستیم

323
00:20:08,970 --> 00:20:10,500
‫درخواست کمک فوری داریم

324
00:20:10,500 --> 00:20:13,230
‫تو، وایسا...چکار میکنی؟

325
00:20:14,150 --> 00:20:16,350
‫خوب، بعدی منطقه ی هفده هست

326
00:20:17,090 --> 00:20:18,600
‫داره جالب میشه

327
00:20:18,600 --> 00:20:19,230
‫- این

328
00:20:19,640 --> 00:20:21,190
‫چه اتفاقی داره میفته؟

329
00:20:21,190 --> 00:20:22,950
‫اسکار در منطقه ی ۱۷ هم هست؟

330
00:20:22,950 --> 00:20:24,640
‫پس اسکار متطقه ی ۳ دیگه چه صیغه ای هست؟

331
00:20:24,640 --> 00:20:27,480
‫کلنل داگلاس، اسکار در منطقه ی هست هم دیده شده

332
00:20:27,480 --> 00:20:28,160
‫چی؟

333
00:20:28,910 --> 00:20:31,640
‫دژبانی مرکز از منتطقه ی ۸ گزارش میده

334
00:20:31,640 --> 00:20:33,250
‫اسکار  و یه پسر الان در حال جنگ کردن هستن

335
00:20:33,970 --> 00:20:36,210
‫پسره کیمیاگر تمام فلزیه

336
00:20:36,210 --> 00:20:37,250
‫شلیک نکنید

337
00:20:37,490 --> 00:20:39,060
‫گزارش ها اشتباه در همه جا هست

338
00:20:39,060 --> 00:20:40,760
‫یه اسکار چهارمی؟ این دیگه چه جورشه؟

339
00:20:40,760 --> 00:20:43,060
‫اینجا منطقه ی ۳ هست، همه چیز آرومه

340
00:20:43,060 --> 00:20:46,340
‫اینجا منطقه ی ۸ هست، اسکار رو پیدا کردیم، درخواست نیروی کمکی داریم

341
00:20:52,010 --> 00:20:53,210
‫گلاتونی

342
00:20:53,210 --> 00:20:55,350
‫بوش رو حس میکنم، بوش رو حس میکنم

343
00:20:55,350 --> 00:20:57,360
‫بوی اون ایشبالیه

344
00:20:59,450 --> 00:21:02,780
‫یه چیزی رو حس کردم...لان فان تو چی؟

345
00:21:02,780 --> 00:21:03,620
‫آره

346
00:21:04,060 --> 00:21:04,860
‫خوب، بریم

347
00:21:08,660 --> 00:21:09,700
‫دنبال چی هست؟

348
00:21:09,700 --> 00:21:12,160
‫نابود کردن دست یا اتومیلم؟

349
00:21:12,480 --> 00:21:13,330
‫داداش

350
00:21:20,140 --> 00:21:22,170
‫خوش شانسی...

351
00:21:22,710 --> 00:21:25,010
‫انرژی تجزیه سازی رو باطل کرد؟

352
00:21:25,010 --> 00:21:26,600
‫خیلی خزطرناک بود...

353
00:21:28,510 --> 00:21:30,140
‫خالکوبی در دست راست

354
00:21:30,520 --> 00:21:32,260
‫حرومزاده...

355
00:21:32,260 --> 00:21:33,910
‫پس تو بودی

356
00:21:34,310 --> 00:21:36,940
‫بوش رو حس میکنم ، بوش رو حس میکنم

357
00:21:42,770 --> 00:21:45,140
‫هی، چطورید؟

358
00:21:45,140 --> 00:21:47,360
‫داخل بدن عجیبی دارید

359
00:21:48,060 --> 00:21:49,870
‫چقدر آدم داخلتون دارید؟

360
00:21:51,380 --> 00:21:52,160
‫کی؟

361
00:21:52,820 --> 00:21:54,470
‫فرار کردن بیفایدست

362
00:21:54,470 --> 00:21:57,830
‫هاله ی شما رو از یک فرسخی میتونم احساس کنم

363
00:21:58,610 --> 00:22:00,720
‫دشمن؟دشمن؟

364
00:22:01,630 --> 00:22:04,010
‫میتونم بخورمت؟

365
00:22:04,440 --> 00:22:05,130
‫همونطور که فکر میکردم

366
00:22:05,400 --> 00:22:06,840
‫یه هومونکلوس

367
00:22:06,840 --> 00:22:10,340
‫میتونی ما رو حس کنی؟

368
00:22:13,660 --> 00:22:15,330
‫یه توانائی پر دردسر

369
00:22:16,450 --> 00:22:17,480
‫از بین میبرمت

370
00:22:19,980 --> 00:22:20,480
‫لان فان

371
00:22:21,060 --> 00:22:21,980
‫فرار کن

372
00:22:24,690 --> 00:22:25,970
‫لان فان

