‫﻿۱
00:00:16,370 --> 00:00:17,270
‫بیا

2
00:00:20,360 --> 00:00:21,160
‫بخور

3
00:00:21,820 --> 00:00:23,310
‫پیناکو...

4
00:00:25,670 --> 00:00:27,040
‫عیب نداره اگه پیشت بشینم؟

5
00:02:09,140 --> 00:02:11,800
‫خیلی عالیه که چند وقت یکبار خوش بگذرونی

6
00:02:18,300 --> 00:02:21,320
‫حتما فکر میکنی که ما بیخیالترین آدمهای روی زمین هستیم، درسته؟

7
00:02:24,270 --> 00:02:27,100
‫اما کی میتونه سرزنشمون کنه؟

8
00:02:27,780 --> 00:02:32,750
‫این کشور همیشه در حال جنگه

9
00:02:37,730 --> 00:02:42,840
‫و حالا داره یه اتفاقاتی تو ایشبال میفته....یعنی این کشور بدرد اینکار فقط میخوره؟

10
00:02:45,570 --> 00:02:49,150
‫اونها هیچوقت یاد نمیگیرن

11
00:02:49,150 --> 00:02:52,120
‫آدمها موجوداتی ابله و رقت انگیزی هستن

12
00:03:15,390 --> 00:03:19,240
‫همراه با ایشبال و بقیه ی شورش ها...شرق واقعا شلوغه

13
00:03:19,240 --> 00:03:23,930
‫فقط شرق نیست، جرقه های جنگ در مناطق مرزی شمال و غرب هم داره دیده میشه

14
00:03:24,670 --> 00:03:30,430
‫کشمکش هنوز تو مرزهای شمالی آیرگو و غربی کرت در حال انجام هست

15
00:03:31,120 --> 00:03:34,240
‫و تو شمال هم کشور بزرگ دراکما قرار داره

16
00:03:34,840 --> 00:03:37,610
‫همه جا کوهی از اجساد هست...

17
00:03:37,610 --> 00:03:40,190
‫شاید به زودی یه کودتا هم داشته باشیم...

18
00:03:40,190 --> 00:03:42,740
‫تو کشور وحشتناکی زندگی میکنیم...

19
00:03:43,280 --> 00:03:49,100
‫از موقعی که کینگ برادلی سر کار اومده این کشور نظامی شده

20
00:03:56,910 --> 00:03:58,630
‫هی، بیا برقصیم

21
00:04:02,470 --> 00:04:05,580
‫چرا خودت تنها نمیرقصی؟

22
00:04:05,580 --> 00:04:07,640
‫اما اونطوری که جالب نیست

23
00:04:08,290 --> 00:04:12,050
‫این مرد اصلا به درد رقصیدن نمیخوره

24
00:04:12,750 --> 00:04:15,770
‫تند باش، برو با دخترهای اونطرف برقص

25
00:04:21,980 --> 00:04:23,860
‫در مورد زمانی که بزرگ میشن فکر میکنم..

26
00:04:24,940 --> 00:04:29,220
‫موقعی که شروع کردن در مورد چیزی مثل تبدیل انسان فکر کردن

27
00:04:39,210 --> 00:04:42,170
‫چرا به عنوان پدرشون یه نظری نمیدی و چیزی بهشون نمیگی؟

28
00:04:44,460 --> 00:04:50,810
‫حتی اگه بگم، تغییری در اصل قضیه که اونها از گناهشون پشیمان هستن نمیکنه

29
00:04:51,700 --> 00:04:53,020
‫خیلی ظالمی

30
00:04:54,090 --> 00:04:56,170
‫یه گناه یه گناه هست

31
00:04:56,170 --> 00:04:58,090
‫لعنت

32
00:04:58,090 --> 00:05:00,970
‫بردنش

33
00:05:02,280 --> 00:05:04,360
‫کمکم کنید...یه نفر...

34
00:05:05,010 --> 00:05:07,750
‫مامان....مامان...

35
00:05:22,650 --> 00:05:25,010
‫امکان نداره...نه...

36
00:05:25,010 --> 00:05:25,940
‫این..

37
00:05:27,500 --> 00:05:29,940
‫این چیزی نیست که میخواستم

38
00:05:30,580 --> 00:05:32,890
‫آل...آلفونس...

39
00:05:33,380 --> 00:05:36,020
‫آلفونس!آلفونس

40
00:05:37,030 --> 00:05:38,560
‫به خاطر من....

41
00:05:39,070 --> 00:05:41,030
‫آلفونس

42
00:05:42,510 --> 00:05:45,110
‫لعنتی...لعنتی

43
00:05:45,930 --> 00:05:48,360
‫پسش بده....اون برادر کوچیک منه....

44
00:05:49,120 --> 00:05:51,130
‫چه دستم باشه و یا پام....

45
00:05:51,130 --> 00:05:53,440
‫یا حتی قلبم، میتونی برشداری

46
00:05:53,990 --> 00:05:55,580
‫پس پسش بده...

47
00:05:55,920 --> 00:05:58,920
‫اون داداش کوچیکمه

48
00:06:06,950 --> 00:06:10,530
‫یه سنگ آسمانی که یه شبه زرزس رو نابود کرد

49
00:06:11,460 --> 00:06:15,630
‫اگه این رو داشته باشیم میتونیم بدنمون رو برگردونیم..

50
00:06:16,560 --> 00:06:21,520
‫دکتر، دقیقا بهتون دستور داده شده بود در مودر چی تحقیق کنید؟

51
00:06:23,020 --> 00:06:24,270
‫سنگ کیمیا

52
00:06:26,340 --> 00:06:27,820
‫نباید دنبال همچین چیزی باشی

53
00:06:28,140 --> 00:06:29,920
‫این یه تحقیقات شیطانیه

54
00:06:29,920 --> 00:06:31,910
‫اگه بخونیش جهنم رو با چشمهات میبینی

55
00:06:33,330 --> 00:06:34,910
‫تحقیقات شیطانی...

56
00:06:34,910 --> 00:06:37,450
‫چیزی که نباید دنبالش باشی

57
00:06:37,450 --> 00:06:39,790
‫ازت متنفرم دکتر مارکو...

58
00:06:41,420 --> 00:06:43,460
‫اجزای سازنده ی سنگ کیمیا...

59
00:06:44,430 --> 00:06:45,920
‫انسانهای زنده هست

60
00:07:12,650 --> 00:07:14,950
‫موجودات ضعیف، اینطور فکر نمیکنی؟

61
00:07:16,020 --> 00:07:19,460
‫در تاریکی از ترش دولا میشن و سر پا نمی ایستن

62
00:07:19,460 --> 00:07:24,150
‫در عوض، سعی میکنن که برای مدت کوتاهی فراموشش کنن و از واقعیت فرار کنن

63
00:07:24,560 --> 00:07:28,260
‫آدمها جانورهای ضعیفی هستن

64
00:07:29,850 --> 00:07:36,470
‫خوب، بزار ازشون به جای یه منبع با ارزش استفاده کنیم

65
00:07:37,280 --> 00:07:40,090
‫هوهنهایم؟

66
00:07:52,010 --> 00:07:56,120
‫"شاید بتونی به حقیقتی که فرای حقیقت هست برسی"

67
00:07:59,990 --> 00:08:01,700
‫این دیگه چیه؟

68
00:08:01,700 --> 00:08:04,460
‫یعنی برای تبدیل سنگ فلاسفه استفاده میشه؟

69
00:08:07,040 --> 00:08:09,550
‫ببینم که چقدر بارته

70
00:08:13,170 --> 00:08:14,880
‫مثل اینکه اون دست نجاتت داد

71
00:08:15,280 --> 00:08:19,260
‫اما شمشیر عزیز من حتی میتونه آهن رو ببره

72
00:08:45,690 --> 00:08:46,540
‫داداش

73
00:08:47,590 --> 00:08:50,050
‫شرم آوره، اما باختیم

74
00:08:50,450 --> 00:08:53,400
‫پس یعنی نمیخواد بگید که"ما در اصل سه قلو بودیم"ها؟

75
00:08:53,400 --> 00:08:54,380
‫نمیگیم،نمیگیم

76
00:08:55,000 --> 00:08:58,740
‫پسر، سریع از بین ببرمون

77
00:08:59,760 --> 00:09:02,140
‫بیخیال من بشید که کسی رو بخوام بکشم

78
00:09:02,140 --> 00:09:04,490
‫تو داری به چشم یه آدم بهمون نگاه میکنی؟

79
00:09:07,260 --> 00:09:14,030
‫اگه به عنوان آدم در نظر نگیرمتون، اونوقت برادرم رو هم باید اینطوری حساب کنم

80
00:09:16,510 --> 00:09:19,000
‫داداش کوچیک من یه آدمه

81
00:09:19,000 --> 00:09:20,700
‫برای همین شما دو تا هم اینطورید

82
00:09:21,220 --> 00:09:23,800
‫برای همینه که نمیخوام بکشمتون

83
00:09:27,580 --> 00:09:28,630
‫داداش؟

84
00:09:29,310 --> 00:09:35,180
‫ما دو تااز وقتی که به سن بلوغ رسیدیم دزدی و قتل میکردیم

85
00:09:35,680 --> 00:09:40,600
‫و  از وقتی که به این شکل در اومدیم برای اولین باره که مثل آدم بهمون نگاه میشه؟

86
00:09:41,210 --> 00:09:42,250
‫جالبه

87
00:09:42,980 --> 00:09:46,550
‫به عنوان هدیه جدایی بهت همه چیز رو میگم،پسر

88
00:09:47,040 --> 00:09:51,860
‫کسی که سنگ فلاسفه رو ساخته و بهمون گفت که از اینجا مراقبت کنیم....

89
00:09:54,410 --> 00:09:56,110
‫نزدیک بود

90
00:09:57,840 --> 00:10:01,830
‫نمیتونی درباره ی همچن چیزهایی حرف بزنی،۴۸

91
00:10:04,960 --> 00:10:07,950
‫خیلی اعصاب خورد کنید

92
00:10:07,950 --> 00:10:11,770
‫شماها نزدیک بود که قربانی با  ارزشی رو بکشید

93
00:10:11,770 --> 00:10:12,980
‫نمیفهمید؟

94
00:10:14,610 --> 00:10:16,640
‫شما دو تا چه خرایی هستین؟

95
00:10:16,640 --> 00:10:18,650
‫چه نقشه ای؟

96
00:10:18,650 --> 00:10:20,930
‫منظورت از قربانی چیه؟

97
00:10:21,500 --> 00:10:24,190
‫تو یه قربانی هستی، درسته؟

98
00:10:25,220 --> 00:10:28,180
‫آره، درسته، من یه انسان قربانی ام

99
00:10:28,720 --> 00:10:31,270
‫منظورش از این حرف چیه؟

100
00:10:31,920 --> 00:10:35,690
‫و شاید استادشون هم بتونه قربانی مناسبی باشه

101
00:10:36,810 --> 00:10:38,670
‫متاسفم

102
00:10:38,670 --> 00:10:41,620
‫تو نامزد قربانی شدن هستی

103
00:10:41,620 --> 00:10:43,220
‫اما اینجا میمیری

104
00:10:44,160 --> 00:10:47,100
‫برای مدتی داشتم...

105
00:10:48,330 --> 00:10:50,620
‫در مورد معنی"قربانی"فکر میکردم

106
00:10:51,520 --> 00:10:56,000
‫و چیزی که شما میخواد من رو مجبور به انجامش بکنید........

107
00:10:57,360 --> 00:11:00,300
‫شورش در لیور

108
00:11:00,700 --> 00:11:03,820
‫اجزای سازنده ی سنگ کیمیا...

109
00:11:04,620 --> 00:11:07,190
‫تو ایشبال چکار کردیم...

110
00:11:08,380 --> 00:11:13,190
‫مغز متفکر پشت همه ی اینها کی هست؟

111
00:11:13,860 --> 00:11:16,260
‫کاری که تو الان قد داری انجام بدی...

112
00:11:16,260 --> 00:11:20,900
‫ساختن دایره ی تبدیلی هست که از این کشور و مردمش استفاده میکنه

113
00:11:21,880 --> 00:11:23,300
‫و هدفش این هست که...

114
00:11:23,680 --> 00:11:26,850
‫یه سنگ کیمیا بسازید، درست میگم؟

115
00:11:37,660 --> 00:11:41,550
‫ممکنه که تو خبر داشته باشی؟

116
00:11:43,400 --> 00:11:44,560
‫هوهنهیام

117
00:11:45,970 --> 00:11:48,020
‫برای چی به هیچکس نمیگی؟

118
00:11:49,430 --> 00:11:50,820
‫هوهنهایم

119
00:11:52,250 --> 00:11:56,600
‫اگه بگم هم چیزی رو عوض میکنه؟

120
00:11:57,040 --> 00:11:57,680
‫چی؟

121
00:12:02,090 --> 00:12:04,630
‫یه مدتی هست که دارم نگاهشون میکنم

122
00:12:06,250 --> 00:12:10,360
‫آدمها همیشه همون اشتباه رو تکرار میکنن

123
00:12:12,740 --> 00:12:17,230
‫و همون آدمها نا امیدانه از کار انجام دادشون فرار میکنن

124
00:12:22,480 --> 00:12:26,020
‫آدمها موجودات ضعیفی هستن

125
00:12:28,380 --> 00:12:29,760
‫فکر کنم بهت گفتم

126
00:12:30,180 --> 00:12:32,480
‫سنگ کیمیا هسته ی من هست

127
00:12:33,080 --> 00:12:34,480
‫من یه هومونکلوس ام

128
00:12:35,410 --> 00:12:36,830
‫در موردشون شنیدی، درسته؟

129
00:12:36,830 --> 00:12:39,220
‫آدمهایی که به طور مصنوعی ساخته میشن

130
00:12:40,460 --> 00:12:42,440
‫این چیزیه که من هستم

131
00:12:44,350 --> 00:12:47,240
‫ما بالاخره اینجا میمیرم

132
00:12:47,560 --> 00:12:50,620
‫پس عنوان هدیه ی خداحافظی یه چیز باحال نشونتون میدم

133
00:13:01,900 --> 00:13:03,210
‫میتونم بخورمش؟

134
00:13:07,810 --> 00:13:10,140
‫موستانگ

135
00:13:11,250 --> 00:13:15,030
‫هیولای که درون شکمش هیولای دیگه ای قرار داره

136
00:13:15,600 --> 00:13:17,980
‫همه چیز اطرافش رو میبلعه

137
00:13:18,550 --> 00:13:20,480
‫پس حتی همچین چیزی هم توسط....

138
00:13:21,260 --> 00:13:22,980
‫کیمیاگری ساخته شده.......

139
00:13:25,890 --> 00:13:27,490
‫تو کی هستی پیر مرد؟

140
00:13:36,160 --> 00:13:39,260
‫همونطور که تو زره کاملی داری

141
00:13:39,260 --> 00:13:42,090
‫من هم چشم کاملی دارم

142
00:13:56,370 --> 00:13:58,650
‫حالا فهمیدم هیوز....

143
00:13:59,850 --> 00:14:01,520
‫موقعی که گفتی ارتش تو خطره..

144
00:14:02,140 --> 00:14:05,030
‫منظورت این نبود که بحران به ارتش میاد......

145
00:14:05,750 --> 00:14:08,440
‫منظورت این بود که خود ارتش خطر هست

146
00:14:12,010 --> 00:14:15,220
‫پدر؟تو پدر داری؟

147
00:14:16,000 --> 00:14:17,050
‫آره دارم

148
00:14:17,460 --> 00:14:19,930
‫کسی که هومونکلوس ها رو ساخته؟

149
00:14:20,620 --> 00:14:21,750
‫آره

150
00:14:25,810 --> 00:14:31,510
‫آدمها نه سپر کاملی دارن و نه نیزه ی کاملی

151
00:14:34,000 --> 00:14:39,710
‫به هر حال اگه جزئی ترین چیز رو ازشون بگیری دیگه نمیتونن کاری رو انجام بدن

152
00:14:43,000 --> 00:14:48,740
‫همچین موجودی در برابر هومونکلوس چه کاری میتونه انجام بده؟

153
00:14:50,230 --> 00:14:51,610
‫با اینحال ما تسلیم نمیشیم

154
00:14:55,140 --> 00:14:56,540
‫به هیچ قیمتی تسلیم نمیشیم

155
00:15:02,780 --> 00:15:06,600
‫این هم یه ویژگی انسانی هست، درسته؟

156
00:15:07,560 --> 00:15:09,650
‫چطور میتونی با اون جراحات حرکت کنی؟

157
00:15:10,010 --> 00:15:11,420
‫با آتش بستمش

158
00:15:12,580 --> 00:15:14,640
‫اگرچه چند دفعه ی نزدیک بدود غش کنم

159
00:15:18,860 --> 00:15:21,890
‫مهم نیست که چقدر سعی کنی، هیچوقت نمیبری

160
00:15:24,550 --> 00:15:27,690
‫نظرت چیه که تو راز رو بهم بگی؟

161
00:15:30,870 --> 00:15:32,340
‫خیلی ممنون

162
00:15:33,140 --> 00:15:37,580
‫خونهایی که تو مغزم بود همشون رفتن و الان میتونم به روشنی فکر کنم

163
00:15:42,040 --> 00:15:44,890
‫هنوز میخوای مقاومت کنی؟

164
00:15:44,890 --> 00:15:47,210
‫بزار این بفرستت تو عالم هپروت

165
00:15:55,230 --> 00:15:58,650
‫این بدن از خیلی جهات نامناسبه

166
00:15:58,650 --> 00:16:01,830
‫اما نامناسب بودن معنی این بد بختی رو نمیده

167
00:16:01,830 --> 00:16:04,100
‫دلیلی نیست که تو برای من دل بسوزونی

168
00:16:05,250 --> 00:16:08,410
‫زندگی ام به وسیله ی برادرم توسط کیمیاگری نجات پیدا کرده

169
00:16:08,780 --> 00:16:14,380
‫اگه من خودم رو تکذیب کنم اونوقت برادرم همراه با کیمیاگری رو هم  تکذیب کردم

170
00:16:14,790 --> 00:16:18,530
‫به پتانسلی که کیمیاگری داره اطمینان دارم

171
00:16:18,530 --> 00:16:19,660
‫میخوام باور داشته باشم

172
00:16:19,860 --> 00:16:21,250
‫یه کیمیاگر ایالتی

173
00:16:29,050 --> 00:16:31,140
‫بخواب

174
00:16:38,180 --> 00:16:39,810
‫طاقت بیار...

175
00:16:39,810 --> 00:16:41,130
‫نمیر

176
00:16:45,950 --> 00:16:49,460
‫لعنتی....خونریزی متوقف نمیشه...

177
00:16:51,240 --> 00:16:52,320
‫یه نفر...

178
00:17:02,540 --> 00:17:03,810
‫زنده بمون..

179
00:17:03,810 --> 00:17:05,650
‫نمیتونی بمیری

180
00:17:08,040 --> 00:17:09,090
‫لان فان

181
00:17:09,090 --> 00:17:09,920
‫فرار کن

182
00:17:11,800 --> 00:17:12,960
‫لان فان

183
00:17:14,090 --> 00:17:15,720
‫دست چپ ام...

184
00:17:15,720 --> 00:17:16,260
‫چی شده؟

185
00:17:17,430 --> 00:17:18,800
‫ارباب

186
00:17:19,320 --> 00:17:21,330
‫دیگه به درد شما نمیخورم

187
00:17:23,220 --> 00:17:23,980
‫لان فان؟

188
00:17:25,310 --> 00:17:26,310
‫اینکارو نکن

189
00:17:27,950 --> 00:17:29,810
‫نقشه ی زیبایی بود

190
00:17:34,840 --> 00:17:37,830
‫مهم نیست که چقدر قدم برمیداریم...مهم نیست که چقدر می افتیم....

191
00:17:38,340 --> 00:17:40,580
‫برمیگردیم و به راه رفتن ادامه میدیم

192
00:17:41,190 --> 00:17:42,650
‫و یه روز...

193
00:17:43,700 --> 00:17:45,620
‫اینکار تقلای بیهوده ای هست

194
00:17:45,620 --> 00:17:47,120
‫تا وقتی سعی نکنی نمیفهمی

195
00:17:47,120 --> 00:17:50,870
‫بهتر از اینه که بمیری و هیچکاری نکنی

196
00:17:53,490 --> 00:17:55,240
‫اینطوری مشکلی نداری؟

197
00:17:55,240 --> 00:17:58,180
‫اگه اد، آل و همه از بین برن؟

198
00:18:03,500 --> 00:18:06,380
‫برای چی انقدر هیجان زده شدی؟

199
00:18:09,660 --> 00:18:12,840
‫حتی اگه به خاطر آدمها هم زحمت بکشیم

200
00:18:12,840 --> 00:18:16,220
‫اونها آخرش هم میمیرن

201
00:18:17,480 --> 00:18:20,950
‫تمام کارهامون بیهوده میشه

202
00:18:21,950 --> 00:18:28,890
‫در این صورت فکر نمیکنی که عاقلانه تر باشه که چزی که برات مهم هست رو برداری و فرار کنی؟

203
00:18:28,890 --> 00:18:29,530
‫تو چی...

204
00:18:32,140 --> 00:18:34,450
‫یه ذره وجدان؟

205
00:18:34,450 --> 00:18:36,090
‫یا یه احساس بی ارزش؟

206
00:18:36,610 --> 00:18:38,780
‫هوهنهایم؟

207
00:18:40,670 --> 00:18:46,540
‫مهم نیست که چقدر سعی کنی هیچکس تو رو قبول نمیکنه

208
00:18:49,940 --> 00:18:52,440
‫فقط به صورت خودت نگاه کن

209
00:18:57,990 --> 00:19:00,490
‫آدمها چیزی به جز منابع برای استفاده نیستن

210
00:19:00,490 --> 00:19:03,480
‫اگه ولشون کنی، خودشون رو تکرار میکنن

211
00:19:04,970 --> 00:19:07,840
‫برای چی باید کاری بکنی؟

212
00:19:08,300 --> 00:19:10,940
‫چیزی رو عوض میکنه؟

213
00:19:10,940 --> 00:19:12,960
‫میتونی واقعیت رو عوض کنی؟

214
00:19:13,710 --> 00:19:17,050
‫میتونی اینکه آدمها چقدر ضعیف هستن رو تغییر بدی؟

215
00:19:31,680 --> 00:19:32,480
‫میتونیم تغییرش بدیم

216
00:19:33,480 --> 00:19:34,640
‫میتونیم تغییرش بدیم

217
00:19:35,200 --> 00:19:36,160
‫مطمئنم

218
00:19:37,270 --> 00:19:39,870
‫ما واقعا موجودات ضعیفی هستیم

219
00:19:40,910 --> 00:19:44,950
‫اما برای همین هست که میتونیم کوشش کنیم و قوی بشیم

220
00:19:46,040 --> 00:19:48,520
‫حتی اگه احساس بی فایده ای بکنی

221
00:19:48,940 --> 00:19:53,120
‫هر قدمی که برمیداریم راهی به سوی چیز مهمی هست

222
00:19:55,140 --> 00:19:57,460
‫یه زیردست از زیردستهای خودش محافظت میکنه و به همین منوال

223
00:19:58,260 --> 00:20:01,550
‫حتی همچین چیزی هم برای ما آدمهای کوچیک ممکن هست

224
00:20:02,390 --> 00:20:05,410
‫نه...به اندازه ی کافی آماده نبودم

225
00:20:07,470 --> 00:20:10,730
‫لان فان خیلی بیشتر از من آماده بود

226
00:20:10,910 --> 00:20:13,060
‫دیدن مرگ آدمها جلوی چشمهات...

227
00:20:13,060 --> 00:20:15,220
‫ازش متنفرم، خسته شدم

228
00:20:15,730 --> 00:20:18,900
‫دیگه نمیزارم کگسی بمیره، ازت محافظت میکنم

229
00:20:19,180 --> 00:20:21,070
‫غیر ممکنه که پا به فرار بزارم

230
00:20:22,510 --> 00:20:27,530
‫وقتی که اون یارو"حقیقت" رو دهنش رو سرویس کردم بدنت رو ازاونجا برمیگردونم

231
00:20:27,530 --> 00:20:28,390
‫آل

232
00:20:30,360 --> 00:20:31,540
‫آل ، بیا اینجا

233
00:20:32,040 --> 00:20:34,580
‫عجله کن آل

234
00:20:38,500 --> 00:20:39,590
‫آلفونس

235
00:20:41,760 --> 00:20:43,380
‫آلفونس

236
00:20:43,380 --> 00:20:44,990
‫آلفونس

237
00:20:46,190 --> 00:20:47,420
‫منتظرم باش

238
00:20:48,710 --> 00:20:50,730
‫برای همینه که مطمئنم میتونیم عوضش کنیم

239
00:20:51,180 --> 00:20:54,410
‫به خاطر اینکه ما ضعیفیم..و به خاطر اینکه مرگ اجتناب ناپذیره

240
00:20:54,410 --> 00:20:58,740
‫آدمها سعیشون رو میکنن که زنده بمونن و برای همین قوی میشن

241
00:20:59,650 --> 00:21:03,240
‫اگه هنوز قلبت مردده...

242
00:21:04,780 --> 00:21:06,170
‫سعی کن به یاد بیاری

243
00:21:08,060 --> 00:21:11,370
‫روزهایی رو که در رزمبول در کنار ما گذروندی

244
00:21:59,120 --> 00:22:00,610
‫یه خواب....

245
00:22:19,980 --> 00:22:21,790
‫بابت همه چیز ممنون

246
00:22:21,790 --> 00:22:31,800
‫forums.animparadise.com
‫Madman

