‫﻿۱
00:01:37,320 --> 00:01:39,570
‫پسر، حتی یه لقمه هم کوفت نکردی؟

2
00:01:39,570 --> 00:01:42,400
‫تو نامزد خیلی مهمی برای قربانی شدن هستی

3
00:01:44,220 --> 00:01:47,540
‫احتیاج داریم که سر حال باشی

4
00:01:47,540 --> 00:01:50,000
‫گوش میکنی دکتر مارکو؟

5
00:01:50,590 --> 00:01:53,550
‫برای مدتی داشتم...

6
00:01:54,750 --> 00:01:57,010
‫در مورد معنی"قربانی"فکر میکردم

7
00:01:57,920 --> 00:02:02,510
‫و چیزی که شما میخواد من رو مجبور به انجامش بکنید........

8
00:02:05,410 --> 00:02:07,650
‫میخواید چه کاری انجام بدید....

9
00:02:07,650 --> 00:02:12,770
‫که یه دایره ی بزرگ تبدیل ساختید، و میخواید از مردم این کشور استفاده کنید

10
00:02:12,770 --> 00:02:14,320
‫و هدف از این کارتون...

11
00:02:14,780 --> 00:02:18,280
‫ساخت سنگ کیمیا هست، درست میگم؟

12
00:02:18,670 --> 00:02:21,780
‫نزدیک هستی، لا اقل توی مسیر درستی

13
00:02:22,990 --> 00:02:24,160
‫مسیر درست؟

14
00:02:24,480 --> 00:02:26,340
‫خوب میخوای چکار کنی؟

15
00:02:26,340 --> 00:02:29,710
‫اگه همکاری نکنی اون روستا از بین میره

16
00:02:32,200 --> 00:02:34,040
‫از لاست شنیدم

17
00:02:34,500 --> 00:02:39,050
‫تا زمانی که به اون روستا کار نداشته باشیم بهمون کمک میکنی، درسته؟

18
00:02:41,280 --> 00:02:42,750
‫چکار میکنی؟

19
00:02:42,750 --> 00:02:45,310
‫کمکمون میکنی که تمام مردم این کشور رو بکشیم؟

20
00:02:45,850 --> 00:02:50,560
‫یا قبول نمیکنی و میزاری تمام مردم اون روستا کشته بشن؟

21
00:02:53,360 --> 00:02:55,070
‫عجب احمقی

22
00:02:55,070 --> 00:02:58,080
‫با قربانی کردن یهچیز کوچیک میتونی یه چیز بزرگتر رو نجات بدی

23
00:02:58,080 --> 00:03:01,070
‫اگه دربارش فکر کنی خیلی چیز ساده ای هست

24
00:03:01,730 --> 00:03:05,450
‫خوب، فکر کنم همین چیزهاست که شما رو آدم میکنه

25
00:03:06,040 --> 00:03:07,950
‫احساسات همیشه سر راه عقل قرار میگیره

26
00:03:08,490 --> 00:03:10,620
‫درست مثل اون بابایی که کشتمش

27
00:03:11,180 --> 00:03:15,540
‫موقعی که خودم رو شبیه زنش کردم نتونست مبارزه کنه و شانسش رو برای زدن من از دست داد

28
00:03:16,980 --> 00:03:20,630
‫خیلی برای ما خوبه که آدمها انقدر آسیب پذیر هستن

29
00:03:32,270 --> 00:03:36,400
‫به نظر من میاد که تو در برابر این ادمها داری لطف نشون میدی

30
00:03:36,870 --> 00:03:37,770
‫راث

31
00:03:39,370 --> 00:03:45,360
‫که گذاشتی اسکار فرار کنه و گلاتونی گیر بیفته اصلا شبیه به تو نیست

32
00:03:46,360 --> 00:03:48,540
‫آره، درست میگی

33
00:03:50,370 --> 00:03:52,120
‫به نظر خوشحالی

34
00:03:52,120 --> 00:03:53,540
‫تکذیبش نمیکنم

35
00:03:54,120 --> 00:03:56,540
‫خیلی بهم خوش گذشت

36
00:03:58,010 --> 00:04:03,550
‫برای ۶۰ سال زندگی کردم و الان در راس قدرت این کشور قرار  دارم

37
00:04:03,910 --> 00:04:06,940
‫کاملا مطابق نقشه ی پدر

38
00:04:07,780 --> 00:04:08,980
‫هر چند...

39
00:04:10,620 --> 00:04:17,310
‫کلنل موستانگ، برادران الریک و اون یکی مرد که از سرزمین خارجی اومده

40
00:04:18,620 --> 00:04:22,570
‫ما، عاقل ها، تو اغتشاش کاملی قرار گرفتیم

41
00:04:24,180 --> 00:04:30,830
‫پراید، شاید وقتشه که نسل جدید کنترل رو بدست بگیره

42
00:04:31,630 --> 00:04:35,680
‫راث، تو با آدمها برای مدت زیادی رابطه داشتی

43
00:04:36,390 --> 00:04:38,340
‫شاید درست باشه

44
00:04:38,340 --> 00:04:42,590
‫میخوام یادت بیاد که ما دقیقا چی هستیم

45
00:04:44,400 --> 00:04:50,220
‫میخوام که گفته های قبلی رو به پدر گزارش کنم، شاید به عنوان خیانت تفسیر بشه

46
00:04:50,220 --> 00:04:52,350
‫کار مهمتر نجات دادن گلاتونی هست

47
00:04:52,840 --> 00:04:54,660
‫لازم نیست نگران باشی

48
00:04:55,110 --> 00:04:59,360
‫از اطلاعاتی که از پلیس بدست آوردم فکر کنم بدونم کجا هستن

49
00:05:04,090 --> 00:05:05,300
‫این چیه...

50
00:05:06,090 --> 00:05:07,740
‫کلنل، کجایی؟

51
00:05:07,740 --> 00:05:08,490
‫وایسا ستوان

52
00:05:24,690 --> 00:05:25,630
‫کلنل

53
00:05:27,090 --> 00:05:28,100
‫ستوان...

54
00:05:29,930 --> 00:05:30,760
‫تحریکش نکنید

55
00:05:31,080 --> 00:05:32,760
‫اون فقط دنبال من هست

56
00:05:32,760 --> 00:05:35,100
‫موستانگ

57
00:05:36,910 --> 00:05:39,030
‫لان فان، از اینجا میریم

58
00:05:39,030 --> 00:05:40,940
‫چی....شده؟

59
00:05:41,390 --> 00:05:44,940
‫هویلایی که یه هیولای دیگه توی شکمش داره

60
00:05:45,740 --> 00:05:47,780
‫هر چیزی که دور و برش هست رو بلعید

61
00:05:49,520 --> 00:05:51,450
‫حتی همچین چیزی هم...

62
00:05:52,330 --> 00:05:53,600
‫توسط کیمیاگری ساخته شده......

63
00:05:54,140 --> 00:05:56,370
‫راه دیگه ای نیست، باید بکشمش

64
00:05:56,560 --> 00:05:59,330
‫وایسا، بالاخره تونستیم یه هومونکلوس گیر بندازیم

65
00:05:59,750 --> 00:06:01,590
‫زنده موندن خیلی مهمتره

66
00:06:01,590 --> 00:06:04,960
‫بعلاوه، اون اسم و همینطور صورت هامون رو میدونه

67
00:06:05,230 --> 00:06:07,630
‫دلیلی نیست که زنده اش بزاریم

68
00:06:22,520 --> 00:06:25,030
‫اتش رو خورد؟

69
00:06:27,670 --> 00:06:29,510
‫واقعا خیلی بی عرضه ای، مگه نه؟

70
00:06:29,510 --> 00:06:31,500
‫پس چرا خودت یه غطلی نمیکنی؟

71
00:06:31,500 --> 00:06:35,240
‫جون ننت دیگه دنبالمون نیا، اون فقط دنبال توئه کلنل

72
00:06:36,750 --> 00:06:39,000
‫برید توی بوته ها، پخش بشید

73
00:06:55,990 --> 00:06:57,930
‫لعنتی....عجب بد موقعی....

74
00:06:58,120 --> 00:06:59,790
‫عجله کن بچه

75
00:07:08,400 --> 00:07:11,400
‫عجله کن، دلیل دیگه ای نیست که اینجا بمونی

76
00:07:11,400 --> 00:07:12,580
‫اما اد و بقیه هنوز...

77
00:07:12,580 --> 00:07:13,620
‫مشکل من نیست

78
00:07:13,620 --> 00:07:15,620
‫من فط یه آدم معمولی ام

79
00:07:15,620 --> 00:07:19,410
‫رفتن تو جنگ مزحکی که به من ربطی نداره و مردن توش اصلا برای من جالب نیست

80
00:07:25,100 --> 00:07:26,170
‫لعنت

81
00:07:26,520 --> 00:07:29,170
‫برای چی انقدر لفتش دادن؟

82
00:07:34,020 --> 00:07:35,890
‫روی موستانگ

83
00:07:42,650 --> 00:07:46,480
‫نه

84
00:07:47,530 --> 00:07:49,210
‫مثل اینکه سرش شیره مالیده شد

85
00:07:49,210 --> 00:07:51,900
‫مثل اینکه اصلا هم در این مورد خوشحال نیست

86
00:07:51,900 --> 00:07:53,610
‫تند باش عجله کن برو خونه

87
00:07:53,790 --> 00:07:55,210
‫آقای بی خاصیت

88
00:07:56,480 --> 00:07:57,720
‫ستوان

89
00:07:57,720 --> 00:07:59,070
‫لطفا از لان فان مراقبت کنید

90
00:07:59,740 --> 00:08:02,620
‫داری بهم میگی که شرمسارانه از توی این موقعیت فرار کنم؟

91
00:08:02,620 --> 00:08:04,620
‫تو فقط باعث دردسری

92
00:08:04,790 --> 00:08:05,940
‫لطفا فقط برید

93
00:08:05,940 --> 00:08:08,550
‫کلنل، شما واقعا هیچ کاری نمیتونید بکنید

94
00:08:10,100 --> 00:08:12,340
‫واقعا که، این کلنل ابله....

95
00:08:12,860 --> 00:08:15,240
‫فقط کار خودت رو یکن

96
00:08:15,240 --> 00:08:19,560
‫حقیقت اینکه بالاترین مقام ارتش یه هومونکلوس هست چیزی نیست که بشه در نظر نگیریش

97
00:08:20,820 --> 00:08:22,320
‫بالاترین مقام...

98
00:08:22,320 --> 00:08:24,770
‫منظورت که کینگ برادلی نیست؟

99
00:08:24,770 --> 00:08:26,420
‫بعدا در این مورد صحبت میکنیم

100
00:08:26,900 --> 00:08:27,770
‫بپر تو

101
00:08:29,430 --> 00:08:31,530
‫مثل اینکه دیگه صندلی خالی ای وجود نداره شما بدون ما برید

102
00:08:32,460 --> 00:08:34,090
‫احمق

103
00:08:34,090 --> 00:08:37,030
‫غیر ممکنه که ما شما بچه ها رو توی میدان جنگ رها کنیم

104
00:08:37,320 --> 00:08:40,410
‫دشمن تو مقامهای بالاتر ارتش هستن، درسته؟

105
00:08:40,970 --> 00:08:45,650
‫باید یه کم اطلاعات از این گلاتونی بیرون بکشیم

106
00:08:45,650 --> 00:08:47,790
‫ما میخوایم اینجا بمونیم و باهاش بجنگیم

107
00:08:48,400 --> 00:08:51,300
‫مهم نیست که بچه هستیم

108
00:08:51,850 --> 00:08:54,420
‫ما خودمون بودیم که این بساط رو راه انداختیم

109
00:08:54,640 --> 00:08:57,430
‫ممنون که تا حالا بهمون کمک کردید

110
00:08:58,710 --> 00:08:59,810
‫ادوارد

111
00:09:01,020 --> 00:09:02,360
‫این رو بگیر

112
00:09:02,360 --> 00:09:03,810
‫میدونی که چطور ازش استفاده کنی، درسته؟

113
00:09:06,460 --> 00:09:09,730
‫اون چیزیه که برای کشتن مردم استفاده میشه

114
00:09:10,300 --> 00:09:12,980
‫چیزیه که باهاش از جونت محافظت میکنی

115
00:09:17,900 --> 00:09:21,160
‫دستهای تو برای کشتن مردم نیستن

116
00:09:23,620 --> 00:09:24,830
‫لطفا نمیر

117
00:09:29,000 --> 00:09:30,040
‫این رو قرض میگیرم

118
00:09:35,040 --> 00:09:36,320
‫لطفا مراقب لان فان باشید

119
00:09:37,430 --> 00:09:38,010
‫ارباب...

120
00:09:38,340 --> 00:09:39,430
‫ارباب

121
00:09:46,400 --> 00:09:47,440
‫بریم

122
00:09:47,960 --> 00:09:49,010
‫برو

123
00:09:49,370 --> 00:09:51,020
‫لعنتی های کوچولو

124
00:09:51,290 --> 00:09:53,760
‫اونها از کسانی هستن که جوون مرگ میشن

125
00:10:02,790 --> 00:10:04,230
‫موستانگ...

126
00:10:05,260 --> 00:10:07,460
‫روی موستانگ کجاست؟

127
00:10:08,050 --> 00:10:09,660
‫چطور جرات کردی لاست رو بکشی....

128
00:10:09,660 --> 00:10:13,090
‫نمیبخشمت

129
00:10:13,270 --> 00:10:16,970
‫گفتم که باهاش میجنگیم، اما یه جورایی خیلی ترسناکه

130
00:10:16,970 --> 00:10:19,080
‫الان انگار یکی دیگه شده...

131
00:10:19,080 --> 00:10:20,510
‫چطور باید گیرش بندازیم؟

132
00:10:22,900 --> 00:10:23,880
‫چی شده؟

133
00:10:27,260 --> 00:10:28,220
‫یه سگ؟

134
00:10:29,680 --> 00:10:31,310
‫کافیه گلاتونی

135
00:10:32,670 --> 00:10:34,780
‫حرف زد؟

136
00:10:34,780 --> 00:10:36,990
‫هی، یه مدتی میشه ندیدمت

137
00:10:45,660 --> 00:10:47,780
‫تمام فلزی فسقلی

138
00:10:53,960 --> 00:10:58,050
‫به کی گفتی کیمیاگر اندازه ی کک؟

139
00:10:59,720 --> 00:11:03,990
‫آروم باش، فقط اومدم که گلاتونی رو ببرم

140
00:11:03,990 --> 00:11:05,360
‫- هیچ قصد ندارم که با آقای فسقـ

141
00:11:05,360 --> 00:11:06,470
‫هفت دفعه

142
00:11:06,470 --> 00:11:08,130
‫در مورد چی حرف میزنی؟

143
00:11:08,130 --> 00:11:11,650
‫الان دو بار، و پنج بار هم در آزمایشگاه شماره ی پنج

144
00:11:11,650 --> 00:11:13,810
‫همش با هم میشه هفت بار که بهم کفتی فسقلی

145
00:11:13,810 --> 00:11:16,230
‫نگو که یادت رفته

146
00:11:16,510 --> 00:11:19,390
‫حافظه ی خیلی خوبی داری...

147
00:11:19,390 --> 00:11:20,440
‫وایسا

148
00:11:21,140 --> 00:11:22,570
‫همش برام بدبختی بیشتر درست میکنی...

149
00:11:23,280 --> 00:11:24,750
‫موستانگ رو دیدم

150
00:11:24,750 --> 00:11:26,400
‫کسی که لاست رو کشت

151
00:11:26,400 --> 00:11:29,430
‫میخوام ببلعمش، کاملا میخورمش

152
00:11:29,430 --> 00:11:30,580
‫نمیتونی با کلنل این کارو بکنی

153
00:11:31,060 --> 00:11:32,700
‫حتی برادران الریک رو هم نمیتونی بخوری

154
00:11:32,700 --> 00:11:34,080
‫نه

155
00:11:34,440 --> 00:11:36,840
‫زودتر حسش کردم، اما...

156
00:11:37,050 --> 00:11:40,340
‫هومونکلوس، چقدر آدم داخل خودت داری؟

157
00:11:42,550 --> 00:11:46,300
‫پس تو بچه ای هستی که با راث جنگیده

158
00:11:46,580 --> 00:11:48,220
‫منظورت از بچه چیه؟

159
00:11:48,220 --> 00:11:51,100
‫من دوازدهمین شاهزاده از سلسله ی ژینگ هستم

160
00:11:51,100 --> 00:11:52,050
‫اسم من...

161
00:11:52,050 --> 00:11:52,770
‫میتونی اون رو بخوری

162
00:11:53,880 --> 00:11:55,320
‫صبرکن!صبرکن!صبرکن!صبرکن!صبرکن

163
00:11:58,400 --> 00:12:00,090
‫که اینطور...

164
00:12:00,090 --> 00:12:02,990
‫مثل اینکه تو نمیتونی کاری با ما داشته باشی

165
00:12:03,890 --> 00:12:04,860
‫در این صورت...

166
00:12:07,440 --> 00:12:09,290
‫لین، ما اون رو میسپاریم به تو

167
00:12:11,590 --> 00:12:12,290
‫باشه

168
00:12:12,510 --> 00:12:14,290
‫پس بهم نشون بده

169
00:12:14,790 --> 00:12:17,290
‫مهارتت به اندازه ی کافی برای مبارزه با راث خوب بود

170
00:12:18,580 --> 00:12:20,770
‫واقعا؟

171
00:12:20,770 --> 00:12:23,260
‫تو کلاسش اول شده

172
00:12:23,700 --> 00:12:26,300
‫در مورد انشایی که در مورد تو نوشته

173
00:12:26,300 --> 00:12:28,470
‫عیب نداره اگه بخوانمش؟

174
00:12:28,780 --> 00:12:30,960
‫عزیزم، سر میز شام نمیشه

175
00:12:30,960 --> 00:12:33,180
‫عیب نداره، مگه چی میشه؟

176
00:12:33,840 --> 00:12:35,820
‫بخوان ببینم

177
00:12:35,820 --> 00:12:36,480
‫باشه

178
00:12:37,450 --> 00:12:41,320
‫پدر من پیشوای آمستریس هست

179
00:12:42,170 --> 00:12:45,980
‫اون هر روز سخت برای این کشور کار میکند

180
00:12:46,750 --> 00:12:51,580
‫همیشه در مورد مردم فکر میکند

181
00:12:52,010 --> 00:12:57,560
‫اون همیشه در حال حل کردن مشکلات هست که مردم بتونن در این کشور در آرامش زندگی کنند

182
00:12:58,250 --> 00:13:04,350
‫اما مهم نیست که چقدر کار داره، هیچوقت یادش نمیره که خانواده داره

183
00:13:04,760 --> 00:13:07,720
‫اون من و مامان رو دوست داره

184
00:13:08,360 --> 00:13:12,520
‫پدرم همیه به من گوش میکنه

185
00:13:13,230 --> 00:13:16,210
‫همیشه به آرزوهایم احترام میگذاره

186
00:13:16,870 --> 00:13:19,770
‫من پدرم و همینطور همه چیزش رو دوست دارم

187
00:13:21,580 --> 00:13:23,820
‫ممنون سلیم

188
00:13:25,010 --> 00:13:26,650
‫بد نیست

189
00:13:26,950 --> 00:13:29,720
‫خواهش میکنم

190
00:13:30,460 --> 00:13:31,410
‫گیر افتادی

191
00:13:33,340 --> 00:13:34,470
‫چی فکر میکنی؟

192
00:13:34,470 --> 00:13:37,150
‫کاری هست که شما آدمها نمیتونید انجامش بدید، درسته؟

193
00:13:37,610 --> 00:13:40,060
‫خوب...میخوای خفه بشه و بمیری؟

194
00:13:40,060 --> 00:13:41,600
‫و یا نیش زده بشی...

195
00:13:41,600 --> 00:13:43,760
‫یا دو شقه بشی؟

196
00:13:44,770 --> 00:13:46,510
‫راستش...

197
00:14:01,640 --> 00:14:05,750
‫خیلی پستی، خاک پاشیدی توی چشمهام...

198
00:14:06,400 --> 00:14:10,350
‫از موقعی که بچه بودم خیلی برای کشتنم ترو انجام شده

199
00:14:10,750 --> 00:14:13,740
‫خودم یه چند تا حقه یاد گرفتم

200
00:14:14,170 --> 00:14:17,710
‫نظرت چیه؟ نمیتونی بیخیال بشی و تسلیم بشی؟

201
00:14:18,550 --> 00:14:21,170
‫ن فقط یه سری اطلاعات در مورد جاودان شدن میخوام

202
00:14:21,980 --> 00:14:23,340
‫نمیخوای صدمه ببینی، درسته؟

203
00:14:23,540 --> 00:14:24,940
‫آشغال کثافت

204
00:14:24,940 --> 00:14:28,010
‫تو فقط یه آدمی، من رو خوار نشمر

205
00:14:28,010 --> 00:14:30,930
‫هومونکلوس، تو آدمها رو دست کم نگیر

206
00:14:32,680 --> 00:14:34,000
‫خوب، گیرش انداختم

207
00:14:37,180 --> 00:14:39,350
‫خطرناک بود ، پسر...

208
00:14:39,350 --> 00:14:41,190
‫لعنتی، تو...

209
00:14:41,190 --> 00:14:43,400
‫اجازه ندارم بخورمت

210
00:14:43,400 --> 00:14:45,650
‫میخوام اون یارو با چشمهای تنگ رو بخورم

211
00:14:45,920 --> 00:14:47,070
‫گرفتمش

212
00:14:52,020 --> 00:14:53,990
‫هی، حالا دخالت نکن...

213
00:15:00,660 --> 00:15:02,550
‫به هر حال تو فقط یه آدمی

214
00:15:02,550 --> 00:15:03,920
‫حالا گلاتونی

215
00:15:05,200 --> 00:15:05,710
‫لین

216
00:15:06,030 --> 00:15:06,550
‫چی؟

217
00:15:07,570 --> 00:15:10,330
‫لعنتی، نباید بزام اون انسان قربانی رو بخوره

218
00:15:10,880 --> 00:15:11,890
‫داداش

219
00:15:37,140 --> 00:15:38,600
‫خوردمشون

220
00:15:40,480 --> 00:15:42,290
‫داداش، لین

221
00:15:42,290 --> 00:15:44,920
‫تفش کن بیرون، داداش رو بیار بیرون

222
00:15:45,160 --> 00:15:47,610
‫نمیتونم، خوردمشون

223
00:15:50,990 --> 00:15:52,050
‫امکان نداره...

224
00:15:52,460 --> 00:15:55,180
‫سالمی، درسته داداش؟

225
00:16:02,790 --> 00:16:09,790
‫اتاقی که همسر وبچه ام توش زندگی میکردن رو دارم، اما اگه لامپهای زیادی روشن باشه همسایه ها مشکوک میشن

226
00:16:09,790 --> 00:16:11,740
‫تو تو تخت من میخوابی

227
00:16:11,910 --> 00:16:13,950
‫من..باید برم پیش ازباب

228
00:16:14,140 --> 00:16:15,140
‫خره

229
00:16:15,940 --> 00:16:17,630
‫با این وضعیت چه غلطی میتونی بکنی؟

230
00:16:35,130 --> 00:16:36,470
‫هنوز بر نگشته؟

231
00:16:37,010 --> 00:16:38,050
‫فهمیدم

232
00:16:38,050 --> 00:16:39,620
‫پس من به سمت پایگاه میام

233
00:16:40,290 --> 00:16:42,350
‫آره، ممنون

234
00:16:43,960 --> 00:16:44,760
‫میریم

235
00:16:44,760 --> 00:16:45,560
‫بله

236
00:16:46,700 --> 00:16:47,480
‫کجا؟

237
00:16:48,710 --> 00:16:51,990
‫باید بفهمم کی طرف ما هست و کی نیست

238
00:16:53,160 --> 00:16:55,720
‫پسر، همه ی شما....

239
00:16:55,720 --> 00:17:00,240
‫میخوای به خودت فشار بیاری، زخمات هنوز خوب نشده؟

240
00:17:01,240 --> 00:17:03,750
‫پیشوا ممکنه که یه هومونکلوس باشه

241
00:17:04,420 --> 00:17:06,270
‫نمیتونم همینطور بشینم و نگاه کنم

242
00:17:06,790 --> 00:17:07,860
‫همینطور...

243
00:17:09,190 --> 00:17:11,500
‫چند تا بچه رو در میدان جنگ گذاشتیم

244
00:17:12,380 --> 00:17:16,090
‫اگه الان کاری نکنم به عنوان یه بزرگسال یه مثال خیلی بد میشم

245
00:17:20,020 --> 00:17:21,300
‫چی خنده داره؟

246
00:17:21,300 --> 00:17:22,330
‫هیچی

247
00:17:22,330 --> 00:17:27,690
‫فقط داشتم فکر میکردم اگه ادوارد بفهمه تو مثل یه بچه حسابش میکنی چقدر شاکی میشه

248
00:17:28,100 --> 00:17:30,190
‫میدونی، من فقط حرفهای تو رو تکرار کردم

249
00:17:31,440 --> 00:17:33,430
‫اما هنوز شگفت زده شدم

250
00:17:33,430 --> 00:17:36,480
‫هیچوقت انتظار نداشتم که شما همچین کار خطرناکی رو بکنید

251
00:17:37,070 --> 00:17:38,810
‫اصلا شجاع نیستم

252
00:17:38,810 --> 00:17:40,980
‫فقط دارم سعی میکنم که میدان رو تمیز کنم

253
00:17:41,390 --> 00:17:42,120
‫بعلاوه...

254
00:17:43,720 --> 00:17:48,040
‫خیلی ها هستن که درکت میکنن و ازت پشتیبانی میکنن

255
00:17:49,360 --> 00:17:53,550
‫یه کم دیره، اما میخوام به نصیحتش گوش کنم

256
00:18:06,800 --> 00:18:09,770
‫این ممکنه دروازه ای به سوی افتخار باشه و یا ورودی ای به غار شیطان...

257
00:18:10,470 --> 00:18:11,990
‫ستوان، تو اینجا منتظر بمون

258
00:18:12,570 --> 00:18:15,830
‫اگه اتفاقی برای من افتاد، میخوام که از اینجا بری

259
00:18:15,830 --> 00:18:16,490
‫نمیپذیرم قربان

260
00:18:17,260 --> 00:18:18,160
‫این یه دستوره

261
00:18:18,570 --> 00:18:19,910
‫نمیتونم موافقت کنم

262
00:18:21,130 --> 00:18:22,700
‫تو واقعا خیلی کله شقی...

263
00:18:22,700 --> 00:18:24,160
‫الان دیگه باید فهمیده باشید

264
00:18:26,880 --> 00:18:27,810
‫باشه

265
00:18:28,230 --> 00:18:30,080
‫حتما برمیگردم، پس منتظرم باش

266
00:18:30,290 --> 00:18:32,250
‫بله قربان، موفق باشید

267
00:18:33,950 --> 00:18:36,660
‫پس تو روی موستانگی، اره؟

268
00:18:36,660 --> 00:18:38,800
‫از همسرم همین چند دقیقهشهمین چند دقیقه پیش همسرم بهم زنگ زد

269
00:18:39,340 --> 00:18:44,150
‫سرتیپ ریون، واقعا متاسفم که بخاطر کارهام نتونستم بیام و خودم رو معرفی کنم

270
00:18:44,150 --> 00:18:46,560
‫همینطور متاسفم که شما رو در این ساعت ملاقات میکنم

271
00:18:47,000 --> 00:18:48,290
‫عیب نداره

272
00:18:49,000 --> 00:18:52,310
‫اون گرومن پیر گوزو این روزها تو چه وضعیه؟

273
00:18:53,550 --> 00:18:54,820
‫سالم و سر حال

274
00:18:55,400 --> 00:18:56,150
‫مات

275
00:18:57,930 --> 00:18:59,040
‫باختم

276
00:18:59,040 --> 00:19:00,640
‫شد یازدهمین باخت

277
00:19:00,640 --> 00:19:02,170
‫شد دوازدهمین

278
00:19:02,170 --> 00:19:05,330
‫خوب، فکر کنم این دفعه خوب بازی کردی

279
00:19:05,890 --> 00:19:08,660
‫بعد از اینکه فکر کردی که شانس داری شروع به باختن کردی

280
00:19:09,490 --> 00:19:10,920
‫یعنی میگید که من آروم شدم؟

281
00:19:11,560 --> 00:19:14,070
‫درسته، تو نمیتونی بی عاطفه بشی

282
00:19:14,070 --> 00:19:15,900
‫درست مثل ریون

283
00:19:15,900 --> 00:19:17,500
‫ژنرال ریون...

284
00:19:17,500 --> 00:19:18,420
‫از مرکز؟

285
00:19:18,940 --> 00:19:21,640
‫اون استثائی هست، خیلی دل رحمه

286
00:19:22,200 --> 00:19:28,160
‫یه بار که یکی از افرادش زخمی شده بود اون رفت که نجاتش بده و برای همین ارایش نظامی دشته اش به هم خورد

287
00:19:28,160 --> 00:19:30,940
‫اگه اونطوری باشه، به خیلی ها نیاز داره که طرفش باشه

288
00:19:30,940 --> 00:19:33,330
‫چه بی ادب

289
00:19:33,330 --> 00:19:37,440
‫به خاطر نوع رفتار کردن با افرادم در مرکز مشغول به کار شدم

290
00:19:37,640 --> 00:19:40,900
‫یه گوزوی پیر که سر مرز کشیک میده حق نداره در مورد من حرف بزنه

291
00:19:42,430 --> 00:19:43,910
‫میبخشی...

292
00:19:44,210 --> 00:19:45,510
‫لظفا عصبانی نشید

293
00:19:46,060 --> 00:19:51,990
‫با دیدن عصبانی شدن شما، میشه فهمید شما مرد عدالت هستید

294
00:19:51,990 --> 00:19:56,420
‫سرتیپ گرومن بهم گفت که در مواقع حساس بیام پیش شما

295
00:19:58,590 --> 00:20:01,760
‫پس ا ن سگ پیر باز هم من رو دست بالا گرفت....

296
00:20:06,880 --> 00:20:08,620
‫تقریبا وقت ملاقات شده

297
00:20:08,620 --> 00:20:10,060
‫همراهیتون میکنم

298
00:20:13,210 --> 00:20:15,060
‫به مرکز عادت کردی؟

299
00:20:15,440 --> 00:20:19,820
‫کاملا نه، دارم خودم رو مجبور میکنم که با مردم بیشتر صحبت کنم، اما....

300
00:20:20,500 --> 00:20:23,320
‫شایعه همینطور اینجا در حال جریان هست، درسته؟

301
00:20:23,320 --> 00:20:26,850
‫اما بیشتر سایعه ها مزخرف هست

302
00:20:27,470 --> 00:20:32,330
‫یه چیزی مثل غذا دادن اسکار به یه گربه، موجودات جاودان، و...

303
00:20:33,400 --> 00:20:37,420
‫هومونکلوس بودن پیشوا

304
00:20:42,000 --> 00:20:44,590
‫اصلا ذوق و قریحه ی شوخی نداری، درسته؟

305
00:20:44,590 --> 00:20:46,870
‫واقعا زیردست گرومن کار میکردی؟

306
00:20:46,870 --> 00:20:49,720
‫فکر کنم این چیز رو از اون یاد نگرفتم

307
00:20:50,360 --> 00:20:54,230
‫حتی یه شایعه مثل این هم میتونه باعث سرگرم شدن همه بشه

308
00:20:54,230 --> 00:20:56,890
‫واقعا اجازه دارم که...

309
00:21:09,080 --> 00:21:11,990
‫خوب، اون جوکی که گفتی...

310
00:21:13,250 --> 00:21:16,280
‫درباره ی هومونکلوس بودن پیشوا...

311
00:21:17,320 --> 00:21:18,290
‫دوست دارم ادامه بدی

312
00:21:20,790 --> 00:21:23,300
‫چی شده کلنل موستانگ؟

313
00:21:24,020 --> 00:21:28,050
‫در مورد اینکه من یه هومونکلوس هستم؟

314
00:21:29,080 --> 00:21:31,560
‫مشکلی هست؟

315
00:21:36,890 --> 00:21:39,560
‫حالا فهمیدم، هیوز...

316
00:21:40,250 --> 00:21:41,930
‫موقعی که گفتی ارتش تو خطره...

317
00:21:42,430 --> 00:21:45,030
‫منظورت این نبود که یه خطر داره نزدیک میشه

318
00:21:46,010 --> 00:21:48,680
‫منظورت این یود که ارت خودش خطر هست

319
00:21:50,850 --> 00:21:51,950
‫تمام فلزی

320
00:21:52,360 --> 00:21:54,710
‫مثل اینکه به ته جهنم رسیدم

321
00:22:00,890 --> 00:22:02,140
‫کجام...

322
00:22:05,960 --> 00:22:06,730
‫خون؟

323
00:22:07,720 --> 00:22:08,620
‫چی؟

324
00:22:09,170 --> 00:22:10,840
‫اینجا کجاست؟

325
00:22:10,840 --> 00:22:12,130
‫ال

326
00:22:12,130 --> 00:22:14,730
‫کسی اینجا نیست؟

327
00:22:22,430 --> 00:22:26,970
‫من کدم قبرستونی ام؟

328
00:22:26,970 --> 00:22:31,970
‫forums.animparadise.com
‫Madman

