‫﻿۱
00:01:41,190 --> 00:01:43,300
‫داری ما رو کجا میبری؟

2
00:01:43,300 --> 00:01:44,400
‫بیاید تو

3
00:02:03,230 --> 00:02:04,100
‫این...

4
00:02:06,350 --> 00:02:07,990
‫پایگاه مرکزی هست؟

5
00:02:07,990 --> 00:02:09,480
‫این یعنی چی؟

6
00:02:10,610 --> 00:02:11,510
‫هی

7
00:02:12,430 --> 00:02:14,320
‫شماها خیلی بو میدین

8
00:02:16,820 --> 00:02:21,460
‫خوابش رو هم نمیدیدم که مخفیگاه هومونکلوس ها زیر مرکز باشه...

9
00:02:21,460 --> 00:02:26,590
‫پس این یعنی تمام ارتش باهاشون همکاری میکنه نه فقط پیشوا

10
00:02:28,170 --> 00:02:31,420
‫اما یه خبر خوبی دارم که بهت بگم

11
00:02:35,050 --> 00:02:37,900
‫واقعا؟ واقعا بدنم رو پیدا کردی؟

12
00:02:37,900 --> 00:02:39,000
‫اره

13
00:02:39,000 --> 00:02:43,260
‫اگرچه بهم گفتی"تو روح من نیستی ، نمیتونم همراهت بیام

14
00:02:43,800 --> 00:02:46,810
‫عالیه، هنوز بدنم وجود داره

15
00:02:46,810 --> 00:02:48,520
‫عالیه، عالیه

16
00:02:48,520 --> 00:02:49,520
‫خوب

17
00:02:51,820 --> 00:02:55,610
‫این یعنی ما یه قدم به هدفمون نزدیک شدیم

18
00:02:57,110 --> 00:03:00,420
‫هی، برای چی هنوز اون گربه پیشته؟

19
00:03:00,420 --> 00:03:01,750
‫اون؟

20
00:03:01,750 --> 00:03:03,070
‫راستش، توی بدنم...

21
00:03:03,590 --> 00:03:04,740
‫چی؟

22
00:03:04,740 --> 00:03:06,450
‫اون ریزه(خاله ریزه)؟

23
00:03:06,450 --> 00:03:08,510
‫داداش، انقدر بلند داد نزن

24
00:03:08,510 --> 00:03:10,790
‫تند باش و سریع لباست رو بپوش

25
00:03:11,340 --> 00:03:13,040
‫شماها چه غلطی میکنید؟ تند باشید

26
00:03:14,840 --> 00:03:17,000
‫نــــــــــــــــــــــــــــه

27
00:03:24,850 --> 00:03:28,230
‫پسر، برای چی آوردیش؟

28
00:03:28,230 --> 00:03:31,080
‫هیچ راه دیگه ای نبود، مجروح شده بود

29
00:03:31,080 --> 00:03:31,780
‫هی

30
00:03:32,480 --> 00:03:35,980
‫برید تو، بقیه اش رو به راث(خشم)میسپارم

31
00:03:36,260 --> 00:03:37,470
‫راث؟

32
00:03:45,070 --> 00:03:46,050
‫راث...

33
00:03:46,450 --> 00:03:49,240
‫کینگ برادلی؟

34
00:03:52,270 --> 00:03:53,330
‫کلنل

35
00:03:54,470 --> 00:03:55,630
‫چه اتفاقی افتاده؟

36
00:03:55,630 --> 00:03:57,040
‫یه خبرایی شده

37
00:03:57,850 --> 00:04:01,340
‫گروهبان فیوری به جنوب انتقال پیدا کرده، گروهبان یکم فالمن هم به شمال

38
00:04:01,340 --> 00:04:03,340
‫و ستوان دوم بردا به غرب

39
00:04:03,920 --> 00:04:06,730
‫و ستوان هاوک آی هم دستیار پیشوا شده

40
00:04:10,430 --> 00:04:12,040
‫چی..

41
00:04:12,040 --> 00:04:14,350
‫این یعنی گروگان گیری

42
00:04:16,700 --> 00:04:18,360
‫بشین

43
00:04:21,400 --> 00:04:25,360
‫الان، فقط برادلی و ما تو این اتاق هستیم

44
00:04:25,630 --> 00:04:27,990
‫و تنها یه اسلحه داره، یه شمشیر

45
00:04:28,590 --> 00:04:31,830
‫با اینحال انقدر به خودش اطمینان داره که میتونه هر سه ما رو شکست بده؟

46
00:04:38,440 --> 00:04:39,340
‫پیشوا

47
00:04:40,870 --> 00:04:44,780
‫یه بار اومدی بیمارستان ملاقات من، درسته؟

48
00:04:44,780 --> 00:04:46,590
‫یه احمق به تمام معنی بودم

49
00:04:46,860 --> 00:04:51,300
‫به هیچکس اطمینان نکن، تما ارتش دشمن تو هست

50
00:04:51,780 --> 00:04:53,610
‫این چیزی بود که گفتم

51
00:04:54,560 --> 00:04:57,780
‫تو برای ما مهم هستی

52
00:04:58,350 --> 00:05:00,480
‫لازم نیست که جزئیاتش رو بدونی

53
00:05:00,910 --> 00:05:03,920
‫اما تا زمان مناسب درست رفتار کن

54
00:05:04,510 --> 00:05:06,860
‫تا زمانی که این قول رو نگه داری، بهت آسیبی نمیزنیم

55
00:05:06,860 --> 00:05:12,740
‫و موقعی که وقتش برسه چه اتفاقی برای کسانی که مثل ما قربانی نیستن چی پیش میاد؟

56
00:05:13,320 --> 00:05:16,700
‫بهت که گفتم، لازم نیست جزئیات رو بدونی

57
00:05:16,700 --> 00:05:18,500
‫کیمیاگر تمام فلزی

58
00:05:20,070 --> 00:05:22,490
‫کیمیاگر تمام فلزی، ها؟

59
00:05:23,500 --> 00:05:27,770
‫برای اینکه بدنم رو برگردونم تصمیم گرفتم که یه سگ ارتشی بشم

60
00:05:27,770 --> 00:05:34,850
‫اما موسسه کیمیاگری ایالتی برای این ساخته شده که این قربانی ها رو انتخاب کنه

61
00:05:34,850 --> 00:05:38,230
‫اگه من میخواد که به وسیله ی شماها ازم استفاده بشه...

62
00:05:40,830 --> 00:05:43,450
‫به عنوان کیمیاگر ایالتی از شغلم کنار میکشم

63
00:05:44,200 --> 00:05:48,200
‫سندی که نشانه ی سگ بودنت هست پوشیده از خون هست

64
00:05:48,200 --> 00:05:53,450
‫هر نقشه ای که کشیده باشید، تمامش رو از بین میبرم

65
00:05:53,450 --> 00:05:56,020
‫به بقیه ی کیمیاگرها میگم، و...

66
00:05:56,020 --> 00:05:58,710
‫اسمش چی بود؟

67
00:05:58,900 --> 00:06:01,880
‫درسته، وینری راکبل

68
00:06:03,280 --> 00:06:05,290
‫متولد رزمبول

69
00:06:05,290 --> 00:06:09,300
‫یه دوست دوران بچگی که عملا مثل یه عضو خانواده میمونه

70
00:06:09,300 --> 00:06:11,640
‫یه مکانیک اتومیل ماهر

71
00:06:11,880 --> 00:06:16,470
‫فعلا در راش والی کار میکنه و هم مشتری ها و هم دوستاش دوستش دارن

72
00:06:16,470 --> 00:06:18,540
‫خیلی بچه ی سر به راه و مطیعی هست

73
00:06:20,520 --> 00:06:23,980
‫یه مو از سر اون و یا آدمهای اطرافش کم بشه میبینی که چه اتفاقی میفته

74
00:06:24,700 --> 00:06:26,360
‫خوب، چکار میکنی؟

75
00:06:28,340 --> 00:06:32,070
‫اگه هنوز میخوای استعفا بدی پس من هم اون رو میکشم

76
00:06:40,520 --> 00:06:42,070
‫عالیه

77
00:06:42,070 --> 00:06:43,090
‫ببخشید...

78
00:06:43,730 --> 00:06:45,830
‫ما یه فکری داریم

79
00:06:45,830 --> 00:06:47,230
‫خوب...

80
00:06:47,230 --> 00:06:54,350
‫مثل قبل وقتی که تحت مراقبت هستیم بهمون اجازه بدین که دنبال  راهی برای برگردوندن بدنمون باشیم

81
00:06:54,780 --> 00:06:55,990
‫خواهش میکنم

82
00:06:56,960 --> 00:06:58,390
‫بسیار خوب

83
00:06:58,390 --> 00:07:00,980
‫تا زمانی که تو نقشه ی ما دخالت نکنید

84
00:07:00,980 --> 00:07:03,010
‫تو چکار میکنی، کلنل موستانگ؟

85
00:07:03,010 --> 00:07:06,110
‫تو که نمیخوای بگی که میخوای از ارتش استعفا بدی، ها؟

86
00:07:06,400 --> 00:07:11,780
‫بزار ببینم...حتی اگه یه سگ ارتشی بشم حاظر نیستم یه بازنده باشم

87
00:07:13,230 --> 00:07:20,290
‫به هر حال، به خاطر هدفم نمیتونم این یونیفرم رو در بیارم، اقلا فعلا

88
00:07:21,230 --> 00:07:22,670
‫بسیار خوب

89
00:07:22,670 --> 00:07:24,290
‫میتونید برید

90
00:07:27,140 --> 00:07:30,220
‫میتونم یه چیزی بپرسم؟

91
00:07:30,430 --> 00:07:32,570
‫چی کلنل؟

92
00:07:32,570 --> 00:07:34,640
‫تو کسی بودی که هیوز رو کشت؟

93
00:07:36,680 --> 00:07:39,180
‫نه، من نبودم

94
00:07:39,460 --> 00:07:40,430
‫پس کی بود؟

95
00:07:40,740 --> 00:07:42,940
‫تو گفتی "یه چیز"درسته؟

96
00:07:45,560 --> 00:07:46,900
‫میبخشید

97
00:07:48,000 --> 00:07:50,410
‫یه لحظه آلفونس

98
00:08:00,870 --> 00:08:02,780
‫چیزی شده......

99
00:08:03,150 --> 00:08:05,680
‫نه، میتونی بری

100
00:08:12,090 --> 00:08:13,510
‫نزدیک بود

101
00:08:13,720 --> 00:08:15,800
‫یه شمشیر درست از بالای سرم رد شد

102
00:08:16,670 --> 00:08:17,990
‫راستی کلنل

103
00:08:18,490 --> 00:08:20,760
‫پول، یه کم بهم قرض بدید

104
00:08:20,760 --> 00:08:22,350
‫چرا انقدر ناگهانی؟

105
00:08:22,870 --> 00:08:23,990
‫نگران نباش

106
00:08:24,380 --> 00:08:26,640
‫پسر، فقط همینقدر داری؟

107
00:08:26,640 --> 00:08:28,310
‫اینجا که سر گردنه نیست

108
00:08:28,310 --> 00:08:29,400
‫خوب

109
00:08:29,400 --> 00:08:30,400
‫تا بعد

110
00:08:30,400 --> 00:08:30,900
‫هی

111
00:08:31,190 --> 00:08:32,490
‫میبخشی کلنل

112
00:08:32,490 --> 00:08:33,820
‫بعدا همه چیز رو گزارش میدیم

113
00:08:34,990 --> 00:08:36,520
‫میخوان چه کار کنن؟

114
00:08:37,280 --> 00:08:39,090
‫نه، ستوان

115
00:08:46,230 --> 00:08:47,080
‫- ستوا

116
00:08:49,580 --> 00:08:51,980
‫چیزی شده کلنل؟

117
00:08:51,980 --> 00:08:53,840
‫خیلی خوب به نظر نمیای

118
00:08:54,010 --> 00:08:59,960
‫میتونی سرزنشم کنی وقتی قرار بود که یه زن رو ببینم اما به جاش همچین سگ سیبیلی رو ملاقات کردم؟

119
00:09:00,320 --> 00:09:01,210
‫کلنل

120
00:09:02,080 --> 00:09:03,100
‫ستوان

121
00:09:03,100 --> 00:09:04,380
‫همه چیز درسته؟

122
00:09:04,380 --> 00:09:06,090
‫متاسفم

123
00:09:06,450 --> 00:09:09,360
‫ستوان هاوک آی از دستشویی میاد قربان

124
00:09:10,030 --> 00:09:14,120
‫ستوان آرمسترانگ لطف کردن و برای مدت کوتاهی به جای من واسادن

125
00:09:14,810 --> 00:09:16,920
‫ممنون ستوان

126
00:09:16,920 --> 00:09:18,370
‫اصلا مشکلی نیست

127
00:09:18,950 --> 00:09:20,310
‫فرار نکردی؟

128
00:09:20,840 --> 00:09:24,620
‫کی بود بهم گفت هر چی شد تسلیم نشو؟

129
00:09:26,190 --> 00:09:30,600
‫ستوان، بعدا به خاطر فرار نکردن افسوس نخوری

130
00:09:30,980 --> 00:09:32,370
‫بعد از این همه مدت امکام نداشت...

131
00:09:36,410 --> 00:09:37,820
‫الو؟

132
00:09:38,390 --> 00:09:40,980
‫اد؟ چی شده که یه دفعه زنگ زدی؟

133
00:09:41,420 --> 00:09:43,040
‫باز هم اتومیلی رو داغون کردی؟

134
00:09:43,040 --> 00:09:44,060
‫نه

135
00:09:44,060 --> 00:09:45,630
‫خوبی؟

136
00:09:45,630 --> 00:09:46,810
‫کار و بار خوبه؟

137
00:09:47,000 --> 00:09:48,740
‫اتفاق جدیدی برات نیفتاده؟

138
00:09:48,740 --> 00:09:51,100
‫کسی که تعقیبت نمیکنه، ها؟

139
00:09:52,430 --> 00:09:53,320
‫اد...

140
00:09:53,500 --> 00:09:54,310
‫چیه؟

141
00:09:54,770 --> 00:09:55,820
‫خیلی حال بهم زنی

142
00:09:57,510 --> 00:09:58,570
‫چی گفتی؟

143
00:09:58,570 --> 00:10:05,010
‫منظورم اینه که، تو به زور زنگ میزنی و یه دفعه چی شده که نگران من شدی؟

144
00:10:05,010 --> 00:10:08,080
‫اینجا یه مشکلی هسا، احتمالا برفی بارونی چیزی میاد

145
00:10:08,080 --> 00:10:10,110
‫- هی، اصلا میدونی من چقدر

146
00:10:10,110 --> 00:10:10,960
‫ممنون

147
00:10:12,440 --> 00:10:14,650
‫خوشحال شدم که زنگ زدی

148
00:10:15,630 --> 00:10:16,720
‫ممنون

149
00:10:16,720 --> 00:10:18,170
‫خواهش

150
00:10:18,170 --> 00:10:20,250
‫پس تو خوبی ،درسته؟

151
00:10:21,590 --> 00:10:23,350
‫فهمیدم، فعلا

152
00:10:26,040 --> 00:10:28,010
‫خوبه، سالمه....

153
00:10:28,010 --> 00:10:31,470
‫طبیعت آتشینت هست که باعث میشه ملت ازت سواری بگیرن

154
00:10:32,360 --> 00:10:33,510
‫لینگ

155
00:10:33,510 --> 00:10:35,650
‫بهت که گفتم، گرید

156
00:10:36,280 --> 00:10:37,680
‫چی میخوای؟

157
00:10:38,990 --> 00:10:41,010
‫رفیقت ازم خواست که این رو بدم بهت

158
00:10:41,010 --> 00:10:41,940
‫لین خواست؟

159
00:10:43,250 --> 00:10:44,910
‫این زبون ژِینگ هست...

160
00:10:44,910 --> 00:10:46,500
‫چی نوشته؟

161
00:10:46,500 --> 00:10:48,410
‫نمیدونم، نمیتونم بخونم

162
00:10:48,410 --> 00:10:51,160
‫خواست که تو بدیش به زنی که منتظرش هست

163
00:10:51,160 --> 00:10:52,060
‫- لان فا

164
00:10:52,770 --> 00:10:56,000
‫تو که نمیخوای ما رو دنبال کنی و اون رو بکشی؟

165
00:10:56,290 --> 00:10:58,220
‫به اون پستی هم نیستم

166
00:10:58,220 --> 00:11:00,550
‫بعلاوه، من با دخترها نمیجنگم

167
00:11:02,050 --> 00:11:05,430
‫دروغ نمیگم

168
00:11:05,430 --> 00:11:06,770
‫تا بعد، حتما به دستش برسونید

169
00:11:09,310 --> 00:11:10,270
‫هی لینگ

170
00:11:11,150 --> 00:11:12,590
‫گرید

171
00:11:28,290 --> 00:11:30,130
‫اون کی بود؟

172
00:11:30,820 --> 00:11:35,290
‫چه دلیل داشته که جنگ داخلی رو شروع کرده، وقتی که میتونه باعث نابودی این کشور بشه؟

173
00:11:38,460 --> 00:11:39,450
‫کیه؟

174
00:11:42,440 --> 00:11:44,260
‫کسی اون بالاست؟

175
00:11:48,210 --> 00:11:49,850
‫زخمی شدی؟

176
00:11:50,330 --> 00:11:51,880
‫میتونی بیای پائین؟

177
00:11:52,500 --> 00:11:54,380
‫دوست دارم بدونم بیرون چه خبره

178
00:11:55,360 --> 00:11:58,600
‫مشکلی نست، نگهبانها برای مدتی این پائین نمیان

179
00:11:58,600 --> 00:12:01,740
‫من دکتر هم هستم، میتونم زخمهات رو معالجه کنم

180
00:12:07,620 --> 00:12:09,300
‫یه ایشبالی ،ها؟

181
00:12:09,300 --> 00:12:10,780
‫یه زخم روی پیشونی...

182
00:12:11,460 --> 00:12:13,210
‫یعنی تو اسکاری؟

183
00:12:13,210 --> 00:12:15,280
‫تو کی هستی؟

184
00:12:15,280 --> 00:12:16,960
‫تو اینجا چکار میکنی؟

185
00:12:24,130 --> 00:12:25,220
‫اوه خدایا

186
00:12:27,120 --> 00:12:28,470
‫من..

187
00:12:28,670 --> 00:12:32,980
‫من هم کیمیاگری هستم که توی نابودی ایشبال همکاری کردم

188
00:12:37,260 --> 00:12:40,360
‫حالش خوبه، خطری تهدیدش نمیکنه

189
00:12:40,550 --> 00:12:43,100
‫اگه استراحت کنه حالش خوب میشه

190
00:12:43,100 --> 00:12:44,480
‫خدارو شکر

191
00:12:44,480 --> 00:12:45,950
‫خدارو شکر و کوفت

192
00:12:46,400 --> 00:12:48,490
‫همش مریضهای بیشتری برام میارید

193
00:12:48,490 --> 00:12:50,230
‫هر دوی تخت و مبل ام اشغال شده

194
00:12:50,230 --> 00:12:53,000
‫باید کدوم قبرستونی بخوایم،ها

195
00:12:53,000 --> 00:12:55,200
‫متاسفم!متاسفم

196
00:12:55,200 --> 00:12:57,890
‫بعلاوه، دو تا مریض یک دفعه در خانه ی من؟

197
00:12:55,510 --> 00:12:56,730
‫آلفونس

198
00:12:56,710 --> 00:12:57,890
‫لان فان

199
00:12:57,890 --> 00:13:00,320
‫نباید بلند بشی

200
00:13:00,320 --> 00:13:03,490
‫ارباب همراه تو نیست؟

201
00:13:04,190 --> 00:13:06,700
‫اون خوبه، سالمه

202
00:13:07,090 --> 00:13:09,180
‫یه پیغام از طرفش دارم

203
00:13:16,990 --> 00:13:17,980
‫لان فان؟

204
00:13:20,220 --> 00:13:24,070
‫گفته که...گفته که سنگ کیمیا رو بدست آورده

205
00:13:25,070 --> 00:13:26,630
‫اینطوری، قبیلمون...

206
00:13:27,730 --> 00:13:32,950
‫درسته، باید سریعا برگردم کشورمون وبه مردمم بگم

207
00:13:33,240 --> 00:13:35,680
‫کجائه؟ارباب کجائه؟

208
00:13:37,490 --> 00:13:39,880
‫چرا؟چرا صحبت نمیکنی؟

209
00:13:40,170 --> 00:13:42,250
‫اتفاقی براش افتاده

210
00:13:42,410 --> 00:13:44,150
‫جواب بده آلفونس

211
00:13:44,150 --> 00:13:45,550
‫ارباب کجاست؟

212
00:13:49,830 --> 00:13:52,990
‫گرید، بدنت تو چه حالیه؟

213
00:13:52,990 --> 00:13:54,910
‫پس توئی راث

214
00:13:54,910 --> 00:13:56,230
‫عالی

215
00:13:56,230 --> 00:14:00,310
‫شنیدی؟ این بدن برای یه شاهزاده ی ژِنگی هست

216
00:14:00,620 --> 00:14:05,780
‫قدرت میخواد که بتونه امپراطور بشه برای همین من رو قبول کرد

217
00:14:05,780 --> 00:14:07,460
‫واقعا آدم جالبیه

218
00:14:08,660 --> 00:14:14,090
‫اون و من یه بار در مورد اینکه پادشاه واقعی باید چطوری باشه صحبت کردیم

219
00:14:14,090 --> 00:14:20,090
‫اون گفت"یه پادشاه برای ملت هست که وجود داره، بدون مردم پادشاهی هم در کار نیست

220
00:14:20,780 --> 00:14:25,180
‫چه احمقی، تسلیم طمع شد و همه چیز رو از دست داد

221
00:14:25,180 --> 00:14:26,730
‫خفه شو

222
00:14:27,490 --> 00:14:28,970
‫ما آدمها رو دست کم نگیر

223
00:14:30,910 --> 00:14:32,370
‫اینطوریه

224
00:14:32,370 --> 00:14:37,180
‫اون خیلی هوشیارانه منتظر هست که کنترل بدن رو در اختیار بگیره

225
00:14:38,360 --> 00:14:41,560
‫حتی میخواد که یه هیولا رو کنترل کنه؟

226
00:14:42,420 --> 00:14:45,160
‫آدمها چقدر میتونن طماع بشن؟

227
00:14:50,690 --> 00:14:53,030
‫پیشوا یه هومونکلوس هست؟

228
00:14:55,390 --> 00:15:01,050
‫همیشه باعث افتخارم بوده که به خاطر شهروندان ضعیف این کشور میجنگیدم

229
00:15:01,860 --> 00:15:06,620
‫خیلی ها همین احساس رو دارن و با ارتش اطمینان کردن وبرای همین بهش ملحق شدن

230
00:15:07,520 --> 00:15:10,070
‫با اینحال خود ارتش...

231
00:15:10,800 --> 00:15:12,480
‫چرا استعفا نمیدی؟

232
00:15:13,320 --> 00:15:16,560
‫با خصوصیات اخلاقی که داری ، سرباز بودن باعث میشه که زجر بکشی

233
00:15:20,560 --> 00:15:23,440
‫قربان، این اشتباهه

234
00:15:23,870 --> 00:15:26,340
‫میخوای بر خلاف دستور ارتش عمل کنی؟

235
00:15:26,340 --> 00:15:29,760
‫در خواست کیمیاگر جایگزین بکنید

236
00:15:32,320 --> 00:15:36,420
‫من در دوره ی جنگ ایشبال از میدان فرار کردم...

237
00:15:36,420 --> 00:15:38,600
‫به خاطر اینکه فکر میکردم کاری که ارتش میکنه اشتباه هست

238
00:15:38,600 --> 00:15:45,170
‫اما به جاش، با حای فرار کردن باید با این کار مخالفت میکردم

239
00:15:46,880 --> 00:15:53,440
‫از اون زمان یه روز نشده که به خاطر اینکه فرار کردم و بر خلاف مرام ام عمل کردم شرمسار نباشم

240
00:15:54,340 --> 00:16:01,850
‫و این دفعه، اگه خود ارتش میدان جنگ باشه، چطور میتونم فرار کنم؟

241
00:16:04,590 --> 00:16:07,400
‫کلنل، حالا چکار میکنید؟

242
00:16:07,400 --> 00:16:11,610
‫به برادلی گفتم چون یه هدفی دارم استعفا نمیدم

243
00:16:13,010 --> 00:16:19,610
‫اینکه برادلی نشون داد که یه هومونکلوس هست نشون میده که حتی اگه اون شکست بخوره

244
00:16:19,610 --> 00:16:22,290
‫یه نفر دیگه در سایه هست

245
00:16:23,310 --> 00:16:24,500
‫من آزمایش شدم

246
00:16:25,330 --> 00:16:26,460
‫فکر نمیکنی که این باعث افتخاره؟

247
00:16:27,170 --> 00:16:28,960
‫در این مورد خیلی خونسرد هستید

248
00:16:28,960 --> 00:16:30,210
‫نمیدونم باید این رو بگم

249
00:16:31,040 --> 00:16:35,470
‫مثل اون موقعی بود که با اون هومونکلوس به نام لاست میجنگیدم، اما....

250
00:16:36,230 --> 00:16:41,390
‫اگرچه مردم بهم میگن"اسلحه" و یا"هیولا"، موقع جنگ با هیولای واقعی.....

251
00:16:42,010 --> 00:16:45,350
‫واقعا حس میکنم که فقط یه آدم معمولی بیشتر نیستم

252
00:16:47,620 --> 00:16:48,900
‫فهمیدم

253
00:16:49,320 --> 00:16:52,900
‫پس سنگ ارباب رو در بر گرفته

254
00:16:53,690 --> 00:16:54,670
‫متاسفم

255
00:16:55,040 --> 00:16:56,950
‫اگه ما فقط میتونستیم جلوش رو بگیریم..

256
00:16:57,340 --> 00:16:59,020
‫لازم نیست معذرت بخوای

257
00:16:59,410 --> 00:17:02,930
‫من کسی بودم که نتونستم به عنوان یه محافظ کارم رو به درستی انجام بدم

258
00:17:04,070 --> 00:17:05,420
‫پس...

259
00:17:06,100 --> 00:17:10,010
‫پس ارباب هنوز داخل اون یارو گرید هست، آره؟

260
00:17:13,270 --> 00:17:16,920
‫آلفونس، یه دست جایگزین میخوام،خیلی سریع

261
00:17:16,920 --> 00:17:19,100
‫اما...یه مدت وقت میگره...

262
00:17:19,660 --> 00:17:22,520
‫لطفا یه مکانیک اتومیل رو بهم معرفی کن

263
00:17:28,940 --> 00:17:30,210
‫باشه

264
00:17:30,210 --> 00:17:32,100
‫خیلی زود

265
00:17:32,550 --> 00:17:35,330
‫قبل از اینکه اونکارو بکنم باید بهتر بشی

266
00:17:35,330 --> 00:17:38,050
‫برم از دکتر ناکس یه چیزی بگیرم که بخوری..

267
00:17:38,820 --> 00:17:40,760
‫حالا میتونی بلند بشی؟

268
00:17:40,760 --> 00:17:43,040
‫بزار ببینم...اسمت می چان بود؟

269
00:17:43,210 --> 00:17:44,040
‫می؟

270
00:17:48,840 --> 00:17:49,670
‫چی؟

271
00:17:51,200 --> 00:17:53,130
‫همونطور که فکرش رو میکردم سگ نگهبان قبیله ی یائو

272
00:17:53,330 --> 00:17:56,260
‫و تو....جانشین قبیله ی چان هستی

273
00:17:56,260 --> 00:17:57,380
‫درسته

274
00:17:57,380 --> 00:18:00,050
‫من شاهزاده ی هفدهم ژِنگ هستم، می چان

275
00:17:57,380 --> 00:17:59,610
‫وایسا...

276
00:18:00,600 --> 00:18:04,680
‫این که تو در این کشور هستی...یعنی اینکه تو هم به دنبال جاودانگی هستی

277
00:18:04,910 --> 00:18:07,440
‫به هیچ عنوان اجازه نمیدم که تو و قبیله ات بدستش بیارن

278
00:18:08,640 --> 00:18:10,730
‫حتی نمیتونی پیداش کنی

279
00:18:11,900 --> 00:18:13,740
‫صبر کنید

280
00:18:13,740 --> 00:18:16,470
‫اصلا نمیفهمم، اما بیاد با هم دوستانه رفتر کنیم

281
00:18:16,470 --> 00:18:19,410
‫تو کارهای کشور ما دخالت نکن

282
00:18:16,470 --> 00:18:19,410
‫تو کارهای کشور ما دخالت نکن

283
00:18:20,090 --> 00:18:22,160
‫به خاطر اینکه صدمه دیدم ، دست کم نگیرم

284
00:18:22,160 --> 00:18:25,160
‫تو هم همینطور

285
00:18:26,750 --> 00:18:29,250
‫شما دو تا چه گهی میخورید؟

286
00:18:31,820 --> 00:18:33,880
‫مریض ها باید تو تخت استراحت کنن

287
00:18:34,400 --> 00:18:36,130
‫تو کارهای کشور ما...

288
00:18:36,130 --> 00:18:39,510
‫احمقها، کی به کشور مزخرف شما اهمیت میده

289
00:18:40,370 --> 00:18:41,300
‫پسر

290
00:18:41,300 --> 00:18:44,100
‫یه بیمار یه بیماره، مهم نیست تو چه کشوری باشن

291
00:18:46,330 --> 00:18:49,630
‫میخواین که خونه ی من رو از این خرابتر کنید؟

292
00:18:49,630 --> 00:18:50,710
‫هی...

293
00:18:50,710 --> 00:18:54,980
‫در مورد بیماری ای نا شناخته ای که در خانه ی دکتر ها پیدا میشه و همه رو میکشه شنیدید...

294
00:18:55,180 --> 00:18:57,530
‫ها؟

295
00:19:00,640 --> 00:19:02,690
‫اینجا واقعا خیلی کثیفه

296
00:19:03,060 --> 00:19:05,880
‫کسی اینجا رو براش تمیز نمیکنه؟

297
00:19:08,150 --> 00:19:09,580
‫دکتر نگاه کن

298
00:19:11,200 --> 00:19:14,710
‫پس اینجا بود

299
00:19:15,910 --> 00:19:18,850
‫این عکس خانواده ی شما هستش؟

300
00:19:18,850 --> 00:19:21,180
‫زنم رو طلاق دادم

301
00:19:21,730 --> 00:19:23,060
‫چی؟

302
00:19:23,060 --> 00:19:26,160
‫من هر جور دلم بخواد کارهام رو انجام میدم

303
00:19:31,130 --> 00:19:33,590
‫بعد از اینکه همه ی اینها تمیز شد یه فنجون قهوه بخور

304
00:19:35,970 --> 00:19:38,150
‫خوشحالم که اومدی

305
00:19:38,880 --> 00:19:41,000
‫ببین اینجا چه خبره

306
00:19:41,000 --> 00:19:43,370
‫نمیدونستم باید چکار کنم

307
00:19:47,990 --> 00:19:51,250
‫حالا که دوباره فکر میکنم، میبینم میتونم از کیمیاگری دوباره استفاده کنم

308
00:19:56,830 --> 00:20:01,900
‫خیلی کار عالی ای هست، این تمام تعمیزات بود

309
00:20:01,900 --> 00:20:04,290
‫اما واقعا کیمیاگرهای ایالتی یه چیز دیگه ای هستن

310
00:20:04,290 --> 00:20:06,830
‫کاملا با بقیه ی کیمیاگرها فرق دارن

311
00:20:07,680 --> 00:20:12,530
‫راستش، صبح از یه کیمیاگری که این نزدیک بود خواستیم کمکمون کنن

312
00:20:12,530 --> 00:20:14,970
‫کاملا بی خاصیت بودن

313
00:20:14,970 --> 00:20:20,790
‫خیلی پرمدعا اومدن ولی وقتی خواستن شروع کنن کفتن که کار نمیکنه

314
00:20:21,410 --> 00:20:22,850
‫صبح...

315
00:20:22,850 --> 00:20:24,970
‫تقریبا همون موقعی که ما زیرزمین بودیم

316
00:20:24,970 --> 00:20:26,390
‫اقای کیمیاگر

317
00:20:27,460 --> 00:20:28,580
‫ممنون

318
00:20:31,600 --> 00:20:32,800
‫ممنون

319
00:20:38,100 --> 00:20:41,160
‫میتونم واقعا به حرفی که انوی زد اطمینان کنم؟

320
00:20:41,910 --> 00:20:47,140
‫که اون آدمها فقط از انرژی ساخته شدن، بدون بدن ویا روحی....

321
00:20:48,800 --> 00:20:52,130
‫خودت رو جمع و جور کن، گذشته رو فراموش کن و به آینده فکر کن

322
00:20:52,910 --> 00:21:00,030
‫اما اون دفعه، کیمیاگرهای دیگه به جز آل و من هم نمیتونستن از کیمیاگری استفاده کنن

323
00:21:00,290 --> 00:21:04,910
‫اما اون فسقلی و اسکار میتونستن

324
00:21:05,680 --> 00:21:06,860
‫معنی این چی میشه؟

325
00:21:09,970 --> 00:21:12,920
‫کیمیاگری که با این ما فرق داره...

326
00:21:12,920 --> 00:21:15,110
‫اگه بتونم راز پشتش رو بفهمم

327
00:21:15,110 --> 00:21:22,790
‫ممکنه راهی برای برگردوندن بدن آل و جنگیدن با اون پیری گوزو بدون استفاده از سنگ کیمیا باشه...

328
00:21:27,910 --> 00:21:30,890
‫باید این رو به ستوان برگردونم

329
00:21:31,000 --> 00:21:35,000
‫forums.animparadise.com
‫Madman

330
00:23:08,500 --> 00:23:11,110
‫اونها مجبورم کردن بهشون کمک کنم

331
00:23:11,820 --> 00:23:16,740
‫من جون خیلی از ایشبالی ها رو گرفتم و سنگ کیمیا ساختم

332
00:23:17,020 --> 00:23:23,650
‫و الان هم در حال مجبور شدن به انجام آزمایشاتی هستم که باعث مرگهای بیشتری میشه

333
00:23:24,320 --> 00:23:25,130
‫پس..

334
00:23:25,370 --> 00:23:28,020
‫ازت خواهش میکنم که من رو بکشی

335
00:23:28,020 --> 00:23:29,380
‫همینجا و همین الان

336
00:23:29,380 --> 00:23:32,640
‫میخوام با مرگم ازشون انتقام بگیرم

337
00:23:34,930 --> 00:23:40,350
‫الان، تو چشمهای من تو مثل یه خدا به نظر میای...

338
00:23:43,620 --> 00:23:48,020
‫هنوز همه چیز رو در مورد ایشبال بهم نگفتی

339
00:23:48,020 --> 00:23:49,940
‫شما حرومزاده ها اینجا چه غلطی میکنید؟

340
00:23:50,500 --> 00:23:52,570
‫مارکو، همه چیز رو بهم بگو

341
00:23:52,570 --> 00:23:55,630
‫قبل از اینکه دست راستم از بین ببرت

